WEBVTT

00:01.000 --> 00:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:05.770 --> 00:07.665
‫آنچه گذشت...‬

00:07.670 --> 00:10.205
‫سعی کردم باهاش کنار بیام، ولی نمی‌تونم.‬

00:10.210 --> 00:12.175
‫دیگه نمی‌تونم زنِ یه
‫پلیس باشم، خیلی متأسفم.‬ خداحافظ.

00:12.180 --> 00:13.705
‫دارم از اینوک بارلو دفاع می‌کنم.‬

00:13.710 --> 00:17.305
‫- یا من، یا پرونده.‬
‫- داری اتمام حجت می‌کنی؟‬

00:17.310 --> 00:19.545
‫اونوقت من یه نفرو به قتل رسوندم و
‫اونا می‌خوان برام جشن بگیرن؟‬

00:19.550 --> 00:21.345
‫تو کسی رو به قتل نرسوندی.

00:21.350 --> 00:24.115
‫و اگه این درسته،‬
‫پس چرا خوابم نمی‌بره؟‬

00:24.120 --> 00:25.445
‫هر مشکلی که داری،‬ فکر نمی‌کنم‬

00:25.450 --> 00:27.015
‫ آماده باشی‬
‫که برگردی سرِ عملیات.‬

00:27.020 --> 00:29.555
‫پشت‌میزنشین می‌شی.‬
‫جواب دادن به تلفن‌ها،‬ بایگانیِ پرونده‌ها.‬

00:29.560 --> 00:31.625
‫- الو؟‬
‫- من خواهرتون، زویی رو می‌شناختم.‬

00:31.630 --> 00:33.555
‫شبی که ناپدید شد،‬
‫پیشش بودم.‬

00:33.560 --> 00:35.782
‫فکر کنم باید با هم حرف بزنیم.‬

00:55.380 --> 00:57.384
‫- نه، نه.‬
‫- نه!‬

00:57.390 --> 00:59.385
‫خواهش می‌کنم، لطفاً این کار رو نکن!‬

00:59.390 --> 01:01.600
‫بابا؟ مامان؟‬
‫چه... چه خبره؟‬

01:01.620 --> 01:03.825
‫- برو تو اتاقت و به ۹۱۱ زنگ بزن!‬
‫- پس مامان چی؟‬

01:03.830 --> 01:05.055
‫صدای جیغشو شنیدم.‬
‫حالش خوبه؟‬

01:05.060 --> 01:07.353
‫در رو قفل کن، نیا...‬
‫آخ!‬

01:16.170 --> 01:18.260
‫- اداره‌ی کلانتری!‬
‫- آهان.‬

01:18.710 --> 01:20.705
‫این دستمال‌کاغذی‌ها مالِ توئه‬
‫واسه وقتی که «رِیدرز»‬

01:20.710 --> 01:22.545
‫- «فورتی ناینرز» رو درهم می‌کوبه.‬
‫- اوه.‬
‫(ریدرز و فورتی ناینرز تیم‌های فوتبال آمریکایی هستند)

01:22.550 --> 01:24.245
‫امم، ایکس‌باکست رو آوردی؟‬

01:24.250 --> 01:25.705
‫چون فقط اونطوری ممکنه‬
‫همچین اتفاقی بیفته.‬

01:25.710 --> 01:27.897
‫- اوهههه!‬
‫- هی، یه کاسه بیار‬

01:27.902 --> 01:29.106
‫واسه چیپس‌ها.‬

01:31.390 --> 01:32.140
‫ای بابا.‬

01:32.560 --> 01:34.055
‫کادو واسه منه؟‬
‫راضی به زحمت نبودم.‬

01:34.060 --> 01:37.757
‫نه، واسه تولدِ‬
‫دوستمه.‬

01:37.860 --> 01:39.840
‫آهان، همون شامِ. درسته.‬

01:39.860 --> 01:42.195
‫توی یه جای، امم، شیک‬
‫توی «سونوما»، درسته؟‬
‫(سونوما: یه شهر تو ایالت کالیفرنیا که به شرابش معروفه)

01:42.200 --> 01:44.065
‫اوهوم.‬
‫نمی‌رم.‬

01:44.300 --> 01:45.625
‫فکر می‌کردم‬
‫منتظرش بودی.‬

01:45.630 --> 01:46.765
‫یه برنامه‌ی دونفره‌ست.‬

01:46.770 --> 01:48.335
‫همون پنج دقیقه‌ای که من و تراویس‬

01:48.340 --> 01:51.065
‫با هم بودیم، حضورم رو تأیید کردم،‬
‫واسه همین...‬

01:51.070 --> 01:53.535
‫از کی تا حالا میکی فاکس‬
‫از تنهایی جایی رفتن می‌ترسه؟‬

01:53.540 --> 01:55.075
‫من از تنهایی جایی رفتن نمی‌ترسم.‬

01:55.080 --> 01:57.605
‫از وقتی طلاق گرفتم‬
‫دارم تنهایی زندگی می‌کنم.‬

01:57.610 --> 01:59.315
‫- هان.‬
‫- بابا، بازی شروع شد.‬

01:59.320 --> 02:02.270
‫داری می‌ری بیرون؟‬
‫صبر کن، قرار داری؟‬

02:03.010 --> 02:04.783
‫یه برنامه‌هایی دارم.‬

02:09.519 --> 02:10.963
‫باید بهش ایول گفت.‬

02:10.968 --> 02:13.225
‫- پیرمرد هنوز رو فرمه.‬
‫- برخلافِ «رِیدرز».‬

02:13.230 --> 02:15.455
‫فقط یه هجومِ چهارنفره.‬

02:15.460 --> 02:16.825
‫داره نگاه می‌کنه، نگاه می‌کنه.‬

02:16.830 --> 02:18.795
‫داره زمان می‌خره. پرتاب می‌کنه...‬

02:18.800 --> 02:20.795
‫- نه.‬
‫- برو، برو، برو، برو!‬

02:20.800 --> 02:22.305
‫- اوه! اوه!‬
‫- نه. نه!‬

02:22.310 --> 02:24.865
‫- اوه! اوه!‬
‫- توی منطقه‌ی امتیاز‬

02:24.870 --> 02:26.969
‫- واسه تاچ‌داون!‬
‫- اوه!‬

02:26.974 --> 02:29.445
‫- نمی‌تونم به این گوش بدم.‬
‫- اوه، هو، هو، هو!‬

02:29.450 --> 02:31.805
‫تاچ‌داون، «رِیدرز»!‬
‫(تاچ‌داون: یه نحوهٔ امتیاز گیری تو فوتبال آمریکایی)

02:31.810 --> 02:33.745
‫اونو دیدی؟‬

02:33.750 --> 02:37.344
‫وای خدای من.‬
‫فوق‌العاده بود.‬

02:37.750 --> 02:39.685
‫فکر کنم این یارو‬
‫توی تیمِ فانتزیِ نورا باشه‬

02:39.690 --> 02:41.819
‫و احتمالاً همین الان‬
‫داره تماشا می‌کنه.‬

02:42.814 --> 02:43.655
‫چیه؟‬

02:43.660 --> 02:46.859
‫- چی؟ اون طرفدارِ پر و پاقرصِ «رِیدرزه».‬
‫- اوهوم.‬

02:48.049 --> 02:49.602
‫هنوز فراموشش نکردی.‬

02:52.570 --> 02:55.965
‫اشکالی نداره. درکت می‌کنم. فقط‬
‫چند هفته گذشته.‬

02:55.970 --> 02:58.105
‫نه اینکه ببینی من دارم‬
‫به تراویس پیام می‌دم.‬

02:58.110 --> 03:00.154
‫و... شروع شد.‬

03:00.159 --> 03:02.305
‫ببین رفیق، بعضی‌ها کلاً‬
‫بیشتر از بقیه آویزونن.‬

03:02.310 --> 03:03.845
‫- مشکلی نیست.‬
‫- اوهوم.‬

03:03.850 --> 03:06.230
‫مرکز به آدام یک. پاسخ بدید.‬

03:07.002 --> 03:08.054
‫فاکس صحبت می‌کنه.‬

03:08.059 --> 03:10.485
‫یه مورد کد ۲۱۱(سرقت و زورگیری) در حالِ وقوعه،‬
‫خیابونِ سیکامور، پلاک ۲۷۸.‬

03:10.490 --> 03:14.636
‫سرقتِ مسلحانه از منزل.‬
‫فقط ۸۰۰ متر با اینجا فاصله داره.‬

04:08.599 --> 04:09.812
‫اداره‌ی کلانتری.‬

04:09.817 --> 04:11.847
‫با دست‌های بالا بیا بیرون.‬

04:12.010 --> 04:13.745
‫وای خدای من.‬
‫خدا رو شکر که اومدید.‬

04:13.750 --> 04:16.715
‫تو بودی که به ۹۱۱ زنگ زدی؟‬
‫کسِ دیگه‌ای هم توی خونه هست؟‬

04:16.720 --> 04:18.185
‫پدر... پدر و مادرم.‬

04:18.190 --> 04:20.255
‫- حالشون خوبه؟‬
‫- پدرت بدجوری زخمی شده.‬

04:20.260 --> 04:21.815
‫- آمبولانس تو راهه.‬
‫- ولی مامانم چی؟‬

04:21.820 --> 04:23.390
‫صدای جیغشو شنیدم.‬

04:24.888 --> 04:26.085
‫اسمت چیه؟‬

04:26.090 --> 04:28.525
‫- پل. پل کارسون.‬
‫- من کلانتر میکی فاکس هستم.‬

04:28.530 --> 04:30.365
‫- می‌تونی بگی چی شد؟‬
‫- همه‌مون با هم شام خوردیم،‬

04:30.370 --> 04:32.765
‫هر سه‌تامون، بعد پدر و مادرم‬
‫شروع کردن به فیلم دیدن،‬

04:32.770 --> 04:34.295
‫واسه همین من اومدم بالا،‬
‫و بعد شروع کردم‬

04:34.300 --> 04:37.005
‫به درس خوندن واسه امتحانِ شیمی،‬
‫امم، ولی بعدش‬

04:37.010 --> 04:38.405
‫صدای جیغِ مامانم رو شنیدم.‬

04:38.410 --> 04:39.881
‫دویدم سمتِ پله‌ها،‬

04:39.886 --> 04:41.205
‫و بابام رو دیدم.‬

04:41.210 --> 04:43.275
‫- داشت باهاشون می‌جنگید.‬
‫- باهاشون؟‬

04:43.280 --> 04:44.375
‫- چند نفر بودن؟‬
‫- مطمئن نیستم.‬

04:44.380 --> 04:45.805
‫من... من ندیدمشون، ولی‬

04:45.810 --> 04:47.945
‫بعد... بعدش بابام بهم گفت‬
‫تو اتاقم بمونم، اما...‬

04:47.950 --> 04:49.350
‫شاید باید...‬

04:50.301 --> 04:51.836
‫بهش کمک می‌کردم؟‬
‫شا... شاید با... باید...‬

04:51.841 --> 04:55.017
‫اشکالی نداره، پل.‬
‫کار درست رو انجام دادی.‬

04:56.930 --> 04:58.985
‫- کس دیگه‌ای اینجا نیست.‬
‫- اوه خدای من.‬

04:58.990 --> 05:00.809
‫اونا بردندش.‬

05:01.800 --> 05:03.080
‫مامانم رو بردند.‬

05:04.900 --> 05:07.135
‫آمار وسایل دزدیده شده رو‬
‫درمی‌آریم،‬

05:07.140 --> 05:09.605
‫اما همین اول کار، پل می‌گه‬
‫ماشین باباش نیست.‬

05:09.610 --> 05:13.805
‫پس شاید مامانه... یعنی کری رو...‬
‫با ماشین خودش برده باشن.‬

05:13.810 --> 05:15.235
‫من یه گزارش تعقیب می‌دم‬
‫و از همسایه‌ها می‌خوام‬

05:15.240 --> 05:16.505
‫دوربین‌های دمِ درشون رو بررسی کنن.‬

05:16.510 --> 05:18.175
‫شاید یه ردی از‬
‫آدم‌رباها پیدا کنیم.‬

05:18.180 --> 05:20.015
‫ممکنه همون گروهی باشن که‬

05:20.020 --> 05:22.295
‫- هفته‌ی پیش به اون خونه توی «سیرا ورده» دستبرد زدن.‬
‫- آره، شاید.‬

05:22.300 --> 05:25.810
‫ولی آدم‌ربایی دیگه یه مرحله‌ی‬
‫خیلی خطرناک‌تره.‬

05:26.604 --> 05:27.592
‫بچه‌ی بیچاره.‬

05:27.597 --> 05:30.352
‫امروز صبح که بیدار شد، یه خونه‌ی قشنگ‬
‫و پدر و مادرش رو داشت،‬

05:30.357 --> 05:34.340
‫و حالا آخر شب وسط‬
‫یه صحنه‌ی جرم ایستاده.‬

05:41.500 --> 05:43.235
‫باید بگم،‬
‫وقتی زنگ زدی غافلگیر شد.

05:43.240 --> 05:46.942
‫خب، غافلگیریِ دلپذیری بود،‬
‫ولی به هر حال تعجب کردم.‬

05:46.983 --> 05:47.793
‫چرا؟‬

05:47.840 --> 05:49.305
‫مطمئن نبودم که متوجهِ‬

05:49.310 --> 05:51.845
‫اون همه نخ دادن‌های من‬
‫شده باشی. هممم.‬

05:51.850 --> 05:55.900
‫می‌دونم خیلی وقت گذشته،‬
‫ولی من قضیه رو اینطوری می‌بینم.‬

05:56.020 --> 05:58.785
‫دیگه لازم نیست نگران اون مزخرفاتِ‬

05:58.790 --> 06:01.285
‫خجالت‌آورِ آشناییِ اولِ کار باشیم.‬
‫ما همدیگه رو می‌شناسیم.‬

06:01.290 --> 06:03.178
‫دیگه از قدیم همدیگه رو می‌شناسیم.

06:03.230 --> 06:06.185
‫پس فقط...‬
‫می‌تونیم راحت باشیم و‬

06:06.190 --> 06:07.955
‫از کنار هم بودن لذت ببریم.‬

06:07.960 --> 06:09.525
‫ولی دفعه‌ی بعد،‬
‫رستوران رو من انتخاب می‌کنم.‬

06:09.530 --> 06:11.065
‫چون، منظورم اینه که،‬
‫عاشقِ «میت آپ» هستم،‬

06:11.070 --> 06:12.965
‫ولی نه واسه قرار دوم.‬

06:12.970 --> 06:15.750
‫- فکر می‌کنی این یه قراره؟‬
‫- خب...‬

06:15.840 --> 06:19.610
‫متأسفم که ناامیدت می‌کنم،‬
‫ولی این یه قرار نیست.‬

06:21.779 --> 06:22.929
‫اممم. پس چیه؟‬

06:24.806 --> 06:26.316
‫من سرطان سینه دارم.‬

06:26.920 --> 06:28.675
‫می‌دونی چیه؟ زود متوجه شدن و می‌گن‬

06:28.680 --> 06:31.215
‫که حالم خوب می‌شه، ولی از
‫فردا شیمی‌درمانی رو شروع می‌کنم،‬

06:31.220 --> 06:33.055
‫و احتیاج دارم یکی منو برسونه.‬

06:33.060 --> 06:36.310
‫هر سه هفته یه بار باید برم یوریکا و برگردم.‬

06:36.930 --> 06:38.485
‫حالا اگه نمی‌تونی این کار رو بکنی‬

06:38.490 --> 06:39.995
‫- یا نمی‌خوای، خب...‬
‫- نه، نه، نه، می‌تونم، آره،‬

06:40.000 --> 06:41.255
‫- نه، نه. یعنی، آره، حتماً.‬
‫- خب، باشه.‬

06:41.260 --> 06:42.255
‫- ممنونم.‬
‫- می‌تونم. انجامش می‌دم.‬

06:42.260 --> 06:43.595
‫- ممنونم.‬
‫- آره.‬

06:43.600 --> 06:45.025
‫- ولی یه چیزی هست.‬
‫- چی؟‬

06:45.030 --> 06:47.506
‫نمی‌خوام هیچ‌کس،‬
‫حتی میکی، چیزی بفهمه.‬

06:47.545 --> 06:48.465
‫نمی‌خوام‬

06:48.540 --> 06:50.958
‫کسی برام دلسوزی کنه‬
‫یا بازی‌های احساسی دربیاره.‬

06:50.963 --> 06:54.665
‫واسه همین از تو خواستم،‬
‫یه پیرمردِ بی‌احساسِ عوضی.‬

06:56.362 --> 06:57.752
‫خوب منو شناختی.

06:59.980 --> 07:01.545
‫ولی... حالت خوب می‌شه دیگه،‬

07:01.550 --> 07:03.100
‫- مگه نه؟‬
‫- آره.‬

07:03.120 --> 07:04.515
‫به محض اینکه در مورد یه چیز دیگه‬

07:04.520 --> 07:06.500
‫حرف بزنیم، حالم خوب می‌شه.‬

07:07.860 --> 07:09.585
‫وقتی توی تلویزیون دیدمت،‬

07:09.590 --> 07:10.885
‫یه لحظه فکر کردم زویی هستی.‬

07:10.890 --> 07:12.878
‫شبیه خواهرت هستی.‬

07:13.300 --> 07:15.400
‫قبلاً خیلی اینو بهم می‌گفتن.‬

07:16.100 --> 07:18.425
‫ولی ۱۴ سال از وقتی که ناپدید شده می‌گذره،‬

07:18.430 --> 07:20.470
‫واسه همین دیگه زیاد نمی‌گن.‬

07:21.600 --> 07:23.565
‫خب، پشت تلفن گفتی که‬

07:23.570 --> 07:26.735
‫فکر می‌کنی جزو آخرین
‫نفراتی بودی که زویی رو دیدن؟‬

07:26.740 --> 07:28.705
‫می‌دونم شبی که غیبش زد، رفته بود مهمونی.‬

07:28.710 --> 07:30.105
‫اونجا دیدیش؟‬

07:30.110 --> 07:31.945
‫ما... توی یه مهمونی بودیم،‬

07:31.950 --> 07:33.945
‫ولی بعدش زویی ازم خواست‬

07:33.950 --> 07:37.310
‫که برسونمش به جشنواره‌ی ماه خونین.‬

07:37.320 --> 07:38.645
‫جشنواره‌ی ماه خونین؟‬

07:38.650 --> 07:41.500
‫این توی پرونده‌ی مفقود شدنش نبود.‬

07:42.305 --> 07:43.005
‫می‌دونم.‬

07:43.230 --> 07:44.390
‫تقصیر منه.‬

07:45.590 --> 07:46.955
‫اون موقع هنوز مواد مصرف می‌کردم،‬

07:46.960 --> 07:48.625
‫و حکم جلبم هم صادر شده بود.‬

07:48.630 --> 07:50.125
‫خودم نرفتم پیش پلیس

07:50.130 --> 07:52.669
‫چون نمی‌خواستم برم زندان. متأسفم.‬

07:53.055 --> 07:54.076
‫باشه.‬

07:55.545 --> 07:57.635
‫بردیش به جشنواره.‬

07:58.610 --> 07:59.950
‫بعدش چی شد؟‬

08:00.280 --> 08:03.750
‫تا وقتی که اون آدمک رو
‫آتیش زدن، با هم بودیم.‬

08:04.480 --> 08:06.040
‫بعدش منو پیچوند.‬

08:06.080 --> 08:07.915
‫اون آخرین باری بود که دیدمش.‬

08:07.920 --> 08:10.645
‫بعد اون شب توی تلویزیون
‫دیدمت و با خودم گفتم،‬

08:10.650 --> 08:12.655
‫«اون حق داره بدونه.‬

08:12.660 --> 08:13.760
‫بهش زنگ بزن.»‬

08:16.760 --> 08:18.270
‫خوشحالم که زنگ زدی.‬

08:18.690 --> 08:21.195
‫خب، کری کارسون ۱۰ ساعته که مفقود شده.‬

08:21.200 --> 08:23.965
‫- تو چه وضعیتی هستیم؟‬
‫- خب، اگه موضوع دستبرد به خونه نباشه چی؟‬

08:23.970 --> 08:25.493
‫نظریه‌ای داری؟‬

08:25.500 --> 08:27.665
‫به جز ماشین، معلوم شده که تنها چیزی‬

08:27.670 --> 08:29.965
‫که از خونه‌ی خانواده‌ی کارسون دزدیده شده،‬
‫خودِ کری کارسون بوده.‬

08:29.970 --> 08:32.205
‫پس فکر می‌کنی‬
‫یه آدم‌رباییِ تمام‌عیاره؟‬

08:32.210 --> 08:33.975
‫شوهرش، چارلز،‬
‫سازنده‌ی املاکه.‬

08:33.980 --> 08:36.435
‫اون پاساژ جدیده توی کرندال رو می‌شناسی؟‬
‫اون ساختتش.‬

08:36.440 --> 08:38.445
‫- اوه. پس خانواده‌ی پولداری‌ان؟‬
‫- آره.‬

08:38.450 --> 08:39.815
‫ولی هنوز هیچ درخواستی‬
‫برای باج نشده.‬

08:39.820 --> 08:40.819
‫فعلاً.‬

08:41.620 --> 08:43.845
‫خشکشویی لباسِت رو آورد،‬
‫درست به موقع‬

08:43.850 --> 08:45.185
‫برای مهمونی‌ت.‬

08:45.190 --> 08:48.015
‫- تو مگه لباسِ مجلسی داری؟‬
‫- ممنون، ولی نمی‌رم.‬

08:48.020 --> 08:50.825
‫چرا نه؟ خیلی‬
‫منتظرش بودی.‬

08:50.830 --> 08:53.178
‫خب جینا،‬
‫الان یکم سرمون شلوغه.‬

08:53.183 --> 08:54.871
‫اوه.‬
‫باشه.‬

08:54.881 --> 08:57.095
‫هر شب تنهایی‬
‫بشین تو خونه.‬

08:57.100 --> 08:58.900
‫به من ربطی نداره.‬

09:00.240 --> 09:04.005
‫ولی اگه بخوای می‌تونم برات‬
‫یه اکانت توی «بلو لاو» بسازم،‬

09:04.010 --> 09:06.785
‫به بون هم کمک کردم مالِ خودش رو...‬

09:06.790 --> 09:09.635
‫- چی؟‬
‫- بلو لاو.‬
‫(بلو لاو: عشق آبی، پلیس‌ها رو معمولا آبی صدا می‌کنن)

09:09.640 --> 09:12.610
‫- یه اپلیکیشن قرار و آشنایی برای پلیس‌ها.‬
‫- اوه.‬

09:14.420 --> 09:16.015
‫اسمِش رو من انتخاب نکردم،‬ باشه؟‬

09:16.020 --> 09:17.145
‫- او‌هوم.‬
‫- می‌تونم‬

09:17.150 --> 09:18.215
‫برای تو هم یه اکانت بسازم.‬

09:18.220 --> 09:19.715
‫- نه، ممنون.‬
‫- ای بابا.‬

09:19.720 --> 09:22.685
‫باشه. فقط یادت باشه.‬
‫وقتِ دندون‌پزشکی دارم.‬

09:22.690 --> 09:24.555
‫بعد از ناهار برنمی‌گردم.‬

09:24.560 --> 09:27.225
‫- ممنون جینا.‬
‫- ببخشید.‬

09:27.230 --> 09:29.765
‫گذاشتی جینا برات‬

09:29.770 --> 09:32.665
‫یه اکانت توی «بلو لاو»‬ بسازه، هه؟‬

09:32.670 --> 09:34.735
‫می‌دونی که اون زن‬
‫چهار بار ازدواج کرده.‬

09:34.740 --> 09:36.605
‫فکر کردم لابد دیگه استاده.‬

09:36.610 --> 09:37.364
‫هممم.‬

09:38.410 --> 09:40.305
‫تا حالا پیشنهادی رو قبول کردی؟‬

09:40.310 --> 09:42.290
‫فعلاً که موردِ خوبی نبوده.‬

09:44.110 --> 09:45.945
‫چارلز کارسون‬
‫تازه به هوش اومده.‬

09:45.950 --> 09:50.310
‫بریم بفهمیم چرا یکی باید بخواد‬
‫زنش رو بدزده.‬

09:52.150 --> 09:54.255
‫آقای کارسون، خوشحالم‬
‫می‌بینم حالتون بهتره.‬

09:54.260 --> 09:56.909
‫کری چطوره؟‬
‫حالش خوبه؟‬

09:56.914 --> 09:59.255
‫نمی‌دونیم. اوم،‬
‫هنوز داریم دنبالش می‌گردیم.‬

09:59.260 --> 10:02.030
‫اوه خدای من. پل چی؟‬

10:02.035 --> 10:04.265
‫اون خوبه. نگرانِ‬
‫مامانشه، ولی در کل خوبه،‬

10:04.270 --> 10:06.835
‫- با توجه به شرایط.‬
‫- خداروشکر.‬

10:06.840 --> 10:08.530
‫خیلی وحشتناکه.‬

10:08.570 --> 10:11.199
‫لطفاً وقتی همسرم رو پیدا کردید،‬

10:11.210 --> 10:11.850
‫کری...‬

10:12.810 --> 10:14.540
‫می‌شه باهاش راه بیاید؟‬

10:15.740 --> 10:17.309
‫می‌دونم قصد نداشت اون کار رو بکنه.‬

10:18.612 --> 10:20.292
‫قصد نداشت چیکار کنه؟‬

10:20.900 --> 10:22.000
‫بهم حمله کنه.‬

10:23.420 --> 10:25.460
‫مگه برای همین اینجا نیستید؟‬

10:27.147 --> 10:38.451
‫سرزمین کلانتر
‫فصل اول قسمت دوازدهم:
‫مهمانِ همراه

10:39.656 --> 10:43.098
‫- چرا همسرتون باید بهتون حمله کنه؟‬
‫- مسئله همینه.‬

10:43.103 --> 10:44.265
‫اصلاً نمی‌دونم.‬

10:44.270 --> 10:45.805
‫داشتیم فیلم می‌دیدیم.‬

10:45.810 --> 10:49.025
‫کری گفت که‬
‫حالش خوب نیست، که...‬

10:49.030 --> 10:51.790
‫به نظر... نمی‌دونم،‬
‫پریشون می‌اومد.‬

10:51.795 --> 10:53.415
‫رفتم براش یه لیوان‬
‫آب بیارم،‬

10:53.420 --> 10:55.015
‫و به محضِ اینکه برگشتم،‬

10:55.020 --> 10:56.915
‫جیغ زد،‬
‫انگار که منو نمی‌شناخت،‬

10:56.920 --> 10:59.441
‫و بعدش، یهو از کوره در رفت.‬

10:59.446 --> 11:00.908
‫شروع کرد به زدنم،‬
‫و...‬

11:01.260 --> 11:02.985
‫و چیزای مختلف رو سمتم پرت می‌کرد.‬

11:02.990 --> 11:04.525
‫و بعدش...‬
‫بعدش، حفاظِ شومینه...‬

11:04.530 --> 11:06.855
‫اون چیز هم‌وزنِ‬
‫خودشه.‬

11:06.860 --> 11:09.155
‫شما دوتا مشکلِ‬
‫زناشویی داشتید؟‬

11:09.160 --> 11:10.001
‫نه.‬

11:11.170 --> 11:12.703
‫بحث و جدل نبود.‬

11:14.185 --> 11:15.335
‫انگار که...‬

11:15.740 --> 11:17.405
‫زنم یه آدمِ دیگه شده بود،‬

11:17.410 --> 11:20.784
‫انگار... انگار جن‌زده شده بود.‬

11:21.740 --> 11:25.765
‫آقای کارسون، بعضی مواد،‬
‫مثل مت‌آمفتامین،‬

11:25.770 --> 11:27.715
‫می‌تونه باعثِ پرخاشگریِ بی‌دلیل بشه.‬

11:27.720 --> 11:29.945
‫منظورم اینه که ما دیدیم آدم‌ها‬
‫کارای واقعاً...‬

11:29.950 --> 11:32.165
‫نه، نه. اصلاً امکان نداره.‬

11:32.745 --> 11:33.555
‫کری نه.‬

11:33.590 --> 11:35.715
‫یه لیوان شراب، یا یکم ماری‌جوانا‬

11:35.720 --> 11:37.655
‫قبلِ اینکه بخوابه، آره، ولی...‬

11:37.660 --> 11:39.857
‫موادِ مخدرِ صنعتی؟‬

11:40.500 --> 11:41.925
‫نه، اون اینطوری نیست.‬

11:41.930 --> 11:44.563
‫تا حالا برای بیماریِ روانی‬
‫تحتِ درمان بوده؟‬

11:44.580 --> 11:44.980
‫نه.‬

11:45.030 --> 11:48.019
‫اون معمولاً خیلی...‬

11:48.970 --> 11:51.114
‫...آروم و مهربونه.‬

11:51.791 --> 11:54.575
‫پس دارید می‌گید‬
‫که هیچ‌کس اون رو ندیده؟‬

11:54.580 --> 11:56.035
‫فرضیه‌ی ما این بود‬

11:56.040 --> 11:57.845
‫که آدم‌رباها با ماشین‬ بردنش.‬

11:57.850 --> 12:00.345
‫ولی الان به نظر می‌رسه‬
‫خودش با ماشین رفته.‬

12:00.350 --> 12:01.390
‫اوه خدای من.‬

12:02.420 --> 12:04.015
‫با ماشینِ استیشن بود؟‬

12:04.020 --> 12:07.119
‫من یه اسلحه‬
‫توی داشبورد نگه می‌دارم.‬
‫ـببببباممممممابییییییییییینـ

12:08.058 --> 12:08.748
‫انگار‬

12:08.775 --> 12:10.725
‫دچار فروپاشی روانی شده‬
‫یا یه همچین چیزی.‬

12:10.730 --> 12:12.025
‫آره. از تئوریت خوشم اومد.‬

12:12.030 --> 12:13.455
‫شیشه، کوکائین،‬
‫یه جور محرک.‬

12:13.460 --> 12:14.995
‫آره، ولی اون گفت‬
‫که زنش اهل مواد نیست.‬

12:15.000 --> 12:16.555
‫خب، تا اونجایی که اون می‌دونه.‬

12:16.560 --> 12:18.525
‫زن و شوهرا همیشه‬
‫چیزایی رو از هم مخفی می‌کنن.‬

12:18.530 --> 12:21.995
‫فکر می‌کنی طرف رو می‌شناسی‬
‫تا اینکه می‌فهمی اصلاً نمی‌شناختیش.‬

12:22.000 --> 12:24.560
‫در هر صورت، کری‬
‫خشن و مسلحه.‬

12:24.570 --> 12:27.175
‫باید قبل از اینکه به خودش‬
‫آسیبی بزنه پیداش کنیم‬

12:27.180 --> 12:28.400
‫یا به بقیه.‬

12:29.028 --> 12:31.339
‫عکس‌های جشنواره‌ی ماه خونین سال ۲۰۱۲

12:39.990 --> 12:43.165
‫هنوزم نیمکت‌نشینی،‬ کمپبل؟‬

12:43.930 --> 12:46.755
‫از بازی کنار گذاشته شدی. بدشانسی آوردی.‬

12:46.760 --> 12:48.533
‫میکی منو گذاشته‬
‫روی این پرونده‌ی آدم‌ربایی.‬

12:48.538 --> 12:50.865
‫پرونده‌اش... خیلی سنگینه.‬

12:50.870 --> 12:53.935
‫خب، منم دارم به تلفن‌های گزارش مردمی
‫جواب می‌دم،‬ پس می‌شه تنهام بذاری؟‬

12:53.940 --> 12:55.750
‫این که پرونده‌ی خواهرته.‬

12:55.970 --> 12:57.905
‫داری درباره‌ی‬
‫ناپدید شدنش تحقیق می‌کنی؟‬

12:57.910 --> 13:01.880
‫مثلاً قرار بود پشت‌میزنشین باشم،‬
‫پس صداتو بیار پایین.‬

13:01.940 --> 13:03.220
‫سرنخی پیدا کردی؟‬

13:06.050 --> 13:07.515
‫دیشب با یه شاهد ملاقات کردم.‬

13:07.520 --> 13:10.445
‫شبی که زویی غیبش زد،‬
‫پیشش بود.‬

13:10.450 --> 13:12.185
‫رسوندش‬
‫به جشنواره‌ی ماه خونین

13:12.190 --> 13:14.285
‫- ترسناکه.‬
‫- راستش، به نظر آدم خوبی می‌اومد.‬

13:14.290 --> 13:15.815
‫نه، منظورم اون جشنواره‌ست.‬

13:15.820 --> 13:17.525
‫بچگیامون همیشه می‌رفتیم اونجا.‬

13:17.530 --> 13:19.055
‫اون هزارتوی ذرتش تا آخر عمر برام منو می‌ترسونه.

13:19.060 --> 13:21.595
‫دارم پست‌های قدیمیِ‬
‫شبکه‌های اجتماعیِ جشنواره رو نگاه می‌کنم.‬

13:21.600 --> 13:22.925
‫امیدوارم بتونم‬
‫عکسی از زویی پیدا کنم.‬

13:22.930 --> 13:24.395
‫شاید یه سرنخی بهم بده.‬

13:24.400 --> 13:26.025
‫اون پسره چی‬
‫که رسوندش؟‬

13:26.030 --> 13:28.895
‫- درباره‌ش تحقیق کردی؟‬
‫- چندتا سابقه‌ی نوجوانی داره.‬

13:28.900 --> 13:30.965
‫ولی تو ده سال اخیر هیچی نداشته.‬

13:30.970 --> 13:33.189
‫گفت که زندگیش رو‬
‫عوض کرده. منم باورش می‌کنم.‬

13:33.194 --> 13:35.720
‫خب، اگه کمک‬
‫خواستی من هستم.‬

13:36.780 --> 13:38.875
‫فکر کردم داری‬
‫روی پرونده‌ی آدم‌ربایی کار می‌کنی.‬

13:38.880 --> 13:39.700
‫همین‌طوره.‬

13:40.880 --> 13:45.770
‫باشه، خیلی خب. میکی منو هم گذاشته‬
‫که به گزارش‌های مردمی جواب بدم.‬

13:46.720 --> 13:50.455
‫ببین، از پیشنهادت‬
‫ممنونم، واقعاً می‌گم.‬

13:50.460 --> 13:53.154
‫ولی اون خواهرِ منه.‬

13:53.159 --> 13:54.959
‫باید خودم تنهایی انجامش بدم.‬

13:55.456 --> 13:56.206
‫باشه.‬

13:56.970 --> 14:01.200
‫ولی اگه نظرت عوض شد،‬
‫می‌دونی کجا پیدام کنی.‬

14:11.980 --> 14:14.345
‫- با آهنگ کانتری مشکلی نداری؟‬
‫- نه، خوبه.‬

14:14.350 --> 14:18.045
‫♪ تمام منحنی‌های جوشانت رو نگه دار، فوت کن...‬ ♪

14:18.050 --> 14:19.385
‫گفتم کانتری خوبه.‬

14:19.390 --> 14:21.155
‫این آشغال‌های کامپیوتری
‫کانتری نیستن.‬

14:21.160 --> 14:23.185
‫نه، این بچه‌خوشگل‌های لوس
‫اصلاً نمی‌فهمن موسیقی کانتری چیه‬

14:23.190 --> 14:24.925
‫حتی اگه بیاد‬
‫و از پشت گازشون بگیره.‬

14:24.930 --> 14:26.955
‫مثل سبک نوازندگیِ دو
‫انگشتیِ «داک واتسون»...‬

14:26.960 --> 14:28.855
‫دیگه هیچ‌کس نمی‌تونه‬
‫اونطوری ساز بزنه.‬

14:28.860 --> 14:30.665
‫یعنی حتی اگه می‌دونستن چیه
‫هم، نمی‌تونستن انجامش بدن.‬

14:30.670 --> 14:31.995
‫چون اون این سبک رو‬

14:32.000 --> 14:33.595
‫از سبک سه‌انگشتیِ بنجویِ(یه ساز سه تاره)
‫«ارل اسکراگز» الهام گرفته بود،‬

14:33.600 --> 14:35.095
‫و ارل هم اونو‬
‫از «اسنافی جنکینز» یاد گرفته بود.‬

14:35.100 --> 14:37.305
‫اشکالی نداره، وس.‬

14:37.310 --> 14:38.665
‫نیازی به رادیو نداریم.‬

14:38.670 --> 14:41.400
‫در واقع، حتی نیازی نیست‬
‫حرف بزنیم.‬

14:45.810 --> 14:48.721
‫- اوه، نه.‬
‫- چی شده؟‬

14:48.726 --> 14:50.185
‫میکی می‌خواد بدونه‬
‫می‌تونم برگردم سر کار‬

14:50.190 --> 14:51.645
‫بعد از وقت دندون‌پزشکیم یا نه.‬

14:51.650 --> 14:53.615
‫باید یه بهانه‌ی‬
‫بهتری می‌آوردم.‬

14:53.620 --> 14:56.315
‫سرطان چطوره؟‬
‫اون بهانه‌ی خیلی خوبیه.‬

14:56.320 --> 14:59.412
‫ببین، تو نباید‬
‫نگران کار باشی.‬

14:59.417 --> 15:01.025
‫باید روی سلامتیت‬
‫تمرکز کنی.‬

15:01.030 --> 15:02.795
‫نمی‌دونم چرا‬
‫اینو از میکی مخفی می‌کنی،‬

15:02.800 --> 15:05.729
‫چون واسه یه زن،‬
‫خب، اون خیلی بی‌احساسه.‬

15:06.572 --> 15:07.652
‫خنده‌داره.‬

15:07.657 --> 15:09.395
‫- یادته وقتی‬ مشکل قلبی داشتی؟‬
‫- آره.‬

15:09.400 --> 15:10.835
‫وقتی پیشش بودی خودشو کنترل می‌کرد،‬

15:10.840 --> 15:13.550
‫ولی بذار بهت بگم،‬
‫داغون بود.‬

15:15.280 --> 15:17.075
‫وقتی رسیدیم پارک می‌کنم‬
‫و باهات می‌آم بالا.‬

15:17.080 --> 15:19.375
‫- طبقه‌ی چنده؟‬
‫- اوه، نه، لازم نیست.‬ فقط منو پیاده کن.‬

15:19.380 --> 15:20.945
‫خب، این که مسخره‌ست.‬

15:20.950 --> 15:22.515
‫پیاده‌ت کنم، برگردم شهر،‬

15:22.520 --> 15:23.845
‫که دوباره دور بزنم‬
‫و برگردم؟ من نمی‌خوام...‬

15:23.850 --> 15:25.715
‫وس، من فقط خواستم منو برسونی.‬

15:25.720 --> 15:28.295
‫اگه نمی‌تونی از پسش بربیای،‬
‫با اوبر برمی‌گردم.‬

15:32.590 --> 15:35.055
‫- کسیدی، چه خبر؟‬
‫- همین الان یه گزارش داشتیم درباره‌ی‬

15:35.060 --> 15:37.925
‫زنی که توی پارکینگ «میت‌آپ»‬
‫داره به ماشین‌های دیگه می‌زنه.‬

15:37.930 --> 15:40.395
‫- مامورها در راهن.‬
‫- خوبه. بذار خودشون ردیفش کنن.‬

15:40.400 --> 15:41.895
‫من و بون‬
‫روی پرونده‌ی کارسون هستیم.‬

15:41.900 --> 15:43.105
‫مسئله همینه، میکی.‬

15:43.110 --> 15:46.320
‫پلاک ماشین‬
‫با ماشین خانواده‌ی کارسون یکیه.‬

15:57.150 --> 16:00.520
‫- برید عقب. برید عقب. همون‌جا بمونید.‬
‫- هی!‬

16:00.620 --> 16:03.285
‫- ماشینم!‬
‫- هی، آروم، آروم،‬ آروم باش، آروم.‬

16:03.290 --> 16:05.034
‫هی، برو عقب!‬

16:08.030 --> 16:10.203
‫- هی.‬
‫- کری؟‬

16:10.208 --> 16:12.078
‫خانم کارسون، حالتون خوبه؟‬

16:12.100 --> 16:14.370
‫کری؟ خوبی؟‬

16:14.375 --> 16:17.272
‫- کری؟ جواب نمی‌ده.‬
‫- کری؟‬

16:18.070 --> 16:19.635
‫- درها رو بررسی کردی؟‬
‫- آره.‬

16:19.640 --> 16:22.575
‫- کری، حالت خوبه؟‬
‫- اثری از اسلحه نیست.‬

16:22.580 --> 16:24.875
‫- آقای کارسون گفت‬ توی داشبورده.‬
‫- کری؟‬

16:24.880 --> 16:26.245
‫- آخ! نه.‬
‫- نه، نه.‬

16:26.250 --> 16:27.415
‫از من دور شو!‬

16:27.420 --> 16:28.745
‫چیزی نیست...‬
‫داره می‌ره سراغ اسلحه.‬

16:28.750 --> 16:30.946
‫امنه! امنه!‬

16:31.290 --> 16:34.660
‫بقیه‌ش با من. کری؟‬
‫کری، چیزی نیست. هی، هی.‬

16:34.720 --> 16:37.555
‫چیزی نیست. حالت خوبه.‬

16:37.560 --> 16:40.050
‫اومدم کمکت کنم.‬
‫حالت خوبه.‬

16:40.730 --> 16:43.202
‫- نه، نه...‬
‫- با من بیا.‬

16:43.230 --> 16:44.982
‫چیزی نیست.‬

16:49.470 --> 16:52.840
‫- می‌تونی کمکش کنی؟‬
‫- مواظب باش. مواظب باش.‬

16:53.240 --> 16:55.135
‫میکی! بون!‬

16:55.140 --> 16:57.279
‫اینجا اوضاع خیته.‬

17:00.680 --> 17:02.645
‫توی اون پنکیک‌ها‬
‫چه کوفتی ریختی؟!‬

17:02.650 --> 17:04.285
‫- آرد؟ کره؟‬
‫- همون دستوریه که‬

17:04.290 --> 17:05.515
‫- همیشه استفاده می‌کنیم.‬
‫- این یه دروغِ کثیفه!‬

17:05.520 --> 17:07.015
‫جو، جو، چه خبره؟‬

17:07.020 --> 17:08.685
‫- دارن سعی می‌کنن مسمومم کنن!‬
‫- مسمومت کنن؟ مگه‬

17:08.690 --> 17:11.110
‫- عقلت رو از دست دادی؟‬
‫- جو!‬

17:11.490 --> 17:14.700
‫- توی اون پنکیک‌ها چیه؟!‬
‫- هی.‬

17:19.100 --> 17:20.495
‫جو، تمومش کن!‬

17:20.500 --> 17:23.051
‫- خوبی؟‬
‫- آره.‬

17:38.050 --> 17:39.511
‫بون! اسلحه!‬

17:40.089 --> 17:41.779
‫بون! بون!‬

17:49.130 --> 17:51.168
‫بون، امنه.‬

18:02.540 --> 18:04.390
‫شوخیت گرفته؟‬

18:05.880 --> 18:09.491
‫جو، این اخطارته.‬
‫عقب بمون.‬

18:09.850 --> 18:11.130
‫شلیک می‌کنم بهت.‬

18:12.633 --> 18:13.393
‫جو!‬

18:15.420 --> 18:17.555
‫نه، ولم کن!‬

18:17.560 --> 18:19.485
‫تیم، کارل، بگیریدش!‬
‫زود باشین!‬

18:19.490 --> 18:22.930
‫پاهاش رو نگه دارین.‬
‫کمک کنین بخوابونیمش زمین.‬

18:24.500 --> 18:26.151
‫مقاومت نکن!‬

18:26.270 --> 18:27.850
‫دستبندش زدیم.

18:30.670 --> 18:33.110
‫اول کری کارسون،‬
‫بعد هم این.‬

18:33.540 --> 18:35.740
‫توی این شهر چه خبره؟‬

18:43.890 --> 18:45.554
‫خوبی، امبر؟‬

18:46.290 --> 18:48.155
‫جو همین‌طوری نشسته بود،‬

18:48.160 --> 18:50.880
‫مثل همیشه بود،‬
‫یهو قاطی کرد.‬

19:01.077 --> 19:02.187
‫مواد شیمیاییه.‬

19:02.929 --> 19:03.465
‫مطمئنی؟‬

19:03.470 --> 19:05.365
‫بوی ماری‌جوانا‬
‫من رو یاد بچگی‌هام می‌ندازه.‬

19:05.370 --> 19:06.965
‫چارلز کارسون گفت‬

19:06.970 --> 19:10.675
‫که کری یکم ماری‌جوانا می‌کشید‬
‫تا خوابش ببره.‬

19:10.680 --> 19:13.745
‫نه، امکان نداره حقیقت داشته باشه.‬

19:13.750 --> 19:15.375
‫من هیچ‌وقت به چارلز صدمه نمی‌زنم.‬

19:15.380 --> 19:16.975
‫فرستادیش بیمارستان، کری.‬

19:16.980 --> 19:18.345
‫حالش خوب می‌شه،‬
‫ولی باید اونجا بمونه‬

19:18.350 --> 19:20.514
‫تا چند روز دیگه.‬

19:20.590 --> 19:23.015
‫- آخه چطور ممکنه؟‬
‫- منتظرِ‬

19:23.020 --> 19:24.385
‫نتیجه‌ی آزمایش سم‌شناسیِ موادی هستیم‬

19:24.390 --> 19:26.055
‫که توی یه حادثه‌ی مشابه‬
‫ضبط شده.‬

19:26.060 --> 19:27.995
‫شک داریم به اون ماری‌جوانایی که کشیدی‬
‫ربط داشته باشه.‬

19:28.000 --> 19:30.970
‫اون شب ماری‌جوانا کشیدی،‬ درسته؟‬

19:32.300 --> 19:35.966
‫مطمئن نیستم... یادم نمی‌آد.‬

19:35.971 --> 19:37.965
‫ولی حتی اگه کشیده باشم،‬
‫فقط علفه.‬

19:37.970 --> 19:39.776
‫توی این مورد،‬

19:39.781 --> 19:41.235
‫فکر می‌کنیم چیزی که کشیدی‬
‫حشیشِ مصنوعی بوده.‬

19:41.240 --> 19:44.575
‫ساخته‌ی دستِ انسانه. ماری‌جوانا
‫یا یه گیاه دیگه رو می‌گیرن،‬

19:44.580 --> 19:46.345
‫مثل نعنا، و بعد‬
‫بهش مواد شیمیایی اسپری می‌کنن‬

19:46.350 --> 19:48.375
‫که می‌شه آنلاین‬
‫از چین خرید.‬

19:48.380 --> 19:49.545
‫نئشگیِ خیلی شدیدی داره.‬

19:49.550 --> 19:51.015
‫ولی اگه جنسش بد باشه،‬

19:51.020 --> 19:53.045
‫مصرف‌کننده‌ها ممکنه‬
‫دچار پارانویا(شکاکی زیاد)،‬

19:53.050 --> 19:55.115
‫پرخاشگریِ شدید و‬
‫قدرتِ غیرطبیعی بشن.‬

19:55.120 --> 19:56.769
‫اوه، خدای من.‬

19:57.460 --> 19:59.755
‫پسرم.‬
‫به اون که صدمه نزدم، زدم؟‬

19:59.760 --> 20:03.310
‫نه، پل حالش خوبه.‬
‫پیش همسایه‌هاست.‬

20:04.230 --> 20:06.565
‫گوش کن کری، می‌دونیم‬
‫که نمی‌خواستی این کار رو بکنی،‬

20:06.570 --> 20:08.135
‫و تو اینجا قربانی هستی.‬

20:08.140 --> 20:09.535
‫اما اگه یه محموله‬
‫از این مواد پخش شده باشه،‬

20:09.540 --> 20:11.565
‫برای اجواتر خیلی خطرناکه.‬

20:11.570 --> 20:12.965
‫اون ماری‌جوانایی که کشیدی...‬

20:12.970 --> 20:15.605
‫باید بهمون بگی‬
‫از کجا آوردیش.‬

20:15.610 --> 20:17.545
‫اوم، من...‬

20:17.550 --> 20:20.110
‫معمولاً می‌رم‬
‫مرکز فروش، ولی...‬

20:22.950 --> 20:24.844
‫اوه، نه.‬

20:29.357 --> 20:29.937
‫مامان؟‬

20:30.257 --> 20:30.657
‫پل.‬

20:41.540 --> 20:43.505
‫- من اصلاً ماری‌جوانا نمی‌کشم.‬
‫- پل بچه‌ی خیلی خوبیه.‬

20:43.510 --> 20:46.265
‫شاگرد اوله، خودش‬
‫کسب‌وکارِ باغبانی راه انداخته‬

20:46.270 --> 20:48.070
‫تا خرج دانشگاهش رو بده.‬

20:48.896 --> 20:49.936
‫تقصیرِ منه.‬

20:50.040 --> 20:51.905
‫من بودم که اون سیگاری رو‬
‫توی لباس‌های چرکِش پیدا کردم.‬

20:51.910 --> 20:54.500
‫خیلی احمق بودم‬
‫که کشیدمش.‬

20:54.620 --> 20:56.245
‫اون سیگاری رو از کجا آوردی، پل؟‬

20:56.250 --> 20:58.345
‫توی یه مهمونی.‬
‫دست‌به‌دست می‌چرخید.‬

20:58.350 --> 21:00.785
‫دیدی که این کوفتی‬
‫چه بلایی سرِ مامانت آورد.‬

21:00.790 --> 21:03.485
‫- باید حقیقت رو بهمون بگی.‬
‫- حقیقت همینه.‬

21:03.490 --> 21:05.325
‫داشت دست‌به‌دست می‌چرخید‬
‫و من نمی‌خواستم بکشمش،‬

21:05.330 --> 21:07.155
‫واسه همین گذاشتمش تو جیبم‬
‫و کلاً یادم رفت.‬

21:07.160 --> 21:08.995
‫باور کنید، اگه می‌دونستم مامانم‬

21:09.000 --> 21:11.900
‫پیداش می‌کنه،‬
‫اصلاً برِش نمی‌داشتم.‬

21:14.040 --> 21:15.200
‫خیلی خب، پل.‬

21:15.470 --> 21:17.965
‫اگه جزئیات بیشتری یادت اومد‬
‫که از کجا اومده‬

21:17.970 --> 21:19.435
‫یا کی توی اون مهمونی‬
‫بهت دادش،‬

21:19.440 --> 21:21.862
‫بهمون زنگ بزن.‬
‫خودت دیدی این مواد چیکار می‌کنه.‬

21:21.867 --> 21:23.949
‫نمی‌خوایم کس دیگه‌ای‬
‫آسیب ببینه، مگه نه؟‬

21:24.613 --> 21:25.939
‫یه سیگاری رو‬

21:25.944 --> 21:27.475
‫توی مهمونی دست‌به‌دست چرخوندن.‬

21:27.480 --> 21:28.930
‫اگه قضیه این باشه،‬

21:28.980 --> 21:31.515
‫پس چرا گزارش دیگه‌ای
‫درباره‌ی نوجوون‌هایی که‬

21:31.520 --> 21:33.800
‫مثل هالک‌های وحشی شدن، نداشتیم؟‬

21:33.820 --> 21:35.485
‫آدما واکنش‌های متفاوتی‬
‫به این چیزا دارن.‬

21:35.490 --> 21:37.215
‫قرار نیست همه رو دیوونه کنه.‬

21:37.220 --> 21:38.885
‫سیگاری هم که توی مهمونی‌ها‬
‫دست‌به‌دست می‌چرخه.‬

21:38.890 --> 21:40.695
‫من خودم بچه‌ای رو بزرگ کردم‬
‫که مواد مصرف می‌کرد‬

21:40.700 --> 21:42.725
‫و زل می‌زد تو چشمام‬

21:42.730 --> 21:44.495
‫و می‌گفت که این کار رو نمی‌کنه.‬

21:44.500 --> 21:47.020
‫نوجوون‌ها دروغ می‌گن. کارشون همینه.‬

21:48.870 --> 21:50.430
‫باید خیلی سخت باشه.‬

21:50.910 --> 21:52.535
‫اینکه توی زندگی‬
‫به بقیه اعتماد نداشته باشی؟‬

21:52.540 --> 21:53.835
‫من به آدما اعتماد دارم.‬

21:53.840 --> 21:55.977
‫- دارم.‬
‫- باشه.‬

21:57.040 --> 22:00.545
‫لطفاً موقع رانندگی پیام نده.‬

22:00.550 --> 22:03.275
‫از طرف بث:‬
‫«واسه دیدنت تو امشب لحظه‌شماری می‌کنم.»‬

22:03.280 --> 22:04.515
‫سه تا علامت تعجب،‬

22:04.520 --> 22:06.185
‫یه ایموجی قلب،‬
‫یه رقصنده‌ی فلامینگو.‬

22:06.190 --> 22:08.385
‫فکر کردم نمی‌خوای‬
‫بری شام تولد.‬

22:08.390 --> 22:11.796
‫نمی‌رم. فقط هنوز‬
‫به دوستام نگفتم.‬

22:12.830 --> 22:14.225
‫چون هنوز دلت می‌خواد بری.‬

22:14.230 --> 22:15.995
‫چون وقت نکردم‬
‫به دوستام زنگ بزنم.‬

22:16.000 --> 22:17.925
‫- آره جون خودت.‬
‫- خیلی خب.‬

22:17.930 --> 22:19.995
‫- هنوز دلم می‌خواد برم.‬
‫- خب، چرا نمی‌ری؟‬

22:20.000 --> 22:22.935
‫شاید بری و یکم معذب بشی.‬
‫مگه چی می‌شه؟‬

22:22.940 --> 22:24.465
‫بعد از جدایی،‬
‫شرایط همینطوریه.‬

22:24.470 --> 22:27.623
‫باید یاد بگیریم تنهایی زندگی کنیم.‬

22:28.310 --> 22:30.175
‫در مورد تنهایی زندگی کردن
‫خیلی قشنگ حرف می‌زنی،‬

22:30.180 --> 22:32.405
‫ولی هر وقت یه موفقیت یا لحظه‌ی خاصی‬

22:32.410 --> 22:35.215
‫توی زندگیت پیش می‌آد، گوشی رو برمی‌داری‬
‫که به نورا زنگ بزنی یا پیام بدی.‬

22:35.220 --> 22:37.115
‫هنوز بیخیالش نشدی.‬

22:37.120 --> 22:38.715
‫واسه همینه که‬
‫هیچ پیشنهادی رو‬

22:38.720 --> 22:40.415
‫از طرف زن‌های عجیب‌غریبی که‬

22:40.420 --> 22:42.685
‫عشقِ پلیس هستن، قبول نکردی.‬

22:42.690 --> 22:45.125
‫- اعتراف کن.‬
‫- می‌شه...‬

22:45.130 --> 22:46.455
‫فقط برگردیم سرِ بحث‬
‫درباره‌ی پرونده؟‬

22:46.460 --> 22:47.750
‫بله، حتماً.‬

22:55.000 --> 23:02.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:09.320 --> 23:11.085
‫داری چیکار می‌کنی؟‬
‫بهت گفتم منتظر بمون...‬

23:11.090 --> 23:13.615
‫«توی وانت منتظر بمون.»‬
‫آره، می‌دونم.‬

23:13.620 --> 23:16.815
‫ولی اینم می‌دونی‬
‫که من نسبت به اینکه‬

23:16.820 --> 23:18.755
‫بهم بگن چیکار کنم، حساسیت دارم.‬

23:18.760 --> 23:22.825
‫دمِ دکه‌ی روزنامه‌فروشی وایستادم چون،‬
‫نمی‌دونم تو چطوری،‬

23:22.830 --> 23:25.765
‫ولی من خیلی کنجکاوم‬

23:25.770 --> 23:27.535
‫که بدونم هری و مگان‬

23:27.540 --> 23:30.165
‫چطوری دارن با زندگی‬
‫توی سنتا باربارا کنار می‌آن.‬

23:30.170 --> 23:31.844
‫وسلی تیلور فاکس.‬

23:31.849 --> 23:34.175
‫آره، اسمم همینه،‬
‫زیاد استفاده‌ش نکن که خسته بشی.

23:34.180 --> 23:39.004
‫من قبل از اینکه «دبلیو.تی.اف» مد بشه،‬
‫خودم»دبلیو.تی.اف» بودم.‬
‫(دبلیو.تی.اف: وات د فاک)

23:42.280 --> 23:44.045
‫وای خدای من.‬

23:44.070 --> 23:46.160
‫اونا هم دقیقاً مثل ما هستن.‬

23:52.788 --> 23:55.862
‫عکس‌های جشنواره‌ی ماه خونینِ ۲۰۱۴

23:57.060 --> 23:58.980
‫وای خدای من. این زویی‌یه.‬

24:00.030 --> 24:01.695
‫صبر کن، نه.‬

24:01.700 --> 24:03.527
‫یه دختر دیگه‌ست.‬

24:03.640 --> 24:05.805
‫«مولی، از زمان ماهِ خونین‬
‫ندیدیمت.‬

24:05.810 --> 24:08.175
‫زنگ بزن و خبر بده‬
‫که حالت خوبه. اِما.»‬

24:08.180 --> 24:11.145
‫این دختر هم توی جشنواره‬
‫ناپدید شده،‬

24:11.150 --> 24:13.675
‫دو سال بعد از اینکه زویی‬
‫غیبش زد.‬

24:13.680 --> 24:15.713
‫- احتمالش چقدره؟‬
‫- اونم توی اجواتر؟‬

24:15.718 --> 24:18.915
‫بین کارگرهای فصلی ماری‌جوانا،‬
‫کارگرهای دوره‌ای و فراری‌ها...‬

24:18.920 --> 24:20.710
‫احتمالش زیاده.‬

24:21.520 --> 24:23.215
‫نمی‌دونم، هنک.‬

24:23.220 --> 24:25.555
‫منظورم اینه که، نگاشون کن.‬

24:25.560 --> 24:27.010
‫انگار دوقلو هستن.‬

24:33.430 --> 24:36.560
‫من این جنس رو آنلاین خریدم،‬

24:36.565 --> 24:38.235
‫از یه سایت‬
‫به اسم آپوتکری(عطار).‬

24:38.240 --> 24:40.505
‫سفارش می‌دی،‬
‫یه پیام توی دایرکت می‌گیری‬

24:40.510 --> 24:41.975
‫و بعدش، روز بعد، چند تا سیگاری‬

24:41.980 --> 24:43.375
‫دمِ درِ خونه‌ت ظاهر می‌شه.‬

24:43.380 --> 24:45.805
‫ببینید، من قبلاً این جنس رو
‫امتحان کرده بودم،‬ قوی بود،‬

24:45.810 --> 24:47.405
‫ولی اصلاً اینطوری نبود.‬

24:47.410 --> 24:49.845
‫این «آپوتکری»،‬
‫هیچ‌وقت اسمی ازش شنیدی‬

24:49.850 --> 24:52.394
‫یا با کسی که ازش خریدی‬
‫ملاقات کردی؟‬

24:52.399 --> 24:55.185
‫همونطور که گفتم،‬
‫همه‌ش توی دایرکت انجام شد.‬

24:55.190 --> 24:56.515
‫ببینید، واقعاً احساس حماقت می‌کنم‬

24:56.520 --> 24:58.625
‫که یه چیزِ غیرقانونی رو‬
‫امتحان کردم، اما...‬

24:58.630 --> 25:01.358
‫چون تمام روز سرِ پا هستم،‬
‫کمردردِ وحشتناکی دارم.‬

25:01.363 --> 25:05.165
‫با اون همه مالیاتی که توی
‫داروخانه‌های مجاز می‌گیرن،‬

25:05.170 --> 25:07.160
‫واقعاً خیلی گرون درمی‌اومد.‬

25:07.500 --> 25:10.095
‫خیلی متأسفم، میکی.‬

25:10.100 --> 25:13.494
‫معاون بهم گفت‬
‫که مجبور شدی بهم شوکر بزنی؟‬

25:14.480 --> 25:17.100
‫فکر کنم بدجوری تو دردسر افتادم، نه؟‬

25:17.550 --> 25:19.675
‫برو خونه، جو.‬
‫خانواده‌ت رو بغل کن.‬

25:19.680 --> 25:23.188
‫دفعه‌ی بعد، واسه اون کمردردت‬
‫آسپرین بخور.‬

25:25.350 --> 25:29.000
‫- اگه چیزی فهمیدم زنگ می‌زنم.‬
‫- خیلی ممنون.‬

25:32.860 --> 25:34.795
‫هنک.‬
‫اون یکی دخترِ گمشده...‬

25:34.800 --> 25:37.525
‫مولی سیمپسون...‬
‫اون دوستش بود، اِما.‬

25:37.530 --> 25:39.390
‫همونی که پست گذاشته بود.‬

25:40.000 --> 25:43.203
‫اون و مولی توی اوهایو بزرگ شدن،‬

25:43.208 --> 25:45.235
‫با هم اومدن اینجا‬
‫تا توی یه مزرعه‌ی ماری‌جوانا کار کنن.‬

25:45.240 --> 25:48.405
‫اِما سال‌هاست که نه دیدتش‬
‫و نه خبری ازش داره.‬

25:48.410 --> 25:49.835
‫خانواده‌ی مولی‬
‫مفقود شدنش رو گزارش ندادن؟‬

25:49.840 --> 25:51.405
‫خانواده‌ی درست و حسابی نداشت.‬

25:51.410 --> 25:54.145
‫باباش زندانه،‬
‫مامانش هم مشکل اعتیاد داره.‬

25:54.150 --> 25:56.545
‫وقتی مولی گم شد،‬
‫اِما به کلانتری ما زنگ زد،‬

25:56.550 --> 25:59.260
‫با یه معاون حرف زد‬
‫ولی دیگه خبری نشد.‬

25:59.265 --> 26:01.760
‫انگار مولی‬
‫کلاً نادیده گرفته شد.‬

26:03.360 --> 26:05.355
‫می‌خوام تمام پرونده‌ها رو بکشم بیرون.‬

26:05.360 --> 26:07.085
‫هر کسی که گزارش مفقودیش رد شده‬

26:07.090 --> 26:09.725
‫دور و برِ جشنواره‌ی ماه‌خونین،
‫مثلاً توی ۲۰ سال گذشته.‬

26:09.730 --> 26:12.025
‫خب، اونا توی‬
‫آرشیوِ خارج از مرکز هستن.‬

26:12.030 --> 26:14.035
‫- من می‌رم.‬
‫- نه، خودم انجامش می‌دم.‬

26:14.040 --> 26:16.735
‫تو پشت‌میزنشینی، یادت رفته؟‬

26:16.740 --> 26:18.105
‫هنک، سر این موضوع با من بحث نکن.‬

26:18.110 --> 26:20.505
‫- زویی... من بود...‬
‫- خواهرت بود. می‌دونم.‬

26:20.510 --> 26:22.005
‫پس چرا نمی‌ذاری‬
‫کمکت کنم؟‬

26:22.010 --> 26:24.405
‫چرا این‌قدر اصرار داری‬
‫تنهایی انجامش بدی؟‬

26:24.410 --> 26:28.079
‫چون توی ۱۴ سال گذشته،‬
‫هیچ کاری نکردم.‬

26:29.420 --> 26:31.945
‫و به محض اینکه شروع کردم به جست‌وجو،‬

26:31.950 --> 26:33.400
‫یه سرنخ پیدا کردم.‬

26:33.420 --> 26:35.415
‫یه دخترِ گم‌شده‌ی دیگه پیدا کردم.‬

26:35.420 --> 26:37.350
‫سرنخ‌ها همون‌جا بودن، هنک.‬

26:37.420 --> 26:39.241
‫دقیقاً همون‌جا.‬

26:41.100 --> 26:44.350
‫وقتی خواهرت گم شد‬
‫تو یه بچه بودی.‬

26:45.670 --> 26:47.095
‫کاری از دستت‬ برنمی‌اومد.‬

26:47.100 --> 26:49.265
‫ولی الان داری یه کاری می‌کنی.‬

26:49.270 --> 26:52.005
‫و هیچ‌کس تنهایی یه پرونده رو‬
‫حل نمی‌کنه.‬

26:52.010 --> 26:53.750
‫بذار کمکت کنم، کسیدی.‬

26:57.307 --> 26:57.827
‫باشه.‬

26:58.408 --> 27:02.540
‫باشه، خب، اگه کسی پرسید،‬
‫من توی استراحتِ ناهارمم.‬

27:11.890 --> 27:13.325
‫می‌دونی، حالم اون‌قدر خوب هست‬

27:13.330 --> 27:15.095
‫- که برگردم سر کار.‬
‫- نه، نه، نه، نه، نه.‬

27:15.100 --> 27:17.095
‫- تو همین‌جا توی وانت می‌مونی.‬
‫- آره، مثل کاری که خودت کردی.‬

27:17.100 --> 27:19.152
‫به حرفم گوش کن، نه به کاری که می‌کنم.‬

27:19.157 --> 27:20.735
‫تنها دلیلی که‬

27:20.740 --> 27:22.895
‫مستقیم نمی‌برمت خونه اینه که میکی پیام داد.‬

27:22.900 --> 27:24.605
‫باید باهام حرف بزنه.‬
‫یه موردِ اورژانسیه.‬

27:24.610 --> 27:26.930
‫- چی اورژانسیه؟‬
‫- بمون همین‌جا.‬

27:35.220 --> 27:36.745
‫رفتم توی سایتِ‬
‫«آپوتکری».‬

27:36.750 --> 27:38.943
‫- سایتو بستن.‬
‫- احتمالاً دارن چراغ‌خاموش حرکت می‌کنن.‬

27:38.948 --> 27:42.180
‫فهمیدن که جنسشون‬
‫داره مردمو مریض می‌کنه.‬

27:45.790 --> 27:48.925
‫آخه اینجا چه خبره؟‬

27:48.930 --> 27:51.195
‫یه سری ماری‌جوانای مصنوعیِ
‫داغون توی شهر پخش شده.‬

27:51.200 --> 27:53.965
‫ههه! دولت می‌خواد روی
‫تک‌تکِ دونه‌ها و ساقه‌های‬

27:53.970 --> 27:56.135
‫جنسِ طبیعی که من می‌کارم
‫نظارت کنه، ولی اجازه می‌دن اون سم‬

27:56.140 --> 27:57.635
‫توی سوپرمارکت‌ها فروخته بشه.‬

27:57.640 --> 27:58.805
‫اینا از اون جنسای سوپرمارکتی نیستن.‬

27:58.810 --> 28:00.435
‫این خیلی خطرناک‌تره.‬

28:00.440 --> 28:02.175
‫بابا، تو می‌دونی‬
‫چی توی شهر جابه‌جا می‌شه.‬

28:02.180 --> 28:04.753
‫اسم یه فروشگاهِ آنلاین به اسم
‫«آپوتکری» به گوشت خورده؟‬

28:05.027 --> 28:05.547
‫نه.‬

28:05.880 --> 28:08.571
‫اوه، آپوتکری...‬
‫قدیما یه ساقی‬

28:08.576 --> 28:10.715
‫می‌شناختم که با این اسم کار می‌کرد.‬

28:10.720 --> 28:14.385
‫می‌گفتن یه شیمی‌دانِ حسابی بوده که از
‫شرکت‌های بزرگِ داروسازی اخراج شده.‬

28:14.390 --> 28:17.615
‫ولی مطمئنم که دیگه‬
‫توی این کار نیست.‬

28:17.620 --> 28:19.655
‫خب، شاید مدلِ‬
‫کارش رو عوض کرده.‬

28:19.660 --> 28:20.825
‫اسمش یادت هست؟‬

28:20.830 --> 28:23.322
‫اوم، کیفنر.‬
‫لوئیس کیفنر.‬

28:23.460 --> 28:25.995
‫ولی دیگه باید حدوداً ۸۰ سالش‬

28:26.000 --> 28:27.595
‫- باشه.‬
‫- خب، به نظر نمی‌آد آدمی باشه‬

28:27.600 --> 28:29.795
‫که ماری‌جوانای مصنوعی
‫توی شبکه‌های اجتماعی بفروشه.‬

28:29.800 --> 28:32.617
‫این تنها سرنخیه‌ که داریم.‬
‫بیا بررسیش کنیم. ممنون بابا.‬

28:32.622 --> 28:35.640
‫- آره.‬
‫- از شانسِ ما، جینا هم دقیقاً امروز نیست.‬

28:43.050 --> 28:45.215
‫اوه، قیافه‌ت از وقتی که رفتم‬
‫هم بدتر شده.‬

28:45.220 --> 28:47.755
‫هممم. تو همیشه می‌دونستی‬
‫چطوری با یه دختر زبون‌بازی کنی.‬

28:47.760 --> 28:50.575
‫نمی‌دونم چرا‬
‫به میکی نمی‌گی، جینا.‬

28:51.141 --> 28:51.541
‫وس،‬

28:51.930 --> 28:53.485
‫من تو رو انتخاب کردم که رانندگی کنی‬

28:53.490 --> 28:55.025
‫چون فکر نمی‌کردم این‌قدر غر بزنی،‬

28:55.030 --> 28:56.595
‫ولی حالا داری غر می‌زنی.‬

28:56.600 --> 28:58.025
‫آره، ولی اگه فقط یه دلیل بهم می‌دادی‬

28:58.030 --> 28:59.265
‫- که چرا داری این‌طوری...‬
‫- باشه.‬

28:59.270 --> 29:01.065
‫دلیل می‌خوای؟‬
‫اینم دلیل.‬

29:01.070 --> 29:05.006
‫من ۶۰ سالمه، ازدواج نکردم، بچه ندارم،‬

29:05.011 --> 29:08.175
‫با خواهرم حرف نمی‌زنم، و بعد
‫از اینکه صمیمی‌ترین دوستم، کارول،‬

29:08.180 --> 29:10.235
‫پارسال یهو مُرد و تنهام گذاشت،‬

29:10.240 --> 29:12.245
‫هیچ‌کس رو ندارم‬
‫که اون‌قدر باهاش صمیمی باشم‬

29:12.250 --> 29:13.915
‫که بخوام این دوران رو باهاش بگذرونم.‬

29:13.920 --> 29:17.915
‫واسه همین مجبور شدم به تو زنگ بزنم، همون
‫آدمِ درب‌وداغونی که سال‌ها پیش ولش کردم.‬

29:17.920 --> 29:19.515
‫و حالا داری با این نگرانی‌ها‬

29:19.520 --> 29:21.597
‫و ترس‌هات حسابی رو اعصابم می‌ری،‬

29:21.602 --> 29:24.570
‫دو تا چیزی که فکر نمی‌کردم تو وجودت باشه.‬

29:26.490 --> 29:28.295
‫واو. اممم...‬

29:32.300 --> 29:33.543
‫می‌ترسم.‬

29:36.745 --> 29:38.135
‫برای تو می‌ترسم.

29:39.370 --> 29:42.740
‫برای خودمم می‌ترسم. این مشکلِ قلبی رو دارم‬

29:42.910 --> 29:43.720
‫و... و...‬

29:44.889 --> 29:46.869
‫از پیر شدن می‌ترسم...‬

29:48.650 --> 29:50.715
‫...چون هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم پیر بشم.‬

29:50.720 --> 29:54.478
‫پیری آدم رو نگرانِ خیلی چیزا می‌کنه و...‬

29:55.420 --> 29:56.785
‫ببین، می‌دونم اینا هیچی نیست‬

29:56.790 --> 30:00.220
‫در مقایسه با چیزی که
‫تو داری می‌گذرونی، اما...‬

30:00.430 --> 30:02.438
‫وقتی ازم خواستی که...‬

30:03.400 --> 30:05.625
‫کنارت باشم و کمکت کنم، من...‬

30:05.630 --> 30:07.020
‫فهمیدم که تو داری‬

30:07.330 --> 30:08.730
‫روم ح...حساب می‌کنی.‬

30:10.870 --> 30:14.480
‫هیچ‌وقت کسی نبودم که
‫بقیه بتونن روش حساب کنن.‬

30:15.480 --> 30:17.790
‫می‌خوام کنارت باشم...‬

30:18.610 --> 30:20.060
‫اگه بهم اجازه بدی.‬

30:24.490 --> 30:25.770
‫می‌تونم سعی کنم.‬

30:26.150 --> 30:26.900
‫باشه.‬

30:34.830 --> 30:37.025
‫- متأسفم.‬
‫- نه، نه، نه، نه، اشکالی نداره.‬

30:37.030 --> 30:39.025
‫اشکالی نداره.‬
‫هی، هی، هی، هی.‬

30:39.030 --> 30:40.897
‫نه، ا...اشکالی نداره.‬

30:42.200 --> 30:45.237
‫همیشه از این کلاه متنفر بودم.‬

30:46.270 --> 30:47.765
‫ببین، می‌برمت خونه،‬

30:47.770 --> 30:51.190
‫چون یه چیزی دارم که
‫واسه اون حالت تهوعت خوبه.‬

31:09.700 --> 31:11.365
‫هر کسی که گزارشِ مفقودیش حوالیِ زمانِ‬

31:11.370 --> 31:14.740
‫جشنواره‌ی «ماه خونین»
‫تا ۲۰ سال پیش ثبت شده.‬

31:15.400 --> 31:18.270
‫این قضیه‌ی ماری‌جوانای صنعتی خیلی عجیبه.‬

31:18.340 --> 31:19.837
‫باید روی کارم تمرکز کنم،‬

31:19.842 --> 31:21.818
‫اما شاید امشب بتونم بررسی‌شون رو شروع کنم.‬

31:21.823 --> 31:24.950
‫می‌تونم بعد از شیفتم
‫بمونم. با هم تقسیمش کنیم.‬

31:25.709 --> 31:26.229
‫باشه.‬

31:27.318 --> 31:28.128
‫و ممنون.‬

31:40.890 --> 31:44.095
‫خب، این آخرین آدرسِ
‫شناخته‌شده‌ی «لوئیس کیفنر» بود.‬

31:44.100 --> 31:46.024
‫اداره‌ی کلانتری.‬

31:53.495 --> 31:53.955
‫هممم.‬

31:57.638 --> 31:58.798
‫اینجا رو ببین.‬

32:05.520 --> 32:05.980
‫همممم.‬

32:12.308 --> 32:12.980
‫هی.‬

32:13.010 --> 32:14.402
‫پتاسیم هیدروکساید
‫ساخت چین

32:14.430 --> 32:16.755
‫- ماندارینت(یکی ازگویش‌های زبان چینی) چطوره؟‬
‫- کانتونیم(یکی دیگه از گویش‌های چینی) بهتره.
‫(زبان چینی ۵۰ نوع گویش و نوشتار مختلف داره)‬

32:16.760 --> 32:19.365
‫ببین، این یه سوالِ انحرافی
‫بود، چون چینیِ نوشتاری‬

32:19.370 --> 32:23.033
‫کاراکتره، نه الفبا، پس فرقی نمی‌کنه.‬

32:29.380 --> 32:32.450
‫- به نظرم آدممون رو پیدا کردیم.‬
‫- ممم.‬

32:40.750 --> 32:43.194
‫از انبارِ من برید بیرون!‬

32:46.390 --> 32:47.660
‫صبر کن، صبر کن.‬

32:56.000 --> 32:58.535
‫فکر نکنم بتونه ببینه. نیمه‌کوره است.‬

32:58.540 --> 33:00.040
‫تو از اون طرف برو.‬

33:11.556 --> 33:12.752
‫ش...شلیک نکن!‬

33:12.757 --> 33:14.215
‫اداره‌ی کلانتریِ اجواتر.‬

33:14.220 --> 33:15.985
‫- کسی قرار نیست بهت شلیک کنه.‬
‫- جوری که با اون‬

33:15.990 --> 33:18.185
‫شاتگان اومدی بیرون و شلیک کردی، شانس آوردی‬

33:18.190 --> 33:19.385
‫که بهت شلیک نشد.‬

33:19.390 --> 33:21.133
‫اسلحه‌ی دیگه‌ای همراهت داری؟‬

33:21.232 --> 33:21.632
‫نه.‬

33:22.224 --> 33:24.613
‫باید درباره‌ی موادِ شیمیاییِ
‫توی انبارت ازت بپرسیم.‬

33:24.618 --> 33:26.725
‫موادِ شیمیایی؟‬
‫داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

33:26.730 --> 33:28.295
‫تو با اسمِ مستعارِ آپوتکری

33:28.300 --> 33:30.268
‫مواد نمی‌فروشی؟‬

33:30.273 --> 33:33.365
‫اوه، حتماً. زمانِ‬
‫ریاست‌جمهوریِ ریگان.‬

33:33.370 --> 33:35.535
‫لعنتی، با این چشمام،‬

33:35.910 --> 33:38.740
‫به‌زور می‌تونم به حیاطِ خودم برسم.‬

33:41.380 --> 33:44.045
‫کسی رو داری که کمکت کنه، نه؟‬

33:44.050 --> 33:46.804
‫آره. یه پسرِ محلیه. بچه‌ی خوبیه.‬

33:46.809 --> 33:50.163
‫داستان‌های من رو درباره‌ی،
‫اوم، دورانِ خلافکاریم تحمل می‌کنه.‬

33:50.168 --> 33:53.200
‫بعضی وقتا توی تکالیفِ شیمیش بهش کمک می‌کنم.‬

33:53.560 --> 33:54.995
‫تا جایی که من می‌دونم، اون...‬

33:55.000 --> 33:57.312
‫کارش درسته. حالا شما بگید.‬

33:57.317 --> 34:00.073
‫آره، کارش خیلی درسته،‬
‫شک نکن.‬

34:01.070 --> 34:03.035
‫امروز یکی از‬
‫مشتری‌هات رو دیدیم.‬

34:03.040 --> 34:05.217
‫آقای کیفنر. شیمی‌دانِ بازنشسته؟‬

34:05.222 --> 34:07.405
‫گفت هر از گاهی توی تکالیفت بهت کمک می‌کنه؟‬

34:07.410 --> 34:09.835
‫همچنین بهمون گفت که
‫داستان‌هاش رو برات تعریف کرده،‬

34:09.840 --> 34:11.305
‫داستان‌های زمانی که با اسمِ آپوتکری

34:11.310 --> 34:13.345
‫ماری‌جوانا می‌فروخت.‬

34:13.350 --> 34:14.975
‫می‌خوای چیزی بهمون بگی، پل،‬

34:14.980 --> 34:16.745
‫یا فقط بریم حکمِ بازرسی بگیریم‬

34:16.750 --> 34:19.085
‫تا حساب‌های بانکی و سابقه‌ی
‫سفارش‌های آنلاینت رو چک کنیم؟‬

34:19.090 --> 34:20.945
‫- ببخشید، موضوع چیه؟‬
‫- اگه این کار رو بکنیم،‬

34:20.950 --> 34:22.715
‫می‌فهمیم که موادِ شیمیایی
‫رو از چین سفارش دادی‬

34:22.720 --> 34:24.425
‫که الان توی انبارِ لوئیس کیفنره، مگه نه؟‬

34:24.430 --> 34:26.859
‫صبر کن، داری می‌گی...؟ پل؟‬

34:26.864 --> 34:29.795
‫لطفاً بهم بگو که تو هیچ
‫نقشی توی این نداشتی.‬

34:29.800 --> 34:31.250
‫من...‬

34:32.570 --> 34:34.900
‫فقط داشتم واسه خودم آزمایش و خطا می‌کردم.

34:35.570 --> 34:38.190
‫واقعاً فقط یه مسئله‌ی شیمی بود.‬

34:38.270 --> 34:41.258
‫فقط این مسئله‌ی شیمی باعث
‫شد به مهمونی‌هایی دعوت بشم.‬

34:41.263 --> 34:44.035
‫مهمونی‌هایی که قبلاً هیچ‌وقت
‫توشون دعوت نمی‌شدم.‬

34:44.040 --> 34:46.975
‫شروع کردی به فروختنِ‬
‫اون جنسا توی اینترنت،‬

34:46.980 --> 34:49.445
‫با همون اسمی که توی داستان‌های‬
‫قدیمیِ «کیفنر» شنیده بودی.‬

34:49.450 --> 34:52.515
‫توی این چند هفته‌ی اخیر،‬
‫حسابی کار و بارت گرفت.‬

34:52.520 --> 34:55.753
‫شروع کردم به درآوردنِ کلی پول.‬

34:55.758 --> 34:57.950
‫ولی مردم می‌خواستن‬
‫بیشتر نئشه کنن...‬

34:58.290 --> 35:00.625
‫...واسه همین منم زیاده‌روی کردم.‬

35:00.630 --> 35:03.125
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم به کسی صدمه بزنم.‬

35:03.130 --> 35:05.395
‫- مخصوصاً به تو و بابا.‬
‫- پل...‬

35:05.400 --> 35:07.165
‫پدرت ممکن بود بمیره.‬

35:07.170 --> 35:09.127
‫ممکن بود یه نفرو به کشتن بدم.‬

35:09.132 --> 35:11.405
‫همه‌ی این کارارو کردی که فقط‬
‫به مهمونی‌ها دعوت بشی؟‬

35:11.410 --> 35:12.680
‫نمی‌فهمی؟‬

35:12.770 --> 35:15.405
‫اون همه فشاری که‬
‫تو و بابا بهم آوردین،‬

35:15.410 --> 35:18.005
‫که همه‌ی درس‌های پیشرفته رو بردارم،‬
‫شاگرد اول بشم،‬

35:18.010 --> 35:19.175
‫توی یه دانشگاهِ خوب قبول بشم.‬

35:19.180 --> 35:21.220
‫من هیچ دوستی نداشتم، مامان.‬

35:21.350 --> 35:23.102
‫- هیچی.‬
‫- هی. پل؟‬

35:23.107 --> 35:25.445
‫با اتهاماتِ سنگینی روبرو هستی.‬

35:25.450 --> 35:27.085
‫ولی می‌تونی شروع کنی‬
‫به جبران کردنش‬

35:27.090 --> 35:28.415
‫با دادنِ لیستِ مشتری‌هات بهم‬

35:28.420 --> 35:29.785
‫تا بتونم این آشغالارو‬
‫از توی خیابون جمع کنم‬

35:29.790 --> 35:32.650
‫قبل از اینکه آدم‌های بیشتری صدمه ببینن.‬

35:39.796 --> 35:40.765
‫اوه.‬

35:41.370 --> 35:44.739
‫هی، با همه‌ی کسایی که‬
‫توی لیستِ «پل» بودن تماس گرفتم.‬

35:44.744 --> 35:47.335
‫«اجواتر» امشب باید‬
‫خیلی آروم‌تر باشه.‬

35:47.340 --> 35:49.610
‫خداروشکر. من که از پا دراومدم.‬

35:50.340 --> 35:51.345
‫من دیگه می‌رم خونه.‬

35:51.350 --> 35:52.100
‫باشه.‬

35:56.280 --> 35:57.970
‫لباس مجلسیت یادت نره.‬

36:04.330 --> 36:07.155
‫این دوست‌ها... می‌دونی،‬
‫ما یه گروهِ خیلی صمیمی بودیم.‬

36:07.160 --> 36:09.055
‫بچه‌هامون با هم بزرگ شدن،‬

36:09.060 --> 36:11.365
‫و چون من یه مادرِ‬
‫خیلی جوون بودم،‬

36:11.370 --> 36:13.360
‫خیلی احساسِ تنهایی می‌کردم.‬

36:13.500 --> 36:15.995
‫این زن‌ها تنها امیدِ من بودن.‬

36:16.000 --> 36:18.835
‫همه‌ی کارارو با هم انجام می‌دادیم،‬
‫حتی با شوهرهامون.‬

36:18.840 --> 36:22.175
‫و بعدش...‬
‫من و «تراویس» از هم جدا شدیم.‬

36:22.180 --> 36:23.535
‫این موضوع کلِ رابطه‌مون رو عوض کرد.‬

36:23.540 --> 36:25.505
‫منظورم اینه که هنوز‬
‫با اون مامان‌ها وقت می‌گذروندم،‬

36:25.510 --> 36:27.175
‫و وقتی دسته‌جمعی کاری می‌کردن،‬

36:27.180 --> 36:28.545
‫می‌دونی، هنوزم منو دعوت می‌کردن، ولی‬

36:28.550 --> 36:30.215
‫فقط باعث می‌شد احساسِ‬
‫شکست‌خوردگی کنم.‬

36:30.220 --> 36:34.550
‫می‌دونی، ازدواجِ همه‌شون یه جوری‬
‫دووم آورده بود، بالاخره...‬

36:35.220 --> 36:36.670
‫...ولی مالِ من نه.‬

36:36.890 --> 36:39.355
‫کم‌کم دیگه کلاً‬
‫باهاشون نگشتم.‬

36:39.360 --> 36:42.140
‫نمی‌دونستم چقدر دلم براشون تنگ شده.‬

36:43.060 --> 36:46.065
‫و بعدش اونا تورو به این...‬
‫به این جشنِ تولد دعوت کردن.‬

36:46.070 --> 36:48.265
‫آره، بهشون گفتم که من و «تراویس»‬
‫دوباره با همیم.‬

36:48.270 --> 36:50.478
‫خیلی ذوق کردن.‬

36:53.510 --> 36:56.550
‫و حالا اون رفته، و اگه...‬

36:58.140 --> 36:59.940
‫...تنهایی برم اونجا،‬

37:00.080 --> 37:04.421
‫باید دوباره اعتراف کنم که شکست خوردم.‬

37:05.090 --> 37:07.104
‫و این یه یادآوریه‬

37:07.550 --> 37:10.050
‫از تمامِ چیزایی که از دست دادم...‬

37:11.718 --> 37:12.538
‫...دوباره.‬

37:14.560 --> 37:15.855
‫ممکنه احساسِ شکست‌خوردگی کنی،‬

37:15.860 --> 37:18.265
‫ولی هیچ‌کس اینطوری‬
‫درباره‌ت فکر نمی‌کنه.‬

37:18.270 --> 37:19.965
‫و دوستات هم مشخصه که‬
‫می‌خوان ببیننت،‬

37:19.970 --> 37:22.420
‫وگرنه مدام ازت‬
‫نمی‌خواستن بیای.‬

37:22.770 --> 37:24.294
‫بهش فکر کن.‬

37:28.335 --> 37:29.675
‫شب به‌خیر، «بون».‬

37:51.830 --> 37:53.300
‫اممم.‬

37:55.670 --> 37:56.490
‫هممم.‬

37:57.400 --> 37:58.730
‫شماها چِت کردین؟‬

38:00.010 --> 38:01.874
‫«دیو» اینجا نیست، پسر.‬

38:03.880 --> 38:06.847
‫ ♪ نمی‌دونم چیکار کردم...‬ ♪

38:06.967 --> 38:08.470
‫ما چِت نیستیم.‬

38:08.720 --> 38:10.870
‫- ما بنگ‌زده‌ایم.‬
‫- اوهوم.‬

38:11.080 --> 38:13.285
‫پس، نه تنها فکر کردین مشکلی نداره‬

38:13.290 --> 38:15.155
‫که همه‌ی بستنی‌های منو بخورین،‬

38:15.160 --> 38:17.785
‫بلکه به «جینا» هم گفتی یه وقتِ‬
‫دندون‌پزشکیِ الکی جور کنه‬

38:17.790 --> 38:20.525
‫تا بتونین توی خونه‌ی من علف بکشین.‬

38:20.530 --> 38:21.435
‫اوه.‬

38:21.830 --> 38:22.904
‫اوهههه.‬

38:23.200 --> 38:26.525
‫وقتی بشنوی خیلی عذاب وجدان می‌گیری‬

38:26.530 --> 38:28.390
‫که من سرطانِ سینه دارم.‬

38:29.670 --> 38:30.840
‫♪ مامانِ عزیزم...‬ ♪

38:30.940 --> 38:32.465
‫«جینا»، واقعاً متأسفم.‬

38:32.470 --> 38:34.035
‫- حالت خوبه؟‬
‫- دیدی؟‬

38:34.040 --> 38:36.206
‫چی گفتم؟‬

38:36.480 --> 38:39.140
‫دلسوزیِ تورو نمی‌خوام.‬

38:39.145 --> 38:42.275
‫تنها دلیلی که بهت گفتم اینه که نمی‌خوام‬

38:42.280 --> 38:44.215
‫- به بابات سخت بگیری.‬
‫- آره.‬

38:44.220 --> 38:47.815
‫چون اون امروز برای اولین جلسه‌ی درمانم،‬
‫رفیقِ شیشم بود.‬

38:47.820 --> 38:50.485
‫و بعد از اینکه توی کلاهش بالا آوردم،‬

38:50.490 --> 38:52.885
‫قشنگ می‌دونست چطوری با‬
‫«حالتِ توهوعم» کنار بیاد.‬

38:52.890 --> 38:54.262
‫تهوع. تهوع.‬

38:54.267 --> 38:56.070
‫- مریضی.‬
‫- بله.‬

38:56.691 --> 38:58.371
‫تو هم حالت تهوع داری؟‬

39:00.000 --> 39:03.169
‫شکمم داره قار و قور می‌کنه.‬

39:05.370 --> 39:06.799
‫آههه. آههه.‬

39:06.810 --> 39:08.705
‫باید روی سلامتیت تمرکز کنی.‬

39:08.710 --> 39:10.535
‫هر چقدر لازم داری از کار مرخصی بگیر، باشه؟‬

39:10.540 --> 39:12.045
‫اوه، اصلاً حرفشم نزن، میکی.‬

39:12.050 --> 39:14.124
‫حالم خوب می‌شه.‬

39:15.495 --> 39:16.945
‫وای، چه لباس قشنگی.‬

39:16.950 --> 39:20.830
‫واقعاً حیفه که باید برگرده توی کمدت.‬

39:20.990 --> 39:23.215
‫راستش، می‌خوام برم بپوشمش که دیرم نشه.‬

39:23.220 --> 39:25.385
‫فکر کردم تصمیم گرفتی نری.‬

39:25.390 --> 39:27.600
‫چی شد نظرت عوض شد؟‬

39:28.190 --> 39:30.095
‫یه دوست راضیم کرد.‬

39:30.100 --> 39:33.460
‫- مممم.‬
‫♪ - کسی که یه زمانی دورش انداخته بودم.‬ ♪

39:38.870 --> 39:42.052
‫میکی، فوق‌العاده شدی.‬

39:43.080 --> 39:44.505
‫بابا، داری گریه می‌کنی؟‬

39:44.510 --> 39:47.222
‫نه. نه، واسه ماری‌جواناست.‬

39:47.227 --> 39:48.687
‫چشمامو قرمز می‌کنه.‬

39:55.547 --> 39:56.007
‫بون.‬

39:56.856 --> 39:57.376
‫سلام.‬

39:58.660 --> 39:59.955
‫اینجا چیکار می‌کنی؟‬

39:59.960 --> 40:01.345
‫اممم...‬

40:02.830 --> 40:04.436
‫فـ...فکر کردم،‬

40:04.770 --> 40:06.895
‫اگه نمی‌خوای تنها بری مهمونی،‬

40:06.900 --> 40:09.565
‫من... همراهت باشم.‬

40:09.570 --> 40:11.310
‫ولی می‌بینم که...‬

40:11.570 --> 40:13.265
‫آم، آماده‌ی رفتنی، پس...‬

40:13.270 --> 40:16.269
‫خب... خوبه... این...‬

40:16.280 --> 40:16.970
‫صبر کن.‬

40:18.380 --> 40:21.793
‫غذاهای این رستوران خیلی تعریفیه.

40:21.798 --> 40:24.543
‫و دوست دارم با دوستام آشنا بشی.‬

40:26.220 --> 40:28.051
‫آره، حتماً. باشه.‬

40:28.250 --> 40:28.955
‫اوههه!‬

40:28.960 --> 40:30.155
‫بذار یه...‬

40:30.160 --> 40:31.585
‫بذار یه عکس بگیرم.‬

40:31.590 --> 40:33.455
‫واسه جشن فارغ‌التحصیلی عکس نداشتی.‬

40:33.460 --> 40:36.925
‫من نرفتم جشن، بابا.‬
‫هشت ماهه حامله بودم.‬

40:36.930 --> 40:38.925
‫خب. دیگه کافیه.‬
‫خوب شد.‬

40:38.930 --> 40:41.125
‫- هی، ساعت ۱۰ خونه باشه، باشه؟‬
‫- اوه.‬

40:41.130 --> 40:42.395
‫نذار بیام دنبالتون.‬

40:42.400 --> 40:43.684
‫ممنون. شب به‌خیر.‬

40:50.510 --> 40:52.041
‫برو که بریم.

41:03.813 --> 41:04.853
‫نُه تا دختر.‬

41:05.190 --> 41:06.240
‫کارگرای فصلی.‬

41:06.590 --> 41:07.590
‫بی‌خانمان‌ها.‬

41:08.930 --> 41:09.955
‫کارگرای جنسی.‬

41:12.856 --> 41:14.597
‫بزهکارای نوجوان.‬

41:15.151 --> 41:16.895
‫همه‌شون حاشیه‌نشین بودن،‬

41:16.900 --> 41:18.295
‫همه‌شون هم ناپدید شدن‬

41:18.300 --> 41:19.765
‫نزدیکای جشنواره‌ی ماه خونین.‬

41:19.770 --> 41:22.005
‫جشنواره‌ی امسال هم دو هفته دیگه است.‬

41:22.010 --> 41:23.875
‫اینبو به میکی می‌گی؟‬

41:23.880 --> 41:26.645
‫نه تا وقتی که مدرکی بیشتر
‫از یه حدس و گمان داشته باشم.‬

41:26.650 --> 41:29.130
‫ولی تو بیشتر از یه حدس داری.‬

41:33.120 --> 41:34.955
‫فکر کنم این یارو دخترایی رو
‫هدف قرار داده که می‌دونسته‬

41:34.960 --> 41:37.515
‫اگه غیبشون بزنه کسی متوجه نمی‌شه.‬

41:37.520 --> 41:38.871
‫این یارو؟‬

41:42.800 --> 41:46.460
‫فکر کنم یه قاتل سریالی توی اجواتر داریم.‬

41:47.200 --> 41:49.294
‫ممم. ممم.‬

41:49.370 --> 41:50.417
‫ممم.‬

41:50.700 --> 41:53.835
‫این شاید خوشمزه‌ترین
‫چیزی باشه که تا حالا خوردم.‬

41:53.840 --> 41:56.644
‫وای خدای من. عالیه.‬

41:56.649 --> 41:59.579
‫ببین، بد برداشت نکن.‬

41:59.584 --> 42:00.845
‫از دیدن دوستات خیلی خوشحال شدم.‬

42:00.850 --> 42:02.120
‫خیلی خوش گذشت،‬

42:02.320 --> 42:04.520
‫ولی اون غذاها چی بود؟‬

42:04.590 --> 42:06.745
‫- پرس‌هاش انگار...‬
‫- آره، دیگه نگو. آره.‬

42:06.750 --> 42:09.915
‫آره. و دیگه هیچ‌وقت نذار چیزی بخورم‬

42:09.920 --> 42:12.745
‫که کلمه‌ی «فوم» توی اسمش باشه.‬

42:15.600 --> 42:16.311
‫اوه.‬

42:17.460 --> 42:20.407
‫این صدای «بلو لاو» بود؟‬

42:23.084 --> 42:23.441
‫آره.‬

42:26.040 --> 42:27.665
‫- آره، بالاخره یه قرار رو قبول کردم.‬
‫- اوه.‬

42:27.670 --> 42:29.235
‫- آره.‬
‫- بیخیال. می‌خوام ببینم.‬

42:29.240 --> 42:31.845
‫نه، نه، نه.‬
‫با اون انگشتای چربت.‬

42:31.850 --> 42:32.902
‫زود باش دیگه.‬

42:34.780 --> 42:37.043
‫اوه. اوه. چه خوشگله.‬

42:37.350 --> 42:39.910
‫چرا لحنت طوریه که انگار تعجب کردی؟‬

42:39.990 --> 42:41.755
‫اون آیکون دستبند چیکار می‌کنه؟‬

42:41.760 --> 42:42.980
‫نه، نه، نه!‬

42:42.990 --> 42:44.330
‫وای خدای من.‬

42:45.000 --> 43:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
