1
00:00:01,000 --> 00:00:05,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:06,000 --> 00:00:08,735
‫♪ قبل از اینکه برم، رفته بودم...‬ ♪

3
00:00:08,740 --> 00:00:11,135
‫...داشتیم بحث می‌کردیم کدوم‬
‫ابرقدرت از همه بهتره،‬

4
00:00:11,140 --> 00:00:12,722
‫و لولا رسماً گفت‬

5
00:00:12,727 --> 00:00:14,525
‫- «نامرئی شدن.»‬
‫- معلومه که نامرئی شدنه.‬

6
00:00:14,530 --> 00:00:15,915
‫مگه نامرئی شدن چشه؟‬

7
00:00:15,920 --> 00:00:18,320
‫تله‌پورت کردن‬
‫خیلی کاربردی‌تره.‬

8
00:00:18,580 --> 00:00:23,390
‫- چی؟‬
‫- کاملاً مشخصه که من اون بحث رو بردم،‬
‫اشکالی هم نداره.‬

9
00:00:23,776 --> 00:00:25,925
‫خب، قطار داره راه می‌افته بچه‌ها.‬

10
00:00:25,930 --> 00:00:27,365
‫می‌دونی، منم دلم می‌خواد‬
‫برم خونه.‬

11
00:00:27,370 --> 00:00:30,625
‫♪ یه دردسری پشتم بود...‬ ♪

12
00:00:30,680 --> 00:00:31,730
‫همه نشستن؟‬

13
00:00:31,980 --> 00:00:33,503
‫دبیرستانِ شهرستانِ اجواتر

14
00:00:42,650 --> 00:00:45,176
‫♪ سعی کردن زیرم بگیرن.‬ ♪

15
00:01:08,150 --> 00:01:09,495
‫گواهینامه و کارت ماشین.‬

16
00:01:09,500 --> 00:01:11,306
‫اونقدرها هم تند نمی‌رفتم.‬

17
00:01:16,770 --> 00:01:18,935
‫می‌دونی، محدودیت سرعت واسه‬
‫حفظ امنیت مردمه،‬

18
00:01:18,940 --> 00:01:20,945
‫و شما جناب، داشتید ۱۰ کیلومتر‬

19
00:01:20,950 --> 00:01:21,949
‫بیشتر از حد مجاز می‌رفتید.‬

20
00:01:22,587 --> 00:01:23,725
‫جفتمون می‌دونیم‬

21
00:01:23,730 --> 00:01:26,860
‫که بحث سرِ اون ۱۰ کیلومتر نیست، بون.‬

22
00:01:27,520 --> 00:01:29,165
‫بحث سرِ اون ۶ تا امتیازه.‬

23
00:01:29,170 --> 00:01:31,165
‫مطمئن نیستم‬
‫منظورتون چیه قربان.‬

24
00:01:31,170 --> 00:01:33,857
‫هممم. بازی سافت‌بالِ پارسال.‬

25
00:01:34,155 --> 00:01:34,822
‫نه؟‬

26
00:01:36,050 --> 00:01:38,615
‫شجاع‌ترین‌ها(آتش نشان‌ها) در مقابل بهترین‌ها(پلیس‌ها)،‬
‫وقتی ایستگاه ۴۲‬

27
00:01:38,620 --> 00:01:41,305
‫اداره‌ی کلانتری رو‬
‫با ۶ امتیاز اختلاف له کرد؟‬

28
00:01:41,310 --> 00:01:44,135
‫بازیِ امسال‬
‫داستانش فرق می‌کنه.‬

29
00:01:44,140 --> 00:01:45,965
‫بسیار خب. فکر کنم‬
‫تا چند ساعت دیگه معلوم می‌شه.‬

30
00:01:45,970 --> 00:01:48,447
‫- فکر کنم معلوم می‌شه.‬
‫- اوهوم.‬

31
00:01:56,573 --> 00:01:58,545
‫نیمه‌ی پرِ لیوان رو ببین.‬
‫باید بتونی‬

32
00:01:58,550 --> 00:01:59,635
‫اون بیس‌ها رو یکم سریع‌تر بدوی‬
‫چون حالا کیف پولت‬

33
00:01:59,640 --> 00:02:01,131
‫۱۵۰ دلار سبک‌تر شده.‬

34
00:02:03,210 --> 00:02:04,723
‫حالا با احتیاط برون.‬

35
00:02:14,000 --> 00:02:15,905
‫میکی، بی‌خیال. می‌تونی کند باشی‬

36
00:02:15,910 --> 00:02:18,125
‫- وقتی رفتی توی زمین.‬
‫- یه جا خوندم‬

37
00:02:18,130 --> 00:02:21,085
‫که کُری خوندن‬
‫نشونه‌ی عدم اعتمادبه‌نفسه.‬

38
00:02:21,090 --> 00:02:22,215
‫نگرانی که ببازی؟‬

39
00:02:22,220 --> 00:02:25,395
‫آره، چون ایستگاه ۴۲ قراره
‫برای سومین بار متوالی قهرمان بشه،‬

40
00:02:25,400 --> 00:02:26,740
‫زیاد نگران نیستم.‬

41
00:02:27,845 --> 00:02:29,135
‫دستکشم رو جا گذاشتم. یه لحظه صبر کن.‬

42
00:02:29,140 --> 00:02:30,485
‫شاید بهش نیاز پیدا کنی.‬

43
00:02:30,490 --> 00:02:33,018
‫فکر کنم باید در رو باز کنم.‬

44
00:02:35,240 --> 00:02:37,400
‫مامان، تو اینجا چیکار می‌کنی؟‬

45
00:02:37,521 --> 00:02:39,195
‫سلام عزیزم. چطوری؟‬

46
00:02:39,200 --> 00:02:40,755
‫داری با میکی می‌ری سرِ بازی؟‬

47
00:02:40,760 --> 00:02:42,245
‫چه رسمِ باحالیه.‬

48
00:02:42,250 --> 00:02:44,675
‫می‌دونی کلوپ دخترا و پسرا‬
‫واقعاً قدرش رو می‌دونن.‬

49
00:02:44,680 --> 00:02:47,895
‫- کیه شِر؟‬
‫- اوه، ببین کی اینجاست.‬

50
00:02:47,900 --> 00:02:51,375
‫من...عاشقِ اینم که‬
‫دو تا دخترم رو کنار هم ببینم.‬

51
00:02:51,380 --> 00:02:52,725
‫اینکه شما دو تا این همه
‫سال با هم حرف نمی‌زدید،‬

52
00:02:52,730 --> 00:02:54,725
‫واقعاً... واقعاً دردناک بود.‬

53
00:02:54,730 --> 00:02:56,475
‫- کاش اول بهم پیام می‌دادی روبی.‬
‫- می‌دونم، متأسفم.‬

54
00:02:56,480 --> 00:02:57,735
‫گوشیم رو توی کیفم جا گذاشتم.‬

55
00:02:57,740 --> 00:02:59,143
‫ندیدیش؟‬

56
00:02:59,152 --> 00:03:01,645
‫و کیفِ اون توی خونه‌ی میکی چیکار می‌کنه؟‬

57
00:03:01,650 --> 00:03:03,655
‫اون منو واسه قهوه دعوت کرد.‬
‫اِ، صبر کن.‬

58
00:03:03,660 --> 00:03:06,395
‫- ببخشید، کورتادا؟‬
‫- کورتادوئه.‬
‫(کورتادو: یه مدل قهوه که توش اسپرسو و شیر گرم میریزن)

59
00:03:06,400 --> 00:03:08,135
‫کورتادو، آره.‬
‫منظورم همون بود.‬

60
00:03:08,140 --> 00:03:09,835
‫چیزِ خاصی نبود،‬
‫فقط داشتیم از حالِ هم باخبر می‌شدیم.‬

61
00:03:09,840 --> 00:03:12,055
‫آره، که تصمیم گرفتی‬
‫به من چیزی نگی،‬

62
00:03:12,060 --> 00:03:13,965
‫که خودش نشون می‌ده‬
‫اتفاقاً چیزِ خیلی مهمیه.‬

63
00:03:13,970 --> 00:03:15,795
‫اینقدر بهش گیر نده شارون.‬

64
00:03:15,800 --> 00:03:19,055
‫حداقل یکی از دخترام‬
‫هنوز منو توی زندگیش می‌خواد.‬

65
00:03:19,060 --> 00:03:21,380
‫ببین، اون فقط می‌خواست‬

66
00:03:21,850 --> 00:03:23,585
‫- حرف‌های خودش رو بزنه.‬
‫- هر فرصتی‬

67
00:03:23,590 --> 00:03:24,755
‫که بهش دادم تا باهام رابطه داشته باشه،‬

68
00:03:24,760 --> 00:03:25,978
‫بهم صدمه زده.‬

69
00:03:26,290 --> 00:03:28,325
‫یعنی بی‌خیال.‬
‫من مایه می‌ذارم، اون فقط سوءاستفاده می‌کنه.‬

70
00:03:28,330 --> 00:03:29,505
‫خب شِر، می‌خوای چیکار کنی؟‬

71
00:03:29,510 --> 00:03:31,505
‫تا آخرِ عمرت با مامانت حرف نزنی؟‬

72
00:03:31,510 --> 00:03:32,945
‫وقتی من با بابام حرف نمی‌زدم،‬
‫تو همونی بودی‬

73
00:03:32,950 --> 00:03:35,375
‫- که تشویقم کردی...‬
‫- نه، این اصلاً مثلِ اون نیست.‬

74
00:03:35,380 --> 00:03:37,115
‫وِس وقتی بهش نیاز داری، کنارته.‬

75
00:03:37,120 --> 00:03:39,335
‫اِ، شاید فقط توی این‬
‫۶ ماهِ اخیر.‬

76
00:03:39,340 --> 00:03:41,425
‫اون ۲۰ سالِ قبلش چی؟‬
‫اصلاً اینطوری نبود.‬

77
00:03:41,430 --> 00:03:42,955
‫اوه، پس حالا قراره مسابقه بذاریم‬

78
00:03:42,960 --> 00:03:44,175
‫که کی بدترین پدر و مادر رو داره؟‬

79
00:03:44,180 --> 00:03:45,640
‫آهان! کیفم اینجاست.‬

80
00:03:45,964 --> 00:03:47,345
‫توی زمینِ بازی می‌بینمت.‬

81
00:03:47,350 --> 00:03:48,745
‫اوه شارون، بی‌خیال،‬
‫اینطوری نکن.‬

82
00:03:48,750 --> 00:03:50,270
‫هی شارون... چی...‬

83
00:03:50,880 --> 00:03:52,965
‫دو سالِ اولِ زندگیش،‬

84
00:03:52,970 --> 00:03:55,185
‫تا بغلش نمی‌کردم نمی‌خوابید.‬

85
00:03:55,190 --> 00:03:57,875
‫حالا نمی‌تونه ۵ دقیقه‬
‫با من توی یه اتاق بمونه.‬

86
00:03:57,880 --> 00:04:00,275
‫تو وقتی نوجوان بودی با ما زندگی می‌کردی.‬

87
00:04:00,280 --> 00:04:02,715
‫- مگه من مامانِ خیلی بدی بودم؟‬
‫- روبی،‬

88
00:04:02,720 --> 00:04:04,365
‫می‌دونم می‌خوای باهاش رابطه داشته باشی،‬

89
00:04:04,370 --> 00:04:05,755
‫ولی باید درک کنی، این کار زمان می‌بره.‬

90
00:04:05,760 --> 00:04:09,169
‫و صبر. و برخوردهای «اتفاقیِ» کمتر.‬

91
00:04:09,174 --> 00:04:12,285
‫خب، منظورت چیه؟‬
‫من واقعاً کیفم رو فراموش کرده بودم.‬

92
00:04:12,290 --> 00:04:15,200
‫چی؟ واقعاً...‬
‫کیفم رو جا گذاشته بودم.‬

93
00:04:16,673 --> 00:04:19,425
‫- خانم‌ها و آقایان،
‫پسرا و دخترا، خوش اومدید...‬
‫- خیلی خب.‬

94
00:04:19,430 --> 00:04:22,335
‫- عالیه آقایان. شارون.‬
‫- ...به مسابقه‌ی خیریه‌ی سالانه‌ی
‫سافت‌بالِ «تفنگ‌ها و شیلنگ‌ها»...‬

95
00:04:22,340 --> 00:04:24,255
‫- ایو.‬
‫- امروز روزِ خوبیه واسه مسابقه.‬

96
00:04:24,260 --> 00:04:26,825
‫- روزِ خوبیه واسه بردن.‬
‫- اوه. ببین، از این حرفت خوشم اومد.‬

97
00:04:26,830 --> 00:04:28,825
‫- اوهوم.‬
‫- در واقع،‬

98
00:04:28,830 --> 00:04:30,435
‫«رعد آبی» رو با خودم آوردم.‬

99
00:04:30,440 --> 00:04:33,565
‫پارسال یه هوم‌ران و‬
‫سه تا آر.بی.آی باهاش زدم.‬
‫(هر دو روش‌های امتیاز گیری در سافت‌بال هستند)

100
00:04:33,570 --> 00:04:35,795
‫خیلی بهم حال می‌دی. ماچ.‬

101
00:04:36,920 --> 00:04:38,575
‫فکر کردم با میکی می‌آی.‬

102
00:04:38,580 --> 00:04:40,185
‫...همه‌ش برای جمع‌آوری کمک‬

103
00:04:40,190 --> 00:04:41,745
‫واسه کلوپِ محلیِ‬
‫پسرا و دختراست...‬

104
00:04:41,750 --> 00:04:43,405
‫پنج دقیقه‌ی دیگه‬
‫توی زمین می‌بینمت.‬

105
00:04:43,410 --> 00:04:44,795
‫هر چیزی که بخرید...‬

106
00:04:44,800 --> 00:04:47,105
‫هی، فکر نمی‌کردم بیای.‬

107
00:04:47,110 --> 00:04:48,195
‫ایشون ایو ادواردزه،‬

108
00:04:48,200 --> 00:04:50,495
‫کاپیتانِ تیمِ ایستگاهِ ۴۲.‬

109
00:04:50,500 --> 00:04:52,635
‫- همم.‬
‫- ایشون هم معاون هنک ایگلسیاسه.‬

110
00:04:52,640 --> 00:04:55,455
‫کسیدی پشت‌میزنشین شده،‬
‫واسه همین این جایگزینش شده.‬

111
00:04:55,460 --> 00:04:56,675
‫یه بازیکنِ حرفه‌ای آوردی؟‬

112
00:04:56,680 --> 00:04:57,668
‫همم.‬

113
00:04:58,900 --> 00:05:00,418
‫آره، ولی اینم به کارت نمی‌آد.‬

114
00:05:00,426 --> 00:05:01,084
‫اوه.‬

115
00:05:01,380 --> 00:05:02,725
‫بلیط‌ها الان دارن فروخته می‌شن.‬

116
00:05:02,730 --> 00:05:03,395
‫هنک.‬

117
00:05:04,170 --> 00:05:04,810
‫کلانتر؟‬

118
00:05:07,080 --> 00:05:08,515
‫بیا پودرشون کنیم.‬

119
00:05:08,520 --> 00:05:09,689
‫دریافت شد.‬

120
00:05:10,170 --> 00:05:11,825
‫...شاید از اینجا برنده برید بیرون،‬

121
00:05:11,830 --> 00:05:13,690
‫حتی اگه تیم‌تون نبره.‬

122
00:05:13,905 --> 00:05:16,998
‫بیست و سومین دوره مسابقاتِ
‫سافت‌بالِ تفنگ‌ها و شیلنگ‌های اجواتر
‫آتش نشانی کالیفرنیا در برابر کلانتری کالیفرنیا

123
00:05:17,530 --> 00:05:21,785
‫حالا نوبتِ ضربه‌زنیِ‬ بُدی لئونه از
‫سازمانِ آتش‌نشانیِ کالیفرنیاست.‬

124
00:05:21,790 --> 00:05:24,225
‫و با دو تا اوت‬
‫در نیمه‌ی دومِ اینینگِ نهم،‬

125
00:05:24,230 --> 00:05:25,405
‫آیا کلانتر فاکس‬
‫همه‌ی ضارب‌ها رو اوت می‌کنه‬

126
00:05:25,410 --> 00:05:27,315
‫و آتش‌نشانی رو می‌فرسته خونه؟‬

127
00:05:27,320 --> 00:05:28,925
‫- ضارب آماده!‬
‫- یا چوبِ لئونه‬

128
00:05:28,930 --> 00:05:30,795
‫اینینگ رو طولانی‌تر می‌کنه؟‬

129
00:05:30,800 --> 00:05:33,105
‫سه تا ضربه و هیچی.‬
‫امروز روزِ تو نیست، بُدی.‬

130
00:05:33,110 --> 00:05:35,415
‫فکر نکن این قطره‌های بارون‬
‫اشکات رو قایم می‌کنن.‬

131
00:05:35,420 --> 00:05:37,415
‫- ترجیح می‌دم بذارم چوبم حرف بزنه.‬
‫- اوه، جدی؟‬

132
00:05:37,420 --> 00:05:39,115
‫چوبت انگار امروز خیلی خجالتی شده.‬

133
00:05:39,120 --> 00:05:40,595
‫هی، نظرت چیه روی بازی شرط ببندیم؟‬

134
00:05:40,600 --> 00:05:42,025
‫شاید بتونی اون ۱۵۰ دلارت رو پس بگیری؟‬

135
00:05:42,030 --> 00:05:43,555
‫واسه یه کارِ خیره.‬

136
00:05:43,560 --> 00:05:45,770
‫اینکه احمق جلوه‌ت بدم؟‬

137
00:05:46,040 --> 00:05:47,385
‫کاملاً موافقم.‬

138
00:05:47,390 --> 00:05:50,487
‫بُدی! بُدی! بُدی!‬

139
00:05:50,519 --> 00:05:51,039
‫بُدی!‬

140
00:05:53,280 --> 00:05:54,700
‫بُدیِ گل، ایول!‬

141
00:05:55,001 --> 00:05:56,995
‫- یه ضربه به مرکزِ چپ.‬
‫- لئونه شاید بتونه‬

142
00:05:57,000 --> 00:05:58,695
‫خودشو به بیسِ دوم برسونه.‬

143
00:05:58,700 --> 00:05:59,570
‫بیسِ دوم!‬

144
00:06:01,570 --> 00:06:03,095
‫- لئونه رسید به بیسِ دوم.‬
‫- نگه دار!‬

145
00:06:03,100 --> 00:06:04,655
‫- نگه دار!‬
‫- چوبش درست به موقع به کار افتاد‬

146
00:06:04,660 --> 00:06:07,615
‫تا ایو ادواردز از آتش‌نشانی رو‬
‫بیاره پایِ بیس.‬

147
00:06:07,620 --> 00:06:09,200
‫حالا نوبتِ ضربه‌زنیِ،‬

148
00:06:09,881 --> 00:06:12,665
‫- ایو ادواردز از آتش‌نشانیِ کالیفرنیاست.‬
‫- ایو!‬

149
00:06:12,670 --> 00:06:15,195
‫- ایو! ایو!‬
‫ایو ادواردز رو داریم!‬
‫برو بریم دختر.‬

150
00:06:15,200 --> 00:06:17,065
‫این همون لحظه‌ایه که‬
‫سرنوشتِ بازی تعیین می‌شه.‬

151
00:06:17,070 --> 00:06:18,235
‫- دو تا اوت!‬
‫- دو تا اوت،‬

152
00:06:18,240 --> 00:06:20,155
‫امتیازِ مساوی‌کننده توی بیسِ دومه.‬

153
00:06:20,160 --> 00:06:21,715
‫آیا آتش‌نشانی برای سومین بار قهرمان می‌شه‬

154
00:06:21,720 --> 00:06:24,025
‫یا اداره‌ی کلانتری به عنوان قهرمانِ جدیدِ‬

155
00:06:24,030 --> 00:06:25,285
‫«تفنگ‌ها و شیلنگ‌ها» تاج‌گذاری می‌کنه؟‬

156
00:06:25,290 --> 00:06:27,150
‫زود باش میکی، نفله‌اشون کن!‬

157
00:06:28,250 --> 00:06:32,047
‫اون ضربه‌ی مستقیم‬
‫باید واسه یه تک‌امتیاز کافی باشه.‬

158
00:06:32,052 --> 00:06:34,645
‫دارن به لئونه علامت می‌دن بره بیسِ آخر.‬
‫ایگلسیاس بازویِ قوی‌ای داره.‬

159
00:06:34,650 --> 00:06:37,910
‫قراره یه رقابتِ حساس‬
‫پایِ بیسِ آخر ببینیم.‬

160
00:06:38,920 --> 00:06:39,380
‫سیف!‬

161
00:06:39,898 --> 00:06:41,600
‫چه مرگته لئونه؟‬

162
00:06:41,610 --> 00:06:42,915
‫اون چی بود دیگه پسر؟‬

163
00:06:42,920 --> 00:06:44,485
‫هی، هی، هی، هی!‬

164
00:06:44,490 --> 00:06:46,485
‫هان؟ هان؟ اون چه کاری بود کردی؟‬

165
00:06:46,490 --> 00:06:47,785
‫- می‌خوای دعوا کنی؟‬
‫- هو، هو، بچه‌ها!‬

166
00:06:47,790 --> 00:06:49,445
‫- اون چی بود؟ بیخیال.‬
‫- از جلوی چشمم دور شو.‬

167
00:06:49,450 --> 00:06:51,535
‫- بکشید عقب، بکشید عقب.‬
‫- هی!‬

168
00:06:51,540 --> 00:06:53,705
‫بُدی! بیخیال،‬
‫اینجا که فوتبالِ آمریکایی نیست.‬

169
00:06:53,710 --> 00:06:55,145
‫فکر کردم یه حرکتِ تمیز بود.‬

170
00:06:55,150 --> 00:06:56,755
‫تمیز؟ اون...‬
‫نزدیک بود پاهاشو قلم کنه.‬

171
00:06:56,760 --> 00:06:59,275
‫آره، خب، شاید اگه‬
‫راهِ بیس رو سد نمی‌کرد اینطوری نمی‌شد.‬

172
00:06:59,280 --> 00:07:00,675
‫می‌دونی داری شبیه کی حرف می‌زنی؟‬

173
00:07:00,680 --> 00:07:02,325
‫- هی، بچه‌ها، بچه‌ها...‬
‫- هی، هو، هو.‬

174
00:07:02,330 --> 00:07:03,325
‫- همین الان بهت می‌گم...‬
‫- هی، هی، هی!‬

175
00:07:03,330 --> 00:07:05,110
‫- نه، چی؟‬
‫- هی! هی!‬

176
00:07:05,421 --> 00:07:07,285
‫- اشکالی نداره، طوری نیست.‬ طوری نیست.‬
‫- بچه‌ها. بچه‌ها.‬

177
00:07:07,290 --> 00:07:08,133
‫بچه‌ها.‬

178
00:07:08,900 --> 00:07:10,000
‫چیزی نیست.‬

179
00:07:10,770 --> 00:07:12,348
‫هی. رئیس.‬

180
00:07:15,340 --> 00:07:16,295
‫اون چی بود؟‬

181
00:07:16,300 --> 00:07:18,118
‫بزن بریم. زود باش.‬

182
00:07:38,760 --> 00:07:40,680
‫استیوز، برو از پشت.‬

183
00:07:43,760 --> 00:07:45,065
‫بُدی، تو از جلو برو.‬

184
00:07:45,070 --> 00:07:46,051
‫ساعت ۴ـه.‬

185
00:07:46,953 --> 00:07:50,220
‫اون اتوبوس داشت بچه‌ها رو می‌برد خونه.‬

186
00:07:50,265 --> 00:07:52,043
‫دبیرستانِ شهرستانِ اجواتر

187
00:07:57,340 --> 00:07:58,815
‫من شروع می‌کنم به والدین زنگ زدن.‬

188
00:07:58,820 --> 00:08:00,125
‫آره، باید همین کار رو کنی. ولی این...‬

189
00:08:00,130 --> 00:08:01,255
‫اون تماسی نیست که فکرشو می‌کنی.‬

190
00:08:01,260 --> 00:08:02,385
‫اتوبوس خالیه.‬

191
00:08:02,390 --> 00:08:04,345
‫منظورت از «خالی» چیه؟‬

192
00:08:04,350 --> 00:08:05,280
‫چطوری خالیه؟‬

193
00:08:05,570 --> 00:08:07,475
‫بچه‌ها اونجا نبودن.‬
‫هیچ‌کس نبود.‬

194
00:08:07,480 --> 00:08:09,576
‫غیبشون زده.‬

195
00:08:11,920 --> 00:08:13,660
‫کدوم گوری رفتن؟‬

196
00:08:13,740 --> 00:08:23,358
‫سرزمین کلانتر
‫فصل اول قسمت سیزدهم:
‫بهترین‌ها(بخش اول)

197
00:08:27,020 --> 00:08:27,890
‫ردِ پوتین.‬

198
00:08:28,229 --> 00:08:30,415
‫حداقل یه نفر از اتوبوس‬
‫رفته توی این جنگل.‬

199
00:08:30,420 --> 00:08:32,195
‫فکر کنم باید یه‬
‫جست‌وجوی منطقه‌ای رو شروع کنیم.‬

200
00:08:32,200 --> 00:08:34,805
‫چون طوفان تو راهه،‬
‫پس هرچی زودتر بهتر.‬

201
00:08:34,810 --> 00:08:36,339
‫خیلی خب. حواست باشه‬
‫کسی صحنه رو بهم نریزه.‬

202
00:08:36,820 --> 00:08:37,570
‫باشه.‬

203
00:08:38,080 --> 00:08:40,035
‫گرین‌کرست. بیاین‬
‫«تری راک» رو آماده کنیم.‬

204
00:08:40,040 --> 00:08:42,165
‫جست‌وجو و نجات. اینجا‬
‫به پشتیبانی نیاز دارم.‬

205
00:08:42,170 --> 00:08:43,432
‫دریافت شد.‬

206
00:08:47,000 --> 00:08:48,100
‫چی پیدا کردی؟‬

207
00:08:48,440 --> 00:08:49,370
‫ردِ لاستیک.‬

208
00:08:49,610 --> 00:08:51,525
‫یه ماشین دیگه هم اینجا بوده.‬

209
00:08:51,530 --> 00:08:53,525
‫یه کامیون بزرگ. شایدم یه اتوبوس دیگه.‬

210
00:08:53,530 --> 00:08:55,463
‫خب، ما...‬

211
00:08:56,384 --> 00:08:58,705
‫...نُه تا کوله‌پشتی داریم،‬
‫یعنی نُه تا دانش‌آموز،‬

212
00:08:58,710 --> 00:09:00,535
‫به‌اضافه‌ی راننده‌ی اتوبوس.‬

213
00:09:00,540 --> 00:09:03,889
‫بیا با مدرسه تماس بگیریم‬
‫تا لیست اسامی رو بگیریم.‬

214
00:09:04,924 --> 00:09:05,384
‫بون.‬

215
00:09:08,776 --> 00:09:09,986
‫چند تا داریم؟‬

216
00:09:11,460 --> 00:09:13,025
‫ده تا گوشی. این یعنی...‬

217
00:09:13,030 --> 00:09:15,285
‫واسه هر مسافر یکی،‬
‫با احتساب راننده.‬

218
00:09:15,290 --> 00:09:17,595
‫انگار اینا رو جمع کردن.‬
‫یکی می‌خواسته اینا بسوزن.‬

219
00:09:17,600 --> 00:09:19,945
‫و اگه ما این‌قدر نزدیک نبودیم،‬
‫حتماً می‌سوختن.‬

220
00:09:19,950 --> 00:09:21,945
‫خب، قطعاً یه انفجار بوده.‬

221
00:09:21,950 --> 00:09:23,685
‫در حالت عادی،‬
‫باک بنزین رو بررسی می‌کنیم، مگه نه؟‬

222
00:09:23,690 --> 00:09:25,465
‫واسه نشتی لوله‌ی سوخت یا یه همچین چیزی.‬

223
00:09:25,470 --> 00:09:28,385
‫ولی توی این اتوبوس، باک عقب قرار داره،‬

224
00:09:28,390 --> 00:09:30,515
‫و انفجار دقیقاً وسطِ سقف بوده.‬

225
00:09:30,520 --> 00:09:33,305
‫پس اگه باک بنزین باعث انفجار نشده، چی شده؟‬

226
00:09:33,310 --> 00:09:35,265
‫یه ماده‌ی اشتعال‌زا.‬
‫یا یه وسیله‌ی آتش‌زا،‬

227
00:09:35,270 --> 00:09:36,880
‫- یا...‬
‫- یه بمب.‬

228
00:09:43,620 --> 00:09:46,230
‫خب. پس اونا سوار اتوبوس شدن.‬

229
00:09:46,320 --> 00:09:47,925
‫حدس می‌زنم حداقل دو نفر بودن.‬

230
00:09:47,930 --> 00:09:49,315
‫راننده رو مجبور کردن بیاد به این نقطه.‬

231
00:09:49,320 --> 00:09:50,535
‫همه‌ی گوشی‌ها رو جمع کردن‬

232
00:09:50,540 --> 00:09:52,015
‫تا کسی نتونه درخواست کمک کنه.‬

233
00:09:52,020 --> 00:09:54,275
‫و بعد بچه‌ها رو یا بردن توی جنگل‬

234
00:09:54,280 --> 00:09:55,715
‫یا سوار یه ماشین دیگه کردن.‬

235
00:09:55,720 --> 00:09:58,803
‫در هر صورت، این بچه‌ها دزدیده شدن.‬

236
00:10:00,160 --> 00:10:01,805
‫- خیلی خب.‬
‫- باشه.‬

237
00:10:01,810 --> 00:10:03,595
‫- نقشه اینه بچه‌ها.‬
‫- این کاریه که قراره انجام بدیم.‬

238
00:10:03,600 --> 00:10:05,505
‫شارون، اینجا صحنه‌ی جرمه.‬

239
00:10:05,510 --> 00:10:07,205
‫اداره‌ی کلانتری باید
‫فرماندهی رو بر عهده بگیره.‬

240
00:10:07,210 --> 00:10:09,905
‫نُه تا بچه‌ی مفقود شده هستن که‬
‫ممکنه توی اون جنگل گم شده باشن،‬

241
00:10:09,910 --> 00:10:12,125
‫و هیچ‌کس مثل سازمان آتش‌نشانی کالیفرنیا‬
‫عملیات جست‌وجو و نجات رو بلد نیست.‬

242
00:10:12,130 --> 00:10:14,215
‫اون‌وقت اگه به آدم‌رباها برخوردین چی؟‬
‫بعدش چی؟‬

243
00:10:14,220 --> 00:10:15,955
‫- بی‌خیال بابا.‬
‫- شارون، هر کسی که این بچه‌ها رو دزدیده،‬

244
00:10:15,960 --> 00:10:17,565
‫می‌تونست فقط اتوبوس رو رها کنه.‬

245
00:10:17,570 --> 00:10:19,395
‫ولی این کار رو نکردن.‬
‫دارن یه پیام می‌فرستن.‬

246
00:10:19,400 --> 00:10:21,005
‫اینا شوخی ندارن.‬

247
00:10:21,010 --> 00:10:22,565
‫- اداره‌ی کلانتری اجواتر باید فرماندهی کنه.‬
‫- خیلی خب، باشه.‬

248
00:10:22,570 --> 00:10:24,135
‫ولی من یه تیم برات می‌ذارم، چون این‌طوری‬

249
00:10:24,140 --> 00:10:25,525
‫جست‌وجو سریع‌تر پیش می‌ره.‬

250
00:10:25,530 --> 00:10:26,925
‫ایو، تو این عملیات رو هدایت می‌کنی.‬

251
00:10:26,930 --> 00:10:28,575
‫- مفهومه.‬
‫- اون بهترین‬

252
00:10:28,580 --> 00:10:30,910
‫نیروی جست‌وجو و نجاتیه که دارم.‬

253
00:10:30,930 --> 00:10:33,445
‫تو آموزش خنثی‌سازی مواد منفجره دیدی، درسته؟‬

254
00:10:33,450 --> 00:10:34,795
‫وقتی توی اوکلند بودم.‬

255
00:10:34,800 --> 00:10:35,755
‫باشه، همین‌جا بمون. سعی کن بفهمی‬

256
00:10:35,760 --> 00:10:38,270
‫از چه مواد منفجره‌ای استفاده کردن.‬

257
00:10:40,290 --> 00:10:43,960
‫والدین دارن نگران می‌شن که بچه‌هاشون کجان.‬

258
00:10:52,481 --> 00:10:54,003
‫سلام. درود.‬

259
00:10:54,700 --> 00:10:56,555
‫- اوه. دبورا. سلام.‬
‫- سلام.‬

260
00:10:56,560 --> 00:10:57,995
‫دبورا همسایه‌مه.‬

261
00:10:58,000 --> 00:11:00,345
‫اسکای قبلاً پرستار دخترش، لولا، بود.‬

262
00:11:00,350 --> 00:11:01,605
‫میکی، من... من خیلی نگرانم.‬

263
00:11:01,610 --> 00:11:03,345
‫چی شده؟ لولا کجاست؟‬

264
00:11:03,350 --> 00:11:05,355
‫- بقیه‌ی بچه‌هامون کجان؟‬
‫- چی شده کلانتر؟‬

265
00:11:05,360 --> 00:11:07,135
‫- چه خبره؟‬
‫- ببینید، می‌دونم همه‌تون حتماً خیلی نگرانید.‬

266
00:11:07,140 --> 00:11:08,265
‫خواهش می‌کنم، بفرمایید بشینید.‬

267
00:11:08,270 --> 00:11:09,615
‫شرایط خیلی حساس و متغیره.‬

268
00:11:09,620 --> 00:11:11,185
‫چیزایی که تا الان می‌دونیم ایناست.‬

269
00:11:11,190 --> 00:11:14,315
‫بچه‌هاتون ساعت ۳ بعدازظهر‬
‫توی دبیرستان اجواتر سوار اتوبوس شدن،‬

270
00:11:14,320 --> 00:11:16,445
‫و بعد، اتوبوس یک ساعت بعد‬

271
00:11:16,450 --> 00:11:17,845
‫در حالی که بیرون شهر رها شده بود، پیدا شد.‬

272
00:11:17,850 --> 00:11:19,845
‫ما داریم تمام سرنخ‌ها رو بررسی می‌کنیم‬

273
00:11:19,850 --> 00:11:22,675
‫و با تمام توان داریم جنگلی رو که‬
‫اتوبوس توش پیدا شده، جست‌وجو می‌کنیم.‬

274
00:11:22,680 --> 00:11:24,895
‫ایشون خواهرم، شارون لئون هستن.‬

275
00:11:24,900 --> 00:11:27,545
‫همون‌طور که بیشترتون می‌دونید،‬ ایشون
‫رئیس بخش سازمان آتش‌نشانی کالیفرنیا هستن.‬

276
00:11:27,550 --> 00:11:29,115
‫اونا دارن توی جست‌وجو‬
‫بهمون کمک می‌کنن.‬

277
00:11:29,120 --> 00:11:32,557
‫زمین و زمان رو به هم می‌دوزیم‬
‫تا همه‌ی بچه‌هاتون رو پیدا کنیم.‬

278
00:11:32,562 --> 00:11:33,985
‫خب، این یه آدم‌ربایی بود؟‬

279
00:11:33,990 --> 00:11:36,125
‫در حال حاضر هیچ احتمالی رو‬
‫رد یا تأیید نمی‌کنیم.‬

280
00:11:36,130 --> 00:11:38,255
‫هیچ نوع درخواست باجی‬
‫دریافت کردین؟‬

281
00:11:38,260 --> 00:11:38,660
‫نه.‬

282
00:11:39,335 --> 00:11:41,312
‫اما اگه تماس یا پیام‬ک
‫مشکوکی دریافت کردین،‬

283
00:11:41,391 --> 00:11:43,175
‫- لطفاً بهمون خبر بدین.‬
‫- پس یعنی دزدیده شدن.‬

284
00:11:43,180 --> 00:11:45,305
‫باز هم می‌گم،‬
‫این یه پرونده‌ی در حال جریانه،‬

285
00:11:45,310 --> 00:11:46,875
‫- و الان...‬
‫- شما هیچ کوفتی‬ بهمون نمی‌گین.‬

286
00:11:46,880 --> 00:11:50,140
‫حق با پیته.‬
‫میکی، ما چیکار می‌تونیم بکنیم؟‬

287
00:11:50,710 --> 00:11:51,760
‫هوشیار باشین.‬

288
00:11:52,140 --> 00:11:53,965
‫- اوه، بی‌خیال بابا.‬
‫- به ما اعتماد کنین که کارمون رو انجام بدیم.‬

289
00:11:53,970 --> 00:11:55,485
‫بذارین جامعه‬
‫هواتون رو داشته باشه.‬

290
00:11:55,490 --> 00:11:57,145
‫بدونین که داریم‬
‫هر کاری از دستمون برمی‌آد انجام می‌دیم‬

291
00:11:57,150 --> 00:11:59,275
‫- تا بچه‌هاتون رو برگردونیم خونه.‬
‫- شنیدیم که اتوبوس‬

292
00:11:59,280 --> 00:12:00,205
‫آتیش گرفته.‬

293
00:12:00,210 --> 00:12:01,370
‫دربارهٔ اون چی داری بگی؟‬

294
00:12:02,444 --> 00:12:04,275
‫ممکنه از یه وسیله‌ی انفجاری‬
‫استفاده شده باشه،‬

295
00:12:04,280 --> 00:12:06,065
‫اما هنوز توی مراحل اولیه‌ی‬
‫کارمون هستیم...‬

296
00:12:06,070 --> 00:12:08,455
‫ممکنه توی اتوبوس‬
‫از یه وسیله‌ی انفجاری استفاده شده باشه؟‬

297
00:12:08,460 --> 00:12:11,455
‫داری بهم می‌گی توی اتوبوس بمب بوده؟‬

298
00:12:11,460 --> 00:12:13,025
‫- شرن.‬
‫- چیه؟‬

299
00:12:13,166 --> 00:12:15,505
‫فکر کنم حقشونه که‬
‫بهشون دروغ گفته نشه، باشه؟‬

300
00:12:15,510 --> 00:12:17,035
‫من رئیس بخش‬
‫سازمان آتش‌نشانی کالیفرنیا هستم،‬

301
00:12:17,040 --> 00:12:18,945
‫سؤال در مورد آتیش‌سوزی بود.‬

302
00:12:18,950 --> 00:12:21,165
‫من باید اطلاعات رو با مردم در میون بذارم‬
‫تا امنیتشون حفظ بشه،‬

303
00:12:21,170 --> 00:12:22,515
‫حتی وقتی که اوضاع خیلی خرابه.‬

304
00:12:22,520 --> 00:12:24,955
‫و منم دارم سعی می‌کنم‬
‫یه پرونده رو پیش ببرم.‬

305
00:12:24,960 --> 00:12:27,353
‫هر سرنخ،‬
‫هر ذره اطلاعاتی‬

306
00:12:27,358 --> 00:12:28,955
‫فقط باید به کسایی که لازمه گفته بشه.‬

307
00:12:28,960 --> 00:12:31,085
‫- اوه، و کی اینو‬ تعیین می‌کنه؟‬
‫- من!‬

308
00:12:31,090 --> 00:12:32,875
‫- یه جورایی وظیفه‌ی منه.‬
‫- باشه.‬

309
00:12:32,880 --> 00:12:33,915
‫خب، انگار‬
‫من به اندازه‌ی تو‬

310
00:12:33,920 --> 00:12:35,945
‫توی مخفی‌کاری خوب نیستم.‬

311
00:12:39,510 --> 00:12:41,625
‫شرن، واقعاً بابت کمکت ممنونم،‬

312
00:12:41,630 --> 00:12:44,015
‫اما اگه ناراحت نمی‌شی،‬
‫باید یه بیانیه‌ی مطبوعاتی بدم،‬

313
00:12:44,020 --> 00:12:47,920
‫به اف‌.بی‌.آی زنگ بزنم‬
‫و بررسی سرنخ‌ها رو شروع کنم!‬

314
00:12:52,460 --> 00:12:55,065
‫پسر، این... این داره خیلی،‬
‫این داره خیلی طول می‌کشه.‬

315
00:12:55,070 --> 00:12:56,725
‫باید تک‌تک قطعات باقی‌مونده رو شناسایی کنیم‬

316
00:12:56,730 --> 00:12:58,025
‫که ممکنه بخشی‬
‫از بمب بوده باشن،‬

317
00:12:58,030 --> 00:12:59,635
‫و بعدش می‌تونیم برای‬
‫دی.‌ان‌.ای و اثر انگشت تست بگیریم.‬

318
00:12:59,640 --> 00:13:01,775
‫عالیه. مطمئنم یه مشت‬
‫بچه‌ی دزدیده شده‬

319
00:13:01,780 --> 00:13:05,685
‫براشون مهم نیست که دو هفته منتظر بمونن‬
‫تا جواب آزمایش‌ها بیاد.‬

320
00:13:05,690 --> 00:13:07,550
‫یه طوفان تو راهه.‬

321
00:13:07,830 --> 00:13:09,035
‫احتمالاً این بالا‬
‫برف بیاد.‬

322
00:13:09,040 --> 00:13:11,080
‫شاید بهتر باشه‬
‫سرعتت رو ببری بالا.‬

323
00:13:19,450 --> 00:13:22,704
‫اونجا بخشی‬
‫از محوطه‌ی شواهده. لئون!‬

324
00:13:23,060 --> 00:13:25,145
‫- داری چیکار می‌کنی؟‬
‫- دارم از حس بویاییم استفاده می‌کنم.‬

325
00:13:25,150 --> 00:13:27,495
‫خیلی از وسایل آتش‌زا‬
‫از مواد شیمیایی استفاده می‌کنن، درسته؟‬

326
00:13:27,500 --> 00:13:29,535
‫تو هم بویی که من حس می‌کنم رو می‌فهمی؟‬

327
00:13:29,540 --> 00:13:31,455
‫- نفت سفید. به محض اینکه رسیدیم‬ بوش رو فهمیدم.‬
‫- درسته.‬

328
00:13:31,460 --> 00:13:33,455
‫خب، نفت سفید رو می‌شه با
‫انواع مواد شیمیایی ترکیب کرد‬

329
00:13:33,460 --> 00:13:35,080
‫تا یه بمب ساخته بشه.‬

330
00:13:36,460 --> 00:13:38,675
‫شرط می‌بندم‬
‫اون نیترات آمونیومه.‬

331
00:13:38,680 --> 00:13:40,335
‫وقتی توی کار ساخت‌وساز بودم،‬

332
00:13:40,340 --> 00:13:41,985
‫برای تخریب ازش استفاده می‌کردیم.‬

333
00:13:41,990 --> 00:13:44,505
‫و همیشه صبر می‌کردیم تا نیترات رو‬

334
00:13:44,510 --> 00:13:48,339
‫با نفت کوره ترکیب کنیم‬
‫تا وقتی که آماده‌ی انفجار بشیم.‬

335
00:13:49,066 --> 00:13:49,816
‫بد نبود.‬

336
00:13:51,000 --> 00:13:52,435
‫این همه مدتی که‬
‫عقبِ ماشین پلیس‬
‫(بخش عقب ماشین پلیس مخصوص زندانی‌هاست)

337
00:13:52,440 --> 00:13:54,045
‫نشستی،‬ انگار یه چیزایی بهت سرایت کرده.‬

338
00:13:54,050 --> 00:13:55,270
‫آره داداش. آره.‬

339
00:13:55,610 --> 00:13:56,780
‫خیلی بامزه‌ای.‬

340
00:13:58,140 --> 00:14:02,045
‫- اون چیه؟‬
‫- یه تیکه از یه موبایله.‬ اما این لولا رو می‌بینی؟‬

341
00:14:02,050 --> 00:14:03,355
‫این یه گوشی تاشوئه،‬
‫که هیچ نوجوونی‬

342
00:14:03,360 --> 00:14:04,965
‫عمراً دستش نمی‌گیره.‬

343
00:14:04,970 --> 00:14:06,355
‫بماند که،‬
‫توی محوطه‌ی شواهد پیداش کردم‬

344
00:14:06,360 --> 00:14:08,405
‫نه توی کوله‌پشتی‬
‫کنار بقیه‌ی گوشی‌ها.‬

345
00:14:08,410 --> 00:14:11,235
‫پس فکر می‌کنم آدم‌رباها‬
‫به این گوشی زنگ زدن،‬

346
00:14:11,240 --> 00:14:13,405
‫و همون باعث‬
‫انفجار شده.‬

347
00:14:13,410 --> 00:14:14,745
‫چاشنی از راه دور.‬

348
00:14:18,770 --> 00:14:20,961
‫هی. بون، گوش کن پسر.‬

349
00:14:21,030 --> 00:14:22,595
‫یه یارویی رو می‌شناختم‬
‫وقتی زندان بودم...‬

350
00:14:22,600 --> 00:14:23,744
‫کدوم دفعه؟‬

351
00:14:24,080 --> 00:14:25,448
‫بامزه بود.‬

352
00:14:25,950 --> 00:14:27,985
‫اون به خاطر ساختن
‫بمب‌های لوله‌ای اونجا بود.‬

353
00:14:27,990 --> 00:14:29,245
‫و می‌دونست‬
‫چطوری چاشنی‌ها رو ردیف کنه.‬

354
00:14:29,250 --> 00:14:31,165
‫خب؟ از این‌جور کارها.‬

355
00:14:31,170 --> 00:14:33,345
‫خب، من توی چندتا موقعیت سخت
‫بهش کمک کردم و اون الان آزاده.‬

356
00:14:33,350 --> 00:14:34,735
‫ممکنه بتونه‬
‫یه چیزایی بهمون بگه.‬

357
00:14:34,740 --> 00:14:35,955
‫اسمش چیه؟‬
‫من می‌رم باهاش حرف می‌زنم.‬

358
00:14:35,960 --> 00:14:37,175
‫نه، اون... اون فایده نداره.‬

359
00:14:37,180 --> 00:14:39,305
‫اگه یه چیز باشه که‬
‫این یارو ازش متنفر باشه، پلیسه.‬

360
00:14:39,310 --> 00:14:40,875
‫من لباس فرم تنم نیست.‬
‫اون حتی نمی‌فهمه من پلیسم.‬

361
00:14:40,880 --> 00:14:42,740
‫این‌و به مدل موت بگو.‬

362
00:14:43,010 --> 00:14:44,965
‫هی. این یارو به من اعتماد داره.‬

363
00:14:44,970 --> 00:14:46,615
‫می‌دونم که می‌تونم راضیش کنم‬
‫باهامون بشینه‬

364
00:14:46,620 --> 00:14:50,610
‫و هر چی می‌دونه رو بگه،‬
‫اما منم باید باهات بیام.‬

365
00:14:50,840 --> 00:14:51,590
‫باشه.‬

366
00:14:52,834 --> 00:14:53,644
‫بپر بالا.‬

367
00:14:54,294 --> 00:14:54,814
‫سلام.‬

368
00:14:54,888 --> 00:14:57,980
‫برای یک بار هم که شده،‬
‫می‌تونی جلو بشینی.‬

369
00:15:05,290 --> 00:15:07,415
‫خب، داشتم فکر می‌کردم یه تیم بفرستیم که...‬

370
00:15:07,420 --> 00:15:08,635
‫یه‌کم از این طرف بره.‬

371
00:15:08,640 --> 00:15:10,335
‫حدود ۱۴ نفر اینجا دارم.‬

372
00:15:10,340 --> 00:15:12,035
‫تقریباً ۱۰ نفرشون داوطلبن.‬

373
00:15:12,040 --> 00:15:13,465
‫بعدش، فکر کنم شاید...‬

374
00:15:13,470 --> 00:15:15,270
‫این طرفا شانس بیاریم.‬

375
00:15:15,300 --> 00:15:17,385
‫سلام آقایون. ببخشید، اینجا برای
‫عملیات جست‌وجو بسته شده.‬

376
00:15:17,390 --> 00:15:19,035
‫ببین، دوتا از بچه‌های گمشده،‬

377
00:15:19,040 --> 00:15:20,915
‫اهل ددواتر هستن، واسه
‫همین می‌خوایم کمک کنیم.‬

378
00:15:20,920 --> 00:15:23,435
‫فهمیدم. خب، چندتا معاون اینجا
‫هستن که می‌تونید باهاشون هماهنگ کنید.‬

379
00:15:23,440 --> 00:15:26,307
‫و می‌تونیم شما رو هم به
‫محدوده‌ی جست‌وجو اضافه کنیم.‬

380
00:15:29,270 --> 00:15:30,875
‫تو بچه‌ی الروی ادواردزی؟‬

381
00:15:30,880 --> 00:15:32,220
‫پدرم رو می‌شناسی؟‬

382
00:15:32,400 --> 00:15:34,020
‫اسم و رسمش رو شنیدم.‬

383
00:15:34,970 --> 00:15:36,665
‫دوستم بیل دامدار بود.‬

384
00:15:36,670 --> 00:15:38,235
‫اون و الروی با هم خیلی
‫صمیمی بودن، واسه همین...‬

385
00:15:38,240 --> 00:15:39,570
‫من وس فاکس هستم.‬

386
00:15:39,980 --> 00:15:42,275
‫فکر کردم شناختمت. تو
‫بابای میکی هستی، درسته؟‬

387
00:15:42,280 --> 00:15:44,235
‫- آره.‬
‫- آه، باعث افتخاره.‬

388
00:15:44,240 --> 00:15:46,235
‫و تو تری راک رو اداره می‌کنی.‬

389
00:15:46,240 --> 00:15:48,025
‫بهش می‌گن اردوگاه زندانی‌ها.

390
00:15:48,030 --> 00:15:50,675
‫- اوه، ما اینطوری صداش نمی‌کنیم.‬
‫- می‌دونی من بهش چی می‌گم؟‬

391
00:15:50,680 --> 00:15:52,245
‫من بهش می‌گم بردگیِ قانونیِ دولتی.‬

392
00:15:52,250 --> 00:15:54,595
‫- ببخشید؟‬
‫- شنیدی چی گفتم.‬

393
00:15:54,600 --> 00:15:57,465
‫فکر نکنم اصلاً بدونی تری راک چیه.‬

394
00:15:57,470 --> 00:15:59,605
‫می‌فهمم که وقتی این برفا آب
‫بشن، ردپای ما هم پاک می‌شه.‬

395
00:15:59,610 --> 00:16:01,475
‫اون اردگاه لعنتیت رو هم خوب می‌شناسم.‬

396
00:16:01,480 --> 00:16:03,350
‫باشه، خوشحالم که می‌فهمی.‬

397
00:16:03,440 --> 00:16:05,175
‫ولی من اینجا دارم عملیات
‫جست‌وجو انجام می‌دم.‬

398
00:16:05,180 --> 00:16:06,785
‫من جزو اون زندانی‌های
‫غل‌وزنجیر شده‌ت نیستم،‬

399
00:16:06,790 --> 00:16:08,605
‫- پس حق نداری بهم دستور بدی.‬
‫- آدم‌های من‬

400
00:16:08,610 --> 00:16:10,135
‫توی تری راک توی غل‌وزنجیر نیستن.‬

401
00:16:10,140 --> 00:16:11,745
‫توی تری راک، ما تیمی کار می‌کنیم و همه‌مون‬

402
00:16:11,750 --> 00:16:14,265
‫توی یه جهت قدم برمی‌داریم،
‫درست مثل همین تیم جست‌وجو.‬

403
00:16:14,270 --> 00:16:15,875
‫پس اگه می‌خوای سرخود عمل کنی،‬

404
00:16:15,880 --> 00:16:17,225
‫ممکنه یه چیز مهم رو از قلم بندازی.‬

405
00:16:17,230 --> 00:16:20,660
‫مثل خونِ روی اون برگ‌های اونجا؟‬

406
00:16:25,346 --> 00:16:26,129
‫لعنتی.‬

407
00:16:26,487 --> 00:16:28,675
‫ما از تمام ساکنین اجواتر خواهش می‌کنیم...‬

408
00:16:28,680 --> 00:16:29,895
‫- و این چه ساعتی بود؟‬
‫- ...هر چیز غیرعادی...‬

409
00:16:29,900 --> 00:16:30,830
‫۴:۴۵. باشه.‬

410
00:16:31,269 --> 00:16:34,070
‫ممنون که تماس گرفتید.‬

411
00:16:39,730 --> 00:16:42,685
‫تا اینجا، گزارش‌هایی داشتم
‫که بچه‌ها رو توی شهر دیدن،‬

412
00:16:42,690 --> 00:16:45,425
‫توی «میت آپ» و، اوه
‫آره، مرکز خرید «وودبریج».‬

413
00:16:45,430 --> 00:16:47,085
‫اونجا سال‌هاست که بسته شده.‬

414
00:16:47,090 --> 00:16:48,785
‫داشتن توی پارکینگ «مواد می‌زدن».‬

415
00:16:48,790 --> 00:16:51,875
‫یادداشتش کن. هیچ‌وقت نمی‌دونی
‫کدوم گزارش ممکنه به درد بخوره.‬

416
00:16:51,880 --> 00:16:53,745
‫پس فعلاً، خودمونیم و خودمون.‬

417
00:16:53,750 --> 00:16:55,835
‫اف‌.بی‌.آی یه تیم اعزام
‫سریع برای کودک‌ربایی داره،‬

418
00:16:55,840 --> 00:16:58,315
‫ولی اونا دارن روی یه پرونده
‫توی سن‌دیگو کار می‌کنن.‬

419
00:16:58,320 --> 00:17:01,315
‫پس در حال حاضر، این بچه‌ها فقط ما رو دارن.‬

420
00:17:01,320 --> 00:17:03,055
‫میکی؟ خط سه.‬

421
00:17:03,060 --> 00:17:05,870
‫یه آدم‌ربای دیگه می‌خواد
‫با کلانتر صحبت کنه.‬

422
00:17:06,890 --> 00:17:08,935
‫سلام، کلانتر میکی فاکس هستم.‬

423
00:17:08,940 --> 00:17:10,655
‫با کی دارم صحبت می‌کنم؟‬

424
00:17:10,660 --> 00:17:13,109
‫می‌تونی بهم بگی دونالد، مثل دونالد داک.‬

425
00:17:13,456 --> 00:17:14,796
‫چون من میکی‌ام؟‬

426
00:17:14,900 --> 00:17:16,010
‫مثل میکی‌ماوس؟‬

427
00:17:16,990 --> 00:17:19,245
‫بسیار خب دونالد، قبل
‫از اینکه بیشتر حرف بزنیم،‬

428
00:17:19,250 --> 00:17:20,595
‫باید بدونم که حال بچه‌ها خوبه.‬

429
00:17:20,600 --> 00:17:21,807
‫اونا زنده‌ان.‬

430
00:17:22,048 --> 00:17:23,555
‫و اگه می‌خوای همین‌طوری بمونن،‬

431
00:17:23,560 --> 00:17:25,940
‫باید ۲.۶ میلیون دلار به ما بدی.‬

432
00:17:29,830 --> 00:17:31,565
‫تو اهل این طرفا نیستی، نه دونالد؟‬

433
00:17:31,570 --> 00:17:33,695
‫- این کار رو نکن کلانتر.‬
‫- اجواتر شهر ثروتمندی نیست.‬

434
00:17:33,700 --> 00:17:34,955
‫این پدر و مادرا همچین پولی ندارن.‬

435
00:17:34,960 --> 00:17:36,120
‫شهرستان داره.‬

436
00:17:36,350 --> 00:17:38,355
‫اینا بچه‌های اجواتر هستن،‬

437
00:17:38,360 --> 00:17:40,135
‫و اگه اجواتر می‌خواد اونا رو
‫زنده ببینه، شهرستان پول رو می‌ده.‬

438
00:17:40,140 --> 00:17:42,225
‫پول نقد رو جور کنید.‬

439
00:17:42,230 --> 00:17:43,795
‫دوباره زنگ می‌زنم و می‌گم چیکار کنید.‬

440
00:17:43,800 --> 00:17:45,015
‫فکر نکنم متوجه باشی...‬

441
00:17:45,020 --> 00:17:46,445
‫فکر نکنم تو متوجه باشی!‬

442
00:17:46,450 --> 00:17:48,495
‫این بچه‌ها رو تیکه‌تیکه می‌کنم!‬

443
00:17:48,500 --> 00:17:50,250
‫می‌فهمی چی می‌گم کلانتر؟‬

444
00:17:52,940 --> 00:17:55,119
‫من مدرک می‌خوام، دونالد.‬

445
00:17:56,510 --> 00:17:58,115
‫اگه اون‌طوری که می‌گی بچه‌ها پیشتن،‬

446
00:17:58,120 --> 00:18:00,725
‫باید بهم ثابت کنی که زنده‌ان.‬

447
00:18:00,730 --> 00:18:02,180
‫همین الانشم داریش.‬

448
00:18:10,430 --> 00:18:11,815
‫اوه خدای من، این...‬

449
00:18:11,820 --> 00:18:14,960
‫- بچه‌ها هستن.‬
‫- بندازش روی صفحه‌ی بزرگ.‬

450
00:18:22,050 --> 00:18:24,260
‫کلانتر. زمانِ ویدیو رو نگاه کن.‬

451
00:18:28,890 --> 00:18:31,040
‫دارن این رو زنده پخش می‌کنن.‬

452
00:18:41,250 --> 00:18:42,635
‫تونستید پخش زنده رو ردیابی کنید؟‬

453
00:18:42,640 --> 00:18:45,155
‫هنوز نه. آدم‌رباها دارن از یه
‫سرور فرعی استفاده می‌کنن.‬

454
00:18:45,160 --> 00:18:46,895
‫متخصص‌های ما رو بدجوری سر کار گذاشتن.‬

455
00:18:46,900 --> 00:18:48,505
‫همین الان تماسم با حسابرس تموم شد.‬

456
00:18:48,510 --> 00:18:51,425
‫جواب کوتاهش اینه که آره،‬
‫شهرستان پول کافی داره‬

457
00:18:51,430 --> 00:18:53,775
‫توی صندوق ذخیره‌ی اضطراری‬
‫برای پرداخت باج داره.‬

458
00:18:53,780 --> 00:18:56,085
‫ولی اون اجازه نداره‬
‫که پول رو تحویل بده.‬

459
00:18:56,090 --> 00:18:58,085
‫هیئت ناظران‬
‫همین الان دارن تشکیل جلسه می‌دن.‬

460
00:18:58,090 --> 00:18:59,515
‫پرداخت باج‬
‫انتخاب اول من نیست،‬

461
00:18:59,520 --> 00:19:01,345
‫ولی باید پول رو آماده کنیم‬
‫که اگه لازم شد داشته باشیم.‬

462
00:19:01,350 --> 00:19:02,745
‫رسانه‌ها دارن پیگیری می‌کنن.‬

463
00:19:02,750 --> 00:19:04,045
‫- می‌خوای چیزی بگی؟‬
‫- نه.‬

464
00:19:04,050 --> 00:19:05,355
‫ما تنها کسایی هستیم‬
‫که از این پخش زنده خبر داریم.‬

465
00:19:05,360 --> 00:19:06,305
‫بذار همین‌طوری بمونه.‬

466
00:19:06,310 --> 00:19:07,940
‫در مورد والدین چی؟‬

467
00:19:21,070 --> 00:19:23,233
‫نه. من بهشون سر می‌زنم.‬

468
00:19:23,246 --> 00:19:26,506
‫ولی فعلاً بذار این موضوع‬
‫بین خودمون بمونه.‬

469
00:19:29,600 --> 00:19:30,700
‫اون چیه؟‬

470
00:19:31,735 --> 00:19:32,955
‫اون لرزش؟‬

471
00:19:34,650 --> 00:19:36,920
‫ببین، هر از گاهی پیش می‌آد.‬

472
00:19:37,260 --> 00:19:40,345
‫هنک، می‌خوام یه لیست تهیه کنی‬
‫از تمام کارگاه‌های ساختمونی،‬

473
00:19:40,350 --> 00:19:42,785
‫تقاطع‌های راه‌آهن‬
‫و اردوگاه‌های چوب‌بری.‬

474
00:19:42,790 --> 00:19:44,345
‫هر جایی که ماشین‌آلات سنگین داره.‬

475
00:19:44,350 --> 00:19:45,695
‫بعدش می‌خوام معاون‌ها‬
‫به اون جاها سر بزنن.‬

476
00:19:45,700 --> 00:19:46,570
‫چشم، رئیس.‬

477
00:19:52,194 --> 00:19:53,064
‫این‌جا رو.‬

478
00:19:54,840 --> 00:19:56,145
‫یه شاخه‌ی شکسته‌شده.‬

479
00:19:56,150 --> 00:19:58,130
‫الروی بهت ردیابی یاد داده؟‬

480
00:19:58,190 --> 00:20:00,715
‫خب، بعضی وقتا،‬
‫گوساله‌ها از حصار‬

481
00:20:00,720 --> 00:20:03,235
‫سیم‌خاردار می‌زدن بیرون‬
‫و اون منو می‌فرستاد پیداشون کنم.‬

482
00:20:03,240 --> 00:20:05,365
‫بعدش هم تصمیم گرفت‬
‫ده سال باهام حرف نزنه.‬

483
00:20:05,370 --> 00:20:07,243
‫می‌دونم چه حسی داره.‬

484
00:20:07,254 --> 00:20:09,505
‫- بابات باهات قطع رابطه کرد؟‬
‫- نه، دخترم.‬

485
00:20:09,510 --> 00:20:11,285
‫وقتی چند بار‬
‫می‌افتی زندان،‬

486
00:20:11,290 --> 00:20:13,635
‫یهو بچه‌ت دیگه نمی‌خواد‬
‫باهات حرف بزنه.‬

487
00:20:13,640 --> 00:20:16,905
‫قضیه مال دهه‌ی ۹۰ئه، وقتی فدرال‌ها‬
‫به اون مزرعه‌ها پاتک زدن؟‬

488
00:20:16,910 --> 00:20:19,775
‫دهه‌ی ۹۰؟ لعنتی، هنوزم واسه‬
‫کاشت ماری‌جوانا می‌ری زندان.‬

489
00:20:19,780 --> 00:20:21,905
‫همون‌طور که می‌دونی، هنوزم از زندانی‌ها‬
‫سوءاستفاده می‌شه.‬

490
00:20:21,910 --> 00:20:23,865
‫باشه، تو اصلاً نمی‌دونی‬
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی.‬

491
00:20:23,870 --> 00:20:27,655
‫خیلی خب، ببین، تری راک‬
‫بی‌نقص نیست. می‌دونم نیست.‬

492
00:20:27,660 --> 00:20:30,955
‫ولی می‌دونی، آدم‌های من،‬
‫یه سری مهارت یاد می‌گیرن،‬

493
00:20:30,960 --> 00:20:33,005
‫می‌تونن مدت‬
‫محکومیت‌شون رو کم کنن‬

494
00:20:33,010 --> 00:20:35,445
‫- و ما با هم برای اجواتر کار می‌کنیم.‬
‫- «ما».‬

495
00:20:35,450 --> 00:20:36,407
‫«ما».‬

496
00:20:36,670 --> 00:20:38,055
‫اگه اشتباه می‌کنم بگو،‬

497
00:20:38,060 --> 00:20:41,320
‫ولی تو حقوق می‌گیری‬
‫و اونا نمی‌گیرن، پس...‬

498
00:20:43,720 --> 00:20:45,885
‫آتش‌نشانی کالیفرنیا! کی اون‌جاست؟‬

499
00:20:45,890 --> 00:20:48,065
‫اوه، خدایا شکرت. لطفاً...‬

500
00:20:48,070 --> 00:20:50,110
‫کمکم کنید. لطفاً کمکم کنید.‬

501
00:20:51,460 --> 00:20:53,025
‫- باید بهم کمک کنید.‬
‫- آره، حتماً.‬

502
00:20:53,030 --> 00:20:54,675
‫مشکلی نیست. بیا.‬
‫بشین، بشین این‌جا.‬

503
00:20:54,680 --> 00:20:56,595
‫بیا،‬
‫حالت خوب می‌شه.‬

504
00:20:56,600 --> 00:20:58,375
‫اسمت رو بهم بگو‬
‫و بگو چه اتفاقی واسه بازوت افتاده.‬

505
00:20:58,380 --> 00:21:01,075
‫کندیس. من راننده‌ی اتوبوسم.‬
‫وای خدای من، بچه‌ها.‬

506
00:21:01,080 --> 00:21:02,945
‫حالشون خوبه؟‬
‫صدای انفجار شنیدم.‬

507
00:21:02,950 --> 00:21:05,207
‫نه، همه‌چی درست می‌شه.‬
‫کلانتر داره دنبالشون می‌گرده.‬

508
00:21:05,212 --> 00:21:07,775
‫- این زخم گلوله‌ست.‬
‫- دو نفر بودن.‬

509
00:21:07,780 --> 00:21:09,785
‫تفنگ و ماسک داشتن،‬
‫اتوبوس رو دزدیدن،‬

510
00:21:09,790 --> 00:21:11,735
‫و مجبورم کردن تا این‌جا رانندگی کنم.‬

511
00:21:11,740 --> 00:21:14,305
‫بعدش همه‌ی بچه‌ها رو‬
‫سوار یه کامیون کردن.‬

512
00:21:14,310 --> 00:21:16,095
‫می‌دونستم باید برم کمک بیارم،‬
‫واسه همین فرار کردم.‬

513
00:21:16,100 --> 00:21:17,445
‫بعدش یه صدایی شنیدم،‬

514
00:21:17,450 --> 00:21:18,875
‫و فهمیدم که‬
‫بهم شلیک کردن و...‬

515
00:21:18,880 --> 00:21:20,705
‫و من... مطمئن نبودم‬
‫که امن باشه،‬

516
00:21:20,710 --> 00:21:23,275
‫واسه همین قایم شده بودم‬
‫تا یکی بیاد.‬

517
00:21:23,280 --> 00:21:25,885
‫- باید به میکی خبر بدیم.‬
‫- باشه کندیس، خیلی شانس آوردی،‬

518
00:21:25,890 --> 00:21:27,975
‫چون این فقط یه زخم سطحی‌ئه،‬
‫به استخونت نخورده.‬

519
00:21:27,980 --> 00:21:29,455
‫می‌تونی راه بری؟‬

520
00:21:29,460 --> 00:21:30,715
‫باشه، بیا بلند شیم.‬

521
00:21:30,720 --> 00:21:32,620
‫- عجله نکن.‬
‫- باشه.‬

522
00:21:40,080 --> 00:21:42,115
‫رفیقمون این‌جاست.‬

523
00:21:44,120 --> 00:21:46,035
‫همین‌جا بمون، باشه؟‬
‫من می‌رم باهاش حرف بزنم.‬

524
00:21:46,040 --> 00:21:47,735
‫اوه، اوه، نه.‬
‫بی‌خیالش شو مرد.‬

525
00:21:47,740 --> 00:21:49,525
‫- بون.‬
‫- نه.‬

526
00:21:49,560 --> 00:21:51,012
‫امکان نداره، لئونی.‬

527
00:21:51,017 --> 00:21:53,056
‫می‌گی این یارو بلده‬
‫بمب‌های کنترل از راه دور بسازه؟‬

528
00:21:53,062 --> 00:21:55,941
‫از کجا معلوم،‬
‫شاید همین یکی رو هم اون ساخته باشه.‬

529
00:21:56,140 --> 00:21:58,265
‫گوش کن، این یارو به من اعتماد داره.‬

530
00:21:58,270 --> 00:21:59,745
‫می‌تونم راضیش کنم بیاد‬
‫اداره کلانتری و با تو‬

531
00:21:59,750 --> 00:22:02,095
‫و میکی حرف بزنه،‬
‫ولی باید بذاری من این‌جا کارم رو بکنم.‬

532
00:22:02,100 --> 00:22:04,755
‫بون. جدی می‌گم مرد.‬

533
00:22:06,360 --> 00:22:07,230
‫دو دقیقه،‬

534
00:22:07,410 --> 00:22:09,210
‫بعدش من می‌آم اون‌جا.‬

535
00:22:10,320 --> 00:22:12,810
‫♪ بعد از این همه وقت،‬
‫من هنوز...‬ ♪

536
00:22:13,330 --> 00:22:13,968
‫سلام.‬

537
00:22:19,900 --> 00:22:22,390
‫اوم، نوشابه خوبه.‬
‫ممنون.‬

538
00:22:26,300 --> 00:22:27,188
‫مرسی.‬

539
00:22:27,650 --> 00:22:29,570
‫♪ اوه، چه دوران خوبی بود...‬ ♪

540
00:22:33,000 --> 00:22:40,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

541
00:22:43,541 --> 00:22:44,411
‫تکون نخور.‬

542
00:22:51,280 --> 00:22:52,755
‫معلومه واقعاً بهت اعتماد داره.‬

543
00:22:52,760 --> 00:22:53,681
‫می‌دونستم.‬

544
00:22:53,933 --> 00:22:57,112
‫همون لحظه‌ای که اون مدل موت رو دیدم،‬
‫فهمیدم پلیسی.‬

545
00:22:57,550 --> 00:23:00,980
‫می‌دونی، فکر کنم‬
‫دارم بهتر می‌شم.‬

546
00:23:06,640 --> 00:23:07,855
‫دارم بهت می‌گم،‬
‫من هیچ نقشی نداشتم‬

547
00:23:07,860 --> 00:23:09,205
‫با اون آدم‌ربایی.‬

548
00:23:09,210 --> 00:23:11,120
‫پس چرا زدی تو گوشِ بُدی؟‬

549
00:23:11,430 --> 00:23:12,995
‫هرچقدرم که وسوسه‌کننده باشه.‬

550
00:23:13,000 --> 00:23:14,335
‫پنج سال حبس کشیدم چون‬

551
00:23:14,340 --> 00:23:15,645
‫مواد منفجره‌ی غیرقانونی می‌ساختم.‬

552
00:23:15,650 --> 00:23:17,215
‫حالا پلیس‌ها می‌خوان باهام حرف بزنن‬

553
00:23:17,220 --> 00:23:19,215
‫اونم درست همون روزی‬
‫که یه اتوبوس مدرسه منفجر شده؟‬

554
00:23:19,220 --> 00:23:20,565
‫فکر نکنم اوضاع به نفعم پیش بره.‬

555
00:23:20,570 --> 00:23:23,045
‫آمونیوم نیترات، چاشنیِ موبایلی.‬

556
00:23:23,050 --> 00:23:25,695
‫- این سبکِ مخصوصِ خودته.‬
‫- بعضی وقتا مردم میان سراغم،‬

557
00:23:25,700 --> 00:23:27,435
‫می‌خوان بدونن چطوری از
‫محصولاتشون محافظت کنن،‬

558
00:23:27,440 --> 00:23:28,575
‫یا وقتی کسب‌وکارشون‬
‫«اتفاقی» آتیش می‌گیره،‬

559
00:23:28,580 --> 00:23:30,445
‫چطوری خسارتِ بیمه بگیرن.‬

560
00:23:30,450 --> 00:23:32,185
‫- تو بهشون یاد می‌دی‬ چطوری بمب بسازن.‬
‫- اینو تو گفتی.‬

561
00:23:32,190 --> 00:23:33,965
‫- نه من.‬
‫- چرا چندتا اسم بهمون نمی‌دی؟‬

562
00:23:33,970 --> 00:23:35,470
‫وگرنه به افسرِ ناظرت زنگ می‌زنم‬

563
00:23:35,475 --> 00:23:37,055
‫و بهش می‌گم که نمی‌تونی خودتو معرفی کنی،‬

564
00:23:37,060 --> 00:23:39,109
‫چون به خاطر ضرب‌وشتم و
‫این‌جور چیزا بازداشت می‌شی.‬

565
00:23:39,758 --> 00:23:40,568
‫ببین...‬

566
00:23:40,980 --> 00:23:44,105
‫اسم‌هاشون رو نمی‌دونم، چون نپرسیدم،‬

567
00:23:44,110 --> 00:23:48,065
‫ولی چند هفته پیش، دوتا مرد اومدن دیدنم.‬

568
00:23:48,070 --> 00:23:50,855
‫یه یاروی مو بلند و یه نفر
‫دیگه که روی ویلچر بود.‬

569
00:23:50,860 --> 00:23:52,505
‫می‌خواستن بدونن چطوری بمب بسازن؟‬

570
00:23:52,510 --> 00:23:53,635
‫راستش، خودشون بلد بودن.‬

571
00:23:53,640 --> 00:23:55,075
‫می‌دونی، اون یارو که روی ویلچر بود،‬

572
00:23:55,080 --> 00:23:56,775
‫کاملاً به قضیه مسلط بود.‬

573
00:23:56,780 --> 00:23:57,650
‫باهوش بود.‬

574
00:23:58,973 --> 00:24:00,995
‫نه، فقط می‌خواستن بدونن
‫مواد اولیه رو از کجا گیر بیارن...‬

575
00:24:01,000 --> 00:24:03,215
‫آمونیوم نیترات و بقیه‌ی چیزا رو...‬

576
00:24:03,220 --> 00:24:05,080
‫طوری که ردی ازشون نمونه.‬

577
00:24:06,790 --> 00:24:09,435
‫خب، بابام و ایو راننده‌ی
‫اتوبوس رو پیدا کردن.‬

578
00:24:09,440 --> 00:24:11,305
‫اون به دوتا مرد اشاره
‫کرد که سوار اتوبوس شدن،‬

579
00:24:11,310 --> 00:24:12,705
‫ولی حرفی از ویلچر نزد.‬

580
00:24:12,710 --> 00:24:14,055
‫پس شاید اونایی که سراغِ فائوستو رفتن،‬

581
00:24:14,060 --> 00:24:15,342
‫آدم‌های ما نباشن.‬

582
00:24:15,347 --> 00:24:16,386
‫یا شایدم بیشتر از دو نفر باشن.‬

583
00:24:16,710 --> 00:24:18,705
‫- آره.‬
‫- صبر کن، آمونیوم نیترات‬

584
00:24:18,710 --> 00:24:20,145
‫توی کودِ شیمیایی پیدا می‌شه.‬

585
00:24:20,150 --> 00:24:21,715
‫خریدش قانون داره. اگه بخوای بخریش،‬

586
00:24:21,720 --> 00:24:23,275
‫باید کلِ این پروسه رو طی کنی.‬

587
00:24:23,280 --> 00:24:24,801
‫من آمارِ تامین‌کننده‌های
‫کشاورزی رو درمی‌آرم.‬

588
00:24:24,806 --> 00:24:26,415
‫نه خرده‌فروش‌های بزرگ، چون
‫اونا معمولاً قانون رو رعایت می‌کنن،‬

589
00:24:26,420 --> 00:24:28,155
‫بلکه اونایی که تکی کار می‌کنن. اوم...‬

590
00:24:28,160 --> 00:24:29,245
‫شاید یه اسمی پیدا کنم.‬

591
00:24:29,250 --> 00:24:29,710
‫باشه.‬

592
00:24:34,160 --> 00:24:35,725
‫واقعاً مدلِ موهام مثلِ پلیس‌هاست؟‬

593
00:24:35,730 --> 00:24:36,780
‫خداحافظ، بون.‬

594
00:24:41,633 --> 00:24:43,775
‫می‌دونم. می‌خوای برم
‫به پدر و مادرها سر بزنم.‬

595
00:24:43,780 --> 00:24:45,125
‫همین‌جا سرِ جاده‌ان.‬

596
00:24:45,130 --> 00:24:47,255
‫کلِ شهر برای حمایت اومدن.‬

597
00:24:47,260 --> 00:24:48,605
‫چیزی ندارم که بهشون نشون بدم.‬

598
00:24:48,610 --> 00:24:50,745
‫میکی، تو داری تمامِ تلاشت رو می‌کنی.‬

599
00:24:50,750 --> 00:24:53,203
‫همین که اونجا باشی، خودش خیلی ارزش داره.‬

600
00:25:05,065 --> 00:25:07,515
‫بچه‌هامون رو به سلامت به خونه برگردون

601
00:25:13,070 --> 00:25:14,855
‫من هنوز چیزی ندارم‬

602
00:25:14,860 --> 00:25:16,545
‫که باهاتون در میون
‫بذارم، ولی بدونید که پرونده‬

603
00:25:16,550 --> 00:25:17,924
‫داره جلو می‌ره و من به زودی‬

604
00:25:17,929 --> 00:25:20,450
‫- خبرهایی براتون دارم.‬
‫- دیگه حالم از این وضعیت به هم می‌خوره.‬

605
00:25:20,455 --> 00:25:23,374
‫اگه چیزی می‌دونید، باید به ما بگید.‬

606
00:25:23,650 --> 00:25:25,605
‫کلانتر؟ اسمِ من برد الکینزه.‬

607
00:25:25,610 --> 00:25:27,125
‫برای شهرستان کار می‌کنم.‬
‫می‌تونم چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟‬

608
00:25:27,130 --> 00:25:28,290
‫بله. با اجازه.‬

609
00:25:31,390 --> 00:25:33,605
‫راستش، فقط نمی‌خواستم جلوی‬

610
00:25:33,610 --> 00:25:34,785
‫بقیه‌ی والدین چیزی بگم.‬

611
00:25:34,790 --> 00:25:36,615
‫من توی دفترِ حسابرسی کار می‌کنم.‬

612
00:25:36,620 --> 00:25:38,785
‫فقط می‌خواستم بهتون اطلاع
‫بدم که شهرستان با پرداختِ‬

613
00:25:38,790 --> 00:25:40,745
‫پولِ باج موافقت کرده،
‫هر وقت که بهش نیاز داشتید.‬

614
00:25:40,750 --> 00:25:42,665
‫خیلی کمک می‌کنه. ممنونم.‬

615
00:25:42,670 --> 00:25:44,405
‫- الان پول‌ها کجاست؟‬
‫- توی بانکِ ایالتیِ اجواتر.‬

616
00:25:44,410 --> 00:25:47,445
‫هماهنگ می‌کنم که معاون‌هام
‫منتقلش کنن به دفترِ من.‬

617
00:25:47,450 --> 00:25:49,000
‫- ممنونم.‬
‫- آره.‬

618
00:25:50,590 --> 00:25:52,270
‫اوضاع چطوره؟‬

619
00:25:56,850 --> 00:25:58,100
‫سلام، وس.‬

620
00:25:58,460 --> 00:25:58,860
‫سلام.‬

621
00:25:59,940 --> 00:26:01,595
‫خوشحالم که تونستی بیای.‬

622
00:26:01,600 --> 00:26:03,595
‫آره، شنیدم مردم دارن جمع می‌شن.‬

623
00:26:03,600 --> 00:26:06,380
‫به نظرم کارِ درست همین بود.‬

624
00:26:06,520 --> 00:26:07,537
‫هی، ایو.‬

625
00:26:07,780 --> 00:26:10,551
‫کشیش بیتس دنبالت می‌گشت.‬

626
00:26:10,556 --> 00:26:13,746
‫آره، اون زنگ زد و ازم خواست که آواز بخونم.‬

627
00:26:21,580 --> 00:26:23,485
‫بینِ تو و ایو چه خبره؟‬

628
00:26:23,490 --> 00:26:24,070
‫هیچی.‬

629
00:26:29,450 --> 00:26:31,540
‫من فقط گفتم که تری راک‬

630
00:26:31,630 --> 00:26:35,240
‫زندانی‌ها رو در ازای پولِ
‫ناچیزی به خطر می‌ندازه.‬

631
00:26:35,410 --> 00:26:36,755
‫اونم خوشش نیومد، واسه همین...‬

632
00:26:36,760 --> 00:26:38,635
‫تری راک برنامه‌ی خیلی خوبیه، وس.‬

633
00:26:38,640 --> 00:26:40,350
‫برای دولت خوبه، نه برای زندانی‌ها.‬

634
00:26:40,355 --> 00:26:43,304
‫- تری راک بُدی رو بهم برگردوند.‬
‫- بی‌خیال شارون.‬

635
00:26:43,310 --> 00:26:46,630
‫بُدی به خاطرِ تو و وینس آدم شد.‬

636
00:26:46,950 --> 00:26:50,905
‫می‌دونی که دوستت دارم وسلی فاکس،‬
‫ولی توی این مورد کاملاً در اشتباهی.‬

637
00:26:50,910 --> 00:26:53,555
‫بُدی نمی‌تونست خودش رو
‫بابتِ کاری که کرده بود ببخشه.‬

638
00:26:53,560 --> 00:26:55,255
‫و بعدش رفت به تری راک،‬

639
00:26:55,260 --> 00:26:58,175
‫و واقعاً سخت تلاش کرد‬
‫و به جامعه‌ش خدمت کرد.‬

640
00:26:58,180 --> 00:27:00,955
‫و توی مانی و بقیه،‬
‫یه راهِ نجات پیدا کرد.‬

641
00:27:00,960 --> 00:27:03,000
‫و تونست خودشو ببخشه.‬

642
00:27:03,180 --> 00:27:05,510
‫اینطوری شد که بچه‌م برگشت خونه.‬

643
00:27:06,270 --> 00:27:07,080
‫تری راک.‬

644
00:27:17,330 --> 00:27:18,059
‫سلام.‬

645
00:27:18,974 --> 00:27:20,623
‫- سلام.‬
‫- اممم...‬

646
00:27:20,628 --> 00:27:25,139
‫قدیما، هر وقت که‬
‫گیتارِ وینس می‌اومد وسط،‬

647
00:27:25,290 --> 00:27:26,870
‫منم گیتارمو می‌آوردم.‬

648
00:27:27,541 --> 00:27:30,205
‫می‌دونی که بابت این کار‬
‫پولی بهت نمی‌دن، نه؟‬

649
00:27:30,210 --> 00:27:32,645
‫ای، مطمئنم یه چیزِ‬
‫باارزشی پیدا می‌کنم.‬

650
00:27:32,650 --> 00:27:33,443
‫هممم.‬

651
00:27:46,920 --> 00:27:49,445
‫♪ اگه بهت احتیاج داشتم‬ ♪

652
00:27:49,450 --> 00:27:52,823
‫♪ پیشم می‌اومدی؟‬ ♪

653
00:27:52,840 --> 00:27:55,795
‫♪ پیشم می‌اومدی‬ ♪

654
00:27:55,800 --> 00:27:59,680
‫♪ و دردمو تسکین می‌دادی؟‬ ♪

655
00:28:00,286 --> 00:28:03,096
‫♪ اگه بهم احتیاج داشتی‬ ♪

656
00:28:03,110 --> 00:28:06,610
‫♪ پیشت می‌اومدم‬ ♪

657
00:28:06,640 --> 00:28:08,855
‫♪ از دریاها رد می‌شدم‬ ♪

658
00:28:08,860 --> 00:28:13,270
‫♪ تا دردت رو تسکین بدم‬ ♪

659
00:28:13,690 --> 00:28:16,775
‫♪ خب، توی شب‌های بی‌کسی‬ ♪

660
00:28:16,780 --> 00:28:19,645
‫♪ آه، صبح متولد می‌شه‬ ♪

661
00:28:19,650 --> 00:28:22,825
‫♪ و صبح می‌درخشه‬ ♪

662
00:28:22,830 --> 00:28:27,054
‫♪ با نورِ عشق‬ ♪

663
00:28:27,440 --> 00:28:30,135
‫♪ و طلوع خورشید رو از دست می‌دی‬ ♪

664
00:28:30,140 --> 00:28:33,870
‫♪ اگه چشماتو ببندی‬ ♪

665
00:28:34,075 --> 00:28:38,656
‫♪ و این قلبمو‬ ♪
‫♪ دو تیکه می‌کنه...‬ ♪

666
00:28:38,661 --> 00:28:40,835
‫این یه مراسم شب‌زنده‌داری
‫برای بچه‌های گمشده‌ست.‬

667
00:28:40,840 --> 00:28:43,423
‫♪ اگه بهت احتیاج داشتم...‬ ♪

668
00:28:43,428 --> 00:28:45,535
‫فقط طعمه رو نگیر، شِر.‬
‫ولش کن.‬

669
00:28:45,540 --> 00:28:46,545
‫♪ پیشم می‌اومدی؟‬ ♪

670
00:28:46,550 --> 00:28:49,842
‫♪ پیشم می‌اومدی‬ ♪

671
00:28:49,850 --> 00:28:53,372
‫♪ و دردمو تسکین می‌دادی؟‬ ♪

672
00:28:54,160 --> 00:28:57,115
‫♪ اگه بهم احتیاج داشتی‬ ♪

673
00:28:57,120 --> 00:28:59,815
‫♪ - پیشت می‌اومدم...‬ ♪
‫- می‌دونم چه حسی داره‬

674
00:28:59,820 --> 00:29:01,950
‫که آدم بچه اش رو از دست بده.‬

675
00:29:01,955 --> 00:29:03,605
‫وقتی نوه‌م، رایلی رو‬
‫از دست دادم،‬

676
00:29:03,610 --> 00:29:06,195
‫یه چیزی درونم از هم پاشید.‬

677
00:29:07,264 --> 00:29:08,531
‫باید بری.‬

678
00:29:08,536 --> 00:29:10,785
‫متأسفم،‬
‫لازم نیست هیچ کاری بکنم.‬

679
00:29:10,790 --> 00:29:12,135
‫اینجا جامعه‌ی منم هست،‬
‫می‌دونی که.‬

680
00:29:12,140 --> 00:29:13,565
‫حداقل، قبلاً که بود.‬

681
00:29:13,570 --> 00:29:15,225
‫خیلی‌خب، می‌شه این بحث رو‬
‫اینجا راه نندازین؟‬

682
00:29:15,230 --> 00:29:17,615
‫تو اصلاً نمی‌دونی‬
‫اونا دارن چی می‌کشن.‬

683
00:29:17,620 --> 00:29:19,005
‫درسته، ولی تو می‌دونی. یادم رفته بود،‬

684
00:29:19,010 --> 00:29:20,355
‫تو انحصارِ رنج کشیدن رو داری.‬

685
00:29:20,360 --> 00:29:21,965
‫- اوه...‬
‫- خیلی‌خب، بیخیال. یه نفس عمیق بکش.‬

686
00:29:21,970 --> 00:29:24,660
‫♪ و لیل موافقه...‬ ♪

687
00:29:25,190 --> 00:29:29,325
‫اون پدر و مادرا دارن عذاب می‌کشن،‬
‫بعد این خانوم با خیال راحت میاد اینجا‬

688
00:29:29,330 --> 00:29:33,159
‫و بعدش هم، همه‌چیز رو‬
‫به خودش ربط می‌ده.‬

689
00:29:33,290 --> 00:29:36,245
‫- این بی‌رحمانه‌ست.‬
‫- شاید اومده اینجا که ازشون حمایت کنه.‬

690
00:29:36,250 --> 00:29:38,630
‫شاید نقشه‌ی خاصی نداشته باشه.‬

691
00:29:38,640 --> 00:29:41,245
‫وای خدا. بیدار شو میکی.‬
‫معلومه که نقشه داره.‬

692
00:29:41,250 --> 00:29:44,385
‫و بخشی از نقشه‌ش اینه که‬
‫از تو استفاده کنه تا به من برسه.‬

693
00:29:44,390 --> 00:29:45,995
‫نمی‌فهمم تو چی توی اون می‌بینی.‬

694
00:29:46,000 --> 00:29:47,685
‫اون هوای منو داشت، باشه؟‬

695
00:29:47,690 --> 00:29:50,385
‫وقتی با بابام ازدواج کرد،‬
‫من سال‌ها بود که مادر نداشتم.‬

696
00:29:50,390 --> 00:29:53,255
‫از وقتی مامانم مُرد.‬
‫واقعاً بهش احتیاج داشتم.‬

697
00:29:53,260 --> 00:29:55,785
‫داره ازت استفاده می‌کنه‬
‫و تو حتی نمی‌تونی ببینی.‬

698
00:29:55,790 --> 00:29:57,590
‫باشه. من دیگه بزرگ شدم.‬

699
00:29:58,513 --> 00:30:01,558
‫خودم تصمیم می‌گیرم که می‌خوام‬
‫با کی رابطه داشته باشم.‬

700
00:30:01,563 --> 00:30:01,960
‫آره.‬

701
00:30:03,880 --> 00:30:04,925
‫منم همین‌طور.‬

702
00:30:04,930 --> 00:30:07,080
‫این یعنی چی؟‬

703
00:30:08,020 --> 00:30:10,185
‫داشتنِ تو توی زندگیم فوق‌العاده‌ست.‬

704
00:30:10,190 --> 00:30:11,625
‫می‌دونستم که اینو می‌خوام،‬

705
00:30:11,630 --> 00:30:13,675
‫فکر کنم حتی قبل از اینکه‬
‫خودت بدونی اینو می‌خوای، می‌دونستم،‬

706
00:30:13,680 --> 00:30:15,675
‫که دوباره یه خواهر داشته باشم.‬

707
00:30:15,680 --> 00:30:18,379
‫اما اگه نمی‌تونی به خواسته‌ی من‬
‫توی این مورد احترام بذاری، من...‬

708
00:30:18,905 --> 00:30:19,365
‫شِر.‬

709
00:30:27,266 --> 00:30:27,786
‫فاکس هستم.‬

710
00:30:28,210 --> 00:30:29,991
‫پولم رو گیر آوردی؟‬

711
00:30:30,000 --> 00:30:32,865
‫دونالد. با باج‬
‫موافقت شده.‬

712
00:30:32,870 --> 00:30:34,865
‫داریم جورش می‌کنیم.‬

713
00:30:34,870 --> 00:30:36,740
‫با باج موافقت شده؟‬

714
00:30:37,480 --> 00:30:39,710
‫داری سنگ‌اندازی می‌کنی، کلانتر.‬

715
00:30:39,920 --> 00:30:41,435
‫من یه ضمانت می‌خوام.‬

716
00:30:41,440 --> 00:30:43,265
‫از کجا بدونم،‬
‫وقتی باج رو بهت دادم،‬

717
00:30:43,270 --> 00:30:45,315
‫- که بچه‌ها رو آزاد می‌کنی؟‬
‫- واو.‬

718
00:30:45,320 --> 00:30:47,665
‫واقعاً اشتباه متوجه شدی که‬
‫اینجا کی تصمیم گیرنده‌ست.

719
00:30:47,670 --> 00:30:49,535
‫شاید این موضوع‬
‫قضیه رو برات روشن کنه.‬

720
00:30:49,540 --> 00:30:51,054
‫دونالد، صبر کن.‬

721
00:30:51,896 --> 00:30:53,694
‫لینک از مخاطب ناشناس

722
00:30:56,240 --> 00:30:58,110
‫کلانتر داره دروغ می‌گه...‬

723
00:30:58,720 --> 00:31:01,195
‫کلانتر داره بهتون دروغ می‌گه.‬

724
00:31:01,200 --> 00:31:03,765
‫اون داره چیزایی رو درباره‌ی بچه‌هاتون‬
‫ازتون مخفی می‌کنه.‬

725
00:31:03,770 --> 00:31:05,895
‫حقیقت اینه: بچه‌های شما‬

726
00:31:05,900 --> 00:31:08,180
‫فقط چند ساعت دیگه زنده می‌مونن.‬

727
00:31:08,185 --> 00:31:09,905
‫شهرستان پولِ پرداختِ باجِ ما رو داره،‬

728
00:31:09,910 --> 00:31:11,645
‫و کلانتر هم اینو می‌دونه.‬

729
00:31:11,650 --> 00:31:13,170
‫اگه بچه‌هاتون بمیرن،‬

730
00:31:13,210 --> 00:31:15,888
‫خونشون‬ پای اونه.‬

731
00:31:18,310 --> 00:31:19,955
‫- این راسته؟‬
‫- می‌دونی کجان؟‬

732
00:31:19,960 --> 00:31:21,525
‫- چقدر وقته می‌دونی؟‬
‫- چطور تونستی اینو‬ از ما مخفی کنی؟‬

733
00:31:21,530 --> 00:31:22,785
‫باید پول رو بهشون بدید.‬

734
00:31:22,790 --> 00:31:23,745
‫تمام این مدت می‌دونستی‬

735
00:31:23,750 --> 00:31:25,347
‫که زنده‌ان؟‬

736
00:31:27,140 --> 00:31:28,536
‫چطور تونستی؟‬

737
00:31:34,383 --> 00:31:36,172
‫کلانتر داره بهتون دروغ می‌گه.‬

738
00:31:36,600 --> 00:31:38,833
‫داره چیزایی رو درباره‌ی بچه‌هاتون‬
‫ازتون مخفی می‌کنه.‬

739
00:31:39,410 --> 00:31:42,969
‫حقیقت اینه: بچه‌هاتون‬
‫فقط چند ساعت دیگه زنده‌ان.‬

740
00:31:43,200 --> 00:31:44,895
‫شهرستان پولِ باجِ ما رو‬
‫داره که پرداخت کنه...‬

741
00:31:44,900 --> 00:31:46,415
‫یه تصمیمِ لحظه‌ای گرفتی.‬

742
00:31:46,420 --> 00:31:48,025
‫می‌تونستم بهشون بگم بچه‌هاشون‬ زنده‌ان.‬

743
00:31:48,030 --> 00:31:49,685
‫می‌تونستم این امید رو بهشون بدم.‬

744
00:31:49,690 --> 00:31:51,295
‫نه بدونِ اینکه دستمون رو بشه.‬

745
00:31:51,300 --> 00:31:52,635
‫این‌طوری فقط‬
‫مردمو وحشت‌زده می‌کردی.‬

746
00:31:52,640 --> 00:31:54,035
‫- کلانتر داره بهتون دروغ می‌گه...‬
‫- ببین،‬

747
00:31:54,040 --> 00:31:55,465
‫تصمیمِ سختی بود،‬

748
00:31:55,470 --> 00:31:56,645
‫ولی گرفتیش و پاش وایستادی‬

749
00:31:56,650 --> 00:31:58,385
‫واسه همینه که تو، تویی.‬

750
00:31:58,390 --> 00:32:00,695
‫- بچه‌هاتون فقط چند ساعت...‬
‫- محموله‌ی ویژه.‬

751
00:32:00,700 --> 00:32:02,385
‫شهرستان پول رو داره...‬

752
00:32:02,390 --> 00:32:04,371
‫۲.۶ میلیون دلار.‬

753
00:32:04,376 --> 00:32:06,045
‫تا وقتی دونالد زنگ نزنه‬

754
00:32:06,050 --> 00:32:07,525
‫و دستورالعمل نده، این از جلوی چشممون دور نمی‌شه.‬

755
00:32:07,530 --> 00:32:08,690
‫...خونشون‬

756
00:32:08,700 --> 00:32:09,835
‫پای اونه.‬

757
00:32:09,840 --> 00:32:12,000
‫کلانتر داره بهتون دروغ می‌گه.‬

758
00:32:12,320 --> 00:32:13,795
‫داره چیزایی رو ازتون مخفی می‌کنه‬

759
00:32:13,800 --> 00:32:15,965
‫درباره‌ی بچه‌هاتون.‬
‫حقیقت اینه...‬

760
00:32:15,970 --> 00:32:17,495
‫می‌شه اون‬
‫لعنتی رو خاموش کنی؟‬

761
00:32:17,500 --> 00:32:19,625
‫خب...‬
‫ویدیو یه سرنخی بهمون داد.‬

762
00:32:19,630 --> 00:32:21,105
‫شاید صدا هم بتونه کمک کنه.‬

763
00:32:21,110 --> 00:32:22,235
‫بیا به صداهای‬
‫پس‌زمینه گوش بدیم.‬

764
00:32:22,240 --> 00:32:23,885
‫صدای ماشین‌آلات، تجهیزات سنگین.‬

765
00:32:23,890 --> 00:32:26,845
‫شهرستان پولِ باجِ ما رو داره‬
‫که پرداخت کنه،‬

766
00:32:26,850 --> 00:32:28,285
‫و کلانتر هم اینو می‌دونه.‬

767
00:32:28,290 --> 00:32:29,805
‫اگه بچه‌هاتون بمیرن،‬

768
00:32:29,810 --> 00:32:32,226
‫خونشون پای‬ اونه.‬

769
00:32:32,231 --> 00:32:33,945
‫- همم.‬
‫- صدای اضافه‌ای نیست.‬

770
00:32:33,950 --> 00:32:36,425
‫- آره، من که چیزی نمی‌شنوم.‬
‫- من می‌شنوم. گفت:‬

771
00:32:36,430 --> 00:32:39,205
‫«شهرستان پول رو داره»، انگار‬
‫می‌دونه که پول دارن.‬

772
00:32:39,210 --> 00:32:40,995
‫این همون چیزیه که توی‬
‫تماس با منم گفت.‬

773
00:32:41,000 --> 00:32:41,520
‫جینا؟‬

774
00:32:44,740 --> 00:32:46,825
‫وقتی قبلاً با‬
‫مسئولِ حسابرسی حرف زدی،‬

775
00:32:46,830 --> 00:32:49,265
‫بهت گفت چقدر توی‬
‫صندوقِ ذخیره‌ی اضطراری هست؟‬

776
00:32:49,270 --> 00:32:51,695
‫نه. رقمِ بودجه‌ی امسال‬
‫هنوز اعلام نشده.‬

777
00:32:51,700 --> 00:32:52,785
‫باهاش تماس بگیر.‬

778
00:32:52,790 --> 00:32:55,305
‫♪ کنسرت کنارِ دریا‬ ♪

779
00:32:56,060 --> 00:32:58,304
‫♪ من و تو‬ ♪

780
00:32:58,617 --> 00:32:59,863
‫♪ و این...‬ ♪

781
00:33:00,408 --> 00:33:00,988
‫لعنتی.‬

782
00:33:02,150 --> 00:33:02,730
‫اوه...‬

783
00:33:02,905 --> 00:33:05,535
‫وس، اون درِ لعنتی رو باز کن.‬

784
00:33:05,540 --> 00:33:06,935
‫باید درباره‌ی یه چیزی‬

785
00:33:06,940 --> 00:33:08,160
‫باهات حرف بزنم.‬

786
00:33:08,166 --> 00:33:09,395
‫خواهش می‌کنم، وس؟‬

787
00:33:11,900 --> 00:33:12,675
‫♪ جزر و مد رو حس کن...‬ ♪

788
00:33:12,680 --> 00:33:14,025
‫من هیچ پولی ندارم.‬

789
00:33:14,030 --> 00:33:15,013
‫منظورت اینه که‬

790
00:33:15,024 --> 00:33:16,089
‫زیرِ زمین خاک نشده.‬

791
00:33:16,132 --> 00:33:18,409
‫♪ یه ملودی می‌شنوم...‬ ♪

792
00:33:18,432 --> 00:33:20,259
‫اون آلبومِ‬
‫«ریکی لی جونزِ» منه؟‬

793
00:33:20,264 --> 00:33:22,444
‫خیلی وقته که دنبالش می‌گردم.‬

794
00:33:22,469 --> 00:33:24,473
‫لعنتی، شرط می‌بندم نصفِ اینا مالِ منه.‬

795
00:33:24,481 --> 00:33:27,880
‫می‌دونی، تو همیشه تعریفِ‬
‫گسترده‌ای از کلمه‌ی «مالِ من» داشتی.‬

796
00:33:28,994 --> 00:33:31,151
‫یادت می‌آد وقتی مالِ من بودی؟‬

797
00:33:32,658 --> 00:33:34,811
‫دام، دا-دام.‬

798
00:33:34,999 --> 00:33:36,690
‫آره، آره، آره، آره، آره.‬
‫بیخیال. بیخیال.‬

799
00:33:36,695 --> 00:33:37,442
‫بیخیال دیگه، به خاطرِ گذشته‌ها.‬

800
00:33:37,449 --> 00:33:40,433
‫به خاطرِ گذشته‌ها؟‬
‫مثلِ وقتی که تا دوباره افتادم زندان،‬

801
00:33:40,470 --> 00:33:42,345
‫ولم کردی؟‬

802
00:33:42,372 --> 00:33:43,225
‫خواهش می‌کنم. تو خیلی قبل‌تر از اون‬

803
00:33:43,230 --> 00:33:44,669
‫منو دور انداخته بودی.‬

804
00:33:44,687 --> 00:33:46,596
‫شش ماه بعدِ ازدواجمون فهمیدم‬

805
00:33:46,614 --> 00:33:48,134
‫که هیچ‌وقت نمی‌تونم با اون رقابت کنم.‬

806
00:33:48,161 --> 00:33:49,575
‫مامانِ میکی؟‬

807
00:33:49,580 --> 00:33:50,999
‫من هیچ شانسی نداشتم.‬

808
00:33:51,290 --> 00:33:52,805
‫اون زنِ بیچاره بیشتر از ۳۰ ساله که مرده،‬

809
00:33:52,810 --> 00:33:54,115
‫و شرط می‌بندم هنوزم عاشقشی.‬

810
00:33:54,120 --> 00:33:55,675
‫اسمشو نیار.‬

811
00:33:55,680 --> 00:33:58,443
‫ماریا، ماریا، ماریا، ماریا.‬

812
00:33:58,448 --> 00:34:00,201
‫- چی می‌خوای؟‬
‫- ساده‌ست.‬

813
00:34:00,206 --> 00:34:02,076
‫می‌خوام بدونم...‬

814
00:34:02,300 --> 00:34:04,565
‫می‌خوام بدونم چطور لعنتی‬
‫اینجا وایستادی.‬

815
00:34:04,570 --> 00:34:07,215
‫یه غریزه‌ی بقای قوی.‬

816
00:34:07,220 --> 00:34:09,525
‫- و یکم هم شانس.‬
‫- هنوز یه چیزِ مشترک داریم.‬

817
00:34:09,530 --> 00:34:12,740
‫نه، منظورم اینجاست،‬
‫زیرِ سقفِ میکی.‬

818
00:34:12,747 --> 00:34:15,507
‫چطور باهاش آشتی کردی؟‬

819
00:34:15,546 --> 00:34:17,083
‫منم باید همین کار رو با شارون بکنم

820
00:34:17,101 --> 00:34:19,954
‫و از این کسشعرا هم بهم نگو که داری قانونی کار می‌کنی.

821
00:34:20,840 --> 00:34:23,575
‫دیشب با مامان جو آبجو می‌خوردم‬
‫و اون می‌گفت‬

822
00:34:23,580 --> 00:34:26,705
‫تو و یه سری از تولیدکننده‌ها‬
‫بیشتر از همیشه دارین پول درمیارین،‬

823
00:34:26,710 --> 00:34:29,730
‫و یه قرونش هم گیرِ دولت (عمو سم) نمیاد.‬

824
00:34:29,980 --> 00:34:32,365
‫برام سواله که اگه میکی بفهمه‬
‫چه واکنشی نشون میده.‬

825
00:34:32,370 --> 00:34:33,174
‫هممم.‬

826
00:34:34,240 --> 00:34:36,025
‫راه خروج رو که بلدی.‬

827
00:34:36,030 --> 00:34:37,600
‫باشه، خیلی خب. من...‬

828
00:34:38,380 --> 00:34:40,470
‫من دخترمو می‌خوام، وس.‬

829
00:34:41,220 --> 00:34:42,270
‫می‌خوام که...‬

830
00:34:44,030 --> 00:34:47,120
‫...احساس کنم جزئی از یه خانواده‌م.‬
‫همین.‬

831
00:34:47,430 --> 00:34:48,590
‫لطفاً بهم بگو.‬

832
00:34:48,606 --> 00:34:50,903
‫چطوری رابطه‌ت رو با میکی درست کردی؟‬

833
00:34:53,273 --> 00:34:55,035
‫باید بذاری خودش بیاد سمتت.‬

834
00:34:55,040 --> 00:34:56,785
‫میکی خودش اومد پیشم‬
‫و یه درخواستی داشت.‬

835
00:34:56,790 --> 00:34:58,475
‫برای اسکای کمک می‌خواست.‬

836
00:34:58,480 --> 00:34:59,640
‫منم کمکش کردم.‬

837
00:34:59,960 --> 00:35:01,010
‫صبر می‌خواد.‬

838
00:35:01,340 --> 00:35:03,175
‫اوم. دقیقاً نقطه‌ی قوتم نیست.‬

839
00:35:03,180 --> 00:35:05,316
‫خب، مال منم نیست.‬

840
00:35:05,321 --> 00:35:06,410
‫می‌دونم.‬

841
00:35:07,010 --> 00:35:10,950
‫♪ یه سمفونیِ عالی...‬ ♪

842
00:35:11,032 --> 00:35:14,142
‫شاید...‬
‫شاید این کمک کنه.‬

843
00:35:14,720 --> 00:35:17,270
‫کمک کنه یکم صبورتر بشی.‬

844
00:35:18,940 --> 00:35:20,680
‫نه، پیش خودت نگهش دار.‬

845
00:35:21,772 --> 00:35:25,025
‫فقط هر بار که بهش گوش می‌دی‬
‫به یاد من باش؟‬

846
00:35:25,030 --> 00:35:26,930
‫همین الانشم هستم.‬

847
00:35:30,510 --> 00:35:32,335
‫اصالتِ پخش زنده‬

848
00:35:32,340 --> 00:35:34,255
‫تایید شده و به نظر می‌رسه که‬

849
00:35:34,260 --> 00:35:36,605
‫- نُه تا بچه‌ی گمشده رو نگه داشتن...‬
‫- بِرَد.‬

850
00:35:36,610 --> 00:35:38,255
‫- ...توی یه مکان نامعلوم.‬
‫- ستوان بون.‬

851
00:35:38,260 --> 00:35:39,605
‫- سلام.‬
‫- ممنون که اومدی.‬

852
00:35:39,610 --> 00:35:41,255
‫همیشه از کمک به کلانتر خوشحال می‌شم.‬

853
00:35:41,260 --> 00:35:42,735
‫...اداره‌ی کلانتریِ شهرستانِ اجواتر،‬

854
00:35:42,740 --> 00:35:44,345
‫جایی که والدینِ نگران‬

855
00:35:44,350 --> 00:35:45,955
‫توی لابی منتظر نشستن و...‬

856
00:35:45,960 --> 00:35:47,265
‫موضوع در موردِ پولِ باجه؟‬

857
00:35:47,270 --> 00:35:48,850
‫اون دقیقاً همین‌جاست.‬

858
00:35:52,899 --> 00:35:53,769
‫سلام، برد.‬

859
00:35:54,320 --> 00:35:55,240
‫بشین.‬

860
00:35:56,580 --> 00:35:58,213
‫اممم...‬

861
00:35:58,240 --> 00:35:59,290
‫خواهش می‌کنم.‬

862
00:36:01,420 --> 00:36:02,478
‫باشه.‬

863
00:36:08,470 --> 00:36:10,115
‫ما پولِ باج رو جور کردیم.‬

864
00:36:10,120 --> 00:36:11,245
‫ممنون که توی این کار کمکمون کردی.‬

865
00:36:11,250 --> 00:36:12,700
‫اوه، آره، البته.‬

866
00:36:13,300 --> 00:36:14,630
‫شانس آوردیم، نه؟‬

867
00:36:14,690 --> 00:36:16,245
‫اوم، متوجه نشدم؟‬

868
00:36:16,370 --> 00:36:19,390
‫آدم‌رباها ۲.۶ میلیون دلار خواستن،‬

869
00:36:19,397 --> 00:36:22,175
‫و این دقیقاً همون مبلغیه که شهرستان‬

870
00:36:22,180 --> 00:36:24,045
‫توی صندوقِ ذخیره‌ی اضطراری داره.‬

871
00:36:24,050 --> 00:36:26,825
‫انگار آدم‌رباها می‌دونستن چقدر پول اونجاست،‬

872
00:36:26,830 --> 00:36:30,175
‫اونم قبل از اینکه بودجه‌ی سالانه اعلام بشه.‬

873
00:36:30,180 --> 00:36:31,875
‫محض کنجکاوی، چند نفر

874
00:36:31,880 --> 00:36:33,500
‫به این آمار و ارقام دسترسی دارن‬؟‬

875
00:36:33,970 --> 00:36:36,428
‫اوم، به طور رسمی، حسابرسِ شهرستان،‬

876
00:36:36,433 --> 00:36:38,432
‫چند نفر از ما توی دفترِ ناظرِ مالی.‬

877
00:36:38,580 --> 00:36:40,365
‫غیررسمی هم کادرِ پشتیبانی و دستیارها.‬

878
00:36:40,370 --> 00:36:42,535
‫در واقع می‌تونه آدم‌های زیادی باشه.‬

879
00:36:42,540 --> 00:36:43,975
‫و چند نفر از اونا‬

880
00:36:43,980 --> 00:36:46,430
‫اخیراً اعلامِ ورشکستگی کردن؟‬

881
00:36:46,881 --> 00:36:48,155
‫منظورم به جز خودته.‬

882
00:36:48,160 --> 00:36:50,131
‫داشتنِ مشکلاتِ مالی‬

883
00:36:50,136 --> 00:36:52,448
‫- جرم نیست.‬
‫- نه، ولی آدم‌ربایی هست.‬

884
00:36:52,763 --> 00:36:54,155
‫حالِ دنی چطوره؟‬

885
00:36:54,160 --> 00:36:55,790
‫پسرتونه، درسته؟‬

886
00:36:56,079 --> 00:36:58,688
‫مدیرِ مدرسه بهمون گفت که‬
‫به خاطرِ بیماری غایب بوده.‬

887
00:36:58,820 --> 00:37:00,555
‫معمولاً با اتوبوس می‌ره؟‬

888
00:37:00,560 --> 00:37:03,800
‫به نظرم روزِ خوبی رو برای غیبت انتخاب کرده.‬

889
00:37:08,310 --> 00:37:10,475
‫چیزی هست که بخوای‬

890
00:37:10,480 --> 00:37:11,750
‫بهمون بگی، برد؟‬

891
00:37:11,830 --> 00:37:13,395
‫و قبل از اینکه بگی «وکیل می‌خوام»،‬

892
00:37:13,400 --> 00:37:15,135
‫یادت باشه که هنوز کسی نمرده.‬

893
00:37:15,140 --> 00:37:19,275
‫این شانس رو داری که یه روزی‬
‫با آزادیِ مشروط بیای بیرون.‬

894
00:37:19,280 --> 00:37:21,731
‫اون بچه‌ها کجان، برد؟‬

895
00:37:25,590 --> 00:37:26,570
‫نمی‌دونم.‬

896
00:37:26,942 --> 00:37:28,805
‫قسم می‌خورم قرار نبود این‌طوری بشه.‬

897
00:37:28,810 --> 00:37:31,235
‫قرار بود فقط چند ساعت بچه‌ها رو نگه دارن.‬

898
00:37:31,240 --> 00:37:32,675
‫ولی این عوضی‌های روانی زدن به سیمِ آخر.‬

899
00:37:32,680 --> 00:37:34,375
‫حتی نمی‌تونم باهاشون تماس بگیرم.‬

900
00:37:34,380 --> 00:37:35,415
‫و منظورت از «این عوضی‌های روانی»،‬ همون‬

901
00:37:35,420 --> 00:37:37,465
‫مردهایی هستن که استخدام کردی؟‬

902
00:37:37,470 --> 00:37:39,555
‫- چطوری باهاشون آشنا شدی؟‬
‫- توی دیسکورد.‬

903
00:37:39,560 --> 00:37:41,140
‫اسم‌هاشون رو می‌خوام.‬

904
00:37:44,340 --> 00:37:46,020
‫دو نفر بودن.‬

905
00:37:46,222 --> 00:37:47,775
‫اونی که روی ویلچر بود‬
‫هیچ‌وقت اسمشو نگفت.‬

906
00:37:47,780 --> 00:37:49,515
‫اون یکی... هولت بود.‬

907
00:37:49,520 --> 00:37:50,510
‫لارنس هولت.‬

908
00:37:52,740 --> 00:37:53,695
‫حرکت کنید! حرکت کنید! حرکت کنید!

909
00:37:53,700 --> 00:37:55,368
‫برین سمتِ راست.‬

910
00:37:57,750 --> 00:37:59,210
‫پارکینگ امنه.

911
00:37:59,573 --> 00:38:01,312
‫پذیرایی امنه!‬

912
00:38:02,010 --> 00:38:04,007
‫اتاق‌خواب امنه!‬

913
00:38:04,320 --> 00:38:05,683
‫اطراف امنه.‬

914
00:38:05,688 --> 00:38:07,417
‫انباری امنه.‬

915
00:38:10,240 --> 00:38:11,400
‫پخش زنده.‬

916
00:38:13,630 --> 00:38:16,310
‫اه. تاریخچه‌ی جست‌وجو رو‬
‫پاک کردن.‬

917
00:38:16,640 --> 00:38:19,195
‫گوشی‌ها و آمونیوم نیترات‬
‫پیدا کردیم.‬

918
00:38:19,200 --> 00:38:21,576
‫کلانتر، باید اینو ببینید.‬

919
00:38:22,210 --> 00:38:24,115
‫«معدن لا میرادا».‬

920
00:38:24,120 --> 00:38:25,930
‫هولت اونجا نگهبانه.‬

921
00:38:25,950 --> 00:38:27,389
‫کلی ماشین‌آلات سنگین اونجاست.‬

922
00:38:27,399 --> 00:38:29,767
‫جای فوق‌العاده‌ایه واسه‬
‫قایم کردن یه مشت بچه.‬

923
00:38:37,716 --> 00:38:38,567
‫ادامه بده.‬

924
00:38:38,572 --> 00:38:41,045
‫کلانتر-یک به تمام واحدها،‬
‫برید به معدن لا میرادا.‬

925
00:38:41,050 --> 00:38:42,813
‫باشه، ما تو راهیم.‬
‫خیلی خب، اونجا می‌بینمت.‬

926
00:38:42,818 --> 00:38:44,445
‫- بُدی بود؟‬
‫- بهش گفتم‬

927
00:38:44,450 --> 00:38:46,055
‫به محض اینکه ردی از بچه‌ها‬
‫پیدا کردیم بهش زنگ می‌زنم.‬

928
00:38:46,060 --> 00:38:47,795
‫- همین نزدیکی‌هاست.‬
‫- حالا دیگه با هم رفیق شدین؟‬

929
00:38:47,800 --> 00:38:50,360
‫آره جونِ خودم. من و اون سابقه‌دار.‬

930
00:38:50,500 --> 00:38:51,975
‫خوبه.‬
‫به چندتا رفیق احتیاج داری.‬

931
00:38:51,980 --> 00:38:53,080
‫من رفیق دارم.‬

932
00:39:08,250 --> 00:39:10,465
‫- همه‌چی مرتبه کلانتر؟‬
‫- اداره‌ی کلانتری!‬
‫- دست‌ها بالا!‬

933
00:39:10,470 --> 00:39:12,192
‫- دست‌ها بالا. دست‌هاتو ببینم!‬ دست‌ها بالا!‬
‫- اووه، اووه، شلیک نکنید!‬

934
00:39:12,197 --> 00:39:13,605
‫- مگه چیکار کردم؟ چه خبره؟‬
‫- برگرد!‬

935
00:39:13,610 --> 00:39:15,255
‫- لارنس ری هولت؟‬
‫- چی؟‬

936
00:39:15,260 --> 00:39:17,175
‫نه، نه. اون نگهبانِ روزه.‬
‫من شب‌کارم.‬

937
00:39:17,180 --> 00:39:19,510
‫اسمم اَبوت‌ـه.‬
‫شان اَبوت.‬

938
00:39:20,570 --> 00:39:22,215
‫خیلی خب شان، باید‬
‫به ما کمک کنی.‬
‫(شان اَبوت)

939
00:39:22,220 --> 00:39:24,140
‫همه‌ی چراغ‌ها رو روشن کن.‬

940
00:39:34,060 --> 00:39:35,535
‫باشه. جدا می‌شیم.‬

941
00:39:35,540 --> 00:39:37,455
‫دنبال هر سازه‌ای بگردید که‬
‫بشه بچه‌ها رو توش نگه داشت.‬

942
00:39:37,460 --> 00:39:39,275
‫دنبال کانکس، کانتینر باربری،‬
‫یا هر چیز دیگه‌ای می‌گردیم.‬

943
00:39:39,280 --> 00:39:41,710
‫- شارون، تو با منی.‬
‫- باشه.‬

944
00:39:53,400 --> 00:39:54,080
‫امنه!‬

945
00:39:58,350 --> 00:39:59,790
‫- امنه.‬
‫- باشه.‬

946
00:40:03,266 --> 00:40:03,786
‫امنه.‬

947
00:40:03,870 --> 00:40:06,435
‫- با اون چشمِ سالمت نگاه کردی؟‬
‫- طرف چه شوخ‌طبعی هم هست.‬

948
00:40:06,440 --> 00:40:09,700
‫شرط می‌بندم فکر اینجاش رو هم‬
‫نمی‌کردی، نه؟‬

949
00:40:11,580 --> 00:40:12,100
‫امنه.‬

950
00:40:18,037 --> 00:40:18,557
‫امنه.‬

951
00:40:22,460 --> 00:40:24,081
‫ممنون که توی اسموکی‬
‫هوامو داشتی.‬

952
00:40:24,086 --> 00:40:26,110
‫آره خب، همکارِ قدیمی‌م‬

953
00:40:26,115 --> 00:40:27,455
‫همیشه بدون نگاه کردن‬
‫می‌پرید وسط ماجرا،‬

954
00:40:27,460 --> 00:40:29,065
‫منم عادت کردم که‬
‫از مخمصه نجاتش بدم.‬

955
00:40:29,070 --> 00:40:30,285
‫به نظر میاد از اون آدماییه که‬
‫دلم می‌خواد ببینمش.‬

956
00:40:30,290 --> 00:40:31,680
‫اون که دیگه سخته.‬

957
00:40:33,300 --> 00:40:36,245
‫هی، هی.‬
‫این ردِ لاستیک

958
00:40:36,250 --> 00:40:38,515
‫با اونی که توی محلِ بمب‌گذاری‬
‫بود مو نمی‌زنه.‬

959
00:40:38,520 --> 00:40:39,500
‫اینو ببین.‬

960
00:40:40,820 --> 00:40:43,695
‫- اینا ردِ لاستیکِ کامیونه.‬
‫- آره، یه جفت‌چرخ.‬

961
00:40:43,700 --> 00:40:45,320
‫تا اینجا اومدن،‬

962
00:40:45,790 --> 00:40:48,915
‫و بعدش انگار غیب شدن.‬
‫اینو ببین.‬

963
00:40:52,050 --> 00:40:54,185
‫هی بون،‬
‫شن‌های اینجا خیلی نرمه،‬

964
00:40:54,190 --> 00:40:56,170
‫انگار همین الان جابجا شدن.‬

965
00:41:01,500 --> 00:41:03,140
‫زنده‌زنده دفنشون کردن.‬

966
00:41:04,020 --> 00:41:06,415
‫میکی، یه چیزی پیدا کردیم.‬
‫توی گودالِ جنوبی هستیم.‬

967
00:41:06,420 --> 00:41:08,235
‫مفهومه. دارم میام پیشتون.‬

968
00:41:11,330 --> 00:41:13,682
‫بون، اینور بهم‬ کمک کن.‬

969
00:41:15,730 --> 00:41:17,505
‫- اووه، اووه، اووه،‬ صبر کن، صبر کن.‬
‫- بون،‬

970
00:41:17,510 --> 00:41:19,115
‫- اینجا بهم کمک کن!‬
‫- وایستا. صبر کن.‬

971
00:41:19,120 --> 00:41:20,425
‫حسِ خوبی ندارم! اصلاً حسِ‬
‫خوبی ندارم! وایستا. صبر کن.‬

972
00:41:20,430 --> 00:41:21,750
‫- کمک!‬
‫- بون.‬

973
00:41:23,040 --> 00:41:24,838
‫- کمکمون کنید!‬
‫- کمک!‬

974
00:41:32,490 --> 00:41:36,284
‫- یه چیزی...‬
‫- اینجا یه لبه‌ی سفت پیدا کردم. ببین.‬

975
00:41:41,454 --> 00:41:43,595
‫خودشونن.‬

976
00:41:44,240 --> 00:41:46,204
‫خیلی خب، بیا. از این طرف.‬

977
00:41:55,600 --> 00:41:57,487
‫بون، اینجا یه دریچه هست.‬

978
00:42:03,470 --> 00:42:06,293
‫بون، بهم کمک کن.‬

979
00:42:10,440 --> 00:42:11,750
‫بُدی.‬

980
00:42:12,090 --> 00:42:13,018
‫بُدی!‬

981
00:42:20,580 --> 00:42:22,672
‫- بُدی!‬
‫- بون!‬

982
00:42:28,630 --> 00:42:30,200
‫کلانتر-یک، آدام-یک.‬

983
00:42:30,263 --> 00:42:33,145
‫توی گودالِ جنوبیِ معدن لا میرادا‬
‫انفجار رخ داده.‬

984
00:42:33,150 --> 00:42:37,184
‫ارتباطِ تصویری با ستوان بون‬
‫و آتش‌نشان لئونه قطع شده.‬

985
00:42:40,860 --> 00:42:42,199
‫نه!‬

986
00:42:42,204 --> 00:42:44,073
‫این قسمت یک قسمت مشترک است
‫ادامهٔ این قسمت رو در
‫ سریال سرزمین آتش فصل چهارم قسمت سیزدهم ببینید

987
00:42:44,500 --> 00:43:04,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
