WEBVTT

00:01.860 --> 00:08.860
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:11.260 --> 00:15.660
‫آخر هفته رو نریم بیرون؟
‫بریم سمت ساحل.

00:19.640 --> 00:21.300
‫چیه؟

00:22.230 --> 00:24.900
‫همش میگی این شهر چیزایی رو داره
‫همیشه دلت می‌خواسته.

00:24.900 --> 00:26.270
‫داره خب.

00:27.860 --> 00:29.900
‫اما اگه ترجیحت اینه کارهات رو بکنی

00:29.900 --> 00:31.580
‫تا این که آخرهفته رو پیش من باشی،

00:31.580 --> 00:33.220
‫تو سفارت آگهی می‌ذارم
‫تا یکی دیگه بیاد.

00:33.220 --> 00:35.740
‫نه.
‫نه، میام.

00:38.240 --> 00:39.760
‫معلومه که میام.

00:52.670 --> 00:56.050
‫باید دوش بگیرم و
‫حمص‌ها رو بپزم.

00:56.050 --> 01:00.350
‫اینجا استانبوله.
‫حمص‌های محشری داره که بتونی بخری.

01:00.350 --> 01:03.740
‫دارم خودم رو تو آشپزی غرق می‌‌کنم.

01:30.750 --> 01:31.760
‫چی‌کار می‌کنی؟

01:35.180 --> 01:37.140
‫- فقط دنبالِ...
‫- دنبال چی بودی؟

01:38.180 --> 01:39.760
‫وسیله‌هات؟

01:39.760 --> 01:41.770
‫وسیله‌هات رو میز من چی‌کار می‌‌کنه؟

01:45.390 --> 01:46.600
‫دنبال چی می‌گردی؟

01:49.560 --> 01:51.820
‫یه پرونده حساس
‫که فکر می‌کنن می‌خوای افشاش کنی.

01:56.860 --> 01:59.700
‫اوم...

01:59.700 --> 02:02.830
‫خب،
‫حالا تو این پرونده چی هست؟

02:02.830 --> 02:05.120
‫نگفتن.
‫فقط یه اسم بهم دادن.

02:06.540 --> 02:07.540
‫«رد پا.»

02:08.620 --> 02:13.320
‫هیچ سوالی هم نپرسیدی؟
‫فقط موافقت کردی؟

02:14.550 --> 02:16.470
‫راستی،
‫اصلاً جاسوس خوبی ازت در نمیاد.

02:16.470 --> 02:18.090
‫کار راحتی واسم نیست.

02:18.090 --> 02:21.940
‫نیست؟
‫بهش که می‌خوره باشه.

02:22.310 --> 02:25.640
‫میای اینجا و من رو می‌کنی
‫و میری سر وسایلم.

02:25.640 --> 02:26.770
‫از اون ماموریت خفن‌هاس.

02:26.770 --> 02:29.500
‫نتونستم قبول نکنم.
‫درمورد رابطه‌مون خبر ندارن.

02:31.190 --> 02:34.320
‫الیسون. الی.
‫نه، وایسا!

02:39.410 --> 02:41.280
‫ال.

02:44.290 --> 02:45.650
‫پیداش کردی؟

02:47.540 --> 02:48.960
‫خودت می‌دونی مجبور بودم.

02:49.500 --> 02:50.790
‫فکر می‌کردم من برات مهمم.

02:50.790 --> 02:52.210
‫هستی.

02:52.210 --> 02:54.000
‫واقعاً برام مهمی.

02:54.000 --> 02:54.960
‫گورت رو گم کن.

02:54.960 --> 02:56.420
‫تو رو خدا بذار وضع رو درست کنم.

02:59.510 --> 03:01.800
‫همین حالا.

03:25.830 --> 03:28.290
‫منم.
‫باید نقشه رو بندازیم جلو.

03:28.870 --> 03:30.670
‫همین حالا راه می‌افتم.

03:31.480 --> 03:35.570
‫[رد پا: بردن این پرونده به بیرون غیرقانونی است.]

04:09.870 --> 04:11.040
‫میرم قاضی‌کوی.

04:11.040 --> 04:12.000
‫بله خانم.

04:25.850 --> 04:27.310
‫اون قایق رو تعقیب کن.

05:00.300 --> 05:02.300
‫جلوی تانکر بپیچ راست.

05:03.300 --> 05:04.630
‫نمی‌تونم نزدیک شم.

05:04.630 --> 05:09.930
‫اگه قایق پشت‌سری‌مون رو گم کنی
‫۵۰۰ تا دیگه میدم.

05:19.110 --> 05:22.190
‫- همین حالا تانکر رو دور بزن!
‫- نمیشه!

05:32.520 --> 05:34.940
‫[داندلر - استانبول]

06:50.070 --> 06:51.070
‫هی!

07:00.500 --> 07:01.880
‫کیر توش!

08:00.940 --> 08:01.940
‫گندش بزنن.

08:36.930 --> 08:39.310
‫بذار همه بدونن چی تو اون پرونده‌اس.

09:03.370 --> 09:06.210
‫نه الی! وایسا!
‫چی؟

09:13.430 --> 09:14.550
‫الی!

09:16.550 --> 09:18.680
‫الیسون!

09:22.060 --> 09:23.180
‫کجایی الی؟

09:28.360 --> 09:29.900
‫الی!

09:34.920 --> 09:36.800
‫کجایی؟

09:51.580 --> 09:59.000
‫مترجم: «محمدعلی sm»

10:00.024 --> 10:07.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

10:41.680 --> 10:44.240
‫[برگرفته از رمان «ببرهای واقعی» از میک هرون]

10:49.820 --> 10:52.380
‫« اسب‌های کودن »
‫" فصل سوم - قسمت اول "

10:53.150 --> 10:55.150
‫[یک سال بعد]

11:06.200 --> 11:08.300
‫ریور!

11:11.540 --> 11:13.000
‫جعبۀ آخر رو می‌خوان.

11:13.000 --> 11:14.920
‫- حله.
‫- توش رو نگاه کردی؟

11:14.920 --> 11:16.210
‫آره.

11:16.210 --> 11:17.880
‫بهش نمی‌خوره کرده باشی.

11:17.880 --> 11:19.220
‫هنوز چسبای قدیمی روشه که.

11:19.220 --> 11:22.000
‫خب دوباره می‌چسبونمش.
‫دارم از طبیعت محافظت می‌کنم.

11:23.970 --> 11:25.520
‫فهرست‌شون کردی؟

11:25.520 --> 11:27.930
‫مگه مهمه؟
‫کسی که دیگه اینا رو نمی‌خونه.

11:27.930 --> 11:30.020
‫آره ولی باز هم باید فهرست‌شون کنیم.

11:30.020 --> 11:30.940
‫چه فایده‌ای داره؟

11:31.810 --> 11:36.080
‫این پرونده‌ها تو سطح رینگوئن،
‫سطح‌پایین‌ترین پرونده‌های پارکه.

11:36.080 --> 11:37.530
‫نشون میده چه فکری درموردمون می‌کنن.

11:37.530 --> 11:40.570
‫اگه حتی همین کار ساده رو هم
‫نتونیم درست انجام بدیم که فکرشون بدتر میشه.

11:40.570 --> 11:44.030
‫کاترین، این مثل پر کردن یه انبار
‫با کلی خرت و پرته

11:44.030 --> 11:46.330
‫که وقتی آدم می‌میره
‫بچه‌هاش برن توش سرک بکشن.

11:46.330 --> 11:48.820
‫ازمون خواستن این کار رو بکنیم،
‫پس باید درست انجامش بدیم.

11:48.820 --> 11:50.580
‫پس برگرد بالا
‫و فهرست‌بندی‌شون کن.

11:50.580 --> 11:53.040
‫نه، امکان نداره.
‫بعدش هم، کامیون داره راه بیفته.

11:53.040 --> 11:54.760
‫ترجیح میدم جعبه رو فردا بفرستیم،

11:54.760 --> 11:56.220
‫بعد این که محتویات‌شون رو بررسی کردیم.

11:56.220 --> 11:57.090
‫نچ.

11:57.660 --> 11:59.480
‫حتی چسب‌شون هم درست نزدی.

12:00.050 --> 12:02.800
‫چیزی نیست.
‫بیخیال شو.

12:03.620 --> 12:05.180
‫هی،
‫وایسا، وایسا.

12:06.260 --> 12:09.270
‫- ای خدا.
‫- وایسا.

12:23.320 --> 12:24.320
‫ریور؟

12:24.320 --> 12:26.830
‫باشه،
‫میرم یه جعبه دیگه بیارم.

12:53.940 --> 12:58.570
‫ببخشید این رو می‌پرسم،
‫اما بهتر نیست ایشون اینجا نباشن؟

12:58.570 --> 13:01.990
‫- کی؟
‫- خب، این کارتن‌خوابه.

13:01.990 --> 13:03.070
‫کارتن‌خواب؟

13:05.780 --> 13:06.780
.ویزیت دارن

13:06.780 --> 13:10.540
‫آخه ایشون...
‫بوی بدی میدن.

13:11.120 --> 13:12.660
‫همسرم رو ناراحت کرده.

13:13.160 --> 13:14.920
‫متاسفانه کاری از دست من برنمیاد.

13:16.130 --> 13:17.130
‫اوه.

13:27.220 --> 13:30.850
‫مشکل روده‌‌امه.
‫کاریش نمیشه کرد.

13:37.310 --> 13:39.570
‫لازم نیست این کارها رو بکنی جکسون.

13:39.570 --> 13:42.150
‫مزایای کاری‌ان دیگه.

13:42.150 --> 13:44.910
‫- واقعاً یه سال شده؟
‫- آره.

13:44.910 --> 13:48.530
‫تخمام یکم آویزون‌تر شدن.

13:48.530 --> 13:50.370
‫اما بجز اون همه‌چی روبراهه.

13:53.910 --> 13:55.790
‫- از مشروبات چه خبر؟
‫- خوبن خداروشکر.

13:55.790 --> 13:57.540
‫نه، منظورم اینه چقدر مشروب می‌خوری؟

13:57.540 --> 14:00.420
‫نمی‌دونم.
‫شاید هفته‌ای ۲ یا ۳ تا بطری.

14:00.420 --> 14:03.240
‫- شراب؟
‫- ویسکی.

14:03.510 --> 14:05.010
‫فکر می‌کردم درموردش حرف زدیم.

14:05.010 --> 14:06.550
‫رو کارم تاثیری نمی‌ذاره.

14:06.550 --> 14:10.310
‫بعدش هم، کلی کار رو سرم ریخته،
‫آسایشم رو بهم زده.

14:10.310 --> 14:11.560
‫اینجا یه کلینیک اطلاعاتیه.

14:11.560 --> 14:15.140
‫تعداد واحدهای مشروبی که
‫ تو یه هفته می‌تونی بخوری، حدی داره.

14:15.140 --> 14:18.400
‫- حدش چیه؟
‫- چهارده واحد.

14:18.400 --> 14:20.940
‫- خب همین رو بنویس.
‫- اجازه ندارم دروغ بگم.

14:20.940 --> 14:26.440
‫تو دروغ نمیگی. من دروغ میگم.
‫من بهت گفتم ۱۴ واحد. همین رو بنویس.

14:30.450 --> 14:33.040
‫- سیگار می‌کشی؟
‫- ترک کردم.

14:33.950 --> 14:35.080
‫- جداً؟
‫- آره.

14:35.080 --> 14:38.330
‫تقریباً...
‫بیست و هفت‌ دقیقه‌ای میشه که نکشیدم.

14:39.960 --> 14:42.880
‫لابد معجزه شده
‫اما آزمایش‌های خونت خوب از آب در اومدن.

14:42.880 --> 14:45.760
‫دیدی؟
‫من یه غولم.

14:47.590 --> 14:49.660
‫می‌خوام فشار خونت رو اندازه بگیرم.

14:53.270 --> 14:54.810
‫بعدش هم باید بری رو تردمیل.

14:55.680 --> 14:56.770
‫اگه...

14:56.770 --> 15:00.810
‫اگه من رو ببری رو تردمیل...
‫به جرم آدم‌کشی دستگیرت می‌کنن.

15:00.810 --> 15:02.610
‫باید یه چندتا فعالیت سبک انجام بدی،

15:02.610 --> 15:05.120
‫روزی یه ساعت‌ پیاده‌روی کنی
‫و حواست به تغذیه‌‌ات باشه.

15:05.120 --> 15:07.570
‫فکر کنم این چیزا دیگه از من گذشته،
‫نه؟

15:08.320 --> 15:12.720
‫ویندلوی هندی فاسد
‫ و پله‌های شیب‌دار دخلم رو میارن.

15:13.870 --> 15:15.790
‫راه بهتری برای مردن
‫به فکرم نمی‌رسه.

15:18.790 --> 15:20.920
‫کار اون جعبه رو صبح تموم می‌کنم.

15:20.920 --> 15:23.630
‫- بقیه رو هم درست انجام میدی؟
‫- آره.

15:23.630 --> 15:27.630
‫شاید باید به‌جای این که
‫ با کارت بجنگی، در آغوشش بگیری.

15:27.630 --> 15:30.510
‫آغوش گرفتن که یکم زیاد‌ه‌رویه اما...

15:30.510 --> 15:31.720
‫واقعاً خسته شدم

15:31.720 --> 15:34.220
‫- از این که هی باید وادارت کنم.
‫- خب نکن.

15:34.720 --> 15:37.230
‫اینقدر مثل فداکارها رفتار نکن.

15:38.980 --> 15:40.060
‫فردا می‌بینمت.

15:42.610 --> 15:45.150
‫وایسا کاترین.
‫منظورم این نبود.

15:50.030 --> 15:52.200
‫اوه.
‫ببخشید.

15:54.240 --> 15:55.240
‫نه،
‫ولش کن!

16:02.280 --> 16:04.250
‫[لیدن‌هال]

16:40.000 --> 16:41.710
‫درحال حاضر تو این جلسه،

16:41.710 --> 16:45.490
‫از تازه‌واردها می‌پرسیم که دل‌شون می‌خواد
‫باهامون چیزی رو به اشتراک بذارن؟

16:47.710 --> 16:50.970
‫- اسم من جانه.
‫- سلام جان.

16:51.880 --> 16:53.180
‫هنوز هم دائم‌الخمرم.

16:55.140 --> 16:57.180
‫هنوز هم تازه‌واردم.

16:59.270 --> 17:01.060
‫هنوز هم فقط روزها رو می‌شمارم.

17:01.690 --> 17:04.560
‫همش واسه فردا صبر می‌کنم
‫تا از دیروز روز بهتری باشه.

17:04.560 --> 17:07.770
‫اما...

17:07.770 --> 17:10.030
‫...انتظار ندارم اینطوری باشه.

17:11.070 --> 17:13.360
‫ادامه بده.

17:14.990 --> 17:18.330
‫تازه‌وارد دیگه‌ای نیست
‫که مایل باشه حرفی بزنه؟

17:48.940 --> 17:50.150
‫شب‌تون بخیر خانم.

17:50.150 --> 17:52.860
‫ماشین وایسادن تا شما رو ببرن
‫انبار پرونده‌های خارج از اینجا.

17:52.860 --> 17:54.280
‫با آژانس جلسه دارم.

17:54.280 --> 17:57.070
‫بهم گفته شده که توی برنامه‌تون
‫ تغییر کوچیکی به‌وجود اومده.

17:57.070 --> 17:57.990
‫کی گفته؟

18:09.840 --> 18:11.170
‫یه پرس کباب بره لطفاً.

18:12.090 --> 18:13.090
‫معمولی یا بزرگ؟

18:13.590 --> 18:15.430
‫ام..
‫بزرگ.

18:16.090 --> 18:17.510
‫نه،
‫دوتا معمولی بده.

18:18.140 --> 18:21.100
‫- میشه چهارده پوند.
‫- چهارده.

18:21.100 --> 18:22.680
به کباب‌ها سس تند بزنم؟

18:22.680 --> 18:25.180
‫آره، اما زیاد نباشه که
‫مزه گوشت رو نتونم بچشم.

18:25.560 --> 18:26.800
‫سه‌ پرس کباب می‌خواستیم.

18:26.800 --> 18:28.780
‫- چندتا هم آبجو.
‫- آبجو نداریم.

18:28.780 --> 18:30.610
‫پس برم از فروشگاه بخرم؟

18:30.610 --> 18:32.860
‫من...
‫بیرون منتظر می‌مونم.

18:56.510 --> 18:58.800
‫- شما کاترین بودین، درسته؟
‫- بله.

18:58.800 --> 19:02.510
‫یه لحظه وقت دارین؟
‫ازتون یه توصیه می‌خواستم.

19:03.600 --> 19:04.890
‫- از من؟
‫- بله.

19:04.890 --> 19:06.690
‫اگه نتونستین اشکال نداره،
‫فقط...

19:07.810 --> 19:11.900
‫اونجا که داشتم حرف می‌زدم،
‫انگار واقعاً گوش می‌کردین.

19:12.520 --> 19:14.610
‫مرسی.
‫همیشه سعی می‌کنم.

19:16.280 --> 19:17.490
‫سوال‌تون چی بود؟

19:18.450 --> 19:22.200
‫احتمالاً وقتشه یه سرپرست بگیرم.

19:25.120 --> 19:26.000
‫نوش جان.

19:36.720 --> 19:41.680
‫ممنون بابت وقتی که گذاشتین.
‫اینجا همچین شهر دوستانه‌ای نیست.

19:42.640 --> 19:44.510
‫از بار آخری که اینجا بودم
‫خیلی عوض شده.

19:45.770 --> 19:46.930
‫مگه کِی بوده؟

19:47.520 --> 19:49.060
‫حدود ده سال پیش.

19:49.060 --> 19:50.350
‫چی باعث شد برگردین؟

19:53.570 --> 19:54.440
‫من...

19:56.320 --> 19:57.440
‫یه‌ نفر رو از دست دادم.

19:58.700 --> 20:00.410
‫نتونستم اینجا بمونم.

20:00.410 --> 20:01.950
‫به‌خاطر خاطرات و این‌جور چیزا.

20:03.200 --> 20:06.490
‫- ببخشید. قصدم فضولی نبود...
‫- نه، اشکالی نداره.

20:07.160 --> 20:10.370
‫هی، می‌تونستم دروغ بگم
‫تا اینطوری خجالت نکشین،

20:10.370 --> 20:14.000
‫مشروب خوردن رو بعد از مرگش شروع کردم.

20:14.000 --> 20:18.130
‫خودم رو مقصر می‌دونستم،
‫توی خودم ریختم.

20:18.130 --> 20:21.050
‫...بخشی از روند بهبودی هم
‫صحبت کردن درموردش بوده.

20:21.050 --> 20:23.600
‫این که باهاش کنار بیام
‫نه این که دفنش کنم.

20:24.800 --> 20:26.420
‫می‌تونی خاطرات رو دور کنی،

20:26.420 --> 20:28.890
‫اما دیر یا زود
‫باید باهاشون کنار بیای.

20:28.890 --> 20:32.760
‫همم.
‫رازها هم همیشه برملا میشن.

20:34.400 --> 20:37.650
‫همیشه تاوانی در کاره.

20:42.610 --> 20:45.740
‫لاته بدون کافئین
‫ و کاپوچینوی قوی با شکلات اضافه.

20:45.740 --> 20:47.330
‫قهوه‌ام رو تو راه می‌خورم.

20:47.330 --> 20:49.330
‫چی؟ نه.
‫از صحبت کردن باهات واقعاً لذت می‌‌برم.

20:49.330 --> 20:52.210
‫- صبح زود باید بیدار شم.
‫- بیخیال. نمیشه که بری.

20:52.210 --> 20:54.880
‫هنوز درمورد چیزی که
‫ اومدیم درموردش حرف بزنیم، حرف نزدیم.

20:54.880 --> 20:56.000
‫بله.
‫سرپرستی رو میگین.

20:56.000 --> 20:58.710
‫نه.
‫جکسون لمب.

21:52.180 --> 21:53.100
‫ببخشید.

21:54.100 --> 21:57.190
‫ببخشید.
‫من گم شدم.

21:57.190 --> 21:59.440
‫میشه بگین جادۀ شمالی از کدوم سمته؟

21:59.440 --> 22:02.860
‫مسیرم از اون طرفه.
‫اگه سوارم کنین، نشون‌تون میدم.

22:02.860 --> 22:04.360
‫یه جا دیگه میری.

23:40.210 --> 23:41.670
‫از جات جم نخور.

23:45.880 --> 23:46.880
‫خانم.

23:48.630 --> 23:50.510
‫میز دوم توی خونه‌اس.

23:50.510 --> 23:52.220
‫بیرون خونه...
‫خونه نه.

23:52.800 --> 23:56.020
‫چندتا پناهگاه متروکه از زمان جنگ سرد.

23:56.020 --> 23:58.600
‫اگه بمباران می‌شد،
‫ملکه و اعضای دولت اینجا مخفی می‌شدن.

23:58.600 --> 24:01.100
‫آره، می‌دونم.
‫خودم منحلش کردم.

24:01.100 --> 24:03.480
‫و دوباره به‌عنوان یه انبار اسناد بازش کردین.

24:03.480 --> 24:04.730
‫مچکرم، خالق من.

24:04.730 --> 24:06.990
‫- می‌بینم که می‌خواین یه گشتی بزنین.
‫- واسه همین اومدم.

24:06.990 --> 24:10.240
‫«بفرما توی خونه».
‫این رو عنکبوب رو مگس گفت.

24:10.240 --> 24:14.330
‫اینجا خونه نیست، من هم عنکبوت نیستم.
‫اسمم داگلاسه. شما هم مگس نیستین.

24:14.330 --> 24:17.830
‫میشه قبل این که حرف بزنی فکر کنی
‫یا کلاً حرف نزنی؟

24:18.830 --> 24:21.830
‫پیام دریافت شد
‫و مفهومه.

24:21.830 --> 24:23.080
‫با این‌حال بهش عمل نکردی.

24:39.680 --> 24:41.440
‫انگار بدت نمیاد کسی کنارت باشه.

24:44.150 --> 24:48.940
‫۳۷ دقیقه‌اس که اومدی
‫و یه بار هم به در نگاه نکردی.

24:55.870 --> 24:56.990
‫اهل حرف زدن نیستی؟

24:59.700 --> 25:00.710
‫باشه.

25:03.500 --> 25:05.290
‫می‌شینم اینجا و از منظره لذت می‌برم.

25:13.720 --> 25:17.350
‫راستی، من تو آینده سیر می‌کنم.
‫نترس، طالع‌بین نیستم.

25:18.140 --> 25:21.340
‫البته می‌تونم این رو بگم که به تازگی
‫با یه غریبۀ خوش‌تیپ آشنا شدی.

25:25.150 --> 25:30.590
‫«آینده» قراردادهای مشتق
.برای خرید یا فروش یه کالا برای مدتی بعده

25:32.300 --> 25:33.280
‫من یه‌جور...

25:33.280 --> 25:37.280
‫ای خدا، می‌خوام دوتا لیوان شراب بخورم
‫که خودم هم پولش رو میدم

25:37.280 --> 25:40.160
‫و اگه وقتی کارم تموم شد، هنوز اینجا بودی،
‫می‌تونی باهام بیای خونه.

25:40.160 --> 25:41.370
‫اما تا اون‌موقع...

25:41.370 --> 25:42.960
‫...لطفاً خفه‌خون بگیر.

25:44.540 --> 25:45.750
‫باشه.

26:01.100 --> 26:02.850
‫- سی دقیقه وقت داری.
‫- ببین، یه مشکلی هست.

26:02.850 --> 26:04.350
‫آره،
‫من هم دارم.

26:04.350 --> 26:06.800
‫می‌خواستم سگ‌مست بشم
‫و با یه غریبه بخوابم.

26:06.800 --> 26:08.170
‫داره ازم اخاذی میشه.

26:10.100 --> 26:11.740
‫- به‌خاطر بدهی؟
‫- نه.

26:11.740 --> 26:12.820
‫پس چی؟

26:13.570 --> 26:16.100
‫به‌خاطر این که دوباره قمار رو شروع کردم.

26:16.780 --> 26:18.330
‫- می‌دونن اطلاعاتی‌ای؟
‫- آره.

26:18.330 --> 26:20.160
‫- یعنی لو رفتی؟
‫- اوهوم.

26:20.160 --> 26:21.240
‫کی لوت داده؟

26:21.910 --> 26:24.790
‫سرویس امنیت فدرال روسیه؟
‫کرۀ شمالی؟

26:25.290 --> 26:26.330
‫یا کار مافیاس؟

26:26.330 --> 26:27.830
‫رفیقای ولگردم چطورن؟

26:30.000 --> 26:33.800
‫رفیقای ولگرد.
‫چون هم رفیقامین و هم ولگردین.

26:33.800 --> 26:35.340
‫شراب‌لازم میشی.

26:35.340 --> 26:37.760
‫چی...
‫هو داره ازت باج می‌گیره؟

26:39.240 --> 26:40.470
‫باج‌گیری نیست.

26:40.470 --> 26:43.100
‫گفتم یه لطف کوچیکی در حقم بکنه.
‫قبول نکرد.

26:43.100 --> 26:46.850
‫برای همین یکم فشار روش گذاشتم
‫تا تو مسیر درست قرار بگیره.

26:47.400 --> 26:49.560
‫عجب آدم لاشی‌ای هستی هو.

26:49.560 --> 26:52.280
‫- تهدید کردی که اخراج میشه؟
‫- واسه قمار اخراجم نمی‌کنن.

26:52.280 --> 26:55.990
‫یه اعتیاده...
‫یعنی یه مشکل روانی.

26:56.780 --> 26:57.990
‫پس می‌خواد به کی بگه؟

26:59.740 --> 27:00.580
‫به خانمش.

27:00.580 --> 27:02.540
‫بهش قول داده قمار رو کنار بذاره،

27:02.540 --> 27:05.080
‫- اما بعضیا معتاد پوکر آنلاینن..
‫- گه نخور.

27:05.080 --> 27:07.000
‫خب این چه ربطی به من داره؟

27:08.320 --> 27:09.940
‫بهت نگفته؟

27:10.130 --> 27:13.000
‫حق‌السکوتم این بوده
‫که تو رو بیاره پیش من.

27:13.340 --> 27:16.630
‫- مگه مال اینم که به بیارتم پیش تو؟
‫- ببین، یه نوشیدنی برات می‌گیرم، خب؟

27:16.630 --> 27:18.450
‫خودم با پولت نوشیدنی می‌گیرم.

27:20.720 --> 27:23.140
‫یه شراب جک دنیل با نوشابه.

27:23.140 --> 27:28.140
‫همونطور که می‌بینین، فضای ذخیره‌سازی کافی
‫ برای پرونده‌های سطح جورج و رینگو داریم.

27:28.140 --> 27:31.780
‫سطوح پاول و جان
‫هنوز توی پارک نگهداری میشن.

27:32.190 --> 27:36.490
‫به‌نظر من این‌ نام‌گذاری یه کوچولو خشنه.

27:36.490 --> 27:38.200
‫از طرفدارای دو آتیشۀ جرج هریسونم.

27:38.200 --> 27:41.700
‫راستش خودم هم یکم
‫وارد فاز ‏فلسفه‌ی ماوراءطبیعه شدم

27:41.700 --> 27:44.020
‫که منجر به این شد
دچار یه فروپاشی جزئی بشم،

27:44.020 --> 27:46.620
‫اما...
‫حالا وضعم اینه.

27:48.920 --> 27:53.840
‫مالی دورن ازم خواست تا مطمئن شم
‫که قفسه ۲۷ به سلامت رسیده باشه.

27:53.840 --> 27:56.280
‫انگار دقیقه نودی اضافه شده.

27:56.800 --> 28:00.800
‫مالی دورن از من سوال کرده؟
‫اون یه اسطوره‌اس.

28:00.800 --> 28:04.260
‫ملکۀ بایگانی‌ها.
‫کراش قایمکیم.

28:04.260 --> 28:06.810
‫دفعه بعد یه عکس امضا شده برات میارم.

28:06.810 --> 28:08.060
‫چی بهش بگم؟

28:08.640 --> 28:10.060
‫که صدالبته این پرونده به سلامت رسیده

28:10.060 --> 28:13.270
‫و رو سینۀ نرمم نگهش می‌دارم.

28:14.770 --> 28:16.030
‫استعاری بود.

28:16.650 --> 28:18.680
‫همین بالاس.
‫اگه می‌خواین می‌تونم نشون‌تون بدم.

28:18.680 --> 28:21.110
‫لازم نیست.
‫چطوری از اینجا برم بیرون؟

28:21.110 --> 28:24.410
‫اگه گشت‌زدن‌مون رو تموم کنیم
‫و از راهی که اومدیم برگردیم، سریع‌تر می‌رسیم.

28:24.410 --> 28:26.290
‫نزدیک‌ترین راه خروجی رو نشونم بده.

28:32.500 --> 28:35.250
‫- چی از جونم می‌خوای؟
‫- لوئیزا.

28:37.010 --> 28:39.130
‫- فکر می‌کنی الماس دست اونه؟
‫- چی؟

28:39.130 --> 28:43.640
‫وقتی نزدیک بود لوئیزا تیر بخوره
‫۳۵۷ تا الماس از سقف ریخت.

28:43.640 --> 28:44.850
‫فقط ۳۵۶تاش رو پیدا کردن.

28:44.850 --> 28:48.390
‫فکر و ذکر دافی این شده که پیداش کنه،
‫وگرنه تحت ظن بازرس‌هاش می‌مونه.

28:48.390 --> 28:50.350
‫- آره، دست توئه.
‫- نه، نیست.

28:50.940 --> 28:53.360
‫دیگه نیست.
‫سرش قمار کردی.

28:54.560 --> 28:55.820
‫من برش نداشتم.

28:55.820 --> 28:59.860
‫دیگه فقط کاترین اونجا بود.
‫امکان نداره اون برش داشته باشه.

28:59.860 --> 29:03.280
‫خب اگه می‌دونین که الماس
‫دست لوئیزا نیست، پس قضیه چیه؟

29:06.990 --> 29:08.370
‫وای خدا.

29:08.370 --> 29:11.370
‫جذاب‌ترین دختر اداره
‫باید با جذاب‌ترین پسر اداره باشه.

29:12.000 --> 29:13.210
‫اما شدنی نیست.

29:13.210 --> 29:15.790
‫برای همین موهات رو رنگ کردی؟

29:15.790 --> 29:19.340
‫ چی؟ نه.
‫ اون موهاش رو رنگ کرد تا از من تقلید کنه.

29:19.340 --> 29:22.630
‫مثل بتمن داره علامت میده
‫اما مثل جوکر باهام رفتار می‌کنه.

29:22.630 --> 29:23.840
‫همم.

29:23.840 --> 29:26.640
‫واقعاً خودت نمی‌تونی بفهمی
‫که چرا شدنی نیست؟

29:26.640 --> 29:30.020
‫معلومه که هنوز دلش پیش هارپر گیره.

29:30.020 --> 29:31.940
‫اما اون مُرده،
‫جسدش سوزونده و خاکستر شده.

29:31.940 --> 29:35.560
‫باید فراموش کنه.
‫تو هم باید سر عقل بیاریش.

29:36.400 --> 29:38.730
‫توی سرازیریه.

29:38.730 --> 29:41.010
‫این که می‌بینم یه میوۀ تازه
‫ روی شاخه گندیده بشه،

29:41.010 --> 29:42.200
‫- دلم رو می‌شکونه.
‫- ای خدا.

29:48.450 --> 29:51.000
‫همون اول باید این کار رو می‌کردی.

29:51.660 --> 29:53.160
‫یه مشروب دیگه برام سفارش بده.

29:53.160 --> 29:55.210
‫تموم مشروب‌های عمرت پا حساب من.

30:43.380 --> 30:47.140
‫همم.
‫کلوچه با خامه. صبحونۀ موردعلاقم.

30:47.140 --> 30:48.430
‫حتماً یه نشونه‌اس.

30:48.430 --> 30:50.350
‫الان به خودت بستنی تعارف کردی؟

30:50.350 --> 30:51.560
‫جانم؟

30:51.560 --> 30:54.480
‫- بستنی رو بذار سر جاش.
‫- باز هم برات می‌خرم.

30:54.480 --> 30:56.560
‫خیلی ممنون.
‫خودم می‌تونم واسه خودم بستنی بخرم...

30:56.560 --> 30:57.650
‫اصلاً برو بیرون.

30:59.310 --> 31:00.520
‫گورت رو گم کن.

31:07.910 --> 31:09.950
‫- کسخل.
‫- آشغال.

32:12.140 --> 32:13.560
‫بیخیال.

32:24.820 --> 32:27.900
‫استن‌دیش!
‫صابون!

32:39.960 --> 32:41.120
‫استن‌دیش!

33:12.530 --> 33:13.530
‫اه.

33:14.660 --> 33:16.030
‫- صبح‌بخیر.
‫- صبح‌بخیر.

33:16.910 --> 33:17.990
‫چندوقته اینجایی؟

33:20.500 --> 33:21.670
‫حدوداً یه ساعت.

33:21.670 --> 33:22.830
‫واسه چی؟

33:22.830 --> 33:24.630
‫تا واسه کاترین جبران کنم.

33:24.630 --> 33:27.210
‫چون فکر کنم دیروز تونستم
‫واقعاً عصبانیش کنم.

33:27.710 --> 33:29.550
‫جدی؟
‫قیافۀ کاترین عصبانی چه شکلیه؟

33:30.510 --> 33:32.880
‫دقیقاً مثل حالت معمولیش.
‫همینه که بدترش می‌کنه.

33:33.800 --> 33:34.800
‫چیزیش نمیشه.

33:36.890 --> 33:39.310
‫بهش گفتم اینقدر مثل فداکارها رفتار نکن.

33:41.160 --> 33:43.000
‫خب پس.
‫یه چیزیش میشه.

33:43.520 --> 33:44.560
‫خب واسه چی؟

33:45.150 --> 33:49.280
‫چون اینجا رو می‌گردونه.
‫از خودگذشتگی می‌کنه.

33:49.280 --> 33:53.860
‫تو هم عملاً بهش گفتی این کارها رو واسه این می‌کنه
‫ که ادای آدم‌های با اصول اخلاقی رو در بیاره.

33:56.200 --> 33:59.370
‫نه خب منظورم این نبود.
‫از دهنم پرید.

34:00.370 --> 34:01.580
‫از دهنت پرید؟
‫بدتر شد که.

34:01.580 --> 34:03.040
‫با حرفات حالم رو بهتر نمی‌کنی.

34:03.040 --> 34:04.670
‫- به چی نگاه می‌کنی؟
‫- لمب.

34:05.250 --> 34:07.710
‫انگار می‌خواد یه فنجون
‫ از یه چیزی درست کنه.

34:09.340 --> 34:11.630
‫نمی‌دونستم همچین کاری هم بلده.

34:12.590 --> 34:15.550
‫اگه داره یه کاری واسه خودش می‌کنه
‫حتماً مشکلی پیش اومده.

34:15.550 --> 34:17.010
‫خب پس باید ازش فیلم بگیریم.

34:17.510 --> 34:19.850
‫اصلاً شاید خودش رو سوزوند.

34:19.850 --> 34:21.390
‫همه‌چی مرتبه؟

34:22.020 --> 34:24.350
‫ببین رفته جلسۀ بازپروری؟

34:25.020 --> 34:26.560
‫- کی؟
‫- کاترین.

34:27.730 --> 34:31.280
‫خوبه که می‌بینم بیرون موندنت تا دیروقت
‫ و سکس‌های بی‌معنیت

34:31.280 --> 34:33.190
‫عقل از سرت نپرونده.

34:34.610 --> 34:37.320
‫ببین استن‌دیش زیر لحافشه یا نه؟

34:38.450 --> 34:39.450
‫کلید اونه؟

34:39.450 --> 34:41.910
‫معلومه که کلیدشه.
‫چرا باید همینطوری یه کلید بهمون بده؟

34:41.910 --> 34:43.000
‫چه دختر باهوشی.

34:43.000 --> 34:45.920
‫- می‌خوای باهام بیای؟
‫- نه ممنون، پرستار که نمی‌خوام.

34:46.420 --> 34:48.040
‫واسه این حرفم هم منظوری نداشتم.

34:48.880 --> 34:51.150
‫وایسا ببینم...
‫به‌نظرت چه اتفاقی واسه کاترین افتاده؟

34:51.150 --> 34:55.550
‫شاید دوباره برگشته سر مصرف الکل
‫یا فرار کرده تا یه پناهگاه واسه الا‌غ‌ها بسازه.

34:55.550 --> 34:57.300
‫من فقط می‌دونم اینجا نیست.

34:58.390 --> 35:01.560
‫خب...
‫دیشب...

35:03.890 --> 35:05.350
‫چی؟

35:06.020 --> 35:08.810
‫نه، احتمالاً چیزی نیست.
‫شاید فقط دیر کرده.

35:08.810 --> 35:10.480
‫هیچوقت دیر نمی‌کنه.

35:10.980 --> 35:12.980
‫اگه هم دیر می‌کرد،
‫خبر می‌داد.

35:12.980 --> 35:14.990
‫اما نمی‌تونه
‫چون موبایلش خاموشه.

35:16.240 --> 35:21.030
‫خب شاید باتریش تموم شده
‫یا تو مترو گیر افتاده.

35:22.440 --> 35:24.520
‫نه،
‫سوار مترو نمیشه.

35:25.160 --> 35:26.920
‫باتری گوشیش هم تموم نمیشه.

35:27.580 --> 35:29.830
‫و این حرفای چرت رو می‌زنی

35:29.830 --> 35:32.880
‫چون نمی‌خوای قبول کنی
‫که شاید گند زده باشی.

35:32.880 --> 35:34.840
‫پس چرا نمیگی چه اتفاقی افتاده

35:34.840 --> 35:37.510
‫تا من هم تصمیم بگیرم
‫چقدر باید بهت آسیب برسونم؟

35:39.720 --> 35:41.810
‫دیشب،
‫توی خیابون باهاش خدافظی کردم.

35:42.720 --> 35:46.020
‫بعدش هم یه یارویی به من خورد،
‫و داشت دنبالش اون می‌رفت.

35:46.020 --> 35:47.230
‫سن و مشخصاتش؟

35:47.230 --> 35:51.730
‫سی‌چهل ساله، سیاه‌پوست، ورزشکار.
‫خیلی نتونستم نگاهش کنم.

35:51.730 --> 35:53.780
‫احتمالاً اصلاً دنبال اون نبوده.

35:54.990 --> 35:57.200
‫اما فکرت به این نرسید که...

35:57.200 --> 35:59.530
‫...اون دور و بر بمونی
‫تا سر در بیاری؟

36:00.240 --> 36:03.340
‫شاید به این فکر می‌کردم
‫که اصلاً چرا کسی باید بره دنبال اون؟

36:12.170 --> 36:15.210
‫هو.

36:17.050 --> 36:18.380
‫هو!

36:19.720 --> 36:22.260
‫بیمارستان‌ها رو چک کن.
‫ببین استن‌دیش رو پذیرش کردن؟

36:22.260 --> 36:23.760
‫- چی؟
‫- مگه کری؟

36:23.760 --> 36:26.020
‫- من چی‌کار کنم؟
‫- استعفا بده.

36:26.020 --> 36:27.350
‫نه،
‫جدی میگم.

36:27.350 --> 36:30.310
‫من هم جدی میگم، باید استعفا بدی.
‫کارت خیلی تخمیه.

36:30.310 --> 36:33.160
‫اگه این کار رو هم نتونستی بکنی،
‫این پرونده‌ها رو مرتب کن.

36:33.160 --> 36:35.760
‫اینجا مثل طویله شده.

36:47.200 --> 36:49.410
‫کاترین اینجا نیست.
‫سر کارش هم نیست.

36:49.410 --> 36:51.830
‫یا پیداش میشه یا نمیشه.
‫کاری از دست‌مون بر نمیاد.

36:51.830 --> 36:53.250
‫خب شاید اینجا باشه.

36:53.250 --> 36:54.880
‫شاید موقع خواب مرده.

36:54.880 --> 36:56.880
‫شاید همین حالا که داریم حرف می‌زنیم
‫داره بی‌هوش میشه.

36:56.880 --> 37:00.050
‫تو وان غرق شده،
‫انگور تو گلوش گیر کرده.

37:02.720 --> 37:05.390
‫یا همسایه‌اش یه آدم‌کشه
‫و انداختتش تو چرخ‌گوشت.

37:06.060 --> 37:09.270
‫حالا که فکرش رو می‌کنم
‫وجه اشتراک‌های زیادی با هو داری.

37:13.400 --> 37:15.820
‫کیر توش.
‫یه قفل دیگ هم هست.

37:15.820 --> 37:18.440
‫معلومه که یه قفل دیگه هم هست.
‫احتمالاً وقتی که فهمیده

37:18.440 --> 37:20.900
‫لمب می‌دونه کلید یدکیش کجاس،
‫قفل جدید گذاشته.

37:21.820 --> 37:22.820
‫همینه پس.

37:23.660 --> 37:25.490
‫باید با یه حکم و کلیدساز برگردیم،

37:25.490 --> 37:28.250
‫حالا هیچی هم تو خونه‌اش پیدا نمی‌کنیم‌ها.

37:30.000 --> 37:31.370
‫چی‌کار...

37:32.290 --> 37:35.460
‫نامه‌های دیروزش رو برنداشته.
‫فکر نکنم اومده باشه خونه.

37:35.460 --> 37:37.960
‫- درش رو شکوندی.
‫- لمب مشکلی با این قضیه نداره.

37:37.960 --> 37:41.050
‫ولی من دارم.
‫ممکنه واسه این کار دستگیر بشیم.

37:41.050 --> 37:42.720
‫نه.
‫ما مامورای ام‌آی‌فایویم.

37:43.510 --> 37:45.800
‫دقیقاً تصوری که از خونه‌اش داشتم همین بود.

37:46.390 --> 37:48.720
‫جدی؟
‫تصورت از خونۀ هو چه‌ شکلیه؟

37:49.220 --> 37:53.560
‫جمجمۀ آدم، لباس‌زیرهای دزدی،
‫عکسای لوئیزا که چشاش رو درآورده.

37:58.110 --> 38:00.440
‫لباسی که دیروز پوشیده بود رو
‫نذاشته بشوره،

38:00.440 --> 38:02.110
‫اما لباس پریروزش رو گذاشته.

38:02.950 --> 38:04.160
‫بهتره زنگ بزنیم به لمب.

38:06.660 --> 38:08.740
‫یعنی نمی‌دونی مَرده
‫عضو ثابت بوده یا نه؟

38:10.000 --> 38:12.080
‫- نمی‌شناسمش.
‫- اوهوم.

38:12.080 --> 38:14.920
‫اما مطمئنی که دیدی
‫با هم رفتن کافی‌شاپ؟

38:27.640 --> 38:30.310
‫هی.
‫میشه یه آمریکانوی تلخ بدین لطفاً؟ می‌برم.

38:30.850 --> 38:33.140
‫- حتماً. میشه ۳.۵.
‫- چی؟

38:33.810 --> 38:36.020
‫وقتی آماده شد می‌ذارمش روی پیشخوان.

38:36.020 --> 38:39.480
‫دونه‌های قهوه رو با پرواز فرست‌کلاس آوردن؟
‫عجب دزدایین.

38:45.030 --> 38:47.490
‫- دستشویی کجاس؟
‫- اون‌سمت در پشتی.

40:10.780 --> 40:11.780
‫صندلی.

40:18.460 --> 40:22.040
‫بیا تمومش کنیم.
‫روبرو رو نگاه کن.

40:23.260 --> 40:24.880
‫سریع تمومش می‌کنیم.

40:26.800 --> 40:27.800
‫ثابت وایسا.

40:29.260 --> 40:31.220
‫بلند شو.
‫بلند شو!

40:47.240 --> 40:52.030
‫دیروز...
‫وقتی منتظر بودم.

40:52.030 --> 40:54.030
‫بقیۀ مریض‌ها رو یادته؟

40:54.530 --> 40:57.910
‫اجازه ندارم درمورد سایر مریض‌ها حرف بزنم.
‫محرمانه‌اس.

40:57.910 --> 41:01.370
‫یه مرده گوشه نشسته بود،
‫داشت فرم پر می‌کرد.

41:01.370 --> 41:02.830
‫اما به‌گمونم ندادش بهت.

41:02.830 --> 41:05.380
‫اگه هم نداده باشه،
‫یعنی مریض نبوده.

41:05.380 --> 41:07.670
‫اگه مایل بودی
‫می‌تونم آروم‌تر حرف بزنم.

41:08.840 --> 41:12.390
‫فقط می‌خوام بدونم
‫وقتی وارد مطب دکتر دیلی شدم، رفت؟

41:14.680 --> 41:16.720
‫همون حدودا بود.

41:26.520 --> 41:29.320
‫- بله؟
‫- فکر کنم دزدیدنش.

41:29.320 --> 41:33.410
‫آره. یکی رو هم گذاشته بودن تا اگه
‫ آژیر خطر رو زد، حواس‌شون به من باشه.

41:34.120 --> 41:36.040
‫چرا حواس‌شون بهت بوده؟

41:36.370 --> 41:38.500
‫چون من یه نابغه‌ام.

41:38.500 --> 41:43.000
‫سرایدار مرکز بازپروری گفت بعد جلسه،
‫با یه مرد رفته کافی‌شاپ.

41:43.000 --> 41:44.580
‫اما حتما یه چیزی ترسوندتش

41:44.580 --> 41:47.050
‫چون سنجاق‌سرش رو
‫ تو خیابون پشتی پیدا کردم.

41:47.050 --> 41:48.710
‫مشخصاتش رو می‌دونی؟

41:48.710 --> 41:50.170
‫سیاه‌پوست، سی‌ساله،
‫خوش‌هیکل.

41:50.170 --> 41:52.800
‫آره،
‫همون یاروییه که کارت‌رایت دیده

41:52.800 --> 41:55.680
‫که از لجن‌زار تعقیبش می‌کرده.
‫دوربین‌ها رو چک نکردی؟

41:55.680 --> 41:57.970
‫سیمش تو کوچه پشت کافی‌شاپ بریده شده.

41:57.970 --> 42:00.560
‫حتماً گذاشتن از اون سمت بره
‫تا با ماشین بدزدنش.

42:00.560 --> 42:02.810
‫خب.
‫دوباره مسیرش رو چک کن.

42:02.810 --> 42:05.610
‫اگه چیزی از دستت در نرفته باشه
‫ تعجب می‌کنم.

42:07.440 --> 42:09.030
‫چرا کسی باید کاترین رو بدزده؟

42:10.540 --> 42:13.600
‫شاید دل‌شون هوس مرگ کرده.

42:25.290 --> 42:26.880
‫اوه،
‫کاترین پیام داده.

42:27.960 --> 42:29.050
‫چی گفته؟

42:29.050 --> 42:31.420
‫خداروشکر.

42:33.590 --> 42:34.590
‫کیر توش.

42:36.120 --> 42:37.580
‫[کاترین]

42:39.890 --> 42:42.310
‫- کاترین؟
‫- اگه به کسی بگی ‌می‌میره.

42:42.930 --> 42:46.520
‫تا یه دقیقه دیگه وقتی داری
‫ بیای باربیکن بریج، وگرنه می‌میره.

42:47.020 --> 42:59.020
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
