1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,040 --> 00:00:20,040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:01:18,880 --> 00:01:22,510
‫فکر می‌کردم شاید بهش نزدیک‌تر شدم، اما...

4
00:01:22,510 --> 00:01:25,920
‫با این حال، باید بگم که تو قطعاً

5
00:01:25,920 --> 00:01:28,190
‫نسبت به وقتی که تازه همدیگه رو دیده بودیم قوی‌تر شدی.

6
00:02:11,890 --> 00:02:13,950
‫سلام به همگی. منم، آرک.

7
00:02:14,310 --> 00:02:17,380
‫به احضار خواهر آریان-دونو، ایوین-دونو،

8
00:02:17,380 --> 00:02:19,760
‫ما الان تو کوه‌های آنت هستیم!

9
00:02:20,080 --> 00:02:24,750
‫به گفته‌ی آریان-دونو، خواهرش یه مبارز خیلی ماهره.

10
00:02:25,270 --> 00:02:28,890
‫و با اینکه مشتاقانه منتظر دیدنشم...

11
00:02:32,980 --> 00:02:35,750
‫چرا تو فکری؟

12
00:02:36,000 --> 00:02:40,150
‫اینکه ایوین نه-سان ازم خواسته تو یکی از مأموریت‌هاش کمکش کنم...

13
00:02:40,150 --> 00:02:42,010
‫یکم نگرانم کرده.

14
00:02:42,010 --> 00:02:45,850
‫شاید این یه نشونه‌ست که درک می‌کنه چقدر پیشرفت کردی.

15
00:02:45,850 --> 00:02:47,660
‫امیدوارم حق با تو باشه...

16
00:02:50,490 --> 00:02:52,040
‫چیه، پونتا؟

17
00:02:54,290 --> 00:02:55,030
‫عجب!

18
00:02:55,980 --> 00:02:56,670
‫آرک!

19
00:02:58,700 --> 00:03:00,840
‫من این شمشیرزنی رو می‌شناسم! نگو که...

20
00:03:07,350 --> 00:03:09,550
‫وایسا!

21
00:03:14,850 --> 00:03:19,360
‫کمین کردن اصلاً روش خوبی برای خوش‌آمدگویی نیست، ایوین نه-سان!

22
00:03:20,560 --> 00:03:22,870
‫متوجه شدی، ها؟

23
00:03:23,740 --> 00:03:25,680
‫ای بااب، این چه کاری بود؟

24
00:03:25,680 --> 00:03:28,420
‫عه، اینطوری نباش، آرین-چان.

25
00:03:28,420 --> 00:03:31,000
‫بهم بگو اونه-چان!

26
00:03:32,000 --> 00:03:34,880
‫ایوین نه-سان، ولم کن!

27
00:03:34,880 --> 00:03:37,000
‫«اونه-چان» فهمیدی؟

28
00:03:37,270 --> 00:03:38,510
‫عجب...

29
00:03:42,410 --> 00:03:46,640
‫برام سواله که اصلاً از کجا می‌دونستی ما تو هوبان هستیم.

30
00:03:46,640 --> 00:03:49,030
‫از دانکا-سان پرسیدم.

31
00:03:49,030 --> 00:03:51,830
‫وای من، لاغر کردی، آرین-چان؟

32
00:03:51,830 --> 00:03:54,190
‫باشه، دیگه کافیه.

33
00:03:55,590 --> 00:03:57,950
‫می‌دونستم شمشیرزنیش آشناست...

34
00:03:57,950 --> 00:04:00,780
‫الان می‌فهمم، شبیه شمشیرزنی گلنیس-دونوئه.

35
00:04:01,000 --> 00:04:03,730
‫البته هنوزم نمی‌تونم با مادر رقابت کنم.

36
00:04:03,730 --> 00:04:06,770
‫نمی‌خوای توضیح بدی چرا به آرک حمله کردی؟

37
00:04:06,770 --> 00:04:08,660
‫اوه، یادت رفته؟

38
00:04:08,660 --> 00:04:14,460
‫قبلاً بهت گفته بودم، هر همراهی که داری باید از من قوی‌تر باشه.

39
00:04:15,830 --> 00:04:16,640
‫همراه؟

40
00:04:18,850 --> 00:04:21,440
‫از مادر و پدر درباره‌ش شنیدم.

41
00:04:21,440 --> 00:04:25,680
‫اینکه چطور از یه شوالیه‌ی انسان کمک گرفتی، آرین-چان.

42
00:04:25,910 --> 00:04:30,650
‫و داری باهاش سفر می‌کنی تا به چشمه‌ای که طلسم‌ رو می‌شکنه بری.

43
00:04:30,650 --> 00:04:33,400
‫که کاملاً مطمئنم برای مأموریت‌تون نیست!

44
00:04:34,030 --> 00:04:38,190
‫من فقط چون کمکم کرد بهش درباره‌ی چشمه گفتم!

45
00:04:38,190 --> 00:04:40,640
‫پس چرا باهاش سفر می‌کنی؟

46
00:04:40,640 --> 00:04:43,240
‫اونجا جایی نیست که یه انسان بتونه تنهایی واردش بشه!

47
00:04:43,400 --> 00:04:46,970
‫پونتا، این دوتا دارن راجع به چی حرف می‌زنن؟

48
00:04:48,090 --> 00:04:53,750
‫صبر کن، اگه راجع به چشمه می‌دونی، پس از بدن آرک هم خبر داری؟

49
00:04:53,750 --> 00:04:55,750
‫آره، معلومه.

50
00:05:00,590 --> 00:05:03,340
‫جدی یه اسکلته، مگه نه؟

51
00:05:03,680 --> 00:05:05,130
‫چیزه، ممنون؟

52
00:05:06,500 --> 00:05:08,770
‫کنجکاوم بدونم، نظرت چی بود؟

53
00:05:08,770 --> 00:05:09,930
‫راجع به چی؟

54
00:05:09,930 --> 00:05:11,600
‫وقتی باهاش مبارزه کردی.

55
00:05:12,150 --> 00:05:16,480
‫می‌دونم آرک خیلی ماهره، اما کنجکاوم نظرتو بدونم...

56
00:05:16,480 --> 00:05:19,870
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم، چون کارمون نصفه‌کاره موند،

57
00:05:19,870 --> 00:05:23,970
‫اما فکر نمی‌کنم هنوز آماده باشم که به عنوان همراهت قبولش کنم.

58
00:05:23,970 --> 00:05:26,320
‫همین الان بهت گفتم، اینطوری نیست!

59
00:05:26,630 --> 00:05:30,940
‫اصلاً چرا باید تو تاییدش کنی؟

60
00:05:30,940 --> 00:05:33,410
‫تو خودت رفتی سرخود ازدواج کردی!

61
00:05:33,410 --> 00:05:37,580
‫حالا که فکرشو می‌کنم، شنیدم قراره ازدواج کنی، ایوین-دونو.

62
00:05:37,580 --> 00:05:39,040
‫تبریک می‌گم.

63
00:05:39,610 --> 00:05:42,380
‫زیادمه آریان-دونو برات یه تور درست کرد،

64
00:05:42,380 --> 00:05:46,930
‫که شامل جمع‌آوری دم چندتا گرگ تسخیرشده می‌شد.

65
00:05:47,380 --> 00:05:49,590
‫راستش هنوز ازدواج نکردیم!

66
00:05:49,590 --> 00:05:52,070
‫انقدر مأموریت داریم که نمی‌رسیم.

67
00:05:52,070 --> 00:05:54,640
‫طرف مقابلت مشکلی نداره؟

68
00:05:55,890 --> 00:05:58,510
‫گفت می‌تونم هرکاری دلم می‌خواد بکنم.

69
00:05:58,510 --> 00:06:03,400
‫همچنین گفت می‌تونم طوری برنامه‌ریزی کنم
‫که خونه‌مون یه اتاق برای تو داشته باشه، آرین-چان.

70
00:06:03,400 --> 00:06:04,520
‫چی؟

71
00:06:04,520 --> 00:06:07,900
‫عمراً! کی می‌خواد با یه زوج تازه ‌عروس و داماد زندگی کنه؟

72
00:06:07,900 --> 00:06:11,860
‫نگران نباش، اتاق‌خواب‌ها رو جدا می‌ذاریم!

73
00:06:11,860 --> 00:06:13,410
‫پس چی؟!

74
00:06:15,710 --> 00:06:18,650
‫ایوین-دونو واقعاً شخصیت پرجنب و جوشی داره.

75
00:06:18,650 --> 00:06:23,640
‫نکنه فقط ما رو اینجا کشوندی تا آرک رو آزمایش کنی؟

76
00:06:23,640 --> 00:06:24,930
‫معلومه که نه.

77
00:06:25,610 --> 00:06:28,930
‫این کاری که دستمه یه کم سخت شده.

78
00:06:30,120 --> 00:06:32,300
‫مشکلی پیش اومده؟

79
00:06:33,320 --> 00:06:37,560
‫ممکنه در نهایت پای یه آدم خیلی خطرناک وسط باشه.

80
00:06:39,030 --> 00:06:40,440
‫جزئیاتشو بگو.

81
00:06:40,960 --> 00:06:44,440
‫می‌گم. اما اول...

82
00:06:46,350 --> 00:06:50,950
‫یالا. به اونه-چانت نشون بده که چقدر پیشرفت کردی.

83
00:06:50,950 --> 00:06:52,950
‫قبوله.

84
00:06:56,350 --> 00:06:57,950
‫هر وقت آماده بودی.

85
00:06:58,460 --> 00:07:00,330
‫اگه اصرار داری.

86
00:07:03,790 --> 00:07:07,960
‫آرین-چان، خیلی قوی هستی! ممکنه ببازم!

87
00:07:10,390 --> 00:07:13,930
‫داره تک‌تک ضربه‌ها رو پیش‌بینی می‌کنه.

88
00:07:15,750 --> 00:07:16,970
‫صبر کن، نه!

89
00:07:17,280 --> 00:07:19,770
‫بیشتر به نظر میاد ایوین-دونو قصد آریان-دونو رو می‌خونه،

90
00:07:19,770 --> 00:07:21,770
‫و با جاخالی دادن پیش‌دستی می‌کنه!

91
00:07:22,950 --> 00:07:24,140
‫انقدر وول نخور!

92
00:07:24,140 --> 00:07:25,650
‫تموم شد؟

93
00:07:25,650 --> 00:07:28,940
‫سنگ شعله‌ها، به ندایم گوش فرا ده. دشمنم را نابود کن!

94
00:07:29,900 --> 00:07:32,460
‫باد، تو را می‌خوانم تا مرا با خود ببری!

95
00:07:37,760 --> 00:07:40,960
‫آب، به ندایم پاسخ ده، دشمنم را بشوی و ببر!

96
00:07:42,710 --> 00:07:43,460
‫اوه، نه!

97
00:07:44,920 --> 00:07:45,870
‫چی؟!

98
00:07:59,150 --> 00:08:00,390
‫هنوزم ازت سرترم.

99
00:08:00,890 --> 00:08:02,980
‫عالی بود، خواهر بزرگتر.

100
00:08:07,710 --> 00:08:09,050
‫یوریانا!

101
00:08:09,480 --> 00:08:12,480
‫خوشحالم که دوباره می‌بینمتون، سکت اونی-ساما.

102
00:08:12,940 --> 00:08:16,810
‫خوشحالم که می‌بینم حالت خوبه! نگران بودم که دیگه هیچ‌وقت نبینمت.

103
00:08:16,810 --> 00:08:19,700
‫باعث افتخاره که من هم دوباره می‌بینمتون.

104
00:08:21,150 --> 00:08:25,710
‫لعنت به داکارس! فکرشو بکن انقدر پررو باشه که سعی کنه توو بکشه!

105
00:08:29,840 --> 00:08:33,560
‫احتمال زیاد سکت اونی-ساما از داکارس اونی-ساما...

106
00:08:33,560 --> 00:08:36,930
‫برای سوءقصد به جونم استفاده کرده.

107
00:08:38,300 --> 00:08:40,490
‫می‌تونی اینو پس بگیری.

108
00:08:42,500 --> 00:08:45,280
‫وقتی داکارس بهت حمله کرد،

109
00:08:45,280 --> 00:08:48,360
‫احساس کردم جستجو باید بیشتر ادامه پیدا می‌کرد.

110
00:08:48,600 --> 00:08:50,360
‫کار زیادی نمی‌شد کرد.

111
00:08:50,870 --> 00:08:53,170
‫گردنبند یادگاری مادر...

112
00:08:53,540 --> 00:08:58,740
‫اگه داکارس اونی-ساما اونو داشت و هیچکس نمی‌تونست باهام ارتباط بگیره،

113
00:08:58,740 --> 00:09:02,370
‫منطقیه که مردم فرض کنن من ترور شدم.

114
00:09:02,370 --> 00:09:05,120
‫فقط خوشحالم که حالت خوبه.

115
00:09:05,410 --> 00:09:08,020
‫بله. واقعاً.

116
00:09:08,460 --> 00:09:12,150
‫اما اونی-ساما، من اومدم تا شما رو در جریان پیشرفت‌های مربوط به...

117
00:09:12,150 --> 00:09:14,130
‫مذاکرات با الف‌ها قرار بدم.

118
00:09:15,800 --> 00:09:21,220
‫پس از صحبت مستقیم با ریش‌سفید بزرگشون، فانگاس-ساما،

119
00:09:21,600 --> 00:09:26,570
‫تونستم حق تجارت اولویت‌دار رو برای رودن تضمین کنم.

120
00:09:27,130 --> 00:09:31,210
‫ما مقدار زیادی سنگ رون دریافت می‌کنیم.

121
00:09:31,210 --> 00:09:32,620
‫فوق‌العاده‌ست!

122
00:09:32,620 --> 00:09:36,640
‫با اونا، رودن می‌تونه حتی بیشتر از این رشد کنه.

123
00:09:36,640 --> 00:09:38,520
‫با شناختی که ازت دارم،

124
00:09:38,520 --> 00:09:39,680
‫مطمئنم قصد داری...

125
00:09:39,680 --> 00:09:42,350
‫اول قلمروهایی که بیشترین نیاز رو دارن بهبود ببخشی.

126
00:09:42,710 --> 00:09:46,830
‫مطمئنم مخالفت‌هایی می‌شه، اما می‌بینم چیکار می‌تونم بکنم.

127
00:09:46,830 --> 00:09:49,820
‫ممنونم، سکت اونی-ساما.

128
00:09:50,740 --> 00:09:53,190
‫نه تنها ترور شکست خورد،

129
00:09:53,190 --> 00:09:56,220
‫بلکه این توافقنامه‌ی تجاری رو با الف‌ها ترتیب داد...

130
00:09:56,530 --> 00:09:59,580
‫حتی بعد از اتفاقاتی که افتاده، هدفم هنوزم همونه:

131
00:09:59,930 --> 00:10:02,850
‫هرکاری می‌تونم برای کمک به این کشور بکنم.

132
00:10:05,560 --> 00:10:07,350
‫اون دشمن زیرکیه.

133
00:10:07,740 --> 00:10:10,440
‫اگه توافق تجاری پیش بره، شاهدخت یوریانا...

134
00:10:10,440 --> 00:10:13,100
‫بیشتر و بیشتر حمایت مردمو به دست میاره.

135
00:10:13,100 --> 00:10:14,810
‫که این باعث می‌شه تاج و تخت...

136
00:10:14,810 --> 00:10:16,630
‫نیازی به عجله نیست.

137
00:10:16,630 --> 00:10:19,610
‫من و یوریانا هر دو دنبال یه چیز هستیم.

138
00:10:20,040 --> 00:10:23,330
‫و هرکاری می‌کنیم، برای پادشاهی رودن انجام می‌دیم.

139
00:10:27,930 --> 00:10:31,130
‫انقدر از باختن به ایوین-دونو ناراحتی؟

140
00:10:31,130 --> 00:10:33,630
‫معلومه که هستم.

141
00:10:34,120 --> 00:10:37,370
‫نه-سان همیشه فوق‌العاده بوده.

142
00:10:39,120 --> 00:10:42,140
‫تا اونجا که یادمه،

143
00:10:42,390 --> 00:10:45,350
‫اون به عنوان یه جنگجو جون هم‌رزمان بی‌شماریو نجات داده بود.

144
00:10:50,610 --> 00:10:54,250
‫فکر می‌کردم شاید بهش نزدیک‌تر شدم، اما...

145
00:10:55,090 --> 00:10:58,400
‫با این حال، باید بگم که تو قطعاً

146
00:10:58,400 --> 00:11:01,030
‫نسبت به وقتی که تازه همدیگه رو دیده بودیم قوی‌تر شدی.

147
00:11:01,620 --> 00:11:02,990
‫واقعاً...؟

148
00:11:03,480 --> 00:11:07,920
‫و مهم‌تر از اون، به جون تمام کسایی فکر کن که نجات دادی.

149
00:11:11,060 --> 00:11:14,500
‫من به عنوان کسی که شخصاً شاهدش بودم، می‌تونم اینو تضمین کنم:

150
00:11:14,500 --> 00:11:17,200
‫تو خیلی چیزا برای افتخار کردن داری، آریان-دونو.

151
00:11:17,800 --> 00:11:18,700
‫آرک...

152
00:11:19,710 --> 00:11:20,900
‫ممنونم.

153
00:11:23,420 --> 00:11:28,030
‫باید بگم، الان دیگه مدتی می‌شه که با هم هستیم.

154
00:11:28,030 --> 00:11:33,730
‫سفر من فوری نیست، از وقت گذروندن باهات هم لذت می‌برم.

155
00:11:35,280 --> 00:11:37,730
‫خب، بیا این‌بار هم تمام تلاشمونو بکنیم.

156
00:11:48,980 --> 00:11:51,190
‫من منتظر می‌مونم...

157
00:11:51,770 --> 00:11:54,290
‫احساس می‌کنم اخیراً این اتفاق زیاد میفته.

158
00:11:55,420 --> 00:12:00,260
‫در دامنه‌ی کوه‌های آنت، روستای کوچیکی به اسم دنل هست.

159
00:12:01,000 --> 00:12:06,640
‫چون تو اعماق جنگله، با نزدیک‌ترین سکونتگاه‌ها هیچ ارتباطی نداره.

160
00:12:06,640 --> 00:12:09,640
‫قبلاً کاملاً منزوی بود.

161
00:12:11,920 --> 00:12:13,140
‫قبلاً؟

162
00:12:13,650 --> 00:12:17,650
‫خانواده‌ای هست که برای نسل‌ها روستا رو اداره می‌کردن،

163
00:12:17,920 --> 00:12:22,150
‫و چند سال پیش، مورد حمله‌ی یه هیولا قرار گرفتن و از بین رفتن.

164
00:12:22,940 --> 00:12:27,160
‫تنها بازمانده، دختر شهردار، مقامشو بر عهده گرفت...

165
00:12:27,860 --> 00:12:31,000
‫و شهرتش به اینه که مثل یه فرشته مهربونه.

166
00:12:32,980 --> 00:12:34,250
‫صبح بخیر.

167
00:12:34,660 --> 00:12:36,230
‫صبح بخیر.

168
00:12:36,870 --> 00:12:38,240
‫صبح بخیر.

169
00:12:38,890 --> 00:12:41,170
‫از وقتی اون مقامو به عهده گرفته،

170
00:12:41,170 --> 00:12:43,530
‫تعامل بیشتری با غریبه‌ها صورت گرفته،

171
00:12:43,530 --> 00:12:45,630
‫و روستا خیلی بازتر شده.

172
00:12:46,420 --> 00:12:47,500
‫و اینجاست که...

173
00:12:48,480 --> 00:12:53,020
‫می‌رسیم به پناهگاه لیزا، که ساختمانی برای پناه دادن به الف‌ها داره.

174
00:12:53,570 --> 00:12:55,020
‫پناهگاه لیزا؟

175
00:12:55,740 --> 00:12:57,600
‫به لطف شاهدخت یوریانا،

176
00:12:57,600 --> 00:13:01,330
‫الف‌هایی که زمانی اسیر بودن دارن نجات پیدا می‌کنن و آزاد می‌شن، مگه نه؟

177
00:13:01,650 --> 00:13:04,320
‫اما فقط به خاطر اینکه آزاد شدن

178
00:13:04,320 --> 00:13:06,780
‫به این معنی نیست که برگشتنشون به خونه آسونه.

179
00:13:07,080 --> 00:13:10,030
‫پادشاهی تمایلی نداره که اونقدرها هم کمک کنه.

180
00:13:10,430 --> 00:13:13,390
‫پناهگاه لیزا الف‌های پناهنده رو می‌پذیره...

181
00:13:13,390 --> 00:13:16,510
‫و بهشون کمک می‌کنه تا برای برگشتن به خونه آماده بشن.

182
00:13:16,510 --> 00:13:18,460
‫صبر کن، پس لیزا...

183
00:13:18,690 --> 00:13:22,480
‫دقیقاً. اسم دختر بازمانده‌ی شهرداره.

184
00:13:22,480 --> 00:13:25,090
‫ظاهراً اون و شوهرش رو این مرکز نظارت دارن.

185
00:13:25,330 --> 00:13:29,600
‫ولی همچین کاری خیلی هزینه داره...

186
00:13:29,890 --> 00:13:33,630
‫شوهرش قبلاً یه تاجر خارجی بوده.

187
00:13:34,070 --> 00:13:39,690
‫برای تجارت اومد رودن، عاشق لیزا شد و با هم ازدواج کردن.

188
00:13:40,100 --> 00:13:44,690
‫ظاهراً از روزای تجارتش پول زیادی به جیب زده.

189
00:13:45,140 --> 00:13:47,940
‫به نظر میاد خیلی آدم پرشوری باشه.

190
00:13:47,940 --> 00:13:52,420
‫دقیقاً مشکل کجاست؟ اینکه فوق‌العاده به نظر میاد.

191
00:13:52,420 --> 00:13:54,560
‫با فرض اینکه تمام داستان حقیقت داشته باشه.

192
00:13:55,320 --> 00:13:58,710
‫اونا ادعا می‌کنن که الف‌ها و بیست‌من‌ها رو به وطنشون برمی‌گردونن،

193
00:13:58,710 --> 00:14:01,420
‫اما به نظر میاد هیچکس واقعاً برنگشته.

194
00:14:01,420 --> 00:14:02,260
‫ای وای!

195
00:14:02,260 --> 00:14:03,210
‫واقعاً؟!

196
00:14:03,210 --> 00:14:07,400
‫تنها کاری که باید بکنن اینه که ادعا کنن تو
‫راه برگشت به خونه بهشون حمله شده،

197
00:14:07,400 --> 00:14:10,480
‫یا اینکه تو یه نقطه‌ای ارتباطشون قطع شده.

198
00:14:10,480 --> 00:14:11,600
‫برای همین...

199
00:14:11,600 --> 00:14:14,180
‫باید حقیقت رو پیدا کنیم.

200
00:14:19,800 --> 00:14:22,990
‫به پناهگاه لیزا خوش اومدین.

201
00:14:24,010 --> 00:14:29,030
‫قسمت ۴

202
00:14:24,010 --> 00:14:29,030
روستای نفرین‌شده‌ای که روح قدیس در آن سرگردان است

203
00:14:29,930 --> 00:14:31,330
‫از دیدنتون خوشوقتم.

204
00:14:31,330 --> 00:14:34,260
‫اسم من یاکوف هست و من مسئول پناهگاهم.

205
00:14:34,630 --> 00:14:37,270
‫حالا که اینجایین، می‌تونین راحت باشین.

206
00:14:37,600 --> 00:14:39,230
‫خیلی ممنون.

207
00:14:39,760 --> 00:14:44,150
‫امیدوار بودیم به زادگاه‌مون، روستای لالاتویا برگردیم.

208
00:14:44,470 --> 00:14:50,140
‫بسیار خب. اما الف‌ها و بیست‌من‌های زیادی تحت مراقبت ما هستن.

209
00:14:50,140 --> 00:14:53,030
‫باید تا وقتی که نوبتتون بشه صبور باشین.

210
00:14:53,030 --> 00:14:56,910
‫یاکوف-سان، چرا این همه زحمت برای ما می‌کشین؟

211
00:14:57,540 --> 00:15:01,500
‫این چیزی بود که همسرم، لیزا، می‌خواست.

212
00:15:03,050 --> 00:15:06,960
‫لطفاً، تا وقتی که تدارکات آماده بشن استراحت کنین.

213
00:15:06,960 --> 00:15:08,100
‫پاملا-سان.

214
00:15:08,100 --> 00:15:08,960
‫بله؟

215
00:15:08,960 --> 00:15:12,420
‫پناهگاهو بهشون نشون بده.

216
00:15:12,750 --> 00:15:14,220
‫چشم.

217
00:15:15,890 --> 00:15:18,470
‫شما خواهرها با هم دستگیر شدین؟

218
00:15:18,470 --> 00:15:20,180
‫درسته.

219
00:15:20,180 --> 00:15:22,230
‫پاملا-سام، چند وقته اینجایی؟

220
00:15:22,570 --> 00:15:25,830
‫تازه همین چند وقت پیش رسیدم.

221
00:15:25,830 --> 00:15:26,710
‫پاملا!

222
00:15:27,680 --> 00:15:29,030
‫بارت!

223
00:15:30,520 --> 00:15:32,040
‫تازه‌واردن؟

224
00:15:32,040 --> 00:15:35,200
‫درسته. می‌خوام اتاقشونو بهشون نشون بدم.

225
00:15:35,200 --> 00:15:36,330
‫سلام.

226
00:15:36,330 --> 00:15:37,530
‫سلام.

227
00:15:38,100 --> 00:15:42,050
‫یاکوف-سان صدام کرد. بعداً می‌بینمت.

228
00:15:46,300 --> 00:15:47,930
‫به نظر آدم خوبی میاد.

229
00:15:48,560 --> 00:15:50,170
‫اون نامزدمه...

230
00:15:50,170 --> 00:15:51,610
‫واقعاً؟!

231
00:15:51,610 --> 00:15:52,800
‫تبریک می‌گم.

232
00:15:52,800 --> 00:15:56,450
‫ما تو عمارتی که قبلاً توش برده بودیم با هم آشنا شدیم...

233
00:15:57,030 --> 00:16:00,070
‫تنها امیدی که اون زمان داشتم فکر با هم بودنمون...

234
00:16:00,070 --> 00:16:02,560
‫بعد از آزادی‌مون بود.

235
00:16:02,920 --> 00:16:06,180
‫و الان که آزادی، اون رویا به حقیقت پیوسته.

236
00:16:06,180 --> 00:16:07,400
‫این فوق‌العاده‌ست!

237
00:16:07,400 --> 00:16:08,470
‫آره!

238
00:16:10,090 --> 00:16:11,870
‫اینجا سالن غذاخوریه.

239
00:16:14,680 --> 00:16:16,390
‫اوه، پاملا.

240
00:16:16,390 --> 00:16:17,530
‫این دوتا تازه‌واردن؟

241
00:16:17,760 --> 00:16:20,550
‫آره. این ایوین-سان و آریان-سانن.

242
00:16:20,550 --> 00:16:21,910
‫از دیدنتون خوشوقتم.

243
00:16:22,390 --> 00:16:23,560
‫همچنین.

244
00:16:23,560 --> 00:16:25,790
‫به پناهگاه لیزا خوش اومدین!

245
00:16:26,310 --> 00:16:28,560
‫حالا که اینجایین، می‌تونین راحت باشین.

246
00:16:28,560 --> 00:16:31,300
‫تخت‌های نرم و حموم داریم!

247
00:16:31,300 --> 00:16:37,020
‫شگفت‌انگیزه که یه نفر چنین امکاناتیو برامون ساخته.

248
00:16:37,360 --> 00:16:41,060
‫لیزا-سان حتماً خیلی مهربونن.

249
00:16:41,060 --> 00:16:43,750
‫اون حتی قبل از اینکه شاهدخت یوریانا...

250
00:16:43,750 --> 00:16:47,270
‫شروع به اقدام کنن، اینجا به الف‌ها و بیست‌من‌ها کمک می‌کردن.

251
00:16:47,600 --> 00:16:49,400
‫خیلی دوست دارم ببینمشون!

252
00:16:52,740 --> 00:16:54,240
‫مشکلی پیش اومده؟

253
00:16:54,780 --> 00:16:57,990
‫هیچکدوم از ما هم قبلاً ندیدیمشون.

254
00:16:58,750 --> 00:17:01,590
‫لیزا-سانه خیلی‌ وقته گم شدن.

255
00:17:01,590 --> 00:17:03,160
‫گم شدن؟!

256
00:17:03,160 --> 00:17:09,470
‫هنوز هم در بین انسان‌ها افراد زیادی
‫هستن که کمک به الف‌ها رو قبول ندارن،

257
00:17:10,200 --> 00:17:13,800
‫بعضیامون فکر می‌کنیم که اون افراد دزدیدنشون.

258
00:17:13,800 --> 00:17:17,940
‫اما یاکوف-سان فکر می‌کنن اون یه جایی در امانن.

259
00:17:17,940 --> 00:17:21,790
‫برای همین ما هم نمی‌خوایم این حرفا رو باور کنیم.

260
00:17:21,790 --> 00:17:24,100
‫تنها مسئله اینه... افراد زیادی بودن که می‌گن...

261
00:17:24,100 --> 00:17:27,310
‫یه روح جلوی اتاق لیزا-سان دیدن.

262
00:17:27,630 --> 00:17:28,810
‫یه روح؟

263
00:17:29,070 --> 00:17:31,310
‫راستش رو بخواین، منم دیدم...

264
00:17:40,450 --> 00:17:42,680
‫اینجا اتاق لیزا-سانه؟

265
00:17:42,680 --> 00:17:44,200
‫بـ ـ بله...

266
00:17:44,200 --> 00:17:46,540
‫چیز عجیبی حس می‌کنی؟

267
00:17:46,540 --> 00:17:48,460
‫آره، برام سواله که چیه...

268
00:17:48,680 --> 00:17:51,460
‫شما دوتا چیزی حس می‌کنین؟

269
00:17:51,700 --> 00:17:55,710
‫اوه، نه، نه واقعاً. ببخشید، بریم.

270
00:18:08,790 --> 00:18:10,850
‫دوباره احساس زنده بودن می‌کنم...

271
00:18:10,850 --> 00:18:14,560
‫لیزا۰سان می‌خواست به الف‌ها کمک کنه...

272
00:18:14,560 --> 00:18:18,430
‫واقعاً فکر می‌کنی جایی که اون ساخته می‌تونه روی تاریکی داشته باشه؟

273
00:18:19,130 --> 00:18:24,320
‫فارغ از احساس لیزا-سان، ممکنه آدمایی باشن
‫که ازش سوءاستفاده کنن.

274
00:18:24,320 --> 00:18:25,820
‫فکر کنم حق با توئه...

275
00:18:25,820 --> 00:18:29,370
‫تازه، اون حرفا راجع به یه روح رو باور می‌کنی؟

276
00:18:30,020 --> 00:18:31,070
‫حرفت منطقیه.

277
00:18:31,430 --> 00:18:35,390
‫یه حضور عجیبی تو اون اتاق بود. موندم چی بود...

278
00:18:38,510 --> 00:18:39,940
‫بیا بریم چکش کنیم.

279
00:18:43,470 --> 00:18:46,650
‫وقتی از کنارش رد شدیم خیلی ضعیف بود،

280
00:18:46,650 --> 00:18:48,880
‫اما حتماً تو این اتاق خبریه.

281
00:18:53,800 --> 00:18:54,860
‫فایده نداره.

282
00:18:54,860 --> 00:18:56,670
‫خب، منطقیه.

283
00:18:57,180 --> 00:18:59,490
‫اوه، شمایین.

284
00:18:59,490 --> 00:19:02,490
‫چرا این وقت شب بیدار شدین؟

285
00:19:02,780 --> 00:19:05,620
‫فکر کنم گم شدیم.

286
00:19:06,720 --> 00:19:08,860
‫اینجا به هر حال خیلی بزرگه.

287
00:19:08,860 --> 00:19:10,330
‫می‌تونم تا اتاقتون راهنماییتون کنم.

288
00:19:10,330 --> 00:19:11,500
‫ممنون.

289
00:19:11,860 --> 00:19:12,730
‫چیکار کنیم؟

290
00:19:12,730 --> 00:19:15,500
‫بیا آرکو صدا کنیم.

291
00:19:31,820 --> 00:19:34,630
‫پاملا-سان یا بارتو-سان رو نمی‌بینم.

292
00:19:36,210 --> 00:19:38,150
‫یه شبه رفتن؟

293
00:19:38,500 --> 00:19:40,990
‫آره، مقصدشون زادگاه بارته.

294
00:19:40,990 --> 00:19:44,910
‫یکم یهوییه. چطوری دارن سفر می‌کنن؟

295
00:19:45,450 --> 00:19:47,660
‫هیچکس واقعاً نمی‌دونه.

296
00:19:48,080 --> 00:19:53,740
‫به خاطر مسائل امنیتی، به کسی گفته نمی‌شه که سفر برگشت چطوری انجام می‌شه.

297
00:19:53,740 --> 00:19:58,180
‫کشورهای دیگه مثل رودن دوست ندارن الف‌ها برن.

298
00:20:05,720 --> 00:20:06,930
‫بابت تاخیر عذر می‌خوام.

299
00:20:06,930 --> 00:20:10,690
‫واقعاً می‌تونی از جادوی تلپورت برد کوتاه استفاده کنی!

300
00:20:11,430 --> 00:20:15,190
‫اگه بتونم یه مکانو ببینم، می‌تونم به اونجا تلپورت کنم.

301
00:20:17,750 --> 00:20:20,470
‫بله، همینقدر معلوم باشه کافیه.

302
00:20:21,880 --> 00:20:23,340
‫جابه‌جایی ابعادی!

303
00:20:30,440 --> 00:20:31,270
‫اونه-چان...

304
00:20:31,270 --> 00:20:34,410
‫درسته. حضور از این پایین میاد.

305
00:20:37,700 --> 00:20:39,920
‫این یه جور خروجی مخفیه؟

306
00:20:43,010 --> 00:20:44,150
‫یه راه‌پله‌ی مخفی؟!

307
00:20:48,950 --> 00:20:49,920
‫اونه-چان!

308
00:20:49,920 --> 00:20:52,920
‫آره، این اصلاً روح نیست!

309
00:20:52,920 --> 00:20:55,690
‫چـ ـ چیه؟ چیزی اونجاست؟

310
00:20:56,080 --> 00:20:58,150
‫من هیچی نمی‌بینم!

311
00:20:58,400 --> 00:20:59,710
‫آلودگی مرگ.

312
00:21:00,190 --> 00:21:04,530
‫آلودگی مرگ؟ ها، اینو قبلاً کجا شنیدم...؟

313
00:21:04,770 --> 00:21:09,310
‫ما الف‌ها می‌تونیم بوی گندی که مختص نامیراهاست رو حس کنیم.

314
00:21:09,310 --> 00:21:11,780
‫این همون چیزیه که دیروز حس کردیم.

315
00:21:11,780 --> 00:21:14,840
‫این باید همون روحی باشه که پاملا-سان فکر می‌کرد دیده.

316
00:21:15,320 --> 00:21:17,920
‫اما چرا متوجه نشد که چی بوده؟

317
00:21:17,920 --> 00:21:21,190
‫فکر کنم یه جور جادویی داره ضعیفش می‌کنه.

318
00:21:21,190 --> 00:21:26,930
‫وقتی انقدر ضعیفه، فقط آموزش‌هامونه
‫که بهمون اجازه می‌ده متوجهش بشیم.

319
00:21:27,410 --> 00:21:29,670
‫فعلاً، بیاین بریم پایین.

320
00:21:29,670 --> 00:21:30,430
‫درسته.

321
00:21:31,070 --> 00:21:32,230
‫فایر.

322
00:21:42,230 --> 00:21:43,900
‫چیه، پونتا؟

323
00:21:46,470 --> 00:21:48,680
‫چیزی اون جلوئه؟

324
00:21:51,150 --> 00:21:53,160
‫آلودگی مرگ! یه چیزی داره میاد!

325
00:21:57,080 --> 00:21:58,370
‫اون منم؟!

326
00:21:58,590 --> 00:22:00,070
‫معلومه که نه!

327
00:22:00,070 --> 00:22:01,040
‫اونا آنددن!

328
00:22:01,060 --> 00:22:09,060
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

329
00:22:10,000 --> 00:22:20,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

330
00:23:40,030 --> 00:23:45,040
‫قسمت بعد

331
00:23:40,030 --> 00:23:45,040
‫وحشت! سایه‌های مرگ آن زیر پنهان شده

332
00:23:45,040 --> 00:23:50,080
‫پناهگاه لیزا؟ نه بابا! اینجا سالن تئاتره!

333
00:23:45,040 --> 00:23:50,080
‫#PontaIsOut&About
