WEBVTT

00:36.930 --> 00:38.100
‫سلام

00:40.350 --> 00:41.850
‫گشنت نیست؟

00:41.850 --> 00:43.980
‫گه توش، گه توش، گه توش!

00:44.730 --> 00:46.560
‫کارمون اشتباه بود.
‫ببخشید.

00:46.560 --> 00:49.310
‫نه، به‌خاطر تو نیست، فقط...
‫ای خدا، عجب آدم مزخرفی‌ام.

00:49.320 --> 00:50.480
‫نه،‌ نیستی

00:50.480 --> 00:53.240
‫سامر بهترین دوستمـه، خب؟
‫اصلاً هم نباید این قضیه رو بفهمه

00:53.240 --> 00:56.150
‫هیشکی نباید از این قضیه باخبر بشـه...

00:56.160 --> 00:58.660
‫صبح‌بخیر گنده‌بک.
‫ساندویچ تخم‌مرغ داریم،‌ داغِ داغ.

00:59.410 --> 01:00.540
‫خوابت برد؟

01:01.040 --> 01:04.000
‫- آره
‫- پس راه بیفت. روز قشنگیـه

01:05.750 --> 01:07.130
‫در اتاقت رو نمی‌زنـه؟

01:07.750 --> 01:09.380
‫نه وقتی ساندویچ تخم‌مرغ داغ باشه

01:09.920 --> 01:12.170
‫باید قیافه‌ی شاون رو می‌دیدی

01:12.170 --> 01:15.050
‫خیلی عصبانی و داغون بود

01:15.050 --> 01:17.890
‫درست مثل اون روز من شده بود که
‫فهمیدم پسر سومم رو حامله‌م

01:17.890 --> 01:19.340
‫هی، اینقدر خودت رو نکوب

01:19.350 --> 01:20.920
‫تو نفر اولی نیستی که شرکتش رو

01:20.920 --> 01:22.680
‫به پدر جدا شده‌ی شریکش می‌فروشـه

01:22.680 --> 01:24.600
‫- چرا این رو گفتی؟
‫- گفتم یه شوخی‌ای بکنم

01:24.600 --> 01:26.310
‫گفتم الان شوخی می‌چسبه واسه همین....

01:26.310 --> 01:29.560
‫- فقط من می‌تونم شوخی کنم، نه تو...
‫- باشه. آروم باش. بیا اینجا ببینم

01:29.560 --> 01:31.730
‫بغلم کن. ببخشید.
‫بیا بغلم.

01:31.730 --> 01:35.070
‫بیا اینجا ببینم.
‫راحت از پسش برمیای، خب؟

01:35.070 --> 01:36.110
‫- گه توش
‫- آره

01:36.110 --> 01:38.160
‫میشه حالا که صورتت رو ممه‌هامـه شوخی کنم؟

01:38.160 --> 01:40.370
‫نه، اما دوست‌شون دارم

01:46.580 --> 01:48.000
‫باید قیافه‌ی لیز رو می‌دیدی

01:48.000 --> 01:50.670
‫- عصبی شدم رفیق
‫- هی، همه‌مون اشتباه می‌کنیم

01:50.670 --> 01:52.540
‫ببین، تو روزهای سختم

01:52.550 --> 01:55.720
‫یه بار واقعاً نشئه کردم،
‫نصف پروژه‌ی‌ زیست‌شناسی آلیس رو خوردم

01:55.720 --> 01:59.090
‫در دفاع از خودم باید بگم که یه مدل از
‫ دی‌‌ان‌ای انسان با پاستیل نواری بود

01:59.090 --> 02:01.470
‫نمره‌ش «قابل‌ِ قبول» شد اما خوشمزه بود

02:01.470 --> 02:03.720
‫خب، ممنون که اینقدر همیشه
‫حرفای مرتبط می‌زنی

02:04.890 --> 02:07.140
‫باورم نیمشه اونطوری سرش داد زدم

02:11.060 --> 02:12.150
‫گه توش

02:16.570 --> 02:17.990
‫گه توش!

02:20.030 --> 02:22.000
‫شاید بهتره تا آخر عمرم
‫اصلاً سمت لیز نرم

02:22.000 --> 02:23.660
‫من امتحان کردم اما فایده نداره

02:23.660 --> 02:24.740
‫پیدات می‌کنـه

02:26.410 --> 02:27.830
‫هی،‌ زانوت داره خون میاد

02:27.830 --> 02:29.540
‫- اصلاً نپرس
‫- چیشده؟

02:29.540 --> 02:33.090
‫ای خدا! کدوم قسمت از
‫«اصلاً نپرس» رو نفهمیدی؟

02:33.670 --> 02:34.960
‫ببخشید عزیزم

02:35.550 --> 02:38.090
‫- ازش می‌ترسی، مگه نه؟
‫- خب که چی؟ تو هم از لیز می‌ترسی

02:38.090 --> 02:39.720
‫معلومـه، خیلی ترسناکـه

02:40.510 --> 02:41.970
‫همه‌‌چی به گا رفته

02:41.970 --> 02:43.140
‫نه

02:44.860 --> 02:46.430
‫می‌دونم چطوری می‌تونی درستش کنی

02:46.430 --> 02:49.060
‫جیمی گفت باید پیش تو مطرحش کنم

02:51.060 --> 02:52.860
‫عاشق وقتایی‌ام که جیمی حرف می‌زنـه

02:52.860 --> 02:55.770
‫قراره خوش بگذره چون من تاحالا
‫پیش مشاور نرفتم

02:55.780 --> 02:58.030
‫- باور کردنش سختـه
‫- جادوت رو نشونم بده

02:59.200 --> 03:10.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:10.224 --> 03:17.224
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:24.160 --> 03:29.270
‫«روان‌درمانی»
‫«فصل دوم، قسمت چهارم»‫

03:29.270 --> 03:32.150
‫می‌دونم فکر می‌کردی داری
بهم لطف می‌کنی

03:33.060 --> 03:35.690
‫نباید اعصابم خورد می‌شد،
‫معذرت می‌خوام

03:35.690 --> 03:37.360
‫نه، باید قبلش باهات حرف می‌زدم

03:37.360 --> 03:38.780
‫واقعاً شرمنده‌م

03:39.570 --> 03:41.240
‫- پس آشتی‌ایم
‫- آره

03:42.610 --> 03:43.620
‫کارتون خوب بود

03:45.950 --> 03:48.450
‫لیز، می‌خوام صادقانه این رو بگم

03:49.040 --> 03:50.410
‫خوشحالم اومدی اینجا

03:51.710 --> 03:52.745
‫همین؟

03:52.770 --> 03:57.591
‫چیـه، نکنـه می‌خوای شلوارم رو در بیارم و
‫با کونم برات کف بزنم؟

03:57.616 --> 03:58.723
‫خب دیگه

03:59.090 --> 04:01.050
‫- چقدر بهش پول میدی؟
‫- هیچی

04:01.050 --> 04:02.430
‫آره، درستش هم همینـه

04:04.640 --> 04:05.970
‫واقعاً ممنونم

04:06.970 --> 04:09.720
‫فکر خوبی بود.
‫دونات خوردن رو به پیاده‌روی ترجیح میدم.

04:09.720 --> 04:10.760
‫بچه رو نگاه کن

04:10.760 --> 04:13.190
‫نمی‌دونم دختره یا پسر اما
‫نمی‌تونه کل پیاده‌روی رو تحمل کنـه

04:13.190 --> 04:15.940
‫نمی‌دونی؟ یه ژاکت صورتی پوشیده که
‫روش نوشته «امیلی»

04:15.940 --> 04:18.650
‫- نوبت منـه
‫- خیلی‌خب

04:18.650 --> 04:22.740
‫سلام. وای‌ چقدر تو بانمکی.

04:22.740 --> 04:24.070
این رو ‫دیروز به من گفتی

04:24.070 --> 04:26.000
‫اگه همه بانمک باشن که
‫دیگه هیشکی بانمک نیست

04:26.000 --> 04:27.490
‫انگار تو ذاتتـه چارلی

04:28.740 --> 04:31.450
‫برنامه‌‌های تولیدِ مثلت رو
‫به ما تحمیل نکن جیمز

04:31.450 --> 04:33.620
‫وقتی با هم قرار می‌ذاشتیم
‫سنگ‌هامون رو واکندیم

04:33.620 --> 04:34.840
‫هیچ‌کدوم‌مون بچه نمی‌خوایم

04:34.840 --> 04:36.630
‫نه، تو بچه نمی‌خوای

04:36.630 --> 04:39.340
‫من گفتم مشکلی با بچه نداشتن ندارم،
‫نه این که نخوام‌شون

04:39.340 --> 04:42.130
‫- تو اصلاً کی هستی؟ چه خبر شده؟
‫- شاید باید تنهاشون بذاریم

04:42.130 --> 04:43.680
‫چرا؟ لحظه‌‌ی صمیمانه‌ایـه که

04:44.340 --> 04:46.560
‫- دلیلش همینـه مایکل
‫- اشکالی نداره

04:46.800 --> 04:47.970
‫دوست دارم بچه‌دار بشیم

04:47.970 --> 04:49.600
‫اما اگه نشیم هم

04:49.600 --> 04:52.890
‫من قهرمانی‌ام که با همه‌چیز ساخته تا
‫زندگی مشترکش رو حفظ کنـه

04:52.890 --> 04:56.440
‫من هم می‌تونم حداقل با وانمود کردن
‫به این که در نظرش می‌‌گیرم،‌ قهرمان باشم

04:56.440 --> 04:57.860
‫چه تصمیم شجاعانه‌ای

04:57.860 --> 05:00.530
‫اگه خواستین می‌تونم به
‫وکیل فرزندخوندگی‌مون که دوستمـه بگم

05:00.530 --> 05:02.940
‫واقعاً عالی میشـه

05:02.940 --> 05:05.110
‫البته اگه برایان هم موافق باشه

05:06.280 --> 05:08.450
‫شوخیت گرفته چارلی؟
‫برایان یه قهرمانـه

05:09.120 --> 05:11.030
‫اوه، اوه. بعضی‌ها باتلاق گه راه انداختن

05:11.040 --> 05:12.950
‫- کمک کنم عوضش کنی؟
‫- آره، ممنون میشم

05:12.950 --> 05:14.620
‫بیا اینجا ببینم، بوگندو

05:15.120 --> 05:16.790
‫«انگار تو ذاتتـه چارلی»؟

05:16.790 --> 05:19.440
‫گردن من ننداز. خودت نمی‌خواستی
‫رفاقت‌مون نابود شـه

05:19.440 --> 05:21.590
‫من... بوش هنوز هست

05:24.260 --> 05:25.510
‫سلام بچه

05:26.970 --> 05:29.600
‫بابات با یه ورود قدرتمند
‫به زندگیت برگشته،

05:30.620 --> 05:32.440
‫برای همین نمی‌تونیم هی ازش فرار کنیم

05:32.440 --> 05:33.890
‫با هم حرف زدین؟

05:33.890 --> 05:35.350
‫اصلاً می‌دونه خونه‌ت کجاس؟

05:35.350 --> 05:37.360
‫بیخیال پاول،
‫هفته‌ی پیش ازم پرسیدی و

05:37.360 --> 05:39.600
‫از صورتم معلوم بود که
‫جوابم «نه» هست

05:41.820 --> 05:42.820
‫آره

05:42.820 --> 05:45.110
‫چرا همیشه باید برگردیم سراغ بابام؟

05:45.110 --> 05:48.610
‫ببین، می‌دونم بابات یه کاری کرده و
‫به رابطه‌تون آسیب زده و

05:48.620 --> 05:50.410
‫تو هم درموردش بهم نگفتی

05:51.120 --> 05:52.160
‫از کجا بدونم خب؟

05:52.160 --> 05:54.410
‫هزارسالـه که کارم همینـه

05:54.410 --> 05:56.660
‫چرا می‌خوای تو آشپزخونه بهم مشاوره بدی؟

05:56.660 --> 05:59.500
‫تو و جیمی همیشه بیرونِ دفتر
‫با هم حرف می‌زدین

05:59.500 --> 06:02.200
‫- گفتم منم یه امتحانی بکنم
‫- از ده قدمی اتاقت؟

06:02.200 --> 06:03.970
‫با قدم بچه‌ها حساب کردم

06:06.970 --> 06:08.470
‫بیخیال

06:08.470 --> 06:09.840
‫شرمنده، باید برگردم سر کار

06:13.100 --> 06:14.180
‫تو چرا هنوز اینجایی؟

06:14.180 --> 06:16.230
‫چون تو کشوی میزت ریدم

06:16.810 --> 06:19.190
‫آروم باش.
‫کلیدهام رو جا گذاشتم.

06:20.650 --> 06:22.940
‫واسه همینـه بدم میاد
‫از دفترم برم بیرون

06:29.620 --> 06:31.330
‫« مجبورت کردم نگاه کنی »

06:33.030 --> 06:34.490
‫هی، چه خبر از لیز؟

06:34.490 --> 06:37.910
‫همین که توی میزم نریده
‫به گمونم برد حساب میشـه

06:38.520 --> 06:42.440
‫هنوز نمی‌تونم سفره‌ی دل شاون رو
‫درمورد باباش باز کنم

06:43.250 --> 06:45.170
‫حتی بیرون دفتر باهاش حرف زدم

06:45.170 --> 06:46.920
‫پس داشتی جیمی‌بازی در می‌آوردی

06:47.510 --> 06:50.010
‫مراجع‌هام این اسم رو
‫روی روش‌های غیرعادیم گذاشتن...

06:50.010 --> 06:52.600
‫- ولی من هیچوقت قرار نیست این کلمه رو بگم
‫- معلوم میشـه

06:52.600 --> 06:53.850
‫هی، من و شاون هنوز رفیقیم

06:53.850 --> 06:55.720
‫می‌‌خوای یه بار دیگه امتحان کنم؟

06:55.720 --> 06:57.520
‫نه. دخالت کردن دیگه کافیـه.

06:57.520 --> 06:59.100
‫تو دیگه مشاورش نیستی

06:59.100 --> 07:00.270
‫گه‌خوریش به تو نیومده

07:00.270 --> 07:02.230
‫باشه پاول، گه‌خوریش به من نیومده

07:02.980 --> 07:04.650
‫- آره
‫- چیـه خب؟ می‌تونم دخالت نکنم

07:04.650 --> 07:06.620
‫- تو خیلی چیزها دخالت نمی‌کنم
‫- یکیش رو بگو

07:06.620 --> 07:08.460
‫هیچوقت توی «روح‌درمانی» دخالت نمی‌کنم

07:08.460 --> 07:10.560
‫- کاش مثال بهتری داشتم
‫- من تو رو می‌شناسم

07:10.560 --> 07:14.030
‫لحظه‌ای که شاون کمک بخواد،
‫می‌پری وسط

07:14.030 --> 07:16.580
‫نمی‌تونی کمک نکنی

07:16.580 --> 07:21.080
‫اگه تصمیم بگیرم کاری نکنم،
‫هیچ‌کاری نمی‌تونم بکنم

07:21.080 --> 07:22.880
‫چرا اونجا نوشته «اینجا شاشیدم»؟

07:22.880 --> 07:23.960
‫کجا؟

07:25.000 --> 07:26.840
‫ای خدا... بدش به من ببینم

07:26.840 --> 07:30.470
‫- خودت این رو نوشتی پاول؟
‫- کار همسایه‌ی دیوونه‌ی دیوثتـه!

07:33.970 --> 07:35.850
‫نگران شاونم

07:36.470 --> 07:38.020
‫که داره با باباش کار می‌کنـه

07:38.020 --> 07:40.850
‫فقط یه جرقه کافیه تا منفجرش کنـه

07:42.940 --> 07:46.300
‫چقدر این خوبه.
‫تاحالا امتحانش کردی؟

07:47.280 --> 07:49.070
‫سخت می‌شد از خونه بیارمت بیرون اما

07:50.160 --> 07:53.320
می‌دونستم چیزی که لازم داری
‫یه ذره سخت‌گیری از روی محبتـه

07:53.320 --> 07:55.280
‫یه نگاه به الانت بنداز

07:56.490 --> 07:58.160
‫اصلاً به جفت‌مون نگاه کن

07:58.950 --> 08:01.210
‫اولش مامانت یکم ترسیده بود

08:01.210 --> 08:03.420
‫من هم گفتم،
‫«نه، باید بذاری مرد، مرد بار بیاد»

08:05.250 --> 08:06.340
‫ردیفی؟

08:06.880 --> 08:08.090
‫آره، خوبم

08:10.220 --> 08:13.340
‫عاشق اون کامیون بودم.
‫الکی الکی از دستم رفت.

08:13.340 --> 08:15.760
‫- واقعاً ناراحت شدم
‫- آره، خیلی بد شد

08:15.760 --> 08:17.550
‫این یارو که بهم اهمیت نمی‌داد رو له کردم

08:17.560 --> 08:19.810
‫حالا باید بی‌اجازه برم خونه‌ش و
‫همه‌ی وسایلم رو بردارم،

08:19.810 --> 08:21.230
‫علی‌الخصوص ویبراتور موردعلاقم

08:21.230 --> 08:23.350
‫- چه ضدحالی
‫- گرون بود؟

08:23.350 --> 08:25.030
‫آره. راستش پول خیلی‌شون رو
‫شریکی دادیم

08:25.030 --> 08:27.650
‫من از جفت‌تون بدبخت‌ترم.
‫چارلی دلش بچه می‌خواد.

08:27.650 --> 08:29.820
‫- این که مسأله‌ی بزرگی نیست
‫- چرا، بچه‌ها دردسرن

08:29.820 --> 08:31.780
‫- فقط یه بچه‌ست دیگه
‫- کی قراره بچه‌دار شه؟

08:31.780 --> 08:33.360
‫- برایان
‫- اصلاً عوض نشدی ولی

08:33.360 --> 08:35.410
‫- قرار نیست بچه‌دار شم
‫- چرا، میشی

08:35.410 --> 08:36.620
‫ازدواج همینـه

08:36.620 --> 08:39.200
‫اگه یکی یه چیزی بخواد
‫دیگه کاریش نمیشـه کرد

08:39.870 --> 08:41.870
‫یا بچه‌دار میشین یا طلاق می‌گیرین

08:41.870 --> 08:44.040
‫یا یه راه‌حل پیدا می‌کنی

08:44.040 --> 08:47.000
‫چون عشق تو با چارلی شکست‌ناپذیره

08:48.080 --> 08:49.130
‫دلم یه دِرِک خواست

08:49.130 --> 08:52.010
‫پس قراره عجیب‌ترین اتفاق ممکن بیفته

08:52.010 --> 08:54.260
‫ایشون رفیق صمیمیم از محل کار قبلیمـه

08:54.260 --> 08:55.590
‫دِریک

08:55.590 --> 08:57.510
‫سلام بچه‌ها.
‫لیز.

08:57.510 --> 09:00.680
‫- سلام بوبا، چطوری؟
‫- خوشحال شدم دیدمت

09:00.680 --> 09:02.470
‫- چه بوی خوبی میدی
‫- ممنون

09:02.480 --> 09:04.940
‫همیشه بوی خوبی میدی.
‫خب دیگه.

09:05.560 --> 09:06.600
‫باشه

09:06.600 --> 09:09.020
‫باورت نمیشه اما همین حالا گبی گفت که دلش...

09:09.020 --> 09:11.900
‫- نگو
‫- دلش هیچی نمی‌خواد

09:11.900 --> 09:13.570
‫- هیچی؟
‫- آره

09:13.570 --> 09:15.570
‫خب، انگار دروغـه اما مشکلی باهاش ندارم

09:15.570 --> 09:17.950
‫- اینجا غذا می‌خوریم یا... نه
‫- نه،‌ نه

09:17.950 --> 09:20.240
‫- جو اینجا خیلی غم‌انگیزه
‫- آره

09:20.240 --> 09:22.040
‫ما دِرِک‌ها دوست داریم خوشحال باشیم

09:25.080 --> 09:26.420
‫راستی...

09:26.420 --> 09:28.300
اشکالی نداره دلت دِریک بخواد

09:28.300 --> 09:30.000
‫- باشه
‫- بابت بچه تبریک میگم

09:30.000 --> 09:32.170
‫- قرار نیست بچه‌دار شم!
‫- خیلی‌خب

09:33.050 --> 09:36.050
‫- دل تو دلم نیست بچه‌ش رو ببینم
‫- بچه‌ای در کار نیست، نه

09:36.050 --> 09:38.970
‫باید یه اتفاقی توی زندگیم بیفته
‫وگرنه می‌افتم تو تاریکی مطلق

09:38.970 --> 09:42.600
‫فقط یه سانتی‌متر تا گریه کردن توی
‫وان حموم و خوردن مشروب فاصله دارم

09:42.600 --> 09:44.390
‫عاشق این کارم،
‫اون هم با تو

09:44.390 --> 09:46.480
‫مثلاً من اون سمت وان باشم و

09:46.480 --> 09:47.730
‫پاهامون بهم بخوره و

09:47.730 --> 09:49.560
‫انگشت‌هامون رو اینطوری قفل کنیم

09:49.560 --> 09:51.570
‫- تازه وان ما هم جا داره
‫- می‌دونم!

09:51.570 --> 09:53.650
‫- همین حالا بریم!
‫- ای خدا... صبر کن، نه

09:53.650 --> 09:56.030
‫گفتیم این کار رو نمی‌کنیم.
‫نمی‌افتیم ته چاه.

09:56.030 --> 09:57.780
‫باید مثبت فکر کنیم

09:57.780 --> 09:59.160
‫پایه‌م

09:59.160 --> 10:00.480
‫واسه این که روحیه بگیرم

10:00.480 --> 10:02.950
‫می‌‌خوام از سگ‌های پناهگاه که
‫تو صف مرگن عکس بگیرم

10:02.950 --> 10:04.700
‫تو رو باید بکنن برنامه‌ریز مهمونی

10:04.700 --> 10:07.330
‫عکس‌های سایت‌شون ریده‌ست

10:07.330 --> 10:09.550
‫می‌خوام عکس‌های خوب بگیرم تا
‫به سرپرستی بگیرن‌شون

10:09.550 --> 10:11.880
‫- تو هم باهام میای
‫- به هیچ‌وجه

10:11.880 --> 10:14.590
‫وگرنه ‫این قضیه‌ی بچه رو
عین یه مسأله‌ی بزرگ جلوه میدم

10:14.590 --> 10:15.800
‫خودش مسأله‌ی بزرگی هست!

10:15.800 --> 10:17.680
‫- هنوز هم نیست
‫- نه

10:39.200 --> 10:41.040
‫- چه غلطی داری می‌کنی؟
‫- ببخشید

10:41.040 --> 10:43.870
‫آخه وقتی انگشتات رو اینطوری می‌کنی
‫می‌دونم ذهنت درگیره

10:43.870 --> 10:46.790
‫اما با پاول توافق کردیم که
‫نصیحت دوتا مشاور فایده‌ نداره

10:46.790 --> 10:49.040
‫- برای همین دخالت نمی‌کنم
‫- به نفعتـه

10:49.040 --> 10:52.830
‫من رو ول می‌کنی، اینطوری اگه از هم بپاشم
‫تقصیر تو نیست، اگه هم حالم خوب بشه

10:52.840 --> 10:55.170
‫- واسه اینه که من رو به دکتر بهتری سپردی
‫- وای

10:55.170 --> 10:59.170
‫تونستی توی یه جمله،
‫بهم حس عذاب‌وجدان و تحقیر و نفرت بدی

10:59.180 --> 11:00.590
‫- ما اینیم دیگه
‫- هی

11:00.590 --> 11:02.680
‫باورم نمیشه واسه ورزش رفتن
‫باید تاکسی بگیرم

11:02.680 --> 11:03.760
‫باید ماشین بگیریم

11:03.760 --> 11:05.010
‫پولش رو هم خودمون میدیم؟

11:07.840 --> 11:10.780
‫اگه بفهمه همین حالا می‌خواستم برم
‫یه ماشین کارکرده براش بگیرم

11:10.780 --> 11:11.820
‫عذاب‌وجدان می‌گیره

11:11.820 --> 11:14.150
‫یعنی الان بهش نمیگی که
‫بعداً بکوبونی توی صورتش؟

11:14.150 --> 11:15.980
‫پدر بودن این شکلیـه عزیزم

11:16.420 --> 11:18.570
‫خیلی‌خب.
‫فعلاً.

11:19.200 --> 11:20.490
‫می‌خوای باهام بیای؟

11:20.490 --> 11:22.530
‫فقط واسه این که ذهنت آزاد شه؟

11:23.070 --> 11:24.280
‫حتماً. چرا که نه؟

11:26.580 --> 11:27.910
‫خب خوشگله

11:27.910 --> 11:30.960
‫آروم بشین و یه لبخند ملیح برام بزن

11:32.330 --> 11:34.380
‫- تو رو نگفتم
‫- می‌دونم اما قبول کن عالی بودم

11:34.380 --> 11:36.300
‫خیلی‌خب. یکی رو پیدا کن که
‫چشماش مهربون باشه.

11:36.300 --> 11:37.960
‫چشمای همه‌شون عین همـه

11:37.960 --> 11:41.340
‫یه مشت تیله‌ی بزرگ و عجیبن که
‫انگار دارن قضاوتت می‌کنن، ای خدا

11:42.300 --> 11:43.590
‫خب دیگه.
‫بیا.

11:43.600 --> 11:45.470
‫نوبت توئـه که ازت عکس بگیریم

11:45.470 --> 11:47.760
‫- می‌دونم
‫- دفعه‌ی اولتـه یه سگی رو می‌بینی؟

11:47.770 --> 11:50.060
‫- این خودش سه تا سگـه. بشین
‫- ای خدا

11:50.060 --> 11:51.060
‫خیلی‌خب

11:51.060 --> 11:53.940
‫من و چارلی نمی‌تونیم بچه‌دار شیم.
‫خیلی سرمون شلوغـه.

11:53.940 --> 11:55.820
‫پس ساعت ۳ عصر سه‌شنبه‌،
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

11:55.820 --> 11:58.280
‫به‌عنوان یه «خ.د.ب.ف» این حق منـه

11:58.280 --> 11:59.860
‫«خانواده دو نفره بدون فرزند»

11:59.860 --> 12:02.110
‫با پولش می‌تونیم کل دنیا رو بگردیم

12:02.110 --> 12:04.280
‫مائوئی. نپال. پاریس.

12:04.280 --> 12:06.830
‫اصلاً مطمئنم تو پاریس بچه راه نمیدن

12:06.830 --> 12:07.740
‫میدن

12:07.740 --> 12:10.540
‫اونا فقط سیگار می‌کشن و
‫اجازه ندارن خوشبوکننده بزنن

12:10.540 --> 12:12.210
‫اصلاً بیا ببریم‌شون پارک

12:12.210 --> 12:13.370
‫بهمون اجازه میدن؟

12:13.370 --> 12:15.460
‫آره.
‫تو بزرگ‌ترین حامی پناهگاهی.

12:15.460 --> 12:17.680
‫- چی؟
‫- واسه کادوی عروسیت، دوهزار دلار بهشون دادم

12:17.680 --> 12:18.960
‫دو هزار؟

12:18.960 --> 12:21.613
‫می‌تونستم باهاش دوچرخه‌برقی یا
‫دستگاه بدنسازی ساق پا بگیرم

12:21.638 --> 12:24.220
‫- مگه ساق پاهات چشونـه؟
‫- همین رو می‌خواستم بشنوم، بریم

12:24.220 --> 12:25.220
‫چقدر شیطونـه

12:26.220 --> 12:27.220
‫هی...

12:27.930 --> 12:31.480
‫- انگار راه رو بند آوردم، شرمنده
‫- اشکالی نداره دِریک شماره‌‌ی ۲

12:31.480 --> 12:34.650
‫جالبـه، توی تصورم بیشتر یه مردِ
‫ماشینِ اسپورت‌سوار بودی

12:34.650 --> 12:36.480
‫جداً؟ اینطوری عین دیوث‌ها نمی‌شدم؟

12:36.480 --> 12:39.440
‫خب، الانش هم با این عینکت جبرانش کردی

12:39.440 --> 12:41.110
‫- کدوم عینک؟
‫- وای

12:41.110 --> 12:43.360
‫بعداً برش می‌دارم.
‫طبی‌ان.

12:43.360 --> 12:44.490
‫- آره، لازمش داری
‫- آره

12:44.490 --> 12:46.870
‫- کمکت کنم؟
‫- ممنون

12:46.870 --> 12:48.870
‫- من هم عینک‌‌‌آفتابی دیوثیت رو میارم
‫- ممنون

12:48.870 --> 12:51.080
‫- مشکلی نیست
‫- خب، چی اینجا هست؟

12:51.080 --> 12:54.330
‫مسواک، چندتا سوتین شیک

12:54.330 --> 12:57.750
‫- پاپ-تارتس هم داری. چه باحال
‫- خب... راستش اونا مال من نیستن

12:57.750 --> 13:00.670
‫اما برای گرفتن‌شون،
‫حاضر شدم آبروم رو فدا کنم

13:02.470 --> 13:04.930
‫این جعبه‌ی جداییـه.
‫من هم تجربه‌ش رو داشتم.

13:04.930 --> 13:07.340
‫می‌خواب بدونی من چطوری
‫از دوست‌دختر سابقم انتقام گرفتم؟

13:07.340 --> 13:07.890
‫حتماً

13:07.890 --> 13:10.140
‫چندین ماه بهش فکر کردم و
‫مدت زیادی ناراحت بودم

13:10.140 --> 13:11.890
‫- نتونست تحمل کنـه
‫- معلومـه

13:11.890 --> 13:13.520
‫آره، بعضی‌وقتا هم به گربه‌ش غذا می‌دادم

13:13.520 --> 13:15.020
‫- بهش فهموندی
‫- درس عبرت گرفت

13:17.060 --> 13:19.270
‫- اون گوشیمـه
‫- اما گوشیت که دستتـه

13:19.270 --> 13:21.150
‫راستش... گوشی دوممـه

13:21.150 --> 13:22.780
‫همونی که زیر ویبراتوره‌ست؟

13:24.780 --> 13:27.540
‫الو. تلفن کاری گبی.
‫باهاتون تماس می‌گیرن.

13:28.140 --> 13:29.240
‫کدوم‌شون رو دوست داری؟

13:29.240 --> 13:30.160
‫- قرمزه قشنگـه
‫- این

13:30.160 --> 13:31.910
‫- آره، قشنگـه
‫- اسمش رو چی گذاشتی؟

13:31.910 --> 13:33.031
‫کلیفورد، چون...

13:33.056 --> 13:35.510
‫- بزرگ و قرمزه
‫- بزرگ قرمز

13:41.170 --> 13:43.460
‫خیابون بسته‌ست.
‫باید از اون سمت برین.

13:43.460 --> 13:44.540
‫نمیشه که کل راه رو

13:44.540 --> 13:47.760
‫فقط واسه تغییر دکوراسیونِ
‫خونه‌ی «پم نژادپرست» ببندین

13:48.180 --> 13:49.660
‫احتمالاً‌ اون رو به اسم پم می‌شناسین

13:49.660 --> 13:52.520
‫- می‌دونیم بهش پم نژادپرست هم میگن
‫- بیخیال. مخروط رو ببر اونور

13:52.520 --> 13:54.850
‫باشه. جاده بازه.

13:56.390 --> 13:57.940
‫جاده بسته شد.
‫خیلی دیره.

13:57.940 --> 13:59.980
‫حالا مجبور نیستی دیوث‌‌بازی در بیاری

13:59.980 --> 14:02.520
‫چه پسر گردن‌کلفتی.
‫چه گهی می‌خوای بخوری؟

14:02.530 --> 14:05.650
‫هی، آروم باش شاون.
‫ارزشش رو نداره. نفس بکش.

14:05.650 --> 14:06.820
‫نفس بکش.
‫هی.

14:06.820 --> 14:09.160
‫شاون، برگرد تو ماشین.
‫هی.

14:09.160 --> 14:10.620
‫برگرد تو ماشین شاون

14:10.620 --> 14:12.450
‫خواهش می‌کنم.
‫شاون!

14:14.950 --> 14:17.250
‫خواهش می‌کنم.
‫به‌خاطر من.

14:18.960 --> 14:20.340
‫عجب اوضاعی بود

14:21.090 --> 14:22.750
می‌فهمن خونه‌مون کجاس

14:22.750 --> 14:23.880
‫نه، نمی‌فهمن

14:23.880 --> 14:26.380
‫یه کوچه اون‌طرف‌تر پارک کردی و
‫تا اینجا پیاده آوردی‌مون

14:26.380 --> 14:30.260
‫چون طرف گنده‌ترین آدمی بود که
‫تاحالا تو زندگیم دیدم

14:30.260 --> 14:31.510
‫- طرف گنده بود
‫- شاون

14:31.510 --> 14:34.600
‫نمی‌دونم چه اتفاقی افتاده.
‫مثل قبل همه‌چیز جلوی چشمام سفید شد.

14:36.060 --> 14:37.770
‫کل روز رو با بابام کار کردم

14:37.770 --> 14:39.190
‫خیلی داغونم

14:41.853 --> 14:42.933
‫چرا؟

14:48.490 --> 14:50.370
‫روز اولی که از افغانستان برگشتم...

14:51.700 --> 14:53.760
‫هیچی با عقل جور در نمی‌اومد

14:54.160 --> 14:57.580
‫واقعاً برام سخت بود که
‫دلیلی برای ادامه دادن پیدا کنم،

14:58.620 --> 14:59.620
‫اون‌وقت...

15:01.790 --> 15:04.000
یه‌جوری رفتار می‌کرد که
‫انگار هیچی نشده

15:04.000 --> 15:05.630
‫ببین، این وحشتناکـه

15:05.630 --> 15:08.680
‫اما نمی‌تونی بابات رو مقصر بدونی که
‫چرا نتونسته ذهنت رو بخونـه

15:08.680 --> 15:10.130
‫بهش گفتم!

15:10.130 --> 15:11.890
‫بهش گفتم دارم سختی می‌کشم

15:11.890 --> 15:14.140
‫می‌دونی چقدر برام سختـه؟

15:15.640 --> 15:18.270
‫عملاً التماسش رو کردم که کمکم کنـه...

15:19.600 --> 15:21.190
‫اون‌وقت می‌دونی چی‌کار کرد؟

15:21.190 --> 15:22.730
‫بهم گفت بزرگ میشم یادم میره

15:22.730 --> 15:24.190
‫این دیگه چه کسشریـه؟

15:24.190 --> 15:26.180
‫بعدش هم دیگه درموردش حرف نمی‌زد

15:26.650 --> 15:29.320
‫اما بعدش که دعوا کردن‌هام شروع شد،

15:29.320 --> 15:31.610
‫کسشرهای سخت‌گیری‌های
‫از روی محبتش رو شروع کرد

15:31.610 --> 15:32.820
از خونه بیرونم کرد

15:32.820 --> 15:36.620
‫اون‌وقت حالا که حالم خوب شده
‫فکر می‌کنـه قهرمانـه؟

15:36.620 --> 15:38.830
‫انگار همه‌ی این چیزها به‌خاطر اون بوده

15:40.040 --> 15:41.710
‫می‌دونم چی میگی.
‫هی، شاون.

15:43.130 --> 15:46.340
‫تو درد زیادی داشتی.
‫پدرت ناامیدت کرده. می‌فهمم.

15:46.340 --> 15:48.800
‫هی، قضیه خیلی پیچیده‌ست، خب؟

15:48.800 --> 15:51.720
‫- اون مرد خوبیـه، باشه؟
‫- می‌دونم. می‌فهمم

15:51.720 --> 15:53.640
‫- عاشق منـه، خب؟
‫- مطمئنم که هست

15:53.640 --> 15:56.480
‫کون خودش رو برای من پاره کرد و
‫من هم خیلی براش دردسر درست کردم

15:56.480 --> 16:00.180
‫نمی‌خوام بشنوم که درمورد پدرم کسشر بگی

16:00.190 --> 16:02.230
‫می‌فهمم. دیگه هیچی نمیگم.

16:02.230 --> 16:04.400
‫الان می‌شینیم.
‫یه چند دقیقه می‌‌شینیم.

16:08.860 --> 16:11.450
‫- ببخشید
‫- اشکالی نداره

16:14.474 --> 16:21.474
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

16:30.090 --> 16:31.090
‫ممنون

16:40.890 --> 16:42.890
‫یعنی پم داره با خونه‌ش چی‌کار می‌کنـه؟

16:49.280 --> 16:50.860
‫نگاه چقدر پیشش بامزه شدی

16:50.860 --> 16:53.860
‫تخماش رو روی رونم حس می‌کنم و
‫داغ هم هستن

16:53.860 --> 16:56.530
‫دوستش داری،
‫بچه رو هم همینطوری دوست داری

16:56.530 --> 16:57.700
‫من نمی‌تونم لیز

16:58.660 --> 17:00.330
‫می‌دونم بابای مزخرفی میشم

17:00.330 --> 17:02.000
‫آروم باش «خ.د.ب.ف»

17:02.000 --> 17:04.980
‫- پدر بودن...
‫- فکر کنم داداش‌مون یکم هوا می‌خواد

17:06.210 --> 17:07.420
‫نه!

17:08.800 --> 17:09.960
‫هی! سگـه!

17:12.340 --> 17:13.880
‫وای، وای!

17:13.880 --> 17:15.630
‫هردفعه که خواهرم زنگ می‌زنه،
اینطوریـه که

17:15.630 --> 17:18.220
‫«باورت نمیشـه چی شد»
‫اما یه اتفاق معمولی بوده،

17:18.220 --> 17:20.560
‫مثلاً کلاه‌گیس مامانم
‫توی سوپرمارکت از سرش افتاده

17:20.560 --> 17:22.810
‫- کلاه‌گیس‌ها هم همیشه می‌افتن. آره
‫- آره

17:22.810 --> 17:24.890
‫- هی! شما که هنوز اینجایین
‫- سلام

17:24.890 --> 17:27.230
‫مگه نباید سر کلاس باشی، نقطه‌ی جی؟

17:27.230 --> 17:29.620
‫شاید بهتره جلوی دوست جدیدم
‫بهم نگی نقطه‌ی جی

17:29.620 --> 17:31.400
‫- چرا؟
‫- بعداً بهت میگم

17:31.400 --> 17:32.820
‫- بامزه‌ست. آره
‫- خیلی‌خب، ممنون

17:32.820 --> 17:36.780
‫آره اما درست میگـه.
‫واقعاً باید الهام‌بخش نسل جدید باشم.

17:38.740 --> 17:39.950
‫خب دیگـه.
‫عالیـه.

17:39.950 --> 17:41.540
‫- از دیدنت خوشحال شدم
‫- من هم همینطور

17:41.540 --> 17:43.660
‫- فعلاً دی
‫- فعلاً دی به توان ۲

17:43.660 --> 17:47.080
‫- عینک دیوثیم رو هم بزنم
‫- آره، آره

17:48.840 --> 17:51.090
‫- باید باهاش بری سر قرار
‫- چی؟ نه!

17:51.090 --> 17:52.710
‫- خودتم می‌خوای باهاش بخوابی
‫- سرم شلوغـه

17:52.710 --> 17:55.300
‫راستش هنوز ذهنم از اون
‫جریانات مزخرف با جیمی پاک نشده

17:55.300 --> 17:56.380
‫- آره
‫- به‌نظرم فعلاً...

17:56.380 --> 18:00.470
‫بهترین کار واسم اینـه که
‫کُسم رو بسته نگه دارم

18:00.470 --> 18:02.930
‫- هی، پایین رو نگاه کن
‫- چیـه خب؟ خودت براش دست تکون میدی

18:02.930 --> 18:05.180
‫- واسه کُس خودم می‌تونم
‫- ببخشید، هرطور راحتی

18:05.180 --> 18:08.500
‫باید بدون این که از لیز بپرسم
‫قیچی‌ رو پیدا کنم

18:09.300 --> 18:11.990
یعنی کل روز رو درگیرم

18:13.990 --> 18:15.990
‫بابات واقعاً نمی‌ذاره خالکوبی بزنی؟

18:15.990 --> 18:17.620
‫تا ابد که نمی‌تونه جلوم رو بگیره

18:17.620 --> 18:20.200
‫به‌نظرتون باید اینجا بزنم؟
‫یا شاید هم اینجا؟

18:20.200 --> 18:22.410
‫نمی‌دونم. نظر تو چیـه؟

18:22.410 --> 18:24.120
‫به‌نظرم جفتش خوبن

18:24.120 --> 18:25.620
‫تو که اصلاً نگاه نکردی

18:28.750 --> 18:29.960
‫خیلی‌خب...

18:31.710 --> 18:34.010
‫معلومـه یه خبرایی هست

18:38.600 --> 18:39.850
‫یادم رفت گواکم رو بیارم

18:39.850 --> 18:42.340
‫بدون گواک اصلاً نمیشـه

18:43.850 --> 18:45.680
‫- معلومـه فهمیده
‫- نفهمیده

18:45.680 --> 18:48.640
‫- میشه با این قضیه اوکی باشی؟
‫- اوکی‌ام

18:48.650 --> 18:50.810
‫عینِ ال ال اوکی اوکی
‫(ال‌ ال‌ کول، رپر آمریکایی)

18:50.810 --> 18:52.020
‫اسمش این نیست

18:53.000 --> 18:56.740
‫- کیف پولم رو تو اتاق خوابت جا نذاشتم؟
‫- نه ولی اون اتاق هیچوقت تمیز نمیشـه

18:56.740 --> 19:00.030
‫- به‌خاطر کاری که ما کردیم تسخیر شده
‫- ای خدا

19:00.030 --> 19:02.530
‫- سلام بابا
‫- هی، من یه سر میرم بیرون، چیزی نمی‌خوای؟

19:02.530 --> 19:04.040
‫نه. دوستت دارم.

19:05.330 --> 19:07.160
‫منم همینطور.
‫فعلاً کانر.

19:07.160 --> 19:08.500
‫دوستت دارم

19:08.500 --> 19:09.710
‫ندارم، ببخشید

19:10.960 --> 19:11.960
‫خیلی‌خب

19:12.630 --> 19:13.710
‫داش

19:14.380 --> 19:16.260
‫خب، اصلاً شوکه نمیشی که

19:16.260 --> 19:18.670
‫پدرت به هیچ‌کدوم‌مون نگفته
‫داری میای

19:18.680 --> 19:20.550
‫چون ربطی به تو نداره جیمی

19:20.550 --> 19:23.140
‫اینجا «قلعه‌ی تنهایی» منـه

19:24.470 --> 19:25.720
‫- بامزه‌ست، مگه نه؟
‫- آره

19:25.720 --> 19:27.060
‫مثل خانم میزل

19:27.890 --> 19:29.180
‫چیـه خب؟
‫تلویزیون می‌بینم

19:29.190 --> 19:31.730
مِگ می‌خواد درمورد انرژی پایدار

19:31.730 --> 19:33.230
‫یه سخنرانی مهم بکنـه

19:33.230 --> 19:34.440
‫- توی کَل‌تِک
‫- بیخیال

19:34.440 --> 19:36.730
‫- نه، مسئله‌ی مهمی نیست. نه
‫- خیلی هم بزرگـه

19:36.730 --> 19:38.400
‫بیخیال.
‫خیلی ذوق دارم.

19:38.400 --> 19:40.070
‫هی، باید باهات حرف بزنم

19:40.070 --> 19:41.320
‫من...

19:41.320 --> 19:43.660
‫هروقت صدای «واق» شنیدم برمی‌گردم

19:46.580 --> 19:47.580
‫چی شده؟

19:48.450 --> 19:50.460
‫شاون بهم گفت که مشکلش با پدرش چیـه

19:50.460 --> 19:52.790
‫نمی‌خواستم دخالت کنم اما
‫نزدیک بود دعواش بشـه

19:52.790 --> 19:54.170
‫حالش خوبـه

19:54.170 --> 19:56.250
‫بعدش اون...
‫آره، یه جورایی بهم گفت

19:57.050 --> 19:59.920
‫زمانی که شاون حالش خیلی بد بوده،
‫از باباش کمک خواسته

19:59.920 --> 20:03.430
‫باباش هم بهش بی‌محلی کرده.
‫کلاً دست به سرش کرده.

20:03.430 --> 20:06.720
‫اون‌وقت همینطوری این رو بهت گفت؟

20:09.890 --> 20:10.890
‫آره

20:10.890 --> 20:15.270
‫گفت که چقدر از کار کردن با باباش
‫داغون شده

20:15.270 --> 20:17.440
‫و بعدش هم... آره دیگه

20:17.440 --> 20:20.110
‫من گفتم، «چرا؟»

20:20.110 --> 20:22.240
‫- چی گفتی؟
‫- «چرا؟»

20:22.240 --> 20:23.780
‫- «چرا؟»
‫- «چرا؟»

20:23.780 --> 20:25.620
‫- گفتی «چرا؟»
‫- گفتم «چرا؟»

20:25.620 --> 20:27.660
‫حالا هی باید ادامه بدیم؟

20:27.660 --> 20:31.040
‫کاملاً عادی بهش گفتم، «چرا؟»

20:31.040 --> 20:33.710
‫- ای خدا
‫- اون وحشت کرده بود پاول

20:33.710 --> 20:36.080
‫وقت نبود که بهش بگم چشمات رو ببند و

20:36.090 --> 20:37.960
‫یه توفان بزرگ و سیاه رو تصور کن

20:37.960 --> 20:40.960
‫ابر، نه توفان.
.می‌دونم خودت می‌دونی

20:40.970 --> 20:43.180
‫خیلی‌خب. می دونستم وقتی می‌رسم
‫سرزنشم می‌کنی اما

20:43.180 --> 20:44.510
‫درهرصورت اومدم.
‫می‌دونی چرا؟

20:44.510 --> 20:47.470
‫چون فقط کمک کردن به شاونـه که برام مهمـه.
‫تو چی؟

20:48.220 --> 20:50.600
‫من اون رو می‌شناسم.
‫تاحالا اصلاً یادداشت‌هام رو خوندی؟

20:50.600 --> 20:52.480
‫لازم نیست جواب بدی

20:52.520 --> 20:55.560
‫چون هیچوقت به حرفام گوش نمی‌کنی و

20:56.150 --> 20:57.730
‫ما باید با هم همکاری کنیم

20:58.440 --> 21:01.940
‫باید تو یه تیم باشیم،
‫مثل بتمن و رابین

21:01.950 --> 21:04.070
‫اصلاً تو بتمن باش.
‫صدات هم که بهش می‌خوره.

21:04.070 --> 21:07.160
‫- واسه این کار ازت پول می‌گیرم
‫- بتمن هم دقیقاً همین رو می‌گفت

21:07.160 --> 21:09.370
‫پاول، چرا هنوز از دستم عصبانی‌ای؟

21:09.370 --> 21:12.580
‫هنوز می‌خوای بهم درس بدی؟
‫چون خودم می‌دونم

21:12.580 --> 21:13.870
‫درمورد شاون گند زدم

21:13.870 --> 21:17.330
‫اما لطفاً بهم نگو واسه این ناراحتی که
‫سفره‌ی دلش رو برای من باز کرده

21:17.340 --> 21:20.170
‫اون‌ هم درمورد موضوعی که به تو نمی‌گفت

21:20.170 --> 21:22.720
‫لطفاً بهم بگو که غرورت اونقدر بزرگ نیست

21:26.970 --> 21:28.180
‫فعلاً جیمی

21:30.350 --> 21:31.470
‫پاول

21:31.470 --> 21:32.600
‫واق

21:35.100 --> 21:38.040
‫خب، از چیزی که انتظار داشتم خوشحال‌تری

21:38.480 --> 21:41.110
‫فکر کنم واسه اولین بار برنده شدم

21:42.240 --> 21:43.820
‫بهم بگو چه حسی داره

21:43.820 --> 21:44.950
‫هنوز دارم هضمش می‌کنم

21:44.950 --> 21:48.240
‫- نظرت چیـه درمورد کَل‌تِک بهم بگی؟
‫- ای خدا

21:48.240 --> 21:50.530
‫نه، حالم بهم می‌خوره.
‫نمی‌تونم درموردش حرف بزنم.

21:50.540 --> 21:52.540
‫- جدی؟ اضطراب داری؟
‫- آره، خیلی

21:52.540 --> 21:54.080
‫آخه... سخنرانیم...

21:54.080 --> 21:57.460
‫خیلی طولانیـه

21:57.460 --> 22:00.340
‫وای، خیلی‌خب.
‫این خیلی خوبـه.

22:00.800 --> 22:03.550
‫اما اینجا ساختارگرایی و
کارکردگرایی رو قاتی کردی

22:03.550 --> 22:05.420
‫- چه خونه‌ی قشنگی داری
‫- ممنون

22:05.430 --> 22:08.340
‫اما اگه تو این پروژه گه بزنی
‫هیچوقت همچین خونه‌ای گیرت نمیاد، خب؟

22:08.340 --> 22:11.600
‫- پس تمرکز کن
‫- باشه

22:11.600 --> 22:13.310
‫- البته خیلی خفنـه، مگه نه؟ آره
‫- آره

22:13.310 --> 22:15.560
‫کاشی‌های کف دستشویی حموم گرمن...

22:16.440 --> 22:18.690
‫- بعضی‌وقتا می‌‌شینم روی زمین
‫- ایول

22:21.333 --> 22:22.360
‫- سلام
‫- ببخشید

22:22.385 --> 22:24.320
‫نمی‌دونستم سرم شلوغـه،
‫زود تمومش می‌کنم

22:24.320 --> 22:27.820
‫نتونستم به اون بسته نگه داشتن کُست فکر نکنم

22:27.820 --> 22:29.870
‫جداً؟ خیلی‌خب.
‫این کیشاس.

22:29.870 --> 22:31.990
‫حتی اگه پچ‌پچ کنی هم
‫صدات رو می‌شنوه

22:31.990 --> 22:33.410
‫یعنی نمی‌ذاری باهات بخوابـه؟

22:33.410 --> 22:35.250
‫برگرد سر پروژه‌ت

22:35.250 --> 22:38.330
‫- عالیـه. حالا فکر می‌کنه با هم می‌خوابیم
‫- ایول

22:38.330 --> 22:41.920
‫ببین، دلیل این که فکر می‌کنم
‫اون یکی دریک به دردت می‌خوره

22:41.920 --> 22:45.470
‫اینـه که تو همیشه مراقب بقیه‌ای

22:46.970 --> 22:50.300
‫شاید وقتشـه یکی دیگه مراقب تو باشه

22:50.850 --> 22:52.180
‫شماره‌ش رو برات فرستادم

22:52.180 --> 22:53.720
‫- باید زنگش بزنی
‫- چی؟ بیخیال

22:53.720 --> 22:55.810
‫معلوم نیست جواب بده که

22:55.810 --> 22:59.020
‫اما جی، تو حقتـه خوشحال باشی

23:01.560 --> 23:02.820
‫واقعاً لطف کردی

23:03.610 --> 23:05.280
‫- ممنون
‫- تو حرف داری

23:05.780 --> 23:06.940
‫من هم دلم یه دِرِک خواست

23:06.950 --> 23:08.450
‫همه دل‌شون می‌خواد

23:09.700 --> 23:12.320
‫از الان یه سگ داریم.
‫فعلاً نمی‌تونی ببینیش

23:12.330 --> 23:14.280
‫چون پاش رو بخیه کردیم و

23:14.290 --> 23:17.290
‫- یه عمل چشم خیلی گرون‌قیمت داره روش میشـه
‫- دل تو دلم نیست ببینمش

23:17.290 --> 23:19.500
‫- برایان، به استوارت معرفیت می‌کنم
‫- سلام

23:19.500 --> 23:22.210
‫وکیل فرزندخوندگی‌مون مایکلـه

23:24.250 --> 23:25.205
‫به همین زودی؟

23:25.230 --> 23:26.460
‫- آره
‫- وای

23:26.460 --> 23:30.720
‫خب، اصلاً از کجا باید شروع کرد؟

23:30.720 --> 23:33.720
‫خب، اگه می‌خواین بدونین چه بچه‌هایی موجوده

23:33.720 --> 23:35.430
‫یه چندتایی‌شون پشت ماشینمـه

23:35.430 --> 23:37.020
‫- چی؟
‫- شوخی می‌کنم

23:37.020 --> 23:38.230
‫دوست دارم خنده‌دارش کنم

23:39.640 --> 23:42.860
‫کلی راه از تارزانا اومدم.
‫میشه یه دستشویی فوری برم؟

23:42.860 --> 23:44.150
‫انتهای راهروئـه

23:44.150 --> 23:45.520
‫خیلی ممنون

23:45.530 --> 23:46.730
‫ببخشید چارلی

23:46.730 --> 23:48.650
‫کل روز به قضیه‌ی بچه فکر کردم و

23:48.650 --> 23:51.110
‫من حتی از یه سگ هم نمی‌تونم مراقبت کنم

23:51.900 --> 23:54.460
‫- فکر نمی‌کنم واسه این کار آماده باشم
‫- اشکالی نداره

23:54.460 --> 23:56.700
‫من هم نباید با استوارت غافلگیرت می‌کردم

23:56.700 --> 23:57.746
‫من....

23:59.040 --> 24:00.620
‫چرا اینقدر می‌ترسم روراست باشم؟

24:03.960 --> 24:05.880
‫واقعاً دلم می‌خواد بابا بشم

24:08.010 --> 24:10.940
‫دلم می‌خواد واسه کریسمس
‫سه‌تا جوراب داشته باشم و

24:11.470 --> 24:15.010
‫می‌خوام رانندگی کنم و
‫برگردم و بگم که

24:15.010 --> 24:17.560
‫«به‌خدا همین حالا برمی‌گردیم خونه»

24:20.060 --> 24:21.730
‫و می‌خوام با تو یه بابا باشم

24:22.650 --> 24:25.770
‫یعنی تو اصلاً دلت
‫هیچکدوم از این چیزا رو نمی‌خواد؟

24:25.770 --> 24:26.770
‫معلومـه

24:28.530 --> 24:30.690
‫محض اطلاع، دستمال توالت‌‌تون تموم شده

24:30.700 --> 24:32.070
‫ممنون استوارت

24:32.070 --> 24:34.410
‫وقتی شریک زندگیت اینقدر یه چیزی رو می‌خواد

24:34.410 --> 24:35.620
‫چطوری می‌تونی قبول نکنی؟

24:35.620 --> 24:37.910
‫برایان، بابا بودن حرف نداره

24:37.910 --> 24:40.160
‫شش سال اولش،
‫هرچی بگی رو باور می‌کنن

24:40.160 --> 24:42.580
‫تو مگه دوست نداری واسه هالووین
‫مثل شِر لباس بپوشی؟

24:42.580 --> 24:44.210
‫- چرا
‫- خب، تصور کن که

24:44.210 --> 24:47.000
‫یه بچه که مثل سانی لباس پوشیده بغلتـه

24:47.000 --> 24:50.260
‫ای خدا. بچه‌ها سیبیل در میارن یا
‫باید براش بخرم؟

24:51.930 --> 24:55.140
‫شوخی می‌کنم،
‫اما فقط ۷۵‌ درصد مطمئنم که دارم شوخی می‌کنم

24:55.140 --> 24:56.640
‫قراره حسابی گند بزنم

24:56.640 --> 25:00.390
‫من یه خوشیفته‌ی ظاهربینم که
‫برده‌ی غرور خودشـه

25:00.390 --> 25:02.560
‫و با این که این ویژگیم رو خیلی دوست دارم،

25:02.560 --> 25:04.690
‫آدم ظالم و قضاوت‌گری‌ام

25:04.690 --> 25:06.230
‫مثل بابام می‌مونم

25:07.230 --> 25:10.150
‫و خب اون هم همچین پدر نمونه‌ای نبود

25:10.150 --> 25:11.610
‫من هم کپی تو بودم

25:11.610 --> 25:14.660
‫خیلی می‌ترسیدم،
‫می‌گفتم هیچوقت بچه‌دار نمیشم

25:14.660 --> 25:18.910
‫خوشبختانه دِرِک یه توانایی عجیب
‫برای نگه کردن تو چشمات داره و

25:18.910 --> 25:22.250
‫بهت میگـه که همه‌چیز درست میشـه و
‫هردفعه هم حرفش رو باور می‌کنی و

25:22.250 --> 25:23.710
‫می‌زنی زیر گریه

25:23.710 --> 25:28.380
‫خیلی خوشحالم بهش گوش کردم چون
‫وقتی بچه رو به دنیا میاری...

25:28.960 --> 25:31.300
‫- البته تو باید آنباکسش کنی...
‫- وای

25:31.300 --> 25:33.260
‫...مثل برق می‌گیرتت

25:33.260 --> 25:35.550
‫برایان، داری زیادی از خودت ایراد می‌گیری

25:35.550 --> 25:38.970
‫اما تو همین الان هم یکی از
‫دلسوزترین کسایی هستی که می‌شناسم

25:39.260 --> 25:41.100
‫وقتی ببینی یکی واقعاً ازت کمک می‌خواد

25:41.100 --> 25:44.230
‫یه نفس عمیق می‌کشی و
‫دست‌شون رو می‌گیری

25:44.480 --> 25:46.860
‫آدم از یه پدر چی بیشتر از این می‌خواد؟

25:47.400 --> 25:48.940
‫- ممنونم
‫- هی، این هم از این

25:49.340 --> 25:50.740
‫دوست دارم اون کارش رو بکنـه

25:50.740 --> 25:52.740
‫دی، کار ویژه‌‌ت رو می‌خواد

25:54.460 --> 25:56.340
‫خیلی‌خب، تو چشمام نگاه کن برایان

25:57.370 --> 25:58.450
‫هرچی که هست...

26:00.780 --> 26:03.000
‫مطمئن باش همه‌چیز درست میشـه

26:05.420 --> 26:06.466
‫گرفتمش

26:07.000 --> 26:08.250
‫گرفتم

26:08.250 --> 26:09.380
‫حالت خوبـه؟

26:13.170 --> 26:14.300
‫خوابت نمی‌بره؟

26:15.720 --> 26:17.060
‫به‌خاطر مراجع‌هامـه

26:17.800 --> 26:18.800
‫باید حدس می‌زدم

26:19.300 --> 26:20.470
‫تو چرا بیداری؟

26:20.470 --> 26:22.680
‫به‌خاطر سخنرانیم استرس دارم

26:22.680 --> 26:24.180
‫می‌ترکونی

26:24.850 --> 26:25.980
‫یکمش رو بده من

26:33.780 --> 26:35.490
‫یه بچه‌هه هست که نگرانشم

26:35.490 --> 26:38.660
‫کلی مشکل حل نشده با باباش داره

26:38.660 --> 26:40.530
‫وای خدا

26:41.120 --> 26:42.330
‫من رو میگی؟

26:44.290 --> 26:46.460
‫فکر می‌کنی حرفی که می‌زدم چرند خالصـه اما

26:46.460 --> 26:48.870
‫چندهفته پیش بهش گفتم که

26:48.880 --> 26:51.960
‫اگه واقعاً با گذشته‌ت رو در رو نشی...

26:53.670 --> 26:55.590
‫برمی‌گرده سراغت

26:55.590 --> 26:58.300
‫نمی‌تونم این حس رو از
‫سرم بیرون کنم که انگار

26:58.300 --> 27:01.180
‫یه اتفاق خیلی بدی قراره بیفته

27:01.180 --> 27:02.470
‫پس غیبگو هم شدی؟

27:02.470 --> 27:05.180
‫تو هم وقتی به اندازه‌ی من
‫این کار رو بکنی

27:05.180 --> 27:08.230
‫یه چیزهایی رو توی هوا حس می‌کنی

27:09.690 --> 27:12.280
‫آسیب‌های روحی‌ای که هنوز
‫باهاشون مواجه نشدی

27:17.150 --> 27:19.490
‫درگیری‌هایی که ازشون دوری کردی

27:22.580 --> 27:24.120
‫« کورتنی »

27:26.540 --> 27:28.710
‫دو بار زنگ خورد.
‫ای جنده.

27:33.420 --> 27:38.050
‫انگار یه عالمه اسکلت قدیمی منتظرن که
‫یهو از پشت غافلگیرمون کنن و

27:39.130 --> 27:40.720
‫کون‌‌مون رو گاز بگیرن

27:49.060 --> 27:50.400
‫حرفام چرت به‌نظر میاد؟

27:51.100 --> 27:52.310
‫یکم

27:52.310 --> 27:54.150
‫اما فرصت خوبی هم هست که بگم

27:54.150 --> 27:56.780
‫مامان داره میاد شهر تا
‫سخنرانیم رو ببینه و

27:56.780 --> 27:58.320
‫حالا که اومده...

27:59.490 --> 28:00.860
‫می‌خواد تو رو هم ببینـه

28:01.450 --> 28:02.700
‫خوبـه

28:04.030 --> 28:05.920
‫یه سوال ازت دارم

28:05.920 --> 28:10.000
‫به‌نظرت من غرور بزرگی دارم؟

28:12.130 --> 28:14.340
‫ببخشید، فکر کردم داری شوخی می‌کنی

28:16.050 --> 28:17.750
‫خب، بذار ببینم

28:17.760 --> 28:20.300
‫یه زمانی اینقدر درگیر کارت بودی که

28:20.300 --> 28:22.890
‫۱۸ سال من رو بزرگ نکردی

28:23.890 --> 28:25.560
‫می‌تونستی بگی آره

28:29.100 --> 28:32.060
‫با این که ۸ صبح برام قهوه بیاری
‫هیچ مشکلی ندارم

28:32.060 --> 28:34.060
‫اما برام سوال میشـه که...

28:34.810 --> 28:37.610
‫- آدم سحرخیزی هستی؟
‫- آره. این سومین قرار امروزمـه

28:37.610 --> 28:39.940
‫- خب، پس شاید با هم تفاهم نداشته باشیم
‫- درستـه

28:39.940 --> 28:42.260
‫اما من هم چندتا دونات بیکنی
‫توی اجاق گاز گذاشتم

28:42.260 --> 28:43.490
‫پس  بهتره بمونی

28:43.490 --> 28:47.780
‫راستی، یه ریمیکس ترپ هم از
‫«ارباب حلقه‌ها» توی صف پخش دارم

28:47.790 --> 28:50.290
‫نیم‌ساعت آهنگـه. یعنی وقتی تموم بشه
‫باید برم سر کار

28:50.290 --> 28:52.790
‫خبر بد اینـه که باید ۱۵‌ دقیقه از
‫قرارمون رو واسه‌ی

28:52.790 --> 28:56.710
‫عوض کردن لباسم بکنم چون این یکی
‫خیلی یقه‌بازه، اگه منظورم رو بگیری

28:56.710 --> 28:58.710
‫چون مریض‌هام اصلاً نمی‌تونن تحمل کنن

28:58.710 --> 29:01.670
‫- حواس‌پرت‌کنـه.‌ آره. چه جورم
‫- جداً؟ ممنون

29:02.260 --> 29:04.260
‫- نگاه کردی؟
‫- با چشمام آره

29:04.260 --> 29:06.600
‫- خنده‌دار بود
‫- قشنگن

29:07.060 --> 29:08.850
‫معلومـه که خواهرم باید زنگ بزنـه

29:08.850 --> 29:11.520
‫- گوشی رو بده من. بسپارش به خودم
‫- باشه، موفق باشی

29:11.520 --> 29:13.890
‫سلام، با دفتر گبی فلان تماس گرفتید

29:13.900 --> 29:15.850
‫- الان نمی‌تونن گوشی رو جواب بدن
‫- ایول

29:15.860 --> 29:17.150
‫ببخشید. چی؟

29:17.860 --> 29:19.480
‫چطوری می‌تونم صورت خودم رو بگام؟

29:20.440 --> 29:22.280
‫- آره، بهتره خودت باهاش حرف بزنی
‫- بدش بهم

29:22.280 --> 29:24.240
‫چی می‌خوای؟
‫وسط قرار قهوه و بیکن خورونم.

29:24.240 --> 29:26.780
‫مامان تصادف کرده.
‫الان هم بیمارستانـه.

29:26.780 --> 29:29.480
‫از اونجا که هی ازم فرار می‌کنی،
‫چیز بیشتری بهت نمیگم

29:30.500 --> 29:31.750
‫- ببخشید
‫- نه...

29:31.750 --> 29:33.620
‫راستش اگه جدی بود،
‫گوشی رو قطع نمی‌کرد

29:33.620 --> 29:35.290
‫- اما خب باید برم
‫- آره

29:35.290 --> 29:36.670
‫میشه یه لطف بزرگ بهم بکنی؟

29:36.670 --> 29:38.630
‫میشه بیکن‌های با شیره‌ی افرا رو
‫از اجاق در بیاری و

29:38.630 --> 29:40.250
‫بعدش هم همه‌ی پنجره‌ها رو باز کنی تا

29:40.260 --> 29:41.760
‫خونه بوی بیکن با افرا نگیره؟

29:41.760 --> 29:43.360
‫می‌تونی بیکن خالی بگی. عجله کن

29:43.360 --> 29:46.510
‫رمز در هم ۸۵۸۵ـه

29:46.510 --> 29:48.600
‫آره، به‌خاطر سایز ممه.
‫نه، نمی‌تونی به کسی بگی.

29:48.600 --> 29:51.350
‫بیکن، پنجره، ممه

29:51.350 --> 29:52.520
‫- به همه میگم
‫- ممنون

29:52.520 --> 29:54.850
‫از موسیقی هم لذت ببر

29:59.820 --> 30:00.940
‫عزیز دلم

30:00.940 --> 30:03.120
‫- احتمالاً بهتره بری پیش مامانت
‫- آره، خدافظ

30:07.370 --> 30:09.080
‫این رو... کی خونده؟

30:26.590 --> 30:28.260
‫- چه غلطی داری می‌کنی؟
‫- نمی‌دونم

30:28.260 --> 30:30.760
‫حس کردم اومدی بهم بگی که
‫اتاقم رو تمیز کنم

30:36.440 --> 30:37.900
‫واقعاً‌ غرور بزرگی دارم

30:38.690 --> 30:39.810
‫خودم می‌دونم.
‫آره.

30:39.810 --> 30:42.070
‫صورتت کل جلد کتابت رو گرفتـه

30:42.070 --> 30:44.190
‫خب خودم نوشتمش، مگه نه؟

30:45.900 --> 30:51.490
‫معمولاً برام مهم نیست که شاون
‫سفره‌ی دلش درمورد پدرش رو

30:51.490 --> 30:53.870
‫به‌جای من برای تو باز کرده

30:53.870 --> 30:56.040
‫اما قبل از اون،
‫یه سوال ازش کردم که

30:56.040 --> 30:59.210
‫پاک یادم رفته بود
‫قبلاً این رو ازش پرسیدم. انگار...

30:59.210 --> 31:01.500
‫خب که چی؟
‫من هم همیشه یادم میره

31:01.500 --> 31:04.500
‫- برای همین یادداشت می‌کنم
‫- خب، من هم می‌کنم

31:04.510 --> 31:05.590
‫انگار...

31:06.170 --> 31:07.180
‫با این...

31:08.840 --> 31:12.140
‫با این پارکینسونی که دارم،
‫داره سخت‌تر میشـه

31:12.140 --> 31:13.390
‫و...

31:16.940 --> 31:20.360
‫می‌ترسم شاید عقلم از کار بیفته

31:22.270 --> 31:23.690
‫امکان نداره پاول

31:26.650 --> 31:27.990
‫یه قرار باهات می‌ذارم

31:29.450 --> 31:32.240
‫هرموقع اون اتفاق افتاد، بهت میگم

31:32.240 --> 31:35.120
‫که مطمئنم اصلاً نمی‌پذیری و
‫این قیافه رو به خودت می‌گیری

31:35.120 --> 31:37.620
‫احتمالاً هم کلی ناسزا بهم میگی

31:38.960 --> 31:40.790
‫اما با اینا حال بهت میگم

31:40.790 --> 31:42.500
‫الان هم دارم بهت میگم که

31:43.210 --> 31:44.420
‫پشمام رفیق...

31:46.300 --> 31:48.200
‫هنوز توی این کار بهترینی

31:54.600 --> 31:55.600
‫می‌دونم

31:56.520 --> 32:01.400
‫معذرت می‌خوام که بعضی‌وقتا
‫اینقدر آدم رو مخی میشم

32:01.400 --> 32:04.230
‫می‌دونم هم فکر می‌کنی که
‫هیچوقت به حرفات گوش نمیدم

32:04.230 --> 32:05.610
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

32:06.190 --> 32:08.950
‫فقط لاشی‌بازی در نیار

32:12.070 --> 32:13.910
‫هنوز با ری میرم بیرون...

32:15.410 --> 32:16.870
‫به‌‌خاطر تو

32:16.870 --> 32:18.160
‫دوست داری

32:19.290 --> 32:20.370
‫برات دوست پیدا کردم

32:20.940 --> 32:23.260
‫دیگه بس می‌کنم.
‫اما میشه این عکس رو برام بفرستی؟

32:23.260 --> 32:25.550
‫نه، برگردیم سر کارمون

32:26.380 --> 32:31.220
‫یادداشت‌هایی که درمورد شاون
‫برام فرستادی رو نگاه کردم

32:32.640 --> 32:36.390
‫آره، همون لحظه که برام فرستادی خوندم‌شون

32:36.390 --> 32:38.430
‫این لبخند رو از صورتت بردار

32:38.430 --> 32:41.560
‫موقع انفکاک، همه‌چیز جلوی چشمش سفید میشـه

32:41.560 --> 32:42.650
‫این یعنی چی؟

32:43.480 --> 32:46.520
‫خب نیک پشمالو،
‫این اولین قرار بازیتـه

32:46.520 --> 32:47.650
‫فقط قبلش بگم که

32:47.650 --> 32:52.530
‫این آدمه، لیز،
‫احتمالاً چشم‌پوشت رو مسخره می‌کنـه پس...

32:54.200 --> 32:55.450
‫سلام؟

32:57.660 --> 32:59.540
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

32:59.540 --> 33:01.750
‫ببخشید. آلیس کیف پولش رو جا گذاشته بود.

33:01.750 --> 33:03.790
‫- می‌خواستم بذارمش تو صندوق پست
‫- بدش به من

33:04.710 --> 33:05.710
‫باشه

33:09.170 --> 33:10.380
‫میشه یه چیزی بپرسم؟

33:13.800 --> 33:16.300
‫- حال‌‌شون خوبـه؟
‫- جدی داری این رو میگی؟

33:18.060 --> 33:20.180
‫ببخشید، بله.
‫ببخشید.

33:27.400 --> 33:28.400
‫صبر کن

33:31.820 --> 33:32.950
‫حال‌شون بهتره

33:34.360 --> 33:35.450
‫حال همه‌مون بهتره

33:38.740 --> 33:39.790
‫ممنون

33:43.250 --> 33:44.250
‫حال تو خوبـه؟

33:48.460 --> 33:49.460
‫آره

33:51.630 --> 33:52.970
‫آره، خوبم

34:02.980 --> 34:04.460
‫هی

34:08.610 --> 34:28.610
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
