1
00:00:01,000 --> 00:00:05,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:05,857 --> 00:00:07,676
‫آنچه گذشت....

3
00:00:07,681 --> 00:00:08,935
‫چرا می‌خوای کلانتر بشی؟‬

4
00:00:08,940 --> 00:00:10,991
‫کلانتر فرد فوت کرد.‬
‫من جاش اومدم

5
00:00:10,996 --> 00:00:12,605
‫درسته.‬
‫این کار افتاد توی دامنت.‬

6
00:00:12,610 --> 00:00:15,005
‫ روتاری فکر می‌کنه ما به کسی نیاز داریم‬
‫که دیدگاهِ روشنی داشته باشه.‬

7
00:00:15,010 --> 00:00:17,075
‫فکر می‌کنی جزو آخرین
‫نفراتی بودی

8
00:00:17,080 --> 00:00:18,175
‫ که زویی رو دیدن؟‬

9
00:00:18,180 --> 00:00:20,115
‫بردیش به جشنواره.‬

10
00:00:20,120 --> 00:00:21,975
‫- بعدش چی شد؟‬
‫- تا وقتی که اون آدمک رو

11
00:00:21,980 --> 00:00:24,215
‫آتیش زدن، با هم بودیم.‬
‫بعدش منو پیچوند.‬

12
00:00:24,220 --> 00:00:25,245
‫این که پرونده‌ی خواهرته.‬

13
00:00:25,250 --> 00:00:26,185
‫نُه تا دختر.‬

14
00:00:26,190 --> 00:00:27,555
‫همه‌شون هم ناپدید شدن‬

15
00:00:27,560 --> 00:00:29,155
‫نزدیکای جشنواره‌ی ماه خونین.‬

16
00:00:29,160 --> 00:00:32,820
‫فکر کنم یه قاتل زنجیره‌ای توی اجواتر داریم.‬

17
00:00:36,914 --> 00:00:38,379
‫فقط من اینطوری فکر می‌کنم،‬

18
00:00:38,384 --> 00:00:39,999
‫یا الهه‌ی ماه خونین داره ترسناک‌تر می‌شه؟‬

19
00:00:40,070 --> 00:00:42,835
‫پولی که روتاری به جیب می‌زنه‬
‫اصلاً ترسناک نیست.‬

20
00:00:42,840 --> 00:00:44,865
‫«وقتی الهه می‌سوزه،‬
‫پول سرازیر می‌شه.»‬

21
00:00:44,870 --> 00:00:47,975
‫آره، درویش مسلک(هیپی‌)های قدیمیِ‬
‫اجواتر ازت متنفر می‌شدن.‬

22
00:00:47,980 --> 00:00:50,245
‫هی، ما هنوز‬
‫گردنبندهای کنفی می‌فروشیم.‬

23
00:00:50,250 --> 00:00:52,340
‫آره، با ۲۰ درصد سودِ اضافه؟‬

24
00:00:52,420 --> 00:00:53,926
‫بیشتر نزدیک ۵۰ درصده.‬

25
00:00:56,621 --> 00:00:57,295
‫لیلا.‬

26
00:00:58,448 --> 00:01:01,555
‫بگو چطوری قراره‬
‫به چشم شکل بدم‬

27
00:01:01,560 --> 00:01:04,069
‫بدونِ یه رنده‌ی پنج‌هشتم؟ !‬

28
00:01:04,830 --> 00:01:05,954
‫آره.‬

29
00:01:05,990 --> 00:01:09,036
‫بیا مزاحمِ هنرمند‬
‫حینِ کار نشیم.‬

30
00:01:09,060 --> 00:01:10,663
‫- لیلا؟
‫- بله.‬

31
00:01:10,670 --> 00:01:12,095
‫- ممنون که اومدی، میکی.‬
‫- آره، همون.‬

32
00:01:12,100 --> 00:01:13,695
‫- باید درباره‌ی امنیت حرف بزنیم.‬
‫- بگو می‌شنوم.‬

33
00:01:13,700 --> 00:01:15,635
‫داشتم فکر می‌کردم،‬
‫اممم، هشت تا معاون،‬

34
00:01:15,640 --> 00:01:18,492
‫مخصوصاً با توجه به‬
‫دعوای جشنواره‌ی قبلی.‬

35
00:01:18,563 --> 00:01:19,083
‫دعوا؟‬

36
00:01:19,140 --> 00:01:20,505
‫فقط سه تا مست بودن.‬

37
00:01:20,510 --> 00:01:22,405
‫شماها بخشِ آبجو رو‬
‫تعطیل کردید،‬

38
00:01:22,410 --> 00:01:24,105
‫درآمد رو ۲۰ درصد پایین آوردید.‬

39
00:01:24,110 --> 00:01:27,345
‫مجبور شدم خودم به کلانتر فرد زنگ بزنم‬
‫تا مجبورش کنم دوباره بازش کنه.‬

40
00:01:27,350 --> 00:01:30,560
‫ببین، این اولین جشنواره‌ایه‬
‫که تو کلانتری.‬

41
00:01:30,790 --> 00:01:32,855
‫بذار نیروهای امنیتیِ من‬
‫کار رو دست بگیرن.‬

42
00:01:32,860 --> 00:01:34,785
‫تو مثلِ داورِ‬
‫مسابقاتِ حذفی هستی.‬

43
00:01:34,790 --> 00:01:37,285
‫باید سوتت رو قورت بدی‬
‫و بذاری بازی کنن.‬

44
00:01:37,290 --> 00:01:39,225
‫واسه همین منو کشوندی اینجا، پانچ...‬

45
00:01:39,230 --> 00:01:41,055
‫که استعاره‌های ورزشیِ بد تحویلم بدی؟‬

46
00:01:41,060 --> 00:01:43,125
‫ببین، وظیفه‌ی منه‬
‫که از مردم محافظت کنم.‬

47
00:01:43,130 --> 00:01:44,425
‫این بخشی از وظیفته.‬

48
00:01:44,430 --> 00:01:46,265
‫یه بخشِ دیگه‌اش‬
‫مدیریتِ بودجه‌ست.‬

49
00:01:46,270 --> 00:01:49,335
‫و بخشِ بزرگی از اون بودجه‬
‫از همین جشنواره میاد.‬

50
00:01:49,340 --> 00:01:52,141
‫- حالا بیا با چند نفر آشنات کنم.‬
‫- اونا کی‌ان؟‬

51
00:01:52,146 --> 00:01:54,505
‫حامی‌های مالیِ جدید...‬
‫نوشابه‌ی انرژی‌زای هیت‌ویو.‬

52
00:01:54,510 --> 00:01:57,875
‫می‌خوان با قهرمانِ‬
‫محاصره‌ی اجواتر آشنا بشن.‬

53
00:01:57,880 --> 00:01:59,071
‫همکاری کن، میکی.‬

54
00:02:02,220 --> 00:02:03,645
‫جشنواره‌ی ماه خونین‬

55
00:02:03,650 --> 00:02:05,615
‫قبل از «مرد سوزان»،‬
‫واسه خودش یه پا «مرد سوزان» بود.
‫(مرد سوزان یه جشنواره‌ست که آخر تابستون برگذار میشه یه آدمک توش آتیش می‌زنن)‬

56
00:02:05,620 --> 00:02:08,755
‫سال ۶۸، چند تا درویش مسلک
‫و آدم‌های آزاداندیش اومدن‬

57
00:02:08,760 --> 00:02:10,555
‫واسه یه ماه‌گرفتگی،‬
‫یه... یه ماهِ خونین.‬

58
00:02:10,560 --> 00:02:13,295
‫اسید(یه مواد مخدر) می‌انداختن بالا،‬
‫آرزوهاشون رو می‌نوشتن‬

59
00:02:13,300 --> 00:02:14,855
‫توی این کیسه‌های کنفیِ کوچیک...‬

60
00:02:14,860 --> 00:02:15,900
‫بفرمایید...‬

61
00:02:17,430 --> 00:02:19,465
‫و تقدیمِ الهه می‌کردنشون.‬

62
00:02:19,470 --> 00:02:21,635
‫خب... مثلِ یه بابانوئلِ توهمی؟‬

63
00:02:21,640 --> 00:02:22,905
‫دیگه ال.‌اس‌.دی(همون اسید) رو کنار گذاشتیم.‬
‫(ال.‌اس‌.دی: یه ماده مخدر بسیار توهم‌زا)

64
00:02:22,910 --> 00:02:24,765
‫الان دیگه یه مراسمِ‬
‫خانوادگیه.‬

65
00:02:24,770 --> 00:02:26,105
‫و یه منبعِ درآمدِ عالی.‬

66
00:02:26,110 --> 00:02:27,635
‫آرزوی من اینه که،‬

67
00:02:27,640 --> 00:02:30,744
‫با حضورِ هیت‌ویو،‬
‫بتونیم یه سودِ هفت‌رقمی بزنیم.‬

68
00:02:31,871 --> 00:02:33,372
‫همون‌طور که می‌بینید،‬

69
00:02:33,377 --> 00:02:34,575
‫جشنواره پیشرفت کرده.‬

70
00:02:34,580 --> 00:02:37,861
‫فردا شب ساعت ۹، آدمک رو آتیش می‌زنیم‬

71
00:02:37,866 --> 00:02:39,815
‫و از چندین زاویه‬
‫به‌صورت زنده پخش می‌کنیم.‬

72
00:02:39,820 --> 00:02:42,651
‫تا حالا شده جمعیت‬
‫از کنترل خارج بشه؟‬

73
00:02:44,590 --> 00:02:47,455
‫بدترین اتفاقی که افتاده، گم شدنِ یه بچه‬
‫توی هزارتوی ذرته.‬

74
00:02:47,460 --> 00:02:50,425
‫ببین، وظیفه‌ی منه مطمئن بشم‬

75
00:02:50,430 --> 00:02:53,765
‫که این شب واسه اجواتر هم خوش بگذره‬
‫و هم پرسود باشه.‬

76
00:02:53,770 --> 00:02:55,976
‫یکی از اخلاق مثبت کلانتر فاکس همینه.‬

77
00:02:55,981 --> 00:02:58,467
‫هیچ‌کس مثلِ خودش‬
‫زیر و بم کار رو نمی‌شناسه.

78
00:03:00,901 --> 00:03:03,624
‫دفتر کلانتری شهرستان اجواتر
‫جامعهٔ شما، تعهدِ ما

79
00:03:03,980 --> 00:03:05,945
‫شکلاتی چیزی داری؟‬

80
00:03:05,950 --> 00:03:07,516
‫دارم از گشنگی می‌میرم.‬

81
00:03:12,020 --> 00:03:13,715
‫چی باعث می‌شه مخصوصِ زن‌ها باشه؟‬

82
00:03:13,720 --> 00:03:15,607
‫به‌جز استروژنش(هورمون زنانه)؟‬

83
00:03:17,330 --> 00:03:18,670
‫من دیوونه‌م، هنک؟‬

84
00:03:18,930 --> 00:03:21,825
‫میکی چون پام رو از گلیمم درازتر کردم،‬
‫منو فرستاد پشتِ میزنشینی.‬

85
00:03:21,830 --> 00:03:23,665
‫و حالا دارم این تئوری رو‬

86
00:03:23,670 --> 00:03:25,325
‫واسه اون می‌برم که اجواتر‬
‫یه قاتل زنجیره‌ای داره،‬

87
00:03:25,330 --> 00:03:27,865
‫و تنها مدرکم هم‬
‫یه استخونِ فکِ ۱۸ ساله‌ست.‬

88
00:03:27,870 --> 00:03:30,605
‫کمپبل، اگه خودت به تئوریت‬
‫باور نداری،‬

89
00:03:30,610 --> 00:03:32,835
‫من با کمالِ میل‬
‫خودم به میکی می‌گمش.‬

90
00:03:32,840 --> 00:03:35,705
‫و در واقع، هر چی باشه‬
‫این پرونده‌ی منم هست.‬

91
00:03:35,710 --> 00:03:37,110
‫خودم ردیفش می‌کنم.‬

92
00:03:37,486 --> 00:03:37,813
‫هی.‬

93
00:03:39,420 --> 00:03:41,175
‫اسمِ جِی.جِی ریس برات آشنا نیست؟‬

94
00:03:41,180 --> 00:03:42,170
‫دزدِ ماشینه.‬

95
00:03:42,690 --> 00:03:44,385
‫با یه حکمِ جلبِ معلق.‬

96
00:03:44,390 --> 00:03:45,888
‫آره. خب،‬

97
00:03:45,920 --> 00:03:48,015
‫همین الان توی «میت‌آپ»
‫پنکیکِ مخصوص سفارش داد.‬

98
00:03:48,020 --> 00:03:50,225
‫سرکارگرمون اعلامیه‌ی
‫تعقیب رو دید. چانگ تو راهه،‬

99
00:03:50,230 --> 00:03:52,751
‫- ولی ۲۰ دقیقه دیگه می‌رسه.‬
‫- من می‌رم سراغش.

100
00:03:55,441 --> 00:03:57,965
‫هی. ر‌یس خیلی زبل و بدقلقه.‬

101
00:03:57,970 --> 00:04:00,435
‫قبل از اینکه حرکتی بزنی، منتظرِ چانگ بمون.‬

102
00:04:00,440 --> 00:04:02,165
‫- آره، حواسم هست.‬
‫- جدی؟‬

103
00:04:02,170 --> 00:04:02,630
‫آره.‬

104
00:04:12,880 --> 00:04:14,915
‫آره. خودِ خودشه.‬

105
00:04:14,920 --> 00:04:16,415
‫خوب شد بهمون زنگ زدی.‬

106
00:04:16,420 --> 00:04:19,245
‫- من به کسی زنگ نزدم.‬
‫- آهان، باشه.‬

107
00:04:19,250 --> 00:04:23,085
‫هی، می‌شه همون همیشگی رو برام بیاری؟‬
‫بوریتوی صبحانه‌ی تند،‬
‫(بوریتو: یه غذای مکزیکی)

108
00:04:23,090 --> 00:04:25,000
‫- با...‬
‫- با فلفلِ اضافه؟‬

109
00:04:25,460 --> 00:04:27,090
‫حله عزیزم.‬

110
00:04:29,770 --> 00:04:33,320
♪ ‫ ایمانم رو دارم از دست می‌دم‬ ♪
♪ ‫هیچ‌چیزی مقدس نیست‬ ♪

111
00:04:33,570 --> 00:04:34,965
♪ ‫تلخ نشدم عزیزم‬ ♪

112
00:04:34,970 --> 00:04:36,130
♪ ‫فقط دارم می‌گم‬ ♪

113
00:04:36,870 --> 00:04:38,560
♪ ‫می‌تونی منو مقصر بدونی‬ ♪

114
00:04:38,570 --> 00:04:41,220
♪ ‫یا بندازی گردنِ‬ ♪
♪ ‫شانس و تقدیر‬ ♪

115
00:04:41,310 --> 00:04:44,260
♪ ‫منم می‌ندازم گردنِ‬ ♪
♪ ‫شانس و تقدیر...‬ ♪

116
00:04:45,180 --> 00:04:46,924
‫جِی.جِی ر‌یس؟‬

117
00:04:46,960 --> 00:04:49,844
‫هی! هی!‬

118
00:04:53,390 --> 00:04:56,824
‫نمی‌تونم برم زندان!‬
‫امروز نه!‬

119
00:04:56,830 --> 00:04:59,155
‫اوه، مگه چی شده مرد، برنامه داری؟‬
‫نکنه می‌خوای‬

120
00:04:59,160 --> 00:05:00,695
‫- ماشینِ کسی رو بدزدی؟‬
‫- بی‌خیال مرد.‬

121
00:05:00,700 --> 00:05:02,370
‫- امروز نه.‬
‫- چرا.‬

122
00:05:02,670 --> 00:05:04,625
‫همین امروز.‬
‫ولی نگران نباش.‬

123
00:05:04,630 --> 00:05:07,198
‫من اینو برات نگه می‌دارم.‬

124
00:05:10,310 --> 00:05:12,124
‫نوشِ جان.‬

125
00:05:26,003 --> 00:05:29,485
‫مرکز، می‌تونید مسیرِ‬
‫معاون چانگ رو تغییر بدید.‬

126
00:05:29,490 --> 00:05:32,054
‫متهم الان بازداشته.‬

127
00:05:32,860 --> 00:05:33,910
‫خواهش می‌کنم.‬

128
00:05:34,560 --> 00:05:36,794
‫اوه. لعنتی.‬

129
00:05:45,270 --> 00:05:47,035
‫سسِ تندِ اضافه هم توی پاکته.‬

130
00:05:47,040 --> 00:05:48,780
‫آمبر، تو بهترین هستی.‬

131
00:05:54,750 --> 00:05:57,189
‫نه! لعنت بهش...‬

132
00:06:11,700 --> 00:06:13,390
‫از دست دادنِ ماشینِ خدمت‬

133
00:06:13,400 --> 00:06:17,480
‫- جرمیه‌ که باعث اخراجت می‌شه.‬
‫- خواهش می‌کنم، میکی...‬

134
00:06:17,870 --> 00:06:18,860
‫کلانتر فاکس.‬

135
00:06:20,010 --> 00:06:22,175
‫- بذار درستش کنم.‬
‫- عمراً.‬

136
00:06:22,180 --> 00:06:24,645
‫برو توی بازداشتگاه بشین‬
‫و به دیوار زل بزن.‬

137
00:06:24,650 --> 00:06:28,670
‫من و معاون بون باید درباره‌ی‬
‫آینده‌ت اینجا صحبت کنیم.‬

138
00:06:31,690 --> 00:06:33,145
‫در رو ببند!‬

139
00:06:34,360 --> 00:06:37,634
‫باورت می‌شه این احمق چی کار کرده؟‬

140
00:06:37,730 --> 00:06:39,710
‫اونم سرِ یه بوریتوی لعنتی.‬

141
00:06:41,117 --> 00:06:41,637
‫من...‬

142
00:06:41,700 --> 00:06:44,125
‫اگه به خاطرِ جشنواره و این حقیقت نبود‬

143
00:06:44,130 --> 00:06:46,165
‫که الان نمی‌تونم‬
‫هیچ معاونیو مرخص کنم،‬

144
00:06:46,170 --> 00:06:47,565
‫جفتتون رو معلق می‌کردم.‬

145
00:06:47,570 --> 00:06:48,835
‫چرا؟ مگه من چی کار کردم؟‬

146
00:06:48,840 --> 00:06:50,405
‫تو فرستادیش که ر‌یس رو بگیره.‬

147
00:06:50,410 --> 00:06:51,735
‫بهش گفتم منتظرِ چانگ بمونه.‬

148
00:06:51,740 --> 00:06:53,235
‫می‌دونی که هنک کله‌شقه،‬

149
00:06:53,240 --> 00:06:55,675
‫و با این حال فرستادیش این کار.‬

150
00:06:55,680 --> 00:06:58,745
‫خب، متأسفم که نتونستم‬
‫اداره‌ی کلانتری اجواتر رو ول کنم‬

151
00:06:58,750 --> 00:07:00,245
‫چون خانمِ کلانتر مشغولِ‬

152
00:07:00,250 --> 00:07:02,284
‫تورهای اختصاصی توی جشنواره بود.‬

153
00:07:02,289 --> 00:07:04,015
‫تو افسرِ ارشد بودی، بون.‬

154
00:07:04,020 --> 00:07:06,655
‫وقتی مسئولی، نه تنها در قبالِ‬
‫اشتباهاتِ خودت،‬
‫با*ما*ب*ی‍ــ*ن

155
00:07:06,660 --> 00:07:08,715
‫بلکه در قبالِ اشتباهاتِ بقیه هم مسئولی.‬

156
00:07:08,720 --> 00:07:10,385
‫به این می‌گن رهبر بودن.‬

157
00:07:10,390 --> 00:07:11,840
‫حالا برو درستش کن.‬

158
00:07:19,870 --> 00:07:21,535
‫هی، میکی، می‌تونی‬
‫بیای اتاقِ عملیات؟‬

159
00:07:21,540 --> 00:07:22,590
‫موضوعِ مهمیه.‬

160
00:07:26,440 --> 00:07:27,780
‫نُه تا زن، میکی.‬

161
00:07:28,625 --> 00:07:29,955
‫توی طولِ ۲۰ سال.‬

162
00:07:30,210 --> 00:07:32,615
‫همه‌ش هم زمانی که فرد واتکینز کلانتر بود.‬

163
00:07:32,620 --> 00:07:34,815
‫این زن‌ها حاشیه‌نشین بودن. فراری،‬

164
00:07:34,820 --> 00:07:37,115
‫معتاد، یا کارگرِ جنسی.‬

165
00:07:37,120 --> 00:07:38,915
‫مفقود شدنِ چند نفرشون گزارش شده بود.‬

166
00:07:38,920 --> 00:07:40,955
‫ولی اکثرشون رو خودم پیدا کردم.‬

167
00:07:40,960 --> 00:07:43,058
‫این خواهرته.‬

168
00:07:44,729 --> 00:07:45,249
‫زویی.‬

169
00:07:48,030 --> 00:07:49,925
‫خب، قطعاً همه‌شون‬
‫یه ویژگیِ مشترک دارن.‬

170
00:07:49,930 --> 00:07:51,895
‫همه‌ی این زن‌ها ناپدید شدن‬

171
00:07:51,900 --> 00:07:54,195
‫توی فاصله‌ی چند روز‬
‫از جشنواره‌ی ماهِ خونین،‬

172
00:07:54,200 --> 00:07:56,930
‫سه نفرشون هم از خودِ جشنواره.‬

173
00:07:56,940 --> 00:07:58,265
‫این معنیش این نیست‬
‫که به قتل رسیدن.‬

174
00:07:58,270 --> 00:07:59,905
‫مدرکِ فیزیکی هم داری؟‬

175
00:07:59,910 --> 00:08:03,263
‫جسیکا وینترز.‬
‫مفقود شدنِش ۴۸ ساعت بعد از‬

176
00:08:03,268 --> 00:08:05,745
‫جشنواره‌ی ماهِ خونین در سالِ ۲۰۰۸ گزارش شد.‬

177
00:08:05,750 --> 00:08:08,145
‫شش ماه بعد، استخوانِ فکِ اون پیدا شد‬

178
00:08:08,150 --> 00:08:10,015
‫توی یه منطقه‌ی دورافتاده در دِدواتر.‬

179
00:08:10,020 --> 00:08:13,285
‫درسته.‬
‫یه سگِ شکاری پیداش کرد.‬

180
00:08:13,290 --> 00:08:15,115
‫اون موقع من معاونِ تازه‌کار بودم.‬

181
00:08:15,120 --> 00:08:17,185
‫تا جایی که یادمه، اون منطقه رو گشتن،‬

182
00:08:17,190 --> 00:08:18,685
‫ولی چیزی پیدا نکردن.‬

183
00:08:18,690 --> 00:08:20,655
‫علتِ مرگِ جسیکا نامعلوم اعلام شد.‬

184
00:08:20,660 --> 00:08:23,825
‫معاون‌ها فکر می‌کردن که‬
‫شاید یه قتلِ مربوط به مواد مخدر بوده.‬

185
00:08:23,830 --> 00:08:25,325
‫ دِدواتر اینجوریه دیگه.‬

186
00:08:25,330 --> 00:08:26,865
‫ولی من تو کتم نمی‌ره.‬

187
00:08:26,870 --> 00:08:30,580
‫فکر می‌کنم یه قاتلِ زنجیره‌ای
‫ توی این شهر آزاده.‬

188
00:08:32,954 --> 00:08:33,824
‫کسیدی...‬

189
00:08:34,410 --> 00:08:36,335
‫تو یه تئوری داری...‬

190
00:08:36,340 --> 00:08:38,266
‫یه تئوریِ منطقی...‬

191
00:08:38,280 --> 00:08:41,220
‫ولی چیزی که داری فقط یه استخونِ فکه،‬

192
00:08:41,225 --> 00:08:44,428
‫هیچ مدرکی از قتل نیست،‬
‫چه برسه به یه سری قتل.‬

193
00:08:44,433 --> 00:08:47,093
‫پس بذار برم دوباره منطقه رو بگردم.‬

194
00:08:47,190 --> 00:08:50,355
‫اداره سال ۲۰۰۸ رادارِ‬
‫نفوذ در زمین نداشت.‬

195
00:08:50,360 --> 00:08:53,450
‫اگه بتونم بقایای جسدِ جسیکا رو پیدا کنم...‬

196
00:08:53,600 --> 00:08:55,025
‫...می‌تونیم علتِ مرگ رو بفهمیم‬

197
00:08:55,030 --> 00:08:57,180
‫و بفهمیم تئوریم درسته یا نه.‬

198
00:08:57,198 --> 00:08:59,995
‫جشنواره‌ی ماه خونین فردا شبه، میکی.‬

199
00:09:00,000 --> 00:09:02,035
‫واسه همین الان اومدم پیشت.‬

200
00:09:02,040 --> 00:09:04,135
‫اگه حتی یه درصد احتمال داشته باشه‬

201
00:09:04,140 --> 00:09:05,735
‫که تئوریم درست باشه...‬

202
00:09:05,740 --> 00:09:08,005
‫باشه.‬
‫دیگه لازم نیست پشت میز بشینی.‬

203
00:09:08,010 --> 00:09:10,975
‫اریکا و هرچی تجهیزاتِ‬
‫تشخیص هویت که داره رو با خودت ببر.‬

204
00:09:10,980 --> 00:09:12,715
‫برای رفتن به اونجا به یه همراه نیاز داری،‬

205
00:09:12,720 --> 00:09:14,415
‫پس به دیل هاکینز زنگ بزن و بهش بگو‬

206
00:09:14,420 --> 00:09:16,749
‫که کلانتر میکی فاکس این رو‬
‫یه لطفِ شخصی در نظر می‌گیره.‬

207
00:09:17,875 --> 00:09:18,745
‫و کسیدی؟‬

208
00:09:20,718 --> 00:09:21,818
‫کارت خوب بود.‬

209
00:09:24,160 --> 00:09:25,585
‫شماره‌ای که گرفتید‬

210
00:09:25,590 --> 00:09:27,340
‫در شبکه موجود نمی‌باشد.‬

211
00:09:27,440 --> 00:09:30,575
‫کسی شماره‌ی دیگه‌ای از «دیلِ دِدواتر» داره؟‬

212
00:09:30,580 --> 00:09:32,694
‫اونی که توی پرونده‌ست قطع شده.‬

213
00:09:32,699 --> 00:09:34,535
‫هر دو هفته یه بار شماره‌شو عوض می‌کنه.‬

214
00:09:34,540 --> 00:09:36,495
‫اون همه علف کشیدن‬
‫باعث شده شکاک بشه.‬

215
00:09:36,500 --> 00:09:37,935
‫یه لحظه بهم وقت بده.‬

216
00:09:37,940 --> 00:09:40,225
‫- با میچل تماس می‌گیرم.‬
‫- ممنون.‬

217
00:09:41,271 --> 00:09:42,575
‫تو چته؟‬

218
00:09:42,580 --> 00:09:45,075
‫میکی بهم گفت تا اطلاعِ ثانوی‬
‫به دیوار زل بزنم.‬

219
00:09:45,080 --> 00:09:46,575
‫احتمالاً منظورش این نبود‬
‫که واقعاً این کار رو کنی.‬

220
00:09:46,580 --> 00:09:48,500
‫نمی‌خوام ریسک کنم.‬

221
00:09:49,620 --> 00:09:51,115
‫شنیدم دیگه پشت‌میزنشین نیستی.‬

222
00:09:51,120 --> 00:09:52,637
‫حداقل یکی‌مون اینطوریه.‬

223
00:09:54,390 --> 00:09:56,550
‫جدی می‌گم کمپبل، تبریک می‌گم.‬

224
00:10:01,400 --> 00:10:04,190
‫یکم استروژن شاید برات خوب باشه.‬

225
00:10:05,971 --> 00:10:06,431
‫اممم.‬

226
00:10:06,810 --> 00:10:07,809
‫هنک!‬

227
00:10:08,140 --> 00:10:09,770
‫اتاقِ عملیات، همین الان!‬

228
00:10:10,527 --> 00:10:13,667
‫- بله قربان!‬
‫- موفق باشی، پسرِ بوریتویی.‬

229
00:10:15,780 --> 00:10:18,545
‫هی اریکا، باید یه تماسِ دیگه بگیرم،‬

230
00:10:18,550 --> 00:10:20,045
‫و بعدش می‌تونیم راه بیفتیم.‬

231
00:10:20,050 --> 00:10:23,045
‫مفهومه. «گروور» رو گذاشتم پشتِ شاسی‌بلند.‬

232
00:10:23,050 --> 00:10:24,515
‫ما به واحدِ سگ‌های پلیس نیاز نداریم.‬

233
00:10:24,520 --> 00:10:26,245
‫بقایای جسد مالِ بیشتر از ده سال پیشه.‬

234
00:10:26,250 --> 00:10:27,815
‫هر بویی بوده خیلی وقت پیش از بین رفته.‬

235
00:10:27,820 --> 00:10:29,615
‫اوه، ببخشید.‬
‫گروور اسم مستعاریه که‬

236
00:10:29,620 --> 00:10:32,255
‫روی این کاوشگرِ‬
‫نفوذ در زمین گذاشتم.‬

237
00:10:32,260 --> 00:10:34,252
‫حرفِ «پی» توش خونده نمی‌شه.‬

238
00:10:35,600 --> 00:10:38,380
‫هنوز منتظرم یکی به این شوخی بخنده.‬

239
00:10:39,870 --> 00:10:40,860
‫شماره‌ی دیل.‬

240
00:10:41,340 --> 00:10:42,905
‫مجبور شدم به میچل
‫قولِ یه قرارِ عاشقانه بدم.‬

241
00:10:42,910 --> 00:10:44,300
‫پولِ شام با توئه.‬

242
00:10:44,370 --> 00:10:45,638
‫ممنون.‬

243
00:10:45,646 --> 00:10:48,175
‫این تمام چیزیه که درباره‌ی «ریس» داریم.‬

244
00:10:48,180 --> 00:10:49,705
‫تمام ماشین‌هایی که دزدیده.‬

245
00:10:49,710 --> 00:10:51,205
‫- تمام آدرس‌هایی که توشون خوابیده.‬
‫- صبر کن. صبر کن.‬

246
00:10:51,210 --> 00:10:52,605
‫نباید بیرون دنبالش بگردیم،‬

247
00:10:52,610 --> 00:10:54,315
‫به جای اینکه اینجا بشینیم و اینا رو بخونیم؟‬

248
00:10:54,320 --> 00:10:57,345
‫کجا رو بگردیم هنک؟ ریس کامپیوترِ‬
‫داخلیِ ماشین رو خاموش کرده،‬

249
00:10:57,350 --> 00:10:59,345
‫که باعث شده جی‌پی‌اس از کار بیفته.‬
‫در ضمن،‬

250
00:10:59,350 --> 00:11:02,155
‫عجله کردن همون چیزی بود‬
‫که تو رو توی این دردسر انداخت.‬

251
00:11:02,160 --> 00:11:04,870
‫گاهی سریع‌ترین راه برای حلِ معما،‬
‫آروم پیش رفتنه.‬

252
00:11:04,875 --> 00:11:05,610
‫بیا.‬

253
00:11:06,330 --> 00:11:08,025
‫هرچی می‌تونی از این بکش بیرون.‬

254
00:11:08,030 --> 00:11:09,333
‫گوشیِ ریس؟‬

255
00:11:09,500 --> 00:11:10,995
‫استثنای «ارتکابِ جرمِ مشهود»‬ یعنی‬

256
00:11:11,000 --> 00:11:12,495
‫نیازی به حکمِ تفتیش نداریم.‬

257
00:11:12,500 --> 00:11:14,320
‫متأسفانه قفله.‬

258
00:11:15,501 --> 00:11:16,809
‫خب... خب،‬

259
00:11:16,835 --> 00:11:20,267
‫رایج‌ترین رمز ۴۳۲۱ هستش.‬

260
00:11:20,710 --> 00:11:23,001
‫نه. خیلی خب.‬

261
00:11:23,750 --> 00:11:25,075
‫۱۲۳۴.‬

262
00:11:25,080 --> 00:11:27,675
‫نه.‬
‫خب. بعد از اون،‬

263
00:11:27,680 --> 00:11:30,777
‫می‌شه... تاریخِ تولدها.‬

264
00:11:30,790 --> 00:11:32,652
‫و تولدِ ریس هم...‬

265
00:11:32,790 --> 00:11:34,776
‫۲۷ نوامبره.‬

266
00:11:35,960 --> 00:11:37,279
‫اممم!‬

267
00:11:40,030 --> 00:11:41,425
‫یه بارِ دیگه اشتباه بزنم‬
‫کلاً قفل می‌شه.‬

268
00:11:41,430 --> 00:11:43,195
‫آروم باش هنک.‬

269
00:11:44,370 --> 00:11:44,830
‫باشه.‬

270
00:11:46,370 --> 00:11:48,935
‫دیل گفت نیم ساعت پیش اینجا می‌آد.‬

271
00:11:48,940 --> 00:11:52,440
‫می‌دونی رامن رو چقدر باید‬
‫بذارم توی مایکروویو؟‬
‫(رامن: یه غذای ژاپنی تشکیل شده از نودل(رشته) و آبگوشت)

272
00:11:52,540 --> 00:11:54,375
‫دخترم «رن» تازه ده سالش شده،‬

273
00:11:54,380 --> 00:11:55,905
‫واسه همین اتوبوس الان پیاده‌ش می‌کنه.‬

274
00:11:55,910 --> 00:11:57,675
‫بچه‌ عاشقِ استقلالشه‌.‬

275
00:11:57,680 --> 00:12:00,192
‫الان دیگه می‌خواد‬
‫برای همه شام درست کنه.‬

276
00:12:02,620 --> 00:12:04,645
‫بیخیال.‬
‫منتظر نمی‌مونیم.‬

277
00:12:04,650 --> 00:12:07,670
‫تو گروور رو بردار،‬
‫منم ساک رو میارم.‬

278
00:12:10,000 --> 00:12:17,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

279
00:12:20,440 --> 00:12:23,665
‫یه چیزایی درباره‌ی ددواتر شنیدم.‬

280
00:12:23,670 --> 00:12:25,165
‫آخرین باری که اینجا بودم،‬

281
00:12:25,170 --> 00:12:26,905
‫من و میکی به یه مشت‬
‫ماری‌جواناکارِ غیرقانونی برخوردیم.‬

282
00:12:26,910 --> 00:12:29,761
‫فکر کردم دیگه کارمون تمومه.‬

283
00:12:29,780 --> 00:12:31,640
‫حتماً خیلی ترسناک بوده.‬

284
00:12:31,950 --> 00:12:34,115
‫خب، اگه دِیل نمیاد،‬

285
00:12:34,120 --> 00:12:35,749
‫بابای میکی چی؟‬

286
00:12:36,235 --> 00:12:37,745
‫وِسلی خارج از شهره.‬

287
00:12:37,750 --> 00:12:38,669
‫اوه...‬

288
00:12:42,260 --> 00:12:44,230
‫مطمئنی این کار عاقلانه‌ست؟‬

289
00:12:45,060 --> 00:12:45,870
‫نه اصلاً.‬

290
00:12:48,836 --> 00:12:49,603
‫کسیدی؟‬

291
00:12:52,730 --> 00:12:54,822
‫تکون نخور.‬

292
00:13:01,340 --> 00:13:02,605
‫کسی رو نمی‌بینم.‬

293
00:13:02,610 --> 00:13:04,410
‫ولی اونا ما رو می‌بینن.‬

294
00:13:05,530 --> 00:13:15,454
‫سرزمین کلانتر
‫فصل اول قسمت چهاردهم:
‫نمایشِ قدرت

295
00:13:19,130 --> 00:13:22,490
‫فقط من مسلحم.‬
‫اسلحه‌هاتون رو بگیرید سمت من.‬

296
00:13:26,230 --> 00:13:30,650
‫دِیل هاکینز به ما قول داده بود‬
‫که بهمون کاری نداشته باشید.‬

297
00:13:35,080 --> 00:13:37,305
‫من کاری به مزرعه‌هاتون ندارم.‬

298
00:13:37,310 --> 00:13:39,975
‫دنبال جسد یه دختر می‌گردیم‬
‫که به قتل رسیده.‬

299
00:13:39,980 --> 00:13:41,915
‫اسمش جسیکا وینترز بود.‬

300
00:13:41,920 --> 00:13:43,985
‫وقتی چهار سالش بود پدر و مادرش مُردن،‬

301
00:13:43,990 --> 00:13:45,645
‫و توی پرورشگاه‌ها و این‌ور اون‌ور چرخید.‬

302
00:13:45,650 --> 00:13:47,155
‫هیچ‌کس متوجه گم شدنش نشد‬

303
00:13:47,160 --> 00:13:50,589
‫تا اینکه مادربزرگش از اوهایو‬
‫زنگ زد تا حالش رو بپرسه.‬

304
00:13:51,243 --> 00:13:52,285
‫خواهش می‌کنم.‬

305
00:13:52,290 --> 00:13:54,255
‫وقتی بابی جیمز اینجا گم شد،‬

306
00:13:54,260 --> 00:13:56,795
‫همه‌جا رو دنبالش گشتیم و پیداش کردیم‬

307
00:13:56,800 --> 00:13:58,965
‫بیرونِ فرزنو کمپ زده
‫بود، و برگردوندیمش خونه.‬

308
00:13:58,970 --> 00:14:02,350
‫بذارید همین کار رو برای
‫خانواده‌ی جسیکا بکنیم.‬

309
00:14:04,470 --> 00:14:06,365
‫اگه می‌خواید بهم شلیک
‫کنید چون دارم سعی می‌کنم‬

310
00:14:06,370 --> 00:14:08,475
‫برای یه دخترِ مُرده عدالت رو اجرا کنم،‬

311
00:14:08,480 --> 00:14:10,405
‫باید از پشت بهم شلیک کنید.‬

312
00:14:10,410 --> 00:14:13,850
‫همین‌جا بمون.‬
‫اگه تیراندازی شروع شد، فرار کن.‬

313
00:14:14,507 --> 00:14:15,497
‫کـ... کسیدی.‬

314
00:14:15,580 --> 00:14:18,115
‫نرو. می‌کشنت.‬

315
00:14:23,290 --> 00:14:25,320
‫برید پیِ کارتون.‬

316
00:14:28,947 --> 00:14:29,637
‫بریم.‬

317
00:14:32,329 --> 00:14:34,129
‫بون! یه چیزی پیدا کردم.‬

318
00:14:34,240 --> 00:14:36,100
‫رمز گوشیِ ریس رو پیدا کردم.

319
00:14:36,200 --> 00:14:38,712
‫رمزش تاریخِ امروز بود.‬

320
00:14:38,740 --> 00:14:40,335
‫اصلاً چطوری به فکرت رسید‬
‫امتحانش کنی؟‬

321
00:14:40,340 --> 00:14:41,975
‫توی «میت‌آپ»،‬
‫وقتی دستگیرش کردم، گفت:‬

322
00:14:41,980 --> 00:14:43,847
‫«نمی‌تونی منو بازداشت کنی،‬
‫نه امروز رو.»‬

323
00:14:43,852 --> 00:14:45,205
‫در واقع، دو بار اینو گفت.‬

324
00:14:45,210 --> 00:14:48,515
‫امروز برای این یارو مهمه،‬
‫و فکر کنم بدونم چرا.‬

325
00:14:48,520 --> 00:14:49,945
‫این پیامک‌ها رو ببین.‬

326
00:14:49,950 --> 00:14:52,985
‫دارن درباره‌ی یه محموله‬
‫توی «لا کاسا بلانکا» حرف می‌زنن.‬

327
00:14:52,990 --> 00:14:55,185
‫و چی قراره تحویل داده بشه؟‬
‫کیک.‬

328
00:14:55,190 --> 00:14:58,632
‫این اسمِ مستعارِ کوکائینه.‬

329
00:14:59,260 --> 00:15:01,470
‫- هان؟‬
‫- آره.‬

330
00:15:01,475 --> 00:15:02,395
‫- جدی؟‬
‫- آره.‬

331
00:15:02,400 --> 00:15:04,865
‫- می‌دونم کیک چیه، هنک.‬
‫- درسته.‬

332
00:15:04,870 --> 00:15:07,135
‫ریس دزدِ ماشینه،‬
‫نه موادفروش.‬

333
00:15:07,140 --> 00:15:08,895
‫شاید داره کارش رو ارتقا می‌ده.‬

334
00:15:08,900 --> 00:15:10,635
‫این «کاسا بلانکا» کجاست؟‬

335
00:15:10,640 --> 00:15:13,005
‫هیچ‌کدوم از آدرس‌هایی که ازش داریم‬
‫دیوارِ سفید دارن؟‬

336
00:15:13,010 --> 00:15:13,990
‫صبر کن. نه.‬

337
00:15:18,480 --> 00:15:22,075
‫اسمِ زنِ سابقِ ریس‬
‫بلانکا سانچزه.‬

338
00:15:22,080 --> 00:15:24,585
‫«لا کاسا بلانکا» نیست،«لا
‫کاسا دِ بلانکا»ست.‬
‫(اسم‌های اصلی اسپانیایی هستن)

339
00:15:24,590 --> 00:15:26,050
‫یعنی خونه‌ی بلانکا.‬

340
00:15:26,090 --> 00:15:27,585
‫معامله اونجا انجام می‌شه.‬

341
00:15:27,590 --> 00:15:29,755
‫جاده‌ی اسکاربرو، پلاک ۳۳۴. باشه.‬

342
00:15:29,760 --> 00:15:31,785
‫می‌ریم برای زیر نظر گرفتن اونجا.‬

343
00:15:31,790 --> 00:15:33,870
‫- ایول.‬
‫- هیس، هیس، هیس.‬

344
00:15:48,940 --> 00:15:51,395
‫دلت براش تنگ شده، نه؟‬

345
00:15:53,080 --> 00:15:55,145
‫به نظرت فرد کلانترِ خوبی بود؟‬

346
00:15:55,150 --> 00:15:56,566
‫اون تو نبودی.‬

347
00:15:58,420 --> 00:16:00,615
‫فرد توی کلانتر موندن مهارت داشت.‬

348
00:16:00,620 --> 00:16:02,455
‫می‌دونست چطوری بازی کنه،‬
‫می‌فهمی چی می‌گم؟‬

349
00:16:02,460 --> 00:16:05,255
‫همیشه شماره‌ی پانچ و‬
‫کلوپ روتاری رو دمِ دستش داشت.‬

350
00:16:05,260 --> 00:16:07,495
‫فکر می‌کنی نقطه‌ضعفی هم داشت؟‬

351
00:16:07,500 --> 00:16:08,960
‫خب، هر کسی داره.‬

352
00:16:09,230 --> 00:16:12,365
‫فکر کنم نقطه‌ضعفِ تو اینه که‬
‫خیلی بزرگش می‌کنی.‬

353
00:16:12,370 --> 00:16:14,895
‫فرد قصه‌های قشنگی
‫درباره‌ی اجواتر تعریف می‌کرد.‬

354
00:16:14,900 --> 00:16:17,905
‫ولی بعضی وقتا، وقتی چیزا با تصورش‬

355
00:16:17,910 --> 00:16:19,905
‫از یه شهرِ کوچیکِ بی‌نقص تضاد داشتن،‬
‫نادیده‌شون می‌گرفت.‬
‫-ببببببباممممابییییین-

356
00:16:19,910 --> 00:16:22,505
‫گاهی اوقات یه معاونِ جوون به سرش می‌زد که‬

357
00:16:22,510 --> 00:16:25,045
‫پیگیرِ یه باندِ پول‌شویی یا
‫مزرعه‌ی غیرقانونی بشه.‬

358
00:16:25,050 --> 00:16:27,745
‫و فرد می‌گفت: «ما اون‌قدر خلافکار داریم‬
‫که نمی‌تونیم همه‌شون رو بگیریم.‬

359
00:16:27,750 --> 00:16:30,621
‫عاقلانه نیست دنبالِ بیشتر بگردیم.»‬

360
00:16:31,268 --> 00:16:32,085
‫کلانتر فاکس،‬

361
00:16:32,090 --> 00:16:33,785
‫پنیا هستم، درخواستِ نیروی کمکی دارم...‬

362
00:16:33,790 --> 00:16:35,355
‫اونو بده به من. میکی، پانچم.‬

363
00:16:35,360 --> 00:16:37,185
‫زود خودت رو برسون به جشنواره.‬

364
00:16:37,190 --> 00:16:39,215
‫یه مشکلی پیش اومده.‬

365
00:16:41,500 --> 00:16:42,895
‫واقعاً لازمه دستبند بزنی؟‬

366
00:16:42,900 --> 00:16:44,995
‫- اوه، میکی، خداروشکر.‬
‫- ممنون.‬

367
00:16:45,000 --> 00:16:46,925
‫گوش کن، مجسمه هنوز تموم نشده‬

368
00:16:46,930 --> 00:16:48,535
‫و درهای جشنواره کمتر از
‫۲۴ ساعت دیگه باز می‌شه.‬

369
00:16:48,540 --> 00:16:49,935
‫باید بذاری بره.‬

370
00:16:49,940 --> 00:16:51,435
‫خب، به نظر خیلی واضح می‌آد.‬

371
00:16:51,440 --> 00:16:53,505
‫آقای وین‌رایت... شمایید؟ ...‬

372
00:16:53,510 --> 00:16:56,465
‫عصبانی شد وقتی آقای مونرو،‬

373
00:16:56,470 --> 00:16:58,450
‫یه نگهبان، ازش خواست،‬

374
00:16:58,510 --> 00:17:00,682
‫طبق دستورالعمل‌های ایمنی
‫سازمان آتش‌نشانی کالیفرنیا،‬

375
00:17:00,687 --> 00:17:04,080
‫نرده‌ی محافظ مجسمه رو سه متر عقب‌تر ببره،‬

376
00:17:04,122 --> 00:17:05,282
‫و بهش مشت زد.‬

377
00:17:05,320 --> 00:17:07,285
‫یه سوءتفاهم بود، میکی.‬

378
00:17:07,290 --> 00:17:10,015
‫من ۲۰ ساله که دارم «الهه» رو می‌سازم.‬

379
00:17:10,020 --> 00:17:12,525
‫کسایی که حتی نمی‌تونستن
‫اجواتر رو روی نقشه پیدا کنن،‬

380
00:17:12,530 --> 00:17:13,955
‫میم‌هاش رو دیدن.‬

381
00:17:13,960 --> 00:17:16,595
‫این شهر باید ازم تشکر
‫کنه، نه اینکه بازداشتم کنه.‬

382
00:17:16,600 --> 00:17:19,025
‫آقای مونرو،‬
‫آقای وین‌رایت زد تو گوشِت؟‬

383
00:17:19,030 --> 00:17:20,495
‫نمی‌خوام شکایت کنم.‬

384
00:17:20,500 --> 00:17:23,230
‫دیدی؟ نمی‌خواد شکایت کنه.‬

385
00:17:26,040 --> 00:17:28,005
‫پانچ در ازای شکایت نکردن،‬

386
00:17:28,010 --> 00:17:29,905
‫بهت قولی داده؟‬

387
00:17:29,910 --> 00:17:31,730
‫این اتهامِ خیلی سنگینیه.‬

388
00:17:31,816 --> 00:17:32,336
‫میکی،‬

389
00:17:32,550 --> 00:17:34,145
‫- دلم رو شکستی.‬
‫- ببین،‬

390
00:17:34,150 --> 00:17:37,445
‫اگه نخوای شکایت کنی،
‫کاری از دست من برنمی‌آد.‬

391
00:17:37,450 --> 00:17:41,147
‫همون‌طور که پانچ گفت،‬
‫یه سوءتفاهم بود.‬

392
00:17:52,611 --> 00:17:53,361
‫بلند شو.‬

393
00:17:54,740 --> 00:17:56,665
‫دیگه نمی‌خوام ریختت رو ببینم.‬

394
00:17:56,670 --> 00:18:00,016
‫ممنون میکی.‬
‫تصمیم درستی گرفتی.‬

395
00:18:00,240 --> 00:18:02,605
‫ببین، اِ، این قضیه‌ی بوریتو‬

396
00:18:02,610 --> 00:18:05,050
‫و ماشین پلیسِ دزدی که شنیدم چیه؟‬

397
00:18:13,620 --> 00:18:14,855
‫می‌شه تمومش کنی داداش؟‬

398
00:18:14,860 --> 00:18:15,490
‫بس کن.‬

399
00:18:16,890 --> 00:18:18,885
‫فکر کردی زیر نظر گرفتن، چطوریه؟‬

400
00:18:18,890 --> 00:18:21,595
‫- دارم اخراج می‌شم؟‬
‫- اون دیگه دستِ میکیه.‬

401
00:18:21,600 --> 00:18:23,565
‫ولی اون به حرفت گوش می‌ده.‬

402
00:18:23,570 --> 00:18:25,365
‫من پلیسم، بون.‬

403
00:18:25,370 --> 00:18:26,470
‫این ذاتِ منه.‬

404
00:18:27,100 --> 00:18:28,635
‫حالا، تو فکر می‌کنی من احمقم‬

405
00:18:28,640 --> 00:18:29,765
‫و میکی می‌خواد اخراجم کنه،‬

406
00:18:29,770 --> 00:18:31,805
‫و گوشیم هم داره می‌ترکه‬

407
00:18:31,810 --> 00:18:33,235
‫با میم‌های «پسرِ بوریتویی»‬

408
00:18:33,240 --> 00:18:34,930
‫از طرفِ نصفِ معاون‌ها.‬

409
00:18:36,610 --> 00:18:38,386
‫من بوریتو می‌خوام.‬

410
00:18:39,150 --> 00:18:40,780
‫هنوزم خنده‌داره پسر.‬

411
00:18:41,180 --> 00:18:43,860
‫من واسه کارِ دیگه‌ای ساخته نشدم مرد.‬

412
00:18:50,590 --> 00:18:52,985
‫یه معاون بود وقتی اوکلند بودم.‬

413
00:18:52,990 --> 00:18:54,495
‫توی یه منطقه‌ی داغون زندگی می‌کرد.‬

414
00:18:54,500 --> 00:18:57,965
‫همه ماشین‌ها روی آجر بودن،
‫انگار هر شب بهشون دستبرد می‌زدن.‬

415
00:18:57,970 --> 00:19:01,435
‫تصمیم می‌گیره امن‌ترین جا
‫واسه گذاشتنِ اسلحه‌ی خدمتیش‬

416
00:19:01,440 --> 00:19:03,084
‫توی فِره.‬

417
00:19:03,310 --> 00:19:04,835
‫یه روز می‌ره دندون‌پزشکی،‬

418
00:19:04,840 --> 00:19:06,665
‫و اونجا کلاً یه مجله توی سالنِ انتظار بوده.‬

419
00:19:06,670 --> 00:19:08,239
‫مجله‌ی «زندگی با مارتا استوارت».‬

420
00:19:08,813 --> 00:19:09,743
‫مجله می‌گه‬

421
00:19:09,880 --> 00:19:13,475
‫تنها راهِ درست کردنِ
‫یه بیکنِ عالی، توی فِره.‬

422
00:19:13,480 --> 00:19:16,745
‫با خودش فکر می‌کنه: «توی
‫راهِ خونه یکم بیکن می‌خرم».‬

423
00:19:16,750 --> 00:19:19,345
‫وقتی می‌رسه خونه، فر رو گرم می‌کنه.‬

424
00:19:19,350 --> 00:19:21,266
‫- نه!‬
‫- آره.‬

425
00:19:21,520 --> 00:19:23,850
‫اسلحه شروع می‌کنه به شلیک کردن.‬

426
00:19:25,490 --> 00:19:28,225
‫پسر، اونم هی جاخالی
‫می‌داده و پناه می‌گرفته.‬

427
00:19:28,230 --> 00:19:30,425
‫دو دقیقه بعد، ۲۰ تا معاون
‫دمِ درِ خونه‌ش بودن.‬

428
00:19:30,430 --> 00:19:32,495
‫تا یه سالِ تمام بهش می‌گفتن مارتا استوارت.‬

429
00:19:32,500 --> 00:19:35,760
‫پس شکرگزار باش که
‫بهت می‌گن «پسرِ بوریتویی».‬

430
00:19:36,440 --> 00:19:37,887
‫- واو.‬
‫- آره.‬

431
00:19:37,892 --> 00:19:41,108
‫کدوم احمقی اسلحه‌ش رو می‌ذاره...‬

432
00:19:42,210 --> 00:19:43,591
‫نه.‬

433
00:19:49,520 --> 00:19:51,030
‫باشه، باشه.‬

434
00:19:51,190 --> 00:19:52,815
‫من بیکن دوست دارم داداش.‬

435
00:19:52,820 --> 00:19:54,315
‫- کاملاً معلومه.‬
‫- هی، هی، هی،‬

436
00:19:54,320 --> 00:19:56,070
‫پسرِ بوریتویی، نگاه کن.‬

437
00:20:00,659 --> 00:20:02,695
‫اون ریس نیست.‬

438
00:20:02,905 --> 00:20:04,355
‫نه، ولی بلانکاست.‬

439
00:20:04,370 --> 00:20:05,725
‫و توی نصفِ پیامک‌ها هست.‬

440
00:20:05,730 --> 00:20:07,235
‫به نظرم به عنوانِ همدست بگیریمش،‬

441
00:20:07,240 --> 00:20:08,965
‫- تا مجبور بشه علیه ریس حرف بزنه.‬
‫- هی، هی، هی.‬

442
00:20:08,970 --> 00:20:10,487
‫هی پسر.‬

443
00:20:10,570 --> 00:20:11,530
‫یا...‬

444
00:20:12,710 --> 00:20:15,212
‫می‌تونیم صبر کنیم و بذاریم ببینیم چی می‌شه.‬

445
00:20:16,510 --> 00:20:19,420
‫آره، همین کار رو کنیم.‬
‫اینطوری بهتره.‬

446
00:20:20,480 --> 00:20:22,135
‫آره، خودشه.‬

447
00:20:22,350 --> 00:20:24,645
‫شکارچی‌ها از اینجا اومدن بالا.‬

448
00:20:24,650 --> 00:20:26,085
‫سگ‌ها قلاده نداشتن.‬

449
00:20:26,090 --> 00:20:27,985
‫یکی‌شون با یه استخونِ فک توی دهنش برگشت.‬

450
00:20:27,990 --> 00:20:30,255
‫چرا حاضر بودی اونجا به کشتنمون بدی‬

451
00:20:30,260 --> 00:20:33,220
‫تا یه مشت استخونِ چند ده ساله پیدا کنی؟‬

452
00:20:38,270 --> 00:20:40,025
‫فکر می‌کنم هر کسی که جسیکا وینترز رو کشته،‬

453
00:20:40,030 --> 00:20:41,830
‫خواهرم زویی رو هم کشته.‬

454
00:20:42,552 --> 00:20:43,300
‫اوه.‬

455
00:20:44,370 --> 00:20:47,235
‫پس مطمئنی که می‌خوای
‫خودت این کار رو انجام بدی؟‬

456
00:20:47,240 --> 00:20:49,622
‫چیزایی که من و گروور پیدا می‌کنیم‬

457
00:20:49,740 --> 00:20:50,560
‫می‌تونه...‬

458
00:20:53,880 --> 00:20:56,345
‫هیچ‌وقت جشنواره‌ی ماه خونین رو‬
‫از دست نمی‌دم.‬

459
00:20:56,350 --> 00:20:58,780
‫و همیشه همون آرزو رو می‌نویسم.‬

460
00:20:59,690 --> 00:21:01,955
‫که یه بار دیگه صورتِ زویی رو ببینم.‬

461
00:21:01,960 --> 00:21:03,755
‫پس، راستش رو بخوای، نه،‬

462
00:21:03,760 --> 00:21:06,085
‫دلم نمی‌خواد‬
‫من کسی باشم که این کار رو می‌کنه،‬

463
00:21:06,090 --> 00:21:08,025
‫چون اگه جسیکا رو پیدا کنیم،‬

464
00:21:08,030 --> 00:21:10,025
‫یعنی احتمالاً‬
‫زویی هم همین‌جاست.‬

465
00:21:10,030 --> 00:21:12,969
‫ولی واسه همینه که باید انجامش بدم.‬

466
00:21:13,300 --> 00:21:16,740
‫چون اگه من نکنم،‬
‫یه زوییِ دیگه ناپدید می‌شه.‬

467
00:21:19,110 --> 00:21:20,390
‫بیا شروع کنیم.‬

468
00:21:26,482 --> 00:21:27,834
‫هی، هی.‬

469
00:21:29,394 --> 00:21:30,314
‫خودشه.‬

470
00:21:33,961 --> 00:21:34,951
‫حالا می‌ریم.‬

471
00:21:38,777 --> 00:21:41,082
‫ماشینم کجاست؟ !‬

472
00:21:41,800 --> 00:21:43,595
‫بهت می‌گم.‬
‫بهت می‌گم.‬

473
00:21:43,600 --> 00:21:45,265
‫فقط یه ساعت وقت لازم دارم، مرد.‬
‫خواهش می‌کنم.‬

474
00:21:45,270 --> 00:21:46,795
‫چرا، که بتونی‬
‫یه معامله‌ی موادِ دیگه بکنی؟‬

475
00:21:46,800 --> 00:21:48,965
‫- معامله‌ی مواد؟‬
‫- پاپی(بابایی).‬

476
00:21:48,970 --> 00:21:51,105
‫- اومدی.‬
‫- شوخی می‌کنی؟‬

477
00:21:51,110 --> 00:21:54,235
‫هیچ‌وقت جشنِ ۱۵ سالگی‌ت رو از دست نمی‌دم،‬
‫نوئلیتا.‬
‫(توی فرهنگ مکزیک جشن ۱۵ سالگی دختر مثل جشن بلوغه و خیلی مهمه)

478
00:21:54,240 --> 00:21:56,910
‫زیرِ یه چادره‬
‫توی جاده‌ی اوک ریج.‬

479
00:21:57,280 --> 00:21:59,430
‫پاپی، چرا پلیس‌ها اینجان؟‬

480
00:21:59,850 --> 00:22:01,415
♪ ‫ امیدِ از دست رفته‬ ♪

481
00:22:01,420 --> 00:22:03,960
♪ ‫که با عشقِ تو‬ ♪
♪ ‫و با بوسه‌هات...‬ ♪

482
00:22:04,090 --> 00:22:05,719
‫سلام خانم.‬

483
00:22:07,490 --> 00:22:10,446
‫ببخشید... قبلش تماس نگرفتیم.‬

484
00:22:10,451 --> 00:22:11,955
‫آقای ریس داشت به ما کمک می‌کرد‬

485
00:22:11,960 --> 00:22:13,655
‫- سرِ پرونده‌ی یه ماشینِ مفقودی.‬
‫- اوهوم.‬

486
00:22:13,660 --> 00:22:16,394
♪ ‫زنِ زندگیِ من‬ ♪

487
00:22:16,430 --> 00:22:19,062
♪ ‫گمشده، تو یه دروغی‬ ♪

488
00:22:19,100 --> 00:22:20,818
‫یه ساعت.‬

489
00:22:20,940 --> 00:22:22,795
‫- ممنون
♪ ‫ - که با عشقِ تو‬ و با بوسه‌هات‬ ♪

490
00:22:22,800 --> 00:22:24,465
♪ ‫زندگیم رو باختم...‬ ♪

491
00:22:24,470 --> 00:22:26,950
‫فکر کردم‬
‫بذاریم کارش رو بکنه؟‬

492
00:22:28,380 --> 00:22:29,700
‫- اوه.‬
‫- اوه.‬

493
00:22:29,780 --> 00:22:31,645
‫آره، بعضی وقتا‬
‫کیک فقط کیکه.‬

494
00:22:31,650 --> 00:22:33,129
‫خیلی ممنون.‬

495
00:22:33,250 --> 00:22:37,059
‫تو بهتر می‌دونی... مارتا.‬

496
00:22:39,390 --> 00:22:40,875
‫ممنون.‬

497
00:22:42,000 --> 00:22:49,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

498
00:22:50,000 --> 00:22:52,325
‫وجب به وجبِ‬
‫این زمین رو گشتم.‬

499
00:22:52,330 --> 00:22:53,960
‫رادار چیزی نشون نداد.‬

500
00:22:54,340 --> 00:22:55,865
‫متأسفم کسیدی،‬
‫ولی هیچ نشونه‌ای‬

501
00:22:55,870 --> 00:22:57,687
‫از جسد توی زمینِ اینجا نیست.‬

502
00:23:07,820 --> 00:23:09,401
‫کجایی؟‬

503
00:23:31,740 --> 00:23:35,273
‫اگه جسد‬
‫توی زمین نباشه چی؟‬

504
00:23:41,580 --> 00:23:43,130
‫اینو بگیر.‬

505
00:23:45,150 --> 00:23:46,040
‫خب.‬

506
00:23:51,630 --> 00:23:54,220
‫اون پایین چیزی می‌بینی؟‬

507
00:24:00,170 --> 00:24:01,097
‫هممم.‬

508
00:24:02,040 --> 00:24:03,200
‫یه دستبنده.‬

509
00:24:07,640 --> 00:24:10,678
‫- «جی. دبلیو»‬
‫- جسیکا وینترز.‬

510
00:24:12,510 --> 00:24:14,046
‫پیداش کردیم.‬

511
00:24:20,760 --> 00:24:23,360
‫یه چیزِ دیگه هم‬
‫اون پایینه.‬

512
00:24:47,550 --> 00:24:48,700
‫حق با تو بود.‬

513
00:25:04,714 --> 00:25:07,025
‫بقایای جسدِ‬
‫دو تا زن رو داریم.‬

514
00:25:07,030 --> 00:25:08,965
‫با توجه به میزانِ تجزیه، می‌گم که‬

515
00:25:08,970 --> 00:25:10,365
‫بیشتر از یه دهه است‬
‫که اینجان.‬

516
00:25:10,370 --> 00:25:12,005
‫جسیکا وینترز‬
‫سال ۲۰۰۸ ناپدید شد.‬

517
00:25:12,010 --> 00:25:14,135
‫انگار یه حیوون رفته سراغِ‬
‫کیسه‌ی کنفی‌ای که‬

518
00:25:14,140 --> 00:25:15,805
‫- بقایای جسد توش بوده.‬
‫- که توضیح می‌ده چطوری‬

519
00:25:15,810 --> 00:25:18,175
‫یه سگِ شکاری‬
‫استخونِ فکش رو پیدا کرده.‬

520
00:25:18,180 --> 00:25:20,815
‫جسدها سوزونده شدن،‬
‫احتمالاً برای از بین بردنِ‬

521
00:25:20,820 --> 00:25:22,390
‫بافتِ پوست و استخون.‬

522
00:25:22,520 --> 00:25:24,085
‫آره، تا بتونه اونا رو درست کنه.‬

523
00:25:24,090 --> 00:25:25,785
‫فرض رو بر این می‌ذارم که‬
‫اینا بقایای‬

524
00:25:25,790 --> 00:25:27,045
‫جسیکا وینترز هستن.‬

525
00:25:27,050 --> 00:25:28,255
‫استخونِ فکش نیست.‬

526
00:25:28,260 --> 00:25:30,480
‫ولی با دی.‌ان‌.ای تأییدش می‌کنم.‬

527
00:25:31,390 --> 00:25:33,896
‫قربانیِ دیگه‌مون یه هویتِ نامعلومه.‬

528
00:25:33,901 --> 00:25:36,750
‫دندون‌هاش رو در اسرعِ وقت‬
‫می‌فرستم آزمایشگاهِ جنایی.‬

529
00:25:36,830 --> 00:25:39,495
‫باشه.‬
‫چقدر طول می‌کشه شناساییش کنی؟‬

530
00:25:39,500 --> 00:25:42,065
‫اگه توی سیستم باشه، فردا.‬

531
00:25:42,070 --> 00:25:44,405
‫حرفم رو پس می‌گیرم، همین الانشم فردا شده.‬

532
00:25:44,410 --> 00:25:45,920
‫پس، چند ساعتِ دیگه.‬

533
00:25:48,040 --> 00:25:49,575
‫هی.‬
‫روزِ طولانی‌ای بوده.‬

534
00:25:49,580 --> 00:25:51,775
‫چرا نمی‌ری خونه،‬
‫یه‌کم استراحت کنی؟‬

535
00:25:51,780 --> 00:25:53,410
‫هیچ‌جا نمی‌رم.‬

536
00:25:53,620 --> 00:25:55,651
‫این چیه؟‬

537
00:26:03,020 --> 00:26:04,267
‫«یه آرزو کن.»‬

538
00:26:05,659 --> 00:26:06,766
‫کیسه‌های کنفی،‬

539
00:26:06,771 --> 00:26:08,555
‫چشمِ قضاوت.‬

540
00:26:08,560 --> 00:26:10,055
‫این رسم و رسومِ اونه.‬

541
00:26:10,060 --> 00:26:13,295
‫حق با توئه. با یه‬
‫قاتلِ زنجیره‌ای طرفیم.‬

542
00:26:13,300 --> 00:26:16,850
‫و جشنواره‌ی ماه خونین‬
‫شکارگاهِ اونه.‬

543
00:26:17,300 --> 00:26:19,665
‫میکی، جشنواره شروع می‌شه‬

544
00:26:19,670 --> 00:26:21,640
‫تا کمتر از ۱۲ ساعتِ دیگه.‬

545
00:26:25,553 --> 00:26:26,073
‫پانچ،‬

546
00:26:26,110 --> 00:26:27,575
‫تا الان دو بار بهت زنگ زدم.‬

547
00:26:27,580 --> 00:26:29,145
‫اگه تا پنج دقیقه‌ی دیگه بهم زنگ نزنی،‬

548
00:26:29,150 --> 00:26:30,575
‫میام دمِ خونه‌ت.‬

549
00:26:30,580 --> 00:26:32,945
‫- اوه، ممنون.‬
‫- اون... اون...‬

550
00:26:32,950 --> 00:26:34,515
‫- ریس.‬
‫- برای توئه.‬

551
00:26:34,520 --> 00:26:35,450
‫ردیفش کردی؟‬

552
00:26:35,920 --> 00:26:38,310
‫آره.‬
‫ماشینِ گشت پیدا شده.‬

553
00:26:38,330 --> 00:26:40,678
‫ریس هم الان تو بازداشته.‬

554
00:26:41,460 --> 00:26:43,225
‫در موردِ اون معاونِ جوون و کله‌شق‌مون چی؟‬

555
00:26:43,230 --> 00:26:46,125
‫همم.‬
‫«بی‌انضباط» رو یادت رفت بگی،‬

556
00:26:46,130 --> 00:26:49,473
‫«نافرمان» ورو «اعصاب».‬

557
00:26:49,740 --> 00:26:52,015
‫اه.‬
‫باورت بشه یا نه،‬

558
00:26:52,530 --> 00:26:54,220
‫چندتا ایده‌ی خوب داشت.‬

559
00:26:55,280 --> 00:26:57,175
‫بدم میاد اعتراف کنم، ولی‬
‫یه جورایی منو یادِ یه...‬

560
00:26:57,180 --> 00:27:00,405
‫نیتن بونِ جوون میندازه.‬
‫اوه، آره. پرونده رو خوندم.‬

561
00:27:00,410 --> 00:27:03,685
‫معاون‌های ارشد توی
‫اولین واحدم، منو می‌انداختن‬

562
00:27:03,690 --> 00:27:05,915
‫تو قسمتِ عمیقِ استخر‬
‫تا فقط غرق شدنم رو تماشا کنن.‬

563
00:27:05,920 --> 00:27:07,855
‫شانس آوردی‬
‫که یه مربی داشتی.‬

564
00:27:07,860 --> 00:27:10,285
‫راستش الان اصلاً از دستِ
‫فرد واتکینز دلِ خوشی ندارم.‬

565
00:27:10,290 --> 00:27:12,625
‫کسیدی راست می‌گفت.‬
‫این دخترا ناپدید شدن،‬

566
00:27:12,630 --> 00:27:14,140
‫درست بیخِ گوشِ اون.‬

567
00:27:14,491 --> 00:27:15,651
‫حالش چطوره؟‬

568
00:27:16,708 --> 00:27:17,688
‫نمی‌دونم.‬

569
00:27:17,800 --> 00:27:20,695
‫اریکا گفت نزدیک بود
‫توی دِدواتر خودش رو به کشتن بده.‬

570
00:27:20,700 --> 00:27:22,495
‫کمپبل، دیگه گیرِ من افتادی.‬

571
00:27:22,500 --> 00:27:25,235
‫پسرِ بوریتویی موندنی شده.‬

572
00:27:25,240 --> 00:27:27,565
‫بعد از اینکه ریس رو دستگیر کردم‬

573
00:27:27,570 --> 00:27:30,275
‫و ماشینو برگردوندم، نمی‌تونن اخراجم کنن.‬

574
00:27:30,280 --> 00:27:30,980
‫می‌تونن؟‬

575
00:27:41,720 --> 00:27:44,880
‫اسمِ اون جسدِ مجهول‌الهویه‌مون‬
‫مگی شیپلیه.‬

576
00:27:46,890 --> 00:27:48,450
‫توی لیستت بود.‬

577
00:27:48,977 --> 00:27:51,765
‫آره.‬
‫سال ۲۰۱۰ ناپدید شد.‬

578
00:27:51,770 --> 00:27:53,407
‫۱۹ سالش بود.‬

579
00:27:56,529 --> 00:27:59,319
‫امروز صبح «رن» رو خیلی محکم بغل کردم.‬

580
00:27:59,970 --> 00:28:02,835
‫ممنون که هوای دخترامون رو داری.‬

581
00:28:02,840 --> 00:28:04,410
‫خیلی برام ارزش داره.‬

582
00:28:08,980 --> 00:28:11,019
‫میکی، باید‬
‫جلوی این یارو رو بگیریم.‬

583
00:28:11,634 --> 00:28:12,394
‫می‌گیریم.‬

584
00:28:13,050 --> 00:28:14,555
‫نمی‌تونی جشنواره رو تعطیل کنی.‬

585
00:28:14,560 --> 00:28:16,385
‫صلاحیتش رو نداری.‬

586
00:28:16,390 --> 00:28:18,355
‫هیئتِ ناظرانِ شهرستان‬

587
00:28:18,360 --> 00:28:20,255
‫به رئیسِ جشنواره...‬

588
00:28:20,260 --> 00:28:21,825
‫که داری بهش نگاه می‌کنی...‬

589
00:28:21,830 --> 00:28:24,665
‫اختیارِ تام و انحصاری
‫داده تا جشنواره رو لغو کنه.‬

590
00:28:24,670 --> 00:28:27,330
‫حالا اگه می‌خوای منو برکنار کنی،‬

591
00:28:27,430 --> 00:28:29,065
‫می‌تونی به کمیته‌ی جشنواره درخواست بدی.‬

592
00:28:29,070 --> 00:28:30,335
‫منظورت همون رفیقای گلف‌بازته؟‬

593
00:28:30,340 --> 00:28:31,935
‫در غیرِ این صورت، می‌خوام اون دروازه‌ها‬

594
00:28:31,940 --> 00:28:34,375
‫باز باشن تا مردم بیان و بساطِ
‫عیش و نوش‌شون رو راه بندازن.‬

595
00:28:34,380 --> 00:28:36,880
‫لعنتی میکی،‬
‫نصفِ حالش به همینه.‬

596
00:28:36,904 --> 00:28:38,643
‫داری از عیش و نوش حرف می‌زنی، پانچ؟‬

597
00:28:38,780 --> 00:28:41,845
‫ما دوتا جمجمه پیدا کردیم که
‫روشون یه چشمِ سوم حکاکی شده بود.‬

598
00:28:41,850 --> 00:28:44,869
‫نه هر چشمِ سومی.‬
‫دقیقاً همون چشمِ سوم.‬

599
00:28:44,874 --> 00:28:48,072
‫این اتفاقی نیست.‬
‫باید این بساط رو جمع کنیم.‬

600
00:28:48,077 --> 00:28:48,597
‫آهان.‬

601
00:28:49,460 --> 00:28:51,355
‫و، خب،‬
‫اون استخونا مالِ چند سال پیش بودن؟‬

602
00:28:51,360 --> 00:28:54,320
‫بهت گفتم.‬
‫جسیکا وینترز سال ۲۰۰۸ مُرد.‬

603
00:28:54,530 --> 00:28:57,055
‫و تو هم توی دِدواتر پیداش کردی.‬
‫بیخیال میکی.‬

604
00:28:57,060 --> 00:28:58,565
‫اون بالا نمی‌تونی یه بیل به زمین بزنی‬

605
00:28:58,570 --> 00:29:00,265
‫و به یه چیزِ مُرده برنخوری.‬

606
00:29:00,270 --> 00:29:02,135
‫واسه همینه که بهش می‌گن دِدواتر.
‫(دِدواتر: یعنی آبِ مُرده)‬

607
00:29:02,140 --> 00:29:06,210
‫اون خواهرم رو کشته. چندتا
‫دخترِ دیگه باید ناپدید بشن؟‬

608
00:29:09,110 --> 00:29:12,568
‫ببین... من و تو نون و نمکِ همو خوردیم.‬

609
00:29:12,573 --> 00:29:15,045
‫و برخلافِ چیزی که فکر
‫می‌کنی، خیلی برات احترام قائلم.‬

610
00:29:15,050 --> 00:29:18,085
‫می‌دونم معاون کمپبل برات خاصه،‬

611
00:29:18,090 --> 00:29:20,745
‫ولی الان باید از خودت بپرسی...‬

612
00:29:20,750 --> 00:29:24,760
‫حاضری کلِ سابقه‌ی کاریت
‫رو سرِ تئوریِ اون قمار کنی؟‬

613
00:29:27,490 --> 00:29:29,555
‫نیازی به فکر کردن ندارم.‬

614
00:29:29,560 --> 00:29:31,495
‫صد در صد.‬

615
00:29:31,500 --> 00:29:34,835
‫پس واقعاً خوشحالم که تصمیم‌گیرنده تو نیستی.‬

616
00:29:34,840 --> 00:29:36,530
‫دروازه‌ها رو باز کنید.‬

617
00:29:50,846 --> 00:29:53,785
‫خانم‌ها و آقایان، ما توی
‫اجواتر یه قاتلِ زنجیره‌ای داریم.‬

618
00:29:53,790 --> 00:29:55,585
‫توی ۱۸ سالِ گذشته، اون از‬

619
00:29:55,590 --> 00:29:57,455
‫جشنواره‌ی ماهِ خونین به
‫عنوانِ شکارگاهش استفاده کرده.‬

620
00:29:57,460 --> 00:29:59,785
‫فقط می‌تونیم فرض کنیم که
‫امشب هم دوباره تلاش می‌کنه.‬

621
00:29:59,790 --> 00:30:01,225
‫ولی شکست می‌خوره.‬

622
00:30:01,230 --> 00:30:02,795
‫چون تک‌تکِ معاون‌های‬

623
00:30:02,800 --> 00:30:05,880
‫توی این اتاق اونجا هستن تا جلوش رو بگیرن.‬

624
00:30:06,200 --> 00:30:08,630
‫امشب بحثِ نمایش قدرته.‬

625
00:30:08,940 --> 00:30:10,050
‫معاون کمپبل.‬

626
00:30:11,570 --> 00:30:14,575
‫قاتلِ ما زن‌های ۱۸ تا ۲۶
‫سال رو هدف قرار می‌ده،‬

627
00:30:14,580 --> 00:30:16,575
‫اونایی که مو، چشم و پوستِ تیره دارن.‬

628
00:30:16,580 --> 00:30:18,575
‫باید حواسمون به هر قربانیِ احتمالی‬

629
00:30:18,580 --> 00:30:19,575
‫که این مشخصات رو داره باشه.‬

630
00:30:19,580 --> 00:30:21,615
‫در موردِ مظنون هم،‬

631
00:30:21,620 --> 00:30:24,836
‫بر اساسِ جدولِ زمانی‌مون، بالای
‫۴۰ سالشه و به احتمالِ زیاد مَرده.‬

632
00:30:24,841 --> 00:30:27,545
‫داریم روی پرونده شخصیتی‌اش کار می‌کنیم، ولی‬

633
00:30:27,550 --> 00:30:28,950
‫امشب آماده نمی‌شه.‬

634
00:30:29,920 --> 00:30:31,885
‫فکر می‌کنیم ممکنه توی جشنواره کار کنه،‬

635
00:30:31,890 --> 00:30:33,895
‫واسه همینه که داریم
‫مشخصاتِ تک‌تکِ فروشنده‌ها،‬

636
00:30:33,900 --> 00:30:35,995
‫داوطلب‌ها و هر کسی که با این
‫مراسم در ارتباطه رو بررسی می‌کنیم.‬

637
00:30:36,000 --> 00:30:37,625
‫با پایگاه داده‌مون چک بشه.‬

638
00:30:37,630 --> 00:30:40,765
‫فعلاً، می‌خوام حواستون
‫به هر رفتار مشکوکی باشه.‬

639
00:30:40,770 --> 00:30:43,165
‫اگه کسی حتی به موهای یه دختر دست زد،‬

640
00:30:43,170 --> 00:30:44,435
‫می‌خوام در جریان باشم.‬

641
00:30:44,440 --> 00:30:45,935
‫علاوه بر معاون‌های یونیفورم‌پوش،‬

642
00:30:45,940 --> 00:30:47,465
‫ستوان بون یه تیم رو هدایت می‌کنه‬

643
00:30:47,470 --> 00:30:50,275
‫متشکل از معاون‌های زن و مرد با لباس شخصی.‬

644
00:30:50,280 --> 00:30:52,996
‫موران، جافین، رودریگز...‬

645
00:30:55,020 --> 00:30:56,720
‫...ایگلسیاس رو می‌خوام.‬

646
00:30:58,202 --> 00:30:59,985
‫نُه تا قربانی قتل وجود دارن‬

647
00:30:59,990 --> 00:31:02,168
‫که لایق عدالتن.‬

648
00:31:02,790 --> 00:31:06,089
‫و بهش می‌رسن، مهم نیست چقدر طول بکشه.‬

649
00:31:06,611 --> 00:31:07,191
‫امشب،‬

650
00:31:07,930 --> 00:31:09,959
‫مطمئن می‌شیم که دهمی در کار نباشه.‬

651
00:31:10,413 --> 00:31:11,113
‫مرخصید.‬

652
00:31:15,370 --> 00:31:17,535
‫آره، ممنون که اومدی.‬
‫کسیدی.‬

653
00:31:17,540 --> 00:31:19,473
‫مددکاری اجتماعی اینجاست.‬

654
00:31:19,510 --> 00:31:21,335
‫معاون کمپبل، پرونده‌هایی
‫که خواسته بودید رو آوردم.‬

655
00:31:21,340 --> 00:31:22,954
‫ممنون، استفانی.‬

656
00:31:22,959 --> 00:31:24,849
‫بفرمایید بشینید،‬
‫الان میام پیشتون.‬

657
00:31:25,442 --> 00:31:26,545
‫مددکاری اجتماعی؟‬

658
00:31:26,550 --> 00:31:28,445
‫مگی شیپلی توی سیستم بود.‬

659
00:31:28,450 --> 00:31:30,075
‫می‌خوام یه نگاهی به پرونده‌ش بندازم.‬

660
00:31:30,080 --> 00:31:31,885
‫شاید چیزی باشه که بهمون کمک کنه.‬

661
00:31:31,890 --> 00:31:33,690
‫منم پشت سرت به جشنواره میام.‬

662
00:31:52,370 --> 00:31:54,951
‫برات پشمک بخرم؟‬

663
00:32:00,080 --> 00:32:02,615
‫جاش یه چورو بخر،‬
‫اینو پایه‌آم.‬

664
00:32:02,620 --> 00:32:03,905
‫چیزی می‌بینی؟‬

665
00:32:10,860 --> 00:32:13,655
‫میکی. این همه پلیس اینجا چی کار می‌کنن؟‬
‫داری چه غلطی می‌کنی؟‬

666
00:32:13,660 --> 00:32:15,555
‫فکر کنم بهش می‌گن انجام وظیفه.‬

667
00:32:15,560 --> 00:32:17,251
‫داری معرکه راه می‌ندازی، میکی.‬

668
00:32:17,256 --> 00:32:18,870
‫داری مردمو می‌ترسونی.‬

669
00:32:19,630 --> 00:32:22,265
‫انگار تنها کسی که الان دارم می‌ترسونمش‬

670
00:32:22,270 --> 00:32:23,568
‫تویی، پانچ.‬

671
00:32:24,470 --> 00:32:26,065
‫و باید بگم،‬
‫یه جورایی حال می‌ده.‬

672
00:32:26,070 --> 00:32:28,435
‫دیگه باهات تو این زمینه همکاری نمی‌کنم، پانچ.‬
‫من برای تو کار نمی‌کنم.‬

673
00:32:28,440 --> 00:32:30,735
‫برای کلوپ روتاری کار نمی‌کنم.‬
‫برای جشنواره هم کار نمی‌کنم.‬

674
00:32:30,740 --> 00:32:32,045
‫من برای مردمِ اجواتر کار می‌کنم.‬

675
00:32:32,050 --> 00:32:34,480
‫و الانم،‬
‫یکم سرم شلوغه.‬

676
00:32:40,920 --> 00:32:43,115
‫خب، درباره‌ی مگی شیپلی‬
‫چی می‌تونی بهم بگی؟‬

677
00:32:43,120 --> 00:32:44,485
‫متأسفانه چیز زیادی نه.‬

678
00:32:44,490 --> 00:32:46,525
‫اون مال قبل از زمانِ من بود، ولی‬

679
00:32:46,530 --> 00:32:48,625
‫- یادداشت‌های مددکارش رو اینجا دارم.‬
‫- اجازه هست؟‬

680
00:32:48,630 --> 00:32:49,625
‫نه، بفرمایید.‬

681
00:32:49,630 --> 00:32:50,955
‫دنبال هر کسی می‌گردم‬

682
00:32:50,960 --> 00:32:52,095
‫که ممکنه باهاش در ارتباط بوده باشه.‬

683
00:32:52,100 --> 00:32:53,922
‫دوستا، دوست‌پسرا.‬

684
00:32:53,930 --> 00:32:55,535
‫من همچین چیزی ندیدم.‬

685
00:32:55,540 --> 00:32:58,560
‫فقط یه بچه‌ی دیگه‬
‫که هیچ شانسی نداشت.‬

686
00:32:59,710 --> 00:33:02,295
‫این چیه؟ «اِی.آر.تی»؟‬

687
00:33:02,300 --> 00:33:04,605
‫اوه، درمانِ توانبخشی از طریق هنر.‬

688
00:33:04,610 --> 00:33:07,575
‫برنامه‌ایه که شهرستان برای
‫بچه‌های محروم اجرا می‌کنه.‬

689
00:33:07,580 --> 00:33:10,840
‫فکر کنم تنها راهِ تخلیه‌ی مثبتِ مگی بود.‬

690
00:33:25,370 --> 00:33:27,520
‫گزارش وضعیت.‬
‫اعلام کنید.‬

691
00:33:27,870 --> 00:33:29,565
‫هنک. من توی محوطه‌ی سرو آبجو هستم.‬

692
00:33:29,570 --> 00:33:32,635
‫هیچ فعالیت مشکوکی نیست، به جز گرون‌فروشی.‬

693
00:33:32,640 --> 00:33:34,970
‫دوازده دلار برای یه آبجوی لایت؟‬

694
00:33:36,680 --> 00:33:39,145
‫بون. من توی محوطه‌ی بازی‌هام.‬
‫حواسم به دو تا زنه‬

695
00:33:39,150 --> 00:33:41,575
‫که با مشخصات قربانی‌هامون جور درمی‌ان.‬

696
00:33:41,580 --> 00:33:42,873
‫همه‌چی ردیفه.‬

697
00:33:43,150 --> 00:33:46,703
‫پنیا. ورودی اصلی.‬
‫اینجا همه‌چی آرومه.‬

698
00:33:49,920 --> 00:33:51,260
‫کسیدی، چی شده؟‬

699
00:33:51,360 --> 00:33:53,155
‫میکی، همین الان یه عکس برات فرستادم.‬

700
00:33:53,160 --> 00:33:55,125
‫همین الان حواست به ون وین‌رایت باشه.‬

701
00:33:55,130 --> 00:33:58,095
‫- ون وین‌رایتِ هنرمند؟‬
‫- آره. اون‬

702
00:33:58,100 --> 00:34:00,495
‫مگی شیپلی رو می‌شناخت.‬
‫اون و یه دختر گمشده‌ی دیگه‬

703
00:34:00,500 --> 00:34:02,335
‫هر دو توی برنامه‌ی هنریش بودن.‬

704
00:34:02,340 --> 00:34:03,865
‫اوایل دهه‌ی ۲۰۰۰، اون‬

705
00:34:03,870 --> 00:34:05,005
‫دو تا اتهامِ تجاوز جنسی‬

706
00:34:05,010 --> 00:34:06,765
‫توی منطقه‌ی خلیجی داشت.‬

707
00:34:06,770 --> 00:34:09,575
‫پیگیری نشدن چون دخترا حاضر نشدن شهادت بدن.‬

708
00:34:09,580 --> 00:34:11,205
‫تازه، اون ۲۰ سالِ گذشته رو‬

709
00:34:11,210 --> 00:34:12,675
‫برای جشنواره کار می‌کرده.‬

710
00:34:12,680 --> 00:34:14,145
‫زمان‌بندی با هم جور درمی‌آد.‬

711
00:34:14,150 --> 00:34:15,615
‫دیروز بازداشتش کرده بودیم.‬

712
00:34:15,620 --> 00:34:17,310
‫پنج دقیقه دیگه می‌رسم.‬

713
00:34:17,350 --> 00:34:19,345
‫باید حواسمون به ون وین‌رایت باشه.‬

714
00:34:19,350 --> 00:34:21,289
‫دارم یه عکسش براتون می‌فرستم.‬
‫پیداش کنید.‬

715
00:34:22,018 --> 00:34:23,115
‫خب، اجواتر،‬

716
00:34:23,120 --> 00:34:26,555
‫برای مردی دست بزنید که اسم واقعیش هنریه،‬

717
00:34:26,560 --> 00:34:28,195
‫ولی همه‌تون اون رو به اسمِ...‬

718
00:34:28,200 --> 00:34:30,816
‫- پانچ!‬
‫- آره!‬

719
00:34:32,530 --> 00:34:34,665
‫ممنون. ممنون.‬

720
00:34:34,670 --> 00:34:37,235
‫آماده‌اید که‬
‫این شمع رو روشن کنیم؟‬

721
00:34:37,240 --> 00:34:39,735
‫صداتون رو نمی‌شنوم.‬

722
00:34:39,740 --> 00:34:42,902
‫پهپادها توی هوا هستن؟‬

723
00:34:43,480 --> 00:34:45,640
‫همه آرزوهاشون رو کردن؟‬

724
00:34:45,880 --> 00:34:48,545
‫پس امیدوارم الهه‌ی ماهِ خونین‬

725
00:34:48,550 --> 00:34:50,470
‫آرزوهاتون رو برآورده کنه.‬

726
00:35:07,630 --> 00:35:09,865
‫تازه رسیدم. دارم میام سمتت.‬

727
00:35:09,870 --> 00:35:11,960
‫هنوز خبری ازش نیست.‬

728
00:35:12,140 --> 00:35:14,905
‫پانچ.‬
‫ون وین‌رایت کجاست؟‬

729
00:35:14,910 --> 00:35:18,035
‫- نمی‌دونم. چطور؟‬
‫- اون یه متجاوز جنسیه، پانچ.‬

730
00:35:18,040 --> 00:35:19,375
‫قربانی‌ها رو می‌شناخته،‬

731
00:35:19,380 --> 00:35:21,045
‫و تمام این مدت همین‌جا‬
‫کار می‌کرده.‬

732
00:35:21,050 --> 00:35:22,686
‫تمام این مدت.‬

733
00:35:36,860 --> 00:35:39,165
‫دیدمش. وین‌رایت داره‬
‫می‌ره سمت هزارتوی ذرت.‬

734
00:35:39,170 --> 00:35:43,060
‫- یه زن هم همراشه.‬
‫- کسیدی، منتظر نیروی کمکی بمون.‬

735
00:35:45,470 --> 00:35:47,286
‫دارم می‌رم تو.‬

736
00:35:49,182 --> 00:35:50,810
‫هزارتوی ذرت
‫خروجی

737
00:36:10,960 --> 00:36:13,120
‫کسیدی، منتظر نیروی کمکی بمون.‬

738
00:36:14,470 --> 00:36:15,050
‫کسیدی.‬

739
00:36:17,140 --> 00:36:18,540
‫دارم می‌آم، کسیدی.‬

740
00:36:18,570 --> 00:36:19,790
‫درست پشت سرتم.‬

741
00:36:21,840 --> 00:36:23,735
‫شما دوتا، همین بیرون بمونید.‬

742
00:36:23,740 --> 00:36:25,945
‫میکی، من از اون طرف می‌آم.‬
‫محاصره‌ش می‌کنیم.‬

743
00:36:25,950 --> 00:36:28,175
‫- بذار باهات بیام.‬
‫- دستورمو شنیدی.‬

744
00:36:28,180 --> 00:36:30,560
‫نه کسی وارد می‌شه، نه کسی خارج.‬

745
00:36:47,670 --> 00:36:48,960
‫برای کلانتریه.‬

746
00:36:55,010 --> 00:36:57,211
‫پهپاد تو هواست.‬

747
00:37:04,350 --> 00:37:05,715
‫می‌بینمت، کسیدی.‬

748
00:37:05,720 --> 00:37:07,185
‫- من چشم‌های تو تو آسمونم.‬
‫- دریافت شد.‬

749
00:37:07,190 --> 00:37:09,255
‫هر وقت دیدیشون خبر بده.‬

750
00:37:09,260 --> 00:37:11,216
‫یه چیزی دیدم.‬

751
00:37:11,460 --> 00:37:13,472
‫منم همین‌طور.‬

752
00:37:19,670 --> 00:37:20,480
‫اوه! اوه.‬

753
00:37:24,770 --> 00:37:26,933
‫دو نفر رو دیدم.‬

754
00:37:27,110 --> 00:37:29,670
‫بپیچ راست،‬
‫بعد دوباره راست.‬

755
00:37:29,680 --> 00:37:31,405
‫بپیچ چپ و دوباره چپ،‬

756
00:37:31,410 --> 00:37:32,800
‫و می‌رسی بهشون.‬

757
00:37:33,510 --> 00:37:35,049
‫بی‌سیم رو خاموش می‌کنم.‬

758
00:37:39,504 --> 00:37:41,645
‫نه. گفتم دست نگه‌دار.‬

759
00:37:41,650 --> 00:37:44,645
‫اداره‌ی کلانتری!‬
‫تکون نخور!‬

760
00:37:47,090 --> 00:37:48,451
‫حالت خوبه؟‬

761
00:37:51,900 --> 00:37:53,658
‫می‌بینمش.‬

762
00:37:55,070 --> 00:37:56,454
‫می‌گیرمش.‬

763
00:37:57,200 --> 00:37:59,343
‫کجا داری می‌ری؟‬

764
00:38:15,730 --> 00:38:17,085
‫هزارتوی ذرت
‫ورودی

765
00:38:17,090 --> 00:38:18,430
‫این مسخره‌ست.‬

766
00:38:18,730 --> 00:38:21,560
‫انـ...‬
‫نه، من هیچ کار اشتباهی نکردم.‬

767
00:38:21,565 --> 00:38:23,015
‫با رضایت خودش بود.‬

768
00:38:29,690 --> 00:38:30,800
‫جسیکا وینترز،‬
‫۲۰۰۸.‬

769
00:38:31,895 --> 00:38:34,565
‫مگی شیپلی،‬
‫۲۰۱۰.‬

770
00:38:34,570 --> 00:38:35,090
‫

771
00:38:35,828 --> 00:38:38,290
‫زویی کمپبل،
‫ ۲۰۱۲

772
00:38:42,020 --> 00:38:45,230
‫چهره‌ی آشنایی می‌بینی،‬
‫آقای وین‌رایت؟‬

773
00:38:55,130 --> 00:38:57,210
‫می‌خوام با وکیلم حرف بزنم.‬

774
00:38:57,530 --> 00:39:00,265
‫باید یه سری سرنخ‌ها رو به هم وصل کنیم، ولی‬

775
00:39:00,270 --> 00:39:02,765
‫با توجه به سابقه‌اش‬
‫و رابطه‌اش‬

776
00:39:02,770 --> 00:39:04,460
‫با زن‌های مفقود شده...‬

777
00:39:05,240 --> 00:39:07,280
‫...به نظر می‌رسه خودش باشه.‬

778
00:39:09,640 --> 00:39:11,335
‫وکیلش تو راهه.‬

779
00:39:11,340 --> 00:39:13,045
‫من می‌مونم، تو برو خونه.‬

780
00:39:13,050 --> 00:39:15,045
‫می‌خوام برای فردا سرحال باشی.‬

781
00:39:15,050 --> 00:39:16,850
‫نمایش قدرت جواب داد.‬

782
00:39:17,650 --> 00:39:19,515
‫گزارشی از مفقود شدن زن‌ها نداریم.‬

783
00:39:19,520 --> 00:39:21,910
‫دیگه خبری از زویی‌های دیگه نیست.‬

784
00:39:28,060 --> 00:39:29,270
‫داری می‌ری؟‬

785
00:39:30,304 --> 00:39:30,704
‫نه.‬

786
00:39:31,000 --> 00:39:33,365
‫بون قول داده قضیه رو‬
‫با میکی صاف و صوف کنه،‬

787
00:39:33,370 --> 00:39:34,590
‫به یه شرط.‬

788
00:39:34,970 --> 00:39:36,595
‫اینکه به ریس تو سلولش‬

789
00:39:36,600 --> 00:39:39,900
‫سرِ هر ساعت سر بزنم‬
‫تا وقتی که منتقل بشه.‬

790
00:39:40,510 --> 00:39:41,970
‫پسرِ بوریتویی مُرد.‬

791
00:39:42,554 --> 00:39:44,244
‫زنده باد بابای پهپادی.‬

792
00:39:44,510 --> 00:39:46,625
‫تلاش خوبی بود.‬

793
00:39:46,680 --> 00:39:48,579
‫هیچ‌کس اینطوری صدات نمی‌کنه.‬

794
00:39:49,348 --> 00:39:50,338
‫بهش زمان بده.

795
00:39:51,620 --> 00:39:54,530
‫منظورم این بود که داری اخراج می‌شی؟‬

796
00:39:55,079 --> 00:39:55,659
‫ولی...‬

797
00:39:56,660 --> 00:39:58,750
‫خوش‌حالم که موندنی شدی.‬

798
00:40:00,760 --> 00:40:02,800
‫امروز کارت عالی بود، کسیدی.‬

799
00:40:06,200 --> 00:40:08,695
‫مامانت با شنیدن خبر چطور کنار اومد؟‬

800
00:40:08,700 --> 00:40:10,090
‫بهش نگفتم.‬

801
00:40:11,510 --> 00:40:13,770
‫فکر نکنم جرئتشو داشته باشم.‬

802
00:40:14,340 --> 00:40:15,330
‫درکت می‌کنم.‬

803
00:40:17,380 --> 00:40:19,700
‫ولی باید از زبون خودت بشنوه.‬

804
00:40:20,350 --> 00:40:22,270
‫نه از اخبار ساعت ۱۱.‬

805
00:40:26,590 --> 00:40:28,460
‫شب به‌خیر، پسرِ بوریتویی.‬

806
00:40:31,302 --> 00:40:33,462
‫کلانتر، شما هیچ مدرکی ندارید.‬

807
00:40:34,460 --> 00:40:36,625
‫ما موکلتون رو موقع تعرض‬

808
00:40:36,630 --> 00:40:40,495
‫به دستیارِ خیلی جوون‬
‫و مستش گرفتیم.‬

809
00:40:40,500 --> 00:40:41,865
‫این فقط حرفِ این در مقابلِ حرفِ اونه.‬

810
00:40:41,870 --> 00:40:45,180
‫تازه اگه یادش بیاد که‬
‫موکل منو وسوسه کرده.‬

811
00:40:46,370 --> 00:40:49,505
‫خب، تا فردا انتظار داریم‬
‫بتونیم متهمش کنیم‬

812
00:40:49,510 --> 00:40:51,505
‫بابت یه پرونده‌ی‬
‫در جریانِ دیگه.‬

813
00:40:51,510 --> 00:40:52,660
‫خودش بهم گفت.‬

814
00:40:52,998 --> 00:40:55,627
‫یه سری قتل‌های زنجیره‌ای مربوط‬
‫به جشنواره‌ی ماه خونین.‬

815
00:40:55,780 --> 00:40:57,615
‫خب، این کار سخت خواهد بود، کلانتر فاکس.‬

816
00:40:57,620 --> 00:41:00,945
‫آخه می‌دونید، آقای وین‌رایت موقع‬
‫جشنواره‌ی ۲۰۱۰ خارج از شهر بود،‬

817
00:41:00,950 --> 00:41:03,593
‫همون موقعی که فکر کنم گفتید‬
‫مگی شیپلی مفقود شده؟‬

818
00:41:05,246 --> 00:41:07,346
‫عروسی برادرش تو یوتا بود.‬
‫(یوتا: یه ایالت در غرب آمریکا)

819
00:41:08,030 --> 00:41:10,695
‫رسیدهای هتل، بلیط‌های هواپیما‬

820
00:41:10,700 --> 00:41:12,725
‫و یه عکس از مهمونیِ عروسی.‬

821
00:41:12,730 --> 00:41:14,195
‫اون ساقدوشِ داماد بود.‬

822
00:41:14,200 --> 00:41:16,065
‫فقط چون توی یه جشنواره
‫نبوده، معنیش این نیست که...‬

823
00:41:16,070 --> 00:41:17,990
‫فقط بحثِ یه جشنواره نیست.‬

824
00:41:18,000 --> 00:41:19,605
‫آخرین قربانی، دو سال پیش...‬

825
00:41:19,610 --> 00:41:21,590
‫زنی به اسمِ جِین یارو...‬

826
00:41:21,610 --> 00:41:24,171
‫موکلم حتی توی کشور نبود.‬

827
00:41:26,610 --> 00:41:28,545
‫این خودشه توی آلمان، داره برای یه جمعیت‬

828
00:41:28,550 --> 00:41:30,345
‫صد نفره توی یه جشنواره‌ی هنری حرف می‌زنه.‬

829
00:41:30,350 --> 00:41:32,670
‫دقت کنید که تاریخ و ساعت داره.‬

830
00:41:32,720 --> 00:41:34,585
‫آقای وِین‌رایت سفارشِ یه
‫مجسمه رو توی برلین داده بود.‬

831
00:41:34,590 --> 00:41:37,198
‫شاگردش مجسمه‌ی «الهه» رو سال ۲۰۲۴ تموم کرد.‬

832
00:41:38,630 --> 00:41:41,024
‫اون ناشی گند زده به چشمش.‬

833
00:41:44,060 --> 00:41:47,195
‫نکته اینجاست که اون نمی‌تونسته
‫جِین یارو رو دزدیده باشه.‬

834
00:41:47,200 --> 00:41:49,575
‫اون قاتلِ مدنظرِ شما نیست، کلانتر.‬

835
00:42:10,420 --> 00:42:12,460
‫لوری هستم. پیغام بذارید.‬

836
00:42:13,629 --> 00:42:14,559
‫سلام مامان.‬

837
00:42:15,599 --> 00:42:16,429
‫منم.‬

838
00:42:16,472 --> 00:42:18,095
‫می‌دونم دیره،‬

839
00:42:18,100 --> 00:42:20,530
‫ولی باید یه چیزی بهت بگم.‬

840
00:42:20,770 --> 00:42:23,495
‫ساعت ۸ برای صبحانه می‌آم خونه،‬

841
00:42:23,500 --> 00:42:24,970
‫درست مثلِ قدیما.‬

842
00:42:27,138 --> 00:42:27,974
‫دوستت دارم.‬

843
00:42:28,500 --> 00:42:48,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
