1
00:00:01,000 --> 00:00:03,041
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,125 --> 00:00:05,000
‫اعضای گرامی هیئت منصفه...

3
00:00:07,875 --> 00:00:09,000
‫این دیگه کدوم خریه؟

4
00:00:09,083 --> 00:00:13,916
‫کی مجبورت کرده بود از این زندان فوق‌امنیتی
‫فرار کنی و کسی هم نفهمه؟

5
00:00:14,000 --> 00:00:18,291
‫جادوگر اعظم هنرهای عرفانی بود،
‫اسمش هم...

6
00:00:18,375 --> 00:00:21,000
‫وانگ بود. وانگ خالی.

7
00:00:21,083 --> 00:00:24,208
‫یا ساحری ساکن نیویورکه،

8
00:00:24,458 --> 00:00:26,583
‫یا کتابداری ساکن نپاله.

9
00:00:26,666 --> 00:00:30,166
‫جن، مرد همه‌چی تمومی
‫تو کافه‌ای که می‌رم کار می‌کنه.

10
00:00:30,250 --> 00:00:32,625
‫- اسمش یوسفه.
‫- از طرف من با کسی قرار نذار مامان.

11
00:00:32,958 --> 00:00:34,458
‫نه. نه. سنش خیلی از تو کمتره.

12
00:00:34,541 --> 00:00:36,125
‫قرار نیست ابرقهرمان باشم.

13
00:00:36,208 --> 00:00:39,375
‫جن، وقتی آدم چنین قدرتی داشته باشه،
‫همه می‌خوان بهش حمله کنن.

14
00:00:40,541 --> 00:00:42,958
‫اگه می‌خوای همه‌جا بگردی
‫و قدرتت رو به رخ بکشی،

15
00:00:43,041 --> 00:00:44,541
‫به نفعته اهل عمل هم باشی.

16
00:00:45,000 --> 00:00:52,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

17
00:01:25,000 --> 00:01:40,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

18
00:01:40,500 --> 00:01:43,583
‫هنر باستانی شناور شدن.

19
00:01:48,125 --> 00:01:50,375
‫شگفت‌زده نشدین؟
‫آتش ایجاد می‌کنم.

20
00:01:51,500 --> 00:01:54,458
‫آتش ایجاد کردم.
‫این شما و این شعله.

21
00:01:59,958 --> 00:02:03,541
‫بنده دانی بلیز کبیر هستم
‫و باید واسه توهم بعدیم...

22
00:02:03,625 --> 00:02:06,541
‫- داوطلبی کمکم کنه.
‫- وای!

23
00:02:06,750 --> 00:02:07,634
‫وای!

24
00:02:07,658 --> 00:02:10,333
‫خانم، اگه می‌شه بیاین.
‫بزنین به افتخارشون.

25
00:02:12,541 --> 00:02:14,333
‫خب، اسمتون چیه خانم جوان؟

26
00:02:15,375 --> 00:02:20,833
‫مدیسین هستم، با سین نوشته می‌شه
‫و دو تا ی داره.

27
00:02:20,916 --> 00:02:23,791
‫خب، به قول بیلی شیکس کبیر:

28
00:02:24,500 --> 00:02:29,708
‫«هر اسمی هم که روی گل رز بذاریم،
‫باز هم خوش‌بوئه.»

29
00:02:30,916 --> 00:02:32,333
‫وای!

30
00:02:33,291 --> 00:02:35,375
‫دانی بلیز!

31
00:02:40,333 --> 00:02:42,791
‫اون کاره رو بکن. اون کاره رو بکن.
‫بدو، بدو، بدو.

32
00:02:45,166 --> 00:02:50,208
‫نظرتون چیه کار جذاب‌ترین انجام بدم؟

33
00:02:59,791 --> 00:03:04,083
‫باز شو دیگه.
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.

34
00:03:04,333 --> 00:03:05,916
‫باز شو دیگه. خواهش می‌کنم.

35
00:03:07,166 --> 00:03:08,333
‫باز شو دیگه.

36
00:03:17,791 --> 00:03:18,791
‫دانی بلیز!

37
00:03:21,791 --> 00:03:24,666
‫جهت اطلاعتون بگم
‫که این‌ها اصلا بو نمی‌دن.

38
00:03:28,000 --> 00:03:29,041
‫ایشه!

39
00:03:29,300 --> 00:03:32,300
‫[نپال، کاتماندو]

40
00:03:46,833 --> 00:03:48,083
‫وای.

41
00:03:50,291 --> 00:03:52,916
‫اینجا کجاست؟
‫اون همه گابلین چی شدن؟

42
00:03:54,000 --> 00:03:56,208
‫تو کی هستی؟
‫سلطان گابلین‌هایی؟

43
00:03:56,500 --> 00:03:58,208
‫نه‌خیر، نیستم. از کجا اومدی؟

44
00:03:58,666 --> 00:03:59,916
‫خودم تو فورت لادردیل بزرگ شدم،

45
00:04:00,000 --> 00:04:02,375
‫ولی بابام الان با خانواده جدیدش
‫تو فینیکس ساکن شده،

46
00:04:02,458 --> 00:04:03,541
‫واسه همین گاهی می‌رم اونجا.

47
00:04:03,916 --> 00:04:06,500
‫- با زنی ازدواج کرده که...
‫- شعبده‌بازی درجه دو فرستادت اینجا؟

48
00:04:07,041 --> 00:04:08,541
‫اِم، نه دقیقا.

49
00:04:08,958 --> 00:04:12,833
‫من رو به دنیا دیگه‌ای فرستاده بود،
‫ولی بز سخنگویی در ازای شش قطره...

50
00:04:12,916 --> 00:04:16,333
‫از خون خودم، کمکم کرد
‫از گودال گدازه فرار کنم.

51
00:04:16,416 --> 00:04:19,708
‫وای. بعدش کمی گیج شدم
‫و الان هم اومدم اینجا.

52
00:04:20,916 --> 00:04:22,752
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.
‫باشه. خیلی‌خب، نه، نه، نه.

53
00:04:22,776 --> 00:04:23,666
‫خودم می‌فرستمت خونه.

54
00:04:23,791 --> 00:04:26,083
‫- آدرس خونه‌ات رو می‌گی؟
‫- حتی یادم نمیاد.

55
00:04:27,458 --> 00:04:30,916
‫وایستا ببینم. تو این قسمت
‫آدریانا رو می‌کشن.

56
00:04:31,166 --> 00:04:32,458
‫خیلی غم‌انگیز بود.

57
00:04:34,000 --> 00:04:37,291
‫- با این حرفت گند زدی به سریال.
‫- سه روز گریه کرده بودم.

58
00:04:38,791 --> 00:04:40,875
‫دانی بلیز تقاص این کارش رو پس می‌ده.

59
00:04:42,300 --> 00:04:47,700
‫«شی‌هالک: وکیل رسمی دادگستری»

60
00:04:50,375 --> 00:04:55,208
‫هوم. ظاهرا خوشحالین.
‫گمون کنم شاهد بازگشت وانگ بودین.

61
00:04:55,291 --> 00:04:56,958
‫ای خدا، همه عاشق وانگن.

62
00:04:57,041 --> 00:04:59,958
‫هر وقت تو سریال باشه،
‫تا یه هفته تو «توییتر» ازمون بد نمی‌گن.

63
00:05:00,750 --> 00:05:03,250
‫- صبح به خیر عزیز دلم.
‫- سلام بابا، واسه چی اومدی اینجا؟

64
00:05:03,333 --> 00:05:07,125
‫خب، بعد از این که ترسیدی،
‫اومدم امنیت خونه‌ات رو تقویت کنم.

65
00:05:07,208 --> 00:05:11,333
‫قفل جدید، دوربین، سیستم آژیر
‫و اسپری فلفل خریدم.

66
00:05:11,541 --> 00:05:13,708
‫- واسه چی بیل آوردی؟
‫- واسه چاله کندن.

67
00:05:13,791 --> 00:05:16,875
‫- توضیح بیشتری ازم نخواه.
‫- لزومی نداره از این کارها بکنی.

68
00:05:16,958 --> 00:05:20,208
‫چهار نفر به دخترم حمله کردن،
‫اون‌وقت نباید کاری بکنم؟

69
00:05:20,291 --> 00:05:21,875
‫دخترت هالکه‌ها. چیزیم نمی‌شه.

70
00:05:21,958 --> 00:05:25,833
‫- پلیس‌ها چی گفتن؟
‫- آها، حرف‌های پلیسی زدن.

71
00:05:26,166 --> 00:05:29,000
‫با پلیس تماس نگرفتی؟
‫شوخیت گرفته جن؟

72
00:05:29,083 --> 00:05:33,083
‫دوران دادستانیم در حدی بوده
‫که بدونم قرار نیست بگیرنشون.

73
00:05:33,166 --> 00:05:36,041
‫- خب، اگه برگردن چی؟
‫- باز هم به خدمتشون می‌رسم.

74
00:05:36,666 --> 00:05:38,083
‫تو هم می‌تونی بیلت رو به کار بگیری.

75
00:05:43,800 --> 00:05:49,200
‫[برنامه روزانه‌ام:
‫تکمیل پروفایل دوست‌یابی]

76
00:05:49,250 --> 00:05:51,700
‫[نیمه گمشده‌تون رو پیدا کنین]

77
00:05:51,750 --> 00:05:52,400
‫[ورود]

78
00:05:52,450 --> 00:05:55,400
‫[جن والترز]

79
00:05:55,450 --> 00:05:56,300
‫[فعال‌سازی اکانت]

80
00:05:56,350 --> 00:05:58,700
‫[پروفایل شما تکمیل شد]

81
00:05:59,541 --> 00:06:00,541
‫حرف نداره.

82
00:06:01,750 --> 00:06:04,000
‫سلام، سلام.
‫باز هم دارن مصاحبه‌ات رو پخش می‌کنن.

83
00:06:04,083 --> 00:06:05,541
‫به نظرم بهتره این دفعه تماشاش کنی.

84
00:06:05,625 --> 00:06:08,125
‫اسم موکلم امیل بلانسکیه.

85
00:06:08,208 --> 00:06:10,708
‫خیلی‌خب. واقعا باید برات لباس جدید بخریم.

86
00:06:10,791 --> 00:06:13,500
‫لباس‌های خیلی محدودی
‫به تن من می‌خورن.

87
00:06:13,583 --> 00:06:14,666
‫معلومه.

88
00:06:14,833 --> 00:06:17,125
‫اسم شی‌هالک از کجا به ذهنت رسید؟

89
00:06:17,208 --> 00:06:18,467
‫خودتون چنین اسمی
‫روم گذاشتین احمق‌ها.

90
00:06:18,491 --> 00:06:19,750
‫خیلی بامزه است،
‫به ذهن خودم نرسیده بود.

91
00:06:19,833 --> 00:06:23,583
‫سلام خانم والترز، مشکل حقوقی
‫به شدت مهمی برام پیش اومده.

92
00:06:23,958 --> 00:06:26,208
‫خیلی‌خب. موفق باشی جن.

93
00:06:26,541 --> 00:06:29,416
‫خوشحالم که باز هم می‌بینمت وانگ.
‫چه کمکی از دستم ساخته است؟

94
00:06:29,500 --> 00:06:32,125
‫با «جادوگری» به مشکل خوردم.

95
00:06:32,666 --> 00:06:35,416
‫دقت کردی «جادوگری» رو
‫نقل‌قول وارانه ادا کردم؟

96
00:06:35,500 --> 00:06:37,750
‫- دقت کردم، آره.
‫- آخه واقعا جادوگر نیست.

97
00:06:38,125 --> 00:06:41,666
‫این شارلاتان اسم خودش رو
‫دانی بلیز گذاشته.

98
00:06:42,000 --> 00:06:44,083
‫از شاگردان سابق هنرهای عرفانیه،

99
00:06:44,166 --> 00:06:47,750
‫ولی بعد از یه هفته سه بشکه آبجو
‫و رفیق قدیمی دانشگاهش،

100
00:06:47,833 --> 00:06:51,333
‫کای‌داگ رو به قمر تاج احضار کرده بود
‫و اخراج شد.

101
00:06:51,750 --> 00:06:53,875
‫الان هم داره تو «قلعه عرفانی»...

102
00:06:53,958 --> 00:06:56,750
‫تو لس آنجلس حقه‌های انسانی
‫سطح پایین اجرا می‌کنه.

103
00:06:57,166 --> 00:06:59,541
‫- دقت کردی...
‫- آره. نه عرفانیه. نه قلعه است. فهمیدم.

104
00:07:00,333 --> 00:07:04,416
‫دانی اخیرا داره دروس مقدس ما رو
‫تو برنامه‌هاش به کار می‌گیره...

105
00:07:04,500 --> 00:07:08,041
‫و داوطلبان رو واسه سرگرمی
‫به دنیاهای دیگه می‌فرسته.

106
00:07:08,125 --> 00:07:11,375
‫ولی حتی اصول پایه دریچه‌سازی
‫میان‌دنیایی رو هم بلد نیست.

107
00:07:12,208 --> 00:07:16,166
‫به کار بردن هنرهای عرفانی بدون آموز کافی
‫نه تنها جون ملت رو به خطر می‌اندازه،

108
00:07:16,250 --> 00:07:19,500
‫بلکه ممکنه موجب جدایی
‫دنیاهای مادی و معنوی بشه.

109
00:07:19,625 --> 00:07:22,791
‫- کاملا همین‌طوره.
‫- باید دانی بلیز رو درس عبرت کنم.

110
00:07:23,000 --> 00:07:26,083
‫باید درس عبرت بشه
‫که هیچ شخص دیگه‌ای...

111
00:07:26,166 --> 00:07:28,833
‫نتونه بدون جواز
‫هنرهای عرفانی رو به کار بگیره.

112
00:07:29,125 --> 00:07:30,791
‫احتمالا پرونده خیلی راحتی باشه.

113
00:07:30,875 --> 00:07:34,000
‫آقای بلیز پیمان‌نامه عدم افشا
‫یا قرارداد عدم رقابت امضا نکرده؟

114
00:07:34,125 --> 00:07:35,125
‫نه.

115
00:07:35,208 --> 00:07:37,125
‫موقع شروع آموزشش
‫قراردادی نبسته بودین؟

116
00:07:37,208 --> 00:07:40,791
‫دانش‌آموزانمون سوگند می‌خورن
‫خادم وفادار هنرهای عرفانی باشن.

117
00:07:41,250 --> 00:07:43,666
‫- خب، سوگندش کتبی بود؟
‫- نه.

118
00:07:44,333 --> 00:07:46,791
‫خانم والترز، ما به قدرتی والا...

119
00:07:46,875 --> 00:07:50,541
‫که طبق قوانین متافیزیکی
‫زنجیره فضازمان عمل می‌کنه، جواب پس می‌دیم.

120
00:07:51,083 --> 00:07:54,083
‫درسته.
‫ولی الان با سیستم قضایی آمریکا طرفیم.

121
00:07:54,166 --> 00:07:57,083
‫اگه طبق قانون پیش نریم،
‫هیچ قاضی‌ای پرونده‌مون رو جدی نمی‌گیره.

122
00:07:57,208 --> 00:08:02,708
‫- آها، قوانین «رساله ویشانتی» رو می‌گی.
‫- نه، قوانین آمریکا رو می‌گم.

123
00:08:04,000 --> 00:08:06,458
‫می‌خوای این دفعه
‫شماره‌ای بهم بدی؟

124
00:08:09,600 --> 00:08:10,832
‫[وانگ، جادوگر اعظم،
‫استاد هنرهای عرفانی]

125
00:08:10,833 --> 00:08:14,875
‫- عه! خیلی‌خب، خیلی خوبه.
‫- این هم حقه سطح پایین انسانیه.

126
00:08:22,250 --> 00:08:25,375
‫- خیلی‌خب، نامه توقف و انصراف وانگ تموم شد.
‫- خیلی‌خب. چه عالی.

127
00:08:25,458 --> 00:08:26,833
‫حالا بریم سراغ پروفایل دوست‌یابیت.

128
00:08:26,916 --> 00:08:28,958
‫بریم آخرین بخش گزارش
‫آزادی مشروط بلانسکی رو هم تموم کنیم.

129
00:08:29,041 --> 00:08:30,125
‫یوهو!

130
00:08:30,208 --> 00:08:32,416
‫- واقعا واسه گزارش آزادی مشروط گفتی «یوهو»؟
‫- اوهوم.

131
00:08:32,500 --> 00:08:34,541
‫به محض ادا کردنش،
‫از کارم متنفر شدم.

132
00:08:34,625 --> 00:08:35,875
‫- خیلی‌خب.
‫- آره.

133
00:08:35,958 --> 00:08:40,250
‫ببخشید خانم‌ها، اصلا خوشم نمیاد
‫ببینم دو خانم خارق‌العاده تنها نشستن.

134
00:08:40,333 --> 00:08:44,208
‫خیلی‌خب، ما که دو نفریم.
‫یعنی در واقع تنها نیستیم.

135
00:08:44,291 --> 00:08:46,416
‫می‌شه شما خانم‌های جذاب رو
‫مشروب مهمون کنم؟

136
00:08:46,500 --> 00:08:48,958
‫خیلی‌خب جناب، کاملا مشخصه
‫که داریم کار می‌کنیم.

137
00:08:49,375 --> 00:08:51,791
‫وقتی تجدید نظر کردین،
‫من دم بار نشستم.

138
00:08:54,375 --> 00:08:56,666
‫ببین، دقیقا به خاطر امثال همین آدم
‫با کسی قرار نمی‌ذارم.

139
00:08:56,750 --> 00:08:57,280
‫وای خدایا.

140
00:08:57,304 --> 00:08:58,916
‫تو که مجبور نیستی
‫با اون قرار بذاری. ای خدا.

141
00:08:59,166 --> 00:09:01,875
‫کلی آدم غیرچندش هست
‫که بتونی باهاشون قرار بذاری.

142
00:09:04,333 --> 00:09:06,416
‫- پروفایل «مچر»ت رو ببینم.
‫- نه‌خیر.

143
00:09:06,500 --> 00:09:10,166
‫جنیفر. باز هم می‌گم.
‫قدم به قدم.

144
00:09:10,666 --> 00:09:11,833
‫آفرین.
‫خیلی‌خب.

145
00:09:11,916 --> 00:09:14,333
‫- راستش، خیلی خوبه.
‫- وای خدایا.

146
00:09:14,416 --> 00:09:18,041
‫نباید عکس اداریت رو
‫تصویر پروفایلت بذاریم.

147
00:09:18,583 --> 00:09:21,458
‫مگه می‌خوای اولین قرارت چه شکلی باشه؟
‫جلسه اینترنتی باشه؟

148
00:09:21,541 --> 00:09:24,583
‫- واسه همین نمی‌خواستم نشونت بدم.
‫- خیلی‌خب، قضاوت نمی‌کنم.

149
00:09:24,708 --> 00:09:26,625
‫ولی واقعا انتخاب بدی کردی.

150
00:09:28,500 --> 00:09:31,250
‫- عه، خیلی‌خب.
‫- وای خدایا. داری ملت رو انتخاب می‌کنی؟

151
00:09:31,333 --> 00:09:34,291
‫آره، معلومه. بی‌خیال، هر چی بیشتر
‫بهتر دیگه، خب؟

152
00:09:34,375 --> 00:09:37,250
‫بعد از انتخاب پونصد نفر،
‫تقریبا با یک‌سومشون جور می‌شی.

153
00:09:37,333 --> 00:09:39,708
‫بعدش واقعا می‌تونی لاس بزنی.

154
00:09:40,750 --> 00:09:44,541
‫- پوف. زندگی دگرجنسگراها که دردناکه.
‫- نیکی، این‌جوری کمکم نمی‌کنی‌ها.

155
00:09:44,666 --> 00:09:47,666
‫چرا، می‌کنم. اذیت نکن دیگه. این‌جوری خوبه.
‫یه لحظه گوش کن،

156
00:09:48,166 --> 00:09:50,333
‫نظرت چیه با شی‌هالک پروفایل بسازی؟

157
00:09:51,708 --> 00:09:53,875
‫- مگه از اسم شی‌هالک متنفر نبودی؟
‫- هستم.

158
00:09:53,958 --> 00:09:56,416
‫چه بدونم. همه‌اش تو دهنم می‌چرخه.
‫خیلی خوش‌آواست.

159
00:09:56,500 --> 00:09:58,666
‫نه. اگه بخوام با کسی قرار بذارم،
‫با شکل و شمایل جن می‌رم.

160
00:09:58,791 --> 00:10:00,708
‫- خیلی‌خب.
‫- عین جن سابق می‌رم.

161
00:10:00,916 --> 00:10:02,708
‫همین الانش هم مجبورم
‫سر کار شی‌هالک باشم.

162
00:10:02,791 --> 00:10:04,458
‫- شی‌هالک.
‫- شی‌هالک.

163
00:10:04,541 --> 00:10:06,416
‫عه. دیدی؟ با یکی جور شدم.

164
00:10:06,500 --> 00:10:08,375
‫لزومی نداره شی‌هالک باشم
‫تا بتونم با کسی قرار بذارم.

165
00:10:08,458 --> 00:10:10,000
‫حالا گوشیم رو پس بده.

166
00:10:10,083 --> 00:10:11,375
‫داری به کشتنم می‌دی.

167
00:10:13,166 --> 00:10:17,750
‫در نتیجه، داریم رسما بهتون هشدار می‌دیم
‫که دیگه هنرهای عرفانی رو به کار نگیرین.

168
00:10:17,833 --> 00:10:21,375
‫- چه مسخره. نمی‌شه که جادو رو صاحب بشین.
‫- آره، نمی‌شه که جادو رو صاحب بشین.

169
00:10:21,458 --> 00:10:23,514
‫ضمنا، نمی‌شه روحی رو
‫نماد بازرگانی کرد.

170
00:10:23,538 --> 00:10:26,083
‫شبحی رو ثبت کرد یا واسه
‫آثار هنری حق نشر گرفت.

171
00:10:26,250 --> 00:10:27,875
‫چرا. می‌شه واسه آثار هنری
‫حق نشر گرفت.

172
00:10:28,083 --> 00:10:30,500
‫- خیلی مسخره است.
‫- خیلی مسخره است.

173
00:10:30,875 --> 00:10:32,416
‫شما صرفا تشویقش می‌کنین؟

174
00:10:32,583 --> 00:10:35,666
‫- شاید.
‫- چی شده وانگ؟

175
00:10:35,750 --> 00:10:39,375
‫می‌ترسی از خودت عرفانی‌تر بشم؟

176
00:10:39,458 --> 00:10:42,125
‫جادوگر اعظم که با کسی
‫رقابت نمی‌کنه،

177
00:10:42,208 --> 00:10:44,291
‫ولی من حتی تو خوابم
‫هم از تو عرفانی‌ترم.

178
00:10:44,916 --> 00:10:47,375
‫- ثابت کن.
‫- آره، ثابت کن.

179
00:10:48,791 --> 00:10:51,500
‫نه‌خیر. کسی چیزی رو ثابت نمی‌کنه.

180
00:10:51,958 --> 00:10:54,750
‫- این نامه توقف و انصرافه.
‫- توقف و انصراف؟

181
00:10:56,666 --> 00:10:58,041
‫توقف و انصراف کجا بود؟

182
00:10:58,208 --> 00:11:00,166
‫چه شگفت‌انگیز.

183
00:11:00,375 --> 00:11:02,833
‫- باشه، از لباست زده بیرون.
‫- نه‌خیر، نزده.

184
00:11:03,833 --> 00:11:05,750
‫خیلی‌خب.
‫تو دادگاه می‌بینیمتون آقایون.

185
00:11:05,833 --> 00:11:07,416
‫ای وای.

186
00:11:07,500 --> 00:11:09,046
‫- عه، عضو «مچر» شدی.
‫- [با یک فرد جدید جور شدید]

187
00:11:09,070 --> 00:11:09,750
‫وای.

188
00:11:09,833 --> 00:11:13,458
‫- «مچر» چیه؟
‫- ببین، قبولم کن تا قرار خفنی داشته باشیم.

189
00:11:18,041 --> 00:11:19,166
‫ایشه!

190
00:11:22,666 --> 00:11:23,666
‫توپت رو گرفتم.

191
00:11:26,083 --> 00:11:28,625
‫«نه سرکار. کالسکه اون بچه
‫به من خورده بود.»

192
00:11:28,708 --> 00:11:31,875
‫این‌جوری شد که ورودم رو
‫به کانادا، وینیپگ ممنوع کردن.

193
00:11:32,625 --> 00:11:36,208
‫بگذریم، از لس آنجلس متنفرم.
‫اینجا همه خیلی ادایی هستن.

194
00:11:36,291 --> 00:11:38,333
‫ببین، خودم همه‌جوره نیویورکی هستم.

195
00:11:38,958 --> 00:11:41,375
‫- عه، چند وقت اونجا ساکن بودی؟
‫- چهارده ماه.

196
00:11:41,458 --> 00:11:44,791
‫ولی تصمیم گرفتم که نمی‌شه صرفا
‫جلوی رئیس سرسختی سر خم کنم، متوجهی؟

197
00:11:44,916 --> 00:11:47,125
‫- اوهوم.
‫- واسه همین کارآفرین هستم.

198
00:11:47,208 --> 00:11:49,916
‫- هوم. در چه زمینه‌ای فعالیت می‌کنی؟
‫- هنوز معلوم نیست.

199
00:11:52,791 --> 00:11:55,958
‫- خب، کار خودت چیه؟
‫- اِم، وکیل هستم.

200
00:11:56,041 --> 00:12:01,291
‫به تازگی تو شرکتی تو مرکز شهر به نام
‫«جی‌ال‌کی اند اچ» مشغول شدم. اسمش رو شنیدی؟

201
00:12:01,916 --> 00:12:03,083
‫آره، مرکز شهر رو بلدم.

202
00:12:04,250 --> 00:12:06,250
‫رئیس بخش حقوقی افراد فوق‌بشری هستم.

203
00:12:07,791 --> 00:12:09,666
‫- آخه قدرت فوق‌بشری دارم.
‫- خیلی‌خب.

204
00:12:10,083 --> 00:12:11,583
‫- هالکم.
‫- اوهوم.

205
00:12:11,666 --> 00:12:13,750
‫می‌تونم یه سدان بزرگ رو
‫یه دستی بلند کنم.

206
00:12:14,125 --> 00:12:15,125
‫خیلی‌خب.

207
00:12:17,291 --> 00:12:19,416
‫- خیلی خوش گذشت.
‫- آره، واقعا خوش گذشت.

208
00:12:42,916 --> 00:12:44,875
‫خیلی‌خب، خیلی ممنون
‫که مشروب رو حساب کردی.

209
00:12:44,958 --> 00:12:45,958
‫خواهش می‌کنم.

210
00:12:46,041 --> 00:12:48,125
‫- بهتره باز هم همدیگه رو ببینیم.
‫- فکر بدی نیست.

211
00:12:48,208 --> 00:12:52,541
‫آلن هستم، بفرمایین.
‫شاید در حد شش از ده باشه.

212
00:12:53,625 --> 00:12:54,791
‫وای خدایا.

213
00:12:54,875 --> 00:12:58,875
‫جناب قاضی، ما از متهم شکایت کردیم
‫و درخواست دادیم به خاطر ایجاد...

214
00:12:58,958 --> 00:13:03,458
‫رقابت ناعادلانه و به خطر انداختن جون ملت،
‫بدون بررسی بیشتر حکم صادر کنین.

215
00:13:03,666 --> 00:13:05,708
‫خانم وکیل، واقعا باورش برام دشواره...

216
00:13:05,791 --> 00:13:08,833
‫که جون کسی بخواد با شعبده‌بازی
‫به خطر بیفته.

217
00:13:09,166 --> 00:13:11,583
‫شاهدی ندارین که ادعاتون رو تأیید کنه؟

218
00:13:13,000 --> 00:13:15,583
‫- نه، نه، نه، نه.
‫- می‌خوای پیروز بشیم یا نه؟

219
00:13:17,666 --> 00:13:20,250
‫وانگ؟ چرا، داریم جناب قاضی.

220
00:13:26,916 --> 00:13:30,166
‫همین الان رقص دبیرستانم رو
‫براتون اجرا می‌کنم.

221
00:13:33,208 --> 00:13:34,291
‫وانگرز!

222
00:13:37,333 --> 00:13:38,333
‫سلام.

223
00:13:38,833 --> 00:13:41,666
‫وای، بابت پیام دادن جریمه‌ات کردن؟

224
00:13:42,041 --> 00:13:44,666
‫بگو داشتی به 911 پیام می‌دادی.
‫نمی‌تونن محاکمه‌ات کنن.

225
00:13:44,875 --> 00:13:46,875
‫جریان از این قرار نیست،
‫حرفت هم درست نیست.

226
00:13:47,208 --> 00:13:49,833
‫می‌خوام چند سوال ازت بپرسم،
‫پس اگه می‌شه بیا این طرف...

227
00:13:49,916 --> 00:13:51,291
‫- خیلی خوشحال می‌شم.
‫- باشه.

228
00:13:51,375 --> 00:13:53,333
‫- اونجا بشین.
‫- خیلی‌خب. حال می‌ده.

229
00:13:53,458 --> 00:13:55,541
‫گوانین، لطفا بیش از همیشه
‫بهمون رحم کن.

230
00:13:56,125 --> 00:13:57,708
‫نباید اون مشروب رو بیارین تو دادگاه.

231
00:13:58,500 --> 00:14:00,708
‫اگه بخواین، می‌تونین بقیه‌اش رو بخورین.
‫من مریض نیستم.

232
00:14:02,708 --> 00:14:04,791
‫قول می‌دم راستش رو بگم.

233
00:14:07,333 --> 00:14:10,625
‫- نه، جدی می‌گم.
‫- می‌شه اسمتون رو بگین که ثبت بشه؟

234
00:14:10,875 --> 00:14:17,083
‫مدیسین کینگ هستم،
‫مدیسین با سین نوشته می‌شه و دو تا ی داره.

235
00:14:17,375 --> 00:14:20,208
‫- می‌شه خودت اسمت رو هجی کنی؟
‫- معلومه که می‌کنم. چرا که نه؟

236
00:14:20,625 --> 00:14:23,875
‫میم، دال، ی، سین، ی، نون.

237
00:14:24,375 --> 00:14:28,208
‫می‌شه از شبی که تو برنامه دانی بلیز
‫شرکت کردین برامون بگین؟

238
00:14:28,500 --> 00:14:32,625
‫آها، چرا که نه؟ خب، اولش بهم چند گل رز داد
‫که اصلا بو نداشتن.

239
00:14:33,375 --> 00:14:37,416
‫- بعدش هم من رو انداخت تو دنیایی آتشین.
‫- حتما خیلی وحشتناک بوده.

240
00:14:37,500 --> 00:14:38,583
‫چطوری فرار کردین؟

241
00:14:38,666 --> 00:14:42,583
‫با اهریمنی عهدی بستم
‫که نمی‌شه جزئیاتش رو بگم.

242
00:14:42,666 --> 00:14:46,750
‫آخه گفت اگه بگم، «روح خودم
‫و روح کل عزیزانم رو سلاخی می‌کنه»...

243
00:14:46,875 --> 00:14:49,791
‫و راستش رو بخواین، خیلی بزرگش کرده بود
‫و من هم بزرگ‌نمایی متنفرم.

244
00:14:50,708 --> 00:14:53,000
‫- خیلی‌خب، اشتباه کردیم.
‫- پیشنهاد خودت بود.

245
00:14:53,083 --> 00:14:55,333
‫گمون کنم اسم اهریمنه جیک باشه.

246
00:14:55,500 --> 00:14:57,375
‫- من جیک رو می‌شناسم. آره.
‫- واقعا؟

247
00:14:57,458 --> 00:14:59,958
‫دریچه‌ای باز کرد
‫و من رو فرستاد خونه وانگرز...

248
00:15:00,041 --> 00:15:02,375
‫و این‌جوری بهترین دوست هم شدیم.

249
00:15:02,458 --> 00:15:05,791
‫خب، حالت احساسیتون رو طی این وقایع حماسی
‫چطوری توصیف می‌کنین؟

250
00:15:06,833 --> 00:15:07,875
‫سوال خیلی خوبی بود.

251
00:15:09,333 --> 00:15:13,166
‫اولش خوش گذشت.
‫بعدش ترسناک شد، بعدش باز خوش گذشت.

252
00:15:13,250 --> 00:15:15,500
‫بعدش وحشتناک شد،
‫ولی باز هم خوش گذشت.

253
00:15:15,833 --> 00:15:18,500
‫باشه، خیلی... ممنون.
‫می‌تونی بشینی مدیسین.

254
00:15:19,041 --> 00:15:20,708
‫- خواهش می‌کنم.
‫- باشه.

255
00:15:21,666 --> 00:15:23,958
‫- جناب قاضی، درخواست رد شکایت می‌دم.
‫- بریم.

256
00:15:24,041 --> 00:15:29,416
‫همون‌طور که می‌بینین، برنامه دانی
‫تجربه‌ای ترسناک و باحال رقم می‌زنه...

257
00:15:29,500 --> 00:15:33,083
‫که به نظر خودم، بهترین نوع
‫شعبده‌بازی همینه.

258
00:15:33,416 --> 00:15:36,500
‫ختم کلام: نمی‌شه واسه جادو
‫حق نشر گرفت.

259
00:15:36,583 --> 00:15:38,416
‫- نه‌خیر.
‫- رویه قضاییش موجوده.

260
00:15:38,500 --> 00:15:40,708
‫رویه قضایی مد نظرتون...

261
00:15:40,791 --> 00:15:46,208
‫واسه شعبده با کارت و ناپدید شدن
‫زنانیه که بعدش هیچی نگفتن.

262
00:15:46,583 --> 00:15:50,958
‫این پرونده خیلی فرق می‌کنه،
‫آخه هنرهای عرفانی جادوی واقعی محسوب می‌شن.

263
00:15:51,250 --> 00:15:54,250
‫- خجالت نمی‌کشی؟
‫- جادوی واقعی؟

264
00:15:54,500 --> 00:15:57,541
‫به نظرتون همین جادوی واقعی نیست جناب قاضی؟

265
00:16:00,000 --> 00:16:01,916
‫- سیاه شد.
‫- وای.

266
00:16:02,000 --> 00:16:03,708
‫باورتون می‌شه چی دیدین؟

267
00:16:03,833 --> 00:16:04,875
‫وای.

268
00:16:04,958 --> 00:16:06,000
‫رنگش عوض شد.

269
00:16:07,375 --> 00:16:10,000
‫- باز هم جادوی واقعی می‌خواین؟
‫- وای خدایا. حتی وکیلش هم شعبده‌بازه.

270
00:16:11,625 --> 00:16:13,125
‫بسه دیگه.

271
00:16:13,791 --> 00:16:15,916
‫- جناب قاضی، می‌شه چند کلام صحبت کنم؟
‫- اِم...

272
00:16:18,291 --> 00:16:21,583
‫اهمیت این پرونده فراتر
‫از فضای این دادگاهه.

273
00:16:21,916 --> 00:16:26,083
‫افرادی که مشاهده می‌کنین،
‫می‌خوان به قدرت خدایان دست پیدا کنن.

274
00:16:26,166 --> 00:16:28,958
‫چنین مسئله‌ای هم
‫خبر از خطر بزرگی می‌ده.

275
00:16:29,666 --> 00:16:33,541
‫یه نفر تو دنیای انسان‌های فانی می‌تونه
‫چنان موج عظیمی ایجاد کنه...

276
00:16:34,125 --> 00:16:36,666
‫که تو کل دنیاها طنین‌انداز بشه.

277
00:16:36,750 --> 00:16:41,125
‫طنین این موج تو کهکشان‌ها
‫هم ممکنه به نابودی حیات...

278
00:16:41,208 --> 00:16:43,875
‫کل دنیاهای شناخته
‫و شناخته‌نشده ختم بشه.

279
00:16:46,125 --> 00:16:48,708
‫ختم پرونده!

280
00:16:48,791 --> 00:16:51,291
‫خیلی‌خب. نه‌خیر.
‫هنوز خیلی به ختم پرونده مونده.

281
00:16:51,750 --> 00:16:53,063
‫باید درخواستتون رو بررسی کنم...

282
00:16:53,087 --> 00:16:55,083
‫و چند هفته دیگه تصمیمم رو
‫به اطلاعتون می‌رسونم.

283
00:16:55,166 --> 00:16:58,750
‫حناب قاضی، می‌شه فعلا
‫حکم مد نظرمون رو صادر کنین...

284
00:16:58,833 --> 00:17:01,500
‫که متهم نتونه به رفتار خطرناکش ادامه بده؟

285
00:17:01,583 --> 00:17:06,208
‫زندگی من همینه. هنر من همینه.
‫عشق من همینه. شعبده است.

286
00:17:06,666 --> 00:17:08,875
‫این‌قدر بمب دودی ننداز.

287
00:17:08,958 --> 00:17:11,125
‫اصلا چطوری این‌ها رو
‫از حراست رد کردن؟

288
00:17:14,083 --> 00:17:15,208
‫آخی.

289
00:17:15,458 --> 00:17:17,041
‫مجبورم با آقای بلیز موافقت کنم.

290
00:17:17,291 --> 00:17:21,291
‫می‌تونه تا من تصمیمم رو بگیرم،
‫به شغلش ادامه بده.

291
00:17:21,375 --> 00:17:22,708
‫جلسه دادگاه به اتمام رسید.

292
00:17:22,791 --> 00:17:24,750
‫چه شگفت‌انگیز.

293
00:17:24,833 --> 00:17:26,416
‫یوهو!

294
00:17:26,500 --> 00:17:28,166
‫- جادوی واقعی پیروز شد.
‫- ایول. ایول.

295
00:17:28,291 --> 00:17:30,833
‫راستش، یه پرنده هم دارم.

296
00:17:36,500 --> 00:17:39,916
‫می‌شه دانی رو بفرستیم دنیای آینه‌ای؟
‫احتمالا اصلا نمیره.

297
00:17:40,125 --> 00:17:42,666
‫خیلی خوشحال می‌شم،
‫ولی در اون صورت پرونده‌مون خراب می‌شه.

298
00:17:43,083 --> 00:17:45,083
‫- وانگرز، می‌شه ماست بستنی بگیریم؟
‫- نه.

299
00:17:45,166 --> 00:17:48,291
‫- می‌تونیم از «خانواده سوپرانو» بگیم.
‫- قبوله. دیگه داستان رو لو ندی‌ها.

300
00:17:48,375 --> 00:17:51,041
‫خب حالا. اصلا من که از وقتی
‫تونی کریستوفر رو کشت، دیگه خوشم نیومد.

301
00:17:51,125 --> 00:17:52,375
‫مدیسین.

302
00:17:52,458 --> 00:17:55,666
‫چیه؟ آخه جای پسرش بود.
‫خیلی غم‌انگیز بود.

303
00:17:59,416 --> 00:18:01,083
‫نیکی، دارم گزارشه رو تکمیل می‌کنم.

304
00:18:01,166 --> 00:18:03,250
‫به نظرت می‌تونی فردا
‫برام ویراستش کنی؟

305
00:18:03,333 --> 00:18:05,500
‫خودت می‌دونی فردا شنبه است دیگه، نه؟

306
00:18:06,416 --> 00:18:09,500
‫آره، خودم می‌دونم فردا شنبه است.

307
00:18:09,583 --> 00:18:11,041
‫- آها.
‫- یعنی امشب جمعه است.

308
00:18:11,125 --> 00:18:12,125
‫این رو هم می‌دونستم.

309
00:18:12,208 --> 00:18:14,208
‫تو که به همین زودی
‫لباس خواب نپوشیدی، ها؟

310
00:18:14,291 --> 00:18:16,291
‫نه‌خیر، به همین زودی
‫لباس خواب نپوشیدم.

311
00:18:16,375 --> 00:18:20,250
‫امشب خیلی کار دارم، با لکی آدم جور شدم
‫و کلی برنامه ریختیم. باید قطع کنم. خداحافظ.

312
00:18:24,750 --> 00:18:27,082
‫[با شخص جدیدی جور نشدید]

313
00:18:27,083 --> 00:18:29,041
‫وای، چرا واسه این هم بوق می‌زنه؟

314
00:18:32,650 --> 00:18:35,250
‫[نام: شی‌هالک]

315
00:18:36,208 --> 00:18:37,458
‫خودم به این کارم افتخار نمی‌کنم.

316
00:18:49,541 --> 00:18:50,541
‫چه ناز.

317
00:19:01,800 --> 00:19:03,700
‫[با هجده شخص جدید جور شدید]

318
00:19:05,000 --> 00:19:06,666
‫خب، روحیه جن این‌جوری تضعیف می‌شه.

319
00:19:09,083 --> 00:19:13,291
‫- خیلی زیبایی.
‫- ممنون. خودت هم خیلی خوش‌تیپی.

320
00:19:13,791 --> 00:19:16,416
‫- ببین. می‌شه سوالی شخصی ازت بپرسم؟
‫- معلومه.

321
00:19:17,625 --> 00:19:20,583
‫- چقدر ددلیفت می‌زنی؟
‫- یه تن می‌زنم.

322
00:19:20,833 --> 00:19:21,916
‫هوم.

323
00:19:22,000 --> 00:19:25,208
‫خب، من امروز دویست و هفتاد کیلو زدم.
‫تازه، ابرقهرمان هم نیستم.

324
00:19:26,083 --> 00:19:28,916
‫- آهای! کسی نمیاد سفارشمون رو بگیره؟
‫- خیلی‌خب.

325
00:19:29,000 --> 00:19:32,958
‫فیلمم اخیرا تو جشنواره «ساندنس» اکران شد.
‫راستش، داستان وکیلی رو روایت می‌کنه.

326
00:19:33,041 --> 00:19:35,500
‫متخصص حقوق اساسیه...

327
00:19:35,583 --> 00:19:38,333
‫و واسه همین وکیل معاون رئیس جمهور می‌شه.

328
00:19:39,333 --> 00:19:41,958
‫باید اعتراف کنم که قبل از جور شدنمون
‫هم طرفدارت بودم.

329
00:19:42,083 --> 00:19:45,833
‫آخه نبردت با تایتانیا تو دادگاه
‫خارق‌العاده بود.

330
00:19:45,916 --> 00:19:48,125
‫اِم، ملت خیلی خوششون میاد
‫خارق‌العاده خطابم کنن.

331
00:19:48,208 --> 00:19:50,291
‫- آها، چون... آره.
‫- آره.

332
00:19:50,541 --> 00:19:52,333
‫- به خاطر پسرداییم. آره.
‫- آره.

333
00:19:52,416 --> 00:19:56,000
‫- خب، راست می‌گن؟ واقعا فناناپذیری؟
‫- وای، نمی‌دونم.

334
00:19:56,083 --> 00:19:59,125
‫واقعا امتحان نکردم.
‫دلم نمی‌خواد خودم رو به کشتن بدم.

335
00:19:59,208 --> 00:20:04,125
‫آها. آها. خب، سرعت فوق‌بشری چی؟
‫دید در شب چی؟ پوست رسوخ‌ناپذیر چی؟

336
00:20:04,208 --> 00:20:07,500
‫آره. پوستم رسوخ‌ناپذیره،
‫حداقل مواد زمینی که رسوخ پیدا نمی‌کنن.

337
00:20:07,583 --> 00:20:08,583
‫حتی ویبرانیوم هم رسوخ پیدا نمی‌کنه؟

338
00:20:08,916 --> 00:20:11,375
‫چطور مگه؟ با خودت ویبرانیوم آوردی؟
‫می‌خوای امتحان کنی؟

339
00:20:11,458 --> 00:20:15,500
‫نه، نه، نه. کاش داشتم.
‫ای خدا، واقعا خیلی قدرتمندی.

340
00:20:16,125 --> 00:20:19,958
‫- چه گونه خفنی هستی.
‫- الان من رو گونه خطاب کردی؟

341
00:20:21,291 --> 00:20:22,458
‫خواستم تعریف کنم.

342
00:20:23,541 --> 00:20:25,916
‫چیزی بدتر از قرار گذاشتن
‫بعد از سی سالگی هم هست؟

343
00:20:30,083 --> 00:20:33,458
‫- خب، داستان از چه قراره رفیق؟
‫- تو کار طب هستم.

344
00:20:33,791 --> 00:20:36,208
‫عه، یعنی داری رمزی می‌گی ساقی آدرالی؟

345
00:20:37,541 --> 00:20:39,625
‫متخصص سرطان اطفالم.

346
00:20:40,500 --> 00:20:41,500
‫عجب.

347
00:20:41,583 --> 00:20:43,250
‫می‌شه باهات روراست باشم؟

348
00:20:44,125 --> 00:20:48,833
‫من کلی قرار اول داشتم
‫و خیلی بدم میاد از خودم بگم.

349
00:20:50,166 --> 00:20:51,208
‫تو از خودت بگو.

350
00:20:52,625 --> 00:20:53,666
‫عجب.

351
00:20:53,833 --> 00:20:57,000
‫ضمنا، جفتمون یه سیب‌زمینی سفارش بدیم؟

352
00:20:57,750 --> 00:20:59,958
‫آره. بیرون‌بر سفارش بدیم.

353
00:21:02,500 --> 00:21:06,333
‫خب، می‌خوام چشمتون رو ببندین
‫و به شدت تمرکز کنین.

354
00:21:06,833 --> 00:21:10,291
‫- آها.
‫- تصور کنین تو سرزمین دورافتاده‌ای هستین.

355
00:21:15,750 --> 00:21:18,041
‫وای. اِم، نه‌خیر.

356
00:21:18,416 --> 00:21:20,291
‫هفته پیش همین حقه رو اجرا کردی...

357
00:21:20,375 --> 00:21:23,750
‫و دوستم کیلا از پارکینگی متروکه
‫تو پومونا سر در آورد.

358
00:21:24,500 --> 00:21:25,833
‫اذیت نکن. چشمت رو ببند دیگه.

359
00:21:26,041 --> 00:21:29,875
‫اِم، نه‌خیر. من وارد سوراخ
‫آتشین عجیبت نمی‌شم.

360
00:21:32,083 --> 00:21:33,083
‫چه مسخره.

361
00:21:33,416 --> 00:21:36,666
‫- چه مسخره.
‫- قبوله. سوراخ آتشین رو می‌بندم.

362
00:21:38,125 --> 00:21:42,541
‫نظرتون چیه این دفعه کار متفاوتی بکنیم؟

363
00:21:51,791 --> 00:21:53,291
‫آها!

364
00:21:58,625 --> 00:22:00,625
‫- ترکوندی.
‫- شگفت‌انگیز بود.

365
00:22:12,666 --> 00:22:13,666
‫آخی.

366
00:22:18,791 --> 00:22:21,000
‫خیلی‌خب. چیزی نیست.
‫دانی بلیز ردیفش می‌کنه.

367
00:22:27,583 --> 00:22:31,250
‫بفرمایین! هه‌هه!
‫همه‌اش جزو برنامه‌مون بود.

368
00:22:34,000 --> 00:22:35,041
‫آره بابا.

369
00:22:36,500 --> 00:22:37,625
‫وای خدا.

370
00:22:39,708 --> 00:22:41,166
‫وای خدا. نه!

371
00:22:42,500 --> 00:22:44,458
‫چیزی نیست.
‫نگران نباشین. برگردین!

372
00:22:44,541 --> 00:22:46,291
‫تازه اول برنامه‌مون بود!

373
00:22:46,416 --> 00:22:52,041
‫انگار وقایع رو قبل از وقوعشون
‫تشخیص می‌ده، متوجهین؟

374
00:22:53,208 --> 00:22:54,791
‫یعنی شما سه نفر رو می‌بینه.

375
00:22:57,166 --> 00:22:58,916
‫سلام وانگ! عزیز دلم.

376
00:22:59,166 --> 00:23:02,708
‫- دانی بلیز، چیکار کردی؟
‫- خیلی بامزه است. مطمئن نیستم چیکار کردم.

377
00:23:05,583 --> 00:23:07,000
‫ببین، اگه کمک کنی، خیلی خوب می‌شه.

378
00:23:07,083 --> 00:23:10,291
‫جهت اطلاعات می‌گم که به خاطر
‫کل دنیا کمک می‌کنم، نه به خاطر خودت.

379
00:23:10,375 --> 00:23:14,166
‫- چه عالی. ایول. من چیکار کنم؟
‫- با وکیلم تماس بگیر.

380
00:23:15,250 --> 00:23:18,791
‫مجبور شدم وسط لابی، جلوی همه تغییر شکل بدم.

381
00:23:18,875 --> 00:23:20,583
‫خیلی خجالت‌آور بود.

382
00:23:20,666 --> 00:23:24,041
‫وای، اِم، کاملا درک می‌کنم
‫که چنین حرفی تو اولین روز کاری...

383
00:23:24,125 --> 00:23:26,375
‫- از طرف رئیس آدم رو اعصاب می‌ره.
‫- هوم.

384
00:23:26,625 --> 00:23:28,083
‫باز هم از احساست برام بگو.

385
00:23:29,333 --> 00:23:31,375
‫عه! بذار...

386
00:23:32,958 --> 00:23:34,416
‫خیلی‌خب.

387
00:23:34,500 --> 00:23:38,208
‫راستش باید بگم چند وقتی بود
‫که قراری به این خوبی نداشتم.

388
00:23:38,291 --> 00:23:41,541
‫- قرار گذاشتن اینترنتی خیلی تحقیرآمیزه.
‫- آره.

389
00:23:41,625 --> 00:23:44,625
‫همه با آدم عین عکسی بی‌روح
‫تو گوشیشون برخورد می‌کنن.

390
00:23:48,375 --> 00:23:50,625
‫- باید جواب بده؟
‫- بعدا جواب می‌دم.

391
00:23:52,666 --> 00:23:55,791
‫- وای خدایا.
‫- وای خدایا. ای وای.

392
00:23:58,583 --> 00:24:01,250
‫وای، اِم، ای وای.
‫رو مبلت هم ریختم.

393
00:24:02,375 --> 00:24:04,250
‫- یه لحظه وایستا، خب؟
‫- باشه.

394
00:24:14,208 --> 00:24:15,500
‫با آب گازدار و نمک پاک می‌شه.

395
00:24:16,208 --> 00:24:18,458
‫- چه زرنگ!
‫- لباسم کو؟

396
00:24:19,333 --> 00:24:20,416
‫نمی‌دونم.

397
00:24:21,416 --> 00:24:24,000
‫خانم والترز، چرا گوشیت رو جواب نمی‌دی؟

398
00:24:24,083 --> 00:24:26,250
‫- نمی‌خواد جواب بدی. خودم فهمیدم.
‫- اِم... وانگ، چی شده؟

399
00:24:26,333 --> 00:24:28,916
‫دانی بلیز دریچه اشتباهی رو باز کرده.
‫باید کمکم کنی.

400
00:24:29,166 --> 00:24:32,666
‫- مسئله خیلی مهمیه.
‫- اِم، الان برمی‌گردم.

401
00:24:33,916 --> 00:24:35,833
‫بیا دیگه. حس می‌کنم جای باباتم.

402
00:24:38,750 --> 00:24:41,583
‫وای! این‌ها اهریمن واقعی‌ان؟ وانگ!

403
00:24:41,666 --> 00:24:45,166
‫خودم داشتم مقابلشون دفاع می‌کردم.
‫باید دریچه‌شون رو تعمیر کنم.

404
00:24:45,916 --> 00:24:48,541
‫مطمئن نیستم دقیقا باید چیکار کنم.

405
00:24:48,625 --> 00:24:49,666
‫هالک باش دیگه.

406
00:24:53,666 --> 00:24:54,791
‫نمی‌میرن؟

407
00:25:02,583 --> 00:25:04,791
‫راستش، این کارم هم از نظر فنی
‫خدمات وکالت حساب می‌شه‌ها.

408
00:25:04,875 --> 00:25:06,583
‫خانم والترز، اهریمن‌ها رو...

409
00:25:07,291 --> 00:25:08,625
‫بفرست این وسط.

410
00:25:08,708 --> 00:25:10,958
‫عذر می‌خوام کورنلیوس.
‫نمی‌دونم چه مشکلی پیش اومد.

411
00:25:11,541 --> 00:25:12,583
‫وانگ.

412
00:25:13,958 --> 00:25:14,958
‫ایول.

413
00:25:20,208 --> 00:25:21,791
‫عه، وای. اونجا رو.

414
00:25:28,625 --> 00:25:32,457
‫بعد از اون همه قرار افتضاح،
‫بالاخره با کسی آشنا شدم...

415
00:25:32,481 --> 00:25:34,500
‫که مهربونه و گوش شنوا داره.

416
00:25:34,583 --> 00:25:36,208
‫حواست رو جمع کن خانم والترز!

417
00:25:36,750 --> 00:25:41,041
‫خودش هم خیلی جذابه.
‫البته جذابیت ظاهری مهم نیست. ولی هست.

418
00:25:45,708 --> 00:25:49,208
‫ولی الان جای این که صورت
‫جذابش رو ببوسم... وای خدا.

419
00:25:49,291 --> 00:25:52,708
‫دارن بزرگ می‌شن،
‫الان هم وسط یه برنامه شعبده‌بازی...

420
00:25:53,666 --> 00:25:58,875
‫به شیره اهریمن‌ها آغشته شدم
‫و بدترین نکته‌اش همینه.

421
00:26:10,166 --> 00:26:12,333
‫- سلام بچه‌ها.
‫- سلام بانوی من.

422
00:26:12,416 --> 00:26:15,708
‫می‌خواستم ببینم قبل از این که
‫این دوست کوچولومون رو برگردونم دنیای خودش،

423
00:26:15,791 --> 00:26:18,416
‫با شرایط نامه توقف و انصرافمون
‫موافقت می‌کنین یا نه؟

424
00:26:18,500 --> 00:26:19,583
‫- شاید بکنیم.
‫- حتما می‌کنیم.

425
00:26:20,416 --> 00:26:23,500
‫- قبوله. خیلی‌خب، قبول می‌کنیم.
‫- از دفترم باهاتون تماس می‌گیرن.

426
00:26:23,950 --> 00:26:28,100
‫[«فمنیست بد» اثر رکسان گی]

427
00:26:32,750 --> 00:26:36,333
‫اِم، یه چیزی به اینجات چسبیده.
‫اینجاست.

428
00:26:36,416 --> 00:26:38,458
‫- خیلی‌خب.
‫- سمت... آره، همون‌جاست.

429
00:26:38,541 --> 00:26:41,250
‫- آها، چنگال اهریمن بود.
‫- ایول.

430
00:26:42,833 --> 00:26:43,833
‫ایول.

431
00:26:46,750 --> 00:26:48,208
‫وای!

432
00:26:49,000 --> 00:26:58,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

433
00:26:58,800 --> 00:27:03,000
‫[نیکی: صبح به خیر خوشگله! باید ماجراهای
‫دیشب رو برام تعریف کنی، ولی قبلش بگم...]

434
00:27:03,050 --> 00:27:05,200
‫[که اصلا باورت نمی‌شه
‫کی باز هم خبرساز شده.]

435
00:27:05,250 --> 00:27:07,900
‫[همون زنیکه روانی تو دادگاه،
‫تایتانیا، باز هم خبرساز شده!!!]

436
00:27:09,250 --> 00:27:11,541
‫حامیان جنبش «تایتانیا را آزاد کنید»...

437
00:27:11,625 --> 00:27:12,625
‫امروز جشن گرفتن،

438
00:27:12,708 --> 00:27:16,041
‫چرا که کل اتهامات این اینفلوئنسر
‫فوق‌بشری که به سانحه...

439
00:27:16,125 --> 00:27:17,708
‫- ایشه.
‫- دادگاه مربوط می‌شدن،

440
00:27:17,791 --> 00:27:19,416
‫لغو شدن.

441
00:27:19,500 --> 00:27:22,958
‫- اِم، شما؟
‫- اِم، جن هستم.

442
00:27:23,916 --> 00:27:27,416
‫الان هالک نیستم.
‫همون جنِ خالی‌ام.

443
00:27:27,666 --> 00:27:29,125
‫آها. اِم...

444
00:27:29,291 --> 00:27:31,625
‫- ایول. ایول.
‫- آره.

445
00:27:31,791 --> 00:27:33,916
‫ایول. انتظار نداشتم.

446
00:27:35,000 --> 00:27:37,125
‫- صبحانه درست کردم.
‫- آها، من دیگه می‌رم.

447
00:27:40,291 --> 00:27:41,750
‫ضمنا، اِم، پلیورم رو هم بی‌خیال.

448
00:27:46,750 --> 00:27:48,916
‫خب حالا. دکتر جذاب که کلیشه‌ای بود.

449
00:27:52,791 --> 00:27:54,333
‫آره، خیلی... عه.

450
00:27:54,458 --> 00:27:57,291
‫واسه جنیفر والترز بسته ویژه آوردم.

451
00:27:57,375 --> 00:27:59,500
‫خودم با روند ابلاغ حکم آشنایی دارم.

452
00:27:59,666 --> 00:28:00,916
‫هه! درسته.

453
00:28:01,458 --> 00:28:04,958
‫شرکت مسئولیت محدود «تایتانیا ورلدواید»
‫ازتون شکایت کرده.

454
00:28:05,041 --> 00:28:08,027
‫تایتانیا؟ اگه بابت
‫مبارزه‌مون ازم شکایت کرده،

455
00:28:08,051 --> 00:28:09,333
‫واقعا خیلی متوهمه.

456
00:28:09,458 --> 00:28:12,083
‫نه. بابت سواستفاده
‫از نماد بازرگانی شکایت کرده.

457
00:28:13,041 --> 00:28:15,250
‫سواستفاده از نماد بازرگانی؟
‫کدوم نماد بازرگانی؟

458
00:28:16,050 --> 00:28:17,290
‫[مری مک‌فران صاحب
‫نماد بازرگانی شی‌هالک است.]

459
00:28:17,291 --> 00:28:21,000
‫بابت اسم «شی‌هالک» ازم شکایت کرده؟
‫ولی این که اسم خودمه.

460
00:28:21,083 --> 00:28:22,458
‫اگه خودش زودتر نماد بازرگانیش رو
‫گرفته باشه، نیست.

461
00:28:22,625 --> 00:28:24,291
‫- عه، این شکلیه جناب قاضی؟
‫- آره.

462
00:28:24,375 --> 00:28:26,541
‫- برو ببینم.
‫- خیلی‌خب. ببخشید. ممنون.

463
00:28:29,916 --> 00:28:33,250
‫آخر قسمت حالمون کمی گرفته شد.
‫شرط می‌بندم بعد از تیتراژش باحاله.

464
00:28:33,450 --> 00:28:36,450
‫«بعد از تیتراژ رو از دست ندین»

465
00:28:36,650 --> 00:28:43,650
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

466
00:30:17,150 --> 00:30:21,700
‫«شی‌هالک: وکیل رسمی دادگستری»

467
00:30:22,208 --> 00:30:25,750
‫نه‌خیر، خودم حرف می‌زنم
‫و تو گوش می‌دی. نمی...

468
00:30:25,833 --> 00:30:28,416
‫وانگرز، تا حالا تکیلا سانرایز خوردی؟

469
00:30:28,791 --> 00:30:31,125
‫- گمون کنم خورده باشم.
‫- لانگ آیلند آیس تی چی؟

470
00:30:31,583 --> 00:30:32,583
‫آره.

471
00:30:33,833 --> 00:30:37,916
‫- بلو کاراسائو چی؟
‫- نه. بلو کاراسائو چیه؟

472
00:30:38,875 --> 00:30:40,791
‫- نمی‌دونم. آبی‌رنگه.
‫- آها.

473
00:30:40,875 --> 00:30:43,375
‫- منهتن خوردی؟
‫- آره. منهتن رو خوردم.

474
00:30:43,791 --> 00:30:46,083
‫- اسلو جین و فیز چی؟
‫- نه.

475
00:30:47,583 --> 00:30:48,750
‫ودکای خالی خوردی؟

476
00:30:49,125 --> 00:30:51,125
‫- نه، یه بار...
‫- گلدشلاگرز خوردی؟

477
00:30:51,333 --> 00:30:54,125
‫ودکا با شیر غژگاو خورده بودم.
‫ولی دیگه نمی‌خورم.

478
00:30:55,333 --> 00:30:57,208
‫الان اصلا اینجا نداری؟

479
00:30:58,375 --> 00:31:01,291
‫اِم، راستش هنوز مقداری از عروسی مونده، آره.

480
00:31:01,375 --> 00:31:03,916
‫- خیلی دوست دارم شیر غژگاو بخورم.
‫- باشه.

481
00:31:04,333 --> 00:31:08,333
‫- نوشیدنی محبوب خودت چیه؟
‫- خب، جین و تونیکه.

482
00:31:08,416 --> 00:31:11,458
‫وانگرز!

483
00:31:11,541 --> 00:31:13,791
‫خیلی‌خب.

484
00:31:13,875 --> 00:31:17,125
‫نمی‌دونم جین و تونیک نامحدود
‫داشته باشن یا نه، ولی گیر میاریم.

485
00:31:17,208 --> 00:31:19,666
‫- خیلی‌خب.
‫- وای خدایا. به‌به.
