1
00:00:01,000 --> 00:00:06,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:06,006 --> 00:00:07,165
‫آنچه گذشت...

3
00:00:07,170 --> 00:00:08,665
‫خواهرم زویی‬

4
00:00:08,670 --> 00:00:10,165
‫۱۴ سال پیش غیبش زد.‬

5
00:00:10,170 --> 00:00:12,269
‫یه شب رفت به یه مهمونی،‬
‫و دیگه هیچ‌وقت برنگشت خونه.‬

6
00:00:12,274 --> 00:00:13,975
‫تو معاونِ کلانتری.‬
‫می‌تونی جواب‌ها رو پیدا کنی.‬

7
00:00:13,980 --> 00:00:16,505
‫آقایِ بارلو، شما به جرمِ نقضِ‬

8
00:00:16,510 --> 00:00:17,975
‫قوانینِ درآمدهایِ داخلیِ‬
‫ایالاتِ متحده بازداشت هستید.‬

9
00:00:17,980 --> 00:00:19,315
‫تو باد کاشتی، کلانتر.‬

10
00:00:19,320 --> 00:00:21,700
‫حالا طوفان درو می‌کنی.‬

11
00:00:22,520 --> 00:00:23,785
‫میکی، اونا به تراویس شلیک کردن.‬

12
00:00:23,790 --> 00:00:25,445
‫من به یه نفر شلیک کردم.‬

13
00:00:25,450 --> 00:00:26,685
‫فشار خیلی زیاده.‬

14
00:00:26,690 --> 00:00:27,715
‫قلبش نمی‌زنه.‬
‫داره می‌میره.‬

15
00:00:27,720 --> 00:00:28,985
‫به نورا بگو عاشقشم.

16
00:00:28,990 --> 00:00:30,855
‫بون، حق نداری‬
‫خداحافظی کنی.‬

17
00:00:30,860 --> 00:00:32,225
‫پوششم بده.‬

18
00:00:32,230 --> 00:00:33,155
‫به همه خبر بده.‬

19
00:00:33,160 --> 00:00:34,355
‫به اداره کلانتری اجواتر حمله شده.‬

20
00:00:34,360 --> 00:00:36,620
‫من الان حاضرم واسه‌ت بجنگم.‬

21
00:00:46,030 --> 00:00:50,527
‫ساختمان دادگاه شهرستان اجواتر
‫چهار صبح

22
00:01:04,590 --> 00:01:05,885
‫گوشه‌ی جنوب غربی.‬

23
00:01:05,890 --> 00:01:07,018
‫دریافت شد.‬

24
00:01:38,679 --> 00:01:41,216
‫دوربین شماره پنج
‫سرسرا

25
00:02:05,719 --> 00:02:07,456
‫درِ تقویت شده

26
00:02:12,800 --> 00:02:16,543
‫نه، نه، نه، نه.‬
‫نه، نه، نه، نه، نه.‬

27
00:02:17,636 --> 00:02:19,436
‫دوربین شماره پنج
‫سرسرا

28
00:02:20,740 --> 00:02:21,670
‫صبح به‌خیر.‬

29
00:02:24,710 --> 00:02:26,535
‫فکر کنم شغلم رو اشتباه انتخاب کردم.‬

30
00:02:26,540 --> 00:02:29,730
‫- باید می‌رفتم دنبال پزشکی.‬
‫- هممم.‬

31
00:02:31,450 --> 00:02:33,845
‫این اون تأیید جانانه‌ای‬

32
00:02:33,850 --> 00:02:35,345
‫- که دنبالش بودم نبود.‬
‫- من...‬

33
00:02:35,350 --> 00:02:37,485
‫داشتم به اون شبی فکر می‌کردم‬
‫که از بیمارستان مرخص شدم،‬

34
00:02:37,490 --> 00:02:39,555
‫و تو از چسب اشتباهی استفاده کردی‬

35
00:02:39,560 --> 00:02:41,415
‫و یه تیکه از پوستِ‬
‫روی سینه‌م رو کندی.‬

36
00:02:41,420 --> 00:02:43,025
‫ممکن بود برای هر کسی پیش بیاد.‬

37
00:02:43,030 --> 00:02:44,070
‫اونم دو بار؟‬

38
00:02:49,800 --> 00:02:51,330
‫راستش میک،‬

39
00:02:51,335 --> 00:02:53,950
‫با دیدن عملکردت‬
‫توی اون محاصره...‬

40
00:02:54,400 --> 00:02:56,365
‫هیچ‌وقت کسی رو ندیدم که‬

41
00:02:56,370 --> 00:02:59,340
‫این‌قدر واضح‬ کاری که براش
‫ ساخته شده رو پیدا کرده باشه.‬

42
00:03:00,710 --> 00:03:02,845
‫بدون آدم‌هام‬
‫نمی‌تونستم از پسش بربیام.‬

43
00:03:02,850 --> 00:03:03,982
‫شک ندارم.‬

44
00:03:04,380 --> 00:03:06,045
‫ولی فردا که داری به‬
‫بون و کسیدی‬

45
00:03:06,050 --> 00:03:07,515
‫مدال شجاعت می‌دی،‬

46
00:03:07,520 --> 00:03:11,460
‫شاید بد نباشه به فکر‬
‫دادن یکی به خودت هم باشی، ها؟‬

47
00:03:12,860 --> 00:03:15,811
‫خب.‬ چطوره؟‬

48
00:03:16,960 --> 00:03:19,855
‫هی.‬
‫پوست کاملاً سالمه.‬

49
00:03:19,860 --> 00:03:21,480
‫ریه‌ها چطورن؟‬

50
00:03:22,900 --> 00:03:24,395
‫- مثل روز اول.‬
‫- آره؟‬

51
00:03:24,400 --> 00:03:27,035
‫انگار اینوک بارلو‬
‫می‌دونسته داره چیکار می‌کنه، نه؟‬

52
00:03:27,040 --> 00:03:28,665
‫درباره اون شوخی نکن.‬

53
00:03:28,670 --> 00:03:31,505
‫یادت نیست چقدر‬
‫عاشق شوخی‌های من بودی؟‬

54
00:03:31,510 --> 00:03:34,842
‫مم. من هیچ‌وقت‬
‫عاشق شوخی‌هات نبودم.‬

55
00:03:41,050 --> 00:03:42,354
‫احساس می‌کنم...‬

56
00:03:42,820 --> 00:03:45,432
‫خیلی خوش‌شانسم.‬

57
00:03:47,090 --> 00:03:48,955
‫فکر نمی‌کردم‬
‫یه فرصت دیگه گیرم بیاد.‬

58
00:03:48,960 --> 00:03:50,685
‫اون لحظه واقعاً‬
‫منو ترسوندی.‬

59
00:03:50,690 --> 00:03:51,740
‫نه بابا.‬

60
00:03:52,430 --> 00:03:53,820
‫منظورم با تو بود.‬

61
00:03:58,600 --> 00:04:01,340
‫مامان، می‌تونم سشوارت رو‬
‫قرض بگیرم؟‬

62
00:04:07,190 --> 00:04:09,205
‫قطعاً این اون شکلی نبود که‬

63
00:04:09,210 --> 00:04:11,532
‫می‌خواستیم بهت بگیم.‬

64
00:04:11,543 --> 00:04:12,415
‫اممم...‬

65
00:04:12,420 --> 00:04:14,440
‫- بیا بگیر.‬
‫- جدی؟‬

66
00:04:17,790 --> 00:04:18,730
‫باورنکردنیه.‬

67
00:04:18,920 --> 00:04:21,655
‫این اون واکنشی نبود که‬
‫انتظارش رو داشتم.‬

68
00:04:21,660 --> 00:04:23,525
‫خب، غافلگیرش کردیم، مگه نه؟‬

69
00:04:23,530 --> 00:04:25,125
‫مرکز به واحد آدام یک،‬

70
00:04:25,130 --> 00:04:26,595
‫فوراً به دادگاه اعزام بشید، فوری.‬

71
00:04:26,600 --> 00:04:28,095
‫خیلی خب، برو. برو.‬

72
00:04:28,100 --> 00:04:29,765
‫سر شام درباره‌ش حرف می‌زنیم.‬
‫حالش خوب می‌شه.‬

73
00:04:29,770 --> 00:04:31,393
‫- باشه.‬
‫- آره.‬

74
00:04:31,400 --> 00:04:34,124
‫بون، خوش اومدی.‬

75
00:04:34,540 --> 00:04:36,265
‫می‌دونی، آدم توی مرخصی استعلاجی‬
‫چیزای زیادی یاد می‌گیره.‬

76
00:04:36,270 --> 00:04:37,905
‫مثلاً می‌دونستی که‬
‫دیگه باب بارکر مجری‬
‫(باب بارکر: مجری تلویزیونی آمریکایی که در سال ۲۰۲۳ فوت شد)

77
00:04:37,910 --> 00:04:38,965
‫مسابقه‌ی «قیمت درسته» نیست؟‬
‫(باب ۳۵ سال مجری این مسابقه بود)

78
00:04:38,970 --> 00:04:40,105
‫آره.‬
‫می‌دونستم.‬

79
00:04:40,110 --> 00:04:42,367
‫سلام، کلانتر فاکس.‬

80
00:04:42,480 --> 00:04:45,199
‫- قضیه چیه؟‬
‫- این تئو هست.‬

81
00:04:45,208 --> 00:04:46,078
‫اونم رید هست.‬

82
00:04:46,110 --> 00:04:47,745
‫خلاصه‌ش اینه که‬
‫وارد دادگاه شدن،‬

83
00:04:47,750 --> 00:04:49,345
‫کامپیوترها رو هک کردن، یه سری فایل دزدیدن،‬

84
00:04:49,350 --> 00:04:51,245
‫بعدش هم آژیر رو به صدا درآوردن.‬
‫نکته‌ی جالبش اینجاست.‬

85
00:04:51,250 --> 00:04:53,255
‫می‌گن شهرستان اجواتر‬
‫استخدامشون کرده که این کار رو بکنن.‬

86
00:04:53,260 --> 00:04:55,755
‫نه، نه، دارن دروغ می‌گن.‬
‫یه نفر باید به من می‌گفت.‬

87
00:04:55,760 --> 00:04:58,355
‫- اون کیه؟‬
‫- اون راسله،‬ نگهبان شب.‬

88
00:04:58,360 --> 00:05:00,155
‫دارم با رئیسم تماس می‌گیرم.‬

89
00:05:00,160 --> 00:05:01,555
‫قراردادمون اونجاست،‬

90
00:05:01,560 --> 00:05:03,295
‫به همراه اطلاعاتِ تماس‬
‫شش نفر‬

91
00:05:03,300 --> 00:05:04,665
‫از هیئتِ ناظرانِ شهرستان

92
00:05:04,670 --> 00:05:06,125
‫که می‌تونن حرفمون رو تأیید کنن.‬

93
00:05:06,130 --> 00:05:08,465
‫اونا ما رو استخدام کردن تا بعد از محاصره‬
‫امنیت رو تقویت کنیم.‬

94
00:05:08,470 --> 00:05:10,305
‫پس شما مجرم‌های اجاره‌ای هستید؟‬

95
00:05:10,310 --> 00:05:13,805
‫هکرهای کلاه سفید.‬ ما از قدرت‌هامون
‫برای کار خیر استفاده می‌کنیم.‬

96
00:05:13,810 --> 00:05:16,775
‫بابت انجام این تست‌های نفوذ‬
‫پول می‌گیریم...‬

97
00:05:16,780 --> 00:05:19,245
‫آره، تست‌های «پِن». کسی نمی‌گه تست نفوذ.‬

98
00:05:19,250 --> 00:05:21,215
‫در واقع، ما استخدام می‌شیم تا‬

99
00:05:21,220 --> 00:05:23,815
‫هر نوع نقطه ضعف فیزیکی یا دیجیتالی
‫رو پیدا کنیم و ازشون استفاده کنیم.‬

100
00:05:23,820 --> 00:05:26,015
‫فردا یافته‌هامون رو با مسئولای
‫شهرستان در میون می‌ذاریم.‬

101
00:05:26,020 --> 00:05:27,885
‫- ممکنه یکم ضایع‌ بشه.‬
‫- آره.‬

102
00:05:27,890 --> 00:05:29,685
‫مردم دوست ندارن تاریخچه‌ی مرورگرشون‬

103
00:05:29,690 --> 00:05:31,225
‫روی صفحه‌ی نمایش پخش بشه.‬

104
00:05:31,230 --> 00:05:33,455
‫یافته‌های ما توی اون فلش‌هاست.‬

105
00:05:33,460 --> 00:05:35,550
‫تو این حرفا رو باور می‌کنی؟‬

106
00:05:36,160 --> 00:05:38,965
‫دزدای زیادی رو نمی‌شناسم
‫که وایسن تا دستگیر بشن.‬

107
00:05:38,970 --> 00:05:41,165
‫چرا به دفتر من از قبل خبر ندادن؟‬

108
00:05:41,170 --> 00:05:42,620
‫اینم بخشی از کاره.‬

109
00:05:42,840 --> 00:05:44,465
‫دارن زمانِ واکنشِ پلیس رو هم تست می‌کنن.‬

110
00:05:44,470 --> 00:05:46,105
‫اگه از قبل بهمون خبر می‌دادن،
‫دیگه هدفِ کار از بین می‌رفت.‬

111
00:05:46,110 --> 00:05:48,705
‫من و «بون» زیرِ دو دقیقه
‫رسیدیم، چیزِ خاصی نبود.‬

112
00:05:48,710 --> 00:05:49,640
‫بیستِ بیست.‬

113
00:05:49,850 --> 00:05:51,917
‫بیا، شروع کن به زنگ زدن.‬

114
00:05:51,950 --> 00:05:55,330
‫افسر «کمپبل»، می‌تونم
‫چند لحظه باهات حرف بزنم؟‬

115
00:05:55,380 --> 00:05:58,145
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟‬
‫- منظورت چیه؟‬

116
00:05:58,150 --> 00:05:59,585
‫اجازه‌ی برگشت بهم داده شد.‬

117
00:05:59,590 --> 00:06:01,215
‫- هیئتِ بازبینی اعلا...‬
‫- اعلام کرد که شلیکِ درستی بوده.‬

118
00:06:01,220 --> 00:06:02,985
‫درباره‌ی اون حرف نمی‌زنم.‬

119
00:06:02,990 --> 00:06:05,555
‫جونِ کسی رو گرفتن کارِ کوچیکی نیست،‬

120
00:06:05,560 --> 00:06:06,995
‫حتی اگه قانونی باشه.‬

121
00:06:07,000 --> 00:06:08,625
‫اگه زمانِ بیشتری لازم داری، خجالت نکش.‬

122
00:06:08,630 --> 00:06:09,560
‫لازم ندارم.‬

123
00:06:09,870 --> 00:06:12,081
‫شما اینجایید. «بون» هم هست.‬

124
00:06:12,670 --> 00:06:14,695
‫چرا من باید فرق داشته باشم؟‬

125
00:06:14,700 --> 00:06:17,204
‫حالم خوبه، کلانتر.‬

126
00:06:17,870 --> 00:06:19,135
‫خیلی خب، اون دوتا رو بذار توی ماشینت‬

127
00:06:19,140 --> 00:06:21,235
‫تا وقتی «بون» چند جا زنگ بزنه.‬

128
00:06:21,240 --> 00:06:23,145
‫کارمندای دادگاه کم‌کم دارن میان.‬

129
00:06:23,150 --> 00:06:25,345
‫یه حسی بهم می‌گه ممکنه اوضاع متشنج بشه.‬

130
00:06:25,350 --> 00:06:26,715
‫داری چه غلطی می‌گی؟‬

131
00:06:26,720 --> 00:06:28,575
‫اینا واردِ دادگاهِ من شدن،‬

132
00:06:28,580 --> 00:06:29,885
‫ادعا می‌کنن شغلشونه،‬

133
00:06:29,890 --> 00:06:32,245
‫و ما هم همین‌طوری حرفشون رو باور کنیم؟‬

134
00:06:32,250 --> 00:06:34,285
‫کسی حرفشون رو همین‌طوری
‫باور نمی‌کنه، قاضی «کفی».‬

135
00:06:34,290 --> 00:06:36,355
‫ما وسایلشون رو ضبط کردیم،‬

136
00:06:36,360 --> 00:06:38,685
‫و افسر «کمپبل» هم متهم‌ها
‫رو توی ماشینش نگه داشته‬

137
00:06:38,690 --> 00:06:40,425
‫تا وقتی داستانشون رو تایید کنیم.‬

138
00:06:40,430 --> 00:06:42,765
‫حداقل می‌تونیم بریم تو
‫ببینیم به چه چیزایی دست زدن؟‬

139
00:06:42,770 --> 00:06:44,325
‫متاسفم، قاضی «مک.‌ری».‬

140
00:06:44,330 --> 00:06:46,465
‫تا وقتی نفهمیم اینجا
‫صحنه‌ی جرمه یا نه، نمی‌شه.‬

141
00:06:46,470 --> 00:06:48,365
‫هر چی توی کامپیوترامون بود رو کپی کردن؟‬

142
00:06:48,370 --> 00:06:49,665
‫مامورای اجرا، قاضی‌ها.‬

143
00:06:49,670 --> 00:06:51,435
‫فکر کنم تمامِ پرسنلِ دادگاه.‬

144
00:06:51,440 --> 00:06:54,120
‫ولی بعضی از اونا اطلاعاتِ حساسیه.‬

145
00:06:54,880 --> 00:06:56,475
‫همین الان تماسم با یکی از اعضای‬

146
00:06:56,480 --> 00:06:58,705
‫هیئتِ ناظرِ شهرستان تموم شد.‬

147
00:06:58,710 --> 00:07:00,415
‫اون حرفشون رو تایید کرد. اینا کارشون قانونیه.‬

148
00:07:00,420 --> 00:07:01,675
‫ممنون از صبر و حوصله‌تون.‬

149
00:07:01,680 --> 00:07:03,415
‫الان می‌تونید واردِ ساختمون بشید.‬

150
00:07:03,420 --> 00:07:04,545
‫اگه شکایتی دارید،‬

151
00:07:04,550 --> 00:07:05,915
‫لطفاً با شهرستان در میون بذارید.‬

152
00:07:05,920 --> 00:07:08,890
‫آه، می‌خوام برم با «نورا» یه چیزی بخورم.‬

153
00:07:09,220 --> 00:07:11,370
‫عالیه. حالش چطوره؟‬

154
00:07:11,830 --> 00:07:13,755
‫می‌دونی، اولش خیلی شوکه شده بود.‬

155
00:07:13,760 --> 00:07:15,425
‫مجبور شدیم دیگه اخبار نبینیم.‬

156
00:07:15,430 --> 00:07:17,265
‫دوست نداشت جزئیات رو ببینه.‬

157
00:07:17,270 --> 00:07:19,507
‫- اممم.‬
‫- ولی، خب...‬

158
00:07:19,800 --> 00:07:23,335
‫واقعاً از اینکه زنِ یه آدمِ مشهور
‫توی یه شهرِ کوچیکه خوشش میاد.‬

159
00:07:23,340 --> 00:07:25,260
‫و کی می‌تونه سرزنش‌ش کنه؟‬

160
00:07:26,040 --> 00:07:27,575
‫- هنوز نیومده اینجا؟‬
‫- کم‌کم داریم ردیفش می‌کنیم.‬

161
00:07:27,580 --> 00:07:29,380
‫اوضاع تو و «تراویس» چطوره؟‬

162
00:07:30,280 --> 00:07:32,105
‫خوبه. واقعاً خوبه.‬

163
00:07:32,110 --> 00:07:32,891
‫اوه.‬

164
00:07:33,580 --> 00:07:35,715
‫این درخششِ دخترونه چیه؟‬

165
00:07:35,720 --> 00:07:37,383
‫می‌دونم، چندشه.‬

166
00:07:37,950 --> 00:07:39,815
‫البته شاید گند زده باشیم.‬

167
00:07:39,820 --> 00:07:41,915
‫منتظرِ یه وقتِ مناسب
‫بودیم که به «اسکای» بگیم،‬

168
00:07:41,920 --> 00:07:44,125
‫و بعد امروز صبح، یهو اومد تو خونه و ما رو دید.‬

169
00:07:44,130 --> 00:07:46,085
‫- نه.‬
‫- اوه، نه! خدای من، نه. نه.‬

170
00:07:46,090 --> 00:07:47,355
‫- فقط داشتیم همو می‌بوسیدیم.‬
‫- اوه.‬

171
00:07:47,360 --> 00:07:48,725
‫ولی اصلاً خوشحال نشد.‬

172
00:07:48,730 --> 00:07:49,895
‫یعنی انتظار داشتی خوشحال بشه؟‬

173
00:07:49,900 --> 00:07:51,165
‫یه جورایی.‬

174
00:07:51,170 --> 00:07:52,395
‫مگه آرزوی هر بچه‌ی طلاقی نیست...‬

175
00:07:52,400 --> 00:07:53,495
‫که پدر و مادرش دوباره برگردن پیشِ هم؟‬

176
00:07:53,500 --> 00:07:54,600
‫بهش زمان بده.‬

177
00:07:55,000 --> 00:07:57,210
‫وقتی این درخشش رو ببینه...‬

178
00:07:57,610 --> 00:07:58,635
‫راضی می‌شه.‬

179
00:07:58,640 --> 00:07:59,850
‫برو بابا.‬

180
00:08:00,140 --> 00:08:01,930
‫شماها آزادید برید.‬

181
00:08:02,340 --> 00:08:02,920
‫عالیه.‬

182
00:08:03,510 --> 00:08:04,440
‫فلش‌ها.‬

183
00:08:04,950 --> 00:08:05,692
‫ممنون.‬

184
00:08:05,697 --> 00:08:07,745
‫مچ‌هاتون رو بیارید بالا.‬

185
00:08:07,750 --> 00:08:10,190
‫هی، ما تا فردا توی شهریم.‬

186
00:08:10,490 --> 00:08:12,350
‫از رقصِ گروهی خوشت میاد؟‬

187
00:08:12,520 --> 00:08:13,915
‫باید رفیقم رو ببخشی.‬

188
00:08:13,920 --> 00:08:15,185
‫یه جورایی ازت خوشش اومده.

189
00:08:15,190 --> 00:08:16,750
‫هی پسر، بس کن دیگه.‬

190
00:08:17,090 --> 00:08:18,455
‫اوه، توی تلویزیون دیدیمت.‬

191
00:08:18,460 --> 00:08:20,025
‫اون قضیه‌ی محاصره‌ی‬
‫اداره‌ی کلانتری...‬

192
00:08:20,030 --> 00:08:21,355
‫واقعاً دیوانه‌وار بود.‬

193
00:08:21,360 --> 00:08:22,865
‫تو یکی از «قهرمان‌های اجواتر» هستی، درسته؟‬

194
00:08:22,870 --> 00:08:25,329
‫من این لقب رو روی خودم نذاشتم.‬

195
00:08:26,072 --> 00:08:26,803
‫هی!‬

196
00:08:26,808 --> 00:08:28,635
‫شما عوضی‌ها باعث شدید کارم رو از دست بدم.‬

197
00:08:28,640 --> 00:08:30,065
‫باید توی کارت بهتر می‌بودی!‬

198
00:08:30,070 --> 00:08:31,190
‫هی!‬

199
00:08:32,540 --> 00:08:33,740
‫هی.‬

200
00:08:36,780 --> 00:08:37,779
‫خوبی؟‬

201
00:08:45,050 --> 00:08:46,040
‫آ...آره، خوبم.‬

202
00:08:47,760 --> 00:08:49,055
‫خب، چه حسی داره‬

203
00:08:49,060 --> 00:08:50,655
‫که دوباره نشان رو به سینه زدی؟‬

204
00:08:50,660 --> 00:08:52,525
‫- خیلی خسته‌کننده‌ست.‬
‫- نه.‬

205
00:08:52,530 --> 00:08:55,695
‫خیلی دروغگویی.‬
‫داری ذوق می‌کنی.‬

206
00:08:55,700 --> 00:08:57,625
‫- چون دارم به تو نگاه می‌کنم.‬
‫- نه.‬

207
00:08:57,630 --> 00:08:59,165
‫- اوهوم.‬
‫- اصلاً سعی نکن این کار رو کنی.‬

208
00:08:59,170 --> 00:09:00,535
‫فقط...فقط به کارت برس.‬

209
00:09:00,540 --> 00:09:02,095
‫فقط...فقط به کارت برس.‬

210
00:09:02,100 --> 00:09:04,405
‫- می‌دونی، یه چیزی...‬
‫- چی؟‬

211
00:09:04,410 --> 00:09:06,435
‫- دقیقاً همون‌جاست.‬
‫- اوه.‬

212
00:09:06,440 --> 00:09:07,842
‫خیلی ضایعه.‬

213
00:09:10,080 --> 00:09:11,226
‫هی، آمبر.‬

214
00:09:11,350 --> 00:09:12,875
‫می‌شه صورت‌حساب رو بیاری، لطفاً؟‬

215
00:09:12,880 --> 00:09:15,200
‫اوه، حساب شده.‬

216
00:09:16,050 --> 00:09:17,885
‫گفتن: «ممنون که‬

217
00:09:17,890 --> 00:09:19,485
‫اجواتر رو امن نگه می‌دارید.» و نورا،‬

218
00:09:19,490 --> 00:09:21,685
‫می‌خواستن مطمئن بشن که
‫می‌دونی دوست‌پسرت یه قهرمانه.‬

219
00:09:21,690 --> 00:09:23,255
‫ممنون، ام، می‌شه فقط...‬

220
00:09:23,260 --> 00:09:24,555
‫می‌شه لطفاً بهشون بگی‬

221
00:09:24,560 --> 00:09:25,825
‫که اون دوست‌پسرم نیست؟‬

222
00:09:25,830 --> 00:09:27,695
‫اون، ام، اون شوهرمه؟‬

223
00:09:27,700 --> 00:09:29,616
‫- حتماً.‬
‫- ممنون.‬

224
00:09:29,698 --> 00:09:31,267
‫این اولین باری بود که منو اونطوری صدا کردی.‬

225
00:09:32,004 --> 00:09:33,065
‫حس خوبی داشت.‬

226
00:09:33,070 --> 00:09:34,649
‫واحد آدام ۲، پاسخ بدید.‬

227
00:09:34,654 --> 00:09:36,180
‫یه مورد تصادف و فرار با کد ۱۰-۵۵ داریم.

228
00:09:36,200 --> 00:09:38,000
‫نزدیکیِ مهمون‌سرای ولی وست.‬

229
00:09:38,670 --> 00:09:40,990
‫دریافت شد.‬
‫آدام ۲ در حال اعزام به محل.‬

230
00:09:42,380 --> 00:09:43,705
‫متأسفم.‬

231
00:09:43,710 --> 00:09:45,745
‫می‌دونستم مرخصیِ
‫استعلاجی تا ابد طول نمی‌کشه.‬

232
00:09:45,750 --> 00:09:46,885
‫باشه.‬

233
00:09:48,462 --> 00:09:49,980
‫۱۰-۵۵ چیه؟‬

234
00:09:52,020 --> 00:09:53,990
‫یه... یه جسده.‬

235
00:09:56,890 --> 00:09:59,200
‫- امشب می‌بینمت.‬
‫- باشه.‬

236
00:10:03,430 --> 00:10:04,880
‫خیلی ممنون.‬

237
00:10:05,430 --> 00:10:07,235
‫هویت مقتول معلوم شده؟‬

238
00:10:07,240 --> 00:10:10,035
‫ناشناس، کیف پول نداره.‬
‫گوشیش هم داغون شده.‬

239
00:10:10,040 --> 00:10:12,135
‫هممم. ممکنه تصادفی بوده باشه؟‬

240
00:10:12,140 --> 00:10:14,920
‫نه. دو بار از رویِ بیچاره‬
‫رد شدن.‬

241
00:10:22,080 --> 00:10:23,247
‫تئو.‬

242
00:10:26,681 --> 00:10:37,630
‫سرزمین کلانتر
‫فصل اول قسمت یازدهم:
‫عواقب

243
00:10:40,140 --> 00:10:41,865
‫نه دوربین ترافیکی،‬
‫نه شاهدی.‬

244
00:10:41,870 --> 00:10:43,535
‫جراحاتش نشون می‌ده که‬

245
00:10:43,540 --> 00:10:45,235
‫با سرعت حدود ۸۰ کیلومتر بهش زدن.‬

246
00:10:45,240 --> 00:10:48,235
‫و بعد دنده عقب گرفتن
‫و دوباره از روش رد شدن.‬

247
00:10:48,240 --> 00:10:50,905
‫میکی، اون نگهبانِ دادگاه‬

248
00:10:50,910 --> 00:10:52,205
‫به ماشینم مشت زد.‬

249
00:10:52,210 --> 00:10:53,745
‫آره، اون رو هم زیر نظر می‌گیریم.‬

250
00:10:53,750 --> 00:10:55,315
‫فکر کنم باید همین الان بیاریمش اینجا.‬

251
00:10:55,320 --> 00:10:56,745
‫کسیدی، داریم صحنه‌ی جرم رو بررسی می‌کنیم.‬

252
00:10:56,750 --> 00:10:58,645
‫طبق شواهد پیش می‌ریم.‬

253
00:10:58,650 --> 00:11:01,436
‫فعلاً همه مظنون هستن.‬

254
00:11:10,797 --> 00:11:11,437
‫موچین؟‬

255
00:11:14,940 --> 00:11:16,500
‫این یه تیکه رنگه؟‬

256
00:11:19,210 --> 00:11:21,370
‫دنبال یه ماشینِ آبی می‌گردیم.‬

257
00:11:23,550 --> 00:11:25,045
‫کسیدی، تو همین‌جا بمون.‬

258
00:11:25,050 --> 00:11:26,245
‫می‌خوام روی انتقالِ تئو نظارت کنی.‬

259
00:11:26,250 --> 00:11:27,275
‫و بون، تو با من بیا.‬

260
00:11:27,280 --> 00:11:28,575
‫باید مسیر حرکتش رو ردیابی کنیم،‬

261
00:11:28,580 --> 00:11:29,745
‫از وقتی که آزادش کردیم‬

262
00:11:29,750 --> 00:11:32,070
‫تا وقتی که سر از اینجا درآورد.‬

263
00:11:36,490 --> 00:11:37,755
‫طبق دفترچه‌شون، تئو و رید‬

264
00:11:37,760 --> 00:11:39,570
‫اینجا اقامت داشتن.‬

265
00:11:43,470 --> 00:11:44,951
‫اداره‌ی کلانتری.‬

266
00:11:53,810 --> 00:11:55,105
‫آی.‌پد روی میزه.‬

267
00:11:55,110 --> 00:11:56,605
‫روی دراور هم پول نقد هست.‬

268
00:11:56,610 --> 00:11:58,675
‫- سرقت نبوده.‬
‫- کلانتر فاکس؟‬

269
00:11:58,680 --> 00:12:00,349
‫اینجا چه خبره؟‬

270
00:12:01,187 --> 00:12:02,117
‫تئو کجاست؟‬

271
00:12:04,920 --> 00:12:07,080
‫سه سال با هم کار کردیم.‬

272
00:12:07,290 --> 00:12:09,785
‫منظورم اینه که اون فقط
‫یه همکار نبود، خانواده بود.‬

273
00:12:09,790 --> 00:12:11,590
‫- می‌دونی؟‬
‫- می‌دونم.‬

274
00:12:12,260 --> 00:12:14,425
‫ام، می‌شه بگی امروز صبح‬

275
00:12:14,430 --> 00:12:15,495
‫بعد از اینکه کسیدی
‫آزادتون کرد، چیکار کردید؟‬

276
00:12:15,500 --> 00:12:17,095
‫برگشتیم اینجا،‬

277
00:12:17,100 --> 00:12:20,435
‫وسایلمون رو گذاشتیم و بعد رفتیم غذا بگیریم.‬

278
00:12:20,440 --> 00:12:22,165
‫ولی تئو گیاه‌خواره.‬

279
00:12:22,170 --> 00:12:23,805
‫توی راه برای غذا خوردن‬
‫به مشکل می‌خوره.‬

280
00:12:23,810 --> 00:12:25,165
‫نتونست چیزی پیدا کنه،‬

281
00:12:25,170 --> 00:12:27,205
‫واسه همین تا من داشتم غذا می‌خوردم‬
‫اون با تاکسی برگشت اینجا.‬

282
00:12:27,210 --> 00:12:30,064
‫آهان، اون...بهم پیامک داد.‬

283
00:12:30,880 --> 00:12:32,975
‫«باید یکی به دادِ ادکلنِ‬
‫این راننده برسه.»‬

284
00:12:32,980 --> 00:12:34,015
‫ساعت چند بود؟‬

285
00:12:34,020 --> 00:12:35,845
‫۹:۲۶ صبح.‬

286
00:12:35,850 --> 00:12:39,330
‫پلیس بزرگراه یکم‬
‫قبل از ساعت ۱۰ وارد عمل شد.‬

287
00:12:39,450 --> 00:12:41,688
‫خب. بازه‌ی زمانی‌مون همینه.‬

288
00:12:41,960 --> 00:12:43,785
‫تئو کسی رو توی‬
‫اجواتر می‌شناخت؟‬

289
00:12:43,790 --> 00:12:45,225
‫کسی که بخواد‬
‫بهش صدمه بزنه؟‬

290
00:12:45,230 --> 00:12:46,855
‫نه، منظورم اینه که،‬
‫هردومون برای این کار با هواپیما اومدیم.‬

291
00:12:46,860 --> 00:12:49,965
‫کس دیگه‌ای می‌دونست‬
‫کجا اقامت دارین؟‬

292
00:12:49,970 --> 00:12:51,165
‫منظورم اینه که، توی پرونده بود،‬

293
00:12:51,170 --> 00:12:52,725
‫ولی شما تنها‬
‫کسایی هستین که دیدینش.‬

294
00:12:52,730 --> 00:12:54,195
‫گفتی یه سری وسایل رو‬
‫گذاشتین اینجا. چه وسایلی؟‬

295
00:12:54,200 --> 00:12:56,881
‫اون و-وسایل. اون...‬

296
00:12:57,710 --> 00:12:59,465
‫وسایلِ مربوط به تستِ نفوذ.‬

297
00:12:59,470 --> 00:13:01,135
‫اون... فلش‌مموری‌ها.‬
‫ما...‬

298
00:13:01,140 --> 00:13:03,010
‫اینجا قایمشون کرده بودیم.‬

299
00:13:03,580 --> 00:13:04,605
‫همونا رو بردن.‬

300
00:13:04,610 --> 00:13:06,275
‫چرا باید کسی اونا رو بدزده؟‬

301
00:13:06,280 --> 00:13:08,215
‫مردم کلی چیزای شخصی‬
‫توی کامپیوترهای کاریشون دارن.‬

302
00:13:08,220 --> 00:13:10,145
‫چیزایی که شاید نخوان‬
‫هیئتِ ناظر ازشون باخبر بشه.‬

303
00:13:10,150 --> 00:13:12,315
‫دقیقاً. دیگه کی از‬
‫تستِ نفوذ خبر داشت؟‬

304
00:13:12,320 --> 00:13:13,915
‫رید، ما داریم‬
‫تحقیق می‌کنیم.‬

305
00:13:13,920 --> 00:13:16,415
‫- ولی من می‌تونم کمک کنم.‬
‫- نه، نمی‌تونی.‬

306
00:13:16,420 --> 00:13:19,385
‫خیلی خب، می‌گیم واحدِ بررسیِ صحنه‌ی جرم‬
‫بیان این اتاق رو بگردن.‬

307
00:13:19,390 --> 00:13:23,530
‫اگه چیزی شد، با چه شماره‌ای‬
‫می‌تونیم باهات تماس بگیریم؟‬

308
00:13:27,043 --> 00:13:28,460
‫مراقب خودت باش.‬

309
00:13:32,440 --> 00:13:34,535
‫دزدیده شدنِ فلش‌مموری
‫قطعاً به کسی اشاره داره‬

310
00:13:34,540 --> 00:13:35,735
‫که از تستِ نفوذ خبر داشته.‬

311
00:13:35,740 --> 00:13:37,445
‫با در نظر گرفتنِ‬
‫اون بازه‌ی زمانیِ کوتاه،‬

312
00:13:37,450 --> 00:13:39,915
‫می‌تونیم فرض کنیم‬
‫هر کسی که تئو رو کشته،‬

313
00:13:39,920 --> 00:13:41,275
‫اون و رید رو‬

314
00:13:41,280 --> 00:13:43,715
‫از دادگاه تا مهمون‌سراشون‬
‫تعقیب کرده.‬

315
00:13:43,720 --> 00:13:45,385
‫در موردِ نگهبانِ امنیتی‬
‫چی پیدا کردی؟‬

316
00:13:45,390 --> 00:13:47,385
‫راسل کاونر.‬
‫اینو گوش کن.‬

317
00:13:47,390 --> 00:13:50,455
‫قفلِ اتاقِ تئو و رید توی مهمون‌سرای
‫با شاه‌کلید باز شده بود، درسته؟‬

318
00:13:50,460 --> 00:13:52,725
‫خب، کاونر قبلاً‬
‫قفل‌ساز بوده.‬

319
00:13:52,730 --> 00:13:54,455
‫- پس بلد بوده چطوری این کار رو بکنه.‬
‫- و قطعاً‬

320
00:13:54,460 --> 00:13:56,295
‫بعد از اخراج شدنش،‬
‫کلِ صبح رو وقتش آزاد بوده.‬

321
00:13:56,300 --> 00:13:57,595
‫آدرسی ازش داری؟‬

322
00:13:57,600 --> 00:13:59,525
‫شماره موبایلش رو هم دارم.‬
‫جواب نمی‌ده.‬

323
00:13:59,530 --> 00:14:00,965
‫- خیلی خب بون،‬ یه سری بهش بزن.‬
‫- باشه.‬

324
00:14:00,970 --> 00:14:02,905
‫کسیدی، من و تو هم یه لیست‬

325
00:14:02,910 --> 00:14:06,765
‫از تمامِ کسایی که امروز صبح‬
‫توی دادگاه بودن تهیه می‌کنیم.‬

326
00:14:06,770 --> 00:14:09,205
‫- راسل کاونر.‬
‫- من معاون بون هستم،‬

327
00:14:09,210 --> 00:14:11,870
‫چندتا سوال ازت دارم.‬

328
00:14:16,752 --> 00:14:17,682
‫آقای کاونر؟‬

329
00:14:32,670 --> 00:14:34,350
‫تکون نخور.‬

330
00:14:34,440 --> 00:14:36,265
‫- تکون نخور.‬
‫- من این کار رو نکردم، باشه؟‬

331
00:14:36,270 --> 00:14:37,705
‫من نکردم. باشه؟ من...‬

332
00:14:37,710 --> 00:14:40,105
‫بعد از اینکه اخراج شدم رفتم
‫جلسه‌ی معتادانِ گمنام، و...‬

333
00:14:40,110 --> 00:14:41,375
‫- که کلی هم برام فایده داشت.‬
‫- بیا بیرون از اونجا!‬

334
00:14:41,380 --> 00:14:43,575
‫نزدیک بود کاری کنی بهت شلیک کنم.‬

335
00:14:43,580 --> 00:14:46,020
‫برگرد.‬
‫دستات رو بذار پشتِ سرت.‬

336
00:14:50,512 --> 00:14:51,185
‫بشین.‬

337
00:14:51,190 --> 00:14:52,500
‫قسم می‌خورم.‬

338
00:14:52,520 --> 00:14:53,815
‫همین رو به اون یکی یارو هم گفتم.‬

339
00:14:53,820 --> 00:14:57,080
‫«اون یکی یارو»؟‬
‫مگه کس دیگه‌ای هم اینجاست؟‬

340
00:15:07,040 --> 00:15:08,610
‫هی، این یارو...‬

341
00:15:09,040 --> 00:15:11,165
‫همون مردی بود که امروز صبح‬
‫توی دادگاه بود؟‬

342
00:15:11,170 --> 00:15:13,600
‫آره، همین چند وقت پیش رفت.‬

343
00:15:13,647 --> 00:15:15,211
‫مدرک عدم حضورش تو صحنه جرم درسته.

344
00:15:15,234 --> 00:15:17,156
‫رید جیکوبز
‫(۶۱۹)-۵۵۵-۰۱۸۷

345
00:15:17,480 --> 00:15:18,845
‫آدم تقریباً باید تحسینش کنه.‬

346
00:15:18,850 --> 00:15:21,365
‫نه، اصلاً.‬

347
00:15:23,190 --> 00:15:24,715
‫راسل توی بیمارستانه.‬

348
00:15:24,720 --> 00:15:27,385
‫قبول کرد بره کمپِ ترکِ اعتیاد،‬
‫منم ادعاش رو تایید کردم.‬

349
00:15:27,390 --> 00:15:29,955
‫در ضمن، وقتی حالش جا اومد‬
‫یه چیزی یادش اومد.‬

350
00:15:29,960 --> 00:15:31,825
‫وقتی توی دادگاه بودیم،‬

351
00:15:31,830 --> 00:15:33,355
‫قاضی مک.‌ری ازش پرسید‬

352
00:15:33,360 --> 00:15:35,795
‫که می‌دونه تئو و رید‬
‫کجا اقامت دارن یا نه.‬

353
00:15:35,800 --> 00:15:37,004
‫مک.‌ری؟‬

354
00:15:38,200 --> 00:15:39,495
‫همون قاضیِ دادگاهِ اطفال؟‬

355
00:15:39,500 --> 00:15:40,635
‫همونی که اون موسسه‌ی خیریه رو داره،‬

356
00:15:40,640 --> 00:15:41,735
‫صندوقِ کودکانِ مک.‌ری.‬

357
00:15:41,740 --> 00:15:43,005
‫نورا همه‌ش ازم می‌خواد‬

358
00:15:43,010 --> 00:15:46,205
‫بیوکِ قدیمیم رو اهدا کنم به اونجا.‬
‫ولی عمراً.‬

359
00:15:46,210 --> 00:15:47,771
‫اون در رو ببند.‬

360
00:15:49,680 --> 00:15:52,145
‫خب، پس به جز راسل،‬
‫هشت نفرِ دیگه‬

361
00:15:52,150 --> 00:15:53,675
‫توی دادگاه بودن.‬

362
00:15:53,680 --> 00:15:55,675
‫قراره در موردِ همه‌شون‬
‫تحقیق کنیم،‬

363
00:15:55,680 --> 00:15:57,445
‫ولی می‌خوام از‬
‫قاضی‌ها شروع کنیم.‬

364
00:15:57,450 --> 00:15:59,185
‫کسیدی، تو برو سراغِ مک.‌ری.‬

365
00:15:59,190 --> 00:16:00,455
‫بون، تو هم برو سراغِ کفی.‬

366
00:16:00,460 --> 00:16:01,855
‫دنبالِ انگیزه‌های احتمالی بگردین.‬

367
00:16:01,860 --> 00:16:04,585
‫ماشین‌هاشون رو هم زیرِ نظر بگیرین.‬
‫بی‌سر و صدا انجامش بدین.‬

368
00:16:04,590 --> 00:16:06,155
‫این دوتا روی هم ۵۰ سال
‫ سابقه‌ی قضاوت دارن،‬

369
00:16:06,160 --> 00:16:08,395
‫اصلاً خوششون نمی‌آد‬
‫ما دور و برشون سرک بکشیم.‬

370
00:16:08,400 --> 00:16:10,330
‫فردا دوباره اینجا جمع می‌شیم.

371
00:16:14,040 --> 00:16:16,100
‫نگرانشم.‬

372
00:16:16,140 --> 00:16:17,060
‫باید باشم؟‬

373
00:16:17,270 --> 00:16:18,605
‫همه‌مون حواسمون بهش هست،‬
‫می‌دونی که؟‬

374
00:16:18,610 --> 00:16:20,990
‫خانواده‌اش‬ مراقبشن.‬

375
00:16:22,140 --> 00:16:23,405
‫خوشحالم که برگشتی، بون.‬

376
00:16:23,410 --> 00:16:25,833
‫خوشحالم که برگشتم، رئیس.‬

377
00:16:28,820 --> 00:16:29,903
‫سلام.‬

378
00:16:30,020 --> 00:16:31,585
‫اوه، اوه، اوه، اوه.‬
‫صبر کن... یه لحظه وایستا.‬

379
00:16:31,590 --> 00:16:32,785
‫بابات الانه که برسه خونه.‬
‫قراره با هم غذا بخوریم.‬

380
00:16:32,790 --> 00:16:34,585
‫یه چیزایی هست که باید درباره‌شون حرف بزنیم.‬

381
00:16:34,590 --> 00:16:37,625
‫آره، می‌دونم، واسه همینم‬

382
00:16:37,630 --> 00:16:39,385
‫می‌خوام غذامو بالا بخورم.‬

383
00:16:39,390 --> 00:16:40,555
‫اوه، بی‌خیال دیگه، اسکای.‬

384
00:16:40,560 --> 00:16:41,955
‫نمی‌تونیم مثل دو تا آدم بالغ‬
‫درباره‌ش حرف بزنیم؟‬

385
00:16:41,960 --> 00:16:43,425
‫متأسفم مامان،‬
‫ولی من این وسط گیر افتادم‬

386
00:16:43,430 --> 00:16:45,195
‫و واقعاً هم‬
‫نمی‌خوام اینطوری باشه، پس...‬

387
00:16:45,200 --> 00:16:46,925
‫منظورت چیه که...‬
‫چطوری این وسط گیر افتادی؟‬

388
00:16:46,930 --> 00:16:49,135
‫ببین، می‌دونم این قضیه‌ی‬
‫من و بابات غافلگیرکننده بود،‬

389
00:16:49,140 --> 00:16:51,135
‫ولی واقعاً‬
‫اینقدرها هم عجیب بود؟‬

390
00:16:51,140 --> 00:16:53,967
‫فقط با بابا حرف بزن، باشه؟‬

391
00:16:54,780 --> 00:16:56,505
‫خب دارم با تو حرف می‌زنم.‬

392
00:16:56,510 --> 00:16:57,680
‫می‌دونم، ولی...‬

393
00:16:58,310 --> 00:17:00,145
‫داریم درباره‌ی‬
‫دو تا چیز متفاوت حرف می‌زنیم.‬

394
00:17:00,150 --> 00:17:01,875
‫من دارم درباره‌ی دوباره با هم بودنِ‬
‫من و بابات حرف می‌زنم.‬

395
00:17:01,880 --> 00:17:02,945
‫تو داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

396
00:17:02,950 --> 00:17:06,108
‫سلام.‬
‫چه بوی خوبی می‌آد.‬

397
00:17:08,560 --> 00:17:10,870
‫تو بهش می‌گی یا من بگم؟‬

398
00:17:11,190 --> 00:17:13,824
‫- چی رو بهم بگید؟‬
‫- اممم...‬

399
00:17:17,000 --> 00:17:20,095
‫ببین، من از اینکه‬
‫تو و بابا دوباره با همید عصبانی نیستم.‬

400
00:17:20,100 --> 00:17:22,795
‫از این عصبانیم که بهت نگفته‬
‫موکل جدیدش کیه.‬

401
00:17:22,800 --> 00:17:24,292
‫شرمنده‌م بابا،‬

402
00:17:24,297 --> 00:17:27,794
‫ولی دفتر کوچیکه‬
‫و دیوارها هم نازک.‬

403
00:17:28,771 --> 00:17:29,521
‫بهش بگو.‬

404
00:17:38,350 --> 00:17:39,641
‫اینوک بارلو.‬

405
00:17:41,490 --> 00:17:43,880
‫دارم از اینوک بارلو دفاع می‌کنم.‬

406
00:17:54,500 --> 00:17:56,095
‫اصلاً چطوری این کار قانونیه؟‬

407
00:17:56,100 --> 00:17:57,320
‫تو شاهدی.‬

408
00:17:57,340 --> 00:17:58,665
‫یکی از آدم‌های اون‬
‫بهت شلیک کرد.‬

409
00:17:58,670 --> 00:18:01,450
‫قاضی هنوز‬
‫تأییدش نکرده.‬

410
00:18:01,680 --> 00:18:03,845
‫منتظر بودم بهت بگم‬

411
00:18:03,850 --> 00:18:05,705
‫- تا وقتی که تأییدیه‌ی دادگاه رو بگیریم.‬
‫- «بگیریم»؟‬

412
00:18:05,710 --> 00:18:07,146
‫تو و بارلو؟‬

413
00:18:07,180 --> 00:18:09,515
‫اون... اوایل همین هفته‬
‫از زندان بهم زنگ زد.‬

414
00:18:09,520 --> 00:18:11,592
‫با هم حرف زدیم،‬

415
00:18:11,597 --> 00:18:12,294
‫و...‬

416
00:18:13,220 --> 00:18:15,715
‫نمی‌دونم، یه جورایی،‬
‫موقع محاصره، با هم ارتباط گرفتیم.‬

417
00:18:15,720 --> 00:18:16,820
‫اوه، خدای من.‬

418
00:18:17,660 --> 00:18:19,125
‫داره ازت سوءاستفاده می‌کنه، تراویس.‬

419
00:18:19,130 --> 00:18:21,025
‫این فقط یه نمایش تبلیغاتیه.‬
‫حتی نمی‌تونی متوجهش بشی.‬

420
00:18:21,030 --> 00:18:22,355
‫میک، اون پرونده داره.‬

421
00:18:22,360 --> 00:18:25,107
‫کل اون ماجرا‬
‫با یه بازداشت اشتباه شروع شد.‬

422
00:18:25,112 --> 00:18:27,495
‫فدرال‌ها با یه پرونده‌ی‬
‫فرار مالیاتیِ آبکی ریختن اونجا...‬

423
00:18:27,500 --> 00:18:29,195
‫یادت می‌آد‬
‫کف زمین دراز کشیده بودی‬

424
00:18:29,200 --> 00:18:30,905
‫توی اون اتاقک تأسیسات،‬
‫و داشتی خون‌ریزی می‌کردی؟‬

425
00:18:30,910 --> 00:18:33,105
‫اونجا جنگ بود، تراویس.‬

426
00:18:33,110 --> 00:18:34,680
‫بون تیر خورد.‬

427
00:18:35,210 --> 00:18:37,205
‫کسیدی یه نفر رو کشت.‬

428
00:18:37,210 --> 00:18:38,675
‫ما... همه‌مون این کار رو کردیم.‬

429
00:18:38,680 --> 00:18:41,245
‫و... و تو می‌خوای‬
‫از کسی دفاع کنی‬

430
00:18:41,250 --> 00:18:42,645
‫که می‌تونست‬
‫جلوی اون خشونت رو بگیره‬

431
00:18:42,650 --> 00:18:44,045
‫- ولی نگرفت؟‬
‫- اون همون کسی هم هست‬

432
00:18:44,050 --> 00:18:45,245
‫که منو زنده نگه داشت.‬

433
00:18:45,250 --> 00:18:46,845
‫مجبور نبود این کار رو بکنه.‬

434
00:18:46,850 --> 00:18:48,855
‫و این اینوک نبود‬
‫که محاصره رو شروع کرد،‬

435
00:18:48,860 --> 00:18:50,085
‫آدم‌هاش بودن.‬

436
00:18:50,090 --> 00:18:51,655
‫همون کاری رو کردن‬
‫که خودش بهشون یاد داده بود.‬

437
00:18:51,660 --> 00:18:53,255
‫و اگه هیئت‌منصفه با تو موافق باشه،‬

438
00:18:53,260 --> 00:18:56,325
‫اون وقت اون تا آخر عمرش‬
‫می‌ره زندان.‬

439
00:18:56,330 --> 00:18:58,595
‫اون هنوز هم حق داشتنِ‬
‫دفاعیه رو داره.‬

440
00:18:58,600 --> 00:19:00,865
‫نمی‌گم نداره،‬
‫ولی چرا حتماً باید تو باشی؟‬

441
00:19:00,870 --> 00:19:03,705
‫چون من نزدیک بود بمیرم، میک.‬

442
00:19:03,940 --> 00:19:05,335
‫اونجا دیگه داشت تموم می‌شد.‬

443
00:19:05,340 --> 00:19:07,705
‫آره، یادمه اونجا افتاده بودم‬
‫و خون‌ریزی داشتم،‬

444
00:19:07,710 --> 00:19:09,902
‫و نمی‌تونستم نفس بکشم،‬

445
00:19:09,907 --> 00:19:11,405
‫و می‌دونی... می‌دونی‬
‫مدام به چی فکر می‌کردم؟‬

446
00:19:11,410 --> 00:19:13,145
‫مدام با خودم می‌گفتم‬
‫«زندگیِ من فقط همین‌قدر بوده.»‬

447
00:19:13,150 --> 00:19:16,045
‫توی ۱۸ سالگی پدر شدم،‬
‫هیچ‌وقت هم از اجواتر نرفتم.‬

448
00:19:16,050 --> 00:19:19,345
‫دوستت دارم، میکی،‬
‫و اسکای رو هم دوست دارم.‬

449
00:19:19,350 --> 00:19:21,960
‫و از یک ثانیه‌ش هم‬
‫پشیمون نیستم،‬

450
00:19:22,490 --> 00:19:24,885
‫ولی هیچ‌وقت اون پرونده رو نداشتم.‬

451
00:19:24,890 --> 00:19:26,820
‫هیچ‌وقت تلاشِ واقعی نکردم.‬

452
00:19:27,700 --> 00:19:29,425
‫خب برو ماراتن بدو!‬

453
00:19:29,430 --> 00:19:31,925
‫نمی‌دونم،‬
‫برو صخره‌نوردی.‬

454
00:19:31,930 --> 00:19:33,365
‫حرفم رو نمی‌فهمی.‬

455
00:19:33,370 --> 00:19:35,995
‫اف‌.بی‌.آی با بی‌ملاحظگی‬
‫و بدون ترس از مجازات عمل کرد‬

456
00:19:36,000 --> 00:19:39,435
‫وقتی بدون هیچ هشدار یا پشتیبانی‌ای‬
‫ریختن اونجا.‬

457
00:19:39,440 --> 00:19:42,135
‫هیچ‌کدوم از ما نباید‬
‫توی اون موقعیت قرار می‌گرفتیم.‬

458
00:19:42,140 --> 00:19:45,775
‫و یه نفر باید این داستان رو‬
‫برای هیئت‌منصفه تعریف کنه، میکی.‬

459
00:19:45,780 --> 00:19:48,775
‫من باید برای چیزی که‬
‫برام مهمه بجنگم.‬

460
00:19:48,780 --> 00:19:50,979
‫- مثل من؟‬
‫- آ...‬

461
00:19:50,984 --> 00:19:53,208
‫قبل از محاصره گفتی...‬

462
00:19:55,090 --> 00:19:57,120
‫گفتی که به‌خاطرم می‌جنگی.‬

463
00:19:58,260 --> 00:19:59,355
‫اینطوری می‌خوای بجنگی؟‬

464
00:19:59,360 --> 00:20:00,595
‫اینطوری نیست، میک.‬

465
00:20:00,600 --> 00:20:03,330
‫من این پرونده رو به تو ترجیح نمی‌دم.‬

466
00:20:04,170 --> 00:20:05,721
‫ولی مجبوری.‬

467
00:20:06,100 --> 00:20:07,465
‫یا من، یا پرونده.‬

468
00:20:07,470 --> 00:20:09,135
‫نمی‌تونی هردوشونو داشته باشی.‬

469
00:20:09,140 --> 00:20:10,830
‫داری اتمام حجت می‌کنی؟‬

470
00:20:18,480 --> 00:20:19,494
‫می‌دونی...‬

471
00:20:20,780 --> 00:20:23,015
‫...واقعاً فکر می‌کردم اگه...‬

472
00:20:23,020 --> 00:20:25,777
‫درست برات توضیح می‌دادم،‬

473
00:20:26,076 --> 00:20:27,596
‫اون‌وقت درک می‌کردی.‬

474
00:20:28,460 --> 00:20:32,350
‫ولی انگار باید می‌فهمیدم
‫که تو حتی تلاشم نمی‌کنی.‬

475
00:20:38,030 --> 00:20:40,930
‫من می‌رم بخوابم، ولی محض اطلاع...‬

476
00:20:43,440 --> 00:20:46,594
‫...اون شب همه‌مون نزدیک بود بمیریم.

477
00:20:54,220 --> 00:20:55,950
‫لعنتی.‬

478
00:20:57,000 --> 00:21:04,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

479
00:21:05,060 --> 00:21:06,941
‫عمه میراندا.‬

480
00:21:06,946 --> 00:21:08,195
‫سلام.‬
‫بیا تو.‬

481
00:21:08,200 --> 00:21:09,355
‫چطوری عزیزم؟‬

482
00:21:09,360 --> 00:21:10,895
‫اوه، امیدوار بودم مامانت رو ببینم.‬

483
00:21:10,900 --> 00:21:11,820
‫خونه‌ست؟‬

484
00:21:12,700 --> 00:21:15,265
‫نه، اون و بابام هردو رفتن سر کار.‬

485
00:21:15,270 --> 00:21:17,835
‫ای بابا. خب...‬
‫این برای اونه.‬

486
00:21:17,840 --> 00:21:19,335
‫دارم با هواپیما می‌رم نیویورک،‬

487
00:21:19,340 --> 00:21:21,075
‫واسه همین نمی‌تونم‬
‫توی مراسم اهدای مدال باشم.‬

488
00:21:21,080 --> 00:21:23,005
‫فقط می‌خواستم براش آرزوی موفقیت کنم.‬

489
00:21:23,010 --> 00:21:25,175
‫آخرین باری که با هم حرف زدیم...‬

490
00:21:25,180 --> 00:21:26,475
‫خب، راستش من فقط...‬

491
00:21:26,480 --> 00:21:28,375
‫فکر کردم یه هدیه برای آشتی لازم باشه.‬

492
00:21:28,380 --> 00:21:30,350
‫وای، چقدر مهربون.‬
‫من...‬

493
00:21:30,390 --> 00:21:32,490
‫مطمئنم ازش خوشش می‌آد.‬

494
00:21:33,418 --> 00:21:35,405
‫گفتی بابات هم رفته.‬

495
00:21:35,410 --> 00:21:36,870
‫اونم اینجا می‌مونه؟‬

496
00:21:37,360 --> 00:21:38,528
‫خب...‬

497
00:21:38,690 --> 00:21:42,225
‫آره، وقتی داشت دوران نقاهتش رو‬
‫می‌گذروند، اینجا بود.‬

498
00:21:42,230 --> 00:21:43,525
‫درباره الان مطمئن نیستم.‬

499
00:21:43,530 --> 00:21:45,195
‫اوه اوه.‬
‫با هم نمی‌سازن؟‬

500
00:21:45,200 --> 00:21:47,695
‫تا دیشب که رابطه‌شون عالی بود.‬

501
00:21:47,700 --> 00:21:49,691
‫یعنی واقعاً عالی.‬

502
00:21:49,840 --> 00:21:52,665
‫- اسکای، منظورت اینه که...‬
‫- آره.‬

503
00:21:52,670 --> 00:21:54,175
‫وای خدای من.‬
‫دوباره پیش هم برگشتن؟‬

504
00:21:54,180 --> 00:21:55,675
‫فکر کنم نباید تعجب کنم.‬

505
00:21:55,680 --> 00:21:58,340
‫اون دوتا همیشه یه راهی پیدا می‌کنن.‬

506
00:21:58,410 --> 00:22:00,205
‫هرچند تو زیاد خوش‌حال به نظر نمی‌رسی.‬

507
00:22:00,210 --> 00:22:01,915
‫نه، بحث اون نیست.‬

508
00:22:01,920 --> 00:22:02,790
‫فقط...‬

509
00:22:05,390 --> 00:22:07,385
‫خیلی توی زندگی پدر و مادرم غرق شدم.‬

510
00:22:07,390 --> 00:22:08,915
‫با مامانم زندگی می‌کنم،‬

511
00:22:08,920 --> 00:22:11,306
‫برای بابام کار می‌کنم...‬

512
00:22:12,090 --> 00:22:13,780
‫احساس می‌کنم ۱۴ سالمه.‬

513
00:22:14,560 --> 00:22:17,295
‫می‌دونستی سعی کردم برای پدرم کار کنم‬

514
00:22:17,300 --> 00:22:19,040
‫و اون استخدامم نکرد؟‬

515
00:22:19,400 --> 00:22:21,965
‫آره، پدربزرگت همیشه می‌خواست‬

516
00:22:21,970 --> 00:22:24,235
‫بابات مدیریت شرکت رو به عهده بگیره.‬

517
00:22:24,240 --> 00:22:26,205
‫مجبور شدم برم برای یه رقیب کار کنم‬

518
00:22:26,210 --> 00:22:27,575
‫و فروششون رو دوبرابر کنم‬

519
00:22:27,580 --> 00:22:29,875
‫تا بابام تازه به فکرش بیفته‬
‫که منو بیاره سر کار.‬

520
00:22:29,880 --> 00:22:31,745
‫- این دیوانه‌کننده‌ست.‬
‫- نه، برام خوب بود.‬

521
00:22:31,750 --> 00:22:33,140
‫باعث شد بهتر بشم.‬

522
00:22:34,380 --> 00:22:38,064
‫بعضی وقتا باید خودت
‫رو از لونه بندازی بیرون.‬

523
00:22:39,670 --> 00:22:42,538
‫تو واقعاً بااستعدادی، اسکای.‬

524
00:22:45,090 --> 00:22:46,650
‫بیا برای من کار کن.‬

525
00:22:48,960 --> 00:22:51,426
‫توی شرکت «فریلی تیمبر»؟‬

526
00:22:51,500 --> 00:22:53,265
‫الان شدیم «فریلی هورایزنز».‬

527
00:22:53,270 --> 00:22:55,095
‫تغییرات زیادی داره توی شرکت اتفاق می‌افته.‬

528
00:22:55,100 --> 00:22:57,577
‫زمان خیلی هیجان‌انگیزیه.‬

529
00:22:58,310 --> 00:23:00,005
‫ولی من باید چیکار کنم؟‬

530
00:23:00,010 --> 00:23:02,075
‫می‌تونم همین‌جا بایستم و تمام چیزایی‬
‫که توشون کمک می‌خوام رو بهت بگم،‬

531
00:23:02,080 --> 00:23:03,605
‫ولی جواب واقعی اینه که‬

532
00:23:03,610 --> 00:23:06,545
‫سخت‌تر از تمام عمرت کار می‌کنی،‬

533
00:23:06,550 --> 00:23:09,030
‫و کلی چیز یاد می‌گیری.‬

534
00:23:11,820 --> 00:23:14,585
‫خیلی ممنون که اینقدر سریع اومدید.‬

535
00:23:14,590 --> 00:23:16,615
‫با پنج‌تا وکیل اطفال تماس گرفتم،‬

536
00:23:16,620 --> 00:23:18,025
‫و هیچ‌کدوم جوابم رو ندادن.‬

537
00:23:18,030 --> 00:23:19,585
‫خب، تعجبی نداره.‬

538
00:23:19,590 --> 00:23:21,495
‫قاضی مک.‌ری آدم‌ها رو‬
‫برای چیزای کمتر از این هم توبیخ کرده.‬

539
00:23:21,500 --> 00:23:24,225
‫اون کینه‌توز و حسابگره.‬

540
00:23:24,230 --> 00:23:24,630
‫آه.‬

541
00:23:25,570 --> 00:23:26,665
‫- واقعاً؟‬
‫- آره.‬

542
00:23:26,670 --> 00:23:28,035
‫شهرتش که اینطوری نیست.‬

543
00:23:28,040 --> 00:23:29,295
‫خب، اون کل این شهر رو متقاعد کرده‬

544
00:23:29,300 --> 00:23:30,565
‫که یه جورایی قدیسه‌ست.‬

545
00:23:30,570 --> 00:23:32,610
‫پس واقعاً کیه؟‬

546
00:23:36,240 --> 00:23:39,320
‫وقتی توی دفتر وکیل تسخیری بودم،‬

547
00:23:39,650 --> 00:23:42,915
‫یه موکل ۱۲ ساله داشتم.‬

548
00:23:42,920 --> 00:23:45,385
‫قاضی مک.‌ری اون رو به سه روز‬
‫تو بازداشتگاه نوجوانان محکوم کرد‬

549
00:23:45,390 --> 00:23:47,015
‫اونم فقط برای دزدیدن یه بسته آدامس.‬

550
00:23:47,020 --> 00:23:49,085
‫و اون هم علاوه بر ۱۴ روز‬

551
00:23:49,090 --> 00:23:51,485
‫واسه اسپری کشیدن روی تابلوی ایست.‬

552
00:23:51,490 --> 00:23:54,255
‫دوازده سالش بود، ۱۷ روز انداختنش توی سلول.‬

553
00:23:54,260 --> 00:23:55,395
‫وحشتناکه.‬

554
00:23:55,400 --> 00:23:57,125
‫و چیزی که واقعاً داغونم کرد‬

555
00:23:57,130 --> 00:23:59,395
‫این بود که اونا رو می‌فرستاد
‫به این بازداشتگاه خصوصی،‬

556
00:23:59,400 --> 00:24:00,995
‫اون سرِ مرزِ شهرستان،‬

557
00:24:01,000 --> 00:24:03,295
‫دقیقاً یه جایی که واسه
‫خانواده‌ها سخت باشه برن ملاقات.‬

558
00:24:03,300 --> 00:24:05,339
‫یه بی‌رحمیِ بی‌خودی.‬

559
00:24:05,344 --> 00:24:07,960
‫اون بازداشتگاه... اسمش چی بود؟‬

560
00:24:08,780 --> 00:24:11,445
‫حواست باشه واسه همه به
‫اندازه‌ی کافی لیوان داشته باشیم.‬

561
00:24:11,450 --> 00:24:13,480
‫- صبح به‌خیر، جینا.
‫- اممم،‬

562
00:24:13,580 --> 00:24:17,660
‫می‌دونی که امروز قراره ازت عکس بگیرن، دیگه؟‬

563
00:24:18,090 --> 00:24:19,915
‫توی میزم برس دارم.‬

564
00:24:19,920 --> 00:24:21,685
‫مهمونا تا یه ساعت دیگه می‌رسن.‬

565
00:24:21,690 --> 00:24:23,785
‫خواهرم وقتی ۱۴ سالش بود نواربهداشتی دزدید.‬

566
00:24:23,790 --> 00:24:26,085
‫مامانم از قاضی التماس کرد که بهش رحم کنه.‬

567
00:24:26,090 --> 00:24:27,625
‫«زویی» تا حالا بازداشت نشده بود.‬

568
00:24:27,630 --> 00:24:28,825
‫یک ماه بهش حبس دادن.‬

569
00:24:28,830 --> 00:24:30,565
‫من فقط ۱۱ سالم بود،
‫ولی ملاقات رفتن رو یادمه.‬

570
00:24:30,570 --> 00:24:32,795
‫بازداشتگاه «داونی»،‬

571
00:24:32,800 --> 00:24:34,935
‫دو ساعت رانندگی تا مرزِ شهرستان.‬

572
00:24:34,940 --> 00:24:37,605
‫بعد از اون دیگه هیچ‌وقت آدم سابق نشد.‬

573
00:24:37,610 --> 00:24:40,810
‫شروع کرد به لجبازی و دعوا کردن با مامانم.‬

574
00:24:40,840 --> 00:24:42,775
‫فکر نمی‌کنم غیبش می‌زد اگه به خاطر‬

575
00:24:42,780 --> 00:24:44,075
‫- اون حکم نبود.
‫- خب،‬

576
00:24:44,080 --> 00:24:45,605
‫چرا اینا رو به من می‌گی؟‬

577
00:24:45,610 --> 00:24:47,105
‫«مری مک‌.ری» قاضی پرونده بود.‬

578
00:24:47,110 --> 00:24:49,975
‫سال‌هاست داره این کار رو می‌کنه.‬

579
00:24:49,980 --> 00:24:52,615
‫واسه جرم‌های کوچیک به
‫بچه‌ها حکم‌های سنگین می‌ده‬

580
00:24:52,620 --> 00:24:55,290
‫و بعدش می‌فرستدشون به «داونی».‬

581
00:24:55,590 --> 00:24:56,885
‫قسر هم در می‌ره‬

582
00:24:56,890 --> 00:24:58,325
‫چون پرونده‌های کانون اصلاح
‫و تربیت مُهروموم شده‌ان.‬

583
00:24:58,330 --> 00:25:00,125
‫موافقم، وحشتناکه، ولی این چه ربطی‬

584
00:25:00,130 --> 00:25:01,795
‫به قتلِ «تئو» داره؟‬

585
00:25:01,800 --> 00:25:04,295
‫شهرستان هر سال میلیون‌ها دلار
‫خرجِ زندانی کردنِ بچه‌ها می‌کنه.‬

586
00:25:04,300 --> 00:25:07,635
‫«داونی» خصوصیه، واسه همین
‫هزینه‌ش حتی بیشتر هم هست.‬

587
00:25:07,640 --> 00:25:11,072
‫این یه زندانِ انتفاعیه، «میکی».‬

588
00:25:11,077 --> 00:25:14,435
‫پس هرچی بچه‌های بیشتری رو بندازی
‫زندان، پولِ بیشتری به جیب می‌زنی.‬

589
00:25:14,440 --> 00:25:15,975
‫فکر می‌کنی «مک.‌ری» داره رشوه می‌گیره؟‬

590
00:25:15,980 --> 00:25:17,275
‫قطعاً داره تخت‌ها رو پُر نگه می‌داره.‬

591
00:25:17,280 --> 00:25:20,240
‫و مدارکش هم توی اون فلش‌ها بود.‬

592
00:25:20,850 --> 00:25:22,975
‫همین الان تصاویر دوربین‌های
‫مداربسته‌ی پارکینگِ دادگاه رو نگاه کردم.‬

593
00:25:22,980 --> 00:25:26,145
‫می‌خواستم ماشینِ قاضی
‫«کفی» رو زیر نظر بگیرم.‬

594
00:25:26,150 --> 00:25:27,785
‫یه چیزِ خیلی بهتر پیدا کردم.‬

595
00:25:27,790 --> 00:25:30,255
‫این «ویم گالدین»ـه. مامورِ
‫اجرای احکامِ «مک‌.ری».‬

596
00:25:30,260 --> 00:25:31,655
‫این فیلما مالِ دیروزه،‬

597
00:25:31,660 --> 00:25:33,355
‫چند ساعت بعد از اینکه «تئو» کشته شد.‬

598
00:25:33,360 --> 00:25:35,755
‫«گالدین» داره یه شاسی‌بلندِ
‫قرمزِ بزرگ رو می‌رونه.‬

599
00:25:35,760 --> 00:25:37,680
‫ولی زودتر همون روز صبح...‬

600
00:25:38,300 --> 00:25:41,110
‫...یه شاسی‌بلندِ آبیِ کوچیک رو می‌روند.‬

601
00:25:41,640 --> 00:25:43,165
‫یعنی، این کار رو کرد‬

602
00:25:43,170 --> 00:25:45,805
‫قبل از اینکه «تئو» زیر گرفته بشه، و بعدش‬

603
00:25:45,810 --> 00:25:48,375
‫با اون شاسی‌بلندِ قرمزِ بزرگ عوضش کرد.‬

604
00:25:48,380 --> 00:25:50,035
‫خیلی خب، باید استعلامِ پلاکِ‬

605
00:25:50,040 --> 00:25:52,045
‫- هر دوی این ماشینارو بگیریم.
‫- قبلاً انجامش دادم.‬

606
00:25:52,050 --> 00:25:53,375
‫شاسی‌بلندِ آبی مالِ «گالدین»ـه.‬

607
00:25:53,380 --> 00:25:55,445
‫شاسی‌بلندِ قرمز به نامِ یه نفر
‫به اسمِ «استیو هیلی» ثبت شده.‬

608
00:25:55,450 --> 00:25:56,975
‫هیچ رابطه‌ی شناخته‌شده‌ای بینشون نیست.‬

609
00:25:56,980 --> 00:25:58,385
‫واسه همین به «هیلی» زنگ زدم، اونم گفت‬

610
00:25:58,390 --> 00:26:00,685
‫سه هفته پیش شاسی‌بلندِ قرمز رو اهدا کرده به‬

611
00:26:00,690 --> 00:26:02,355
‫«بنیادِ کودکانِ مک.‌ری».‬

612
00:26:02,360 --> 00:26:04,120
‫موسسه‌ی خیریه‌ی «مک.‌ری».‬

613
00:26:04,190 --> 00:26:05,555
‫این نمی‌تونه اتفاقی باشه.‬

614
00:26:05,560 --> 00:26:06,655
‫باید حکم بگیریم.‬

615
00:26:06,660 --> 00:26:07,742
‫جینا.‬

616
00:26:09,030 --> 00:26:12,025
‫قاضی «آلیس تامپسون»... اسمش
‫توی لیستِ مهمونای امروز هست؟‬

617
00:26:12,030 --> 00:26:13,495
‫- آره، میاد اینجا.
‫- یه زنگی بهش بزن،‬

618
00:26:13,500 --> 00:26:16,150
‫ببین می‌تونه یکم زودتر بیاد.‬

619
00:26:22,480 --> 00:26:25,145
‫می‌فهمم چرا نمی‌خواستی
‫این کار رو توی دادگاه انجام بدی.‬

620
00:26:25,150 --> 00:26:28,075
‫واقعاً باید شاسی‌بلندِ
‫«ویم گالدین» رو پیدا کنیم.‬

621
00:26:28,080 --> 00:26:31,045
‫پس، من حکمِ بازرسیِ خونه‌اش‬

622
00:26:31,050 --> 00:26:33,015
‫و انبارِ «بنیادِ کودکانِ
‫مک.‌ری» رو لازم دارم.‬

623
00:26:33,020 --> 00:26:34,685
‫فکر می‌کنی مدارکمون واسه این کار کافیه؟‬

624
00:26:34,690 --> 00:26:36,285
‫واقعاً فکر می‌کنم دلایلِ کافی رو داریم.‬

625
00:26:36,290 --> 00:26:38,490
‫توی یه پرونده‌ی عادی، شاید.‬

626
00:26:38,690 --> 00:26:42,195
‫ولی پیگیرِ پرونده‌ی یه قاضیِ
‫شاغل شدن اصلاً عادی نیست.‬

627
00:26:42,200 --> 00:26:44,825
‫اگه می‌خوای «مک.‌ری» رو هدف بگیری،‬

628
00:26:44,830 --> 00:26:46,570
‫بهتره تیرت به خطا نره.‬

629
00:26:46,670 --> 00:26:48,895
‫فکر می‌کنم به مدارکِ بیشتری نیاز داری.‬

630
00:26:48,900 --> 00:26:50,902
‫چی؟ مسخره‌ست.‬

631
00:26:51,370 --> 00:26:53,180
‫ممنون، قاضی «تامپسون».‬

632
00:26:53,510 --> 00:26:55,020
‫الان میایم پیشتون.‬

633
00:26:57,240 --> 00:26:59,845
‫قاضی «تامپسون» داشت در حقمون لطف می‌کرد.‬

634
00:26:59,850 --> 00:27:01,245
‫شاید همین الان پرونده‌مون
‫رو نجات داده باشه.‬

635
00:27:01,250 --> 00:27:02,575
‫که این‌طور به نظر نمی‌رسه.‬

636
00:27:02,580 --> 00:27:04,720
‫هی، ما فقط یه فرصت داریم.‬

637
00:27:05,690 --> 00:27:08,385
‫باشه. باید از «کال‌تِرَنس» بخوایم‬

638
00:27:08,390 --> 00:27:10,085
‫تصاویرِ دوربین‌های ترافیکیِ‬

639
00:27:10,090 --> 00:27:11,655
‫بینِ مهمون‌سرا و دادگاه رو بهمون بده.‬

640
00:27:11,660 --> 00:27:13,625
‫اگه ماشینِ «گالدین» رو
‫هر جای اون مسیر ببینیم،‬

641
00:27:13,630 --> 00:27:14,825
‫که بتونه ورق رو برگردونه.‬

642
00:27:14,830 --> 00:27:15,941
‫فعلاً،‬

643
00:27:15,946 --> 00:27:17,895
‫بیاید همه‌مون یه نفس عمیق بکشیم‬

644
00:27:17,900 --> 00:27:19,025
‫و این مراسم رو پشت سر بذاریم.‬

645
00:27:19,030 --> 00:27:20,895
‫یا می‌تونم بیخیال مراسم بشم‬

646
00:27:20,900 --> 00:27:23,635
‫و ماشینم رو به صندوقِ
‫کودکانِ مک‌ری اهدا کنم.‬

647
00:27:23,640 --> 00:27:26,305
‫و اگه اون شاسی‌بلند آبی رو
‫ببینم که جلوش داغون شده،‬

648
00:27:26,310 --> 00:27:28,975
‫اون‌وقت می‌تونیم طبق قانونِ
‫مشاهده‌ی عینی توقیفش کنیم‬

649
00:27:28,980 --> 00:27:30,405
‫و گور بابای حکم.‬

650
00:27:30,410 --> 00:27:32,745
‫قانونِ مشاهده‌ی عینی
‫این‌طوری کار نمی‌کنه، کسیدی.‬

651
00:27:32,750 --> 00:27:34,315
‫خودت هم اینو می‌دونی.‬

652
00:27:34,320 --> 00:27:36,275
‫می‌دونم چون به خواهرت ربط داره، این پرونده‬

653
00:27:36,280 --> 00:27:37,475
‫برات خیلی شخصی شده،‬

654
00:27:37,480 --> 00:27:39,245
‫ولی داری درست فکر نمی‌کنی.‬

655
00:27:39,250 --> 00:27:40,545
‫می‌خوام مدال رو بگیری‬

656
00:27:40,550 --> 00:27:42,085
‫و بعدش بری خونه و یکم استراحت کنی.‬

657
00:27:42,090 --> 00:27:43,485
‫اون مدالِ لعنتی رو نمی‌خوام.‬

658
00:27:43,490 --> 00:27:44,885
‫تئو مرده.‬

659
00:27:44,890 --> 00:27:46,955
‫زندگیِ این بچه‌ها داره نابود می‌شه.‬

660
00:27:46,960 --> 00:27:48,725
‫اون‌وقت ما حتی نمی‌تونیم یه حکم بگیریم؟‬

661
00:27:48,730 --> 00:27:51,495
‫اونوقت من یه نفرو به قتل رسوندم و
‫اونا می‌خوان برام جشن بگیرن؟‬

662
00:27:51,500 --> 00:27:51,900
‫هی.‬

663
00:27:53,070 --> 00:27:55,296
‫تو کسی رو به قتل نرسوندی.

664
00:27:55,865 --> 00:27:56,675
‫این کار رو نکردی.‬

665
00:27:57,070 --> 00:28:00,265
‫داشتی از خودت دفاع می‌کردی.
‫همه‌ی کارهات درست بود.‬

666
00:28:00,270 --> 00:28:02,660
‫بقیه هم همه‌ش همین رو می‌گن.‬

667
00:28:03,410 --> 00:28:04,800
‫و اگه این درسته،‬

668
00:28:05,580 --> 00:28:07,260
‫پس چرا خوابم نمی‌بره؟‬

669
00:28:12,120 --> 00:28:14,115
‫میکی، خبرنگارها دارن کلافه می‌شن.‬

670
00:28:14,120 --> 00:28:16,185
‫و بون، نورا داره دنبالت می‌گرده.‬

671
00:28:16,190 --> 00:28:17,700
‫الان می‌آیم.‬

672
00:28:20,741 --> 00:28:21,321
‫کسیدی.‬

673
00:28:22,298 --> 00:28:22,799
‫هی.‬

674
00:28:24,530 --> 00:28:25,390
‫نگام کن.‬

675
00:28:27,870 --> 00:28:29,550
‫همه‌مون هواتو داریم.‬

676
00:28:31,610 --> 00:28:33,165
‫اون شب هوای همدیگه رو داشتیم.‬

677
00:28:33,170 --> 00:28:35,635
‫عواقبش رو هم با هم پشت سر می‌ذاریم.‬

678
00:28:35,640 --> 00:28:36,717
‫باشه؟‬

679
00:28:40,010 --> 00:28:42,100
‫چند دقیقه به خودت زمان بده.‬

680
00:29:02,658 --> 00:29:05,588
‫رید جیکوبز
‫(۶۱۹)-۵۵۵-۰۱۸۷

681
00:29:13,463 --> 00:29:14,091
‫رید؟‬

682
00:29:14,550 --> 00:29:17,700
‫من معاون کمپبل هستم.
‫ دیروز همدیگه رو دیدیم.‬

683
00:29:18,320 --> 00:29:20,410
‫یه پیشنهادی برات دارم.‬

684
00:29:25,798 --> 00:29:29,855
‫کلانتری شهرستان اجواتر
‫مدرک

685
00:29:45,150 --> 00:29:47,010
‫چطوری این کار رو می‌کنن؟‬

686
00:29:47,820 --> 00:29:49,015
‫هر روز صبح از خونه می‌زنن بیرون،‬

687
00:29:49,020 --> 00:29:50,915
‫با عزیزانشون خداحافظی می‌کنن‬

688
00:29:50,920 --> 00:29:54,590
‫در حالی که نمی‌دونن اصلاً
‫دوباره می‌بیننشون یا نه؟‬

689
00:29:56,220 --> 00:29:57,678
‫نمی‌دونم.‬

690
00:29:58,360 --> 00:30:00,729
‫از فکرشون بیرونش می‌کنن. بهش فکر نمی‌کنن.‬

691
00:30:01,138 --> 00:30:02,270
‫آره.‬

692
00:30:03,160 --> 00:30:04,595
‫آره، فکر کنم همین‌طوره.‬

693
00:30:04,600 --> 00:30:07,322
‫ولی تکلیفِ عزیزانشون چی می‌شه؟‬

694
00:30:08,440 --> 00:30:10,530
‫اونا باید چیکار کنن؟‬

695
00:30:12,340 --> 00:30:13,628
‫همون کارو.‬

696
00:30:36,252 --> 00:30:37,786
‫شهرستان اجواتر، ایالت کالیفرنیا

697
00:30:37,830 --> 00:30:40,025
‫تعدادشون بیشتر بود و سلاح‌های بهتری داشتن.‬

698
00:30:40,030 --> 00:30:41,665
‫من به یه نفر شلیک کردم.‬

699
00:30:41,670 --> 00:30:44,620
‫- تو جونِ منو نجات دادی.‬
‫- خوبی، کس؟‬

700
00:30:44,840 --> 00:30:45,796
‫خوبم.‬

701
00:30:48,240 --> 00:30:49,750
‫یکیش رو جاشو جا انداختی.‬

702
00:30:51,580 --> 00:30:53,005
‫می‌خواستیم تعمیرش کنیم،‬

703
00:30:53,010 --> 00:30:54,415
‫ولی نمی‌خواستم کسی فراموش کنه‬

704
00:30:54,420 --> 00:30:55,545
‫اون شب به شما چی گذشت‬

705
00:30:55,550 --> 00:30:57,045
‫یا اینکه برای این شهر چیکار کردید.‬

706
00:30:57,050 --> 00:30:59,085
‫باید به کاری که کردی افتخار کنی.‬

707
00:30:59,090 --> 00:31:03,113
‫می‌تونم با قهرمانِ اجواتر دست بدم؟‬

708
00:31:04,460 --> 00:31:06,425
‫قاضیِ مک.‌ری. مری صدام کن.‬

709
00:31:06,430 --> 00:31:07,925
‫- کسیدی کمپبل.‬
‫- می‌دونم کی هستی.‬

710
00:31:07,930 --> 00:31:10,195
‫کلِ اخبار پر شده از اسم تو.‬

711
00:31:10,200 --> 00:31:12,060
‫می‌تونم یه عکس بگیرم؟‬

712
00:31:14,600 --> 00:31:15,908
‫باشه.‬

713
00:31:17,841 --> 00:31:18,435
‫راستش،‬

714
00:31:18,440 --> 00:31:21,460
‫فکر کنم خواهرم، زویی کمپبل رو می‌شناختید.‬

715
00:31:22,210 --> 00:31:24,345
‫اوم، نمی‌تونم بگم که اسمش یادمه.‬

716
00:31:24,350 --> 00:31:26,577
‫اوه، این عالی شد.‬

717
00:31:26,582 --> 00:31:28,775
‫به عنوان یه خدمتگزارِ مردم به یکی دیگه،‬

718
00:31:28,780 --> 00:31:30,190
‫ازت ممنونم.‬

719
00:31:36,260 --> 00:31:37,555
‫ماهایی که نشانِ پلیس رو به سینه می‌زنیم‬

720
00:31:37,560 --> 00:31:39,855
‫می‌دونیم که این فقط یه تیکه‌ی فلزه.‬

721
00:31:39,860 --> 00:31:41,755
‫قرار نیست قوی‌تر یا شجاع‌ترت کنه.‬

722
00:31:41,760 --> 00:31:43,595
‫فقط چیزی که از قبل‬

723
00:31:43,600 --> 00:31:45,765
‫توی وجودِ صاحبش هست رو تقویت می‌کنه.‬

724
00:31:45,770 --> 00:31:47,870
‫مدال‌های شجاعت فرق دارن.‬

725
00:31:48,100 --> 00:31:52,018
‫اونا داستانِ شجاعت و فداکاری رو می‌گن،‬

726
00:31:52,023 --> 00:31:55,305
‫از خودگذشتگی در برابرِ سختی‌های طاقت‌فرسا.‬

727
00:31:55,310 --> 00:31:57,535
‫توی این ۲۰ سال خدمتم، هرگز‬

728
00:31:57,540 --> 00:32:00,345
‫هیچ دو معاونی به اندازه‌ی
‫این‌ها لایقِ این افتخار نبودن‬

729
00:32:00,350 --> 00:32:03,389
‫یعنی کسیدی کمپبل و نیتن بون.‬

730
00:32:03,620 --> 00:32:06,251
‫معاون کمپبل جونش رو به خطر انداخت‬

731
00:32:06,490 --> 00:32:08,115
‫تا یه غیرنظامیِ زخمی رو به جای امنی ببره‬

732
00:32:08,120 --> 00:32:10,110
‫اونم وسطِ درگیری‌های اولیه.‬

733
00:32:10,229 --> 00:32:13,525
‫اون به تنهایی جلوی اولین
‫موجِ مهاجم‌ها ایستادگی کرد،‬

734
00:32:13,530 --> 00:32:16,670
‫بهمون فرصت داد‬
‫تا دفاعمون رو تقویت کنیم.‬

735
00:32:17,744 --> 00:32:18,854
‫معاون کمپبل.‬

736
00:32:21,744 --> 00:32:23,282
‫باعث افتخارمه‬

737
00:32:23,670 --> 00:32:26,570
‫که این مدال شجاعت رو‬
‫بهت تقدیم کنم.‬

738
00:32:39,920 --> 00:32:42,315
‫بعداً، بعد از اینکه جلوی مهاجم‌ها رو‬

739
00:32:42,320 --> 00:32:44,155
‫برای بیشتر از ۳۰ دقیقه گرفتیم،‬

740
00:32:44,160 --> 00:32:46,455
‫من و ستوان بون زمین‌گیر شده بودیم‬

741
00:32:46,460 --> 00:32:47,885
‫درست همون‌جا.‬

742
00:32:47,890 --> 00:32:51,225
‫مهماتمون داشت تموم می‌شد‬
‫و زیر آتیش سنگین بودیم.‬

743
00:32:51,230 --> 00:32:54,695
‫همون موقع بود که یه تیر‬
‫به بازوی ستوان بون خورد.‬

744
00:32:54,700 --> 00:32:57,065
‫و اگه نیم اینچ اون‌ورتر خورده بود،‬

745
00:32:57,070 --> 00:32:59,405
‫شاهرگش رو قطع می‌کرد و می‌کشتش.‬

746
00:32:59,410 --> 00:33:02,535
‫همون موقع بود که بی‌سیممون‬
‫دوباره به کار افتاد.‬

747
00:33:02,540 --> 00:33:03,714
‫زخمی...‬

748
00:33:05,210 --> 00:33:07,375
‫ستوان بون جونش رو به خطر انداخت‬

749
00:33:07,380 --> 00:33:09,015
‫تا خودش رو به اون بی‌سیم برسونه،‬

750
00:33:09,020 --> 00:33:11,215
‫اونم در حالی که از بین‬
‫بارون گلوله می‌دوید.‬

751
00:33:11,220 --> 00:33:12,815
‫چند دقیقه بعد از اون تماس،‬

752
00:33:12,820 --> 00:33:15,315
‫نیروهای ما اونجا رو محاصره کردن.‬

753
00:33:15,320 --> 00:33:16,710
‫محاصره تموم شد.‬

754
00:33:20,795 --> 00:33:21,965
‫ستوان بون.‬

755
00:33:24,930 --> 00:33:26,225
‫باعث افتخارمه‬

756
00:33:26,230 --> 00:33:29,130
‫که این مدال شجاعت رو‬
‫بهت تقدیم کنم.‬

757
00:33:46,619 --> 00:33:47,272
‫نورا.‬

758
00:33:49,281 --> 00:33:50,116
‫هی.‬

759
00:33:53,426 --> 00:33:54,936
‫«سر کار گیر افتادم.‬

760
00:33:55,060 --> 00:33:56,495
‫زود می‌بینمت.»

761
00:33:56,500 --> 00:33:58,295
‫این پیام رو قبل از اون عملیاتِ‬

762
00:33:58,300 --> 00:34:00,195
‫انتحاری برام فرستادی یا بعدش؟‬

763
00:34:00,200 --> 00:34:01,211
‫متأسفم.‬

764
00:34:01,440 --> 00:34:03,065
‫نمی‌خواستم بترسونمت.‬

765
00:34:03,070 --> 00:34:05,735
‫نه، درکت می‌کنم. واقعاً می‌کنم.‬
‫ولی منظورم اینه که،‬

766
00:34:05,740 --> 00:34:07,130
‫عکس‌ها رو دیدم،‬

767
00:34:07,240 --> 00:34:09,375
‫بعدش هم همه‌ی اون حرف‌ها رو شنیدم و...‬

768
00:34:09,380 --> 00:34:10,875
‫هیچ‌وقت هیچ‌کدوم از اینا رو نگفته بودی.‬

769
00:34:10,880 --> 00:34:12,245
‫خودت نمی‌خواستی در موردش حرف بزنی.‬

770
00:34:12,250 --> 00:34:13,275
‫نمی‌خواستی اخبار رو ببینی.‬

771
00:34:13,280 --> 00:34:15,190
‫پس باید چیکار می‌کردم؟‬

772
00:34:16,720 --> 00:34:18,120
‫جیسون همیشه می‌گفت‬

773
00:34:18,850 --> 00:34:21,045
‫هیچ‌کس بعد از اینکه تیر می‌خوره‬
‫دیگه برنمی‌گرده سر کار.‬

774
00:34:21,050 --> 00:34:22,315
‫همیشه با این موضوع شوخی می‌کرد،‬

775
00:34:22,320 --> 00:34:24,785
‫و می‌گفت این همون بلیت طلاییه.‬

776
00:34:24,790 --> 00:34:25,490
‫اینکه...‬

777
00:34:26,590 --> 00:34:28,125
‫فقط یه تیر به بازوت می‌خوره،‬

778
00:34:28,130 --> 00:34:30,125
‫و با تمام مزایا بازنشسته می‌شی.‬

779
00:34:30,130 --> 00:34:31,265
‫یعنی دیگه تمومه.‬

780
00:34:31,270 --> 00:34:32,495
‫نونت تو روغنه، مگه نه؟‬

781
00:34:32,500 --> 00:34:33,020
‫خب...‬

782
00:34:35,500 --> 00:34:37,940
‫چرا تو نمی‌تونی این کار رو بکنی؟‬

783
00:34:38,310 --> 00:34:41,475
‫چون من دنبال بلیت طلایی نیستم.‬

784
00:34:41,480 --> 00:34:43,175
‫عاشق کارمم.‬

785
00:34:43,180 --> 00:34:45,475
‫هنوز کارم تموم نشده.‬

786
00:34:45,480 --> 00:34:47,075
‫اصلاً بهش فکر کردی؟‬

787
00:34:47,080 --> 00:34:49,815
‫منظورم اینه که، اصلاً به من فکر کردی؟‬

788
00:34:49,820 --> 00:34:51,545
‫- آره. معلومه.‬
‫- من نمی‌تونم، نمی‌تونم...‬

789
00:34:51,550 --> 00:34:53,485
‫معلومه که فکر کردم.‬

790
00:34:53,490 --> 00:34:55,685
‫می‌دونم خیلیا بازنشسته می‌شن.‬

791
00:34:55,690 --> 00:34:59,736
‫ولی بدون این شغل بدبخت می‌شم.‬

792
00:35:00,660 --> 00:35:01,893
‫خودمو گم می‌کنم.‬

793
00:35:03,660 --> 00:35:06,740
‫و این اون مردی نیست
‫ که باهاش ازدواج کردی.‬

794
00:35:07,900 --> 00:35:10,990
‫من عاشق همون مردی‌ام
‫ که باهاش ازدواج کردم.‬

795
00:35:13,670 --> 00:35:15,505
‫فقط، فکر می‌کردم می‌تونیم، می‌دونی،‬

796
00:35:15,510 --> 00:35:17,875
‫توی این شهر امن عاقبت‌به‌خیر
‫بشیم، ولی نمی‌تونم.‬

797
00:35:17,880 --> 00:35:20,045
‫خیلی متأسفم، من همه‌ش نگران می‌شم.‬

798
00:35:20,050 --> 00:35:21,875
‫خودمو مریض می‌کنم، و من...‬

799
00:35:21,880 --> 00:35:23,515
‫سعی کردم باهاش کنار بیام، ولی نمی‌تونم.‬

800
00:35:23,520 --> 00:35:26,880
‫دیگه نمی‌تونم زنِ یه
‫پلیس باشم، خیلی متأسفم.‬

801
00:35:37,400 --> 00:35:38,353
‫خداحافظ.‬

802
00:35:49,110 --> 00:35:51,005
‫اوه، سلام بابا. چیزی خوردی؟‬

803
00:35:51,010 --> 00:35:53,905
‫این مینی‌کیش‌ها، راستش بد نیستن.‬
‫(کیش: یه نوع تارت فرانسوی)

804
00:35:53,910 --> 00:35:55,316
‫اوه.‬

805
00:35:55,450 --> 00:35:56,484
‫خب.‬

806
00:35:57,320 --> 00:35:58,692
‫خیلی خب.‬

807
00:35:59,720 --> 00:36:00,770
‫اشکالی نداره.‬

808
00:36:01,436 --> 00:36:03,055
‫- من خوبم.‬
‫- میکی.‬

809
00:36:03,060 --> 00:36:04,355
‫یه تماس داشتیم. یه...‬

810
00:36:04,360 --> 00:36:06,589
‫- سرقت از... اوه. ببخشید.‬
‫- اوم...‬

811
00:36:06,598 --> 00:36:08,997
‫اشکالی نداره. چی شده؟‬

812
00:36:09,002 --> 00:36:10,555
‫یه سرقت انجام شده‬

813
00:36:10,560 --> 00:36:12,225
‫در انبارِ صندوق کودکانِ مک.‌ری.‬

814
00:36:12,230 --> 00:36:13,765
‫همون‌جایی نیست که می‌خواستی‬
‫دنبال اون شاسی‌بلند آبی بگردی؟‬

815
00:36:13,770 --> 00:36:14,230
‫آره.‬

816
00:36:15,040 --> 00:36:17,035
‫هی. من باید برم. خوبی؟‬

817
00:36:17,040 --> 00:36:19,180
‫- مراقب خودت باش.‬
‫- باشه.‬

818
00:36:19,870 --> 00:36:21,020
‫حواسم هست.‬

819
00:36:26,080 --> 00:36:29,340
‫من می‌دونم میکی
‫ویسکی‌ها رو کجا نگه می‌داره.‬

820
00:36:29,350 --> 00:36:31,737
‫اوه. منم لیوان‌ها رو میارم.‬

821
00:36:39,760 --> 00:36:43,190
‫تا شما نرسیدید، کلانتر،
‫اون از جاش تکون نخورد.‬

822
00:36:47,930 --> 00:36:50,333
‫شاسی‌بلندِ مأمور اجرا.‬

823
00:36:58,451 --> 00:37:00,945
‫این اصلاً قانونی نیست.
‫داری سعی می‌کنی بهم بگی‬

824
00:37:00,950 --> 00:37:02,315
‫همین‌طوری گذرت افتاد‬
‫به اون انبار؟‬

825
00:37:02,320 --> 00:37:04,545
‫ما به گزارش یه سرقتِ در حالِ وقوع‬
‫پاسخ دادیم.‬

826
00:37:04,550 --> 00:37:06,885
‫وقتی رسیدیم، ماشینت رو دیدیم،‬
‫کاملاً تو دید بود.‬

827
00:37:06,890 --> 00:37:08,685
‫این یه تفتیش و توقیفِ قانونیه.‬

828
00:37:08,690 --> 00:37:12,085
‫ردِ لاستیک‌های ماشینت‬
‫با ردتایرهای توی صحنه یکی‌ان،‬

829
00:37:12,090 --> 00:37:13,770
‫مثلِ همون رنگِ آبی.‬

830
00:37:13,830 --> 00:37:15,595
‫شاید بهتر باشه فکر کنی اون کسی که‬
‫داری ازش حمایت می‌کنی...‬

831
00:37:15,600 --> 00:37:18,295
‫همون کسی که به‌خاطرش آدم کشتی...‬
‫ازت حمایت می‌کنه یا نه.‬

832
00:37:18,300 --> 00:37:19,870
‫من کسی رو نکشتم!‬

833
00:37:20,430 --> 00:37:22,835
‫به نظرت هیئت‌منصفه هم‬

834
00:37:22,840 --> 00:37:24,195
‫همین برداشت رو می‌کنه‬

835
00:37:24,200 --> 00:37:26,310
‫وقتی اینا رو ببینه؟‬

836
00:37:33,350 --> 00:37:35,245
‫قرار نبود اونجا باشه.‬

837
00:37:35,250 --> 00:37:38,260
‫برای فلش‌مموری‌ها‬
‫رفتم به مهمون‌سرا،‬

838
00:37:38,420 --> 00:37:40,145
‫یهو اومد تو‬
‫و بعدش فرار کرد.‬

839
00:37:40,150 --> 00:37:41,455
‫اون(زن) بهم گفت کار رو تموم کنم.‬

840
00:37:41,460 --> 00:37:43,650
‫- گفت که باید...‬
‫- اون(زن)؟‬

841
00:37:49,630 --> 00:37:51,495
‫کلانتر فاکس.‬
‫معاون بون.‬

842
00:37:51,500 --> 00:37:55,485
‫چطور می‌تونم به دوتا‬
‫قهرمانِ اجواتر کمک کنم؟‬

843
00:37:56,070 --> 00:37:57,495
‫می‌تونی بدونِ سر و صدا بیای.‬

844
00:37:57,500 --> 00:37:58,935
‫نمی‌ذاریم آبروت بره و‬

845
00:37:58,940 --> 00:38:00,965
‫با دست‌بند از دادگاه‬
‫بری بیرون.‬

846
00:38:00,970 --> 00:38:03,135
‫شما بازداشتید،‬
‫قاضی مک.‌ری.‬

847
00:38:03,140 --> 00:38:05,675
‫این وقاحت‌باره.‬
‫به چه اتهامی؟‬

848
00:38:05,680 --> 00:38:07,045
‫هر کدوم رو که دوست داری انتخاب کن.‬

849
00:38:07,050 --> 00:38:09,215
‫توطئه برای قتل.‬
‫کارشکنی.‬

850
00:38:09,220 --> 00:38:10,675
‫بماند اون میلیون‌ها دلاری که‬

851
00:38:10,680 --> 00:38:12,115
‫به عنوانِ رشوه و پورسانتِ غیرقانونی‬
‫دریافت می‌کردی‬

852
00:38:12,120 --> 00:38:13,515
‫از بازداشتگاهِ داونی.‬

853
00:38:13,520 --> 00:38:15,955
‫با زندانی کردنِ بچه‌ها‬
‫خودت رو پولدار کردی.‬

854
00:38:15,960 --> 00:38:17,880
‫واقعاً که خادمِ مردمی.‬

855
00:38:17,890 --> 00:38:19,425
‫همون‌طور که گفتم، بهت این فرصت رو می‌دیم‬

856
00:38:19,430 --> 00:38:21,525
‫که با احترام و با پای خودت‬
‫از اینجا بری بیرون،‬

857
00:38:21,530 --> 00:38:25,260
‫ولی اگه لازم باشه،‬
‫آماده‌ایم از زور استفاده کنیم.‬

858
00:38:29,300 --> 00:38:31,295
‫- زویی کمپبل.‬
‫- کسیدی، برو عقب.‬

859
00:38:31,300 --> 00:38:34,770
‫- حالا یادت می‌آد.‬
‫- می‌خوام باهات حرف بزنم.‬

860
00:38:36,610 --> 00:38:40,075
‫رید ادعا می‌کنه که‬
‫همه‌ش ایده خودش بوده.‬

861
00:38:40,080 --> 00:38:43,175
‫که تو درباره‌ی انبار یا ماشین‬
‫بهش آمار ندادی.‬

862
00:38:43,180 --> 00:38:46,045
‫جفتمون می‌دونیم که‬
‫این کار خیلی خلافِ مقرراته.‬

863
00:38:46,050 --> 00:38:47,510
‫اون آدمِ درستکاریه.‬

864
00:38:47,990 --> 00:38:49,655
‫فکر نمی‌کنم آماده باشی‬
‫که برگردی سرِ عملیات.‬

865
00:38:49,660 --> 00:38:52,255
‫موج‌گرفتگی، بی‌خوابی...‬
‫هر مشکلی که داری،‬

866
00:38:52,260 --> 00:38:54,655
‫نمی‌تونم ریسک کنم که‬
‫دوباره همچین اتفاقی بیفته.‬

867
00:38:54,660 --> 00:38:55,895
‫- معلقی.‬
‫- نه.‬

868
00:38:55,900 --> 00:38:57,225
‫میکی، خواهش می‌کنم.‬

869
00:38:57,230 --> 00:38:58,365
‫مـ... من باید کار کنم.‬

870
00:38:58,370 --> 00:39:00,065
‫اگه تو خونه بشینم،‬
‫اوضاعم داغون می‌شه.‬

871
00:39:00,070 --> 00:39:01,365
‫- خواهش می‌کنم.‬
‫- باشه، خیلی خب.‬

872
00:39:01,370 --> 00:39:02,435
‫پشت‌میزنشین می‌شی.‬

873
00:39:02,440 --> 00:39:03,895
‫جواب دادن به تلفن‌ها،‬
‫بایگانیِ پرونده‌ها.‬

874
00:39:03,900 --> 00:39:05,365
‫- تا کی؟‬
‫- ببخشید؟‬

875
00:39:05,370 --> 00:39:08,690
‫جوابِ درست اینه:‬
‫«ممنونم، کلانتر فاکس.»‬

876
00:39:08,880 --> 00:39:11,442
‫می‌تونستم خیلی بدتر باهات برخورد کنم.‬

877
00:39:20,520 --> 00:39:21,915
‫امـ... فردا صبح‬

878
00:39:21,920 --> 00:39:24,190
‫دارم می‌رم سمتِ سان‌فرانسیسکو.‬

879
00:39:24,290 --> 00:39:28,420
‫من و بارلو یه جلسه استماعِ شواهدِ‬
‫پیش از محاکمه داریم.‬

880
00:39:29,051 --> 00:39:32,225
‫ببین، امروز که توی اداره
‫کلانتری اجواتر بودم،‬ درکت کردم.‬

881
00:39:32,230 --> 00:39:34,265
‫تو هر روز اونجا بودی،‬

882
00:39:34,270 --> 00:39:36,439
‫و اون جهنم رو دوباره زندگی کردی.‬

883
00:39:36,973 --> 00:39:37,695
‫متأسفم.‬

884
00:39:37,700 --> 00:39:40,035
‫اون‌قدر متأسفی که‬
‫دیگه وکالتش رو قبول نکنی؟‬

885
00:39:40,040 --> 00:39:43,205
‫من واقعاً معتقدم آدم‌هایی توی قدرت هستن‬

886
00:39:43,210 --> 00:39:44,575
‫که باید پاسخگو باشن.‬

887
00:39:44,580 --> 00:39:46,905
‫تو و اون اصولِ لعنتیت.‬

888
00:39:46,910 --> 00:39:49,775
‫می‌خوای برای من درباره‌ی اصول سخنرانی کنی؟‬

889
00:39:49,780 --> 00:39:53,337
‫نه، نه، اونو بلند نکن.‬
‫نباید اونو بلند کنی.‬

890
00:39:55,634 --> 00:39:56,668
‫ممنون.‬

891
00:39:59,540 --> 00:40:01,425
‫اگه یه کلمه‬

892
00:40:01,430 --> 00:40:03,655
‫از تیمِ دفاعیِ بارلو بشنوم‬

893
00:40:03,660 --> 00:40:05,895
‫که دارن عملکردِ اداره‌ی کلانتر رو‬
‫بد جلوه می‌دن...‬

894
00:40:05,900 --> 00:40:07,825
‫نمی‌شنوی.‬
‫قول می‌دم.‬

895
00:40:07,830 --> 00:40:11,165
‫اون عوضی اصلاً نمی‌دونه‬
‫چقدر شانس آورده.‬

896
00:40:11,170 --> 00:40:13,306
‫من برمی‌گردم، میک.‬

897
00:40:23,850 --> 00:40:26,045
‫♪ دیدم که یه نورِ‬ ♪
‫♪ خیلی درخشان‬ ♪

898
00:40:26,050 --> 00:40:27,390
‫♪ چطوری خاموش شد...‬ ♪

899
00:40:28,990 --> 00:40:30,621
‫سلام مامان.‬

900
00:40:31,020 --> 00:40:34,725
‫دارم با بابا می‌رم خونه‌اش‬
‫تا کمکش کنم وسایلش رو جمع کنه.‬

901
00:40:34,730 --> 00:40:37,082
‫♪ کاش می‌تونستم برگردم...‬ ♪

902
00:40:41,270 --> 00:40:44,565
‫اگه حالت رو بهتر می‌کنه،‬
‫منم امروز ازش جدا شدم.

903
00:40:44,570 --> 00:40:47,035
‫- استعفای دو هفته‌م رو بهش دادم.‬
‫- به‌خاطرِ بارلو؟‬

904
00:40:47,040 --> 00:40:50,005
‫خاله میراندا بهم یه شغل پیشنهاد داد‬
‫و تصمیم گرفتم قبول کنم.‬

905
00:40:50,010 --> 00:40:50,807
‫اوه.‬

906
00:40:52,850 --> 00:40:54,175
‫عزیزم، مطمئن نیستم که این‬

907
00:40:54,180 --> 00:40:55,375
‫- ایده خوبی باشه.‬
‫- مامان.‬

908
00:40:55,380 --> 00:40:56,645
‫فقط فکر نمی‌کنم‬
‫ازش خوشت بیاد.‬

909
00:40:56,650 --> 00:40:59,610
‫خب، این دیگه به خودم مربوطه‬
‫که بفهمم.‬

910
00:41:01,183 --> 00:41:01,703
‫باشه.‬

911
00:41:03,597 --> 00:41:05,517
‫باشه. ممنون.‬

912
00:41:07,660 --> 00:41:10,184
‫- دوستت دارم.‬
‫- منم دوستت دارم.‬

913
00:41:13,500 --> 00:41:15,665
‫♪ فکر کنم باید قبول کنم‬ ♪

914
00:41:15,670 --> 00:41:18,805
‫♪ که همیشه باید‬ ♪
‫♪ توی این جاده قدم بزنم‬ ♪

915
00:41:18,810 --> 00:41:22,193
‫♪ این بار رو به دوش بکشم...‬ ♪

916
00:41:24,410 --> 00:41:27,020
‫- الو؟‬
‫- خانم کسیدی کمپبل؟‬

917
00:41:27,410 --> 00:41:29,715
‫- بله. شما؟‬
‫- توی اخبار دیدمتون.‬

918
00:41:29,720 --> 00:41:31,515
‫یه‌کم طول کشید تا‬
‫شماره‌تونو پیدا کنم،‬

919
00:41:31,520 --> 00:41:34,045
‫اما وقتی فهمیدم کی هستید،‬
‫دونستم که باید زنگ بزنم.‬

920
00:41:34,050 --> 00:41:36,200
‫ببخشید، موضوع چیه؟‬

921
00:41:36,690 --> 00:41:38,855
‫من خواهرتون، زویی رو می‌شناختم.‬

922
00:41:38,860 --> 00:41:41,695
‫شبی که ناپدید شد،‬
‫پیشش بودم.‬

923
00:41:41,700 --> 00:41:43,695
‫فکر کنم باید با هم حرف بزنیم.‬

924
00:41:43,700 --> 00:41:47,547
‫♪ خب، سعی کردم‬ ♪
‫♪ ازش فرار کنم‬ ♪

925
00:41:48,970 --> 00:41:52,235
‫♪ تمام تلاشمو کردم که بهش غلبه کنم‬ ♪

926
00:41:52,240 --> 00:41:54,305
‫♪ تنهایی‬ ♪

927
00:41:54,310 --> 00:41:55,875
‫♪ انگار باید قبول کنم‬ ♪

928
00:41:55,880 --> 00:41:59,577
‫♪ که همیشه باید‬ ♪
‫♪ توی این جاده قدم بزنم‬ ♪

929
00:41:59,582 --> 00:42:04,115
‫♪ این بار رو به دوش بکشم...‬ ♪

930
00:42:04,120 --> 00:42:05,920
‫جینا بهم گفت نورا رفته.‬

931
00:42:07,020 --> 00:42:09,450
‫درباره‌ی تو و تراویس‬
‫هم به من گفت.‬

932
00:42:09,520 --> 00:42:11,215
‫زمان برای این ساخته شده که...‬

933
00:42:11,220 --> 00:42:13,248
‫ما مشکلی داریم؟‬

934
00:42:15,100 --> 00:42:16,670
‫منظورم اینه که...‬

935
00:42:18,970 --> 00:42:20,976
‫...معلومه که داریم.‬

936
00:42:24,770 --> 00:42:25,874
‫آره.‬

937
00:42:26,410 --> 00:42:28,405
‫به جای اینکه از ستاره‌ها لذت ببرم،‬
‫اینجا نشستم و‬

938
00:42:28,410 --> 00:42:29,775
‫دارم فکر می‌کنم که یه جایی،‬

939
00:42:29,780 --> 00:42:31,205
‫یه نفر داره یه گندی می‌زنه‬

940
00:42:31,210 --> 00:42:33,475
‫که فردا ما باید‬
‫بریم جمعش کنیم.‬

941
00:42:33,480 --> 00:42:36,210
‫و یه جورایی‬ منتظرشم.‬

942
00:42:38,280 --> 00:42:39,620
‫به سلامتیِ فردا.‬

943
00:42:40,000 --> 00:43:00,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
