WEBVTT

01:19.623 --> 01:20.749
‫بدو! سوار شو!

01:28.500 --> 01:28.850
‫[باز است]

01:28.900 --> 01:29.400
‫[تعطیل است]

03:11.651 --> 03:14.237
‫باز هم عذر می‌خوایم،
‫ولی قطار به خاطر...

03:14.321 --> 03:16.865
‫خرابی تجهیزات،
‫تو ایستگاه های ویکام متوقف می‌شه.

03:16.948 --> 03:19.284
‫اتوبوس جایگزینمون شما رو
‫تا باغ‌راه آکسفورد می‌رسونه...

03:19.367 --> 03:21.536
‫و می‌تونین از اونجا
‫به سفرتون ادامه بدین.

03:21.620 --> 03:22.621
‫ممنون.

03:24.000 --> 03:31.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

04:03.870 --> 04:06.206
‫باقی مسافرینی که از ماری‌لبون تشریف آوردین،

04:06.289 --> 04:10.252
‫اتوبوس جایگزینمون شما رو
‫از پارکینگ سوار می‌کنه.

04:10.335 --> 04:13.296
‫اتوبوس جایگزینمون از همین طرفه.

05:38.006 --> 05:40.467
‫- یوهو!
‫- سرتون رو بگیرین پایین و بدوین!

05:49.267 --> 05:50.602
‫آهای، رسیدیم.

05:51.978 --> 05:54.231
‫امان از دستت.

05:59.319 --> 06:02.155
‫بیا دیگه رفیق. بیدار شو ببینم!

07:07.700 --> 07:09.500
‫«اسب‌های آرام»
‫«فصل دوم، قسمت یکم»

07:22.150 --> 07:22.350
‫[دسترسی محدود]

07:22.400 --> 07:25.550
‫[مأمور میدانی بازنشسته]

07:25.600 --> 07:29.491
‫[فوت شده]

07:29.492 --> 07:31.286
‫به های ویکام خوش اومدین.

07:31.369 --> 07:34.915
‫قطار در حال حاضر
‫تو ایستگاه دوم توقف کرده...

07:34.998 --> 07:40.128
‫بریکستر ویلج، باغ‌راه آکسفورد و آکسفورد.

07:51.389 --> 07:53.350
‫آها، رفیق، من اون روز سر کار نیستم.

07:53.433 --> 07:55.393
‫انتظار دارن صد هزار نفر بیان.

07:55.477 --> 07:57.145
‫مستراحشون عین طویله می‌شه.

07:57.229 --> 08:00.023
‫رفیق، امکان نداره اون روز بیام سر کار.

08:00.106 --> 08:01.358
‫وایستا.

08:03.235 --> 08:04.903
‫- کمکی از دستم بر میاد؟
‫- آره.

08:04.986 --> 08:08.782
‫می‌شه بهم بگین
‫اتوبوس‌های جایگزینتون کجا هستن؟

08:08.865 --> 08:11.451
‫امروز اتوبوس جایگزین نداریم.
‫همه قطارها سالم هستن.

08:11.534 --> 08:13.620
‫خب، ببین، خودت به دفتر مرکزی بگو، خب؟

08:14.788 --> 08:17.791
‫باید اتوبوسه رو پیدا کنم، آخه...

08:17.874 --> 08:20.752
‫خب، برادرم یکی دو شب پیش از دنیا رفت.

08:20.835 --> 08:22.629
‫نمی‌دونم خبرش به گوشتون رسیده یا نه.

08:22.712 --> 08:24.256
‫اِم. آره، اِم...

08:24.339 --> 08:26.550
‫ببین رفیق، دوباره باهات تماس می‌گیرم، خب؟

08:27.217 --> 08:30.136
‫اِم، آره، شنیده بودم. تسلیت می‌گم.

08:30.220 --> 08:32.597
‫اِم، اتوبوس‌ها تحت نظر شرکت دیگه‌ای هستن.

08:32.681 --> 08:35.642
‫اِم، خب، شاید بتونین اسم شرکتش رو بهم بگین.

08:36.560 --> 08:38.770
‫خب، با شرکت‌های مختلفی همکاری می‌کنیم.
‫مطمئن نیستم...

08:38.852 --> 08:44.442
‫خواهش می‌کنم. خیلی دوست دارم
‫محل درگذشتش رو ببینم.

08:46.820 --> 08:48.238
‫خیلی‌خب، اِم...

08:49.656 --> 08:52.909
‫بذارین با چند نفر تماس بگیرم
‫که ببینم می‌تونم کمکتون کنم یا نه.

08:53.868 --> 08:54.869
‫خیلی‌خب.

09:51.092 --> 09:52.302
‫استن‌دیش.

09:56.598 --> 09:57.891
‫این‌جوری نمی‌شه.

09:58.558 --> 09:59.976
‫می‌شه دقیق‌‎تر صحبت کنی؟

10:00.060 --> 10:02.604
‫طبق سلسله مراتب،
‫من باید دفتر مجزا داشته باشم.

10:02.687 --> 10:03.946
‫آها، من اگه جات بودم،
‫مدت زمان کارم...

10:03.970 --> 10:05.607
‫تو این خراب‌شده رو
‫به سلسله مراتب ربط نمی‌دادم.

10:05.690 --> 10:06.858
‫زندانی‌ها هم سلسله مراتب دارن.

10:06.942 --> 10:08.944
‫بشر خودش رو طبق قدرتش دسته‌بندی می‌کنه.

10:09.027 --> 10:11.154
‫زود میام پایین و کار امروز رو تحویل می‌دم.

10:11.238 --> 10:14.783
‫بجنب. اگه بهم کاری محول نکنی، می‌کشمش.

10:14.866 --> 10:16.493
‫یا حداقل نقص عضوش می‌کنم.

10:25.919 --> 10:27.045
‫صبح به خیر.

10:46.565 --> 10:48.400
‫کسی لمب رو ندیده؟

10:51.361 --> 10:53.822
‫راننده آمبولانس گفت سکته قلبی کرده بوده.

10:53.905 --> 10:55.865
‫سریع از دنیا رفت و درد نکشید.

10:56.700 --> 10:59.911
‫تو یه چشم به هم زدن
‫رفت پیش فرشته‌ها.

11:01.204 --> 11:03.999
‫اون پشت، رو صندلی ما قبل آخر پیداش کردم.

11:05.041 --> 11:06.543
‫خیال می‌کردم خوابه.

11:06.626 --> 11:10.338
‫خب، خواب بود دیگه، مگه نه؟

11:13.717 --> 11:18.179
‫اتفاق غیرعادی‌ای نیفتاده بود؟

11:18.263 --> 11:20.640
‫منظورم به جز خودشه.

11:21.308 --> 11:23.768
‫اِم، چیزی اطرافش نبود؟

11:24.269 --> 11:26.730
‫اِم، احیانا چیزی جا نذاشته بود؟

11:26.813 --> 11:28.940
‫رو صندلی کنارش یه کلاه بود.

11:29.024 --> 11:30.734
‫آها، خب، به احتمال زیاد کلاه خودش بوده.

11:30.817 --> 11:34.321
‫می‌شه نگاهی بهش بندازم؟
‫خیلی خوشحال می‌شم ازش یادگاری داشته باشم.

11:34.404 --> 11:36.072
‫چرا که نه، باید تو بخش اموال مفقودی باشه.

11:36.156 --> 11:40.076
‫عجب، کارم که اینجا تموم شد، می‌رم اونجا.

11:42.120 --> 11:44.456
‫برادرتون خیلی آروم جلوه می‌کرد.

11:45.832 --> 11:48.335
‫خب، دلش می‌خواست همین‌طوری از دنیا بره.

11:50.587 --> 11:52.172
‫از اتوبوس خوشش می‌اومد.

11:54.424 --> 11:59.054
‫این‌طور نیست که به عامل حیات
‫اعتقاد داشته باشم؛

12:00.805 --> 12:04.017
‫ولی مطمئن نیستم اعتقاد نداشته باشم.

12:04.684 --> 12:07.312
‫نمی‌دونم متوجه منظورم
‫هستین یا نه.

12:09.272 --> 12:11.566
‫اِم... یه لحظه تنهاتون می‌ذارم.

12:50.772 --> 12:53.692
‫- شرمنده که مزاحم می‌شم، ولی...
‫- آها، درسته.

12:53.775 --> 12:55.068
‫می‌خواین بیشتر بمونین؟

12:57.904 --> 13:00.699
‫اِم...

13:00.782 --> 13:04.077
‫برای آخرین بار باهاش خداحافظی کردم.

13:04.160 --> 13:07.414
‫آخه الان باهامون تماس گرفتن.
‫باید با اتوبوس کار کنم.

13:07.497 --> 13:09.666
‫معلومه.

13:21.050 --> 13:23.300
‫[زنجره]

13:24.014 --> 13:25.015
‫خاک بر سرم.

13:41.197 --> 13:43.783
‫اِم، کسی ریور رو ندیده؟

13:44.826 --> 13:48.079
‫آره، خیلی مشتاقم هر چی
‫تو اطلاعات دولتی یاد گرفتم رو...

13:48.163 --> 13:50.999
‫تو محیطی متمرکزتر و تجاری‌تر
‫پیاده‌سازی کنم...

13:51.499 --> 13:53.209
‫هر چی تو اطلاعات دولتی یاد گرفتم رو...

13:53.293 --> 13:56.065
‫جهت دست‌یابی به اهدافی
‫تجاری پیاده‌سازی کنم.

13:56.089 --> 13:57.005
‫خودم خیلی...

13:57.088 --> 13:58.840
‫می‌تونین تشریف بیارین آقای کارترایت.

14:03.803 --> 14:08.058
‫راستش، الان که هیچی از نظر
‫ژئوپلیتیک معلوم نیست،

14:08.141 --> 14:12.562
‫اطلاعات خصوصی می‌تونه
‫حفره‌های اطلاعاتی سازمان‌های ملی رو پر کنه.

14:12.646 --> 14:13.772
‫متوجهین؟

14:13.855 --> 14:15.106
‫- کاملا درسته.
‫- هوم.

14:15.190 --> 14:18.485
‫ضمنا، به نظرم خودم بیشتر به درد کارهای...

14:18.568 --> 14:22.948
‫غیرعادی‌تر و خیلی جالب می‌خورم.

14:23.031 --> 14:24.157
‫خب، تو رزومه‌تون...

14:24.241 --> 14:27.744
‫نوشته در حال حاضر به یگانی
‫تو آلدرزگیت اعزام شدین.

14:28.536 --> 14:30.497
‫آره، درسته. آره. اِم...

14:30.580 --> 14:32.707
‫یگانی قراردادیه.

14:32.791 --> 14:36.461
‫بیشتر با روش‌های آنالوگ
‫اطلاعات جمع‌آوری می‌کنیم...

14:36.545 --> 14:39.923
‫که موجب شده در زمینه پایگاه داده
‫بیشتر تمرین کنم...

14:40.006 --> 14:44.928
‫درسته، حرف نداره.
‫اِم، یعنی کارمند «خانه لجن‌زار» هستین؟

14:46.304 --> 14:47.305
‫درسته.

14:48.098 --> 14:51.476
‫درک می‌کنم شغل محبوب هر کسی نیست،
‫جدی می‌گم.

14:51.560 --> 14:54.563
‫ولی راستش، به نظر من
‫شغل گرانبهاییه.

14:54.646 --> 14:56.147
‫یعنی با جکسون لمب همکاری می‌کنین؟

14:58.024 --> 14:59.234
‫آره.

14:59.317 --> 15:00.527
‫چه‌جور آدمیه؟

15:07.284 --> 15:10.120
‫کجان؟

15:16.501 --> 15:18.420
‫وای مین، می‌شه لطفا بشینی؟

15:19.504 --> 15:21.965
‫شرمنده، می‌خوام تعداد قدم‌هام رو تکمیل کنم.

15:22.048 --> 15:24.426
‫اصلا نباید اون رو بهت می‌دادم.

15:27.137 --> 15:29.723
‫خب، لمب ما رو می‌کشه.

15:29.806 --> 15:31.933
‫نه، مشکلی نیست.
‫امروز صبح که اصلا نیومده بود.

15:32.017 --> 15:34.686
‫آره. احتمالا داره
‫تو مرده‌شوی‌خونه‌ای جق می‌زنه.

15:36.646 --> 15:37.898
‫خیلی‌خب. این یکی چطوره؟

15:42.861 --> 15:44.070
‫سیصد.

15:44.154 --> 15:45.864
‫- سیصد؟
‫- اوهوم.

15:45.947 --> 15:46.948
‫مین، باغچه داره‌ها.

15:47.032 --> 15:48.199
‫خیلی‌خب، پس سیصد و ده.

15:48.283 --> 15:51.453
‫آخه مگه چیه...
‫«آپارتمانی باغچه‌دار در لیتنستون»ـه.

15:51.536 --> 15:52.662
‫امکان نداره خیلی گرون باشه.

15:53.496 --> 15:54.915
‫- پونصد و بیست تاست.
‫- وای خدایا.

15:54.998 --> 15:56.166
‫واقعا گرونه.

15:56.249 --> 15:57.626
‫- نیست.
‫- اومد.

16:03.840 --> 16:05.342
‫بریم تو کارش.

16:06.092 --> 16:07.135
‫خوش می‌گذره.

16:11.806 --> 16:13.683
‫خیلی‌خب. بیاین زود تمومش کنیم.

16:14.476 --> 16:15.852
‫اعزامتون می‌کنیم.

16:16.853 --> 16:18.271
‫زیاد طول نمی‌کشه،
‫یکی دو هفته بیشتر نیست.

16:19.064 --> 16:20.523
‫یعنی باید به من گزارش بدین.

16:21.233 --> 16:22.484
‫چه کاری هست؟

16:23.026 --> 16:24.361
‫کار امنیتیه.

16:24.444 --> 16:25.820
‫تأمین امنیت جلسه‌ای غیررسمیه.

16:26.321 --> 16:28.657
‫آها، خیلی‌خب. پس واسه همین گفتی
‫جای پارک، بیایم اینجا.

16:29.157 --> 16:31.826
‫آره. ضمنا، چون تو ساختمون راهتون نمی‌دن.

16:32.327 --> 16:33.620
‫کی‌ها جلسه دارن؟

16:33.703 --> 16:35.121
‫خودم با آرکیدی پاشکین جلسه داریم.

16:35.622 --> 16:37.207
‫نماینده ایلیا نفسکیه.

16:37.874 --> 16:38.875
‫همون الیگارشه رو می‌گی؟

16:38.959 --> 16:40.418
‫نه، صاحب‌کار بچه رو می‌گم.

16:40.919 --> 16:42.754
‫آره، همون الیگارشه است.

16:42.837 --> 16:45.131
‫ولی مگه قرار نبود
‫باهاش کاری نداشته باشیم؟

16:45.215 --> 16:47.968
‫تو نباید با هیچ‌کس کاری داشته باشی مین.

16:48.802 --> 16:50.971
‫منظورم کل «ام‌آی۵» بود. طرف دگراندیشه.

16:51.054 --> 16:53.765
‫با نظام مسکو مخالفت می‌کنه،
‫ما هم نباید طرف کسی رو بگیریم.

16:53.848 --> 16:57.561
‫خب، حکومت علیاحضرت آماده است
‫که در این رابطه وارد عمل بشه.

16:58.061 --> 17:01.815
‫نفسکی با نفت و بنزین ثروتش رو به هم زده.
‫نگران امنیت منابع انرژیمون هستیم.

17:01.898 --> 17:06.527
‫واسه همین دست راست نفسکی
‫که پاشکین باشه...

17:07.070 --> 17:09.613
‫و دست راست تورنر که خودم باشم،
‫قراره با هم جلسه بذاریم.

17:10.364 --> 17:14.785
‫هر جلسه رودررویی باید
‫تو مکانی از قبل تعیین‌شده برگزار بشه...

17:14.869 --> 17:16.621
‫که ازتون می‌خوام برین اونجا،
‫پاک‌سازیش کنین...

17:17.497 --> 17:19.165
‫و طبق معمول ردیفش کنین.

17:19.916 --> 17:21.083
‫خب، کی پیشنهاد داده بود؟

17:21.167 --> 17:25.005
‫پاشکین از طریق یه میانجی پیشنهاد داد.
‫کارمزد بگیری به نام کریموف رو فرستاده بود.

17:25.088 --> 17:26.840
‫خب، کریموف معتبره؟

17:28.216 --> 17:30.886
‫سابقه‌اش رو بررسی کردم.
‫همه‌چی این تو هست.

17:34.556 --> 17:37.434
‫خب، پس شنبه همین هفته
‫تو گلس‌هاوس جلسه دارین.

17:37.517 --> 17:39.477
‫روز برگزاری رژه ضد سرمایه‌داری جلسه دارین.

17:39.561 --> 17:43.398
‫مشکلی هست؟
‫می‌خواستی پلاکارد درست کنی و شرکت کنی؟

17:43.481 --> 17:45.400
‫نه، نه. فقط دارم اطلاعات رو می‌خونم.

17:45.483 --> 17:48.320
‫خوبه.
‫خب، امیدوارم دستور دشواری نباشه.

17:49.404 --> 17:50.864
‫ولی اگه به نظرتون از پسش بر نمیاین،

17:50.947 --> 17:52.758
‫یا از کارهای مسخره‌ای
‫که لمب بهتون محول می‌کنه...

17:52.782 --> 17:53.909
‫راضی هستین، کافیه بهم بگین...

17:54.910 --> 17:56.494
‫و گورتون رو گم کنین
‫برگردین «خانه لجن‌زار».

17:57.412 --> 18:00.457
‫- کارش رو قبول کنیم؟
‫- اِم، گمون کنم کردیم.

18:00.540 --> 18:04.085
‫خب، آره، خودم می‌دونم.
‫ولی وقتی لمب بفهمه، خیلی عصبانی می‌شه.

18:04.169 --> 18:07.130
‫- خب، حق انتخابی نداریم.
‫- چرا، داریم. می‌تونیم قبول نکنیم.

18:07.214 --> 18:09.382
‫جریان از این قراره
‫که از لمب می‌ترسی.

18:10.425 --> 18:11.718
‫من از لمب نمی‌ترسم.

18:13.386 --> 18:15.597
‫یعنی چرا، از لمب می‌ترسم. آره.

18:18.350 --> 18:21.978
‫همینه دیگه. بدون این که ازم بخوای،
‫خواسته‌ات رو برآورده کردم.

18:22.062 --> 18:24.356
‫اگه جوری برآورده می‌کردی
‫که مجبور نشم بزنمت، خیلی خوب می‌شد.

18:25.523 --> 18:27.901
‫- هیچی نگو دیگه.
‫- باشه، خیلی‌خب.

18:29.110 --> 18:32.197
‫- این چیه؟
‫- تصویر دوربین خیابونی سوهوئه.

18:32.280 --> 18:34.282
‫اینجا سوهوئه؟

18:34.366 --> 18:37.285
‫پس تن‌فروشان و معتادانش کجا رفتن؟

18:37.369 --> 18:39.037
‫- سوهو عوض شده.
‫- خفه شو مایک.

18:39.120 --> 18:40.372
‫مارکوس هستم.

18:40.455 --> 18:42.582
‫باشه، شش ماه طول می‌کشه
‫تا اسمت رو درست بگم،

18:42.666 --> 18:45.126
‫ولی اگه کارم رو انجام بدم،
‫خیلی زودتر از اینجا می‌ری.

18:45.210 --> 18:49.047
‫ظاهرا داره می‌ره سمت ماری‌لبون.
‫می‌تونی اونجا پیداش کنی؟

19:04.604 --> 19:06.189
‫کجا رفت؟ گمش کردیم.

19:06.273 --> 19:08.483
‫کافیه تصویر دوربین دیگه‌ای رو ببینیم.

19:09.234 --> 19:11.486
‫- دلیل مرگش چی بود؟
‫- جریان چیه؟

19:11.570 --> 19:14.197
‫جسد مأمور سابقی رو
‫تو اتوبوسی تو باغ‌راه آکسفورد پیدا کردن.

19:14.281 --> 19:15.782
‫گزارش پزشکی قانونی همین الان رسید.

19:15.865 --> 19:16.950
‫گای!

19:17.742 --> 19:18.743
‫نارسایی قلبی.

19:19.578 --> 19:20.745
‫چرت و پرته.

19:20.829 --> 19:22.036
‫خب، شصت و خرده‌ای سالش بود،

19:22.060 --> 19:24.124
‫سیگار می‌کشید، مشروب می‌خورد.
‫احتمالش کم نبود.

19:24.207 --> 19:28.086
‫ولی من هم همین کارها رو می‌کنم،
‫ولی تازه اوج جوانیمه.

19:28.837 --> 19:30.422
‫واسه چی کسی باید بخواد
‫طرف رو بکشه؟

19:30.505 --> 19:33.508
‫اِم، شاید بدون این که به رئیسش بگه،
‫مصاحبه کاری داشته.

19:33.592 --> 19:35.218
‫همین انگیزه قتله دیگه.

19:36.636 --> 19:37.888
‫مطمئنی قتل بوده؟

19:37.971 --> 19:40.682
‫یادداشتی تو گوشیش نوشته بود
‫که از روش فهمیدم قتل بوده.

19:40.765 --> 19:43.018
‫خب، بهمون نمی‌گی چی نوشته بود؟

19:43.101 --> 19:46.229
‫آره، خب، اگه به نظرم می‌تونستین
‫نظر مفیدی بدین، می‌گفتم.

19:46.771 --> 19:48.565
‫این دوربین کنار ورودی بلیته.

19:53.862 --> 19:55.947
‫دیکی بدون بلیت از ورودی رد می‌شه.

19:56.031 --> 19:58.950
‫- یعنی برنامه سفرش رو نریخته بوده.
‫- آره، اِم، بزن عقب.

19:59.034 --> 20:01.119
‫- دیکی؟
‫- اسم واقعیش ریچارد بو بود.

20:01.202 --> 20:04.456
‫گاهی تو برلین سکونت داشت.
‫قبل از سقوط دیوار انداختنش بیرون.

20:05.707 --> 20:07.792
‫داره کسی رو تعقیب می‌کنه.

20:08.293 --> 20:11.796
‫می‌خوام صحنه سوار اتوبوس شدنشون
‫تو ایستگاه های ویکام رو ببینم.

20:14.090 --> 20:17.344
‫خب، وایستا ببینم. اون اتوبوس نزدیک‌تر بود،
‫ولی خودش رفت سمت اون اتوبوس.

20:17.427 --> 20:19.095
‫به نظرم داره اون مرد کلاه‌دار رو
‫تعقیب می‌کنه.

20:19.179 --> 20:22.182
‫خب، کلاهش رو کنار
‫محل درگذشت دیکی پیدا کرده بودن.

20:22.265 --> 20:26.519
‫مسافرین گرامی، اتوبوس مرگبار
‫داره وارد ایستگاه باغ‌راه آکسفورد می‌شه.

20:29.397 --> 20:30.941
‫خب، شخص کلاه‌داری پیاده نشد.

20:31.024 --> 20:34.402
‫چون کلاهه تو اتوبوس مونده بود احمق خان.

20:34.486 --> 20:35.862
‫الان دست خودمه.

20:37.697 --> 20:39.741
‫تصویر جفت جایگاه‌ها رو نشونم بده.

20:41.368 --> 20:42.827
‫همون کچله است.

20:42.911 --> 20:43.912
‫کدوم کچله است؟

20:43.995 --> 20:46.039
‫همونی که وسط تصویره،
‫تو جایگاه شمالیه.

20:46.122 --> 20:48.458
‫به دوربین پشت کرده.
‫نمی‌خواد رؤیت بشه.

20:52.420 --> 20:53.880
‫کچله کجا رفت؟

20:53.964 --> 20:54.965
‫حتما سوار قطار شده.

20:55.048 --> 20:58.552
‫نه، هنوز تو جایگاهه.
‫بزن جلو تا قطار بعدی بیاد رادی.

21:06.935 --> 21:11.273
‫خیلی‌خب. می‌خوام تصویر داخل
‫اون قطار باغ‌راه آکسفورد رو گیر بیارین...

21:11.356 --> 21:13.942
‫که ببینیم کچل‌خان کجا پیاده می‌شه، خب؟

21:14.025 --> 21:17.320
‫می‌خوام بفهمم این عوضی کیه
‫و کدوم گوری رفته.

21:17.404 --> 21:19.531
‫تصاویر داخل قطارها رو
‫روی هارد درایوهایی ذخیره می‌کنن...

21:19.614 --> 21:22.576
‫که خودشون رو هفته‌ای یه بار جمع‌آوری کرده
‫و تو مرکز داده‌ای جمعشون می‌کنن.

21:22.659 --> 21:24.953
‫یهو با چشم باز خوابم برد.

21:25.036 --> 21:28.039
‫اونجا کپی و پاک‌سازیشون می‌کنن
‫و دوباره تو قطارها کار می‌ذارنشون.

21:28.123 --> 21:29.374
‫کلی حمالی داره.

21:29.457 --> 21:31.710
‫خوراک الاغ جماعته،
‫ولی من اسب تروبرد هستم.

21:31.793 --> 21:35.005
‫جناب‌عالی کیر اسب هم نیستی هو خان.

21:35.088 --> 21:38.258
‫ولی درست می‌گی. باید الاغی رو بفرستم
‫اون هارد درایوها رو برداره.

21:38.341 --> 21:39.342
‫هارپر.

21:40.552 --> 21:42.762
‫وای. دیدین؟

21:42.846 --> 21:44.014
‫- چی رو دیدیم؟
‫- نه.

21:44.097 --> 21:47.100
‫هارپر همین الان نگاهی
‫به دوست‌دخترش انداخت.

21:47.183 --> 21:48.560
‫یعنی منظورشون چی بوده؟

21:49.561 --> 21:51.229
‫اعزام شدیم.

21:51.313 --> 21:54.024
‫کی اعزامتون کرده؟
‫اتحادیه احمق‌ها؟

21:54.107 --> 21:55.734
‫- وب اعزاممون کرده.
‫- چی... وب؟

21:55.817 --> 21:57.903
‫می‌خواین بعد از این که اون عوضی
‫بهم نارو زد، براش کار کنین؟

21:57.986 --> 22:00.447
‫چه بدونم.
‫به نظر من که یعنی خیلی خوش‌سلیقه‌ان.

22:00.530 --> 22:04.826
‫کارتون چیه؟ خواهش می‌کنم
‫نگین نمی‌تونین جزئیاتی در اختیارم بذارین.

22:05.702 --> 22:08.038
‫تأمین امنیت جلسه‌ای غیررسمی با روسیه است.

22:08.121 --> 22:09.122
‫امان از دستت مین.

22:09.205 --> 22:12.208
‫اون‌وقت شما پونصد و چهل و نهمین
‫گروهی بودین که سراغشون اومد؟

22:12.292 --> 22:16.755
‫راستش، اگه کس دیگه‌ای بود،
‫خیلی عصبانی می‌شدم، ولی از وب متنفرم...

22:16.838 --> 22:20.175
‫و شما هم قطعا گند می‌زنین،
‫واسه همین به نظرم نتیجه خوبیه.

22:20.258 --> 22:21.683
‫پس خودم هارد درایوها رو میارم.

22:21.707 --> 22:23.803
‫سر این‌ها شلوغه و دارن
‫واسه دشمن کار می‌کنن.

22:23.887 --> 22:26.223
‫گه نخور.
‫خودت که قصد داری واسه السار کار کنی.

22:26.306 --> 22:28.725
‫وقتی خودت دنبال بخش خصوصی هستی،
‫خودت رو برتر نبین.

22:28.808 --> 22:30.227
‫کدوم گوری می‌ری؟

22:32.103 --> 22:33.521
‫قبول نکردم.
‫نخواستم براشون کار کنم.

22:33.605 --> 22:36.024
‫آخی. خب، ما که هدیه
‫خداحافظیت رو تهیه کرده بودیم.

22:36.107 --> 22:37.108
‫بیا.

22:38.026 --> 22:39.945
‫حالا باید این رو چیکارش کنم؟

22:41.279 --> 22:43.031
‫کار باحالی بهت نمی‌دم.

22:43.114 --> 22:46.618
‫هنوز خیال می‌کنم شلبی...

22:46.701 --> 22:47.702
‫شرلی هستم.

22:47.786 --> 22:50.205
‫برخلاف بقیه‌تون که کلا کسشعرین،
‫نیمه کسشعر باشه.

22:50.288 --> 22:51.289
‫واسه همین خودش رو می‌فرستم.

22:51.373 --> 22:54.042
‫ولی واسه چی وقتی می‌دونی
‫من از پسش بر میام، اون رو به خطر می‌اندازی؟

22:54.709 --> 22:57.212
‫شرمنده، آخه تخصص خودمه.
‫نمی‌دونم واسه چی داریم...

22:57.295 --> 22:59.297
‫- تو تخصص هم داری؟
‫- آره، تخصص دارم.

22:59.381 --> 23:03.218
‫می‌دونی واسه چی اومده «خانه لجن‌زار»؟

23:03.301 --> 23:04.469
‫نه.

23:04.553 --> 23:07.013
‫خب، بدون خوش‌شانس بودی
‫که به موقع دست کشیدی.

23:08.431 --> 23:09.641
‫وایستا ببینم، پس چیکار کنم؟

23:09.724 --> 23:12.727
‫من چه بدونم، گورت رو گم کن
‫و برو کار جدید پیدا کن.

23:34.666 --> 23:36.626
‫خب، می‌تونی به فکر
‫باغبون گرفتن باشی.

23:37.460 --> 23:38.628
‫از پسش بر نمیای؟

23:38.712 --> 23:40.130
‫نه، همین‌جوری گفتم.

23:41.298 --> 23:43.383
‫مثلا شاید بد نباشی یکی رو بیاری
‫که به کارها خونه هم برسه.

23:43.466 --> 23:46.219
‫اگه می‌خوای تهش بگی...

23:46.303 --> 23:47.804
‫«بهتره بری آسایشگاه»؛

23:47.888 --> 23:51.349
‫به نظرم بهتره بهت هشدار بدم
‫که یه بار یکی رو با چاقو کشته بودم.

23:54.728 --> 23:55.812
‫چی؟ واقعا؟

23:55.896 --> 23:58.273
‫نه، ولی ماهی رو از هر وقت
‫از آب بگیری، تازه است.

24:00.942 --> 24:02.485
‫مصاحبه‌ات چطور پیش رفت؟

24:03.403 --> 24:04.946
‫ای خدا.

24:06.114 --> 24:09.117
‫ای خدا، همیشه خبرچین داریم، مگه نه؟
‫از کجا خبردار شدی؟

24:09.826 --> 24:11.786
‫رئیسشون باهام تماس گرفت.

24:12.495 --> 24:16.625
‫گفتم ترجیح می‌دی
‫با اعمال خودت بسنجنت.

24:17.375 --> 24:20.045
‫خب، همین‌طور شد و قبول نشدم.
‫خوب شد که فهمیدم.

24:20.128 --> 24:23.256
‫اصلا به نظرم دعوتم کرده بودن
‫که خاطرات لمب رو تعریف کنم.

24:23.340 --> 24:25.884
‫به نظرم به اطلاعات خصوصی نمی‌خوری.

24:25.967 --> 24:28.261
‫خب، خوش‌بختانه از نظر
‫کارمندان اطلاعات خصوصی هم نمی‌خورم،

24:28.345 --> 24:29.763
‫آخه از نظرشون صرفا بی‌شعوری‌ام...

24:29.846 --> 24:32.057
‫که سر یه تمرین
‫استنستد رو داغون کردم.

24:33.391 --> 24:36.394
‫خیال می‌کردم با نجات حسن جبران بشه،

24:36.478 --> 24:39.189
‫ولی هنوز هم عین قطعات یدکی کنارم گذاشتن.

24:40.148 --> 24:41.983
‫خب، یه کاری جور می‌شه.

24:42.567 --> 24:45.237
‫همین الان جور شده،
‫ولی لمب نذاشت کاری بکنم.

24:45.820 --> 24:47.656
‫ردیابی یه جوخه آدمکشی
‫سرویس امنیت فدرال روسیه است.

24:47.739 --> 24:48.740
‫کی رو کشتن؟

24:48.823 --> 24:50.242
‫ریچارد بو.

24:50.951 --> 24:52.369
‫ای خدا.

24:53.119 --> 24:54.287
‫چیه؟

24:55.622 --> 24:56.998
‫هیچی بابا، فقط...

24:58.541 --> 25:00.919
‫فقط شگفت‌زده شدم
‫که هنوز نزده بود.

25:02.170 --> 25:03.505
‫چطوری مرد؟

25:04.130 --> 25:06.841
‫اِم، نوشتن سکته قلبی بوده.

25:06.925 --> 25:09.427
‫خب، شاید واقعا سکته قلبی بوده.

25:09.970 --> 25:13.431
‫من که گمون نکنم کسی بخواد
‫دیکی بو رو بکشه.

25:15.100 --> 25:16.434
‫وایستا ببینم، یعنی می‌شناختیش؟

25:17.060 --> 25:18.520
‫آره، دورادور می‌شناختمش.

25:19.729 --> 25:20.730
‫ای خدا.

25:23.108 --> 25:26.236
‫اِم، بیا ببینم.
‫باید گلویی تازه کنم که بشوره ببره.

26:23.001 --> 26:24.044
‫ای وای. ببخشید.

26:24.127 --> 26:25.295
‫خواهش می‌کنم.

26:38.308 --> 26:40.602
‫- این از دست یکی افتاده بود.
‫- عه، ممنون.

26:46.650 --> 26:50.070
‫چیه؟

26:50.153 --> 26:53.073
‫باید ساعت نه برق ساختمون
‫«دیتالاک» رو قطع کنی.

26:53.573 --> 26:56.451
‫- من نیم ساعت دیگه قرار دارم.
‫- نه‌خیر، نداری.

26:56.534 --> 26:59.746
‫همین الان کارت یکی از نگهبانانش رو قاپیدم
‫و باید تا نفهمیده، وارد بشم.

27:00.247 --> 27:02.540
‫اگه خودت کارتش رو قاپیدی،
‫واسه چی می‌خوای برقش رو قطع کنم؟

27:02.624 --> 27:04.084
‫کارتش فقط دروازه خارجی رو باز می‌کنه.

27:04.167 --> 27:06.461
‫در خود ساختمون
‫با تشخیص چهره باز می‌شه.

27:07.462 --> 27:08.463
‫به من چی می‌رسه؟

27:09.339 --> 27:10.840
‫بدون درد می‌میری.

27:22.060 --> 27:23.270
‫«زنجره‌ها.»

27:24.062 --> 27:27.482
‫اِم، مأموران مخفی خفته‌ای
‫تو بریتانیا بودن.

27:27.566 --> 27:31.027
‫چون زنجره‌ها چندین سال قبل از به دنیا اومدن
‫زیر زمین می‌مونن، چنین اسمی روشون گذاشتن.

27:31.111 --> 27:34.447
‫خب، یادته چی شده بود
‫که نتیجه گرفتیم داستانشون الکیه؟

27:34.531 --> 27:36.616
‫اِم، آره.
‫آخه معلوم شد جاسوس ارشدی...

27:36.700 --> 27:37.993
‫که کنترلشون می‌کنه الکی بوده، آره.

27:38.076 --> 27:42.080
‫الکساندر پوپوف.
‫همتای ترسناک خودم.

27:42.163 --> 27:44.833
‫روس‌ها از خودشون درش آورده بودن
‫که دنبال نخود سیاه بگردیم.

27:44.916 --> 27:46.209
‫آره، خب،

27:46.293 --> 27:50.463
‫مهم‌ترین دوران کار دیکی
‫گم شدنش قبل از سقوط دیوار بود.

27:50.547 --> 27:53.341
‫خیال می‌کردیم ترک خدمت کرده،

27:53.425 --> 27:56.177
‫راستش رو بخوای،
‫آلمانی‌ها هم باهاش خوش‌رفتار بودن.

27:57.178 --> 28:00.599
‫ولی بعدش لنگان لنگان برگشت،
‫سیاه‌مست بود،

28:00.682 --> 28:04.185
‫ادعا می‌کرد پوپوف
‫و خلافکار دیگه‌ای ربوده بودنش،

28:04.269 --> 28:07.731
‫ازش بازجویی کردن
‫و برندی تو گلوش خالی کردن.

28:08.398 --> 28:11.359
‫تابلو بود که بدجوری
‫مست کرده بوده.

28:12.193 --> 28:15.614
‫بدترین عذر دنیا رو هم از خودش در آورده بود.

28:16.197 --> 28:17.449
‫واسه همین انداختیمش بیرون.

28:19.367 --> 28:22.579
‫آها، یعنی اصلا امکان نداره
‫که دیکی واقعا راست گفته بوده باشه؟

28:23.246 --> 28:25.582
‫اصلا. آخه پوپوف خیالی بود.

28:25.665 --> 28:27.834
‫اصلا یه «زنجره» هم پیدا نکردیم.

28:27.918 --> 28:30.128
‫خب، لمب که خیلی عصبی شده.

28:30.212 --> 28:33.632
‫خب، احتمالا چون رفیق قدیمیش بوده،
‫موشکافانه ارزیابی می‌کنه، ولی...

28:34.799 --> 28:38.011
‫مرگ دیکی اصلا غیرعادی نبود.

28:39.888 --> 28:41.723
‫موقع مرگش مشغول تعقیب کسی بود.

28:42.349 --> 28:43.934
‫شاید شخص خطرناکی رو دیده بود.

28:44.017 --> 28:45.435
‫نه، تو برلین هم این شکلی شده بود.

28:45.518 --> 28:47.187
‫الان هم تو لندن چنین اتفاقی افتاده.

28:47.270 --> 28:48.897
‫ببین، خودم می‌دونم امروز پسرفت داشتی...

28:48.980 --> 28:50.732
‫و بدجوری دلت می‌خواد اتفاقی بیفته.

28:50.815 --> 28:53.193
‫ولی از من بشنو،
‫به نظرم اتفاق خاصی نبوده.

28:53.276 --> 28:54.277
‫واسه چی؟

28:54.361 --> 28:57.239
‫خب، نارسایی قلبی روش کشتار
‫سرویس امنیت فدرال روسیه نیست، مگه نه؟

28:57.322 --> 29:00.492
‫آخه هر کی رو که اخیرا کشتن،
‫نشونه بارزی به جا گذاشتن.

29:00.575 --> 29:02.327
‫معمولا آثار هسته‌ای باقی می‌ذارن.

29:03.245 --> 29:05.455
‫نه، می‌خوان شاهد اعمالشون باشیم...

29:06.581 --> 29:10.043
‫و می‌گن اگه جرئت دارین جواب مناسبی بدین،
‫ما هم هیچ‌وقت نمی‌دیم.

29:10.544 --> 29:12.158
‫ولی اگه کار سرویس
‫امنیت فدرال روسیه نباشه چی؟

29:12.182 --> 29:12.712
‫چی؟

29:13.255 --> 29:15.173
‫- اگه کار کا‌گ‌ب باشه چی؟
‫- وای. نه، نه، نه. نه.

29:16.049 --> 29:17.884
‫الان دیگه واقعا دنبال نخود سیاهی.

29:17.968 --> 29:20.512
‫باشه، ولی آخه هیچ اثری
‫از خودشون به جا نذاشتن.

29:20.595 --> 29:21.745
‫کسی متوجه اعمالشون نمی‌شه.

29:21.769 --> 29:23.723
‫یه لحظه رد شدن و دکمه
‫چترشون رو فشار دادن...

29:23.807 --> 29:26.601
‫نه، نه، نه، نه.
‫دیکی مزاحم کسی نبود.

29:29.312 --> 29:30.522
‫آره. شاید نبوده باشه.

29:34.150 --> 29:35.277
‫خیلی‌خب، بهتره برم.

29:35.360 --> 29:38.321
‫شام نمی‌مونی؟

29:38.405 --> 29:40.615
‫نه، نه. مرسی. خودم یه چیزی خوردم.

29:40.699 --> 29:42.659
‫اِم، خودم جمعشون می‌کنم.

29:42.742 --> 29:44.986
‫نه، نه، نه. ولشون کن.
‫خودم بعدا جمع می‌کنم.

29:45.010 --> 29:46.204
‫از هوای شب لذت می‌برم.

29:47.956 --> 29:49.124
‫مراقب باش ریور.

29:52.294 --> 29:54.254
‫- چرا چنین حرفی زدی؟
‫- هوم؟

29:55.338 --> 29:57.757
‫یکی از چراغ‌های ته کوچه سوخته.

29:58.592 --> 30:01.678
‫از اونجا تا سر خیابون تاریکه.

30:03.305 --> 30:07.309
‫باشه. اِم، زیاد مشروب نخور.

30:36.504 --> 30:40.091
‫خیلی‌خب. گلس‌هاوسی که وب و پاشکین
‫سرش توافق کردن همینه.

30:40.175 --> 30:42.844
‫ورودی پارکینگ زیرزمینیش تو خیابون پشتیشه.

30:44.387 --> 30:46.348
‫بعدش هم موقع جلسه‌شون
‫با آسانسور می‌ریم...

30:46.431 --> 30:49.059
‫اتاق هیئت مدیره و دوربین‌ها رو
‫از کار می‌اندازیم.

30:49.142 --> 30:51.770
‫یعنی باید شب قبلش
‫مکان دوربین‌ها رو شناسایی کنیم.

30:51.853 --> 30:53.855
‫می‌تونیم همین الان یه سر بریم.
‫چشم‌اندازش حرف نداره.

30:53.939 --> 30:56.149
‫نه. تا وب بهمون کارت نده،
‫دسترسی نداریم.

30:56.233 --> 30:57.651
‫یا می‌تونیم از ساختمون کنارش بریم.

30:57.734 --> 30:59.986
‫رو پشت‌بومش پیک‌نیک برگزار می‌کنیم
‫و از اونجا بررسی می‌کنیم.

31:00.070 --> 31:01.655
‫- رو پشت‌بومش پیک‌نیک برگزار کنیم؟
‫- آره.

31:02.614 --> 31:05.575
‫خبر مصاحبه ریور از کجا
‫به گوش لمب رسیده بود؟

31:05.659 --> 31:08.703
‫اِم، کاترین گفت تماس گرفته بودن
‫که نظرش رو بپرسن.

31:09.204 --> 31:11.289
‫پشم‌هام. چه خطرناک.

31:11.790 --> 31:14.000
‫خب، چیکار کرد؟
‫پشت تلفن گوزید؟

31:14.084 --> 31:16.086
‫نه. ظاهرا خیلی خوب بوده.

31:16.169 --> 31:17.837
‫- واقعا؟
‫- آره.

31:20.590 --> 31:22.425
‫پاشکین و وب قراره
‫تو اتاق هیئت مدیره...

31:22.509 --> 31:25.595
‫بالای دفتر نفسکی
‫که طبقه چهل و دومه، جلسه بذارن.

31:26.096 --> 31:28.098
‫اِم، نوشته «الماس تراست»؟

31:28.723 --> 31:30.058
‫اسم شرکت نفسکیه.

31:30.934 --> 31:31.892
‫به روسی یعنی الماس.

31:31.916 --> 31:34.813
‫یه میلیون سرمایه اولیه‌اش رو
‫با فروش جواهرات جمع کرده بود.

31:37.774 --> 31:41.528
‫خب، طبقه چهل و دوم می‌شه...
‫یک، دو، سه،

31:41.611 --> 31:45.156
‫چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده،
‫یازده، دوازده...

31:45.240 --> 31:47.158
‫مین، از بالا برعکس بشمار دیگه.

31:47.242 --> 31:48.345
‫پنجاه طبقه است،
‫اتاق هیئت مدیره...

31:48.369 --> 31:49.911
‫طبقه چهل و هفتمه،
‫نفسکی پنج طبقه پایین‌تره...

31:49.995 --> 31:52.372
‫خیلی‌خب. باشه. باشه.
‫خودم بلدم حساب کنم، باشه.

31:53.248 --> 31:56.042
‫خب، پس واسه همین می‌خواد
‫تو ساختمون خودش جلسه بذارن؟

31:56.126 --> 31:58.086
‫آره. وقتی از امنیت اتاق
‫هیئت مدیره اطمینان حاصل کنیم،

31:58.169 --> 32:00.672
‫می‌شه یواشکی رفت بالا،
‫کسی هم خبردار نمی‌شه.

32:00.755 --> 32:03.633
‫آره. کسی هم که از پشت پنجره
‫تحت نظرشون نمی‌گیره، مگه نه؟

32:04.134 --> 32:05.594
‫بالا و پایینشون چه خبره؟

32:05.677 --> 32:07.679
‫اِم، بالاش خبری نیست.

32:08.680 --> 32:11.391
‫پایینش به جز دفتر نفسکی،
‫یه سری بانک خصوصی،

32:11.474 --> 32:15.687
‫شرکت‌های سرمایه‌گذاری
‫و بیست طبقه هتل لوکسه.

32:15.770 --> 32:19.441
‫آها. خب، شاید بهتر باشه پافشاری کنیم
‫که در حین عملیات تو هتل ساکن بشیم.

32:19.524 --> 32:20.734
‫بگیم اگه ساکن نشیم،
‫کار نمی‌کنیم؟

32:20.817 --> 32:22.277
‫- بگیم؟
‫- آره.

32:40.250 --> 32:41.700
‫[کال فنتون]

33:23.600 --> 33:26.750
‫[اجرا شد]
‫[اعمال شود یا خیر؟]

33:27.551 --> 33:29.844
‫عین سگ می‌کشمت هو.

33:30.387 --> 33:31.638
‫گفته بودم ساعت نه!

33:46.736 --> 33:47.988
‫پشم‌هام.

33:53.450 --> 33:55.600
‫[اجرا شد]
‫[اعمال شود یا خیر؟]

34:04.150 --> 34:06.400
‫[اعمال شود]

34:25.700 --> 34:26.800
‫[کال فنتون]

34:27.950 --> 34:29.361
‫[نام و کد کارمندی خود را وارد کنید]

34:29.362 --> 34:33.074
‫تازه وقتی رسیدم خونه فهمیدم.
‫کیف پولم رو زده بود و تحویلش داده بود.

34:33.157 --> 34:36.244
‫کارتم نبود. پشم‌هام ریخت.

35:42.727 --> 35:43.937
‫تو از اون طرف برو.

36:51.504 --> 36:53.298
‫- خب، برداشتیش؟
‫- آره.

36:55.675 --> 36:56.676
‫احسنت.

36:57.928 --> 36:59.763
‫لابد کلا کسشعر نیستم، مگه نه؟

36:59.846 --> 37:01.848
‫نه بابا. قطعا کلا کسشعر نیستی.

37:01.932 --> 37:04.100
‫آره. گند زدن به استنستد
‫کلا کسشعر محسوب می‌شه.

37:05.435 --> 37:08.396
‫خب، راستش، می‌خواستم کسی رو
‫گیر بندازم، اینه که... وای، ولش کن.

37:10.273 --> 37:12.776
‫خب، تو بابت مشت زدن
‫به مافوقت اومدی اینجا؟

37:13.568 --> 37:14.736
‫از نظر فنی نه.

37:15.487 --> 37:17.572
‫یعنی بعد از این که خواست
‫باهام رابطه برقرار کنه، بهش مشت زدم،

37:17.656 --> 37:20.450
‫ولی می‌شد با یه توبیخ‌نامه
‫و یادداشت تو پرونده‌ام جمعش کرد.

37:21.076 --> 37:24.537
‫به خاطر دومین مشتم اومدم اینجا،
‫آخه گفته بود عین دخترها مشت می‌زنم.

37:25.205 --> 37:26.456
‫بعدش دیگه بلند نشد.

37:28.583 --> 37:29.876
‫قبوله.

37:32.462 --> 37:36.550
‫از باغ‌راه آکسفورد سوار قطاری
‫به مقصد کاتزولدز، استرود شد.

37:39.219 --> 37:40.554
‫دوربین مدار بسته ایستگاه رو بررسی کردم.

37:40.637 --> 37:43.056
‫طرف از دوربین خارج می‌شه
‫و می‌ره سمت تاکسی‌ها.

37:43.848 --> 37:46.017
‫درسته. یعنی نمی‌دونیم
‫بعدش کجا رفته؟

37:47.644 --> 37:51.106
‫سوالم عجیبه، ولی کسی با چتر
‫نزدیک دیکی نشده بود؟

37:51.189 --> 37:52.482
‫چرا. خیلی‌ها شده بودن.

37:52.566 --> 37:54.609
‫- قبلش بارون می‌اومد.
‫- آره، نه. منظورم...

37:54.693 --> 37:56.778
‫منظورت عین قتل مارکوفه.

37:56.861 --> 37:57.862
‫آره.

37:57.946 --> 38:01.032
‫من عاشق کشتار به سبک قدیمی‌ام،
‫ولی کسی با چتر نکشتش.

38:03.785 --> 38:04.995
‫کچله چی؟

38:05.495 --> 38:07.914
‫بهت که گفتم، دم تاکسی‌ها گمش کردیم.

38:08.623 --> 38:10.709
‫باشه، ولی چقدر به دیکی نزدیک شده بود؟

38:29.561 --> 38:30.770
‫اون صندلی جای کسیه.

38:30.854 --> 38:32.564
‫عه، جدی؟ جای کیه؟

38:32.647 --> 38:34.524
‫جیلین اندرسون رفته مستراح.

38:35.150 --> 38:37.903
‫خب، گمون کنم بالا آوردنش
‫بعد از تماشای غذا خوردنت کمی طول بکشه.

38:42.490 --> 38:47.287
‫می‌دونی چقدر اذیت شدم که بخوام
‫ارجاع‌نامه‌ای نسبتا مناسب برات بنویسم؟

38:48.330 --> 38:51.082
‫ولی به هیچ دردی نخورد.
‫آخه هنوز اینجایی.

38:51.833 --> 38:55.545
‫چیکار کردی؟
‫وسط مصاحبه تو سطل زباله‌شون ریدی؟

38:55.629 --> 38:58.757
‫راستش، چون خاطره جالبی از تو نداشتم،
‫خوب پیش نرفت.

38:58.840 --> 39:01.259
‫بهتر بود می‌گفتم عین اسبی
‫رو به موت غذا می‌خوری.

39:01.343 --> 39:05.430
‫آخی. تقصیر منه
‫که کسی نمی‌خواد استخدامت کنه؟

39:09.017 --> 39:10.560
‫دیکی رو به قتل رسونده بودن.

39:10.644 --> 39:12.020
‫خودم می‌دونم احمق خان.

39:12.103 --> 39:13.563
‫آره، ولی نمی‌دونی چطوری.

39:15.065 --> 39:16.066
‫اگه...

39:18.610 --> 39:19.986
‫می‌شه اون طرف بشینم؟
‫وگرنه...

39:20.070 --> 39:21.947
‫نمی‌تونم...

39:25.951 --> 39:28.787
‫شرلی تصویر داخل قطار رو
‫که خواسته بودی گیر آورد.

39:29.579 --> 39:31.164
‫خب، اینجا رو.

39:33.708 --> 39:35.252
‫دیکی از همه به در نزدیک‌تره، خب؟

39:35.335 --> 39:38.547
‫یعنی اگه نخواد جلب توجه کنه،
‫باید اول از همه پیاده بشه.

39:38.630 --> 39:41.550
‫ولی در این صورت،
‫کسی که مشغول تعقیبشه...

39:41.633 --> 39:43.051
‫موقع پیاده شدن تو های ویکام
‫پشت سرش می‌مونه.

39:43.134 --> 39:45.720
‫ولی ببین. به بازوی دیکی دست زد.

39:46.263 --> 39:49.516
‫بعدش، اگه تصویر داخل ایستگاه رو ببینیم...

39:52.143 --> 39:53.520
‫دیکی داره بازوش رو می‌ماله.

39:53.603 --> 39:55.981
‫حتما طرف چیزی غیر قابل ردیابی
‫بهش تزریق کرده...

39:56.064 --> 39:57.524
‫که عین سکته قلبی عمل می‌کنه.

39:58.650 --> 40:00.068
‫مگه این که بخواد یه مشت آزمایش...

40:00.151 --> 40:02.529
‫پیچیده و مبهم انجام بدیم
‫که گمون نکنم پارک...

40:02.612 --> 40:04.906
‫حتی اگه از نظرشون مهم باشه
‫هم بخوان زحمتش رو متقبل بشن.

40:04.990 --> 40:06.241
‫خب...

40:08.618 --> 40:12.539
‫پنجاه پوند باهات شرط می‌بندم
‫که می‌دونم چه پیامی تو گوشی دیکی بوده.

40:13.123 --> 40:14.124
‫یه کلمه بیشتر نبوده.

40:15.166 --> 40:16.209
‫«زنجره.»

40:33.350 --> 40:35.450
‫[«زنجره»]

40:40.609 --> 40:41.610
‫بدک نبود.

40:42.986 --> 40:44.696
‫چی؟ حرف من رو می‌گی یا نودلت رو؟

40:46.156 --> 40:47.407
‫آها. بقیه‌اش مال خودت.

40:47.490 --> 40:48.909
‫ممنون آقای لمب.

40:50.368 --> 40:52.621
‫راستش، وقتی من درست گفتم،
‫تو باید پنجاه پوند بهم بدی.

40:52.704 --> 40:54.706
‫شرط بستن این شکلیه دیگه.

40:55.498 --> 40:58.293
‫خب، بابت هزینه نوشتن ارجاع‌نامه‌ات گرفتمش.

41:00.545 --> 41:04.090
‫خیلی‌خب تخمی‌خان زرنگ،
‫حالا یعنی چی؟

41:05.467 --> 41:08.511
‫یعنی دیکی چندین و چند سال پیش
‫دروغ نگفته بود.

41:09.346 --> 41:11.431
‫یعنی ربوده بودنش،
‫به زور کلی مشروب بهش داده بودن...

41:11.514 --> 41:12.617
‫و بعدش کسی که می‌خواسته...

41:12.641 --> 41:14.601
‫افسانه پوپوف رو پخش کنه،
‫ازش بازجویی کرده بود.

41:17.520 --> 41:18.980
‫به هر حال افسانه است.

41:19.064 --> 41:21.942
‫درسته، پوپوف وجود خارجی نداشت،
‫ولی شاید «زنجره‌ها» داشتن.

41:22.025 --> 41:25.278
‫شاید داشته باشن.
‫شاید حقیقت رو با دروغی مخفی کرده باشن.

41:26.529 --> 41:28.823
‫دیکی هم یکی رو دیده بود،
‫تعقیبش کرده بود،

41:28.907 --> 41:30.951
‫طرف هم خوشش نیومده و دیکی رو کشته.

41:31.034 --> 41:34.746
‫آخه شاید مجددا به کارشون گرفتن
‫و شاید قراره افراد بیشتری بمیرن.

41:37.000 --> 41:49.000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

41:51.304 --> 41:53.640
‫کجا می‌ری؟

41:55.141 --> 41:56.560
‫می‌رم کاتزولدز.

41:58.687 --> 41:59.688
‫خوبه.

42:00.438 --> 42:02.524
‫ببین کچله اونجا چیکار کرده،

42:03.233 --> 42:05.986
‫با کی حرف زده
‫و هنوز اونجاست یا نه.

42:07.862 --> 42:08.863
‫باشه.

42:18.206 --> 42:19.374
‫یه سلامتیت آقای لائو.

42:21.209 --> 42:24.129
‫می‌شه دو تا ساندویچ میگو ببرم؟

42:25.000 --> 42:29.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

42:34.350 --> 42:37.850
‫[به یاد کال بیگینز،
‫دوست و همکار خیلی عزیزمون.]
