WEBVTT

00:02.170 --> 00:03.030
...قوی می‌شم

00:03.980 --> 00:06.020
.می‌خوام از هر کس دیگه‌ای قدرتمندتر بشم

00:06.900 --> 00:11.980
.پیمانی که بین انسان‌ها و الف‌ها بسته شده چیزی جز یک مسخره بازی نیست

00:14.860 --> 00:18.020
...اون‌ها هنوز مناطق تحت پوشش ما رو تصرف می‌کنن

00:18.030 --> 00:21.100
...توی این دنیای ظالم بی‌عدالتی بی‌داد می‌کنه...

00:21.540 --> 00:25.280
.و هیچ کسی حاضر نیست دست نجات به سمت ما دراز کنه...

00:25.920 --> 00:29.570
.به همین خاطر باید تبدیل به یک جنگو بشم

00:29.570 --> 00:33.880
اونم به عنوان دختر رهبرمان، و به خاطر افراد
.قبیله‌ی مظلوم‌ـِمون

00:43.100 --> 00:43.690
...ولی

00:44.440 --> 00:46.650
...برخوردی که با جنگجویی که زره نقره‌ای پوشیده بود داشتم...

00:47.570 --> 00:50.080
.مسیری جدیدی به روی سرنوشتم رو باز کرد...

00:50.100 --> 01:00.100
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:01.950 --> 01:05.820
شوالیه‌ی اسکلتی در دنیای دیگر

02:31.420 --> 02:33.420
و فکر می‌کنی داری کجا میری؟

02:34.910 --> 02:37.680
لعنت به این زندگی، اون دیگه چه موجودی هست!؟

02:37.680 --> 02:39.280
!کار بقیه رو یک سَره کرد

02:39.280 --> 02:40.630
!هیولاست

02:55.820 --> 02:58.370
.سلام عرض شد، منم، آرک

02:58.370 --> 03:00.440
...و برای اینکه خرج و مخارج روزانه‌م رو در بیارم

03:00.440 --> 03:03.600
.مثل همیشه، عادت کردم ماموریت‌های آسون رو انجام بدم...

03:10.960 --> 03:13.430
.با یک مشت گروه سارق سَر و کله بزنین

03:23.840 --> 03:25.760
!آخ جون

03:25.760 --> 03:29.080
.به نظر می‌رسه این یاغی‌ها خوب شکم‌ـِشون رو سیر می‌کردن

03:29.080 --> 03:31.780
.هیچ شکی ندارم که هر جور کار خلافی فکر کنی انجام می‌دادن

03:34.540 --> 03:35.320
قفس؟

03:41.660 --> 03:43.060
.مهم نیست

03:43.060 --> 03:46.160
.بیا اون کاری که ازمون خواستن و انجام بدیم و به خونه برگردیم، پونتا

03:54.860 --> 03:57.920
.به گزارشت گوش می‌کنم، سِلیشکا

03:58.190 --> 03:58.980
.اطاعت

03:58.980 --> 04:02.500
...تلاش برای ترور دختر دوک لوویرته، لورن

04:02.500 --> 04:04.390
.با شکست مواجه شد...

04:04.390 --> 04:08.420
آخه چه جوری موفق نشدن اون دختر ریزه رو به قتل برسونن؟

04:04.930 --> 04:08.930
دوک دیِنته
تِریتون دو دیِنتو

04:08.930 --> 04:12.730
!ناسلامتی شنیده بودم که اون‌ها توی کارشون خُبره هستن

04:13.000 --> 04:15.770
...اون‌ها موفق شده بودن تمام اِسکورت‌های دختر دوک رو بکشن

04:15.770 --> 04:19.570
.ولی به نظر می‌رسه، یک مزدور که از اون طرف می‌گذشته همه‌ـشون رو سلاخی کرده...

04:19.960 --> 04:22.560
یه مزدور اون همه آدم رو سلاخی کرده!؟

04:22.900 --> 04:25.320
.پس یه مشت آدم بی‌عرضه بودن

04:25.760 --> 04:28.250
...هرچی نباشه یه مشت دزد سَر گردنه بودن

04:28.250 --> 04:34.540
پس چه به سر اون هیولاهای پادشاهی شرقی که به سرزمین‌های لوویرته فرستادیم اومد؟

04:35.090 --> 04:37.550
...طبق گفته‌های جاسوس‌هامون که توی غرب داشتیم

04:37.550 --> 04:40.560
...اون موجودات که هنوز فاز آزمایشی رو پشت سر می‌ذاشتن...

04:41.070 --> 04:43.960
...به همین خاطر اون دوتا باسیلیسک به خوبی کار نکردن...

04:43.960 --> 04:45.940
.و یکی یکی کشته شدن...

04:46.780 --> 04:49.140
...با اینکه توی یک زمان کنار هم‌دیگه نبودن...

04:49.140 --> 04:51.260
...برای اینکه چنین هیولاهایی رو شکست بدی...

04:52.140 --> 04:57.000
می‌تونم بپرسم برای چی اول از همه پرنسس لوویرته رو هدف قرار دادین؟

04:57.000 --> 04:58.520
کی جوابش رو می‌دونه؟

04:58.520 --> 05:02.860
.شاید به خاطر درخواست حامیان اعلیحضرت توی پادشاهی شرقی بوده باشه

05:03.190 --> 05:07.780
...اگه سرزمین‌های شمالی تحت امر شاهزاده بود

05:07.780 --> 05:12.870
.اون موقع شرق به راحتی می‌تونه به روی تهاجم به غرب تمرکز کنه...

05:14.090 --> 05:21.210
.درسته که لوویرته از حمایت شاهزاده سِکی از پادشاهی شرقی برخورداره...

05:21.850 --> 05:28.350
.به همین خاطر نمی‌تونیم حمایت خودمون به شاهزاده داکارز رو اعلام کنیم

05:28.350 --> 05:29.800
.درسته

05:29.800 --> 05:33.980
.اگه این اتفاق بی‌افته، شاهزاده سِکی همه ما رو از زیر تیغ رَد می‌کنه

05:33.980 --> 05:37.240
.از اون مهم‌تر، بررسی کن ببین امنیت محصول‌ـِمون خوبه یا نه

05:37.240 --> 05:39.310
.باید اون‌ها هرچی سریع‌تر، به بازار فرستاده بشن

05:39.700 --> 05:41.900
...اصلاً برام مهم نیست از چه روشی استفاده می‌کنی

05:41.900 --> 05:44.500
.به هیچ وجه اشتباهی ازتون سر نزنه که به گوش شاهزاده یوریارن برسه...

05:44.500 --> 05:46.030
.با کمال میل

05:46.320 --> 05:50.660
تازه، اون پسر احمقم رو دیدی ببینی داره چی کار می‌کنه؟

05:50.920 --> 05:55.230
اگه منظورتون ارباب اودولان هست، گفتن که قراره محصول
.امروز رو تا محل اسکورت کنن

05:55.800 --> 05:57.360
!از دست اون پسر احمق

05:57.360 --> 05:59.760
...فقط بلده برامون دردسر درست کنه

05:59.760 --> 06:01.560
.بی‌خیال، از اینجا برو...

06:07.080 --> 06:08.660
آخه چرا!؟

06:08.660 --> 06:10.760
چرا هیچ وقت کارا به اون راحتی که به نظر می‌رسه پیش نمیره!؟

06:18.870 --> 06:22.240
هیچ چیزی دلنشین‌تر از ثروت‌های برباد رفته‌ی یاغی‌ها نیست، مگه نه، پونتا!؟

06:24.110 --> 06:27.700
.زودباش، بیا برگردیم به شهر و با یه شام عالی از خودمون پذیرایی کنیم

06:36.710 --> 06:38.080
یه راهزن باقی مونده؟

06:41.960 --> 06:43.050
!خیلی سریع هست

06:49.160 --> 06:51.460
کجا این دختر رو دیده بودم؟

06:52.720 --> 06:54.230
!اِلف اون روز هست

06:58.900 --> 07:02.320
!اون بچه‌ها رو باید همین الان پَس بدی

07:02.320 --> 07:05.270
!خو-خودت رو کنترل کن! منظورت از این حرف چی بود

07:05.270 --> 07:06.600
خودت رو به خریت زدی؟

07:06.600 --> 07:08.740
!به احتمال زیاد دچار سوء تفاهم شدی

07:09.360 --> 07:10.830
!بهتره با گفت و گو به یک راه حل برسیم

07:10.830 --> 07:14.910
!من یک کلمه هم نمی‌خوام با یک انسان، نه با یک راهزن حرف بزنم

07:15.200 --> 07:17.620
از نظر تو من با اون راهزن‌ها هستم!؟

07:19.310 --> 07:22.240
.باورم نمی‌شه یه شوالیه خودش یک راهزن بوده

07:22.240 --> 07:23.880
!اشتباه می‌کنی

07:24.710 --> 07:26.120
!دیگه صحبت کردن بسه

07:34.890 --> 07:36.680
یه «وِنتو ولپیز»؟

07:37.030 --> 07:39.310
وِنتو، الان چی گفتی؟

07:39.610 --> 07:40.720
آخه چرا؟

07:40.720 --> 07:44.120
چرا یه موجود روحانی باید کنار یک راهزن باشه؟

07:44.590 --> 07:47.550
پونتا، تو یه روح بودی؟

07:48.660 --> 07:51.600
.موجود روحانی، نه یک روح

07:51.600 --> 07:54.120
.دقیق بگم، یه روباه دُم‌پنبه‌ای

07:54.350 --> 07:57.060
...موجودات روحانی هوشیاری بالایی دارن

07:57.060 --> 07:59.320
.حتی به ندرت با اِلف‌ها ارتباط برقرار می‌کنن...

07:59.880 --> 08:01.920
...همین که می‌بینم یکی از اون‌ها کنار یک انسان هست

08:02.470 --> 08:06.100
.بعد از اینکه بهش کمک کردم به نظر می‌رسه بهم علاقه‌مند شده

08:06.460 --> 08:08.580
.فعلاً داره من رو همراهی می‌کنه

08:09.520 --> 08:13.140
کسی که با موجودات روحانی ارتباط برقرار می‌کنه، که این‌طور؟

08:17.060 --> 08:18.520
مش-مشکلی پیش اومده؟

08:21.530 --> 08:24.840
.به نظر می‌رسه آدم دروغگویی نبودی

08:26.380 --> 08:28.860
.خیلی ببخشید که خیلی یهویی بهت حمله کردم

08:29.470 --> 08:31.900
.همین که متوجه اشتباهت شدی برام کافی هست

08:32.490 --> 08:35.430
.در واقع به خاطر ماموریتم باید با راهزن‌ها مبارزه می‌کردم

08:35.430 --> 08:36.370
چی باعث شده که تو به اینجا بیای؟

08:36.920 --> 08:42.360
.شنیده بودم که یک گروه راهزن برای شکار اِلف‌ها اینجا یه مقر دارن

08:43.330 --> 08:45.250
شکار... اِلف؟

08:46.430 --> 08:48.410
.فهمیدم، پس برای همین اونجا بود

08:50.920 --> 08:56.170
.متاسفانه، من هیچ اِلف زندانی‌ای توی اون غار پیدا نکردم

08:57.050 --> 08:58.980
.پس، دیر رسیدم

09:00.240 --> 09:05.840
اون‌ها مگه قصد داشتن با اون اِلف‌های زندانی چی کار کنن؟

09:06.340 --> 09:09.430
.اِلف‌ها توی بازار برده فروشی قیمت خوبی دارن

09:09.710 --> 09:11.610
.مطمئنم از این موضوع خبر داشتی

09:12.220 --> 09:13.240
.نمی‌دونستم

09:15.090 --> 09:17.480
.خیلی‌خب. با اجازه من برم

09:18.960 --> 09:19.920
!صبرکن

09:19.920 --> 09:24.350
.راستش رو بخوای، تو اولین اِلفی هستی که دیدم

09:24.350 --> 09:26.790
.اگه کمکی از دست من ساخته‌ـست، با کمال میل کمک می‌کنم

09:26.790 --> 09:28.120
.نیازی به این کار نیست

09:30.330 --> 09:33.440
.این مشکل خو ما اِلف‌هاست

09:33.440 --> 09:37.480
.هیچ وقت به کمک یک مرد نیاز پیدا نمی‌کنم، شوالیه نقره‌ای

09:38.050 --> 09:39.560
...چیزه

09:42.220 --> 09:44.520
به کمک من نیازی نداره، که این‌طور؟

09:45.340 --> 09:47.950
...با این حال، هر جوری که بهش فکر می‌کنم

09:47.950 --> 09:51.030
!این یکی از اون ماموریت‌هاست که باید توش به یه دختر اِلف زیبا کمک کنم...

09:51.030 --> 09:53.300
!هیچ گیمری بی‌خیال نمی‌شه

10:11.460 --> 10:13.140
...خیلی‌خب

10:16.870 --> 10:20.950
.خیلی کم باهام حرف زد، حتی اسمش رو هم بهم نگفت

10:21.720 --> 10:25.010
چه‌جوری باید اون اِلف رو پیدا کنم؟

10:25.680 --> 10:27.000
!با این حال

10:27.000 --> 10:30.860
!اون دختر اولین اِلفی هست که باهاش صحبت کردم

10:30.860 --> 10:33.320
.نمی‌تونم اینجا بی‌خیال این موضوع بشم

10:35.990 --> 10:37.300
!خیلی‌خب

10:37.870 --> 10:41.190
.پونتا، فهمیدم فردا باید چی کار کنیم

10:45.040 --> 10:50.040
قسمت سوم

10:45.040 --> 10:50.040
یک اِلف تُخس به خاطر هم‌رزم‌هاش می‌رقصد

10:56.050 --> 10:57.920
حرکت بین ابعادی

11:04.040 --> 11:06.810
.جنگل اِلف‌ها باید این دور و اطراف باشه

11:06.810 --> 11:11.040
...از جنگلی که با خانوم مارکا آشنا شدم خیلی فاصله داره

11:14.690 --> 11:20.660
.طبق راهنمایی‌ها، کلی اِلف باید توی این جنگل زندگی کنن

11:22.240 --> 11:23.750
چه اتفاقی افتاده، پونتا؟

11:24.860 --> 11:26.650
!یکی‌ـشون فرار کرد

11:26.650 --> 11:27.830
!بگیرینش

11:28.160 --> 11:29.790
.پونتا

11:29.790 --> 11:32.400
.به نظر می‌رسه بوی استخوان به مشام آقا سگه رسید

11:32.400 --> 11:37.840
.درسته اون دختر رو گم کردیم، ولی در عوض به یه هدف دیگه دست پیدا کردیم

11:40.120 --> 11:41.250
!صبرکن

11:43.080 --> 11:46.100
واقعاً می‌خوای بدون دوستات فرار کنی؟

11:47.110 --> 11:49.080
!آقای اودوران، دستگیرش کردم

11:49.080 --> 11:51.060
.غُل و زنجیرش کن

11:51.050 --> 11:51.560
!اطاعت

11:52.690 --> 11:56.170
چی، دوباره یه موش دیگه؟

12:02.650 --> 12:06.120
آخه این‌جوری چه‌جوری می‌تونم خوش بگذرونم؟

12:08.880 --> 12:11.520
آخه اون نگاه مثلاً باید من رو بترسونه؟ ها؟

12:12.080 --> 12:17.130
اصلاً متوجه هستی الان توی چه موقعیتی قرار داری؟

12:19.360 --> 12:22.870
زودباش بگو، چرا بهم التماس نمی‌کنی؟

12:22.870 --> 12:28.470
.اگه دختر خوبی باشی، ممکنه تو رو از دوستات جدا کردم

12:29.860 --> 12:32.760
...چی-چیزه... خواهش می‌کنم

12:32.760 --> 12:34.520
!درخواستت رو قبول نمی‌کنم

12:42.370 --> 12:46.080
...اودوران سان، قراره این‌ها رو توی بازار بفروشیم

12:47.770 --> 12:49.800
تو قراره بهم دستور بدی چی کار کنم و چی کار نکنم!؟

12:49.800 --> 12:52.000
!شما ناخاله‌ها برای پدرم کار می‌کنین

12:52.000 --> 12:53.600
می‌خواین بهش بگم شما اینجا چی کار کردین!؟

12:53.600 --> 12:55.360
.خیلی متاسفم

12:55.360 --> 12:59.160
.زودباش و این موش عوضی رو توی کالسکه سوار کن

12:59.160 --> 12:59.770
!چشم

13:04.370 --> 13:07.230
...پس این‌ها همون شکارچیان اِلف هستن

13:07.600 --> 13:11.990
.به نظر می‌رسه اون‌ها با نژدادهای دیگه خوب برخورد نمی‌کنن

13:11.990 --> 13:14.680
...مثل این می‌مونه که داری توی زمان باستان زندگی می‌کنی

13:14.920 --> 13:17.280
!حواس‌ـِتون باشه باید تمام اِلف‌های گمشده رو پیدا کنین

13:17.280 --> 13:20.650
!به هیچ وجه با این وضعیت نمی‌تونیم خودمون رو به بازار برسونیم

13:20.650 --> 13:24.360
.زودباش، بهتره قبل اینکه بهت شمشیر بزنم فرار کنی

13:25.240 --> 13:30.330
...اون دختر بهم گفت خودم رو درگیر مشکلات اِلف‌ها نکنم، ولی

13:32.660 --> 13:35.750
!نمی‌تونم بی‌خیال این موضوع بشم و خودم رو کنار بکشم

13:45.560 --> 13:47.760
!اوه خدای من، از راه رسید

13:52.000 --> 13:53.390
.پیداتون کردم

13:53.920 --> 13:55.350
ت-تو کی هستی؟

13:55.740 --> 13:58.440
.قراره اون بچه‌ها رو ازتون پَس بگیرم

13:58.440 --> 14:01.850
.اودوران سان، اون اِلف تاریک هست

14:01.850 --> 14:03.840
!یه موجود خیلی کمیاب

14:03.840 --> 14:06.120
.می‌تونیم با یه قیمت بالایی بفروشیمش

14:06.120 --> 14:10.370
.به زن‌های شیطون علاقه‌ای ندارم. هر کاری دوست داری انجام بده

14:20.880 --> 14:22.200
...در این صورت

14:22.200 --> 14:26.560
...به اندازه کافی وقت داریم بهش نشون بدیم چه‌قدر خوش می‌گذرونیم

14:29.710 --> 14:31.850
!با-بازوم

14:39.020 --> 14:42.190
دا-داره چه غلطی می‌کنه!؟

14:42.470 --> 14:46.910
!هیچ شکی ندارم، اون یکی از جنگجویان ارتش اِلف‌ها هست

15:06.270 --> 15:09.460
.اون اِلف خیلی قدرتمنده

15:09.920 --> 15:14.330
.بهم گفت به کمک نیاز نداره، حق با اون بود

15:14.920 --> 15:16.060
!تکون نخور

15:17.140 --> 15:19.940
.البته اگه برات مهم نیست چه بلایی ممکنه سرشون بیاد

15:20.860 --> 15:24.310
!داری از بچه‌ها به عنوان سپر استفاده می‌کنی؟ ای ترسو

15:24.310 --> 15:29.770
واقعاً می‌خوای ببینی اگه به حرفات ادامه بدی ممکنه چه بلایی سرشون بیاد؟

15:29.770 --> 15:31.470
ببین؟

15:34.520 --> 15:37.120
می‌خوای این رو زیر پوستت بزنم؟

15:37.120 --> 15:39.910
پس به نظرت این کار رو کنم؟

15:42.360 --> 15:46.090
.ها، از این نگاهت خوشم اومد

15:46.090 --> 15:47.800
!کثافت حروم‌زاده

15:47.800 --> 15:50.080
.خوبه، خوبه خوشم اومد

15:50.080 --> 15:54.010
...فکر کنم به چنگ آوردن یه زن جنگجو همچین بدک هم نباشه

16:01.000 --> 16:02.320
.خیلی‌خب، تکون نخور

16:02.320 --> 16:05.310
.فقط قراره سلامت کالا رو بررسی کنم

16:19.440 --> 16:21.880
.شاید غیر از این بهت قول دادم، ولی بهت کمک می‌کنم

16:23.750 --> 16:26.040
حرکت بین ابعادی

16:31.200 --> 16:34.250
!زره لاریات

16:32.630 --> 16:34.760
زره
! ! لاریات

16:42.230 --> 16:45.400
!روی کمکم حساب کن، اِلف جنگجو

16:48.000 --> 16:49.570
.خودتون رو آماده کنین

17:04.730 --> 17:06.880
!خواهر

17:06.880 --> 17:09.320
!خواهر

17:09.320 --> 17:11.150
حال همه شما خوبه؟

17:11.150 --> 17:13.840
.صبرکنین. خیلی طول نمی‌کشه

17:14.400 --> 17:15.800
...کلید

17:16.200 --> 17:18.750
.برو کنار، خودم از اینجا بیرون‌ـِشون میارم

17:18.750 --> 17:21.470
.بهت گفتم که به کمکت نیازی ندارم

17:22.480 --> 17:27.130
.اما مطمئنم امنیت بچه‌ها از خیلی از چیزها مهم‌تره

17:29.640 --> 17:32.800
.من متحد شمام. چیزی برای ترسیدن نیست

17:32.800 --> 17:35.310
.زودباشین، چیزی برای ترسیدن نیست

17:36.690 --> 17:38.090
.نگران نباشین

17:38.590 --> 17:40.740
!خواهر

17:41.320 --> 17:43.440
.الان دیگه نیازی نیست نگران چیزی باشین

17:44.200 --> 17:46.600
.خدا رو شکر که حال‌ـِشون خوبه

17:57.420 --> 17:59.050
گردن‌بند مانا خور؟

17:59.280 --> 18:01.760
...حتی از این وسیله‌ها استفاده می‌کنن

18:02.120 --> 18:04.040
این گردن‌بند مانا خور دیگه چیه؟

18:04.750 --> 18:08.110
.کاری می‌کنه که نتونیم از قدرت روحانی خودمون استفاده کنیم

18:08.970 --> 18:11.590
.به همین خاطر نمی‌تونستن فرار کنن

18:12.680 --> 18:14.750
ولی حالا چی کار کنم؟

18:14.750 --> 18:17.820
...نمی‌تونم این‌ها رو توی چنین جایی در بیارم

18:17.820 --> 18:20.810
.خیلی‌خب، پس بهتره اینجا از گردنش در بیاریم

18:20.810 --> 18:22.710
...معلومه که نمی‌شه اینجا این‌ها رو در آورد

18:23.660 --> 18:26.910
ضد طلسم

18:23.890 --> 18:25.530
.ضد طلسم

18:29.780 --> 18:32.660
.خیلی‌خب، باید دردت اومده باشه

18:32.660 --> 18:33.910
.شفا دادن

18:32.670 --> 18:34.920
شفا دادن

18:36.960 --> 18:38.370
...دیگه دردی ندارم

18:39.090 --> 18:41.590
زخم دیگه‌ای نداری؟

18:41.590 --> 18:43.690
جای دیگه‌ای از بدنت درد نمی‌کنه؟

18:43.690 --> 18:45.800
.نه، خیلی ممنون

18:47.100 --> 18:48.480
.خدا رو شکر

18:49.190 --> 18:53.510
...جادوی شفا دادن و ضد طلسم، اونم با یک جادوی سریع غیرممکنه

18:54.100 --> 18:58.480
.این آدم یه شوالیه‌ی عادی نیست

19:02.620 --> 19:05.140
!یکی یکی بیاین بالا! ببینین چه‌قدر قَدم بلنده

19:14.600 --> 19:17.380
.هر چهار کودت صحیح و سالم نجات داده شدن

19:17.380 --> 19:18.870
.یک نفر رو برای مراقبت‌ کردن بفرست

19:18.870 --> 19:22.360
.ما توی جنگل اِلف‌ها نزدیک دینتو هستیم

19:22.360 --> 19:27.430
.از جاده اصلی زیاد خارج نیست، به راحتی می‌شه پیداشون کرد

19:32.080 --> 19:35.110
اون برنده دیگه چی بود؟

19:35.110 --> 19:37.520
...به نظر می‌رسید داری باهاش حرف می‌زنی

19:37.940 --> 19:39.980
.اون یه مرغ زمزمه‌گر هست

19:39.980 --> 19:45.200
یک از موجودات روحانی هست که می‌تونی حرف‌های بقیه
.رو به خاطر بسپارونه و اون‌ها رو منتقل کنه

19:45.760 --> 19:49.410
...درست مثل یک کبوتر نامه‌بر که ضبط صدا رو منتقل می‌کنه

19:49.410 --> 19:51.880
یه کبوتر... چی؟

19:51.880 --> 19:54.280
.نه، نیازی نیست خودت رو نگران حرفی که زدم کنی

19:54.280 --> 19:55.050
خیلی‌خب؟

19:55.050 --> 19:56.120
...درسته

19:56.460 --> 20:00.560
.برای انسان‌ها رام کردن موجودات روحانی خیلی مشکله

20:00.560 --> 20:06.140
.برای همین اِلف‌ها برای ارتباط برقرار کردن با هم از مرغ‌های زمزمه‌گر استفاده می‌کنن

20:06.340 --> 20:09.360
.که این‌طور! واقعاً فوق‌العاده‌ـست

20:09.360 --> 20:11.800
.نه بهتره بگم فانتزی فوق‌العاده‌ای داره

20:19.000 --> 20:20.380
.اون‌ها اومدن

20:20.960 --> 20:23.530
!بچه‌ها... قراره به خونه برگردین

20:23.530 --> 20:25.230
!هورا

20:25.230 --> 20:28.040
.خیلی‌خب، دوستانم، قراره از هم‌دیگه جدا بشیم

20:29.750 --> 20:32.080
.چی، جای نگرانی نیست

20:32.080 --> 20:36.980
.اگه خدایی نکرده باز با آدم‌های شرور رو در رو شدین، زودی خودم رو می‌رسونم

20:38.720 --> 20:41.350
!خیلی ممنون، آقای زرهی

20:41.350 --> 20:42.600
!خداحافظ

20:43.770 --> 20:45.550
!بای بای

20:45.550 --> 20:47.800
.خیلی‌خب، مراقب خودتون باشین

20:50.430 --> 20:52.880
.تو آدم خیلی قدرتمندی هستی

20:53.520 --> 20:57.270
...من فقط در مورد انسان‌های وحشی و خلق و خوی حیوانی‌ـشون شنیدم

20:57.270 --> 21:02.240
.ولی تو، حتی می‌تونی از جادوی افسانه‌ای منتقل کننده استفاده کنی

21:04.360 --> 21:06.460
اصلاً تو کی هستی؟

21:07.200 --> 21:08.640
.آدم مهمی نیستم

21:08.640 --> 21:10.500
.من آرک هستم

21:10.500 --> 21:12.080
.به عنوان یک مزدور ساده ماجراجویی می‌کنم

21:13.790 --> 21:17.620
.این پونتا هست. کسی که همراهم سفر می‌کنه

21:17.880 --> 21:20.600
.من آریان گِلنیس ماپل هستم

21:20.600 --> 21:22.600
.یه جنگجوی اِلف

21:22.600 --> 21:24.840
.به خاطر کمکی که کردی خیلی ازت ممنونم

21:25.560 --> 21:27.830
.من فقط کاری که باید انجام می‌دادم رو انجام دادم

21:30.370 --> 21:31.940
...مرغ زمزمه‌گر دانکا

21:33.640 --> 21:35.100
.آریان

21:36.560 --> 21:40.440
.اون‌ها دفتر مرکزی خودشون رو توی روستای دیانته ساختن

21:40.440 --> 21:42.170
.لطفاً، سریع به اونجا برو

21:42.930 --> 21:45.030
.قراره بقیه رو نجات بدیم

21:53.040 --> 21:56.120
تو گفتی که مزدور هستی؟

21:56.430 --> 21:57.380
.بله

21:58.010 --> 22:01.050
...در این صورت، آرک

22:01.050 --> 22:04.290
امکانش هست من تو رو همین الان استخدام کنم؟...

22:10.000 --> 22:30.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
