WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.040 --> 00:20.040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:18.880 --> 01:22.510
‫فکر می‌کردم شاید بهش نزدیک‌تر شدم، اما...

01:22.510 --> 01:25.920
‫با این حال، باید بگم که تو قطعاً

01:25.920 --> 01:28.190
‫نسبت به وقتی که تازه همدیگه رو دیده بودیم قوی‌تر شدی.

02:11.890 --> 02:13.950
‫سلام به همگی. منم، آرک.

02:14.310 --> 02:17.380
‫به احضار خواهر آریان-دونو، ایوین-دونو،

02:17.380 --> 02:19.760
‫ما الان تو کوه‌های آنت هستیم!

02:20.080 --> 02:24.750
‫به گفته‌ی آریان-دونو، خواهرش یه مبارز خیلی ماهره.

02:25.270 --> 02:28.890
‫و با اینکه مشتاقانه منتظر دیدنشم...

02:32.980 --> 02:35.750
‫چرا تو فکری؟

02:36.000 --> 02:40.150
‫اینکه ایوین نه-سان ازم خواسته تو یکی از مأموریت‌هاش کمکش کنم...

02:40.150 --> 02:42.010
‫یکم نگرانم کرده.

02:42.010 --> 02:45.850
‫شاید این یه نشونه‌ست که درک می‌کنه چقدر پیشرفت کردی.

02:45.850 --> 02:47.660
‫امیدوارم حق با تو باشه...

02:50.490 --> 02:52.040
‫چیه، پونتا؟

02:54.290 --> 02:55.030
‫عجب!

02:55.980 --> 02:56.670
‫آرک!

02:58.700 --> 03:00.840
‫من این شمشیرزنی رو می‌شناسم! نگو که...

03:07.350 --> 03:09.550
‫وایسا!

03:14.850 --> 03:19.360
‫کمین کردن اصلاً روش خوبی برای خوش‌آمدگویی نیست، ایوین نه-سان!

03:20.560 --> 03:22.870
‫متوجه شدی، ها؟

03:23.740 --> 03:25.680
‫ای بااب، این چه کاری بود؟

03:25.680 --> 03:28.420
‫عه، اینطوری نباش، آرین-چان.

03:28.420 --> 03:31.000
‫بهم بگو اونه-چان!

03:32.000 --> 03:34.880
‫ایوین نه-سان، ولم کن!

03:34.880 --> 03:37.000
‫«اونه-چان» فهمیدی؟

03:37.270 --> 03:38.510
‫عجب...

03:42.410 --> 03:46.640
‫برام سواله که اصلاً از کجا می‌دونستی ما تو هوبان هستیم.

03:46.640 --> 03:49.030
‫از دانکا-سان پرسیدم.

03:49.030 --> 03:51.830
‫وای من، لاغر کردی، آرین-چان؟

03:51.830 --> 03:54.190
‫باشه، دیگه کافیه.

03:55.590 --> 03:57.950
‫می‌دونستم شمشیرزنیش آشناست...

03:57.950 --> 04:00.780
‫الان می‌فهمم، شبیه شمشیرزنی گلنیس-دونوئه.

04:01.000 --> 04:03.730
‫البته هنوزم نمی‌تونم با مادر رقابت کنم.

04:03.730 --> 04:06.770
‫نمی‌خوای توضیح بدی چرا به آرک حمله کردی؟

04:06.770 --> 04:08.660
‫اوه، یادت رفته؟

04:08.660 --> 04:14.460
‫قبلاً بهت گفته بودم، هر همراهی که داری باید از من قوی‌تر باشه.

04:15.830 --> 04:16.640
‫همراه؟

04:18.850 --> 04:21.440
‫از مادر و پدر درباره‌ش شنیدم.

04:21.440 --> 04:25.680
‫اینکه چطور از یه شوالیه‌ی انسان کمک گرفتی، آرین-چان.

04:25.910 --> 04:30.650
‫و داری باهاش سفر می‌کنی تا به چشمه‌ای که طلسم‌ رو می‌شکنه بری.

04:30.650 --> 04:33.400
‫که کاملاً مطمئنم برای مأموریت‌تون نیست!

04:34.030 --> 04:38.190
‫من فقط چون کمکم کرد بهش درباره‌ی چشمه گفتم!

04:38.190 --> 04:40.640
‫پس چرا باهاش سفر می‌کنی؟

04:40.640 --> 04:43.240
‫اونجا جایی نیست که یه انسان بتونه تنهایی واردش بشه!

04:43.400 --> 04:46.970
‫پونتا، این دوتا دارن راجع به چی حرف می‌زنن؟

04:48.090 --> 04:53.750
‫صبر کن، اگه راجع به چشمه می‌دونی، پس از بدن آرک هم خبر داری؟

04:53.750 --> 04:55.750
‫آره، معلومه.

05:00.590 --> 05:03.340
‫جدی یه اسکلته، مگه نه؟

05:03.680 --> 05:05.130
‫چیزه، ممنون؟

05:06.500 --> 05:08.770
‫کنجکاوم بدونم، نظرت چی بود؟

05:08.770 --> 05:09.930
‫راجع به چی؟

05:09.930 --> 05:11.600
‫وقتی باهاش مبارزه کردی.

05:12.150 --> 05:16.480
‫می‌دونم آرک خیلی ماهره، اما کنجکاوم نظرتو بدونم...

05:16.480 --> 05:19.870
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم، چون کارمون نصفه‌کاره موند،

05:19.870 --> 05:23.970
‫اما فکر نمی‌کنم هنوز آماده باشم که به عنوان همراهت قبولش کنم.

05:23.970 --> 05:26.320
‫همین الان بهت گفتم، اینطوری نیست!

05:26.630 --> 05:30.940
‫اصلاً چرا باید تو تاییدش کنی؟

05:30.940 --> 05:33.410
‫تو خودت رفتی سرخود ازدواج کردی!

05:33.410 --> 05:37.580
‫حالا که فکرشو می‌کنم، شنیدم قراره ازدواج کنی، ایوین-دونو.

05:37.580 --> 05:39.040
‫تبریک می‌گم.

05:39.610 --> 05:42.380
‫زیادمه آریان-دونو برات یه تور درست کرد،

05:42.380 --> 05:46.930
‫که شامل جمع‌آوری دم چندتا گرگ تسخیرشده می‌شد.

05:47.380 --> 05:49.590
‫راستش هنوز ازدواج نکردیم!

05:49.590 --> 05:52.070
‫انقدر مأموریت داریم که نمی‌رسیم.

05:52.070 --> 05:54.640
‫طرف مقابلت مشکلی نداره؟

05:55.890 --> 05:58.510
‫گفت می‌تونم هرکاری دلم می‌خواد بکنم.

05:58.510 --> 06:03.400
‫همچنین گفت می‌تونم طوری برنامه‌ریزی کنم
‫که خونه‌مون یه اتاق برای تو داشته باشه، آرین-چان.

06:03.400 --> 06:04.520
‫چی؟

06:04.520 --> 06:07.900
‫عمراً! کی می‌خواد با یه زوج تازه ‌عروس و داماد زندگی کنه؟

06:07.900 --> 06:11.860
‫نگران نباش، اتاق‌خواب‌ها رو جدا می‌ذاریم!

06:11.860 --> 06:13.410
‫پس چی؟!

06:15.710 --> 06:18.650
‫ایوین-دونو واقعاً شخصیت پرجنب و جوشی داره.

06:18.650 --> 06:23.640
‫نکنه فقط ما رو اینجا کشوندی تا آرک رو آزمایش کنی؟

06:23.640 --> 06:24.930
‫معلومه که نه.

06:25.610 --> 06:28.930
‫این کاری که دستمه یه کم سخت شده.

06:30.120 --> 06:32.300
‫مشکلی پیش اومده؟

06:33.320 --> 06:37.560
‫ممکنه در نهایت پای یه آدم خیلی خطرناک وسط باشه.

06:39.030 --> 06:40.440
‫جزئیاتشو بگو.

06:40.960 --> 06:44.440
‫می‌گم. اما اول...

06:46.350 --> 06:50.950
‫یالا. به اونه-چانت نشون بده که چقدر پیشرفت کردی.

06:50.950 --> 06:52.950
‫قبوله.

06:56.350 --> 06:57.950
‫هر وقت آماده بودی.

06:58.460 --> 07:00.330
‫اگه اصرار داری.

07:03.790 --> 07:07.960
‫آرین-چان، خیلی قوی هستی! ممکنه ببازم!

07:10.390 --> 07:13.930
‫داره تک‌تک ضربه‌ها رو پیش‌بینی می‌کنه.

07:15.750 --> 07:16.970
‫صبر کن، نه!

07:17.280 --> 07:19.770
‫بیشتر به نظر میاد ایوین-دونو قصد آریان-دونو رو می‌خونه،

07:19.770 --> 07:21.770
‫و با جاخالی دادن پیش‌دستی می‌کنه!

07:22.950 --> 07:24.140
‫انقدر وول نخور!

07:24.140 --> 07:25.650
‫تموم شد؟

07:25.650 --> 07:28.940
‫سنگ شعله‌ها، به ندایم گوش فرا ده. دشمنم را نابود کن!

07:29.900 --> 07:32.460
‫باد، تو را می‌خوانم تا مرا با خود ببری!

07:37.760 --> 07:40.960
‫آب، به ندایم پاسخ ده، دشمنم را بشوی و ببر!

07:42.710 --> 07:43.460
‫اوه، نه!

07:44.920 --> 07:45.870
‫چی؟!

07:59.150 --> 08:00.390
‫هنوزم ازت سرترم.

08:00.890 --> 08:02.980
‫عالی بود، خواهر بزرگتر.

08:07.710 --> 08:09.050
‫یوریانا!

08:09.480 --> 08:12.480
‫خوشحالم که دوباره می‌بینمتون، سکت اونی-ساما.

08:12.940 --> 08:16.810
‫خوشحالم که می‌بینم حالت خوبه! نگران بودم که دیگه هیچ‌وقت نبینمت.

08:16.810 --> 08:19.700
‫باعث افتخاره که من هم دوباره می‌بینمتون.

08:21.150 --> 08:25.710
‫لعنت به داکارس! فکرشو بکن انقدر پررو باشه که سعی کنه توو بکشه!

08:29.840 --> 08:33.560
‫احتمال زیاد سکت اونی-ساما از داکارس اونی-ساما...

08:33.560 --> 08:36.930
‫برای سوءقصد به جونم استفاده کرده.

08:38.300 --> 08:40.490
‫می‌تونی اینو پس بگیری.

08:42.500 --> 08:45.280
‫وقتی داکارس بهت حمله کرد،

08:45.280 --> 08:48.360
‫احساس کردم جستجو باید بیشتر ادامه پیدا می‌کرد.

08:48.600 --> 08:50.360
‫کار زیادی نمی‌شد کرد.

08:50.870 --> 08:53.170
‫گردنبند یادگاری مادر...

08:53.540 --> 08:58.740
‫اگه داکارس اونی-ساما اونو داشت و هیچکس نمی‌تونست باهام ارتباط بگیره،

08:58.740 --> 09:02.370
‫منطقیه که مردم فرض کنن من ترور شدم.

09:02.370 --> 09:05.120
‫فقط خوشحالم که حالت خوبه.

09:05.410 --> 09:08.020
‫بله. واقعاً.

09:08.460 --> 09:12.150
‫اما اونی-ساما، من اومدم تا شما رو در جریان پیشرفت‌های مربوط به...

09:12.150 --> 09:14.130
‫مذاکرات با الف‌ها قرار بدم.

09:15.800 --> 09:21.220
‫پس از صحبت مستقیم با ریش‌سفید بزرگشون، فانگاس-ساما،

09:21.600 --> 09:26.570
‫تونستم حق تجارت اولویت‌دار رو برای رودن تضمین کنم.

09:27.130 --> 09:31.210
‫ما مقدار زیادی سنگ رون دریافت می‌کنیم.

09:31.210 --> 09:32.620
‫فوق‌العاده‌ست!

09:32.620 --> 09:36.640
‫با اونا، رودن می‌تونه حتی بیشتر از این رشد کنه.

09:36.640 --> 09:38.520
‫با شناختی که ازت دارم،

09:38.520 --> 09:39.680
‫مطمئنم قصد داری...

09:39.680 --> 09:42.350
‫اول قلمروهایی که بیشترین نیاز رو دارن بهبود ببخشی.

09:42.710 --> 09:46.830
‫مطمئنم مخالفت‌هایی می‌شه، اما می‌بینم چیکار می‌تونم بکنم.

09:46.830 --> 09:49.820
‫ممنونم، سکت اونی-ساما.

09:50.740 --> 09:53.190
‫نه تنها ترور شکست خورد،

09:53.190 --> 09:56.220
‫بلکه این توافقنامه‌ی تجاری رو با الف‌ها ترتیب داد...

09:56.530 --> 09:59.580
‫حتی بعد از اتفاقاتی که افتاده، هدفم هنوزم همونه:

09:59.930 --> 10:02.850
‫هرکاری می‌تونم برای کمک به این کشور بکنم.

10:05.560 --> 10:07.350
‫اون دشمن زیرکیه.

10:07.740 --> 10:10.440
‫اگه توافق تجاری پیش بره، شاهدخت یوریانا...

10:10.440 --> 10:13.100
‫بیشتر و بیشتر حمایت مردمو به دست میاره.

10:13.100 --> 10:14.810
‫که این باعث می‌شه تاج و تخت...

10:14.810 --> 10:16.630
‫نیازی به عجله نیست.

10:16.630 --> 10:19.610
‫من و یوریانا هر دو دنبال یه چیز هستیم.

10:20.040 --> 10:23.330
‫و هرکاری می‌کنیم، برای پادشاهی رودن انجام می‌دیم.

10:27.930 --> 10:31.130
‫انقدر از باختن به ایوین-دونو ناراحتی؟

10:31.130 --> 10:33.630
‫معلومه که هستم.

10:34.120 --> 10:37.370
‫نه-سان همیشه فوق‌العاده بوده.

10:39.120 --> 10:42.140
‫تا اونجا که یادمه،

10:42.390 --> 10:45.350
‫اون به عنوان یه جنگجو جون هم‌رزمان بی‌شماریو نجات داده بود.

10:50.610 --> 10:54.250
‫فکر می‌کردم شاید بهش نزدیک‌تر شدم، اما...

10:55.090 --> 10:58.400
‫با این حال، باید بگم که تو قطعاً

10:58.400 --> 11:01.030
‫نسبت به وقتی که تازه همدیگه رو دیده بودیم قوی‌تر شدی.

11:01.620 --> 11:02.990
‫واقعاً...؟

11:03.480 --> 11:07.920
‫و مهم‌تر از اون، به جون تمام کسایی فکر کن که نجات دادی.

11:11.060 --> 11:14.500
‫من به عنوان کسی که شخصاً شاهدش بودم، می‌تونم اینو تضمین کنم:

11:14.500 --> 11:17.200
‫تو خیلی چیزا برای افتخار کردن داری، آریان-دونو.

11:17.800 --> 11:18.700
‫آرک...

11:19.710 --> 11:20.900
‫ممنونم.

11:23.420 --> 11:28.030
‫باید بگم، الان دیگه مدتی می‌شه که با هم هستیم.

11:28.030 --> 11:33.730
‫سفر من فوری نیست، از وقت گذروندن باهات هم لذت می‌برم.

11:35.280 --> 11:37.730
‫خب، بیا این‌بار هم تمام تلاشمونو بکنیم.

11:48.980 --> 11:51.190
‫من منتظر می‌مونم...

11:51.770 --> 11:54.290
‫احساس می‌کنم اخیراً این اتفاق زیاد میفته.

11:55.420 --> 12:00.260
‫در دامنه‌ی کوه‌های آنت، روستای کوچیکی به اسم دنل هست.

12:01.000 --> 12:06.640
‫چون تو اعماق جنگله، با نزدیک‌ترین سکونتگاه‌ها هیچ ارتباطی نداره.

12:06.640 --> 12:09.640
‫قبلاً کاملاً منزوی بود.

12:11.920 --> 12:13.140
‫قبلاً؟

12:13.650 --> 12:17.650
‫خانواده‌ای هست که برای نسل‌ها روستا رو اداره می‌کردن،

12:17.920 --> 12:22.150
‫و چند سال پیش، مورد حمله‌ی یه هیولا قرار گرفتن و از بین رفتن.

12:22.940 --> 12:27.160
‫تنها بازمانده، دختر شهردار، مقامشو بر عهده گرفت...

12:27.860 --> 12:31.000
‫و شهرتش به اینه که مثل یه فرشته مهربونه.

12:32.980 --> 12:34.250
‫صبح بخیر.

12:34.660 --> 12:36.230
‫صبح بخیر.

12:36.870 --> 12:38.240
‫صبح بخیر.

12:38.890 --> 12:41.170
‫از وقتی اون مقامو به عهده گرفته،

12:41.170 --> 12:43.530
‫تعامل بیشتری با غریبه‌ها صورت گرفته،

12:43.530 --> 12:45.630
‫و روستا خیلی بازتر شده.

12:46.420 --> 12:47.500
‫و اینجاست که...

12:48.480 --> 12:53.020
‫می‌رسیم به پناهگاه لیزا، که ساختمانی برای پناه دادن به الف‌ها داره.

12:53.570 --> 12:55.020
‫پناهگاه لیزا؟

12:55.740 --> 12:57.600
‫به لطف شاهدخت یوریانا،

12:57.600 --> 13:01.330
‫الف‌هایی که زمانی اسیر بودن دارن نجات پیدا می‌کنن و آزاد می‌شن، مگه نه؟

13:01.650 --> 13:04.320
‫اما فقط به خاطر اینکه آزاد شدن

13:04.320 --> 13:06.780
‫به این معنی نیست که برگشتنشون به خونه آسونه.

13:07.080 --> 13:10.030
‫پادشاهی تمایلی نداره که اونقدرها هم کمک کنه.

13:10.430 --> 13:13.390
‫پناهگاه لیزا الف‌های پناهنده رو می‌پذیره...

13:13.390 --> 13:16.510
‫و بهشون کمک می‌کنه تا برای برگشتن به خونه آماده بشن.

13:16.510 --> 13:18.460
‫صبر کن، پس لیزا...

13:18.690 --> 13:22.480
‫دقیقاً. اسم دختر بازمانده‌ی شهرداره.

13:22.480 --> 13:25.090
‫ظاهراً اون و شوهرش رو این مرکز نظارت دارن.

13:25.330 --> 13:29.600
‫ولی همچین کاری خیلی هزینه داره...

13:29.890 --> 13:33.630
‫شوهرش قبلاً یه تاجر خارجی بوده.

13:34.070 --> 13:39.690
‫برای تجارت اومد رودن، عاشق لیزا شد و با هم ازدواج کردن.

13:40.100 --> 13:44.690
‫ظاهراً از روزای تجارتش پول زیادی به جیب زده.

13:45.140 --> 13:47.940
‫به نظر میاد خیلی آدم پرشوری باشه.

13:47.940 --> 13:52.420
‫دقیقاً مشکل کجاست؟ اینکه فوق‌العاده به نظر میاد.

13:52.420 --> 13:54.560
‫با فرض اینکه تمام داستان حقیقت داشته باشه.

13:55.320 --> 13:58.710
‫اونا ادعا می‌کنن که الف‌ها و بیست‌من‌ها رو به وطنشون برمی‌گردونن،

13:58.710 --> 14:01.420
‫اما به نظر میاد هیچکس واقعاً برنگشته.

14:01.420 --> 14:02.260
‫ای وای!

14:02.260 --> 14:03.210
‫واقعاً؟!

14:03.210 --> 14:07.400
‫تنها کاری که باید بکنن اینه که ادعا کنن تو
‫راه برگشت به خونه بهشون حمله شده،

14:07.400 --> 14:10.480
‫یا اینکه تو یه نقطه‌ای ارتباطشون قطع شده.

14:10.480 --> 14:11.600
‫برای همین...

14:11.600 --> 14:14.180
‫باید حقیقت رو پیدا کنیم.

14:19.800 --> 14:22.990
‫به پناهگاه لیزا خوش اومدین.

14:24.010 --> 14:29.030
‫قسمت ۴

14:24.010 --> 14:29.030
روستای نفرین‌شده‌ای که روح قدیس در آن سرگردان است

14:29.930 --> 14:31.330
‫از دیدنتون خوشوقتم.

14:31.330 --> 14:34.260
‫اسم من یاکوف هست و من مسئول پناهگاهم.

14:34.630 --> 14:37.270
‫حالا که اینجایین، می‌تونین راحت باشین.

14:37.600 --> 14:39.230
‫خیلی ممنون.

14:39.760 --> 14:44.150
‫امیدوار بودیم به زادگاه‌مون، روستای لالاتویا برگردیم.

14:44.470 --> 14:50.140
‫بسیار خب. اما الف‌ها و بیست‌من‌های زیادی تحت مراقبت ما هستن.

14:50.140 --> 14:53.030
‫باید تا وقتی که نوبتتون بشه صبور باشین.

14:53.030 --> 14:56.910
‫یاکوف-سان، چرا این همه زحمت برای ما می‌کشین؟

14:57.540 --> 15:01.500
‫این چیزی بود که همسرم، لیزا، می‌خواست.

15:03.050 --> 15:06.960
‫لطفاً، تا وقتی که تدارکات آماده بشن استراحت کنین.

15:06.960 --> 15:08.100
‫پاملا-سان.

15:08.100 --> 15:08.960
‫بله؟

15:08.960 --> 15:12.420
‫پناهگاهو بهشون نشون بده.

15:12.750 --> 15:14.220
‫چشم.

15:15.890 --> 15:18.470
‫شما خواهرها با هم دستگیر شدین؟

15:18.470 --> 15:20.180
‫درسته.

15:20.180 --> 15:22.230
‫پاملا-سام، چند وقته اینجایی؟

15:22.570 --> 15:25.830
‫تازه همین چند وقت پیش رسیدم.

15:25.830 --> 15:26.710
‫پاملا!

15:27.680 --> 15:29.030
‫بارت!

15:30.520 --> 15:32.040
‫تازه‌واردن؟

15:32.040 --> 15:35.200
‫درسته. می‌خوام اتاقشونو بهشون نشون بدم.

15:35.200 --> 15:36.330
‫سلام.

15:36.330 --> 15:37.530
‫سلام.

15:38.100 --> 15:42.050
‫یاکوف-سان صدام کرد. بعداً می‌بینمت.

15:46.300 --> 15:47.930
‫به نظر آدم خوبی میاد.

15:48.560 --> 15:50.170
‫اون نامزدمه...

15:50.170 --> 15:51.610
‫واقعاً؟!

15:51.610 --> 15:52.800
‫تبریک می‌گم.

15:52.800 --> 15:56.450
‫ما تو عمارتی که قبلاً توش برده بودیم با هم آشنا شدیم...

15:57.030 --> 16:00.070
‫تنها امیدی که اون زمان داشتم فکر با هم بودنمون...

16:00.070 --> 16:02.560
‫بعد از آزادی‌مون بود.

16:02.920 --> 16:06.180
‫و الان که آزادی، اون رویا به حقیقت پیوسته.

16:06.180 --> 16:07.400
‫این فوق‌العاده‌ست!

16:07.400 --> 16:08.470
‫آره!

16:10.090 --> 16:11.870
‫اینجا سالن غذاخوریه.

16:14.680 --> 16:16.390
‫اوه، پاملا.

16:16.390 --> 16:17.530
‫این دوتا تازه‌واردن؟

16:17.760 --> 16:20.550
‫آره. این ایوین-سان و آریان-سانن.

16:20.550 --> 16:21.910
‫از دیدنتون خوشوقتم.

16:22.390 --> 16:23.560
‫همچنین.

16:23.560 --> 16:25.790
‫به پناهگاه لیزا خوش اومدین!

16:26.310 --> 16:28.560
‫حالا که اینجایین، می‌تونین راحت باشین.

16:28.560 --> 16:31.300
‫تخت‌های نرم و حموم داریم!

16:31.300 --> 16:37.020
‫شگفت‌انگیزه که یه نفر چنین امکاناتیو برامون ساخته.

16:37.360 --> 16:41.060
‫لیزا-سان حتماً خیلی مهربونن.

16:41.060 --> 16:43.750
‫اون حتی قبل از اینکه شاهدخت یوریانا...

16:43.750 --> 16:47.270
‫شروع به اقدام کنن، اینجا به الف‌ها و بیست‌من‌ها کمک می‌کردن.

16:47.600 --> 16:49.400
‫خیلی دوست دارم ببینمشون!

16:52.740 --> 16:54.240
‫مشکلی پیش اومده؟

16:54.780 --> 16:57.990
‫هیچکدوم از ما هم قبلاً ندیدیمشون.

16:58.750 --> 17:01.590
‫لیزا-سانه خیلی‌ وقته گم شدن.

17:01.590 --> 17:03.160
‫گم شدن؟!

17:03.160 --> 17:09.470
‫هنوز هم در بین انسان‌ها افراد زیادی
‫هستن که کمک به الف‌ها رو قبول ندارن،

17:10.200 --> 17:13.800
‫بعضیامون فکر می‌کنیم که اون افراد دزدیدنشون.

17:13.800 --> 17:17.940
‫اما یاکوف-سان فکر می‌کنن اون یه جایی در امانن.

17:17.940 --> 17:21.790
‫برای همین ما هم نمی‌خوایم این حرفا رو باور کنیم.

17:21.790 --> 17:24.100
‫تنها مسئله اینه... افراد زیادی بودن که می‌گن...

17:24.100 --> 17:27.310
‫یه روح جلوی اتاق لیزا-سان دیدن.

17:27.630 --> 17:28.810
‫یه روح؟

17:29.070 --> 17:31.310
‫راستش رو بخواین، منم دیدم...

17:40.450 --> 17:42.680
‫اینجا اتاق لیزا-سانه؟

17:42.680 --> 17:44.200
‫بـ ـ بله...

17:44.200 --> 17:46.540
‫چیز عجیبی حس می‌کنی؟

17:46.540 --> 17:48.460
‫آره، برام سواله که چیه...

17:48.680 --> 17:51.460
‫شما دوتا چیزی حس می‌کنین؟

17:51.700 --> 17:55.710
‫اوه، نه، نه واقعاً. ببخشید، بریم.

18:08.790 --> 18:10.850
‫دوباره احساس زنده بودن می‌کنم...

18:10.850 --> 18:14.560
‫لیزا۰سان می‌خواست به الف‌ها کمک کنه...

18:14.560 --> 18:18.430
‫واقعاً فکر می‌کنی جایی که اون ساخته می‌تونه روی تاریکی داشته باشه؟

18:19.130 --> 18:24.320
‫فارغ از احساس لیزا-سان، ممکنه آدمایی باشن
‫که ازش سوءاستفاده کنن.

18:24.320 --> 18:25.820
‫فکر کنم حق با توئه...

18:25.820 --> 18:29.370
‫تازه، اون حرفا راجع به یه روح رو باور می‌کنی؟

18:30.020 --> 18:31.070
‫حرفت منطقیه.

18:31.430 --> 18:35.390
‫یه حضور عجیبی تو اون اتاق بود. موندم چی بود...

18:38.510 --> 18:39.940
‫بیا بریم چکش کنیم.

18:43.470 --> 18:46.650
‫وقتی از کنارش رد شدیم خیلی ضعیف بود،

18:46.650 --> 18:48.880
‫اما حتماً تو این اتاق خبریه.

18:53.800 --> 18:54.860
‫فایده نداره.

18:54.860 --> 18:56.670
‫خب، منطقیه.

18:57.180 --> 18:59.490
‫اوه، شمایین.

18:59.490 --> 19:02.490
‫چرا این وقت شب بیدار شدین؟

19:02.780 --> 19:05.620
‫فکر کنم گم شدیم.

19:06.720 --> 19:08.860
‫اینجا به هر حال خیلی بزرگه.

19:08.860 --> 19:10.330
‫می‌تونم تا اتاقتون راهنماییتون کنم.

19:10.330 --> 19:11.500
‫ممنون.

19:11.860 --> 19:12.730
‫چیکار کنیم؟

19:12.730 --> 19:15.500
‫بیا آرکو صدا کنیم.

19:31.820 --> 19:34.630
‫پاملا-سان یا بارتو-سان رو نمی‌بینم.

19:36.210 --> 19:38.150
‫یه شبه رفتن؟

19:38.500 --> 19:40.990
‫آره، مقصدشون زادگاه بارته.

19:40.990 --> 19:44.910
‫یکم یهوییه. چطوری دارن سفر می‌کنن؟

19:45.450 --> 19:47.660
‫هیچکس واقعاً نمی‌دونه.

19:48.080 --> 19:53.740
‫به خاطر مسائل امنیتی، به کسی گفته نمی‌شه که سفر برگشت چطوری انجام می‌شه.

19:53.740 --> 19:58.180
‫کشورهای دیگه مثل رودن دوست ندارن الف‌ها برن.

20:05.720 --> 20:06.930
‫بابت تاخیر عذر می‌خوام.

20:06.930 --> 20:10.690
‫واقعاً می‌تونی از جادوی تلپورت برد کوتاه استفاده کنی!

20:11.430 --> 20:15.190
‫اگه بتونم یه مکانو ببینم، می‌تونم به اونجا تلپورت کنم.

20:17.750 --> 20:20.470
‫بله، همینقدر معلوم باشه کافیه.

20:21.880 --> 20:23.340
‫جابه‌جایی ابعادی!

20:30.440 --> 20:31.270
‫اونه-چان...

20:31.270 --> 20:34.410
‫درسته. حضور از این پایین میاد.

20:37.700 --> 20:39.920
‫این یه جور خروجی مخفیه؟

20:43.010 --> 20:44.150
‫یه راه‌پله‌ی مخفی؟!

20:48.950 --> 20:49.920
‫اونه-چان!

20:49.920 --> 20:52.920
‫آره، این اصلاً روح نیست!

20:52.920 --> 20:55.690
‫چـ ـ چیه؟ چیزی اونجاست؟

20:56.080 --> 20:58.150
‫من هیچی نمی‌بینم!

20:58.400 --> 20:59.710
‫آلودگی مرگ.

21:00.190 --> 21:04.530
‫آلودگی مرگ؟ ها، اینو قبلاً کجا شنیدم...؟

21:04.770 --> 21:09.310
‫ما الف‌ها می‌تونیم بوی گندی که مختص نامیراهاست رو حس کنیم.

21:09.310 --> 21:11.780
‫این همون چیزیه که دیروز حس کردیم.

21:11.780 --> 21:14.840
‫این باید همون روحی باشه که پاملا-سان فکر می‌کرد دیده.

21:15.320 --> 21:17.920
‫اما چرا متوجه نشد که چی بوده؟

21:17.920 --> 21:21.190
‫فکر کنم یه جور جادویی داره ضعیفش می‌کنه.

21:21.190 --> 21:26.930
‫وقتی انقدر ضعیفه، فقط آموزش‌هامونه
‫که بهمون اجازه می‌ده متوجهش بشیم.

21:27.410 --> 21:29.670
‫فعلاً، بیاین بریم پایین.

21:29.670 --> 21:30.430
‫درسته.

21:31.070 --> 21:32.230
‫فایر.

21:42.230 --> 21:43.900
‫چیه، پونتا؟

21:46.470 --> 21:48.680
‫چیزی اون جلوئه؟

21:51.150 --> 21:53.160
‫آلودگی مرگ! یه چیزی داره میاد!

21:57.080 --> 21:58.370
‫اون منم؟!

21:58.590 --> 22:00.070
‫معلومه که نه!

22:00.070 --> 22:01.040
‫اونا آنددن!

22:01.060 --> 22:09.060
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

22:10.000 --> 22:20.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:40.030 --> 23:45.040
‫قسمت بعد

23:40.030 --> 23:45.040
‫وحشت! سایه‌های مرگ آن زیر پنهان شده

23:45.040 --> 23:50.080
‫پناهگاه لیزا؟ نه بابا! اینجا سالن تئاتره!

23:45.040 --> 23:50.080
‫#PontaIsOut&About
