WEBVTT

00:01.000 --> 00:06.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:06.850 --> 00:08.267
‫آنچه گذشت...‬

00:08.272 --> 00:10.111
‫همه‌ی این زن‌ها ناپدید شدن‬

00:10.125 --> 00:11.835
‫توی فاصله‌ی چند روز‬
‫از جشنواره‌ی ماهِ خونین

00:11.840 --> 00:13.290
‫این خواهرته.‬

00:13.410 --> 00:15.005
‫فکر می‌کنم هر کسی که جسیکا وینترز رو کشته،‬

00:15.010 --> 00:16.605
‫خواهرم زویی رو هم کشته.‬

00:16.610 --> 00:18.505
‫فکر می‌کنم یه قاتلِ زنجیره‌ای
‫ توی این شهر آزاده.‬

00:18.510 --> 00:20.915
‫و جشنواره‌ی ماه خونین‬
‫شکارگاهِ اونه.‬

00:20.920 --> 00:23.190
‫همین الان حواست به ون وین‌رایت باشه.‬

00:23.520 --> 00:24.615
‫وکیلش تو راهه.‬

00:24.620 --> 00:26.015
‫تو برو خونه.‬

00:26.020 --> 00:27.515
‫می‌خوام برای فردا سرحال باشی.‬

00:27.520 --> 00:30.325
‫سلام مامان. ساعت ۸ برای صبحانه می‌آم خونه،‬

00:30.330 --> 00:31.530
‫دوستت دارم.‬

00:35.000 --> 00:42.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:08.660 --> 01:11.065
‫کسیدی کمپبل؟‬
‫من معاون فاکس هستم.‬

01:11.070 --> 01:13.735
‫می‌دونم یکی زنگ زده،‬
‫ولی حالم خوبه.‬

01:13.740 --> 01:15.435
‫باید بیام تو.‬

01:15.440 --> 01:18.950
‫برای گزارش‌های مزاحمت خانگی،‬
‫روال کار اینطوریه.‬

01:19.001 --> 01:24.605
‫هشت سال پیش

01:24.610 --> 01:26.252
‫داشتم تمیزکاری می‌کردم.‬

01:29.230 --> 01:30.545
‫من اهل دِدواترم.‬

01:30.550 --> 01:32.585
‫فکر می‌کردم همه‌ی بشقاب‌ها‬
‫تَرَک دارن‬

01:32.590 --> 01:34.338
‫تا وقتی که هفت سالم شد.‬

01:37.460 --> 01:38.485
‫اهل دِدواتری؟‬

01:38.490 --> 01:40.125
‫ظاهرم گولت نزنه.‬

01:40.130 --> 01:41.651
‫هنوز اینجاست؟‬

01:43.379 --> 01:44.009
‫رفت.‬

01:45.400 --> 01:47.164
‫امم، و حالم خوبه.‬

01:48.770 --> 01:52.951
‫آه، متأسفم که مجبور شدی‬
‫تا اینجا بیای، معاون.‬

01:52.956 --> 01:53.476
‫میکی.‬

01:54.480 --> 01:56.790
‫جای دیگه‌ای ندارم که برم.‬

01:57.110 --> 01:58.570
‫واقعاً چیزی نیست.‬

02:00.255 --> 02:01.425
‫زیاده‌روی کردم.‬

02:01.880 --> 02:03.970
‫این چیزیه که اون بهت می‌گه؟‬

02:05.899 --> 02:06.709
‫من، اه...‬

02:07.720 --> 02:08.607
‫نمی‌دونم.‬

02:10.860 --> 02:13.070
‫دیگه نمی‌دونم، فقط...‬

02:14.400 --> 02:16.495
‫همش فکر می‌کنم که‬
‫یه چیزی رو فراموش کردم،‬

02:16.500 --> 02:18.225
‫ولی یادم نمیاد.‬

02:18.230 --> 02:20.465
‫خیلی خسته‌م،‬
‫اونم نمی‌ذاره بخوابم.‬

02:20.470 --> 02:21.735
‫نمی‌تونم فکر کنم. من...‬

02:21.740 --> 02:24.105
‫هی، هی، هی، کسیدی،‬
‫اشکالی نداره.‬

02:24.110 --> 02:25.465
‫فقط با من نفس بکش، باشه؟‬

02:25.470 --> 02:27.716
‫چهار شماره دم، چهار شماره بازدم.‬

02:30.650 --> 02:32.948
‫آفرین. فقط نفس بکش.‬

02:33.180 --> 02:35.472
‫- خب، بشین.‬
‫- باشه.‬

02:36.165 --> 02:37.805
‫تو زیاده‌روی نمی‌کنی.‬

02:37.820 --> 02:39.615
‫اون داره بهت دروغ می‌گه.‬

02:39.620 --> 02:42.015
‫داره کنترلش رو از دست می‌ده‬
‫و ترسیده.‬

02:42.020 --> 02:44.259
‫نمی‌خواد بدونی‬
‫چقدر قوی هستی.‬

02:45.150 --> 02:46.260
‫من رقت‌انگیزم.‬

02:47.360 --> 02:49.799
‫آخه چه جور آدمی اجازه می‌ده‬
‫کسی باهاش اینطوری رفتار کنه؟‬

02:50.342 --> 02:50.742
‫هی.‬

02:51.330 --> 02:54.165
‫می‌دونم چقدر برات سخت بود‬
‫که درخواست کمک کنی،‬

02:54.170 --> 02:56.140
‫ولی انجامش دادی، زنگ زدی.‬

02:57.470 --> 02:59.375
‫یه پناهگاه برای زن‌ها هست.‬

02:59.380 --> 03:00.535
‫۲۴ ساعته بازه...‬

03:00.540 --> 03:02.609
‫نه، نمی‌تونم. متأسفم.‬

03:02.680 --> 03:05.045
‫آمادگی‌شو ندارم. مـ...متأسفم که مجبور شدی‬

03:05.050 --> 03:06.850
‫- وقتت رو تلف کنی، معاون.‬
‫- هی.‬

03:06.855 --> 03:09.615
‫من فقط دو بار عذرخواهی رو قبول می‌کنم،‬
‫داری از حدش می‌گذرونی.‬

03:09.620 --> 03:11.360
‫مجبورم نکن بازداشتت کنم.‬

03:18.390 --> 03:21.855
‫اسم خیابونی که توش بزرگ شدی چی بود؟‬

03:21.860 --> 03:23.695
‫کدوم خیابون؟ نمی‌دونم.‬

03:23.700 --> 03:25.703
‫جاده‌ی قناری. چرا؟‬

03:25.870 --> 03:27.330
‫این شماره موبایلمه.‬

03:28.800 --> 03:31.990
‫هر اتفاقی افتاد، شب یا روز،‬
‫بهم زنگ بزن.‬

03:32.010 --> 03:33.460
‫اگه تو خطر بودی،‬

03:33.640 --> 03:37.205
‫اگه نمی‌تونستی راحت حرف بزنی،‬
‫بگو «قناری»،‬

03:37.210 --> 03:38.730
‫اونوقت می‌فهمم تویی،‬

03:38.850 --> 03:42.112
‫و میام دنبالت،‬
‫کسیدی.‬

03:45.550 --> 03:47.655
‫می‌دونیم حداقل‬
‫دو تا از دخترای ناپدید شده‬

03:47.660 --> 03:49.885
‫قبل از غیب شدنشون‬
‫ون وین‌رایت رو می‌شناختن.‬

03:49.890 --> 03:51.655
‫آره، اینا همه‌ش شواهده،‬
‫ولی...‬

03:51.660 --> 03:53.725
‫بون، رسیدهایی هست،‬

03:53.730 --> 03:55.095
‫- بلیط‌های هواپیما،‬
‫- آره، آره.‬

03:55.100 --> 03:57.895
‫عکس‌هایی ازش توی برلین،‬
‫مارسی.‬

03:57.900 --> 03:59.565
‫اگه وقتی سه تا از اون زن‌ها‬

03:59.570 --> 04:00.865
‫ناپدید شدن اصلاً توی کشور نبوده،‬

04:00.870 --> 04:02.605
‫پس نمی‌تونه‬
‫قاتل ماه خونین باشه.‬

04:02.610 --> 04:04.590
‫خب، برگشتیم سر خونه‌ی اول.‬

04:05.579 --> 04:06.631
‫کسی کسیدی رو ندیده؟‬

04:06.636 --> 04:07.375
‫فرستادمش خونه.‬

04:07.380 --> 04:09.205
‫- چه خبره؟‬
‫- مامانش اینجاست.‬

04:09.210 --> 04:10.205
‫- لوری؟‬
‫- اوهوم.‬

04:10.210 --> 04:11.505
‫- چرا؟‬
‫- نمی‌دونم.‬

04:11.510 --> 04:12.645
‫تا دیدمش‬ جیم شدم.‬

04:12.650 --> 04:13.930
‫به نظر می‌رسه...‬

04:14.620 --> 04:16.370
‫همونطوریه که همیشه هست.‬

04:16.520 --> 04:18.585
‫این زن فقط یه حالت داره.‬
‫جوش آوردن.‬

04:18.590 --> 04:20.255
‫- آروم باش لوری، من اینجام.‬
‫- چه خبر شده؟‬

04:20.260 --> 04:23.220
‫با یه پیام صوتی از طرف کسیدی بیدار شدم.‬

04:23.790 --> 04:25.025
‫خیلی عجیب بود.‬

04:25.030 --> 04:26.855
‫سعی کردم بهش زنگ بزنم، ولی جواب نداد.‬

04:26.860 --> 04:29.125
‫رفتم اونجا، خبری نبود.‬

04:29.130 --> 04:30.820
‫دارم بهت می‌گم، میکی،‬

04:31.170 --> 04:32.995
‫- یه حس بدی دارم.‬
‫- آروم باش، لوری.‬

04:33.000 --> 04:36.260
‫طوری نیست.‬
‫می‌تونی پیام رو برامون پخش کنی؟‬

04:37.240 --> 04:38.170
‫سلام مامان.‬

04:39.140 --> 04:41.746
‫منم. می‌دونم دیره،‬

04:42.080 --> 04:44.105
‫ولی باید یه چیزی بهت بگم.‬

04:44.110 --> 04:47.645
‫ساعت ۸ برای صبحانه می‌آم خونه،‬

04:47.650 --> 04:49.210
‫درست مثلِ قدیما.‬

04:50.713 --> 04:51.989
‫دوستت دارم.‬

04:54.760 --> 04:56.572
‫قناری.‬

04:58.960 --> 05:00.455
‫می‌بینی منظورم چیه؟‬

05:00.460 --> 05:03.125
‫قناری یعنی چی، میکی؟‬
‫کسیدی کجاست؟‬

05:03.130 --> 05:05.295
‫میکی، کسیدی کجاست؟‬

05:05.300 --> 05:06.570
‫اممم، نمی‌دونم.‬

05:06.636 --> 05:08.595
‫اون...‬
‫امروز هنوز نیومده سر کار.‬

05:08.609 --> 05:10.635
‫یه اتفاقی افتاده.‬

05:10.640 --> 05:12.605
‫- می‌دونم یه اتفاق بدی افتاده.‬
‫- لوری، هنوز چیزی نمی‌دونیم.‬

05:12.610 --> 05:14.092
‫بهم دروغ نگو.‬

05:15.234 --> 05:17.905
‫اون فقط به خاطر تو پلیس شد.‬

05:17.910 --> 05:20.675
‫اجازه بدید بررسی کنیم،‬
‫خانم کمپبل،‬

05:20.680 --> 05:24.470
‫و به محض اینکه چیزی فهمیدیم‬
‫باهاتون تماس می‌گیریم.‬

05:24.490 --> 05:25.010
‫خیلی خب.‬

05:30.941 --> 05:34.072
‫اون پیام...‬
‫اون پیام برای من بود.‬

05:34.077 --> 05:35.895
‫منظورت چیه؟ اون پیام صوتی‬
‫که برای مامانش بود.‬

05:35.900 --> 05:38.095
‫قناری. این یه کدِ وضعیتِ اضطراریه.‬

05:38.100 --> 05:39.600
‫باید پیداش کنیم.‬

05:42.770 --> 05:44.273
‫کسیدی!‬

05:50.680 --> 05:53.645
‫واقعاً اون آهن‌پاره‌ رو‬
‫تبدیل به ماشین کرد.‬

05:53.650 --> 05:54.975
‫رئیس، به نظر می‌رسه به ماشین گشت دست نزدن.‬

05:54.980 --> 05:56.175
‫درها قفلن.‬

05:56.180 --> 05:57.785
‫مطمئنیم کسیدی همین‌جا بوده‬

05:57.790 --> 05:59.315
‫- وقتی اون اتفاق افتاد؟‬
‫- وقتی چه اتفاقی افتاد؟‬

05:59.320 --> 06:00.655
‫کل چیزی که داریم‬
‫یه پیام صوتی عجیبه‬

06:00.660 --> 06:02.455
‫و لوری هم که مثل همیشه‬
‫از کوره در رفته.‬

06:02.460 --> 06:03.168
‫هیس!‬

06:05.160 --> 06:07.030
‫اون صدای تیک‌تیک چیه؟‬

06:12.100 --> 06:14.365
‫تابلوی نئونِ مغازه‌ی مشروب‌فروشی‬
‫اتصالی کرده.‬

06:14.370 --> 06:16.630
‫این صدا توی پیام صوتی هم هست.‬

06:16.910 --> 06:18.505
‫جای درستی هستیم.‬

06:18.510 --> 06:19.805
‫کسیدی دیشب همین‌جا بوده.‬

06:19.810 --> 06:21.175
‫خیلی خب، هنک،‬
‫با صاحب مغازه صحبت کن.‬

06:21.180 --> 06:22.275
‫ببین چیزی توی دوربین‌ها‬
‫ضبط شده یا نه.‬

06:22.280 --> 06:23.150
‫چشم، رئیس.‬

06:24.650 --> 06:25.050
‫خب.‬

06:26.294 --> 06:27.649
‫طبق اون پیام،‬

06:27.654 --> 06:29.175
‫می‌دونیم که کسیدی‬
‫از ماشین پیاده شده،‬

06:29.180 --> 06:30.340
‫در رو بسته.‬

06:30.550 --> 06:32.530
‫به سمت خونه می‌ره.‬

06:33.520 --> 06:35.455
‫یه صدایی می‌آد،‬
‫صدای جرقه.‬

06:35.460 --> 06:36.925
‫مثلِ، تقریباً مثلِ یه...‬

06:36.930 --> 06:37.860
‫شوکر. شوکر.‬

06:38.414 --> 06:39.149
‫آره.‬

06:40.300 --> 06:42.055
‫و بعدش صدای افتادن می‌آد.‬

06:42.060 --> 06:44.195
‫انگار افتاده و سرش خورده به جایی.‬

06:44.200 --> 06:46.165
‫توی ورودی پارکینگ خونی نیست،‬
‫اینجا هم خونی نیست.‬

06:46.170 --> 06:47.390
‫اون چیه، اه...‬

06:47.412 --> 06:47.872
‫بون.‬

06:48.700 --> 06:50.565
‫همین الان با مرکز تماس بگیر.‬

06:50.570 --> 06:52.635
‫به تیم بررسی صحنه‌ی جرم نیاز داریم.‬

06:52.640 --> 06:54.935
‫- اون خونه؟‬
‫- به تیم پزشکی قانونی نیاز دارم توی...‬

06:54.940 --> 06:57.335
‫وای خدای من، اون دزدیدش.‬

06:57.340 --> 06:58.705
‫- ویدیو رو گرفتی؟‬
‫- قاتلِ ماهِ خونین...‬

06:58.710 --> 07:00.345
‫حتماً فهمیده بوده که کسیدی‬
‫دنبالشه...‬

07:00.350 --> 07:01.915
‫هنک، ویدیو رو گرفتی؟‬

07:01.920 --> 07:04.045
‫صاحب مغازه ویدیو رو بهم نداد.‬

07:04.050 --> 07:06.200
‫گفت بدون حکم نمی‌ده.‬

07:08.020 --> 07:09.364
‫بریم.‬

07:14.100 --> 07:17.040
‫مگه لکنت دارم؟‬
‫گفتم تا حکم نباشه، ویدیو هم خبری نیست.‬

07:17.045 --> 07:18.485
‫سلام. روی.‬

07:18.530 --> 07:21.435
‫نمی‌دونم معاون ایگلسیاس‬
‫منظورش رو درست رسوند یا نه.‬

07:21.440 --> 07:24.564
‫ویدیوی تو می‌تونه جونِ‬
‫یه معاون رو نجات بده.‬

07:24.629 --> 07:26.429
‫اون دیگه مشکلِ من نیست.‬

07:26.440 --> 07:28.300
‫مشکلت چیه، روی؟‬

07:28.310 --> 07:29.120
‫مشکلِ من؟‬

07:29.550 --> 07:30.775
‫نُه ماهِ تمام شماها‬
‫مغازه‌م رو تخته کردید،‬

07:30.780 --> 07:32.545
‫همه‌ش هم به خاطر اینکه کارت شناساییِ‬
‫چند نفر رو نگاه نکرده بودم.‬

07:32.550 --> 07:33.875
‫ممکن بود همه‌چیزم رو از دست بدم.‬

07:33.880 --> 07:37.020
‫مشکلِ من اینه.‬
‫حالا اگه اجازه بدی...‬

07:37.890 --> 07:40.661
‫اوه، مردِ سرسخت.‬

07:40.681 --> 07:44.080
‫می‌خوای چیکار کنی، مردِ سرسخت؟‬
‫می‌خوای منو بزنی؟‬

07:46.290 --> 07:48.320
‫داری چه غلطی می‌کنی؟‬

07:50.170 --> 07:51.920
‫دیگه بسه. من می‌خوام...‬

07:51.930 --> 07:53.330
‫می‌خوای چیکار کنی؟‬

07:54.300 --> 07:56.220
‫می‌خوای به پلیس زنگ بزنی؟‬

07:59.370 --> 08:01.805
‫همون‌طور که گفتم، ویدیوی تو‬

08:01.810 --> 08:04.370
‫می‌تونه جونِ یه معاون رو نجات بده.‬

08:05.638 --> 08:07.328
‫هرچی، باشه، برش دار.‬

08:15.037 --> 08:16.331
‫فقط یه مشت اراذل و اوباشین.‬

08:16.336 --> 08:17.508
‫بهم چی گفتی؟‬

08:17.517 --> 08:18.920
‫دوباره بگو. بگو!‬

08:37.745 --> 08:38.960
‫خودشه.‬

08:38.967 --> 08:40.015
‫قاتلِ ماهِ خونینه.‬

08:40.020 --> 08:41.716
‫ساکت. برگرد، برگرد،‬

08:41.721 --> 08:44.401
‫برگرد، برگرد،‬
‫برگرد.‬

09:12.531 --> 09:23.000
‫سرزمین کلانتر
‫فصل اول قسمت پانزدهم:
‫آخرین دختران شهرستان اجواتر

09:24.475 --> 09:27.229
‫کسیدی کمپبل‬
‫ساعت ۱۲:۲۱ نیمه‌شب ربوده شد.‬

09:27.234 --> 09:30.303
‫معتقدیم قاتلِ ماهِ خونین اون رو دزدیده.‬

09:30.400 --> 09:31.777
‫اوایلِ همون روز،‬

09:31.782 --> 09:34.269
‫اون بقایای جسدِ دوتا از
‫قربانی‌هاش رو پیدا کرد.‬

09:34.274 --> 09:37.243
‫فکر می‌کنیم اون معاون کمپبل...‬

09:37.340 --> 09:38.718
‫کسیدی رو...‬

09:38.740 --> 09:41.505
‫دزدیده تا جلوی تحقیقاتِ ما رو بگیره.‬

09:41.510 --> 09:42.910
‫اشتباهِ بزرگی کرد.‬

09:43.180 --> 09:44.805
‫کاری می‌کنیم پشیمون بشه.‬

09:44.810 --> 09:47.545
‫۱۰ ساعت و ۵۸ دقیقه از
‫وقتی دزدیده شده می‌گذره.‬

09:47.550 --> 09:51.045
‫هیچ‌کس نمی‌خوابه‬
‫تا وقتی کسیدی به سلامت برگرده خونه.‬

09:51.050 --> 09:52.585
‫یه هوندای سی‌آر-ویِ آبی تعقیبش می‌کرد‬

09:52.590 --> 09:54.115
‫از همون لحظه‌ای که
‫جشنواره‌ی ماهِ خونین رو ترک کرد.‬

09:54.120 --> 09:55.655
‫شیشه‌ها دودی‌ان.‬

09:55.660 --> 09:58.355
‫ببین چطوری نور از روی پلاک بازتاب می‌شه.‬

09:58.360 --> 09:59.895
‫ممکنه اسپریِ ضدِ دوربین زده باشه.‬

09:59.900 --> 10:01.795
‫سی‌آر-وی درست بعد از اینکه از
‫خونه‌ش دور می‌شه، غیب می‌شه.‬

10:01.800 --> 10:04.465
‫انگار قاتل تمامِ نقاطِ کور رو می‌شناخته.‬

10:04.470 --> 10:06.495
‫داده‌های دکل‌های مخابراتی اومد.‬

10:06.500 --> 10:07.835
‫بعد از اینکه کسیدی رو گرفتن،
‫هیچ سیگنالی دریافت نشده.‬

10:07.840 --> 10:09.395
‫حتماً سیم‌کارتش رو دور انداخته.‬

10:09.400 --> 10:11.035
‫زمینی که قربانی‌های دِدواتر توش پیدا شدن‬

10:11.040 --> 10:12.527
‫متعلق به شخصی به اسمِ اِد فرگوسن بود.‬

10:12.532 --> 10:14.205
‫وقتی اکثرِ دخترا دزدیده شدن،
‫اون توی زندانِ فدرال بود،‬

10:14.210 --> 10:15.835
‫و همون‌جا هم سه سالِ پیش مُرد.‬

10:15.840 --> 10:17.075
‫یه بن‌بستِ دیگه.‬

10:17.080 --> 10:18.475
‫با مددکاری اجتماعی تماس بگیرین.‬

10:18.480 --> 10:19.915
‫هر ذره اطلاعاتی که

10:19.920 --> 10:22.650
‫در موردِ اون دخترای گمشده
‫دارن رو می‌خوام‬.‬

10:43.710 --> 10:45.943
‫اون منو می‌کشه.‬

10:49.210 --> 10:51.760
‫اگه تو اینجایی، اون منو می‌کشه.‬

10:52.659 --> 10:53.699
‫وای خدای من.‬

10:55.456 --> 10:56.846
‫تو جین یارو هستی.‬

10:57.390 --> 10:59.045
‫آخرین دختری که گم شد.‬

10:59.050 --> 11:00.815
‫«قدیمی‌ها برن، جدیدها بیان.»‬

11:00.820 --> 11:03.600
‫دو ساله که این پایین بودی؟‬

11:05.290 --> 11:07.448
‫دانا، جسیکا، مگی.‬

11:08.176 --> 11:10.073
‫و اگه...‬

11:10.470 --> 11:11.810
‫اگه تو اینجایی...‬

11:11.900 --> 11:14.694
‫اگه تو ای... اینجایی،‬
‫اون می‌خواد...‬

11:14.699 --> 11:16.495
‫- اون می‌خواد بکش...‬
‫- جین.‬

11:16.500 --> 11:17.957
‫نفس بکش.‬

11:18.170 --> 11:20.275
‫تا چهار بشمار و نفس بکش،
‫تا چهار بشمار و بده بیرون.‬

11:20.280 --> 11:21.670
‫با من انجامش بده.‬

11:30.850 --> 11:32.545
‫من پلیسم، جین.‬

11:32.790 --> 11:36.500
‫اسمِ همه‌ی دخترای گمشده رو از کجا می‌دونی؟‬

11:46.796 --> 11:51.613
‫میزی، جسی....

11:52.819 --> 11:54.893
‫واندا، هانا...

11:55.880 --> 11:57.583
‫مولی، زویی

12:22.600 --> 12:24.460
‫بلندترین خنده رو داشت.‬
‫(گمشده: جین یارو)

12:25.658 --> 12:26.118
‫جین.‬

12:26.610 --> 12:28.835
‫هر بار با خودم فکر می‌کردم
‫چطور همچین صدای بلندی‬

12:28.840 --> 12:30.290
‫از اون جثه میاد...‬

12:31.210 --> 12:32.247
‫متأسفم.‬

12:32.820 --> 12:34.845
‫- خبری از کسیدی نشد؟‬
‫- هنوز نه.‬

12:34.850 --> 12:36.315
‫همه‌ش همینه، استفانی؟‬

12:36.320 --> 12:37.415
‫هر دختری که از مددکاری اجتماعی رد شده‬

12:37.420 --> 12:40.185
‫بینِ سنِ ۱۸ تا ۲۶ سال.‬

12:40.190 --> 12:42.515
‫من میزی و زویی رو هم می‌شناختم،‬

12:42.520 --> 12:44.525
‫پس اگه سؤالی داشتین در خدمتم.‬

12:44.530 --> 12:46.455
‫دیشب با کسیدی صحبت کردی.‬

12:46.460 --> 12:47.895
‫چیزی نگفت؟‬

12:47.900 --> 12:50.065
‫چیزی در موردِ سرنخ‌هایی
‫که دنبالشون بود نگفت؟‬

12:50.070 --> 12:51.665
‫بله، اتفاقاً چرا.‬

12:51.670 --> 12:54.559
‫خیلی مشتاق بود در موردِ کسی
‫که مگی شیپلی رو می‌شناخت بدونه.‬

12:55.525 --> 12:56.559
‫ون وین‌رایت.‬

12:56.564 --> 12:58.705
‫امروز صبح اتهامش رو رد کردیم.‬

12:58.710 --> 13:00.350
‫این خیلی کمک‌کننده‌ست.‬

13:00.540 --> 13:02.771
‫آره، مثل خاموش کردنِ اجاقِ گاز‬

13:02.776 --> 13:04.405
‫بعد از اینکه خونه سوخته و خاکستر شده.‬

13:04.410 --> 13:05.805
‫باید بهم مدال بدن.‬

13:05.810 --> 13:07.845
‫استفانی، این تقصیرِ تو نیست.‬

13:07.850 --> 13:10.015
‫دوتا از این دخترا... قبل از اینکه‬

13:10.020 --> 13:12.015
‫حتی واردِ سازمان بشی دزدیده شدن و...‬

13:12.020 --> 13:13.355
‫می‌تونستم بیشتر دقت کنم،‬

13:13.360 --> 13:14.885
‫زودتر متوجهِ گم شدنشون بشم.‬

13:14.890 --> 13:17.425
‫پنج‌تا از اون دخترا بی‌خانمان بودن،‬

13:17.430 --> 13:19.625
‫چهارتاشون فراری...‬

13:19.630 --> 13:21.095
‫خواهش می‌کنم تمومش کن.‬

13:21.100 --> 13:23.425
‫می‌دونم داری سعی
‫می‌کنی حالم رو بهتر کنی، اما‬

13:23.430 --> 13:25.530
‫اون دخترا هیچ‌کسی رو نداشتن.‬

13:25.700 --> 13:28.095
‫قرار بود من مراقبشون باشم، اما شکست خوردم.‬

13:28.100 --> 13:29.960
‫اونا تحت نظارت من مُردن.‬

13:30.070 --> 13:33.105
‫کمترین کاری که می‌تونم بکنم
‫اینه که مسئولیتش رو قبول کنم‬

13:33.110 --> 13:35.030
‫به جای اینکه بهونه بیارم.‬

13:37.910 --> 13:39.296
‫نُه تا دختر.‬

13:39.510 --> 13:42.915
‫این بلارو سرِ نُه تا دختر آورده.‬

13:43.242 --> 13:43.915
‫مِیزی...‬

13:43.920 --> 13:46.383
‫دختری که قبلِ من اینجا بود...‬

13:47.469 --> 13:50.551
‫انگشت‌هاش خونی بود‬

13:50.556 --> 13:52.760
‫چون داشت اسمش رو اونجا حک می‌کرد.‬

13:53.030 --> 13:55.255
‫ازش پرسیدم چرا این کار رو می‌کنه،‬

13:55.260 --> 13:57.765
‫اونم گفت که ا-امیدواره‬

13:57.770 --> 13:59.800
‫من هیچ‌وقت نفهمم چرا.‬

14:00.740 --> 14:03.092
‫بعدش، دو روز بعد،‬

14:03.340 --> 14:05.930
‫اومد سراغش،‬
‫و حالا می‌فهمم چرا.‬

14:07.940 --> 14:09.575
‫گوش کن چی می‌گم، جِین.‬

14:09.580 --> 14:12.275
‫اسمِ تو هیچ‌وقت‬
‫روی اون دیوار نمی‌ره.‬

14:12.280 --> 14:13.875
‫من ما رو از اینجا می‌برم بیرون.‬

14:13.880 --> 14:15.947
‫آخه چطوری؟‬

14:17.450 --> 14:18.960
‫همه‌چیز رو بهم بگو.‬

14:19.120 --> 14:21.115
‫هرچی که درباره‌ش می‌دونی.‬

14:21.120 --> 14:22.885
‫- اسمش چیه؟‬
‫- نمی‌...‬

14:22.890 --> 14:24.825
‫اسمش رو نمی‌دونم.‬

14:24.830 --> 14:26.255
‫بهم گفت که‬

14:26.260 --> 14:28.507
‫«پدر» صداش کنم.‬

14:29.930 --> 14:31.965
‫- چه شکلیه؟‬
‫- اممم،‬

14:31.970 --> 14:33.695
‫موهای تیره...‬

14:33.800 --> 14:36.463
‫فکر کنم قدش متوسط بود.‬

14:36.468 --> 14:38.592
‫نـ-نمی‌دونم. من...‬

15:03.161 --> 15:03.971
‫زانو بزن.‬

15:04.800 --> 15:07.495
‫می‌دونم چرا صورتت رو‬
‫بهم نشون نمی‌دی.‬

15:07.500 --> 15:09.795
‫به همون دلیلی که منو دزدیدی.‬

15:09.800 --> 15:11.865
‫داشتم زیادی بهت نزدیک می‌شدم.‬

15:11.870 --> 15:15.405
‫و می‌خوای بدونی که‬
‫کلانتر چی درباره‌ت می‌دونه.‬

15:15.410 --> 15:16.775
‫همه‌چیز رو.‬

15:16.780 --> 15:18.975
‫اون همه‌چیز رو می‌دونه.‬

15:18.980 --> 15:20.815
‫منتظرِ کوبیده شدنِ درِ خونه‌ت باش،‬

15:20.820 --> 15:22.610
‫مرتیکه‌ی کثافتِ مریض!‬

15:24.250 --> 15:25.784
‫داره دروغ می‌گه.‬

15:25.789 --> 15:27.820
‫اونا... اونا هیچی‬
‫نمی‌دونن.‬

15:27.860 --> 15:30.130
‫اون حتی اسمتم نمی‌دونه.‬

15:30.330 --> 15:32.600
‫دعا کن هیچ‌وقت صورتم رو نبینی.‬

15:33.597 --> 15:34.467
‫اگه ببینی،‬

15:34.730 --> 15:37.450
‫آخرین چیزیه که‬
‫توی عمرت می‌بینی.‬

15:46.340 --> 15:48.835
‫اینو دیدم... چشمِ سوم...‬

15:48.840 --> 15:51.045
‫این نماد رو قبلاً‬
‫یه جایی دیدم.‬

15:51.050 --> 15:52.545
‫آره، کلِ مردمِ شهر هم دیدنش.‬

15:52.550 --> 15:54.213
‫لوگوی جشنواره‌ست.‬

15:54.218 --> 15:56.388
‫نه، اون نیست.‬

15:57.420 --> 16:00.255
‫ون وِین‌رایت‬
‫هنوز توی بازداشته؟‬

16:00.260 --> 16:02.138
‫درباره‌ی اون نماد بهم بگو.‬

16:03.790 --> 16:05.420
‫داری شوخی می‌کنی، نه؟‬

16:05.890 --> 16:08.295
‫بهم اتهامِ قاتلِ زنجیره‌ای بودن می‌زنی‬

16:08.300 --> 16:10.025
‫چون یه دخترِ مست‬

16:10.030 --> 16:12.617
‫نمی‌تونست دست از سرم برداره، و...‬

16:12.622 --> 16:14.495
‫حالا ازم کمک می‌خوای؟‬

16:14.500 --> 16:16.840
‫- یه کلمه هم بهت نمی‌گم.‬
‫- هی.‬

16:17.170 --> 16:18.365
‫مواظبِ حرف زدنت باش.‬

16:18.370 --> 16:19.735
‫می‌دونی چیه بون،‬
‫حق با اونه.‬

16:19.740 --> 16:22.275
‫ممنون. بالاخره یکی فهمید.‬

16:22.280 --> 16:24.275
‫ولی انگار یادمه دست‌هات‬
‫دورِ گردنِ اون دخترِ بیچاره بود.‬

16:24.280 --> 16:27.069
‫شاید اتهامِ اقدام به قتل‬
‫مناسب‌تر باشه.‬

16:27.074 --> 16:28.175
‫چـ-چی... نه، چی؟‬

16:28.180 --> 16:29.675
‫این... این دروغه.‬

16:29.680 --> 16:30.845
‫دادستان حرفِ کی رو باور می‌کنه؟‬

16:30.850 --> 16:32.215
‫یه مجرمِ جنسی که داشته از یه‬

16:32.220 --> 16:34.255
‫دخترِ مستِ بیچاره سوءاستفاده می‌کرده‬

16:34.260 --> 16:36.520
‫یا پلیسی که دستگیرش کرده؟‬

16:36.620 --> 16:37.855
‫لـ...‬

16:37.860 --> 16:39.185
‫لطفا، بی‌خیال شو.‬

16:39.190 --> 16:41.230
‫ازت درباره‌ی اون چشم پرسید.‬

16:45.930 --> 16:47.265
‫باشه، خیلی خب.‬

16:47.270 --> 16:49.295
‫بیشترِ مردم فکر می‌کنن‬
‫یه مشت اراجیفِ درویش مسلک‌هاس،‬

16:49.300 --> 16:50.640
‫ولی این‌طور نیست.‬

16:51.140 --> 16:53.275
‫این «چشمِ قضاوت»ـه.‬

16:53.280 --> 16:56.155
‫نمادِ داورِ اخلاقی بودنه،‬

16:56.310 --> 16:58.905
‫یعنی داشتنِ حقِ تصمیم‌گیری‬
‫بینِ خیر و شر.‬

16:58.910 --> 17:01.650
‫قبلاً روی مُهرِ قدیمیِ‬
‫شهرستان بود.‬

17:03.450 --> 17:05.550
‫اوه، خواهش می‌کنم!‬

17:06.490 --> 17:08.265
‫ببین.‬
‫یه چیز اینه که‬

17:08.270 --> 17:10.555
‫روی روی فشار بیاری
‫تا فیلم رو بده، ولی این...‬

17:10.560 --> 17:13.527
‫اتهامِ الکی تراشیدن...‬
‫معمولاً توی مَرامِ تو نیست.‬

17:13.532 --> 17:15.555
‫هیچ‌چیزِ این پرونده‬
‫عادی نیست.‬

17:15.560 --> 17:18.165
‫این قاتل توی هر قدم‬
‫از ما جلوتر بوده.‬

17:18.170 --> 17:20.435
‫پلاک‌های مخدوش،‬
‫شیشه‌های دودی،‬

17:20.440 --> 17:22.495
‫نـ...نبودنِ داده‌های دکلِ مخابراتی.‬

17:22.500 --> 17:24.305
‫خب، پس طرف محتاطه.‬

17:24.310 --> 17:26.805
‫اون می‌دونه دوربین‌های ترافیکی‬
‫کجا هستن، بون.‬

17:26.810 --> 17:28.440
‫این اسمش احتیاط نیست.‬

17:28.480 --> 17:30.130
‫این یعنی تجربه.‬

17:31.150 --> 17:32.505
‫همه‌ش داشتیم از خودمون می‌پرسیدیم،‬

17:32.510 --> 17:34.245
‫«چطور این قاتل تونسته قربانی‌هاش رو‬

17:34.250 --> 17:36.445
‫بدونِ اینکه کسی بفهمه‬
‫از جشنواره ببره بیرون؟»‬

17:36.450 --> 17:37.985
‫در حالی که سؤالی که‬
‫باید می‌پرسیدیم این بود که...‬

17:37.990 --> 17:39.585
‫«اگه دزدکی‬
‫نبردتشون بیرون چی؟»‬

17:39.590 --> 17:41.455
‫اگه خودش همراهیشون کرده و برده بیرون‬

17:41.460 --> 17:44.225
‫و هیچ‌کس هم به خودش اجازه نداده‬
‫ازش بازخواست کنه چی؟‬

17:44.230 --> 17:46.320
‫جوابش هم همین‌جاست.‬

17:46.430 --> 17:48.451
‫چشمِ قضاوت.‬

17:49.900 --> 17:52.740
‫بون، فکر کنم دنبالِ یه پلیس می‌گردیم.‬

17:56.679 --> 17:58.585
‫می‌دونیم که قاتلِ ماه خونین‬

17:58.590 --> 18:00.799
‫۲۰ ساله که فعاله، و اگه تئوریت درست باشه...‬

18:00.804 --> 18:02.505
‫اگه پلیس باشه یا قبلاً بوده...‬

18:02.510 --> 18:04.105
‫پس باید نزدیکِ بازنشستگی باشه.‬

18:04.110 --> 18:06.245
‫خب، توی لیستِ نیروهای
‫فعال، فقط اینا می‌مونن:‬

18:06.250 --> 18:08.645
‫بیتس، مندوزا، باسکو.‬

18:08.650 --> 18:10.215
‫بیتس و مندوزا که هر دو زن هستن.‬

18:10.220 --> 18:11.745
‫با مشخصات جور درنمی‌آد.‬
‫این یارو از زن‌ها متنفره.‬

18:11.750 --> 18:13.610
‫باسکو هم که کمردرد داره.‬

18:13.654 --> 18:15.123
‫سال‌هاست که‬
‫پشت‌میزنشین شده.‬

18:15.260 --> 18:16.420
‫کارِ اون نیست.‬

18:17.360 --> 18:18.885
‫شاید یه چیزی پیدا کرده باشم.‬

18:18.890 --> 18:20.725
‫قاتل بدجوری روی ماه خونین قفلیه، درسته؟‬

18:20.730 --> 18:22.295
‫واسه همین با مسئولای جشنواره تماس گرفتم،‬

18:22.300 --> 18:24.625
‫پرسیدم که آیا هیچ‌کدوم از معاون‌های سابق‬
‫اونجا نگهبان بودن یا نه‬

18:24.630 --> 18:25.811
‫- توی این سال‌ها.‬
‫- هوشمندانه بود.‬

18:25.816 --> 18:27.170
‫سه تا اسم بهم دادن.‬

18:27.270 --> 18:29.495
‫یکیشون ۸۲ سالشه، بعید می‌دونم حتی‬
‫اجازه داشته باشه شب‌ها رانندگی کنه.‬

18:29.500 --> 18:31.635
‫نفر دوم هم توی ۳۰ سالگی بازنشسته شده،‬

18:31.640 --> 18:33.035
‫اما نفر سوم ممکنه خودش باشه.‬

18:33.040 --> 18:34.705
‫شصت و چند سالشه ولی بدنش روی فرمه.‬

18:34.710 --> 18:37.175
‫صبر کن، صبر کن،‬
‫اون یارویی که توی ۳۰ سالگی بازنشسته شد...‬

18:37.180 --> 18:40.047
‫مصدوم شده بود یا چی؟‬

18:41.480 --> 18:43.045
‫الیس مونرو.‬

18:43.050 --> 18:46.315
‫وایستا، اون دیروز با وین‌رایت درگیر شده بود.‬

18:46.320 --> 18:48.055
‫نمی‌خواست قضیه رو کش بده،‬

18:48.060 --> 18:50.280
‫ولی وین‌رایت خوابوند زیر گوشش.‬

18:50.530 --> 18:53.085
‫وقتی من و کسیدی و پانچ داشتیم
‫درباره‌ی قاتل حرف می‌زدیم،‬

18:53.090 --> 18:54.055
‫الیس هم اونجا بود.‬

18:54.060 --> 18:56.125
‫آره، بازنشسته شد، درسته.‬

18:56.130 --> 18:59.399
‫بعد از اینکه یه زن و دخترِ‬
‫نوجوانش، رومی هیل،‬

18:59.692 --> 19:00.947
‫ازش شکایت کردن.‬

19:00.952 --> 19:02.496
‫دلیلش رو ننوشته.‬

19:03.070 --> 19:05.630
‫رومی رو پیدا کنین و بیارینش اینجا.‬

19:05.673 --> 19:07.065
‫زویی، مگی

19:07.070 --> 19:07.710
‫ببخشید.‬

19:09.740 --> 19:10.790
‫اشکالی نداره.‬

19:11.590 --> 19:12.640
‫عصبانی نیستم.‬

19:20.420 --> 19:22.755
‫فکر می‌کردم جسیکا‬
‫اولین قربانیش بوده.‬

19:22.760 --> 19:25.085
‫اصلاً روحمم از قضیه‌ی دانا خبر نداشت.‬

19:25.090 --> 19:26.771
‫وحشتی که حتماً تجربه کردن.‬

19:26.776 --> 19:29.555
‫چیزی که تو این دو سال کشیدی.‬

19:29.560 --> 19:31.965
‫می‌دونم بیرون رفتن از اینجا
‫غیرممکن به نظر می‌رسه،‬

19:31.970 --> 19:34.195
‫اما جین، باید تلاشمون رو بکنیم.‬

19:34.200 --> 19:36.031
‫اون خوش‌شانس بود.‬

19:37.376 --> 19:38.246
‫خواهرت.‬

19:38.940 --> 19:40.735
‫حداقل تو رو اون بالا داشت.‬

19:40.740 --> 19:44.145
‫هیچ‌کس حتی نفهمید که من غیبم زده.‬

19:44.150 --> 19:46.180
‫این چیزیه که اون بهت گفته؟‬

19:47.780 --> 19:51.145
‫ماریسول دیاز،‬
‫دستیارِ پذیرشِ پناهگاه،‬

19:51.150 --> 19:52.719
‫گزارشِ مفقود شدنت رو داده بود.‬

19:53.615 --> 19:54.425
‫مامان دی؟‬

19:57.718 --> 19:59.955
‫گفت که توی مهمونیِ تعطیلات،‬

19:59.960 --> 20:01.940
‫آهنگِ «شبِ آرام» رو خوندی.‬

20:02.130 --> 20:04.495
‫می‌گفت زیباترین صدایی رو داری‬

20:04.500 --> 20:05.890
‫که تا حالا شنیده.‬

20:06.727 --> 20:08.635
‫نه، ولی اون...‬

20:08.640 --> 20:11.465
‫بهم گفت هیچ‌کس دنبالم نیست.‬

20:11.470 --> 20:13.205
‫اینکه واسه هیچ‌کس مهم نیستم.‬

20:13.210 --> 20:15.507
‫من دنبالت بودم.‬

20:16.210 --> 20:17.805
‫و می‌تونم از اینجا نجاتمون بدم.‬

20:17.810 --> 20:20.733
‫اما باید به هم اعتماد کنیم.‬

20:21.968 --> 20:23.668
‫وگرنه جفتمون مُرده‌ایم.‬

20:24.990 --> 20:26.670
‫خب، الیس کی رو کُشته؟‬

20:27.260 --> 20:28.655
‫چرا فکر می‌کنی کسی رو کُشته؟‬

20:28.660 --> 20:30.425
‫چون از اون شب به بعد،‬
‫منتظر بودم‬

20:30.430 --> 20:32.155
‫که منو بکشونن‬
‫توی یه اتاقی مثل اینجا‬

20:32.160 --> 20:34.495
‫و درباره‌ی معاون مونرو ازم بپرسن.‬

20:34.500 --> 20:36.325
‫بگو چی شد، رومی.‬

20:36.330 --> 20:37.495
‫با زبونِ خودت تعریف کن.‬

20:37.500 --> 20:39.925
‫سالِ سومِ دبیرستانِ ایل ریور بودم.‬

20:39.930 --> 20:42.100
‫واسه روزنامه‌ی مدرسه می‌نوشتم.‬

20:42.200 --> 20:44.972
‫می‌خواستم کیتی کوریکِ
‫بعدی یا یه همچین چیزی بشم.‬
‫(کیتی کوریک: روزنامه نگار زن آمریکایی)

20:44.977 --> 20:47.605
‫و خب، یه روز،‬
‫تا دیروقت مدرسه موندم،‬

20:47.610 --> 20:49.905
‫اتوبوس رو از دست دادم‬
‫و پیاده راه افتادم.‬

20:49.910 --> 20:53.045
‫چند تا بلوک که رفتم،‬
‫حدس بزنین کی کنارم نگه داشت؟‬

20:53.050 --> 20:54.199
‫الیس مونرو.‬

20:54.280 --> 20:55.815
‫با ماشینِ پلیس و تجهیزاتِ کامل.‬

20:55.820 --> 20:58.415
‫بهم گفت می‌رسونتم خونه،‬

20:58.420 --> 21:00.415
‫و من تردید کردم.‬

21:00.420 --> 21:03.255
‫چهل دقیقه پیاده‌روی توی چله‌ی‬
‫زمستون بود، ولی بازم تردید کردم.‬

21:03.260 --> 21:06.142
‫- چرا؟‬
‫- خب، یه حسی ته دلم؟‬

21:06.147 --> 21:07.377
‫غریزه‌ی بقا؟‬

21:07.430 --> 21:10.129
‫هر چی که بود، نمی‌خواستم
‫سوارِ اون ماشین بشم.‬

21:10.773 --> 21:11.573
‫ولی شدم.‬

21:11.730 --> 21:15.335
‫بیشتر به خاطرِ اینکه دخترش روی‬
‫صندلیِ شاگرد نشسته بود.‬

21:15.340 --> 21:16.850
‫الیس دختر داره؟‬

21:17.040 --> 21:17.808
‫دانا.‬

21:18.040 --> 21:19.035
‫از دور و بر می‌شناختمش.‬

21:19.040 --> 21:20.767
‫دخترِ مهربونی بود، واسه همین سوار شدم.‬

21:20.772 --> 21:24.104
‫و اولش، خب،‬
‫همه‌چی خوب بود.‬

21:24.109 --> 21:26.939
‫الیس، می‌دونی،‬
‫آدمِ خوب و معمولی‌ای بود.‬

21:26.944 --> 21:29.445
‫و بعد از چند دقیقه، الیس زد کنار،‬

21:29.450 --> 21:31.281
‫و دانا پرید پایین.‬

21:31.620 --> 21:34.365
‫و، خب...‬

21:39.290 --> 21:41.955
‫بعدش رفتارش ترسناک شد.‬

21:41.960 --> 21:43.517
‫چطوری ترسناک؟‬

21:43.900 --> 21:46.025
‫چیکار کرد؟‬

21:46.030 --> 21:47.735
‫شروع کرد ازم سوال پرسیدن.‬

21:47.740 --> 21:50.435
‫- دوست‌پسری داری؟‬
‫- اینکه دوست‌پسری دارم یا نه.‬

21:50.440 --> 21:52.105
‫تا حالا سکس داشتی؟‬

21:52.110 --> 21:53.705
‫اینکه تا حالا سکس داشتیم یا نه.‬

21:53.710 --> 21:56.294
‫و من فقط خشکم زد.‬

21:57.210 --> 21:58.480
‫و بعدش دیدم...‬

21:59.729 --> 22:00.359
‫چی رو؟‬

22:01.520 --> 22:02.715
‫کوله‌پشتیِ دانا رو.‬

22:02.720 --> 22:04.045
‫جا گذاشته بودش.‬

22:04.050 --> 22:05.745
‫و پر از طرحِ‬ پروانه بود.‬

22:05.750 --> 22:07.045
‫آره، اون دختر عاشقِ پروانه بود.‬

22:07.050 --> 22:08.385
‫روی همه‌چیزش‬
‫طرحِ پروانه داشت.‬

22:08.390 --> 22:09.855
‫واسه همین سعی کردم‬
‫بحث رو عوض کنم،‬

22:09.860 --> 22:13.190
‫و درباره‌ی دانا‬
‫و پروانه‌ها ازش پرسیدم.‬

22:13.581 --> 22:15.121
‫می‌دونی چی گفت؟‬

22:15.126 --> 22:19.260
‫شرط می‌بندم همه این نقشِ معصومی‬
‫که بازی می‌کنی رو باور می‌کنن.‬

22:20.070 --> 22:22.964
‫ولی من می‌دونم تهِ دلت چی هستی.‬

22:23.640 --> 22:24.654
‫نه.‬

22:24.810 --> 22:28.420
‫می‌دونم دخترایی مثلِ تو‬
‫واقعاً به چی نیاز دارن.‬

22:28.940 --> 22:30.335
‫و اونجا بود که فهمیدم‬

22:30.340 --> 22:32.745
‫داریم مسیرِ‬
‫اشتباهی می‌ریم.‬

22:32.750 --> 22:35.130
‫سمتِ خونه‌ی ما‬ نمی‌رفتیم.‬

22:36.250 --> 22:37.785
‫و بعدش، خداروشکر،‬
‫مامانم زنگ زد.‬

22:37.790 --> 22:40.615
‫هیچ‌وقت به این سرعت‬
‫گوشی رو جواب نداده بودم.‬

22:40.620 --> 22:41.985
‫بهش گفتم که معاون مونرو‬

22:41.990 --> 22:44.525
‫لطف کرده و داره‬
‫منو می‌رسونه خونه.‬

22:44.530 --> 22:48.155
‫و وقتی اینو گفتی،‬
‫الیس مجبور شد پیاده‌ت کنه.‬

22:48.160 --> 22:51.465
‫و روزِ بعدش، مامانم اومد‬
‫اینجا و شکایت کرد.‬

22:51.470 --> 22:53.895
‫و الیس اخراج شد یا...‬
‫نمی‌دونم،‬

22:53.900 --> 22:57.150
‫شاید بهش اجازه دادن استعفا بده،‬
‫نمی‌دونم.‬

22:57.340 --> 23:01.170
‫ولی همیشه می‌دونستم یه روزی‬
‫بهم زنگ می‌زنن.‬

23:06.000 --> 23:13.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:17.990 --> 23:19.323
‫پدر؟‬

23:20.060 --> 23:22.505
‫می‌تونم برم دستشویی؟‬

23:50.260 --> 23:52.629
‫می‌تونم یکم آب بخورم؟‬

23:54.246 --> 23:57.900
‫بی‌خیال، الان چند ساعته که‬
‫هیچی نخوردم.‬

23:58.208 --> 23:59.258
‫خواهش می‌کنم.‬

24:03.070 --> 24:05.220
‫پدر، می‌تونم یکم آب بخورم؟‬

24:35.400 --> 24:36.734
‫کمکم کن!‬

24:37.300 --> 24:39.284
‫خواهش می‌کنم، جین!‬

24:50.037 --> 24:51.562
‫آخ!‬

24:51.658 --> 24:52.690
‫آخ!‬

24:57.406 --> 24:59.036
‫بیا اینجا! همین الان.‬

25:30.157 --> 25:31.236
‫برش داشتی؟‬

25:39.300 --> 25:40.400
‫کارت خوب بود.

25:59.720 --> 26:02.638
‫الیس مونرو.‬
‫از اداره‌ی کلانتری.‬

26:04.090 --> 26:05.385
‫حکمِ بازرسیِ‬ ملک رو داریم.‬

26:05.390 --> 26:07.627
‫قضیه چیه؟‬

26:08.530 --> 26:10.025
‫بون، دنبالِ زیرزمین بگرد.‬

26:10.030 --> 26:11.565
‫ممکنه درش مخفی باشه.‬

26:11.570 --> 26:13.265
‫توی کمدها رو بگرد‬
‫و قالیچه‌ها رو بزن کنار.‬

26:13.270 --> 26:14.835
‫- ایگلسیاس، آشپزخونه رو بررسی کن.‬
‫- حله.‬

26:14.840 --> 26:16.665
‫می‌دونی که، من از حقوقم باخبرم.‬

26:16.670 --> 26:18.035
‫باید حکم رو بهم نشون بدید.‬

26:18.040 --> 26:20.516
‫ویتلی، پارکینگ رو بررسی کن.‬

26:22.810 --> 26:24.676
‫یه معاون دزدیده شده‬

26:24.681 --> 26:26.345
‫و فکر می‌کنید من مظنونم؟‬

26:26.350 --> 26:28.545
‫الکی خودتون رو‬
‫به زحمت انداختید.‬

26:28.550 --> 26:30.470
‫آره، حالا می‌بینیم.‬

26:30.990 --> 26:33.637
‫ببینید، من تا یکم بعد از ساعت ۱۱‬
‫توی جشنواره بودم.‬

26:33.642 --> 26:37.640
‫بعدش همگی با هم رفتیم‬
‫رستورانِ «میت‌آپ» تا یه نوشیدنی بخوریم.‬

26:38.060 --> 26:39.525
‫آمارش رو دربیار، چنگ.‬

26:39.530 --> 26:40.400
‫چشم، رئیس.‬

26:42.830 --> 26:46.730
‫واسه یه سابقه‌ی کاریِ کوتاه،‬
‫کلکسیونِ چشمگیریه.‬

26:47.530 --> 26:50.910
‫آره، به دورانی که‬
‫اونجا بودم افتخار می‌کردم.‬

26:50.940 --> 26:52.735
‫می‌دونی، وقتی شنیدم‬

26:52.740 --> 26:56.192
‫که یه زن‬ کلانتر شده...‬

26:57.040 --> 27:00.390
‫با خودم گفتم انگار‬
‫درست به موقع رفتم، نه؟‬

27:00.510 --> 27:01.730
‫تو نرفتی.‬

27:01.880 --> 27:03.330
‫بیرونت کردن.‬

27:03.990 --> 27:05.270
‫پارکینگ چیزی نبود.‬

27:05.916 --> 27:07.245
‫پرونده‌ی پرسنلی‌ت رو خوندم.‬

27:07.250 --> 27:09.980
‫قلدری،‬ استفاده‌ی بیش از حد از زور.‬

27:10.090 --> 27:11.925
‫ولی تو فرق می‌کنی، مگه نه؟‬

27:11.930 --> 27:13.585
‫- همین‌طوره.‬
‫- آشپزخونه چیزی نبود.‬

27:13.590 --> 27:17.255
‫پس تعجبی نداره که‬
‫یکی از معاون‌هات رو گم کردی.‬

27:17.260 --> 27:18.825
‫چون جیگرِ اینو نداری که‬

27:18.830 --> 27:20.920
‫کاری که لازمه رو انجام بدی.‬

27:21.270 --> 27:23.540
‫نصیحت شغلی از یه نگهبان قلابی.‬

27:26.440 --> 27:28.420
‫میکی، یه زیرزمین هست.‬

27:31.002 --> 27:31.872
‫قفله.‬

27:31.926 --> 27:33.445
‫داریم الان واردش می‌شیم.‬

27:33.450 --> 27:35.015
‫وقتی یکی از آدم‌های خودت گم می‌شه،‬

27:35.020 --> 27:38.680
‫اه، معلومه اصلاً روحت
‫هم خبر نداره کار کی بوده.‬

27:39.498 --> 27:41.455
‫یا معاون‌هات خیلی احمقن‬

27:41.460 --> 27:43.185
‫یا قاتل خیلی باهوشه.‬

27:43.190 --> 27:45.485
‫من حرفی از قاتل نزدم.‬

27:45.490 --> 27:47.036
‫رفتیم تو.‬

27:47.846 --> 27:49.825
‫می‌دونی، اینجا شهر کوچیکیه.‬

27:49.830 --> 27:51.170
‫حرف زیاد می‌پیچه.‬

27:55.300 --> 27:56.868
‫زیرزمین چیزی نیست.‬

27:59.940 --> 28:01.605
‫کس دیگه‌ای اینجا نیست.‬

28:01.610 --> 28:05.620
‫یه وانت فورد پشت خونه‌ست،
‫خبری از هوندای سی‌آر-وی آبی نیست.‬

28:08.280 --> 28:09.833
‫دانا چی؟‬

28:10.453 --> 28:10.853
‫چی؟‬

28:11.157 --> 28:13.115
‫دخترت. کجاست؟‬

28:13.120 --> 28:14.860
‫من دختر ندارم.‬

28:15.990 --> 28:18.062
‫اوم، ولی... ولی تو داری.‬

28:18.590 --> 28:20.085
‫اسکای، درسته؟‬

28:20.090 --> 28:22.495
‫- میکی، میکی. میکی.‬
‫- خوبم.‬

28:22.500 --> 28:24.865
‫یه دختر کوچولوی خوشگل مثل
‫اون، کلی دردسر جذب می‌کنه.‬

28:24.870 --> 28:26.985
‫کثافتِ عوضی!‬

28:27.330 --> 28:29.995
‫کجاست؟ ! کسیدی کجاست؟ !‬

28:30.000 --> 28:31.605
‫کجا نگهش داشتی؟ !‬

28:31.610 --> 28:33.435
‫انگار اون‌قدرها هم با هم فرق نداریم، نه؟‬

28:33.440 --> 28:34.675
‫هی، هی.‬

28:34.680 --> 28:36.980
‫خوبم. خوبم.‬

28:40.880 --> 28:42.345
‫گواهی عدم حضورش تأیید شد.‬

28:42.350 --> 28:44.450
‫چی، گواهی عدم حضورش تأیید شد؟‬

28:45.795 --> 28:47.425
‫از خونه‌م برید بیرون.‬

28:52.981 --> 28:55.165
‫کارِ الیسه. حتماً کارِ الیسه.‬

28:55.170 --> 28:56.844
‫می‌دونی چیه، بگو هنک خونه‌شو بپاد.‬

28:56.849 --> 28:58.965
‫نه، گواهی عدم حضورش مو
‫لای درزش نمی‌ره، میکی.‬

28:58.970 --> 29:00.565
‫- آمبر توی «میت آپ» دیدتش.‬
‫- خیلی خب.‬

29:00.570 --> 29:02.565
‫پس... پس از دادستان
‫می‌خوایم یه پارتی‌بازی کنه.‬

29:02.570 --> 29:03.865
‫به یه جرمی متهمش کنه...‬

29:03.870 --> 29:05.365
‫با... با چی؟‬

29:05.370 --> 29:06.705
‫هیچ مدرکی علیه‌ش نداریم.‬

29:06.710 --> 29:08.405
‫باشه، حتماً یه کاری هست که بتونیم بکنیم.‬

29:08.410 --> 29:10.311
‫اوه، فکر کنم تا همین‌جا
‫هم کلی کار کردی، میکی.‬

29:10.316 --> 29:12.650
‫منظورت دقیقا چه کوفتیه؟‬

29:14.650 --> 29:17.245
‫الیس کسیدی رو ندزدیده.‬

29:17.250 --> 29:18.785
‫نمی‌تونسته این کار رو کرده باشه.‬

29:18.790 --> 29:20.285
‫اون‌وقت تو یهو می‌پری بهش و مشت می‌زنی؟‬

29:20.290 --> 29:21.685
‫چطوری می‌خوای کسیدی رو پیدا کنی‬

29:21.690 --> 29:22.987
‫اگه خودتو به اخراج بدی، میکی؟‬

29:22.992 --> 29:24.285
‫اصلاً نیازی به پیدا کردنش نبود‬

29:24.290 --> 29:26.225
‫اگه از همون اول وظیفه‌مو
‫درست انجام داده بودم.‬

29:26.230 --> 29:27.825
‫نشسته بودم اینجا و فرد رو سرزنش می‌کردم‬

29:27.830 --> 29:29.795
‫و بقیه‌ی کلانترهای قبل از خودم رو‬

29:29.800 --> 29:30.895
‫انگار تقصیر اونا بود.‬

29:30.900 --> 29:32.325
‫من کلانترم، بون.‬

29:32.330 --> 29:36.065
‫یکی داشته توی شهرستانِ
‫من دخترها رو شکار می‌کرده،‬

29:36.070 --> 29:38.221
‫و... و من متوجهش نشدم.‬

29:38.240 --> 29:40.405
‫بقیه‌ی پلیس‌های این اداره هم متوجه نشدن.‬

29:40.410 --> 29:42.564
‫همه‌ش تقصیر تو نیست.‬

29:43.480 --> 29:44.640
‫ولی کسیدی هست.‬

29:45.015 --> 29:46.375
‫شنیدی لوری چی گفت.‬

29:46.380 --> 29:49.040
‫اون فقط به خاطر من پلیس شد.‬

29:50.850 --> 29:51.677
‫باشه.‬

29:52.420 --> 29:53.885
‫می‌دونی، امروز یه نفرو دیدم،‬

29:53.890 --> 29:55.615
‫پلیسی که خیلی وقت بود ندیده بودمش.‬

29:55.620 --> 29:59.025
‫چیزی نمونده بود اون یارو عوضی
‫رو توی مشروب‌فروشی بزنم،‬

29:59.030 --> 30:00.255
‫و بعد خودمو دیدم.‬

30:00.260 --> 30:01.755
‫همون آدمی که توی اوکلند بودم.‬

30:01.760 --> 30:03.795
‫الان دیگه اون آدم رو نمی‌شناسم‬

30:03.800 --> 30:05.765
‫- به خاطر تو.‬
‫- بون...‬

30:05.770 --> 30:07.325
‫این کارهایی که امروز داشتیم می‌کردیم؟‬

30:07.330 --> 30:09.835
‫نه. این دیگه من نیستم. قطعاً تو هم نیستی.‬

30:09.840 --> 30:11.565
‫می‌دونم چقدر دلت می‌خواد کسیدی رو پیدا کنی،‬

30:11.570 --> 30:12.865
‫ولی این راهش نیست.‬

30:12.870 --> 30:15.750
‫این‌طوری هیچ کمکی بهش نمی‌کنی.‬

30:16.780 --> 30:19.475
‫همون کسی باش که اون الگو قرارش داده.

30:19.480 --> 30:21.375
‫کسی که معیارهای اخلاقی بالاتری داره،

30:21.380 --> 30:23.315
‫کسی که روی مدارک تمرکز می‌کنه.‬

30:23.320 --> 30:25.139
‫تو همیشه این توانایی رو
‫داری که یه قدم عقب بری‬

30:25.144 --> 30:27.485
‫و چیزایی رو ببینی که بقیه متوجه نمی‌شن.‬

30:27.490 --> 30:30.920
‫این همون میکی‌ایه که
‫کسیدی الان بهش نیاز داره.‬

31:08.500 --> 31:11.760
‫درباره‌ی اون کلانتر راست می‌گفتی.‬

31:12.560 --> 31:14.190
‫داشت بهم مشکوک می‌شد.‬

31:15.000 --> 31:16.695
‫- داشت؟
‫- آره.

31:16.700 --> 31:18.005
‫آره، اومد سراغم‬

31:18.010 --> 31:20.285
‫و بعد دست خالی رفت.‬

31:20.570 --> 31:22.287
‫هیچی نداره.‬

31:27.364 --> 31:28.075
‫دانا.‬

31:28.080 --> 31:31.685
‫تنها دلیلی که رومی هیل سوار ماشین الیس شد‬

31:31.690 --> 31:33.345
‫به خاطر دانا بود.‬

31:33.350 --> 31:35.015
‫دخترش. ولی الیس گفت که دختر نداره.‬

31:35.020 --> 31:36.385
‫اون نداره.‬
‫پرونده‌شو نگاه کردم.‬

31:36.390 --> 31:37.855
‫ولی چرا «رومی» باید دروغ بگه؟‬

31:37.860 --> 31:39.285
‫خب، پس «دانا» کی بود؟‬

31:39.290 --> 31:41.055
‫- نظری داری؟‬
‫- یه نظری دارم.‬

31:41.060 --> 31:43.795
‫«کسیدی» فکر می‌کرد «جسیکا وینترز»‬
‫اولین قربانیش بوده.‬

31:43.800 --> 31:45.565
‫ولی قضیه‌ی «رومی»‬
‫قبل از اون اتفاق افتاده.‬

31:45.570 --> 31:49.035
‫پس چی می‌شه اگه حتی قبل‌تر از اون هم‬
‫دخترارو می‌دزدیده؟‬

31:49.040 --> 31:51.365
‫فکر می‌کنی «دانا»‬
‫اولین قربانیش بوده.‬

31:51.370 --> 31:54.005
‫تا وقتی که تبدیل به یه چیز دیگه شد.‬

31:54.010 --> 31:55.335
‫بهش فکر کن.‬

31:55.340 --> 31:57.505
‫اون کمکش کرد تا‬
‫«رومی» رو بکشونه توی ماشینش.‬

31:57.510 --> 31:59.545
‫پس اگه با بقیه‌ی دخترا هم‬
‫همین کار رو کرده باشه چی؟‬

31:59.550 --> 32:01.575
‫فکر می‌کنی اون‬
‫همدستش بوده.‬

32:01.580 --> 32:02.810
‫«بوده» نه، «بون».‬

32:03.571 --> 32:04.151
‫«هست».‬

32:04.720 --> 32:06.885
‫واسه همینه که گواهی عدم حضور «الیس»‬ درسته.‬

32:06.890 --> 32:10.185
‫چون الیس، کسیدی رو ندزدیده.‬

32:10.190 --> 32:11.360
‫«دانا» دزدیدتش.‬

32:11.592 --> 32:13.625
‫خب، چطوری این «دانا» رو پیدا کنیم؟‬
‫اگه اصلاً اسم واقعیش همین باشه.‬

32:13.630 --> 32:15.895
‫می‌دونم از کجا باید شروع کنیم.‬

32:15.900 --> 32:17.595
‫منو یاد خواهرت می‌ندازی.‬

32:17.600 --> 32:19.025
‫درباره‌ش حرف نزن.‬

32:19.030 --> 32:21.895
‫می‌خواستم بهش کمک کنم،‬
‫ولی دیگه کار از کار گذشته بود.‬

32:21.900 --> 32:25.365
‫آخ، «زوییِ» بیچاره کلاً داغون بود.‬

32:25.370 --> 32:26.760
‫اسمشو نیار.‬

32:26.840 --> 32:29.340
‫شرط می‌بندم‬
‫از شنیدنش خسته شدی.‬

32:29.440 --> 32:32.405
‫«زوییِ بیچاره،‬
‫دوباره برگشته کانون اصلاح و تربیت.»‬

32:32.410 --> 32:34.075
‫«زوییِ بیچاره، ماشینشو نابود کرد.»‬

32:34.080 --> 32:36.028
‫«زوییِ بیچاره‬

32:36.350 --> 32:38.015
‫باید‬ معده‌شو شست‌وشو بدن.»‬

32:38.020 --> 32:39.845
‫هر دفعه مامانِ بدو بدو
‫می‌اومد سراغش، مگه نه؟‬

32:39.850 --> 32:41.085
‫بدو بدو می‌اومد.‬

32:41.090 --> 32:42.455
‫که بهش کمک کنه، که ازش حمایت کنه.‬

32:42.460 --> 32:44.355
‫- اینطوری نیست.‬
‫- اونوقت به تو چی می‌رسید؟‬

32:44.360 --> 32:45.925
‫«الان نه، کسیدی.»‬

32:45.930 --> 32:47.340
‫«نمی‌تونیم، کسیدی.»‬

32:47.390 --> 32:48.855
‫«خودت یه فکری بکن، کسیدی.»‬

32:48.860 --> 32:52.050
‫«باید خودت تنهایی‬
‫انجامش بدی، کسیدی.»‬

32:52.100 --> 32:53.895
‫بی‌خود نیست که ازش متنفر بودی.‬

32:53.900 --> 32:55.795
‫- نـ...این دروغه.‬
‫- تو ازش متنفر بودی‬

32:55.800 --> 32:56.935
‫و اونم اینو می‌دونست.‬

32:56.940 --> 32:58.565
‫نه! نه!‬

32:58.570 --> 33:01.105
‫- اون شکنجه شد.‬
‫- نه.‬

33:02.280 --> 33:04.445
‫- اون ازم التماس کرد...‬
‫- خواهش می‌کنم تمومش کن!‬

33:04.450 --> 33:05.975
‫- خواهش می‌کنم تمومش کن.‬
‫- ولش کن.‬

33:05.980 --> 33:08.615
‫«زویی» ازم التماس کرد‬
‫که خلاصش کنم.‬

33:08.620 --> 33:11.288
‫من خواهرمو دوست داشتم!‬

33:12.590 --> 33:14.830
‫داره دروغ می‌گه.‬

33:15.671 --> 33:17.894
‫داره بهت دروغ می‌گه.‬

33:18.930 --> 33:20.985
‫داره کنترلشو از دست می‌ده‬
‫و ترسیده.‬

33:20.990 --> 33:24.300
‫نمی‌خواد بفهمی‬
‫که چقدر قوی هستی.‬

33:33.455 --> 33:34.445
‫تو ترسیدی.‬

33:36.246 --> 33:37.605
‫ا-از چی... از تو؟‬

33:37.610 --> 33:38.530
‫میکی.‬

33:39.750 --> 33:40.575
‫بون.‬

33:40.750 --> 33:41.586
‫هنک.‬

33:42.120 --> 33:44.345
‫چون می‌دونی‬
‫اونا هیچ‌وقت دست برنمی‌دارن.‬

33:44.350 --> 33:47.645
‫اونا اینقدر میان‬
‫تا بالاخره بگیرنت.‬

33:47.650 --> 33:48.985
‫واسه همینه که اومدی اینجا‬

33:48.990 --> 33:50.555
‫و سعی می‌کنی‬
‫حالت رو بهتر کنی.‬

33:50.560 --> 33:52.295
‫که احساس قدرت کنی.‬

33:53.238 --> 33:54.228
‫تو ترسیدی.‬

34:03.500 --> 34:05.035
‫مـ...من بهت نشون می‌دم...‬

34:05.040 --> 34:06.691
‫که ترس...‬

34:08.110 --> 34:09.100
‫...چه شکلیه.‬

34:16.650 --> 34:18.445
‫نه. نه.‬

34:18.450 --> 34:19.332
‫نه.‬

34:19.550 --> 34:23.462
‫نه، نه، نه، نه.‬
‫نه، خـ...خواهش می‌کنم.‬

34:30.930 --> 34:32.395
‫بهش دست نزن!‬

34:32.400 --> 34:34.771
‫نه، خواهش می‌کنم. نه.‬

34:39.047 --> 34:40.709
‫نه!‬

34:40.714 --> 34:42.680
‫نه، خواهش می‌کنم!‬

34:49.307 --> 34:50.975
‫خواهش می‌کنم، نه، نه!‬

34:50.980 --> 34:52.715
‫- ولش کن!‬
‫- خفه شو.‬

34:52.720 --> 34:54.868
‫- آخ! نه!‬
‫- خفه شو.‬

34:55.320 --> 34:57.643
‫یه کلمه هم حرف نزن.‬

35:01.896 --> 35:03.625
‫کلانتر فاکس.‬

35:03.630 --> 35:04.925
‫همه‌چی مرتبه؟‬

35:04.930 --> 35:06.465
‫ببخشید که این موقع اومدیم دمِ خونه‌ت،‬
‫استفانی.‬

35:06.470 --> 35:08.135
‫دنبال یه سرنخ جدید هستیم‬

35:08.140 --> 35:10.065
‫و می‌خواستیم ببینیم می‌تونیم‬
‫چندتا سوال ازت بپرسیم.‬

35:10.070 --> 35:11.424
‫البته.‬

35:11.532 --> 35:13.735
‫همون‌طور که گفتم، هر کاری از دستم
‫بربیاد می‌کنم‬ تا اون دخترارو پیدا کنید.‬

35:13.740 --> 35:15.070
‫هر کاری که باشه.‬

35:23.420 --> 35:25.645
‫ممنون. اوه، واقعاً‬
‫لازم نبود این کار رو بکنی.‬

35:25.650 --> 35:26.750
‫چیزی نیست که.‬

35:26.920 --> 35:28.255
‫شرط می‌بندم شما دوتا‬
‫کلِ روز رو چیزی نخوردین.‬

35:28.260 --> 35:29.415
‫خب، ممنونم.‬

35:29.420 --> 35:31.115
‫اوه، دلیل اینکه اینجاییم اینه که،‬

35:31.120 --> 35:33.425
‫فکر می‌کنیم هر کسی که «کسیدی» رو دزدیده‬
‫ممکنه یه همدست داشته باشه.‬

35:33.430 --> 35:34.925
‫یکی به اسمِ دانا.‬

35:34.930 --> 35:37.155
‫هیچ‌کدوم از دخترایی که گذارشون‬
‫به مددکاری اجتماعی افتاد‬

35:37.160 --> 35:39.095
‫حرفی از شناختنِ کسی‬
‫با این اسم نزدن؟‬

35:39.100 --> 35:39.908
‫دانا؟‬

35:40.370 --> 35:41.957
‫دانا...‬

35:45.270 --> 35:46.835
‫ببخشید.‬

35:46.840 --> 35:48.205
‫اوم، چیزی به یادم نمی‌آره.‬

35:48.210 --> 35:50.005
‫نظرت در مورد یه دوستِ بزرگتر‬
‫که ممکنه داشته باشن چیه؟‬

35:50.010 --> 35:51.375
‫می‌دونی، کسی که‬

35:51.380 --> 35:53.445
‫حداقل چندتا از‬
‫دخترای گمشده رو می‌شناخته؟‬

35:53.450 --> 35:55.145
‫کسی... کسی که بهش اعتماد داشتن؟‬

35:55.150 --> 35:56.875
‫منظورم اینه که همه‌شون‬
‫دوستای بزرگتر داشتن.‬

35:56.880 --> 35:58.813
‫آدمای ناباب.‬

35:59.390 --> 36:02.600
‫سعی کردم دخالت کنم،‬
‫نصیحتشون کنم، می‌دونی،‬

36:02.660 --> 36:04.410
‫ولی دخترایی مثل اونا...‬

36:05.630 --> 36:08.125
‫گفتی هر کاری از دستت بربیاد‬
‫انجام می‌دی‬

36:08.130 --> 36:09.795
‫تا برای پیدا کردنِ دخترا بهمون کمک کنی.‬

36:09.800 --> 36:11.465
‫کلانتر، دارم تمامِ تلاشم رو می‌کنم.‬

36:11.470 --> 36:12.725
‫می‌دونم...‬

36:12.730 --> 36:15.580
‫ولی گفتی «دخترا»،‬
‫یعنی به صورتِ جمع.‬

36:16.286 --> 36:18.235
‫فکر می‌کنی ممکنه‬
‫دخترِ دیگه‌ای هم‬

36:18.240 --> 36:21.980
‫به جز کسیدی باشه که‬
‫احتمالاً هنوز زنده باشه؟‬

36:23.240 --> 36:25.390
‫شاید از سادگیم باشه، ولی...‬

36:26.480 --> 36:29.060
‫...امیدوارم همه‌شون حالشون خوب باشه.‬

36:31.820 --> 36:33.915
‫یادداشت‌های کاریم رو‬
‫توی لپ‌تاپم نگه می‌دارم.‬

36:33.920 --> 36:37.115
‫اوم، یه لحظه بهم وقت بده‬
‫تا اسمِ دانا رو جست‌وجو کنم.‬

36:37.120 --> 36:39.740
‫شاید یکی‌شون‬
‫بهش اشاره کرده باشه.‬

37:06.150 --> 37:07.146
‫بون!‬

37:16.160 --> 37:18.091
‫جین، فرار کن!‬

37:21.516 --> 37:23.946
‫اوه! کمکم کن پدر، کمک!‬

37:24.200 --> 37:25.428
‫ دانا.‬

37:25.478 --> 37:27.205
‫اون می‌خواد بکشتش!‬

37:27.210 --> 37:28.635
‫اون می‌خواد...‬
‫اون می‌خواد بکشتش!‬

37:28.640 --> 37:30.616
‫برو، برو! من گرفتمش!‬

37:33.050 --> 37:34.675
‫قضیه اینطوری پیش می‌ره.‬

37:34.680 --> 37:36.975
‫اسلحه‌ت رو می‌ذاری‬
‫روی زمین،‬

37:36.980 --> 37:38.145
‫شوتش می‌کنی سمتِ من،‬

37:38.150 --> 37:39.678
‫و ما هم قراره‬
‫از اینجا بریم بیرون.‬

37:39.683 --> 37:40.845
‫هیچ‌جا نمی‌ری.‬

37:40.850 --> 37:43.440
‫اینجا من تعیین تکلیف می‌کنم!‬

37:43.705 --> 37:46.525
‫اسلحه‌ت رو می‌ذاری‬
‫روی زمین‬

37:46.530 --> 37:48.025
‫وگرنه خلاصش می‌کنم!‬

37:48.030 --> 37:49.595
‫باشه! خیلی خب.‬
‫اسلحه رو می‌ذارم زمین.‬

37:49.600 --> 37:51.095
‫فقط بهش آسیب نزن، باشه؟‬

37:51.100 --> 37:52.865
‫با دستِ چپت.‬
‫زود باش، جفتمون روال رو می‌دونیم.‬

37:52.870 --> 37:54.804
‫- مثلاً قرار بود‬ تیراندازِ خیلی ماهری باشی.‬
‫- باشه.‬

37:54.809 --> 37:55.825
‫ببین.‬

37:56.852 --> 37:57.832
‫آروم باش.‬

37:58.870 --> 38:00.330
‫دارم می‌ذارمش زمین.‬

38:12.790 --> 38:14.885
‫حالِت خوبه؟‬
‫بهت آسیب زد؟‬

38:14.890 --> 38:16.685
‫نه، مـ...من خوبم.‬
‫جین کجاست؟‬

38:16.690 --> 38:18.255
‫- جین کجاست؟‬
‫- حالش خوبه. بون پیششه.‬

38:18.260 --> 38:20.265
‫- باشه. باشه.‬
‫- باشه.‬

38:21.460 --> 38:23.895
‫پیدام کردی، میکی.‬

38:23.900 --> 38:27.090
‫- پیدام کردی.‬
‫- بهت گفته بودم که می‌کنم.‬

38:27.430 --> 38:29.793
‫گفته بودم پیدات می‌کنم.‬

38:38.531 --> 38:39.391
‫اون مرده؟‬

38:43.250 --> 38:44.685
‫منطقه‌ای رو که‬
‫جسیکا وینترز رو پیدا کردیم‬

38:44.690 --> 38:46.315
‫و مگی شیپلی رو، گشتیم.‬

38:46.320 --> 38:48.615
‫هیچ جسدِ دیگه‌ای پیدا نشد.‬
‫اونا کجان، دانا؟‬

38:48.620 --> 38:50.296
‫پدر مرده؟‬

38:51.034 --> 38:51.485
‫آره.‬

38:51.490 --> 38:54.074
‫الیس مونرو مرده.‬

38:58.830 --> 39:01.508
‫- دانا.‬
‫- این اسمِ من نیست.‬

39:02.370 --> 39:04.050
‫دانا یه معتاد بود.‬

39:04.720 --> 39:05.435
‫یه فاحشه.‬

39:05.440 --> 39:07.805
‫توی یه خونه‌ی قدیمی و متروکه‬
‫تلپ شده بودم.‬

39:07.810 --> 39:10.430
‫خمار و تنها.‬

39:12.750 --> 39:13.910
‫و یه شب...‬

39:16.244 --> 39:17.054
‫اون اومد.‬

39:17.480 --> 39:20.815
‫فکر کردم به خاطرِ‬
‫ورودِ غیرقانونی بازداشتم می‌کنه.‬

39:20.820 --> 39:22.394
‫ولی در عوض...‬

39:22.990 --> 39:25.324
‫بهم یه خونه داد.‬

39:26.690 --> 39:29.480
‫مسئولیتِ اصلاحِ من رو‬
‫به عهده گرفت.‬

39:32.530 --> 39:34.210
‫اون جونم رو نجات داد.‬

39:37.670 --> 39:41.550
‫منم وقتی سردرگم بودم،‬
‫یکی واردِ زندگیم شد.‬

39:45.850 --> 39:47.675
‫و اون بهم نشون داد‬

39:47.680 --> 39:49.275
‫که اجازه دادم یه مرد بهم آسیب بزنه.‬

39:49.280 --> 39:52.480
‫من رو به کسی تبدیل کنه‬
‫که نمی‌شناختمش.‬

39:52.690 --> 39:54.890
‫مثلِ کاری که الیس با تو کرد.‬

39:55.390 --> 39:57.297
‫ولی باید باور کنم‬

39:57.360 --> 40:00.912
‫که دانا هنوز اون توئه.‬

40:05.000 --> 40:06.829
‫نمی‌تونی زویی رو برگردونی‬

40:07.590 --> 40:09.195
‫یا مگی‬

40:09.200 --> 40:11.865
‫یا واندا یا هانا رو.‬

40:11.870 --> 40:16.199
‫ولی می‌تونی به آدمایی که براشون مهم بودن،‬
‫با دونستنِ اینکه کجان، آرامش بدی.‬

40:16.204 --> 40:18.064
‫

40:24.045 --> 40:24.565
‫دانا.‬

40:26.490 --> 40:27.540
‫خواهش می‌کنم.‬

40:40.730 --> 40:42.895
‫ممنون که من رو سرِ عقل آوردی.‬

40:42.900 --> 40:44.565
‫خوش‌ می‌شم که هر وقت شد‬
‫ سرت داد بزنم.‬

40:44.570 --> 40:45.865
‫به شرطی که تو هم تلافی کنی.‬

40:45.870 --> 40:48.010
‫اوه، خودت می‌دونی که پایه‌م.‬

40:50.010 --> 40:52.375
‫به‌خاطر این اتفاق، کلانترِ بهتری می‌شم.‬

40:52.380 --> 40:53.734
‫به‌خاطرِ تو.‬

40:54.080 --> 40:55.130
‫من خوش‌شانسم.‬

40:56.120 --> 40:58.220
‫«فرد» کسی مثل «بون» رو نداشت.‬

41:02.909 --> 41:04.189
‫شب به‌خیر، رئیس.‬

41:08.360 --> 41:10.395
‫قبلاً همیشه این خواب رو می‌دیدم.‬

41:10.400 --> 41:12.525
‫که تلفن زنگ می‌خوره و من جواب می‌دم،‬

41:12.530 --> 41:14.610
‫و اون طرفِ خط یه پلیس بود.‬

41:15.700 --> 41:17.800
‫می‌گفتن «زویی» رو پیدا کردن.‬

41:18.100 --> 41:20.233
‫توی ایستگاه منتظر بود.‬

41:24.850 --> 41:26.647
‫هیچ‌وقت قرار نیست همچین
‫چیزی برام اتفاق بیفته.‬

41:26.652 --> 41:29.145
‫نه، ولی تو تونستی اون خبر رو بدی،‬

41:29.150 --> 41:31.785
‫وقتی از «ماریسول» خواستی بیاد اینجا.‬

41:31.790 --> 41:33.445
‫تو اون فرصت رو به «جین» دادی.‬

41:33.450 --> 41:36.630
‫و من خیلی خوش‌حالم. واسه هردوشون.‬

41:38.630 --> 41:39.680
‫ولی «میکی»...‬

41:40.790 --> 41:42.780
‫...این موضوع داغونش می‌کنه.‬

41:43.930 --> 41:47.248
‫فکر کنم مامانت از اینکه
‫حالت خوبه خوش‌حال می‌شه.‬

41:50.500 --> 41:52.350
‫اگه حالم خوب نباشه چی؟‬

41:52.410 --> 41:53.418
‫هی.‬

41:54.440 --> 41:58.342
‫اگه لازم داری فاصله بگیری،‬
‫فقط یکم مرخصی بگیر، باشه؟‬

42:00.950 --> 42:03.580
‫فقط یه مدت کوتاه.‬
‫قول می‌دم.‬

42:04.925 --> 42:05.640
‫مشکلی نیست.‬

42:05.642 --> 42:07.185
‫هر چقدر که لازم داری زمان بذار.‬

42:07.190 --> 42:10.100
‫هر وقت آماده بودی برگردی، بهم بگو.‬

42:12.211 --> 42:13.511
‫کسیدی.‬

42:13.690 --> 42:15.762
‫کـ... کسیدی.‬

42:15.772 --> 42:16.906
‫مامان.‬

42:17.500 --> 42:37.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
