WEBVTT

00:05.890 --> 00:16.890
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:16.914 --> 00:23.914
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:33.630 --> 00:36.470
‫سلام گریس.
‫اوضاع چطوره؟

00:41.890 --> 00:43.350
‫یه کلمه هم باهام حرف نمی‌زنـه

00:43.350 --> 00:45.060
‫خیلی بگاییـه

00:45.060 --> 00:47.230
‫قبول دارم،
‫شانسش گفت که دانی نمرد

00:47.230 --> 00:49.230
‫اما دکترها مطمئن نیستن
‫دیگه بتونه راه بره

00:49.230 --> 00:52.900
‫خب، اینطوری دیگه مجبور نیست
‫ با همکارهاش بره پیاده‌روی

00:52.900 --> 00:56.400
‫پاول، اگه قرار باشه اینقدر آروم راه برم،
‫یکم انرژی مثبت لازم دارم

00:56.990 --> 00:58.780
‫احتمالاً تا آخرش عمر بی‌افته زندان

00:58.780 --> 01:00.410
‫اما چندین سال ازش سوءاستفاده شده

01:00.410 --> 01:03.500
‫- اون‌ها متوجه میشن. چیزیش نمیشـه
‫- شاید هم بشـه

01:05.120 --> 01:06.290
‫باید بشـه

01:06.960 --> 01:07.880
‫ببین بچه

01:07.880 --> 01:09.790
‫فرق بین من و تو همینـه

01:10.340 --> 01:14.550
‫اگه آخر کار، حال بیمارهام خوب نشـه،
‫مشکلی باهاش ندارم

01:15.050 --> 01:18.140
‫اما تو چرا

01:23.470 --> 01:24.480
‫همینجاس

01:25.060 --> 01:27.560
‫همینجا بود که هلش داد

01:29.230 --> 01:31.820
‫هی، همیشه این خالکوبی رو داشتی؟

01:32.980 --> 01:35.240
‫نه. جدیده.

01:35.240 --> 01:37.780
‫واقعاً‌ خوشحال شدم اما چرا؟

01:37.780 --> 01:39.370
‫تا باهاش تو بیای به یادم

01:42.120 --> 01:43.120
‫بیب

01:49.250 --> 01:50.250
‫حالت خوبـه؟

01:51.130 --> 01:52.840
‫داش.
‫خواب بدی دیدی؟

01:52.840 --> 01:54.960
‫نه،‌ به‌‌خاطر حساسیتـه

01:54.960 --> 01:56.550
‫اینطوری گلوم رو صاف می‌کنم

01:58.340 --> 01:59.386
‫داره صاف میشـه

01:59.930 --> 02:00.930
‫شد

02:00.930 --> 02:03.400
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫خوابیدنم رو نگاه می‌کنی؟

02:03.400 --> 02:06.000
‫نه. کی خوابیدن آدم‌ها رو نگاه می‌کنـه؟

02:08.680 --> 02:10.770
‫ای خدا.
‫نکنه وقتی خوابم من رو نگاه می‌کنی؟

02:10.770 --> 02:11.980
‫نه

02:11.980 --> 02:14.230
‫البته از وقتی که یه تخت بزرگ واست گرفتیم

02:14.230 --> 02:15.490
‫ای خدا

02:19.360 --> 02:21.530
‫تو هم دیشب صدای جیغ زدنِ
‫ یه پیرزن رو شنیدی...

02:21.530 --> 02:23.240
‫آره، بابام بود

02:23.240 --> 02:25.200
‫منطقیـه.
‫فعلاً.

02:27.080 --> 02:29.210
‫عزیزم؟ داری چی‌کار می‌کنی؟

02:29.210 --> 02:31.580
‫دوست دارم نوشیدنی خوردنش رو ببینم

02:31.580 --> 02:33.710
‫همسایه رو زیر نظر گرفتی.
‫فهمیدم.

02:35.840 --> 02:38.260
‫درک، تو بخش چشم‌چرونی کارت داریم

02:38.970 --> 02:40.970
‫خب رفیق.
‫از پسش بر میایم.

02:40.970 --> 02:44.050
‫آدم‌ها می‌تونن نزدیک یه دختر باشن و
‫کاری کنن که عجیب نباشـه

02:44.060 --> 02:45.640
‫خیلی‌خب.
‫اخبار جدید رو بهم بگو.

02:45.640 --> 02:47.520
‫قراره کلی بهم افتخار کنی

02:47.520 --> 02:49.560
‫تقریباً سه روزی هست که
‫با جیمی نخوابیدم

02:49.560 --> 02:51.100
‫البته دو روز اول

02:51.100 --> 02:52.940
‫بیرون شهر بودم و
‫روز سوم هم

02:52.940 --> 02:55.270
‫یه کوچولو اسهال داشتم و
‫یکم نگران اون بودم

02:55.280 --> 02:58.490
‫خب این هم قبولـه.
‫می‌خوای اظهارنامه‌ت رو بگی؟

02:58.490 --> 03:00.570
‫نه، اما مجبورم کن که بگم

03:00.570 --> 03:02.910
‫بگو ترسوی لنگ‌دراز جنده

03:02.910 --> 03:04.410
‫وای. باشه.

03:04.410 --> 03:06.540
‫«جیمی هنوز آماده‌ی یه رابطه‌ی جدی نیست،

03:06.540 --> 03:09.460
‫رابطه‌مون یه‌طرفه‌ست و
‫ این برای من مضره»

03:09.460 --> 03:10.620
آمین

03:11.170 --> 03:13.460
‫فقط خیلی سختـه چون جدیداً
‫ براش یه شامپو گرفتم

03:13.460 --> 03:16.340
‫و موهاش بوی درخت کاج میدن و
‫کُسم واسش سوت می‌زنـه

03:16.340 --> 03:18.940
‫نه، متوجهم،
‫من هم موقع کریسمس، خیلی با دِرِک سکس می‌کنم.

03:18.940 --> 03:21.120
‫دارم می‌زنم کنار،
‫باید برم. دوستت دارم. خدافظ.

03:21.120 --> 03:22.480
‫باشه. فعلاً.

03:23.180 --> 03:26.510
‫- باشه
‫- خب، یادت باشه که آلیس فقط دوستتـه

03:27.020 --> 03:29.020
‫نه کسی که بخوای بری توی پوستش

03:30.520 --> 03:31.520
‫امتحان کن

03:33.520 --> 03:34.610
‫هی، آلیس

03:36.440 --> 03:39.030
‫به پوستت می‌خوره واقعاً نرم باشه

03:39.030 --> 03:40.400
‫یا خود خدا

03:40.400 --> 03:43.570
‫- خب رفیق، تقصیر من بود
‫- آره

03:43.570 --> 03:46.280
‫من فکر پوست رو انداختم تو سرت

04:01.340 --> 04:03.550
‫یکی از جذاب‌ترین چیزهایی که
‫تاحالا دیدم

04:03.550 --> 04:05.600
‫حالا هم قراره بره تو پس‌زمینه‌ی گوشیم

04:06.050 --> 04:07.850
‫تو چطوری اومدی اینجا؟

04:07.850 --> 04:09.600
‫خب هرروز که میاد دنبالت

04:09.600 --> 04:11.140
‫منم رمز ورود رو بهش دادم

04:11.140 --> 04:12.890
‫خائن

04:13.600 --> 04:16.980
‫ببین، رقص برای پارکینسون خوبـه

04:17.860 --> 04:19.420
‫خودم اصلاً خوشم نمیاد

04:20.030 --> 04:22.190
‫اعتراف کن که عاشق رقص صبحگاهی‌مونی

04:22.200 --> 04:23.780
‫وگرنه دیگه گیرت نمیاد

04:29.830 --> 04:31.410
‫کار موردعلاقمـه عزیزم

04:32.290 --> 04:34.000
‫- برو بیرون!
‫- باشه، تو ماشین منتظرم

04:34.000 --> 04:37.440
‫- خدافظ جولی. طرفدار دو آتیشه‌تم. خدافظ
‫- خدافظ گب

04:37.960 --> 04:39.630
‫- چیـه؟
‫- چیـه؟

04:40.340 --> 04:43.550
‫خب، می‌بینم که جولی همیشه اونجاس

04:43.550 --> 04:46.120
‫می‌بینم که هم‌‌خونه‌های
‫ بامزایای همدیگه شدین

04:46.120 --> 04:48.680
‫- اصلاً نمی‌دونم اینی که گفتی یعنی چی
‫- خوب هم می‌دونی

04:48.680 --> 04:50.420
‫اوضاع بین‌تون داره جدی میشـه؟

04:51.390 --> 04:54.980
‫جوزی به یه سفر طول و دراز رفته...

04:55.320 --> 04:57.480
‫نه‌خیرم.
‫امروز از این کارها نمی‌کنیم.

04:57.480 --> 04:59.400
‫ای خدا.
‫اگه عروسی بگیرین چی؟

04:59.400 --> 05:01.440
‫ای وای من!
‫بابات هنوز زنده‌ست؟

05:01.440 --> 05:04.110
‫چون حاضرم خودم تا جایگاه ازدواج
‫همراهیت کنم

05:04.110 --> 05:09.160
‫هی دارم تو دلم به خودم امید میدم که
‫امروز دیگه از این بدتر نمیشـه

05:09.160 --> 05:11.950
‫پاول، باید خوابم رو برات تعریف کنم

05:11.950 --> 05:13.410
‫حرفم رو اصلاح می‌کنم

05:14.290 --> 05:18.170
‫داشتیم پیاده‌روی می‌کردیم و فکر کنم
‫بقیه هم مریض‌های خودم بودن

05:18.170 --> 05:21.590
‫تو هم اسم من رو روی بازوت
‫خالکوبی کرده بودی

05:21.590 --> 05:23.300
‫اما کل خواب به همین باحالی نبود

05:23.800 --> 05:25.170
‫از صخره پرتم کردی پایین

05:27.720 --> 05:30.180
‫پاول، داشتی من رو می‌کشتی

05:30.180 --> 05:33.670
امشب باز هم بذار بیام تو خوابت
‫تا دوباره پرتت کنم

06:00.240 --> 06:05.200
‫«روان‌درمانی»
‫«فصل دوم، قسمت اول»

06:06.970 --> 06:10.720
‫دفعه پیش یه کلمه هم حرف نزد،
‫پس باید سرحال باشیم

06:10.720 --> 06:12.100
‫- باشه
‫- باشه؟

06:13.510 --> 06:16.980
‫- ایناهاش!
‫- دختر خوشگل‌مون رو نگاه!

06:16.980 --> 06:18.730
‫عاشق لباس دوتیکه‌ی تک‌رنگت شدم

06:18.730 --> 06:21.270
‫باید بگم رنگ پوستت و

06:21.270 --> 06:24.480
‫نور فلورسنت شدید اینجا واقعاً جادو کرده...

06:24.480 --> 06:26.360
‫زیادی سرحال بودم؟
‫زیادی سرحال بودم

06:26.360 --> 06:27.690
‫چرا دوباره برگشتی؟

06:27.700 --> 06:29.280
‫گریس، ایشون دوستم برایان هستن

06:29.280 --> 06:33.120
‫برایان یه وکیلـه و قبول کرده که
‫رایگان وکالتت رو بکنـه

06:33.740 --> 06:36.540
‫- حالا هرچی
‫- می‌دونم. هیجان‌انگیزه

06:36.920 --> 06:39.870
‫بیا یکم درمورد حرفایی که باید
‫توی جلسه‌ی شهودت بگی، صحبت کنیم

06:39.870 --> 06:40.960
چه فایده؟

06:40.960 --> 06:44.170
‫می‌خواستم شوهرم رو بکشم
‫برای همین احتمالا تا ابد اینجام

06:44.170 --> 06:46.090
‫خب، شاید بهتر باشه اینطوری شروع نکنیم

06:46.090 --> 06:49.970
‫خب گریس.
‫قول میدم تو کل این مسیر راهنماییت کنیم.

06:49.970 --> 06:51.470
‫همین الانش هم نکردی؟

06:51.470 --> 06:53.640
‫آخه قبل این که با تو آشنا شم
‫خونه می‌فروختم

06:53.640 --> 06:57.600
‫پیلاتس کار می‌کردم. توی ماست‌فروشی
‫ یوگرت‌لند، نشان پلاتینومی داشتم.

06:57.600 --> 07:01.940
‫حالا مجبورم این سنجاق سر رو
‫با تامپون معامله کنم

07:03.480 --> 07:05.320
‫- گریس
‫- ببین...

07:05.320 --> 07:07.690
‫می‌دونم که قبلاً یه شوهر حروم‌لقمه داشتم

07:07.690 --> 07:09.150
‫اما بهتر از این وضع بود

07:13.780 --> 07:16.160
‫نشان پلاتینوم خیلی ماست میشـه

07:16.160 --> 07:18.370
‫- برایان
‫- ببخشید

07:18.820 --> 07:21.370
‫می‌خوام بیشترِ نوشیدنی آرنولد پالمرم
‫ چایی باشه و

07:21.370 --> 07:26.670
‫اگه حتی یه سرسوزن پیاز روی
‫ساندویچم ببینم، می‌زنـه به سرم

07:26.670 --> 07:28.780
‫چند لحظه‌ی دیگه آماده میشـه

07:29.760 --> 07:30.760
‫دیدی؟

07:30.760 --> 07:33.890
‫بهم دستور داد و من حتی
‫ با مشت هم نکوبیدم به ممه‌هاش

07:35.050 --> 07:37.520
‫شاون رو نگاه کن آخه.
‫شاون کارش عالیـه.

07:38.810 --> 07:41.140
‫اما گریس اصلاً یه فاجعه‌ای شده

07:41.140 --> 07:43.190
‫فکرم رو درگیر خودش کرده

07:43.190 --> 07:45.650
‫فکر کنم آلیس با خودش میگه که دیوونه شدم

07:45.650 --> 07:47.690
‫هنوز چیزی نگفته اما می‌فهمم

07:47.690 --> 07:50.320
‫می‌فهمم که نگرانمـه

07:50.320 --> 07:53.860
‫واقعاً فهمیدن این که بچه‌ت می‌دونه
‫ چقدر آسیب‌پذیری، خیلی سختـه

07:53.870 --> 07:56.200
‫من آسیب‌پذیر نیستم،‌ پاول

07:56.200 --> 07:58.580
‫گفتم دارم دیوونه میشم و
‫ذهنم درگیره

07:58.580 --> 07:59.790
‫باشه

08:01.080 --> 08:02.250
‫ساندویچ خوبی بود

08:03.920 --> 08:06.320
‫پاول، فکر می‌کنی توی
‫درمان بیمارام گند زدم؟

08:15.140 --> 08:16.680
‫همه‌چی رو برام تعریف کن.
‫بجنب.

08:18.140 --> 08:23.100
‫پس به یه بیمار کمک کردی تا بقایای انسانی رو
‫ تو ورزشگاه رز بول خالی کنـه؟

08:23.100 --> 08:26.260
‫خاکستر بود، نه استخون.
‫اونطوری که دیگه حال‌بهم‌زن می‌شد.

08:26.260 --> 08:29.540
‫ببین، می‌دونم وقتی شاون رو توی
‫هنرهای رزمی‌ترکیبی ثبت‌نام کردم، نگران بودی

08:29.540 --> 08:32.040
‫اما من یه تحقیقاتی کردم و
‫یه یارویی تو سن‌دیگو هست که

08:32.040 --> 08:34.700
‫از سال ۲۰۱۲ این کار رو
‫با سربازهای جنگی پی‌تی‌اس‌دی کرده

08:34.700 --> 08:37.450
‫می‌دونم، برای گریس عاقبت خوبی نداشت

08:37.450 --> 08:39.490
‫عاقبت همسرش که خیلی بدتر بود

08:39.490 --> 08:40.660
‫تغییر الگو

08:40.660 --> 08:43.150
‫این یه استراتژی شناخته‌شده
‫ توی زبان‌شناسی عصبیـه و

08:43.150 --> 08:45.540
‫اینطوری نیست که بهش گفته باشم
‫به دانی آسیب برسونـه

08:45.540 --> 08:47.360
‫البته اون شوخی‌ای که درمورد

08:47.360 --> 08:50.710
‫هُل دادنش کردم،
‫می‌تونه اوضاع رو توی دادگاه پیچیده کنـه

08:50.710 --> 08:52.800
‫دقیقاً چه کلماتی به کار بردی؟

08:53.620 --> 08:55.980
‫«از صخره بندازش پایین.
‫مغزش رو بترکون و بخورش.»

08:55.980 --> 08:57.600
‫می‌دونم الان خنده‌دار نیست

08:57.600 --> 09:00.360
‫اما فکر کن با صدای مسخره‌ی
‫ «هیولای کلوچه» می‌گفتم

09:00.360 --> 09:04.200
‫از صخره بندازش پایین.
‫مغزش رو بترکون و بخورش.

09:04.940 --> 09:06.400
‫لازم نیست بشنوم

09:07.840 --> 09:09.740
‫فقط می‌خوام همه‌ی اطلاعات رو داشته باشی

09:09.740 --> 09:11.280
‫چون فکر کنم واقعاً نیاز دارم

09:11.280 --> 09:14.100
‫از زبون تو بشنوم که
‫توی درمان بیمارام گند نزدم

09:17.620 --> 09:18.620
‫گند نزدی

09:19.910 --> 09:21.080
‫ممنون.
‫ممنون پاول.

09:22.500 --> 09:27.040
‫اما با توجه به همه‌ی این حرف‌ها،
‫نظرت چیـه که همون درمان سنتی رو ادامه بدی؟

09:27.040 --> 09:31.250
‫- حداقل تا وقتی که دادگاه تموم شـه
‫- آره

09:31.880 --> 09:33.010
‫سعی کن عادی باشی

09:33.920 --> 09:36.890
‫پس اینجایی.
‫بیا تا بریم، گاوچرون.

09:37.720 --> 09:40.430
‫- همینه که می‌خواست بوسم کنـه
‫- اونم دوبار

09:40.430 --> 09:42.520
‫همیشه همین اتفاق برای منم می‌افتـه

09:42.520 --> 09:44.600
‫انتظار نداشتم سر تو هم بیاد

09:48.860 --> 09:50.230
‫عادی

09:56.200 --> 09:57.780
‫ممه‌هات دارن جایی میرن؟

09:57.780 --> 09:58.910
‫گندش بزنن.
‫تف بهش.

09:58.910 --> 10:01.000
‫لیز، از کجا فهمیدی قراره اینجا باشم؟

10:01.000 --> 10:02.540
‫وقتی بهت گفت امشب بریم بیرون

10:02.540 --> 10:05.790
‫گفتی می‌خوای بمونی خونه و
‫با سرخ‌کن، تیلاپیلا درست کنی

10:05.790 --> 10:07.790
‫می‌دونستم زیادی باجزئیات گفتم

10:07.790 --> 10:10.670
‫ببین لیز.
‫من فشار زیادی رومـه، خب؟

10:10.670 --> 10:13.210
‫باید با بیمارها سر و کله بزنم.
‫توی کلاس درس بدم.

10:13.210 --> 10:15.800
‫حتی نتونستم وسایل خونه‌ی جدیدم رو
‫ بچینم، خب؟

10:16.000 --> 10:17.720
‫باید رها بشم

10:17.720 --> 10:21.680
‫خب برو سریال «برادران اسکات» رو ببین و
‫مثل همه‌ی ما خودت رو خالی کن

10:21.680 --> 10:23.240
‫ببین، خودت بودی که بهم گفتی

10:23.240 --> 10:26.680
از قدرت‌های ماورایی فضولیم استفاده کنم تا
‫   کمکت کنم این چرخه رو بشکونی

10:26.680 --> 10:30.310
‫راست میگی. واقعاً خسته شدم.
‫خیلی‌خب، میرم که با جیمی بهم بزنم.

10:30.310 --> 10:31.940
‫- تو می‌تونی!
‫- من می‌تونم

10:32.650 --> 10:34.530
‫من یه زن قدرتمندم

10:35.110 --> 10:36.820
‫من یه دخترکوچولوی ضعیفم

10:38.570 --> 10:40.780
‫باشه. آره.

10:40.780 --> 10:43.200
‫منم یه گنده‌بک قدرتمندم

10:43.200 --> 10:45.200
‫- چی؟
‫- من یه غارنشینم

10:45.200 --> 10:47.160
‫من با دهانم گوزن می‌کشم!

10:47.160 --> 10:48.580
‫خیلی‌خب.
‫دیگه حرف زدن بسـه.

10:48.580 --> 10:50.040
‫بسـه.
‫بیا.

10:50.040 --> 10:52.000
‫فقط بوسم کن. آره.
‫دیگه حرف زدن بسـه.

10:58.090 --> 10:59.340
‫بیخیال بابا

10:59.340 --> 11:01.300
‫موکی باید بازی رو در بیاره دیگه

11:01.300 --> 11:02.720
‫فهمیدیم بابا

11:02.720 --> 11:04.520
‫تو از اون دخترای پسرونه‌ای

11:04.520 --> 11:06.140
‫چه خوش‌مشرب

11:06.140 --> 11:07.350
‫چت شده حالا؟

11:07.350 --> 11:11.190
‫داجرز داره می‌بازه،
‫کمرم درد می‌کنـه و

11:11.810 --> 11:13.900
‫طرف توی فروشگاه بهم گفت «رئیس»

11:13.900 --> 11:14.860
‫وای نه

11:14.860 --> 11:16.650
‫عجب روز سختی

11:16.650 --> 11:19.400
‫بعدش هم، من معمولاً بازی‌ها رو...

11:21.280 --> 11:22.280
‫تنهایی نگاه می‌کنم

11:24.910 --> 11:25.930
‫مشکلی نیست

11:26.580 --> 11:28.500
‫کتابم رو می‌برم بالا می‌خونم

11:29.710 --> 11:31.980
‫آخه نمی‌دونستم امشب قراره بیای اینجا

11:31.980 --> 11:33.380
‫اشکالی نداره خب

11:33.380 --> 11:37.090
‫اگه اینقدر عوضی نباشی،
‫می‌تونی قبل این که خوابم ببره، بیای بالا

11:37.090 --> 11:38.800
‫شاید یه کوچولو کمرت رو مالیدم

11:41.550 --> 11:44.180
‫به‌نظرم بیش از حد داریم
‫ با هم وقت می‌گذرونیم

11:45.050 --> 11:46.050
‫جانم؟

11:46.060 --> 11:49.350
‫آخه بعضی‌ها میگن که...

11:51.100 --> 11:53.150
‫ما هم‌‌خونه‌های بامزایای همدیگه‌ایم

11:53.150 --> 11:55.110
‫خب، من اصلاً نمی‌دونم این یعنی چی

11:55.110 --> 11:56.770
‫چرا، می‌دونی

11:57.900 --> 12:00.950
‫آره خب، حق با توئـه

12:01.740 --> 12:04.870
‫آره، فکر کنم اگه یکم به همدیگه
‫ فضا بدیم خوب باشـه

12:04.870 --> 12:06.990
‫خب، لازم نیست همین امشب باشه

12:07.990 --> 12:10.370
‫بی‌صبرانه منتظر بودم کمرم رو بمالی

12:10.370 --> 12:12.000
‫اینطوری نمیشه رئیس

12:25.350 --> 12:27.640
‫یکی از دوستای قدیمی واحد ارتش بهم پیام داد

12:27.640 --> 12:30.430
‫گفت می‌خواد واسه یه روز بیاد شهر و
‫گفته با هم بریم بیرون

12:30.430 --> 12:31.900
‫و این خیلی بده

12:32.640 --> 12:33.690
‫- آدم بدیـه؟
‫- حرف نداره

12:33.690 --> 12:35.100
‫- دوست بدیـه؟
‫- اصلاً

12:35.100 --> 12:36.730
‫میشه ساده‌تر توضیح بدی؟

12:37.360 --> 12:42.740
‫عاشق اینـه که خاطرات قدیمی رو
‫ مرور کنـه و من...

12:43.530 --> 12:46.400
‫و من دلم نمی‌خواد دوباره
‫ اون خاطرات رو به یاد بیارم

12:46.780 --> 12:47.780
‫فهمیدم

12:48.740 --> 12:49.940
‫خیلی‌خب

12:50.700 --> 12:52.330
‫یعنی تحریکت می‌کنـه

12:53.410 --> 12:55.940
‫ببین رفیق، همه‌‌ی چیزها می‌تونن
‫ ما رو تحریک کنن

12:58.630 --> 13:00.340
‫مثلاً آژیر من رو تحریک می‌کنـه

13:00.340 --> 13:03.140
‫هردفعه که صدای آژیر می‌شنوم،
‫برمی‌گردم به...

13:05.010 --> 13:07.120
‫شبی که تیا کشته شد

13:10.310 --> 13:13.730
‫وقتی رسیدم،
‫نیروهای امدادی از قبل اونجا بودن

13:22.400 --> 13:25.490
‫یادمـه که از کاپوت‌ها بخار می‌اومد

13:29.910 --> 13:33.410
‫امدادگرها داشتن جسد تیا رو
‫می‌ذاشتن پشت آمبولانس

13:37.130 --> 13:40.750
‫یه پلیس داشت اون راننده مسته رو
‫پشت ماشین سوار می‌کرد

13:42.380 --> 13:46.590
‫اما چیزی که همیشه یادم مونده اینـه که
‫دو تا پلیس دیگه اونجا بودن و...

13:46.590 --> 13:51.850
‫داشتن درمورد این که واسه شام
‫ چی سفارش بدن،‌ حرف می‌زدن

13:54.480 --> 13:56.680
‫انگار فقط یه روز معمولی دیگه بود

13:58.150 --> 13:59.150
‫متاسفم رفیق

14:03.190 --> 14:05.360
‫اصلاً می‌دونی چیـه؟
‫اشکال نداره

14:05.360 --> 14:08.700
‫چون دیگه می‌تونم بدون این که
‫ کاملاً از هم بپاشم، بهش فکر کنم

14:08.700 --> 14:09.990
‫لازم نیست خودم رو

14:09.990 --> 14:13.870
‫با کشیدن مالی از روی بدن یه رقاص لختی
‫ به اسم اکستازی، بی‌حس کنم

14:13.870 --> 14:17.610
‫البته شاید از روی بدن یه رقاص لختی
‫به اسم مالی، اکستازی می‌کشیدم

14:18.280 --> 14:19.640
‫خاطرات آدم زنده میشـه

14:19.640 --> 14:22.920
‫مسئله اینـه که تو نمی‌تونی تا ابد
‫از گذشته‌ت قایم بشی

14:23.250 --> 14:24.700
‫فقط فعلاً آمادگیش رو ندارم

14:24.700 --> 14:26.380
‫اشکالی نداره

14:26.380 --> 14:27.380
‫می‌دونی چرا؟

14:27.380 --> 14:28.840
‫چون یه روز آماده میشی

14:29.680 --> 14:32.800
‫همین؟
‫نمی‌خوای برام جیمی‌بازی در بیاری؟

14:32.810 --> 14:34.310
‫برات جیمی‌بازی در بیارم؟

14:34.310 --> 14:38.600
‫همون درمان عجیب بیرون از مطب مزخرفت که
‫ پاول ازش متنفره

14:39.730 --> 14:41.880
‫آره، یکم دارم از اون کار فاصله می‌گیرم

14:41.880 --> 14:43.680
‫برمی‌گردم سراغ اصول اولیه

14:43.680 --> 14:46.180
‫باید عادی باشم

14:46.820 --> 14:49.700
‫- باشه. ایول
‫- پس گفتی جیمی‌بازی

14:49.700 --> 14:50.780
‫خوشم اومد

14:50.780 --> 14:53.120
‫- ای خدا
‫- همه اینطوری صداش می‌‌کنن؟

14:53.120 --> 14:54.950
‫البته برام مهم نیست‌ها.
‫دست من که نیست.

14:54.950 --> 14:57.360
‫چیزیـه که خودتون می‌خواین
‫اما قشنگـه

14:58.080 --> 15:00.000
‫میشه حرفش رو پخش کنی که
‫مشکلی باهاش ندارم؟

15:00.000 --> 15:02.300
‫و زمان جلسه‌ی امروز هم به پایان رسید

15:03.040 --> 15:05.490
‫آخه بهش می‌خوره یه جنبشی چیزی باشه یا...

15:07.800 --> 15:10.930
‫گندش بزنن!

15:11.554 --> 15:18.554
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

15:19.190 --> 15:20.190
‫نه، نه

15:20.770 --> 15:21.940
‫خیلی‌خب

15:22.810 --> 15:24.270
‫چقدر دیرم شده

15:24.270 --> 15:28.150
‫شاید تو خونه‌ی جدیدش آنتن نداره

15:28.150 --> 15:30.570
‫دوبار زنگ زدی.
‫هر دوبار هم رد تماست کرد.

15:30.570 --> 15:31.570
‫تو از کجا می‌دونی؟

15:31.570 --> 15:33.780
‫چون هروقت به خودت زنگ می‌زنم
فقط دو بار بوق می‌خوره

15:33.780 --> 15:36.700
حرومزاده‌ی لنگ‌دراز جنده

15:36.700 --> 15:39.460
اسم گذاشتن رو این سگ جدیده که
‫ به سرپرستی گرفتیم سختـه

15:39.460 --> 15:43.880
‫خیلی خیلی نفخ داره اما
‫ باوقار هم هست

15:43.880 --> 15:45.880
‫خیلی‌خب.
‫می‌دونی باید چی‌کار کنم؟

15:45.880 --> 15:47.960
‫دست از سر گبی برداری
‫چون یه زن بالغـه؟

15:47.960 --> 15:49.220
‫مزخرف نگو

15:50.590 --> 15:54.350
‫به شما لقب سِر گوزلات رو اعطا می‌کنم

15:54.970 --> 15:56.720
‫سلام سِر گوزلات

15:57.470 --> 16:00.310
‫آخه مریضش دست به قتل عمدی زده

16:00.310 --> 16:01.780
‫معلومـه که داره دیوونه میشـه

16:01.780 --> 16:03.690
‫جدیداً توی خواب‌هاش جیغ می‌کشـه

16:03.690 --> 16:04.983
‫اینطوری

16:05.420 --> 16:08.230
‫یادم رفت.
‫بهت گفته بودم وقتی خوابه نگاهش می‌کنم؟

16:08.230 --> 16:09.430
‫نگفتی

16:10.400 --> 16:13.820
‫نظرت چیـه چشمات رو ببندی و
‫چندتا نفس عمیق بکشی؟

16:15.950 --> 16:18.200
‫می‌دونی این هویج‌کوچولوها چی‌شون بده؟

16:19.160 --> 16:20.910
‫فکر می‌کنی پفک چیتوزن

16:22.040 --> 16:24.250
‫درمورد پارکینسون تو گوگل تحقیق کردم

16:24.250 --> 16:25.920
‫باید خوراکی‌های سالم بخوری

16:26.540 --> 16:28.380
‫ای تف تو این اینترنت تخمی

16:29.340 --> 16:30.590
‫هی داره بدتر میشـه

16:31.420 --> 16:35.180
‫همش به این فکر می‌کنم که دوباره قراره بشه
‫ مثل روزهای بعد از مرگ مامان

16:35.850 --> 16:38.180
‫ببین، بهش میگن «دلواپسی مفرط»

16:39.020 --> 16:41.890
‫با توجه به چیزهایی که تجربه کردی
‫کاملاً‌ عادیـه

16:41.890 --> 16:44.230
‫با بابات درموردش حرف می‌زنی؟

16:44.230 --> 16:45.363
‫نه

16:46.190 --> 16:48.020
‫بعدش هم، روان‌درمان اونـه

16:48.020 --> 16:50.360
‫نباید خودش متوجه این بشه که
‫من متوجه این شدم که

16:50.360 --> 16:53.200
‫اون ممکنـه وحشت کنـه و
‫ این ممکنـه من رو به وحشت بندازه؟

16:53.200 --> 16:55.360
‫باورم نمیشه تونستم بفهمم چی میگی

16:56.160 --> 16:57.830
‫شاید هویج واقعاً برام خوبـه

16:58.700 --> 17:00.790
‫ببین، این وحشتی که داری

17:00.790 --> 17:06.330
‫تا وقتی که به بابات دلیل ترست رو نگی،
‫باهات می‌مونـه

17:06.330 --> 17:08.540
‫آره اما اون داره همه‌ی تلاشش رو می‌کنـه

17:08.550 --> 17:09.710
‫واقعاً‌ داغون میشـه

17:11.210 --> 17:12.220
‫آره

17:12.920 --> 17:17.010
‫گفتن حقیقت به کسی که
‫ بهش اهمیت میدی واقعاً سختـه

17:17.720 --> 17:20.720
‫خودم هم با یه همچین مشکلی سر و کار دارم

17:21.350 --> 17:23.770
‫ای وای.
‫با اون خانم دکتر سکسی؟

17:24.940 --> 17:27.520
‫چیـه خب؟
‫مگه تقصیر منه که سکسیـه؟

17:30.110 --> 17:32.820
‫- اوضاع بین‌تون ردیفـه؟
‫- به تو ربطی نداره

17:34.150 --> 17:35.150
‫ببخشید

17:35.150 --> 17:36.150
‫اما راست میگی

17:36.160 --> 17:37.990
واقعاً خوب چیزیـه

17:39.240 --> 17:40.530
‫آره واقعاً

17:40.540 --> 17:41.740
‫فقط محض یادآوری

17:41.740 --> 17:45.160
‫مهلت‌ نوشتن پروپوزال‌های پروژه‌های تحقیقاتیِ
‫ مستقل‌تون داره تموم میشـه

17:45.160 --> 17:46.330
‫استثنائی وجود نداره

17:46.330 --> 17:49.400
‫برام مهم نیست که اومدین اینجا
‫«کهن‌الگوهای سایه‌ای یونگی» یاد بگیرین یا

17:49.400 --> 17:52.340
‫فقط اومدین بفهمین واسه چی
‫  مامان‌تون اینقدر دیوونه‌ست

17:52.340 --> 17:53.300
‫من خودم مامانم

17:53.300 --> 17:54.340
‫می‌دونم کیشا

17:54.340 --> 17:55.760
‫دخترت چند بار بهم زنگ زده

17:55.760 --> 17:56.470
‫خیلی‌خب

17:56.470 --> 17:58.720
‫قبل این که ول‌تون کنم برین
‫سوال دیگه‌ای ندارین؟

17:58.720 --> 18:00.100
‫من یه سوال دارم

18:00.720 --> 18:02.810
‫واسه چی جوابم رو نمیدی؟

18:02.810 --> 18:05.890
‫- خداییش؟
‫- وایسا ببینم، این بچه ۱۲ سالشـه؟

18:05.890 --> 18:08.020
‫مثل سریال دوجی،
‫نابغه‌ای چیزیـه؟

18:08.020 --> 18:09.650
‫- من ۲۰ سالمـه
‫- من هم همینطورر

18:09.650 --> 18:12.480
‫خب دیگه، می‌تونین برین.
‫شرمنده.

18:12.480 --> 18:14.860
‫یعنی چی؟

18:14.860 --> 18:16.990
‫اینقدر تند راه نرو

18:16.990 --> 18:18.990
‫قدم‌هات از من بلندترن

18:18.990 --> 18:20.030
‫پا بزن آشغال

18:24.620 --> 18:26.620
‫- چه دفتر قشنگی
‫- مرسی

18:26.620 --> 18:27.920
‫تو توش چی‌کار می‌کنی؟

18:28.790 --> 18:30.250
‫- استاد اوانز؟
‫- بله؟

18:30.250 --> 18:33.030
‫چند دقیقه وقت دارین تا درمورد
‫پروژه تحقیقاتی مستقلم صحبت کنیم؟

18:33.030 --> 18:34.340
‫آره. بشین.

18:34.340 --> 18:35.670
‫نه، داریم حرف می‌زنیم‌ها

18:35.670 --> 18:40.050
‫این خانم رو ببخش کیشا.
‫مشکل دیوونگی داره.

18:40.050 --> 18:42.510
‫- نمی‌بینم راه بیفتی، نمی‌بینم راه بیفتی
‫- چی؟

18:42.510 --> 18:44.390
‫- اینقدر نگو
‫- زود برمی‌گردم

18:44.390 --> 18:47.600
‫- ببخشید
‫- برو خایه‌های یه استاد دیگه رو بمال

18:47.600 --> 18:49.560
‫- چی؟
‫- آخه تو ساعت کاری هم نیست

18:49.560 --> 18:52.110
‫چه باکلاس،‌ استاد گابریل

18:52.110 --> 18:53.690
‫- اسممـه دیگه. اسممـه
‫- باکلاسـه

18:53.690 --> 18:55.440
‫- این چیـه؟
‫- برچسب معمولیـه

18:55.440 --> 18:57.240
‫- من هم از اینا می‌خوام
‫- برچسب معمولیـه

18:57.240 --> 18:58.900
‫- می‌دونی مشکلت چیـه؟
‫- چیـه؟

18:58.910 --> 19:02.030
‫اصلاً بلد نیستی حد و حدود رو نگه داری

19:02.030 --> 19:03.640
‫خدایا.
‫من بلد نیستم حد و حدود رو نگه دارم؟

19:03.640 --> 19:07.120
‫آره.
‫عاشق منی.

19:07.120 --> 19:09.120
‫- نه‌خیر. سنگم رو پس بده
‫- عاشق منی

19:09.120 --> 19:11.830
‫اصلاً برو پشت میز.
‫بجنب برو اونور میز.

19:11.830 --> 19:14.040
‫- خیلی‌خب
‫- بگیر بتمرگ. حدس بزن چیشده لیز؟

19:14.050 --> 19:15.960
‫الان اصلاً نمی‌تونم تحملت کنم. خب؟

19:15.960 --> 19:17.970
‫مجبور شدم یه شورت از کلاس هشتمم رو بپوشم

19:17.970 --> 19:19.470
‫چون وقت نکردم چمدون‌هام رو باز کنم

19:19.470 --> 19:24.220
‫باورت نمیشه چقدر کوچیکـه و
‫برای پشمای من، عین یه تخت‌آویز می‌مونـه

19:24.220 --> 19:25.350
‫مگه هنوز پشم داری؟

19:25.350 --> 19:27.640
‫سرم شلوغـه لیز.
‫پشمای شلوغیـه.

19:27.640 --> 19:29.640
‫هی. نباید لیزرش کنی.

19:29.640 --> 19:31.400
‫اتفاق باید بکنی.
‫حتماً برو تو فکرش.

19:31.400 --> 19:33.060
‫- خفه‌شو
‫- اصلاً می‌دونی چیـه؟

19:33.060 --> 19:34.020
‫چیـه؟

19:34.020 --> 19:38.490
‫اگه جرات داشتی و با جیمی کات می‌کردی
‫وقت چمدون باز کردن داشتی

19:38.490 --> 19:39.780
‫نظر من اینـه

19:39.780 --> 19:42.270
‫خیلی‌خب، پاهات رو از میزم بنداز پایین.
‫واقعاً بانمکن.

19:42.270 --> 19:43.280
‫- ممنون
‫- برو ببینم

19:43.280 --> 19:46.040
‫خیلی‌خب، به نظرم دلیل این که
‫نتونستم این کار رو بکنم

19:46.040 --> 19:47.360
‫به‌‌خاطر اینـه که حس می‌کنم

19:47.360 --> 19:49.910
‫دارم تموم درها رو به روی خودمون می‌بندم

19:49.910 --> 19:51.160
‫می‌دونم حرفم از روی ضعفمـه

19:51.170 --> 19:53.630
‫اما امیدوارم اگه یکم دیگه بهش وقت بدم

19:54.170 --> 19:55.590
جدی‌تر به رابطه‌مون فکر کنـه

19:57.550 --> 19:58.550
‫عزیزم

19:59.510 --> 20:00.680
نمی‌کنـه

20:01.760 --> 20:03.090
‫هیچوقت نمی‌کنـه

20:03.930 --> 20:05.100
‫خودت هم می‌دونی

20:06.810 --> 20:09.190
‫انگار نمی‌دونی کی باید بس کنی، آره؟

20:09.190 --> 20:10.060
‫نه راستش

20:10.060 --> 20:14.100
‫راستش رو بخوای، همینـه که باعث میشـه
‫نتونم باهات احساس صمیمیت کنم

20:15.230 --> 20:17.020
‫اصلاً گمشو از دفترم بیرون

20:17.030 --> 20:18.070
‫گبی

20:21.610 --> 20:22.820
‫باشه

20:25.070 --> 20:27.160
‫چرا باید بهش بگم جیمی‌بازی؟

20:27.160 --> 20:28.290
‫قبلاً کلمه‌ش تعریف شده

20:28.290 --> 20:30.200
‫مثلاً وقتی میگن طرف جیم شده

20:30.210 --> 20:31.870
‫هی، انگار عصبانی‌ای.
‫عصبانی‌ای؟

20:32.500 --> 20:33.500
‫عصبانی نیستم

20:33.500 --> 20:37.290
‫به‌خاطر تو ناراحتم،
‫ چون همه بیمارهام این رو میگن

20:37.300 --> 20:40.220
‫حسابی هم با گفتنش حال می‌کنن،
‫هفته‌‌ی بعد درموردش حرف می‌زنیم

20:42.090 --> 20:44.340
‫سلام، تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

20:44.340 --> 20:46.140
‫همه‌چی مرتبـه؟

20:46.140 --> 20:47.100
‫نمی‌دونم بابا

20:47.100 --> 20:50.100
‫فقط میگم می‌ترسم که دوباره از هم بپاشی

20:50.100 --> 20:52.980
‫بعد این که مامان مُرد،
‫یه روز بابام بودی و فرداش

20:52.980 --> 20:54.940
‫یه کارگر جنسی داشت می‌رسوندم مدرسه

20:54.940 --> 20:57.690
‫خب راننده تاکسی هم بود.
‫جفت اون کارها رو می‌کرد.

20:58.650 --> 21:01.400
‫ببین، لازم نیست دیگه نگران اون ماجرا باشی

21:02.360 --> 21:04.200
‫- حالم خوبـه
‫- مطمئنی؟

21:04.990 --> 21:06.910
‫چون اون موقع هم همش همین رو می‌گفتی

21:06.910 --> 21:09.490
‫ازت می‌پرسیدم که روزت چطور بود و
‫فقط می‌گفتی،

21:09.490 --> 21:11.410
‫«خوب بود. عالی بود.»

21:12.910 --> 21:13.920
‫خوب نبود

21:16.170 --> 21:17.880
مزخرف بود

21:18.550 --> 21:19.750
‫آره

21:20.590 --> 21:23.930
‫واقعاً خیلی شجاعی که
‫باهام روراست بودی

21:25.340 --> 21:29.300
‫آره خب، به‌خاطر گریس اضطراب دارم ولی
‫اما این فقط مربوط به بابای سر کاره،

21:29.310 --> 21:31.080
‫شب‌‌ها بابایی حالش خوبـه

21:31.420 --> 21:32.640
‫خودم شنیدم.
‫دوباره نمیگمش.

21:32.640 --> 21:33.560
‫ممنون

21:33.560 --> 21:35.980
‫مسئله اینـه که خودم می‌تونم
‫ از پسش بر بیام

21:36.310 --> 21:37.810
‫الان خیلی وضعیت بهتری دارم

21:38.480 --> 21:39.480
‫می‌دونم

21:39.980 --> 21:42.530
‫چندماه پیش یه چیزی عوض شد و

21:42.530 --> 21:46.160
‫حس کردم دوباره به زندگی برگشتی

21:48.370 --> 21:52.450
‫حالا هراتفاقی که بوده،
‫فقط لطفاً بهم بگو که...

21:52.450 --> 21:53.870
‫جیمی‌بازی در نمیارم

21:54.410 --> 21:56.670
‫- ولش کن. یه جنبشـه
‫- باشه

21:56.670 --> 21:58.710
‫فقط میگم هرکاری که بوده

21:58.710 --> 22:03.630
‫بهم قول بده که ادامه‌ش میدی

22:05.800 --> 22:07.010
‫قول میدم

22:12.020 --> 22:14.310
‫- خیلی‌خب. دوستت دارم. خدافظ
‫- چقدر سریع

22:15.020 --> 22:16.520
‫جیمی‌بازی خوش بگذره

22:22.610 --> 22:23.663
‫باهام مبارزه کن

22:24.240 --> 22:25.320
‫چی؟

22:25.640 --> 22:26.940
‫من برگشتم

22:27.360 --> 22:29.530
‫اگه ببرم،
‫باید بری رفیق ارتیشب رو ببینی

22:29.530 --> 22:31.240
‫زده به سرت؟

22:31.240 --> 22:32.490
‫دیگه راه افتادم‌ها

22:32.490 --> 22:33.830
‫واقعاً؟

22:33.830 --> 22:37.200
‫وقتی قراره روت جیمی‌بازی بشه
‫دیگه بقیه‌چیزها اهمیت ندارن

22:37.500 --> 22:38.620
‫آره، نگاه کن

22:38.630 --> 22:40.210
‫- الان آرومش می‌کنم. نگاه
‫- داش

22:40.210 --> 22:42.250
‫- هیپنوتیزم میشی. آرومش کردم
‫- بیخیال بابا

22:42.250 --> 22:44.420
‫راست، چپ، راست، چپ.
‫راست، چپ، راست، چپ.

22:44.420 --> 22:47.800
‫- این که...
‫- داره خوابت می‌بره

22:47.800 --> 22:49.640
‫اگه قبول کنم، بس می‌کنی؟

22:50.220 --> 22:53.060
‫فقط یادت باشه خودت خواستی‌ها

22:53.060 --> 22:54.560
‫به‌گمونم مشکلی برام پیش نمیاد

22:54.560 --> 22:56.140
‫تایم‌اوت

22:57.310 --> 22:58.370
‫گه توش

22:59.150 --> 23:00.150
‫تموم شد؟

23:00.150 --> 23:02.360
‫- نشگون!
‫- شوخیت گرفتـه؟

23:02.360 --> 23:04.070
‫- گرفتمت شاون
‫- رفیق. دیگه تموم شد

23:04.070 --> 23:05.530
‫تو این حرکت تبحر دارم.
‫یالا دیگه.

23:05.530 --> 23:07.360
‫- جیمی
‫- خودت رو آزاد کن

23:07.360 --> 23:08.650
‫- خودت رو آزاد کن شاون
‫- ولم کن جیمی

23:08.660 --> 23:09.910
‫تسلیم خواسته‌م شو

23:09.910 --> 23:11.240
‫تسلیمِ...

23:12.280 --> 23:13.280
‫گندش بزنن

23:13.280 --> 23:14.540
‫شرمنده رفیق.
‫حالت خوبـه؟

23:17.910 --> 23:20.400
‫واقعاً فکر می‌کنی آماده‌م که دوستم رو ببینم؟

23:21.960 --> 23:23.130
‫باشه خب.
‫میرم.

23:24.960 --> 23:25.960
‫چرا حرف نمی‌زنی؟

23:29.510 --> 23:30.720
‫اونا دندون‌هاتن؟

23:34.140 --> 23:35.560
‫خیلی‌خب.
‫دهنت رو باز کن پس.

23:37.140 --> 23:38.353
‫بازش کن

23:40.140 --> 23:41.310
‫ای وای

23:45.720 --> 23:49.550
‫« مامان: نمی‌تونم با خواهرت کنار بیام.
‫باید بگی بکشـه عقب. »

23:52.950 --> 23:54.450
‫الان موقع مناسبیـه؟

23:54.450 --> 23:57.330
‫نه. فکر نمی‌کنم هیچوقت موقع مناسبی بشه.

23:57.330 --> 24:00.040
‫مامانم و خواهرم دوباره
‫ جنگ راه انداختن و بهتر از این نمیشـه

24:00.040 --> 24:03.420
‫بعدش هم، اصلاً نمی‌دونم حوله‌حمومی‌هام کجان،

24:03.420 --> 24:05.750
‫برای همین چندوقته با یه قالیچه
‫خودم رو خشک می‌کنم

24:06.500 --> 24:10.260
‫و این که با شوهرِ بهترین رفیقم که
‫ مُرده می‌خوابم

24:10.260 --> 24:11.760
‫می‌خوای بدونی چرا؟

24:11.760 --> 24:13.390
‫واقعاً می‌خوام بدونم

24:13.390 --> 24:16.510
‫چون عین یه پرستار دلواپس می‌مونم که

24:16.510 --> 24:20.480
‫اگه یه استخر از مردهای
بدبخت و بیچاره رو نشونم بدی

24:20.480 --> 24:22.440
‫هردفعه یه جوری می‌پرم توش

24:22.440 --> 24:27.190
‫که انگار مایکل فلپس سیاه‌پوست
توش شیرجه زده

24:27.860 --> 24:33.460
‫تازه بدتر هم میشـه، ‫چون همین حالا
بدجوری ریدم به یکی از دوستام

24:33.460 --> 24:36.330
‫که واقعاً‌ می‌خواست ازم حمایت کنـه

24:36.330 --> 24:38.140
‫شاید بهتر باشه یه موقع دیگه برگردم

24:38.140 --> 24:40.330
‫نه، نه، نه.
‫الان عالیـه.

24:40.330 --> 24:43.540
حالا که همه‌چیز رو بهت گفتم،
‫تقریباً هرچی خوای رو

24:43.540 --> 24:47.000
‫قبول می‌کنم.
‫پس بگو کارت چیـه؟

24:47.840 --> 24:50.050
‫- مشاورم میشین؟
‫- آره

24:50.050 --> 24:51.950
‫و واسه یک‌شنبه‌شب‌ها بهم نوبت میدین؟

24:52.840 --> 24:54.090
عحب کله‌شقی هستی، کیشا

24:54.970 --> 24:56.300
‫خوش به حالت

25:05.480 --> 25:06.480
‫الو

25:06.480 --> 25:08.320
‫سلام جولی

25:09.190 --> 25:11.440
‫می‌خواستم یه چیزی بگم...

25:13.240 --> 25:14.640
‫الان نمی‌تونم صحبت کنم

25:14.640 --> 25:16.560
‫خودت زنگ زدی

25:17.990 --> 25:19.620
‫تونستم مسکل ساون رو حل کنم

25:19.620 --> 25:21.080
‫دندون‌هات کدوم گوری‌ان

25:21.080 --> 25:22.790
‫توی کیف‌پولمن، ولی چیزی نیست

25:22.790 --> 25:24.290
‫نوبت اورژانسی دندون‌پزسکی دارم

25:24.290 --> 25:26.210
‫گوس کن، ساون که من رو
‫ گرفت به بال کتک...

25:26.210 --> 25:28.420
‫- قبول کرد رفیق ارتِسیس رو ببینـه
‫- گرفتت به بال کتک؟

25:28.420 --> 25:29.550
‫می‌دونم چی می‌خوای بگی

25:29.550 --> 25:30.550
‫نه، نمی‌دونی

25:30.550 --> 25:33.050
‫که قول دادم یه روان‌سناس عادی باسم

25:33.050 --> 25:34.180
‫بشین

25:37.700 --> 25:39.930
‫پاول، قبل این که سروع کنی،
‫می‌خوام یه چیزی رو روسن کنم

25:39.930 --> 25:41.890
‫اگه از چسمام آب اومد،
‫واسه این نیست که ترسیدم

25:41.890 --> 25:45.400
‫واسه اینـه که واقعاً درد می‌کنـه.
‫خیلی زیاد.

25:46.060 --> 25:47.310
‫اون موقع بهت دروغ گفتم

25:50.280 --> 25:52.150
‫تو درمان یکی از بیمارهات گند زدی

25:52.780 --> 25:54.150
‫گریس رو یه کاریس می‌‌کنم

25:54.150 --> 25:55.650
‫نه، گریس رو نمیگم

25:55.660 --> 25:56.820
‫شاون رو میگم

25:56.820 --> 26:03.160
‫تو رسماً یه رابطه‌ی دوطرفه ایجاد کردی

26:03.870 --> 26:04.870
‫ای خدا، جیمی

26:04.870 --> 26:06.110
‫اون خونه‌تون زندگی می‌کنه

26:06.110 --> 26:08.000
‫جا واسه موندن نداست

26:08.000 --> 26:13.670
‫با همسایه‌‌ی سفیدپوست و میان‌سال و
‫ وحشتناکت، کار و کاسبی راه انداختـه

26:13.670 --> 26:14.840
‫این برات عادیـه؟

26:14.840 --> 26:16.170
‫بستگی به آدمس داره

26:16.180 --> 26:19.760
‫اصلاً کسی از زندگی خودش هست که

26:20.600 --> 26:22.270
‫باهاش در ارتباط باشـه؟

26:23.890 --> 26:26.100
‫خب چرا باهام رو راست نبودی؟

26:28.860 --> 26:33.030
‫چون فقط آلیس نیست که می‌دونه
‫تو چقدر آسیب‌پذیری

26:34.940 --> 26:38.910
‫همیشه میگی تنها چیزی که برات مهمـه،
‫حال خوب بیمارهاتـه

26:38.910 --> 26:39.990
‫آره

26:40.300 --> 26:41.990
‫فکر می‌کنی شاون این رو نمی‌دونـه؟

26:41.990 --> 26:46.710
‫حاضره هرچیزی بگه تا راضی نگهت داره

26:46.710 --> 26:48.370
‫حتی شده دروغ

26:50.210 --> 26:54.300
‫اما وظیفه‌ی اون بچه نیست که
‫حال تو رو خوب کنـه

26:56.260 --> 26:59.010
‫من درمورد ساون استباهی نکردم

26:59.010 --> 27:00.720
‫اون بزرگ‌ترین دستاورد منـه

27:00.720 --> 27:02.756
‫اینقدر کلمات «ش»‌دار نگو

27:02.781 --> 27:03.760
‫سرمنده

27:03.770 --> 27:04.930
‫گه توس، دوباره گفتم

27:05.770 --> 27:06.770
‫سرمنده

27:08.140 --> 27:10.230
‫شاون دیگه نباید بیمارت باشـه

27:17.450 --> 27:18.490
‫نه

27:19.070 --> 27:20.160
‫درموردس استباه می‌کنی

27:21.200 --> 27:23.520
‫اون داره پیسرفت می‌کنـه

27:24.160 --> 27:27.710
‫و من از صمیم قلبم مطمئنم که
‫بهس کمک می‌کنم موفق بسـه

27:49.520 --> 27:50.640
‫سلام عزیزم

27:50.650 --> 27:54.940
‫به‌نظرم اگه این کره‌‌ی زمین رو بذاریم
‫ توی توالت، خیلی باحال میشـه

27:54.940 --> 27:56.280
‫تو این نمایش دیالوگی نداری

27:56.280 --> 27:58.860
‫- هیچوقت دیالوگی ندارم
‫- اشکال نداره. بذارش تو دفترش

27:59.610 --> 28:01.740
‫- اینجا چه خبره؟
‫- از کجا معلوم؟

28:01.740 --> 28:04.200
‫بهم گفتن بیام نوشیدنی و تنقلات بخوریم

28:05.160 --> 28:06.660
‫سه‌تایی‌تون همه‌ی این کارها رو کردین؟

28:06.660 --> 28:08.620
‫تقریباً تمومـه.
‫فقط مونده لباس‌زیرهات و

28:08.620 --> 28:13.590
‫یه کارتن از چیزایی که مطمئنم ‫حرف زدن
درموردش از حد دوستی‌مون خارجـه

28:13.590 --> 28:15.290
‫بدش من ببینم،
‫پایین رو نگاه نکن

28:15.300 --> 28:17.000
‫خب بچه‌ها، می‌تونین کارتن‌ها رو صاف کنین

28:17.010 --> 28:19.420
‫از اون کارهای دگرجنس‌گرایانه‌ست

28:19.420 --> 28:21.220
‫- من یکم استراحت کنم
‫- نه‌خیرم

28:21.220 --> 28:22.220
‫بیخیال بابا

28:22.970 --> 28:24.180
‫عاشق مچاله کردن کارتنم

28:24.180 --> 28:25.260
‫مطمئنم

28:27.930 --> 28:29.470
‫خیلی رفتارم باهات زشت بود

28:29.480 --> 28:31.310
‫چرا این کار رو برام می‌کنی؟

28:32.350 --> 28:35.270
‫تو کشوت سنگ داشتی.
‫عاشقتم.

28:36.230 --> 28:37.263
‫ببخشید

28:38.230 --> 28:40.490
‫اشکالی نداره.
‫بیا بغلم.

28:44.280 --> 28:47.040
‫می‌دونی که درهرصورت
‫ امشب با جیمی سکس می‌کنم دیگه؟

28:47.040 --> 28:48.410
‫آره عزیزم

28:54.920 --> 28:57.020
‫می‌بینم که جناب فضانورد برگشتـه

28:58.630 --> 29:00.510
‫خودت گفتی فضا می‌خوام

29:01.470 --> 29:03.480
‫معلومـه حسابی بهش فکر کردی‌ها

29:06.550 --> 29:07.850
‫هی، ببین

29:07.850 --> 29:10.770
‫راه راحتی برای گفتنش نیست
‫برای همین همینطوری میگم

29:13.980 --> 29:15.150
‫دوستت دارم

29:18.400 --> 29:19.900
‫خب، خیلی بد شد

29:20.490 --> 29:23.280
‫آره خب،
‫باور کن چیزی نیست که می‌خواستم

29:25.950 --> 29:27.160
‫من هم دوستت دارم

29:28.240 --> 29:29.660
‫- گندش بزنن
‫- آره

29:30.750 --> 29:32.620
‫ترسیده بودم که این رو بگی

29:46.050 --> 29:47.220
‫این تیکه کلام منـه

29:49.310 --> 29:51.060
‫مگه نه؟
‫خیلی تند داشتن می‌دویدن

29:51.060 --> 29:52.270
‫- آره
‫- کوچولوهای...

29:52.270 --> 29:53.600
‫ابرانسانی

29:53.600 --> 29:55.600
‫حدس بزنین چی دوباره در اومده؟

29:56.406 --> 29:57.348
‫ایول

29:57.373 --> 29:59.110
‫مبارکـه بابا.
‫دندون‌دار شدی.

29:59.110 --> 30:02.160
‫فکر نمی‌کردم حداقل تا چندین سال دیگه
‫این رو بهم بگی

30:02.900 --> 30:05.840
‫- قرارت با دوستت چیشد؟
‫- عالی بود. خوشحالم مجبورم کردی

30:05.840 --> 30:07.640
‫باشه، عالیـه

30:08.030 --> 30:09.580
‫مشت خطرناکی بود؟

30:09.580 --> 30:11.660
‫نه بابا.
‫صورت همچین کاری رو نداره.

30:11.660 --> 30:13.750
‫- صورتش واقعی نیست
‫- جداً؟

30:13.750 --> 30:15.330
‫یه صورت معمولی داره

30:16.670 --> 30:18.080
‫نرفتی ببینیش، مگه نه؟

30:21.710 --> 30:23.420
‫آلیس؟
‫میشه یه لحظه ما رو تنها بذاری؟

30:23.420 --> 30:24.510
‫آره

30:47.070 --> 30:50.830
‫- سلام
‫- شرمنده، از روی عادت بود

30:51.660 --> 30:53.120
‫اشکالی نداره

30:53.120 --> 30:55.040
‫بیا بچه.
‫بیا که کلی کار داریم.

30:55.040 --> 30:56.920
‫به دسته‌ی بالاتر خوش اومدی

30:57.830 --> 31:00.830
‫خب دیگه،
‫به گمونم بعداً همدیگه رو می‌بینیم

31:00.840 --> 31:02.000
‫امیدوارم

31:02.000 --> 31:03.800
‫ای خدا.
‫شما با هم زندگی می‌کنین‌ها.

31:03.800 --> 31:07.030
‫می‌تونین از اتاق‌خواب‌هاتون
‫ برای همدیگه دست تکون بدین. بیا دیگه!

31:12.390 --> 31:13.970
‫نمی‌دونم چرا اینقدر رو مخمـه

31:13.970 --> 31:16.100
‫فقط نمی‌خواستم برم اون کافی‌شاپ

31:17.480 --> 31:18.480
‫ببین بچه

31:19.900 --> 31:21.860
‫جیمی یه چیزی رو درست می‌گفت،

31:21.860 --> 31:25.490
‫اهمیت رو در رو شدن با
‫ اهریمن‌های توی سرت

31:26.570 --> 31:29.990
‫اگه به معنی دیدن یه رفیق قدیمی باشه،
‫خودت بلدی باهاش کنار بیای

31:31.120 --> 31:32.120
‫انجامش بده

31:32.600 --> 31:36.100
‫نمی‌تونی تموم زندگیت، از حادثه‌ای که
‫ برات اتفاق افتاده، فرار کنی

31:38.870 --> 31:43.460
‫اگه نتونی واقعاً‌ با گذشته‌ت کنار بیای،
‫دوباره برمی‌گرده سراغت

31:56.520 --> 31:58.480
‫اومدم معذرت‌خواهی کنم

31:58.480 --> 32:00.230
‫کردی. حالا برو.

32:00.960 --> 32:02.190
‫می‌دونم باید ازم متنفر باشی...

32:02.190 --> 32:04.310
‫- گورت رو گم کن
‫- ...اما می‌خواستم بدونم....

32:04.320 --> 32:06.690
‫- خیلی دوست دارم که...
‫- گورت رو گم کن!

32:06.690 --> 32:09.700
‫گورت رو گم کن!
‫گمشو بیرون!

32:15.990 --> 32:17.790
‫و وقتی این اتفاق بی‌افته...

32:18.793 --> 32:19.786
‫چه اتفاقی؟

32:22.500 --> 32:24.540
‫سلام، بقیه‌ی روزت چطور بود؟

32:25.300 --> 32:26.630
‫آره، آره، خوب بود

32:27.420 --> 32:28.490
‫عالی بود

32:36.290 --> 32:56.290
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
