WEBVTT

00:11.570 --> 00:12.820
‫به این میگن بازی

00:12.820 --> 00:15.030
‫- همین رو می‌خواستم‌ها
‫- بالاخره، ای خدا

00:16.546 --> 00:17.660
‫حالا تو چِت هست؟

00:18.160 --> 00:21.160
‫ما داریم از بازی لذت می‌بریم،
‫این هم می‌خواد با حرف زدن

00:21.160 --> 00:23.400
‫درمورد مسائل واقعی،
جو رو خراب کنه

00:24.320 --> 00:27.130
‫بالاخره مجبور میشی با بابات
‫به‌خاطر ناامید کردنت حرف بزنی

00:27.130 --> 00:28.420
‫بیخیال بابا

00:28.420 --> 00:29.880
‫گفتم که آدم ضدحالیـه

00:29.880 --> 00:31.710
‫- از این خبرها نیست
‫- باشه

00:31.710 --> 00:34.050
‫هست.
‫هروقت که آماده بودی.

00:34.600 --> 00:39.180
‫تا اون موقع، تصمیم گرفتم از این به بعد
‫جفت‌مون در دسترست باشیم

00:39.180 --> 00:41.010
‫اما نباید بعد از ۸ شب به پاول زنگ بزنم

00:41.020 --> 00:44.390
‫چون دفعه‌ی پیش که گوشیش رو جواب داد،
‫با جولی توی وان حموم بود

00:44.390 --> 00:45.850
‫اندازه‌ی وانت چقدره؟

00:46.770 --> 00:48.770
‫اونقدرا بزرگ نیست

00:48.770 --> 00:49.900
‫داداش خودمی

00:49.900 --> 00:53.940
‫اما تا جایی که به درمانت مربوط میشه،
‫تصمیم‌گیرنده هنوز خودمم

00:53.950 --> 00:58.030
‫من رو به‌عنوانِ... بابا نوئل تصور کن و
‫جیمی رو هم...

00:58.030 --> 01:02.330
‫من رو کوتوله نکن، پاول.
‫من خیلی از تو گنده‌ترم.

01:02.330 --> 01:03.790
‫می‌تونی گوزن شمالی باشی

01:03.790 --> 01:05.520
‫نه اون تجملاتیه که دماغش قرمزه،

01:05.520 --> 01:08.210
‫یکی‌شون که اون پُشت‌مُشت‌هاس،
‫مثلاً مالنده

01:08.210 --> 01:10.130
‫مالنده گوزن شمالی نیست پاول

01:10.130 --> 01:12.470
‫گوزن شمالی و مالنده دوتا شغل کاملاً متفاوتن

01:12.470 --> 01:15.740
‫خب، تا وقتی که هنوز باهاش کنار نیومدم،
‫چطوری می‌تونم کل روز رو

01:15.740 --> 01:17.310
‫با بابام کار کنم؟

01:17.340 --> 01:18.680
‫فقط دوستش داشته باش

01:19.470 --> 01:20.850
‫خیرخواهی مهم‌ترین چیزه

01:20.850 --> 01:23.880
‫اگه وقتی آماده بودی،
‫حرفات رو از روی خیرخواهی بزنی،

01:24.680 --> 01:26.230
‫از جای درستی زدی

01:28.860 --> 01:29.690
‫بازی شروع شد

01:29.690 --> 01:32.320
‫مگه این که جیمی بخواد من هم
‫درمورد بابام حرف بزنم

01:32.320 --> 01:33.950
‫حدس می‌زنم خیلی آدم بغلی‌ای نبوده

01:33.950 --> 01:35.330
‫نه، نبود

01:35.700 --> 01:37.580
‫از لب همدیگه رو می‌بوسیدین؟

01:38.570 --> 01:39.570
‫همیشه

01:43.700 --> 01:44.793
‫ای خدا

01:45.960 --> 01:46.910
‫- سلام
‫- سلام

01:46.920 --> 01:49.920
‫شرمنده دیر کردم. پیش مامانم بودم.
‫تصادف کرده اما حالش خوبـه.

01:49.920 --> 01:52.290
‫رفته تو یه یدک‌کش.
‫درواقع رفته رو یه یدک‌کش.

01:52.300 --> 01:53.441
‫خبر خوب اینـه که

01:53.466 --> 01:57.000
‫راننده‌ی یدک‌کش تونسته ماشین رو
‫مستقیم ببره تعمیرگاه

01:57.470 --> 01:58.470
‫خب دیگه

01:59.390 --> 02:00.680
‫خب...

02:00.680 --> 02:01.930
‫می‌دونی چی عجیبـه؟

02:01.930 --> 02:04.220
‫خواهرم می‌خواد مامان کورمون رو قانع کنم که

02:04.220 --> 02:05.350
‫چشماش رو عمل کنه

02:05.350 --> 02:08.890
‫آخه داداش، چرا من همیشه باید
‫این کارها رو بکنم؟

02:08.890 --> 02:12.150
‫من کار با گوشی رو به مامانم یاد دادم.
‫من راضیش کردم بره فیزیوتراپی.

02:12.150 --> 02:13.900
‫من از شرکت‌های هرمی کشیدمش بیرون که...

02:13.900 --> 02:18.320
‫ببخشید می‌پرم وسط حرفت اما
‫نوبت ما شروع نشده؟

02:18.910 --> 02:22.200
‫دیشب یه دعوای حسابی کردیم و
‫می‌خوام بریم سر وقتش

02:22.200 --> 02:24.450
‫اشتباه از من بود.
‫نوبت شماست.

02:24.450 --> 02:26.870
‫بگو. خیلی‌خب،
‫دعوا سر چی بود؟

02:27.790 --> 02:31.580
‫خب، اون هروقت دلش آدامس می‌خواد،
‫همراهم دارم

02:33.750 --> 02:36.260
‫اما من که دلم می‌خواد
‫هیچوقت ‌همراهش نیست

02:36.260 --> 02:39.300
‫دوست ندارم چیزی تو جیبم باشه...

02:42.100 --> 02:43.266
‫ولش کن

02:44.020 --> 02:46.460
‫چیه؟ نکنه چون مشکلات‌تون پیش‌پا‌افتاده‌ست،
‫خجالت می‌کشین؟

02:46.460 --> 02:48.060
‫- آره، یه کوچولو
‫- آره

02:48.060 --> 02:51.310
‫خجالت نکشین. شما به من پول میدین.
‫پس بیاین انجامش بدیم.

02:51.700 --> 02:53.860
‫بیخیال بچه‌ها.
‫خودتون رو رها کنین.

02:53.860 --> 02:56.070
‫مایک، چرا دوست نداری
‫چیزی توی جیب‌هات باشن؟

02:57.780 --> 02:59.070
‫آخه مگه من کیفشم؟

02:59.070 --> 03:02.820
‫گوشیم،‌ آدامسم، جعبه‌ی ارتودنسیم.
‫همچین چیزای زیادی نیستن.

03:02.820 --> 03:06.740
‫ببخشید اما بعدش هم عینک آفتایی و
‫پروتئین تخته‌ای و

03:06.740 --> 03:07.910
‫شارژر هم هست

03:07.910 --> 03:09.160
‫شوخی می‌کنی؟

03:11.000 --> 03:12.420
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

03:13.130 --> 03:15.210
‫- سلام
‫- فکر کنم آب‌سردکن خراب شده

03:15.210 --> 03:17.300
‫جدی؟
‫مشکلش چیـه؟

03:17.300 --> 03:19.420
‫حتماً کمپرسورش در رفته و
‫لولای فیلتر رو مسدود کرده

03:19.420 --> 03:22.380
‫- من از کجا بدونم؟
‫- اگه روز مزخرفی داشتی،

03:22.390 --> 03:24.380
‫قراره خونه‌ی لیز مشروب بخوریم،
‫خواستی بیا اونجا

03:24.380 --> 03:26.100
‫ابروهات امیدوارکننده‌ت رو واسه من نده بالا

03:26.100 --> 03:27.760
‫دست خودم نیست.
‫خیال‌بافن.

03:27.770 --> 03:31.640
‫دست بردار جیمی. دنبال اینم که چطور می‌تونم
‫مودبانه بهت بگم یکم فضا لازم دارم.

03:31.640 --> 03:33.100
‫توپ تو زمین منـه

03:33.100 --> 03:34.990
‫تو اصلاً توپ نداری

03:35.600 --> 03:39.320
‫خب، حرفات کاملاً درست نیست.
‫به‌خاطر همیناس که کارمون به اینجا کشیده.

03:40.610 --> 03:42.280
‫- فقط دلم برات تنگ شده
‫- سرش رو بخور

03:45.450 --> 03:47.200
‫چکمه‌های کابویی واسه یه بچه؟

03:47.740 --> 03:49.660
‫به همین زودی رقاص لختی شده؟

03:49.660 --> 03:53.620
‫هرجایی این لحن قضاوت‌کننده رو بشنوم،
‫می‌شناسم

03:53.630 --> 03:56.000
‫مک؟ خدایا.
‫سلام.

03:56.000 --> 03:57.590
‫بیا بغلم.
‫سلام.

03:59.130 --> 04:01.380
‫وای. یه ذره هم عوض نشدی.

04:01.380 --> 04:02.470
‫چه شروع خوبی

04:02.470 --> 04:05.090
‫چقدر هم لاغرمردنی شدی،
‫اصلاً انگار مریضی

04:05.090 --> 04:06.640
‫خدایا.
‫واقعاً ممنونم.

04:06.640 --> 04:09.140
‫خب، چندوقته که می‌گذره؟
‫۲۵‌ سال؟

04:09.140 --> 04:11.850
‫همه‌چی رو تعریف کن.
‫چی‌کارها می‌کنی؟

04:11.850 --> 04:13.650
‫کلی کارهای باحال

04:14.150 --> 04:15.310
‫بچه‌ دار شدن

04:16.360 --> 04:17.360
‫سنگ‌ها

04:17.360 --> 04:19.610
‫هنوز هم عکاسی می‌کنی؟
‫خیلی وارد بودی

04:19.610 --> 04:22.240
‫آره، راستش از حیات‌ وحش عکس می‌گیرم

04:22.240 --> 04:24.820
‫- چیز خاصی نیست، راستش...
‫- سلام

04:26.780 --> 04:28.330
‫چطوری کارمون از شراب و خوراکی خریدن

04:28.330 --> 04:31.170
‫رسید به این که بهم لیست دادی و ‫من
باید همه‌چی رو پیدا کنم و پولش رو بدم؟

04:31.170 --> 04:32.410
‫چون من اینطوری خرید می‌کنم

04:32.410 --> 04:34.000
‫پس اگه پنیر اشتباهی خریدم
‫عصبانی نشو

04:34.000 --> 04:36.670
‫- پنیر اشتباهی خریدی؟
‫- پنیر اشتباهی خریدم

04:36.670 --> 04:39.630
‫- سلام، من جیمی‌ام. پادوی لیز
‫- سلام، من مکـم

04:39.630 --> 04:41.550
‫- مخفف مکالیـه؟
‫- نه

04:41.550 --> 04:42.800
‫ای تف توش

04:43.320 --> 04:44.630
از کجا هم رو می‌شناسین؟

04:44.630 --> 04:46.600
‫- دوستای قدیمی هستیم
‫- به‌خاطر سکس

04:46.600 --> 04:48.220
‫دوتا از چیزهای موردعلاقه‌م

04:49.100 --> 04:51.640
‫خب، از دیدنت خوشحال شدم

04:51.640 --> 04:53.060
‫من هم همینطور لیزی

04:56.480 --> 04:58.940
‫نگو.
‫نگو.

05:02.400 --> 05:03.526
‫لیزی

05:03.820 --> 05:06.110
‫گفتم نگو

05:06.610 --> 05:10.410
‫کجای رفتارم عجیبـه؟
‫قول میدم هیچ‌چیز عجیبی نیست

05:10.410 --> 05:12.410
‫مطمئنی؟
‫چون می‌تونی هرچی بخوای بهم بگی

05:12.410 --> 05:15.370
‫تنها چیزی که نمی‌تونم تحمل کنم، دروغـه،
‫چون اهل پنهون‌کاری نیستم

05:15.370 --> 05:17.170
‫- توی دوران راست‌گوییمم
‫- هی

05:18.750 --> 05:20.710
‫سامر، اون پیرهن منـه؟

05:21.300 --> 05:22.460
‫تو یه سبد پیداش کردم

05:22.960 --> 05:25.760
‫روش اکلیل ریختم.
‫شرمنده جاکش. درش میارم.

05:25.760 --> 05:27.840
‫- ممنون سامر
‫- خواهش می‌کنم

05:28.510 --> 05:31.140
‫- پشمام. ازش بدت میاد
‫- ازش بدم نمیاد

05:31.140 --> 05:34.140
‫فقط از همه‌ی حرفاش و
‫همه‌ی کارهاش بدم میاد

05:34.140 --> 05:35.600
‫واقعاً خوشحالم

05:35.600 --> 05:37.350
‫کاش گبی هم اینجا بود

05:37.850 --> 05:40.480
‫اما به‌ لطف آلتِ افسرده و خودخواه جیمی

05:40.480 --> 05:42.320
باز قرار نیست بیاد

05:42.320 --> 05:44.320
‫آلتم هیچکدوم از اون چیزهایی که گفتی نیست

05:44.320 --> 05:46.900
‫خوش‌بینـه و همیشه هم
‫بقیه رو تو اولویت می‌ذاره

05:46.910 --> 05:48.490
‫یعنی آلتت مثل اِلموئـه؟

05:48.490 --> 05:51.410
‫همون رنگـه.
‫البته صداش خیلی بَم‌تره.

05:51.410 --> 05:53.370
‫قلقلکم بده.
‫قلقلکم بده.

05:53.370 --> 05:54.410
‫بس کن.
‫نه، بس کن.

05:54.410 --> 05:56.080
‫صدای کیرم مثل آندره د جاینتـه

05:56.080 --> 05:58.960
‫سلام خانم.
‫کسی آلت نمی‌خواد؟

06:00.170 --> 06:02.170
‫کسی دلش پنیر اشتباهی نمی‌خواد؟

06:02.170 --> 06:04.430
‫من یکم می‌خورم لیزی

06:05.040 --> 06:07.820
‫امروز اتفاقی یه یارویی رو دیدیم که
‫بهش می‌گفت لیزی

06:09.140 --> 06:11.760
‫تو... مک رو دیدی؟

06:13.100 --> 06:14.500
‫قرار بود بهم بگی؟

06:14.500 --> 06:16.230
‫چیز خاصی نبود

06:16.230 --> 06:18.350
‫چی؟
‫نمی‌دونم اینجا چه خبره

06:18.350 --> 06:21.860
‫- فکر نمی‌کردم چیزی دِرِک رو ناراحت کنه
‫- نه، حسودی نمی‌کنم

06:21.860 --> 06:24.820
‫کسایی که قبل از من باهاش خوابیدن
‫اصلاً برام مهم نیستن

06:24.820 --> 06:27.990
‫نه دوست‌پسر دوران دانشگاهش،
‫نه لنی کراویتز...

06:27.990 --> 06:29.320
‫جداً؟

06:29.320 --> 06:30.740
‫خب، فکر می‌کردم لنی کراویتزه

06:30.740 --> 06:33.410
‫تا یه چندوقت هم بهم نگفت

06:33.410 --> 06:37.830
‫اما نمی‌دونم چرا این پسره، مک،
‫خیلی میره رو مخم

06:37.830 --> 06:39.120
‫باز شروع شد

06:39.120 --> 06:42.170
‫اگه لیز ازش می‌خواست باهاش فرار کنه،
‫پسره تردید نمی‌کرد

06:42.170 --> 06:44.460
‫دود می‌شدن و می‌رفتن تو هوا

06:44.460 --> 06:48.420
‫- و این واقعاً‌ بی‌احترامیـه، مگه نه؟
‫- آره

06:48.420 --> 06:49.510
‫آره

06:50.090 --> 06:52.050
‫- رفیق
‫- ببخشید

06:52.050 --> 06:54.350
‫واقعاً میگم... ببخشید

06:55.180 --> 06:57.390
‫- سلام بابا
‫- خداروشکر کیف پولت رو پیدا کردی

06:57.390 --> 07:01.230
‫آره اما متاسفانه هنوز کارت اعتباری‌ای
داخلش نیست

07:01.230 --> 07:03.360
‫میشه واسه کارهای مدرسه
‫یکم پول بهم قرض بدی؟

07:03.360 --> 07:04.400
‫کدوم کارهای مدرسه؟

07:04.400 --> 07:05.440
‫همبرگر

07:05.440 --> 07:07.360
‫- همین رو بگو
‫- آره

07:07.360 --> 07:08.610
‫- سلام
‫- سلام

07:09.570 --> 07:11.410
‫ببخشید. مجبور شدم.

07:11.410 --> 07:13.580
‫- مجبور شدی...
‫- جنده!

07:15.140 --> 07:16.330
‫- چطور تونستی؟
‫- گندش بزنن

07:16.330 --> 07:18.330
‫هی، آروم باش!

07:18.330 --> 07:19.450
‫وای،‌ ممه‌م!

07:19.460 --> 07:21.790
‫هی، سامر.
‫می‌تونی از کلمات استفاده کنی.

07:21.790 --> 07:24.630
‫گفتی شبیه اون مجسمه‌ کوچولوهاس که
‫توی فواره‌ها می‌شاشن

07:24.630 --> 07:26.170
‫اما باهاش خوابیدی

07:28.460 --> 07:29.590
‫سامر، وایسا

07:29.590 --> 07:30.720
‫دنبال من نیا!

07:31.300 --> 07:33.640
‫- حالت خوبـه؟
‫- آره، چیزیم نیست

07:38.430 --> 07:40.350
‫خب، بیچاره کانر

07:42.150 --> 07:43.230
‫خوش به حال من

07:44.860 --> 07:55.860
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

07:55.884 --> 08:02.884
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

08:08.930 --> 08:13.890
‫«روان‌درمانی»
‫«فصل دوم، قسمت پنجم»‫

08:18.720 --> 08:20.640
‫هی. ممه چطوره؟

08:20.640 --> 08:21.770
‫درد می‌کنه

08:22.770 --> 08:24.940
‫واسه همین هیچوقت با موقرمزها نمی‌خوابم

08:25.440 --> 08:26.940
‫دستام لای اکلیلن

08:29.190 --> 08:30.190
‫حقم بود

08:31.030 --> 08:32.570
‫واقعاً آدم مزخرفی‌ام

08:32.570 --> 08:34.160
‫هی. شروع نکن.

08:35.370 --> 08:37.200
‫می‌خوام با این شروع کنم که...

08:37.200 --> 08:39.990
بدونی من بابایی‌ام که
‫طرفدار سکسـه

08:39.990 --> 08:41.620
‫حالم بد شد.
‫نه، این کار رو نمی‌کنیم.

08:41.620 --> 08:42.870
‫خداروشکر

08:44.210 --> 08:45.680
‫چی شده؟

08:45.680 --> 08:48.960
‫آخه تو هیچوقت به کانر
‫علاقه‌ی خاصی نشون ندادی

08:48.960 --> 08:50.800
‫نمی‌خوام درموردش حرف بزنم

08:51.340 --> 08:52.386
‫باشه

08:53.720 --> 08:57.300
‫حس می‌کردم کم کم داریم
‫به جایی می‌رسیم که

08:57.300 --> 08:59.180
‫می‌تونیم حرفای دل‌مون رو بهم بزنیم

08:59.180 --> 09:02.520
‫واقعاً همچین فکری می‌کنی یا
‫فقط می‌خوای من عذاب‌وجدان بگیرم؟

09:02.520 --> 09:03.980
‫نمیشه جفتش باشه؟

09:07.440 --> 09:10.110
‫اینجور مواقع من عصبانی میشم و میرم
‫اما الان درد دارم

09:10.110 --> 09:12.030
‫می‌خوای من جای تو انجامش بدم؟

09:12.030 --> 09:14.110
‫- حتماً
‫- وای، بابا

09:20.120 --> 09:22.670
‫و راستش اگه خواهرم اینقدر تو کونم نبود

09:22.670 --> 09:24.040
‫بیشتر می‌اومدم خونه

09:24.040 --> 09:26.830
‫معتادای سابق همیشه اینقدر قضاوت‌گرن

09:27.330 --> 09:31.840
‫خب، خودت کل بچگیت از یه معتاد مراقبت کردی و
‫بعدش هم با یکی‌شون ازدواج کردی

09:33.210 --> 09:34.210
‫جالبـه

09:34.220 --> 09:36.680
‫نکته‌‌ی جالبی بود پاول.
‫اصلاً بهش فکر نکرده بودم.

09:36.680 --> 09:38.560
‫ببین، من مسائل خونوادگی رو درک می‌کنم

09:38.560 --> 09:40.800
‫دخترم واسه یه سخنرانی اومده شهر و

09:40.810 --> 09:45.520
‫و حالا خودش و دوماد حوصله‌سربرم و
‫همسر سابقم توی خونه‌من

09:45.520 --> 09:48.810
‫به گمونم نقشه‌شون اینه که
‫با حرفای می‌مزه‌شون، بکشنم

09:48.810 --> 09:52.020
‫زن قبلیت چطوریـه؟
‫اون هم عین جولی جیگر و سکسیـه؟

09:52.030 --> 09:53.730
‫هیشکی به جذابی جولی نمی‌رسه

09:53.740 --> 09:56.610
‫جواب درست همین بود و
‫این رو به ملکه گزارش میدم

09:56.610 --> 09:58.700
‫رفیق خودمی!
‫اون خیلی جذابـه

10:00.370 --> 10:02.030
‫گوش کن،‌ می‌دونم گفتی فضا لازم داری

10:02.040 --> 10:03.290
‫قصدم این نیست که...

10:03.290 --> 10:05.750
‫میشه یه لحظه حرف نزنی؟

10:05.750 --> 10:07.620
‫- واسه چی؟
‫- تا بتونم برم

10:08.210 --> 10:10.710
‫واقعاً از این کسشرا خسته شدم

10:10.710 --> 10:12.630
‫- باشه
‫- همه شدن

10:14.170 --> 10:17.010
‫همه کی‌ان پاول؟
‫فقط ما سه نفر اینجا کار می‌کنیم

10:18.090 --> 10:20.180
‫ببین گبی،‌ واسه آلیس به کمکت نیاز دارم

10:20.880 --> 10:22.680
‫خبر اون مشت به ممه‌ش به گوشم رسیده

10:22.680 --> 10:25.060
‫عجیبـه که دو تا دختر جذاب
‫سر کانر دعواشون شده

10:25.060 --> 10:27.730
‫فرشته‌ی معصوم خبر نداره نقطه‌ی اوجش
‫۱۹ سالگیشـه

10:28.980 --> 10:31.690
‫کاش می‌دونستم چرا آلیس این کار رو کرده.
‫اما به من چیزی نمیگه.

10:31.690 --> 10:32.980
‫نگو بهش عذاب‌وجدان دادی

10:32.980 --> 10:34.530
‫من به بچه‌ها عذاب‌وجدان نمیدم

10:35.440 --> 10:36.690
‫بدجوری بهش عذاب‌وجدان دادم

10:36.690 --> 10:38.540
‫همیشه همه‌چی رو به خودت ربط میدی

10:38.540 --> 10:39.910
‫می‌خوای دوباره دوست باشیم؟

10:39.910 --> 10:42.280
‫دوستای واقعی حقیقت‌های تلخ رو
‫بهم میگن، پس تعریف کن

10:42.280 --> 10:46.620
‫آلیس فقط محبت لازم داره، ‫پس شاید
باید ببریش بیرون و بهش روحیه بدی

10:46.620 --> 10:48.410
‫تا احساس نکنه که دنیا داره تموم میشه

10:48.410 --> 10:50.500
‫لازم نیست بدونی چرا
‫به دوست‌پسر بهترین دوستش داده

10:50.500 --> 10:51.635
‫خودش می‌دونه

10:51.660 --> 10:53.840
‫بعدش هم، تو معلم خوبی واسه‌ی کلاسِ

10:53.840 --> 10:56.673
‫انتخاب یه رفیق مناسب مخصوص سکس نیستی

10:57.380 --> 11:00.470
‫می‌دونم از روی نامردی میگی اما
‫کلاس کاملاً محبوبی می‌شد

11:04.600 --> 11:05.930
‫لازم نبود برسونیم

11:05.930 --> 11:07.430
‫شوخی می‌کنی؟
‫خودم خواستم

11:08.230 --> 11:10.310
‫واسه روز اول مدرسه
‫این رو پوشیدی؟

11:10.310 --> 11:13.060
‫شبیه اینایی شدی که پلیس‌ها چهره‌نگاریش کردن

11:13.060 --> 11:15.070
‫مطمئنم سامر قضیه رو برای همه تعریف کرده

11:15.070 --> 11:17.680
‫برای همین وقتشه که جنده‌ی مدرسه باشم

11:18.190 --> 11:19.530
‫حالا که اینطور شد...

11:19.530 --> 11:20.950
‫کمربندت رو ببند

11:20.950 --> 11:22.410
‫چی؟ چرا؟

11:25.370 --> 11:26.376
‫خیلی‌خب

11:33.380 --> 11:35.500
‫خالکوبی؟ واقعاً؟

11:36.300 --> 11:37.960
‫چندهفته‌ی دیگه ۱۸ سالت میشه

11:37.960 --> 11:40.240
‫فهمیدم چه من اجازه بدم چه ندم
‫این کار رو می‌کنی

11:40.240 --> 11:41.460
‫صد در صد

11:41.930 --> 11:44.700
‫البته می‌خواستم یه جایی بزنم که
نتونی بینیش

11:46.310 --> 11:48.240
‫تا اونجا که من می‌دونم،
‫قبلاً زدی

11:50.190 --> 11:51.640
‫زیادی به این حرفم خندیدی

11:53.350 --> 11:55.610
‫بیا اخمالو.
‫یه چیزی بخور.

11:56.940 --> 11:58.610
‫خب، تو باید قدیس باشی

11:58.610 --> 12:02.320
‫تنها چیزی که به‌‌نظرم از
‫توی رابطه بودن با پاول بدتره

12:02.320 --> 12:05.120
‫تو رابطه بودن با پاول پیره

12:05.120 --> 12:06.870
‫خداروشکر ازم می‌ترسـه

12:07.490 --> 12:08.490
‫تبریک میگم

12:09.160 --> 12:11.040
‫ایناهاش

12:14.500 --> 12:17.170
‫واقعاً باحاله که سوزی و جولی
‫با هم جور شدن، مگه نه؟

12:17.170 --> 12:18.420
‫خیلی باحالـه دیو

12:19.960 --> 12:22.720
‫امیدوارم درمورد طرز سکس کردنم حرف بزنن

12:22.720 --> 12:26.970
‫- آره، خب... حالت چطوره...
‫- میشه یه لیوان شراب قرمز برام بیاری؟

12:27.720 --> 12:28.770
‫بله، الساعه

12:28.770 --> 12:31.020
‫هرساعتی که بعد از غروب آفتاب می‌گذرونم،
‫برام نعمتـه

12:31.020 --> 12:32.600
‫کوین هم اومد

12:32.600 --> 12:33.850
‫چرا بهت میگه کوین؟

12:33.850 --> 12:37.150
‫همش می‌خواد فاصله‌مون رو حفظ کنیم
‫اما فایده‌ای نداره

12:37.150 --> 12:39.820
‫- سلام جولی خوشگله
‫- برایان

12:39.820 --> 12:42.860
‫شما هم باید سوزان خوشگله باشین.
‫اصلاً دلم رو بردین.

12:42.860 --> 12:45.200
‫- ازش خوشم میاد
‫- آره، خیلی قبراقـه

12:45.200 --> 12:47.870
‫شرمنده دیر کردم.
‫با یکی قرار داشتم.

12:47.870 --> 12:50.420
‫ایمیل‌های تمام حروف بزرگت هم به دستم رسید

12:50.420 --> 12:54.090
‫جواب هم نه هست، نمی‌تونی از همسایه‌ت
‫به‌خاطر برگزاری طبل‌زنی دسته‌جمعی شکایت کنی

12:54.090 --> 12:55.920
‫کار هر هفته‌شونـه

12:55.920 --> 12:59.920
‫خب دوستان، کوکتل‌هاتون رو بردارید،
‫می‌خوایم ادابازی کنیم

12:59.920 --> 13:01.420
‫بابا، بازی موردعلاقه‌ت

13:01.420 --> 13:04.130
‫- ادابازی دیگه چیـه؟
‫- من از کجا بدونم؟

13:04.130 --> 13:07.140
‫راستی، تا بازی شروع نشده، باید بگم که
‫سپرده‌ی خونوادگی رو تغییر دادم

13:07.140 --> 13:10.260
‫- سوزان باید امضاش کنه
‫- سوزان

13:10.270 --> 13:14.180
‫احتمالاً باید وقتی میسون
‫به دنیا اومده بود این کار رو می‌کردیم،

13:14.190 --> 13:18.270
‫اما پاول ۲۰ سال
‫سرگرم قایم شدن از من بود

13:19.480 --> 13:21.150
‫- چه بامزه
‫- ممنون

13:21.150 --> 13:23.280
‫- بامزه‌ست
‫- خیلی بامزه‌ست

13:23.280 --> 13:24.570
‫آره، سلام دیو

13:24.570 --> 13:26.200
‫خب، می‌خواستم بگم که...

13:26.200 --> 13:27.530
‫- نه
‫- نه

13:28.750 --> 13:30.300
‫باید من رو از اینجا ببری بیرون

13:30.300 --> 13:32.370
‫نه، نه. پای من رو نکش وسط این ماجرا.

13:32.370 --> 13:33.450
‫نمی‌کشم

13:34.960 --> 13:38.460
‫معذرت می‌خوام.
‫من باید برم دفتر کوین این رو امضا کنم.

13:38.460 --> 13:41.130
‫یه مشکلاتی هست.
‫خودش توضیح میده.

13:41.740 --> 13:44.220
‫پاول باید جلوی یه ‏دفتردار این رو امضا کنه

13:44.220 --> 13:46.980
‫من هم فقط یکی رو می‌شناسم که...
‫نمی‌تونه راه بره، ما باید بریم پیشش

13:46.980 --> 13:48.090
‫داستان غم‌انگیزی داره

13:48.090 --> 13:49.520
‫ای خدا

13:58.230 --> 13:59.690
‫- سلام
‫- مَکـه؟

14:00.190 --> 14:01.400
‫سلامم رو بهش برسون

14:01.400 --> 14:03.020
‫بهش هم بگو مَک اسم مزخرفیـه

14:04.440 --> 14:05.690
‫چطوری؟

14:05.700 --> 14:06.950
‫نمی‌دونی چه بلبشوئیـه

14:06.950 --> 14:08.200
‫دِرِک داره عذابم میده

14:08.200 --> 14:10.620
‫کانر هم برگشته تو اون حالت غرغروش

14:10.620 --> 14:12.740
‫- مامان؟
‫- بله، عزیزم؟

14:12.740 --> 14:14.360
‫میشه تو اتاق شما تلویزیون ببینم؟

14:14.360 --> 14:16.910
‫حتماً. عاشقتم.

14:16.920 --> 14:19.790
‫ای خدا. چقدر لوسـه.
‫تو چطوری؟

14:19.790 --> 14:22.550
‫واسه بدترین‌ حالت خودم رو آماده می‌کنم اما
‫از پسش برمیام

14:22.550 --> 14:24.300
ما دوتا زن سپاه‌پوست قدرتمندیم

14:24.300 --> 14:27.130
‫خیلی‌خب. همین یه بار رو می‌ذارم قسر در بری.

14:27.130 --> 14:28.340
‫- مفهومـه
‫- خدافظ

14:30.260 --> 14:33.220
‫فکر کردی چون اون بطری آب گنده رو داری

14:33.220 --> 14:35.060
‫از همه بهتری؟

14:35.060 --> 14:36.850
‫سرت تو کار خودت باشه، آقای بیلی

14:36.850 --> 14:37.980
‫گه توش

14:37.980 --> 14:39.350
‫منتظر دعوتنامه بودی یا

14:39.350 --> 14:41.570
یادت رفته اینجا خونه‌تونـه
که هیچوقت سر نمی‌زنی؟

14:41.570 --> 14:43.320
‫از دم ایوون داری غر می‌زنی؟

14:43.640 --> 14:45.820
‫از دم ایوون به همه غر می‌زنـه

14:45.820 --> 14:48.200
‫- خفه‌شو آقای بیلی
‫- آره، ساکت باش آقای بیلی

14:48.200 --> 14:49.360
‫- گندش بزنن
‫- گندش بزنن

14:49.360 --> 14:51.280
‫شبیه کارگرهای پارک‌های آبی شده

14:52.530 --> 14:54.330
‫بابا، نگاه نمی‌کنی؟

14:54.330 --> 14:56.660
‫نه. اما صدا و بوش عالیـه.

14:57.390 --> 14:58.431
‫تموم شد

14:58.456 --> 15:01.876
‫- «ت.ل» مخفف چیـه؟
‫- حروف اول اسم مامانمـه

15:02.420 --> 15:04.210
‫هی، قضیه‌ی خالکوبی‌های مامان چی بود؟

15:04.210 --> 15:07.710
‫معنی خاصی پشت اون
اسکلت سوار اسکیت‌بورد بود؟

15:07.720 --> 15:09.340
‫راستش آره

15:09.340 --> 15:12.680
‫یعنی اون شب که خالکوبی کرده
‫خیلی مست بوده...

15:13.430 --> 15:15.760
‫شما نمی‌خواین؟
‫یکی بخر دو تا ببر

15:15.770 --> 15:18.390
‫فکر نکنم علاقه‌ای به تخفیف خالکوبی داشته باشم

15:18.390 --> 15:22.060
‫بابا، اگه جفت‌مون حروف اول اسم مامان رو
‫خالکوبی کنیم، خیلی برام ارزش داره

15:22.060 --> 15:24.150
‫الان داری به من عذاب‌وجدان میدی؟

15:24.403 --> 15:25.536
‫خواهش می‌کنم

15:26.943 --> 15:28.163
‫گه توش

15:31.180 --> 15:33.160
‫خب، ماجرا توی خونه چی بود؟

15:33.160 --> 15:36.160
‫- نه، ممنون
‫- بیخیال، می‌تونی باهام حرف بزنی

15:36.640 --> 15:38.800
‫همه‌چیز بین خودمون می‌مونـه

15:39.660 --> 15:41.830
‫تاحالا شده به شریک عاطفیت خیانت کنی؟

15:41.830 --> 15:44.630
‫مطمئنم نیستم چقدر از جامعه‌ی همجنسگرایانِ
‫کالیفرنیا خبر داری اما

15:44.630 --> 15:47.240
ما از طرفدارای دوآتیشه‌ی تک‌همسری‌ایم

15:48.210 --> 15:50.260
‫خب، دهه‌ی ۶۰ که برعکس بود

15:50.260 --> 15:51.470
‫جداً؟

15:51.470 --> 15:53.720
‫محض اطلاع، من هیچوقت به چارلی خیانت نکردم

15:53.720 --> 15:57.140
‫من و سوزان وقتی ازدواج کردیم
‫کون‌بچه بودیم

15:57.140 --> 16:01.190
‫وقتی هم مگ به‌دنیا اومد
‫اوج کارم بود

16:01.730 --> 16:05.999
‫کتاب می‌نوشتم، تور سخنرانی
‫برگزار می‌کردم و همه‌کاری می‌کردم

16:07.230 --> 16:08.480
‫دور از همدیگه بزرگ شدیم

16:09.320 --> 16:10.820
عین همه‌ی مردا

16:10.820 --> 16:14.660
‫علاقه‌ای به مشارکتت توی داستانم ندارم

16:14.660 --> 16:15.990
‫آره، بله

16:15.990 --> 16:19.080
‫یه دعوای حسابی کرده بودیم.
‫تا چندروز حرف نمی‌زدیم.

16:19.790 --> 16:24.920
‫یه روز صبح زنگ می‌زنه به
‫اتاق هتل و معذرت‌خواهی می‌کنه

16:25.960 --> 16:30.670
‫اما خبر نداره که یه زن دیگه
‫روی تختمـه

16:31.260 --> 16:32.550
‫وای

16:33.510 --> 16:34.431
‫ببخشید

16:34.456 --> 16:39.276
‫خودم اعتراف کردم و
‫اون هم فوراً‌ مگ رو با خودش برد

16:41.770 --> 16:44.350
‫اینقدر خجالت‌زده شده بودم که
‫باهاش دعوا نکردم

16:45.400 --> 16:47.940
‫الان واقعاً نمی‌دونم که
‫چی رو می‌خواد برگردونه

16:47.940 --> 16:49.570
‫خب چرا ازش نمی‌پرسی؟

16:49.570 --> 16:53.110
‫چون اگه به گذشته ربطی داشته باشه
‫هیچ علاقه‌ای به شنیدنش ندارم

16:53.110 --> 16:54.570
‫یعنی می‌ترسی؟

16:54.570 --> 16:56.030
‫نمی‌ترسم

16:57.120 --> 16:58.580
‫دلواپسم

16:58.580 --> 17:01.040
‫که یه مترادف خوب برای واژه‌ی ترسـه

17:05.460 --> 17:06.670
‫من عاشق دردم

17:08.340 --> 17:09.466
‫خیلی‌خب

17:11.300 --> 17:13.090
‫من رو برسون خونه کوین

17:16.340 --> 17:20.060
‫بابا. بابا.

17:20.060 --> 17:21.140
‫بابا

17:22.270 --> 17:23.270
‫یه سوزنه؟

17:23.890 --> 17:26.060
‫یه سوزنه؟ یه سوزنه؟ یه سوزنه؟

17:26.560 --> 17:29.690
‫جواب من رو بده! یه سوزنه؟
‫فقط می‌خوام بدونم چندتا سوزنـه.

17:31.190 --> 17:33.070
‫چشماش خیلی ضعیف شدن

17:33.070 --> 17:34.900
‫باید جراحی کاتاراکت رو انجام بده

17:34.900 --> 17:36.780
‫می‌ترسم یه بلایی سر خودش بیاره

17:37.280 --> 17:38.740
‫یه ممه‌‌هاش هم همیشه بیرونـه

17:38.740 --> 17:41.060
‫ممه‌های مامان همیشه بیرونن.
‫بهشون افتخار می‌کنه.

17:41.060 --> 17:43.200
‫می‌دونی که یه‌دنده هم هست.
‫شاید اصلاً به حرفم گوش نکنه.

17:43.200 --> 17:44.580
‫دست بردار

17:44.580 --> 17:47.290
‫میگه، «گبی، فرشته‌ی کوچولوی من.

17:47.290 --> 17:50.920
‫خسته‌ای؟ چرا سرت رو نمی‌ذاری
رو ممه‌های شل و ولم؟

17:50.920 --> 17:51.920
‫باشه دیگه

17:52.420 --> 17:55.550
‫- فرشته کوچولوم رو نگاه کن
‫- مامان

17:55.550 --> 17:58.930
‫- وای، مامان
‫- از دیدنت خوشحال شدم

18:00.470 --> 18:02.560
‫چقدر موهات خوب شدن

18:02.560 --> 18:04.930
‫دیدی؟
‫گفتم چشماش ضعیف شدن

18:04.930 --> 18:06.270
‫ای خدا، ساکت باش

18:07.310 --> 18:10.610
‫فقط پونزده دقیقه‌ست و تو مطب عمل می‌کنه.
‫از چی اینقدر می‌ترسی؟

18:10.610 --> 18:12.610
‫می‌دونم می‌خوان تخم چشمم رو باز کنن

18:12.610 --> 18:14.070
‫خب چطوری برن اونجا پس؟

18:14.070 --> 18:15.400
‫خب نمی‌خوام برن اونجا

18:15.400 --> 18:16.400
‫پس رانندگی ممنوع

18:16.400 --> 18:18.110
‫- خیلی‌خب...
‫- فکر کردی با کی حرف می‌زنی...

18:18.110 --> 18:19.450
‫- صبر کنین، مامان
‫- واسه مردم خطر داری

18:19.450 --> 18:20.370
‫چیـه؟

18:20.370 --> 18:24.250
‫مامان، میشه لطفاً این عمل رو انجام بدی؟
‫به‌خاطر من؟

18:25.910 --> 18:27.290
‫باشه، خیلی‌خب.
‫به‌خاطر تو.

18:28.040 --> 18:31.670
‫ولی چشم‌بند نمی‌خوام‌ها.
‫دزد دریایی که نیستم.

18:33.170 --> 18:34.550
‫خب، بگو «ممنون» تا

18:34.550 --> 18:35.710
‫من هم بگم «خواهش می‌کنم»

18:35.720 --> 18:36.970
‫گاییدمت گبی

18:37.800 --> 18:39.760
‫خواهش می‌کنم

18:44.640 --> 18:46.850
‫پناهگاه نمی‌خواد از عکسام استفاده کنه

18:46.850 --> 18:50.150
‫میگن عکس گرفتن با موبایل و
‫پست کردن‌شون راحت‌تره

18:50.650 --> 18:51.940
‫باورت میشه؟

18:53.020 --> 18:54.070
‫خیلی‌خب

18:54.070 --> 18:56.780
‫می‌دونم عاشق اینی که بی‌محلی کنی اما

18:56.780 --> 19:01.320
‫یادت باشه اگه بیشتر از دو روز بشه
‫کم کم از این کار خوشم میاد

19:03.030 --> 19:04.870
‫آخرهفته باهات حرف می‌زنم

19:04.870 --> 19:06.200
‫تف توش، حرف زدم

19:08.080 --> 19:09.080
‫هی کانر

19:09.080 --> 19:10.870
‫درمورد سامر...

19:10.880 --> 19:13.590
‫نظرت چیه که به‌خاطر اون نُه روزِ

19:13.590 --> 19:16.220
‫عاطفی و خیلی خوبی که با هم داشتین،
قدردان باشی؟

19:16.220 --> 19:18.420
‫- ده روز
‫- باارزش‌تر هم شد

19:19.470 --> 19:22.840
‫باید وقتی میری دانشگاه
‫حال روحیت بهتر باشه

19:22.850 --> 19:24.680
‫مگه چندروز دیگه ترمت شروع نمیشه؟

19:25.470 --> 19:26.980
‫کلاس‌ها هفته‌ی پیش شروع شدن

19:27.980 --> 19:29.880
‫خیلی با سامر داشت بهم خوش می‌گذشت

19:29.880 --> 19:32.480
‫حالا هم حس می‌کنم باید بمونم تا
‫بتونم اوضاع رو درست کنم

19:32.480 --> 19:33.770
‫لطفاً عصبانی نباش

19:37.190 --> 19:38.340
‫حس می‌کنم عصبانی‌ای

19:38.340 --> 19:39.700
‫عصبانی نیستم

19:39.700 --> 19:41.480
‫فقط باید یکم هوا بخورم

19:47.910 --> 19:49.910
‫- سلام لیز
‫- ای خدا، همه جا هست

19:49.910 --> 19:52.670
‫این رو نگاه کن.
‫با آلیس خالکوبی‌هامون رو ست کردیم.

19:53.280 --> 19:54.660
‫حروف اول اسم تیاس

19:54.660 --> 19:57.420
‫اولش فکر می‌کردم خطرناک باشه،
‫که اگه دوباره قرار بذارم

19:57.420 --> 19:59.380
‫اسم یه زن دیگه رو دستم باشه

19:59.380 --> 20:02.640
‫اما بعدش فهمیدم راه جالبی واسه اینـه که
‫به بقیه بگم زنم مُرده

20:02.640 --> 20:04.046
‫الان نه، جیمی

20:04.466 --> 20:05.600
‫همه‌چی مرتبـه؟

20:06.010 --> 20:07.390
‫از زمین به لیزی

20:07.390 --> 20:09.390
‫لیزی، حالت خوبـه؟
‫لیزی

20:09.390 --> 20:11.560
‫نمی‌تونی جلوی خودت رو بگیری، مگه نه؟

20:11.560 --> 20:14.940
‫باشه. می‌دونی کی ایده‌ی خالکوبی کوچولو رو
‫تو ذهن آلیس کاشته؟

20:14.940 --> 20:18.280
‫من. به‌خاطر خالکوبی‌های کوچیک من بود.

20:18.280 --> 20:21.990
‫وقتی داشتم برات بزرگش می‌کردم
‫به ذهن‌مون رسید

20:23.360 --> 20:24.820
‫می‌دونی الان چی رو فهمیدم؟

20:24.820 --> 20:27.620
‫مدرسه‌ی کانر شروع شده اما
اون نرفته چون

20:27.620 --> 20:31.830
‫دخترت باهاش خوابیده و
‫زندگیش رو داغون کرده و

20:31.830 --> 20:34.000
‫الان نشسته تو آشپزخونه داره گریه می‌کنه

20:34.000 --> 20:36.210
‫- وای پسر
‫- وای پسر. وای پسر

20:36.210 --> 20:38.210
‫- صدام اینطوری نیست
‫- دقیقاً همینطوریـه

20:38.210 --> 20:39.880
‫گوش کن، کانر خیانت کرده

20:39.880 --> 20:45.390
‫واقعاً فکر می‌کنی دنیایی وجود داره که
‫کانر توش انتخاب می‌کنه با کی بخوابه؟

20:45.970 --> 20:48.680
‫- نه
‫- حس می‌کنم دارم دیوونه میشم جیمی

20:48.680 --> 20:52.770
‫هروقت هم همچین حسی بهم دست میده
فقط پای یه نفر وسطـه

20:52.770 --> 20:54.230
‫آره. تو.

20:54.230 --> 20:57.650
‫هزار بار ازت ممنونم که
شاون رو آوردی تو زندگیم تا

20:57.650 --> 21:01.570
‫بتونم یه کار و کاسبی راه بندازم و
‫هدفم رو پیدا کنم

21:01.570 --> 21:02.650
‫«هدفت رو پیدا کن لیز»

21:02.650 --> 21:07.070
‫حالا تبدیل شده به یه کیک گنده‌ی عن
‫که باید بخورمش

21:07.080 --> 21:10.740
‫- تقصیر من نیست که رفتی و...
‫- حرفم هنوز تموم نشده

21:10.750 --> 21:14.710
‫به‌خاطر اون آلت محتاجت
‫گند زدی به گروه دوستی‌مون

21:14.710 --> 21:19.500
‫شاید افسرده یا خودخواه نباشه اما
‫خیلی نیازمنده

21:19.500 --> 21:20.800
‫- اشکالی نداره
‫- بعدشم...

21:20.800 --> 21:23.260
‫با کارگرای ساختمونی پم درگیر شدی

21:23.260 --> 21:25.680
هرروز تو حیاط‌مون بطری پرت می‌کنن

21:25.680 --> 21:30.010
‫معمولاً دِرِک واسه عبور از
اینجور بحران‌هام بهم کمک می‌کرد

21:30.010 --> 21:33.430
‫اما به‌خاطر جنابعالی،
‫باهام حرف نمی‌زنه و

21:33.430 --> 21:36.650
‫بنا به دلایلی،
‫این دفعه از این کار خوشم نمیاد

21:36.650 --> 21:39.650
‫بابتش معذرت خواستم و
‫تو هم من رو بخشیدی

21:39.650 --> 21:42.190
‫تو نابخشوده‌ای.
‫تو نابخشوده‌ای عوضی.

21:42.190 --> 21:45.070
‫و اصلاً‌ خود تو بودی که کسی رو نمی‌بخشیدی

21:45.070 --> 21:47.870
‫اما برات مهم نیست.
.کاری واسش نمی‌کنی

21:47.870 --> 21:49.410
‫مثل گبی

21:49.410 --> 21:51.440
‫بالاخره یه دوست باحال پیدا کرده بودم

21:51.440 --> 21:54.830
‫حتی پیش کسایی که ازشون متنفرم هم
‫پزش رو دادم اما

21:54.830 --> 21:57.000
‫حالا که دیگه اینجا نمیاد

21:57.000 --> 21:58.790
‫فکر می‌کنن اون دوست خیالیمـه

21:58.790 --> 22:01.420
‫و آره، شاید هم گفتم که
‫۲ متر و ۱۳ سانت قدشـه

22:01.420 --> 22:03.800
‫اما تو بودی که اون رو از اینجا روندی و
‫هیچ کاری نکردی

22:03.800 --> 22:05.920
‫همینطوری می‌شینی سر جات و

22:05.930 --> 22:08.220
‫و منتظر می‌مونی که یه
‫شاهزاده سوار بر اسب سفید بیاد و

22:08.220 --> 22:10.720
‫و همه‌چی رو برات درست کنه چون
‫کارت همینـه

22:10.720 --> 22:12.081
‫مگه نه؟
‫درست نمیگم؟

22:12.106 --> 22:13.653
‫گاییدمت جیمی

22:14.430 --> 22:15.940
‫روز خوبی بودها

22:18.070 --> 22:21.500
‫اگه تصمیم دارید بچه‌ای رو به سرپرستی بگیرید،
‫چندتا سوال ازتون دارم

22:21.500 --> 22:24.150
‫یادتونه باشه که جواب غلطی نداریم

22:24.150 --> 22:26.700
‫خب، اول از همه،
‫نژادی هست که تو اولویت‌تون باشه؟

22:26.700 --> 22:28.410
‫نژاد پدرو پاسکال چیـه؟

22:28.410 --> 22:30.410
‫شاید چندتا جواب غلط هم باشه

22:31.200 --> 22:32.330
‫خب، سوال بعدی

22:32.330 --> 22:34.840
‫حاضرید به سرپرستی گرفتن بچه‌ای با
‫عارضه‌ی پزشکی

22:34.840 --> 22:37.960
‫که ممکنه نیازمند مراقب‌های بیشتری
‫داشته باشه رو درنظر بگیرید؟

22:37.960 --> 22:39.590
‫البته

22:39.590 --> 22:40.800
‫نه

22:41.340 --> 22:42.380
‫می‌تونم ببینم‌تون

22:42.380 --> 22:46.130
‫می‌تونید بگید نه.
‫خیلی از آدم‌بدها میگن نه.

22:46.130 --> 22:47.556
‫یه سوال دارم

22:48.840 --> 22:50.430
‫اگه بچه‌هه من رو نپذیرفت چی؟

22:52.010 --> 22:52.978
‫میشه پس بفرستیمش؟

22:53.003 --> 22:57.890
‫خب، پس که نمیشه گرفت ولی
‫قانون ۳۰ روزه تعویض داریم

22:57.890 --> 23:00.190
‫- جداً؟
‫- نه،‌ بچه‌ست‌ها

23:00.860 --> 23:02.650
‫قراره اوضاع همینطوری بمونه؟

23:02.650 --> 23:03.940
‫عادت می‌کنید

23:04.900 --> 23:06.900
‫فکر نکنم بکنم

23:09.450 --> 23:13.580
‫خب، بذار ببینم. به‌خاطر این که خودت بودی
آبروی خودت رو بردی؟

23:13.580 --> 23:15.200
‫تقصیر من چیـه؟

23:15.200 --> 23:16.620
‫چون به‌ خاطر تو

23:16.620 --> 23:19.250
‫الان می‌ترسم که دخترم ولم کنه و

23:19.250 --> 23:21.080
‫همسر سابقم هم دیگه باهام حرف نزنه

23:22.090 --> 23:23.340
‫با زن سابقت حرف بزن دیگه

23:23.340 --> 23:25.380
‫تو اصلاً نمی‌دونی چرا اومده اینجا

23:25.380 --> 23:28.360
‫شاید یه نقاشی یه میلیارد دلاری
‫پیدا کرده و نصفش می‌رسه به تو

23:28.360 --> 23:30.120
‫ممکنـه خبر باحالی باشه

23:34.010 --> 23:35.060
‫سوزان

23:36.640 --> 23:38.060
‫تو چرا اومدی اینجا؟

23:38.060 --> 23:41.560
‫من یه دوستی داشتم که دکترها
‫تشخیص دادن پارکینسون داره

23:41.560 --> 23:43.020
‫چندماه بعدش مُرد

23:43.020 --> 23:46.440
‫حس کردم قبل این که بمیری
‫باید دوباره با هم حرف بزنیم

23:52.160 --> 23:53.160
‫حق با تو بود

23:54.330 --> 23:55.620
‫خبر باحالی بود

23:55.620 --> 23:57.540
‫خوشم اومد.
‫نظرت چیـه فکرات رو بکنی و

23:57.540 --> 24:01.250
‫و هفته‌ی بعد بیشتر درمورد حرف بزنیم؟

24:01.250 --> 24:03.000
‫خیلی خوبـه.
‫ممنون استاد اوانز.

24:03.000 --> 24:04.540
‫خب دیگه.
‫خدافظ.

24:05.590 --> 24:07.210
‫استاد اوانز؟

24:07.210 --> 24:11.550
‫خب، میشه لطفاً دوشنبه بری مامان رو
‫از اتاق عمل بیاری؟

24:11.550 --> 24:13.430
‫واقعاً ممنون میشم.
‫ممنون.

24:13.430 --> 24:16.350
‫نه، نمی‌تونم.
‫چون کل روز مراجع دارم و...

24:16.350 --> 24:17.720
‫بعدش هم کلاس دارم و...

24:17.720 --> 24:19.430
‫چرا؟ تو مگه چی‌کار داری؟

24:19.430 --> 24:20.980
‫ببخشید. من حق زندگی ندارم؟

24:20.980 --> 24:22.810
‫بیخیال. برای همین اینجا موندی دیگه.

24:22.810 --> 24:26.900
‫نه، موندم اینجا تا منتظر مامان باشم و
‫واسه دیالیز هی ببرمش و بیارمش

24:26.900 --> 24:28.940
‫می‌دونی شبانه‌روز مراقب یکی بودن چطوریـه؟

24:28.940 --> 24:31.320
‫معلومـه،
‫چون اینطوری بزرگ شدم

24:31.320 --> 24:32.280
‫همه‌مون شدیم

24:32.280 --> 24:34.620
‫می‌دونی چقدر به‌خاطر تو فداکاری کردم؟

24:34.620 --> 24:36.260
‫می‌دونی چندتا مراسم رقص تو مدرسه رو

24:36.260 --> 24:39.000
‫به‌خاطر این که باید تو رو می‌بردم بازپروری
‫و می‌آوردمت، از دست دادم؟

24:39.000 --> 24:40.540
‫می‌تونستم کلی پسر رو به زانو در بیارم

24:40.540 --> 24:42.460
‫- همچین کم هم در نیوردی
‫- حالا هرچی

24:42.460 --> 24:45.320
‫پس لطفاً حرف از ترحم نزن
‫چون الان دیگه نوبت توئـه

24:45.320 --> 24:47.590
‫می‌دونم چندسال گذشته رو
مراقب مامان بودم چون

24:47.590 --> 24:49.120
تاوان اشتباهاتم بوده

24:49.120 --> 24:50.590
‫همه رو به خاک سیاه نشوندم

24:50.590 --> 24:53.970
‫فقط فکر نمی‌کردم مجبور میشم
‫تا آخر عمر تاوانش رو بدم

24:53.970 --> 24:57.100
‫اون‌وقت تو بتونی بری و
‫زندگی خودت رو بکنی

24:59.770 --> 25:02.940
‫حرفی نداری؟ فکر می‌کردم مردم
‫ بهت پول میدن باهاشون حرف بزنی

25:05.560 --> 25:08.110
‫راستش بهم پول میدن که
‫به حرف‌شون گوش کنم

25:10.900 --> 25:15.740
‫من ازت دوری می‌کردم چون
‫یه بزدلم

25:15.740 --> 25:17.660
‫من جات بودم این رو نمی‌گفتم

25:17.660 --> 25:18.990
‫چی می‌گفتی؟

25:18.990 --> 25:21.000
‫می‌گفتم بی‌خایه‌ کوچولوی جنده‌

25:22.000 --> 25:23.210
‫بهتر شد

25:24.210 --> 25:27.790
‫راستش رو بخوای، فکر می‌کردم اومدی اینجا تا
‫عذاب وجدان بگیرم

25:28.670 --> 25:30.800
‫اما اگه بخوام به شعارهای خودم عمل کنم

25:31.970 --> 25:35.440
‫باید با خوش‌رویی بیشتری باهات برخورد می‌کردم

25:35.860 --> 25:37.510
‫خوب شد این انبردست‌ها رو گرفتی

25:37.510 --> 25:39.430
‫آره، واسه پاک کردن میگو عالی‌ان

25:39.430 --> 25:43.020
‫آره، به‌جز تو هم با هیچکس دیگه‌ای
‫دوست ندارم میگو پاک کنم

25:43.520 --> 25:44.890
‫خب دیگه

25:47.730 --> 25:49.940
‫ببین،‌ می‌خواستم یه چیزی بهت بگم

25:51.070 --> 25:52.860
‫اون شب تا خونه اومدم دنبالت

25:53.190 --> 25:56.150
‫- دیدم که با اون روان‌شناسه زندگی می‌کنی
‫ - آره

25:56.160 --> 26:00.160
‫میشه بگی چه خبره؟
‫عصبانی نیستم فقط می‌خوام سر در بیارم

26:02.040 --> 26:04.710
‫من فقط می‌خوام تا وقتی فرصت داریم

26:04.710 --> 26:05.870
‫کنار همدیگه باشیم

26:06.500 --> 26:08.750
‫نمایش‌های خسته‌کننده‌ی
مدرسه‌ی مگ رو یادتـه؟

26:08.750 --> 26:12.380
‫هی اون فلاسک جیبی رو بین‌مون
‫جابجا می‌کردیم و یه قلوپ می‌خوردیم

26:12.380 --> 26:15.720
‫هردفعه که یه بچه دستش رو می‌کرد
‫تو دماغش، یه قلوپ می‌خوردیم

26:16.340 --> 26:19.200
‫جاکشای کوچولوی کثیف
‫دهن‌مون رو سرویس کردن

26:20.680 --> 26:24.180
‫چطوری کارمون به اینجا کشید؟
‫چرا دیگه نمی‌تونیم کنار هم باشیم؟

26:25.060 --> 26:26.440
‫چون خیانت کردم

26:28.400 --> 26:29.980
‫و گند زدم به همه‌چی

26:30.900 --> 26:36.150
‫حتی خودم رو هم نتونستم ببخشم،
‫چطور ممکنه تو من رو ببخشی؟

26:36.150 --> 26:38.490
‫پاول، من رو تو بخشیدم

26:39.950 --> 26:42.370
‫ای خدا، خیلی وقت پیش بخشیدمت

26:42.370 --> 26:43.830
‫می‌تونستی بهم بگی

26:43.830 --> 26:45.330
اینطوری مزه‌ش از بین می‌رفت

26:47.000 --> 26:50.290
‫آره، تو عوضی بودی اما
‫من از موفقیت‌هات متنفر بودم و

26:51.210 --> 26:53.580
‫می‌دونم اوضاع‌ رو برات سخت‌تر کردم

26:55.300 --> 26:56.380
‫حال همه خوبـه؟

26:56.380 --> 26:57.550
‫همه‌چی مرتبـه

26:57.550 --> 26:58.720
‫حرف می‌زنین

26:59.550 --> 27:00.600
‫خیلی خوبـه

27:02.390 --> 27:05.480
‫علارغم همه‌ی‌ بلاهایی که سر هم آوردیم،

27:06.100 --> 27:07.720
‫مگ رو به‌دنیا آوردیم

27:07.720 --> 27:09.600
‫اون هم حرف نداره

27:10.230 --> 27:11.310
‫آره، واقعاً

27:11.310 --> 27:14.230
‫حالا هم میسون.
‫باورت میشه چقدر خوش‌شانسیم؟

27:16.280 --> 27:17.820
‫دیو چطور؟

27:21.910 --> 27:23.410
‫اسمی ازش نیوردم، آره؟

27:23.410 --> 27:27.210
‫سوزان، بابت این کار ازت ممنونم

27:28.330 --> 27:29.330
‫و بابت اونا

27:30.040 --> 27:34.460
‫وقتی که عشق و خونواده رو
‫دور و برت داشته باشی

27:34.460 --> 27:36.760
‫بخشیدن قسمت راحتشـه

27:36.760 --> 27:40.970
‫ازت کمک خواستم و شاید
‫درست این کار رو نکردم ولی...

27:41.480 --> 27:46.340
‫فکر کنم حس کردم ناامیدم کردی و
‫نمی‌دونستم چطوری این رو بهت بگم

27:46.340 --> 27:48.560
‫شاید هم نمی‌خواستم بهت بگم

27:53.520 --> 27:55.530
‫می‌دونستم این اتفاق می‌افته

27:55.530 --> 27:57.640
‫روانشناس‌های تخمی

27:57.640 --> 27:59.950
‫همیشه همه‌ی تقصیرها رو
میندازن گردن ننه‌باباها

27:59.950 --> 28:01.360
‫کسی بهم نگفته مقصر بدونمت

28:01.360 --> 28:02.820
‫بدترین کاری که کردم چی بود؟

28:02.820 --> 28:05.330
‫۲۳ سال عشق‌ورزی بی قید و شرط؟

28:05.330 --> 28:08.870
‫خرج کردن تموم پس‌اندازهام واسه این که
‫تو این کامیون کیری پیشت باشم

28:09.710 --> 28:11.980
‫با این که یه شغل تمام وقت دارم؟

28:11.980 --> 28:14.540
‫بگو چی‌کار کردم که ناامیدت کردم

28:14.540 --> 28:15.793
‫بگو

28:16.460 --> 28:17.715
‫دقیقاً

28:17.740 --> 28:20.386
‫این کسشرات رو واسه یکی دیگه نگه دار

28:33.060 --> 28:34.440
‫جیمی، تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

28:35.600 --> 28:37.960
‫فقط واسه این که نشون بدم نیتم خیره

28:38.580 --> 28:40.360
‫چه غلطی می‌کنی داداش؟

28:40.900 --> 28:44.110
‫گه توش! اشتباه شد.
‫فکر می‌کردم شورت مشکی پوشیدم.

28:44.120 --> 28:47.120
‫ببین، اومدم چون حس می‌کنم
‫باید یکی ازت حمایت کنه

28:47.640 --> 28:50.500
‫نمی‌دونم هم چرا اما انگار
‫مامان و خواهرت ازم خوش‌شون میاد

28:50.500 --> 28:52.500
‫چون قبلاً‌ بهشون می‌گفتم که
‫تو حرف نداری

28:53.540 --> 28:55.920
‫معلومـه که اصلاً بهت فضا نمیدم

28:57.250 --> 28:58.630
‫و قول میدم بهتر بشم

29:00.050 --> 29:03.760
‫اگه الان وقت خوبی نیست،
‫کاملاً‌ درک می‌کنم و میرم!

29:13.390 --> 29:14.560
‫میای تو یا نه؟

29:17.540 --> 29:19.780
‫بعدش کورتنی با پررویی تمام بهم گیر میده

29:19.780 --> 29:21.320
‫انگار گروگان گرفتمش

29:21.320 --> 29:22.530
‫باورت میشه؟

29:26.240 --> 29:27.575
‫چه خبرتـه؟

29:27.600 --> 29:30.220
‫اومدم اینجا تا حامیت باشم

29:30.540 --> 29:33.910
‫اما تو گفته بودی که دوستا
‫باید حقایق تلخ رو بهم بگن

29:33.920 --> 29:35.670
‫ای خدا. میشه زودی یه دوش بگیرم؟

29:35.670 --> 29:36.710
‫نه، بنال ببینم چی میگی

29:36.710 --> 29:38.840
‫- حق با خواهرتـه گبی
‫- خدایا، کس نگو

29:38.840 --> 29:41.260
‫بیخیال. حق با اونـه.
‫خودت هم می‌دونی.

29:42.760 --> 29:43.760
‫تف بهش

29:45.640 --> 29:46.720
‫ببخشید

29:48.300 --> 29:49.810
‫می‌خوای الان برم؟

29:49.810 --> 29:50.970
‫تلاش خوبی بود

29:50.970 --> 29:53.180
‫شام قراره خیلی تخمی باشه،
‫پس باید بمونی

29:53.180 --> 29:55.480
‫- می‌دونن با هم خوابیدیم؟
‫- نه

29:56.650 --> 29:58.980
‫پس می‌دونم یخ جمع رو با چی آب کنم

29:58.980 --> 29:59.980
‫احمق

30:06.570 --> 30:07.910
‫- سلام
‫- سلام

30:07.910 --> 30:10.990
‫برات از «دوردش» تاکو سفارش دادم
‫اما اشتباهی آوردن پس...

30:10.990 --> 30:18.460
‫پس این هم دکسترومتورفان مارک سی‌وی‌اس و
‫چسب بینی ضد جوش‌های سر‌سیاه

30:18.460 --> 30:20.420
‫انگار شب خوبی قراره داشته باشیم

30:22.710 --> 30:24.550
‫ببخشید که گند زدم به همه‌چیز

30:24.550 --> 30:28.600
‫کانر رو ناراحت کردی و تو این دنیا
‫اون رو از هرکسی بیشتر دوست دارم

30:28.600 --> 30:31.010
‫اما نفر دومی که دوستش دارم تویی

30:31.010 --> 30:32.310
‫دوتا پسر دیگه هم داری

30:32.310 --> 30:33.520
‫حرفم رو زدم دیگه

30:34.480 --> 30:37.270
‫پس آشتی‌ایم دیگه؟

30:37.270 --> 30:39.650
‫تو سنگ داری.
‫فقط یکم وقت لازم دارم.

30:39.650 --> 30:40.730
‫باشه

30:43.230 --> 30:45.240
‫- کافی بود؟
‫- تقریباً

30:46.240 --> 30:49.700
‫همونطور که می‌بینید،
‫ما می‌تونیم با مواد نیمه‌هادی که

30:49.700 --> 30:55.040
‫برای محدوده‌های طیفی خاصی تنظیم شده‌اند،
‫جذب نور خورشید رو بیشتر کنیم

30:55.580 --> 30:57.080
‫باید اشاره کنم که...

31:23.480 --> 31:25.110
‫- بیخیال
‫- آره بچه

31:25.110 --> 31:26.190
‫یکم شکر هم توش ریختم

31:26.190 --> 31:28.150
‫- این هم پنیر گوداس
‫- آرنجت رو از میز بردار عزیزم

31:28.150 --> 31:30.240
‫- آره، آرنجت رو بردار
‫- خدایا...

31:30.240 --> 31:32.620
‫امروز سطل زباله‌ها رو بردن

31:32.620 --> 31:35.160
‫پس چرا سطل زباله‌های شما
‫هنوز توی خیابونـه؟

31:35.160 --> 31:36.620
‫رو چمن‌های ما چه غلطی می‌کنی؟

31:36.620 --> 31:38.080
‫حرفی باهات نداریم آقای بیلی

31:38.080 --> 31:39.290
‫خود تو سطل آشغالی

31:39.290 --> 31:40.920
‫آره، گور بابات آقای بیلی

31:40.920 --> 31:42.000
‫تو حق نداری این رو بگی

31:42.000 --> 31:43.130
‫بهشون احترام بذار

31:43.130 --> 31:45.300
‫ایشون رزمنده بودن.
‫ازش معذرت‌خواهی کن.

31:45.300 --> 31:46.700
‫بله خانم

31:48.170 --> 31:49.220
‫ببخشید قربان

31:50.430 --> 31:51.720
‫بابت خدمات‌تون ممنونم

31:51.720 --> 31:52.770
‫الان خوب شد

31:54.220 --> 31:56.640
‫حالا هم گورت رو گم کن روانی

32:17.080 --> 32:19.580
‫مادرقحبه.
‫آره.

32:21.220 --> 32:22.460
‫این چه گهی بود خوردی؟

32:22.460 --> 32:23.960
‫این رو جا گذاشتین

32:24.880 --> 32:27.420
‫اگه دلت می‌خواد کونت کپه بشه
‫یه قدم دیگه بیا جلو

32:32.680 --> 32:33.680
‫بد اشتباهی کردی

32:40.480 --> 32:43.500
‫- واقعاً‌ دلت می‌خواد؟ بیا
‫- خیلی‌خب. بگیر که اومد

32:48.650 --> 33:08.650
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
