WEBVTT

00:01.000 --> 00:12.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:12.740 --> 00:14.910
‫- خدمت شما کورت. خواهش می‌کنم
‫- ممنون

00:14.910 --> 00:16.110
‫باز گند زدم

00:16.120 --> 00:19.830
‫تو تموم مصاحبه‌ها،
‫علت وقفه‌ی توی رزومه‌م رو می‌پرسن

00:19.830 --> 00:21.830
‫آخه چطوری بگم رفتم بازپروری و

00:21.830 --> 00:23.710
‫هفت سال کنار ننه‌م زندگی کردم؟

00:23.710 --> 00:27.590
‫خب بگو قبلاً تستر مواد مخدر بودی و
‫خونواده برات مهم بوده

00:27.590 --> 00:28.840
‫جدی گفتم‌ها!

00:28.840 --> 00:31.040
‫- خودم هم همچین آدمی رو استخدام نمی‌کردم
‫- این حرف رو نزن

00:31.040 --> 00:34.090
‫من پشتتم، باشه؟
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم

00:34.090 --> 00:35.510
‫پشتت هم هستم!

00:36.800 --> 00:38.930
‫- اصلاً هم پشتش نیستی
‫- معلومـه که هستم

00:38.930 --> 00:40.100
‫- نه،‌ نیستی
‫- چرا،‌ هستم

00:40.100 --> 00:43.640
‫حدود ۷ بار این رو گفتی و
‫هیچ‌کدوم‌شون هم از ته دل نبود

00:45.060 --> 00:46.520
‫بهش ظلم می‌کنی

00:47.480 --> 00:48.690
‫عوضی ظالمی هستی

00:48.690 --> 00:50.480
‫خیلی‌خب‌، باشه،
‫قضیه به این سادگی‌ها نیست

00:50.480 --> 00:52.530
‫معلومـه که دلم می‌خواد
خواهرم کار پیدا کنه اما

00:52.530 --> 00:56.000
‫به محض این که این اتفاق بی‌افته،
‫مامانم وبال گردنم میشه، برای همین...

00:56.000 --> 00:58.320
‫یه‌جورایی امیدوارم اگه هی بگم
‫«من پشتتم»،

00:58.320 --> 00:59.800
‫کم کم نیتم واقعی میشه

00:59.800 --> 01:02.290
‫موفق باشی آجی.
‫من پشتتم.

01:02.290 --> 01:04.230
‫بخورش بابا

01:05.580 --> 01:07.140
‫راه اداره که از این سمت نیست

01:07.140 --> 01:08.740
‫آره، خوب شد گفتی

01:08.740 --> 01:11.630
‫یادتـه اون روز ازت خواستم
‫سخنرانِ مهمانِ کلاسم باشی و

01:11.630 --> 01:13.510
گفتی حتی دامادت رو هم
به این کار ترجیح میدی؟

01:13.510 --> 01:15.930
‫- آره، قشنگ گفتم
‫- خیلی

01:16.680 --> 01:19.060
‫خب،‌ این حرفت رو یه جواب مثبت درنظر گرفتم

01:19.550 --> 01:20.760
‫داری من رو می‌دزدی؟

01:20.760 --> 01:22.220
‫نمی‌خواد این‌قدر بزرگش کنی

01:22.220 --> 01:26.020
‫فقط دارم برخلاف میلت،
قرض می‌گیرمت

01:27.190 --> 01:29.020
‫- من رو ببر خونه
‫- نه

01:30.220 --> 01:33.110
‫دِرِک، کیک قیفی خوردن
‫اصلاً با هدف پیاده‌روی سازگار نیست

01:33.110 --> 01:35.360
‫خب شاید بهتره تو پارکینگ نفروشنش،‌ جیمی

01:35.360 --> 01:36.700
‫بهش محل نده عشقم

01:36.700 --> 01:39.030
‫موقع ورزش هرچی دلت می‌خواد بخور

01:39.030 --> 01:41.600
‫خب، اگه چاپلوسی‌های لیز
‫واسه جبران کردن خیانتش تموم شد...

01:41.600 --> 01:42.768
‫خفه‌ت می‌کنم

01:42.793 --> 01:44.600
‫من و چارلی بچه پیدا کردیم!

01:45.500 --> 01:46.830
‫ایول! آخجون

01:46.830 --> 01:49.170
‫مامانه پنج ماهه بارداره برای همین
‫وقت آماده‌شدن داریم

01:49.170 --> 01:50.460
‫بچه هم دورگه‌ست و

01:50.460 --> 01:53.250
‫بهونه‌م واسه کنسل کردنِ
‫ برنامه‌های بعدم جور شد

01:53.250 --> 01:55.710
‫همیشه دلم یه بچه‌ی دورگه می‌خواست!

01:55.720 --> 01:57.090
‫راست میگه

01:57.090 --> 01:58.220
‫بچه مال تو نیست لیز

01:58.220 --> 01:59.590
‫می‌دونم

01:59.590 --> 02:00.930
‫خب، حرفت رو باور نمی‌کنم

02:00.930 --> 02:03.140
‫- نباید هم بکنی
‫- من هم نمی‌کنم

02:03.140 --> 02:06.660
‫بچه‌مون این طرز رفتارت رو دوست‌ نداره‌ها

02:09.310 --> 02:10.560
‫بگیر بشین پاول

02:11.230 --> 02:13.260
‫از دکتر رودز ممنونم که تشریف آوردن

02:13.260 --> 02:15.690
‫کاش نمی‌گفت دنیا همین الانش هم
‫پر از روانشناسـه و

02:15.690 --> 02:18.840
‫همه‌تون دارین وقت‌تون رو هدر میدین اما
‫همچین آدمیـه دیگه

02:18.840 --> 02:21.310
‫کسی سوالی نداره؟

02:21.910 --> 02:22.990
‫نوآ؟

02:22.990 --> 02:26.250
‫درمانِ شناختی رفتاری از
درمانِ انسان‌گرایانه بهتره؟

02:27.000 --> 02:29.330
‫- به سوالات احمقانه هم باید جواب بدم؟
‫- آره

02:30.250 --> 02:31.290
‫سوال خیلی خوبی بود

02:31.290 --> 02:33.320
‫جوابم بله هست

02:33.340 --> 02:34.340
‫بعدی؟

02:34.340 --> 02:35.590
‫تو. سوالت بهتر باشه.

02:35.590 --> 02:38.970
‫من کتاب‌تون رو خوندم. دوبار.
‫شما نابغه‌اید.

02:38.970 --> 02:40.090
‫حالا شد

02:40.090 --> 02:41.550
‫خب دیگه، پاچه‌خواری بسـه

02:42.220 --> 02:44.140
‫شایع‌ترین مسئله توی طباب‌تون چیـه؟

02:44.140 --> 02:46.430
‫خب، توی طبابت من اینـه که...

02:46.430 --> 02:50.020
‫بیمارها نمی‌تونن از سر راه خودشون بکشن کنار

02:50.020 --> 02:52.980
‫توی مشکلات خودساخته‌ی خودشون گیر می‌‌افتن

02:52.980 --> 02:55.860
‫خوشم نیومد که حرف آخرت رو
‫مستقیماً به من زدی اما

02:55.860 --> 02:57.650
‫خوشحال شدم که دارم این کار رو می‌کنم...

02:58.220 --> 03:00.640
‫همه کتاب دکتر رودزشون رو آوردن؟

03:00.640 --> 03:01.748
‫بله

03:01.773 --> 03:03.426
‫پس بریم تو کارش!

03:04.410 --> 03:06.490
‫نگاه کن.
‫اتاق پر از پاولـه.

03:06.490 --> 03:08.250
‫این رو قاب می‌کنم تو دفترم

03:08.250 --> 03:09.710
‫اصلاً برام مهم نیست

03:10.500 --> 03:12.000
‫عاشق این حرکت شدم

03:13.540 --> 03:16.380
‫خیلی‌خب.
‫اسمارتیزهات رو دیدم و

03:16.380 --> 03:20.870
‫و مبلغ رو، سه تا آب‌نبات صورتی
افزایش میدم

03:21.550 --> 03:23.140
‫به جیب من نمی‌خوره

03:23.140 --> 03:24.140
‫من هم همین‌قدر میدم

03:24.930 --> 03:26.260
‫سه تا بی‌بی.
‫تو چی داری؟

03:26.260 --> 03:27.470
‫بوم!

03:27.470 --> 03:28.560
‫هیچی

03:28.560 --> 03:30.060
‫از کجا فهمیدی بلوف زدم؟

03:30.060 --> 03:31.190
‫یه نشونه‌ی عجیب داری

03:31.190 --> 03:33.400
‫هردفعه که می‌فهمی دارم می‌بَرَمت

03:33.400 --> 03:35.060
‫انگار داری بهم افتخار می‌کنی

03:35.060 --> 03:37.320
‫پوکر بازی سختیـه خب.
‫واقعاً هم بهت افتخار می‌کنم.

03:37.320 --> 03:39.360
‫خورخه تو پادگان همیشه جیبم رو خالی می‌کرد

03:39.360 --> 03:41.700
‫آره چون گوز هم از قمار حالیت نیست داداش

03:42.070 --> 03:45.280
‫خوشحالم که می‌بینم می‌خندی رفیق.
‫حالت چطوره؟

03:45.280 --> 03:46.490
‫خوبم

03:46.490 --> 03:49.270
‫این چندهفته‌ که پیش رفیقمم و
‫توی کامیونش کار می‌کنم،

03:49.270 --> 03:52.360
‫باعث شد بفهمم که تو زندگیم فقط
روزمرگی کم داشتم

03:52.870 --> 03:54.140
‫به‌خاطرش ازش ممنونم

03:54.140 --> 03:57.720
‫یکی این لطف رو بهم کرده.
‫من هم فقط دارم منتقلش می‌کنم.

03:58.960 --> 04:00.630
‫بیخیال بچه‌ها،
‫احساساتی نشیم

04:00.630 --> 04:03.130
‫- من که خوبم
‫- خودم رو میگم شاون

04:03.130 --> 04:06.000
‫جمع آبجو و رفقا و پاسورها که جمعـه.
‫یکی پخش کنه.

04:10.040 --> 04:14.330
‫« چندوقتی میشه خبری ازت نیست لوئیز،
‫چه‌خبر؟ »

04:17.190 --> 04:18.340
‫« همه‌چی مرتبـه فقط سرم شلوغـه »

04:23.380 --> 04:25.550
‫« سامر »

04:26.320 --> 04:27.570
‫- سلام
‫- سلام

04:27.580 --> 04:29.580
‫امشب باهام میای بریم پیتزا بخوریم

04:29.580 --> 04:31.750
‫نه، شام خوردم

04:31.750 --> 04:35.060
‫بعدش هم، همین حالا کِرِم و این‌چیزا زدم و
‫پاستیل خوردم

04:35.060 --> 04:36.210
‫بیخیال

04:36.210 --> 04:38.380
‫فقط یه بار با این طرف رفتم بیرون

04:38.380 --> 04:40.960
‫اگه دست و پام رو ببنده و
‫پرتم کنه تو وانتش چی؟

04:40.960 --> 04:42.760
‫چه جذاب

04:42.760 --> 04:43.970
‫باشه، میام

04:43.970 --> 04:46.390
‫اما باید صدتا نون سیر برام بگیری

04:46.390 --> 04:47.780
‫باشه، عالیـه

04:47.780 --> 04:49.410
‫دوستت دارم.
‫فعلاً.

04:52.140 --> 04:53.770
‫- سلام، رفیق شاونی؟
‫- سلام

04:53.770 --> 04:55.020
‫بازی رو اون پشت می‌بینن

04:55.020 --> 04:58.080
‫نه، راستش اومدم با آلیس بریم پیتزا بخوریم

04:59.070 --> 05:00.150
‫جداً؟

05:00.780 --> 05:04.610
‫آخه قیافت عین آدم‌گنده‌هاست

05:05.110 --> 05:06.480
‫مگه چندسالتـه؟ ۳۷؟

05:06.480 --> 05:07.880
‫نه آقا، ۱۷ سالمـه

05:07.880 --> 05:09.350
‫وای

05:09.370 --> 05:10.530
‫راستی، من دیلن هستم

05:10.540 --> 05:13.160
‫پشمام! پس دیل خیارشوری تویی

05:13.160 --> 05:15.460
‫ببخشید، این اسم رو واسه اذیت کردن آلیس
‫از خودم در آوردم تا

05:15.460 --> 05:17.210
بتونم با مامانش سکس کنم

05:17.210 --> 05:18.440
‫چرا این رو به من میگین؟

05:18.440 --> 05:20.170
‫کاش می‌دونستم رفیق

05:20.170 --> 05:24.100
‫آخه غافلگیرم کردی دیلن.
‫باید خودم رو جمع‌وجور کنم.

05:25.090 --> 05:27.630
‫راستش واسه بیرون رفتن و
‫پیتزا خوردن یکم دیره

05:27.640 --> 05:29.010
‫ساعت ۸ و نیمـه

05:29.010 --> 05:30.970
‫نه، کاملاً واسه پیتزا خوردن مناسبـه

05:30.970 --> 05:34.100
‫خیلی‌‌خب.
‫یه چندتا قانون خودمونی بذارم.

05:34.770 --> 05:35.770
‫خوبـه

05:43.070 --> 05:44.320
‫حال‌تون خوبـه؟

05:48.320 --> 05:49.530
‫آقا؟

05:52.370 --> 05:53.410
‫حال‌تون خوبـه؟

05:55.830 --> 05:57.960
‫آقا، می‌تونم کمک‌تون کنم؟

06:00.880 --> 06:02.090
‫تو رو خدا

06:03.380 --> 06:04.800
‫خیلی‌خب، اومدم

06:06.630 --> 06:08.180
‫پشمام!

06:17.440 --> 06:19.600
‫قانون اول، مشروب خوردن ممنوعـه

06:19.600 --> 06:23.190
‫و قانون دوم، اگه قرار شد بعد از نصفه‌شب
‫ برگردین، بهش میگی زنگ بزنه

06:23.190 --> 06:24.270
‫خیلی‌خب

06:24.280 --> 06:26.900
‫فکر کنم بهتره برم تو ماشین
‫منتظر آلیس بمونم

06:26.900 --> 06:28.280
‫از دیدنت خوشحال شدم

06:28.780 --> 06:29.780
‫امیدوارم بهتر شین

06:32.030 --> 06:34.400
‫از این ماجرا که جونم رو نجات داده
‫استفاده می‌کنه تا

06:34.400 --> 06:35.840
‫با آلیس بخوابه، مگه نه؟

06:35.840 --> 06:37.910
‫- معلومـه
‫- صددرصد رفیق

06:37.910 --> 06:41.740
‫آره. اگه کیرش نمی‌رفت تو کمرم
‫خیلی راحت‌تر با این قضیه کنار می‌اومدم

06:42.764 --> 06:49.764
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

06:50.740 --> 06:57.740
‫مترجم: «محمدعلی sm»

07:06.800 --> 07:11.780
‫«روان‌درمانی»
‫«فصل دوم، قسمت نهم»‫

07:11.780 --> 07:15.030
‫خب، اون موقع مسیح رو دیدی؟

07:15.240 --> 07:18.910
‫نه اما فکر کنم مامان‌بزرگم اونجا بود.
‫نمی‌خوام دیگه درموردش حرف بزنم.

07:18.910 --> 07:20.500
‫دیلن جونت رو نجات داده؟

07:21.250 --> 07:22.540
‫اینطور که میگی نه

07:22.540 --> 07:27.140
‫خودم داشتم انگور رو در می‌آوردم،
به گمونم فقط کمک کرد جون خودم رو نجات بدم

07:27.140 --> 07:30.010
‫- تو بگو شاون
‫- قطعاً جونت رو نجات داد

07:30.010 --> 07:33.430
‫- مگه باید دروغ می‌گفتم؟
‫- آره شاون. بعضی‌وقتا باید دروغ بگیم

07:33.430 --> 07:37.310
‫دیل‌خیارشوری هم صداش زدی و
‫بهش گفتی که قیافش عین آدم‌گنده‌هاست؟

07:37.310 --> 07:39.600
‫البته قیافش واقعاً هم عین آد‌م‌گنده‌ها بود

07:39.600 --> 07:42.860
‫ببین، مطمئنیم که این آقای مثلاً «دیلن»
‫یه آدمِ گنده

07:42.860 --> 07:44.810
‫- با زن و بچه نیست که...
‫- وای خدا

07:44.810 --> 07:47.570
‫...می‌خواد ادای شاخ‌های ورزشیِ
‫مدرسه‌ رو در بیاره؟

07:47.570 --> 07:50.820
‫یه مستند درمورد این قضیه دیدم دخترم.
‫این اتفاق‌ها پیش میاد.

07:50.820 --> 07:53.280
‫ببین، من فقط جا خورده بودم،
‫باشه؟

07:53.280 --> 07:56.030
‫نمی‌دونستم با کسی آشنا شدی

07:56.030 --> 07:58.910
‫فقط یه بار باهاش رفته بودم بیرون.
‫به هیشکی نگفته بودم.

07:58.910 --> 08:01.160
‫- به من گفتی
‫- بعضی‌وقتا باید دروغ بگیم شاون

08:01.160 --> 08:03.060
‫فعلاً که فقط دارم با این قضیه کیف می‌کنم

08:03.060 --> 08:06.920
‫باشه. هفته‌ی پیش دعوتم کرد
‫واسه یه مراسم رقص برم مدرسه‌شون

08:06.920 --> 08:09.840
‫وقتش رسیده با دنیا آشتی کنم، خب؟
‫می‌خوام هم همین کار رو بکنم

08:09.840 --> 08:13.630
‫وای خدا. این خیلی خوبـه.
‫بهت افتخار می‌کنم.

08:13.640 --> 08:16.760
‫راستی، مامان بابای دیلن دارن بقیه‌ی والدین
‫ رو دعوت می‌کنن خونه‌شون

08:16.760 --> 08:19.220
‫تا عکس‌های ضایع بندازن،
‫اما به‌خاطر اتفاقات اخیر

08:19.220 --> 08:21.040
‫مطمئنم درک می‌کنی چرا دعوت نیستی

08:21.040 --> 08:22.690
‫درک می‌کنم

08:22.690 --> 08:26.400
‫اگه قول بدم خوراکی‌های پهن‌تر از
‫مِریم رو نخورم چی؟

08:26.400 --> 08:27.770
‫فعلاً بابا

08:29.480 --> 08:30.490
‫هی، دوستت دارم

08:31.190 --> 08:32.360
‫واسش خوشحالم

08:32.360 --> 08:33.900
‫فقط یکم دلخورم بهم نگفته

08:33.910 --> 08:35.450
‫جیمی، این اصلاً ربطی به تو نداره

08:35.450 --> 08:37.640
‫وقتی من هم‌سن اون بودم،
‫هیچی به بابام نمی‌گفتم

08:37.640 --> 08:39.200
‫چون کثافت‌کاری زیاد می‌کردم

08:39.200 --> 08:41.200
‫مثلاً آخرین مراسم رقص دبیرستان...

08:41.200 --> 08:43.080
‫راهی هست که بتونم جلوت رو بگیرم تا

08:43.080 --> 08:44.830
‫- این داستان رو تعریف نکنی؟
‫- نه،‌ نیست

08:44.830 --> 08:46.330
‫عین چی مست کرده بودم و

08:46.330 --> 08:48.960
‫اینقدر واسه یکی محکم کف‌دستی زدم که
‫مچم پیچ خورد و

08:48.960 --> 08:50.980
‫مجبور شدم واسه فارغ‌التحصیلی
‫آتِل ببندم

08:50.980 --> 08:53.320
‫لحظه‌‌ی غرورآمیزی برای خونوادت‌ بوده

08:53.680 --> 08:59.100
‫ببین، خیلی وقته که داری
‫هی خودت رو سرزنش می‌کنی،

08:59.100 --> 09:01.020
‫پس گوش کن ببین چی میگم

09:01.980 --> 09:06.060
‫این که آلیس داره رو پای خودش وایمیسه
‫یعنی تو کارت رو درست انجام دادی

09:07.060 --> 09:10.650
‫حالا هم کار سختت اینـه که
‫چطوری بذاری ازت جدا بشه

09:10.650 --> 09:12.720
‫بدون این که بذاری عذاب‌وجدان بگیره

09:12.720 --> 09:16.240
‫اگه بتونی این کار رو بکنی،
‫احتمالش هست وقتی که واقعاً

09:17.240 --> 09:21.020
‫از کسی کمک خواست،
‫تو اونی باشی که بهش زنگ بزنه

09:21.450 --> 09:22.450
‫از پسش برمیام

09:23.080 --> 09:24.346
‫خوبـه

09:25.066 --> 09:26.620
‫ببخشید گبی، واقعاً کنجکاوم

09:26.620 --> 09:29.130
‫اگه مچ دست تو پیچ خورده،
‫چه بلایی سر شومبول اون بدبخت اومده؟

09:29.130 --> 09:31.960
‫اون هم مجبور شد واسه فارغ‌التحصیلی
‫آتل ببنده

09:32.340 --> 09:34.960
‫چه‌خبر پرنده‌ی گنده‌بک و
‫دکتر برج زهرمار؟

09:34.960 --> 09:35.880
‫نه‌خیر

09:35.880 --> 09:37.590
‫هی، همه‌چیز مرتبـه؟

09:38.180 --> 09:39.260
‫آره

09:39.260 --> 09:41.100
‫بالاخره معضل کارم رو حل کردم

09:41.890 --> 09:45.600
‫می‌خوام عضو ارتش بشم.
‫هفته‌ی دیگه باید خودم رو معرفی کنم.

09:45.600 --> 09:48.980
‫هفته‌ی دیگه؟
‫اون‌وقت این فکر از کجا به سرت رسید؟

09:50.570 --> 09:53.480
‫نه‌خیرم.
‫وقت ناهار تموم شد.

09:53.480 --> 09:55.690
‫شماها از این کامیون میاین بیرون

09:55.700 --> 09:57.400
‫ببخشید، این قضیه ربطی به غذا نداره

09:57.410 --> 09:58.490
‫یه مشکل غیرمرتبطـه

09:59.570 --> 10:00.570
‫بیرون!

10:00.580 --> 10:02.450
‫ممنون که تو دفتر من جلسه گذاشتین

10:02.450 --> 10:04.290
‫چارلی مشاوره‌ی مدیریتیـه

10:04.290 --> 10:06.500
‫هیشکی اصلاً نمی‌دونه چی‌کار می‌کنه

10:06.500 --> 10:08.710
‫به گمونم شرکت‌ها رو ارزیابی می‌کنه و

10:08.710 --> 10:12.500
‫راهکارهایی رو برای افزایش بهره‌وری
‫بهشون مشاوره میده دیگه؟

10:12.500 --> 10:14.000
‫دقیقاً

10:14.710 --> 10:17.760
‫- شماها با هم می‌خوابین؟
‫- چرا اصلاً باید این رو بگی؟

10:17.760 --> 10:19.840
‫تمرکز کن استوارت.
‫درمورد بچه حرف بزنیم.

10:19.840 --> 10:23.040
‫می‌خوایم حتماً موقع زایمان بچه
‫تو بیمارستان باشیم

10:23.260 --> 10:26.360
‫شاید بشه به پلیس بگیم اسکورت‌مون کنه تا
‫سرعت‌مون رو بیشتر کنیم

10:26.360 --> 10:27.940
‫ذوقت رو دوست دارم

10:27.940 --> 10:30.100
‫مادر بچه خیلی از بروشورتون خوشش اومد

10:30.100 --> 10:32.980
‫برای همین حتماً بین انتخاب‌ها هستین

10:32.980 --> 10:34.480
‫- انتخاب‌ها؟
‫- چی؟

10:35.280 --> 10:37.690
‫یعنی فقط نامزد اسکاریم؟
‫عین «گلن کلوز» کوفتی؟

10:37.700 --> 10:40.740
‫انتخاب بین شما و یه زوج دگرجنس‌گراست

10:40.740 --> 10:41.990
‫می‌دونم، ناراحت‌کننده‌ست

10:41.990 --> 10:45.490
‫مادر می‌خواد با همه آشنا شه.
.عین یه قرار اول می‌مونه

10:45.500 --> 10:46.660
‫این چه کمکی می‌کنه؟

10:46.660 --> 10:48.920
‫من همیشه تو قرارهای اولم گند زدم

10:49.500 --> 10:50.581
‫خیلی آتیشی‌ام

10:50.606 --> 10:52.975
‫جداً؟ نمی‌دونستم

10:53.000 --> 10:53.920
‫وای

10:54.670 --> 10:56.130
‫جیمی، باید کمکم کنی

10:56.130 --> 10:57.300
‫اوه، شرمنده

10:57.300 --> 10:58.990
‫همیشه یادم میره واقعاً اینجا کار می‌کنه

10:58.990 --> 11:01.090
‫اشکالی نداره.
‫امروز به نتیجه‌ای نمی‌رسیدیم.

11:01.090 --> 11:03.140
‫آروم باش استیون.
‫فقط دو دقیقه‌ست شروع کردیم.

11:03.140 --> 11:04.720
‫برایان، برو بیرون

11:04.720 --> 11:07.770
‫نه، کارم فوریـه.
‫باید کمکم کنی که خودم نباشم.

11:08.850 --> 11:09.980
‫من هم همینطور

11:10.600 --> 11:12.770
‫نظرت چیـه دفعه بعد که
‫خواهرم ساندویچ خواست

11:12.770 --> 11:15.610
‫به‌جای این که عین فیلم «جی.آی. جین»
‫شیرش کنی،‌ فقط یه ساندویچ بهش بدی؟

11:15.610 --> 11:17.200
‫خب ساندویچ رو که بهش دادیم

11:17.200 --> 11:19.110
‫گبی، واقعاً‌ دلم می‌خواد این کار رو بکنم

11:19.110 --> 11:21.610
‫نمی‌خوام اینجا یه کار بی‌خود پیدا کنم

11:21.610 --> 11:23.160
‫می‌خوام دنیا رو ببینم

11:23.160 --> 11:24.870
‫میشه من یه چیزی بگم؟

11:24.870 --> 11:26.740
‫راحت باش، دوست شاون

11:26.740 --> 11:29.200
‫لطفاً نظرت رو
‫درمورد این بحث خونوادگی مهم بگو

11:29.200 --> 11:31.290
‫من هم قبلاً مثل کورتنی بودم و ببین...

11:31.290 --> 11:34.670
‫می‌دونم حرفم شاید چرند باشه ولی
‫کمکم کرد خودم رو جمع و جور کنم

11:34.670 --> 11:37.640
‫حالا برای خودم دوستایی پیدا کردم که
‫می‌تونم تا ابد روشون حساب کنم

11:37.640 --> 11:39.000
‫ایول

11:39.420 --> 11:42.240
‫اما کورتنی، من فکر می‌کردم بیشتر وقت دارم

11:42.240 --> 11:44.240
‫می‌دونم قول دادم سه ماه مامان رو نگه دارم

11:44.240 --> 11:47.430
‫اگه می‌خوای صبر کنم،
‫سال بعد باز هم ورودی می‌‌گیرن

11:47.430 --> 11:49.680
‫نمی‌خوام بدون رضایت تو
‫این کار رو بکنم

11:51.690 --> 11:53.520
‫صبر کنین ببینم.
‫این نقشه‌ی شماست؟

11:53.520 --> 11:56.480
‫یه دسته‌ی عجیب‌غریبِ احساساتی و
‫گول‌زننده تشکیل دادین و

11:56.480 --> 11:59.470
‫این‌قدر با این چشم‌های غم‌انگیزتون
‫نگاهم می‌کنین تا وا بدم؟

12:01.700 --> 12:03.780
‫پشمام. واقعاً هم جواب داد.

12:04.420 --> 12:06.060
‫واقعاً‌ واست خوشحالم

12:06.240 --> 12:07.450
‫ممنونم

12:07.450 --> 12:09.040
‫میرم نوشیدنی بیارم جشن بگیریم

12:09.380 --> 12:10.820
‫من هم میام کمک

12:12.460 --> 12:14.000
‫می‌خوام بهش بدم

12:14.000 --> 12:16.440
‫واقعاً؟ تو کامیون میگوفروشی؟

12:18.090 --> 12:22.010
‫ما رو نگاه.
‫به آدم‌هایی که دوست‌شون داریم لطف می‌کنیم.

12:22.010 --> 12:24.180
‫به‌خاطر فضولی، از دست همدیگه عصبانی نمیشیم

12:24.180 --> 12:26.760
‫- رفتی تو لیست سیاهم
‫- خیلی‌خب

12:28.930 --> 12:31.600
‫مطمئنی مشکلی براش پیش نمیاد؟
‫راستش رو بگو.

12:31.600 --> 12:32.960
‫به‌نظرم خیلی موفق میشه

12:35.610 --> 12:40.820
‫یه قرار اول یا مصاحبه‌ی اول یا
‫کلا هرچیز اولی یادم نمیاد که

12:40.820 --> 12:42.190
توش گند نزده باشم

12:42.200 --> 12:45.530
‫می‌دونی که چون استیون زود رفت،
‫پول نگرفتم دیگه؟

12:45.530 --> 12:46.700
‫تمرکز کن

12:47.240 --> 12:50.410
‫نمی‌دونم چرا همیشه اینقدر سریع
‫اوضاع برام قاراشمیش میشه

12:50.800 --> 12:51.900
‫من شاید بدنم

12:52.580 --> 12:53.980
‫نباید می‌اومدم اینجا

12:54.300 --> 12:56.500
‫امکان نداره بتونی به این‌ زودی‌‌ها
‫درکم کنی

12:56.500 --> 12:57.630
‫شخصیت پیچیده‌ای دارم

12:57.630 --> 13:00.590
‫با گرایش همجنس‌گرایانه توی تگزاس بزرگ شدی،
‫با یه بابای سنتی

13:00.590 --> 13:02.590
‫و روش‌هایی برای بقا پیدا کردی و

13:02.590 --> 13:05.740
‫حالا مکانیزم دفاعیت این شده که وقتی
‫با آدم‌ها ملاقات می‌کنی، حمله‌ور بشی

13:05.740 --> 13:08.020
‫چون می‌ترسی که بار اول
‫ازت خوش‌شون نیاد

13:08.760 --> 13:09.970
‫نه‌‌خیرم

13:10.480 --> 13:12.520
‫چارلی، برایان ظاهرت رو آدمیزادی می‌کنه،

13:12.520 --> 13:16.060
‫تو بیشتر حرف‌ زدن‌ها و اگه شد همش رو
‫بسپار به اون

13:16.060 --> 13:18.480
‫نمی‌تونم ۴۵ دقیقه رو بدون حرف زدن بگذرونم

13:18.480 --> 13:21.360
‫رکوردم سه دقیقه‌ست، اونم چون
‫تازه لوزه‌هام رو در آورده بودم

13:21.360 --> 13:25.030
‫باشه، به چارلی بگو هروقت دید
‫داری به الگوهای دفاعیت برمی‌گردی،

13:25.030 --> 13:26.410
‫آروم دستت رو فشار بده

13:26.410 --> 13:29.720
‫اینطوری می‌فهمی که باید یه نفس عمیق بکشی،
‫خودت رو جمع و جور کنی و

13:29.720 --> 13:32.880
‫دقیقاً برعکس چیزی که
‫می‌خواستی رو بگی

13:33.370 --> 13:34.370
‫فهمیدم

13:36.620 --> 13:38.190
‫من چِمـه؟

13:39.250 --> 13:40.476
‫هیچیت نیست رفیق

13:41.300 --> 13:44.463
‫کسایی که من بهشون اهمیت میدم گیر افتادن

13:44.970 --> 13:45.970
‫مشکل تو نیست

13:46.920 --> 13:50.260
‫ببین رفیق،‌ کاش می‌تونستی از چشمای من
‫خودت رو نگاه کنی و

13:50.260 --> 13:52.520
‫ببینی که چقدر پیشرفت کردی

13:54.930 --> 13:56.850
‫وای خدا، جیمی.
‫کارت واقعاً خوبـه؟

13:56.850 --> 13:59.340
‫آره، بعضی‌وقتا

13:59.820 --> 14:00.940
‫مغرور

14:00.940 --> 14:03.360
‫خیلی‌خب، حالا باید قضیه‌ی بچه رو
‫یه کاریش بکنم

14:03.640 --> 14:06.450
‫استوارت گفت مامانه ممکنـه کلی سوال
‫درمورد بچه‌داری بپرسـه

14:06.450 --> 14:07.700
‫که رو من حساب نکن

14:07.700 --> 14:11.980
‫وقتی آلیس بچه بود، بیشتر عین باباهایی بودم
‫ که می‌گفتن، «هرکاری بهت گفتن رو بکن»

14:12.740 --> 14:14.540
‫خودت می‌دونی باید بریم پیش کی

14:14.540 --> 14:15.790
‫نه

14:15.790 --> 14:19.030
‫هرکاری من بگم، هروقت بگم و
‫هرطوری که بگم رو انجام میدی

14:19.030 --> 14:21.340
‫عجیبـه که یه ذره تحریک شدم؟

14:21.340 --> 14:22.960
‫این کار واست خنده‌داره؟

14:22.960 --> 14:25.630
‫اگه گند بزنی و نذاری
‫این بچه‌ی خوشگل دورگه گیرمون بیاد،

14:25.630 --> 14:27.300
‫کیرت رو از جاش می‌کنم و

14:27.300 --> 14:29.700
‫می‌کوبونمش به سر و صورتت!

14:31.724 --> 14:38.724
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

14:42.900 --> 14:44.550
‫از همه‌تون متنفرم

14:47.950 --> 14:49.740
‫- پس اینجایی
‫- سلام

14:50.240 --> 14:51.490
‫اون پشت چه خبره؟

14:52.120 --> 14:55.370
‫اوه، واسه برایان یه دوره‌ی فشرده‌ی
بچه‌داری گذاشته

14:55.370 --> 14:58.960
‫ازت می‌پرسه که به بچه
‫شیر خشک میدین یا شیر آدم؟

14:59.280 --> 15:00.000
‫اَیی

15:00.000 --> 15:01.750
‫به شیر سینه نمیگیم «اَیی»

15:01.750 --> 15:04.200
‫حله. حال‌بهم‌زنـه اما نباید بگیمش

15:04.200 --> 15:05.840
‫یاد شیر خوردن تو افتادم،

15:05.840 --> 15:08.220
‫یه سیبیل کوچولوی خیلی بانمک
‫از شیر درمی‌آوردی

15:08.220 --> 15:10.510
‫- نشنیده می‌گیرمش
‫- منطقیـه

15:10.510 --> 15:12.090
‫واسه امشب لباس ندارم

15:12.100 --> 15:14.600
‫یعنی صدتا لباس دارم‌ها،
‫همه‌شون رو هم دوست دارم اما

15:14.600 --> 15:16.420
‫از همه‌شون هم بدم میاد.
‫می‌دونی چی میگم؟

15:16.420 --> 15:18.810
‫آره. واسه همین دیگه شلوارک نمی‌پوشم.

15:18.810 --> 15:21.820
‫می‌دونم حرفام به‌خاطر اضطرابـه اما
‫میشه یه لباس جدید بخرم؟

15:21.820 --> 15:24.610
‫آره. بریم بخریم.
‫خودم می‌رسونمت.

15:24.610 --> 15:26.780
‫فقط خواستم بدونم
‫میشه کارتت رو بدی بهم؟

15:28.030 --> 15:30.860
‫حتماً. معلومـه.

15:31.570 --> 15:33.780
‫- خدمت شما، دخترم
‫- وایسا ببینم. یعنی سخنرانی نمی‌کنی؟

15:33.780 --> 15:35.410
‫اصراری نمی‌کنی که باهام بیای؟

15:36.040 --> 15:38.960
‫چون بدجوری لازمش دارم.
‫حاضر میشم تو پارکینگ بمونی.

15:38.960 --> 15:41.120
‫نه. خودت از پسش برمیای.

15:41.460 --> 15:43.130
‫- مرسی
‫- خوش بگذره

15:46.130 --> 15:47.550
‫پارکینگ باحال بودها

15:47.550 --> 15:48.960
‫- مگه نه؟
‫- آره

15:48.970 --> 15:50.620
‫چون اگه از پنج دقیقه، بیشتر طول بکشه

15:50.620 --> 15:53.300
‫می‌تونی وانمود کنی که پیاده شدی تا
‫یه هوایی بخوری و بری اونجا

15:53.300 --> 15:54.300
‫جاسوسی‌شون رو بکنی

15:54.300 --> 15:56.510
‫- آره، زندگی پدرانه‌ست دیگه
‫- آره

15:56.510 --> 15:58.940
‫می‌ذاری بچه‌ت فکر کنه برات مهم نیست
‫درحالی که هست

15:58.940 --> 16:00.230
‫دقیقاً

16:00.230 --> 16:03.690
‫فهمیدیم متیو دوباره از کارش اخراج شده

16:03.690 --> 16:05.610
‫من و لیز هم می‌خوایم بهش دلگرمی بدیم‌ها

16:05.610 --> 16:08.570
‫اما تا وقتی که خودش نگه
‫نمی‌تونیم چیزی بگیم

16:09.570 --> 16:11.110
‫چطوری این کار رو می‌کنی؟

16:11.110 --> 16:14.370
‫هردفعه که وسوسه میشم،
‫تخمام رو تکون میدم

16:15.070 --> 16:16.490
‫- درستـه
‫- آره

16:17.180 --> 16:18.810
‫من هم باید روش خودم رو پیدا کنم

16:19.410 --> 16:21.250
‫گوش کن،‌ من آدم ارتشی‌ای نیستم

16:22.080 --> 16:23.920
‫تخت دوطبقه دوست ندارم

16:24.670 --> 16:26.840
‫مامانت هنوز نفهمیده که
‫خواهرت داره میره؟

16:26.840 --> 16:29.130
‫نه. کورتنی الان داره بهش میگه.

16:29.130 --> 16:34.580
‫خیلی‌خب... من باید حرکات کششی جدیدی که
دکتر سایکس بهم گفته رو انجام بدم

16:36.660 --> 16:39.600
‫وایسا ببینم، رقص باسن
واسه درمان پارکینسون مفیده؟

16:39.600 --> 16:42.250
‫می‌دونم دلت می‌خواد برم
‫اما فکرش هم نکن

16:43.190 --> 16:45.000
‫به‌نظرت مامانم میاد پیش من؟

16:45.000 --> 16:47.220
‫من از کجا بدونم؟
‫تاحالا که ندیدمش

16:47.220 --> 16:49.900
‫تو دلت می‌خواد با مِگ زندگی کنی؟

16:49.900 --> 16:51.070
‫نمی‌دونم

16:51.690 --> 16:52.900
‫یه روزی شاید

16:54.200 --> 16:57.370
‫هرچی به آخر عمرم نزدیک‌تر میشم

16:57.370 --> 17:01.330
‫بیشتر به این فکر می‌کنم که
‫پیش بچه‌م باشم

17:01.330 --> 17:04.120
‫آره اما من خیلی سرم شلوغـه، مگه نه؟

17:04.620 --> 17:07.290
‫کار، استادی، ارباب سیاه‌چاله بودن

17:07.290 --> 17:08.580
‫اصطلاح مربوط به سکسـه؟

17:08.590 --> 17:10.920
‫نه پاول.
‫اصطلاح بازی «سیاه‌چال‌ها و اژدهایان»ـه.

17:10.920 --> 17:12.670
‫اما جدیداً با یکی آشنا شدم.
‫باحالـه.

17:12.900 --> 17:14.740
‫نمیشه که وقتی مامانم نزدیکمـه

17:14.740 --> 17:17.050
‫باهاش ممه‌بازی کنم

17:17.050 --> 17:19.300
‫چطوری حالیش کنم که اگه
‫براش پرستار بگیرم تا

17:19.300 --> 17:21.160
‫تو خونه‌ش بمونه،‌ خودش هم راحت‌تره؟

17:21.160 --> 17:22.880
‫ببین، قضیه اون نیست

17:22.880 --> 17:27.090
‫قضیه درمود تعیین حد و مرزه.
‫و گفتن چیزی که می‌خوای.

17:27.940 --> 17:29.700
‫سختـه اما انجامش میدم

17:30.610 --> 17:31.440
‫چیـه؟

17:31.440 --> 17:33.320
‫ببین بچه، نمی‌خوام بهت حمله کنم

17:34.070 --> 17:35.570
‫اما ما همینیم که هستیم

17:35.570 --> 17:37.950
‫من یه حرومزاده‌ی پیر بداخلاق
‫با موهای پرپشتم،

17:37.950 --> 17:40.780
‫تو هم همیشه یه پرستاری

17:40.790 --> 17:43.450
‫تنها کسی که ازش مراقبت نمی‌کنی، خودتی

17:44.080 --> 17:48.250
‫اگه مامانت می‌خواد پیش تو زندگی کنه،
‫بعید می‌دونم بتونی بگی «نه»

17:49.840 --> 17:51.000
‫من هم بعید می‌دونم

17:51.480 --> 17:53.880
‫می‌خوای با هم وانمود کنیم
‫داریم به بقیه مشت می‌زنیم؟

17:53.880 --> 17:54.970
‫حال آدم رو بهتر می‌کنه

17:54.970 --> 17:57.430
‫باید برم اما تو این کار رو بکن.
‫بزن‌شون.

17:57.430 --> 18:01.310
‫دیو. دیو. دیو

18:01.810 --> 18:02.930
‫بابا

18:02.930 --> 18:04.020
‫دیو

18:04.020 --> 18:07.350
‫پاول که نمی‌تونه قطعی بگه.
‫مگه پیشگوئـه؟

18:07.350 --> 18:08.520
‫همین رو بگو

18:08.520 --> 18:11.440
‫خب دیگه، روت رو برگردون این‌ور ببینم

18:12.620 --> 18:15.570
‫زنگ بزن آمبولانس.
‫خانم خوشگله رو نگاه.

18:15.570 --> 18:17.240
‫مطمئنی خیلی اینطوری نیست؟

18:17.740 --> 18:21.000
‫«سلام، من آلیسم و
‫می‌خوام راز بزرگم رو نشونت بدم.»

18:21.580 --> 18:22.830
‫چیـه خب؟
‫خودت هم داری‌شون.

18:22.830 --> 18:26.370
‫دست بردار دختر. این گنده‌‌‌ها
‫از کلاس هفتمـه که دیگه راز نیستن

18:26.370 --> 18:27.330
‫نمی‌دونم

18:27.330 --> 18:28.920
‫خیلی خوشگل شدی

18:29.580 --> 18:30.580
‫مرسی

18:30.590 --> 18:32.630
‫- ممنون که تا اینجا آوردیم
‫- خواهش می‌کنم

18:33.460 --> 18:35.340
‫راستش یه چیزی می‌خواستم بگم

18:36.170 --> 18:38.880
‫می‌دونم وقتی تموم اون اتفاقات
‫با سامر و کانر افتاد

18:38.890 --> 18:40.300
‫من پیشت نبودم

18:41.750 --> 18:44.920
‫به‌گمونم با خیال راحت می‌تونم بگم که
‫نباید با بابات می‌خوابیدم

18:44.920 --> 18:47.940
‫اگه از من می‌پرسیدی،
‫بهت می‌گفتم «فرار کن»

18:47.940 --> 18:49.560
‫خب،‌ بالاخره درس عبرت شد

18:50.190 --> 18:51.980
‫با این‌حال بهونه‌ی خوبی نیست

18:51.980 --> 18:53.320
‫بس کن گبی

18:53.320 --> 18:55.200
‫اگه کمکت رو بخوام،
‫گوشیت رو زنگ‌کش می‌کنم و

18:55.200 --> 18:57.050
‫- تو خودت رو می‌رسونی
‫- همیشه

18:58.570 --> 19:01.220
‫- خب دیگه. برگرد زیپ لباست رو ببندم
‫- باشه

19:12.500 --> 19:14.380
کپی مامانتی

19:18.300 --> 19:20.430
‫خب دیگه،‌ نظرت درمورد این مراسم رقص چیـه؟

19:20.430 --> 19:22.260
‫خوبیش اینـه که مدرسه‌‌هامون فرق داره

19:22.260 --> 19:25.180
‫برای همین مجبور نیستم اون دختره باشم که
‫مامانش مُرده

19:25.180 --> 19:27.720
‫می‌تونم قایم بشم و ناشناس باشم

19:27.730 --> 19:29.980
‫می‌تونی هرکی که دلت می‌خواد باشی

19:29.980 --> 19:32.060
‫تو دانشگاه، من یه ترم گبی دوجنس‌گرا بودم

19:32.060 --> 19:34.320
‫تا این که فهمیدم واژن سلیقه‌م نیست

19:34.320 --> 19:35.320
‫چه خنده‌دار

19:35.320 --> 19:37.440
‫آره البته واژن هم خیلی پیچیده‌ست

19:38.530 --> 19:41.150
‫خلاصه که... آماده‌ای؟
‫این رو من می‌گیرم، به حساب من

19:41.160 --> 19:42.450
‫بابام کارتش رو بهم داده

19:42.450 --> 19:43.370
‫- چی؟
‫- آره

19:43.370 --> 19:46.870
‫هرچی می‌خوای بگیر، نمی‌فهمه که.
‫شاید منم یه چیزی واسه خودم بخرم.

19:46.870 --> 19:50.960
‫خدایا.
‫این بوت‌ها که دارن میگن «بخورش» چطورن؟

19:50.960 --> 19:53.540
‫قشنگن. فقط ایشالا که توی رسیدش هم
‫این رو ننوشته باشه.

19:54.040 --> 19:57.170
‫خب برایان و چارلی،
‫شما چطوری با هم آشنا شدین؟

19:57.170 --> 19:59.590
‫نقش‌بازی غیرسکسی؟
‫خداییش؟

19:59.590 --> 20:02.340
‫گشتالت درمانی با نقش‌بازی
‫به بیماران کمک می‌کنه که

20:02.340 --> 20:05.600
‫تا با رفتارهای ناسازگار مقابله کنه و
‫دیگه هم به حرفام گوش نمی‌کنی،

20:05.600 --> 20:06.680
‫پس ادامه میدیم

20:06.680 --> 20:09.270
‫برمی‌گردم تو شخصیتم

20:09.270 --> 20:12.440
‫تخمک‌گذاری کردم،
‫بچه دارم

20:12.440 --> 20:14.310
‫سینه‌هام تحریک‌کننده‌ن...

20:14.310 --> 20:15.480
‫خب دیگه، لیز

20:15.480 --> 20:18.690
‫فکر بچه‌دار شدن حسابی گیجم کرده

20:19.480 --> 20:21.150
شما و شوهرتون فکر می‌کنین
آمادگیش رو دارین؟

20:21.150 --> 20:22.570
‫سوال خیلی خوبیـه

20:22.570 --> 20:24.070
‫چارلی، نظرت چیه این رو تو جواب بدی؟

20:24.070 --> 20:25.870
‫هدف این تمرین این نیست

20:25.870 --> 20:28.450
‫می‌خواین خونه‌ رو برای بچه
‫ایمن کنین؟

20:28.450 --> 20:32.170
‫من خیلی جوون و بی‌اطلاعم،
‫بچه اصلاً کِی راه می‌افته؟

20:33.000 --> 20:35.000
‫یه هفته.
‫یه ماه؟

20:35.000 --> 20:36.650
‫سوال انحرافی بود،
‫بعضی‌هاشون اصلاً راه نمیرن!

20:36.650 --> 20:38.750
‫- یا خدا
‫- این احمقانه‌ست

20:38.760 --> 20:41.340
‫لیز، تو اگه می‌خواستی بچه‌ت رو بدی به یکی دیگه

20:41.340 --> 20:42.760
‫چی می‌خواستی ازمون بشنوی؟

20:42.760 --> 20:47.180
‫خب، مشخصاً می‌خوام بشنوم که
‫شما خیلی بچه‌م رو دوست دارین ‫و

20:47.180 --> 20:51.020
.وانمود نکنین که قرار نیست اشتباه بکنین
‫چون می‌کنین.

20:51.020 --> 20:55.650
‫مثلاً خیلی دلت می‌خواست دختردار بشی اما
‫پسر سومت گیرت اومد،

20:55.650 --> 20:57.940
‫برای همین موهاش رو کوتاه نکردی و
‫وقتی مردم می‌گفتن،

20:57.940 --> 21:00.900
‫«وای، چه دختر قشنگی»،
‫نمی‌گفتی که بچت پسره

21:00.900 --> 21:03.380
‫شاید هم گوش‌های کوچولوش رو سوراخ کردی

21:03.380 --> 21:06.030
‫ببین، تو همه‌کاری واسه بچه‌ت می‌کنی و

21:06.030 --> 21:07.700
‫می‌دونی چی نصیبت میشه؟

21:08.740 --> 21:11.410
‫بزرگ میشن و بهت محل نمیدن.
‫چون عوضی‌ان.

21:12.120 --> 21:14.870
‫بعدش مجبوری یه راهی پیدا کنی تا
‫خوشحال باشی

21:14.870 --> 21:16.630
همین که می‌تونن رو دوتا پاشون وایسن کافیـه

21:17.790 --> 21:18.960
‫و این کار راحتی نیست

21:19.550 --> 21:22.130
‫اما چیزی که به‌نظرم
‫دوست دارم بیشتر از هرچیزی بشنوم

21:22.130 --> 21:25.930
‫اینـه که حتی اگه مردم هی یادت بیارن که

21:25.930 --> 21:29.220
‫نباید زندگیت رو حول بچه‌هات بچرخونی،

21:29.930 --> 21:33.560
‫از همون لحظه‌ای که بچه‌ رو می‌ذارن بغلت و

21:34.350 --> 21:39.110
‫اون حس اعتماد توی چشماش رو می‌بینی،
‫از ته قلبت می‌دونی که

21:39.110 --> 21:42.030
‫مهم‌ترین دغدغه‌ی زندگیتـه

21:44.150 --> 21:45.150
‫فقط همین رو بگو

21:46.530 --> 21:47.610
‫گندش بزنن.
‫من باید برم.

21:47.620 --> 21:49.280
‫آلیس قراره بعداً بره مراسم رقص و

21:49.280 --> 21:51.620
‫باید تو هال خودم رو بزنم به خواب تا

21:51.620 --> 21:53.540
‫قبل این که بره،
‫بتونم گیرش بندازم

21:54.410 --> 21:55.870
‫بغل می‌خوای؟

21:57.210 --> 21:58.960
‫اگه خرابش کنی

21:59.460 --> 22:01.920
‫چارلی رو مجبورم می‌کنم از راه سنتیش
‫بهم یه بچه بده

22:01.920 --> 22:03.050
‫می‌دونم

22:07.260 --> 22:08.955
‫می‌دونی نفهمیدی رفته دیگه؟

22:08.980 --> 22:10.235
‫گندش بزنن

22:10.260 --> 22:11.350
‫نگران نباش

22:11.350 --> 22:13.060
‫خودم واسه دیلن سخنرانی پدرانه کردم

22:13.060 --> 22:14.940
‫فکر کنم اثرگذاری حرف من بیشتر بود

22:14.940 --> 22:16.770
‫چون من جونم رو مدیونش نبودم

22:16.770 --> 22:20.730
‫شاون، اون فقط انگور رو شل کرد
‫تا بتونم آروم تفش کنم بیرون و

22:20.730 --> 22:22.800
‫دیگه هم نمی‌خوام درباره‌ش حرف بزنم

22:22.800 --> 22:24.360
‫آره، می‌دونم رفیق

22:24.360 --> 22:27.700
‫هی، یواشکی از آلیس و لباسش عکس گرفتم.
‫می‌خوای ببینی؟

22:27.700 --> 22:29.200
‫وای خدا. آره.

22:35.580 --> 22:37.620
‫اینجا نیست رفیق.
‫می‌تونی بگی.

22:37.620 --> 22:39.000
‫عین شاهدخت‌ها شده

22:40.500 --> 22:43.840
‫خب پاول، تو و جولی امشب
‫برنامه‌ی سکسیِ باحالی ندارین؟

22:43.840 --> 22:46.800
‫نه. کیک‌بوکس کار می‌کنه

22:46.800 --> 22:50.360
‫یا حضرت پشم. کیک‌بوکس هم کار می‌کنه؟
‫پس بگو چطوری پاهاش اونطوری شدن

22:51.100 --> 22:54.960
‫ببین پاول. می‌دونم فکر می‌کنی نمی‌تونم
‫سنگام رو با مامانم وا بکنم اما

22:54.960 --> 22:57.850
نشونت میدم که من از چیزی که
‫فکر می‌کنی قوی‌ترم

22:57.850 --> 23:01.310
‫بعدش هم، کلی آدم مهربون تو زندگیم هستن که
‫تو این اوضاع کمکم می‌کنن

23:01.310 --> 23:02.650
‫چه بخوان چه نخوان

23:04.570 --> 23:06.190
‫قرار نیست من رو ببری خونه، مگه نه؟

23:06.190 --> 23:07.280
‫خونه‌ی خودت نه

23:08.610 --> 23:09.610
‫ای تف توش

23:11.660 --> 23:14.030
‫گفتم اینجا هم رو ببینیم،
‫چون به محل کارش نزدیک‌تره

23:14.040 --> 23:16.910
‫بعدش هم، اینطوری اگه غش کردم
‫سه‌نفر هستن که بگیرنم

23:16.910 --> 23:18.000
‫ممنون

23:18.000 --> 23:20.080
‫- مال منـه
‫- حالا دیگه مال منـه، ممنون

23:22.090 --> 23:23.218
‫متیوئـه

23:23.243 --> 23:25.800
‫بالاخره زنگ زد تا بگه انداختنش بیرون

23:25.800 --> 23:27.510
‫جاکش مرموز

23:27.510 --> 23:29.220
‫سلام عزیزم، حالت چطوره؟

23:30.130 --> 23:31.930
‫وای نه

23:32.640 --> 23:37.480
‫اما تو که بهترین مدیرِ
بوفالو وایلد وینگز بودی

23:37.480 --> 23:40.600
‫هی... کجا داره میره؟
‫پسرش چرا اونجا کار می‌کنه؟

23:40.600 --> 23:42.650
‫هول نکن.
‫هوات رو داریم.

23:47.940 --> 23:49.440
‫سلام عزیزم.
‫همه‌چیز مرتبـه؟

23:49.450 --> 23:52.240
‫آره. مراسم رو پیچوندیم.

23:52.240 --> 23:54.720
‫واسه بعد از مهمونی اومدیم خونه‌ی دیلن اینا

23:55.080 --> 23:57.370
‫خونه‌شون کنار همون هم‌کلاسیِ
کلاس چهارممـه که

23:57.370 --> 23:59.750
‫یهودی بود و حواست نبود
‫بهش گوشت خوک دادی

23:59.750 --> 24:02.250
‫بهترین روز زندگی زک بورنستین

24:02.250 --> 24:03.330
‫فقط...

24:03.330 --> 24:06.480
‫چیزیم نیست‌ها اما
‫میشه همین اطراف هم رو ببینیم؟

24:07.300 --> 24:08.380
‫دارم میام

24:10.130 --> 24:11.760
‫چی؟ نه

24:13.260 --> 24:14.470
‫مجبورم

24:16.470 --> 24:17.600
‫وای

24:17.600 --> 24:19.220
‫من ایوا هستم

24:19.230 --> 24:21.730
‫ببخشید دیر کردم،
‫رستوران خیلی شلوغ شد

24:21.730 --> 24:24.770
‫اشکالی نداره. عاشق‌شون میشی.
‫خونه‌ی من خوش بگذره.

24:25.570 --> 24:26.770
‫صبر کن...

24:30.360 --> 24:33.910
‫چه باکلاسـه.
‫عاشقش شدم.

24:34.870 --> 24:36.030
‫آره

24:36.030 --> 24:38.910
‫مامان، ایشون پاول هستن.
‫پاول ایشون هم مامان فیلیس منن.

24:38.910 --> 24:40.790
‫- خیلی تعریفت رو پیشش کردم
‫- سلام

24:40.790 --> 24:42.290
‫از دیدن‌تون خوشحال شدم

24:42.290 --> 24:44.540
‫بهش نمی‌خوره عاشق خودش باشه

24:44.540 --> 24:46.630
‫- یکم بهش وقت بده
‫- دخترتون حرف نداره

24:46.630 --> 24:49.760
‫باعث افتخاره که اون رو همکار و
‫دوست خودم می‌دونم

24:50.680 --> 24:53.140
‫باید خیلی خوش‌شانس باشه که
‫آموزگاری مثل شما داره

24:53.140 --> 24:54.720
‫بی‌نهایت خوش‌شانس

24:54.720 --> 24:55.850
‫حالا فهمیدم

24:57.010 --> 25:01.140
‫ببین،‌ مامان.
‫یه چیزی هست که باید درموردش حرف بزنیم.

25:01.890 --> 25:03.100
‫شما با همدیگه‌این؟

25:04.480 --> 25:05.650
‫من مال یکی دیگه‌م

25:05.650 --> 25:07.150
‫- اوه، خیلی‌خب
‫- نه

25:07.150 --> 25:08.610
‫- خب چیه پس؟
‫- نه

25:10.650 --> 25:12.990
‫کورتنی که داره میره...

25:12.990 --> 25:15.160
‫خیلی‌خب. صبر کن.
‫من تازه رسیدم عزیزم.

25:15.160 --> 25:17.200
‫هنوز همه‌جاهای خونه رو ندیدم

25:17.200 --> 25:19.540
‫می‌خوام ببینم کدوم اتاق مال من میشه

25:23.620 --> 25:25.250
‫عاشق اتاق آخر راهرو میشی،

25:25.250 --> 25:26.420
‫کلی نور سبز داره

25:26.420 --> 25:28.750
‫نور خوبـه. کجاست؟
‫این طرفیـه؟

25:28.750 --> 25:30.510
‫- همون سمتـه
‫- باشه

25:32.670 --> 25:35.840
‫خودت رو اذیت نکن.
‫تو دختر خوبی هستی.

25:37.140 --> 25:38.640
‫شاید یه روز تجدید فراش کرد

25:43.890 --> 25:45.063
‫خیلی‌خب

25:46.480 --> 25:50.440
‫قصدم ضایع بودن نیست اما...
‫من یه رگم ژاپنیـه

25:50.440 --> 25:52.320
‫- پدرم...
‫- ژاپنی

25:52.320 --> 25:53.610
‫زدی تو خال

25:54.400 --> 25:56.570
‫- نه که مهم باشه. بفرمایید آب
‫- ممنون

25:58.660 --> 26:03.410
‫تاحالا همچین دیداری نداشتم برای همین
‫نمی‌دونم از کجا شروع کنم

26:03.410 --> 26:04.980
‫خب، می‌تونین از اولش شروع کنین

26:04.980 --> 26:06.095
‫باشه

26:06.120 --> 26:08.186
‫آره، حتماً

26:08.710 --> 26:10.210
‫بوم.
‫بوم.

26:12.130 --> 26:13.670
‫خب، چطوری حامله شدید؟

26:13.670 --> 26:14.880
‫نه

26:15.630 --> 26:17.430
‫فراموش کنید چی گفتم

26:17.430 --> 26:19.140
‫اصلاً بیاید برگردیم به عقب

26:24.350 --> 26:26.140
‫وایسا ببینم، لیوان قهوه‌م کجا رفت؟

26:27.400 --> 26:29.610
‫دیدید که پرت کردم اینجا دیگه؟

26:29.610 --> 26:31.520
‫چی؟!
‫چطوری این اتفاق افتاد؟

26:31.520 --> 26:33.740
‫گمش کردم؟
‫وای خدا

26:34.490 --> 26:36.650
‫دارم دیوونه میشم؟
‫چه‌جور سیاه‌چاله‌ای...

26:36.650 --> 26:38.410
‫خب، این اصلاً خالی نیست

26:39.160 --> 26:40.240
‫این...

26:41.160 --> 26:43.870
‫اینجا رو باش.
‫بین دوتا سطل گیر کرد.

26:44.370 --> 26:47.250
‫مسخره‌ست،
‫فکر می‌کردم دارم دیوونه میشم

26:47.250 --> 26:49.630
‫بس کن.
‫نفس بکش.

26:52.340 --> 26:53.786
‫باشه...

26:54.883 --> 26:57.726
‫میشه از اول شروع کنم؟
‫فقط استرس دارم

26:58.640 --> 26:59.800
‫من هم... همین‌طور

27:02.470 --> 27:05.930
‫همیشه می‌دونستید که قراره بچه‌دار بشید؟

27:07.980 --> 27:12.070
‫اگه بخوام روراست باشم،
‫ماجراهای زیادی داشتیم

27:12.650 --> 27:14.070
‫من وحشت داشتم

27:14.860 --> 27:15.860
‫اما چارلی نه

27:17.240 --> 27:18.570
‫واسه این کار زاده شده

27:20.280 --> 27:22.200
‫- الان حال‌تون چطوره؟
‫- بهترم

27:23.620 --> 27:25.540
‫البته هنوز کلی چیز هست که باید یاد بگیرم

27:25.540 --> 27:30.460
‫اما می‌دونم که مشارکت همه لازمـه

27:31.290 --> 27:33.380
‫اصلاً برای همین گفتم اینجا هم رو ببینیم

27:34.090 --> 27:36.340
‫می‌خواستیم تموم آدم‌‌های
خوب زندگی‌مون رو که

27:36.340 --> 27:39.510
‫توی زندگی بچه هم هستن
‫نشون‌تون بدیم

27:40.090 --> 27:42.140
‫مثلاً من اگه ندونم نقطه‌ی نرم سر بچه کجاست،

27:42.140 --> 27:44.810
‫می‌دونم بقیه بهم میگن

27:46.660 --> 27:47.930
‫چرا دستم رو فشار نمیدی؟

27:47.930 --> 27:50.020
‫چون کارت عالیـه

27:52.560 --> 27:54.920
‫درحال‌حاضر تنها دلیلی که
‫دوستام اینجا نیستن

27:54.920 --> 27:58.220
‫اینـه که بچه‌هاشون، اولویت‌شونـه

27:59.150 --> 28:01.200
‫و ما می‌خوایم همچین والدینی باشیم

28:02.660 --> 28:04.520
‫از شنیدنش واقعاً خوشحال شدم

28:05.030 --> 28:08.040
‫راستش یه چندتا سوال دیگه هم دارم که
‫نوشتم‌شون

28:08.040 --> 28:10.040
‫وای خدا.
‫نگاه کن برایان.

28:10.580 --> 28:12.880
‫از بچگی اینا رو جمع می‌کردم

28:12.880 --> 28:15.420
‫عاشق موهای مسخره‌شونم.
‫خیلی...

28:16.590 --> 28:18.550
‫من هم همینطور.
‫باهاشون نمایش اجرا می‌کردم.

28:18.550 --> 28:22.010
‫- چی؟
‫- «بچه‌ها و کوتوله‌ها»، «اِویتا»...

28:22.010 --> 28:23.680
‫من عاشق فیلم‌های موزیکالم

28:23.680 --> 28:25.220
‫خیلی‌خب...

28:25.890 --> 28:28.060
‫حالا می‌دونم که مادر بچه‌مون شمایید

28:29.930 --> 28:31.190
‫- میشه ببینمش؟
‫- حتماً

28:31.190 --> 28:32.980
‫وای خدا.
‫نگاش کن.

28:48.290 --> 28:49.830
‫- سلام
‫- سلام

28:50.500 --> 28:51.540
‫چیشده؟

28:52.120 --> 28:54.130
‫فقط باید یه دقیقه ازشون دور می‌شدم

28:54.130 --> 28:57.090
‫به دیلن گفتم می‌خوام سامر رو راضی کنم که
‫قرص اکس نخوره

28:57.670 --> 28:58.710
‫چه دروغ خوبی

28:59.380 --> 29:01.630
‫به‌طرز ترسناکی با جزئیات بود

29:01.630 --> 29:03.590
‫حالا میگی واقعاً چیشده؟

29:03.590 --> 29:04.720
‫داشتیم حرف می‌زدیم که

29:04.720 --> 29:07.550
‫یهو یکی من رو از ویدیوی
‫«جنده‌ی خائنِ خائن» شناخت و

29:07.560 --> 29:09.140
‫بعدش چندتا از کامنت‌ها رو خوندن و

29:09.140 --> 29:13.650
‫دوباره شدم «اون دختره که مامانش مُرده»

29:14.810 --> 29:17.010
‫ای بابا

29:18.110 --> 29:19.780
‫قرار همیشه همینطوری باشه؟

29:21.820 --> 29:23.200
‫متاسفانه

29:24.070 --> 29:25.160
‫عالیـه

29:25.160 --> 29:27.720
‫البته به‌نظرم به‌مرور زمان بهتر میشه

29:28.330 --> 29:29.830
‫مثل وقتی که میری دانشگاه

29:31.640 --> 29:35.690
‫البته مگه این که بخوای همینجا بری دانشگاه و
‫تا ابد پیش من زندگی کنی

29:39.880 --> 29:41.670
‫برسونمت خونه؟

29:41.670 --> 29:42.670
‫نه

29:43.470 --> 29:45.010
‫دیگه نمی‌خوام قایم شم

29:45.510 --> 29:48.020
‫فقط می‌خوام مردم اینقدر
دل‌شون به حالم نسوزه

29:49.560 --> 29:52.520
‫می‌دونی چرا به مردم میگم
‫قیافم عین زن‌مُرد‌ه‌هاست؟

29:52.520 --> 29:53.890
‫چون واقعاً هست؟

29:54.520 --> 29:55.730
‫تاحدودی

29:57.400 --> 29:59.880
‫اما واسه این که تقریباً خنده‌دار هم هست

30:00.280 --> 30:03.720
‫تا به مردم بگم که لازم نیست وقتی پیش منن،
‫با احتیاط باهام حرف بزنن

30:03.720 --> 30:05.820
‫همیشه جواب نمیده اما...

30:06.740 --> 30:10.490
‫باعث میشه حس کنم یه حس مالکیتی روش دارم

30:14.370 --> 30:15.540
‫من برگردم داخل

30:16.330 --> 30:17.330
‫خوبـه

30:20.960 --> 30:22.800
‫قول بده نمیای سر بزنی

30:23.760 --> 30:24.760
‫قول میدم

30:25.510 --> 30:26.510
‫دستات رو نشونم بده

30:28.550 --> 30:29.550
‫باشه

30:40.820 --> 30:43.440
‫پس مامانت قراره تو اتاق مهمون‌هات بمونه؟

30:43.440 --> 30:44.530
‫- نه...
‫- دِرِک

30:44.530 --> 30:46.530
‫گفت تخت تو اتاق مهمون‌ها
‫زیادی نرمـه

30:46.530 --> 30:48.700
‫کاناپه‌ی توی دفترم هم زیادی سفتـه

30:48.700 --> 30:51.370
‫به گمونم خانم «گلدیلاکس»
قراره تو اتاق من بخوابه

30:51.370 --> 30:53.820
‫که ظاهراً تختش «کاملاً‌ مناسبـه»

30:55.160 --> 30:56.750
‫وقتی مامان دِرِک میاد تو شهر

30:56.750 --> 30:59.500
‫همیشه مجبوره ۶۰۰ متری خونه‌مون بمونه

30:59.500 --> 31:01.460
‫همون قانونی که واسه مجرمای جنسی می‌ذارن

31:01.460 --> 31:02.750
‫با هم کنار نمیان

31:02.750 --> 31:05.590
‫ببخشید عزیزم.
‫اگه بخوای تلاشم رو می‌کنم.

31:06.380 --> 31:09.090
‫«اگه بخوای تلاشم رو می‌کنم؟»
‫این زن دیگه کیـه؟

31:09.720 --> 31:10.960
‫دیگه زن خوبی شدم

31:14.220 --> 31:15.270
‫سلام استوارت

31:15.270 --> 31:17.100
‫- پس گفتی ۶۰۰ متر؟
‫- آره

31:17.100 --> 31:19.100
‫پشمام. اسمش رو جایی ثبت کردی؟

31:19.100 --> 31:22.600
‫مگه با بدرفتاری عاطفی با بچه‌ها هم
‫اسم کسی جایی ثبت میشه؟

31:22.900 --> 31:23.900
‫خیلی‌خب

31:25.490 --> 31:27.200
‫باشه، فردا حرف می‌زنیم

31:28.910 --> 31:29.990
‫چیـه؟ چی گفت؟
‫چیشد؟

31:32.370 --> 31:34.060
‫اون یکی زوج رو انتخاب کرد

31:34.700 --> 31:36.620
‫- جداً؟
‫- بچه‌ها

31:36.620 --> 31:40.330
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم این رو بگم
‫اما کیر تو اون جنده‌ی حامله

31:40.330 --> 31:42.500
‫راستش یه شیش هفت باری شنیدم که
‫این رو بگی

31:42.500 --> 31:43.590
‫آره

31:44.750 --> 31:46.740
‫واقعاً فکر می‌کردم ما رو انتخاب کنه

31:47.630 --> 31:49.720
‫چرا اینطوری داری نگام می‌کنی؟

31:49.720 --> 31:53.140
‫نمی‌دونی این که این‌قدر ناراحت شدی
‫چقدر برام ارزش داره

31:55.220 --> 31:56.900
‫یعنی خوشحالی که ناراحتم؟

31:56.900 --> 31:57.850
‫یعنی چی؟

31:57.850 --> 31:59.480
‫آره، این چه وضعشـه چارلی؟

31:59.480 --> 32:01.560
‫راستش فکر می‌کردم اون زنیکه
‫انتخاب‌تون کنه...

32:01.560 --> 32:03.730
‫به جمع‌مون خوش اومدی رفیق

32:06.730 --> 32:09.820
‫مامانم خیلی واسه ساعت خاموشی
‫سلیطه‌بازی در می‌آورد

32:09.820 --> 32:13.490
‫بعضی‌وقتا آرزو می‌کردم که کاش
‫تا ابد ناپدید بشه

32:15.620 --> 32:18.080
‫باورم نمیشه این حرف رو زدم

32:18.660 --> 32:20.370
‫خدایا، نگاش کن،
‫ازم متنفری

32:20.370 --> 32:21.920
‫نه،‌ خوبم بابا

32:22.710 --> 32:25.940
‫فقط قیافه‌ی مادرمُرده‌ها رو به خودم می‌گیرم

32:26.500 --> 32:27.800
‫باحال بود

32:28.760 --> 32:32.050
‫نه خب، آخه...
‫آره خلاصه...

32:41.060 --> 32:42.130
‫ممنون

33:07.280 --> 33:27.280
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
