WEBVTT

00:12.820 --> 00:15.240
‫فقط می‌خواستم باهات حرف بزنم،
‫می‌دونم که قبلاً...

00:15.240 --> 00:17.320
‫چندتا دیدار ناجور داشتیم

00:17.330 --> 00:20.120
‫خلاصه که من چندروز دیگه برمی‌گردم مدرسه و

00:20.120 --> 00:22.790
‫تابستون امسال، خیلی جایی نرفتم

00:22.790 --> 00:26.250
‫برای همین نظرت چیـه که مثلاً...
‫بریم یه شامی بخوریم؟

00:29.210 --> 00:32.340
‫چی بگم آخه؟ نه.
‫ببخشید.

00:32.970 --> 00:35.090
‫اما سال تحصیلی خوبی داشته باشی

00:36.840 --> 00:37.850
‫مرسی

00:42.600 --> 00:45.060
‫آقای لیرد.
‫شما هم دیدین؟

00:47.520 --> 00:48.940
‫کانر؟ سلام

00:48.940 --> 00:53.320
‫نه، همینطوری اومدم این بالا
‫تا ببینم نرده‌ها سنباده‌کشی لازم دارن یا نه

00:53.320 --> 00:55.660
‫چون نمی‌خوام خورده‌چوب تو دست کسی بره

00:56.320 --> 00:57.660
ای گه بره توش

01:00.370 --> 01:02.250
‫حال کانر زودی خوب میشـه دیگه؟

01:03.000 --> 01:06.180
‫از اون «سال تحصیلی خوبی داشته باشی»‌ای که
‫ گفتی؟ احتمالش صفره

01:07.540 --> 01:09.710
‫- کارت باحال نبود بچه
‫- درش آوردم

01:13.260 --> 01:14.470
‫خب...

01:16.090 --> 01:19.100
‫دخترم، می‌خواستم درمورد یه موضوعی
‫ باهات حرف بزنم

01:20.850 --> 01:23.140
‫توی مطب که بودم،
‫یه مراجع سرزده داشتم...

01:23.140 --> 01:24.220
‫میشه بعداً تعریف کنی؟

01:24.230 --> 01:27.560
‫ببخشید، آخه حدود یه ساعت دیگه
‫آزمون رانندگی دارم و

01:27.560 --> 01:29.560
‫خیلی واسه عکس گواهینامه‌م استرس دارم

01:29.560 --> 01:30.900
‫می‌دونم باید لبخند بزنم

01:30.900 --> 01:35.490
‫اما نمی‌دونم باید دهنم بسته باشه...
‫یا یه ذره باز باشـه

01:37.490 --> 01:39.740
‫انگار دوتا آدم کاملاً متفاوت شدی

01:40.330 --> 01:42.200
‫سلام، اینجایی پس

01:42.910 --> 01:46.290
‫خب، کی واسه یه اتفاق بزرگ
‫توی بزرگسالی آماده‌ست؟

01:46.290 --> 01:48.370
‫من به گمونم

01:48.370 --> 01:51.290
‫مگه این که رد بشم...
‫دیگه تمومِ تموم میشـه.

01:51.290 --> 01:53.340
‫هی، اگه رد شدی هم فدای سرت

01:53.340 --> 01:54.460
‫تو یادت نمیاد

01:54.460 --> 01:56.840
‫اما حدوداً تا ۵ سالگی
‫آزمون دستشویی رو رد می‌شدی،

01:56.840 --> 01:59.840
‫اما حالا به خودت نگاه کن.
‫عین حرفه‌ای‌ها می‌‌اندازیش توی سوراخ.

02:00.640 --> 02:01.760
‫ایول

02:01.760 --> 02:02.850
‫ای خدا

02:03.600 --> 02:04.680
‫فعلاً بابا

02:06.180 --> 02:09.730
‫ممنون که می‌بریش.
‫انگار من خیلی بهش استرس میدم.

02:09.730 --> 02:11.190
‫یکی طلبت

02:11.190 --> 02:14.650
‫همین که می‌ذاری از بالکن خونه‌م
‫دیدت بزنم کافیـه

02:14.650 --> 02:18.610
‫دید زدن من از بالکن خونه‌تون،
زشت و کاملاً‌ چندش‌آوره

02:18.610 --> 02:19.700
‫مخصوصاً با این لبخند

02:19.700 --> 02:20.780
‫فهمیدم

02:23.280 --> 02:25.100
‫با این حال بازم ادامه میدم

02:30.790 --> 02:31.960
‫می‌دونی که عاشقشم

02:31.960 --> 02:34.840
‫واسه چی سر کار، شرت سکسی
‫ می‌پوشی دیوونه؟

02:34.840 --> 02:36.300
‫لباس کاری‌ایـه که شما لازم دارین

02:36.300 --> 02:37.920
‫وای. بهتره سرعتش رو کم‌تر کنی

02:37.920 --> 02:39.160
‫به کسی که ضرر نمی‌رسونـه

02:39.160 --> 02:41.970
‫- درحال رسیدگی به درخواست‌تون هستیم
‫- ممنون

02:41.970 --> 02:43.540
‫یکم بیشتر درمورد این کارت بهم بگو

02:43.540 --> 02:45.750
‫- خراش لازم نداری؟
‫- سلام پاول

02:46.270 --> 02:47.270
‫اشکالی نداره

02:47.270 --> 02:50.020
‫باید رو تابلوی ورودی این رو هم اضافه کنیم

02:50.500 --> 02:54.180
‫«مرکز درمانی شناختی رفتاری رودز...

02:55.280 --> 02:56.650
‫دکترهای ما سکس می‌کنن»

02:56.650 --> 02:57.860
‫صبر کن ببینم.
‫خیلی‌خب.

02:57.860 --> 03:01.030
‫اینطوری بهش می‌خوره که ما با بیمارهامون
‫ سکس می‌کنیم، اینطوری نیست که آخه

03:01.030 --> 03:02.610
‫حداقل من که نمی‌کنم

03:02.620 --> 03:03.660
‫خنده‌دار نیست

03:03.660 --> 03:07.870
‫پاول، می‌خوام مطمئن باشی که من با
‫هیچ‌کدوم از بیمارها دخول کامل نداشتم

03:07.870 --> 03:08.960
‫عالیـه

03:10.210 --> 03:13.040
‫فرصت شد به آلیس درمورد مراجع‌مون بگی؟

03:14.340 --> 03:19.210
‫نه، نشد.
‫نمی‌تونم خوب سر صحبت رو باز کنم.

03:19.220 --> 03:21.760
‫دیروز لیوان از دستش افتاد و
‫نزدیک بود بگم

03:21.760 --> 03:23.660
‫«نگران نباش عزیزم،
‫فقط یه حادثه بود،

03:23.660 --> 03:26.140
‫حالا که حرف از حادثه شد،
‫اون حادثه‌‌ی مادرت رو یادتـه؟

03:26.140 --> 03:27.290
‫اون یارو که کشتش اومده بود»

03:27.290 --> 03:28.430
‫- چه ملایم
‫- آره

03:28.430 --> 03:30.540
‫باید خیلی حواسم باشه وگرنه
‫ واقعاً‌ اعصابش بهم می‌ریزه

03:30.540 --> 03:32.000
‫اعصاب خودت رو هم بهم ریخت

03:32.000 --> 03:34.610
‫جداً؟
‫به گمونم خیلی بهش فکر نکرده بودم

03:34.610 --> 03:35.610
‫ای خدا، چقدر تو خوبی

03:35.610 --> 03:39.820
‫آره، اعصابم رو خورد کرد پاول
‫اما از چیزی که فکر می‌کنی قوی‌ترم

03:39.820 --> 03:40.990
‫اگه باشی که واقعاً عالیـه

03:40.990 --> 03:44.910
‫سلام دکتر ردوز. زودتر اومدم تا
‫یه پروتئین تخته‌ای بدزدم

03:45.490 --> 03:46.870
‫یکی دیگه هم برای بعد

03:48.330 --> 03:50.830
‫و یکی دیگه هم که بعداً بفروشم

03:51.040 --> 03:52.330
‫یه لحظه دیگه میام

03:55.210 --> 03:56.210
‫ای خدا

03:56.210 --> 03:57.670
‫هی، چی شده عسیسم؟

03:58.250 --> 04:01.630
‫تعداد بیمارهام پر شده و
‫تازه شاون هم اضافه کردم

04:01.630 --> 04:03.680
‫متاسفانه باید یکی رو ول کنم

04:03.680 --> 04:07.350
‫- ریموند نه. اون بیمار محبوبت بود
‫- بیمار محبوب ندارم

04:07.350 --> 04:09.890
‫دست بردار. همه‌مون بیمار محبوب داریم.
‫مال من اَنیـه.

04:09.890 --> 04:12.560
‫همونی که با مامان دوست‌پسرش خوابید تا
‫فقط ثابت کنه اون خیانت‌کاره؟

04:12.560 --> 04:14.650
‫آره، عاشق اون جنده‌ی لاشی‌ام

04:14.650 --> 04:16.480
‫عاشق ری که نیستم

04:16.480 --> 04:18.360
‫- فقط حیف شد که...
‫- ری

04:18.360 --> 04:20.530
‫...همون بیماری که مستعد پیشرفت بود

04:20.530 --> 04:22.570
‫- همونیـه که...
‫- روش کراش داری؟

04:22.570 --> 04:25.490
‫- می‌خوای باهاش داداشی بشی؟
‫- همونی که می‌خواین از پشت هم رو بغل کنین؟

04:25.490 --> 04:27.870
با دمبل‌های کوچولو
‫برین پیاده‌روی سرعتی

04:27.870 --> 04:30.200
‫با همدیگه مرغ سوخاری کاستکو بخورین

04:31.790 --> 04:33.710
‫باورم نمیشـه داری دَکَم می‌کنی

04:33.710 --> 04:36.920
‫ری، خیلی وقته که پیشرفت کردی و

04:36.920 --> 04:40.250
‫یه بچه‌ای هست که
‫واقعاً‌ می‌تونم کمکش کنم

04:40.260 --> 04:41.710
‫بچه‌ست؟
‫می‌دونستم

04:42.420 --> 04:45.800
‫احتمالاً‌ تو مسیرهای جوونی و
‫هیجان‌انگیزش گند زده، نه؟

04:45.800 --> 04:48.300
‫آخه الان فقط داری بهم پول میدی که
‫حرف مفت برات بزنم

04:48.300 --> 04:49.600
حس‌ می‌‌کنم دارم ازت دزدی می‌کنم

04:49.624 --> 04:52.230
‫می‌دونم. واسه همین
‫پروتئین تخته‌ای می‌دزدم

04:52.680 --> 04:55.340
‫حقیقتش اینـه که ما اتفاقات زیادی رو
‫ با همدیگه پشت سر گذاشتیم

04:55.340 --> 04:59.060
‫مرگ پدرم، طلاقم

05:00.020 --> 05:02.880
‫اون ماه که می‌خواستم
‫لهجه‌ی انگلیسی تمرین کنم

05:02.880 --> 05:06.740
‫میشه حداقل با هم دوست باشیم؟
‫بعضی‌وقتا یه آبجویی بزنیم

05:06.740 --> 05:08.450
‫ری، اینطوری اصلاً مناسب نیست

05:10.030 --> 05:12.040
‫من درمورد حد و مرز خیلی حساسم

05:12.040 --> 05:15.920
‫خب حداقل اعتراف کن که
‫دلت برام تنگ میشـه

05:17.210 --> 05:19.790
‫میشه. خیلی هم تنگ میشـه

05:21.800 --> 05:23.590
‫حالا که قرار نیست دوست هم باشیم...

05:25.470 --> 05:28.430
‫میشه یکم از پولم رو برگردونی قربان؟

05:28.430 --> 05:30.160
‫اینطوری تمومش نکن

05:30.850 --> 05:32.140
‫نه چایی‌ای، نه کیکی؟

05:32.140 --> 05:36.140
‫واسه چی گبی به‌خاطر کادوی عروسی‌ای که
‫ داد، نامه‌ی تشکر گرفت و من نگرفتم؟

05:36.140 --> 05:37.480
‫چون بهمون کادو ندادی

05:37.480 --> 05:41.190
‫به اسم‌تون به سازمان نجات حیوانات پاسادینا
‫کمک مالی کردم

05:41.190 --> 05:44.530
‫- همونطور که گفتم، بهمون کادو ندادی
‫- ای خدا

05:44.530 --> 05:46.820
‫- و حرکت انفجاری
‫- اَیی

05:46.820 --> 05:49.660
‫حالا که حرف از اَیی شد،
‫نباید دیگه با جیمی بخوابم

05:49.660 --> 05:52.700
‫- ایول. دوباره برگشتیم سراغش
‫- می‌دونم. خیلی حال‌بهم‌زنم

05:52.700 --> 05:56.210
‫اما خب خودت که می‌دونی من قدرتمندم.
‫این‌چیزا رو می‌تونم مدیریت کنم.

05:56.210 --> 05:58.210
‫من زنِس یه معتاد هروئین بودم.
‫کمکش کنم ترک کنـه.

05:58.210 --> 05:59.860
‫می‌دونستی برای خودم وکس می‌زنم؟

05:59.860 --> 06:01.440
‫- چرا؟
‫- حتی موقع زدنش، اون‌طرف رو نگاه نمی‌کنم

06:01.440 --> 06:03.740
‫مستقیم به اون عوضی نگاه می‌کنم

06:04.050 --> 06:05.620
‫حتی می‌تونم ۴۸ ساعت جیشم رو نگه دارم

06:05.620 --> 06:07.170
‫این خیلی طولانیـه گبی

06:07.180 --> 06:10.720
‫می‌دونم اما نمی‌دونم واسه چی
‫نمی‌تونم از این مرد ساده دل بکنم

06:10.720 --> 06:11.970
‫به من نگاه نکن

06:11.970 --> 06:14.970
‫همه کاری بجز در آوردن کیرش از دهنت، کردم

06:15.560 --> 06:17.310
‫- خب دیگه، سلام
‫- کمک می‌خوام

06:17.980 --> 06:20.770
‫هروقت آماده بودی، دیگه به جیمی نده.
‫پشتم در بیا برایان.

06:20.770 --> 06:22.230
‫آره، راست میگـه

06:22.820 --> 06:26.740
‫مسئله اصلی اینـه که چطوریاس که هیشکی
‫تاحالا بهم نگفته به جیمی می‌دادی؟

06:26.740 --> 06:29.700
‫چی؟ جیمی خودمون؟
‫نه، حالم بد شد

06:29.700 --> 06:30.990
‫- به گمونم ضایع بود
‫- آره

06:30.990 --> 06:32.120
چندوقتـه؟

06:32.120 --> 06:34.490
‫از اون موقع که
‫ تو جشن نامزدیت بالا آورد

06:34.490 --> 06:36.700
‫- آره، جشن نامزدیت
‫- جشن نامزدیم؟

06:38.290 --> 06:41.170
‫اصلاً کیر تو جیمی که بهم نگفت

06:41.170 --> 06:42.540
‫کیر توی تو، گبی

06:42.540 --> 06:43.750
‫توی تو هم همینطور، لیز

06:43.750 --> 06:46.380
‫کیر تو سازمان نجات سگ‌ها.
‫آره. کیر تو پیاده‌روی.

06:46.880 --> 06:48.590
‫کیر تو این پیشونی‌بند

06:48.590 --> 06:50.480
‫راستش این پیشونی‌بند رو دوست دارم

06:51.640 --> 06:53.350
‫اون مثلاً‌ بهترین دوست منـه

06:54.350 --> 06:55.600
‫بهترین دوستم!

06:56.470 --> 06:57.560
‫کیر توی همه‌تون!

06:57.560 --> 07:03.110
‫کیر توت، پیرهن قرمز. تو هم همینطور،
‫شلوارپوش. کیر تو کل این کوه!

07:04.110 --> 07:05.860
‫راستش باعث شد ارزشش رو داشته باشه

07:05.860 --> 07:08.490
‫- موافقم. بریم دنبال سنگ‌ بگردیم؟
‫- نه

07:13.760 --> 07:15.270
‫امتحان خوب پیش نرفت

07:15.270 --> 07:18.520
‫یه چندتا مخروط رو زیر گرفت و
‫به چندتا صندوق پست مالید

07:19.040 --> 07:20.710
‫و اون اسکل‌ها بازم قبولم کردن!

07:22.630 --> 07:24.290
‫ایول! مبارکـه

07:24.290 --> 07:25.670
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم

07:25.670 --> 07:27.420
‫برم وسایلم رو خالی کنم و
‫بعدش جشن می‌گیریم

07:27.420 --> 07:30.920
‫هرجا بریم من باید رانندگی کنم و
‫ماشین تو رو هم می‌برم

07:30.920 --> 07:33.000
‫حلـه

07:33.720 --> 07:36.680
‫حالا که حرف ماشین شد، یادتـه چه اتفاقی برای
‫ مامانت که پشت فرمون بود افتاد؟

07:36.680 --> 07:38.720
‫ای تف بهش!

07:38.730 --> 07:40.060
‫- چی؟
‫- معذرت می‌خوام

07:40.060 --> 07:43.220
‫می‌خواستم یه‌جوری...
‫سر رو صحبت باهات باز کنم اما....

07:43.220 --> 07:45.540
‫نه اینطوری

07:46.230 --> 07:50.070
‫عزیزم، راننده‌ای که زد به مامانت

07:50.070 --> 07:51.150
‫اومد مطبم

07:51.150 --> 07:53.490
‫پشمام. کِی؟

07:53.490 --> 07:54.530
‫هفته‌ی پیش

07:54.530 --> 07:56.410
‫هفته‌ی پیش؟
‫اون‌وقت الان داری بهم میگی؟

07:57.700 --> 07:58.700
‫ببخشید

08:00.370 --> 08:01.370
‫چی‌کار داشت؟

08:01.370 --> 08:05.580
‫نمی‌دونم. احتمالاً اومده بود حرف بزنـه.
‫مهم نیست.

08:05.590 --> 08:09.090
‫بهش گفتم بره و اون هم رفت

08:10.130 --> 08:12.630
‫هی، حالت خوبـه؟

08:14.800 --> 08:16.930
‫به گمونم.
‫نمی‌دونم.

08:17.600 --> 08:19.260
‫- من هم همینطور
‫ - آره

08:19.270 --> 08:20.680
‫می‌خوای درموردش صحبت کنی؟

08:22.600 --> 08:26.100
‫نه هنوز.
‫اما خوشحالم بهم گفتی.

08:26.110 --> 08:28.540
‫آره.

08:28.540 --> 08:30.510
‫خیلی هم ملایم گفتم

08:32.400 --> 08:36.570
‫- خب دیگه، من برم آماده شم
‫- باشه. دوستت دارم

08:46.210 --> 08:49.590
‫«حالا که حرف ماشین شد»؟

08:49.590 --> 08:51.550
‫درک، چیکار باید بکنم که

08:52.670 --> 08:55.930
‫دیگه من رو دید نزنی؟

08:55.930 --> 08:57.750
‫احتمالاً‌ خونه‌ت رو عوض کنی

08:58.750 --> 09:09.750
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

09:09.774 --> 09:16.774
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

09:22.810 --> 09:27.780
‫«روان‌درمانی»
‫«فصل دوم، قسمت دوم»‫

09:30.550 --> 09:33.840
‫می‌بینم که از غارش اومده بیرون.
‫رفیق خودمی.

09:35.470 --> 09:36.510
‫حالت خوبـه عزیزم؟

09:36.510 --> 09:38.680
‫نمی‌تونم به آلیس فکر نکنم

09:38.680 --> 09:40.680
‫- من...
‫- یه درد عاطفیـه

09:40.680 --> 09:42.680
‫اما کل بدنم درد می‌کنـه

09:42.680 --> 09:48.100
‫- وای، بوبا، درکت می‌کنم، دوستت دارم
‫- من هم دوستت دارم

09:48.100 --> 09:51.150
‫چقدر غر می‌زنـه.
‫تا کی این وضع ادامه داره؟

09:51.150 --> 09:52.770
‫- مامان؟
‫- بله عزیزم؟

09:52.780 --> 09:54.680
‫میشه واسم نون تست فرانسوی درست کنی؟

09:54.680 --> 09:56.260
‫به روی چشم

09:56.860 --> 09:59.360
‫چقدر رو مخـه.
‫دلم می‌خواد خودم رو بکشم.

09:59.370 --> 10:01.660
‫چه مادر نمونه‌ای

10:02.990 --> 10:06.710
‫- برو نون تست فرانسوی درست کن بابا
‫- به روی چشم

10:08.540 --> 10:11.630
‫می‌خوام برم با سامر غذا بخورم،
‫گفتم تو پولش رو میدی

10:11.630 --> 10:14.620
‫چون به‌خاطر کار عجیب دیروزت
‫عذاب‌وجدان داشتی

10:15.260 --> 10:16.466
‫کاملاً درست میگی

10:19.800 --> 10:22.100
‫مگه داریم میریم رستوران‌های دهه‌ی هشتاد؟

10:22.100 --> 10:25.560
‫- کارهای عجیب هزینه‌ داره. باشه
‫- ممنون

10:25.560 --> 10:27.890
‫- می‌خوای ماشین رو ببری؟
‫- نه،‌ لازم نیست

10:27.890 --> 10:29.020
‫جداً؟ باشه.

10:29.020 --> 10:32.860
‫می‌دونم شوک بزرگی بهت وارد کردم،
‫برای همین اگه هی حالت رو پرسید، عصبانی نشو

10:32.860 --> 10:35.940
‫باشه، اما قرار نیست که مثلاً
‫سایه‌م باشی که؟

10:35.940 --> 10:37.030
‫نه

10:37.860 --> 10:39.160
‫بپر بالا خوشگله

10:40.450 --> 10:41.450
‫سلام جیمی

10:42.370 --> 10:43.870
‫یا آقای لیرد

10:44.450 --> 10:45.620
‫حله جاکش

10:45.620 --> 10:47.040
‫همون جیمی خوب بود

10:48.319 --> 10:49.353
‫بعدی

10:49.378 --> 10:52.130
‫من یه ساندویچ میگو و
‫چایی‌شیرین می‌خورم

10:52.130 --> 10:56.000
‫من هم همین سفارش رو میدم
‫اما اول مال من رو بده

10:56.010 --> 10:57.420
‫ایشون پول کامیون رو دادن

10:57.420 --> 10:59.660
‫برای همین امتیاز ابدی سفارش خارج نوبت دارن

10:59.660 --> 11:03.180
‫مثل سرویس «گذر سریع»ـه اما
‫ مخصوص دِرِک‌هاست، منم دِرِکم

11:03.180 --> 11:04.510
‫باشه

11:04.940 --> 11:06.720
‫راستی، امروز که داشتم قهوه می‌خوردم

11:06.720 --> 11:07.640
‫یه بلاگر غذا رو دیدم

11:07.640 --> 11:10.690
‫و نمی‌دونم چطوری اما جلوی زبونم رو گرفتم که
‫نگم کارش یه شغل واقعی نیست،

11:10.715 --> 11:11.771
‫چون نیست

11:11.796 --> 11:15.440
‫اما می‌خواد یه مطلب درمورد
‫ کامیون‌مون بنویسه و خیلی عالی میشـه

11:15.440 --> 11:17.530
‫آره. واقعاً عالی میشـه.

11:18.190 --> 11:19.570
‫نمی‌خوام تو یه بلاگ باشم

11:20.070 --> 11:22.410
‫ای خدا. نمی‌تونی تا موقع رسیدن صبر کنی؟

11:22.410 --> 11:24.990
‫پاول، به آلیس گفتم.
‫عالی پیش رفت.

11:24.990 --> 11:28.420
‫خب یه تابلو آویزون کن و
‫ روش بنویس «پدر نمونه‌ی سال»

11:29.000 --> 11:31.620
‫انگار طرف می‌خواد
‫درمورد سرباز بودنم بنویسـه

11:33.000 --> 11:34.960
‫من دنبال کسشرای سربازیم نیستم

11:34.960 --> 11:37.500
‫می‌خوام این کامیون یه حس تازه بهم بده

11:37.510 --> 11:41.430
‫خب باهاش مصاحبه نکن.
‫به زن همسایه‌‌ی وحشتناک‌تون بگو.

11:41.430 --> 11:42.430
‫لیز رو میگی

11:43.120 --> 11:44.720
‫یه جوری نگو که انگار آدمـه

11:46.140 --> 11:48.100
‫- بعضی‌وقتا خیلی میره رو مخ
‫- آره

11:48.680 --> 11:52.690
‫اما خیلی برام زحمت کشیده.
‫نمی‌خوام ناسپاس باشم.

11:53.610 --> 11:54.860
‫چی می‌نویسی؟

11:55.360 --> 11:56.480
‫کسشرای دکتری

11:57.900 --> 11:59.070
‫الگوی تو اینـه

11:59.070 --> 12:03.570
‫از مکالمات سخت دوری می‌کنی
‫چون می‌تونن برات دردناک باشن

12:03.570 --> 12:05.760
‫هفته‌ی پیش هم که داشتیم
‫درمورد بابات حرف می‌زدیم

12:05.760 --> 12:07.220
‫همینطوری شد

12:07.220 --> 12:08.410
‫من از بابام دوری نکردم

12:08.410 --> 12:10.870
‫جدی؟ آخرین باری که
‫باهاش حرف زدی کِی بود؟

12:10.870 --> 12:14.120
‫می‌دونه کامیون غذا داری؟
‫می‌دونه کجا زندگی می‌کنی؟

12:14.130 --> 12:17.340
‫- بهتره تمرکزمون رو روی همون لیز بذاریم
‫- باشه

12:18.170 --> 12:22.050
‫نباید بهش می‌گفتم این کار رو می‌کنم.
‫اگه الان بکشم کنار،‌ ممکنـه عصبانی شـه.

12:22.050 --> 12:27.510
‫ببین، الان یه فرصت عالی واسه اینـه که
‫یاد بگیری با دردت رو در رو شی

12:27.510 --> 12:30.680
‫اگه ازش دوری کنی که
‫نمی‌تونی حس خوبی به خودت داشته باشی

12:30.680 --> 12:33.850
‫من یه ابزار واسه این کار سراغ دارم.
‫شاید به دردت بخوره.

12:35.610 --> 12:37.980
‫بهش میگن «میل وارونه»

12:37.980 --> 12:41.120
‫عین فیلمای هیجان‌انگیز و اروتیک با
‫ بازی نیکلاس کیج می‌مونـه

12:41.530 --> 12:43.030
‫واقعاً هم هست

12:43.030 --> 12:45.070
‫بجنب دیگه.
‫چشمات رو ببند.

12:46.740 --> 12:47.910
‫جدی؟

12:52.540 --> 12:56.920
‫ترسناک‌ترین اتفاقی که ممکنـه موقع حرف زدن
‫با لیز برات بی‌افته رو تصور کن

12:56.920 --> 13:00.420
‫با دردی که مثل ابر جلوت
‫ظاهر میشه، روبرو شو

13:00.420 --> 13:05.760
‫به‌جای این که ازش فرار کنی،
‫برو سمتش، برو سمت درد

13:06.550 --> 13:09.100
‫بگو «هرچی داری رو کن،
‫من عاشق دردم»

13:09.680 --> 13:14.430
‫آخرش اون ابر تو رو پرت می‌کنـه
‫سمت نور خورشید

13:14.440 --> 13:17.690
‫و تو حس می‌کنی انگار شاخ یه غول رو شکوندی.
‫چون واقعاً هم شکوندی.

13:18.190 --> 13:21.110
‫بعدش میگی‌ «درد من رو آزاد می‌کنـه»

13:23.020 --> 13:24.440
‫داری انجامش میدی دیگه؟

13:24.440 --> 13:25.990
‫نه، احساس حماقت می‌کنم

13:25.990 --> 13:27.240
‫خب شبیه احمق‌ها هم شدی

13:30.540 --> 13:31.540
‫اما جواب میده

13:34.540 --> 13:36.710
‫دوچرخه‌ی ثاتب واقعاً‌ مزخرفـه

13:38.420 --> 13:40.420
‫دوست نداری موقع ورزش
‫کسی سرت داد بزنـه

13:40.420 --> 13:42.180
‫آره، آدم عجیبی‌ام

13:42.180 --> 13:43.880
‫کش موم پاره شده.
‫میشه مال تو رو قرض بگیرم؟

13:43.880 --> 13:46.300
‫- نه، تازه اینو خریدم
‫- خواهش می‌کنم. بیخیال

13:46.300 --> 13:48.470
‫- هیچوقت پس‌شون نمیدی
‫- می‌دونم. آخه خیلی خوبن

13:48.470 --> 13:50.260
‫برای همین نمی‌خوام بهت بدم‌‌شون

13:50.260 --> 13:51.470
‫تو رو خدا بده

13:51.470 --> 13:53.220
‫- این یکی خیلی خوشگلـه
‫- باشه، می‌دونم

13:53.980 --> 13:55.100
‫همیشه بهت میدم

13:55.100 --> 13:57.400
‫اما یه حدود صدتا کش مو بهم بدهکاری

13:58.310 --> 13:59.520
‫باشه بابا

14:12.080 --> 14:14.200
‫- سلام
‫- سلام

14:14.790 --> 14:16.038
‫چی‌‌کار می‌کنی؟

14:16.063 --> 14:18.960
‫نمی‌دونم، از وقتی اون یارو اومده
‫خیلی به تیا فکر می‌کنم

14:18.960 --> 14:20.290
‫- تو چی؟
‫- آره

14:21.130 --> 14:25.220
‫معلومـه، همیشه بهش فکر می‌کنم.
‫اون عشق زندگی منـه.

14:27.430 --> 14:28.590
‫آره، حالا که حرفش شد...

14:28.590 --> 14:32.760
‫گوش کن جیمی،
‫واقعاً خوش گذشت

14:32.760 --> 14:36.480
‫اما فکر می‌کنم باید این رابطه‌ای که
‫داریم رو تمومش کنیم

14:37.980 --> 14:42.610
‫اگه احساسات واقعی در کار بود
‫می‌شد یه کاریش کرد، مگه نه؟

14:42.610 --> 14:44.980
‫مثلاً اگه می‌دونستیم که
‫رابطه‌مون به جایی می‌رسـه

14:46.400 --> 14:49.530
‫باشه. آره خب راست میگی.
‫می‌فهمم.

14:49.530 --> 14:53.200
‫اگه دیگه برات باحال نیست،
‫درک می‌کنم

14:53.200 --> 14:56.330
‫بیا تمومش کنیم

14:58.330 --> 14:59.330
‫آره

15:00.880 --> 15:03.670
‫بهتر نیست یکم از هم فاصله بگیریم؟

15:04.340 --> 15:05.880
‫آخه تا اونجایی که یادمـه

15:05.880 --> 15:08.830
‫تو اولین کسی بودی که قدش
‫ واسه ۶۹‌ زدن به من می‌خورد

15:11.470 --> 15:13.220
‫- عجب تیم قَدَری بودیم
‫- تیم قدر

15:13.220 --> 15:14.500
‫- می‌دونم. همیشه می‌گفتیم
‫- آره

15:14.500 --> 15:16.900
‫حس می‌کنم باید لباس‌هامون رو با هم عوض کنیم

15:16.900 --> 15:17.930
‫دهنت سرویس

15:17.930 --> 15:21.400
‫- بازی خوبی بود
‫- آره، بازی خوبی بود قربان

15:21.400 --> 15:22.500
‫خب دیگه

15:24.060 --> 15:27.110
‫خب، می‌دونم که بلند کردن از
‫مغازه‌ها از نظر فنی کار اشتباهیـه....

15:27.180 --> 15:30.360
‫صبر کن. یه لحظه حرفت رو نگه دار.
‫بابام چندوقته دور و برم می‌پلکـه.

15:31.110 --> 15:32.410
‫بابا؟

15:32.410 --> 15:35.950
‫سلام. نمی‌پلکم.
‫چیزی هم نشنیدم.

15:35.950 --> 15:37.950
‫راستش تازه اومدم خونه

15:39.240 --> 15:42.320
‫اگه خواستی بری یه دوری بزنی
‫می‌تونی با برانکو بری، لازمش ندارم

15:42.320 --> 15:44.140
‫نه، لازم ندارم

15:44.630 --> 15:47.020
‫فکر کنم تو اولین بچه‌ای باشی که
‫گواهی‌نامه‌ش رو گرفته و

15:47.020 --> 15:49.100
‫و حتی یه بار هم نخواسته پشت ماشین بشینـه

15:49.630 --> 15:50.630
‫اگه به‌خاطر اون...

15:50.630 --> 15:52.010
‫به‌خاطر ر.میـمه؟

15:52.010 --> 15:53.090
‫کی؟

15:53.090 --> 15:54.165
‫راننده‌ی مست

15:54.190 --> 15:55.680
‫واقعاً لقب‌های عجیبی به بقیه میدی

15:55.680 --> 15:58.140
‫آره بابا،
‫احتمالاً به‌خاطر همونـه

15:58.140 --> 16:01.600
‫اما میشه یکم تنهام بذاری؟

16:01.600 --> 16:03.860
‫آره، معلومـه.
‫حتماً.

16:05.440 --> 16:07.580
‫خودت که می‌دونی.
‫هروقت کاری داشتی، کنارتم.

16:07.580 --> 16:09.740
‫ممنون

16:12.000 --> 16:16.030
‫سامر، بلند کردن از مغازه‌ها از نظر فنی
‫اشتباه نیست، کلاً‌ کار اشتباهیـه

16:16.030 --> 16:17.240
‫می‌دونی چی مسخره‌ست؟

16:17.910 --> 16:20.830
‫همش میگم کاش اون یارو به‌جای این که
‫بره مطب بابام،‌ می‌اومد اینجا

16:20.830 --> 16:22.960
‫خیلی حرفا هست که دلم می‌خواد بهش بزنم

16:23.750 --> 16:25.540
‫این که چطوری گه زده تو زندگی‌مون

16:26.130 --> 16:28.050
‫کلی از این فکرها توی سرمـه و

16:28.050 --> 16:31.340
‫- نمی‌دونم چی‌کارشون کنم
‫- کاری که من موقع طلاق بابام کردم رو بکن

16:31.340 --> 16:33.260
‫یه نامه‌‌ی دراز براش بنویس

16:33.260 --> 16:35.540
‫اصلاً لازم نیست واسش بفرستی
‫اما به من خیلی کمک کرد که

16:35.540 --> 16:36.760
‫فکرش رو از سرم بیرون کنم

16:36.760 --> 16:39.470
‫بعدش هم، واسه تموم مقالات دانشگاهم
‫ازش استفاده کردم

16:41.770 --> 16:45.480
‫آلیس. سلام... چیزت رو جا گذاشتی...
‫می‌خوام...

16:47.150 --> 16:50.440
‫سلام. عینک آفتابیت رو
‫تو ماشین بابام جا گذاشتی

16:50.440 --> 16:56.030
‫اون هم گفت فرصت بزرگیـه که
‫من بدمش بهت تا...

16:56.030 --> 16:58.620
‫- ممنون
‫- برم تو یه درخت قایم شم

17:00.580 --> 17:03.460
‫این پسره‌ی افسرده‌ی خوردنی دیگه کیـه؟

17:03.940 --> 17:05.500
‫می‌خوام یه فرصت گنده نشونش بدم

17:05.500 --> 17:09.300
‫وای خدا. اینطوری واقعاً هم خوب میشـه.
‫بذار به همدیگه معرفی‌تون کنم. بیا.

17:11.710 --> 17:14.470
‫کانر. کانر، این سامره.
‫می‌خواستم با همدیگه آشناتون کنم.

17:15.130 --> 17:17.970
‫- از آشنایی باهات خوشوقتم
‫- چقدر تو خنگی

17:19.850 --> 17:21.140
‫زنگ می‌زنم نون باگت‌فروشی

17:21.140 --> 17:24.230
‫معلومـه که به‌جای خمیرمایه‌ی طبیعی
‫از صنعتی‌هاش استفاده می‌کنن

17:24.890 --> 17:26.060
‫نمی‌دونم این یعنی چی

17:27.440 --> 17:30.150
‫مراقب باش فردا اینطوری با
‫اون بلاگره حرف نزنی

17:30.150 --> 17:33.860
‫اگه بخوای از کلماتی مثل «خوش‌طعمی» و
‫ «ترکیب‌ طعم‌ها» استفاده کنی

17:33.860 --> 17:36.150
‫ممکنـه روی همه‌ی میگوهای نپخته ارضا شه

17:36.160 --> 17:38.820
‫- پس از اون کلمات استفاده نمی‌کنم
‫- ممنون

17:38.830 --> 17:41.200
‫حالا که داریم درمورد بلاگره حرف می‌زنیم...

17:41.200 --> 17:45.460
‫هی، دیدم کانر داره با اون
‫دختر پائیزیـه لاس می‌زنـه

17:45.460 --> 17:47.180
‫منظورت سامره؟
‫(به معنی تابستان)

17:47.180 --> 17:48.280
‫می‌دونستم اسم فصل روشـه

17:48.280 --> 17:50.550
‫اینطوری شاید دیگه غم‌باد نگیره

17:51.000 --> 17:53.460
‫میشه بهش پول بدیم تا به پسرمون بده؟

17:53.460 --> 17:54.670
‫آره ولی فکر کنم

17:54.670 --> 17:57.470
‫اگه فقط تشویقش کنم
‫راحت‌تر باشم

17:57.470 --> 17:58.830
‫نظر من رو نخواستین اما موافقم

17:58.830 --> 18:01.180
‫- دو به یک. تشویقش می‌کنیم
‫- حالا هرچی

18:01.180 --> 18:02.470
‫چی می‌خواستی درمورد بلاگره بگی؟

18:02.470 --> 18:04.560
‫وای،‌ لیز حسابی انرژی گرفتـه

18:04.560 --> 18:08.310
‫از وقتی که پتوهامون رو جدا کرد،
‫تاحالا اینقدر ذوق‌زده ندیده بودمش

18:08.310 --> 18:09.940
‫ببین، می‌دونم زیادی ذوق دارم

18:09.940 --> 18:12.860
‫- این کارها اصلاً به من نمی‌خوره
‫- یکم عجیبـه، آره

18:12.860 --> 18:15.990
‫اما اگه کامیون‌ کوچولومون
‫معروف بشـه خیلی خوب میشـه، نه؟

18:16.520 --> 18:18.400
‫شما رو هم تشویق می‌کنم

18:18.400 --> 18:20.000
‫البته نه اونطوری

18:20.830 --> 18:22.280
‫چی می‌خواستی بگی؟

18:22.290 --> 18:24.200
‫هیچی. می‌ذارم واسه بعد.

18:24.700 --> 18:27.040
‫هی پاول.
‫جیمی شماره‌ت رو بهم داده.

18:27.040 --> 18:30.240
‫گفت پیغام‌صوتی‌هات رو همون موقع گوش
‫ نمیدی اما همیشه پیام‌هات رو می‌خونی

18:30.240 --> 18:34.320
‫سعی کردم با لیز حرف بزنم اما
‫مثل چی خایه کردم

18:35.090 --> 18:37.970
‫الان یادم افتاد ساعت داره ۷‌میشه و
‫احتمالاً الان خوابیدی

18:39.550 --> 18:42.890
‫اصلاً بذار بهت بگم که
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاد

18:43.200 --> 18:46.220
‫می‌دونی اگه واسه درست کردن نون باگت
‫از نون خمیر ترش استفاده کنی

18:46.220 --> 18:47.770
‫طعمش خاص‌تر میشـه؟

18:47.770 --> 18:49.350
‫ای خدا

18:51.020 --> 18:54.650
‫هی، چیشد پس؟
‫توی وان منتظرتم‌ها.

18:54.650 --> 18:56.650
‫گفتی میری شراب بیاری و
‫ میای پیشم

18:56.650 --> 19:00.990
‫بیمارم برام کتاب نوشتـه.
‫الان میام.

19:00.990 --> 19:03.620
‫نه. دیگه خیلی دیره.
‫خوابم گرفت.

19:03.620 --> 19:05.830
‫- خب من...
‫- دیگه فرصتت رو از دست دادی

19:06.620 --> 19:09.460
‫واسه حموم کردن یا کارهای خوب؟

19:09.460 --> 19:11.170
‫تموم فرصت‌ها از دست رفتن

19:12.790 --> 19:14.340
‫رو میگوها چی‌کار کرده؟

19:17.880 --> 19:19.130
‫گوش کن گریس

19:20.090 --> 19:23.300
‫می‌دونم کار سختیـه اما
‫باید خودت رو ببخشی

19:23.300 --> 19:25.850
‫من شوهرم رو از صخره پرت کردم پایین.
‫کی همچین کاری می‌کنـه؟

19:25.850 --> 19:27.810
‫من یه روانی‌ام که فقط موهای خوشگلی داره

19:27.810 --> 19:30.940
‫- موهای خوشگل رو خوب گفتی
‫- ببین اعتماد به نفس کی برگشتـه

19:30.940 --> 19:33.230
‫- من یه هیولای کثیفم
‫- دوباره رفت

19:33.900 --> 19:36.860
‫زمان‌بره اما من کمکت می‌کنم

19:36.860 --> 19:40.450
‫چه بخوام چه نخوام،
‫هرروز می‌خوای بیای اینجا، مگه نه؟

19:43.530 --> 19:46.620
‫میشه حداقل قاچاقی چندتا آب‌نباتِ
‫«ساور پچ کیدز» برام بیاری لطفا؟

19:46.620 --> 19:48.250
‫حتماً گریس

19:50.120 --> 19:53.330
‫- منظورت اینـه تو کونم قایم کنم؟
‫- نه

19:53.330 --> 19:54.790
‫پس حتماً‌ گریس

19:57.920 --> 19:59.550
‫« پاول رودز: زود خودت رو برسون اینجا »

19:59.550 --> 20:01.340
‫من باید برم

20:01.340 --> 20:05.000
‫اما می‌دونم که برایان باید چندتا
‫مسئله‌ی حقوقی باهات مطرح کنـه پس...

20:05.000 --> 20:08.100
‫تا اتهام نهاییت معلوم نشـه،
‫نمی‌تونیم خیلی برای دادگاه آماده شیم

20:08.100 --> 20:11.100
‫اما به‌عنوان وکیلت،
‫یه مسئله‌ی جزئی هست که باید بدونم

20:12.350 --> 20:14.610
‫تو اطلاع داشتی که جیمی
‫با همکارش می‌خوابیده؟

20:14.610 --> 20:15.770
‫بله،‌ می‌دونستم

20:16.730 --> 20:17.730
‫ممنون

20:18.230 --> 20:21.450
‫«بله، می‌دونست»

20:27.990 --> 20:31.000
‫وای

20:34.080 --> 20:37.590
‫پاول، اینجا چقدر گرم و دلنشینـه

20:38.710 --> 20:40.010
‫مثل خودتـه

20:40.010 --> 20:42.010
‫فقط این که اصلاً مثل خودت نیست،
‫می‌دونی چی میگم؟

20:42.010 --> 20:43.930
‫نه، هیچوقت نمی‌فهمم چی میگی

20:44.430 --> 20:46.510
‫تو شماره تلفن شخصیم رو به شاون دادی

20:46.510 --> 20:49.850
‫آره، انگار خیلی استرس داشت و

20:49.850 --> 20:51.270
‫- خودش ازم گرفت...
‫- یعنی چی؟

20:51.270 --> 20:53.350
‫مگه واسه این بچه فروشگاهی ۷-۱۱ای؟

20:53.350 --> 20:55.440
‫۲۴ ساعت روز و هفت روز هفته
‫ در اختیارشی؟

20:55.440 --> 20:57.060
‫خودم می‌دونم ۷-۱۱ چطوریـه

20:57.070 --> 21:00.000
‫پس فقط یخ‌دربهشت‌هاشون رو می‌خری.
‫و همچنین کاندوم‌هاشون.

21:00.000 --> 21:01.530
‫سلام آقا خوش‌تیپه

21:01.530 --> 21:04.990
‫خوابم نبرد، اگه هنوز مایلی...

21:05.950 --> 21:06.950
‫جیمی اینجاس

21:06.950 --> 21:09.740
‫- عزیزم، من...
‫- نه، ولش کن. فقط...

21:10.660 --> 21:13.580
‫ای خدا، این دومین فرصتیـه که
‫به‌خاطر تو از دست دادم

21:13.580 --> 21:17.000
‫شرمنده. البته نمی‌دونم
‫دقیقاً برای چی شرمنده‌م....

21:17.000 --> 21:18.460
‫برای سکس بوده.
‫شرمنده.

21:19.500 --> 21:22.210
‫دارم به شاون، ابزاری که
‫لازم داره رو میدم

21:22.220 --> 21:23.550
‫- تا به خودش کمک کنـه
‫- آره

21:23.550 --> 21:24.930
‫اما به‌خاطر تو

21:24.930 --> 21:28.970
‫هرموقع که حس غیرعادی‌ای بهش دست میده،
‫دنبال کمک بقیه می‌گرده

21:29.970 --> 21:34.520
‫تو ظلم بزرگی به این بچه کردی

21:38.400 --> 21:41.110
‫- تو خونه‌‌ی خودم هوم می‌کنی؟
‫- آره

21:41.500 --> 21:43.360
‫چون فکر می‌کنم اشتباه می‌کنی

21:43.360 --> 21:47.810
‫پاول، من هرروز میرم به دیدن گریس،
‫می‌دونی چرا؟

21:47.810 --> 21:51.740
‫به‌خاطر عذاب وجدانت.
‫چون شوهرش رو از صخره پرت کرده پایین.

21:51.740 --> 21:53.120
‫- این هست
‫- حتماً

21:53.120 --> 21:56.580
‫اما به‌خاطر این هم هست که
‫بعضی‌وقتا آدم‌ها بیشتر از این لازم دارن

21:57.200 --> 22:00.200
‫پاول، من و تو به‌عنوان روان‌درمان،
‫وجه‌اشتراکات زیادی داریم

22:00.200 --> 22:02.960
‫- حرفت رو پس بگیر
‫- حقیقت داره

22:02.960 --> 22:05.170
‫جفت‌مون خیلی به بیمارهامون اهمیت میدیم

22:05.170 --> 22:07.930
‫و آره، شاید تو بگی که من
‫حد و مرزها رو رعایت نمی‌کنم

22:07.930 --> 22:09.140
‫تو اصلا حد و مرز نداری

22:09.140 --> 22:11.640
‫خب شاید هم تو زیاد حد و مرز داری

22:12.060 --> 22:14.230
‫ای خدا.
‫عین یه ربات روانشناس می‌مونی.

22:15.480 --> 22:17.270
‫به کارگیری همدلی

22:18.400 --> 22:21.320
‫جالب است.
‫جالب است.

22:22.650 --> 22:24.580
‫زمان تمام شد.
‫خاموشی.

22:25.280 --> 22:28.240
‫من هیچوقت بیپ بیپ نمی‌کنم

22:28.240 --> 22:31.740
‫پس ریموند چی؟
از اون که خیلی خوشت می‌اومد

22:31.740 --> 22:34.700
‫اون‌وقت می‌خوای به‌خاطر چندتا
‫قانون احمقانه دیگه نبینیش؟ من...

22:35.820 --> 22:37.400
‫درک می‌کنم

22:37.750 --> 22:40.840
‫تو اینجایی و من اینجا

22:41.630 --> 22:44.340
‫اما شاید جفت‌مون بتونیم یکم
‫به حد وسط نزدیک‌تر شیم

22:44.340 --> 22:48.930
‫چون پاول، مطمئن باش،
‫آدم‌ها بعضی‌و‌قتا نیاز بیشتری دارن

22:58.480 --> 23:00.400
‫- سلام پاول
‫- سلام بچه

23:00.400 --> 23:02.730
‫پیامت رو خوندم.
‫باحال بود.

23:02.730 --> 23:05.530
‫مشکل بحرانی‌ای داری؟

23:05.530 --> 23:09.110
‫نه راستش. فقط امیدوار بودم بتونیم
‫درموردش حرف بزنیم...

23:09.110 --> 23:12.660
‫امشب نمیشـه.
‫از همون ابزاری که بهت یاد دادم استفاده کن.

23:12.660 --> 23:16.330
‫هفته‌ی بعد تو همون جلسات همیشگیت
‫درموردش حرف می‌زنیم

23:17.500 --> 23:19.170
‫- باشه
‫- شب‌بخیر

23:22.420 --> 23:25.250
‫درستـه. حتماً خیلی بهت حال داد که
‫جلوی من این کار رو کردی

23:25.260 --> 23:26.510
‫آره، واقعاً حال داد

23:34.680 --> 23:37.560
‫هی، می‌دونم قول دادم که‌
‫یکم تنهات بذارم

23:37.560 --> 23:39.980
‫اما اجازه دارم یه سرکی بکشم و
‫حالت رو بپرسم؟

23:40.560 --> 23:41.690
‫آره

23:44.570 --> 23:45.610
‫حالت چطوره؟

23:46.730 --> 23:48.740
‫دارم واسه ر.میم نامه می‌نویسم

23:49.320 --> 23:50.320
‫وای

23:51.120 --> 23:53.370
‫حالا با این که خیلی عاشق‌پیشه‌ی
‫این لقب‌ نیستم ولی...

23:53.370 --> 23:54.700
‫نمی‌خوام واسش بفرستم

23:54.700 --> 23:57.330
‫سامر گفت که به
بهتر شدن حالم کمک می‌کنـه

23:57.330 --> 23:59.660
‫می‌خوام یه چیزی بگم که
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم بگم

24:01.830 --> 24:03.040
‫سامر نظر خیلی خوبی داده

24:05.040 --> 24:07.210
‫- خیلی‌خب، تاحالا اینقدرش رو نوشتم
‫ - خب

24:08.050 --> 24:09.510
‫«جناب آقای وینستون،

24:09.510 --> 24:12.180
‫تو گه زدی تو زندگیم، مرتیکه‌ی الاغ.
‫عن تو دهنت.»

24:13.800 --> 24:17.430
‫چه شروع قدرتمندی.
‫آدم رو به خودش جذب می‌کنـه.

24:20.560 --> 24:21.940
‫احتمالاً من هم باید بنویسم

24:21.940 --> 24:23.190
‫خودکار بیار

24:36.420 --> 24:39.160
‫واقعاً کنار اومدن با دیدگاه‌های مامان سختـه

24:39.160 --> 24:41.870
‫باید اون عمل جراحی کاتاراکت رو
‫انجام بده، خب؟

24:41.870 --> 24:44.250
‫- باید بیای باهاش حرف بزنی
‫- تو باهاش زندگی می‌کنی

24:44.250 --> 24:46.710
‫- خودت راضیش کن
‫- گبی، واسه همین اومدم اینجا

24:46.710 --> 24:49.420
‫چیـه؟ این چرت و پرتای «منِ خاک‌برسر» رو
‫تحویل من نده، باشه کورتنی؟

24:49.420 --> 24:52.480
‫من دِینم رو ادا کردم،‌ الان نوبت توئـه
‫ گه‌کاریات رو جبران کنی، خب؟

24:52.480 --> 24:54.680
‫گبی، عوضی قدیس

24:54.680 --> 24:56.510
‫تا کی باید تاوان گذشته‌م رو بدم؟

24:57.060 --> 25:00.170
‫چون تحمل من هم واسه متنفر بودن
‫از همدیگه، حدی داره

25:00.340 --> 25:03.240
‫اما خب، شاید تو دنبال همینی

25:03.600 --> 25:06.100
‫- سلام کورتنی
‫- ای زرافه‌‌های عوضی

25:06.110 --> 25:09.690
‫سلام پرنده‌ی ‌گنده‌بک.
‫سلامم رو به پرنده‌کوچولو برسون.

25:09.690 --> 25:11.990
‫- حتماً
‫- خب دیگه

25:14.280 --> 25:16.030
‫به آلیس میگه پرنده‌کوچولو...

25:16.950 --> 25:19.240
‫هی، چی شده؟
‫همون مسائل گذشته؟

25:19.240 --> 25:20.870
‫می‌خوای درموردش حرف بزنی؟

25:20.870 --> 25:24.370
‫آره، حتماً‌ دوس دارم با
‫دوست قدیمی عزیزم جیمی حرف بزنم

25:24.370 --> 25:26.170
‫اما گه زدیم بهش، یادت رفتـه؟

25:31.050 --> 25:33.260
‫منتظری جواب بدم؟
‫فکر کردم می‌خوای بذاری و بری

25:33.260 --> 25:37.440
‫چرا، می‌خواستم برم، فقط یادم افتاد که
‫مافین انگلیسیم رو دارم درست می‌کنم

25:46.310 --> 25:47.400
‫- آماده شد
‫- آره

25:48.190 --> 25:49.256
‫برو اونور ببینم

25:50.320 --> 25:51.320
‫باشه پاول

25:54.740 --> 25:58.950
‫این که با کسی بلند بلند حرف نزنم
‫خیلی احمقانه‌ست

26:04.580 --> 26:05.670
‫هرچی داری رو کن

26:07.080 --> 26:08.920
‫منظورت چیه این کار رو نمی‌کنی؟

26:08.920 --> 26:12.010
‫چیـه؟ به‌خاطر این که
‫یه بچه‌ی گنده‌بکی؟

26:12.960 --> 26:17.340
‫شاید تقصیر خودمـه که گذاشتم
‫اون بار از دستشویی باکلاس درک استفاده کنی

26:17.340 --> 26:20.680
‫احتمالاً فکر می‌کنی ما پول می‌رینیم
‫اما اینطور نیست

26:20.680 --> 26:23.520
‫راستش من دیگه حتی
‫ دستشویی شماره ۲ هم نمی‌کنم

26:23.520 --> 26:25.020
‫با اراده‌ی خودم جلوش رو گرفتم

26:25.020 --> 26:29.610
‫چیزی که تو هیچی ازش نمی‌دونی
‫بی‌خایه‌ی گنده‌بک!

26:37.660 --> 26:40.240
‫منظورت چیه این کار رو نمی‌کنی؟
‫واسه چی؟

26:41.200 --> 26:45.580
‫ولی خب اشکال نداره،
‫کنسلش می‌کنیم

26:45.580 --> 26:47.120
‫واقعاً؟

26:47.120 --> 26:51.750
‫فهمیدم اسم بلاگ‌هاش رو گذاشته
‫«شوالیه‌ی درخشان رو گاز بگیر»

26:51.750 --> 26:53.800
‫برای همین مطمئنم ازش بدم میاد

26:53.800 --> 26:55.710
‫ممنون لیز.
‫واقعاً لطف کردی.

26:55.720 --> 26:57.050
‫هرچی تو بخوای

26:57.800 --> 27:01.930
‫من عاشق این کامیونم و
‫واقعاً برام ارزش داره

27:05.980 --> 27:07.810
‫این رو برای تو آماده کردم

27:08.440 --> 27:11.560
‫پشمام،‌ سنگ

27:11.560 --> 27:13.320
‫یکی از سنگ‌های محبوبمـه

27:15.240 --> 27:16.555
‫حالت خوبـه؟

27:16.580 --> 27:17.715
‫آره

27:17.740 --> 27:18.780
‫اما چیزی نمیگی

27:19.950 --> 27:20.950
‫خوشحالم

27:25.080 --> 27:26.080
‫ممنون لیز

27:27.370 --> 27:29.870
‫خب دیگه، حالا هم یه چند دقیقه
‫نزدیکم نشو

27:29.870 --> 27:30.960
‫می‌خوام سوار کامیون شم

27:30.960 --> 27:34.300
‫میشه از این به بعد تو رو تابلو بنویسی؟
‫انگشتام درد گرفتن

27:34.300 --> 27:36.260
‫- لطفاً
‫ - بله خانم

27:39.550 --> 27:40.550
‫- سلام
‫- سلام

27:40.550 --> 27:44.430
‫- دارم میرم بیرون. میشه کلید رو بدی بهم؟
‫- آره

27:46.540 --> 27:48.310
‫دارم به دختربچه‌م کلید ماشین رو میدم

27:48.310 --> 27:50.020
‫اگه فقط کلیدها رو پرت می‌کردی

27:50.020 --> 27:52.730
‫و از اون لحظه‌های پدر-دختری
‫ازش در‌نمی‌آوردی، خیلی ‌خوب می‌شد

27:52.730 --> 27:54.570
‫- امکانش هست؟
‫- می‌دونی که نیست

27:54.570 --> 27:56.280
‫- باشه
‫- البته حق انتخاب داری

27:56.280 --> 27:58.990
‫بین این که از پرت کردن کلید فیلم بگیرم یا

27:58.990 --> 28:01.720
‫واسه یه مدت نسبتاً قابل‌توجهی
‫همدیگه رو محکم بغل کنیم

28:01.720 --> 28:03.820
‫- گوشیت رو در بیار
‫- ایول، همونی شد که می‌خواستم

28:03.830 --> 28:06.290
‫بغل کردن، روانشناسی معکوس بود.
‫خیلی‌خب.

28:06.290 --> 28:09.000
‫- باشه
‫- بعداً‌ یه آهنگ می‌ذارم روش...

28:09.000 --> 28:10.420
‫- الان شروع می‌کنیم؟ باشه
‫- آره

28:11.000 --> 28:12.140
‫حرکت

28:12.460 --> 28:14.750
‫- خب چی‌کار کنم؟
‫- یه بار دیگه بگو کلیدها رو بدم

28:14.750 --> 28:15.863
‫باشه، باشه

28:16.250 --> 28:18.260
‫سلام بابا، میشه لطفاً کلید ماشین رو بدی بهم؟

28:18.260 --> 28:20.970
‫حتماً.
‫بیا بچه.

28:23.220 --> 28:24.470
‫ایول!

28:24.470 --> 28:26.140
‫و کات!

28:26.140 --> 28:27.970
‫- صحنه آهسته گرفتم...
‫- خیلی‌خب

28:27.970 --> 28:29.100
‫...خیلی باحال میشـه

28:29.100 --> 28:30.190
‫من دیگه برم

28:30.690 --> 28:35.060
‫هی، میشه یه لطفی بکنی؟
‫بیرون خیلی مراقب خودت باش

28:36.070 --> 28:37.429
‫حله جاکش

28:37.980 --> 28:39.360
‫- چطوری آلیس؟
‫- سلام

28:40.950 --> 28:42.660
‫- هی
‫- سلام رفیق. چطوری؟

28:44.160 --> 28:45.830
‫ درد من رو آزاد می‌کنـه

28:46.700 --> 28:49.000
‫- یعنی خوبی؟
‫- خیلی خوبم جیمی

28:55.210 --> 28:56.536
‫گه توش

28:58.170 --> 29:01.670
‫سلام. زنگ زدم که بگم
‫شاون حالش خیلی بهتره

29:01.670 --> 29:04.640
‫پس آره.
‫حق با تو بود.

29:05.220 --> 29:09.930
‫معلومـه که حق با من بود.
‫همیشه حق با منـه. کارم همینـه.

29:10.430 --> 29:12.480
‫خب شاید... شاید یه روز هم که
‫حق با من بود

29:12.480 --> 29:13.810
‫یکم تشویقم کنی، خب؟

29:14.770 --> 29:16.560
‫به همین خیال باش، جیبمبو

29:16.560 --> 29:18.020
‫شب‌بخیر پاول

29:21.490 --> 29:22.780
‫سلام ری

29:23.280 --> 29:24.530
‫سلام، بالاخره اومدی

29:25.030 --> 29:26.950
‫یه آبجوی آی‌پی‌ای لطف می‌کنین؟

29:31.910 --> 29:34.250
‫خب، کجا به دنیا اومدی؟

29:36.630 --> 29:39.460
‫همه‌چی رو درمورد من می‌دونی.
.باید برسم بهت

29:39.460 --> 29:41.050
‫دارینِ کنتیکت

29:42.340 --> 29:43.380
‫چندتا بچه داری؟

29:54.940 --> 29:56.240
‫اومدی اینجا چی‌کار؟

29:56.240 --> 30:00.860
‫گوش کن، به حد و مرزت احترام می‌ذارم
‫اما دلیل نمیشه دوستت نباشم

30:02.440 --> 30:05.450
‫ببین، جفت‌مون می‌دونیم دعواهات با
‫خواهرت چطوری میشـه. آخرش یادتون میره.

30:05.450 --> 30:08.070
‫اما خب تا اون موقع،
‫می‌تونی از این بسته‌ی مراقبتی استفاده کنی

30:08.070 --> 30:10.450
‫بعضی از چیزای موردعلاقتـه،
‫بمب حموم،

30:10.450 --> 30:11.740
‫چندتا تکیلای درجه یک،

30:11.740 --> 30:14.960
‫و از اون انگورهایی که عاشق‌شونی و
‫مزه‌ی پشمک میدن

30:14.960 --> 30:15.870
‫چطوریـه آخه؟

30:15.870 --> 30:18.630
‫آخه انگار برداشتن انگور و
‫پشمک رو قاتی کردن

30:18.630 --> 30:21.130
‫- معجزه‌ی کریسمسـه دیگه
‫- واقعاً

30:21.130 --> 30:22.500
‫مشکلی پیش نمیاد

30:22.510 --> 30:23.510
‫ممنون

30:38.270 --> 30:39.270
‫هی، گاییدمت

30:39.270 --> 30:40.900
‫- من رو؟
‫- آره

30:40.900 --> 30:43.030
‫من که اصلاً تکون نخوردم.
‫تو خم شدی بوسم کنی.

30:43.030 --> 30:44.360
‫آره، اما داشتی می‌ذاشتی بوست کنم

30:44.360 --> 30:46.490
‫من اصلاً نمی‌دونم الان چه خبره

30:46.490 --> 30:49.280
‫فقط با یه کیسه تنقلات اومدم اینجا

30:49.910 --> 30:51.580
‫- قصد دیگه‌ای نداشتم
‫- واقعاً؟

30:51.580 --> 30:53.950
‫با یه کیسه هدیه اومدی و
‫قصد دیگه‌ای نداشتی؟

30:53.950 --> 30:55.000
‫شورتت رو نشون بده

30:55.000 --> 30:56.080
‫- جانم؟
‫- نشونش بده

30:56.080 --> 31:00.330
‫شنیدی که. همون قرمزه رو پوشیدی دیگه؟
‫همون شورت‌ سکسیـه که دوست دارم؟

31:00.340 --> 31:03.090
‫شورت کوفتیت رو نشونم بده

31:03.090 --> 31:08.220
‫عمراً اگه لباس زیرم رو نشونت بدم

31:08.220 --> 31:11.090
‫واسه چی؟
‫چیزی رو می‌خوای مخفی کنی؟

31:11.100 --> 31:13.100
‫- لباس زیرت رو نشونم بده
‫- اصلاً می‌دونی چیـه؟

31:13.100 --> 31:14.890
‫- اوضاع داره عجیب میشـه
‫- لباس زیرت رو نشونم بده

31:14.890 --> 31:16.430
‫گبی، اوضاع داره عجیب میشه.
‫من دیگه میرم.

31:16.430 --> 31:18.020
‫- نه، خودت عجیب کردیش
‫- من دارم میرم

31:18.020 --> 31:19.560
‫- اصلاً خودت عجیبش کردی
‫- هی، نه

31:19.560 --> 31:20.940
‫- بذار شورتت رو ببینم
‫- نه، هی. نه

31:20.940 --> 31:23.770
‫- اجازه نمیدم. نه
‫- شورت رو نشونم بده. بذار ببینمش

31:23.780 --> 31:26.320
‫- بذار ببینمش!
‫- چرا اینقدر زور داری؟

31:27.780 --> 31:30.110
‫نشونم بده!
‫نشونم بده!

31:30.110 --> 31:32.660
‫- شورت رو نشونم بده
‫- ولم کن. اینقدر نگو

31:32.660 --> 31:35.500
‫- اینقدر نگو! نه! نشون نمیدم!
‫- شورت رو نشونم بده

31:41.210 --> 31:42.210
‫آره

31:42.210 --> 31:43.290
‫باشه بابا

31:43.960 --> 31:46.170
‫اما خودت بودی که شروع کردی

31:46.170 --> 31:47.300
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم

31:47.300 --> 31:49.840
‫چرا، چون می‌دونستی

31:49.840 --> 31:52.850
‫- چی رو می‌دونستم؟
‫- واقعاً می‌خوای مجبورم کنی بگم؟

31:54.260 --> 32:00.060
‫جیمی. می‌دونی من بهت حس پیدا کردم دیگه؟

32:00.560 --> 32:05.070
‫اما تو اینقدر خودخواهی که
‫همش من رو از خودت دور کردی، خب؟

32:06.190 --> 32:08.490
‫آره؟ اعتراف کن

32:10.280 --> 32:11.450
‫آره

32:12.030 --> 32:13.410
‫از خونه‌م گمشو برو بیرون

32:13.410 --> 32:15.030
‫- این کار رو نکن
‫- گمشو بیرون

32:15.030 --> 32:16.120
‫باشه

32:16.620 --> 32:17.620
‫برو

32:24.460 --> 32:25.460
‫واقعاً شرمنده‌م

32:25.460 --> 32:26.840
‫گاییدمت بابا

33:07.490 --> 33:27.490
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
