1
00:00:01,000 --> 00:00:05,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:05,770 --> 00:00:07,665
‫آنچه گذشت...‬

3
00:00:07,670 --> 00:00:10,205
‫سعی کردم باهاش کنار بیام، ولی نمی‌تونم.‬

4
00:00:10,210 --> 00:00:12,175
‫دیگه نمی‌تونم زنِ یه
‫پلیس باشم، خیلی متأسفم.‬ خداحافظ.

5
00:00:12,180 --> 00:00:13,705
‫دارم از اینوک بارلو دفاع می‌کنم.‬

6
00:00:13,710 --> 00:00:17,305
‫- یا من، یا پرونده.‬
‫- داری اتمام حجت می‌کنی؟‬

7
00:00:17,310 --> 00:00:19,545
‫اونوقت من یه نفرو به قتل رسوندم و
‫اونا می‌خوان برام جشن بگیرن؟‬

8
00:00:19,550 --> 00:00:21,345
‫تو کسی رو به قتل نرسوندی.

9
00:00:21,350 --> 00:00:24,115
‫و اگه این درسته،‬
‫پس چرا خوابم نمی‌بره؟‬

10
00:00:24,120 --> 00:00:25,445
‫هر مشکلی که داری،‬ فکر نمی‌کنم‬

11
00:00:25,450 --> 00:00:27,015
‫ آماده باشی‬
‫که برگردی سرِ عملیات.‬

12
00:00:27,020 --> 00:00:29,555
‫پشت‌میزنشین می‌شی.‬
‫جواب دادن به تلفن‌ها،‬ بایگانیِ پرونده‌ها.‬

13
00:00:29,560 --> 00:00:31,625
‫- الو؟‬
‫- من خواهرتون، زویی رو می‌شناختم.‬

14
00:00:31,630 --> 00:00:33,555
‫شبی که ناپدید شد،‬
‫پیشش بودم.‬

15
00:00:33,560 --> 00:00:35,782
‫فکر کنم باید با هم حرف بزنیم.‬

16
00:00:55,380 --> 00:00:57,384
‫- نه، نه.‬
‫- نه!‬

17
00:00:57,390 --> 00:00:59,385
‫خواهش می‌کنم، لطفاً این کار رو نکن!‬

18
00:00:59,390 --> 00:01:01,600
‫بابا؟ مامان؟‬
‫چه... چه خبره؟‬

19
00:01:01,620 --> 00:01:03,825
‫- برو تو اتاقت و به ۹۱۱ زنگ بزن!‬
‫- پس مامان چی؟‬

20
00:01:03,830 --> 00:01:05,055
‫صدای جیغشو شنیدم.‬
‫حالش خوبه؟‬

21
00:01:05,060 --> 00:01:07,353
‫در رو قفل کن، نیا...‬
‫آخ!‬

22
00:01:16,170 --> 00:01:18,260
‫- اداره‌ی کلانتری!‬
‫- آهان.‬

23
00:01:18,710 --> 00:01:20,705
‫این دستمال‌کاغذی‌ها مالِ توئه‬
‫واسه وقتی که «رِیدرز»‬

24
00:01:20,710 --> 00:01:22,545
‫- «فورتی ناینرز» رو درهم می‌کوبه.‬
‫- اوه.‬
‫(ریدرز و فورتی ناینرز تیم‌های فوتبال آمریکایی هستند)

25
00:01:22,550 --> 00:01:24,245
‫امم، ایکس‌باکست رو آوردی؟‬

26
00:01:24,250 --> 00:01:25,705
‫چون فقط اونطوری ممکنه‬
‫همچین اتفاقی بیفته.‬

27
00:01:25,710 --> 00:01:27,897
‫- اوهههه!‬
‫- هی، یه کاسه بیار‬

28
00:01:27,902 --> 00:01:29,106
‫واسه چیپس‌ها.‬

29
00:01:31,390 --> 00:01:32,140
‫ای بابا.‬

30
00:01:32,560 --> 00:01:34,055
‫کادو واسه منه؟‬
‫راضی به زحمت نبودم.‬

31
00:01:34,060 --> 00:01:37,757
‫نه، واسه تولدِ‬
‫دوستمه.‬

32
00:01:37,860 --> 00:01:39,840
‫آهان، همون شامِ. درسته.‬

33
00:01:39,860 --> 00:01:42,195
‫توی یه جای، امم، شیک‬
‫توی «سونوما»، درسته؟‬
‫(سونوما: یه شهر تو ایالت کالیفرنیا که به شرابش معروفه)

34
00:01:42,200 --> 00:01:44,065
‫اوهوم.‬
‫نمی‌رم.‬

35
00:01:44,300 --> 00:01:45,625
‫فکر می‌کردم‬
‫منتظرش بودی.‬

36
00:01:45,630 --> 00:01:46,765
‫یه برنامه‌ی دونفره‌ست.‬

37
00:01:46,770 --> 00:01:48,335
‫همون پنج دقیقه‌ای که من و تراویس‬

38
00:01:48,340 --> 00:01:51,065
‫با هم بودیم، حضورم رو تأیید کردم،‬
‫واسه همین...‬

39
00:01:51,070 --> 00:01:53,535
‫از کی تا حالا میکی فاکس‬
‫از تنهایی جایی رفتن می‌ترسه؟‬

40
00:01:53,540 --> 00:01:55,075
‫من از تنهایی جایی رفتن نمی‌ترسم.‬

41
00:01:55,080 --> 00:01:57,605
‫از وقتی طلاق گرفتم‬
‫دارم تنهایی زندگی می‌کنم.‬

42
00:01:57,610 --> 00:01:59,315
‫- هان.‬
‫- بابا، بازی شروع شد.‬

43
00:01:59,320 --> 00:02:02,270
‫داری می‌ری بیرون؟‬
‫صبر کن، قرار داری؟‬

44
00:02:03,010 --> 00:02:04,783
‫یه برنامه‌هایی دارم.‬

45
00:02:09,519 --> 00:02:10,963
‫باید بهش ایول گفت.‬

46
00:02:10,968 --> 00:02:13,225
‫- پیرمرد هنوز رو فرمه.‬
‫- برخلافِ «رِیدرز».‬

47
00:02:13,230 --> 00:02:15,455
‫فقط یه هجومِ چهارنفره.‬

48
00:02:15,460 --> 00:02:16,825
‫داره نگاه می‌کنه، نگاه می‌کنه.‬

49
00:02:16,830 --> 00:02:18,795
‫داره زمان می‌خره. پرتاب می‌کنه...‬

50
00:02:18,800 --> 00:02:20,795
‫- نه.‬
‫- برو، برو، برو، برو!‬

51
00:02:20,800 --> 00:02:22,305
‫- اوه! اوه!‬
‫- نه. نه!‬

52
00:02:22,310 --> 00:02:24,865
‫- اوه! اوه!‬
‫- توی منطقه‌ی امتیاز‬

53
00:02:24,870 --> 00:02:26,969
‫- واسه تاچ‌داون!‬
‫- اوه!‬

54
00:02:26,974 --> 00:02:29,445
‫- نمی‌تونم به این گوش بدم.‬
‫- اوه، هو، هو، هو!‬

55
00:02:29,450 --> 00:02:31,805
‫تاچ‌داون، «رِیدرز»!‬
‫(تاچ‌داون: یه نحوهٔ امتیاز گیری تو فوتبال آمریکایی)

56
00:02:31,810 --> 00:02:33,745
‫اونو دیدی؟‬

57
00:02:33,750 --> 00:02:37,344
‫وای خدای من.‬
‫فوق‌العاده بود.‬

58
00:02:37,750 --> 00:02:39,685
‫فکر کنم این یارو‬
‫توی تیمِ فانتزیِ نورا باشه‬

59
00:02:39,690 --> 00:02:41,819
‫و احتمالاً همین الان‬
‫داره تماشا می‌کنه.‬

60
00:02:42,814 --> 00:02:43,655
‫چیه؟‬

61
00:02:43,660 --> 00:02:46,859
‫- چی؟ اون طرفدارِ پر و پاقرصِ «رِیدرزه».‬
‫- اوهوم.‬

62
00:02:48,049 --> 00:02:49,602
‫هنوز فراموشش نکردی.‬

63
00:02:52,570 --> 00:02:55,965
‫اشکالی نداره. درکت می‌کنم. فقط‬
‫چند هفته گذشته.‬

64
00:02:55,970 --> 00:02:58,105
‫نه اینکه ببینی من دارم‬
‫به تراویس پیام می‌دم.‬

65
00:02:58,110 --> 00:03:00,154
‫و... شروع شد.‬

66
00:03:00,159 --> 00:03:02,305
‫ببین رفیق، بعضی‌ها کلاً‬
‫بیشتر از بقیه آویزونن.‬

67
00:03:02,310 --> 00:03:03,845
‫- مشکلی نیست.‬
‫- اوهوم.‬

68
00:03:03,850 --> 00:03:06,230
‫مرکز به آدام یک. پاسخ بدید.‬

69
00:03:07,002 --> 00:03:08,054
‫فاکس صحبت می‌کنه.‬

70
00:03:08,059 --> 00:03:10,485
‫یه مورد کد ۲۱۱(سرقت و زورگیری) در حالِ وقوعه،‬
‫خیابونِ سیکامور، پلاک ۲۷۸.‬

71
00:03:10,490 --> 00:03:14,636
‫سرقتِ مسلحانه از منزل.‬
‫فقط ۸۰۰ متر با اینجا فاصله داره.‬

72
00:04:08,599 --> 00:04:09,812
‫اداره‌ی کلانتری.‬

73
00:04:09,817 --> 00:04:11,847
‫با دست‌های بالا بیا بیرون.‬

74
00:04:12,010 --> 00:04:13,745
‫وای خدای من.‬
‫خدا رو شکر که اومدید.‬

75
00:04:13,750 --> 00:04:16,715
‫تو بودی که به ۹۱۱ زنگ زدی؟‬
‫کسِ دیگه‌ای هم توی خونه هست؟‬

76
00:04:16,720 --> 00:04:18,185
‫پدر... پدر و مادرم.‬

77
00:04:18,190 --> 00:04:20,255
‫- حالشون خوبه؟‬
‫- پدرت بدجوری زخمی شده.‬

78
00:04:20,260 --> 00:04:21,815
‫- آمبولانس تو راهه.‬
‫- ولی مامانم چی؟‬

79
00:04:21,820 --> 00:04:23,390
‫صدای جیغشو شنیدم.‬

80
00:04:24,888 --> 00:04:26,085
‫اسمت چیه؟‬

81
00:04:26,090 --> 00:04:28,525
‫- پل. پل کارسون.‬
‫- من کلانتر میکی فاکس هستم.‬

82
00:04:28,530 --> 00:04:30,365
‫- می‌تونی بگی چی شد؟‬
‫- همه‌مون با هم شام خوردیم،‬

83
00:04:30,370 --> 00:04:32,765
‫هر سه‌تامون، بعد پدر و مادرم‬
‫شروع کردن به فیلم دیدن،‬

84
00:04:32,770 --> 00:04:34,295
‫واسه همین من اومدم بالا،‬
‫و بعد شروع کردم‬

85
00:04:34,300 --> 00:04:37,005
‫به درس خوندن واسه امتحانِ شیمی،‬
‫امم، ولی بعدش‬

86
00:04:37,010 --> 00:04:38,405
‫صدای جیغِ مامانم رو شنیدم.‬

87
00:04:38,410 --> 00:04:39,881
‫دویدم سمتِ پله‌ها،‬

88
00:04:39,886 --> 00:04:41,205
‫و بابام رو دیدم.‬

89
00:04:41,210 --> 00:04:43,275
‫- داشت باهاشون می‌جنگید.‬
‫- باهاشون؟‬

90
00:04:43,280 --> 00:04:44,375
‫- چند نفر بودن؟‬
‫- مطمئن نیستم.‬

91
00:04:44,380 --> 00:04:45,805
‫من... من ندیدمشون، ولی‬

92
00:04:45,810 --> 00:04:47,945
‫بعد... بعدش بابام بهم گفت‬
‫تو اتاقم بمونم، اما...‬

93
00:04:47,950 --> 00:04:49,350
‫شاید باید...‬

94
00:04:50,301 --> 00:04:51,836
‫بهش کمک می‌کردم؟‬
‫شا... شاید با... باید...‬

95
00:04:51,841 --> 00:04:55,017
‫اشکالی نداره، پل.‬
‫کار درست رو انجام دادی.‬

96
00:04:56,930 --> 00:04:58,985
‫- کس دیگه‌ای اینجا نیست.‬
‫- اوه خدای من.‬

97
00:04:58,990 --> 00:05:00,809
‫اونا بردندش.‬

98
00:05:01,800 --> 00:05:03,080
‫مامانم رو بردند.‬

99
00:05:04,900 --> 00:05:07,135
‫آمار وسایل دزدیده شده رو‬
‫درمی‌آریم،‬

100
00:05:07,140 --> 00:05:09,605
‫اما همین اول کار، پل می‌گه‬
‫ماشین باباش نیست.‬

101
00:05:09,610 --> 00:05:13,805
‫پس شاید مامانه... یعنی کری رو...‬
‫با ماشین خودش برده باشن.‬

102
00:05:13,810 --> 00:05:15,235
‫من یه گزارش تعقیب می‌دم‬
‫و از همسایه‌ها می‌خوام‬

103
00:05:15,240 --> 00:05:16,505
‫دوربین‌های دمِ درشون رو بررسی کنن.‬

104
00:05:16,510 --> 00:05:18,175
‫شاید یه ردی از‬
‫آدم‌رباها پیدا کنیم.‬

105
00:05:18,180 --> 00:05:20,015
‫ممکنه همون گروهی باشن که‬

106
00:05:20,020 --> 00:05:22,295
‫- هفته‌ی پیش به اون خونه توی «سیرا ورده» دستبرد زدن.‬
‫- آره، شاید.‬

107
00:05:22,300 --> 00:05:25,810
‫ولی آدم‌ربایی دیگه یه مرحله‌ی‬
‫خیلی خطرناک‌تره.‬

108
00:05:26,604 --> 00:05:27,592
‫بچه‌ی بیچاره.‬

109
00:05:27,597 --> 00:05:30,352
‫امروز صبح که بیدار شد، یه خونه‌ی قشنگ‬
‫و پدر و مادرش رو داشت،‬

110
00:05:30,357 --> 00:05:34,340
‫و حالا آخر شب وسط‬
‫یه صحنه‌ی جرم ایستاده.‬

111
00:05:41,500 --> 00:05:43,235
‫باید بگم،‬
‫وقتی زنگ زدی غافلگیر شد.

112
00:05:43,240 --> 00:05:46,942
‫خب، غافلگیریِ دلپذیری بود،‬
‫ولی به هر حال تعجب کردم.‬

113
00:05:46,983 --> 00:05:47,793
‫چرا؟‬

114
00:05:47,840 --> 00:05:49,305
‫مطمئن نبودم که متوجهِ‬

115
00:05:49,310 --> 00:05:51,845
‫اون همه نخ دادن‌های من‬
‫شده باشی. هممم.‬

116
00:05:51,850 --> 00:05:55,900
‫می‌دونم خیلی وقت گذشته،‬
‫ولی من قضیه رو اینطوری می‌بینم.‬

117
00:05:56,020 --> 00:05:58,785
‫دیگه لازم نیست نگران اون مزخرفاتِ‬

118
00:05:58,790 --> 00:06:01,285
‫خجالت‌آورِ آشناییِ اولِ کار باشیم.‬
‫ما همدیگه رو می‌شناسیم.‬

119
00:06:01,290 --> 00:06:03,178
‫دیگه از قدیم همدیگه رو می‌شناسیم.

120
00:06:03,230 --> 00:06:06,185
‫پس فقط...‬
‫می‌تونیم راحت باشیم و‬

121
00:06:06,190 --> 00:06:07,955
‫از کنار هم بودن لذت ببریم.‬

122
00:06:07,960 --> 00:06:09,525
‫ولی دفعه‌ی بعد،‬
‫رستوران رو من انتخاب می‌کنم.‬

123
00:06:09,530 --> 00:06:11,065
‫چون، منظورم اینه که،‬
‫عاشقِ «میت آپ» هستم،‬

124
00:06:11,070 --> 00:06:12,965
‫ولی نه واسه قرار دوم.‬

125
00:06:12,970 --> 00:06:15,750
‫- فکر می‌کنی این یه قراره؟‬
‫- خب...‬

126
00:06:15,840 --> 00:06:19,610
‫متأسفم که ناامیدت می‌کنم،‬
‫ولی این یه قرار نیست.‬

127
00:06:21,779 --> 00:06:22,929
‫اممم. پس چیه؟‬

128
00:06:24,806 --> 00:06:26,316
‫من سرطان سینه دارم.‬

129
00:06:26,920 --> 00:06:28,675
‫می‌دونی چیه؟ زود متوجه شدن و می‌گن‬

130
00:06:28,680 --> 00:06:31,215
‫که حالم خوب می‌شه، ولی از
‫فردا شیمی‌درمانی رو شروع می‌کنم،‬

131
00:06:31,220 --> 00:06:33,055
‫و احتیاج دارم یکی منو برسونه.‬

132
00:06:33,060 --> 00:06:36,310
‫هر سه هفته یه بار باید برم یوریکا و برگردم.‬

133
00:06:36,930 --> 00:06:38,485
‫حالا اگه نمی‌تونی این کار رو بکنی‬

134
00:06:38,490 --> 00:06:39,995
‫- یا نمی‌خوای، خب...‬
‫- نه، نه، نه، می‌تونم، آره،‬

135
00:06:40,000 --> 00:06:41,255
‫- نه، نه. یعنی، آره، حتماً.‬
‫- خب، باشه.‬

136
00:06:41,260 --> 00:06:42,255
‫- ممنونم.‬
‫- می‌تونم. انجامش می‌دم.‬

137
00:06:42,260 --> 00:06:43,595
‫- ممنونم.‬
‫- آره.‬

138
00:06:43,600 --> 00:06:45,025
‫- ولی یه چیزی هست.‬
‫- چی؟‬

139
00:06:45,030 --> 00:06:47,506
‫نمی‌خوام هیچ‌کس،‬
‫حتی میکی، چیزی بفهمه.‬

140
00:06:47,545 --> 00:06:48,465
‫نمی‌خوام‬

141
00:06:48,540 --> 00:06:50,958
‫کسی برام دلسوزی کنه‬
‫یا بازی‌های احساسی دربیاره.‬

142
00:06:50,963 --> 00:06:54,665
‫واسه همین از تو خواستم،‬
‫یه پیرمردِ بی‌احساسِ عوضی.‬

143
00:06:56,362 --> 00:06:57,752
‫خوب منو شناختی.

144
00:06:59,980 --> 00:07:01,545
‫ولی... حالت خوب می‌شه دیگه،‬

145
00:07:01,550 --> 00:07:03,100
‫- مگه نه؟‬
‫- آره.‬

146
00:07:03,120 --> 00:07:04,515
‫به محض اینکه در مورد یه چیز دیگه‬

147
00:07:04,520 --> 00:07:06,500
‫حرف بزنیم، حالم خوب می‌شه.‬

148
00:07:07,860 --> 00:07:09,585
‫وقتی توی تلویزیون دیدمت،‬

149
00:07:09,590 --> 00:07:10,885
‫یه لحظه فکر کردم زویی هستی.‬

150
00:07:10,890 --> 00:07:12,878
‫شبیه خواهرت هستی.‬

151
00:07:13,300 --> 00:07:15,400
‫قبلاً خیلی اینو بهم می‌گفتن.‬

152
00:07:16,100 --> 00:07:18,425
‫ولی ۱۴ سال از وقتی که ناپدید شده می‌گذره،‬

153
00:07:18,430 --> 00:07:20,470
‫واسه همین دیگه زیاد نمی‌گن.‬

154
00:07:21,600 --> 00:07:23,565
‫خب، پشت تلفن گفتی که‬

155
00:07:23,570 --> 00:07:26,735
‫فکر می‌کنی جزو آخرین
‫نفراتی بودی که زویی رو دیدن؟‬

156
00:07:26,740 --> 00:07:28,705
‫می‌دونم شبی که غیبش زد، رفته بود مهمونی.‬

157
00:07:28,710 --> 00:07:30,105
‫اونجا دیدیش؟‬

158
00:07:30,110 --> 00:07:31,945
‫ما... توی یه مهمونی بودیم،‬

159
00:07:31,950 --> 00:07:33,945
‫ولی بعدش زویی ازم خواست‬

160
00:07:33,950 --> 00:07:37,310
‫که برسونمش به جشنواره‌ی ماه خونین.‬

161
00:07:37,320 --> 00:07:38,645
‫جشنواره‌ی ماه خونین؟‬

162
00:07:38,650 --> 00:07:41,500
‫این توی پرونده‌ی مفقود شدنش نبود.‬

163
00:07:42,305 --> 00:07:43,005
‫می‌دونم.‬

164
00:07:43,230 --> 00:07:44,390
‫تقصیر منه.‬

165
00:07:45,590 --> 00:07:46,955
‫اون موقع هنوز مواد مصرف می‌کردم،‬

166
00:07:46,960 --> 00:07:48,625
‫و حکم جلبم هم صادر شده بود.‬

167
00:07:48,630 --> 00:07:50,125
‫خودم نرفتم پیش پلیس

168
00:07:50,130 --> 00:07:52,669
‫چون نمی‌خواستم برم زندان. متأسفم.‬

169
00:07:53,055 --> 00:07:54,076
‫باشه.‬

170
00:07:55,545 --> 00:07:57,635
‫بردیش به جشنواره.‬

171
00:07:58,610 --> 00:07:59,950
‫بعدش چی شد؟‬

172
00:08:00,280 --> 00:08:03,750
‫تا وقتی که اون آدمک رو
‫آتیش زدن، با هم بودیم.‬

173
00:08:04,480 --> 00:08:06,040
‫بعدش منو پیچوند.‬

174
00:08:06,080 --> 00:08:07,915
‫اون آخرین باری بود که دیدمش.‬

175
00:08:07,920 --> 00:08:10,645
‫بعد اون شب توی تلویزیون
‫دیدمت و با خودم گفتم،‬

176
00:08:10,650 --> 00:08:12,655
‫«اون حق داره بدونه.‬

177
00:08:12,660 --> 00:08:13,760
‫بهش زنگ بزن.»‬

178
00:08:16,760 --> 00:08:18,270
‫خوشحالم که زنگ زدی.‬

179
00:08:18,690 --> 00:08:21,195
‫خب، کری کارسون ۱۰ ساعته که مفقود شده.‬

180
00:08:21,200 --> 00:08:23,965
‫- تو چه وضعیتی هستیم؟‬
‫- خب، اگه موضوع دستبرد به خونه نباشه چی؟‬

181
00:08:23,970 --> 00:08:25,493
‫نظریه‌ای داری؟‬

182
00:08:25,500 --> 00:08:27,665
‫به جز ماشین، معلوم شده که تنها چیزی‬

183
00:08:27,670 --> 00:08:29,965
‫که از خونه‌ی خانواده‌ی کارسون دزدیده شده،‬
‫خودِ کری کارسون بوده.‬

184
00:08:29,970 --> 00:08:32,205
‫پس فکر می‌کنی‬
‫یه آدم‌رباییِ تمام‌عیاره؟‬

185
00:08:32,210 --> 00:08:33,975
‫شوهرش، چارلز،‬
‫سازنده‌ی املاکه.‬

186
00:08:33,980 --> 00:08:36,435
‫اون پاساژ جدیده توی کرندال رو می‌شناسی؟‬
‫اون ساختتش.‬

187
00:08:36,440 --> 00:08:38,445
‫- اوه. پس خانواده‌ی پولداری‌ان؟‬
‫- آره.‬

188
00:08:38,450 --> 00:08:39,815
‫ولی هنوز هیچ درخواستی‬
‫برای باج نشده.‬

189
00:08:39,820 --> 00:08:40,819
‫فعلاً.‬

190
00:08:41,620 --> 00:08:43,845
‫خشکشویی لباسِت رو آورد،‬
‫درست به موقع‬

191
00:08:43,850 --> 00:08:45,185
‫برای مهمونی‌ت.‬

192
00:08:45,190 --> 00:08:48,015
‫- تو مگه لباسِ مجلسی داری؟‬
‫- ممنون، ولی نمی‌رم.‬

193
00:08:48,020 --> 00:08:50,825
‫چرا نه؟ خیلی‬
‫منتظرش بودی.‬

194
00:08:50,830 --> 00:08:53,178
‫خب جینا،‬
‫الان یکم سرمون شلوغه.‬

195
00:08:53,183 --> 00:08:54,871
‫اوه.‬
‫باشه.‬

196
00:08:54,881 --> 00:08:57,095
‫هر شب تنهایی‬
‫بشین تو خونه.‬

197
00:08:57,100 --> 00:08:58,900
‫به من ربطی نداره.‬

198
00:09:00,240 --> 00:09:04,005
‫ولی اگه بخوای می‌تونم برات‬
‫یه اکانت توی «بلو لاو» بسازم،‬

199
00:09:04,010 --> 00:09:06,785
‫به بون هم کمک کردم مالِ خودش رو...‬

200
00:09:06,790 --> 00:09:09,635
‫- چی؟‬
‫- بلو لاو.‬
‫(بلو لاو: عشق آبی، پلیس‌ها رو معمولا آبی صدا می‌کنن)

201
00:09:09,640 --> 00:09:12,610
‫- یه اپلیکیشن قرار و آشنایی برای پلیس‌ها.‬
‫- اوه.‬

202
00:09:14,420 --> 00:09:16,015
‫اسمِش رو من انتخاب نکردم،‬ باشه؟‬

203
00:09:16,020 --> 00:09:17,145
‫- او‌هوم.‬
‫- می‌تونم‬

204
00:09:17,150 --> 00:09:18,215
‫برای تو هم یه اکانت بسازم.‬

205
00:09:18,220 --> 00:09:19,715
‫- نه، ممنون.‬
‫- ای بابا.‬

206
00:09:19,720 --> 00:09:22,685
‫باشه. فقط یادت باشه.‬
‫وقتِ دندون‌پزشکی دارم.‬

207
00:09:22,690 --> 00:09:24,555
‫بعد از ناهار برنمی‌گردم.‬

208
00:09:24,560 --> 00:09:27,225
‫- ممنون جینا.‬
‫- ببخشید.‬

209
00:09:27,230 --> 00:09:29,765
‫گذاشتی جینا برات‬

210
00:09:29,770 --> 00:09:32,665
‫یه اکانت توی «بلو لاو»‬ بسازه، هه؟‬

211
00:09:32,670 --> 00:09:34,735
‫می‌دونی که اون زن‬
‫چهار بار ازدواج کرده.‬

212
00:09:34,740 --> 00:09:36,605
‫فکر کردم لابد دیگه استاده.‬

213
00:09:36,610 --> 00:09:37,364
‫هممم.‬

214
00:09:38,410 --> 00:09:40,305
‫تا حالا پیشنهادی رو قبول کردی؟‬

215
00:09:40,310 --> 00:09:42,290
‫فعلاً که موردِ خوبی نبوده.‬

216
00:09:44,110 --> 00:09:45,945
‫چارلز کارسون‬
‫تازه به هوش اومده.‬

217
00:09:45,950 --> 00:09:50,310
‫بریم بفهمیم چرا یکی باید بخواد‬
‫زنش رو بدزده.‬

218
00:09:52,150 --> 00:09:54,255
‫آقای کارسون، خوشحالم‬
‫می‌بینم حالتون بهتره.‬

219
00:09:54,260 --> 00:09:56,909
‫کری چطوره؟‬
‫حالش خوبه؟‬

220
00:09:56,914 --> 00:09:59,255
‫نمی‌دونیم. اوم،‬
‫هنوز داریم دنبالش می‌گردیم.‬

221
00:09:59,260 --> 00:10:02,030
‫اوه خدای من. پل چی؟‬

222
00:10:02,035 --> 00:10:04,265
‫اون خوبه. نگرانِ‬
‫مامانشه، ولی در کل خوبه،‬

223
00:10:04,270 --> 00:10:06,835
‫- با توجه به شرایط.‬
‫- خداروشکر.‬

224
00:10:06,840 --> 00:10:08,530
‫خیلی وحشتناکه.‬

225
00:10:08,570 --> 00:10:11,199
‫لطفاً وقتی همسرم رو پیدا کردید،‬

226
00:10:11,210 --> 00:10:11,850
‫کری...‬

227
00:10:12,810 --> 00:10:14,540
‫می‌شه باهاش راه بیاید؟‬

228
00:10:15,740 --> 00:10:17,309
‫می‌دونم قصد نداشت اون کار رو بکنه.‬

229
00:10:18,612 --> 00:10:20,292
‫قصد نداشت چیکار کنه؟‬

230
00:10:20,900 --> 00:10:22,000
‫بهم حمله کنه.‬

231
00:10:23,420 --> 00:10:25,460
‫مگه برای همین اینجا نیستید؟‬

232
00:10:27,147 --> 00:10:38,451
‫سرزمین کلانتر
‫فصل اول قسمت دوازدهم:
‫مهمانِ همراه

233
00:10:39,656 --> 00:10:43,098
‫- چرا همسرتون باید بهتون حمله کنه؟‬
‫- مسئله همینه.‬

234
00:10:43,103 --> 00:10:44,265
‫اصلاً نمی‌دونم.‬

235
00:10:44,270 --> 00:10:45,805
‫داشتیم فیلم می‌دیدیم.‬

236
00:10:45,810 --> 00:10:49,025
‫کری گفت که‬
‫حالش خوب نیست، که...‬

237
00:10:49,030 --> 00:10:51,790
‫به نظر... نمی‌دونم،‬
‫پریشون می‌اومد.‬

238
00:10:51,795 --> 00:10:53,415
‫رفتم براش یه لیوان‬
‫آب بیارم،‬

239
00:10:53,420 --> 00:10:55,015
‫و به محضِ اینکه برگشتم،‬

240
00:10:55,020 --> 00:10:56,915
‫جیغ زد،‬
‫انگار که منو نمی‌شناخت،‬

241
00:10:56,920 --> 00:10:59,441
‫و بعدش، یهو از کوره در رفت.‬

242
00:10:59,446 --> 00:11:00,908
‫شروع کرد به زدنم،‬
‫و...‬

243
00:11:01,260 --> 00:11:02,985
‫و چیزای مختلف رو سمتم پرت می‌کرد.‬

244
00:11:02,990 --> 00:11:04,525
‫و بعدش...‬
‫بعدش، حفاظِ شومینه...‬

245
00:11:04,530 --> 00:11:06,855
‫اون چیز هم‌وزنِ‬
‫خودشه.‬

246
00:11:06,860 --> 00:11:09,155
‫شما دوتا مشکلِ‬
‫زناشویی داشتید؟‬

247
00:11:09,160 --> 00:11:10,001
‫نه.‬

248
00:11:11,170 --> 00:11:12,703
‫بحث و جدل نبود.‬

249
00:11:14,185 --> 00:11:15,335
‫انگار که...‬

250
00:11:15,740 --> 00:11:17,405
‫زنم یه آدمِ دیگه شده بود،‬

251
00:11:17,410 --> 00:11:20,784
‫انگار... انگار جن‌زده شده بود.‬

252
00:11:21,740 --> 00:11:25,765
‫آقای کارسون، بعضی مواد،‬
‫مثل مت‌آمفتامین،‬

253
00:11:25,770 --> 00:11:27,715
‫می‌تونه باعثِ پرخاشگریِ بی‌دلیل بشه.‬

254
00:11:27,720 --> 00:11:29,945
‫منظورم اینه که ما دیدیم آدم‌ها‬
‫کارای واقعاً...‬

255
00:11:29,950 --> 00:11:32,165
‫نه، نه. اصلاً امکان نداره.‬

256
00:11:32,745 --> 00:11:33,555
‫کری نه.‬

257
00:11:33,590 --> 00:11:35,715
‫یه لیوان شراب، یا یکم ماری‌جوانا‬

258
00:11:35,720 --> 00:11:37,655
‫قبلِ اینکه بخوابه، آره، ولی...‬

259
00:11:37,660 --> 00:11:39,857
‫موادِ مخدرِ صنعتی؟‬

260
00:11:40,500 --> 00:11:41,925
‫نه، اون اینطوری نیست.‬

261
00:11:41,930 --> 00:11:44,563
‫تا حالا برای بیماریِ روانی‬
‫تحتِ درمان بوده؟‬

262
00:11:44,580 --> 00:11:44,980
‫نه.‬

263
00:11:45,030 --> 00:11:48,019
‫اون معمولاً خیلی...‬

264
00:11:48,970 --> 00:11:51,114
‫...آروم و مهربونه.‬

265
00:11:51,791 --> 00:11:54,575
‫پس دارید می‌گید‬
‫که هیچ‌کس اون رو ندیده؟‬

266
00:11:54,580 --> 00:11:56,035
‫فرضیه‌ی ما این بود‬

267
00:11:56,040 --> 00:11:57,845
‫که آدم‌رباها با ماشین‬ بردنش.‬

268
00:11:57,850 --> 00:12:00,345
‫ولی الان به نظر می‌رسه‬
‫خودش با ماشین رفته.‬

269
00:12:00,350 --> 00:12:01,390
‫اوه خدای من.‬

270
00:12:02,420 --> 00:12:04,015
‫با ماشینِ استیشن بود؟‬

271
00:12:04,020 --> 00:12:07,119
‫من یه اسلحه‬
‫توی داشبورد نگه می‌دارم.‬
‫ـببببباممممممابییییییییییینـ

272
00:12:08,058 --> 00:12:08,748
‫انگار‬

273
00:12:08,775 --> 00:12:10,725
‫دچار فروپاشی روانی شده‬
‫یا یه همچین چیزی.‬

274
00:12:10,730 --> 00:12:12,025
‫آره. از تئوریت خوشم اومد.‬

275
00:12:12,030 --> 00:12:13,455
‫شیشه، کوکائین،‬
‫یه جور محرک.‬

276
00:12:13,460 --> 00:12:14,995
‫آره، ولی اون گفت‬
‫که زنش اهل مواد نیست.‬

277
00:12:15,000 --> 00:12:16,555
‫خب، تا اونجایی که اون می‌دونه.‬

278
00:12:16,560 --> 00:12:18,525
‫زن و شوهرا همیشه‬
‫چیزایی رو از هم مخفی می‌کنن.‬

279
00:12:18,530 --> 00:12:21,995
‫فکر می‌کنی طرف رو می‌شناسی‬
‫تا اینکه می‌فهمی اصلاً نمی‌شناختیش.‬

280
00:12:22,000 --> 00:12:24,560
‫در هر صورت، کری‬
‫خشن و مسلحه.‬

281
00:12:24,570 --> 00:12:27,175
‫باید قبل از اینکه به خودش‬
‫آسیبی بزنه پیداش کنیم‬

282
00:12:27,180 --> 00:12:28,400
‫یا به بقیه.‬

283
00:12:29,028 --> 00:12:31,339
‫عکس‌های جشنواره‌ی ماه خونین سال ۲۰۱۲

284
00:12:39,990 --> 00:12:43,165
‫هنوزم نیمکت‌نشینی،‬ کمپبل؟‬

285
00:12:43,930 --> 00:12:46,755
‫از بازی کنار گذاشته شدی. بدشانسی آوردی.‬

286
00:12:46,760 --> 00:12:48,533
‫میکی منو گذاشته‬
‫روی این پرونده‌ی آدم‌ربایی.‬

287
00:12:48,538 --> 00:12:50,865
‫پرونده‌اش... خیلی سنگینه.‬

288
00:12:50,870 --> 00:12:53,935
‫خب، منم دارم به تلفن‌های گزارش مردمی
‫جواب می‌دم،‬ پس می‌شه تنهام بذاری؟‬

289
00:12:53,940 --> 00:12:55,750
‫این که پرونده‌ی خواهرته.‬

290
00:12:55,970 --> 00:12:57,905
‫داری درباره‌ی‬
‫ناپدید شدنش تحقیق می‌کنی؟‬

291
00:12:57,910 --> 00:13:01,880
‫مثلاً قرار بود پشت‌میزنشین باشم،‬
‫پس صداتو بیار پایین.‬

292
00:13:01,940 --> 00:13:03,220
‫سرنخی پیدا کردی؟‬

293
00:13:06,050 --> 00:13:07,515
‫دیشب با یه شاهد ملاقات کردم.‬

294
00:13:07,520 --> 00:13:10,445
‫شبی که زویی غیبش زد،‬
‫پیشش بود.‬

295
00:13:10,450 --> 00:13:12,185
‫رسوندش‬
‫به جشنواره‌ی ماه خونین

296
00:13:12,190 --> 00:13:14,285
‫- ترسناکه.‬
‫- راستش، به نظر آدم خوبی می‌اومد.‬

297
00:13:14,290 --> 00:13:15,815
‫نه، منظورم اون جشنواره‌ست.‬

298
00:13:15,820 --> 00:13:17,525
‫بچگیامون همیشه می‌رفتیم اونجا.‬

299
00:13:17,530 --> 00:13:19,055
‫اون هزارتوی ذرتش تا آخر عمر برام منو می‌ترسونه.

300
00:13:19,060 --> 00:13:21,595
‫دارم پست‌های قدیمیِ‬
‫شبکه‌های اجتماعیِ جشنواره رو نگاه می‌کنم.‬

301
00:13:21,600 --> 00:13:22,925
‫امیدوارم بتونم‬
‫عکسی از زویی پیدا کنم.‬

302
00:13:22,930 --> 00:13:24,395
‫شاید یه سرنخی بهم بده.‬

303
00:13:24,400 --> 00:13:26,025
‫اون پسره چی‬
‫که رسوندش؟‬

304
00:13:26,030 --> 00:13:28,895
‫- درباره‌ش تحقیق کردی؟‬
‫- چندتا سابقه‌ی نوجوانی داره.‬

305
00:13:28,900 --> 00:13:30,965
‫ولی تو ده سال اخیر هیچی نداشته.‬

306
00:13:30,970 --> 00:13:33,189
‫گفت که زندگیش رو‬
‫عوض کرده. منم باورش می‌کنم.‬

307
00:13:33,194 --> 00:13:35,720
‫خب، اگه کمک‬
‫خواستی من هستم.‬

308
00:13:36,780 --> 00:13:38,875
‫فکر کردم داری‬
‫روی پرونده‌ی آدم‌ربایی کار می‌کنی.‬

309
00:13:38,880 --> 00:13:39,700
‫همین‌طوره.‬

310
00:13:40,880 --> 00:13:45,770
‫باشه، خیلی خب. میکی منو هم گذاشته‬
‫که به گزارش‌های مردمی جواب بدم.‬

311
00:13:46,720 --> 00:13:50,455
‫ببین، از پیشنهادت‬
‫ممنونم، واقعاً می‌گم.‬

312
00:13:50,460 --> 00:13:53,154
‫ولی اون خواهرِ منه.‬

313
00:13:53,159 --> 00:13:54,959
‫باید خودم تنهایی انجامش بدم.‬

314
00:13:55,456 --> 00:13:56,206
‫باشه.‬

315
00:13:56,970 --> 00:14:01,200
‫ولی اگه نظرت عوض شد،‬
‫می‌دونی کجا پیدام کنی.‬

316
00:14:11,980 --> 00:14:14,345
‫- با آهنگ کانتری مشکلی نداری؟‬
‫- نه، خوبه.‬

317
00:14:14,350 --> 00:14:18,045
‫♪ تمام منحنی‌های جوشانت رو نگه دار، فوت کن...‬ ♪

318
00:14:18,050 --> 00:14:19,385
‫گفتم کانتری خوبه.‬

319
00:14:19,390 --> 00:14:21,155
‫این آشغال‌های کامپیوتری
‫کانتری نیستن.‬

320
00:14:21,160 --> 00:14:23,185
‫نه، این بچه‌خوشگل‌های لوس
‫اصلاً نمی‌فهمن موسیقی کانتری چیه‬

321
00:14:23,190 --> 00:14:24,925
‫حتی اگه بیاد‬
‫و از پشت گازشون بگیره.‬

322
00:14:24,930 --> 00:14:26,955
‫مثل سبک نوازندگیِ دو
‫انگشتیِ «داک واتسون»...‬

323
00:14:26,960 --> 00:14:28,855
‫دیگه هیچ‌کس نمی‌تونه‬
‫اونطوری ساز بزنه.‬

324
00:14:28,860 --> 00:14:30,665
‫یعنی حتی اگه می‌دونستن چیه
‫هم، نمی‌تونستن انجامش بدن.‬

325
00:14:30,670 --> 00:14:31,995
‫چون اون این سبک رو‬

326
00:14:32,000 --> 00:14:33,595
‫از سبک سه‌انگشتیِ بنجویِ(یه ساز سه تاره)
‫«ارل اسکراگز» الهام گرفته بود،‬

327
00:14:33,600 --> 00:14:35,095
‫و ارل هم اونو‬
‫از «اسنافی جنکینز» یاد گرفته بود.‬

328
00:14:35,100 --> 00:14:37,305
‫اشکالی نداره، وس.‬

329
00:14:37,310 --> 00:14:38,665
‫نیازی به رادیو نداریم.‬

330
00:14:38,670 --> 00:14:41,400
‫در واقع، حتی نیازی نیست‬
‫حرف بزنیم.‬

331
00:14:45,810 --> 00:14:48,721
‫- اوه، نه.‬
‫- چی شده؟‬

332
00:14:48,726 --> 00:14:50,185
‫میکی می‌خواد بدونه‬
‫می‌تونم برگردم سر کار‬

333
00:14:50,190 --> 00:14:51,645
‫بعد از وقت دندون‌پزشکیم یا نه.‬

334
00:14:51,650 --> 00:14:53,615
‫باید یه بهانه‌ی‬
‫بهتری می‌آوردم.‬

335
00:14:53,620 --> 00:14:56,315
‫سرطان چطوره؟‬
‫اون بهانه‌ی خیلی خوبیه.‬

336
00:14:56,320 --> 00:14:59,412
‫ببین، تو نباید‬
‫نگران کار باشی.‬

337
00:14:59,417 --> 00:15:01,025
‫باید روی سلامتیت‬
‫تمرکز کنی.‬

338
00:15:01,030 --> 00:15:02,795
‫نمی‌دونم چرا‬
‫اینو از میکی مخفی می‌کنی،‬

339
00:15:02,800 --> 00:15:05,729
‫چون واسه یه زن،‬
‫خب، اون خیلی بی‌احساسه.‬

340
00:15:06,572 --> 00:15:07,652
‫خنده‌داره.‬

341
00:15:07,657 --> 00:15:09,395
‫- یادته وقتی‬ مشکل قلبی داشتی؟‬
‫- آره.‬

342
00:15:09,400 --> 00:15:10,835
‫وقتی پیشش بودی خودشو کنترل می‌کرد،‬

343
00:15:10,840 --> 00:15:13,550
‫ولی بذار بهت بگم،‬
‫داغون بود.‬

344
00:15:15,280 --> 00:15:17,075
‫وقتی رسیدیم پارک می‌کنم‬
‫و باهات می‌آم بالا.‬

345
00:15:17,080 --> 00:15:19,375
‫- طبقه‌ی چنده؟‬
‫- اوه، نه، لازم نیست.‬ فقط منو پیاده کن.‬

346
00:15:19,380 --> 00:15:20,945
‫خب، این که مسخره‌ست.‬

347
00:15:20,950 --> 00:15:22,515
‫پیاده‌ت کنم، برگردم شهر،‬

348
00:15:22,520 --> 00:15:23,845
‫که دوباره دور بزنم‬
‫و برگردم؟ من نمی‌خوام...‬

349
00:15:23,850 --> 00:15:25,715
‫وس، من فقط خواستم منو برسونی.‬

350
00:15:25,720 --> 00:15:28,295
‫اگه نمی‌تونی از پسش بربیای،‬
‫با اوبر برمی‌گردم.‬

351
00:15:32,590 --> 00:15:35,055
‫- کسیدی، چه خبر؟‬
‫- همین الان یه گزارش داشتیم درباره‌ی‬

352
00:15:35,060 --> 00:15:37,925
‫زنی که توی پارکینگ «میت‌آپ»‬
‫داره به ماشین‌های دیگه می‌زنه.‬

353
00:15:37,930 --> 00:15:40,395
‫- مامورها در راهن.‬
‫- خوبه. بذار خودشون ردیفش کنن.‬

354
00:15:40,400 --> 00:15:41,895
‫من و بون‬
‫روی پرونده‌ی کارسون هستیم.‬

355
00:15:41,900 --> 00:15:43,105
‫مسئله همینه، میکی.‬

356
00:15:43,110 --> 00:15:46,320
‫پلاک ماشین‬
‫با ماشین خانواده‌ی کارسون یکیه.‬

357
00:15:57,150 --> 00:16:00,520
‫- برید عقب. برید عقب. همون‌جا بمونید.‬
‫- هی!‬

358
00:16:00,620 --> 00:16:03,285
‫- ماشینم!‬
‫- هی، آروم، آروم،‬ آروم باش، آروم.‬

359
00:16:03,290 --> 00:16:05,034
‫هی، برو عقب!‬

360
00:16:08,030 --> 00:16:10,203
‫- هی.‬
‫- کری؟‬

361
00:16:10,208 --> 00:16:12,078
‫خانم کارسون، حالتون خوبه؟‬

362
00:16:12,100 --> 00:16:14,370
‫کری؟ خوبی؟‬

363
00:16:14,375 --> 00:16:17,272
‫- کری؟ جواب نمی‌ده.‬
‫- کری؟‬

364
00:16:18,070 --> 00:16:19,635
‫- درها رو بررسی کردی؟‬
‫- آره.‬

365
00:16:19,640 --> 00:16:22,575
‫- کری، حالت خوبه؟‬
‫- اثری از اسلحه نیست.‬

366
00:16:22,580 --> 00:16:24,875
‫- آقای کارسون گفت‬ توی داشبورده.‬
‫- کری؟‬

367
00:16:24,880 --> 00:16:26,245
‫- آخ! نه.‬
‫- نه، نه.‬

368
00:16:26,250 --> 00:16:27,415
‫از من دور شو!‬

369
00:16:27,420 --> 00:16:28,745
‫چیزی نیست...‬
‫داره می‌ره سراغ اسلحه.‬

370
00:16:28,750 --> 00:16:30,946
‫امنه! امنه!‬

371
00:16:31,290 --> 00:16:34,660
‫بقیه‌ش با من. کری؟‬
‫کری، چیزی نیست. هی، هی.‬

372
00:16:34,720 --> 00:16:37,555
‫چیزی نیست. حالت خوبه.‬

373
00:16:37,560 --> 00:16:40,050
‫اومدم کمکت کنم.‬
‫حالت خوبه.‬

374
00:16:40,730 --> 00:16:43,202
‫- نه، نه...‬
‫- با من بیا.‬

375
00:16:43,230 --> 00:16:44,982
‫چیزی نیست.‬

376
00:16:49,470 --> 00:16:52,840
‫- می‌تونی کمکش کنی؟‬
‫- مواظب باش. مواظب باش.‬

377
00:16:53,240 --> 00:16:55,135
‫میکی! بون!‬

378
00:16:55,140 --> 00:16:57,279
‫اینجا اوضاع خیته.‬

379
00:17:00,680 --> 00:17:02,645
‫توی اون پنکیک‌ها‬
‫چه کوفتی ریختی؟!‬

380
00:17:02,650 --> 00:17:04,285
‫- آرد؟ کره؟‬
‫- همون دستوریه که‬

381
00:17:04,290 --> 00:17:05,515
‫- همیشه استفاده می‌کنیم.‬
‫- این یه دروغِ کثیفه!‬

382
00:17:05,520 --> 00:17:07,015
‫جو، جو، چه خبره؟‬

383
00:17:07,020 --> 00:17:08,685
‫- دارن سعی می‌کنن مسمومم کنن!‬
‫- مسمومت کنن؟ مگه‬

384
00:17:08,690 --> 00:17:11,110
‫- عقلت رو از دست دادی؟‬
‫- جو!‬

385
00:17:11,490 --> 00:17:14,700
‫- توی اون پنکیک‌ها چیه؟!‬
‫- هی.‬

386
00:17:19,100 --> 00:17:20,495
‫جو، تمومش کن!‬

387
00:17:20,500 --> 00:17:23,051
‫- خوبی؟‬
‫- آره.‬

388
00:17:38,050 --> 00:17:39,511
‫بون! اسلحه!‬

389
00:17:40,089 --> 00:17:41,779
‫بون! بون!‬

390
00:17:49,130 --> 00:17:51,168
‫بون، امنه.‬

391
00:18:02,540 --> 00:18:04,390
‫شوخیت گرفته؟‬

392
00:18:05,880 --> 00:18:09,491
‫جو، این اخطارته.‬
‫عقب بمون.‬

393
00:18:09,850 --> 00:18:11,130
‫شلیک می‌کنم بهت.‬

394
00:18:12,633 --> 00:18:13,393
‫جو!‬

395
00:18:15,420 --> 00:18:17,555
‫نه، ولم کن!‬

396
00:18:17,560 --> 00:18:19,485
‫تیم، کارل، بگیریدش!‬
‫زود باشین!‬

397
00:18:19,490 --> 00:18:22,930
‫پاهاش رو نگه دارین.‬
‫کمک کنین بخوابونیمش زمین.‬

398
00:18:24,500 --> 00:18:26,151
‫مقاومت نکن!‬

399
00:18:26,270 --> 00:18:27,850
‫دستبندش زدیم.

400
00:18:30,670 --> 00:18:33,110
‫اول کری کارسون،‬
‫بعد هم این.‬

401
00:18:33,540 --> 00:18:35,740
‫توی این شهر چه خبره؟‬

402
00:18:43,890 --> 00:18:45,554
‫خوبی، امبر؟‬

403
00:18:46,290 --> 00:18:48,155
‫جو همین‌طوری نشسته بود،‬

404
00:18:48,160 --> 00:18:50,880
‫مثل همیشه بود،‬
‫یهو قاطی کرد.‬

405
00:19:01,077 --> 00:19:02,187
‫مواد شیمیاییه.‬

406
00:19:02,929 --> 00:19:03,465
‫مطمئنی؟‬

407
00:19:03,470 --> 00:19:05,365
‫بوی ماری‌جوانا‬
‫من رو یاد بچگی‌هام می‌ندازه.‬

408
00:19:05,370 --> 00:19:06,965
‫چارلز کارسون گفت‬

409
00:19:06,970 --> 00:19:10,675
‫که کری یکم ماری‌جوانا می‌کشید‬
‫تا خوابش ببره.‬

410
00:19:10,680 --> 00:19:13,745
‫نه، امکان نداره حقیقت داشته باشه.‬

411
00:19:13,750 --> 00:19:15,375
‫من هیچ‌وقت به چارلز صدمه نمی‌زنم.‬

412
00:19:15,380 --> 00:19:16,975
‫فرستادیش بیمارستان، کری.‬

413
00:19:16,980 --> 00:19:18,345
‫حالش خوب می‌شه،‬
‫ولی باید اونجا بمونه‬

414
00:19:18,350 --> 00:19:20,514
‫تا چند روز دیگه.‬

415
00:19:20,590 --> 00:19:23,015
‫- آخه چطور ممکنه؟‬
‫- منتظرِ‬

416
00:19:23,020 --> 00:19:24,385
‫نتیجه‌ی آزمایش سم‌شناسیِ موادی هستیم‬

417
00:19:24,390 --> 00:19:26,055
‫که توی یه حادثه‌ی مشابه‬
‫ضبط شده.‬

418
00:19:26,060 --> 00:19:27,995
‫شک داریم به اون ماری‌جوانایی که کشیدی‬
‫ربط داشته باشه.‬

419
00:19:28,000 --> 00:19:30,970
‫اون شب ماری‌جوانا کشیدی،‬ درسته؟‬

420
00:19:32,300 --> 00:19:35,966
‫مطمئن نیستم... یادم نمی‌آد.‬

421
00:19:35,971 --> 00:19:37,965
‫ولی حتی اگه کشیده باشم،‬
‫فقط علفه.‬

422
00:19:37,970 --> 00:19:39,776
‫توی این مورد،‬

423
00:19:39,781 --> 00:19:41,235
‫فکر می‌کنیم چیزی که کشیدی‬
‫حشیشِ مصنوعی بوده.‬

424
00:19:41,240 --> 00:19:44,575
‫ساخته‌ی دستِ انسانه. ماری‌جوانا
‫یا یه گیاه دیگه رو می‌گیرن،‬

425
00:19:44,580 --> 00:19:46,345
‫مثل نعنا، و بعد‬
‫بهش مواد شیمیایی اسپری می‌کنن‬

426
00:19:46,350 --> 00:19:48,375
‫که می‌شه آنلاین‬
‫از چین خرید.‬

427
00:19:48,380 --> 00:19:49,545
‫نئشگیِ خیلی شدیدی داره.‬

428
00:19:49,550 --> 00:19:51,015
‫ولی اگه جنسش بد باشه،‬

429
00:19:51,020 --> 00:19:53,045
‫مصرف‌کننده‌ها ممکنه‬
‫دچار پارانویا(شکاکی زیاد)،‬

430
00:19:53,050 --> 00:19:55,115
‫پرخاشگریِ شدید و‬
‫قدرتِ غیرطبیعی بشن.‬

431
00:19:55,120 --> 00:19:56,769
‫اوه، خدای من.‬

432
00:19:57,460 --> 00:19:59,755
‫پسرم.‬
‫به اون که صدمه نزدم، زدم؟‬

433
00:19:59,760 --> 00:20:03,310
‫نه، پل حالش خوبه.‬
‫پیش همسایه‌هاست.‬

434
00:20:04,230 --> 00:20:06,565
‫گوش کن کری، می‌دونیم‬
‫که نمی‌خواستی این کار رو بکنی،‬

435
00:20:06,570 --> 00:20:08,135
‫و تو اینجا قربانی هستی.‬

436
00:20:08,140 --> 00:20:09,535
‫اما اگه یه محموله‬
‫از این مواد پخش شده باشه،‬

437
00:20:09,540 --> 00:20:11,565
‫برای اجواتر خیلی خطرناکه.‬

438
00:20:11,570 --> 00:20:12,965
‫اون ماری‌جوانایی که کشیدی...‬

439
00:20:12,970 --> 00:20:15,605
‫باید بهمون بگی‬
‫از کجا آوردیش.‬

440
00:20:15,610 --> 00:20:17,545
‫اوم، من...‬

441
00:20:17,550 --> 00:20:20,110
‫معمولاً می‌رم‬
‫مرکز فروش، ولی...‬

442
00:20:22,950 --> 00:20:24,844
‫اوه، نه.‬

443
00:20:29,357 --> 00:20:29,937
‫مامان؟‬

444
00:20:30,257 --> 00:20:30,657
‫پل.‬

445
00:20:41,540 --> 00:20:43,505
‫- من اصلاً ماری‌جوانا نمی‌کشم.‬
‫- پل بچه‌ی خیلی خوبیه.‬

446
00:20:43,510 --> 00:20:46,265
‫شاگرد اوله، خودش‬
‫کسب‌وکارِ باغبانی راه انداخته‬

447
00:20:46,270 --> 00:20:48,070
‫تا خرج دانشگاهش رو بده.‬

448
00:20:48,896 --> 00:20:49,936
‫تقصیرِ منه.‬

449
00:20:50,040 --> 00:20:51,905
‫من بودم که اون سیگاری رو‬
‫توی لباس‌های چرکِش پیدا کردم.‬

450
00:20:51,910 --> 00:20:54,500
‫خیلی احمق بودم‬
‫که کشیدمش.‬

451
00:20:54,620 --> 00:20:56,245
‫اون سیگاری رو از کجا آوردی، پل؟‬

452
00:20:56,250 --> 00:20:58,345
‫توی یه مهمونی.‬
‫دست‌به‌دست می‌چرخید.‬

453
00:20:58,350 --> 00:21:00,785
‫دیدی که این کوفتی‬
‫چه بلایی سرِ مامانت آورد.‬

454
00:21:00,790 --> 00:21:03,485
‫- باید حقیقت رو بهمون بگی.‬
‫- حقیقت همینه.‬

455
00:21:03,490 --> 00:21:05,325
‫داشت دست‌به‌دست می‌چرخید‬
‫و من نمی‌خواستم بکشمش،‬

456
00:21:05,330 --> 00:21:07,155
‫واسه همین گذاشتمش تو جیبم‬
‫و کلاً یادم رفت.‬

457
00:21:07,160 --> 00:21:08,995
‫باور کنید، اگه می‌دونستم مامانم‬

458
00:21:09,000 --> 00:21:11,900
‫پیداش می‌کنه،‬
‫اصلاً برِش نمی‌داشتم.‬

459
00:21:14,040 --> 00:21:15,200
‫خیلی خب، پل.‬

460
00:21:15,470 --> 00:21:17,965
‫اگه جزئیات بیشتری یادت اومد‬
‫که از کجا اومده‬

461
00:21:17,970 --> 00:21:19,435
‫یا کی توی اون مهمونی‬
‫بهت دادش،‬

462
00:21:19,440 --> 00:21:21,862
‫بهمون زنگ بزن.‬
‫خودت دیدی این مواد چیکار می‌کنه.‬

463
00:21:21,867 --> 00:21:23,949
‫نمی‌خوایم کس دیگه‌ای‬
‫آسیب ببینه، مگه نه؟‬

464
00:21:24,613 --> 00:21:25,939
‫یه سیگاری رو‬

465
00:21:25,944 --> 00:21:27,475
‫توی مهمونی دست‌به‌دست چرخوندن.‬

466
00:21:27,480 --> 00:21:28,930
‫اگه قضیه این باشه،‬

467
00:21:28,980 --> 00:21:31,515
‫پس چرا گزارش دیگه‌ای
‫درباره‌ی نوجوون‌هایی که‬

468
00:21:31,520 --> 00:21:33,800
‫مثل هالک‌های وحشی شدن، نداشتیم؟‬

469
00:21:33,820 --> 00:21:35,485
‫آدما واکنش‌های متفاوتی‬
‫به این چیزا دارن.‬

470
00:21:35,490 --> 00:21:37,215
‫قرار نیست همه رو دیوونه کنه.‬

471
00:21:37,220 --> 00:21:38,885
‫سیگاری هم که توی مهمونی‌ها‬
‫دست‌به‌دست می‌چرخه.‬

472
00:21:38,890 --> 00:21:40,695
‫من خودم بچه‌ای رو بزرگ کردم‬
‫که مواد مصرف می‌کرد‬

473
00:21:40,700 --> 00:21:42,725
‫و زل می‌زد تو چشمام‬

474
00:21:42,730 --> 00:21:44,495
‫و می‌گفت که این کار رو نمی‌کنه.‬

475
00:21:44,500 --> 00:21:47,020
‫نوجوون‌ها دروغ می‌گن. کارشون همینه.‬

476
00:21:48,870 --> 00:21:50,430
‫باید خیلی سخت باشه.‬

477
00:21:50,910 --> 00:21:52,535
‫اینکه توی زندگی‬
‫به بقیه اعتماد نداشته باشی؟‬

478
00:21:52,540 --> 00:21:53,835
‫من به آدما اعتماد دارم.‬

479
00:21:53,840 --> 00:21:55,977
‫- دارم.‬
‫- باشه.‬

480
00:21:57,040 --> 00:22:00,545
‫لطفاً موقع رانندگی پیام نده.‬

481
00:22:00,550 --> 00:22:03,275
‫از طرف بث:‬
‫«واسه دیدنت تو امشب لحظه‌شماری می‌کنم.»‬

482
00:22:03,280 --> 00:22:04,515
‫سه تا علامت تعجب،‬

483
00:22:04,520 --> 00:22:06,185
‫یه ایموجی قلب،‬
‫یه رقصنده‌ی فلامینگو.‬

484
00:22:06,190 --> 00:22:08,385
‫فکر کردم نمی‌خوای‬
‫بری شام تولد.‬

485
00:22:08,390 --> 00:22:11,796
‫نمی‌رم. فقط هنوز‬
‫به دوستام نگفتم.‬

486
00:22:12,830 --> 00:22:14,225
‫چون هنوز دلت می‌خواد بری.‬

487
00:22:14,230 --> 00:22:15,995
‫چون وقت نکردم‬
‫به دوستام زنگ بزنم.‬

488
00:22:16,000 --> 00:22:17,925
‫- آره جون خودت.‬
‫- خیلی خب.‬

489
00:22:17,930 --> 00:22:19,995
‫- هنوز دلم می‌خواد برم.‬
‫- خب، چرا نمی‌ری؟‬

490
00:22:20,000 --> 00:22:22,935
‫شاید بری و یکم معذب بشی.‬
‫مگه چی می‌شه؟‬

491
00:22:22,940 --> 00:22:24,465
‫بعد از جدایی،‬
‫شرایط همینطوریه.‬

492
00:22:24,470 --> 00:22:27,623
‫باید یاد بگیریم تنهایی زندگی کنیم.‬

493
00:22:28,310 --> 00:22:30,175
‫در مورد تنهایی زندگی کردن
‫خیلی قشنگ حرف می‌زنی،‬

494
00:22:30,180 --> 00:22:32,405
‫ولی هر وقت یه موفقیت یا لحظه‌ی خاصی‬

495
00:22:32,410 --> 00:22:35,215
‫توی زندگیت پیش می‌آد، گوشی رو برمی‌داری‬
‫که به نورا زنگ بزنی یا پیام بدی.‬

496
00:22:35,220 --> 00:22:37,115
‫هنوز بیخیالش نشدی.‬

497
00:22:37,120 --> 00:22:38,715
‫واسه همینه که‬
‫هیچ پیشنهادی رو‬

498
00:22:38,720 --> 00:22:40,415
‫از طرف زن‌های عجیب‌غریبی که‬

499
00:22:40,420 --> 00:22:42,685
‫عشقِ پلیس هستن، قبول نکردی.‬

500
00:22:42,690 --> 00:22:45,125
‫- اعتراف کن.‬
‫- می‌شه...‬

501
00:22:45,130 --> 00:22:46,455
‫فقط برگردیم سرِ بحث‬
‫درباره‌ی پرونده؟‬

502
00:22:46,460 --> 00:22:47,750
‫بله، حتماً.‬

503
00:22:55,000 --> 00:23:02,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

504
00:23:09,320 --> 00:23:11,085
‫داری چیکار می‌کنی؟‬
‫بهت گفتم منتظر بمون...‬

505
00:23:11,090 --> 00:23:13,615
‫«توی وانت منتظر بمون.»‬
‫آره، می‌دونم.‬

506
00:23:13,620 --> 00:23:16,815
‫ولی اینم می‌دونی‬
‫که من نسبت به اینکه‬

507
00:23:16,820 --> 00:23:18,755
‫بهم بگن چیکار کنم، حساسیت دارم.‬

508
00:23:18,760 --> 00:23:22,825
‫دمِ دکه‌ی روزنامه‌فروشی وایستادم چون،‬
‫نمی‌دونم تو چطوری،‬

509
00:23:22,830 --> 00:23:25,765
‫ولی من خیلی کنجکاوم‬

510
00:23:25,770 --> 00:23:27,535
‫که بدونم هری و مگان‬

511
00:23:27,540 --> 00:23:30,165
‫چطوری دارن با زندگی‬
‫توی سنتا باربارا کنار می‌آن.‬

512
00:23:30,170 --> 00:23:31,844
‫وسلی تیلور فاکس.‬

513
00:23:31,849 --> 00:23:34,175
‫آره، اسمم همینه،‬
‫زیاد استفاده‌ش نکن که خسته بشی.

514
00:23:34,180 --> 00:23:39,004
‫من قبل از اینکه «دبلیو.تی.اف» مد بشه،‬
‫خودم»دبلیو.تی.اف» بودم.‬
‫(دبلیو.تی.اف: وات د فاک)

515
00:23:42,280 --> 00:23:44,045
‫وای خدای من.‬

516
00:23:44,070 --> 00:23:46,160
‫اونا هم دقیقاً مثل ما هستن.‬

517
00:23:52,788 --> 00:23:55,862
‫عکس‌های جشنواره‌ی ماه خونینِ ۲۰۱۴

518
00:23:57,060 --> 00:23:58,980
‫وای خدای من. این زویی‌یه.‬

519
00:24:00,030 --> 00:24:01,695
‫صبر کن، نه.‬

520
00:24:01,700 --> 00:24:03,527
‫یه دختر دیگه‌ست.‬

521
00:24:03,640 --> 00:24:05,805
‫«مولی، از زمان ماهِ خونین‬
‫ندیدیمت.‬

522
00:24:05,810 --> 00:24:08,175
‫زنگ بزن و خبر بده‬
‫که حالت خوبه. اِما.»‬

523
00:24:08,180 --> 00:24:11,145
‫این دختر هم توی جشنواره‬
‫ناپدید شده،‬

524
00:24:11,150 --> 00:24:13,675
‫دو سال بعد از اینکه زویی‬
‫غیبش زد.‬

525
00:24:13,680 --> 00:24:15,713
‫- احتمالش چقدره؟‬
‫- اونم توی اجواتر؟‬

526
00:24:15,718 --> 00:24:18,915
‫بین کارگرهای فصلی ماری‌جوانا،‬
‫کارگرهای دوره‌ای و فراری‌ها...‬

527
00:24:18,920 --> 00:24:20,710
‫احتمالش زیاده.‬

528
00:24:21,520 --> 00:24:23,215
‫نمی‌دونم، هنک.‬

529
00:24:23,220 --> 00:24:25,555
‫منظورم اینه که، نگاشون کن.‬

530
00:24:25,560 --> 00:24:27,010
‫انگار دوقلو هستن.‬

531
00:24:33,430 --> 00:24:36,560
‫من این جنس رو آنلاین خریدم،‬

532
00:24:36,565 --> 00:24:38,235
‫از یه سایت‬
‫به اسم آپوتکری(عطار).‬

533
00:24:38,240 --> 00:24:40,505
‫سفارش می‌دی،‬
‫یه پیام توی دایرکت می‌گیری‬

534
00:24:40,510 --> 00:24:41,975
‫و بعدش، روز بعد، چند تا سیگاری‬

535
00:24:41,980 --> 00:24:43,375
‫دمِ درِ خونه‌ت ظاهر می‌شه.‬

536
00:24:43,380 --> 00:24:45,805
‫ببینید، من قبلاً این جنس رو
‫امتحان کرده بودم،‬ قوی بود،‬

537
00:24:45,810 --> 00:24:47,405
‫ولی اصلاً اینطوری نبود.‬

538
00:24:47,410 --> 00:24:49,845
‫این «آپوتکری»،‬
‫هیچ‌وقت اسمی ازش شنیدی‬

539
00:24:49,850 --> 00:24:52,394
‫یا با کسی که ازش خریدی‬
‫ملاقات کردی؟‬

540
00:24:52,399 --> 00:24:55,185
‫همونطور که گفتم،‬
‫همه‌ش توی دایرکت انجام شد.‬

541
00:24:55,190 --> 00:24:56,515
‫ببینید، واقعاً احساس حماقت می‌کنم‬

542
00:24:56,520 --> 00:24:58,625
‫که یه چیزِ غیرقانونی رو‬
‫امتحان کردم، اما...‬

543
00:24:58,630 --> 00:25:01,358
‫چون تمام روز سرِ پا هستم،‬
‫کمردردِ وحشتناکی دارم.‬

544
00:25:01,363 --> 00:25:05,165
‫با اون همه مالیاتی که توی
‫داروخانه‌های مجاز می‌گیرن،‬

545
00:25:05,170 --> 00:25:07,160
‫واقعاً خیلی گرون درمی‌اومد.‬

546
00:25:07,500 --> 00:25:10,095
‫خیلی متأسفم، میکی.‬

547
00:25:10,100 --> 00:25:13,494
‫معاون بهم گفت‬
‫که مجبور شدی بهم شوکر بزنی؟‬

548
00:25:14,480 --> 00:25:17,100
‫فکر کنم بدجوری تو دردسر افتادم، نه؟‬

549
00:25:17,550 --> 00:25:19,675
‫برو خونه، جو.‬
‫خانواده‌ت رو بغل کن.‬

550
00:25:19,680 --> 00:25:23,188
‫دفعه‌ی بعد، واسه اون کمردردت‬
‫آسپرین بخور.‬

551
00:25:25,350 --> 00:25:29,000
‫- اگه چیزی فهمیدم زنگ می‌زنم.‬
‫- خیلی ممنون.‬

552
00:25:32,860 --> 00:25:34,795
‫هنک.‬
‫اون یکی دخترِ گمشده...‬

553
00:25:34,800 --> 00:25:37,525
‫مولی سیمپسون...‬
‫اون دوستش بود، اِما.‬

554
00:25:37,530 --> 00:25:39,390
‫همونی که پست گذاشته بود.‬

555
00:25:40,000 --> 00:25:43,203
‫اون و مولی توی اوهایو بزرگ شدن،‬

556
00:25:43,208 --> 00:25:45,235
‫با هم اومدن اینجا‬
‫تا توی یه مزرعه‌ی ماری‌جوانا کار کنن.‬

557
00:25:45,240 --> 00:25:48,405
‫اِما سال‌هاست که نه دیدتش‬
‫و نه خبری ازش داره.‬

558
00:25:48,410 --> 00:25:49,835
‫خانواده‌ی مولی‬
‫مفقود شدنش رو گزارش ندادن؟‬

559
00:25:49,840 --> 00:25:51,405
‫خانواده‌ی درست و حسابی نداشت.‬

560
00:25:51,410 --> 00:25:54,145
‫باباش زندانه،‬
‫مامانش هم مشکل اعتیاد داره.‬

561
00:25:54,150 --> 00:25:56,545
‫وقتی مولی گم شد،‬
‫اِما به کلانتری ما زنگ زد،‬

562
00:25:56,550 --> 00:25:59,260
‫با یه معاون حرف زد‬
‫ولی دیگه خبری نشد.‬

563
00:25:59,265 --> 00:26:01,760
‫انگار مولی‬
‫کلاً نادیده گرفته شد.‬

564
00:26:03,360 --> 00:26:05,355
‫می‌خوام تمام پرونده‌ها رو بکشم بیرون.‬

565
00:26:05,360 --> 00:26:07,085
‫هر کسی که گزارش مفقودیش رد شده‬

566
00:26:07,090 --> 00:26:09,725
‫دور و برِ جشنواره‌ی ماه‌خونین،
‫مثلاً توی ۲۰ سال گذشته.‬

567
00:26:09,730 --> 00:26:12,025
‫خب، اونا توی‬
‫آرشیوِ خارج از مرکز هستن.‬

568
00:26:12,030 --> 00:26:14,035
‫- من می‌رم.‬
‫- نه، خودم انجامش می‌دم.‬

569
00:26:14,040 --> 00:26:16,735
‫تو پشت‌میزنشینی، یادت رفته؟‬

570
00:26:16,740 --> 00:26:18,105
‫هنک، سر این موضوع با من بحث نکن.‬

571
00:26:18,110 --> 00:26:20,505
‫- زویی... من بود...‬
‫- خواهرت بود. می‌دونم.‬

572
00:26:20,510 --> 00:26:22,005
‫پس چرا نمی‌ذاری‬
‫کمکت کنم؟‬

573
00:26:22,010 --> 00:26:24,405
‫چرا این‌قدر اصرار داری‬
‫تنهایی انجامش بدی؟‬

574
00:26:24,410 --> 00:26:28,079
‫چون توی ۱۴ سال گذشته،‬
‫هیچ کاری نکردم.‬

575
00:26:29,420 --> 00:26:31,945
‫و به محض اینکه شروع کردم به جست‌وجو،‬

576
00:26:31,950 --> 00:26:33,400
‫یه سرنخ پیدا کردم.‬

577
00:26:33,420 --> 00:26:35,415
‫یه دخترِ گم‌شده‌ی دیگه پیدا کردم.‬

578
00:26:35,420 --> 00:26:37,350
‫سرنخ‌ها همون‌جا بودن، هنک.‬

579
00:26:37,420 --> 00:26:39,241
‫دقیقاً همون‌جا.‬

580
00:26:41,100 --> 00:26:44,350
‫وقتی خواهرت گم شد‬
‫تو یه بچه بودی.‬

581
00:26:45,670 --> 00:26:47,095
‫کاری از دستت‬ برنمی‌اومد.‬

582
00:26:47,100 --> 00:26:49,265
‫ولی الان داری یه کاری می‌کنی.‬

583
00:26:49,270 --> 00:26:52,005
‫و هیچ‌کس تنهایی یه پرونده رو‬
‫حل نمی‌کنه.‬

584
00:26:52,010 --> 00:26:53,750
‫بذار کمکت کنم، کسیدی.‬

585
00:26:57,307 --> 00:26:57,827
‫باشه.‬

586
00:26:58,408 --> 00:27:02,540
‫باشه، خب، اگه کسی پرسید،‬
‫من توی استراحتِ ناهارمم.‬

587
00:27:11,890 --> 00:27:13,325
‫می‌دونی، حالم اون‌قدر خوب هست‬

588
00:27:13,330 --> 00:27:15,095
‫- که برگردم سر کار.‬
‫- نه، نه، نه، نه، نه.‬

589
00:27:15,100 --> 00:27:17,095
‫- تو همین‌جا توی وانت می‌مونی.‬
‫- آره، مثل کاری که خودت کردی.‬

590
00:27:17,100 --> 00:27:19,152
‫به حرفم گوش کن، نه به کاری که می‌کنم.‬

591
00:27:19,157 --> 00:27:20,735
‫تنها دلیلی که‬

592
00:27:20,740 --> 00:27:22,895
‫مستقیم نمی‌برمت خونه اینه که میکی پیام داد.‬

593
00:27:22,900 --> 00:27:24,605
‫باید باهام حرف بزنه.‬
‫یه موردِ اورژانسیه.‬

594
00:27:24,610 --> 00:27:26,930
‫- چی اورژانسیه؟‬
‫- بمون همین‌جا.‬

595
00:27:35,220 --> 00:27:36,745
‫رفتم توی سایتِ‬
‫«آپوتکری».‬

596
00:27:36,750 --> 00:27:38,943
‫- سایتو بستن.‬
‫- احتمالاً دارن چراغ‌خاموش حرکت می‌کنن.‬

597
00:27:38,948 --> 00:27:42,180
‫فهمیدن که جنسشون‬
‫داره مردمو مریض می‌کنه.‬

598
00:27:45,790 --> 00:27:48,925
‫آخه اینجا چه خبره؟‬

599
00:27:48,930 --> 00:27:51,195
‫یه سری ماری‌جوانای مصنوعیِ
‫داغون توی شهر پخش شده.‬

600
00:27:51,200 --> 00:27:53,965
‫ههه! دولت می‌خواد روی
‫تک‌تکِ دونه‌ها و ساقه‌های‬

601
00:27:53,970 --> 00:27:56,135
‫جنسِ طبیعی که من می‌کارم
‫نظارت کنه، ولی اجازه می‌دن اون سم‬

602
00:27:56,140 --> 00:27:57,635
‫توی سوپرمارکت‌ها فروخته بشه.‬

603
00:27:57,640 --> 00:27:58,805
‫اینا از اون جنسای سوپرمارکتی نیستن.‬

604
00:27:58,810 --> 00:28:00,435
‫این خیلی خطرناک‌تره.‬

605
00:28:00,440 --> 00:28:02,175
‫بابا، تو می‌دونی‬
‫چی توی شهر جابه‌جا می‌شه.‬

606
00:28:02,180 --> 00:28:04,753
‫اسم یه فروشگاهِ آنلاین به اسم
‫«آپوتکری» به گوشت خورده؟‬

607
00:28:05,027 --> 00:28:05,547
‫نه.‬

608
00:28:05,880 --> 00:28:08,571
‫اوه، آپوتکری...‬
‫قدیما یه ساقی‬

609
00:28:08,576 --> 00:28:10,715
‫می‌شناختم که با این اسم کار می‌کرد.‬

610
00:28:10,720 --> 00:28:14,385
‫می‌گفتن یه شیمی‌دانِ حسابی بوده که از
‫شرکت‌های بزرگِ داروسازی اخراج شده.‬

611
00:28:14,390 --> 00:28:17,615
‫ولی مطمئنم که دیگه‬
‫توی این کار نیست.‬

612
00:28:17,620 --> 00:28:19,655
‫خب، شاید مدلِ‬
‫کارش رو عوض کرده.‬

613
00:28:19,660 --> 00:28:20,825
‫اسمش یادت هست؟‬

614
00:28:20,830 --> 00:28:23,322
‫اوم، کیفنر.‬
‫لوئیس کیفنر.‬

615
00:28:23,460 --> 00:28:25,995
‫ولی دیگه باید حدوداً ۸۰ سالش‬

616
00:28:26,000 --> 00:28:27,595
‫- باشه.‬
‫- خب، به نظر نمی‌آد آدمی باشه‬

617
00:28:27,600 --> 00:28:29,795
‫که ماری‌جوانای مصنوعی
‫توی شبکه‌های اجتماعی بفروشه.‬

618
00:28:29,800 --> 00:28:32,617
‫این تنها سرنخیه‌ که داریم.‬
‫بیا بررسیش کنیم. ممنون بابا.‬

619
00:28:32,622 --> 00:28:35,640
‫- آره.‬
‫- از شانسِ ما، جینا هم دقیقاً امروز نیست.‬

620
00:28:43,050 --> 00:28:45,215
‫اوه، قیافه‌ت از وقتی که رفتم‬
‫هم بدتر شده.‬

621
00:28:45,220 --> 00:28:47,755
‫هممم. تو همیشه می‌دونستی‬
‫چطوری با یه دختر زبون‌بازی کنی.‬

622
00:28:47,760 --> 00:28:50,575
‫نمی‌دونم چرا‬
‫به میکی نمی‌گی، جینا.‬

623
00:28:51,141 --> 00:28:51,541
‫وس،‬

624
00:28:51,930 --> 00:28:53,485
‫من تو رو انتخاب کردم که رانندگی کنی‬

625
00:28:53,490 --> 00:28:55,025
‫چون فکر نمی‌کردم این‌قدر غر بزنی،‬

626
00:28:55,030 --> 00:28:56,595
‫ولی حالا داری غر می‌زنی.‬

627
00:28:56,600 --> 00:28:58,025
‫آره، ولی اگه فقط یه دلیل بهم می‌دادی‬

628
00:28:58,030 --> 00:28:59,265
‫- که چرا داری این‌طوری...‬
‫- باشه.‬

629
00:28:59,270 --> 00:29:01,065
‫دلیل می‌خوای؟‬
‫اینم دلیل.‬

630
00:29:01,070 --> 00:29:05,006
‫من ۶۰ سالمه، ازدواج نکردم، بچه ندارم،‬

631
00:29:05,011 --> 00:29:08,175
‫با خواهرم حرف نمی‌زنم، و بعد
‫از اینکه صمیمی‌ترین دوستم، کارول،‬

632
00:29:08,180 --> 00:29:10,235
‫پارسال یهو مُرد و تنهام گذاشت،‬

633
00:29:10,240 --> 00:29:12,245
‫هیچ‌کس رو ندارم‬
‫که اون‌قدر باهاش صمیمی باشم‬

634
00:29:12,250 --> 00:29:13,915
‫که بخوام این دوران رو باهاش بگذرونم.‬

635
00:29:13,920 --> 00:29:17,915
‫واسه همین مجبور شدم به تو زنگ بزنم، همون
‫آدمِ درب‌وداغونی که سال‌ها پیش ولش کردم.‬

636
00:29:17,920 --> 00:29:19,515
‫و حالا داری با این نگرانی‌ها‬

637
00:29:19,520 --> 00:29:21,597
‫و ترس‌هات حسابی رو اعصابم می‌ری،‬

638
00:29:21,602 --> 00:29:24,570
‫دو تا چیزی که فکر نمی‌کردم تو وجودت باشه.‬

639
00:29:26,490 --> 00:29:28,295
‫واو. اممم...‬

640
00:29:32,300 --> 00:29:33,543
‫می‌ترسم.‬

641
00:29:36,745 --> 00:29:38,135
‫برای تو می‌ترسم.

642
00:29:39,370 --> 00:29:42,740
‫برای خودمم می‌ترسم. این مشکلِ قلبی رو دارم‬

643
00:29:42,910 --> 00:29:43,720
‫و... و...‬

644
00:29:44,889 --> 00:29:46,869
‫از پیر شدن می‌ترسم...‬

645
00:29:48,650 --> 00:29:50,715
‫...چون هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم پیر بشم.‬

646
00:29:50,720 --> 00:29:54,478
‫پیری آدم رو نگرانِ خیلی چیزا می‌کنه و...‬

647
00:29:55,420 --> 00:29:56,785
‫ببین، می‌دونم اینا هیچی نیست‬

648
00:29:56,790 --> 00:30:00,220
‫در مقایسه با چیزی که
‫تو داری می‌گذرونی، اما...‬

649
00:30:00,430 --> 00:30:02,438
‫وقتی ازم خواستی که...‬

650
00:30:03,400 --> 00:30:05,625
‫کنارت باشم و کمکت کنم، من...‬

651
00:30:05,630 --> 00:30:07,020
‫فهمیدم که تو داری‬

652
00:30:07,330 --> 00:30:08,730
‫روم ح...حساب می‌کنی.‬

653
00:30:10,870 --> 00:30:14,480
‫هیچ‌وقت کسی نبودم که
‫بقیه بتونن روش حساب کنن.‬

654
00:30:15,480 --> 00:30:17,790
‫می‌خوام کنارت باشم...‬

655
00:30:18,610 --> 00:30:20,060
‫اگه بهم اجازه بدی.‬

656
00:30:24,490 --> 00:30:25,770
‫می‌تونم سعی کنم.‬

657
00:30:26,150 --> 00:30:26,900
‫باشه.‬

658
00:30:34,830 --> 00:30:37,025
‫- متأسفم.‬
‫- نه، نه، نه، نه، اشکالی نداره.‬

659
00:30:37,030 --> 00:30:39,025
‫اشکالی نداره.‬
‫هی، هی، هی، هی.‬

660
00:30:39,030 --> 00:30:40,897
‫نه، ا...اشکالی نداره.‬

661
00:30:42,200 --> 00:30:45,237
‫همیشه از این کلاه متنفر بودم.‬

662
00:30:46,270 --> 00:30:47,765
‫ببین، می‌برمت خونه،‬

663
00:30:47,770 --> 00:30:51,190
‫چون یه چیزی دارم که
‫واسه اون حالت تهوعت خوبه.‬

664
00:31:09,700 --> 00:31:11,365
‫هر کسی که گزارشِ مفقودیش حوالیِ زمانِ‬

665
00:31:11,370 --> 00:31:14,740
‫جشنواره‌ی «ماه خونین»
‫تا ۲۰ سال پیش ثبت شده.‬

666
00:31:15,400 --> 00:31:18,270
‫این قضیه‌ی ماری‌جوانای صنعتی خیلی عجیبه.‬

667
00:31:18,340 --> 00:31:19,837
‫باید روی کارم تمرکز کنم،‬

668
00:31:19,842 --> 00:31:21,818
‫اما شاید امشب بتونم بررسی‌شون رو شروع کنم.‬

669
00:31:21,823 --> 00:31:24,950
‫می‌تونم بعد از شیفتم
‫بمونم. با هم تقسیمش کنیم.‬

670
00:31:25,709 --> 00:31:26,229
‫باشه.‬

671
00:31:27,318 --> 00:31:28,128
‫و ممنون.‬

672
00:31:40,890 --> 00:31:44,095
‫خب، این آخرین آدرسِ
‫شناخته‌شده‌ی «لوئیس کیفنر» بود.‬

673
00:31:44,100 --> 00:31:46,024
‫اداره‌ی کلانتری.‬

674
00:31:53,495 --> 00:31:53,955
‫هممم.‬

675
00:31:57,638 --> 00:31:58,798
‫اینجا رو ببین.‬

676
00:32:05,520 --> 00:32:05,980
‫همممم.‬

677
00:32:12,308 --> 00:32:12,980
‫هی.‬

678
00:32:13,010 --> 00:32:14,402
‫پتاسیم هیدروکساید
‫ساخت چین

679
00:32:14,430 --> 00:32:16,755
‫- ماندارینت(یکی ازگویش‌های زبان چینی) چطوره؟‬
‫- کانتونیم(یکی دیگه از گویش‌های چینی) بهتره.
‫(زبان چینی ۵۰ نوع گویش و نوشتار مختلف داره)‬

680
00:32:16,760 --> 00:32:19,365
‫ببین، این یه سوالِ انحرافی
‫بود، چون چینیِ نوشتاری‬

681
00:32:19,370 --> 00:32:23,033
‫کاراکتره، نه الفبا، پس فرقی نمی‌کنه.‬

682
00:32:29,380 --> 00:32:32,450
‫- به نظرم آدممون رو پیدا کردیم.‬
‫- ممم.‬

683
00:32:40,750 --> 00:32:43,194
‫از انبارِ من برید بیرون!‬

684
00:32:46,390 --> 00:32:47,660
‫صبر کن، صبر کن.‬

685
00:32:56,000 --> 00:32:58,535
‫فکر نکنم بتونه ببینه. نیمه‌کوره است.‬

686
00:32:58,540 --> 00:33:00,040
‫تو از اون طرف برو.‬

687
00:33:11,556 --> 00:33:12,752
‫ش...شلیک نکن!‬

688
00:33:12,757 --> 00:33:14,215
‫اداره‌ی کلانتریِ اجواتر.‬

689
00:33:14,220 --> 00:33:15,985
‫- کسی قرار نیست بهت شلیک کنه.‬
‫- جوری که با اون‬

690
00:33:15,990 --> 00:33:18,185
‫شاتگان اومدی بیرون و شلیک کردی، شانس آوردی‬

691
00:33:18,190 --> 00:33:19,385
‫که بهت شلیک نشد.‬

692
00:33:19,390 --> 00:33:21,133
‫اسلحه‌ی دیگه‌ای همراهت داری؟‬

693
00:33:21,232 --> 00:33:21,632
‫نه.‬

694
00:33:22,224 --> 00:33:24,613
‫باید درباره‌ی موادِ شیمیاییِ
‫توی انبارت ازت بپرسیم.‬

695
00:33:24,618 --> 00:33:26,725
‫موادِ شیمیایی؟‬
‫داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

696
00:33:26,730 --> 00:33:28,295
‫تو با اسمِ مستعارِ آپوتکری

697
00:33:28,300 --> 00:33:30,268
‫مواد نمی‌فروشی؟‬

698
00:33:30,273 --> 00:33:33,365
‫اوه، حتماً. زمانِ‬
‫ریاست‌جمهوریِ ریگان.‬

699
00:33:33,370 --> 00:33:35,535
‫لعنتی، با این چشمام،‬

700
00:33:35,910 --> 00:33:38,740
‫به‌زور می‌تونم به حیاطِ خودم برسم.‬

701
00:33:41,380 --> 00:33:44,045
‫کسی رو داری که کمکت کنه، نه؟‬

702
00:33:44,050 --> 00:33:46,804
‫آره. یه پسرِ محلیه. بچه‌ی خوبیه.‬

703
00:33:46,809 --> 00:33:50,163
‫داستان‌های من رو درباره‌ی،
‫اوم، دورانِ خلافکاریم تحمل می‌کنه.‬

704
00:33:50,168 --> 00:33:53,200
‫بعضی وقتا توی تکالیفِ شیمیش بهش کمک می‌کنم.‬

705
00:33:53,560 --> 00:33:54,995
‫تا جایی که من می‌دونم، اون...‬

706
00:33:55,000 --> 00:33:57,312
‫کارش درسته. حالا شما بگید.‬

707
00:33:57,317 --> 00:34:00,073
‫آره، کارش خیلی درسته،‬
‫شک نکن.‬

708
00:34:01,070 --> 00:34:03,035
‫امروز یکی از‬
‫مشتری‌هات رو دیدیم.‬

709
00:34:03,040 --> 00:34:05,217
‫آقای کیفنر. شیمی‌دانِ بازنشسته؟‬

710
00:34:05,222 --> 00:34:07,405
‫گفت هر از گاهی توی تکالیفت بهت کمک می‌کنه؟‬

711
00:34:07,410 --> 00:34:09,835
‫همچنین بهمون گفت که
‫داستان‌هاش رو برات تعریف کرده،‬

712
00:34:09,840 --> 00:34:11,305
‫داستان‌های زمانی که با اسمِ آپوتکری

713
00:34:11,310 --> 00:34:13,345
‫ماری‌جوانا می‌فروخت.‬

714
00:34:13,350 --> 00:34:14,975
‫می‌خوای چیزی بهمون بگی، پل،‬

715
00:34:14,980 --> 00:34:16,745
‫یا فقط بریم حکمِ بازرسی بگیریم‬

716
00:34:16,750 --> 00:34:19,085
‫تا حساب‌های بانکی و سابقه‌ی
‫سفارش‌های آنلاینت رو چک کنیم؟‬

717
00:34:19,090 --> 00:34:20,945
‫- ببخشید، موضوع چیه؟‬
‫- اگه این کار رو بکنیم،‬

718
00:34:20,950 --> 00:34:22,715
‫می‌فهمیم که موادِ شیمیایی
‫رو از چین سفارش دادی‬

719
00:34:22,720 --> 00:34:24,425
‫که الان توی انبارِ لوئیس کیفنره، مگه نه؟‬

720
00:34:24,430 --> 00:34:26,859
‫صبر کن، داری می‌گی...؟ پل؟‬

721
00:34:26,864 --> 00:34:29,795
‫لطفاً بهم بگو که تو هیچ
‫نقشی توی این نداشتی.‬

722
00:34:29,800 --> 00:34:31,250
‫من...‬

723
00:34:32,570 --> 00:34:34,900
‫فقط داشتم واسه خودم آزمایش و خطا می‌کردم.

724
00:34:35,570 --> 00:34:38,190
‫واقعاً فقط یه مسئله‌ی شیمی بود.‬

725
00:34:38,270 --> 00:34:41,258
‫فقط این مسئله‌ی شیمی باعث
‫شد به مهمونی‌هایی دعوت بشم.‬

726
00:34:41,263 --> 00:34:44,035
‫مهمونی‌هایی که قبلاً هیچ‌وقت
‫توشون دعوت نمی‌شدم.‬

727
00:34:44,040 --> 00:34:46,975
‫شروع کردی به فروختنِ‬
‫اون جنسا توی اینترنت،‬

728
00:34:46,980 --> 00:34:49,445
‫با همون اسمی که توی داستان‌های‬
‫قدیمیِ «کیفنر» شنیده بودی.‬

729
00:34:49,450 --> 00:34:52,515
‫توی این چند هفته‌ی اخیر،‬
‫حسابی کار و بارت گرفت.‬

730
00:34:52,520 --> 00:34:55,753
‫شروع کردم به درآوردنِ کلی پول.‬

731
00:34:55,758 --> 00:34:57,950
‫ولی مردم می‌خواستن‬
‫بیشتر نئشه کنن...‬

732
00:34:58,290 --> 00:35:00,625
‫...واسه همین منم زیاده‌روی کردم.‬

733
00:35:00,630 --> 00:35:03,125
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم به کسی صدمه بزنم.‬

734
00:35:03,130 --> 00:35:05,395
‫- مخصوصاً به تو و بابا.‬
‫- پل...‬

735
00:35:05,400 --> 00:35:07,165
‫پدرت ممکن بود بمیره.‬

736
00:35:07,170 --> 00:35:09,127
‫ممکن بود یه نفرو به کشتن بدم.‬

737
00:35:09,132 --> 00:35:11,405
‫همه‌ی این کارارو کردی که فقط‬
‫به مهمونی‌ها دعوت بشی؟‬

738
00:35:11,410 --> 00:35:12,680
‫نمی‌فهمی؟‬

739
00:35:12,770 --> 00:35:15,405
‫اون همه فشاری که‬
‫تو و بابا بهم آوردین،‬

740
00:35:15,410 --> 00:35:18,005
‫که همه‌ی درس‌های پیشرفته رو بردارم،‬
‫شاگرد اول بشم،‬

741
00:35:18,010 --> 00:35:19,175
‫توی یه دانشگاهِ خوب قبول بشم.‬

742
00:35:19,180 --> 00:35:21,220
‫من هیچ دوستی نداشتم، مامان.‬

743
00:35:21,350 --> 00:35:23,102
‫- هیچی.‬
‫- هی. پل؟‬

744
00:35:23,107 --> 00:35:25,445
‫با اتهاماتِ سنگینی روبرو هستی.‬

745
00:35:25,450 --> 00:35:27,085
‫ولی می‌تونی شروع کنی‬
‫به جبران کردنش‬

746
00:35:27,090 --> 00:35:28,415
‫با دادنِ لیستِ مشتری‌هات بهم‬

747
00:35:28,420 --> 00:35:29,785
‫تا بتونم این آشغالارو‬
‫از توی خیابون جمع کنم‬

748
00:35:29,790 --> 00:35:32,650
‫قبل از اینکه آدم‌های بیشتری صدمه ببینن.‬

749
00:35:39,796 --> 00:35:40,765
‫اوه.‬

750
00:35:41,370 --> 00:35:44,739
‫هی، با همه‌ی کسایی که‬
‫توی لیستِ «پل» بودن تماس گرفتم.‬

751
00:35:44,744 --> 00:35:47,335
‫«اجواتر» امشب باید‬
‫خیلی آروم‌تر باشه.‬

752
00:35:47,340 --> 00:35:49,610
‫خداروشکر. من که از پا دراومدم.‬

753
00:35:50,340 --> 00:35:51,345
‫من دیگه می‌رم خونه.‬

754
00:35:51,350 --> 00:35:52,100
‫باشه.‬

755
00:35:56,280 --> 00:35:57,970
‫لباس مجلسیت یادت نره.‬

756
00:36:04,330 --> 00:36:07,155
‫این دوست‌ها... می‌دونی،‬
‫ما یه گروهِ خیلی صمیمی بودیم.‬

757
00:36:07,160 --> 00:36:09,055
‫بچه‌هامون با هم بزرگ شدن،‬

758
00:36:09,060 --> 00:36:11,365
‫و چون من یه مادرِ‬
‫خیلی جوون بودم،‬

759
00:36:11,370 --> 00:36:13,360
‫خیلی احساسِ تنهایی می‌کردم.‬

760
00:36:13,500 --> 00:36:15,995
‫این زن‌ها تنها امیدِ من بودن.‬

761
00:36:16,000 --> 00:36:18,835
‫همه‌ی کارارو با هم انجام می‌دادیم،‬
‫حتی با شوهرهامون.‬

762
00:36:18,840 --> 00:36:22,175
‫و بعدش...‬
‫من و «تراویس» از هم جدا شدیم.‬

763
00:36:22,180 --> 00:36:23,535
‫این موضوع کلِ رابطه‌مون رو عوض کرد.‬

764
00:36:23,540 --> 00:36:25,505
‫منظورم اینه که هنوز‬
‫با اون مامان‌ها وقت می‌گذروندم،‬

765
00:36:25,510 --> 00:36:27,175
‫و وقتی دسته‌جمعی کاری می‌کردن،‬

766
00:36:27,180 --> 00:36:28,545
‫می‌دونی، هنوزم منو دعوت می‌کردن، ولی‬

767
00:36:28,550 --> 00:36:30,215
‫فقط باعث می‌شد احساسِ‬
‫شکست‌خوردگی کنم.‬

768
00:36:30,220 --> 00:36:34,550
‫می‌دونی، ازدواجِ همه‌شون یه جوری‬
‫دووم آورده بود، بالاخره...‬

769
00:36:35,220 --> 00:36:36,670
‫...ولی مالِ من نه.‬

770
00:36:36,890 --> 00:36:39,355
‫کم‌کم دیگه کلاً‬
‫باهاشون نگشتم.‬

771
00:36:39,360 --> 00:36:42,140
‫نمی‌دونستم چقدر دلم براشون تنگ شده.‬

772
00:36:43,060 --> 00:36:46,065
‫و بعدش اونا تورو به این...‬
‫به این جشنِ تولد دعوت کردن.‬

773
00:36:46,070 --> 00:36:48,265
‫آره، بهشون گفتم که من و «تراویس»‬
‫دوباره با همیم.‬

774
00:36:48,270 --> 00:36:50,478
‫خیلی ذوق کردن.‬

775
00:36:53,510 --> 00:36:56,550
‫و حالا اون رفته، و اگه...‬

776
00:36:58,140 --> 00:36:59,940
‫...تنهایی برم اونجا،‬

777
00:37:00,080 --> 00:37:04,421
‫باید دوباره اعتراف کنم که شکست خوردم.‬

778
00:37:05,090 --> 00:37:07,104
‫و این یه یادآوریه‬

779
00:37:07,550 --> 00:37:10,050
‫از تمامِ چیزایی که از دست دادم...‬

780
00:37:11,718 --> 00:37:12,538
‫...دوباره.‬

781
00:37:14,560 --> 00:37:15,855
‫ممکنه احساسِ شکست‌خوردگی کنی،‬

782
00:37:15,860 --> 00:37:18,265
‫ولی هیچ‌کس اینطوری‬
‫درباره‌ت فکر نمی‌کنه.‬

783
00:37:18,270 --> 00:37:19,965
‫و دوستات هم مشخصه که‬
‫می‌خوان ببیننت،‬

784
00:37:19,970 --> 00:37:22,420
‫وگرنه مدام ازت‬
‫نمی‌خواستن بیای.‬

785
00:37:22,770 --> 00:37:24,294
‫بهش فکر کن.‬

786
00:37:28,335 --> 00:37:29,675
‫شب به‌خیر، «بون».‬

787
00:37:51,830 --> 00:37:53,300
‫اممم.‬

788
00:37:55,670 --> 00:37:56,490
‫هممم.‬

789
00:37:57,400 --> 00:37:58,730
‫شماها چِت کردین؟‬

790
00:38:00,010 --> 00:38:01,874
‫«دیو» اینجا نیست، پسر.‬

791
00:38:03,880 --> 00:38:06,847
‫ ♪ نمی‌دونم چیکار کردم...‬ ♪

792
00:38:06,967 --> 00:38:08,470
‫ما چِت نیستیم.‬

793
00:38:08,720 --> 00:38:10,870
‫- ما بنگ‌زده‌ایم.‬
‫- اوهوم.‬

794
00:38:11,080 --> 00:38:13,285
‫پس، نه تنها فکر کردین مشکلی نداره‬

795
00:38:13,290 --> 00:38:15,155
‫که همه‌ی بستنی‌های منو بخورین،‬

796
00:38:15,160 --> 00:38:17,785
‫بلکه به «جینا» هم گفتی یه وقتِ‬
‫دندون‌پزشکیِ الکی جور کنه‬

797
00:38:17,790 --> 00:38:20,525
‫تا بتونین توی خونه‌ی من علف بکشین.‬

798
00:38:20,530 --> 00:38:21,435
‫اوه.‬

799
00:38:21,830 --> 00:38:22,904
‫اوهههه.‬

800
00:38:23,200 --> 00:38:26,525
‫وقتی بشنوی خیلی عذاب وجدان می‌گیری‬

801
00:38:26,530 --> 00:38:28,390
‫که من سرطانِ سینه دارم.‬

802
00:38:29,670 --> 00:38:30,840
‫♪ مامانِ عزیزم...‬ ♪

803
00:38:30,940 --> 00:38:32,465
‫«جینا»، واقعاً متأسفم.‬

804
00:38:32,470 --> 00:38:34,035
‫- حالت خوبه؟‬
‫- دیدی؟‬

805
00:38:34,040 --> 00:38:36,206
‫چی گفتم؟‬

806
00:38:36,480 --> 00:38:39,140
‫دلسوزیِ تورو نمی‌خوام.‬

807
00:38:39,145 --> 00:38:42,275
‫تنها دلیلی که بهت گفتم اینه که نمی‌خوام‬

808
00:38:42,280 --> 00:38:44,215
‫- به بابات سخت بگیری.‬
‫- آره.‬

809
00:38:44,220 --> 00:38:47,815
‫چون اون امروز برای اولین جلسه‌ی درمانم،‬
‫رفیقِ شیشم بود.‬

810
00:38:47,820 --> 00:38:50,485
‫و بعد از اینکه توی کلاهش بالا آوردم،‬

811
00:38:50,490 --> 00:38:52,885
‫قشنگ می‌دونست چطوری با‬
‫«حالتِ توهوعم» کنار بیاد.‬

812
00:38:52,890 --> 00:38:54,262
‫تهوع. تهوع.‬

813
00:38:54,267 --> 00:38:56,070
‫- مریضی.‬
‫- بله.‬

814
00:38:56,691 --> 00:38:58,371
‫تو هم حالت تهوع داری؟‬

815
00:39:00,000 --> 00:39:03,169
‫شکمم داره قار و قور می‌کنه.‬

816
00:39:05,370 --> 00:39:06,799
‫آههه. آههه.‬

817
00:39:06,810 --> 00:39:08,705
‫باید روی سلامتیت تمرکز کنی.‬

818
00:39:08,710 --> 00:39:10,535
‫هر چقدر لازم داری از کار مرخصی بگیر، باشه؟‬

819
00:39:10,540 --> 00:39:12,045
‫اوه، اصلاً حرفشم نزن، میکی.‬

820
00:39:12,050 --> 00:39:14,124
‫حالم خوب می‌شه.‬

821
00:39:15,495 --> 00:39:16,945
‫وای، چه لباس قشنگی.‬

822
00:39:16,950 --> 00:39:20,830
‫واقعاً حیفه که باید برگرده توی کمدت.‬

823
00:39:20,990 --> 00:39:23,215
‫راستش، می‌خوام برم بپوشمش که دیرم نشه.‬

824
00:39:23,220 --> 00:39:25,385
‫فکر کردم تصمیم گرفتی نری.‬

825
00:39:25,390 --> 00:39:27,600
‫چی شد نظرت عوض شد؟‬

826
00:39:28,190 --> 00:39:30,095
‫یه دوست راضیم کرد.‬

827
00:39:30,100 --> 00:39:33,460
‫- مممم.‬
‫♪ - کسی که یه زمانی دورش انداخته بودم.‬ ♪

828
00:39:38,870 --> 00:39:42,052
‫میکی، فوق‌العاده شدی.‬

829
00:39:43,080 --> 00:39:44,505
‫بابا، داری گریه می‌کنی؟‬

830
00:39:44,510 --> 00:39:47,222
‫نه. نه، واسه ماری‌جواناست.‬

831
00:39:47,227 --> 00:39:48,687
‫چشمامو قرمز می‌کنه.‬

832
00:39:55,547 --> 00:39:56,007
‫بون.‬

833
00:39:56,856 --> 00:39:57,376
‫سلام.‬

834
00:39:58,660 --> 00:39:59,955
‫اینجا چیکار می‌کنی؟‬

835
00:39:59,960 --> 00:40:01,345
‫اممم...‬

836
00:40:02,830 --> 00:40:04,436
‫فـ...فکر کردم،‬

837
00:40:04,770 --> 00:40:06,895
‫اگه نمی‌خوای تنها بری مهمونی،‬

838
00:40:06,900 --> 00:40:09,565
‫من... همراهت باشم.‬

839
00:40:09,570 --> 00:40:11,310
‫ولی می‌بینم که...‬

840
00:40:11,570 --> 00:40:13,265
‫آم، آماده‌ی رفتنی، پس...‬

841
00:40:13,270 --> 00:40:16,269
‫خب... خوبه... این...‬

842
00:40:16,280 --> 00:40:16,970
‫صبر کن.‬

843
00:40:18,380 --> 00:40:21,793
‫غذاهای این رستوران خیلی تعریفیه.

844
00:40:21,798 --> 00:40:24,543
‫و دوست دارم با دوستام آشنا بشی.‬

845
00:40:26,220 --> 00:40:28,051
‫آره، حتماً. باشه.‬

846
00:40:28,250 --> 00:40:28,955
‫اوههه!‬

847
00:40:28,960 --> 00:40:30,155
‫بذار یه...‬

848
00:40:30,160 --> 00:40:31,585
‫بذار یه عکس بگیرم.‬

849
00:40:31,590 --> 00:40:33,455
‫واسه جشن فارغ‌التحصیلی عکس نداشتی.‬

850
00:40:33,460 --> 00:40:36,925
‫من نرفتم جشن، بابا.‬
‫هشت ماهه حامله بودم.‬

851
00:40:36,930 --> 00:40:38,925
‫خب. دیگه کافیه.‬
‫خوب شد.‬

852
00:40:38,930 --> 00:40:41,125
‫- هی، ساعت ۱۰ خونه باشه، باشه؟‬
‫- اوه.‬

853
00:40:41,130 --> 00:40:42,395
‫نذار بیام دنبالتون.‬

854
00:40:42,400 --> 00:40:43,684
‫ممنون. شب به‌خیر.‬

855
00:40:50,510 --> 00:40:52,041
‫برو که بریم.

856
00:41:03,813 --> 00:41:04,853
‫نُه تا دختر.‬

857
00:41:05,190 --> 00:41:06,240
‫کارگرای فصلی.‬

858
00:41:06,590 --> 00:41:07,590
‫بی‌خانمان‌ها.‬

859
00:41:08,930 --> 00:41:09,955
‫کارگرای جنسی.‬

860
00:41:12,856 --> 00:41:14,597
‫بزهکارای نوجوان.‬

861
00:41:15,151 --> 00:41:16,895
‫همه‌شون حاشیه‌نشین بودن،‬

862
00:41:16,900 --> 00:41:18,295
‫همه‌شون هم ناپدید شدن‬

863
00:41:18,300 --> 00:41:19,765
‫نزدیکای جشنواره‌ی ماه خونین.‬

864
00:41:19,770 --> 00:41:22,005
‫جشنواره‌ی امسال هم دو هفته دیگه است.‬

865
00:41:22,010 --> 00:41:23,875
‫اینبو به میکی می‌گی؟‬

866
00:41:23,880 --> 00:41:26,645
‫نه تا وقتی که مدرکی بیشتر
‫از یه حدس و گمان داشته باشم.‬

867
00:41:26,650 --> 00:41:29,130
‫ولی تو بیشتر از یه حدس داری.‬

868
00:41:33,120 --> 00:41:34,955
‫فکر کنم این یارو دخترایی رو
‫هدف قرار داده که می‌دونسته‬

869
00:41:34,960 --> 00:41:37,515
‫اگه غیبشون بزنه کسی متوجه نمی‌شه.‬

870
00:41:37,520 --> 00:41:38,871
‫این یارو؟‬

871
00:41:42,800 --> 00:41:46,460
‫فکر کنم یه قاتل سریالی توی اجواتر داریم.‬

872
00:41:47,200 --> 00:41:49,294
‫ممم. ممم.‬

873
00:41:49,370 --> 00:41:50,417
‫ممم.‬

874
00:41:50,700 --> 00:41:53,835
‫این شاید خوشمزه‌ترین
‫چیزی باشه که تا حالا خوردم.‬

875
00:41:53,840 --> 00:41:56,644
‫وای خدای من. عالیه.‬

876
00:41:56,649 --> 00:41:59,579
‫ببین، بد برداشت نکن.‬

877
00:41:59,584 --> 00:42:00,845
‫از دیدن دوستات خیلی خوشحال شدم.‬

878
00:42:00,850 --> 00:42:02,120
‫خیلی خوش گذشت،‬

879
00:42:02,320 --> 00:42:04,520
‫ولی اون غذاها چی بود؟‬

880
00:42:04,590 --> 00:42:06,745
‫- پرس‌هاش انگار...‬
‫- آره، دیگه نگو. آره.‬

881
00:42:06,750 --> 00:42:09,915
‫آره. و دیگه هیچ‌وقت نذار چیزی بخورم‬

882
00:42:09,920 --> 00:42:12,745
‫که کلمه‌ی «فوم» توی اسمش باشه.‬

883
00:42:15,600 --> 00:42:16,311
‫اوه.‬

884
00:42:17,460 --> 00:42:20,407
‫این صدای «بلو لاو» بود؟‬

885
00:42:23,084 --> 00:42:23,441
‫آره.‬

886
00:42:26,040 --> 00:42:27,665
‫- آره، بالاخره یه قرار رو قبول کردم.‬
‫- اوه.‬

887
00:42:27,670 --> 00:42:29,235
‫- آره.‬
‫- بیخیال. می‌خوام ببینم.‬

888
00:42:29,240 --> 00:42:31,845
‫نه، نه، نه.‬
‫با اون انگشتای چربت.‬

889
00:42:31,850 --> 00:42:32,902
‫زود باش دیگه.‬

890
00:42:34,780 --> 00:42:37,043
‫اوه. اوه. چه خوشگله.‬

891
00:42:37,350 --> 00:42:39,910
‫چرا لحنت طوریه که انگار تعجب کردی؟‬

892
00:42:39,990 --> 00:42:41,755
‫اون آیکون دستبند چیکار می‌کنه؟‬

893
00:42:41,760 --> 00:42:42,980
‫نه، نه، نه!‬

894
00:42:42,990 --> 00:42:44,330
‫وای خدای من.‬

895
00:42:45,000 --> 00:43:05,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
