WEBVTT

00:14.550 --> 00:17.050
‫چطوری جذاب؟ اگه برم دوش بگیرم که اوکیه؟

00:17.140 --> 00:19.220
‫خب، اونوقت آینه‌ام بخار می‌گیره.

00:19.310 --> 00:22.060
‫چطوره یه جای کوچیک از در حموم رو پاک کنم،

00:22.140 --> 00:23.980
‫اونوقت بتونی یه سرکی بکشی؟

00:24.060 --> 00:28.900
‫دو جا رو پاک کن. یکی واسه منطقه
‫ممنوعه، اون یکی رو هم واسه صورتت.

00:28.980 --> 00:30.320
‫باشه، قبوله.

00:32.000 --> 00:43.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:46.710 --> 00:50.250
‫ملکِ خیلی ردیفیه، ولی
‫بیش از حد بدهی بالا آوردم.

00:50.340 --> 00:53.880
‫شاید مجبور شم زیر قیمت بفروشمش. قشنگ
‫داره حس شکست رو تو وجودم بیدار می‌کنه.

00:54.630 --> 00:55.840
‫ببخشید، حالت خوبه؟

00:55.930 --> 00:59.600
‫آره. قرصامو خوردم، ولی
‫دیگه مثل قبل زود اثر نمی‌کنن.

01:00.470 --> 01:03.810
‫اگه اذیتت می‌کنه، دستمو بذارم روی پام.

01:03.890 --> 01:06.230
‫بعدشم با این پتو بپوشونمش.

01:06.980 --> 01:12.440
‫ولی اونوقت ممکنه این‌جوری به نظر بیاد
‫که دارم با بدبختی‌های مالیِ تو جق می‌زنم.

01:13.440 --> 01:16.240
‫ببخشید اگه حواستو پرت می‌کنه.

01:18.740 --> 01:19.740
‫ممنون.

01:26.870 --> 01:28.380
‫تو واسه چی اینجایی؟

01:29.330 --> 01:30.840
‫پارکینسون. تو چی؟

01:30.920 --> 01:31.920
‫فقط اصلاح مو.

01:34.630 --> 01:36.340
‫حقمه که بیشتر از اینا بهم بخندی.

01:36.430 --> 01:38.890
‫شرمنده. امروز کلاً تو خودمَم.

01:38.970 --> 01:42.310
‫خوب به نظر میای. صدات هم محکمه.
‫باعث میشه آدم عاقلی به نظر برسی.

01:42.390 --> 01:44.390
‫آره، حسابی عاقلم.

01:44.980 --> 01:45.980
‫تعادلت چطوره؟

01:46.060 --> 01:49.480
‫بد نیست. این تمرینای مسخره کمک می‌کنه.

01:49.560 --> 01:52.770
‫من؟ روزی سه بار می‌خورم زمین.
‫دارم به این فکر می‌کنم که برم بدلکار شم.

01:55.490 --> 01:56.780
‫- پاول.
‫- جری.

01:58.110 --> 02:01.780
‫فقط یه لرزش خفیف داری. حاضرم
‫آدم بکشم که لرزشم در همین حد باشه.

02:01.870 --> 02:04.120
‫آره. خب، بدنم حسابی خشک میشه.

02:04.700 --> 02:07.500
‫سمت چپم هم همیشه درد می‌کنه.

02:07.580 --> 02:10.170
‫به دوست‌دخترم گفتم سکس کمک می‌کنه،

02:10.250 --> 02:13.000
‫ولی چون خودش دکتره،
‫می‌دونه دارم کصشر میگم.

02:13.090 --> 02:14.840
‫خیلی بدشانسیه.

02:14.920 --> 02:18.930
‫احساس حماقت می‌کنم
‫که دارم پیش تو ناله می‌کنم.

02:19.010 --> 02:20.180
‫خواهش می‌کنم.

02:21.050 --> 02:22.970
‫همه‌مون سوار یه قطار کیری به مقصد جهنمیم.

02:23.720 --> 02:25.930
‫مغزت چطوره؟ توهم نداری؟

02:26.020 --> 02:27.480
‫نه، خداروشکر.

02:27.560 --> 02:28.770
‫توهم از همه بدتره.

02:29.690 --> 02:32.060
‫همین‌جوریش که بدنت از کار می‌افته بد هست، چه برسه
‫به اینکه یه چیزای عجیب‌غریبی هم ببینی. ترسناکه.

02:32.150 --> 02:34.270
‫اصلاً نمی‌دونستم پارکینسون
‫از این داستانا هم داره.

02:34.780 --> 02:37.570
‫البته، یه بار «هلی بری» رو
‫دیدم که باهام تو وان حموم بود.

02:38.900 --> 02:40.280
‫یه بار دیگه هم مادرمو دیدم.

02:40.360 --> 02:43.490
‫پس هم خوب بوده هم بد؟ مگه
‫اینکه مادرت خیلی داف باشه.

02:43.580 --> 02:45.950
‫خب، بابام میگه تو تختخواب واسه خودش ببریه.

02:48.120 --> 02:52.130
‫دیگه ناله کردن بسه. من هنوز
‫اینجام، پس کیرم تو پارکینسون.

02:52.840 --> 02:54.960
‫آره. باشه.

02:55.050 --> 02:56.590
‫باید با تمام وجودت بگیش تا اثر کنه.

02:57.970 --> 02:59.380
‫جری، یه دقیقه دیگه میام سراغت.

02:59.470 --> 03:00.930
‫پاول، آماده‌ای؟

03:02.000 --> 03:08.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:09.060 --> 03:10.350
‫کیرم تو پارکینسون.

03:11.190 --> 03:12.600
‫کیرم تو پارکینسون.

03:16.190 --> 03:17.990
‫چه وضعیه آخه؟ من اول اینجا بودم.

03:18.940 --> 03:20.200
‫باید باهاش روبرو بشم، جیمی.

03:20.280 --> 03:22.530
‫آخرِ عمرم قراره سخت بگذره.

03:23.120 --> 03:26.990
‫یا می‌تونم یه آدم مزخرف باشم که
‫همش واسه خودش دلسوزی می‌کنه،

03:27.540 --> 03:32.250
‫یا اینکه از ثانیه‌ثانیه‌ی باقی‌مونده‌ی
‫این زندگیِ فوق‌العاده لذت ببرم.

03:32.330 --> 03:34.750
‫دیگه نمی‌خوام تو فازِ «چرا من؟» زندگی کنم.

03:35.460 --> 03:36.960
‫من یه جورایی از فاز «چرا من؟» خوشم میاد.

03:37.050 --> 03:38.670
‫تازگیا یه چند سالی رو اونجا گذروندم.

03:39.840 --> 03:40.840
‫جای خوبیه.

03:41.630 --> 03:44.720
‫خلاصه، این فلسفه‌ی جدید
‫منه.کیرم تو پارکینسون.

03:45.930 --> 03:47.930
‫دهن‌پرکنه. کیرم تو پارکینسون.

03:48.020 --> 03:50.140
‫- کیرم تو پارکینسون.
‫- قشنگ کیر بکن تو صورتش.

03:50.230 --> 03:53.190
‫دیگه کیر نزن تو صورتِ مریضیِ من، جیمی.

03:53.270 --> 03:54.400
‫حالا می‌بینیم.

03:56.060 --> 03:57.440
‫ولی یه خواهشی ازت دارم.

03:58.440 --> 04:02.860
‫اگه دیدی دارم وا میدم، حواست بهم باشه.

04:03.660 --> 04:04.780
‫منو بکش بالا.

04:07.370 --> 04:09.120
‫می‌دونم توقع زیادیه.

04:09.200 --> 04:10.200
‫پاول.

04:11.710 --> 04:13.920
‫من خیلی بهت تکیه کردم.

04:15.420 --> 04:18.380
‫خوشحالم که این فرصت رو دارم که
‫حتی یه ذره هم که شده برات جبران کنم.

04:21.630 --> 04:23.590
‫با این حال، هنوزم نمی‌فهمم
‫چرا معنیش این میشه که

04:23.680 --> 04:27.010
‫باید تو یه ماشین اسپرت کنارت بشینم در حالی
‫که تو داری مثل روانی‌ها رانندگی می‌کنی.

04:30.100 --> 04:33.690
‫میای یا نه؟ صرفاً چون اجازه
‫ندارم تو خیابون رانندگی کنم،

04:33.770 --> 04:35.310
‫دلیل نمیشه که نتونم انجامش بدم.

04:42.820 --> 04:44.490
‫پاول، پاول.

04:45.700 --> 04:47.240
‫- خوش می‌گذره؟
‫- آره.

04:47.320 --> 04:48.450
‫خوبه.

04:48.530 --> 04:49.910
‫پاول، آروم‌تر برو.

04:49.990 --> 04:51.500
‫پاول، این داره حالمو بد می‌کنه.

04:51.580 --> 04:53.870
‫زنم توی ماشین مُرد، پاول.

04:53.960 --> 04:55.500
‫بی‌خیال بابا! آروم باش.

05:23.500 --> 05:28.000
‫« روان درمــانــی »

05:28.370 --> 05:31.740
‫عزیزم، ببخشید، پودر خامه تموم
‫شد چون حال نداشتم برم بخرم.

05:31.830 --> 05:34.250
‫در ضمن، دیشب وقتی خواب بودی...

05:34.330 --> 05:35.580
‫بذار ببینم... چجوری بگم؟

05:36.960 --> 05:38.710
‫شروع کردی مثل یه بزدلِ ترسو جیغ کشیدن.

05:39.380 --> 05:40.420
‫داستان چیه؟

05:40.500 --> 05:41.960
‫- خب می‌دونی...
‫- بگو دیگه. نه، نه جدی میگم.

05:42.050 --> 05:43.050
‫مثلاً چیه قضیه‌اش؟

05:44.130 --> 05:45.380
‫اوکی.

05:46.220 --> 05:47.340
‫وقتی ده سالم بود،

05:47.430 --> 05:50.260
‫یه میوه‌ی کاج پرت کردم
‫سمت یه کلاغ تو حیاطمون.

05:50.350 --> 05:53.140
‫و خب معلومه که حسابی شاکی شد.

05:53.220 --> 05:56.350
‫و از اون به بعد هر وقت می‌رفتم
‫ایستگاه اتوبوس، شیرجه می‌زد رو سرم.

05:56.850 --> 05:58.810
‫جدی میگم، هر دفعه.
‫می‌دونستی کلاغ‌ها کینه‌ای‌ان؟

05:58.900 --> 06:01.060
‫نمی‌دونستم. ولی تا همین‌جاش هم
‫بهترین داستانیه که تا حالا شنیدم.

06:01.150 --> 06:05.860
‫آره. واسه همینم مدام این کابوس رو می‌بینم
‫که قراره پیدام کنه و بگادم.

06:06.490 --> 06:08.530
‫چی؟ یعنی فکر می‌کنی مثلاً
‫قراره چشماتو از کاسه دربیاره؟

06:08.610 --> 06:10.160
‫احتمالاً فقط یه چشمو درمیاره.

06:10.240 --> 06:12.280
‫این‌جوری می‌تونی لبخندشو در
‫حالی که داره چشمتو می‌خوره ببینی.

06:12.370 --> 06:14.240
‫خیلی خوشحالم که اینو باهات در میون گذاشتم.

06:14.330 --> 06:16.370
‫می‌دونم. شرمنده عزیزم. دوست دارم.

06:17.870 --> 06:19.630
‫دوستت دارم.

06:19.710 --> 06:21.290
‫- چی؟
‫- منظورت از «چی» چیه؟

06:21.380 --> 06:23.090
‫نشنیدی چجوری گفتی «دوستت دارم»؟

06:23.170 --> 06:24.170
‫آره، صدام که نرمال بود.

06:24.250 --> 06:26.090
‫صدات شبیه «مورفیوس»
‫شده بود. دوباره امتحان کن.

06:28.180 --> 06:30.260
‫دوستت دارم. واو!

06:31.220 --> 06:33.220
‫- یکم راحت‌تر بگو، مثلاً بگو «خیلی می‌خوامت».
‫- باشه.

06:34.470 --> 06:35.560
‫می‌خوامت.

06:36.520 --> 06:37.680
‫یه بوس بده.

06:39.230 --> 06:40.850
‫اونم از «پمِ» نژادپرست.

06:40.940 --> 06:42.730
‫باید یه کاری کنم که بفهمه ازش متنفرم.

06:42.810 --> 06:46.570
‫بهم اعتماد کن. هر کسی که تو ازش متنفری،
‫همین الانشم قشنگ می‌دونه که ازش بدت میاد.

06:47.490 --> 06:49.780
‫خب، تو یه کاری کن که
‫بفهمه تو هم ازش متنفری.

06:50.360 --> 06:51.450
‫مثلاً چیکار؟

06:51.530 --> 06:54.490
‫آخه تا الان چقدر دیگه بگم
‫کیر بخوره؟ دیگه تکراری شده.

06:54.580 --> 06:56.370
‫داریم نزدیک میشیم. یه فکری بکن.

06:57.250 --> 06:58.250
‫صبح بخیر.

07:02.500 --> 07:05.800
‫این جذاب‌ترین چیزی بود که تا حالا
‫دیدم. پایه ای بریم خونه یه حالِ سریع بکنیم؟

07:06.510 --> 07:07.670
‫- معلومه که آره.
‫- ردیفه.

07:07.760 --> 07:08.970
‫بیا بریم.

07:10.510 --> 07:15.810
‫تموم شد. ببین چجوری همه‌چی رو ردیف
‫می‌کنم، خیلی مردونه‌ست. داره حشریت می‌کنه؟

07:15.890 --> 07:18.020
‫اگه داشتی درست انجامش می‌دادی، شاید آره.

07:18.100 --> 07:22.060
‫بی‌خیال بابا، هیچ‌چیزی مردونه‌تر از این نیست که
‫یه کاری رو با اعتمادبه‌نفسِ کامل، غلط انجام بدی.

07:22.560 --> 07:24.440
‫مگه اینکه مثلاً کنار کباب‌پز ایستاده باشم

07:24.520 --> 07:27.730
‫و هم‌زمان هم سوسیس‌ها رو
‫بسوزونم و هم خام تحویل بدم.

07:29.530 --> 07:30.820
‫دمت گرم مشتی.

07:31.660 --> 07:32.820
‫- چطوری بابا بزرگ؟
‫- بله؟

07:32.910 --> 07:35.330
‫چندتا فلفل اضافه گذاشتم تو
‫اون کیسه واسه «گراهام».

07:36.490 --> 07:37.910
‫یکشنبه شام می‌بینمتون.

07:38.000 --> 07:39.040
‫کجا شال و کلاه کردی؟

07:39.120 --> 07:40.830
‫قرارِ سکسی داره.

07:40.910 --> 07:43.330
‫- این یه...
‫- خودش می‌دونه قرار سکسی چیه.

07:43.420 --> 07:45.040
‫ای بابا، مرد. من چهل و خرده‌ای سالمه‌ها.

07:45.130 --> 07:46.210
‫اونم همین‌طور.

07:50.090 --> 07:52.340
‫دود از کنده بلند میشه.

07:52.430 --> 07:54.260
‫بعضی وقتا دلم واسه اون موقع‌هایی
‫که با هم حرف نمی‌زدیم تنگ میشه.

07:55.050 --> 07:56.430
‫بسه دیگه. خیلی خب.

08:00.230 --> 08:01.230
‫یه خبر توپ!

08:01.310 --> 08:03.020
‫آخرین شورتِ تمیزمو پیدا کردی؟

08:03.100 --> 08:04.440
‫چی؟ نه بابا.

08:04.520 --> 08:07.480
‫مربی فوتبال «وسلین»
‫داره میاد بازیِ بعدیِ منو ببینه.

08:08.690 --> 08:10.860
‫- واو. اینم خیلی هیجان‌انگیزه.
‫- آره.

08:11.740 --> 08:14.870
‫ایول! بزن زنگو. خبرای خوب
‫همین‌جوری داره از راه می‌رسه.

08:15.530 --> 08:16.950
‫الان بدون شورت گشتی؟

08:18.240 --> 08:19.750
‫- نه.
‫- ...بازم که شروع کردی.

08:19.830 --> 08:21.000
‫دیگه دارم ازش می‌گذرم.

08:21.500 --> 08:23.830
‫قراره برم کانتیکت فوتبال بازی کنم!

08:26.590 --> 08:30.090
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

08:30.170 --> 08:32.800
‫ولی من هنوزم با کوچک‌ترین
‫چیزها ضربه فنی میشم.

08:32.880 --> 08:35.430
‫جالبه، دوستم پاول منو به فکر فرو برد.

08:35.510 --> 08:36.890
‫همه‌مون قدرت اختیار داریم.

08:36.970 --> 08:41.270
‫و شاید خوشبختی اون چیز
‫غیرممکنی که فکر می‌کنیم نباشه.

08:41.350 --> 08:42.730
‫فقط باید انتخابش کنی.

08:42.810 --> 08:44.560
‫و چرا داری اینا رو به من می‌گی؟

08:44.650 --> 08:45.650
‫اشتباه از من بود.

08:46.150 --> 08:47.690
‫آخه تو شادترین آدمی هستی که می‌شناسم.

08:47.770 --> 08:51.190
‫ببین، لازم نیست هر بار که حرف
‫می‌زنیم سعی کنی به من انگیزه بدی.

08:52.070 --> 08:53.950
‫چرا نمی‌تونیم فقط بشینیم
‫و از قهوه‌مون لذت ببریم؟

08:54.030 --> 08:56.660
‫چون قهوه‌ی مغازه‌ی تو
‫رسماً یه جنایت علیه بشریته.

08:57.450 --> 09:00.040
‫منطقیه. به نظرت چرا اون کایوتی
‫(گرگ صحرایی) اینقدر غمگینه؟

09:00.120 --> 09:02.870
‫شاید چون بهش می‌گی کایوتی؟
‫این لهجه بریتانیایی نیست، این فقط...

09:02.960 --> 09:04.410
‫- تو بهش چی می‌گی؟
‫- کایوتی.

09:04.500 --> 09:05.790
‫کایوتی.

09:05.870 --> 09:07.670
‫- نه، نشد.
‫- اوکی.

09:07.750 --> 09:08.880
‫باید بپرسم.

09:10.090 --> 09:13.090
‫واقعاً خوشحالی که روزاتو با دادن رمز وای‌فای

09:13.170 --> 09:14.170
‫و گرم کردن شیر می‌گذرونی؟

09:14.260 --> 09:17.510
‫هی، من روی نحوه چیدمان
‫مافین‌ها هم کنترل خلاقانه کامل دارم.

09:17.590 --> 09:20.100
‫اوکی. مگه تو قبلاً طراح گرافیک نبودی؟

09:21.140 --> 09:23.770
‫آره. اون لوگوی بازارچه محلی رو دیدی؟

09:24.270 --> 09:25.560
‫- آره.
‫- کار من بود.

09:25.640 --> 09:27.860
‫خالی نبند بابا.

09:27.940 --> 09:30.070
‫من هر بار میرم بازارچه اونو می‌بینم.

09:30.150 --> 09:31.690
‫آره، دنیا همین‌جوری می‌چرخه.

09:34.530 --> 09:36.820
‫یه جایی بالاخره باید
‫زندگی‌تو از نو شروع کنی.

09:38.070 --> 09:39.070
‫می‌دونم.

09:40.700 --> 09:43.830
‫فقط بالاخره دارم تو همین وضعیتی
‫که هستم احساس آرامش می‌کنم.

09:43.910 --> 09:46.750
‫فکر کنم نمی‌خوام با ریسک
‫کردن، این آرامش رو به هم بزنم.

09:46.830 --> 09:48.750
‫آره، درکت می‌کنم.

09:48.830 --> 09:50.960
‫من و آلیس الان رابطه‌مون خیلی عالیه.

09:51.040 --> 09:53.010
‫اونم که به زودی میره دانشگاه.

09:54.630 --> 09:57.760
‫تنها چیزی که می‌خوام اینه که تا وقتی
‫در آرامش بمیرم، پیش من زندگی کنه.

09:57.840 --> 09:58.840
‫بعدش می‌تونه بره

09:58.930 --> 10:01.560
‫و هر غلطی که یه زن جوانِ ۷۰
‫ساله ممکنه انجام بده رو تجربه کنه.

10:01.640 --> 10:02.930
‫خیلی منطقی و سالمه!

10:04.060 --> 10:05.100
‫تو چطور باهاش کنار میای؟

10:06.480 --> 10:08.650
‫همون چیزی که به مریض‌هام میگم.
‫ادای چیزی رو دربیار تا واقعاً بهش برسی.

10:09.230 --> 10:10.400
‫می‌خوام حمایتش کنم.

10:10.480 --> 10:12.270
‫هر کاری از دستم برمیاد انجام
‫بدم تا بتونه وارد دانشگاه وسلین بشه.

10:12.360 --> 10:14.190
‫و تظاهر کنم که از درون دارم داغون میشم.

10:15.440 --> 10:22.450
‫گل!

10:24.490 --> 10:27.250
‫دارم تمرین می‌کنم چون می‌دونم
‫امروز حتماً یه گل می‌زنی.

10:27.330 --> 10:30.080
‫جدی داری این‌همه فشار می‌ذاری روی من؟

10:30.170 --> 10:32.590
‫چی؟ نه. اصلاً لازم نیست گل بزنی.

10:32.670 --> 10:34.300
‫نه. اگه نزنم، بدبخت میشم.

10:35.710 --> 10:37.380
‫امیدوارم هر اتفاقی که دلت می‌خواد بیفته،

10:37.470 --> 10:40.390
‫بدون اینکه حس کنی "باید"
‫حتماً اتفاق بیفته، پیش بیاد.

10:40.470 --> 10:43.470
‫هنوز نتونستم بفهمم موهای جدیدم
‫رو واسه بازی چجوری درست کنم.

10:43.560 --> 10:45.810
‫هدبند ببندم؟ یا نصفش رو بدم بالا؟ یا...

10:45.890 --> 10:47.270
‫هی، هی. من که عاشقشم.

10:48.850 --> 10:51.060
‫مامانت هم وقتی اول بار دیدمش
‫موهاشو همین‌جوری درست می‌کرد.

10:51.150 --> 10:53.610
‫- صبر کن. جدی؟
‫- نه. نمی‌دونم چرا اینو گفتم.

10:54.360 --> 10:57.190
‫با اون قضیه «گل زدن یا
‫نزدن» حسابی استرسیم کردی.

10:57.280 --> 10:59.360
‫یه خواهش کوچیک دارم.

11:00.530 --> 11:02.490
‫می‌شه واسه بازی امروز صورتمون رو رنگ کنیم؟

11:03.950 --> 11:05.290
‫درک، گفت نه.

11:05.370 --> 11:07.330
‫بی‌خیال بابا!

11:07.410 --> 11:08.710
‫ولی رو سینه که هنوز میشه، نه؟

11:08.790 --> 11:10.620
‫گفت هیچ‌جای بدن رو نباید رنگ کنید.

11:11.540 --> 11:12.840
‫مگه ما مذهبیِ افراطی‌ایم؟

11:13.340 --> 11:15.340
‫من کی عضو گروه «حال‌گیری» شدم؟

11:18.130 --> 11:19.590
‫چرا از الان رنگ کرده بود؟

11:19.680 --> 11:21.840
‫میگه این‌جوری وقت داره
‫که قشنگ روی پوست بشینه.

11:22.680 --> 11:23.720
‫هی، من دارم میرم.

11:24.220 --> 11:25.350
‫- اوکی.
‫- منم دارم میام.

11:25.850 --> 11:28.810
‫اوکی. گوش کن، من این صحنه رو تصور کردم.

11:28.890 --> 11:31.140
‫مربی وسلین عاشقت میشه.

11:31.230 --> 11:34.310
‫میری به دانشگاه رویاهات توی نیو انگلند.

11:34.400 --> 11:36.400
‫تیپِ یقه اسکیِ منم که حرف نداره.

11:36.480 --> 11:41.450
‫واسه تمام بازی‌های بزرگ اونجام. افتتاحیه
‫فصل، جشن بازگشت، آخر هفته همسایه‌ها.

11:41.530 --> 11:43.120
‫- آخر هفته‌ی والدین.
‫- حالا می‌بینیم.

11:43.200 --> 11:44.410
‫خوبی؟

11:44.490 --> 11:46.580
‫درست نخوابیدم. یکم دارم رد می‌دم.

11:46.660 --> 11:48.700
‫ببین، اگه اونجا استرست گرفت،

11:48.790 --> 11:51.620
‫فقط کافیه به سکوها نگاه
‫کنی و همه‌ی ما رو ببینی

11:51.710 --> 11:53.830
‫- و انرژی مثبت ما رو قرض بگیری.
‫- آره.

11:53.920 --> 11:55.630
‫- و ما هم اون انرژی رو بهت می‌تابونیم.
‫- باشه.

11:55.710 --> 11:56.710
‫این‌جوری می‌شیم که...

12:01.050 --> 12:03.510
‫- بابا، چته آخه؟
‫- انگار داری روش بالا میاری.

12:03.590 --> 12:04.890
‫آره، فهمیدم چی شد.

12:04.970 --> 12:07.720
‫هی آلیس، ما واقعاً بهت افتخار می‌کنیم.

12:07.810 --> 12:09.060
‫هنوز که بازی نکردم.

12:09.140 --> 12:10.270
‫فرقی نمی‌کنه.

12:17.690 --> 12:20.490
‫صبح بخیر. اون لبخند رو من آوردم رو لبت؟

12:20.570 --> 12:21.650
‫آره، کار خودت بود.

12:25.870 --> 12:27.120
‫فکر کنم باید این رابطه رو تموم کنیم.

12:27.200 --> 12:31.500
‫و منظورت از «این رابطه»، همون
‫حرف زدن‌های قبل سکسه دیگه. درسته؟

12:31.580 --> 12:33.620
‫وقتی باهات آشنا شدم، تازه طلاق گرفته بودم

12:33.710 --> 12:37.380
‫و به یه چیز جذاب و سرگرم‌کننده نیاز داشتم.

12:37.460 --> 12:43.550
‫و بعدش یه مرد جوون و سکسی پیدا شد
‫که تو تخت منو «دکتر سایکس» صدا می‌کرد.

12:43.630 --> 12:45.890
‫خب، عمراً اگه الان دیگه
‫بخوام اسم کوچیکت رو یاد بگیرم.

12:48.140 --> 12:50.390
‫فکر کنم وقتش رسیده که
‫دیگه از آینده فرار نکنم.

12:50.970 --> 12:52.430
‫اوکی، این خیلی ضدحاله.

12:52.520 --> 12:55.150
‫واقعاً می‌خوای تظاهر کنی که
‫این قضیه واسه تو خیلی جدیه؟

12:55.230 --> 12:56.940
‫نه. ولی...

12:59.020 --> 13:00.320
‫دلم واسش تنگ میشه.

13:00.400 --> 13:03.070
‫خب، نگفتم که همین ثانیه باید تموم شه.

13:03.780 --> 13:06.070
‫پس یه برنامه فینالِ درست‌درمون داریم؟

13:06.740 --> 13:09.030
‫با گروه کر و... آتیش‌بازی و این حرفا؟

13:09.120 --> 13:10.740
‫آره، ولی ۱۵ دقیقه دیگه باید سر کار باشم.

13:10.830 --> 13:13.960
‫یه ۱۰ دقیقهِ بی حاشیه و ساده از
‫دستم برمیاد. بیا اینجا دکتر سایکس.

13:14.040 --> 13:16.960
‫ناموساً؟ واقعاً باهات به هم زد؟

13:17.040 --> 13:18.130
‫آره.

13:19.460 --> 13:20.670
‫انگار تعجب کردی؟

13:20.750 --> 13:22.920
‫فقط چون هنوز به من زنگ نزده.

13:24.090 --> 13:27.050
‫بیشتر با هم حرف زدیم
‫و اون گفت که بودن با من

13:27.140 --> 13:28.600
‫باعث میشه نتونه رو به جلو حرکت کنه.

13:29.760 --> 13:32.220
‫درکش می‌کنم، ولی باز رو اعصابه.

13:32.310 --> 13:34.940
‫خب، شاید واسه این رو
‫اعصابه که ته دلت می‌دونی

13:35.020 --> 13:36.940
‫که خودت هم باید بری سراغ زندگی‌ت.

13:37.020 --> 13:38.730
‫می‌دانم تو بیشتر از اینا می‌خوای.

13:39.610 --> 13:42.780
‫یه رابطه واقعی، یه خونه واسه خودت،

13:43.360 --> 13:45.070
‫یه قایق بادبانی توی کانتیکت.

13:46.450 --> 13:48.450
‫اوکی، اون آخری مال خودم بود.

13:48.530 --> 13:53.250
‫ولی نکته اینجاست که اگه
‫رشد نکنی، یعنی زندگی نمی‌کنی.

13:53.330 --> 13:55.040
‫نه بابا، من همین امروز صبح قشنگ زندگی کردم.

13:55.120 --> 13:56.120
‫اونم دو بار.

13:56.210 --> 13:58.130
‫این رو یادداشت می‌کنم.

13:59.590 --> 14:03.210
‫مریض با وجود اینکه دمش
‫رو چیدن، باز داره بلوف می‌زنه.

14:04.130 --> 14:05.260
‫دلم واسه اون دفترچه یادداشتت تنگ شده.

14:05.840 --> 14:06.930
‫منم همین‌طور بچه.

14:07.010 --> 14:09.220
‫دستام دیگه خیلی می‌لرزید.

14:10.140 --> 14:12.510
‫در مورد «میدان» چیزی بهت یاد دادم؟

14:13.100 --> 14:15.850
‫بازم از اون اراجیف معنوی و
‫چرت و پرت‌های من‌درآوردیه؟

14:15.930 --> 14:18.850
‫زندگی یه جور مکالمه با کائنات هست.

14:18.940 --> 14:20.360
‫بفرما، شروع شد.

14:20.440 --> 14:26.110
‫«میدان» یه نیروی انرژی هوشمنده
‫که می‌دونه تو قراره کی باشی.

14:26.200 --> 14:31.620
‫و مدام بهت نشون میده که روی
‫چه چیزهایی باید بیشتر کار کنی.

14:31.700 --> 14:35.330
‫اونقدر این کار رو تکرار می‌کنه
‫تا بالاخره بری سراغش.

14:35.410 --> 14:36.410
‫لعنتی.

14:37.040 --> 14:39.880
‫خیلی می‌تونست کمک‌کننده باشه،

14:40.420 --> 14:41.420
‫اگه واقعی بود.

14:42.790 --> 14:43.880
‫چرا لبخند می‌زنی؟

14:44.460 --> 14:46.970
‫چون دارم به این فکر
‫می‌کنم که چقدر قراره حال کنم

14:47.050 --> 14:49.720
‫وقتی بفهمی «میدان» واقعیه.

14:50.340 --> 14:51.930
‫و وقتی اون اتفاق افتاد،

14:52.010 --> 14:54.310
‫حتی لازم نیست بهم بگی
‫که حق با من بود.

14:54.390 --> 14:56.430
‫فقط، نمی‌دونم،

14:57.230 --> 14:59.690
‫یه جوری دستات رو بگیر سمتم

15:01.020 --> 15:02.400
‫انگار که من خداتم.

15:03.940 --> 15:06.030
‫چطوره یه چشمک سکسی بهت بزنم؟

15:07.490 --> 15:08.860
‫به اون میگی سکسی؟

15:09.450 --> 15:10.950
‫باشه. ببینم تو چه‌کاره‌ای.

15:16.200 --> 15:17.250
‫ایول، بد نبود، خوشم اومد.

15:17.330 --> 15:18.710
‫تو از پسش بر نمی‌اومدی.

15:20.620 --> 15:24.130
‫خیلی دنگ‌وفنگ داره
‫بازسازی حمام مهمان طبقه بالا.

15:24.840 --> 15:29.050
‫و ممنونم از شوهرم که
‫از نظر بودجه دستم رو کاملاً باز گذاشته.

15:29.130 --> 15:34.220
‫اما هر بار سعی می‌کنم بهش بگم
‫از نظر خلاقیت چه ایده‌ای تو ذهنمه،

15:34.760 --> 15:36.100
‫اصلاً نمی‌خواد بشنوه.

15:36.180 --> 15:37.930
‫زنان شجاع معمولاً ساکت می‌شن، کتی.

15:38.850 --> 15:41.810
‫تو، رزا پارکس، گروه پوسی‌رایت...

15:43.400 --> 15:45.110
‫آره، می‌دونم
‫نباید اون حرف رو می‌زدم.

15:45.190 --> 15:48.280
‫آخه مشکلش خیلی پیش‌پاافتاده بود.
‫نمی‌تونستم تمرکز کنم.

15:48.360 --> 15:50.150
‫پسر، منم بعضی وقتا از مرحله پرت می‌شم.

15:50.240 --> 15:52.450
‫یه مریض دارم، گریگوری.

15:52.530 --> 15:53.660
‫بهش می‌گن «اسپایدر» (عنکبوت).

15:53.740 --> 15:56.290
‫لقب باحالی داره،
‫کل بدنش هم تتوئه.

15:56.370 --> 15:58.000
‫همیشه هم از این بوت‌های خفن می‌پوشه.

15:58.080 --> 16:01.330
‫ولی این بشر اینقدر حوصله‌سربره که نگو...

16:02.080 --> 16:03.580
‫هی، زود اومدم؟

16:03.670 --> 16:04.670
‫گریگوری؟

16:05.590 --> 16:08.130
‫چطوری مرد؟ اوضاع چطوره؟

16:08.710 --> 16:10.630
‫- ما دیگه بریم سراغ کارمون.
‫- آره، برید.

16:11.550 --> 16:13.840
‫هر وقت به خودم به عنوان درمانگر شک می‌کنم،

16:13.930 --> 16:17.810
‫اون میره یه کار احمقانه‌ای می‌کنه که باعث
‫می‌شه نسبت به خودم حس بهتری پیدا کنم.

16:18.520 --> 16:19.730
‫واسه همین نگهش داشتم.

16:19.810 --> 16:22.350
‫آره. می‌دونی،
‫این روزا هر کسی رو که درمان می‌کنم

16:22.440 --> 16:24.480
‫انگار درگیر یه سری کصشر‌های
‫خیلی بی‌اهمیته.

16:24.560 --> 16:26.060
‫می‌دونم، رنج رنجه.

16:26.570 --> 16:28.860
‫و خوشحالم که از این راه
‫پول درمیارم.

16:28.940 --> 16:30.070
‫اما...

16:30.820 --> 16:33.860
‫نمی‌دونم. اون قضایای خواهرم،
‫یا دوقطبی بودن بابام.

16:34.620 --> 16:38.040
‫ببین، من واسه این وارد این کار شدم که به
‫مردم کمک کنم با تروماهای واقعی کنار بیان.

16:39.580 --> 16:42.710
‫مثلاً، بعضی وقتا حس می‌کنم
‫اون کاری که باید انجام بدم رو انجام نمی‌دم.

16:42.790 --> 16:43.830
‫اصلاً متوجه حرفم می‌شی؟

16:45.420 --> 16:47.630
‫اولین کار من تو بیمارستان «بل‌وو» بود.

16:47.710 --> 16:53.260
‫افکار خودکشی، اختلالات شخصیتی،
‫اسکیزوفرنی، خلاصه همه چی.

16:53.340 --> 16:54.470
‫چطور بود؟

16:54.550 --> 16:56.640
‫بدترین شغلی بود که تا حالا داشتم.

16:56.720 --> 16:59.640
‫- جدی؟
‫- و در عین حال بهترینش.

17:00.850 --> 17:02.480
‫تو اونجا عالی می‌شدی.

17:04.270 --> 17:05.270
‫مرسی، پاول.

17:05.350 --> 17:06.810
‫به عنوان دکتر،

17:08.060 --> 17:10.690
‫- یا به عنوان مریض.
‫- حالا هر کدوم.

17:10.780 --> 17:13.400
‫خب. داشتم به ترکیب رنگ
‫اتاق بچه فکر می‌کردم.

17:13.490 --> 17:16.860
‫واسه پرده‌ها، دو تا نمونه پارچه دارم
‫که از بینشون انتخاب کنی.

17:16.950 --> 17:19.540
‫- راستش رو بهش بگو.
‫- یه نمونه دارم.

17:19.620 --> 17:21.290
‫- اوکی.
‫- ولی خیلی مشتاقم

17:21.370 --> 17:22.910
‫- نظراتت رو بشنوم.
‫- حقیقت رو بگو.

17:23.000 --> 17:25.830
‫اصلاً برام مهم نیست چی فکر می‌کنی،
‫در ضمن کاغذ دیواری رو هم خودم انتخاب کردم.

17:25.920 --> 17:29.250
‫اوکی. می‌دونی، راستش
‫آوا فردا میاد پیشمون.

17:29.340 --> 17:31.460
‫شاید اونم یه سری ایده‌های باحال
‫واسه دکوراسیون داشته باشه.

17:31.550 --> 17:33.630
‫می‌دونستید،
‫داداشِ درک قبلاً شمع می‌خورد؟

17:33.720 --> 17:35.050
‫چی؟

17:35.130 --> 17:37.680
‫فکر کردم داریم درباره‌ی
‫کصشر‌های بی‌اهمیت حرف می‌زنیم.

17:37.760 --> 17:40.180
‫باشه. فقط کاغذ دیواری بچه رو نشونم بده.

17:40.260 --> 17:42.100
‫هنوز نه.
‫مهم‌ترین آدمِ جمع هنوز اینجا نیست.

17:42.180 --> 17:44.430
‫بی‌ادب. بهت که گفتم چارلی نمی‌تونه بیاد.

17:44.520 --> 17:46.770
‫- کی به چارلی اهمیت میده؟
‫- چطورید جیندا ها؟

17:46.850 --> 17:48.400
‫- هی!
‫- سلام.

17:48.480 --> 17:50.270
‫حالا دیگه می‌تونیم شروع کنیم.

17:51.860 --> 17:54.030
‫خب، نظرت چیه؟

17:54.110 --> 17:55.320
‫خیلی آرامش‌بخشه...

17:55.400 --> 17:56.530
‫وسط حرف گبی نپر.

17:56.610 --> 17:58.240
‫یعنی وقتی داره فکر می‌کنه
‫هم نباید بپرم وسط حرفش؟

17:58.320 --> 18:00.740
‫- برایان، لطفاً! اه.
‫- باشه، باشه، معذرت می‌خوام.

18:01.990 --> 18:03.000
‫لیز، عاشقشم.

18:03.500 --> 18:04.580
‫خیلی آرامش‌بخشه.

18:04.660 --> 18:07.670
‫تازه، اگه حس و حال نداشته باشی
‫بچه رو ببری پیاده‌روی،

18:07.750 --> 18:11.130
‫می‌تونی فقط بهش بگی: «آسمون رو نگاه کن
‫بچه جون. ما همین الانشم بیرونیم.»

18:11.210 --> 18:12.550
‫بچه‌ها خیلی خنگن.

18:12.630 --> 18:15.260
‫باورت می‌شه؟ فکر می‌کنه اجازه داره
‫واسه بچه من تصمیم بگیره.

18:15.340 --> 18:17.840
‫خودت می‌دونستی داری وارد چه ماجرایی می‌شی
‫وقتی «ننه لیز» رو استخدام کردی.

18:17.930 --> 18:22.470
‫من کاملاً روشن کرده بودم که قراره
‫با یه آدمِ «عشقِ کنترل» طرف باشی.

18:22.560 --> 18:23.930
‫من افتضاحم.

18:27.560 --> 18:29.350
‫من فقط... باید این تماس
‫رو جواب بدم، برم اون پشت.

18:31.230 --> 18:32.520
‫هی، تو.

18:32.610 --> 18:33.610
‫اون چی بود دیگه؟

18:33.690 --> 18:34.690
‫نمی‌دونم.

18:34.780 --> 18:37.780
‫چند روزه که همش
‫مخفیانه تلفنی حرف می‌زنه.

18:37.860 --> 18:38.860
‫خیلی عجیبه.

18:38.950 --> 18:40.950
‫معمولاً همیشه تلفن رو می‌ذاره
‫رو اسپیکر،

18:41.030 --> 18:43.870
‫و مجبورت می‌کنه به هر کسی که
‫پشت خطه سلام کنی.

18:43.950 --> 18:45.000
‫روانیم می‌کنه.

18:45.080 --> 18:46.620
‫تابلوئه دیگه، داره تلافیِ خیانتت رو درمیاره.

18:46.710 --> 18:48.540
‫- چی؟
‫- آره دیگه، قانونِ یک ساله.

18:48.620 --> 18:51.500
‫به همون اندازه وقت داره که همون کاری که
‫تو کردی رو انجام بده، بدون اینکه جریمه بشه.

18:53.460 --> 18:54.460
‫لیز؟

18:55.880 --> 18:57.050
‫پسر، گند زدی، نابودش کردی.

18:57.130 --> 19:00.300
‫- لیز، داشتم شوخی می‌کردم. فقط یه شوخی بود.
‫- هی. برگرد دختر. برگرد.

19:00.390 --> 19:02.220
‫هی، هی! بیاین دیگه!
‫باید بریم سرِ بازیِ فوتبال.

19:02.300 --> 19:05.100
‫- آره راست میگی. بزن بریم! بدو.
‫- بزن بریم! بزن بریم!

19:05.810 --> 19:07.520
‫- بریم که داشته باشیم!
‫- بزن بریم!

19:07.600 --> 19:09.190
‫- بریم.
‫- بریم.

19:09.270 --> 19:10.560
‫این چشه؟

19:10.650 --> 19:13.020
‫گرخیده، چون فکر می‌کنه
‫ممکنه درک بهش خیانت کنه.

19:13.110 --> 19:14.400
‫قانونِ یک ساله؟

19:15.690 --> 19:16.860
‫پیش میاد دیگه.

19:17.820 --> 19:19.450
‫پسر، جدی واقعیت داره؟

19:19.530 --> 19:20.570
‫آره.

19:21.070 --> 19:22.320
‫- بدویید! کی انرژی داره؟
‫- من!

19:22.410 --> 19:24.910
‫من! من خیلی پایه‌ام. تو چی؟

19:24.990 --> 19:26.330
‫- فوتبال چیه اصلاً؟
‫- من که آماده‌ام!

19:26.410 --> 19:28.960
‫- تو هم که آماده‌ای!
‫- صبر کنید، منتظر منم بمونید.

19:31.420 --> 19:35.630
‫ما زود اومدیم، یا بقیه هم
‫به اندازه من از فوتبال متنفرن؟

19:36.210 --> 19:38.420
‫هی. یه راه باحال واسه گذروندن وقت دارم.

19:39.010 --> 19:41.260
‫دادم برایان به وصیت‌نامه
‫جدیدت یه نگاهی بندازه.

19:41.930 --> 19:45.140
‫و اون گفت که ذینفعِ همدیگه
‫شدن (ارث بردن از هم)

19:45.220 --> 19:46.390
‫پیچیده‌تر از اونیه که فکر می‌کنیم.

19:46.890 --> 19:49.310
‫باید تکلیف اون «وکالت‌نامه
‫تام‌الاختیار» رو هم روشن کنیم.

19:50.270 --> 19:52.940
‫چون وقتی زمانش برسه که
‫بخوان دستگاه‌ها رو از من بکشن،

19:53.020 --> 19:56.230
‫مطمئنم «مگ» کم میاره و می‌ترسه. پس...

19:57.690 --> 20:00.200
‫- تو آدمِ منی.
‫- لحظه‌شماری می‌کنم.

20:00.280 --> 20:02.450
‫- واسه چی لحظه‌شماری می‌کنی؟
‫- واسه وقتی که باید کارِ پاول رو تموم کنم.

20:03.200 --> 20:04.870
‫عالیه. بعدش بریم ناهار بخوریم.

20:04.950 --> 20:05.990
‫ایول بابا، چه دَمی!

20:06.080 --> 20:08.040
‫این همه قیافه‌های خوشگل رو ببین آخه.

20:08.120 --> 20:11.040
‫مرسی که اومدید همگی. فقط می‌خواستم بگم...

20:11.120 --> 20:14.000
‫- قرار نیست هر لحظه‌ای رو تبدیل به سخنرانی کنی.
‫- این یکی لازمه.

20:14.080 --> 20:16.130
‫هنوزم حس می‌کنم درس خوبی برات می‌شه.

20:16.840 --> 20:19.300
‫ببینید، واقعاً برام یه دنیا ارزش داره.
‫اینکه همه‌تون اینجوری اومدید.

20:19.920 --> 20:23.140
‫مطمئن نیستم اگه شماها نبودید، آلیس
‫به چنین زن جوانِ قوی‌ای تبدیل می‌شد یا نه.

20:23.220 --> 20:24.430
‫نمی‌شد.

20:24.510 --> 20:26.470
‫- بیشترِ کارها رو ما کردیم.
‫- تو که هیچ کاری نکردی.

20:26.560 --> 20:28.720
‫چه مرگتونه؟
‫دارم تشکر می‌کنم مثلاً.

20:28.810 --> 20:30.680
‫سخنرانیِ عالی‌ای بود جیم‌بو. بشین سر جات.

20:30.770 --> 20:32.310
‫هی مرد. شنیدم آلیس موهاشو کوتاه کرده،

20:32.390 --> 20:33.940
‫پس شاید مجبور شی بهم نشون بدی
‫کدومشونه.

20:34.020 --> 20:35.020
‫باشه، حتماً.

20:35.860 --> 20:37.940
‫- دوستت دارم.
‫- شان.

20:38.030 --> 20:39.190
‫به بقیه گفتی؟

20:39.280 --> 20:40.900
‫فقط به شان گفتم عزیزم.

20:42.110 --> 20:43.860
‫منم دوستت دارم مرد.

20:44.530 --> 20:46.620
‫و بقیه رو هم همینطور. ببخشید عزیزم.

20:47.370 --> 20:48.870
‫هی! بدو آلیس! ماشالا!

20:48.950 --> 20:50.250
‫بدو آلیس!

20:50.330 --> 20:51.410
‫تو تشویق نمی‌کنی؟

20:51.500 --> 20:52.960
‫داره گرم می‌کنه بابا.

20:53.040 --> 20:55.540
‫- اونم چه گرم کردنی! مثل یه حیوون وحشی!
‫- هی!

20:55.630 --> 20:57.840
‫- به دختر مردم نگو حیوون. نه.
‫- آره داش، به زنا نگو حیوون وحشی، زشته.

20:57.920 --> 21:00.630
‫نه بابا، تو ورزش «حیوون»
‫بودن یعنی طرف خیلی خفنه، تعریفه.

21:01.380 --> 21:02.380
‫- جدی؟ اوکی، شرمنده.
‫- آره، ما رو ببخش.

21:06.680 --> 21:08.930
‫برو آلیس! ماشالا!

21:09.010 --> 21:10.680
‫صبر کن ببینم. تو چرا اون تو نیستی؟

21:10.770 --> 21:13.310
‫مربی پیشنهاد داد که... اگه به عنوان طرفدار
‫بیرون باشم، استعدادم بیشتر شکوفا می‌شه.

21:13.390 --> 21:16.400
‫خفه شو بابا! هر مربی‌ای که
‫من داشتم هم همینو بهم می‌گفت.

21:17.770 --> 21:19.730
‫باشه بابا. بدو آلیس! برو که رفتیم!

21:25.320 --> 21:29.910
‫ایول، ایول. خوبه. برو، برو، برو.

21:31.540 --> 21:32.750
‫آره، چه پاسی! عالی بود.

21:34.920 --> 21:37.920
‫ایول! آلیس، حرکتت حرف نداشت.

21:38.590 --> 21:40.750
‫- آره، وقتی مثبت حرف می‌زنم حال می‌کنه.
‫- خب، من که مثل تو نیستم.

21:40.840 --> 21:45.510
‫هی، اون دختره که موهاشو دم‌اسبی بسته! وقتی آلیس
‫بهت پاسِ گل میده، تمومش کن دیگه! آره با توام!

21:45.590 --> 21:48.350
‫- یا ابلفضل، پاول!
‫- پاول، داداش، یه کم فتیله رو بکش پایین.

21:49.050 --> 21:50.890
‫ماشاالله آلیس! بدو دختر!

21:50.970 --> 21:53.480
‫- بدو ماشاالله!
‫- همینه. برو آلیس!

21:53.560 --> 21:57.060
‫- بدو، این بازی مال خودته!
‫- آره. آره، آره، آره، خودشه!

21:58.270 --> 22:00.070
‫ای بابا! اون خطا بود دیگه!

22:00.150 --> 22:01.360
‫- ادامه بده! بازی کن!
‫- داور، خدایی؟

22:01.440 --> 22:03.190
‫کدوم بازی رو داری نگاه می‌کنی؟

22:03.280 --> 22:05.070
‫کله‌تو از تو کونت در بیار!

22:05.150 --> 22:07.240
‫وااای خدا، چقدر ما باحال و بانمکیم.

22:07.910 --> 22:09.700
‫بدو عزیزم. بدو، بدو، بدو.

22:12.790 --> 22:14.200
‫عیبی نداره، فدای سرت.

22:14.290 --> 22:18.040
‫ببینم، تو دکتری دیگه، نه؟ من
‫تازگی‌ها اصلاً نمی‌تونم تمرکز کنم.

22:18.130 --> 22:19.420
‫قرص «آدرال» (بیش‌فعالی)
‫بهت نمیدم، خیالت راحت.

22:25.260 --> 22:27.800
‫هی، به دختر کوچولوی من دست نزن.

22:29.850 --> 22:31.890
‫- دمت گرم داور، تصمیم درستی بود. ایول.
‫- آره! بالاخره، بالاخره یه سوت درست زدی.

22:31.970 --> 22:33.520
‫آروم و خونسرد باش عزیزم.

22:39.190 --> 22:41.400
‫صبر کنید، صبر کنید. هی همگی!

22:41.980 --> 22:43.650
‫می‌خوام هر کاری من می‌کنم،
‫شما هم انجام بدید، باشه؟

22:50.070 --> 22:51.280
‫خب، اینجوری...

23:12.010 --> 23:14.720
‫گللللللل!

23:17.980 --> 23:19.730
‫- بازیِ فوق‌العاده‌ای بود.
‫- هی، تو هم عالی بازی کردی.

23:19.810 --> 23:20.810
‫مرسی.

23:20.900 --> 23:25.820
‫آلیس، آلیس، آلیس!

23:25.900 --> 23:27.110
‫اوکی، دیگه داره لوس و عجیب می‌شه.

23:27.190 --> 23:29.110
‫هی آلیس، یه لحظه وقت داری؟

23:29.200 --> 23:31.160
‫- حتماً.
‫- اون مربیِ تیم «وسلیان» نیست؟

23:31.240 --> 23:33.200
‫- نگاه نکن بهش.
‫- به یه ورمم نیست.

23:33.870 --> 23:34.990
‫دارم با چشمام می‌خورمش.

23:35.580 --> 23:36.580
‫آلیس لِیرد.

23:39.410 --> 23:40.920
‫- می‌خوای فقط...
‫- پاول، پاول...

23:41.000 --> 23:43.710
‫حس می‌کنم این دقیقاً بدترین
‫حرکتِ ممکن واسه این لحظه‌ست.

23:45.420 --> 23:47.800
‫خب، اگه واقعاً تصمیم‌تون قطعیه که
‫وکالت‌نامه‌هاتون رو به نامِ هم بزنید،

23:47.880 --> 23:50.220
‫پیشنهاد می‌کنم حساب‌های
‫بازنشستگی‌تون رو هم به‌روز کنید،

23:50.300 --> 23:53.430
‫و اسم «جولی» رو هم توی سندِ
‫خونه بیارید، که البته کارِ دنگ‌وفنگ‌داریه.

23:53.510 --> 23:57.100
‫یه دفتردار لازم دارید، یه
‫شاهد، و یه تارِ سبیلِ پلنگِ برفی!

23:57.180 --> 23:59.730
‫چی رو باید امضا کنم تا تو فقط خفه شی؟

23:59.810 --> 24:01.730
‫هی! خودت ازم پرسیدی، پیرمردِ غُرغُرو.

24:01.810 --> 24:06.360
‫ولش کن. همش... نمی‌دونم...
‫خیلی پیچیده به نظر می‌رسه.

24:06.440 --> 24:08.110
‫چرا شما دوتا فقط با هم ازدواج نمی‌کنید؟

24:08.820 --> 24:10.320
‫مگه اونجوری بیشترِ این مشکلات حل نمی‌شه؟

24:11.240 --> 24:13.410
‫می‌دونی، حرفش بیراه نیست.

24:14.370 --> 24:17.410
‫آخه کدوم دختر کوچولویی هست
‫که آرزو نداشته باشه ازدواج کنه...

24:17.490 --> 24:19.580
‫فقط واسه اینکه فرم‌های اداریِ کمتری پُر کنه؟

24:20.370 --> 24:21.500
‫آره، اونجوری حله.

24:28.130 --> 24:31.760
‫تو الان جای من، از
‫دوست‌دخترم خواستگاری کردی؟

24:37.310 --> 24:39.270
‫- پاول...
‫- نه، نه، نه.

24:39.350 --> 24:41.730
‫خیلی صحنه‌ی جذابیه. خرابش نکن.

24:46.610 --> 24:47.900
‫سوتی از من بود.

24:51.570 --> 24:52.570
‫شرمنده.

24:59.910 --> 25:01.000
‫درست می‌شه.

25:01.080 --> 25:02.250
‫فکر نکنم.

25:04.920 --> 25:06.170
‫- هی عزیزم.
‫- سلام.

25:07.630 --> 25:09.090
‫باید یه اعترافی بکنم.

25:10.300 --> 25:11.510
‫اون تلفنی که دیروز جواب دادم...

25:11.590 --> 25:12.590
‫صبر کن. می‌دونستم!

25:12.670 --> 25:15.550
‫همون زنیه که باهاش بازی می‌کنی؟

25:16.260 --> 25:17.930
‫داری با اون لاس می‌زنی؟

25:18.010 --> 25:19.600
‫نه بابا. شارون اصلاً تو این فازها نیست.

25:19.680 --> 25:22.770
‫واسه اینکه اینو بدونی، حتماً
‫خیلی زیاد باهاش حرف زدی.

25:22.850 --> 25:24.100
‫ببین، همه‌ی اون زنگ‌ها...

25:25.440 --> 25:27.810
‫متیو بود. دوباره اخراج شده.

25:27.900 --> 25:30.190
‫و ازم خواست که کمکش
‫کنم چطوری خبر رو به تو بده.

25:30.280 --> 25:32.150
‫خب چرا خودش مستقیماً بهم نگفت؟

25:32.240 --> 25:37.950
‫شاید چون حس می‌کنه بعضی وقتا
‫باهاش خیلی سخت‌گیرانه رفتار می‌کنی.

25:38.620 --> 25:40.830
‫مثل اون موقع که پنج سالش
‫بود و روی ماشینت خط انداخت،

25:40.910 --> 25:42.910
‫تو هم زنگِ سه چرخش رو شکوندی.

25:43.500 --> 25:45.580
‫- چشم در برابر چشم.
‫- دقیقاً.

25:45.670 --> 25:49.000
‫فکر کنم خیال کرده اگه اول من یَخِ تو
‫رو باز کنم، اوضاع بهتر پیش می‌ره.

25:49.960 --> 25:52.550
‫راستی، تو این شلوار خیلی جذاب شدی‌ها!

25:54.880 --> 25:55.970
‫ادامه بده...

25:58.140 --> 25:59.430
‫باید برگرده خونه زندگی کنه.

25:59.510 --> 26:01.350
‫- دوباره؟
‫- آره!

26:01.430 --> 26:03.600
‫این بچه کی می‌خواد خودش رو جمع و جور کنه؟

26:03.680 --> 26:06.650
‫می‌دانم. عزیزم، تحت فشاره.
‫چه کار دیگه‌ای می‌تونیم بکنیم؟

26:08.650 --> 26:10.150
‫کی می‌خواد برگرده؟

26:11.280 --> 26:12.530
‫تقریباً ۶ ساعت پیش.

26:13.440 --> 26:14.650
‫سلام مامان.

26:15.650 --> 26:18.570
‫- تو این شلوار خیلی جذ...
‫- اوکی، این حرف‌ها به تو نیومده.

26:18.660 --> 26:21.910
‫باشه. بیا اینجا. بغلم کن.

26:21.990 --> 26:24.040
‫اما تو، می‌تونی ادامه بدی.

26:24.120 --> 26:26.290
‫عجب چیزی شدی!

26:28.630 --> 26:30.040
‫صبح بخیر.

26:30.840 --> 26:33.260
‫نه، نه، نه. وقتشه با واقعیت روبرو
‫شی. می‌خوام این صحنه رو ببینم.

26:34.010 --> 26:36.510
‫ببین پاول، معذرت می‌خوام که از طرفِ
‫تو از دوست‌دخترت خواستگاری کردم.

26:37.720 --> 26:40.760
‫و حاضرم هر تنبیهی که
‫صلاح می‌دونی رو بپذیرم.

26:40.850 --> 26:43.060
‫کارهای دفتری، محلی بهت ندم،

26:43.140 --> 26:46.310
‫یا حتی یه درکونی کوچولو، اگه هنوز تو
‫نسلِ شما اینجوری مسائل رو حل می‌کنید.

26:46.890 --> 26:47.980
‫قرار نیست تنبیه بشی.

26:48.060 --> 26:50.400
‫اه، ضد حال! همون درکونی کوچولو رو انجام بده.

26:50.480 --> 26:53.360
‫کاشف به عمل اومد که ازدواج
‫کردن بیشترِ مشکلاتمون رو حل می‌کنه.

26:53.440 --> 26:56.820
‫واسه همین آخر هفته می‌ریم
‫محضر که کار رو تمام کنیم.

26:56.900 --> 27:00.410
‫وقتی هم که پرسیدن آیا
‫حاضر پیوند زناشویی ببندید،

27:00.490 --> 27:04.040
‫جولی فقط می‌گه: «فکر کنم آره.»

27:04.120 --> 27:08.250
‫منم می‌گم: «چرا که نه؟» به همین سادگی.

27:08.330 --> 27:09.370
‫آره. پاول ببخشید،

27:09.460 --> 27:12.340
‫ولی جوابِ من به این مدل «عروسیِ
‫بی‌عروسی»، یه «نهِ» بزرگ و قاطعانه‌ست.

27:12.420 --> 27:14.630
‫اوکی، من که تو دردسر نیستم،
‫ولی فضا داره خطرناک می‌شه.

27:14.710 --> 27:19.380
‫پس من برم یه صبحانه‌ای بزنم و با
‫همین پیروزی صحنه رو ترک کنم.

27:20.550 --> 27:21.640
‫آخ.

27:21.720 --> 27:24.140
‫بیخیال. خودت می‌دونی چقدر
‫تو و جولی رو دوست دارم.

27:24.220 --> 27:26.140
‫بذار فقط یه دورهمیِ کوچولو راه بندازم؟

27:28.480 --> 27:30.060
‫به هیچ وجه.

27:30.150 --> 27:33.400
‫پاول، پاول، پاول... عروسی که واسه
‫آدمایی که دارن ازدواج می‌کنن نیست.

27:33.480 --> 27:35.860
‫واسه پدر و مادرهاست، واسه
‫مادربزرگ و پدربزرگ‌ها و ایناست.

27:35.940 --> 27:39.360
‫که خب تو موردِ تو، همه‌شون به رحمتِ
‫خدا رفتن، پس این عروسی در واقع...

27:39.450 --> 27:41.450
‫اگه بخوای منطقی فکر کنی، فقط واسه منه!

27:41.530 --> 27:44.870
‫- جولی هم هیچ مراسمی نمی‌خواد.
‫- دارم شماره‌شو می‌گیرم.

27:44.950 --> 27:46.120
‫- این کار رو نکن.
‫- دارم می‌کنم.

27:46.200 --> 27:47.790
‫اون همیشه دلش می‌خواد با من حرف بزنه.

27:50.040 --> 27:52.670
‫هی جولی. چی شده که یادی
‫از ما کردی؟ افتخار دادی.

27:53.460 --> 27:54.550
‫افتخار...

27:54.630 --> 27:56.630
‫وای، اینقدر هول شدم که
‫یادم رفت واسه چی زنگ زدم.

27:57.300 --> 27:59.050
‫اوکی، خودت رو کنترل کن دختر.

27:59.630 --> 28:00.930
‫خودت می‌دونی با من چه می‌کنی.

28:01.010 --> 28:02.300
‫من اینجام!

28:02.390 --> 28:04.140
‫خب، چی می‌گی

28:04.220 --> 28:08.140
‫اگه من یه جورهایی یه «عروسیِ
‫فسقلیِ بی‌عروسی» راه بندازم؟

28:08.230 --> 28:11.190
‫کشیش و اینا تعطیل، اونا خیلی
‫رو مُخن. نوشیدنی هم که به راهه.

28:11.270 --> 28:13.190
‫لباس هم هر چی دوست داشتید
‫بپوشید، کت‌وشلوارِ رسمی ممنوع.

28:13.270 --> 28:15.230
‫و تو هم با من میای تا یه
‫لباس خوشگل انتخاب کنیم،

28:15.320 --> 28:18.900
‫که اون بازوهای تراشیده و
‫بال‌مانندت رو قشنگ نشون بده.

28:19.530 --> 28:21.320
‫باشه. گوشی رو بده به پاول، لطفاً.

28:25.530 --> 28:28.290
‫واقعاً بازوهات مثلِ بالِ
‫فرشته‌ها تراشیده و قشنگه.

28:28.370 --> 28:30.710
‫مرسی. خب، حالا چطوری جلوی این رو بگیریم؟

28:30.790 --> 28:33.420
‫فکر کنم باید کلاً خلاصش کنیم!

28:34.750 --> 28:38.010
‫بی‌خیال پاول! خودت که می‌دونی این
‫چند وقته چقدر گیج و سردرگم بودم.

28:38.090 --> 28:39.380
‫من واقعاً به این تنوع احتیاج دارم.

28:39.920 --> 28:44.970
‫فرض کن من یه دخترم که جلو یه پسر ایستاده و داره
‫ازش خواهش می‌کنه که با یه دختر دیگه ازدواج کنه!

28:45.050 --> 28:48.020
‫بازم میگم، به هیچ وجه.

28:48.720 --> 28:51.270
‫- باشه، قبوله.
‫- یسسسسس! ایول، قبول کرد!

28:51.350 --> 28:53.190
‫- لعنتی!
‫- پشیمون نمی‌شی سکسی!

28:53.270 --> 28:54.770
‫- آره، فعلاً خداحافظ.
‫- اوکی، فعلاً قربانت.

28:55.690 --> 28:58.780
‫من اصلاً با این قضیه موافق نیستم.

29:01.740 --> 29:04.110
‫مربی الاناس که برسه، ولی خیالی نیست.

29:04.200 --> 29:05.700
‫می‌دونی چرا؟ چون ما کاملاً

29:06.280 --> 29:08.910
‫آماده‌ایم. خونه دسته گل شده.

29:08.990 --> 29:11.410
‫چندتا توپ فوتبال هم این‌ور اون‌ور
‫خونه پخش کردم که فضا ورزشی بشه.

29:11.500 --> 29:14.630
‫بعدش پام گیر کرد به یکیشون و سکندری
‫خوردم؛ واسه همین الان دارم می‌لنگم. بعدم

29:14.710 --> 29:17.170
‫همه‌شون رو جمع کردم چون واقعاً کار
‫احمقانه‌ای بود. تنقلات چی؟ همه چی ردیفه؟

29:17.250 --> 29:20.550
‫اگه با مزه و پیش‌غذا می‌شد بورسیه دانشگاه گرفت،
‫این سینی پنیر ما الان دکترای افتخاری داشت!

29:21.220 --> 29:22.420
‫می‌دونم دارم تند میرم،

29:22.510 --> 29:25.470
‫ولی از الان دارم خودم رو
‫تو «کانتیکت» تصور می‌کنم.

29:25.550 --> 29:28.510
‫مثلاً «آلیسِ نیوانگلندی» چه شکلی می‌شه؟

29:28.600 --> 29:29.930
‫اصلاً چی باید بپوشم؟

29:30.020 --> 29:33.140
‫از لیز پرسیدم، اونم فقط گفت
‫که با «یقه اسکی» معرکه می‌شه.

29:34.100 --> 29:36.610
‫استرس دارم. اگه یهو مثل بابام سوتی بدم چی؟

29:37.150 --> 29:38.900
‫مثلاً چی؟ رفتارهای عجیب غریب
‫و چرت‌وپرت گفتن جلوی مربی؟

29:38.980 --> 29:40.730
‫- دقیقاً.
‫- خب...

29:40.820 --> 29:43.820
‫اگه دیدی اوضاع داره خیط می‌شه،
‫کارتِ «مامانِ فوت‌شده» رو رو کن.

29:46.160 --> 29:49.080
‫همون که میگی مامانم مرده و
‫مردم هم هر چی بخوای بهت میدن.

29:49.160 --> 29:50.240
‫دیگه اون کار رو نمی‌کنم.

29:50.330 --> 29:51.410
‫چی؟ جانم؟

29:52.160 --> 29:55.120
‫همین دو هفته پیش، واسه اینکه
‫از زیرِ کارِ دکورِ کلاس تئاتر

29:55.210 --> 29:57.880
‫در بری، گفتی بوی چوب
‫منو یادِ تابوتِ مامانم می‌اندازه!

29:57.960 --> 30:00.380
‫قبول دارم، ولی این یه تغییرِ جدیده.

30:00.460 --> 30:03.720
‫یکی بهم فهموند که شاید دارم از این
‫مثل عصای زیر بغل استفاده می‌کنم.

30:03.800 --> 30:04.930
‫پس دیگه تموم شد.

30:05.510 --> 30:08.300
‫واو. بهت افتخار می‌کنم چون...

30:09.220 --> 30:10.890
‫ببخشید، الان دارم در کمال
‫آرامش مورد سرقت قرار می‌گیرم؟

30:10.970 --> 30:13.480
‫متیو دوباره اخراج شده،
‫واسه همین برگشته خونه.

30:13.560 --> 30:16.270
‫- ولی خونه‌ی خودش که نیست!
‫- مامانم گفت مشکلی نداره.

30:21.070 --> 30:22.070
‫لیز!

30:22.730 --> 30:24.610
‫شان، متیو؛ متیو، شان.

30:24.700 --> 30:26.320
‫خیلی پنیر دوست داری، نه؟

30:26.410 --> 30:27.610
‫آره.

30:27.700 --> 30:29.280
‫اصلاً و ابداً!

30:29.370 --> 30:32.450
‫بی‌خیال بابا. اونجا دیگه
‫هیچی واسه خوردن نمونده.

30:32.540 --> 30:35.250
‫همین‌جور داره می‌خوره.
‫مثلِ «پک‌من» می‌مونه.

30:35.330 --> 30:36.330
‫به من چه مربوطه.

30:37.540 --> 30:40.460
‫وقتی «تیا» مُرد، من یه
‫سال تمام به بچه‌ات غذا دادم.

30:46.130 --> 30:49.300
‫اوه! یعنی لیز کارتِ «مامانِ
‫فوت‌شده‌ی» ما رو بازی کرده؟

30:49.890 --> 30:51.220
‫اونم چه بازیِ تمیزی!

30:52.680 --> 30:54.060
‫آره دیگه، زنت مُرده.

30:55.180 --> 30:56.350
‫خیلی سخته، می‌فهمم.

30:56.440 --> 30:58.020
‫خب، دیگه وقتشه که تشریفت رو ببری.

30:59.150 --> 31:00.150
‫نُچ.

31:03.190 --> 31:04.740
‫یا حضرت گوه. خودشه.

31:04.820 --> 31:05.860
‫- خودشه.
‫- نفسم بالا نمیاد.

31:05.940 --> 31:07.490
‫- نمی‌تونم نفس بکشم.
‫- زیر بغلام همین الان خیسِ عرق شد.

31:07.570 --> 31:08.610
‫مال منم همینطور.

31:08.700 --> 31:10.990
‫من در رو باز می‌کنم. جیمی،
‫تو هم خداحافظی کن و برو.

31:11.070 --> 31:12.580
‫چی؟ من باید برم؟

31:12.660 --> 31:15.250
‫حیف شد. این همه فکتِ
‫فوتبالیِ خفن حفظ کرده بودم.

31:15.330 --> 31:18.330
‫می‌دونستید «پله» اولین
‫تبلیغ‌کننده‌ی قرص «ویاگرا» بوده؟

31:18.420 --> 31:19.920
‫می‌دونستی که این خیلی چندش‌آوره؟

31:20.000 --> 31:23.840
‫اوکی، اگه توصیه‌ی لحظه
‫آخری داری، الان وقتشه.

31:23.920 --> 31:25.300
‫- آماده‌ای؟
‫- آره.

31:25.380 --> 31:28.880
‫وقتی باهاش دست میدی، محکم دست بده
‫ولی نه اونقدر که استخوناش خورد بشه.

31:29.640 --> 31:34.260
‫هر چی هم از اون سینی پنیرِ لعنتی
‫برداشت، بهش بگو: «انتخابِ خوبیه».

31:35.350 --> 31:36.810
‫و از همه مهم‌تر،

31:36.890 --> 31:37.980
‫فقط خودت باش.

31:39.270 --> 31:40.270
‫تو بهترینی.

31:43.730 --> 31:44.780
‫سلام.

31:44.860 --> 31:46.990
‫- سلام.
‫- جیمز لِیرد هستم.

31:47.070 --> 31:48.200
‫یه پدرِ دلسوز و عاشقِ دخترش.

31:48.280 --> 31:51.160
‫محکم، ولی نه خیلی محکم. انتخابِ خوبیه!

31:51.240 --> 31:54.450
‫مگی بوهان هستم. دخترِ
‫خیلی با استعدادی دارید.

31:54.540 --> 31:55.540
‫ممنون.

31:57.790 --> 31:59.330
‫البته، من پدرِ بیولوژیکیش نیستم.

31:59.410 --> 32:00.870
‫مادرش با «دیوید بکهام» سر و سری داشت...

32:00.960 --> 32:02.080
‫و... ما دیگه رفتیم!

32:02.170 --> 32:03.960
‫می‌دونم شان. خودم
‫اونجا بودم وقتی اتفاق افتاد.

32:04.710 --> 32:07.970
‫واو، واقعاً راست میگن که آدم تو بارداری
‫می‌درخشه، الان قشنگ داری برق میزنی!

32:08.050 --> 32:11.260
‫مرسی. ولی همش بادِ شکمه، باعث شده عرق کنم.

32:11.340 --> 32:13.050
‫حالا به هر دلیلی که هست، خیلی بهت میاد.

32:13.640 --> 32:16.220
‫خب، نظرت در مورد اتاقِ بچه چیه؟

32:17.020 --> 32:18.930
‫خوبی؟ دستمو بگیر.

32:19.020 --> 32:22.520
‫می‌خوام بگم نورِ اینجا خیلی عالیه.

32:22.600 --> 32:24.610
‫تخت‌خوابش هم حرف نداره.

32:25.190 --> 32:27.940
‫فقط در مورد اون کاغذ دیواری مطمئن نیستم.

32:29.190 --> 32:32.950
‫بچه که بودم همیشه دلم می‌خواست
‫«وینی پوئه» رو دیوارم باشه،

32:33.030 --> 32:35.280
‫ولی مامانم فقط اجازه می‌داد عکس
‫شخصیت‌های کتاب مقدس رو بزنم.

32:35.370 --> 32:36.700
‫مثلاً فرشته‌های زیبا؟

32:36.790 --> 32:38.200
‫نه، مثلاً صحنه‌ی کشته شدنِ
‫«هابیل» به دستِ «قابیل»!

32:38.290 --> 32:39.450
‫چه وحشتناک!

32:39.540 --> 32:41.000
‫بچگی‌های خیلی تنهایی داشتم.

32:41.080 --> 32:43.040
‫اولین کتابی هم که خوندم «وینی پوئه» بود؛

32:43.130 --> 32:44.880
‫و اون همه دوست داشت و...

32:46.250 --> 32:48.800
‫وای ببخشید. امیدوارم پامو
‫از گلیمم درازتر نکرده باشم.

32:48.880 --> 32:51.300
‫- نه اصلاً. کاملاً راحتم.
‫- نه، نه.

32:54.600 --> 32:57.850
‫خیلی هم عالیه. به نظرم
‫ایده‌ی «وینی پوئه» معرکه‌ست.

32:57.930 --> 32:59.430
‫وینی پوئه می‌تونه کیرمو بخوره!

32:59.520 --> 33:01.140
‫لیز، نه! وینی که این کاره نیست.

33:01.230 --> 33:03.520
‫خب، اول باید یه کم عسل بهش بزنی؛

33:05.230 --> 33:06.230
‫وینی عاشقِ عسله.

33:06.820 --> 33:07.860
‫خیل خب، فقط اعتراف کن.

33:07.940 --> 33:09.900
‫داری لجبازی می‌کنی چون
‫«آوا» از ایده‌هات خوشش نیومد، و

33:09.990 --> 33:11.490
‫حالا می‌خوای تا ابد کینه به دل بگیری.

33:11.570 --> 33:12.860
‫درست مثل یه کلاغ.

33:12.950 --> 33:14.870
‫بعید می‌دونم از این تشبیه خوشم بیاد.

33:15.370 --> 33:19.410
‫اوکی. آره، لجبازم. آره، کینه‌ای هم هستم.

33:19.490 --> 33:21.080
‫- و آره، تا ابد!
‫- حق گفتی.

33:21.160 --> 33:25.210
‫ببین برایان، بحثِ حفظِ حریمه. شما
‫دارید یه بچه رو به سرپرستی می‌گیرید.

33:25.290 --> 33:28.170
‫اصلاً با «آوا» صحبت کردی که چقدر
‫قراره تو زندگی‌تون نقش داشته باشه؟

33:28.250 --> 33:33.590
‫جدی داری می‌پرسی که آیا ما به این موضوعِ مهم فکر کردیم،
‫اونم وقتی چند روز بیشتر به دنیا اومدن بچه نمونده؟

33:33.680 --> 33:35.300
‫معلومه که فکر نکردیم لیز!

33:35.890 --> 33:37.140
‫همه اومدن! بچه‌ها، بفرمایید بشینید.

33:37.220 --> 33:38.930
‫- برایان، نوبتِ تو تموم شد!
‫- عالیه.

33:39.430 --> 33:40.810
‫- هی.
‫- سلام.

33:40.890 --> 33:42.730
‫پاول، جولی، مرسی که اومدید.

33:43.730 --> 33:45.150
‫واسه چی اینجا جمع شدیم؟

33:45.230 --> 33:48.770
‫تا من براتون از یه فیلم کوچولو بگم که سال ۲۰۰۱ ساخته شد؛

33:48.860 --> 33:52.110
‫جایی که خانم «جنیفر لوپز» به یه نسل انگیزه داد،

33:52.190 --> 33:55.450
‫با نشون دادنِ اینکه اگه جذاب باشی
‫و قلب مهربونی داشته باشی،

33:55.530 --> 33:57.780
‫می‌تونی بهترین عروسیِ تاریخ رو
‫راه بندازی، حتی اگه وقتت کم باشه،

33:57.870 --> 34:00.080
‫و بخوای با دوماد بری رو هم بریزند! جولی، با توام!

34:01.200 --> 34:06.120
‫خلاصه که، تا چند روز آینده، من
‫برنامه‌ریزِ عروسیِ مادرجنده شما هستم!

34:06.210 --> 34:08.170
‫- یسسسس!
‫- تو شدی «جی‌لو»!

34:08.250 --> 34:09.670
‫- دقیقاً.
‫- من که سر در نمیارم.

34:09.750 --> 34:13.260
‫من اون فیلم رو دوست دارم، ولی
‫اصلاً چرا به برنامه‌ریز احتیاج داریم؟

34:13.340 --> 34:14.920
‫صبر کن ببینم. تو از اون فیلم خوشت میاد؟

34:15.010 --> 34:16.630
‫هی، تمرکز کنید لطفاً!

34:16.720 --> 34:18.510
‫چون قراره این عروسی رو
‫خیلی سریع ردیف کنیم، اوکی؟

34:18.600 --> 34:20.470
‫مراسم هم همین جلوی خونه برگزار می‌شه،

34:20.560 --> 34:23.520
‫چون لیزِ عزیز و دوست‌داشتنی لطف
‫کرده و قبول کرده که میزبان باشه.

34:23.600 --> 34:25.480
‫واسه درمانگرم هر کاری می‌کنم.

34:25.560 --> 34:27.270
‫من فقط یه بار باهات رو نیمکت حرف زدم.

34:27.860 --> 34:29.770
‫نمی‌خوام اعتبارِ این
‫کارها به نامِ من تموم شه.

34:29.860 --> 34:32.110
‫رازداریِ پزشکی! شرمنده.

34:32.980 --> 34:35.700
‫در ضمن، پاول، جولی، می‌دونم حرف
‫زده بودیم که همه‌چی جمع‌وجور باشه،

34:35.780 --> 34:39.370
‫ولی اون فاز دیگه تموم شد. اوکی؟
‫قضایا داره بزرگتر و باحال‌تر می‌شه.

34:39.870 --> 34:41.240
‫- کلی غذا خواهیم داشت...
‫- غذا!

34:41.330 --> 34:42.490
‫- ...یه سکوی رقص...
‫- سکوی رقص!

34:42.580 --> 34:44.410
‫- ...چراغ‌های ریسه‌ای تو کون آدم!
‫- تو کون آدم!

34:44.500 --> 34:45.710
‫فکر کردم از این خوشت بیاد برایان.

34:45.790 --> 34:47.830
‫- این اتفاق نمیفته.
‫- داره میفته پاول!

34:47.920 --> 34:49.630
‫و تقصیر توئه که اجازه
‫دادی من وارد شم، بی‌عرضه!

34:49.710 --> 34:52.000
‫خلاصه بریم سراغ لیست مهمونای بیشتر.

34:52.090 --> 34:55.260
‫دیروز با «مگ» حرف زدم، اون و «دیو» هم میان.

34:55.340 --> 34:57.260
‫- دیو!
‫- می‌دونم.

34:57.340 --> 34:58.890
‫ولی گفت از اینکه خبر نامزدیِ پدرش رو از من

34:58.970 --> 35:02.140
‫شنیده، خیلی خوشحال نیست؛
‫پس بهتره بهش زنگ بزنی.

35:02.220 --> 35:04.470
‫در ضمن، چون وقتمون کمه، و چون

35:04.560 --> 35:07.520
‫اگه اون رو انتخاب نکنیم گریه‌اش می‌گیره،

35:08.100 --> 35:09.480
‫«جیمی» مجری مراسم میشه!

35:09.560 --> 35:13.440
‫آره!

35:13.530 --> 35:17.910
‫تو صورتت! تو صورتت! تو صورتت!

35:17.990 --> 35:19.820
‫- من روی این رویاپردازی کردم.
‫- پایین، و پایین بیا.

35:19.910 --> 35:20.910
‫خیل خب، عالیه.

35:20.990 --> 35:22.910
‫ببخشید، اوکی‌ام.

35:24.870 --> 35:26.410
‫بهترین جوکِ شروع مراسم رو دارم.

35:27.540 --> 35:29.880
‫به شماها نمیگم، ولی برای
‫عروسی نگهش می‌دارم.

35:29.960 --> 35:31.670
‫یا پیغمبر.

35:31.750 --> 35:33.670
‫پاول، آروم باش. تنها کاری که باید
‫بکنی اینه که تو مراسم حاضر شی.

35:33.750 --> 35:35.960
‫یعنی نمی‌دونم دیگه چجوری آسونش کنم برات.

35:36.050 --> 35:37.760
‫- اوکی.
‫- در ضمن جیمی،

35:37.840 --> 35:40.090
‫وقتی من و خوشگله رنگ‌بندی رو انتخاب کردیم،

35:40.180 --> 35:43.560
‫باید پاول رو ببری تا یه کراوات
‫و دستمال جیبی بگیره که بهش بیاد.

35:44.390 --> 35:45.390
‫این یعنی دوبار حاضر شدن.

35:45.470 --> 35:48.140
‫در واقع پاول، سه بار حاضر شدن.

35:48.230 --> 35:50.230
‫باید بری فروشگاه، باید سر عروسیِ خودِ لعنتی‌ت

35:50.310 --> 35:52.610
‫حاضر شی، و با یه قیافه‌ی بهتر حاضر شی.

35:52.690 --> 35:54.530
‫با من بیا ملکه. می‌خوام در
‫مورد یه چیزایی باهات حرف بزنم.

35:54.610 --> 35:57.360
‫راستش وقتی یه نفر شاهد
‫باشه، باهات راحت‌ترم.

35:57.440 --> 35:59.030
‫یعنی می‌خوای یه نفر نگاه
‫کنه؟ از این خوشم اومد.

35:59.110 --> 36:00.110
‫من فقط...

36:00.200 --> 36:01.620
‫بازی دیروز عالی بود.

36:01.700 --> 36:05.160
‫تماشاگرا خیلی شلوغ کرده
‫بودن، مخصوصاً اون آقا مسن‌تره.

36:05.240 --> 36:10.790
‫آره. اون پدربزرگِ
‫روان‌درمانگرِ بداخلاقِ من بود.

36:11.290 --> 36:14.800
‫و اون خانم قدبلند که لباسای رنگی
‫پوشیده بود، اون ننه خونده‌ی قهرمانِ منه.

36:14.880 --> 36:19.550
‫و بعدش هم برایان بود که
‫عمو-پدر خونده‌ی من بود، و شان.

36:19.630 --> 36:21.010
‫آدمای بیشتر.

36:21.090 --> 36:23.680
‫و اون زنی که باعث شد دروازه‌بان
‫ما گریه کنه، اون همسایه/مادرـطورمه.

36:23.760 --> 36:25.310
‫- آره.
‫- خب، این عالیه. یعنی ما...

36:25.390 --> 36:29.230
‫و حواست باشه، من نمی‌تونم
‫مسئول کارهایی باشم که اونا می‌کنن،

36:29.310 --> 36:31.270
‫اگه منو تو تیم نذاری.

36:31.350 --> 36:36.730
‫تو خوش‌شانسی که یه گروه
‫پشتیبان بزرگ و ترسناکاً وفادار داری.

36:37.230 --> 36:38.240
‫آره.

36:39.150 --> 36:40.240
‫واقعاً دارم.

36:41.360 --> 36:42.700
‫خیل خب، نگاه کن.

36:42.780 --> 36:45.120
‫ما به تیمی دفاعی شهرت داریم.

36:45.200 --> 36:48.040
‫به خاطر همینه که دنبال اضافه
‫کردن مهاجمایی مثل خودتیم.

36:48.120 --> 36:50.960
‫پس، من چند تا چیز رو بررسی می‌کنم...

36:53.880 --> 36:55.090
‫از دیدنت خوشحال شدم مربی.

36:55.170 --> 36:57.420
‫منم همینطور آلیس. ببخشید که نشد.

36:59.380 --> 37:01.840
‫هی! داری اشتباه بزرگی می‌کنی.

37:01.930 --> 37:02.970
‫اون عالیه.

37:03.050 --> 37:05.180
‫لازم نیست منو قانع کنی.
‫اون به من جواب رد داد.

37:09.810 --> 37:11.310
‫شان، اونا باید برن داخل.

37:13.520 --> 37:14.650
‫ممنون که اینجا ملاقاتمون کردی.

37:14.730 --> 37:17.730
‫همه‌مون داریم کمک می‌کنیم تا برای
‫عروسی یهوییِ دوستمون آماده بشیم.

37:17.820 --> 37:20.400
‫این خیلی مهربونیه. واو، حتی برایان؟

37:21.110 --> 37:22.820
‫آره استوارت، ای عوضیِ موذی.

37:22.910 --> 37:25.120
‫من بلدم مهربون باشم، فقط
‫در موردش خودنمایی نمی‌کنم.

37:25.200 --> 37:26.330
‫سلام استوارت، من گبی هستم.

37:26.410 --> 37:27.410
‫سلام، فکر کنم ما...

37:27.490 --> 37:32.080
‫وقتی برای پچ‌پچ نیست. شنیدم تو تو پیچیدن قاشق و چنگال تو
‫دستمال، و گره زدن روبان بهش عالی هستی. برو انجامش بده.

37:33.250 --> 37:36.080
‫شاید این اولین باریه که
‫از یه زن خوشم اومده.

37:38.380 --> 37:40.050
‫خدا رو شکر که تو اینجایی.

37:40.130 --> 37:44.130
‫نه لیز. این جلسه برای تو نیست.
‫خواهرم، چراغا برای توئه، اوکی؟

37:44.220 --> 37:45.970
‫راستش شاید برای همه بهتر باشه

37:46.050 --> 37:47.470
‫که بری داخل، و بار رو راه بندازی.

37:47.550 --> 37:49.810
‫من می‌خوام بیرون بمونم و چراغا رو درست کنم.

37:49.890 --> 37:51.930
‫نه! تو می‌خوای بیرون بمونی
‫و تو کار اونا دخالت کنی.

37:52.020 --> 37:53.020
‫من می‌تونم هر دو رو انجام بدم.

37:53.100 --> 37:54.440
‫نمی‌تونی. با من میای. بیا.

37:54.520 --> 37:57.860
‫گوش کن، باید همین الان این
‫قضیه‌ی «آوا» رو حل کنی.

37:58.440 --> 38:00.530
‫دوست فضولِ تو اشتباه نمی‌کنه.

38:00.610 --> 38:02.320
‫خب، کاش اینو به ما گفته بودی.

38:02.400 --> 38:07.200
‫فکر کنم دو هفته پیش یه پیام از من داری که
‫توش نوشته: «باید این قضیه‌ی آوا رو حل کنی.»

38:07.280 --> 38:10.290
‫شاید پیگیری کنی؟ سعی کنی یه
‫قدم بیشتر برداری. نظرت چیه؟

38:10.370 --> 38:13.330
‫من الان دارم برای غریبه‌ها
‫قاشق و چنگال می‌پیچم.

38:13.410 --> 38:15.170
‫ولی نه برای ما، استوارت.

38:15.250 --> 38:18.630
‫نگاه کن، این به تو بستگی داره
‫که پارامترها رو مشخص کنی.

38:18.710 --> 38:23.670
‫مثلاً، می‌تونی یه ساختار ایجاد کنی
‫که ملاقات‌های منظم سالانه داشته باشید.

38:23.760 --> 38:26.090
‫مثلاً اون سانتاست؟ ما
‫نمی‌تونیم با اون رقابت کنیم.

38:26.180 --> 38:29.140
‫خیل خب، یا ماهانه، مثل پرداخت قسط ماشین.

38:29.220 --> 38:31.890
‫تهدید کمتری برای غرور شکننده‌ی تو.

38:31.970 --> 38:35.980
‫به هر حال، فایده‌اش اینه که یه بزرگسالِ
‫مهربون دیگه تو زندگی بچه‌تون هست.

38:36.060 --> 38:37.690
‫خب، این می‌تونه خوب باشه.

38:37.770 --> 38:39.440
‫آره، اگه فکر می‌کنی سریال های تخمی خوبن.

38:39.520 --> 38:40.610
‫اوه، پسر.

38:40.690 --> 38:42.690
‫برگشتم. ازم چشم برداشت.

38:42.780 --> 38:47.530
‫گوش کن، وقتی من «متیو» رو به دنیا
‫آوردم، غریزه‌ی مادری‌ام انقدر قوی شد

38:47.610 --> 38:50.740
‫که وقتی پرستار اومد تا بچه رو حموم بده،

38:50.830 --> 38:54.370
‫من مثل یه حیوان وحشی بهش حمله
‫کردم. گازش گرفتم، مزه‌ی خون رو چشیدم.

38:54.450 --> 38:55.660
‫خدا.

38:55.750 --> 39:00.250
‫نکته اینه که رها کردن این
‫بچه برای «آوا» خیلی سخته.

39:00.840 --> 39:03.960
‫و اگه شماها حتی یه ذره هم در رو باز بذارید،

39:04.050 --> 39:07.130
‫اون برای همیشه تو زندگی‌تون خواهد بود.

39:08.220 --> 39:10.180
‫هیچ راه درست یا غلطی
‫برای انجام این کار نیست.

39:10.260 --> 39:13.310
‫استوارت، شما پدر و مادر هستید؟

39:13.390 --> 39:15.730
‫- نه.
‫- پس نظر زیادی داری.

39:15.810 --> 39:17.190
‫شنیدم تو پرستار بچه‌ای.

39:17.270 --> 39:19.190
‫این بچه خیلی خوشبخته.

39:19.270 --> 39:22.570
‫فکر کنم از این موضوع فرار می‌کردم
‫چون می‌ترسیدم اگه بگم واقعاً چی می‌خوام،

39:22.650 --> 39:25.740
‫خودخواهانه به نظر برسه. و این اصلاً شبیه من نیست.

39:25.820 --> 39:27.910
‫- می‌دونم.
‫- ولی صادقانه بگم،

39:28.490 --> 39:31.950
‫خوشحال می‌شم سالی یه بار یه
‫عکس و یه خبر ازش براش بفرستم.

39:32.580 --> 39:34.910
‫ولی نمی‌خوام «آوا» درگیر باشه.

39:36.410 --> 39:37.790
‫این خانواده‌ی ماست.

39:38.370 --> 39:40.330
‫عزیزم، در مورد این موضوع
‫خیلی شور و اشتیاق داری.

39:41.000 --> 39:42.090
‫آره.

39:43.550 --> 39:44.960
‫می‌خوایم فقط ما دو نفر باشیم.

39:45.050 --> 39:46.090
‫ما سه نفر.

39:47.260 --> 39:48.340
‫باید بریم و بهش بگیم.

39:48.430 --> 39:49.930
‫- بهم خبر بده چطور پیش میره.
‫- اوکی.

39:50.010 --> 39:51.010
‫اوکی.

39:53.720 --> 39:54.720
‫از این راضی هستی؟

39:55.810 --> 39:56.810
‫نه.

40:00.520 --> 40:01.520
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

40:02.610 --> 40:03.690
‫تفنگ داری؟

40:03.770 --> 40:05.030
‫خیل خب. آروم باش پاول.

40:05.610 --> 40:09.070
‫سلام، ما دنبال یه کراوات و یه
‫دستمال جیبی با این رنگ هستیم لطفاً.

40:10.360 --> 40:11.530
‫من عاشق دستمال جیبی‌ام.

40:11.620 --> 40:14.580
‫انگار کت و شلوارت داره به مردم چشمک می‌زنه.

40:14.660 --> 40:16.080
‫شماها اینجا چیکار می‌کنید؟

40:16.160 --> 40:17.580
‫ما استایل عالی‌ای داریم.

40:18.160 --> 40:20.120
‫جیمی مثل «آقای راجرز» لباس می‌پوشه.

40:21.000 --> 40:22.790
‫ببخشید، این نقل قول مستقیم از گبی بود.

40:22.880 --> 40:24.290
‫آقای راجرز؟

40:24.380 --> 40:26.300
‫- دارم خجالت می‌کشم.
‫- «فرد راجرز» می‌تونست اینو بگیره.

40:26.380 --> 40:30.430
‫اتفاقاً، عمه‌ی بزرگ من یه «آخر
‫هفته‌ی» گمشده با آقای راجرز داشت.

40:31.050 --> 40:33.350
‫می‌گفت اون یه روز خیلی خوب تو محله بود.

40:34.430 --> 40:36.640
‫پس محله واژن اون بود؟

40:37.350 --> 40:38.980
‫آره پاول، شاید هم باسنِ اون بوده!

40:39.060 --> 40:41.270
‫- پشمام.
‫- اون بیشتر شبیه یه کوچه تاریکه.

40:41.350 --> 40:43.810
‫شما دوتا هم بهتره برید یه
‫چرخی تو بقیه مغازه بزنید.

40:43.900 --> 40:46.020
‫- آره، من از همین‌جا شروع می‌کنم.
‫- آره، ما هم...

40:47.900 --> 40:49.150
‫لعنتی!

40:49.820 --> 40:50.990
‫دارمت

40:54.070 --> 40:55.080
‫کیرم تو این پارکینسون.

40:56.700 --> 40:58.540
‫آره واقعاً، کیرم تو پارکینسون.

41:00.370 --> 41:03.960
‫هی، راستی وقتی دارم عقدتون رو
‫می‌خونم، چیز خاصی هست که بخوای بگم؟

41:04.040 --> 41:06.000
‫چون من می‌تونم ساعت‌ها براتون روضه
‫بخونم، ولی می‌دونم که تو از این کار متنفری.

41:06.090 --> 41:08.380
‫پس فکر کنم کلاً در حد
‫ده بیست دقیقه تمومش کنم.

41:08.460 --> 41:09.670
‫فقط یه جمله حق داری بگی!

41:10.510 --> 41:12.930
‫اونم سعی کن خیلی لوس و رمانتیک نباشه.

41:13.010 --> 41:16.310
‫خب پس شما هم سعی کن یه داستانِ عاشقانه به این
‫قشنگی نداشته باشی که آدم دلش نخواد براش لوس شه!

41:17.350 --> 41:24.230
‫جیمی، وقتی تو ازدواج کنی، چنان
‫تلافی‌ای سرت دربیارم که حظ کنی.

41:26.150 --> 41:27.440
‫من دیگه هیچ‌وقت ازدواج نمی‌کنم.

41:30.150 --> 41:32.110
‫«هیچ‌وقت» زمانِ خیلی طولانی‌ایه پسر جون.

41:34.110 --> 41:35.490
‫من قبلاً نیمه‌ی گمشده‌مو پیدا کردم.

41:36.450 --> 41:39.240
‫یه دخترِ دسته‌گل هم داریم.
‫دیگه چی از خدا بخوام؟

41:40.200 --> 41:41.540
‫ببین، با رفتنِ آلیس به کالج، خیلی

41:41.620 --> 41:43.170
‫به این فکر کردم که قراره تنها بشم.

41:43.250 --> 41:46.460
‫رفقای نابی دارم، شغلم رو هم که عاشقشم.

41:46.540 --> 41:47.710
‫زندگیِ خوبیه.

41:50.130 --> 41:52.760
‫تازه یه نفر رو می‌شناسم که بیشترِ عمرشو تنها ‫گذرونده

41:52.840 --> 41:54.260
‫و به نظر میاد واقعاً ازش لذت برده.

41:55.140 --> 41:57.220
‫- کی؟
‫- تو دیگه، پفیوز!

41:58.970 --> 41:59.970
‫آره.

42:01.640 --> 42:04.140
‫هی! محض اطلاع می‌گم،

42:05.350 --> 42:06.730
‫اینا اصلاً کمربند ندارن!

42:06.810 --> 42:08.980
‫- که واقعاً یه نقصِ بزرگ تو کارشونه.
‫- آره.

42:09.070 --> 42:11.240
‫دارن رسماً پولشون رو دور می‌ریزن، نه؟

42:11.740 --> 42:14.070
‫در ضمن، فروشنده گفت اون دستمال

42:14.150 --> 42:16.410
‫جیبی رو با اون رنگی که ما می‌خوایم ندارن.

42:16.490 --> 42:18.950
‫- خب؟
‫- ولی تو اون یکی شعبه‌شون دارن.

42:20.200 --> 42:23.000
‫من عمراً پامو تو شعبه‌ی
‫دوم یه بوتیک نمی‌ذارم.

42:26.960 --> 42:28.750
‫باورم نمیشه منو رد کرد.

42:28.840 --> 42:30.210
‫خب، پشیمون میشه.

42:30.880 --> 42:33.470
‫می‌تونم به پسرعموم «شیموس» پیام بدم. اون میگادش.

42:38.260 --> 42:39.470
‫شاید بهتر باشه یه کم بیخیالِ این فاز بشی.

42:40.760 --> 42:43.680
‫یعنی خیلی ضایع‌ست، ولی خب
‫همیشه می‌تونم همین دور و برا برم کالج.

42:43.770 --> 42:46.980
‫داری چیکار می‌کنی؟ من با مربی حرف
‫زدم. تو بودی که بهش جواب رد دادی!

42:47.060 --> 42:48.560
‫بهم دروغ گفتی؟

42:48.650 --> 42:52.150
‫نه، بهت دروغ نمی‌گفتم. داشتم تمرین
‫می‌کردم که چجوری به بابام دروغ بگم!

42:53.190 --> 42:56.610
‫پس صد در صد بخشیده شدی. بهت
‫افتخار می‌کنم؛ مخصوصاً به دروغات!

42:57.490 --> 42:59.780
‫نمی‌فهمم. تو که خودت اینو می‌خواستی.

42:59.870 --> 43:03.120
‫وقتی باهاش حرف زدم، یادم اومد که شماها
‫چقدر همیشه پشتم بودید و برام مایه گذاشتید.

43:03.200 --> 43:08.290
‫همیشه همین‌طوری بودید. شاید هنوز آمادگیِ
‫اینو ندارم که این حسِ امنیت رو ول کنم و برم.

43:08.830 --> 43:10.790
‫منظورم رو که می‌فهمی، خودت هنوز
‫داری تو حیاطِ خونه زندگی می‌کنی!

43:10.880 --> 43:12.550
‫من تو حیاط زندگی نمی‌کنم!

43:13.300 --> 43:14.510
‫اونجا یه «سوئیت کوچیک» واسه خودمه.

43:14.590 --> 43:17.220
‫- میشه لطفاً آدم‌فروشی نکنی و به بابا چیزی نگی؟
‫- آلیس، نمی‌دونم والّا...

43:17.300 --> 43:19.930
‫شان، بیخیال دیگه، مامانم مرده!

43:20.890 --> 43:23.180
‫شرمنده، دیگه این فیلم‌ها جواب نمیده.

43:25.020 --> 43:26.020
‫خواهش می‌کنم!

43:27.690 --> 43:29.440
‫خیلی خب، باشه. چیزی نمی‌گم.

43:29.520 --> 43:33.280
‫امیدوارم واقعاً نگی، چون هیچ‌چیزی تو دنیا نیست
‫که شیموس بیشتر از «آدم‌فروش» ازش متنفر باشه.

43:34.780 --> 43:38.070
‫البته به جز خاندان سلطنتی؛
‫چون اون به شدت فازِ سیاسی داره!

43:38.660 --> 43:41.160
‫ببخشید که جشن مجردی‌ت فقط شد پرو کردن لباس و

43:41.240 --> 43:43.160
‫لیست کردنِ همه‌یِ پسرایی که باهاشون تیک زده بودی.

43:43.240 --> 43:46.500
‫- البته آمارِ خیره‌کننده‌ای بود، دمت گرم.
‫- مرسی. دهه‌ی ۷۰ خوش می‌گذشت دیگه.

43:46.580 --> 43:48.710
‫می‌دونی، حتی نشد اون خاطره رو برات بگم...

43:48.790 --> 43:52.540
‫که رفتم یه جشن مجردی، بعد پسره که
‫داشت برامون می‌رقصید، پسرِ دوستم بود!

43:53.170 --> 43:57.010
‫باید خیلی موقعیتِ چندشی می‌شد، ولی
‫راستشو بخوای من خیلی هم حال کردم.

43:57.720 --> 43:59.380
‫تمام مدت هم چشم تو چشمِ من بود.

43:59.470 --> 44:01.140
‫به نظر میاد همین الان خاطره‌شو کامل گفتی!

44:01.220 --> 44:05.850
‫هنوزم به اون جوون فکر می‌کنم. از
‫خاطره‌ش استفاده می‌کنم، اگه بفهمی چی می‌گم!

44:05.930 --> 44:08.020
‫من مشکلی ندارم که جشنم تموم شه.

44:08.100 --> 44:09.390
‫جیمی رفت خونه.

44:09.480 --> 44:14.940
‫و اون نیمه‌یِ گم‌شده‌هاتون هم که اسمشون
‫یادم نمی‌مونه، رفتن مغازه‌ی کمربند فروشی.

44:15.030 --> 44:16.280
‫تو اسمشون رو بلدی.

44:16.360 --> 44:18.200
‫واقعاً بلد نیستم.

44:18.280 --> 44:19.360
‫اسمشون رو بگو.

44:20.410 --> 44:22.160
‫خیلی خب. اصلاً کراوات و دستمال جیبی‌ت کجاست؟

44:23.780 --> 44:25.200
‫یالا دیگه مشتی.

44:25.870 --> 44:27.120
‫آخه کی به این چیزا اهمیت می‌ده؟

44:27.790 --> 44:30.250
‫ما تو خونه‌ی لیزیم، نه
‫تو کلوپ شبانه‌ی کوپاکابانا!

44:31.080 --> 44:32.880
‫این کارا واقعاً اضافیه.

44:33.670 --> 44:36.630
‫- پاول...
‫- نه، نه، نه. راست میگه.

44:36.710 --> 44:39.840
‫می‌تونیم بریم محضر، بعدشم بیایم همین‌جا...

44:39.930 --> 44:43.430
‫نمی‌دانم، همه‌مون یه پیتزایی چیزی
‫بخوریم. دردسرش هم خیلی کمتره.

44:43.510 --> 44:46.060
‫دقیقاً. دمت گرم.

44:47.520 --> 44:48.560
‫من تو ماشین منتظرتم.

44:53.360 --> 44:55.360
‫اون دقیقاً همون چیزی رو گفت
‫که من دلم می‌خواست بشنوم،

44:55.440 --> 44:59.070
‫ولی حس کردم یه جای کار می‌لنگه و
‫تهِ دلش یه چیزی هست که خوب نیست.

44:59.150 --> 45:00.360
‫آخه چه مرگته تو؟

45:00.450 --> 45:02.160
‫ناراحتی چون مجبور شدی
‫یه کراوات و دستمال بخری؟

45:02.240 --> 45:05.580
‫تو اونجا نبودی. جیمی داشت با شخصیتِ
‫«آقای راجرز» فانتزی‌های جنسی می‌ساخت!

45:05.660 --> 45:08.200
‫اون دِرِک‌ها هم یه بند داشتن حرف می‌زدن.

45:08.290 --> 45:10.160
‫می‌دونستم که اسمشون رو بلدی!

45:11.080 --> 45:13.460
‫ببین، می‌دونم که من تا خرخره
‫تو کارای عروسیِ شما فرو رفتم،

45:13.540 --> 45:16.670
‫و هرچقدر هم که عاشقِ
‫رقصیدن با این سفیدپوست‌ها باشم،

45:16.750 --> 45:18.800
‫واقعاً فکر می‌کنی همه‌ی
‫اینا فقط به خاطرِ منه؟

45:18.880 --> 45:20.550
‫- یعنی انقدر احمقی؟
‫- تو چی؟

45:20.630 --> 45:22.930
‫فکر کردی اگه نمی‌فهمیدم جولی خودش
‫اینو می‌خواد، من این همه دوندگی می‌کردم؟

45:23.010 --> 45:24.010
‫- واقعاً فکر کردی؟
‫- دختر،

45:24.090 --> 45:25.720
‫بعضی وقتا بد نیست بذاری من حرفِ آخرو بزنم.

45:25.800 --> 45:27.140
‫ببخشید. هیجان‌زده شدم.

45:27.220 --> 45:28.390
‫اینا همه‌اش کصشره.

45:29.770 --> 45:31.310
‫جولی اصلاً براش مهم نیست.

45:36.230 --> 45:37.230
‫ماشینش هم که نیست، رفته.

45:37.320 --> 45:38.480
‫امکان نداره.

45:40.990 --> 45:42.490
‫خیلی خب. می‌تونی بگی.

45:42.570 --> 45:43.950
‫عمراً!

45:45.910 --> 45:49.790
‫اون بهم گفت که برای تیم مناسب نیستم.

45:49.870 --> 45:52.660
‫میاد تو خونه‌ی خودمون و منو رد می‌کنه؟

45:52.750 --> 45:55.880
‫بیخیال. می‌دونی چیه؟ اصلاً
‫برام مهم نیست. گذشتم ازش.

45:57.040 --> 45:59.460
‫آره، ریدم تو «وسلین» و کالجش.

46:00.300 --> 46:01.300
‫بیا اینجا ببینم.

46:03.550 --> 46:07.010
‫داره دروغ می‌گه. آلیس خودش
‫بود که به مربی جواب رد داد.

46:07.100 --> 46:09.520
‫شان! قول داده بودی بهش نگی!

46:09.600 --> 46:12.390
‫آخه فکر نمی‌کردم این‌قدر اسکل
‫باشه که واقعاً حرفت رو باور کنه!

46:12.480 --> 46:16.270
‫کدوم مربیِ کالجی کلِ کشور رو پرواز می‌کنه
‫میاد این سرِ دنیا که فقط به یکی بگه «نه»؟

46:16.360 --> 46:18.190
‫یه مربیِ مهربون و محترم!

46:18.980 --> 46:21.650
‫- من... اصلاً چی داره می‌شه اینجا؟
‫- نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

46:21.740 --> 46:24.530
‫اون به این فکر کرد که چقدر دلش برای
‫همه‌مون تنگ میشه، و همین ترسوندش.

46:24.610 --> 46:27.070
‫میشه لطفاً برگردی به همون سوئیتِ تو حیاطت؟

46:27.160 --> 46:29.790
‫هی، وایسا ببینم!
‫شان می‌تونه بمونه. اونم بخشی از این خانواده‌ست.

46:30.620 --> 46:32.000
‫ایول.

46:32.080 --> 46:33.080
‫هی...

46:35.540 --> 46:38.750
‫من فقط فکر می‌کنم هنوز
‫آمادگیِ رفتن رو ندارم.

46:39.800 --> 46:41.460
‫می‌دونم که آماده نیستم از پیشِ تو برم.

46:42.550 --> 46:43.970
‫خب، درکت می‌کنم.

46:46.130 --> 46:47.760
‫اشکالی نداره اگه هنوز
‫آماده نیستی، می‌دونی که؟

46:47.850 --> 46:49.010
‫اگه زمانِ بیشتری لازم داری،

46:49.510 --> 46:52.100
‫می‌تونی همین‌جا خونه بمونی و تو
‫همین دانشگا‌هایِ دور و بر درس بخونی.

46:53.230 --> 46:54.230
‫مرسی بابا.

46:54.890 --> 46:57.810
‫این دیگه تهِ کصشر بود جیمی!
‫این کصشرای تو از مالِ اونم بدتره!

46:57.900 --> 47:00.400
‫خودت می‌دونی که اون از پسش
‫برمیاد. تو فقط نمی‌خوای که اون بره.

47:00.980 --> 47:02.530
‫لعنتی! تازه داشتم به عنوانِ
‫خانواده قبولِت می‌کردما!

47:03.190 --> 47:06.950
‫از همین الان از خانواده اخراجی.
‫برگرد به همون سوئیتِ تو حیاط.

47:07.030 --> 47:10.370
‫باورم نمیشه پاول راست
‫می‌گفت و اون حسِ ششمش واقعیه.

47:10.450 --> 47:12.740
‫حالا باید با ناز و عشوه بهش چشمک بزنم.

47:12.830 --> 47:14.250
‫چی داری میگی تو؟

47:14.870 --> 47:18.420
‫هردوتون از اینکه به جلو حرکت کنید می‌ترسید،
‫ولی می‌دونید که باید این کار رو بکنید.

47:20.210 --> 47:23.420
‫کیر توش. همه‌ی ما باید این کار رو بکنیم.

47:23.510 --> 47:25.760
‫باید دسته جمعی حمله کنیم بهش؟
‫فکر کنم باید دسته جمعی حمله کنیم.

47:25.840 --> 47:29.140
‫خیلی دلم می‌خواد این کار
‫رو بکنم، ولی خب راست میگه.

47:30.430 --> 47:31.430
‫و این خیلی رو مخه.

47:33.970 --> 47:35.680
‫بچه جون، تو از پسِ رفتن به کالج برمیای.

47:36.600 --> 47:38.770
‫بعد از همه‌ی این چیزایی که با هم پشت سر
‫گذاشتیم، رفتن به کالج برات مثل آب خوردنه.

47:40.150 --> 47:42.110
‫از خیلی جهات، تو الان هم یه
‫جورایی رو پای خودت زندگی کردی.

47:43.150 --> 47:44.690
‫من یه جورایی تو رو برای این آماده کردم.

47:45.280 --> 47:46.530
‫شاید از اول هم نقشه‌ی من همین بوده.

47:46.610 --> 47:48.740
‫نه. اما تلاشت قابل تقدیره.

47:50.120 --> 47:52.990
‫همه‌ی این آدمایی که از ترک کردنشون
‫می‌ترسی، همه‌شون همین‌جا می‌مونن و...

47:53.080 --> 47:55.410
‫گمشو بیرون متیو!

47:56.370 --> 47:57.540
‫آها، اینجایی.

47:57.620 --> 48:00.000
‫ببخشید. بیا بریم رفیق.
‫غذا برات تو خونه داریم.

48:00.080 --> 48:02.420
‫همین الان سرِ غذا خوردن تو خونه دعوام شد.

48:02.500 --> 48:04.670
‫خب آره. اون کیک عروسی بود.

48:06.300 --> 48:08.760
‫بیاین تو. راحت باشید.

48:11.140 --> 48:13.260
‫- لطفاً بشینید.
‫- عالیه. آره.

48:13.350 --> 48:15.640
‫هردوتون خیلی خوش‌تیپ به نظر
‫می‌رسید. از تیپتون خوشم اومد.

48:15.720 --> 48:16.730
‫ممنون.

48:16.810 --> 48:17.940
‫چه مناسبتیه؟

48:18.020 --> 48:20.520
‫شاید ۴۵ دقیقه دیگه بریم یه عروسی.

48:21.810 --> 48:26.740
‫امیدوارم یا اتفاق بیفته، یا به
‫شکل خیلی دراماتیکی اتفاق نیفته.

48:27.320 --> 48:28.780
‫چقدر باحال!

48:29.450 --> 48:31.820
‫مامان و بابای من هیچ‌وقت
‫با هم به جایی نمی‌رفتن.

48:31.910 --> 48:35.160
‫تا حالا اون زوجایی رو دیدی
‫که معلومه نباید با هم ازدواج کنن،

48:35.240 --> 48:37.700
‫ولی برای همیشه با هم
‫می‌مونن چون طلاق گناهه؟

48:38.660 --> 48:40.250
‫خیلی خب. دوباره برگشتیم به بحثِ خدا و اینا.

48:40.330 --> 48:43.290
‫ببخشید. احتمالاً نیومدی اینجا
‫که داستان بچگیِ منو بشنوی.

48:43.380 --> 48:44.380
‫نه.

48:47.130 --> 48:48.630
‫پس در مورد چی می‌خواستید حرف بزنید؟

48:57.390 --> 48:59.310
‫من فضا رو عجیب کردم. گاهی این کارو می‌کنم.

48:59.390 --> 49:01.560
‫- منم این کارو می‌کنم.
‫- اونم می‌کنه.

49:02.480 --> 49:06.190
‫فقط خواستم بگم، خانواده‌ی شما خیلی خاصه.

49:06.900 --> 49:09.440
‫و من خوش‌شانسم که حتی
‫یه ذره هم جزئی ازش باشم.

49:10.570 --> 49:12.660
‫واقعاً ازتون ممنونم.

49:14.280 --> 49:17.240
‫ببخشید، دیگه حرفم تموم شد. نوبت شماست.

49:20.250 --> 49:22.830
‫خب، چطور پیش رفت؟

49:22.920 --> 49:24.040
‫می‌دونی...

49:24.880 --> 49:26.670
‫من خراب کردم. فقط یه جمله گفتم،

49:26.750 --> 49:28.590
‫و ازش خواستم بقیه‌ی عمرشو با ما بگذرونه.

49:28.670 --> 49:29.670
‫نه!

49:29.760 --> 49:31.380
‫اون گفت که من خوش‌تیپ به نظر می‌رسم!

49:31.470 --> 49:34.850
‫و خانواده‌اش هم ناراحت بودن،
‫و گفت که از تیپم خوشش اومده.

49:34.930 --> 49:37.060
‫و می‌دونی که من همیشه در
‫مورد این ژاکت دو دل بودم.

49:37.140 --> 49:40.640
‫همونطور که از فاجعه‌ی «وینی پوئه»
‫فهمیدیم، اون رسماً سلیقه‌ی بدی داره.

49:41.270 --> 49:42.350
‫می‌دونم چی می‌خوای بگی.

49:42.440 --> 49:45.060
‫که من ضعیفم و لیاقت این بچه رو ندارم.

49:46.400 --> 49:50.110
‫فقط «آوا» خیلی...

49:53.820 --> 49:56.160
‫تنهاست، می‌دونی.

49:58.410 --> 49:59.410
‫تو...

50:01.410 --> 50:02.920
‫یه مردِ ضعیفی.

50:03.620 --> 50:05.880
‫می‌دونم، می‌دونم. ریدم.

50:07.210 --> 50:09.050
‫من هم همین کار رو می‌کردم.

50:10.880 --> 50:12.010
‫واقعاً؟

50:12.930 --> 50:14.720
‫بدیش اینه که ما آدمای خیلی خوبی هستیم.

50:14.800 --> 50:16.140
‫می‌دونم. درسته؟

50:16.220 --> 50:17.550
‫هنوز نه، مشکل‌سازهای مست!

50:17.640 --> 50:18.680
‫تو از کجا پیدات شد؟

50:19.390 --> 50:22.310
‫چی؟ دیوونه شدی؟ گفتم پنیر نرم نباشه!

50:22.390 --> 50:23.940
‫چطوری واکی تاکی داری؟

50:24.020 --> 50:25.190
‫با کی داری حرف می‌زنی؟

50:25.270 --> 50:27.770
‫ببین، فقط ۵۰-۵۰ احتمال
‫داره که مهمونای ویژه‌مون بیان.

50:27.860 --> 50:29.860
‫ولی ما به هر حال یه عروسی خواهیم داشت.

50:29.940 --> 50:32.530
‫لیز، اگه مجبور باشم، با تو ازدواج می‌کنم.

50:34.700 --> 50:37.320
‫خب، حالا دیگه امیدوارم پاول و جولی نیان!

50:37.410 --> 50:39.450
‫می‌دونم. همه‌مون می‌دونیم.

50:40.080 --> 50:42.830
‫اون یکی رو نخور، اون برای
‫منه. این کوچولو رو بردار.

50:49.750 --> 50:51.420
‫قصد داری با همین لباس بیای؟

50:52.420 --> 50:54.090
‫این باعث میشه حس کنم
‫علاقه‌ای به این کار نداری.

50:55.970 --> 50:57.470
‫هی،

50:57.550 --> 50:59.890
‫فکر کردم هیچ‌کدوممون
‫به این چیزا اهمیت نمی‌دیم؟

50:59.970 --> 51:02.810
‫منم اهمیت نمی‌دادم. من...

51:04.430 --> 51:07.940
‫ولی بعد اون لباس رو پرو کردم، و قشنگ بود.

51:08.940 --> 51:10.940
‫به علاوه، جشن مجردی ۱۵ دقیقه‌ایِ من،

51:11.020 --> 51:14.070
‫فقط در مورد همه‌ی پسرایی
‫که باهاشون بودم نبود.

51:14.150 --> 51:15.280
‫ببخشید؟

51:17.160 --> 51:23.370
‫بهشون گفتم چطوری با هم آشنا شدیم، و در مورد
‫اولین قرارمون تو اون رستوران ایتالیایی.

51:23.450 --> 51:25.910
‫و اینکه نفهمیده بودیم اونجا
‫یه بارِ کارائوکه هم هست،

51:26.000 --> 51:29.920
‫و اینکه چطوری آهنگ "خسوفِ کاملِ دل"
‫رو با صدای بلند و در حدِ حرف زدن خوندی.

51:30.790 --> 51:33.920
‫و اونا داشتن با تعجب و
‫ذوق‌زدگی نگاه می‌کردن، و من فقط...

51:34.010 --> 51:37.680
‫من فقط مجذوب شدم. و
‫من... خدای من. من فقط...

51:37.760 --> 51:40.220
‫حس می‌کنم... حس می‌کنم خیلی احمقم.

51:40.300 --> 51:43.270
‫نه. تو احمق نیستی.

51:44.100 --> 51:47.730
‫من به خودم قول دادم که از
‫زندگی نهایت لذت رو ببرم، و...

51:50.230 --> 51:51.570
‫اما متأسفانه،

51:52.770 --> 51:55.070
‫چیزی که من بیشتر از
‫همه تو زندگی دوست دارم...

51:57.070 --> 51:58.240
‫یه آدمِ عوضی بودنه.

51:58.990 --> 52:00.240
‫تو هم که تو این کار عالی هستی.

52:00.320 --> 52:02.950
‫نمی‌تونم متوقفش کنم. نمی‌تونم.

52:04.330 --> 52:06.790
‫چیزی که باید بهش پی می‌بردم این بود که

52:07.830 --> 52:09.210
‫ما الان اینجا چی داریم.

52:11.040 --> 52:12.420
‫تو. من.

52:17.300 --> 52:18.930
‫این ارزش جشن گرفتن رو داره.

52:21.180 --> 52:25.060
‫یعنی ممکنه ۵۰ سالِ بعدی رو با هم بگذرونیم.

52:25.890 --> 52:26.890
‫چی؟ همین؟

52:26.980 --> 52:29.690
‫خب پس احتمالاً می‌میری،
‫و من با یکی دیگه آشنا می‌شم.

52:32.900 --> 52:34.360
‫یه چیزی رو فراموش کردم.

52:46.040 --> 52:49.540
‫آیا با من ازدواج می‌کنی...

52:51.580 --> 52:53.040
‫...تا ۱۵ دقیقه دیگه؟

52:58.840 --> 53:00.130
‫آره.

53:00.220 --> 53:01.220
‫- آره؟
‫- آره.

53:10.730 --> 53:13.610
‫پس یه عروسیِ یهویی، ها؟ جولی بارداره؟

53:13.690 --> 53:15.820
‫می‌دونستم نباید دعوتت می‌کردم.

53:16.530 --> 53:19.570
‫کادوی عروسیِ من به بابام اینه
‫که شوهرم «دیو» رو نیاوردم.

53:19.650 --> 53:21.320
‫این رو نمیشه روش قیمت گذاشت.

53:22.870 --> 53:24.370
‫خیلی برام ارزش داشت که اومدی.

53:24.450 --> 53:25.660
‫البته که اومدم.

53:26.540 --> 53:28.080
‫تو باید هر آخر هفته ازدواج کنی.

53:28.700 --> 53:30.830
‫من می‌خوام هر چقدر که
‫می‌تونم با تو وقت بگذرونم.

53:34.790 --> 53:35.790
‫مختصر و مفید باشه، اوکی؟

53:35.880 --> 53:38.210
‫باشه. اگه بخوای... می‌تونیم
‫بغل و بوس هم بکنیم، می‌دونی؟

53:40.840 --> 53:43.180
‫من مدت زیادیه که به تنهایی به عروسی نرفتم.

53:43.260 --> 53:44.640
‫- آره.
‫- یه جورایی باحاله.

53:45.220 --> 53:46.890
‫لازم نیست اینجا یه مادرِ متاهل باشم.

53:46.970 --> 53:50.680
‫شاید زیاد مشروب بخورم. شاید
‫از یه غریبه بخوام که باهاش برقصم.

53:50.770 --> 53:53.940
‫شاید حتی یه کم هم ناز و عشوه بیام.

53:54.020 --> 53:55.400
‫می‌خوای یه امتحانی بکنی؟

53:55.480 --> 53:56.480
‫باشه.

53:56.570 --> 53:59.320
‫هی، بابایی من داماده.

54:00.360 --> 54:01.530
‫بابایی تو چطوریه؟

54:03.950 --> 54:05.570
‫بد نبود... می‌دونی؟ خوب بود.

54:05.660 --> 54:07.120
‫- عادت می‌کنی.
‫- آره.

54:07.200 --> 54:09.330
‫شاید فقط کمتر بگی «بابایی».

54:10.040 --> 54:11.830
‫- من شروع می‌کنم به مشروب خوردن.
‫- باشه.

54:12.660 --> 54:14.790
‫- خوش بگذره.
‫- آره. بله. نه، می‌فهمم.

54:14.880 --> 54:17.960
‫بله، می‌فهمم که چطور ممکنه
‫به نظر بیاد که من تعهدی ندارم.

54:18.050 --> 54:19.840
‫مربی «وسلین» بود. من ریدم تو همش.

54:19.920 --> 54:22.930
‫کارتِ مامانِ مرده. آخرین
‫باره که ازش استفاده می‌کنم.

54:24.470 --> 54:25.890
‫محکم بازی کن.

54:27.430 --> 54:28.470
‫قضیه اینه که،

54:29.430 --> 54:33.190
‫در مورد رفتن وسواس فکری پیدا
‫کردم چون مامانم خیلی وقت پیش نمرد.

54:33.270 --> 54:34.350
‫بیشتر، بیشتر، بیشتر.

54:34.440 --> 54:38.320
‫آره، آره. از وقتی مامان رو
‫از دست دادیم، یه کم آشفته شدم.

54:38.400 --> 54:39.650
‫مامان؟

54:41.280 --> 54:42.690
‫این خیلی مهربونیه از طرف شما.

54:42.780 --> 54:44.030
‫پشیمون نمیشید.

54:44.110 --> 54:46.530
‫خیلی ممنونم. نمی‌تونم صبر کنم. مرسی.

54:47.240 --> 54:48.450
‫من دارم میرم «وسلین»!

54:49.620 --> 54:51.950
‫خیلی خب! داریم این مراسم رو شروع می‌کنیم.

54:52.040 --> 54:54.710
‫پس لطفاً سر جاهاتون بشینید.

54:55.830 --> 54:57.130
‫ایول، از سخنرانی‌های باحال خوشت میاد؟

55:09.430 --> 55:12.600
‫خب، بیا شروع کنیم.
‫نمی‌خوای بشینی؟

55:13.640 --> 55:16.270
‫من دارم تو رو به دستِ داماد می‌سپارم.
‫چون بابات که هیچ‌وقت پیداش نشد.

55:17.150 --> 55:18.770
‫من همیشه از اینکه اون مُرده خوشحال بودم،

55:18.860 --> 55:22.400
‫ولی الان دیگه واقعاً از ته دل خوشحالم.

55:43.670 --> 55:46.180
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- هیچی، فقط یه حشره بود.

55:48.220 --> 55:49.680
‫عالیه.

55:50.930 --> 55:52.850
‫بدو برو اون تو. برو دیگه.

56:00.480 --> 56:01.520
‫دوستت دارم.

56:04.110 --> 56:05.740
‫لطفاً همگی بشینید.

56:06.950 --> 56:11.870
‫کوتاهی کردم اگه همین الان یه لحظه
‫وقت نذارم تا یادآوری کنم که درست تو همین لحظه،

56:11.950 --> 56:14.240
‫در جای‌جای این کشور پهناورِ ما،

56:14.330 --> 56:16.500
‫خربزه‌ها مجبورن...
‫- خربزه‌ها؟!

56:16.580 --> 56:21.460
‫...که عروسی‌های مجلل و بزرگی بگیرن
‫و دورشون پر از دوست و فامیل باشه.

56:22.670 --> 56:24.050
‫چون اونا نمی‌تونن «طالبی» (فرار برای ازدواج) کنن.
‫( یه شوخی لغت‌بازی با کلمات مشابه )

56:24.590 --> 56:26.420
‫- واو.
‫- وای خدای من.

56:26.510 --> 56:28.220
‫تو اجازه دادی این مرد بکنه توت.

56:28.300 --> 56:29.590
‫آره، اصلاً بهش افتخار نمی‌کنم.

56:29.680 --> 56:30.680
‫بچه‌ها، من همین‌جام‌ها!

56:30.760 --> 56:33.890
‫البته می‌خوام از همه بابت
‫اومدنشون تشکر کنم و حالا...

56:33.970 --> 56:40.100
‫نخیر. تو جوکِ خربزه‌ات رو گفتی که
‫همه‌مون باهاش مورد عنایت قرار گرفتیم!

56:40.190 --> 56:41.230
‫بله.

56:41.310 --> 56:42.860
‫این همون تک‌جمله‌ات بود.

56:43.480 --> 56:46.070
‫نه پاول. اون خوش‌وبش بود، جمله نبود.

56:46.150 --> 56:47.740
‫بذارید جمله‌اش رو بگه!

56:47.820 --> 56:49.400
‫لازم داره. طفلکی لازم داره.

56:49.490 --> 56:50.860
‫بابا، انقدر لاشی بازی در نیار.

56:50.950 --> 56:52.240
‫بذار یه عبارتی بگه.

56:52.320 --> 56:54.620
‫- بذار حرف بزنه!
‫- من از هیچ‌کدومتون نمی‌ترسم.

56:54.700 --> 56:57.580
‫- باشه، باشه. ببین چی میگم...
‫- این... نه.

56:57.660 --> 56:59.790
‫فقط به خاطر من انجامش بده غولِ بزرگ، باشه؟

57:00.830 --> 57:01.830
‫باشه، قبول.

57:02.460 --> 57:03.790
‫- بنال.
‫- خیلی خب.

57:05.090 --> 57:08.130
‫ما امروز اینجا جمع شدیم تا
‫پاول و جولی رو تشویق کنیم؛

57:08.220 --> 57:14.560
‫کسایی که نمونه‌های زنده‌ی این هستن که عشق
‫رو میشه تو غیرمنتظره‌ترین زمان‌ها پیدا کرد.

57:14.640 --> 57:17.310
‫و در غیرمنتظره‌ترین مکان‌ها.

57:17.390 --> 57:18.390
‫ویرگول.

57:18.480 --> 57:20.520
‫که در مورد این دو نفر،

57:20.600 --> 57:23.690
‫یه مطبِ دکترِ سرد و بی‌روح بود،

57:23.770 --> 57:27.690
‫جایی که اولین بار چشماشون روی گوشیِ
‫پزشکیِ جولی، تو چشمای هم گره خورد.

57:27.780 --> 57:30.950
‫ویرگول. و با وجودِ کلی مانع،

57:31.030 --> 57:33.410
‫از جمله اخلاقِ پزشکی،

57:34.030 --> 57:37.870
‫اونا پیوندی برقرار کردن
‫که اونقدر عمیق و قوی بود

57:39.500 --> 57:46.500
‫که تونستن دیوارهای اون «قلعه‌ی تنهاییِ»
‫معروف رو یک بار برای همیشه خراب کنن.

57:47.090 --> 57:48.670
‫نقطه ویرگول.

57:48.760 --> 57:51.760
‫پس، پاول و جولی،

57:52.340 --> 57:58.850
‫خیلی ممنون که این لحظه و
‫عشقتون رو با همه‌ی ما تقسیم کردید.

57:59.770 --> 58:04.310
‫چون تک‌تکِ ما خیلی خوش‌شانسیم که
‫فرصت داریم متقابلاً بهتون عشق بورزیم.

58:07.940 --> 58:08.980
‫نقطه.

58:10.530 --> 58:12.990
‫بخورش. علامت تعجب.

58:19.580 --> 58:21.000
‫و حالا...

58:21.080 --> 58:22.620
‫آخ، یادم رفت، ببخشید.

58:22.710 --> 58:26.920
‫و حالا با قدرتی که از طرف
‫ایالت کالیفرنیا به من داده شده،

58:27.000 --> 58:28.130
‫من شما رو...

58:28.210 --> 58:31.050
‫همین‌جوری می‌خوای تمومش کنی؟
‫باشه. شما زن و شوهر هستید.

58:31.130 --> 58:33.800
‫می‌تونید برید جلو و حسابی همدیگه رو ببوسید.

58:33.880 --> 58:34.890
‫ایول!

58:35.640 --> 58:36.890
‫آره.

58:40.270 --> 58:41.730
‫- آره!
‫- باریکلا.

58:50.320 --> 58:52.780
‫هی یاروی بزرگ. من یه چیزی بهت بدهکارم.

58:55.860 --> 58:57.160
‫بهت که گفته بودم.

58:57.740 --> 59:02.500
‫پس داری بهم میگی که من یک سال
‫وقت دارم هر کی رو دلم خواست ببوسم؟

59:02.580 --> 59:04.620
‫من اصلاً همچین حرفی بهت نمی‌زنم.

59:04.710 --> 59:05.830
‫ولی من دارم بهت میگم!

59:07.420 --> 59:08.540
‫من که می‌دونم کی رو انتخاب می‌کنم.

59:11.340 --> 59:14.380
‫بی‌خیال بابا. اگه من اجازه داشتم خیانت کنم،
‫قطعاً «پدرو پاسکال» رو انتخاب می‌کردم...

59:14.470 --> 59:15.880
‫که البته اون شوهرِ خودمه.

59:19.720 --> 59:21.390
‫- این عالیه عزیزم.
‫- واقعاً؟

59:21.470 --> 59:22.980
‫آره، باورم نمیشه از پسش براومدی.

59:24.390 --> 59:25.940
‫دوستت دارم.

59:26.020 --> 59:27.810
‫وای خدای من. بالاخره گفتی.
‫خیلی عادی و نرمال گفتیش.

59:28.480 --> 59:30.150
‫- واو. باحال بود.
‫- آره.

59:30.730 --> 59:31.820
‫خب، الان دلم برای اون
‫مدلِ عجیب‌غریبت تنگ شد.

59:31.900 --> 59:35.320
‫می‌تونم عجیبش کنم‌ها. می‌تونم ادای شخصیت‌ها رو
‫دربیارم. مثلاً ادای «اسمیگل» (ارباب حلقه‌ها).

59:35.400 --> 59:36.660
‫همونو برو.

59:37.320 --> 59:40.580
‫دوستت دارم، عزیزِ من!

59:56.010 --> 59:57.630
‫می‌دونی، تو هم می‌تونی
‫همچین عشقی داشته باشی.

01:00:00.510 --> 01:00:01.720
‫من قبلاً داشتمش، پاول.

01:00:03.850 --> 01:00:08.020
‫اونقدر خوش‌شانس بودم که
‫تقریباً ۲۰ سال تجربه‌اش کنم.

01:00:08.100 --> 01:00:09.100
‫بنابراین...

01:00:10.440 --> 01:00:12.270
‫مطمئن نیستم دیگه بتونم روی دستِ اون بیارم.

01:00:14.610 --> 01:00:15.940
‫کارتِ «زنِ مُرده».

01:00:16.780 --> 01:00:19.360
‫حدس می‌زنم تو همونی بودی که به
‫آلیس گفتی دیگه از این کارت استفاده نکنه.

01:00:21.450 --> 01:00:25.000
‫ترسناکه، نه؟ اینکه بخوای
‫دوباره خودت رو واردِ گود کنی.

01:00:27.500 --> 01:00:28.920
‫یه لطفی در حقم بکن.

01:00:31.250 --> 01:00:32.590
‫مثل من نباش.

01:00:37.840 --> 01:00:39.680
‫انقدر که من صبر کردم، معطل نکن.

01:00:52.150 --> 01:00:53.440
‫هی، بابایی.

01:00:55.150 --> 01:00:56.690
‫- واو.
‫- می‌خوای برقصیم؟

01:00:57.440 --> 01:00:59.280
‫فکر کنم هنوز هم کلمه‌ی
‫«بابایی» خیلی زیاده‌رویه.

01:00:59.990 --> 01:01:02.240
‫باشه بابایی. یالا بابایی.

01:01:04.700 --> 01:01:06.080
‫این چه وضعیه آخه؟

01:01:38.860 --> 01:01:41.660
‫جری، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

01:01:41.740 --> 01:01:45.280
‫هی، انقدر ذوق‌زده نشو. من فقط عاشقِ کیکم.

01:01:45.370 --> 01:01:47.830
‫- چطوری خوش‌تیپ؟
‫- سلام.

01:01:48.450 --> 01:01:49.750
‫خب، داری با کی حرف می‌زنی؟

01:01:50.410 --> 01:01:51.750
‫- جری.
‫- کی؟

01:01:53.830 --> 01:01:54.840
‫جری دیگه.

01:02:00.340 --> 01:02:01.760
‫تو نمی‌بینیش، نه؟

01:02:11.980 --> 01:02:12.980
‫هوف...

01:02:13.730 --> 01:02:14.730
‫آره.

01:02:15.730 --> 01:02:35.730
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
