WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:15.390 --> 00:17.440
‫سلام به همگی. منم، آرک.

00:17.440 --> 00:19.590
‫خب، رسیدیم به قلمروی حاکم لیمبورت.

00:20.010 --> 00:23.090
‫و اما اینکه چرا اینجاییم...

00:23.090 --> 00:28.390
‫بنده یک الف پیام‌رسان از کشور لالاتویا تو جنگل بزرگ کانادا هستم.

00:28.390 --> 00:31.950
‫اومدم تا به مناسبت عروسی حاکم، بهشون تبریک بگم.

00:34.050 --> 00:36.480
‫عجب قلعه‌ی مجللیه.

00:36.480 --> 00:40.080
‫واسه همین شک دارم که نکنه داره از مردمش سواستفاده می‌کنه.

00:40.080 --> 00:44.350
‫حرف خوبی زدی. ولی به نظرم هر کسی که بخواد با یه الف ازدواج کنه...

00:44.350 --> 00:47.870
‫باید روشنفکرتر از اون چیزی باشه که تو فکر که می‌گی.

00:47.870 --> 00:49.490
‫امیدوارم حق با تو باشه.

00:49.490 --> 00:54.650
‫این حتی می‌تونه یه نقطه عطف واسه روابط بین این دوتا نژاد باشه.

00:55.150 --> 00:57.010
‫زمانه داره عوض می‌شه.

00:58.590 --> 01:00.250
‫نه که بدونم تا الان چطوری بوده!

01:00.250 --> 01:04.380
‫ولی می‌خوام مطمئن بشم که اون الف هم...

01:04.380 --> 01:06.550
‫به این ازدواج تن داده یا نه.

01:06.860 --> 01:08.810
‫این کارها دقیقاً به تو میاد.

01:08.810 --> 01:11.260
‫حالا ببینیم حاکم چطوری چیکار می‌کنه.

01:11.530 --> 01:15.640
‫اگه ریگی به کفشش باشه، احتمالاً ردمون کنه.

01:21.910 --> 01:24.470
‫این دیگه... چه مهمون‌نوازی مفصلیه.

02:04.530 --> 02:08.670
‫این‌ دیگه چیه؟ «اون چشم‌های دلربا، با پوستی به رنگ صورتی روشن...»

02:08.670 --> 02:11.820
‫«تو مثل یه خوکچه می‌مونیـ...» این اصلاً یعنی چی؟

02:58.000 --> 02:59.990
‫خوش اومدید، ای پیام‌رسان الف‌ها!

03:00.190 --> 03:03.280
‫من حاکم لیمبورت، پتروس هستم.

03:03.280 --> 03:04.980
‫و ایشون هم همسرم، تورئاسا هست.

03:04.980 --> 03:07.480
‫لطف کردید تشریف آوردید!

03:07.710 --> 03:10.500
‫عروسیتون رو تبریک می‌گم.

03:10.500 --> 03:13.820
‫ممنونم. مطمئنم به خاطر سفر حسابی خسته‌اید.

03:13.820 --> 03:15.880
‫براتون غذا تدارک دیدیم.

03:15.880 --> 03:19.870
‫چیز قابلی نیست، ولی بفرمایید، نوش جان کنید.

03:20.280 --> 03:23.090
‫می‌دونم یه الف چقدر اشتها داره...

03:23.090 --> 03:27.420
‫عجب، عزیزم! یه جوری حرف می‌زنی که انگار من یه آدم شکمو ام!

03:27.420 --> 03:30.060
‫وقتی می‌بینم داری با لذت غذا می‌خوری،

03:30.060 --> 03:33.160
‫قلبم سرشار از شادی عجیبی می‌شه.

03:33.690 --> 03:35.880
‫باعث می‌شه فکر کنم که آیا لذتی بالاتر از این هم هست...

03:35.880 --> 03:39.030
‫که ببینی عشقت با لذت غذا می‌خوره و سیر می‌شه.

03:39.340 --> 03:40.930
‫عزیزم...

03:41.250 --> 03:42.250
‫تورئاسا...

03:46.670 --> 03:49.150
‫به نظر نمی‌رسه ریگی به کفشش باشه.

03:49.150 --> 03:50.630
‫آ ـ آره...

03:50.630 --> 03:53.280
‫می‌دونم شاید بی‌ادبی به نظر بیاد،

03:56.070 --> 03:58.310
‫ولی شنیدم حاکم اینجا...

03:58.310 --> 04:00.850
‫بیست ساله که اداره این زمین‌ها رو بر عهده داره.

04:01.250 --> 04:03.840
‫این موضوع با سن شما جور درنمیاد، پتروس-ساما.

04:04.170 --> 04:08.640
‫که اینطور. شما به من مشکوکید، آریان-دونو.

04:08.640 --> 04:10.810
‫نه، اصلاً اینطور نیست...

04:10.810 --> 04:15.190
‫می‌تونم بهتون اطمینان بدم که بنده نسل دوم حاکم لیمبورت هستم.

04:15.190 --> 04:16.430
‫نسل دوم؟

04:17.050 --> 04:21.090
‫یک ماه پیش فاش شد که پدرم، حاکم قبلی...

04:21.090 --> 04:24.360
‫در خفا الف‌ها رو مورد آزار و اذیت قرار می‌داد.

04:24.950 --> 04:29.190
‫من خیلی تلاش کردم تا متقاعدش کنم توی رفتارش تجدیدنظر کنه،

04:29.190 --> 04:31.940
‫ولی متأسفانه هیچ اعتنایی به من نکرد.

04:32.450 --> 04:36.470
‫واسه همین، مجبورش کردم از سمتش کنار بکشه و خودم حاکم شدم.

04:37.170 --> 04:39.890
‫از اون موقع به بعد چه بلایی سر حاکم قبلی اومد؟

04:40.700 --> 04:44.830
‫بدکار باشه یا نباشه، اون پدرمه...

04:45.270 --> 04:49.130
‫فرستادمش توی یه اتاق کوچیک بالای قلعه بازنشسته بشه.

04:50.350 --> 04:53.560
‫تورئاسای من توی این قضیه واقعاً بهم کمک کرد.

04:53.560 --> 04:56.880
‫با جرئت می‌تونم بگم عشق در نگاه اول بود.

04:57.600 --> 05:00.080
‫ولی درهرصورت تصمیم شجاعانه‌ای بود.

05:00.080 --> 05:02.910
‫انسانا و الفا طول عمر خیلی متفاوتی دارن...

05:02.910 --> 05:04.330
‫من مشکلی توش نمی‌بینم.

05:05.930 --> 05:09.590
‫درحالی که پیر می‌شم،‌ اون مثل همیشه زیبا می‌مونه...

05:10.050 --> 05:12.360
‫چی از این بهتر؟

05:12.360 --> 05:16.120
‫خیالم راحت شد که می‌بینم انقدر کنار هم خوشبختید.

05:16.120 --> 05:18.030
‫ما دیگه باید راه بیفتیم.

05:18.030 --> 05:20.040
‫اوه، می‌شه غذای ضیافت رو با خودمون ببریم؟

05:20.040 --> 05:21.070
‫دست نگه دارید، لطفا.

05:22.500 --> 05:26.120
‫درواقع یه چیزی هست که بابتش به کمک‌تون نیاز دارم.

05:28.670 --> 05:29.890
‫بفرمایید لطفاً.

05:32.830 --> 05:34.850
‫به نظرت قضیه چیه؟

05:34.850 --> 05:37.430
‫اگه باز هم لوس‌بازیای عاشقانه باشه، همین الان می‌ریم.

05:38.180 --> 05:42.440
‫می‌فهمم که شما دوتا خیلی ماهر هستید،
‫واسه همین یه درخواست ازتون دارم.

05:42.960 --> 05:46.680
‫می‌شه از همسرم... از تورئاسا محافظت کنید؟

05:47.300 --> 05:48.850
‫یعنی چی؟

05:48.850 --> 05:50.250
‫به حرف‌تون گوش می‌دیم.

05:51.000 --> 05:53.800
‫خب، حقیقتش اینه که توی چند روز گذشته،

05:53.800 --> 05:58.460
‫چندبار به جون تورئاسا سوءقصد شده.

05:58.960 --> 06:00.100
‫سوءقصد به جونش؟!

06:00.100 --> 06:01.950
‫اصلاً حس خوبی به این قضیه ندارم.

06:02.410 --> 06:05.050
‫از یه هفته پیش شروع شد. تو تخت تورئاسا...

06:07.810 --> 06:09.290
‫و بعدش دو روز بعد...

06:11.070 --> 06:13.210
‫غذاش مسوم شده بود.

06:14.500 --> 06:17.960
‫به لطف پیش‌مرگ، آسیبی بهش نرسید، ولی...

06:19.030 --> 06:20.590
‫اون وقت خود پیش‌مرگ چی؟

06:20.590 --> 06:24.890
‫خوشبختانه زنده موند و الان تو خونه داره بهبود پیدا می‌کنه.

06:26.290 --> 06:29.140
‫به عبارت دیگه، درخواستتون...

06:29.650 --> 06:32.160
‫اینه که فرد مسئولش رو پیدا کنید.

06:32.910 --> 06:34.740
‫نظرت چیه، آریان-دونو؟

06:35.300 --> 06:36.770
‫قبوله، انجامش می‌دیم.

06:36.770 --> 06:39.530
‫نمی‌تونم یه هم‌نوع الف رو رها کنم.

06:42.260 --> 06:43.910
‫واقعاً ازتون ممنونم!

06:44.200 --> 06:48.370
‫با این‌حال، اگه این تله‌ها توی تخت و غذاش کار گذاشته شده باشن،

06:48.370 --> 06:51.710
‫احتمالاً مجرم داخل قلعه‌ست.

06:51.710 --> 06:53.930
‫پتروس-دونو، به کسی مشکوک هستید؟

06:53.930 --> 06:56.000
‫متأسفانه انقدر زیادن که نمی‌شه نام برد.

06:57.240 --> 07:01.500
‫کسایی که توی قلعه خدمت می‌کنن، از زمان حکومت پدرم اینجا بودن.

07:01.850 --> 07:06.330
‫مطمئنم خیلی‌ها از من و تورئاسا که پدرم رو برکنار کردیم، کینه دارن.

07:06.330 --> 07:10.450
‫چرا از شر همه‌شون خلاص نمی‌شید؟

07:10.680 --> 07:12.410
‫همه‌شون که مقصر نیستن.

07:12.890 --> 07:17.830
‫و اگه کاری باهاشون بکنم، خانواده‌هاشون به خاک سیاه می‌شینن...

07:17.830 --> 07:21.930
‫این‌جور دلسوزیا ممکنه به کشتنتون بده.

07:21.930 --> 07:24.130
‫هر دومون از این موضوع باخبریم.

07:24.130 --> 07:29.930
‫کم نیستن کسایی که با ازدواج ما مشکل دارن.

07:29.930 --> 07:32.120
‫ولی واقعاً هیچکاریش نمی‌شه کرد.

07:32.810 --> 07:34.990
‫مردم به این راحتی‌ها عوض نمی‌شن.

07:34.990 --> 07:38.500
‫رفته رفته و آروم آروم باید تغییرشون داد.

07:39.430 --> 07:43.640
‫شرایط رو درک می‌کنیم. باید یه نقشه‌ بکشیم.

07:58.170 --> 08:00.850
‫شهرهای بندری همیشه غذاهای دریایی تازه دارن!

08:00.850 --> 08:03.510
‫فکر نکنم تا حالا لابستری به این خوشمزگی خورده باشم!

08:03.510 --> 08:05.950
‫خیلی ترد و نرمه!

08:05.090 --> 08:07.430
‫فکر نمی‌کنی زیادی داری خوش می‌گذرونی؟

08:07.430 --> 08:10.550
‫سعی کن یه ذره نگرانشون باشی.

08:11.330 --> 08:12.610
‫ببخشید، ببخشید.

08:12.610 --> 08:14.360
‫باید بگم، اون دوتا...

08:14.360 --> 08:18.630
‫برخلاف ظاهرشون خیلی نرمـ... چیز، کاربلندن.

08:18.630 --> 08:22.340
‫درسته. می‌شد حس کرد اونا امیدوارن ازدواجشون بتونه...

08:22.340 --> 08:23.950
‫به تغییر جامعه کمک کنه.

08:24.350 --> 08:26.650
‫اگه بتونیم، دلم می‌خواد بهشون کمک کنم.

08:26.650 --> 08:28.220
‫منم همینطور.

08:28.220 --> 08:30.640
‫خب، نقشه‌مون چیه؟

08:30.640 --> 08:32.770
‫بیا اول با جمع‌آوری اطلاعات شروع کنیم.

08:32.770 --> 08:37.250
‫من از اون دوتا محافظت می‌کنم و
‫تو آمار هر کسی که مشکوکه رو دربیار.

08:37.560 --> 08:39.250
‫مفهومه.

08:39.390 --> 08:41.250
‫سه روز بعد

08:45.960 --> 08:48.300
‫معلومه حسابی داره بهت خوش می‌گذره ها.

08:48.300 --> 08:50.060
‫اصلاً تحقیق کردی؟

08:50.060 --> 08:51.930
‫معلومه. مو به مو.

08:51.930 --> 08:52.870
‫خب؟

08:53.100 --> 08:56.120
‫خب، یه نگهبان واسه اتاق خوابشون بود...

09:00.300 --> 09:02.670
‫از کی اینجا یه زره گذاشتن؟

09:03.290 --> 09:04.420
‫مهم نیست.

09:04.990 --> 09:07.990
‫به نظر می‌رسید داره توی قلعه جست‌وجو می‌کنه.

09:07.990 --> 09:09.990
‫فکر می‌کنی کار خودش بوده؟

09:10.400 --> 09:11.510
‫خب...

09:14.770 --> 09:15.370
‫گرفتمت!

09:16.350 --> 09:17.920
‫چرا این زره داره خودبه‌خود حرکت می‌کنه؟!

09:17.920 --> 09:20.740
‫داری مشکوک می‌زنی! دنبال چی می‌گردی؟

09:20.740 --> 09:22.580
‫هـ ‌ـ هیچی!

09:22.780 --> 09:24.690
‫مدرکی محکم‌تر از این نیست!

09:24.690 --> 09:26.540
‫نـ ‌ـ نخونش!

09:27.050 --> 09:30.470
‫این‌ دیگه چیه؟ «اون چشم‌های دلربا، با پوستی به رنگ صورتی روشن...»

09:30.470 --> 09:33.930
‫«تو مثل یه خوکچه می‌مونیـ...» این اصلاً یعنی چی؟

09:33.930 --> 09:38.210
‫کدوم آدم بی‌شعوری نامه‌ی عاشقانه بقیه رو می‌خونه؟!

09:38.710 --> 09:40.420
‫نامه‌ی عاشقانه؟ این؟

09:40.420 --> 09:42.900
‫ازدواج پتروس-ساما و تورئاسا-ساما متقاعدم کرد که...

09:42.900 --> 09:47.480
‫به دختری که دوستش دارم حسمو بگم. این نامه هم برای همونه.

09:47.820 --> 09:49.160
‫داستان از این قراره.

09:50.450 --> 09:52.470
‫آشپزخونه چطور؟

09:55.380 --> 09:58.670
‫یه سرباز اونجا بود که به نظر می‌رسید فکرش بدجوری درگیره.

09:58.670 --> 10:02.970
‫به محض اینکه شیفتش تموم شد جیم شد، واسه همین تعقیبش کردم.

10:04.250 --> 10:08.250
‫و بعدش دیدم که وارد یه عطاری شد!

10:08.740 --> 10:11.630
‫عطاری؟ می‌تونسته از اونجا زهر بخره.

10:12.140 --> 10:13.760
‫این قطعاً مشکوکه.

10:14.990 --> 10:16.450
‫منم دقیقاً همین فکر رو کردم...

10:21.070 --> 10:21.790
‫مغازه‌دار.

10:24.420 --> 10:28.510
‫باید بپرسم، اون مشتری اومده بود چیکار؟

10:28.950 --> 10:32.960
‫کی، اون؟ چندتا سؤال درباره‌ی زهر داشت.

10:32.960 --> 10:34.010
‫زهر؟!

10:34.240 --> 10:37.000
‫می‌خواست بدونه گیاه‌های سمی رو کجا می‌شه پیدا کرد،

10:37.000 --> 10:40.520
‫منم بهش گفتم بره توی جنگل‌های مرز شمالی بگرده.

10:40.520 --> 10:41.640
‫خودشه!

10:49.070 --> 10:49.590
‫گرفتمت!

10:49.590 --> 10:51.670
‫آی، آی! چـ ‌ـ چته آخه؟!

10:51.920 --> 10:56.090
‫من تو رو به عنوان مظنون سوءقصد به
‫جون تورئاسا-دونو با زهر بازداشت می‌کنم!

10:56.090 --> 10:57.760
‫من هیچوقت همچین کاری نکردم!

10:58.020 --> 11:00.930
‫پس چرا مچت رو موقع چیدن گیاه‌های سمی گرفتم؟!

11:00.930 --> 11:03.250
‫اگه توضیحی داری تو قلعه بده!

11:03.250 --> 11:06.000
‫این زهرا واسه درست کردن پادزهره!

11:06.000 --> 11:09.840
‫اینطوری اگه بانو تورئاسا دفعه‌ی بعد واقعاً مسموم بشن،

11:09.840 --> 11:12.000
‫می‌تونیم سریع درمان‌شون کنیم!

11:12.000 --> 11:13.720
‫د ‌ـ درسته...

11:14.760 --> 11:16.390
‫اینم از این.

11:17.930 --> 11:22.660
‫راستی، موقع برگشتن، پونتا یه پرنده‌ی عجیب دید.

11:23.820 --> 11:25.400
‫یه پرنده‌ی عجیب؟

11:29.860 --> 11:32.350
‫چی شده پونتا؟ دلت درد می‌کنه؟

11:38.390 --> 11:40.370
‫مفهومه! مفهومه!

11:40.840 --> 11:43.140
‫به چی زل زدی، احمق؟!

11:46.490 --> 11:49.770
‫فقط یه طوطی کاکل‌سفید بود که زمزمه می‌کنه، نه؟

11:50.200 --> 11:54.760
‫یه طوطی کاکل‌سفید که زمزمه می‌کنه... راستی، تو باغچه‌ی قلعه...

11:57.830 --> 11:59.410
‫اون چیه؟

11:59.410 --> 12:00.990
‫قفس پرنده‌ست.

12:00.990 --> 12:05.570
‫پدرم یه طوطی کاکل‌سفید داشت ولی انگار یه زمانی پر کشید و رفت.

12:06.810 --> 12:09.670
‫ممکنه اون همون طوطی باشه.

12:10.030 --> 12:15.050
‫ولی همونطور که گفتم، هرکی که مشکوک بود
‫ بررسی کردم و چیزی دستگیرم نشد.

12:15.050 --> 12:16.130
‫نه.

12:16.630 --> 12:20.120
‫هنوز یه مظنون اصلی هست که بررسیش نکردیم.

12:20.430 --> 12:22.820
‫پدر پتروس؟

12:23.270 --> 12:28.040
‫ولی اون که توی اتاقش زندانی شده... یعنی می‌تونه توطئه‌چینی کنه؟

12:28.040 --> 12:29.260
‫تازه حتی اگه بخوایم بررسیش کنیم،

12:29.260 --> 12:31.880
‫بعیده سوتی بده، چون می‌دونه زیر نظر گرفته شده.

12:31.880 --> 12:34.760
‫من یه نقشه‌ی بی‌نقص دارم.

12:36.160 --> 12:38.240
‫و منم یه حس بدی به این قضیه دارم...

12:39.030 --> 12:44.030
‫قسمت ۲

12:39.030 --> 12:44.030
‫دندان‌های مسموم قتل عروس الف را هدف قرار می‌دند

12:47.120 --> 12:51.000
‫اون پتروس ملعون، من رو اینطوری حبس کرده!

12:52.730 --> 12:57.740
‫نه، نه، تقصیر پسرم نیست. همه‌ی اینا زیر سر اون الفه!

12:57.740 --> 13:00.010
‫اون پتروس رو خام خودش کرد،...

13:00.010 --> 13:02.090
‫بعدش جایگاه و مقامم رو ازم دزدید!

13:04.120 --> 13:05.560
‫با اجازه.

13:07.700 --> 13:09.310
‫ا ـ این چیه؟!

13:09.610 --> 13:13.100
‫جای دیگه‌ای نبود، برای همین بهم گفتن بیارمش اینجا.

13:13.100 --> 13:15.980
‫اینجا که انبار نیست! ببرش بیرون!

13:15.980 --> 13:19.090
‫من فقط دستورات رو اجرا می‌کنم. با اجازه.

13:19.090 --> 13:20.610
‫وایسا! برگرد اینجا!

13:22.240 --> 13:26.060
‫لعنتی! باورم نمی‌شه این آشغالا رو انداخته اینجا!

13:28.750 --> 13:31.260
‫ا ـ این دیگه چیه؟!

13:32.250 --> 13:35.000
‫کـ ‌ـ کسی اون توئه؟

13:38.960 --> 13:41.420
‫به نظر نمی‌رسه.

13:41.420 --> 13:43.010
‫نه، هستم.

13:45.900 --> 13:48.260
‫باید تیکه‌تیکه‌ش کنم و از پنجره بندازمش بیرون!

13:48.680 --> 13:51.430
‫یا آتیشش بزنم و خاکسترش کنم!

13:53.100 --> 13:56.990
‫مهم نیست. دیگه زیاد اینجا نمی‌مونم.

14:07.870 --> 14:09.350
‫اون طوطی کاکل‌سفید!

14:10.330 --> 14:13.220
‫خوب گوش کن. فردا سالگرد فوت همسرمه.

14:13.220 --> 14:16.710
‫پتروس و تورئاسا قطعاً می‌رن سر مزارش.

14:16.710 --> 14:18.360
‫اون موقع فرصت ماست.

14:18.360 --> 14:20.320
‫مفهومه! مفهومه!

14:24.990 --> 14:27.500
‫پس واقعاً همه‌چیز زیر سر اون بوده!

14:27.500 --> 14:29.720
‫ولی اون طوطی دقیقاً داره چه‌کار می‌کنه...؟

14:39.900 --> 14:42.330
‫اون اسکلت کجا غیبش زد؟!

14:48.960 --> 14:52.410
‫به‌زودی حالت رو جا میارم، دختره‌ی الف هرزه!

14:55.490 --> 15:02.050
‫یه کم احساس گناه می‌کنم که دو تایی توی یه همچین جای تنگی با همیم.

15:02.050 --> 15:05.990
‫نه، واقعاً نباید به اینجور چیزها فکر کنم.

15:05.990 --> 15:10.060
‫اونم وقتی که آینده‌ی روابط انسان‌ها و الف‌ها به رابطه‌ی ما بستگی داره...

15:16.590 --> 15:18.630
‫اونه. حرکت کنین!

15:28.570 --> 15:31.320
‫لاریات زره!

15:30.830 --> 15:31.740
‫لاریات
‫زره
‫

15:33.580 --> 15:36.580
‫ما کامل از نقشه‌ی شومتون با خبریم!

15:36.580 --> 15:38.520
‫تـ ‌ـ تو دیگه کی هستی؟!

15:38.520 --> 15:41.150
‫مهم نیست! هدف ما عروس الفه!

15:41.960 --> 15:44.210
‫چیزه، پیشنهاد می‌کنم...

15:46.790 --> 15:49.900
‫ای آتش، ازت تمنا می‌کنم. ‫این شمشیر رو شعله‌ور کن!

15:59.770 --> 16:01.020
‫این که تورئاسا نیست!

16:01.340 --> 16:04.770
‫اگه می‌خواین بمیرین، بیاین جلو!

16:13.610 --> 16:16.920
‫خیلی خوشحالم که تشریف آوردید، تورئاسا-ساما.

16:17.300 --> 16:19.670
‫روولیس! حالت چطوره؟

16:19.670 --> 16:21.380
‫خوشبختانه بهترم.

16:21.380 --> 16:25.880
‫اگه تو نبودی، حتماً می‌مردم.

16:25.880 --> 16:29.130
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.

16:29.130 --> 16:34.220
‫باعث افتخارمه که اومدید خونه‌م، تورئاسا-ساما.

16:34.810 --> 16:38.230
‫چیز قابلی نیست ولی لطفاً راحت باشید.

16:38.680 --> 16:40.620
‫مهارت شوالیه‌ی مقدس،...

16:40.930 --> 16:42.230
‫جاجمنت!

16:42.740 --> 16:44.110
‫جاجمنت

16:50.320 --> 16:52.350
‫تموم شدن.

16:52.350 --> 16:53.430
‫آره.

16:53.430 --> 16:56.180
‫کار دوتاتون بی‌نظیر بود!

16:56.510 --> 16:59.040
‫حالا می‌تونیم بریم دنبال تورئاسا.

16:59.590 --> 17:01.370
‫الان دقیقاً کجاست؟

17:02.000 --> 17:05.750
‫رفته دیدن پیش‌مرگش که تو حاشیه‌ی شمالی جنگل زندگی می‌کنه.

17:07.130 --> 17:10.150
‫گیاه‌های سمی که می‌شه از جنگل شمالی پیدا کرد، یه پیش‌مرگ زهر...

17:10.480 --> 17:13.330
‫طوطی کاکل‌سفید حاکم قبلی که توی همون منطقه دیده شده بود.

17:13.860 --> 17:15.060
‫ای وای!

17:15.370 --> 17:17.520
‫آرک، باید سریع بریم به جنگل شمالی!

17:17.520 --> 17:19.280
‫ولی، چرا؟

17:19.280 --> 17:20.220
‫زودباش!

17:20.220 --> 17:21.020
‫حله!

17:41.870 --> 17:43.210
‫اونجا!

17:43.210 --> 17:44.430
‫اون خونه...

17:48.780 --> 17:50.300
‫بوی فوق‌العاده‌ای میاد.

17:55.970 --> 17:57.730
‫دست نگه دار!

18:00.420 --> 18:03.340
‫آرک-دونو! آریان-دونو! چه خبره؟!

18:03.340 --> 18:05.890
‫خب چیزه، می‌دونی...

18:06.730 --> 18:08.060
‫با اجازه.

18:17.000 --> 18:18.080
‫عجب!

18:18.080 --> 18:19.200
‫می‌دونستم.

18:19.200 --> 18:22.210
‫این یعنی چی؟

18:22.640 --> 18:27.810
‫تورئاسا-سان، کسی که تلاش می‌کرد شما رو بکشه... این زنه.

18:29.280 --> 18:32.170
‫اون داشت از حاکم قبلی دستور رو می‌گرفت.

18:33.220 --> 18:35.120
‫خب که چی؟

18:36.370 --> 18:39.450
‫اینجا گیاه‌های سمی زیادی رشد می‌کنه، مگه نه؟

18:42.100 --> 18:45.340
‫از وقتی که شنیدم چه اتفاقی افتاده، فکرم درگیر بود.

18:45.920 --> 18:48.840
‫آدمای زیادی اونقدر خوش‌شانس نیستن که از مسمومیت جون سالم به در ببرن.

18:48.840 --> 18:50.860
‫خب... منظورت چیه؟

18:51.080 --> 18:55.360
‫قضیه‌ی مسمومیت و اینکه ناموفق بود،
‫همه‌ش از قبل توسط خودش برنامه‌ریزی شده بود.

18:55.360 --> 18:56.510
‫عمداً کاری کرد که ناموفق باشه؟!

18:57.200 --> 19:00.970
‫بعد از اینکه نتونستی تورئاسا-سان رو با اون مار سمی بکشی،

19:01.490 --> 19:03.640
‫وانمود به یه مسمومیت ساختگی کردی،...

19:03.640 --> 19:06.860
‫تا کسی بهت شک نکنه.

19:07.250 --> 19:12.040
‫ولی هدف واقعیت از این هم موزیانه‌تر بود...

19:12.040 --> 19:13.760
‫چه هدف موزیانه‌ای؟!

19:14.000 --> 19:19.000
‫می‌دونستی تورئاسا-سان چقدر مهربونه و می‌دونستی که میاد بهت سر بزنه.

19:19.000 --> 19:22.390
‫و این بهترین فرصت واسه کشتنش می‌شد.

19:22.390 --> 19:23.640
‫کاری که همین الان هم قصدش رو داشتی.

19:23.640 --> 19:25.020
‫اوه، نه!

19:27.690 --> 19:28.560
‫داره فرار می‌کنه!

19:35.550 --> 19:36.870
‫دیگه تا همینجا بسه!

19:36.870 --> 19:38.200
‫تسلیم شو.

19:41.800 --> 19:43.580
‫چرا این کارا رو کردی؟

19:43.880 --> 19:47.960
‫من هیچوقت ازدواج بین یه انسان و یه الف رو قبول نمی‌کنم.

19:47.960 --> 19:50.840
‫نباید اجازه داد الفا به انسانا حکومت کنن!

19:51.050 --> 19:54.880
‫زمونه همین الانش هم عوض شده. کار احمقانه‌ای نکن.

19:54.880 --> 19:58.030
‫هیچوقت انتظار نداشتم بتونم قسر در برم.

19:58.640 --> 20:00.700
‫جای زندگی با خفت و خواری...

20:10.720 --> 20:12.150
‫چرا نجاتم می‌دی؟!

20:12.440 --> 20:16.920
‫آدمایی مثل تو بیشتر از هر کسی نیاز
‫دارن زنده بمونن تا عصر جدید رو به چشم ببینن.

20:16.920 --> 20:19.160
‫و به خاطرش تغییر کنن.

20:23.460 --> 20:25.910
‫ازتون ممنونم، شوالیه‌های شجاع!

20:26.180 --> 20:29.920
‫تورئاسا به لطف شما در امانه.

20:30.130 --> 20:33.250
‫می‌دونم یه همچین خیانتی دردناکه.

20:33.810 --> 20:35.420
‫شما حالتون خوبه؟

20:35.420 --> 20:41.430
‫اتفاقی که افتاد متقاعدم کرد که باید قوی‌تر بشیم.

20:41.430 --> 20:42.530
‫ولی...

20:42.530 --> 20:43.750
‫می‌دونم.

20:44.560 --> 20:50.560
‫ولی من به باور داشتن به آینده‌ی مشترک انسانا و الفا ادامه می‌دم.

20:50.560 --> 20:51.690
‫تورئاسا...

20:53.320 --> 20:56.320
‫از این به بعد، من ازت محافظت می‌کنم.

20:56.590 --> 20:58.110
‫عزیزم!

20:58.450 --> 20:59.740
‫تورئاسا!

21:04.230 --> 21:05.240
‫عزیزم!

21:05.240 --> 21:06.030
‫تورئاسا!

21:06.030 --> 21:07.120
‫عزیزم!

21:07.120 --> 21:08.620
‫تورئاسا!

21:07.440 --> 21:08.620
‫عزیزم!

21:09.480 --> 21:14.140
‫باید بگم، اگه به‌خاطر کارآگاه زبردست، آریان-دونو نبود،

21:14.140 --> 21:16.250
‫تورئاسا-دونو جون سالم به در نمی‌برد.

21:16.620 --> 21:18.260
‫کارآگاه زبردست دیگه چیه؟

21:18.260 --> 21:20.230
‫اوه، مال زادگاهمه.

21:20.580 --> 21:27.070
‫ولی پتروس-دونو هم سختشه که باید یه بار دیگه پدرش رو مجازات کنه.

21:27.070 --> 21:29.130
‫فکر نکنم نیازی به این کار باشه.

21:29.850 --> 21:31.220
‫بیفتین دنبال اون پرنده!

21:31.220 --> 21:34.360
‫ما رو صاف می‌بره پیش بقایای شورشیا!

21:34.530 --> 21:37.310
‫دیگه هیچ متحدی واسش باقی نمونده.

21:37.310 --> 21:41.340
‫شاید اون دوتا واقعاً بتونن دنیا رو تغییر بدن.

21:44.550 --> 21:46.620
‫اون یه مرغ نجواگره؟

21:49.970 --> 21:51.410
‫آریان. آرک.

21:52.090 --> 21:53.920
‫این صدای دانکا-سانه!

21:54.170 --> 21:56.590
‫اوه، اون آقا.

21:56.590 --> 21:58.920
‫یه مدتی ازش خبر نداشتیم.

21:58.920 --> 22:01.930
‫یه گروه تو پادشاهی رودن بدون هیچ توجهی به نژاد، درحال دزدیدن الف‌ها...

22:01.930 --> 22:06.260
‫بیست‌من‌ها و آدم‌هاست.

22:06.260 --> 22:07.430
‫فوراً برید اونجا.

22:07.450 --> 22:17.450
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:40.020 --> 23:45.030
‫قسمت بعد

23:40.020 --> 23:45.030
‫سقوط تبهکاران و رقص عشق خواهر و برادری

23:45.030 --> 23:50.030
‫یه پرنده‌ی مشکوک دیگه پیدا کردم!

23:45.030 --> 23:50.030
‫#PontaIsOut&About
