WEBVTT

00:01.000 --> 00:05.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:06.000 --> 00:08.735
‫♪ قبل از اینکه برم، رفته بودم...‬ ♪

00:08.740 --> 00:11.135
‫...داشتیم بحث می‌کردیم کدوم‬
‫ابرقدرت از همه بهتره،‬

00:11.140 --> 00:12.722
‫و لولا رسماً گفت‬

00:12.727 --> 00:14.525
‫- «نامرئی شدن.»‬
‫- معلومه که نامرئی شدنه.‬

00:14.530 --> 00:15.915
‫مگه نامرئی شدن چشه؟‬

00:15.920 --> 00:18.320
‫تله‌پورت کردن‬
‫خیلی کاربردی‌تره.‬

00:18.580 --> 00:23.390
‫- چی؟‬
‫- کاملاً مشخصه که من اون بحث رو بردم،‬
‫اشکالی هم نداره.‬

00:23.776 --> 00:25.925
‫خب، قطار داره راه می‌افته بچه‌ها.‬

00:25.930 --> 00:27.365
‫می‌دونی، منم دلم می‌خواد‬
‫برم خونه.‬

00:27.370 --> 00:30.625
‫♪ یه دردسری پشتم بود...‬ ♪

00:30.680 --> 00:31.730
‫همه نشستن؟‬

00:31.980 --> 00:33.503
‫دبیرستانِ شهرستانِ اجواتر

00:42.650 --> 00:45.176
‫♪ سعی کردن زیرم بگیرن.‬ ♪

01:08.150 --> 01:09.495
‫گواهینامه و کارت ماشین.‬

01:09.500 --> 01:11.306
‫اونقدرها هم تند نمی‌رفتم.‬

01:16.770 --> 01:18.935
‫می‌دونی، محدودیت سرعت واسه‬
‫حفظ امنیت مردمه،‬

01:18.940 --> 01:20.945
‫و شما جناب، داشتید ۱۰ کیلومتر‬

01:20.950 --> 01:21.949
‫بیشتر از حد مجاز می‌رفتید.‬

01:22.587 --> 01:23.725
‫جفتمون می‌دونیم‬

01:23.730 --> 01:26.860
‫که بحث سرِ اون ۱۰ کیلومتر نیست، بون.‬

01:27.520 --> 01:29.165
‫بحث سرِ اون ۶ تا امتیازه.‬

01:29.170 --> 01:31.165
‫مطمئن نیستم‬
‫منظورتون چیه قربان.‬

01:31.170 --> 01:33.857
‫هممم. بازی سافت‌بالِ پارسال.‬

01:34.155 --> 01:34.822
‫نه؟‬

01:36.050 --> 01:38.615
‫شجاع‌ترین‌ها(آتش نشان‌ها) در مقابل بهترین‌ها(پلیس‌ها)،‬
‫وقتی ایستگاه ۴۲‬

01:38.620 --> 01:41.305
‫اداره‌ی کلانتری رو‬
‫با ۶ امتیاز اختلاف له کرد؟‬

01:41.310 --> 01:44.135
‫بازیِ امسال‬
‫داستانش فرق می‌کنه.‬

01:44.140 --> 01:45.965
‫بسیار خب. فکر کنم‬
‫تا چند ساعت دیگه معلوم می‌شه.‬

01:45.970 --> 01:48.447
‫- فکر کنم معلوم می‌شه.‬
‫- اوهوم.‬

01:56.573 --> 01:58.545
‫نیمه‌ی پرِ لیوان رو ببین.‬
‫باید بتونی‬

01:58.550 --> 01:59.635
‫اون بیس‌ها رو یکم سریع‌تر بدوی‬
‫چون حالا کیف پولت‬

01:59.640 --> 02:01.131
‫۱۵۰ دلار سبک‌تر شده.‬

02:03.210 --> 02:04.723
‫حالا با احتیاط برون.‬

02:14.000 --> 02:15.905
‫میکی، بی‌خیال. می‌تونی کند باشی‬

02:15.910 --> 02:18.125
‫- وقتی رفتی توی زمین.‬
‫- یه جا خوندم‬

02:18.130 --> 02:21.085
‫که کُری خوندن‬
‫نشونه‌ی عدم اعتمادبه‌نفسه.‬

02:21.090 --> 02:22.215
‫نگرانی که ببازی؟‬

02:22.220 --> 02:25.395
‫آره، چون ایستگاه ۴۲ قراره
‫برای سومین بار متوالی قهرمان بشه،‬

02:25.400 --> 02:26.740
‫زیاد نگران نیستم.‬

02:27.845 --> 02:29.135
‫دستکشم رو جا گذاشتم. یه لحظه صبر کن.‬

02:29.140 --> 02:30.485
‫شاید بهش نیاز پیدا کنی.‬

02:30.490 --> 02:33.018
‫فکر کنم باید در رو باز کنم.‬

02:35.240 --> 02:37.400
‫مامان، تو اینجا چیکار می‌کنی؟‬

02:37.521 --> 02:39.195
‫سلام عزیزم. چطوری؟‬

02:39.200 --> 02:40.755
‫داری با میکی می‌ری سرِ بازی؟‬

02:40.760 --> 02:42.245
‫چه رسمِ باحالیه.‬

02:42.250 --> 02:44.675
‫می‌دونی کلوپ دخترا و پسرا‬
‫واقعاً قدرش رو می‌دونن.‬

02:44.680 --> 02:47.895
‫- کیه شِر؟‬
‫- اوه، ببین کی اینجاست.‬

02:47.900 --> 02:51.375
‫من...عاشقِ اینم که‬
‫دو تا دخترم رو کنار هم ببینم.‬

02:51.380 --> 02:52.725
‫اینکه شما دو تا این همه
‫سال با هم حرف نمی‌زدید،‬

02:52.730 --> 02:54.725
‫واقعاً... واقعاً دردناک بود.‬

02:54.730 --> 02:56.475
‫- کاش اول بهم پیام می‌دادی روبی.‬
‫- می‌دونم، متأسفم.‬

02:56.480 --> 02:57.735
‫گوشیم رو توی کیفم جا گذاشتم.‬

02:57.740 --> 02:59.143
‫ندیدیش؟‬

02:59.152 --> 03:01.645
‫و کیفِ اون توی خونه‌ی میکی چیکار می‌کنه؟‬

03:01.650 --> 03:03.655
‫اون منو واسه قهوه دعوت کرد.‬
‫اِ، صبر کن.‬

03:03.660 --> 03:06.395
‫- ببخشید، کورتادا؟‬
‫- کورتادوئه.‬
‫(کورتادو: یه مدل قهوه که توش اسپرسو و شیر گرم میریزن)

03:06.400 --> 03:08.135
‫کورتادو، آره.‬
‫منظورم همون بود.‬

03:08.140 --> 03:09.835
‫چیزِ خاصی نبود،‬
‫فقط داشتیم از حالِ هم باخبر می‌شدیم.‬

03:09.840 --> 03:12.055
‫آره، که تصمیم گرفتی‬
‫به من چیزی نگی،‬

03:12.060 --> 03:13.965
‫که خودش نشون می‌ده‬
‫اتفاقاً چیزِ خیلی مهمیه.‬

03:13.970 --> 03:15.795
‫اینقدر بهش گیر نده شارون.‬

03:15.800 --> 03:19.055
‫حداقل یکی از دخترام‬
‫هنوز منو توی زندگیش می‌خواد.‬

03:19.060 --> 03:21.380
‫ببین، اون فقط می‌خواست‬

03:21.850 --> 03:23.585
‫- حرف‌های خودش رو بزنه.‬
‫- هر فرصتی‬

03:23.590 --> 03:24.755
‫که بهش دادم تا باهام رابطه داشته باشه،‬

03:24.760 --> 03:25.978
‫بهم صدمه زده.‬

03:26.290 --> 03:28.325
‫یعنی بی‌خیال.‬
‫من مایه می‌ذارم، اون فقط سوءاستفاده می‌کنه.‬

03:28.330 --> 03:29.505
‫خب شِر، می‌خوای چیکار کنی؟‬

03:29.510 --> 03:31.505
‫تا آخرِ عمرت با مامانت حرف نزنی؟‬

03:31.510 --> 03:32.945
‫وقتی من با بابام حرف نمی‌زدم،‬
‫تو همونی بودی‬

03:32.950 --> 03:35.375
‫- که تشویقم کردی...‬
‫- نه، این اصلاً مثلِ اون نیست.‬

03:35.380 --> 03:37.115
‫وِس وقتی بهش نیاز داری، کنارته.‬

03:37.120 --> 03:39.335
‫اِ، شاید فقط توی این‬
‫۶ ماهِ اخیر.‬

03:39.340 --> 03:41.425
‫اون ۲۰ سالِ قبلش چی؟‬
‫اصلاً اینطوری نبود.‬

03:41.430 --> 03:42.955
‫اوه، پس حالا قراره مسابقه بذاریم‬

03:42.960 --> 03:44.175
‫که کی بدترین پدر و مادر رو داره؟‬

03:44.180 --> 03:45.640
‫آهان! کیفم اینجاست.‬

03:45.964 --> 03:47.345
‫توی زمینِ بازی می‌بینمت.‬

03:47.350 --> 03:48.745
‫اوه شارون، بی‌خیال،‬
‫اینطوری نکن.‬

03:48.750 --> 03:50.270
‫هی شارون... چی...‬

03:50.880 --> 03:52.965
‫دو سالِ اولِ زندگیش،‬

03:52.970 --> 03:55.185
‫تا بغلش نمی‌کردم نمی‌خوابید.‬

03:55.190 --> 03:57.875
‫حالا نمی‌تونه ۵ دقیقه‬
‫با من توی یه اتاق بمونه.‬

03:57.880 --> 04:00.275
‫تو وقتی نوجوان بودی با ما زندگی می‌کردی.‬

04:00.280 --> 04:02.715
‫- مگه من مامانِ خیلی بدی بودم؟‬
‫- روبی،‬

04:02.720 --> 04:04.365
‫می‌دونم می‌خوای باهاش رابطه داشته باشی،‬

04:04.370 --> 04:05.755
‫ولی باید درک کنی، این کار زمان می‌بره.‬

04:05.760 --> 04:09.169
‫و صبر. و برخوردهای «اتفاقیِ» کمتر.‬

04:09.174 --> 04:12.285
‫خب، منظورت چیه؟‬
‫من واقعاً کیفم رو فراموش کرده بودم.‬

04:12.290 --> 04:15.200
‫چی؟ واقعاً...‬
‫کیفم رو جا گذاشته بودم.‬

04:16.673 --> 04:19.425
‫- خانم‌ها و آقایان،
‫پسرا و دخترا، خوش اومدید...‬
‫- خیلی خب.‬

04:19.430 --> 04:22.335
‫- عالیه آقایان. شارون.‬
‫- ...به مسابقه‌ی خیریه‌ی سالانه‌ی
‫سافت‌بالِ «تفنگ‌ها و شیلنگ‌ها»...‬

04:22.340 --> 04:24.255
‫- ایو.‬
‫- امروز روزِ خوبیه واسه مسابقه.‬

04:24.260 --> 04:26.825
‫- روزِ خوبیه واسه بردن.‬
‫- اوه. ببین، از این حرفت خوشم اومد.‬

04:26.830 --> 04:28.825
‫- اوهوم.‬
‫- در واقع،‬

04:28.830 --> 04:30.435
‫«رعد آبی» رو با خودم آوردم.‬

04:30.440 --> 04:33.565
‫پارسال یه هوم‌ران و‬
‫سه تا آر.بی.آی باهاش زدم.‬
‫(هر دو روش‌های امتیاز گیری در سافت‌بال هستند)

04:33.570 --> 04:35.795
‫خیلی بهم حال می‌دی. ماچ.‬

04:36.920 --> 04:38.575
‫فکر کردم با میکی می‌آی.‬

04:38.580 --> 04:40.185
‫...همه‌ش برای جمع‌آوری کمک‬

04:40.190 --> 04:41.745
‫واسه کلوپِ محلیِ‬
‫پسرا و دختراست...‬

04:41.750 --> 04:43.405
‫پنج دقیقه‌ی دیگه‬
‫توی زمین می‌بینمت.‬

04:43.410 --> 04:44.795
‫هر چیزی که بخرید...‬

04:44.800 --> 04:47.105
‫هی، فکر نمی‌کردم بیای.‬

04:47.110 --> 04:48.195
‫ایشون ایو ادواردزه،‬

04:48.200 --> 04:50.495
‫کاپیتانِ تیمِ ایستگاهِ ۴۲.‬

04:50.500 --> 04:52.635
‫- همم.‬
‫- ایشون هم معاون هنک ایگلسیاسه.‬

04:52.640 --> 04:55.455
‫کسیدی پشت‌میزنشین شده،‬
‫واسه همین این جایگزینش شده.‬

04:55.460 --> 04:56.675
‫یه بازیکنِ حرفه‌ای آوردی؟‬

04:56.680 --> 04:57.668
‫همم.‬

04:58.900 --> 05:00.418
‫آره، ولی اینم به کارت نمی‌آد.‬

05:00.426 --> 05:01.084
‫اوه.‬

05:01.380 --> 05:02.725
‫بلیط‌ها الان دارن فروخته می‌شن.‬

05:02.730 --> 05:03.395
‫هنک.‬

05:04.170 --> 05:04.810
‫کلانتر؟‬

05:07.080 --> 05:08.515
‫بیا پودرشون کنیم.‬

05:08.520 --> 05:09.689
‫دریافت شد.‬

05:10.170 --> 05:11.825
‫...شاید از اینجا برنده برید بیرون،‬

05:11.830 --> 05:13.690
‫حتی اگه تیم‌تون نبره.‬

05:13.905 --> 05:16.998
‫بیست و سومین دوره مسابقاتِ
‫سافت‌بالِ تفنگ‌ها و شیلنگ‌های اجواتر
‫آتش نشانی کالیفرنیا در برابر کلانتری کالیفرنیا

05:17.530 --> 05:21.785
‫حالا نوبتِ ضربه‌زنیِ‬ بُدی لئونه از
‫سازمانِ آتش‌نشانیِ کالیفرنیاست.‬

05:21.790 --> 05:24.225
‫و با دو تا اوت‬
‫در نیمه‌ی دومِ اینینگِ نهم،‬

05:24.230 --> 05:25.405
‫آیا کلانتر فاکس‬
‫همه‌ی ضارب‌ها رو اوت می‌کنه‬

05:25.410 --> 05:27.315
‫و آتش‌نشانی رو می‌فرسته خونه؟‬

05:27.320 --> 05:28.925
‫- ضارب آماده!‬
‫- یا چوبِ لئونه‬

05:28.930 --> 05:30.795
‫اینینگ رو طولانی‌تر می‌کنه؟‬

05:30.800 --> 05:33.105
‫سه تا ضربه و هیچی.‬
‫امروز روزِ تو نیست، بُدی.‬

05:33.110 --> 05:35.415
‫فکر نکن این قطره‌های بارون‬
‫اشکات رو قایم می‌کنن.‬

05:35.420 --> 05:37.415
‫- ترجیح می‌دم بذارم چوبم حرف بزنه.‬
‫- اوه، جدی؟‬

05:37.420 --> 05:39.115
‫چوبت انگار امروز خیلی خجالتی شده.‬

05:39.120 --> 05:40.595
‫هی، نظرت چیه روی بازی شرط ببندیم؟‬

05:40.600 --> 05:42.025
‫شاید بتونی اون ۱۵۰ دلارت رو پس بگیری؟‬

05:42.030 --> 05:43.555
‫واسه یه کارِ خیره.‬

05:43.560 --> 05:45.770
‫اینکه احمق جلوه‌ت بدم؟‬

05:46.040 --> 05:47.385
‫کاملاً موافقم.‬

05:47.390 --> 05:50.487
‫بُدی! بُدی! بُدی!‬

05:50.519 --> 05:51.039
‫بُدی!‬

05:53.280 --> 05:54.700
‫بُدیِ گل، ایول!‬

05:55.001 --> 05:56.995
‫- یه ضربه به مرکزِ چپ.‬
‫- لئونه شاید بتونه‬

05:57.000 --> 05:58.695
‫خودشو به بیسِ دوم برسونه.‬

05:58.700 --> 05:59.570
‫بیسِ دوم!‬

06:01.570 --> 06:03.095
‫- لئونه رسید به بیسِ دوم.‬
‫- نگه دار!‬

06:03.100 --> 06:04.655
‫- نگه دار!‬
‫- چوبش درست به موقع به کار افتاد‬

06:04.660 --> 06:07.615
‫تا ایو ادواردز از آتش‌نشانی رو‬
‫بیاره پایِ بیس.‬

06:07.620 --> 06:09.200
‫حالا نوبتِ ضربه‌زنیِ،‬

06:09.881 --> 06:12.665
‫- ایو ادواردز از آتش‌نشانیِ کالیفرنیاست.‬
‫- ایو!‬

06:12.670 --> 06:15.195
‫- ایو! ایو!‬
‫ایو ادواردز رو داریم!‬
‫برو بریم دختر.‬

06:15.200 --> 06:17.065
‫این همون لحظه‌ایه که‬
‫سرنوشتِ بازی تعیین می‌شه.‬

06:17.070 --> 06:18.235
‫- دو تا اوت!‬
‫- دو تا اوت،‬

06:18.240 --> 06:20.155
‫امتیازِ مساوی‌کننده توی بیسِ دومه.‬

06:20.160 --> 06:21.715
‫آیا آتش‌نشانی برای سومین بار قهرمان می‌شه‬

06:21.720 --> 06:24.025
‫یا اداره‌ی کلانتری به عنوان قهرمانِ جدیدِ‬

06:24.030 --> 06:25.285
‫«تفنگ‌ها و شیلنگ‌ها» تاج‌گذاری می‌کنه؟‬

06:25.290 --> 06:27.150
‫زود باش میکی، نفله‌اشون کن!‬

06:28.250 --> 06:32.047
‫اون ضربه‌ی مستقیم‬
‫باید واسه یه تک‌امتیاز کافی باشه.‬

06:32.052 --> 06:34.645
‫دارن به لئونه علامت می‌دن بره بیسِ آخر.‬
‫ایگلسیاس بازویِ قوی‌ای داره.‬

06:34.650 --> 06:37.910
‫قراره یه رقابتِ حساس‬
‫پایِ بیسِ آخر ببینیم.‬

06:38.920 --> 06:39.380
‫سیف!‬

06:39.898 --> 06:41.600
‫چه مرگته لئونه؟‬

06:41.610 --> 06:42.915
‫اون چی بود دیگه پسر؟‬

06:42.920 --> 06:44.485
‫هی، هی، هی، هی!‬

06:44.490 --> 06:46.485
‫هان؟ هان؟ اون چه کاری بود کردی؟‬

06:46.490 --> 06:47.785
‫- می‌خوای دعوا کنی؟‬
‫- هو، هو، بچه‌ها!‬

06:47.790 --> 06:49.445
‫- اون چی بود؟ بیخیال.‬
‫- از جلوی چشمم دور شو.‬

06:49.450 --> 06:51.535
‫- بکشید عقب، بکشید عقب.‬
‫- هی!‬

06:51.540 --> 06:53.705
‫بُدی! بیخیال،‬
‫اینجا که فوتبالِ آمریکایی نیست.‬

06:53.710 --> 06:55.145
‫فکر کردم یه حرکتِ تمیز بود.‬

06:55.150 --> 06:56.755
‫تمیز؟ اون...‬
‫نزدیک بود پاهاشو قلم کنه.‬

06:56.760 --> 06:59.275
‫آره، خب، شاید اگه‬
‫راهِ بیس رو سد نمی‌کرد اینطوری نمی‌شد.‬

06:59.280 --> 07:00.675
‫می‌دونی داری شبیه کی حرف می‌زنی؟‬

07:00.680 --> 07:02.325
‫- هی، بچه‌ها، بچه‌ها...‬
‫- هی، هو، هو.‬

07:02.330 --> 07:03.325
‫- همین الان بهت می‌گم...‬
‫- هی، هی، هی!‬

07:03.330 --> 07:05.110
‫- نه، چی؟‬
‫- هی! هی!‬

07:05.421 --> 07:07.285
‫- اشکالی نداره، طوری نیست.‬ طوری نیست.‬
‫- بچه‌ها. بچه‌ها.‬

07:07.290 --> 07:08.133
‫بچه‌ها.‬

07:08.900 --> 07:10.000
‫چیزی نیست.‬

07:10.770 --> 07:12.348
‫هی. رئیس.‬

07:15.340 --> 07:16.295
‫اون چی بود؟‬

07:16.300 --> 07:18.118
‫بزن بریم. زود باش.‬

07:38.760 --> 07:40.680
‫استیوز، برو از پشت.‬

07:43.760 --> 07:45.065
‫بُدی، تو از جلو برو.‬

07:45.070 --> 07:46.051
‫ساعت ۴ـه.‬

07:46.953 --> 07:50.220
‫اون اتوبوس داشت بچه‌ها رو می‌برد خونه.‬

07:50.265 --> 07:52.043
‫دبیرستانِ شهرستانِ اجواتر

07:57.340 --> 07:58.815
‫من شروع می‌کنم به والدین زنگ زدن.‬

07:58.820 --> 08:00.125
‫آره، باید همین کار رو کنی. ولی این...‬

08:00.130 --> 08:01.255
‫اون تماسی نیست که فکرشو می‌کنی.‬

08:01.260 --> 08:02.385
‫اتوبوس خالیه.‬

08:02.390 --> 08:04.345
‫منظورت از «خالی» چیه؟‬

08:04.350 --> 08:05.280
‫چطوری خالیه؟‬

08:05.570 --> 08:07.475
‫بچه‌ها اونجا نبودن.‬
‫هیچ‌کس نبود.‬

08:07.480 --> 08:09.576
‫غیبشون زده.‬

08:11.920 --> 08:13.660
‫کدوم گوری رفتن؟‬

08:13.740 --> 08:23.358
‫سرزمین کلانتر
‫فصل اول قسمت سیزدهم:
‫بهترین‌ها(بخش اول)

08:27.020 --> 08:27.890
‫ردِ پوتین.‬

08:28.229 --> 08:30.415
‫حداقل یه نفر از اتوبوس‬
‫رفته توی این جنگل.‬

08:30.420 --> 08:32.195
‫فکر کنم باید یه‬
‫جست‌وجوی منطقه‌ای رو شروع کنیم.‬

08:32.200 --> 08:34.805
‫چون طوفان تو راهه،‬
‫پس هرچی زودتر بهتر.‬

08:34.810 --> 08:36.339
‫خیلی خب. حواست باشه‬
‫کسی صحنه رو بهم نریزه.‬

08:36.820 --> 08:37.570
‫باشه.‬

08:38.080 --> 08:40.035
‫گرین‌کرست. بیاین‬
‫«تری راک» رو آماده کنیم.‬

08:40.040 --> 08:42.165
‫جست‌وجو و نجات. اینجا‬
‫به پشتیبانی نیاز دارم.‬

08:42.170 --> 08:43.432
‫دریافت شد.‬

08:47.000 --> 08:48.100
‫چی پیدا کردی؟‬

08:48.440 --> 08:49.370
‫ردِ لاستیک.‬

08:49.610 --> 08:51.525
‫یه ماشین دیگه هم اینجا بوده.‬

08:51.530 --> 08:53.525
‫یه کامیون بزرگ. شایدم یه اتوبوس دیگه.‬

08:53.530 --> 08:55.463
‫خب، ما...‬

08:56.384 --> 08:58.705
‫...نُه تا کوله‌پشتی داریم،‬
‫یعنی نُه تا دانش‌آموز،‬

08:58.710 --> 09:00.535
‫به‌اضافه‌ی راننده‌ی اتوبوس.‬

09:00.540 --> 09:03.889
‫بیا با مدرسه تماس بگیریم‬
‫تا لیست اسامی رو بگیریم.‬

09:04.924 --> 09:05.384
‫بون.‬

09:08.776 --> 09:09.986
‫چند تا داریم؟‬

09:11.460 --> 09:13.025
‫ده تا گوشی. این یعنی...‬

09:13.030 --> 09:15.285
‫واسه هر مسافر یکی،‬
‫با احتساب راننده.‬

09:15.290 --> 09:17.595
‫انگار اینا رو جمع کردن.‬
‫یکی می‌خواسته اینا بسوزن.‬

09:17.600 --> 09:19.945
‫و اگه ما این‌قدر نزدیک نبودیم،‬
‫حتماً می‌سوختن.‬

09:19.950 --> 09:21.945
‫خب، قطعاً یه انفجار بوده.‬

09:21.950 --> 09:23.685
‫در حالت عادی،‬
‫باک بنزین رو بررسی می‌کنیم، مگه نه؟‬

09:23.690 --> 09:25.465
‫واسه نشتی لوله‌ی سوخت یا یه همچین چیزی.‬

09:25.470 --> 09:28.385
‫ولی توی این اتوبوس، باک عقب قرار داره،‬

09:28.390 --> 09:30.515
‫و انفجار دقیقاً وسطِ سقف بوده.‬

09:30.520 --> 09:33.305
‫پس اگه باک بنزین باعث انفجار نشده، چی شده؟‬

09:33.310 --> 09:35.265
‫یه ماده‌ی اشتعال‌زا.‬
‫یا یه وسیله‌ی آتش‌زا،‬

09:35.270 --> 09:36.880
‫- یا...‬
‫- یه بمب.‬

09:43.620 --> 09:46.230
‫خب. پس اونا سوار اتوبوس شدن.‬

09:46.320 --> 09:47.925
‫حدس می‌زنم حداقل دو نفر بودن.‬

09:47.930 --> 09:49.315
‫راننده رو مجبور کردن بیاد به این نقطه.‬

09:49.320 --> 09:50.535
‫همه‌ی گوشی‌ها رو جمع کردن‬

09:50.540 --> 09:52.015
‫تا کسی نتونه درخواست کمک کنه.‬

09:52.020 --> 09:54.275
‫و بعد بچه‌ها رو یا بردن توی جنگل‬

09:54.280 --> 09:55.715
‫یا سوار یه ماشین دیگه کردن.‬

09:55.720 --> 09:58.803
‫در هر صورت، این بچه‌ها دزدیده شدن.‬

10:00.160 --> 10:01.805
‫- خیلی خب.‬
‫- باشه.‬

10:01.810 --> 10:03.595
‫- نقشه اینه بچه‌ها.‬
‫- این کاریه که قراره انجام بدیم.‬

10:03.600 --> 10:05.505
‫شارون، اینجا صحنه‌ی جرمه.‬

10:05.510 --> 10:07.205
‫اداره‌ی کلانتری باید
‫فرماندهی رو بر عهده بگیره.‬

10:07.210 --> 10:09.905
‫نُه تا بچه‌ی مفقود شده هستن که‬
‫ممکنه توی اون جنگل گم شده باشن،‬

10:09.910 --> 10:12.125
‫و هیچ‌کس مثل سازمان آتش‌نشانی کالیفرنیا‬
‫عملیات جست‌وجو و نجات رو بلد نیست.‬

10:12.130 --> 10:14.215
‫اون‌وقت اگه به آدم‌رباها برخوردین چی؟‬
‫بعدش چی؟‬

10:14.220 --> 10:15.955
‫- بی‌خیال بابا.‬
‫- شارون، هر کسی که این بچه‌ها رو دزدیده،‬

10:15.960 --> 10:17.565
‫می‌تونست فقط اتوبوس رو رها کنه.‬

10:17.570 --> 10:19.395
‫ولی این کار رو نکردن.‬
‫دارن یه پیام می‌فرستن.‬

10:19.400 --> 10:21.005
‫اینا شوخی ندارن.‬

10:21.010 --> 10:22.565
‫- اداره‌ی کلانتری اجواتر باید فرماندهی کنه.‬
‫- خیلی خب، باشه.‬

10:22.570 --> 10:24.135
‫ولی من یه تیم برات می‌ذارم، چون این‌طوری‬

10:24.140 --> 10:25.525
‫جست‌وجو سریع‌تر پیش می‌ره.‬

10:25.530 --> 10:26.925
‫ایو، تو این عملیات رو هدایت می‌کنی.‬

10:26.930 --> 10:28.575
‫- مفهومه.‬
‫- اون بهترین‬

10:28.580 --> 10:30.910
‫نیروی جست‌وجو و نجاتیه که دارم.‬

10:30.930 --> 10:33.445
‫تو آموزش خنثی‌سازی مواد منفجره دیدی، درسته؟‬

10:33.450 --> 10:34.795
‫وقتی توی اوکلند بودم.‬

10:34.800 --> 10:35.755
‫باشه، همین‌جا بمون. سعی کن بفهمی‬

10:35.760 --> 10:38.270
‫از چه مواد منفجره‌ای استفاده کردن.‬

10:40.290 --> 10:43.960
‫والدین دارن نگران می‌شن که بچه‌هاشون کجان.‬

10:52.481 --> 10:54.003
‫سلام. درود.‬

10:54.700 --> 10:56.555
‫- اوه. دبورا. سلام.‬
‫- سلام.‬

10:56.560 --> 10:57.995
‫دبورا همسایه‌مه.‬

10:58.000 --> 11:00.345
‫اسکای قبلاً پرستار دخترش، لولا، بود.‬

11:00.350 --> 11:01.605
‫میکی، من... من خیلی نگرانم.‬

11:01.610 --> 11:03.345
‫چی شده؟ لولا کجاست؟‬

11:03.350 --> 11:05.355
‫- بقیه‌ی بچه‌هامون کجان؟‬
‫- چی شده کلانتر؟‬

11:05.360 --> 11:07.135
‫- چه خبره؟‬
‫- ببینید، می‌دونم همه‌تون حتماً خیلی نگرانید.‬

11:07.140 --> 11:08.265
‫خواهش می‌کنم، بفرمایید بشینید.‬

11:08.270 --> 11:09.615
‫شرایط خیلی حساس و متغیره.‬

11:09.620 --> 11:11.185
‫چیزایی که تا الان می‌دونیم ایناست.‬

11:11.190 --> 11:14.315
‫بچه‌هاتون ساعت ۳ بعدازظهر‬
‫توی دبیرستان اجواتر سوار اتوبوس شدن،‬

11:14.320 --> 11:16.445
‫و بعد، اتوبوس یک ساعت بعد‬

11:16.450 --> 11:17.845
‫در حالی که بیرون شهر رها شده بود، پیدا شد.‬

11:17.850 --> 11:19.845
‫ما داریم تمام سرنخ‌ها رو بررسی می‌کنیم‬

11:19.850 --> 11:22.675
‫و با تمام توان داریم جنگلی رو که‬
‫اتوبوس توش پیدا شده، جست‌وجو می‌کنیم.‬

11:22.680 --> 11:24.895
‫ایشون خواهرم، شارون لئون هستن.‬

11:24.900 --> 11:27.545
‫همون‌طور که بیشترتون می‌دونید،‬ ایشون
‫رئیس بخش سازمان آتش‌نشانی کالیفرنیا هستن.‬

11:27.550 --> 11:29.115
‫اونا دارن توی جست‌وجو‬
‫بهمون کمک می‌کنن.‬

11:29.120 --> 11:32.557
‫زمین و زمان رو به هم می‌دوزیم‬
‫تا همه‌ی بچه‌هاتون رو پیدا کنیم.‬

11:32.562 --> 11:33.985
‫خب، این یه آدم‌ربایی بود؟‬

11:33.990 --> 11:36.125
‫در حال حاضر هیچ احتمالی رو‬
‫رد یا تأیید نمی‌کنیم.‬

11:36.130 --> 11:38.255
‫هیچ نوع درخواست باجی‬
‫دریافت کردین؟‬

11:38.260 --> 11:38.660
‫نه.‬

11:39.335 --> 11:41.312
‫اما اگه تماس یا پیام‬ک
‫مشکوکی دریافت کردین،‬

11:41.391 --> 11:43.175
‫- لطفاً بهمون خبر بدین.‬
‫- پس یعنی دزدیده شدن.‬

11:43.180 --> 11:45.305
‫باز هم می‌گم،‬
‫این یه پرونده‌ی در حال جریانه،‬

11:45.310 --> 11:46.875
‫- و الان...‬
‫- شما هیچ کوفتی‬ بهمون نمی‌گین.‬

11:46.880 --> 11:50.140
‫حق با پیته.‬
‫میکی، ما چیکار می‌تونیم بکنیم؟‬

11:50.710 --> 11:51.760
‫هوشیار باشین.‬

11:52.140 --> 11:53.965
‫- اوه، بی‌خیال بابا.‬
‫- به ما اعتماد کنین که کارمون رو انجام بدیم.‬

11:53.970 --> 11:55.485
‫بذارین جامعه‬
‫هواتون رو داشته باشه.‬

11:55.490 --> 11:57.145
‫بدونین که داریم‬
‫هر کاری از دستمون برمی‌آد انجام می‌دیم‬

11:57.150 --> 11:59.275
‫- تا بچه‌هاتون رو برگردونیم خونه.‬
‫- شنیدیم که اتوبوس‬

11:59.280 --> 12:00.205
‫آتیش گرفته.‬

12:00.210 --> 12:01.370
‫دربارهٔ اون چی داری بگی؟‬

12:02.444 --> 12:04.275
‫ممکنه از یه وسیله‌ی انفجاری‬
‫استفاده شده باشه،‬

12:04.280 --> 12:06.065
‫اما هنوز توی مراحل اولیه‌ی‬
‫کارمون هستیم...‬

12:06.070 --> 12:08.455
‫ممکنه توی اتوبوس‬
‫از یه وسیله‌ی انفجاری استفاده شده باشه؟‬

12:08.460 --> 12:11.455
‫داری بهم می‌گی توی اتوبوس بمب بوده؟‬

12:11.460 --> 12:13.025
‫- شرن.‬
‫- چیه؟‬

12:13.166 --> 12:15.505
‫فکر کنم حقشونه که‬
‫بهشون دروغ گفته نشه، باشه؟‬

12:15.510 --> 12:17.035
‫من رئیس بخش‬
‫سازمان آتش‌نشانی کالیفرنیا هستم،‬

12:17.040 --> 12:18.945
‫سؤال در مورد آتیش‌سوزی بود.‬

12:18.950 --> 12:21.165
‫من باید اطلاعات رو با مردم در میون بذارم‬
‫تا امنیتشون حفظ بشه،‬

12:21.170 --> 12:22.515
‫حتی وقتی که اوضاع خیلی خرابه.‬

12:22.520 --> 12:24.955
‫و منم دارم سعی می‌کنم‬
‫یه پرونده رو پیش ببرم.‬

12:24.960 --> 12:27.353
‫هر سرنخ،‬
‫هر ذره اطلاعاتی‬

12:27.358 --> 12:28.955
‫فقط باید به کسایی که لازمه گفته بشه.‬

12:28.960 --> 12:31.085
‫- اوه، و کی اینو‬ تعیین می‌کنه؟‬
‫- من!‬

12:31.090 --> 12:32.875
‫- یه جورایی وظیفه‌ی منه.‬
‫- باشه.‬

12:32.880 --> 12:33.915
‫خب، انگار‬
‫من به اندازه‌ی تو‬

12:33.920 --> 12:35.945
‫توی مخفی‌کاری خوب نیستم.‬

12:39.510 --> 12:41.625
‫شرن، واقعاً بابت کمکت ممنونم،‬

12:41.630 --> 12:44.015
‫اما اگه ناراحت نمی‌شی،‬
‫باید یه بیانیه‌ی مطبوعاتی بدم،‬

12:44.020 --> 12:47.920
‫به اف‌.بی‌.آی زنگ بزنم‬
‫و بررسی سرنخ‌ها رو شروع کنم!‬

12:52.460 --> 12:55.065
‫پسر، این... این داره خیلی،‬
‫این داره خیلی طول می‌کشه.‬

12:55.070 --> 12:56.725
‫باید تک‌تک قطعات باقی‌مونده رو شناسایی کنیم‬

12:56.730 --> 12:58.025
‫که ممکنه بخشی‬
‫از بمب بوده باشن،‬

12:58.030 --> 12:59.635
‫و بعدش می‌تونیم برای‬
‫دی.‌ان‌.ای و اثر انگشت تست بگیریم.‬

12:59.640 --> 13:01.775
‫عالیه. مطمئنم یه مشت‬
‫بچه‌ی دزدیده شده‬

13:01.780 --> 13:05.685
‫براشون مهم نیست که دو هفته منتظر بمونن‬
‫تا جواب آزمایش‌ها بیاد.‬

13:05.690 --> 13:07.550
‫یه طوفان تو راهه.‬

13:07.830 --> 13:09.035
‫احتمالاً این بالا‬
‫برف بیاد.‬

13:09.040 --> 13:11.080
‫شاید بهتر باشه‬
‫سرعتت رو ببری بالا.‬

13:19.450 --> 13:22.704
‫اونجا بخشی‬
‫از محوطه‌ی شواهده. لئون!‬

13:23.060 --> 13:25.145
‫- داری چیکار می‌کنی؟‬
‫- دارم از حس بویاییم استفاده می‌کنم.‬

13:25.150 --> 13:27.495
‫خیلی از وسایل آتش‌زا‬
‫از مواد شیمیایی استفاده می‌کنن، درسته؟‬

13:27.500 --> 13:29.535
‫تو هم بویی که من حس می‌کنم رو می‌فهمی؟‬

13:29.540 --> 13:31.455
‫- نفت سفید. به محض اینکه رسیدیم‬ بوش رو فهمیدم.‬
‫- درسته.‬

13:31.460 --> 13:33.455
‫خب، نفت سفید رو می‌شه با
‫انواع مواد شیمیایی ترکیب کرد‬

13:33.460 --> 13:35.080
‫تا یه بمب ساخته بشه.‬

13:36.460 --> 13:38.675
‫شرط می‌بندم‬
‫اون نیترات آمونیومه.‬

13:38.680 --> 13:40.335
‫وقتی توی کار ساخت‌وساز بودم،‬

13:40.340 --> 13:41.985
‫برای تخریب ازش استفاده می‌کردیم.‬

13:41.990 --> 13:44.505
‫و همیشه صبر می‌کردیم تا نیترات رو‬

13:44.510 --> 13:48.339
‫با نفت کوره ترکیب کنیم‬
‫تا وقتی که آماده‌ی انفجار بشیم.‬

13:49.066 --> 13:49.816
‫بد نبود.‬

13:51.000 --> 13:52.435
‫این همه مدتی که‬
‫عقبِ ماشین پلیس‬
‫(بخش عقب ماشین پلیس مخصوص زندانی‌هاست)

13:52.440 --> 13:54.045
‫نشستی،‬ انگار یه چیزایی بهت سرایت کرده.‬

13:54.050 --> 13:55.270
‫آره داداش. آره.‬

13:55.610 --> 13:56.780
‫خیلی بامزه‌ای.‬

13:58.140 --> 14:02.045
‫- اون چیه؟‬
‫- یه تیکه از یه موبایله.‬ اما این لولا رو می‌بینی؟‬

14:02.050 --> 14:03.355
‫این یه گوشی تاشوئه،‬
‫که هیچ نوجوونی‬

14:03.360 --> 14:04.965
‫عمراً دستش نمی‌گیره.‬

14:04.970 --> 14:06.355
‫بماند که،‬
‫توی محوطه‌ی شواهد پیداش کردم‬

14:06.360 --> 14:08.405
‫نه توی کوله‌پشتی‬
‫کنار بقیه‌ی گوشی‌ها.‬

14:08.410 --> 14:11.235
‫پس فکر می‌کنم آدم‌رباها‬
‫به این گوشی زنگ زدن،‬

14:11.240 --> 14:13.405
‫و همون باعث‬
‫انفجار شده.‬

14:13.410 --> 14:14.745
‫چاشنی از راه دور.‬

14:18.770 --> 14:20.961
‫هی. بون، گوش کن پسر.‬

14:21.030 --> 14:22.595
‫یه یارویی رو می‌شناختم‬
‫وقتی زندان بودم...‬

14:22.600 --> 14:23.744
‫کدوم دفعه؟‬

14:24.080 --> 14:25.448
‫بامزه بود.‬

14:25.950 --> 14:27.985
‫اون به خاطر ساختن
‫بمب‌های لوله‌ای اونجا بود.‬

14:27.990 --> 14:29.245
‫و می‌دونست‬
‫چطوری چاشنی‌ها رو ردیف کنه.‬

14:29.250 --> 14:31.165
‫خب؟ از این‌جور کارها.‬

14:31.170 --> 14:33.345
‫خب، من توی چندتا موقعیت سخت
‫بهش کمک کردم و اون الان آزاده.‬

14:33.350 --> 14:34.735
‫ممکنه بتونه‬
‫یه چیزایی بهمون بگه.‬

14:34.740 --> 14:35.955
‫اسمش چیه؟‬
‫من می‌رم باهاش حرف می‌زنم.‬

14:35.960 --> 14:37.175
‫نه، اون... اون فایده نداره.‬

14:37.180 --> 14:39.305
‫اگه یه چیز باشه که‬
‫این یارو ازش متنفر باشه، پلیسه.‬

14:39.310 --> 14:40.875
‫من لباس فرم تنم نیست.‬
‫اون حتی نمی‌فهمه من پلیسم.‬

14:40.880 --> 14:42.740
‫این‌و به مدل موت بگو.‬

14:43.010 --> 14:44.965
‫هی. این یارو به من اعتماد داره.‬

14:44.970 --> 14:46.615
‫می‌دونم که می‌تونم راضیش کنم‬
‫باهامون بشینه‬

14:46.620 --> 14:50.610
‫و هر چی می‌دونه رو بگه،‬
‫اما منم باید باهات بیام.‬

14:50.840 --> 14:51.590
‫باشه.‬

14:52.834 --> 14:53.644
‫بپر بالا.‬

14:54.294 --> 14:54.814
‫سلام.‬

14:54.888 --> 14:57.980
‫برای یک بار هم که شده،‬
‫می‌تونی جلو بشینی.‬

15:05.290 --> 15:07.415
‫خب، داشتم فکر می‌کردم یه تیم بفرستیم که...‬

15:07.420 --> 15:08.635
‫یه‌کم از این طرف بره.‬

15:08.640 --> 15:10.335
‫حدود ۱۴ نفر اینجا دارم.‬

15:10.340 --> 15:12.035
‫تقریباً ۱۰ نفرشون داوطلبن.‬

15:12.040 --> 15:13.465
‫بعدش، فکر کنم شاید...‬

15:13.470 --> 15:15.270
‫این طرفا شانس بیاریم.‬

15:15.300 --> 15:17.385
‫سلام آقایون. ببخشید، اینجا برای
‫عملیات جست‌وجو بسته شده.‬

15:17.390 --> 15:19.035
‫ببین، دوتا از بچه‌های گمشده،‬

15:19.040 --> 15:20.915
‫اهل ددواتر هستن، واسه
‫همین می‌خوایم کمک کنیم.‬

15:20.920 --> 15:23.435
‫فهمیدم. خب، چندتا معاون اینجا
‫هستن که می‌تونید باهاشون هماهنگ کنید.‬

15:23.440 --> 15:26.307
‫و می‌تونیم شما رو هم به
‫محدوده‌ی جست‌وجو اضافه کنیم.‬

15:29.270 --> 15:30.875
‫تو بچه‌ی الروی ادواردزی؟‬

15:30.880 --> 15:32.220
‫پدرم رو می‌شناسی؟‬

15:32.400 --> 15:34.020
‫اسم و رسمش رو شنیدم.‬

15:34.970 --> 15:36.665
‫دوستم بیل دامدار بود.‬

15:36.670 --> 15:38.235
‫اون و الروی با هم خیلی
‫صمیمی بودن، واسه همین...‬

15:38.240 --> 15:39.570
‫من وس فاکس هستم.‬

15:39.980 --> 15:42.275
‫فکر کردم شناختمت. تو
‫بابای میکی هستی، درسته؟‬

15:42.280 --> 15:44.235
‫- آره.‬
‫- آه، باعث افتخاره.‬

15:44.240 --> 15:46.235
‫و تو تری راک رو اداره می‌کنی.‬

15:46.240 --> 15:48.025
‫بهش می‌گن اردوگاه زندانی‌ها.

15:48.030 --> 15:50.675
‫- اوه، ما اینطوری صداش نمی‌کنیم.‬
‫- می‌دونی من بهش چی می‌گم؟‬

15:50.680 --> 15:52.245
‫من بهش می‌گم بردگیِ قانونیِ دولتی.‬

15:52.250 --> 15:54.595
‫- ببخشید؟‬
‫- شنیدی چی گفتم.‬

15:54.600 --> 15:57.465
‫فکر نکنم اصلاً بدونی تری راک چیه.‬

15:57.470 --> 15:59.605
‫می‌فهمم که وقتی این برفا آب
‫بشن، ردپای ما هم پاک می‌شه.‬

15:59.610 --> 16:01.475
‫اون اردگاه لعنتیت رو هم خوب می‌شناسم.‬

16:01.480 --> 16:03.350
‫باشه، خوشحالم که می‌فهمی.‬

16:03.440 --> 16:05.175
‫ولی من اینجا دارم عملیات
‫جست‌وجو انجام می‌دم.‬

16:05.180 --> 16:06.785
‫من جزو اون زندانی‌های
‫غل‌وزنجیر شده‌ت نیستم،‬

16:06.790 --> 16:08.605
‫- پس حق نداری بهم دستور بدی.‬
‫- آدم‌های من‬

16:08.610 --> 16:10.135
‫توی تری راک توی غل‌وزنجیر نیستن.‬

16:10.140 --> 16:11.745
‫توی تری راک، ما تیمی کار می‌کنیم و همه‌مون‬

16:11.750 --> 16:14.265
‫توی یه جهت قدم برمی‌داریم،
‫درست مثل همین تیم جست‌وجو.‬

16:14.270 --> 16:15.875
‫پس اگه می‌خوای سرخود عمل کنی،‬

16:15.880 --> 16:17.225
‫ممکنه یه چیز مهم رو از قلم بندازی.‬

16:17.230 --> 16:20.660
‫مثل خونِ روی اون برگ‌های اونجا؟‬

16:25.346 --> 16:26.129
‫لعنتی.‬

16:26.487 --> 16:28.675
‫ما از تمام ساکنین اجواتر خواهش می‌کنیم...‬

16:28.680 --> 16:29.895
‫- و این چه ساعتی بود؟‬
‫- ...هر چیز غیرعادی...‬

16:29.900 --> 16:30.830
‫۴:۴۵. باشه.‬

16:31.269 --> 16:34.070
‫ممنون که تماس گرفتید.‬

16:39.730 --> 16:42.685
‫تا اینجا، گزارش‌هایی داشتم
‫که بچه‌ها رو توی شهر دیدن،‬

16:42.690 --> 16:45.425
‫توی «میت آپ» و، اوه
‫آره، مرکز خرید «وودبریج».‬

16:45.430 --> 16:47.085
‫اونجا سال‌هاست که بسته شده.‬

16:47.090 --> 16:48.785
‫داشتن توی پارکینگ «مواد می‌زدن».‬

16:48.790 --> 16:51.875
‫یادداشتش کن. هیچ‌وقت نمی‌دونی
‫کدوم گزارش ممکنه به درد بخوره.‬

16:51.880 --> 16:53.745
‫پس فعلاً، خودمونیم و خودمون.‬

16:53.750 --> 16:55.835
‫اف‌.بی‌.آی یه تیم اعزام
‫سریع برای کودک‌ربایی داره،‬

16:55.840 --> 16:58.315
‫ولی اونا دارن روی یه پرونده
‫توی سن‌دیگو کار می‌کنن.‬

16:58.320 --> 17:01.315
‫پس در حال حاضر، این بچه‌ها فقط ما رو دارن.‬

17:01.320 --> 17:03.055
‫میکی؟ خط سه.‬

17:03.060 --> 17:05.870
‫یه آدم‌ربای دیگه می‌خواد
‫با کلانتر صحبت کنه.‬

17:06.890 --> 17:08.935
‫سلام، کلانتر میکی فاکس هستم.‬

17:08.940 --> 17:10.655
‫با کی دارم صحبت می‌کنم؟‬

17:10.660 --> 17:13.109
‫می‌تونی بهم بگی دونالد، مثل دونالد داک.‬

17:13.456 --> 17:14.796
‫چون من میکی‌ام؟‬

17:14.900 --> 17:16.010
‫مثل میکی‌ماوس؟‬

17:16.990 --> 17:19.245
‫بسیار خب دونالد، قبل
‫از اینکه بیشتر حرف بزنیم،‬

17:19.250 --> 17:20.595
‫باید بدونم که حال بچه‌ها خوبه.‬

17:20.600 --> 17:21.807
‫اونا زنده‌ان.‬

17:22.048 --> 17:23.555
‫و اگه می‌خوای همین‌طوری بمونن،‬

17:23.560 --> 17:25.940
‫باید ۲.۶ میلیون دلار به ما بدی.‬

17:29.830 --> 17:31.565
‫تو اهل این طرفا نیستی، نه دونالد؟‬

17:31.570 --> 17:33.695
‫- این کار رو نکن کلانتر.‬
‫- اجواتر شهر ثروتمندی نیست.‬

17:33.700 --> 17:34.955
‫این پدر و مادرا همچین پولی ندارن.‬

17:34.960 --> 17:36.120
‫شهرستان داره.‬

17:36.350 --> 17:38.355
‫اینا بچه‌های اجواتر هستن،‬

17:38.360 --> 17:40.135
‫و اگه اجواتر می‌خواد اونا رو
‫زنده ببینه، شهرستان پول رو می‌ده.‬

17:40.140 --> 17:42.225
‫پول نقد رو جور کنید.‬

17:42.230 --> 17:43.795
‫دوباره زنگ می‌زنم و می‌گم چیکار کنید.‬

17:43.800 --> 17:45.015
‫فکر نکنم متوجه باشی...‬

17:45.020 --> 17:46.445
‫فکر نکنم تو متوجه باشی!‬

17:46.450 --> 17:48.495
‫این بچه‌ها رو تیکه‌تیکه می‌کنم!‬

17:48.500 --> 17:50.250
‫می‌فهمی چی می‌گم کلانتر؟‬

17:52.940 --> 17:55.119
‫من مدرک می‌خوام، دونالد.‬

17:56.510 --> 17:58.115
‫اگه اون‌طوری که می‌گی بچه‌ها پیشتن،‬

17:58.120 --> 18:00.725
‫باید بهم ثابت کنی که زنده‌ان.‬

18:00.730 --> 18:02.180
‫همین الانشم داریش.‬

18:10.430 --> 18:11.815
‫اوه خدای من، این...‬

18:11.820 --> 18:14.960
‫- بچه‌ها هستن.‬
‫- بندازش روی صفحه‌ی بزرگ.‬

18:22.050 --> 18:24.260
‫کلانتر. زمانِ ویدیو رو نگاه کن.‬

18:28.890 --> 18:31.040
‫دارن این رو زنده پخش می‌کنن.‬

18:41.250 --> 18:42.635
‫تونستید پخش زنده رو ردیابی کنید؟‬

18:42.640 --> 18:45.155
‫هنوز نه. آدم‌رباها دارن از یه
‫سرور فرعی استفاده می‌کنن.‬

18:45.160 --> 18:46.895
‫متخصص‌های ما رو بدجوری سر کار گذاشتن.‬

18:46.900 --> 18:48.505
‫همین الان تماسم با حسابرس تموم شد.‬

18:48.510 --> 18:51.425
‫جواب کوتاهش اینه که آره،‬
‫شهرستان پول کافی داره‬

18:51.430 --> 18:53.775
‫توی صندوق ذخیره‌ی اضطراری‬
‫برای پرداخت باج داره.‬

18:53.780 --> 18:56.085
‫ولی اون اجازه نداره‬
‫که پول رو تحویل بده.‬

18:56.090 --> 18:58.085
‫هیئت ناظران‬
‫همین الان دارن تشکیل جلسه می‌دن.‬

18:58.090 --> 18:59.515
‫پرداخت باج‬
‫انتخاب اول من نیست،‬

18:59.520 --> 19:01.345
‫ولی باید پول رو آماده کنیم‬
‫که اگه لازم شد داشته باشیم.‬

19:01.350 --> 19:02.745
‫رسانه‌ها دارن پیگیری می‌کنن.‬

19:02.750 --> 19:04.045
‫- می‌خوای چیزی بگی؟‬
‫- نه.‬

19:04.050 --> 19:05.355
‫ما تنها کسایی هستیم‬
‫که از این پخش زنده خبر داریم.‬

19:05.360 --> 19:06.305
‫بذار همین‌طوری بمونه.‬

19:06.310 --> 19:07.940
‫در مورد والدین چی؟‬

19:21.070 --> 19:23.233
‫نه. من بهشون سر می‌زنم.‬

19:23.246 --> 19:26.506
‫ولی فعلاً بذار این موضوع‬
‫بین خودمون بمونه.‬

19:29.600 --> 19:30.700
‫اون چیه؟‬

19:31.735 --> 19:32.955
‫اون لرزش؟‬

19:34.650 --> 19:36.920
‫ببین، هر از گاهی پیش می‌آد.‬

19:37.260 --> 19:40.345
‫هنک، می‌خوام یه لیست تهیه کنی‬
‫از تمام کارگاه‌های ساختمونی،‬

19:40.350 --> 19:42.785
‫تقاطع‌های راه‌آهن‬
‫و اردوگاه‌های چوب‌بری.‬

19:42.790 --> 19:44.345
‫هر جایی که ماشین‌آلات سنگین داره.‬

19:44.350 --> 19:45.695
‫بعدش می‌خوام معاون‌ها‬
‫به اون جاها سر بزنن.‬

19:45.700 --> 19:46.570
‫چشم، رئیس.‬

19:52.194 --> 19:53.064
‫این‌جا رو.‬

19:54.840 --> 19:56.145
‫یه شاخه‌ی شکسته‌شده.‬

19:56.150 --> 19:58.130
‫الروی بهت ردیابی یاد داده؟‬

19:58.190 --> 20:00.715
‫خب، بعضی وقتا،‬
‫گوساله‌ها از حصار‬

20:00.720 --> 20:03.235
‫سیم‌خاردار می‌زدن بیرون‬
‫و اون منو می‌فرستاد پیداشون کنم.‬

20:03.240 --> 20:05.365
‫بعدش هم تصمیم گرفت‬
‫ده سال باهام حرف نزنه.‬

20:05.370 --> 20:07.243
‫می‌دونم چه حسی داره.‬

20:07.254 --> 20:09.505
‫- بابات باهات قطع رابطه کرد؟‬
‫- نه، دخترم.‬

20:09.510 --> 20:11.285
‫وقتی چند بار‬
‫می‌افتی زندان،‬

20:11.290 --> 20:13.635
‫یهو بچه‌ت دیگه نمی‌خواد‬
‫باهات حرف بزنه.‬

20:13.640 --> 20:16.905
‫قضیه مال دهه‌ی ۹۰ئه، وقتی فدرال‌ها‬
‫به اون مزرعه‌ها پاتک زدن؟‬

20:16.910 --> 20:19.775
‫دهه‌ی ۹۰؟ لعنتی، هنوزم واسه‬
‫کاشت ماری‌جوانا می‌ری زندان.‬

20:19.780 --> 20:21.905
‫همون‌طور که می‌دونی، هنوزم از زندانی‌ها‬
‫سوءاستفاده می‌شه.‬

20:21.910 --> 20:23.865
‫باشه، تو اصلاً نمی‌دونی‬
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی.‬

20:23.870 --> 20:27.655
‫خیلی خب، ببین، تری راک‬
‫بی‌نقص نیست. می‌دونم نیست.‬

20:27.660 --> 20:30.955
‫ولی می‌دونی، آدم‌های من،‬
‫یه سری مهارت یاد می‌گیرن،‬

20:30.960 --> 20:33.005
‫می‌تونن مدت‬
‫محکومیت‌شون رو کم کنن‬

20:33.010 --> 20:35.445
‫- و ما با هم برای اجواتر کار می‌کنیم.‬
‫- «ما».‬

20:35.450 --> 20:36.407
‫«ما».‬

20:36.670 --> 20:38.055
‫اگه اشتباه می‌کنم بگو،‬

20:38.060 --> 20:41.320
‫ولی تو حقوق می‌گیری‬
‫و اونا نمی‌گیرن، پس...‬

20:43.720 --> 20:45.885
‫آتش‌نشانی کالیفرنیا! کی اون‌جاست؟‬

20:45.890 --> 20:48.065
‫اوه، خدایا شکرت. لطفاً...‬

20:48.070 --> 20:50.110
‫کمکم کنید. لطفاً کمکم کنید.‬

20:51.460 --> 20:53.025
‫- باید بهم کمک کنید.‬
‫- آره، حتماً.‬

20:53.030 --> 20:54.675
‫مشکلی نیست. بیا.‬
‫بشین، بشین این‌جا.‬

20:54.680 --> 20:56.595
‫بیا،‬
‫حالت خوب می‌شه.‬

20:56.600 --> 20:58.375
‫اسمت رو بهم بگو‬
‫و بگو چه اتفاقی واسه بازوت افتاده.‬

20:58.380 --> 21:01.075
‫کندیس. من راننده‌ی اتوبوسم.‬
‫وای خدای من، بچه‌ها.‬

21:01.080 --> 21:02.945
‫حالشون خوبه؟‬
‫صدای انفجار شنیدم.‬

21:02.950 --> 21:05.207
‫نه، همه‌چی درست می‌شه.‬
‫کلانتر داره دنبالشون می‌گرده.‬

21:05.212 --> 21:07.775
‫- این زخم گلوله‌ست.‬
‫- دو نفر بودن.‬

21:07.780 --> 21:09.785
‫تفنگ و ماسک داشتن،‬
‫اتوبوس رو دزدیدن،‬

21:09.790 --> 21:11.735
‫و مجبورم کردن تا این‌جا رانندگی کنم.‬

21:11.740 --> 21:14.305
‫بعدش همه‌ی بچه‌ها رو‬
‫سوار یه کامیون کردن.‬

21:14.310 --> 21:16.095
‫می‌دونستم باید برم کمک بیارم،‬
‫واسه همین فرار کردم.‬

21:16.100 --> 21:17.445
‫بعدش یه صدایی شنیدم،‬

21:17.450 --> 21:18.875
‫و فهمیدم که‬
‫بهم شلیک کردن و...‬

21:18.880 --> 21:20.705
‫و من... مطمئن نبودم‬
‫که امن باشه،‬

21:20.710 --> 21:23.275
‫واسه همین قایم شده بودم‬
‫تا یکی بیاد.‬

21:23.280 --> 21:25.885
‫- باید به میکی خبر بدیم.‬
‫- باشه کندیس، خیلی شانس آوردی،‬

21:25.890 --> 21:27.975
‫چون این فقط یه زخم سطحی‌ئه،‬
‫به استخونت نخورده.‬

21:27.980 --> 21:29.455
‫می‌تونی راه بری؟‬

21:29.460 --> 21:30.715
‫باشه، بیا بلند شیم.‬

21:30.720 --> 21:32.620
‫- عجله نکن.‬
‫- باشه.‬

21:40.080 --> 21:42.115
‫رفیقمون این‌جاست.‬

21:44.120 --> 21:46.035
‫همین‌جا بمون، باشه؟‬
‫من می‌رم باهاش حرف بزنم.‬

21:46.040 --> 21:47.735
‫اوه، اوه، نه.‬
‫بی‌خیالش شو مرد.‬

21:47.740 --> 21:49.525
‫- بون.‬
‫- نه.‬

21:49.560 --> 21:51.012
‫امکان نداره، لئونی.‬

21:51.017 --> 21:53.056
‫می‌گی این یارو بلده‬
‫بمب‌های کنترل از راه دور بسازه؟‬

21:53.062 --> 21:55.941
‫از کجا معلوم،‬
‫شاید همین یکی رو هم اون ساخته باشه.‬

21:56.140 --> 21:58.265
‫گوش کن، این یارو به من اعتماد داره.‬

21:58.270 --> 21:59.745
‫می‌تونم راضیش کنم بیاد‬
‫اداره کلانتری و با تو‬

21:59.750 --> 22:02.095
‫و میکی حرف بزنه،‬
‫ولی باید بذاری من این‌جا کارم رو بکنم.‬

22:02.100 --> 22:04.755
‫بون. جدی می‌گم مرد.‬

22:06.360 --> 22:07.230
‫دو دقیقه،‬

22:07.410 --> 22:09.210
‫بعدش من می‌آم اون‌جا.‬

22:10.320 --> 22:12.810
‫♪ بعد از این همه وقت،‬
‫من هنوز...‬ ♪

22:13.330 --> 22:13.968
‫سلام.‬

22:19.900 --> 22:22.390
‫اوم، نوشابه خوبه.‬
‫ممنون.‬

22:26.300 --> 22:27.188
‫مرسی.‬

22:27.650 --> 22:29.570
‫♪ اوه، چه دوران خوبی بود...‬ ♪

22:33.000 --> 22:40.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:43.541 --> 22:44.411
‫تکون نخور.‬

22:51.280 --> 22:52.755
‫معلومه واقعاً بهت اعتماد داره.‬

22:52.760 --> 22:53.681
‫می‌دونستم.‬

22:53.933 --> 22:57.112
‫همون لحظه‌ای که اون مدل موت رو دیدم،‬
‫فهمیدم پلیسی.‬

22:57.550 --> 23:00.980
‫می‌دونی، فکر کنم‬
‫دارم بهتر می‌شم.‬

23:06.640 --> 23:07.855
‫دارم بهت می‌گم،‬
‫من هیچ نقشی نداشتم‬

23:07.860 --> 23:09.205
‫با اون آدم‌ربایی.‬

23:09.210 --> 23:11.120
‫پس چرا زدی تو گوشِ بُدی؟‬

23:11.430 --> 23:12.995
‫هرچقدرم که وسوسه‌کننده باشه.‬

23:13.000 --> 23:14.335
‫پنج سال حبس کشیدم چون‬

23:14.340 --> 23:15.645
‫مواد منفجره‌ی غیرقانونی می‌ساختم.‬

23:15.650 --> 23:17.215
‫حالا پلیس‌ها می‌خوان باهام حرف بزنن‬

23:17.220 --> 23:19.215
‫اونم درست همون روزی‬
‫که یه اتوبوس مدرسه منفجر شده؟‬

23:19.220 --> 23:20.565
‫فکر نکنم اوضاع به نفعم پیش بره.‬

23:20.570 --> 23:23.045
‫آمونیوم نیترات، چاشنیِ موبایلی.‬

23:23.050 --> 23:25.695
‫- این سبکِ مخصوصِ خودته.‬
‫- بعضی وقتا مردم میان سراغم،‬

23:25.700 --> 23:27.435
‫می‌خوان بدونن چطوری از
‫محصولاتشون محافظت کنن،‬

23:27.440 --> 23:28.575
‫یا وقتی کسب‌وکارشون‬
‫«اتفاقی» آتیش می‌گیره،‬

23:28.580 --> 23:30.445
‫چطوری خسارتِ بیمه بگیرن.‬

23:30.450 --> 23:32.185
‫- تو بهشون یاد می‌دی‬ چطوری بمب بسازن.‬
‫- اینو تو گفتی.‬

23:32.190 --> 23:33.965
‫- نه من.‬
‫- چرا چندتا اسم بهمون نمی‌دی؟‬

23:33.970 --> 23:35.470
‫وگرنه به افسرِ ناظرت زنگ می‌زنم‬

23:35.475 --> 23:37.055
‫و بهش می‌گم که نمی‌تونی خودتو معرفی کنی،‬

23:37.060 --> 23:39.109
‫چون به خاطر ضرب‌وشتم و
‫این‌جور چیزا بازداشت می‌شی.‬

23:39.758 --> 23:40.568
‫ببین...‬

23:40.980 --> 23:44.105
‫اسم‌هاشون رو نمی‌دونم، چون نپرسیدم،‬

23:44.110 --> 23:48.065
‫ولی چند هفته پیش، دوتا مرد اومدن دیدنم.‬

23:48.070 --> 23:50.855
‫یه یاروی مو بلند و یه نفر
‫دیگه که روی ویلچر بود.‬

23:50.860 --> 23:52.505
‫می‌خواستن بدونن چطوری بمب بسازن؟‬

23:52.510 --> 23:53.635
‫راستش، خودشون بلد بودن.‬

23:53.640 --> 23:55.075
‫می‌دونی، اون یارو که روی ویلچر بود،‬

23:55.080 --> 23:56.775
‫کاملاً به قضیه مسلط بود.‬

23:56.780 --> 23:57.650
‫باهوش بود.‬

23:58.973 --> 24:00.995
‫نه، فقط می‌خواستن بدونن
‫مواد اولیه رو از کجا گیر بیارن...‬

24:01.000 --> 24:03.215
‫آمونیوم نیترات و بقیه‌ی چیزا رو...‬

24:03.220 --> 24:05.080
‫طوری که ردی ازشون نمونه.‬

24:06.790 --> 24:09.435
‫خب، بابام و ایو راننده‌ی
‫اتوبوس رو پیدا کردن.‬

24:09.440 --> 24:11.305
‫اون به دوتا مرد اشاره
‫کرد که سوار اتوبوس شدن،‬

24:11.310 --> 24:12.705
‫ولی حرفی از ویلچر نزد.‬

24:12.710 --> 24:14.055
‫پس شاید اونایی که سراغِ فائوستو رفتن،‬

24:14.060 --> 24:15.342
‫آدم‌های ما نباشن.‬

24:15.347 --> 24:16.386
‫یا شایدم بیشتر از دو نفر باشن.‬

24:16.710 --> 24:18.705
‫- آره.‬
‫- صبر کن، آمونیوم نیترات‬

24:18.710 --> 24:20.145
‫توی کودِ شیمیایی پیدا می‌شه.‬

24:20.150 --> 24:21.715
‫خریدش قانون داره. اگه بخوای بخریش،‬

24:21.720 --> 24:23.275
‫باید کلِ این پروسه رو طی کنی.‬

24:23.280 --> 24:24.801
‫من آمارِ تامین‌کننده‌های
‫کشاورزی رو درمی‌آرم.‬

24:24.806 --> 24:26.415
‫نه خرده‌فروش‌های بزرگ، چون
‫اونا معمولاً قانون رو رعایت می‌کنن،‬

24:26.420 --> 24:28.155
‫بلکه اونایی که تکی کار می‌کنن. اوم...‬

24:28.160 --> 24:29.245
‫شاید یه اسمی پیدا کنم.‬

24:29.250 --> 24:29.710
‫باشه.‬

24:34.160 --> 24:35.725
‫واقعاً مدلِ موهام مثلِ پلیس‌هاست؟‬

24:35.730 --> 24:36.780
‫خداحافظ، بون.‬

24:41.633 --> 24:43.775
‫می‌دونم. می‌خوای برم
‫به پدر و مادرها سر بزنم.‬

24:43.780 --> 24:45.125
‫همین‌جا سرِ جاده‌ان.‬

24:45.130 --> 24:47.255
‫کلِ شهر برای حمایت اومدن.‬

24:47.260 --> 24:48.605
‫چیزی ندارم که بهشون نشون بدم.‬

24:48.610 --> 24:50.745
‫میکی، تو داری تمامِ تلاشت رو می‌کنی.‬

24:50.750 --> 24:53.203
‫همین که اونجا باشی، خودش خیلی ارزش داره.‬

25:05.065 --> 25:07.515
‫بچه‌هامون رو به سلامت به خونه برگردون

25:13.070 --> 25:14.855
‫من هنوز چیزی ندارم‬

25:14.860 --> 25:16.545
‫که باهاتون در میون
‫بذارم، ولی بدونید که پرونده‬

25:16.550 --> 25:17.924
‫داره جلو می‌ره و من به زودی‬

25:17.929 --> 25:20.450
‫- خبرهایی براتون دارم.‬
‫- دیگه حالم از این وضعیت به هم می‌خوره.‬

25:20.455 --> 25:23.374
‫اگه چیزی می‌دونید، باید به ما بگید.‬

25:23.650 --> 25:25.605
‫کلانتر؟ اسمِ من برد الکینزه.‬

25:25.610 --> 25:27.125
‫برای شهرستان کار می‌کنم.‬
‫می‌تونم چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟‬

25:27.130 --> 25:28.290
‫بله. با اجازه.‬

25:31.390 --> 25:33.605
‫راستش، فقط نمی‌خواستم جلوی‬

25:33.610 --> 25:34.785
‫بقیه‌ی والدین چیزی بگم.‬

25:34.790 --> 25:36.615
‫من توی دفترِ حسابرسی کار می‌کنم.‬

25:36.620 --> 25:38.785
‫فقط می‌خواستم بهتون اطلاع
‫بدم که شهرستان با پرداختِ‬

25:38.790 --> 25:40.745
‫پولِ باج موافقت کرده،
‫هر وقت که بهش نیاز داشتید.‬

25:40.750 --> 25:42.665
‫خیلی کمک می‌کنه. ممنونم.‬

25:42.670 --> 25:44.405
‫- الان پول‌ها کجاست؟‬
‫- توی بانکِ ایالتیِ اجواتر.‬

25:44.410 --> 25:47.445
‫هماهنگ می‌کنم که معاون‌هام
‫منتقلش کنن به دفترِ من.‬

25:47.450 --> 25:49.000
‫- ممنونم.‬
‫- آره.‬

25:50.590 --> 25:52.270
‫اوضاع چطوره؟‬

25:56.850 --> 25:58.100
‫سلام، وس.‬

25:58.460 --> 25:58.860
‫سلام.‬

25:59.940 --> 26:01.595
‫خوشحالم که تونستی بیای.‬

26:01.600 --> 26:03.595
‫آره، شنیدم مردم دارن جمع می‌شن.‬

26:03.600 --> 26:06.380
‫به نظرم کارِ درست همین بود.‬

26:06.520 --> 26:07.537
‫هی، ایو.‬

26:07.780 --> 26:10.551
‫کشیش بیتس دنبالت می‌گشت.‬

26:10.556 --> 26:13.746
‫آره، اون زنگ زد و ازم خواست که آواز بخونم.‬

26:21.580 --> 26:23.485
‫بینِ تو و ایو چه خبره؟‬

26:23.490 --> 26:24.070
‫هیچی.‬

26:29.450 --> 26:31.540
‫من فقط گفتم که تری راک‬

26:31.630 --> 26:35.240
‫زندانی‌ها رو در ازای پولِ
‫ناچیزی به خطر می‌ندازه.‬

26:35.410 --> 26:36.755
‫اونم خوشش نیومد، واسه همین...‬

26:36.760 --> 26:38.635
‫تری راک برنامه‌ی خیلی خوبیه، وس.‬

26:38.640 --> 26:40.350
‫برای دولت خوبه، نه برای زندانی‌ها.‬

26:40.355 --> 26:43.304
‫- تری راک بُدی رو بهم برگردوند.‬
‫- بی‌خیال شارون.‬

26:43.310 --> 26:46.630
‫بُدی به خاطرِ تو و وینس آدم شد.‬

26:46.950 --> 26:50.905
‫می‌دونی که دوستت دارم وسلی فاکس،‬
‫ولی توی این مورد کاملاً در اشتباهی.‬

26:50.910 --> 26:53.555
‫بُدی نمی‌تونست خودش رو
‫بابتِ کاری که کرده بود ببخشه.‬

26:53.560 --> 26:55.255
‫و بعدش رفت به تری راک،‬

26:55.260 --> 26:58.175
‫و واقعاً سخت تلاش کرد‬
‫و به جامعه‌ش خدمت کرد.‬

26:58.180 --> 27:00.955
‫و توی مانی و بقیه،‬
‫یه راهِ نجات پیدا کرد.‬

27:00.960 --> 27:03.000
‫و تونست خودشو ببخشه.‬

27:03.180 --> 27:05.510
‫اینطوری شد که بچه‌م برگشت خونه.‬

27:06.270 --> 27:07.080
‫تری راک.‬

27:17.330 --> 27:18.059
‫سلام.‬

27:18.974 --> 27:20.623
‫- سلام.‬
‫- اممم...‬

27:20.628 --> 27:25.139
‫قدیما، هر وقت که‬
‫گیتارِ وینس می‌اومد وسط،‬

27:25.290 --> 27:26.870
‫منم گیتارمو می‌آوردم.‬

27:27.541 --> 27:30.205
‫می‌دونی که بابت این کار‬
‫پولی بهت نمی‌دن، نه؟‬

27:30.210 --> 27:32.645
‫ای، مطمئنم یه چیزِ‬
‫باارزشی پیدا می‌کنم.‬

27:32.650 --> 27:33.443
‫هممم.‬

27:46.920 --> 27:49.445
‫♪ اگه بهت احتیاج داشتم‬ ♪

27:49.450 --> 27:52.823
‫♪ پیشم می‌اومدی؟‬ ♪

27:52.840 --> 27:55.795
‫♪ پیشم می‌اومدی‬ ♪

27:55.800 --> 27:59.680
‫♪ و دردمو تسکین می‌دادی؟‬ ♪

28:00.286 --> 28:03.096
‫♪ اگه بهم احتیاج داشتی‬ ♪

28:03.110 --> 28:06.610
‫♪ پیشت می‌اومدم‬ ♪

28:06.640 --> 28:08.855
‫♪ از دریاها رد می‌شدم‬ ♪

28:08.860 --> 28:13.270
‫♪ تا دردت رو تسکین بدم‬ ♪

28:13.690 --> 28:16.775
‫♪ خب، توی شب‌های بی‌کسی‬ ♪

28:16.780 --> 28:19.645
‫♪ آه، صبح متولد می‌شه‬ ♪

28:19.650 --> 28:22.825
‫♪ و صبح می‌درخشه‬ ♪

28:22.830 --> 28:27.054
‫♪ با نورِ عشق‬ ♪

28:27.440 --> 28:30.135
‫♪ و طلوع خورشید رو از دست می‌دی‬ ♪

28:30.140 --> 28:33.870
‫♪ اگه چشماتو ببندی‬ ♪

28:34.075 --> 28:38.656
‫♪ و این قلبمو‬ ♪
‫♪ دو تیکه می‌کنه...‬ ♪

28:38.661 --> 28:40.835
‫این یه مراسم شب‌زنده‌داری
‫برای بچه‌های گمشده‌ست.‬

28:40.840 --> 28:43.423
‫♪ اگه بهت احتیاج داشتم...‬ ♪

28:43.428 --> 28:45.535
‫فقط طعمه رو نگیر، شِر.‬
‫ولش کن.‬

28:45.540 --> 28:46.545
‫♪ پیشم می‌اومدی؟‬ ♪

28:46.550 --> 28:49.842
‫♪ پیشم می‌اومدی‬ ♪

28:49.850 --> 28:53.372
‫♪ و دردمو تسکین می‌دادی؟‬ ♪

28:54.160 --> 28:57.115
‫♪ اگه بهم احتیاج داشتی‬ ♪

28:57.120 --> 28:59.815
‫♪ - پیشت می‌اومدم...‬ ♪
‫- می‌دونم چه حسی داره‬

28:59.820 --> 29:01.950
‫که آدم بچه اش رو از دست بده.‬

29:01.955 --> 29:03.605
‫وقتی نوه‌م، رایلی رو‬
‫از دست دادم،‬

29:03.610 --> 29:06.195
‫یه چیزی درونم از هم پاشید.‬

29:07.264 --> 29:08.531
‫باید بری.‬

29:08.536 --> 29:10.785
‫متأسفم،‬
‫لازم نیست هیچ کاری بکنم.‬

29:10.790 --> 29:12.135
‫اینجا جامعه‌ی منم هست،‬
‫می‌دونی که.‬

29:12.140 --> 29:13.565
‫حداقل، قبلاً که بود.‬

29:13.570 --> 29:15.225
‫خیلی‌خب، می‌شه این بحث رو‬
‫اینجا راه نندازین؟‬

29:15.230 --> 29:17.615
‫تو اصلاً نمی‌دونی‬
‫اونا دارن چی می‌کشن.‬

29:17.620 --> 29:19.005
‫درسته، ولی تو می‌دونی. یادم رفته بود،‬

29:19.010 --> 29:20.355
‫تو انحصارِ رنج کشیدن رو داری.‬

29:20.360 --> 29:21.965
‫- اوه...‬
‫- خیلی‌خب، بیخیال. یه نفس عمیق بکش.‬

29:21.970 --> 29:24.660
‫♪ و لیل موافقه...‬ ♪

29:25.190 --> 29:29.325
‫اون پدر و مادرا دارن عذاب می‌کشن،‬
‫بعد این خانوم با خیال راحت میاد اینجا‬

29:29.330 --> 29:33.159
‫و بعدش هم، همه‌چیز رو‬
‫به خودش ربط می‌ده.‬

29:33.290 --> 29:36.245
‫- این بی‌رحمانه‌ست.‬
‫- شاید اومده اینجا که ازشون حمایت کنه.‬

29:36.250 --> 29:38.630
‫شاید نقشه‌ی خاصی نداشته باشه.‬

29:38.640 --> 29:41.245
‫وای خدا. بیدار شو میکی.‬
‫معلومه که نقشه داره.‬

29:41.250 --> 29:44.385
‫و بخشی از نقشه‌ش اینه که‬
‫از تو استفاده کنه تا به من برسه.‬

29:44.390 --> 29:45.995
‫نمی‌فهمم تو چی توی اون می‌بینی.‬

29:46.000 --> 29:47.685
‫اون هوای منو داشت، باشه؟‬

29:47.690 --> 29:50.385
‫وقتی با بابام ازدواج کرد،‬
‫من سال‌ها بود که مادر نداشتم.‬

29:50.390 --> 29:53.255
‫از وقتی مامانم مُرد.‬
‫واقعاً بهش احتیاج داشتم.‬

29:53.260 --> 29:55.785
‫داره ازت استفاده می‌کنه‬
‫و تو حتی نمی‌تونی ببینی.‬

29:55.790 --> 29:57.590
‫باشه. من دیگه بزرگ شدم.‬

29:58.513 --> 30:01.558
‫خودم تصمیم می‌گیرم که می‌خوام‬
‫با کی رابطه داشته باشم.‬

30:01.563 --> 30:01.960
‫آره.‬

30:03.880 --> 30:04.925
‫منم همین‌طور.‬

30:04.930 --> 30:07.080
‫این یعنی چی؟‬

30:08.020 --> 30:10.185
‫داشتنِ تو توی زندگیم فوق‌العاده‌ست.‬

30:10.190 --> 30:11.625
‫می‌دونستم که اینو می‌خوام،‬

30:11.630 --> 30:13.675
‫فکر کنم حتی قبل از اینکه‬
‫خودت بدونی اینو می‌خوای، می‌دونستم،‬

30:13.680 --> 30:15.675
‫که دوباره یه خواهر داشته باشم.‬

30:15.680 --> 30:18.379
‫اما اگه نمی‌تونی به خواسته‌ی من‬
‫توی این مورد احترام بذاری، من...‬

30:18.905 --> 30:19.365
‫شِر.‬

30:27.266 --> 30:27.786
‫فاکس هستم.‬

30:28.210 --> 30:29.991
‫پولم رو گیر آوردی؟‬

30:30.000 --> 30:32.865
‫دونالد. با باج‬
‫موافقت شده.‬

30:32.870 --> 30:34.865
‫داریم جورش می‌کنیم.‬

30:34.870 --> 30:36.740
‫با باج موافقت شده؟‬

30:37.480 --> 30:39.710
‫داری سنگ‌اندازی می‌کنی، کلانتر.‬

30:39.920 --> 30:41.435
‫من یه ضمانت می‌خوام.‬

30:41.440 --> 30:43.265
‫از کجا بدونم،‬
‫وقتی باج رو بهت دادم،‬

30:43.270 --> 30:45.315
‫- که بچه‌ها رو آزاد می‌کنی؟‬
‫- واو.‬

30:45.320 --> 30:47.665
‫واقعاً اشتباه متوجه شدی که‬
‫اینجا کی تصمیم گیرنده‌ست.

30:47.670 --> 30:49.535
‫شاید این موضوع‬
‫قضیه رو برات روشن کنه.‬

30:49.540 --> 30:51.054
‫دونالد، صبر کن.‬

30:51.896 --> 30:53.694
‫لینک از مخاطب ناشناس

30:56.240 --> 30:58.110
‫کلانتر داره دروغ می‌گه...‬

30:58.720 --> 31:01.195
‫کلانتر داره بهتون دروغ می‌گه.‬

31:01.200 --> 31:03.765
‫اون داره چیزایی رو درباره‌ی بچه‌هاتون‬
‫ازتون مخفی می‌کنه.‬

31:03.770 --> 31:05.895
‫حقیقت اینه: بچه‌های شما‬

31:05.900 --> 31:08.180
‫فقط چند ساعت دیگه زنده می‌مونن.‬

31:08.185 --> 31:09.905
‫شهرستان پولِ پرداختِ باجِ ما رو داره،‬

31:09.910 --> 31:11.645
‫و کلانتر هم اینو می‌دونه.‬

31:11.650 --> 31:13.170
‫اگه بچه‌هاتون بمیرن،‬

31:13.210 --> 31:15.888
‫خونشون‬ پای اونه.‬

31:18.310 --> 31:19.955
‫- این راسته؟‬
‫- می‌دونی کجان؟‬

31:19.960 --> 31:21.525
‫- چقدر وقته می‌دونی؟‬
‫- چطور تونستی اینو‬ از ما مخفی کنی؟‬

31:21.530 --> 31:22.785
‫باید پول رو بهشون بدید.‬

31:22.790 --> 31:23.745
‫تمام این مدت می‌دونستی‬

31:23.750 --> 31:25.347
‫که زنده‌ان؟‬

31:27.140 --> 31:28.536
‫چطور تونستی؟‬

31:34.383 --> 31:36.172
‫کلانتر داره بهتون دروغ می‌گه.‬

31:36.600 --> 31:38.833
‫داره چیزایی رو درباره‌ی بچه‌هاتون‬
‫ازتون مخفی می‌کنه.‬

31:39.410 --> 31:42.969
‫حقیقت اینه: بچه‌هاتون‬
‫فقط چند ساعت دیگه زنده‌ان.‬

31:43.200 --> 31:44.895
‫شهرستان پولِ باجِ ما رو‬
‫داره که پرداخت کنه...‬

31:44.900 --> 31:46.415
‫یه تصمیمِ لحظه‌ای گرفتی.‬

31:46.420 --> 31:48.025
‫می‌تونستم بهشون بگم بچه‌هاشون‬ زنده‌ان.‬

31:48.030 --> 31:49.685
‫می‌تونستم این امید رو بهشون بدم.‬

31:49.690 --> 31:51.295
‫نه بدونِ اینکه دستمون رو بشه.‬

31:51.300 --> 31:52.635
‫این‌طوری فقط‬
‫مردمو وحشت‌زده می‌کردی.‬

31:52.640 --> 31:54.035
‫- کلانتر داره بهتون دروغ می‌گه...‬
‫- ببین،‬

31:54.040 --> 31:55.465
‫تصمیمِ سختی بود،‬

31:55.470 --> 31:56.645
‫ولی گرفتیش و پاش وایستادی‬

31:56.650 --> 31:58.385
‫واسه همینه که تو، تویی.‬

31:58.390 --> 32:00.695
‫- بچه‌هاتون فقط چند ساعت...‬
‫- محموله‌ی ویژه.‬

32:00.700 --> 32:02.385
‫شهرستان پول رو داره...‬

32:02.390 --> 32:04.371
‫۲.۶ میلیون دلار.‬

32:04.376 --> 32:06.045
‫تا وقتی دونالد زنگ نزنه‬

32:06.050 --> 32:07.525
‫و دستورالعمل نده، این از جلوی چشممون دور نمی‌شه.‬

32:07.530 --> 32:08.690
‫...خونشون‬

32:08.700 --> 32:09.835
‫پای اونه.‬

32:09.840 --> 32:12.000
‫کلانتر داره بهتون دروغ می‌گه.‬

32:12.320 --> 32:13.795
‫داره چیزایی رو ازتون مخفی می‌کنه‬

32:13.800 --> 32:15.965
‫درباره‌ی بچه‌هاتون.‬
‫حقیقت اینه...‬

32:15.970 --> 32:17.495
‫می‌شه اون‬
‫لعنتی رو خاموش کنی؟‬

32:17.500 --> 32:19.625
‫خب...‬
‫ویدیو یه سرنخی بهمون داد.‬

32:19.630 --> 32:21.105
‫شاید صدا هم بتونه کمک کنه.‬

32:21.110 --> 32:22.235
‫بیا به صداهای‬
‫پس‌زمینه گوش بدیم.‬

32:22.240 --> 32:23.885
‫صدای ماشین‌آلات، تجهیزات سنگین.‬

32:23.890 --> 32:26.845
‫شهرستان پولِ باجِ ما رو داره‬
‫که پرداخت کنه،‬

32:26.850 --> 32:28.285
‫و کلانتر هم اینو می‌دونه.‬

32:28.290 --> 32:29.805
‫اگه بچه‌هاتون بمیرن،‬

32:29.810 --> 32:32.226
‫خونشون پای‬ اونه.‬

32:32.231 --> 32:33.945
‫- همم.‬
‫- صدای اضافه‌ای نیست.‬

32:33.950 --> 32:36.425
‫- آره، من که چیزی نمی‌شنوم.‬
‫- من می‌شنوم. گفت:‬

32:36.430 --> 32:39.205
‫«شهرستان پول رو داره»، انگار‬
‫می‌دونه که پول دارن.‬

32:39.210 --> 32:40.995
‫این همون چیزیه که توی‬
‫تماس با منم گفت.‬

32:41.000 --> 32:41.520
‫جینا؟‬

32:44.740 --> 32:46.825
‫وقتی قبلاً با‬
‫مسئولِ حسابرسی حرف زدی،‬

32:46.830 --> 32:49.265
‫بهت گفت چقدر توی‬
‫صندوقِ ذخیره‌ی اضطراری هست؟‬

32:49.270 --> 32:51.695
‫نه. رقمِ بودجه‌ی امسال‬
‫هنوز اعلام نشده.‬

32:51.700 --> 32:52.785
‫باهاش تماس بگیر.‬

32:52.790 --> 32:55.305
‫♪ کنسرت کنارِ دریا‬ ♪

32:56.060 --> 32:58.304
‫♪ من و تو‬ ♪

32:58.617 --> 32:59.863
‫♪ و این...‬ ♪

33:00.408 --> 33:00.988
‫لعنتی.‬

33:02.150 --> 33:02.730
‫اوه...‬

33:02.905 --> 33:05.535
‫وس، اون درِ لعنتی رو باز کن.‬

33:05.540 --> 33:06.935
‫باید درباره‌ی یه چیزی‬

33:06.940 --> 33:08.160
‫باهات حرف بزنم.‬

33:08.166 --> 33:09.395
‫خواهش می‌کنم، وس؟‬

33:11.900 --> 33:12.675
‫♪ جزر و مد رو حس کن...‬ ♪

33:12.680 --> 33:14.025
‫من هیچ پولی ندارم.‬

33:14.030 --> 33:15.013
‫منظورت اینه که‬

33:15.024 --> 33:16.089
‫زیرِ زمین خاک نشده.‬

33:16.132 --> 33:18.409
‫♪ یه ملودی می‌شنوم...‬ ♪

33:18.432 --> 33:20.259
‫اون آلبومِ‬
‫«ریکی لی جونزِ» منه؟‬

33:20.264 --> 33:22.444
‫خیلی وقته که دنبالش می‌گردم.‬

33:22.469 --> 33:24.473
‫لعنتی، شرط می‌بندم نصفِ اینا مالِ منه.‬

33:24.481 --> 33:27.880
‫می‌دونی، تو همیشه تعریفِ‬
‫گسترده‌ای از کلمه‌ی «مالِ من» داشتی.‬

33:28.994 --> 33:31.151
‫یادت می‌آد وقتی مالِ من بودی؟‬

33:32.658 --> 33:34.811
‫دام، دا-دام.‬

33:34.999 --> 33:36.690
‫آره، آره، آره، آره، آره.‬
‫بیخیال. بیخیال.‬

33:36.695 --> 33:37.442
‫بیخیال دیگه، به خاطرِ گذشته‌ها.‬

33:37.449 --> 33:40.433
‫به خاطرِ گذشته‌ها؟‬
‫مثلِ وقتی که تا دوباره افتادم زندان،‬

33:40.470 --> 33:42.345
‫ولم کردی؟‬

33:42.372 --> 33:43.225
‫خواهش می‌کنم. تو خیلی قبل‌تر از اون‬

33:43.230 --> 33:44.669
‫منو دور انداخته بودی.‬

33:44.687 --> 33:46.596
‫شش ماه بعدِ ازدواجمون فهمیدم‬

33:46.614 --> 33:48.134
‫که هیچ‌وقت نمی‌تونم با اون رقابت کنم.‬

33:48.161 --> 33:49.575
‫مامانِ میکی؟‬

33:49.580 --> 33:50.999
‫من هیچ شانسی نداشتم.‬

33:51.290 --> 33:52.805
‫اون زنِ بیچاره بیشتر از ۳۰ ساله که مرده،‬

33:52.810 --> 33:54.115
‫و شرط می‌بندم هنوزم عاشقشی.‬

33:54.120 --> 33:55.675
‫اسمشو نیار.‬

33:55.680 --> 33:58.443
‫ماریا، ماریا، ماریا، ماریا.‬

33:58.448 --> 34:00.201
‫- چی می‌خوای؟‬
‫- ساده‌ست.‬

34:00.206 --> 34:02.076
‫می‌خوام بدونم...‬

34:02.300 --> 34:04.565
‫می‌خوام بدونم چطور لعنتی‬
‫اینجا وایستادی.‬

34:04.570 --> 34:07.215
‫یه غریزه‌ی بقای قوی.‬

34:07.220 --> 34:09.525
‫- و یکم هم شانس.‬
‫- هنوز یه چیزِ مشترک داریم.‬

34:09.530 --> 34:12.740
‫نه، منظورم اینجاست،‬
‫زیرِ سقفِ میکی.‬

34:12.747 --> 34:15.507
‫چطور باهاش آشتی کردی؟‬

34:15.546 --> 34:17.083
‫منم باید همین کار رو با شارون بکنم

34:17.101 --> 34:19.954
‫و از این کسشعرا هم بهم نگو که داری قانونی کار می‌کنی.

34:20.840 --> 34:23.575
‫دیشب با مامان جو آبجو می‌خوردم‬
‫و اون می‌گفت‬

34:23.580 --> 34:26.705
‫تو و یه سری از تولیدکننده‌ها‬
‫بیشتر از همیشه دارین پول درمیارین،‬

34:26.710 --> 34:29.730
‫و یه قرونش هم گیرِ دولت (عمو سم) نمیاد.‬

34:29.980 --> 34:32.365
‫برام سواله که اگه میکی بفهمه‬
‫چه واکنشی نشون میده.‬

34:32.370 --> 34:33.174
‫هممم.‬

34:34.240 --> 34:36.025
‫راه خروج رو که بلدی.‬

34:36.030 --> 34:37.600
‫باشه، خیلی خب. من...‬

34:38.380 --> 34:40.470
‫من دخترمو می‌خوام، وس.‬

34:41.220 --> 34:42.270
‫می‌خوام که...‬

34:44.030 --> 34:47.120
‫...احساس کنم جزئی از یه خانواده‌م.‬
‫همین.‬

34:47.430 --> 34:48.590
‫لطفاً بهم بگو.‬

34:48.606 --> 34:50.903
‫چطوری رابطه‌ت رو با میکی درست کردی؟‬

34:53.273 --> 34:55.035
‫باید بذاری خودش بیاد سمتت.‬

34:55.040 --> 34:56.785
‫میکی خودش اومد پیشم‬
‫و یه درخواستی داشت.‬

34:56.790 --> 34:58.475
‫برای اسکای کمک می‌خواست.‬

34:58.480 --> 34:59.640
‫منم کمکش کردم.‬

34:59.960 --> 35:01.010
‫صبر می‌خواد.‬

35:01.340 --> 35:03.175
‫اوم. دقیقاً نقطه‌ی قوتم نیست.‬

35:03.180 --> 35:05.316
‫خب، مال منم نیست.‬

35:05.321 --> 35:06.410
‫می‌دونم.‬

35:07.010 --> 35:10.950
‫♪ یه سمفونیِ عالی...‬ ♪

35:11.032 --> 35:14.142
‫شاید...‬
‫شاید این کمک کنه.‬

35:14.720 --> 35:17.270
‫کمک کنه یکم صبورتر بشی.‬

35:18.940 --> 35:20.680
‫نه، پیش خودت نگهش دار.‬

35:21.772 --> 35:25.025
‫فقط هر بار که بهش گوش می‌دی‬
‫به یاد من باش؟‬

35:25.030 --> 35:26.930
‫همین الانشم هستم.‬

35:30.510 --> 35:32.335
‫اصالتِ پخش زنده‬

35:32.340 --> 35:34.255
‫تایید شده و به نظر می‌رسه که‬

35:34.260 --> 35:36.605
‫- نُه تا بچه‌ی گمشده رو نگه داشتن...‬
‫- بِرَد.‬

35:36.610 --> 35:38.255
‫- ...توی یه مکان نامعلوم.‬
‫- ستوان بون.‬

35:38.260 --> 35:39.605
‫- سلام.‬
‫- ممنون که اومدی.‬

35:39.610 --> 35:41.255
‫همیشه از کمک به کلانتر خوشحال می‌شم.‬

35:41.260 --> 35:42.735
‫...اداره‌ی کلانتریِ شهرستانِ اجواتر،‬

35:42.740 --> 35:44.345
‫جایی که والدینِ نگران‬

35:44.350 --> 35:45.955
‫توی لابی منتظر نشستن و...‬

35:45.960 --> 35:47.265
‫موضوع در موردِ پولِ باجه؟‬

35:47.270 --> 35:48.850
‫اون دقیقاً همین‌جاست.‬

35:52.899 --> 35:53.769
‫سلام، برد.‬

35:54.320 --> 35:55.240
‫بشین.‬

35:56.580 --> 35:58.213
‫اممم...‬

35:58.240 --> 35:59.290
‫خواهش می‌کنم.‬

36:01.420 --> 36:02.478
‫باشه.‬

36:08.470 --> 36:10.115
‫ما پولِ باج رو جور کردیم.‬

36:10.120 --> 36:11.245
‫ممنون که توی این کار کمکمون کردی.‬

36:11.250 --> 36:12.700
‫اوه، آره، البته.‬

36:13.300 --> 36:14.630
‫شانس آوردیم، نه؟‬

36:14.690 --> 36:16.245
‫اوم، متوجه نشدم؟‬

36:16.370 --> 36:19.390
‫آدم‌رباها ۲.۶ میلیون دلار خواستن،‬

36:19.397 --> 36:22.175
‫و این دقیقاً همون مبلغیه که شهرستان‬

36:22.180 --> 36:24.045
‫توی صندوقِ ذخیره‌ی اضطراری داره.‬

36:24.050 --> 36:26.825
‫انگار آدم‌رباها می‌دونستن چقدر پول اونجاست،‬

36:26.830 --> 36:30.175
‫اونم قبل از اینکه بودجه‌ی سالانه اعلام بشه.‬

36:30.180 --> 36:31.875
‫محض کنجکاوی، چند نفر

36:31.880 --> 36:33.500
‫به این آمار و ارقام دسترسی دارن‬؟‬

36:33.970 --> 36:36.428
‫اوم، به طور رسمی، حسابرسِ شهرستان،‬

36:36.433 --> 36:38.432
‫چند نفر از ما توی دفترِ ناظرِ مالی.‬

36:38.580 --> 36:40.365
‫غیررسمی هم کادرِ پشتیبانی و دستیارها.‬

36:40.370 --> 36:42.535
‫در واقع می‌تونه آدم‌های زیادی باشه.‬

36:42.540 --> 36:43.975
‫و چند نفر از اونا‬

36:43.980 --> 36:46.430
‫اخیراً اعلامِ ورشکستگی کردن؟‬

36:46.881 --> 36:48.155
‫منظورم به جز خودته.‬

36:48.160 --> 36:50.131
‫داشتنِ مشکلاتِ مالی‬

36:50.136 --> 36:52.448
‫- جرم نیست.‬
‫- نه، ولی آدم‌ربایی هست.‬

36:52.763 --> 36:54.155
‫حالِ دنی چطوره؟‬

36:54.160 --> 36:55.790
‫پسرتونه، درسته؟‬

36:56.079 --> 36:58.688
‫مدیرِ مدرسه بهمون گفت که‬
‫به خاطرِ بیماری غایب بوده.‬

36:58.820 --> 37:00.555
‫معمولاً با اتوبوس می‌ره؟‬

37:00.560 --> 37:03.800
‫به نظرم روزِ خوبی رو برای غیبت انتخاب کرده.‬

37:08.310 --> 37:10.475
‫چیزی هست که بخوای‬

37:10.480 --> 37:11.750
‫بهمون بگی، برد؟‬

37:11.830 --> 37:13.395
‫و قبل از اینکه بگی «وکیل می‌خوام»،‬

37:13.400 --> 37:15.135
‫یادت باشه که هنوز کسی نمرده.‬

37:15.140 --> 37:19.275
‫این شانس رو داری که یه روزی‬
‫با آزادیِ مشروط بیای بیرون.‬

37:19.280 --> 37:21.731
‫اون بچه‌ها کجان، برد؟‬

37:25.590 --> 37:26.570
‫نمی‌دونم.‬

37:26.942 --> 37:28.805
‫قسم می‌خورم قرار نبود این‌طوری بشه.‬

37:28.810 --> 37:31.235
‫قرار بود فقط چند ساعت بچه‌ها رو نگه دارن.‬

37:31.240 --> 37:32.675
‫ولی این عوضی‌های روانی زدن به سیمِ آخر.‬

37:32.680 --> 37:34.375
‫حتی نمی‌تونم باهاشون تماس بگیرم.‬

37:34.380 --> 37:35.415
‫و منظورت از «این عوضی‌های روانی»،‬ همون‬

37:35.420 --> 37:37.465
‫مردهایی هستن که استخدام کردی؟‬

37:37.470 --> 37:39.555
‫- چطوری باهاشون آشنا شدی؟‬
‫- توی دیسکورد.‬

37:39.560 --> 37:41.140
‫اسم‌هاشون رو می‌خوام.‬

37:44.340 --> 37:46.020
‫دو نفر بودن.‬

37:46.222 --> 37:47.775
‫اونی که روی ویلچر بود‬
‫هیچ‌وقت اسمشو نگفت.‬

37:47.780 --> 37:49.515
‫اون یکی... هولت بود.‬

37:49.520 --> 37:50.510
‫لارنس هولت.‬

37:52.740 --> 37:53.695
‫حرکت کنید! حرکت کنید! حرکت کنید!

37:53.700 --> 37:55.368
‫برین سمتِ راست.‬

37:57.750 --> 37:59.210
‫پارکینگ امنه.

37:59.573 --> 38:01.312
‫پذیرایی امنه!‬

38:02.010 --> 38:04.007
‫اتاق‌خواب امنه!‬

38:04.320 --> 38:05.683
‫اطراف امنه.‬

38:05.688 --> 38:07.417
‫انباری امنه.‬

38:10.240 --> 38:11.400
‫پخش زنده.‬

38:13.630 --> 38:16.310
‫اه. تاریخچه‌ی جست‌وجو رو‬
‫پاک کردن.‬

38:16.640 --> 38:19.195
‫گوشی‌ها و آمونیوم نیترات‬
‫پیدا کردیم.‬

38:19.200 --> 38:21.576
‫کلانتر، باید اینو ببینید.‬

38:22.210 --> 38:24.115
‫«معدن لا میرادا».‬

38:24.120 --> 38:25.930
‫هولت اونجا نگهبانه.‬

38:25.950 --> 38:27.389
‫کلی ماشین‌آلات سنگین اونجاست.‬

38:27.399 --> 38:29.767
‫جای فوق‌العاده‌ایه واسه‬
‫قایم کردن یه مشت بچه.‬

38:37.716 --> 38:38.567
‫ادامه بده.‬

38:38.572 --> 38:41.045
‫کلانتر-یک به تمام واحدها،‬
‫برید به معدن لا میرادا.‬

38:41.050 --> 38:42.813
‫باشه، ما تو راهیم.‬
‫خیلی خب، اونجا می‌بینمت.‬

38:42.818 --> 38:44.445
‫- بُدی بود؟‬
‫- بهش گفتم‬

38:44.450 --> 38:46.055
‫به محض اینکه ردی از بچه‌ها‬
‫پیدا کردیم بهش زنگ می‌زنم.‬

38:46.060 --> 38:47.795
‫- همین نزدیکی‌هاست.‬
‫- حالا دیگه با هم رفیق شدین؟‬

38:47.800 --> 38:50.360
‫آره جونِ خودم. من و اون سابقه‌دار.‬

38:50.500 --> 38:51.975
‫خوبه.‬
‫به چندتا رفیق احتیاج داری.‬

38:51.980 --> 38:53.080
‫من رفیق دارم.‬

39:08.250 --> 39:10.465
‫- همه‌چی مرتبه کلانتر؟‬
‫- اداره‌ی کلانتری!‬
‫- دست‌ها بالا!‬

39:10.470 --> 39:12.192
‫- دست‌ها بالا. دست‌هاتو ببینم!‬ دست‌ها بالا!‬
‫- اووه، اووه، شلیک نکنید!‬

39:12.197 --> 39:13.605
‫- مگه چیکار کردم؟ چه خبره؟‬
‫- برگرد!‬

39:13.610 --> 39:15.255
‫- لارنس ری هولت؟‬
‫- چی؟‬

39:15.260 --> 39:17.175
‫نه، نه. اون نگهبانِ روزه.‬
‫من شب‌کارم.‬

39:17.180 --> 39:19.510
‫اسمم اَبوت‌ـه.‬
‫شان اَبوت.‬

39:20.570 --> 39:22.215
‫خیلی خب شان، باید‬
‫به ما کمک کنی.‬
‫(شان اَبوت)

39:22.220 --> 39:24.140
‫همه‌ی چراغ‌ها رو روشن کن.‬

39:34.060 --> 39:35.535
‫باشه. جدا می‌شیم.‬

39:35.540 --> 39:37.455
‫دنبال هر سازه‌ای بگردید که‬
‫بشه بچه‌ها رو توش نگه داشت.‬

39:37.460 --> 39:39.275
‫دنبال کانکس، کانتینر باربری،‬
‫یا هر چیز دیگه‌ای می‌گردیم.‬

39:39.280 --> 39:41.710
‫- شارون، تو با منی.‬
‫- باشه.‬

39:53.400 --> 39:54.080
‫امنه!‬

39:58.350 --> 39:59.790
‫- امنه.‬
‫- باشه.‬

40:03.266 --> 40:03.786
‫امنه.‬

40:03.870 --> 40:06.435
‫- با اون چشمِ سالمت نگاه کردی؟‬
‫- طرف چه شوخ‌طبعی هم هست.‬

40:06.440 --> 40:09.700
‫شرط می‌بندم فکر اینجاش رو هم‬
‫نمی‌کردی، نه؟‬

40:11.580 --> 40:12.100
‫امنه.‬

40:18.037 --> 40:18.557
‫امنه.‬

40:22.460 --> 40:24.081
‫ممنون که توی اسموکی‬
‫هوامو داشتی.‬

40:24.086 --> 40:26.110
‫آره خب، همکارِ قدیمی‌م‬

40:26.115 --> 40:27.455
‫همیشه بدون نگاه کردن‬
‫می‌پرید وسط ماجرا،‬

40:27.460 --> 40:29.065
‫منم عادت کردم که‬
‫از مخمصه نجاتش بدم.‬

40:29.070 --> 40:30.285
‫به نظر میاد از اون آدماییه که‬
‫دلم می‌خواد ببینمش.‬

40:30.290 --> 40:31.680
‫اون که دیگه سخته.‬

40:33.300 --> 40:36.245
‫هی، هی.‬
‫این ردِ لاستیک

40:36.250 --> 40:38.515
‫با اونی که توی محلِ بمب‌گذاری‬
‫بود مو نمی‌زنه.‬

40:38.520 --> 40:39.500
‫اینو ببین.‬

40:40.820 --> 40:43.695
‫- اینا ردِ لاستیکِ کامیونه.‬
‫- آره، یه جفت‌چرخ.‬

40:43.700 --> 40:45.320
‫تا اینجا اومدن،‬

40:45.790 --> 40:48.915
‫و بعدش انگار غیب شدن.‬
‫اینو ببین.‬

40:52.050 --> 40:54.185
‫هی بون،‬
‫شن‌های اینجا خیلی نرمه،‬

40:54.190 --> 40:56.170
‫انگار همین الان جابجا شدن.‬

41:01.500 --> 41:03.140
‫زنده‌زنده دفنشون کردن.‬

41:04.020 --> 41:06.415
‫میکی، یه چیزی پیدا کردیم.‬
‫توی گودالِ جنوبی هستیم.‬

41:06.420 --> 41:08.235
‫مفهومه. دارم میام پیشتون.‬

41:11.330 --> 41:13.682
‫بون، اینور بهم‬ کمک کن.‬

41:15.730 --> 41:17.505
‫- اووه، اووه، اووه،‬ صبر کن، صبر کن.‬
‫- بون،‬

41:17.510 --> 41:19.115
‫- اینجا بهم کمک کن!‬
‫- وایستا. صبر کن.‬

41:19.120 --> 41:20.425
‫حسِ خوبی ندارم! اصلاً حسِ‬
‫خوبی ندارم! وایستا. صبر کن.‬

41:20.430 --> 41:21.750
‫- کمک!‬
‫- بون.‬

41:23.040 --> 41:24.838
‫- کمکمون کنید!‬
‫- کمک!‬

41:32.490 --> 41:36.284
‫- یه چیزی...‬
‫- اینجا یه لبه‌ی سفت پیدا کردم. ببین.‬

41:41.454 --> 41:43.595
‫خودشونن.‬

41:44.240 --> 41:46.204
‫خیلی خب، بیا. از این طرف.‬

41:55.600 --> 41:57.487
‫بون، اینجا یه دریچه هست.‬

42:03.470 --> 42:06.293
‫بون، بهم کمک کن.‬

42:10.440 --> 42:11.750
‫بُدی.‬

42:12.090 --> 42:13.018
‫بُدی!‬

42:20.580 --> 42:22.672
‫- بُدی!‬
‫- بون!‬

42:28.630 --> 42:30.200
‫کلانتر-یک، آدام-یک.‬

42:30.263 --> 42:33.145
‫توی گودالِ جنوبیِ معدن لا میرادا‬
‫انفجار رخ داده.‬

42:33.150 --> 42:37.184
‫ارتباطِ تصویری با ستوان بون‬
‫و آتش‌نشان لئونه قطع شده.‬

42:40.860 --> 42:42.199
‫نه!‬

42:42.204 --> 42:44.073
‫این قسمت یک قسمت مشترک است
‫ادامهٔ این قسمت رو در
‫ سریال سرزمین آتش فصل چهارم قسمت سیزدهم ببینید

42:44.500 --> 43:04.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
