WEBVTT

00:09.130 --> 00:12.480
‫فنویک، تو تیم چیفتن رو
‫به داخل انبار هدایت می‌کنی

00:14.220 --> 00:16.510
‫وارد که شدی،
‫از این تونل مرکزی برو جلو

00:16.510 --> 00:18.470
‫تک تک اتاق‌ها رو بگرد.
‫وادارشون کن عقب‌نشینی کنن

00:18.470 --> 00:21.810
‫اینطوری تنها راه خروج‌شون
‫این دریچۀ پشت سالن توربینه

00:21.810 --> 00:23.020
‫از داخل باز میشه

00:23.020 --> 00:26.730
‫پس اگه اومدن پایین تو می‌گیری‌شون،
‫اگه اومدن بالا، ما می‌گیریم‌شون

00:26.730 --> 00:27.730
‫مفهومه

00:32.900 --> 00:37.180
‫استرجس، هابز رو ببر همونجا که
‫استن‌دیش رو نگه داشتن و از شرشون خلاص شو

00:38.330 --> 00:41.000
از اون خلاص شدن‌ها دیگه؟

00:42.210 --> 00:43.210
‫آره

00:44.670 --> 00:48.520
‫- مشکلی هست؟
‫- نه، اینجور کارها خوراک خودمه

00:50.210 --> 00:51.720
‫پس راه بیفت خوش‌تیپ

00:52.990 --> 01:03.990
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:04.014 --> 01:08.014
‫تــرجمه از «محمدعلی sm و سعید»

01:08.150 --> 01:10.610
‫- سرت شلوغه؟
‫- نه خیلی

01:11.650 --> 01:12.820
‫خودت خرابش کردی،

01:12.820 --> 01:16.220
‫اما اگه موقع تصمیم‌گیری برای سفر
‫دستگیرم کنی، وجهۀ خوبی نداره

01:17.200 --> 01:22.120
‫وقتی که به «میز اول» منصوب شدم
‫واسه کادو این رو بهم دادی

01:22.120 --> 01:25.220
‫مک‌کالن هجده ساله.
‫شراب موردعلاقم

01:25.960 --> 01:27.780
‫اما اصلاً بازش نکردی

01:29.290 --> 01:30.380
‫دست هم بهش نزدم

01:31.250 --> 01:33.900
‫با اختلاف،
‫سخاوتمندانه‌ترین هدیه‌ایه که گرفتم

01:35.970 --> 01:41.820
‫که به این فکر افتادم شاید داشتی تلاش می‌کردی
‫که تموم حسادتت رو با سخاوتمندیت بپوشونی

01:42.520 --> 01:44.390
‫پس فقط واسه این

01:44.390 --> 01:48.560
‫دست‌نخورده و جلوی چشم همه تو اداره گذاشتیش
‫تا به من تیکه بندازی؟

01:48.560 --> 01:49.650
‫آره

01:51.690 --> 01:55.740
‫شاید هم الکی بدبین بودی
‫و کارم فقط از روی محبت بوده

01:55.740 --> 01:59.280
‫ما اینقدر توی اتاق بازجویی بودیم
‫که به این بازی‌ها وارد باشیم دایانا

02:01.410 --> 02:03.330
‫یعنی این یه بازجوییه

02:04.200 --> 02:07.270
‫فکر می‌کردم
‫فقط یه دورهمی اداره‌ای بی‌خبر باشه

02:08.000 --> 02:09.250
‫می‌خوای برکنارم کنی

02:13.710 --> 02:15.620
‫خب،
‫از منتظر موندن خسته شدم

02:16.550 --> 02:19.760
‫اگه بخوام منتظر بازنشسته شدنت بمونم
‫هیچوقت به میز اول نمی‌رسم

02:19.760 --> 02:21.480
‫یه آدم جوون‌تر پیدا می‌کنن

02:21.480 --> 02:23.680
‫یا یه مرد پیرتر

02:24.020 --> 02:27.480
‫ما واسه رسیدن به جایی که هستیم
‫سختی‌های زیادی کشیدیم

02:27.480 --> 02:29.500
‫تنها زنانی که موفق شدن
‫به منصب میز اول و دوم برسن

02:29.500 --> 02:32.650
‫نمیشه به همین موفقیت‌مون راضی باشیم؟

02:32.650 --> 02:33.980
برای من موفقیت نیست

02:35.530 --> 02:39.820
‫خب، راستش رو بخوای،
‫من هم اگه جات بودم همین حس رو داشتم

02:39.820 --> 02:40.870
‫خلاصه که دست‌خوش

02:41.450 --> 02:42.860
‫خوب بازی کردی

02:45.330 --> 02:48.370
‫کار درستی بود
‫که اسم شان دانوان رو ازم مخفی نگه داشتی

02:48.370 --> 02:49.960
‫اگه می‌دونستم کیه،

02:49.960 --> 02:51.670
‫عمراً اجازه نمی‌دادم
نزدیک انبار شه

02:51.670 --> 02:54.550
‫خب مشکل همینجاس.
‫خیلی وقته توی این کاری

02:54.550 --> 02:59.470
‫داری میشی یه مامور دولتی، یه مدیر.
‫عطشت برای فهمیدن جزئیات رو از دست دادی

02:59.470 --> 03:03.120
‫پس یعنی این کارها رو برای
‫مصلحت اطلاعات انجام میدی؟ چه شرافتمندانه

03:05.810 --> 03:08.390
‫- همون پارسال باید استعفا می‌دادی
‫- به‌خاطر استانبول؟

03:09.310 --> 03:11.980
‫کاری که اونجا کردم
‫واقعاً برای مصلحت اطلاعات بود

03:11.980 --> 03:15.940
‫مجوز آزمایش دستگاهی رو دادی که کامپیوترهای
‫رمزگزاری‌شده رو از راه دور هک می‌کرد

03:15.940 --> 03:18.570
‫می‌تونست به سامانه‌های بسته نفوذ کنه

03:18.570 --> 03:20.820
‫برگ برندۀ بزرگی بود

03:20.820 --> 03:21.990
‫البته اگه کار می‌کرد

03:21.990 --> 03:23.300
‫که نکرد

03:24.200 --> 03:27.540
‫کلی آدم بی‌گناه رو راهی بیمارستان کردی

03:27.540 --> 03:30.750
‫نزدیک بود یکی از
‫جاسوسای ارشد کرۀ شمالی رو بکشی

03:30.750 --> 03:33.790
‫بعدش هم دستور قتلِ
‫یکی از مامورهامون رو دادی

03:33.790 --> 03:36.960
‫که می‌خواست پته‌ات رو بریزه رو آب.
‫دیگه از کنترل خارج شدی

03:36.960 --> 03:40.340
‫نه.
‫اتفاقاً کنترل دست خودمه

03:41.220 --> 03:44.390
‫دافی و چیفتن در انبار رو بستن

03:44.390 --> 03:46.360
‫هیشکی زنده از اونجا بیرون نمیاد

03:48.770 --> 03:49.810
‫کی داخله؟

03:50.810 --> 03:55.150
‫شان دانوان، بن دان،
‫ریور کارت‌رایت و لوئیزا گای

03:55.150 --> 03:58.610
‫خدایا. پس یعنی واسه نجات پیدا کردن
‫باید دلم رو به «اسب‌های کودن» خوش کنم

03:58.610 --> 03:59.690
‫آره

04:00.400 --> 04:03.240
‫بگو ببینم،
‫تاحالا نجاتت دادن؟

04:48.700 --> 04:51.060
‫« اسب‌های کودن »
‫ ‫" فصل سوم - قسمت پنجم "

04:52.140 --> 04:59.530
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:14.270 --> 05:16.830
‫دیگه تو هم می‌تونی بیای پایین

05:28.490 --> 05:31.040
‫وقتی دست‌شون به پرونده برسه،
‫چی‌کار می‌کنن؟

05:31.040 --> 05:32.700
افشاش می‌کنن

05:32.700 --> 05:35.670
‫امیدوارم باعث بشه به هرکی که
‫اون رو کشته، آسیب برسونه

05:35.670 --> 05:37.000
‫کسی که نوک ام‌آی‌فایوه

05:37.000 --> 05:38.980
‫شرمنده
‫اما این چایی خیلی سنگین نیست

05:38.980 --> 05:39.840
‫جداً؟

05:39.840 --> 05:42.820
‫از ظاهرش معلوم بود
‫اما می‌خواستم ادب رو رعایت کنم

05:50.510 --> 05:52.760
‫چرا تصمیم گرفتی بهمون کمک کنی؟

05:53.810 --> 05:57.560
‫چون من هم کمتر از شما
‫از رئسای ام‌آی‌فایو بدم نمیاد

05:57.560 --> 06:00.480
‫- اما مگه جزو خودشون نیستی؟
‫- نه، دیگه نه

06:00.480 --> 06:03.940
‫وقتی چارلز پارتنر رئیس بود
‫ام‌آی‌فایو اینطوری نبود

06:03.940 --> 06:09.280
‫همین حالا که همچین مخفی‌کاری‌هایی رو
‫می‌بینه، تنش تو گور می‌لرزه

06:09.280 --> 06:10.620
‫این اتفاقای بد رو

06:10.620 --> 06:14.160
‫تقصیرات رو گردن یه نفر دیگه انداختن،
‫نابود کردن زندگی آدم‌ها رو

06:14.160 --> 06:16.330
‫خودت رو میگی؟

06:16.330 --> 06:17.420
‫نه

06:19.250 --> 06:23.710
‫نه،
‫شان و یه چند نفر دیگه

06:26.820 --> 06:27.980
‫بهتر شد

06:40.020 --> 06:40.940
‫فنویک،

06:40.940 --> 06:43.230
‫- موقعیت‌تون رو بگو
‫- نزدیکیم

06:53.990 --> 06:55.720
‫یا خود خدا

06:59.080 --> 07:00.080
‫امنه

07:11.010 --> 07:13.220
‫سر جاهاتون بمونین.
‫منتظر علامت باشین

07:23.520 --> 07:25.940
‫چه مسخره.
‫مجبوریم به لمب زنگ بزنیم

07:25.940 --> 07:27.860
‫زنگ بزنیم لمب و چی بگیم؟

07:27.860 --> 07:31.360
‫که کنترل اوضاعی که ‫نمی‌خواست
درگیرش شیم رو از دست دادیم؟

07:31.360 --> 07:32.950
‫خب حداقل به تیرنی بگیم

07:32.950 --> 07:34.370
‫این که فکر بدتریه

07:34.370 --> 07:36.290
‫خودت می‌خواستی هدایت کنی،
‫خب بکن دیگه

07:36.290 --> 07:37.580
‫- دارم می‌کنم
‫- واقعاً؟

07:37.580 --> 07:38.920
‫آره،
‫دارم هدایت می‌کنم دیگه

07:38.920 --> 07:40.830
‫پیشنهاد دیگه‌ای داری؟

07:40.830 --> 07:43.440
‫جواب تلفن رو بده.
‫حتماً داگلاسه که پشماش ریخته

07:46.590 --> 07:49.930
‫میشه جون هرکی که دوست داری
‫بگی کجا دارین میرین؟

07:49.930 --> 07:53.010
‫وسط کاریم داگلاس، خب؟
‫اما همه‌چیز تحت کنترله

07:53.010 --> 07:54.350
‫اینطور که بهش نمی‌خوره

07:54.350 --> 07:58.140
‫یه چندنفر بیرون وایسادن
‫و تفنگ دست‌شونه

07:58.140 --> 07:59.730
‫باشه،
‫خودم میام نگاه می‌کنم

07:59.730 --> 08:00.810
‫ممنون

08:00.810 --> 08:04.770
‫خب،
‫ظاهراً چندنفر مسلح اومدن

08:05.480 --> 08:07.730
‫- کی؟
‫- پشمام. به‌گا رفتیم؟

08:07.730 --> 08:09.320
‫- کی به‌گاتون داده؟
‫- واینسا

08:10.070 --> 08:11.990
‫خب.
‫شما اینجا بمونین

08:12.700 --> 08:14.070
‫من هم برم ببینم چی شده

08:19.700 --> 08:20.750
‫یکی دیگه می‌خوای؟

08:21.500 --> 08:22.620
‫نمی‌خوای بری خونه؟

08:24.380 --> 08:25.500
‫نه

08:26.040 --> 08:29.340
‫چون اینطوری مجبور میشم
‫به کَسی بگم که از کار بی‌کار شدم

08:29.340 --> 08:31.930
‫همچین کار رویایی‌ای که نبود.
‫شاید به یه همچین تکونی نیاز داشتی

08:31.930 --> 08:36.810
‫به تکون نیازی نداشتم. وقتی داشتم از کارها
سر در میوردم، یه درآمد ثابت می‌خواستم

08:36.810 --> 08:38.560
‫منظورت پول ثابت
‫برای قماربازی‌هاته

08:38.560 --> 08:39.640
‫روش هم پول می‌ذاشتم

08:40.310 --> 08:41.310
‫بیشتر اوقات

08:43.350 --> 08:45.000
‫این چندوقت اصلاً رو دور نبودم

08:45.000 --> 08:47.700
‫که تنها معنیش اینه
‫که قراره بخت در خونه‌ام رو بزنه

08:49.190 --> 08:52.630
‫البته الان هیچی ندارم
‫که روش شرط ببندم. گه توش.

08:53.280 --> 08:55.880
‫لعنت بهش.
‫رفتم خونه چی بهش بگم؟

08:58.790 --> 08:59.950
‫بگو شرمنده‌ام

09:05.080 --> 09:06.880
‫حرفی که باید بهشون بزنی اینه

09:06.880 --> 09:08.090
‫که شرمنده‌ای

09:09.210 --> 09:13.590
‫بیخیال.
‫فکر می‌کردم می‌خوای ازم معذرت بخوای

09:13.590 --> 09:16.340
‫من که حدود ۵۰۰ بار
‫ازت معذرت‌خواهی کردم

09:20.600 --> 09:23.020
‫تا کسی اونجا نیست باید بریم

09:24.230 --> 09:25.960
‫تا جلوی بقیه شرمنده نشیم؟

09:26.860 --> 09:30.480
‫آره. بریم نشان‌هامون رو
‫تحویل بدیم و وسایل‌مون رو برداریم

09:41.870 --> 09:43.250
‫آقایون،

09:43.870 --> 09:46.630
‫موش‌ها از این سوراخ میان بیرون

09:47.460 --> 09:49.420
‫به محض این که تو موقعیت قرار گرفتین،

09:49.420 --> 09:52.920
‫لازم نیست
‫هیچ دستور اضافه‌ای از من بگیرین

09:52.920 --> 09:55.800
‫اگه فرصتی برای شلیک داشتین،
‫کوتاهی نکنین

10:00.140 --> 10:01.640
‫خیلی‌خب.
‫نشون بده

10:03.810 --> 10:04.890
‫خب این که چیزی نیست

10:05.390 --> 10:08.060
‫نیک دافیه.
‫سرپرست تیم امنیتی ام‌آی‌فایو

10:09.150 --> 10:12.230
‫احتمالاً برای محافظت اضافی از ماس

10:12.230 --> 10:14.030
‫البته صد در صد زیاده‌رویه

10:15.820 --> 10:18.370
‫از من هم که اصلاً خوشش نمیاد، اما...

10:18.870 --> 10:20.950
‫نه،
‫مطمئنم یه دلیلی داره...

10:25.370 --> 10:26.580
‫آماده‌ایم.
‫شروع کن!

10:31.420 --> 10:32.750
‫خب دیگه.
‫بسه

10:37.550 --> 10:38.550
‫خب،
‫خیلی بد شد که

10:44.890 --> 10:46.390
‫چرا این کارها رو می‌کنن؟

10:46.390 --> 10:51.380
‫خب، معمولاً واسه اینه
‫که می‌خوان به یه ساختمون حمله کنن

10:53.940 --> 10:57.650
‫انگار دریچۀ آخر تونل اصلی رو ول کردن

10:57.650 --> 11:00.620
‫- چطوری می‌تونم با خروجی تماس بگیرم؟
‫- ۱۴۵

11:01.870 --> 11:05.870
‫- می‌تونن از اون دریچه رد شن؟
‫- نه، از داخل باز میشه

11:05.870 --> 11:08.620
‫- ورودی اصلی چی؟
‫- اون از هردوطرف باز میشه

11:08.620 --> 11:11.740
‫اما تا من اجازه ندم
‫نمی‌تونن وارد شن

11:11.740 --> 11:12.840
‫خیلی‌خب

11:14.710 --> 11:15.960
‫منم.
‫کارت‌رایت

11:18.220 --> 11:19.380
‫الو؟

11:19.380 --> 11:21.930
‫به من زنگ‌زدی‌ها.
‫بنال دیگه

11:21.930 --> 11:24.680
‫زودی تموم میشه.
‫من و لوئیزا تو انباریم

11:24.680 --> 11:27.430
‫اما نیک دافی به همراه چیفتن
‫پیداش شده

11:27.430 --> 11:29.230
‫- خیلی‌خب
‫- خب

11:30.940 --> 11:34.360
‫نیروی پشتیبانی اگه بیاد کمک‌مون
‫ خیلی خوب میشه. فقط محض احتیاط

11:35.070 --> 11:37.030
‫- من که سرم شلوغه
‫- باشه، ممنون

11:37.030 --> 11:41.070
‫مطمئنم مشکل خودش حل میشه

11:41.070 --> 11:43.620
‫چندساعت پیش
معتاد و قمارباز رو اخراج کردم،

11:43.620 --> 11:47.750
‫شاید هنوز دارن تو اداره ول می‌چرخن،
‫خودکار و دستمال توالت می‌دزدن

11:55.050 --> 11:56.170
‫خب دیگه

11:57.340 --> 11:59.800
‫پایان دوران کاریم توی اطلاعات

11:59.800 --> 12:01.680
‫و شروع دوران کاریت به‌عنوان...

12:03.760 --> 12:05.560
‫نه،
‫نمی‌‌تونم کاری برات تصور کنم

12:07.180 --> 12:09.980
‫ خب، ‫حالا چطوری می‌خوای
این لحظه رو ثبت کنی؟

12:11.900 --> 12:12.980
‫تو کِشو برینیم؟

12:14.940 --> 12:15.980
‫شوخی کردم

12:16.900 --> 12:18.190
‫یکم

12:18.190 --> 12:21.070
‫یا فقط بشاشیم.
‫بدتر شد؟

12:21.070 --> 12:24.070
‫احتمالاً تمیز کردنش هم سخت‌تره
‫چون گُه رو همینطوری درش میاری

12:25.160 --> 12:26.870
‫مگه این که یه عنِ درست‌حسابی باشه

12:26.870 --> 12:30.640
‫راستش دوست ندارم آخرین لحظاتِ
‫ مامور بودنم رو اینطوری به یاد بیارم

12:32.460 --> 12:35.780
‫اتفاقاً با تموم اتفاقاتی که
‫تا الان افتاده، هم‌خونی داره

12:43.090 --> 12:46.350
‫شما با دفتر الدرزگیت تماس گرفتین.
‫لطفاً پیغام‌ بگذارین

12:46.850 --> 12:49.640
‫منم، کارت‌رایت.
‫لمب گفت شاید هنوز اونجا باشین

12:49.640 --> 12:52.230
‫اگه هستین،
‫من و لوئیزا تو انباریم

12:52.230 --> 12:56.360
‫اما نیک دافی با کلی از افراد چیفتن اومدن
‫و تا دندون مسلحن

12:56.360 --> 12:58.020
‫خلاصه که اوضاع تخمی‌ایه

12:58.020 --> 12:59.690
‫دوربین‌ها رو هم قطع کردن

13:01.820 --> 13:03.860
‫انگار می‌خوان...

13:06.070 --> 13:07.450
‫گندش بزنن.
‫قطع شد

13:09.700 --> 13:11.620
‫خطوط تلفن رو قطع کردن

13:14.000 --> 13:15.820
‫خب،
‫دیگه فقط خودمونیم و خودمون

13:17.880 --> 13:19.630
‫مطمئنین اینایی که بیرونن
‫از تیم شما نیستن؟

13:19.630 --> 13:20.960
‫تصورم اینه که با شمان

13:21.720 --> 13:23.630
‫و می‌دونن دنبال چی می‌گردیم

13:23.630 --> 13:26.050
‫خب مگه دنبال چی هستین؟

13:26.050 --> 13:28.310
‫چون مشخصه که
‫ یه سند مهمی اینجاس

13:28.310 --> 13:30.310
‫آره ولی اینجا نیست

13:30.310 --> 13:32.310
‫بچه‌ها،
‫دیگه واقعاً وقتشه دهن باز کنین

13:32.310 --> 13:33.890
‫خواهرم کشته شده

13:34.730 --> 13:36.400
‫عین یه خودکشی نشونش دادن.
‫هلش دادن

13:36.400 --> 13:37.560
‫کیا؟

13:37.560 --> 13:38.820
‫کی همچین دستوری میده؟

13:39.400 --> 13:40.820
‫معلومه که اینگرید تیرنی

13:40.820 --> 13:42.110
‫مسخرس

13:42.110 --> 13:44.360
‫وقتی چیزی که دنبالشیم رو پیدا کردیم،
‫دخل تیرنی اومده

13:44.360 --> 13:46.410
‫نمی‌دونم بحث سر چیه
‫اما دافی بالاس،

13:46.410 --> 13:49.280
‫- به همراه کلی از افراد چیفتن
‫- دافی و چیفتن؟ واسه چی؟

13:49.280 --> 13:51.040
‫نمی‌دونم،
‫اما راه‌مون رو بسته

13:51.040 --> 13:53.310
‫تلفن‌ها، دوربین‌ها، همه‌چیز.
‫میشه تفنگ رو بدی من؟

13:53.310 --> 13:54.370
‫می‌خوان بیان تو؟

13:54.370 --> 13:56.330
‫نه، اما می‌خوام بهشون بگم
‫که نمی‌تونن

13:56.330 --> 13:58.250
‫با تفنگ اعتبار حرفم بیشتر میشه

13:58.250 --> 13:59.420
‫تفنگ رو بده بهش دیگه!

13:59.420 --> 14:01.170
‫- مگه رئیس تویی؟
‫- تو هم نیستی

14:01.170 --> 14:03.980
‫اونایی که اون بالان رئیسن.
‫اینجا نیازی به تفنگ نمیشه

14:03.980 --> 14:05.430
جلوی دم خروجی نیاز میشه

14:05.430 --> 14:06.590
‫نکتۀ درست و به‌جایی بود

14:07.680 --> 14:08.680
‫ممنون

14:09.800 --> 14:11.360
‫راستی،
‫زنگ زدم به خانۀ لجن‌زار

14:11.360 --> 14:12.810
‫- سواره‌نظام‌مون اونان؟
‫- آره

14:12.810 --> 14:13.890
‫عالی شد.
‫یکی من رو بکشه

14:13.890 --> 14:15.890
‫- بیا داگلاس
‫- اینجا عجب‌آشفته‌بازاریه

14:15.890 --> 14:17.940
‫حالا بعداً تمیز می‌کنی.
‫فعلاً بیا

14:18.650 --> 14:21.190
‫هوی هوی.
‫چه مرگته؟

14:21.190 --> 14:22.610
‫اینجا...

14:22.610 --> 14:23.690
‫اینجا

14:24.570 --> 14:26.150
‫نوشته اتاق ۱۲

14:26.150 --> 14:28.360
‫- ...اما اینجا نیست
‫- سه تا اتاق ۱۲ داریم

14:28.360 --> 14:29.280
‫کجا؟

14:29.280 --> 14:32.370
‫اینجا ۱۲-الف‌ه.
‫از اونجا می‌رسی به «ب» و «جیم»

14:32.370 --> 14:33.870
‫پشمام

14:35.660 --> 14:37.290
‫- بیا دیگه
‫- دارم میام

14:40.290 --> 14:41.340
‫شروع کن

14:41.340 --> 14:43.050
‫فقط...
‫بگرد

14:46.800 --> 14:49.760
‫اصلاً دنبال چی می‌گردین؟
‫مدرکی واسه قتلش؟

14:49.760 --> 14:51.680
‫از خودشون که یادداشت به‌جا نمی‌ذارن

14:51.680 --> 14:55.060
‫یه پرونده‌ایه به اسم «ردِ پا»

14:55.060 --> 14:56.780
‫واسه همین کشتنش

14:58.140 --> 14:59.940
‫می‌خواست اون پرونده رو افشا کنه

14:59.940 --> 15:03.110
‫به جای این که وایسی سر جات،
‫نظرت چیه یکم کمک کنی؟

15:03.110 --> 15:04.690
‫کی بهت گفته اینجاس؟

15:04.690 --> 15:05.780
‫یه منبع

15:06.400 --> 15:08.820
‫خب شاید منبعت بهت دروغ گفته

15:09.610 --> 15:10.620
‫اگه دروغ بود

15:10.620 --> 15:12.910
‫کلی آدم مسلح می‌فرستادن
‫تا جلومون رو بگیرن؟

15:13.280 --> 15:15.820
‫تو حاضری کسی رو که
‫دنبال «اسناد خاکستری» می‌گرده، بکشی؟

15:15.820 --> 15:17.600
‫حالا قرار نیست کسی رو بکشن که

15:18.460 --> 15:20.540
‫دوربین‌ها و تلفن‌ها رو قطع کردن

15:20.540 --> 15:22.630
‫خودت هم مثل من
‫می‌دونی این کار یعنی چی

15:25.380 --> 15:28.470
‫اگه ما بودیم چی‌کار می‌کردن؟

15:28.470 --> 15:31.550
‫- یه‌جوری وانمود می‌کردن که چیزی نشنیدن؟
‫- من که دارم میرم اونجا

15:31.550 --> 15:32.720
‫راست میگی

15:33.640 --> 15:35.350
‫انگار تو دردسر بزرگی افتادن

15:35.350 --> 15:36.560
‫بعدش هم...

15:37.640 --> 15:39.980
‫شاید بتونیم کارمون رو پس بگیریم

15:39.980 --> 15:41.310
‫چقدر عکس بدیه

15:44.900 --> 15:45.980
‫بجنب

15:54.620 --> 15:56.950
‫وقتی رسیدیم اونجا چی‌کار کنیم؟

15:59.370 --> 16:01.120
‫تو دخل آدم بدها رو میاری؟

16:01.120 --> 16:02.830
‫من استن‌دیش رو نجات میدم؟

16:06.550 --> 16:08.800
‫پنج دقیقه قبل این که برسیم بیدارم کن

16:15.260 --> 16:18.600
‫- اگه من برنده شم چی‌‌کار می‌کنی؟
‫- نمی‌دونم

16:18.600 --> 16:21.460
‫شاید برای همکاری‌مون
یه سخنرانی انجام بدم

16:22.650 --> 16:23.810
‫به یه منسب ریاست برسم

16:23.810 --> 16:27.940
‫کارهایی که اگه هدف‌‌مون
‫ پول در آوردن بود می‌کردیم

16:27.940 --> 16:30.460
‫البته هیچکدومش
به مهیجی این یکی نمی‌رسه

16:30.900 --> 16:33.070
‫هنوز این‌ کارها هیجان‌زده‌ات می‌کنه

16:37.120 --> 16:39.450
‫چطوری دانوان رو استخدام کردی؟

16:40.290 --> 16:41.920
‫می‌خوای ازم اطلاعات بگیری؟

16:41.920 --> 16:43.170
‫آره

16:43.170 --> 16:44.670
‫داشتی دستم رو می‌خوندی‌ها

16:44.670 --> 16:46.840
‫خب،
‫شاید هنوز مونده باشه

16:48.510 --> 16:49.590
‫این لحظه رو

16:50.550 --> 16:52.260
‫مثل یه لحظۀ آموزنده می‌بینم

16:52.880 --> 16:53.930
‫بیخیال

16:54.430 --> 16:57.640
‫گمون کنم دانوان نمی‌دونه
‫که تو داری بهش دستور میدی

16:58.890 --> 17:02.020
‫دانوان می‌دونه که
‫ من یه گردن‌کلفت توی ام‌آی‌فایوم

17:02.020 --> 17:04.350
‫که از اتفاقی که برای الیسون افتاده،
‫ناراحت شده

17:05.480 --> 17:08.650
‫به‌طور ناشناس بهش پیام دادم،

17:09.280 --> 17:12.530
‫بهش حرفایی که زدم
‫ که فقط کسایی با پُست من می‌دونن

17:12.530 --> 17:14.200
‫تا اعتمادش رو جلب کنم.
‫و از همونجا شروع شد

17:14.200 --> 17:16.280
‫چطوری وارد چیفتنش کردی؟

17:16.830 --> 17:19.450
‫شخصاً پیش وب ضمانتش رو کردم

17:19.950 --> 17:21.580
‫وب هم نمی‌دونست چه خبره؟

17:21.580 --> 17:23.120
‫معلومه که نه

17:23.120 --> 17:24.210
‫نه

17:24.210 --> 17:26.670
‫من به جاد ایدۀ تیم متخصص رو دادم،

17:26.670 --> 17:29.550
‫که فقط برای آسیب رسوندن به تو
‫مشتاق همکاری با من بود

17:30.260 --> 17:34.010
‫کسی هم که اینقدر غرایز فاسد
‫و خیال‌پردازی‌های بچگونه داره

17:34.010 --> 17:37.180
‫می‌دونستم میره سراغ دوست قدیمیش
‫ یعنی اسلای مانتیث

17:37.180 --> 17:40.270
‫که ضمانت وب رو پیشش کرده بودم

17:40.270 --> 17:43.350
‫چون اون
‫ از تموم نقاط ضعف ام‌آی‌فایو خبر داشت

17:43.350 --> 17:44.730
‫ریور کارت‌رایت

17:44.730 --> 17:47.150
‫که...
‫عجب فاجعه‌ای هم داشت می‌شد

17:47.150 --> 17:50.980
‫باید کارت‌رایت رو از دست دافی نجات می‌دادم
‫تا بتونه خودش رو به زیرزمین برسونه

17:50.980 --> 17:53.860
‫- پس یکم هم شانس آوردی
‫- آره، یه ذره

17:53.860 --> 17:56.450
‫خب،
‫امیدوارم شانست تموم شده باشه

18:01.950 --> 18:03.660
‫خب.
‫بیل‌بیلکش کجاس؟

18:04.830 --> 18:06.830
‫من ریور کارت‌رایم.
‫مامور ام‌آی‌فایو

18:06.830 --> 18:08.290
‫نمی‌دونم دافی چی بهتون گفته

18:08.290 --> 18:11.090
‫اما شما به هیچ‌وجه
‫اجازۀ ورود به این انبار رو ندارین

18:12.210 --> 18:14.130
‫چرا، داریم.
‫در رو باز کن

18:16.090 --> 18:18.970
‫افسران ام‌آی‌فایو
‫به دستور اینگرید تیرنی، رئیس ام‌آی‌فایو

18:18.970 --> 18:22.330
‫درحال انجام عملیات تو این ساختمون هستن

18:24.640 --> 18:25.850
‫عالیه

18:25.850 --> 18:28.730
‫وقتشه فنویک.
‫وارد انبار شو

18:30.110 --> 18:34.070
‫- واسه چی ساکت شد؟
‫- باید به بالادستی‌شون اطلاع بدن

18:34.070 --> 18:35.110
‫خیلی‌خب

18:37.990 --> 18:38.990
‫چی‌کار دار می‌کنه؟

18:38.990 --> 18:41.200
‫انگار به بالادستی‌شون اطلاع دادن
‫و اونا هم رمز رو بهشون دادن

18:41.200 --> 18:42.790
‫- می‌تونی جلوشون رو بگیری؟
‫- آره

18:42.790 --> 18:44.980
‫- فقط باید رمز باطل کردنش رو وارد کنم
‫- خب بکن دیگه

18:44.980 --> 18:47.460
‫- دارم فکر می‌‌کنم که یادم بیاد
‫- وای داگلاس، فقط بجنب

18:47.460 --> 18:50.420
‫لطفاً بهم استرس وارد نکن
‫چون اصلاً واکنش خوبی نشون نمیدم

18:50.420 --> 18:51.630
‫وقتی یه گَله آدم مسلح

18:51.630 --> 18:53.760
‫از اون در بیان تو هم
‫واکنش خوبی نشون نمیدی

18:53.760 --> 18:56.260
‫- بجنب. فکر کن
‫- یالا داگلاس. تو می‌تونی

18:56.260 --> 18:57.760
‫- آره داگلاس...
‫- یادم اومد

18:57.760 --> 18:59.010
‫- خوبه
‫- نه، دوباره یادم رفت

18:59.010 --> 19:00.850
‫با ۱ شروع میشه؟

19:01.720 --> 19:03.640
آره -
به نظر یه حدس میاد داگلاس -

19:03.640 --> 19:04.600
یه حدسه

19:04.600 --> 19:06.100
چرا لبخند می‌زنی؟ -
من وحشت کردم -

19:06.100 --> 19:07.940
.بی‌خیال. فکر کن
فقط بهش فکر کن

19:07.940 --> 19:09.150
یک، دو

19:09.650 --> 19:11.900
!عبور نخواهید کرد
(دیالوگ معروف گاندولف در ارباب حلقه‌ها)

19:11.900 --> 19:13.570
اون دیگه چیه؟

19:13.570 --> 19:16.490
نمی‌دونم -
اوه، خدا... وایسا، برو عقب. لعنت بهش -

19:20.410 --> 19:21.580
همین کافیه براش

19:28.620 --> 19:29.880
بیایید منفجرش کنیم

19:32.040 --> 19:33.040
باشه
نصب‌شون کنید

19:34.250 --> 19:35.670
خب، الآن دیگه اصلاً جواب نمیده

19:37.670 --> 19:39.340
به همین دلیل این کارو کردیم، داگلاس

19:42.050 --> 19:43.890
می‌دونی این چیزها چقدر گرونن؟

19:44.470 --> 19:46.850
...انتخابی برام نذاشتی -
یک پنج هفت چهار -

19:48.980 --> 19:50.560
چی؟ -
یک پنج هفت چهار -

19:51.150 --> 19:53.150
کد ابطال. می‌دونستم اینو می‌دونم

19:53.150 --> 19:54.150
بشین

19:56.610 --> 19:57.900
خب یه یک توش بود؟ -
آره -

19:57.900 --> 19:59.450
عالیه -
آره -

19:59.450 --> 20:00.530
واردش کن

20:01.660 --> 20:02.740
لعنت به من

20:03.990 --> 20:05.160
!منفجرش کن

20:23.930 --> 20:24.850
لعنتی

20:25.640 --> 20:28.060
حالت خوبه، داگلاس؟ -
...نه، من حالم -

20:33.190 --> 20:34.860
زود باش داگلاس، بریم

20:34.860 --> 20:37.480
نه، من دیگه نمی‌خوام بازی کنم. نه

20:38.900 --> 20:40.990
زود باش داگلاس
این یه بازی نیست. عجله کن

20:40.990 --> 20:42.280
باشه، باشه -
!داگلاس -

20:42.280 --> 20:43.950
‫...من تسلیمم!
‫من تسلیمم! من

20:43.950 --> 20:44.950
فراموشش کن

20:47.540 --> 20:50.750
من تسلیمم. من تسلیمم. من تسلیمم
من تسلیمم. من تسلیمم

20:50.750 --> 20:53.210
نه، لطفاً به من شلیک نکنید
من هیچی نمی‌دونم

20:53.210 --> 20:55.790
اوکی، خب، من چیزهایی زیادی می‌دونم
ولی نه در این مورد که دیگران چه قصدی دارن

20:55.790 --> 20:57.130
‫اون‌ها گفتن که
‫ می‌خوان اسناد خاکستری رو ببینن

20:57.130 --> 20:58.550
پس من نشونشون دادم اون اسناد کجا هستن

20:58.550 --> 21:01.050
،و بعد شماها اومدین تو، و برق‌ها رفت
و من از تاریکی خوشم نمیاد

21:01.050 --> 21:03.800
و بعد برق اومد و قرمز و سبزه

21:03.800 --> 21:06.180
شبیه کریسمیه و من عاشق کریسمس هستم

21:06.180 --> 21:07.100
خفه شو

21:07.100 --> 21:09.520
می‌خوایید اینجا رو نشونتون بدم؟ -
گفتم خفه شو -

21:09.520 --> 21:11.730
نمی‌تونم -
چرا، می‌تونی -

21:12.310 --> 21:13.650
آره، باشه، می‌تونم

21:16.650 --> 21:17.520
دافی، می‌شنوی؟

21:20.860 --> 21:21.990
دافی هستم، بگو

21:21.990 --> 21:24.490
گفتی به قصد کشتن شلیک کنیم -
آره -

21:24.490 --> 21:26.320
من یه مرد غیر مسلح دارم اینجا

21:27.990 --> 21:28.830
و؟

21:28.830 --> 21:32.580
و حس می‌کنم نمی‌تونم دستوری که
بهم داده شده رو قانوناً اجرا کنم

21:35.790 --> 21:37.920
همکاری می‌کنه؟ -
آره -

21:38.840 --> 21:41.590
.باشه، بفرستش پیش من
من برش می‌گردونم به پارک

21:42.260 --> 21:44.430
مک‌کنزی، اینو اسکورتش کن بالا

21:44.430 --> 21:45.550
دریافت شد، قربان

21:45.550 --> 21:47.140
شنیدی چی گفت. راه بیفت

21:49.350 --> 21:51.980
باشه پسرا
ما از این راهرو میریم

21:51.980 --> 21:54.310
.خودتون که می‌دونی چجوریه
با سروصدا و سنگین میریم

21:54.310 --> 21:55.650
سی-فور رو به درها وصل می‌کنیم

21:55.650 --> 21:57.770
نارنجک هم برای وقتیه
که لولاها رو منفجر کردیم

21:57.770 --> 21:58.940
دریافت شد

22:02.070 --> 22:03.240
زود باش

22:07.530 --> 22:09.490
لعنتی! خدایا -
لعنتی -

22:09.490 --> 22:11.330
اونها وارد شدن -
اونو پس بده -

22:11.330 --> 22:13.200
پسش بده، لطفاً -
آره، باشه -

22:13.200 --> 22:17.710
برای این به کسی شلیک کردی؟ -
آره. اونها درها رو منفجر کردن. بیچاره شدیم -

22:17.710 --> 22:19.960
وایسا، گفتی تو ام‌آی‌فایو بودی؟

22:19.960 --> 22:23.340
.آره، ولی به نظر نمیاد برای اونها مهم باشه -
وای. داگلاس کجاست؟ -

22:23.340 --> 22:25.680
نمی‌دونم. احتمالاً داره
براشون چایی می‌ریزه یا همچین چیزی

22:25.680 --> 22:27.340
باشه. باید این درها رو مسدود کنیم

22:27.340 --> 22:29.970
اگه... پس من انجامش میدم

22:31.970 --> 22:33.640
باید بریم. اونها وارد شدن -
نه -

22:33.640 --> 22:36.020
.نه، اینجاست
باید یه جایی اینجاها باشه

22:40.150 --> 22:41.150
اونها کمکی نمی‌کنن؟

22:41.150 --> 22:43.530
نه، تا زمانی که
اون پرونده رو گیر نیارن، نمیرن

22:44.650 --> 22:45.860
کدوم پرونده؟

22:45.860 --> 22:49.370
دانوان گفت تیرنی
باعث کشته شدن دوست دخترش شده

22:49.370 --> 22:52.950
چون اون قرار بوده چیزی رو که تو
استانبول اتفاق افتاده افشا کنه

22:52.950 --> 22:54.960
درسته. آره

22:56.920 --> 22:58.080
به چپ هول بدید

23:04.510 --> 23:05.840
لعنتی

23:05.840 --> 23:09.180
وایسا، چرا فکر می‌کنی اینجاست؟ -
یه منبع ناشناس تو ام‌آی‌فایو گفته  -

23:09.180 --> 23:12.350
ما طرف کی هستیم؟ -
من طرف زنده بمونیم هستم -

23:12.350 --> 23:13.890
باشه، بیا -
نه، فایده‌ای نداره -

23:13.890 --> 23:14.980
درها اون طرفی باز میشن

23:14.980 --> 23:16.560
انجامش بده، زود باش -
باشه -

23:21.940 --> 23:25.400
وایسا، واقعاً فکر می‌کنی
اونها چیزی علیه تیرنی دارن؟

23:25.400 --> 23:27.820
می‌دونم که اونها به ما شلیک کردن

23:31.700 --> 23:34.290
اون تو انبار بود. مسلح نیست

23:37.290 --> 23:38.920
درسته. از اینجا به بعدش با من

23:41.380 --> 23:42.420
نیک

23:43.130 --> 23:44.170
داگلاس

23:48.380 --> 23:50.430
حتماً برات ترسناک بوده

23:50.430 --> 23:53.100
منفجر شدن درها، اومدن سراغت با اسلحه

23:54.390 --> 23:56.390
خب، تا مدتی پاکسازی روده لازمم نمیشه

23:57.480 --> 23:59.100
نه اینکه ازش خوشم بیادها

23:59.980 --> 24:02.900
در واقع خیلی از باکتری‌های مفید
دستگاه گوارش رو از بین می‌بره

24:02.900 --> 24:04.820
و خب، شما به اونها احتیاج دارین

24:05.440 --> 24:09.360
تو هضم به باکتری‌ها احتیاج دارین

24:09.860 --> 24:12.070
من مدفوع خیلی سفتی دارم

24:14.990 --> 24:16.160
تو شوکه شدی

24:16.160 --> 24:19.660
،آره باعث میشه قیدوبند رو کنار بزاری
زیاد حرف بزنی

24:19.660 --> 24:21.830
نه، من همیشه همینم

24:22.460 --> 24:24.170
داگ -
داگلاس -

24:24.670 --> 24:28.220
...داگ، افرادی که گذاشتی وارد بشن

24:28.220 --> 24:30.010
اونها به من دروغ گفتن

24:30.010 --> 24:32.590
آره، کسی تو رو سرزنش نمی‌کنه
ولی من باید بدونم

24:32.590 --> 24:34.100
اونها چی بهت گفتن؟

24:35.180 --> 24:37.350
که اونها اسناد خاکستری رو می‌خوان

24:45.610 --> 24:47.530
و تو اونها رو بهشون دادی؟

24:51.490 --> 24:53.700
بهشون نشون دادم کجا پیداش کنن

24:53.700 --> 24:57.410
ولی بعدش اونها راه خودشون رو رفتن

24:58.830 --> 25:00.410
بهت گفتن دنبال چی هستن؟

25:00.410 --> 25:01.670
نه

25:04.670 --> 25:07.050
پس، نمی‌دونی اونها داشتن چکار می‌کردن؟

25:07.750 --> 25:08.800
نه

25:16.510 --> 25:17.890
...درسته، خب

25:20.560 --> 25:21.940
بیا از اینجا ببریمت بیرون

25:23.520 --> 25:26.190
اینکه هر چی بود ربطی به تیرنی داشت

25:34.490 --> 25:37.950
.انگار من نباید اونو می‌دونستم
پس، فراموش کن که اونو گفتم

25:37.950 --> 25:39.120
خب، نمی‌تونم این کارو بکنم

25:39.120 --> 25:41.710
لطفاً، اونو... از یادم ببر

25:43.920 --> 25:45.080
اینو می‌تونم انجام بدم

25:58.390 --> 26:03.390
ونت کمی تمیزکاری لازمش میشه

26:07.230 --> 26:09.070
سرویس کامل می‌خواد، آره؟

26:20.160 --> 26:22.620
اگه خیلی دیر کرده باشیم، چی؟ -
پس حداقلش اینه که سعی کردیم -

26:24.960 --> 26:27.000
وقتی برسیم اونجا قراره چکار کنیم؟

26:27.920 --> 26:30.250
افرادی که به دوستامون
شلیک می‌کنن رو متوقف کنیم

26:30.960 --> 26:31.960
همکاران

26:33.260 --> 26:34.340
بس کن

26:40.760 --> 26:41.850
چجوری می‌خواییم جلشونو بگیریم؟

26:41.850 --> 26:43.850
افرادی که اسلحه دارن رو میگم -
نگران اونش نباش -

26:44.600 --> 26:47.150
چرا؟ یه آهنربای بزرگ داری
که گلوله‌ها رو جذب می‌کنه؟

26:47.150 --> 26:48.060
یه همچین چیزی

26:53.360 --> 26:56.990
خب، اینکه به جاد گفتی
تیمش خیانت کرده حال داد؟

26:56.990 --> 26:58.870
اوه، آره

26:58.870 --> 27:01.080
عالی‌ترین نشئگی طبیعی

27:01.080 --> 27:02.290
کاش می‌تونستم اونو ببینم

27:02.290 --> 27:06.920
،خب، اگه اوضاع طبق نقشۀ تو پیش بره
خودت می‌تونی بهش بگی دهنشو تو سرویس کردی

27:08.210 --> 27:10.880
اون فکر می‌کرد شما دوتا
با یه تیم متخصص منو از کار می‌اندازید

27:10.880 --> 27:14.670
در حالی که تو ازون استفاده می‌کردی
تا از شر من خلاص بشی

27:14.670 --> 27:16.720
و اون باید با عواقبش مواجه بشه

27:16.720 --> 27:19.180
اینجوری که می‌شنومش، نقشۀ خوبی به نظر میاد

27:19.180 --> 27:21.600
در حد یه استاد بزرگ

27:21.600 --> 27:22.760
نوبت منه

27:23.390 --> 27:25.480
چرا خودت پرونده رو نابود نکردی؟

27:25.480 --> 27:27.980
من رئیس ام‌آُی‌فایوم، نمی‌تونم
همینجوری پرونده‌ها رو بسوزونم

27:28.900 --> 27:31.860
باید ثبت بشه کی اینکارو کرده

27:31.860 --> 27:33.610
مخصوصاً اونهایی که دردسرساز میشن

27:33.610 --> 27:37.950
خب من مدام جابجاش می‌کردم
تا اینکه بی سروصدا ناپدید بشه

27:39.070 --> 27:40.410
باید همین کارو می‌کردی

27:41.910 --> 27:43.240
بی سروصدا ناپدید بشی

27:43.240 --> 27:44.410
یکی از ما اینجوری میشه

27:44.410 --> 27:47.040
بستگی داره کی زنده از انبار بره بیرون

27:55.210 --> 27:56.260
یکی دیگه می‌خوای؟

28:00.590 --> 28:02.890
به مقصد رسیدید

28:06.430 --> 28:07.600
سرعت رو کم کن

28:08.180 --> 28:10.400
همین کارو می‌کنم -
آره، بزن کنار -

28:11.900 --> 28:12.940
اینجا، همینجا

28:14.400 --> 28:15.690
کلاسیک

28:29.250 --> 28:30.460
هی، موتور رو خاموش کن

28:39.260 --> 28:40.680
پول خرد داری؟

28:41.180 --> 28:43.680
خرد؟ -
آره، سکه نداری؟ -

28:43.680 --> 28:44.890
هر چی باشه خوبه

28:48.520 --> 28:49.520
آره

28:53.020 --> 28:54.270
آره، این خوبه

28:54.940 --> 28:58.360
و این فنجون بیرون‌بر -
اون ماگ صدوهشتاد پوند قیمتشه -

28:58.940 --> 29:00.700
صدوهشتاد تا؟

29:02.160 --> 29:03.240
تو خودت زورگویی
(بازی با کلمۀ ماگ)

29:04.990 --> 29:06.410
اونها رو برای چی می‌خوایی؟

29:06.410 --> 29:09.080
اگه تا نیم ساعت دیگه برنگشتم، یه کاری بکن

29:12.540 --> 29:13.630
یه کاری بکن

29:14.500 --> 29:15.540
خیلی درسته

29:16.500 --> 29:17.840
من بازی رو عوض می‌کنم

29:28.890 --> 29:31.850
بوبری یه کلمۀ واقعی نیست -
چرا هست -

29:31.850 --> 29:35.190
...آره ولی کلمۀ بازی اسکربل نیست -
...نه، اون -

29:46.870 --> 29:47.870
کیه؟

29:47.870 --> 29:51.290
.کریسمس خوبی رو براتون آرزو می‌کنیم
کریسمس خوبی رو براتون آرزو می‌کنیم

29:51.290 --> 29:55.540
کریسمس خوبی رو براتون آرزو می‌کنیم
و همینطور سال خوبی رو

29:55.540 --> 29:56.500
نه ممنون رفیق

30:01.170 --> 30:04.180
کس دیگه‌ای تو خونه هست؟ -
نه، نه -

30:05.010 --> 30:07.760
باید اون رو به اون صندلی برسونیم

30:08.260 --> 30:10.640
لعنت به من،
کاملاً به سندرم استکهلم دچار شدی

30:13.770 --> 30:15.060
اسکربل؟

30:15.060 --> 30:17.730
خدایا، با بیهوش کردنش بهش لطف کردم

30:18.940 --> 30:23.530
‫گوش کن،
‫ نمی‌دونم که چقدر از اوضاع خبر داری

30:23.530 --> 30:26.780
یه تیم متخصص تو رو دزدیده و حالا
اونها دستور کار خودشون رو دارن

30:27.410 --> 30:29.830
آره -
آره، و خب از اونجا که تو داشتی -

30:29.830 --> 30:32.700
می‌دونی، خوش می‌گذروندی

30:32.700 --> 30:34.920
حدس می‌زنم تصمیم گرفتی به اونها کمک کنی

30:36.290 --> 30:39.210
برادر اون و یه آدم دیگه وارد انبار شدن

30:39.210 --> 30:42.420
آره، گای و کارت‌رایت اسکورتشون می‌کنن

30:42.420 --> 30:44.930
میگن می‌خوان اسناد خاکستری رو ببینن

30:45.510 --> 30:47.220
یه چیز دیگه می‌خوان

30:47.890 --> 30:48.890
خب، برام عجیب نیست

30:48.890 --> 30:51.010
آخه، کدوم خری می‌خواد
اسناد خاکستری رو ببینه؟

30:51.010 --> 30:55.640
یه چیزی که میگن به خاطرش
ام‌آی‌فایو خواهرشون رو کشته

30:55.640 --> 30:58.150
خب، اون که سریع بیهوش شد،
پس شاید یه حادثه یوده

30:59.060 --> 31:00.690
این چقدر بیرون مونده؟

31:01.650 --> 31:05.200
ولی دافی وقلچماق‌ها رفتن که جلوشونو بگیرن

31:05.200 --> 31:07.070
پس ممکنه یه چیزی باشه

31:07.570 --> 31:08.740
این ژامبون خوکه؟

31:14.330 --> 31:17.250
عقب، عقب، عقب

31:18.750 --> 31:19.920
انجامش بده

31:19.920 --> 31:21.090
!منفجرش می‌کنم

31:25.220 --> 31:27.220
لعنتی، اونها رد شدن -
اوکی، بریم -

31:29.220 --> 31:31.220
عجله کنید، باید همین الآن بریم. عجله کنید

31:34.930 --> 31:37.520
زود باش، اونها بهتون شلیک می‌کنن -
تو هم شلیک کن -

31:37.520 --> 31:40.440
خودت شلیک کن -
می‌کنم. یه اسلحه بهم بده. همین کارو می‌کنم -

31:40.440 --> 31:41.900
چرا باید بهت اسلحه بدم؟

31:43.610 --> 31:44.440
برید، برید

31:45.190 --> 31:46.860
عجله کن، بریم

31:46.860 --> 31:48.240
...هر چه زودتر پیداش -
ریور -

31:48.240 --> 31:49.740
.کنیم، زودتر میریم
کمک می‌کنی؟

31:49.740 --> 31:51.490
!ریور... ریور -
لعنت به من -

31:55.580 --> 31:57.500
من عضو ام‌آی‌فایوم و مسلح هستم

31:57.500 --> 31:59.000
!برید، برید، برید

32:01.540 --> 32:02.750
.زخمی داریم
زخمی داریم

32:02.750 --> 32:04.380
!عجله کنید

32:04.380 --> 32:05.380
اون زخمی شده

32:05.380 --> 32:07.220
می‌بینی، اونها اهمیتی نمیدن

32:07.220 --> 32:09.340
ادامه بده. سرتو پایین بگیر

32:09.340 --> 32:10.510
اینجا نیست

32:21.060 --> 32:22.560
اون چراغ‌ها برای چی هستن؟

32:27.690 --> 32:29.070
شبیه یه فستیوال در فضای آزاده

32:44.710 --> 32:46.000
لعنتی

32:46.000 --> 32:48.420
چی، بهت گفتم نگران آدمای مسلح نباش

32:48.420 --> 32:52.010
تو بچه‌هات رو سوار ماشینی می‌کنی
که توش یه اسلحه غیر قانونی هست؟

32:52.010 --> 32:53.090
برای موارد اضطراری گرفتمش

32:53.090 --> 32:56.600
...می‌دونی، یه جور موقعیت‌های
صد نفر به یه نفر

32:57.890 --> 33:00.480
برای موقعیت هزار نفر به یه نفر چی داری؟
بمب اتمی؟

33:02.440 --> 33:03.980
حسابی لگد می‌زنه

33:03.980 --> 33:05.480
خیلی محکم بکشیش، شونه‌ات رو داغون می‌کنه

33:05.480 --> 33:06.730
برای کار با اسلحه آموزش دیدم

33:06.730 --> 33:08.490
.آره، خب آموزش یه چیزه

33:08.490 --> 33:10.490
وقتی گلوله‌ها شلیک بشن اوضاع عوض میشه

33:11.240 --> 33:12.570
آره، قبلاً هم بهم شلیک کردن

33:14.030 --> 33:16.830
،وقتی آدرنالین ترشح بشه

33:16.830 --> 33:18.750
بزار خودم بگم، عالی میشه؟

33:18.750 --> 33:19.870
آره همچین چیزی

33:20.750 --> 33:24.250
وقتی تو بخش عملیات بودم تضمین می‌کنم
من اولین نفری بودم که ازون در رد می‌شدم

33:25.380 --> 33:27.250
خیلی نزدیک بود به یه مأمور واقعی تبدیل بشم

33:28.340 --> 33:29.550
ولی آخرش ردش کردم

33:30.510 --> 33:32.180
چون می‌دونستی تو بخش جسمانی رد میشی؟

33:33.970 --> 33:36.470
چون نمی‌خواستم کنار کسی مثل دافی کار کنم

33:38.640 --> 33:39.810
اون یه قلدره

33:44.310 --> 33:45.310
باشه

33:53.910 --> 33:55.240
پادشاه مقدونیه

33:55.740 --> 34:00.000
و اون قسم خورد آسیای صغیر رو آزاد کنه

34:00.000 --> 34:03.620
در سال ۳۳۴ قبل از میلاد از طریق دریای اژه

34:04.210 --> 34:08.630
اون ارتش ایران رو نابود کرد

34:08.630 --> 34:12.470
اسکندر کبیر

34:12.470 --> 34:16.680
نام اون به دل مردان هراس می‌اندازه

34:17.390 --> 34:18.390
دیوونه

34:19.600 --> 34:23.350
اسکندر کبیر

34:23.350 --> 34:24.270
...یه

34:25.190 --> 34:26.940
لعنتی، لعنتی

34:35.780 --> 34:37.370
وقتشه اوضاع رو عوض کنم

35:04.850 --> 35:06.690
سرتو پایین بگیر، دنبالش بگرد

35:10.820 --> 35:11.860
زود باش

35:43.060 --> 35:45.640
نه، نه، نه، نه، نه، لعنتی

35:46.310 --> 35:48.270
چیه؟ -
بهش میگن چرخ گوشت  -

35:49.480 --> 35:51.020
می‌خوان اونها رو بکشن

35:51.020 --> 35:52.610
،اگه تو انبار نمیرن

35:52.610 --> 35:54.610
وقتی ازون دریچه بیان بیرون می‌میرن

35:55.150 --> 35:56.440
چکار کنیم؟

35:57.070 --> 35:58.240
نزدیک بمون

35:58.240 --> 35:59.450
دستورات من رو اجرا کن

36:00.120 --> 36:02.910
اگه اونها رو از بین نبریم،
لوئیزا و ریور می‌میرن

36:15.170 --> 36:16.340
لعنتی

36:17.590 --> 36:19.130
بریم سروقتشون -
چـــی؟ -

36:25.600 --> 36:26.930
داری لبخند می‌زنی؟ -
آره -

36:26.930 --> 36:28.390
حس زنده بودن دارم. تو نداری؟

36:28.390 --> 36:31.650
.نه، حس می‌کنم خیلی به مرگ نزدیکم
اینجا چه غلطی می‌کنیم؟

36:31.650 --> 36:33.520
باید تو بار می‌موندیم

36:36.860 --> 36:37.860
خوب بود

36:39.320 --> 36:40.780
وایسا. وایسا

36:41.450 --> 36:42.780
اوکی، الآن میریم

36:44.870 --> 36:46.910
اوکی، بیا دوباره به این فکر کنیم

36:47.580 --> 36:48.660
لعنتی

36:49.160 --> 36:52.290
.باشه، زود باش
کت و کیفت رو برات آوردم

36:52.290 --> 36:53.630
ولش کن. حالش خوب میشه

36:53.630 --> 36:56.670
اون اصلاً خطرناک نبود -
اون یه اسلحه داشت -

36:56.670 --> 37:00.010
.نمی‌دونست چطوری ازش استفاده کنه
من بهتر از اون شلیک می‌کنم

37:00.010 --> 37:01.550
بفرما، ببین

37:01.550 --> 37:03.470
سلام سارا. سلام -
سلام، همینه -

37:03.470 --> 37:05.890
.آره، مثل روز اولش شده
عالیه. خب، بیا

37:05.890 --> 37:06.970
...لمب

37:09.020 --> 37:10.190
ما افراد خودمون رو می‌کشیم؟

37:11.060 --> 37:12.850
منظورت چیه؟ -
خب، می‌کشیم؟ -

37:13.360 --> 37:16.650
می‌خوای تو رو
از همدستی با اونها تبرئه کنم؟

37:16.650 --> 37:18.690
من همدستی نکردم، من کمک کردم

37:19.280 --> 37:22.490
به چیزهایی که وقتی
نزدیک بخش عملیات بودم فکر کردم

37:22.490 --> 37:26.160
و فکر کردم، چارلز هیچوقت اجازۀ همچین کاری
رو نمیده ولی تیرنی شاید اجازه بده

37:26.160 --> 37:29.080
چطور همچین قضاوتی کردی؟

37:29.080 --> 37:31.460
چون دیدم اون و تاورنر تا کجا پیش میرن

37:31.460 --> 37:33.290
تا از فاش شدن مسائل جلوگیری کنن -
لعنتی -

37:33.290 --> 37:35.250
خب، بیا ببینیم اونها چی پیدا کردن

37:35.250 --> 37:37.840
نه منظورم این بود که کسی داره میاد

37:41.800 --> 37:43.930
انگار دو نفر هستن

37:43.930 --> 37:47.220
اومدن دنبال من؟ -
نه، احتمالاً اومدن تو رو بکشن -

37:49.520 --> 37:50.890
می‌تونم یکیشونو بزنم

37:50.890 --> 37:53.850
چیزی داری که منفجر بشه؟ -
متأسفم -

37:56.360 --> 37:57.360
!برو، برو

37:58.020 --> 37:59.400
پیداش کردم، پیداش کردم

38:04.110 --> 38:05.450
!بیایید بیرون

38:08.330 --> 38:10.620
پیداش کردیم! باید از اینجا بزنیم بیرون

38:10.620 --> 38:12.960
آره، خب تنها راه خروج اون دره

38:23.300 --> 38:24.300
لعنتی

38:27.510 --> 38:28.390
!بن

38:31.180 --> 38:32.310
!شلیک کنید

38:32.310 --> 38:34.520
یه اسلحه بهم بده -
بهت اسلحه نمیدم -

38:37.150 --> 38:38.440
من دوره دیدم

38:38.440 --> 38:41.400
عالیه. چرا به اونها نمیگی؟
مطمئنم تسلیم میشن

38:46.660 --> 38:47.950
اسلحۀ اونو برمی‌دارم

38:47.950 --> 38:49.030
همونجا بمون

38:50.910 --> 38:51.950
منو پوشش بده

38:52.540 --> 38:54.500
!بن -
...بن، سر جات -

39:05.470 --> 39:07.260
هدف رو زدیم

39:11.510 --> 39:12.520
لعنتی

39:16.770 --> 39:18.770
!برید، برید، برید، برید، برید، برید

39:44.000 --> 40:11.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
