1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:15,390 --> 00:00:17,440
‫سلام به همگی. منم، آرک.

3
00:00:17,440 --> 00:00:19,590
‫خب، رسیدیم به قلمروی حاکم لیمبورت.

4
00:00:20,010 --> 00:00:23,090
‫و اما اینکه چرا اینجاییم...

5
00:00:23,090 --> 00:00:28,390
‫بنده یک الف پیام‌رسان از کشور لالاتویا تو جنگل بزرگ کانادا هستم.

6
00:00:28,390 --> 00:00:31,950
‫اومدم تا به مناسبت عروسی حاکم، بهشون تبریک بگم.

7
00:00:34,050 --> 00:00:36,480
‫عجب قلعه‌ی مجللیه.

8
00:00:36,480 --> 00:00:40,080
‫واسه همین شک دارم که نکنه داره از مردمش سواستفاده می‌کنه.

9
00:00:40,080 --> 00:00:44,350
‫حرف خوبی زدی. ولی به نظرم هر کسی که بخواد با یه الف ازدواج کنه...

10
00:00:44,350 --> 00:00:47,870
‫باید روشنفکرتر از اون چیزی باشه که تو فکر که می‌گی.

11
00:00:47,870 --> 00:00:49,490
‫امیدوارم حق با تو باشه.

12
00:00:49,490 --> 00:00:54,650
‫این حتی می‌تونه یه نقطه عطف واسه روابط بین این دوتا نژاد باشه.

13
00:00:55,150 --> 00:00:57,010
‫زمانه داره عوض می‌شه.

14
00:00:58,590 --> 00:01:00,250
‫نه که بدونم تا الان چطوری بوده!

15
00:01:00,250 --> 00:01:04,380
‫ولی می‌خوام مطمئن بشم که اون الف هم...

16
00:01:04,380 --> 00:01:06,550
‫به این ازدواج تن داده یا نه.

17
00:01:06,860 --> 00:01:08,810
‫این کارها دقیقاً به تو میاد.

18
00:01:08,810 --> 00:01:11,260
‫حالا ببینیم حاکم چطوری چیکار می‌کنه.

19
00:01:11,530 --> 00:01:15,640
‫اگه ریگی به کفشش باشه، احتمالاً ردمون کنه.

20
00:01:21,910 --> 00:01:24,470
‫این دیگه... چه مهمون‌نوازی مفصلیه.

21
00:02:04,530 --> 00:02:08,670
‫این‌ دیگه چیه؟ «اون چشم‌های دلربا، با پوستی به رنگ صورتی روشن...»

22
00:02:08,670 --> 00:02:11,820
‫«تو مثل یه خوکچه می‌مونیـ...» این اصلاً یعنی چی؟

23
00:02:58,000 --> 00:02:59,990
‫خوش اومدید، ای پیام‌رسان الف‌ها!

24
00:03:00,190 --> 00:03:03,280
‫من حاکم لیمبورت، پتروس هستم.

25
00:03:03,280 --> 00:03:04,980
‫و ایشون هم همسرم، تورئاسا هست.

26
00:03:04,980 --> 00:03:07,480
‫لطف کردید تشریف آوردید!

27
00:03:07,710 --> 00:03:10,500
‫عروسیتون رو تبریک می‌گم.

28
00:03:10,500 --> 00:03:13,820
‫ممنونم. مطمئنم به خاطر سفر حسابی خسته‌اید.

29
00:03:13,820 --> 00:03:15,880
‫براتون غذا تدارک دیدیم.

30
00:03:15,880 --> 00:03:19,870
‫چیز قابلی نیست، ولی بفرمایید، نوش جان کنید.

31
00:03:20,280 --> 00:03:23,090
‫می‌دونم یه الف چقدر اشتها داره...

32
00:03:23,090 --> 00:03:27,420
‫عجب، عزیزم! یه جوری حرف می‌زنی که انگار من یه آدم شکمو ام!

33
00:03:27,420 --> 00:03:30,060
‫وقتی می‌بینم داری با لذت غذا می‌خوری،

34
00:03:30,060 --> 00:03:33,160
‫قلبم سرشار از شادی عجیبی می‌شه.

35
00:03:33,690 --> 00:03:35,880
‫باعث می‌شه فکر کنم که آیا لذتی بالاتر از این هم هست...

36
00:03:35,880 --> 00:03:39,030
‫که ببینی عشقت با لذت غذا می‌خوره و سیر می‌شه.

37
00:03:39,340 --> 00:03:40,930
‫عزیزم...

38
00:03:41,250 --> 00:03:42,250
‫تورئاسا...

39
00:03:46,670 --> 00:03:49,150
‫به نظر نمی‌رسه ریگی به کفشش باشه.

40
00:03:49,150 --> 00:03:50,630
‫آ ـ آره...

41
00:03:50,630 --> 00:03:53,280
‫می‌دونم شاید بی‌ادبی به نظر بیاد،

42
00:03:56,070 --> 00:03:58,310
‫ولی شنیدم حاکم اینجا...

43
00:03:58,310 --> 00:04:00,850
‫بیست ساله که اداره این زمین‌ها رو بر عهده داره.

44
00:04:01,250 --> 00:04:03,840
‫این موضوع با سن شما جور درنمیاد، پتروس-ساما.

45
00:04:04,170 --> 00:04:08,640
‫که اینطور. شما به من مشکوکید، آریان-دونو.

46
00:04:08,640 --> 00:04:10,810
‫نه، اصلاً اینطور نیست...

47
00:04:10,810 --> 00:04:15,190
‫می‌تونم بهتون اطمینان بدم که بنده نسل دوم حاکم لیمبورت هستم.

48
00:04:15,190 --> 00:04:16,430
‫نسل دوم؟

49
00:04:17,050 --> 00:04:21,090
‫یک ماه پیش فاش شد که پدرم، حاکم قبلی...

50
00:04:21,090 --> 00:04:24,360
‫در خفا الف‌ها رو مورد آزار و اذیت قرار می‌داد.

51
00:04:24,950 --> 00:04:29,190
‫من خیلی تلاش کردم تا متقاعدش کنم توی رفتارش تجدیدنظر کنه،

52
00:04:29,190 --> 00:04:31,940
‫ولی متأسفانه هیچ اعتنایی به من نکرد.

53
00:04:32,450 --> 00:04:36,470
‫واسه همین، مجبورش کردم از سمتش کنار بکشه و خودم حاکم شدم.

54
00:04:37,170 --> 00:04:39,890
‫از اون موقع به بعد چه بلایی سر حاکم قبلی اومد؟

55
00:04:40,700 --> 00:04:44,830
‫بدکار باشه یا نباشه، اون پدرمه...

56
00:04:45,270 --> 00:04:49,130
‫فرستادمش توی یه اتاق کوچیک بالای قلعه بازنشسته بشه.

57
00:04:50,350 --> 00:04:53,560
‫تورئاسای من توی این قضیه واقعاً بهم کمک کرد.

58
00:04:53,560 --> 00:04:56,880
‫با جرئت می‌تونم بگم عشق در نگاه اول بود.

59
00:04:57,600 --> 00:05:00,080
‫ولی درهرصورت تصمیم شجاعانه‌ای بود.

60
00:05:00,080 --> 00:05:02,910
‫انسانا و الفا طول عمر خیلی متفاوتی دارن...

61
00:05:02,910 --> 00:05:04,330
‫من مشکلی توش نمی‌بینم.

62
00:05:05,930 --> 00:05:09,590
‫درحالی که پیر می‌شم،‌ اون مثل همیشه زیبا می‌مونه...

63
00:05:10,050 --> 00:05:12,360
‫چی از این بهتر؟

64
00:05:12,360 --> 00:05:16,120
‫خیالم راحت شد که می‌بینم انقدر کنار هم خوشبختید.

65
00:05:16,120 --> 00:05:18,030
‫ما دیگه باید راه بیفتیم.

66
00:05:18,030 --> 00:05:20,040
‫اوه، می‌شه غذای ضیافت رو با خودمون ببریم؟

67
00:05:20,040 --> 00:05:21,070
‫دست نگه دارید، لطفا.

68
00:05:22,500 --> 00:05:26,120
‫درواقع یه چیزی هست که بابتش به کمک‌تون نیاز دارم.

69
00:05:28,670 --> 00:05:29,890
‫بفرمایید لطفاً.

70
00:05:32,830 --> 00:05:34,850
‫به نظرت قضیه چیه؟

71
00:05:34,850 --> 00:05:37,430
‫اگه باز هم لوس‌بازیای عاشقانه باشه، همین الان می‌ریم.

72
00:05:38,180 --> 00:05:42,440
‫می‌فهمم که شما دوتا خیلی ماهر هستید،
‫واسه همین یه درخواست ازتون دارم.

73
00:05:42,960 --> 00:05:46,680
‫می‌شه از همسرم... از تورئاسا محافظت کنید؟

74
00:05:47,300 --> 00:05:48,850
‫یعنی چی؟

75
00:05:48,850 --> 00:05:50,250
‫به حرف‌تون گوش می‌دیم.

76
00:05:51,000 --> 00:05:53,800
‫خب، حقیقتش اینه که توی چند روز گذشته،

77
00:05:53,800 --> 00:05:58,460
‫چندبار به جون تورئاسا سوءقصد شده.

78
00:05:58,960 --> 00:06:00,100
‫سوءقصد به جونش؟!

79
00:06:00,100 --> 00:06:01,950
‫اصلاً حس خوبی به این قضیه ندارم.

80
00:06:02,410 --> 00:06:05,050
‫از یه هفته پیش شروع شد. تو تخت تورئاسا...

81
00:06:07,810 --> 00:06:09,290
‫و بعدش دو روز بعد...

82
00:06:11,070 --> 00:06:13,210
‫غذاش مسوم شده بود.

83
00:06:14,500 --> 00:06:17,960
‫به لطف پیش‌مرگ، آسیبی بهش نرسید، ولی...

84
00:06:19,030 --> 00:06:20,590
‫اون وقت خود پیش‌مرگ چی؟

85
00:06:20,590 --> 00:06:24,890
‫خوشبختانه زنده موند و الان تو خونه داره بهبود پیدا می‌کنه.

86
00:06:26,290 --> 00:06:29,140
‫به عبارت دیگه، درخواستتون...

87
00:06:29,650 --> 00:06:32,160
‫اینه که فرد مسئولش رو پیدا کنید.

88
00:06:32,910 --> 00:06:34,740
‫نظرت چیه، آریان-دونو؟

89
00:06:35,300 --> 00:06:36,770
‫قبوله، انجامش می‌دیم.

90
00:06:36,770 --> 00:06:39,530
‫نمی‌تونم یه هم‌نوع الف رو رها کنم.

91
00:06:42,260 --> 00:06:43,910
‫واقعاً ازتون ممنونم!

92
00:06:44,200 --> 00:06:48,370
‫با این‌حال، اگه این تله‌ها توی تخت و غذاش کار گذاشته شده باشن،

93
00:06:48,370 --> 00:06:51,710
‫احتمالاً مجرم داخل قلعه‌ست.

94
00:06:51,710 --> 00:06:53,930
‫پتروس-دونو، به کسی مشکوک هستید؟

95
00:06:53,930 --> 00:06:56,000
‫متأسفانه انقدر زیادن که نمی‌شه نام برد.

96
00:06:57,240 --> 00:07:01,500
‫کسایی که توی قلعه خدمت می‌کنن، از زمان حکومت پدرم اینجا بودن.

97
00:07:01,850 --> 00:07:06,330
‫مطمئنم خیلی‌ها از من و تورئاسا که پدرم رو برکنار کردیم، کینه دارن.

98
00:07:06,330 --> 00:07:10,450
‫چرا از شر همه‌شون خلاص نمی‌شید؟

99
00:07:10,680 --> 00:07:12,410
‫همه‌شون که مقصر نیستن.

100
00:07:12,890 --> 00:07:17,830
‫و اگه کاری باهاشون بکنم، خانواده‌هاشون به خاک سیاه می‌شینن...

101
00:07:17,830 --> 00:07:21,930
‫این‌جور دلسوزیا ممکنه به کشتنتون بده.

102
00:07:21,930 --> 00:07:24,130
‫هر دومون از این موضوع باخبریم.

103
00:07:24,130 --> 00:07:29,930
‫کم نیستن کسایی که با ازدواج ما مشکل دارن.

104
00:07:29,930 --> 00:07:32,120
‫ولی واقعاً هیچکاریش نمی‌شه کرد.

105
00:07:32,810 --> 00:07:34,990
‫مردم به این راحتی‌ها عوض نمی‌شن.

106
00:07:34,990 --> 00:07:38,500
‫رفته رفته و آروم آروم باید تغییرشون داد.

107
00:07:39,430 --> 00:07:43,640
‫شرایط رو درک می‌کنیم. باید یه نقشه‌ بکشیم.

108
00:07:58,170 --> 00:08:00,850
‫شهرهای بندری همیشه غذاهای دریایی تازه دارن!

109
00:08:00,850 --> 00:08:03,510
‫فکر نکنم تا حالا لابستری به این خوشمزگی خورده باشم!

110
00:08:03,510 --> 00:08:05,950
‫خیلی ترد و نرمه!

111
00:08:05,090 --> 00:08:07,430
‫فکر نمی‌کنی زیادی داری خوش می‌گذرونی؟

112
00:08:07,430 --> 00:08:10,550
‫سعی کن یه ذره نگرانشون باشی.

113
00:08:11,330 --> 00:08:12,610
‫ببخشید، ببخشید.

114
00:08:12,610 --> 00:08:14,360
‫باید بگم، اون دوتا...

115
00:08:14,360 --> 00:08:18,630
‫برخلاف ظاهرشون خیلی نرمـ... چیز، کاربلندن.

116
00:08:18,630 --> 00:08:22,340
‫درسته. می‌شد حس کرد اونا امیدوارن ازدواجشون بتونه...

117
00:08:22,340 --> 00:08:23,950
‫به تغییر جامعه کمک کنه.

118
00:08:24,350 --> 00:08:26,650
‫اگه بتونیم، دلم می‌خواد بهشون کمک کنم.

119
00:08:26,650 --> 00:08:28,220
‫منم همینطور.

120
00:08:28,220 --> 00:08:30,640
‫خب، نقشه‌مون چیه؟

121
00:08:30,640 --> 00:08:32,770
‫بیا اول با جمع‌آوری اطلاعات شروع کنیم.

122
00:08:32,770 --> 00:08:37,250
‫من از اون دوتا محافظت می‌کنم و
‫تو آمار هر کسی که مشکوکه رو دربیار.

123
00:08:37,560 --> 00:08:39,250
‫مفهومه.

124
00:08:39,390 --> 00:08:41,250
‫سه روز بعد

125
00:08:45,960 --> 00:08:48,300
‫معلومه حسابی داره بهت خوش می‌گذره ها.

126
00:08:48,300 --> 00:08:50,060
‫اصلاً تحقیق کردی؟

127
00:08:50,060 --> 00:08:51,930
‫معلومه. مو به مو.

128
00:08:51,930 --> 00:08:52,870
‫خب؟

129
00:08:53,100 --> 00:08:56,120
‫خب، یه نگهبان واسه اتاق خوابشون بود...

130
00:09:00,300 --> 00:09:02,670
‫از کی اینجا یه زره گذاشتن؟

131
00:09:03,290 --> 00:09:04,420
‫مهم نیست.

132
00:09:04,990 --> 00:09:07,990
‫به نظر می‌رسید داره توی قلعه جست‌وجو می‌کنه.

133
00:09:07,990 --> 00:09:09,990
‫فکر می‌کنی کار خودش بوده؟

134
00:09:10,400 --> 00:09:11,510
‫خب...

135
00:09:14,770 --> 00:09:15,370
‫گرفتمت!

136
00:09:16,350 --> 00:09:17,920
‫چرا این زره داره خودبه‌خود حرکت می‌کنه؟!

137
00:09:17,920 --> 00:09:20,740
‫داری مشکوک می‌زنی! دنبال چی می‌گردی؟

138
00:09:20,740 --> 00:09:22,580
‫هـ ‌ـ هیچی!

139
00:09:22,780 --> 00:09:24,690
‫مدرکی محکم‌تر از این نیست!

140
00:09:24,690 --> 00:09:26,540
‫نـ ‌ـ نخونش!

141
00:09:27,050 --> 00:09:30,470
‫این‌ دیگه چیه؟ «اون چشم‌های دلربا، با پوستی به رنگ صورتی روشن...»

142
00:09:30,470 --> 00:09:33,930
‫«تو مثل یه خوکچه می‌مونیـ...» این اصلاً یعنی چی؟

143
00:09:33,930 --> 00:09:38,210
‫کدوم آدم بی‌شعوری نامه‌ی عاشقانه بقیه رو می‌خونه؟!

144
00:09:38,710 --> 00:09:40,420
‫نامه‌ی عاشقانه؟ این؟

145
00:09:40,420 --> 00:09:42,900
‫ازدواج پتروس-ساما و تورئاسا-ساما متقاعدم کرد که...

146
00:09:42,900 --> 00:09:47,480
‫به دختری که دوستش دارم حسمو بگم. این نامه هم برای همونه.

147
00:09:47,820 --> 00:09:49,160
‫داستان از این قراره.

148
00:09:50,450 --> 00:09:52,470
‫آشپزخونه چطور؟

149
00:09:55,380 --> 00:09:58,670
‫یه سرباز اونجا بود که به نظر می‌رسید فکرش بدجوری درگیره.

150
00:09:58,670 --> 00:10:02,970
‫به محض اینکه شیفتش تموم شد جیم شد، واسه همین تعقیبش کردم.

151
00:10:04,250 --> 00:10:08,250
‫و بعدش دیدم که وارد یه عطاری شد!

152
00:10:08,740 --> 00:10:11,630
‫عطاری؟ می‌تونسته از اونجا زهر بخره.

153
00:10:12,140 --> 00:10:13,760
‫این قطعاً مشکوکه.

154
00:10:14,990 --> 00:10:16,450
‫منم دقیقاً همین فکر رو کردم...

155
00:10:21,070 --> 00:10:21,790
‫مغازه‌دار.

156
00:10:24,420 --> 00:10:28,510
‫باید بپرسم، اون مشتری اومده بود چیکار؟

157
00:10:28,950 --> 00:10:32,960
‫کی، اون؟ چندتا سؤال درباره‌ی زهر داشت.

158
00:10:32,960 --> 00:10:34,010
‫زهر؟!

159
00:10:34,240 --> 00:10:37,000
‫می‌خواست بدونه گیاه‌های سمی رو کجا می‌شه پیدا کرد،

160
00:10:37,000 --> 00:10:40,520
‫منم بهش گفتم بره توی جنگل‌های مرز شمالی بگرده.

161
00:10:40,520 --> 00:10:41,640
‫خودشه!

162
00:10:49,070 --> 00:10:49,590
‫گرفتمت!

163
00:10:49,590 --> 00:10:51,670
‫آی، آی! چـ ‌ـ چته آخه؟!

164
00:10:51,920 --> 00:10:56,090
‫من تو رو به عنوان مظنون سوءقصد به
‫جون تورئاسا-دونو با زهر بازداشت می‌کنم!

165
00:10:56,090 --> 00:10:57,760
‫من هیچوقت همچین کاری نکردم!

166
00:10:58,020 --> 00:11:00,930
‫پس چرا مچت رو موقع چیدن گیاه‌های سمی گرفتم؟!

167
00:11:00,930 --> 00:11:03,250
‫اگه توضیحی داری تو قلعه بده!

168
00:11:03,250 --> 00:11:06,000
‫این زهرا واسه درست کردن پادزهره!

169
00:11:06,000 --> 00:11:09,840
‫اینطوری اگه بانو تورئاسا دفعه‌ی بعد واقعاً مسموم بشن،

170
00:11:09,840 --> 00:11:12,000
‫می‌تونیم سریع درمان‌شون کنیم!

171
00:11:12,000 --> 00:11:13,720
‫د ‌ـ درسته...

172
00:11:14,760 --> 00:11:16,390
‫اینم از این.

173
00:11:17,930 --> 00:11:22,660
‫راستی، موقع برگشتن، پونتا یه پرنده‌ی عجیب دید.

174
00:11:23,820 --> 00:11:25,400
‫یه پرنده‌ی عجیب؟

175
00:11:29,860 --> 00:11:32,350
‫چی شده پونتا؟ دلت درد می‌کنه؟

176
00:11:38,390 --> 00:11:40,370
‫مفهومه! مفهومه!

177
00:11:40,840 --> 00:11:43,140
‫به چی زل زدی، احمق؟!

178
00:11:46,490 --> 00:11:49,770
‫فقط یه طوطی کاکل‌سفید بود که زمزمه می‌کنه، نه؟

179
00:11:50,200 --> 00:11:54,760
‫یه طوطی کاکل‌سفید که زمزمه می‌کنه... راستی، تو باغچه‌ی قلعه...

180
00:11:57,830 --> 00:11:59,410
‫اون چیه؟

181
00:11:59,410 --> 00:12:00,990
‫قفس پرنده‌ست.

182
00:12:00,990 --> 00:12:05,570
‫پدرم یه طوطی کاکل‌سفید داشت ولی انگار یه زمانی پر کشید و رفت.

183
00:12:06,810 --> 00:12:09,670
‫ممکنه اون همون طوطی باشه.

184
00:12:10,030 --> 00:12:15,050
‫ولی همونطور که گفتم، هرکی که مشکوک بود
‫ بررسی کردم و چیزی دستگیرم نشد.

185
00:12:15,050 --> 00:12:16,130
‫نه.

186
00:12:16,630 --> 00:12:20,120
‫هنوز یه مظنون اصلی هست که بررسیش نکردیم.

187
00:12:20,430 --> 00:12:22,820
‫پدر پتروس؟

188
00:12:23,270 --> 00:12:28,040
‫ولی اون که توی اتاقش زندانی شده... یعنی می‌تونه توطئه‌چینی کنه؟

189
00:12:28,040 --> 00:12:29,260
‫تازه حتی اگه بخوایم بررسیش کنیم،

190
00:12:29,260 --> 00:12:31,880
‫بعیده سوتی بده، چون می‌دونه زیر نظر گرفته شده.

191
00:12:31,880 --> 00:12:34,760
‫من یه نقشه‌ی بی‌نقص دارم.

192
00:12:36,160 --> 00:12:38,240
‫و منم یه حس بدی به این قضیه دارم...

193
00:12:39,030 --> 00:12:44,030
‫قسمت ۲

194
00:12:39,030 --> 00:12:44,030
‫دندان‌های مسموم قتل عروس الف را هدف قرار می‌دند

195
00:12:47,120 --> 00:12:51,000
‫اون پتروس ملعون، من رو اینطوری حبس کرده!

196
00:12:52,730 --> 00:12:57,740
‫نه، نه، تقصیر پسرم نیست. همه‌ی اینا زیر سر اون الفه!

197
00:12:57,740 --> 00:13:00,010
‫اون پتروس رو خام خودش کرد،...

198
00:13:00,010 --> 00:13:02,090
‫بعدش جایگاه و مقامم رو ازم دزدید!

199
00:13:04,120 --> 00:13:05,560
‫با اجازه.

200
00:13:07,700 --> 00:13:09,310
‫ا ـ این چیه؟!

201
00:13:09,610 --> 00:13:13,100
‫جای دیگه‌ای نبود، برای همین بهم گفتن بیارمش اینجا.

202
00:13:13,100 --> 00:13:15,980
‫اینجا که انبار نیست! ببرش بیرون!

203
00:13:15,980 --> 00:13:19,090
‫من فقط دستورات رو اجرا می‌کنم. با اجازه.

204
00:13:19,090 --> 00:13:20,610
‫وایسا! برگرد اینجا!

205
00:13:22,240 --> 00:13:26,060
‫لعنتی! باورم نمی‌شه این آشغالا رو انداخته اینجا!

206
00:13:28,750 --> 00:13:31,260
‫ا ـ این دیگه چیه؟!

207
00:13:32,250 --> 00:13:35,000
‫کـ ‌ـ کسی اون توئه؟

208
00:13:38,960 --> 00:13:41,420
‫به نظر نمی‌رسه.

209
00:13:41,420 --> 00:13:43,010
‫نه، هستم.

210
00:13:45,900 --> 00:13:48,260
‫باید تیکه‌تیکه‌ش کنم و از پنجره بندازمش بیرون!

211
00:13:48,680 --> 00:13:51,430
‫یا آتیشش بزنم و خاکسترش کنم!

212
00:13:53,100 --> 00:13:56,990
‫مهم نیست. دیگه زیاد اینجا نمی‌مونم.

213
00:14:07,870 --> 00:14:09,350
‫اون طوطی کاکل‌سفید!

214
00:14:10,330 --> 00:14:13,220
‫خوب گوش کن. فردا سالگرد فوت همسرمه.

215
00:14:13,220 --> 00:14:16,710
‫پتروس و تورئاسا قطعاً می‌رن سر مزارش.

216
00:14:16,710 --> 00:14:18,360
‫اون موقع فرصت ماست.

217
00:14:18,360 --> 00:14:20,320
‫مفهومه! مفهومه!

218
00:14:24,990 --> 00:14:27,500
‫پس واقعاً همه‌چیز زیر سر اون بوده!

219
00:14:27,500 --> 00:14:29,720
‫ولی اون طوطی دقیقاً داره چه‌کار می‌کنه...؟

220
00:14:39,900 --> 00:14:42,330
‫اون اسکلت کجا غیبش زد؟!

221
00:14:48,960 --> 00:14:52,410
‫به‌زودی حالت رو جا میارم، دختره‌ی الف هرزه!

222
00:14:55,490 --> 00:15:02,050
‫یه کم احساس گناه می‌کنم که دو تایی توی یه همچین جای تنگی با همیم.

223
00:15:02,050 --> 00:15:05,990
‫نه، واقعاً نباید به اینجور چیزها فکر کنم.

224
00:15:05,990 --> 00:15:10,060
‫اونم وقتی که آینده‌ی روابط انسان‌ها و الف‌ها به رابطه‌ی ما بستگی داره...

225
00:15:16,590 --> 00:15:18,630
‫اونه. حرکت کنین!

226
00:15:28,570 --> 00:15:31,320
‫لاریات زره!

227
00:15:30,830 --> 00:15:31,740
‫لاریات
‫زره
‫

228
00:15:33,580 --> 00:15:36,580
‫ما کامل از نقشه‌ی شومتون با خبریم!

229
00:15:36,580 --> 00:15:38,520
‫تـ ‌ـ تو دیگه کی هستی؟!

230
00:15:38,520 --> 00:15:41,150
‫مهم نیست! هدف ما عروس الفه!

231
00:15:41,960 --> 00:15:44,210
‫چیزه، پیشنهاد می‌کنم...

232
00:15:46,790 --> 00:15:49,900
‫ای آتش، ازت تمنا می‌کنم. ‫این شمشیر رو شعله‌ور کن!

233
00:15:59,770 --> 00:16:01,020
‫این که تورئاسا نیست!

234
00:16:01,340 --> 00:16:04,770
‫اگه می‌خواین بمیرین، بیاین جلو!

235
00:16:13,610 --> 00:16:16,920
‫خیلی خوشحالم که تشریف آوردید، تورئاسا-ساما.

236
00:16:17,300 --> 00:16:19,670
‫روولیس! حالت چطوره؟

237
00:16:19,670 --> 00:16:21,380
‫خوشبختانه بهترم.

238
00:16:21,380 --> 00:16:25,880
‫اگه تو نبودی، حتماً می‌مردم.

239
00:16:25,880 --> 00:16:29,130
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.

240
00:16:29,130 --> 00:16:34,220
‫باعث افتخارمه که اومدید خونه‌م، تورئاسا-ساما.

241
00:16:34,810 --> 00:16:38,230
‫چیز قابلی نیست ولی لطفاً راحت باشید.

242
00:16:38,680 --> 00:16:40,620
‫مهارت شوالیه‌ی مقدس،...

243
00:16:40,930 --> 00:16:42,230
‫جاجمنت!

244
00:16:42,740 --> 00:16:44,110
‫جاجمنت

245
00:16:50,320 --> 00:16:52,350
‫تموم شدن.

246
00:16:52,350 --> 00:16:53,430
‫آره.

247
00:16:53,430 --> 00:16:56,180
‫کار دوتاتون بی‌نظیر بود!

248
00:16:56,510 --> 00:16:59,040
‫حالا می‌تونیم بریم دنبال تورئاسا.

249
00:16:59,590 --> 00:17:01,370
‫الان دقیقاً کجاست؟

250
00:17:02,000 --> 00:17:05,750
‫رفته دیدن پیش‌مرگش که تو حاشیه‌ی شمالی جنگل زندگی می‌کنه.

251
00:17:07,130 --> 00:17:10,150
‫گیاه‌های سمی که می‌شه از جنگل شمالی پیدا کرد، یه پیش‌مرگ زهر...

252
00:17:10,480 --> 00:17:13,330
‫طوطی کاکل‌سفید حاکم قبلی که توی همون منطقه دیده شده بود.

253
00:17:13,860 --> 00:17:15,060
‫ای وای!

254
00:17:15,370 --> 00:17:17,520
‫آرک، باید سریع بریم به جنگل شمالی!

255
00:17:17,520 --> 00:17:19,280
‫ولی، چرا؟

256
00:17:19,280 --> 00:17:20,220
‫زودباش!

257
00:17:20,220 --> 00:17:21,020
‫حله!

258
00:17:41,870 --> 00:17:43,210
‫اونجا!

259
00:17:43,210 --> 00:17:44,430
‫اون خونه...

260
00:17:48,780 --> 00:17:50,300
‫بوی فوق‌العاده‌ای میاد.

261
00:17:55,970 --> 00:17:57,730
‫دست نگه دار!

262
00:18:00,420 --> 00:18:03,340
‫آرک-دونو! آریان-دونو! چه خبره؟!

263
00:18:03,340 --> 00:18:05,890
‫خب چیزه، می‌دونی...

264
00:18:06,730 --> 00:18:08,060
‫با اجازه.

265
00:18:17,000 --> 00:18:18,080
‫عجب!

266
00:18:18,080 --> 00:18:19,200
‫می‌دونستم.

267
00:18:19,200 --> 00:18:22,210
‫این یعنی چی؟

268
00:18:22,640 --> 00:18:27,810
‫تورئاسا-سان، کسی که تلاش می‌کرد شما رو بکشه... این زنه.

269
00:18:29,280 --> 00:18:32,170
‫اون داشت از حاکم قبلی دستور رو می‌گرفت.

270
00:18:33,220 --> 00:18:35,120
‫خب که چی؟

271
00:18:36,370 --> 00:18:39,450
‫اینجا گیاه‌های سمی زیادی رشد می‌کنه، مگه نه؟

272
00:18:42,100 --> 00:18:45,340
‫از وقتی که شنیدم چه اتفاقی افتاده، فکرم درگیر بود.

273
00:18:45,920 --> 00:18:48,840
‫آدمای زیادی اونقدر خوش‌شانس نیستن که از مسمومیت جون سالم به در ببرن.

274
00:18:48,840 --> 00:18:50,860
‫خب... منظورت چیه؟

275
00:18:51,080 --> 00:18:55,360
‫قضیه‌ی مسمومیت و اینکه ناموفق بود،
‫همه‌ش از قبل توسط خودش برنامه‌ریزی شده بود.

276
00:18:55,360 --> 00:18:56,510
‫عمداً کاری کرد که ناموفق باشه؟!

277
00:18:57,200 --> 00:19:00,970
‫بعد از اینکه نتونستی تورئاسا-سان رو با اون مار سمی بکشی،

278
00:19:01,490 --> 00:19:03,640
‫وانمود به یه مسمومیت ساختگی کردی،...

279
00:19:03,640 --> 00:19:06,860
‫تا کسی بهت شک نکنه.

280
00:19:07,250 --> 00:19:12,040
‫ولی هدف واقعیت از این هم موزیانه‌تر بود...

281
00:19:12,040 --> 00:19:13,760
‫چه هدف موزیانه‌ای؟!

282
00:19:14,000 --> 00:19:19,000
‫می‌دونستی تورئاسا-سان چقدر مهربونه و می‌دونستی که میاد بهت سر بزنه.

283
00:19:19,000 --> 00:19:22,390
‫و این بهترین فرصت واسه کشتنش می‌شد.

284
00:19:22,390 --> 00:19:23,640
‫کاری که همین الان هم قصدش رو داشتی.

285
00:19:23,640 --> 00:19:25,020
‫اوه، نه!

286
00:19:27,690 --> 00:19:28,560
‫داره فرار می‌کنه!

287
00:19:35,550 --> 00:19:36,870
‫دیگه تا همینجا بسه!

288
00:19:36,870 --> 00:19:38,200
‫تسلیم شو.

289
00:19:41,800 --> 00:19:43,580
‫چرا این کارا رو کردی؟

290
00:19:43,880 --> 00:19:47,960
‫من هیچوقت ازدواج بین یه انسان و یه الف رو قبول نمی‌کنم.

291
00:19:47,960 --> 00:19:50,840
‫نباید اجازه داد الفا به انسانا حکومت کنن!

292
00:19:51,050 --> 00:19:54,880
‫زمونه همین الانش هم عوض شده. کار احمقانه‌ای نکن.

293
00:19:54,880 --> 00:19:58,030
‫هیچوقت انتظار نداشتم بتونم قسر در برم.

294
00:19:58,640 --> 00:20:00,700
‫جای زندگی با خفت و خواری...

295
00:20:10,720 --> 00:20:12,150
‫چرا نجاتم می‌دی؟!

296
00:20:12,440 --> 00:20:16,920
‫آدمایی مثل تو بیشتر از هر کسی نیاز
‫دارن زنده بمونن تا عصر جدید رو به چشم ببینن.

297
00:20:16,920 --> 00:20:19,160
‫و به خاطرش تغییر کنن.

298
00:20:23,460 --> 00:20:25,910
‫ازتون ممنونم، شوالیه‌های شجاع!

299
00:20:26,180 --> 00:20:29,920
‫تورئاسا به لطف شما در امانه.

300
00:20:30,130 --> 00:20:33,250
‫می‌دونم یه همچین خیانتی دردناکه.

301
00:20:33,810 --> 00:20:35,420
‫شما حالتون خوبه؟

302
00:20:35,420 --> 00:20:41,430
‫اتفاقی که افتاد متقاعدم کرد که باید قوی‌تر بشیم.

303
00:20:41,430 --> 00:20:42,530
‫ولی...

304
00:20:42,530 --> 00:20:43,750
‫می‌دونم.

305
00:20:44,560 --> 00:20:50,560
‫ولی من به باور داشتن به آینده‌ی مشترک انسانا و الفا ادامه می‌دم.

306
00:20:50,560 --> 00:20:51,690
‫تورئاسا...

307
00:20:53,320 --> 00:20:56,320
‫از این به بعد، من ازت محافظت می‌کنم.

308
00:20:56,590 --> 00:20:58,110
‫عزیزم!

309
00:20:58,450 --> 00:20:59,740
‫تورئاسا!

310
00:21:04,230 --> 00:21:05,240
‫عزیزم!

311
00:21:05,240 --> 00:21:06,030
‫تورئاسا!

312
00:21:06,030 --> 00:21:07,120
‫عزیزم!

313
00:21:07,120 --> 00:21:08,620
‫تورئاسا!

314
00:21:07,440 --> 00:21:08,620
‫عزیزم!

315
00:21:09,480 --> 00:21:14,140
‫باید بگم، اگه به‌خاطر کارآگاه زبردست، آریان-دونو نبود،

316
00:21:14,140 --> 00:21:16,250
‫تورئاسا-دونو جون سالم به در نمی‌برد.

317
00:21:16,620 --> 00:21:18,260
‫کارآگاه زبردست دیگه چیه؟

318
00:21:18,260 --> 00:21:20,230
‫اوه، مال زادگاهمه.

319
00:21:20,580 --> 00:21:27,070
‫ولی پتروس-دونو هم سختشه که باید یه بار دیگه پدرش رو مجازات کنه.

320
00:21:27,070 --> 00:21:29,130
‫فکر نکنم نیازی به این کار باشه.

321
00:21:29,850 --> 00:21:31,220
‫بیفتین دنبال اون پرنده!

322
00:21:31,220 --> 00:21:34,360
‫ما رو صاف می‌بره پیش بقایای شورشیا!

323
00:21:34,530 --> 00:21:37,310
‫دیگه هیچ متحدی واسش باقی نمونده.

324
00:21:37,310 --> 00:21:41,340
‫شاید اون دوتا واقعاً بتونن دنیا رو تغییر بدن.

325
00:21:44,550 --> 00:21:46,620
‫اون یه مرغ نجواگره؟

326
00:21:49,970 --> 00:21:51,410
‫آریان. آرک.

327
00:21:52,090 --> 00:21:53,920
‫این صدای دانکا-سانه!

328
00:21:54,170 --> 00:21:56,590
‫اوه، اون آقا.

329
00:21:56,590 --> 00:21:58,920
‫یه مدتی ازش خبر نداشتیم.

330
00:21:58,920 --> 00:22:01,930
‫یه گروه تو پادشاهی رودن بدون هیچ توجهی به نژاد، درحال دزدیدن الف‌ها...

331
00:22:01,930 --> 00:22:06,260
‫بیست‌من‌ها و آدم‌هاست.

332
00:22:06,260 --> 00:22:07,430
‫فوراً برید اونجا.

333
00:22:07,450 --> 00:22:17,450
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

334
00:23:40,020 --> 00:23:45,030
‫قسمت بعد

335
00:23:40,020 --> 00:23:45,030
‫سقوط تبهکاران و رقص عشق خواهر و برادری

336
00:23:45,030 --> 00:23:50,030
‫یه پرنده‌ی مشکوک دیگه پیدا کردم!

337
00:23:45,030 --> 00:23:50,030
‫#PontaIsOut&About
