WEBVTT

00:03.460 --> 00:05.436
‫[آنچه در قسمت قبل گذشت]
‫انگاری رفته بودی جنگ

00:05.460 --> 00:06.980
‫آره رفتم. یکی رو از دست دادم

00:08.460 --> 00:10.276
‫مگه اونا کارشون همین نیست؟

00:10.300 --> 00:12.956
‫کاری می‌کنن تیرشون عمدی خطا بره
‫تا تو فکر کنی می‌خواستن بُکُشنت

00:12.980 --> 00:15.956
‫یا می‌خواستن با کُشتن من
‫جلوی عملیاتم رو بگیرن

00:15.980 --> 00:17.476
‫و نفوذی‌شون رو وارد داونینگ‌استریت کنن

00:17.500 --> 00:19.450
‫- ممکنه
‫- بیا بغلم

00:21.460 --> 00:25.436
‫باعث افتخارمه که
‫نامزد شدنم رو برای

00:25.460 --> 00:27.436
‫نخست‌وزیر بعدی حزبمون
‫اعلام کنم

00:27.460 --> 00:29.436
‫به جنبش مقاومت رایان خوش اومدی

00:29.460 --> 00:32.436
‫رایان میگه دستش به یک سری
‫ویدیوهایی...

00:32.460 --> 00:33.476
‫که آبروت رو می‌بره رسیده

00:33.500 --> 00:36.436
‫انگاری، توی هتل ضبط شده

00:36.460 --> 00:38.436
‫خودشه. آقای لوران سوور

00:38.460 --> 00:40.436
‫شهروند سوئیسه

00:40.460 --> 00:42.276
‫نه توی سیستم ما خودشو نشون داده
‫نه توی سیستم‌های بقیه

00:42.300 --> 00:43.436
‫این یه چیزی بهمون می‌فهمونه

00:43.460 --> 00:44.436
‫همونطور که ازت خواستم،
‫برای مراسم بیا

00:44.460 --> 00:46.436
‫نمی‌تونم، وسط انتخاباتم

00:46.460 --> 00:49.436
‫اگه می‌خوای از این مخمصه نجاتت بدم،
‫باید براش جون بکنی

00:49.460 --> 00:53.436
‫تا دو روز دیگه، ممکنه نفوذی روسیه
‫نخست‌وزیر کشورمون بشه

00:53.460 --> 00:55.436
‫وزیرامورخارجه اصرار داره تو
‫کنار بکشی

00:55.460 --> 00:57.460
‫تعلیق شدی

00:58.460 --> 01:01.796
‫روی کاغذ، ممکنه ایموجن نفوذی
‫روسیه باشه، نه رایان

01:01.820 --> 01:03.436
‫با زکی که داره بهش کمک می‌کنه

01:03.460 --> 01:06.450
‫زکی که درست وقتی
‫هویت دختره لو رفت از عملیاتمون بو بُرد

01:08.460 --> 01:09.980
‫ما دیگه خودمونیمو خودمون

01:10.004 --> 01:21.004
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:57.000 --> 02:04.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:04.820 --> 02:07.436
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

02:07.460 --> 02:08.796
‫چیزی دستگیرت نشده؟

02:08.820 --> 02:11.436
‫خب، من رسید اجاره‌ی ماشین زک رو پیدا کردم

02:11.460 --> 02:12.192
‫خب؟

02:12.216 --> 02:14.436
‫هزینه‌ی دوبروونیک رو با
‫کارت اعتباری شرکتش داده

02:14.460 --> 02:16.436
‫ولی بعدش تا سه روز
‫دیگه هیچی باهاش نخریده

02:16.460 --> 02:18.476
‫پس کارهای غیررسمی بوده نه؟

02:18.500 --> 02:23.436
‫خب، می‌تونیم اینجوری در نظر بگیریم
‫که برای عشقو حال نرفته بوده پورتونووی

02:23.460 --> 02:24.436
‫تو چیزی پیدا کردی؟

02:24.460 --> 02:27.436
‫آره. انگاری این وکیل سوئیسی، سوور

02:27.460 --> 02:29.636
‫مالک یه شرکت خارج از کشور
‫به نام گلوبال سیستمـه

02:29.660 --> 02:32.436
‫- مثل یه دلال واسه رایان؟
‫- ممکنه

02:32.460 --> 02:35.660
‫اگه واقعا می‌خوای بفهمیم قضیه
‫از چه قراره، باید برم ژنو یکمی سرک بکشم

02:37.460 --> 02:40.436
‫خیلی‌خب. وقتی رسیدی بهم زنگ بزن

02:40.460 --> 02:43.460
‫هی، توی نورثولت موفق باشی

03:18.900 --> 03:21.900
« سرویس مخفی »
« فصل اول: قسمت چهارم »

03:37.460 --> 03:39.636
‫ببخشید. فقط...

03:39.660 --> 03:42.460
‫- کمکی از دستم برمیاد، خانم؟
‫- اومدم رُز تروئن رو ببینم

03:43.980 --> 03:45.460
‫- بفرمایید
‫- مرسی

03:49.460 --> 03:52.476
‫- چند تا کار ناتموم دارم
‫- مگه نخوندی توی قراردادت چی نوشته؟

03:52.500 --> 03:56.436
‫کیت، تو از همه‌ی فعالیت‌های رسمی
‫تعلیق شدی،

03:56.460 --> 03:58.116
‫که شامل ارتباط با کارکنان هم میشه

03:58.140 --> 04:00.450
‫این فعالیت رسمی نیست. شخصیه

04:11.460 --> 04:12.500
‫میشه ببینمش؟

04:39.460 --> 04:41.660
‫- دو دقیقه فرصت داری
‫- باشه

04:49.500 --> 04:52.460
‫- انگاری واگیرداری چیزیم
‫- برای من که نیستی

04:55.460 --> 04:57.436
‫مرسی که برش گردوندی

04:57.460 --> 04:59.436
‫ببخشید که همه‌ی اینا گردن
‫تو و راو افتاد

04:59.460 --> 05:03.476
‫آره خب، ولی حتی زک هم می‌دونه
‫نمی‌تونه یه بخش به طور کامل تعطیل کنه

05:03.500 --> 05:05.820
‫البته اگه همون کاری که بهت میگن
‫رو بُکُنی

05:08.460 --> 05:10.636
‫- وقت رفتنه
‫- تو چرا باهامون نمیای؟

05:10.660 --> 05:13.436
‫- تا شهر می‌رسونیمت
‫- فکر خوبی نیست

05:13.460 --> 05:15.460
‫قرار نیست بدزدمش که

05:16.460 --> 05:20.436
‫جولی، اگه کسی ازت چیزی پرسید،
‫بگو با من برگشتی

05:20.460 --> 05:22.300
‫مرسی، رُز

05:25.460 --> 05:27.956
‫اگه زک بفهمه اینجا بودی،
‫سه سوته اخراجت می‌کنه

05:27.980 --> 05:30.436
‫ما برحسب یه حقیقتی می‌دونیم
‫که زک دو سال پیش

05:30.460 --> 05:33.476
‫همزمان با ایموجن کانراد
‫و کریل مارکوف توی پورتونووی بوده

05:33.500 --> 05:35.436
‫اون رئیس بخش روسیه بود،

05:35.460 --> 05:37.436
‫پس برای اونجا بودنش می‌تونه
‫صد تا دلیل داشته باشه

05:37.460 --> 05:39.436
‫پس چرا بهمون نگفت رفته اونجا؟

05:39.460 --> 05:41.636
‫ما خبر داریم که هویت دختره
‫توی مالت لو رفت

05:41.660 --> 05:44.436
‫اگه زک داره
‫اطلاعات عملیاتی‌ای رو به

05:44.460 --> 05:47.956
‫کریل و ایگور برای کمک به نفوذی‌شون
‫توی کابینه میده چی؟

05:47.980 --> 05:51.436
‫این دیگه خیلی تخیلیه، کیت

05:51.460 --> 05:52.956
‫می‌ذاری سیستم‌های اداره رو چک کنم؟

05:52.980 --> 05:56.436
‫فقط می‌خوام بدونم که
‫گزارشی مبنی بر این ثبت کرده یا نه

05:56.460 --> 05:57.436
‫وای خدایا

05:57.460 --> 06:00.500
‫ما اصلا حق نداریم باهم حرف بزنیم

06:02.460 --> 06:03.460
‫باید برم

06:17.460 --> 06:19.820
‫کیت هندرسونم، لطفا
‫پیغام بذارید

06:25.460 --> 06:27.436
‫به خاطر اینکه رفتی دیدنش
‫پدرتو در آورد؟

06:27.460 --> 06:30.460
‫اون داره سعی می‌کنه از
‫من و تو محافظت کنه

06:34.980 --> 06:36.460
‫تو که پا پس نمی‌کشی، نه؟

06:38.460 --> 06:41.500
‫اینقدری توی این قضیه فرو رفتم
‫که دیگه نمی‌تونم پا پس بکشم

06:45.300 --> 06:48.460
‫- اینو مدیون لنام
‫- منم همینطور

06:49.980 --> 06:53.460
‫یه مرخصی اضطراری گرفتم،
‫تصمیمش با خودم نیست که چطور بگذرونمش؟

06:56.460 --> 07:00.436
‫باید دنبال یه راهی برای
‫نفوذ به داخل واحد ایگور پیدا کنم

07:00.460 --> 07:01.980
‫چه کاری از دست من برمیاد؟

07:03.300 --> 07:04.956
‫میخائیل رو برام پیدا کن

07:04.980 --> 07:06.436
‫اون از پدرش می‌ترسه،

07:06.460 --> 07:08.956
‫و می‌دونیم که داره رابطه‌ش
‫رو با دستیارش مخفی می‌کنه

07:08.980 --> 07:11.436
‫- این نقطه ضعفشه
‫- بعد دنبال راه فرار می‌گرده

07:11.460 --> 07:13.436
‫ارزش امتحان کردن رو داره

07:13.460 --> 07:16.460
‫راستشو بخوای، چاره‌ی دیگه‌ای
برامون نمونده

07:36.460 --> 07:38.436
‫پشمام ریخته که هنوزم وقت این کارا رو داری

07:38.460 --> 07:40.796
‫برای رای عدم اعتماد دادن بهم
‫جای باحالیه

07:40.820 --> 07:42.436
‫نمی‌خواستم بیام خونه‌ات

07:42.460 --> 07:44.460
‫دیگه نیاز نیست بیشتر از این
‫جنجال به پا کنیم

07:45.460 --> 07:50.460
‫و خب، من یکمی سر سری
‫درمورد اون درخواست عمل کردم

07:52.460 --> 07:56.436
‫ببین، می‌دونم ما باهم اختلاف داریم

07:56.460 --> 07:59.436
‫ولی من می‌دونم
‫که تو قلب رئوفی داری

07:59.460 --> 08:02.460
‫وقتی اینو میگی اصلا
‫حرفت رو باور نمی‌کنم

08:03.460 --> 08:05.276
‫ما هردومون می‌خوایم تو انتخابات برنده شیم

08:05.300 --> 08:07.436
‫ولی رایان، این مسابقه
‫باید عادلانه باشه

08:07.460 --> 08:09.436
‫ولی یکمی دیر شده، نه؟

08:09.460 --> 08:12.436
‫مجبور شدم از پسر مُرده‌ام،
‫به عنوان یه سنگر علیه اتهامات همکاری با روس‌ها استفاده کنم

08:12.460 --> 08:14.436
‫فقط چون یواشکی با
‫کریمسوف ملاقات کردیــ...

08:14.460 --> 08:16.436
‫آره، اونم پسرش رو از دست داده

08:16.460 --> 08:17.476
‫اونم یه انسانه دیگه، حالا سیاست به کنار

08:17.500 --> 08:19.436
‫آره، دقیقا

08:19.460 --> 08:21.436
‫فقط چون ما خدمتکارای دولتی هستیم،

08:21.460 --> 08:25.436
‫به این معنی نیست
‫که ما حق حریم خصوصی رو نداریم، درسته؟

08:25.460 --> 08:27.436
‫آره، ولی هنوز نمی‌فهمم
‫دنبال چی هستی

08:27.460 --> 08:29.460
‫فکر کنم بدونی، رایان

08:31.300 --> 08:34.460
‫ببین، یکی از ما دوتا
‫باید نخست‌وزیر بشه

08:36.460 --> 08:38.460
‫پس به خاطر حزب هم که شده
‫بیا آتش‌بس کنیم

08:40.980 --> 08:42.436
‫خب بگو ببینم

08:42.460 --> 08:43.476
‫اون درخواست رو پس می‌گیرم

08:43.500 --> 08:47.436
‫به شرط اینکه قول بدی
‫به زندگی شخصیم احترام بذاری

08:47.460 --> 08:50.460
‫ببین، زندگی شخصیت به من مربوط نیست

08:53.460 --> 08:54.436
‫مرسی

08:54.460 --> 08:56.436
‫ولی فکر کنم دیگه زیادی قدرت‌هامو
‫برای خودت گنده کردی

08:56.460 --> 08:58.436
‫من و تو نمی‌تونیم
‫چیزایی رو که افشا میشه

08:58.460 --> 08:59.460
‫رو کنترل کنیم

09:01.460 --> 09:02.436
‫خب پس این یعنی نه؟

09:02.460 --> 09:05.460
‫نمی‌خوام بهت وعده‌های توخالی بدم، ایموجن

09:08.980 --> 09:11.820
‫مطمئنم هرچیزی که سرت بیاد
‫می‌تونی ازش زنده بیرون بیای

09:13.460 --> 09:15.300
‫درست مثل من

09:21.460 --> 09:22.436
‫کجایی؟

09:22.460 --> 09:24.476
‫ببخشید. یه چند تا کار ناتموم داشتم
‫که باید انجام می‌دادم

09:24.500 --> 09:26.636
‫می‌دونی که قرار نیست کار کنی، درسته؟

09:26.660 --> 09:29.276
‫- نمی‌تونم همینجوری تیمم رو ول کنم، استوارت
‫- منم نمی‌تونم، کیت

09:29.300 --> 09:31.436
‫منم قراره به ایموجن کمک کنم
‫کشور رو نجات بده

09:31.460 --> 09:33.436
‫دارم پنکیک درست می‌کنم، عزیزم، حله؟

09:33.460 --> 09:35.436
‫- گلوتن نمی‌خوام. یه نون تُست بده بسه
‫- باشه

09:35.460 --> 09:38.436
‫ببین، یه ساعت دیگه برمی‌گردم

09:38.460 --> 09:42.276
‫- برات جبران می‌کنم
‫- بهتره که بکنی، ولی از نوع خوبش

09:42.300 --> 09:43.460
‫می‌بینمت، عزیزم

10:23.460 --> 10:25.300
‫چی شده؟

10:29.460 --> 10:31.436
‫یه تعلیق موقته

10:31.460 --> 10:34.140
‫به خاطر اینه که عملیاتت
‫توی مالت لو رفت؟

10:35.460 --> 10:38.460
‫همکارام توی مسکو میگن
‫یه یارویی توی ام‌ای6 لو داده

10:40.460 --> 10:41.636
‫تو می‌دونستی؟

10:41.660 --> 10:44.436
‫- کی بوده؟
‫- والا نمی‌دونم

10:44.460 --> 10:47.116
‫فقط شنیدم ایگور داره یه
‫واحد خیلی محرمونه روی توی طبقه‌ی هشتم اداره می‌کنه

10:47.140 --> 10:48.436
‫وقتی بهشون آمار مامورت
‫توی ویلا رو دادن

10:48.460 --> 10:51.276
‫مالت رو توی لیست هشدار گذاشتن

10:51.300 --> 10:53.436
‫امکانش هست که بدونن تو داری
‫برای من کار می‌کنی؟

10:53.460 --> 10:56.436
‫فعلا نه. ولی شاید بعدا بفهمن

10:56.460 --> 10:59.460
‫- روشی هست که بشه به واحد ایگور نفوذ کرد؟
‫- نه

11:00.460 --> 11:03.276
‫هیچکدوم از هم‌نسل‌هاش
‫به اسناد دیجیتالی اعتقاد ندارن

11:03.300 --> 11:05.116
‫نسخه‌های کاغذیش چطور؟

11:05.140 --> 11:06.956
‫اصلا نمیشه به اون واحد نفوذ کرد

11:06.980 --> 11:10.436
‫نه به کارکناش میشه نفوذ کرد، نه به گزارشاتش.
‫خودمم تا حالا اونجا نرفتم

11:10.460 --> 11:14.460
‫- همیشه یه راهی هست
‫- از طریق بخش مالی؟ سفر؟

11:16.460 --> 11:18.460
‫آره. ولی به طبقه‌ی هشتمم مربوطه

11:19.500 --> 11:23.436
‫اگه بتونیم ایگور
‫یا هر کدوم از وزرای کابینه

11:23.460 --> 11:26.436
‫یا کارکنان سازمان اطلاعات رو
‫باهم و همزمان یجا بکشونیم،

11:26.460 --> 11:27.620
‫اونموقع می‌تونیم یه کارایی بکنیم

11:29.460 --> 11:32.500
‫شاید. ولی من باید برگردم مسکو

11:43.960 --> 11:45.936
‫واقعا احمقه

11:45.960 --> 11:47.936
‫روسیه کُل اروپا و آمریکا رو

11:47.960 --> 11:49.960
‫با یه همچین کسشری آلوده کرده

11:55.960 --> 11:56.960
‫چطور پیش رفت؟

11:58.960 --> 11:59.936
‫خوب نبود

11:59.960 --> 12:04.936
‫تضمینی بهم نداد، فقط همه‌چیزو انکار می‌کرد

12:04.960 --> 12:07.936
‫انگاری آب از آب نجنبیده

12:07.960 --> 12:10.800
‫یه مشکل جدید داریم.
‫اینو دیدی؟

12:14.960 --> 12:17.936
‫سه تا مهاجر با قایق‌های کوچیک
‫از محل اقامت نظامی توی اسکمپتون فرار کردن

12:17.960 --> 12:20.456
‫و دوتا دختر نوجوون رو گرفتن
‫بردن پشت ایستگاه اتوبوس بهشون تجاوز کردن

12:20.480 --> 12:21.776
‫قضیه اینه که،

12:21.800 --> 12:23.960
‫پلیس لینکلن‌شر گزارشی از این
‫جرم نداره

12:24.960 --> 12:27.936
‫- پس یعنی فیکه؟
‫- از سرویس‌های امنیتی خواستم تا بررسیش کنن

12:27.960 --> 12:28.936
‫ولی انگاری که فیکه، آره

12:28.960 --> 12:31.936
‫البته، این باعث نشده که رایان
‫تقصیرها رو گردنت نندازه

12:31.960 --> 12:34.936
‫اگه من نخست‌وزیر بشم
‫درخواست بازنگری فوری

12:34.960 --> 12:36.936
‫درمورد سیاست مهاجرتی ساده‌لوحانه‌مون رو میدم

12:36.960 --> 12:39.936
‫آره. با این کار خوب می‌تونه
‫از رسوایی کریمسوف فرار کنه

12:39.960 --> 12:42.480
‫بهم هشدار داد ممکنه درگیری فیزیکی پیش بیاد

12:43.960 --> 12:44.960
‫خیلی‌خب

12:45.960 --> 12:47.960
‫پس بیاین تلافی کنیم

12:58.480 --> 12:59.936
‫هی، میخائیل رو پیداش کردم

12:59.960 --> 13:01.936
‫گزارشات پرواز رو بررسی کردم. الان توی هلسینکیه

13:01.960 --> 13:03.936
‫می‌تونی بری اونجا و حواست بهش باشه؟

13:03.960 --> 13:05.936
‫امروز اگه میشه؟

13:05.960 --> 13:07.936
‫آره. وقتی کارم تموم شد میرم

13:07.960 --> 13:10.936
‫قبل از اینکه بری، می‌خوام گزارش یه ماموری

13:10.960 --> 13:12.616
‫که سال پیش ثبت شده رو برام دربیاری

13:12.640 --> 13:14.976
‫گزارشش مربوط به مقر
‫سازمان اطلاعات خارجی روسیه توی مسکو بود

13:15.000 --> 13:17.936
‫- دنبال چی باید بگردم؟
‫- ساخت بخش جدید ساختمون

13:17.960 --> 13:19.936
‫نقشه‌های ساختمونی توی اون پرونده هست

13:19.960 --> 13:22.960
‫- گرفتم
‫- مرسی، جولی

13:27.960 --> 13:30.936
‫جی‌سی‌اچ‌کیو رد اونو توی یه
‫وبسایت توی کاراچی زده

13:30.960 --> 13:34.616
‫بعدش واحدهای اطلاعاتی لِو آماتوف
‫اونا رو گرفتن و وارد عمل شدن

13:34.640 --> 13:35.936
‫خیلی‌خب

13:35.960 --> 13:38.936
‫مطمئنی می‌خوای خیلی جدی
‫جلو بری؟

13:38.960 --> 13:40.936
‫آره

13:40.960 --> 13:43.936
‫ما صحتش رو زیر سوال می‌بریم
‫و نشون می‌دیم چقدر احمق و عجوله

13:43.960 --> 13:46.776
‫و بعدش با یه بیانیه‌ی
‫عدم اعتماد کارش رو تموم می‌کنیم

13:46.800 --> 13:48.936
‫ولی اگه کارش رو تموم نکنه

13:48.960 --> 13:51.776
‫و اونو به سمت افشا کردن
‫ویدیوهای دیگه سوق بده چی؟

13:51.800 --> 13:52.936
‫فکر نکنم این کارو بکنه، استوارت

13:52.960 --> 13:55.936
‫به هرحال، می‌خوایم این ریسکو بکنم

13:55.960 --> 13:57.456
‫هیچ چاره‌ی دیگه‌ای نداریم

13:57.480 --> 13:58.936
‫خیلی‌خب، صبر کن

13:58.960 --> 14:01.936
‫- من دارم میرم بیرون
‫- نه کجا می‌خوای بری، نمی‌خواد بری

14:01.960 --> 14:04.936
‫قراره یه ناهار خونوادگی بخوریم

14:04.960 --> 14:06.936
‫مامانی که اینجا نیست.
‫باید برم جی رو ببینم

14:06.960 --> 14:09.936
‫فردا برو ببینش

14:09.960 --> 14:11.936
‫پس یعنی الان منو تو خونه‌ی کیری حبس کردی؟

14:11.960 --> 14:12.936
‫ببخشیدا، ولی اگه از اینجور کلمات استفاده کنی

14:12.960 --> 14:15.960
‫توی خونه حبس می‌مونی، ممنونم

14:17.960 --> 14:21.800
‫- همه‌چی مرتبطه؟
‫- آره، ببخشید

14:22.960 --> 14:24.936
‫از انجامش مطمئنی؟

14:24.960 --> 14:27.936
‫آره. ترتیب یه کنفرانس خبری
‫رو برای ساعت 5 بده

14:27.960 --> 14:28.936
‫و بریم و سر به نیستش کنیم

14:28.960 --> 14:31.950
‫خیلی‌خب، باشه

14:54.960 --> 14:56.936
‫این ویدیو رو هوش‌مصنوعی اوکی کرده؟
‫جناب وزیرامورخارجه؟

14:56.960 --> 14:59.960
‫اون تجاوزگرای مهاجر واقعین؟

15:00.960 --> 15:03.456
‫انگاری با یه موج اعتراض طرفیم

15:03.480 --> 15:05.936
‫تو نگران بودی، هرکس دیگه‌ای هم بود
‫نگران میشد

15:05.960 --> 15:08.936
‫قصه‌ها همیشه به نفع
‫آدم‌های شجاع تموم میشه، پس باید بپذیریش

15:08.960 --> 15:10.936
‫آره خب، ولی الان داره به نفع ایموجن پیش میره

15:10.960 --> 15:12.936
‫اینو ببین

15:12.960 --> 15:15.616
‫« امنیتِ مرزها بسته به حقیقته، نه خیال »

15:15.640 --> 15:17.960
‫نگران ایموجن نباش.
‫فقط طبق نقشه عمل کن

15:19.960 --> 15:21.936
‫فکر کردم لِو بهمون کمک می‌رسونه

15:21.960 --> 15:23.936
‫نیم میلیون نفر پُستت رو لایک کردن

15:23.960 --> 15:26.936
‫پس مشکل جدیه، حتی اگه
‫ویدیوئه فیک باشه

15:26.960 --> 15:29.936
‫- لِو طرف توئه
‫- طرفِ من یا تو؟

15:29.960 --> 15:32.936
‫دیگه بعد از فاجعه‌ی کریمسوف
‫نمی‌خوام

15:32.960 --> 15:33.976
‫هیچ فشاری به خاطر
‫ارتباط با روس‌ها روم باشه

15:34.000 --> 15:35.936
‫وای خدایا

15:35.960 --> 15:39.936
‫چرا همه می‌خوان کریمسوف
‫رو دست‌نشونده‌ی کرملین نشون بدن؟

15:39.960 --> 15:42.936
‫چون این کشور عاشق قهرمانا و شرورهاست،
‫همیشه همینجوری بوده

15:42.960 --> 15:44.960
‫خب، اگه اینجوریه...

15:45.960 --> 15:47.960
‫آماده‌ای بری پیش بابات؟

15:48.960 --> 15:51.960
‫آره. مرسی که باهام اومدی

15:53.000 --> 15:55.936
‫یادت باشه، قانون شماره‌ی یک
‫همه‌چی به اون بستگی داره.

15:55.960 --> 15:59.320
‫قانون شماره‌ی دو، همه‌چی
‫به اون بستگی داره.

16:04.960 --> 16:05.960
‫مرسی

17:49.160 --> 17:52.136
‫- بالاخره اومدی
‫- ببخشید

17:52.160 --> 17:55.936
‫بچه‌ها چطورن؟ فیونا جواب پیامام رو نمیده

17:55.960 --> 17:57.936
‫خب، چون رفته طبقه‌ی بالا
‫و قهر کرده چون

17:57.960 --> 17:59.936
‫بهش گفتم نمی‌تونه بره جی رو ببینه

17:59.960 --> 18:02.936
‫الانم می‌تونی موزیک اعتراضیش رو بشنوی

18:02.960 --> 18:03.936
‫کجا میری؟

18:03.960 --> 18:06.936
‫خب، یه زنگ دقیقه آخری درمورد

18:06.960 --> 18:07.936
‫یه نشست اضطراری داشتم،

18:07.960 --> 18:09.976
‫پس ممکنه چند ساعتی نباشم، ببخشید

18:10.000 --> 18:11.936
‫- مشکل نداره، برو
‫- خیلی‌خب

18:11.960 --> 18:14.936
‫حس می‌کنم با خودش فکر می‌کنه
‫که کسی بهش توجه نمی‌کنه پس

18:14.960 --> 18:16.456
‫یکمی باهاش درد و دل کن

18:16.480 --> 18:17.776
‫باشه. دوستت دارم

18:17.800 --> 18:19.960
‫حلش می‌کنم

18:21.480 --> 18:22.936
‫جولی

18:22.960 --> 18:26.776
‫نقشه‌ها رو برات ایمیل کردم،
‫ولی چیز زیادی دستگیرمون نمیشه

18:26.800 --> 18:28.936
‫مرسی، خیلی خوبی. بعدا بهشون
‫یه نگاهی می‌ندازم

18:28.960 --> 18:30.936
‫آره، من باید برم.
‫رسیدم هلسینکی بهت زنگ می‌زنم

18:30.960 --> 18:32.960
‫باشه. خداحافظ

18:43.160 --> 18:45.296
‫ردیفی، عزیزم؟

18:45.320 --> 18:47.936
‫می‌خوای یه پیتزایی بگیریم
‫و باهم یه فیلمی ببینیم؟

18:47.960 --> 18:50.960
‫که چی، بشینی کنارم و با لپ‌تاپت ور بری؟

18:51.960 --> 18:53.950
‫درهر صورت نمی‌تونی روی فیلم تمرکز کنی

18:59.960 --> 19:01.960
‫فیونا

19:08.960 --> 19:11.960
‫فیونا، صدای آهنگت همه‌جا رو گرفته

19:28.000 --> 19:29.960
‫فیونا؟

19:43.960 --> 19:45.960
‫سلام، فیونام، لطفا پیغام بذارید

19:52.960 --> 19:54.456
‫- پشت فرمونم
‫- فیونا توی اتاقش نیست

19:54.480 --> 19:55.776
‫پس کجاست؟

19:55.800 --> 19:56.976
‫نمی‌دونم. جواب تلفنم رو نمیده

19:57.000 --> 19:58.976
‫خب، حتما رفته خونه‌ی زیدش جی

19:59.000 --> 20:01.936
‫- آدرسش رو داری؟
‫- نه ندارم

20:01.960 --> 20:05.936
‫بهش نیم ساعت وقت میدم، اگه برنگرده،

20:05.960 --> 20:07.936
‫به یک سری از رفقاش زنگ می‌زنم

20:07.960 --> 20:09.936
‫ببینم شماره‌ی جی رو دارن یا نه

20:09.960 --> 20:10.936
‫ببین، اون چیزیش نمیشه

20:10.960 --> 20:12.936
‫یکمی یک‌دنده‌ست، ولی احمق نیست

20:12.960 --> 20:14.160
‫شبیه مامانشه

21:07.800 --> 21:10.136
‫ازتون تشکر می‌کنم
‫که امروز به ما ملحق شدید

21:10.160 --> 21:12.936
‫و این هوای سرد
‫یورکشایر از پا درتون نیاورد

21:12.960 --> 21:14.936
‫ما اینجاییم تا درمورد پدرم حرف بزنیم

21:14.960 --> 21:19.936
‫پدرِ من نماد تعهد حزبِ ما

21:19.960 --> 21:22.936
‫به آرمان و برابریه

21:22.960 --> 21:25.936
‫و پدرِ پدرم، که میشه بابابزرگم

21:25.960 --> 21:28.960
‫همین دورو ورا، کارگر معدن بود

21:30.960 --> 21:33.960
‫و پدرم، کارش رو به عنوان
‫نماینده‌ی اتحادیه شروع کرد

21:34.960 --> 21:37.136
‫و بعدش رفت سراغ برپا کردن
‫شرکت‌هایی که

21:37.160 --> 21:40.936
‫که حقوق‌های عادلانه‌ای
‫به هزاران نفر از شهروندان بریتانیا اعطا می‌کنه

21:40.960 --> 21:44.936
‫اون می‌دونه که جامعه همه‌چیزه

21:44.960 --> 21:50.456
‫و بازسازی بلندپروازانه‌ش توی این املاک
‫خونه‌های مقرون به صرفه‌ای

21:50.480 --> 21:52.936
‫همراه با خدمات عمومی حیاتی ایجاد می‌کنه

21:52.960 --> 21:57.936
‫این جدیدترین نمونه از روحیه‌ی
‫سخاوتمندانه‌شه

21:57.960 --> 22:00.936
‫حالا، چون من موضوع افزایش

22:00.960 --> 22:04.936
‫نرخ مالیات رو برای افراد ثروتمند
‫جامعه مطرح کردم،

22:04.960 --> 22:07.936
‫رسانه‌های راست‌گرا حسابی فشاری شدن

22:07.960 --> 22:11.456
‫من یه کمونیستم، و طرفدار کوربین

22:11.480 --> 22:15.456
‫خب، امیدوارم یکمی بهتر از اون لباس پوشیده باشم
‫(اشاره به جرمی کوربین)

22:15.480 --> 22:16.936
‫ولی مثل بابام،

22:16.960 --> 22:19.936
‫که بزرگترین اهداکننده‌ی کمک‌مالی
‫به حزب کارگرهاست،

22:19.960 --> 22:21.936
‫من می‌خوام

22:21.960 --> 22:24.960
‫افراد طبقه‌ی مرفه به افراد طبقه‌ی
‫کم‌برخوردار کمک کنن

22:25.960 --> 22:28.456
‫این کشوریه که دوست دارم درش زندگی کنم،

22:28.480 --> 22:30.160
‫و این دولتیه که می‌خوام نخست‌وزیرش باشم

22:33.000 --> 22:35.960
‫به هرحال، وقتشه بیل بزنیم، مرسی از همه

22:42.000 --> 22:49.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:55.960 --> 22:58.936
‫- من بهت رای میدم، رایان!
‫- مرسی، روت حساب می‌کنما

22:58.960 --> 22:59.936
‫گُل کاشتی، رایان

22:59.960 --> 23:01.936
‫جناب وزیرامورخارجه، خبر دارید شورش‌هایی
‫توی

23:01.960 --> 23:03.976
‫توی لینکن‌شر و هارتل‌پول رخ داده؟

23:04.000 --> 23:06.456
‫به نظرتون تا حدی مسئولش شمایید؟

23:06.480 --> 23:07.936
‫خب ببین، رومیلی

23:07.960 --> 23:09.936
‫ما اینجاییم تا از پدرم
‫و این نوآوری‌ها تجلیل کنیم

23:09.960 --> 23:11.936
‫از اینکه از جریان عمومی حمایت کردی پشیمونی؟

23:11.960 --> 23:12.936
‫آخه چون، الان داره

23:12.960 --> 23:14.936
‫اوضاع از کنترل خارج میشه

23:14.960 --> 23:15.960
‫باشه برای یه وقت دیگه

23:20.960 --> 23:24.936
‫احمق خر. پس اون دقت و بررسی
‫چی شد؟

23:24.960 --> 23:27.136
‫تونستی به این وامی که بهت گفتم فکر کنی؟

23:27.160 --> 23:28.936
‫چون داره وقتم تموم میشه

23:28.960 --> 23:30.936
‫رفیق رفقات نمی‌تونن نجاتت بدن؟

23:30.960 --> 23:33.936
‫امروز ازم خواستی بیام، منم اومدم.
‫دیگه چی می‌خوای؟

23:33.960 --> 23:34.936
‫ازت خواستم بیای

23:34.960 --> 23:36.936
‫تا به کاری که دارم می‌کنم
‫باور داشته باشی

23:36.960 --> 23:38.936
‫- حالام بیا برو کونم
‫- خب، اگه قرار نیست کمکم کنی

23:38.960 --> 23:42.456
‫- می‌تونیم با نخست‌وزیری خداحافظی کنیم
‫- «ما؟»

23:42.480 --> 23:45.936
‫ببین، تو به اندازه کافی
‫زنت رو تیغ زدی

23:45.960 --> 23:48.936
‫حالا وقتش رسیده یاد بگیری
‫چطور روی پای خودت وایسی، پسر!

23:48.960 --> 23:50.960
‫یه روزی به خاطرش
‫ازم تشکر می‌کنی

24:09.960 --> 24:11.960
‫بای. بای

24:22.800 --> 24:23.936
‫کجایی تو؟

24:23.960 --> 24:25.136
‫از خونه‌ی جی اومدم بیرون.
‫دارم میام خونه

24:25.160 --> 24:27.936
‫ببخشید منو بابات مجبور بودیم
‫امروز رو سخت کار کنیم،

24:27.960 --> 24:30.960
‫ولی لطفا بدون اینکه بهمون خبر بدی
‫جیم نزن و نرو

24:31.960 --> 24:33.296
‫من دیگه بچه نیستم، مامان

24:33.320 --> 24:36.456
‫- می‌دونم نیستی
‫- پس مثل بچه‌ها باهام رفتار نکن

24:36.480 --> 24:38.936
‫هیچکدوم از رفیقام، از این قانون‌هایی
‫که آخر هفته نمی‌تونی جایی بری ندارن

24:38.960 --> 24:40.936
‫این قانون نیست که

24:40.960 --> 24:43.480
‫فقط می‌خوام باهات وقت بگذرونم.
‫این مشکلی داره؟

24:44.960 --> 24:46.936
‫فیونا؟

24:46.960 --> 24:48.936
‫فیونا؟

24:48.960 --> 24:50.936
‫فکر کنم یه یارویی داره تعقیبم می‌کنه

24:50.960 --> 24:52.936
‫- کی؟
‫- نمی‌دونم

24:52.960 --> 24:54.960
‫وقتی رفتم توی کوچه‌مون دیدمش

24:56.800 --> 24:59.936
‫- کجایی؟
‫- توی خیابون وِلم

24:59.960 --> 25:03.936
‫برو مغازه‌ی سرکوچه، به صاحبش بگو
‫یکی داره تعقیبت می‌کنه، باشه؟

25:03.960 --> 25:05.936
‫همونجا بمون، من الان میام

25:05.960 --> 25:06.960
‫باشه

25:09.960 --> 25:11.936
‫- هنوز دنبالته؟
‫- آره

25:11.960 --> 25:14.936
‫نترس. فکر کنم فقط می‌خواد
‫بترسونتت

25:14.960 --> 25:18.960
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- بهم اعتماد کن. چیزیت نمیشه

25:38.960 --> 25:40.456
‫- باید بریم. بجنب
‫- کجا؟

25:40.480 --> 25:42.160
‫بعدا سوالاتو بپرس، بدو بریم، گاس

25:46.960 --> 25:48.160
‫بجنب

25:53.960 --> 25:56.616
‫- کسی نیست؟
‫- رفتی داخل مغازه؟

25:56.640 --> 25:58.960
‫- آره. ولی کسی نیست
‫- من دارم میام

26:02.960 --> 26:04.960
‫کسی نیست؟

26:16.960 --> 26:18.320
‫کسی نیست؟

26:19.960 --> 26:21.936
‫پشت خطی، فیونا؟

26:21.960 --> 26:23.960
‫- آره
‫- باشه

26:29.960 --> 26:32.960
‫- یارو اومد داخل
‫- باشه، دیگه رسیدم

27:16.960 --> 27:18.136
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

27:18.160 --> 27:19.960
‫برو داخل ماشین

27:22.960 --> 27:24.960
‫تف توش

27:32.960 --> 27:34.936
‫حتی فکرشم نکن

27:34.960 --> 27:38.936
‫به رئیس رئسات بگو، اگه یه بار دیگه ببینم
‫یکی سمت اعضای خونواده‌ام میاد

27:38.960 --> 27:41.950
‫گردنشون رو می‌شکنم، شیرفهم شدی؟

28:00.800 --> 28:04.936
‫یارو روس بود. یه ماموری چیزی

28:04.960 --> 28:06.936
‫مامور پلیس؟

28:06.960 --> 28:10.936
‫نه. مامور اطلاعاته

28:10.960 --> 28:12.936
‫برای سازمان اطلاعات روسیه کار می‌کنه

28:12.960 --> 28:14.960
‫چرا افتاده بود دنبالِ من؟

28:17.160 --> 28:20.936
‫ببین، بهت گفتم که من کارمند دولتم، درسته؟

28:20.960 --> 28:21.960
‫و این درسته

28:22.960 --> 28:25.960
‫ولی یه چیزای دیگه‌ای هم هست
‫که درموردِ من نمی‌دونی

28:29.960 --> 28:33.960
‫من برای سازمان اطلاعات بریتانیا کار می‌کنم

28:35.960 --> 28:37.936
‫منــ، من آدم‌هایی رو استخدام می‌کنم

28:37.960 --> 28:40.936
‫که برای سازمان‌های دیگه‌ای کار می‌کنن،

28:40.960 --> 28:41.936
‫مخصوصا اونایی که روسن،

28:41.960 --> 28:44.950
‫تا باهم بتونیم اطلاعات برای...

28:45.960 --> 28:47.936
‫چیه؟ کجاش خنده‌ داره؟

28:47.960 --> 28:50.960
‫تو جاسوسی؟ مامان.
‫خیلی بامزه‌ای

28:53.000 --> 28:54.936
‫فکر می‌کنی دارم بهت دروغ میگم؟

28:54.960 --> 28:56.936
‫- بیخیال بابا جاسوس‌ها چیـز نمی‌کنن...
‫- چیکار؟

28:56.960 --> 29:01.936
‫پاسپورت‌هاشون رو توی یه گاوصندق
‫نگه نمی‌دارن، یا مثلا هرلحظه

29:01.960 --> 29:04.960
‫آماده‌ی سفر نیستن یا روسی حرف نمی‌زنن؟

29:14.960 --> 29:17.960
‫ولی حق با توئه، من جاسوس نیستم.
‫من جاسوس‌ها رو اداره می‌کنم

29:19.960 --> 29:21.616
‫اونا خیلی کارهای ریسکی انجام میدن،

29:21.640 --> 29:24.976
‫اما بعضی وقتا، به عنوان مسئولشون،
‫منم زیر ذره‌بین قرار می‌گیرم

29:25.000 --> 29:26.950
‫چرا اونا دارن ما رو می‌پان؟

29:27.960 --> 29:32.936
‫خب، این یه پیغام از طرف
‫مسئول‌های اونا به منه،

29:32.960 --> 29:35.640
‫تا بهم بفهمونن که منو زیرنظر دارن

29:37.640 --> 29:40.800
‫اونا اصلا نمی‌تونست بهت صدمه بزنه، باشه؟

29:41.960 --> 29:43.976
‫ولی من این قضیه رو
‫محض اطمینان به پلیس،

29:44.000 --> 29:45.936
‫و اداره‌ام گزارش میدم

29:45.960 --> 29:47.936
‫اگرچه برای مدتی سرکار نمیرم

29:47.960 --> 29:49.456
‫چرا؟

29:49.480 --> 29:50.936
‫قضیه داره

29:50.960 --> 29:54.960
‫ببینید، فقط می‌خوام بدونید که
‫ما جامون امنه، باشه؟

29:57.160 --> 29:59.456
‫- باشه؟
‫- حله

29:59.480 --> 30:01.960
‫چیز دیگه‌ای هم هست که بخواید بپرسید؟

30:03.960 --> 30:06.936
‫- بابا می‌دونه چیکاره‌ای؟
‫- البته که می‌دونه

30:06.960 --> 30:10.936
‫اما... این اتفاقات روزمره رو باید
‫پیش خودم نگه دارم

30:10.960 --> 30:12.480
‫تا حالا به کسی تیر زدی؟

30:13.960 --> 30:16.960
‫محض اطمینان، بهم آموزشش رو دادن

30:17.960 --> 30:19.960
‫از اون چیزی که به نظر می‌رسه سخت‌تره

30:23.960 --> 30:25.480
‫می‌دونم هضمش براتون سخته

30:28.960 --> 30:29.960
‫بیاید بغلم

30:41.500 --> 30:43.500
‫« ژنو »

31:01.960 --> 31:05.936
‫جناب سوور، هریس خان هستم،
‫خیلی خوشحالم می‌بینمتون

31:05.960 --> 31:08.960
‫- خیلی ممنون. منم خوشوقتم
‫- بفرمایید داخل، لطفا

31:14.960 --> 31:16.936
‫اولین باره اومدید ژنو؟

31:16.960 --> 31:20.936
‫نه، قبلا برای یک سری کارها
‫اومدم اینجا

31:20.960 --> 31:22.936
‫اما بانک‌های خصوصی‌تون،

31:22.960 --> 31:24.936
‫این روزا خیلی سر

31:24.960 --> 31:25.936
‫خالص بودن جریان پولی محتاط شدن

31:25.960 --> 31:28.960
‫سرمایه‌گذاری‌های حساس تخصص منه

31:30.320 --> 31:31.936
‫پس یعنی می‌تونید بهم کمک کنید؟

31:31.960 --> 31:36.160
‫البته. ما همه‌ی پروتکل‌های
‫لازم رو داریم

31:47.960 --> 31:51.960
‫خودم یک سری کارها رو انجام دادم

31:52.960 --> 31:54.936
‫یه استراتژی ممکن برای سرمایه‌گذاریتون

31:54.960 --> 31:56.160
‫خیلیم عالی

32:05.000 --> 32:07.976
‫امشب، من و همکارانم
‫تصمیم سختی گرفتیم

32:08.000 --> 32:11.936
‫تا درخواست کنیم
‫یه وزیرارشد از مقامش استعفا

32:11.960 --> 32:14.000
‫و از رقابت بر سر نخست‌وزیری کنار بره

32:15.960 --> 32:16.936
‫به عنوان وزیر کشور،

32:16.960 --> 32:19.960
‫امنیت این کشور اولویت منه

32:20.960 --> 32:22.936
‫تصمیم وزیرامورخارجه برای دیدار

32:22.960 --> 32:25.936
‫یواشکی با وزیرامورخارجه‌ی روسیه

32:25.960 --> 32:28.976
‫بخشی گسترده‌تر از یک الگوی
‫تصمیم‌گیری‌های مشکوکه

32:29.000 --> 32:30.936
‫درست همین امروز، حمایت خودش رو

32:30.960 --> 32:33.936
‫از یه ویدیوی کاملا فیک که

32:33.960 --> 32:36.960
‫باعث آشوب در سرتاسر کشور شده
‫اعلام کرد

32:37.960 --> 32:41.936
‫حالا، زمانی که دنیا هیچوقت از الانی
‫که هست ناامن‌تر نشده بود،

32:41.960 --> 32:44.456
‫ما باور داریم که این کار

32:44.480 --> 32:47.936
‫ایشون برای در اختیار گرفتن
‫هر سمت رسمی‌ای از صلاحیت خارج می‌کنه

32:47.960 --> 32:50.456
‫هر بلایی که سرش میاد حقشه

32:50.480 --> 32:51.960
‫موافقم

32:55.300 --> 32:57.300
‫« هلسینکی »

34:07.960 --> 34:11.960
‫سلام، راوم، یا پیغام بذارید
‫یا پیام بدید

34:25.000 --> 34:26.936
‫جیم رو یادته؟

34:26.960 --> 34:29.296
‫امشب و فردا رو بیرون خونه‌ات
‫نگهبانی میده

34:29.320 --> 34:30.616
‫کیت هستم

34:30.640 --> 34:32.960
‫چطور آخه یادم بره؟ بیاید داخل

34:35.960 --> 34:39.960
‫نگران هیچی نباش. جیم بهترین آدمیه که داریم

34:43.480 --> 34:45.936
‫- یه لیوان چای می‌خوای؟
‫- نه، دستت طلا

34:45.960 --> 34:47.936
‫فیونا چطوره؟

34:47.960 --> 34:50.936
‫خسته و کوفته‌ست، ولی حالش خوبه

34:50.960 --> 34:52.976
‫باورم نمیشه اونا اومدن دنبال ما

34:53.000 --> 34:54.936
‫می‌دونم

34:54.960 --> 34:58.960
‫به زک و رئیس خبر دادم.
‫وزارت امورخارجه هم باید خبردار بشه

34:59.960 --> 35:03.000
‫اوضاع قاطی پاتی شده

35:05.960 --> 35:07.040
‫یه چیز دیگه هم هست

35:08.160 --> 35:11.960
‫خب، من یه نگاهی به گزارشات زک از
‫سال 2024 انداختم

35:12.960 --> 35:14.936
‫اون سفرش به دوبروونیک رو ثبت کرده

35:14.960 --> 35:19.936
‫طبق یه برنامه‌ی همیشگی
‫با رئیس سازمان اطلاعات کرواسی ملاقات می‌کرده

35:19.960 --> 35:23.936
‫اما هیچ نشونه‌ای فعالیتی توی پورتونووی نیست

35:23.960 --> 35:25.936
‫خب، اون سه روز مخفیانه

35:25.960 --> 35:27.936
‫قبل از اینکه دوباره از دوبروونیک برگرده
‫اونجا بوده،

35:27.960 --> 35:30.936
‫که برای اینجور شغلی
‫این مدت مخفی بودن خیلی زیاده

35:30.960 --> 35:33.776
‫البته که هست

35:33.800 --> 35:36.296
‫- هنوز توی اداره‌ست؟
‫- وقتی من رفتم که بود

35:36.320 --> 35:38.320
‫پس بیا بذاریمش لای منگنه

35:39.960 --> 35:41.936
‫سلام

35:41.960 --> 35:43.960
‫من برمی‌گردم برم ببینم هنوز هست یا نه

35:45.960 --> 35:47.936
‫- سلام
‫- سلام، رُز

35:47.960 --> 35:48.936
‫استوارت

35:48.960 --> 35:50.936
‫اون یارو دمه در کیه؟

35:50.960 --> 35:52.136
‫مامور ویژه‌ست

35:52.160 --> 35:54.296
‫خیلی‌خب. فیونا کجاست؟ اون...

35:54.320 --> 35:56.936
‫خوابیده، چیزیش نیست.
‫من میرم باهاش حرف بزنم

35:56.960 --> 35:58.936
‫نه، نه، نه، فعلا ولش کن.
‫چیزیش نیست

35:58.960 --> 36:00.936
‫دلم لک زده برای یه مشروب

36:00.960 --> 36:03.960
‫- ببخشید، رُز
‫- تنهاتون می‌ذارم

36:12.960 --> 36:13.960
‫خب، چطور بود؟

36:15.640 --> 36:16.936
‫والا، می‌دونی دیگه

36:16.960 --> 36:19.936
‫نخست‌وزیر کفری شده، ولی
‫واکر دیگه چاره‌ای برامون نذاشته

36:19.960 --> 36:22.480
‫الان دیگه به حزب بستگی داره

36:23.960 --> 36:25.456
‫- بگیر بخور
‫- نه، نمی‌خوام

36:25.480 --> 36:28.960
‫- یکمی بخور، باشه؟
‫- باشه

36:33.960 --> 36:35.936
‫ای کاش وقتی داشتی

36:35.960 --> 36:37.136
‫به بچه‌ها می‌گفتی یه جیمزباندی
‫هستی برای خودت اینجا می‌بودم

36:37.160 --> 36:38.960
‫به نظرشون من اونقدرام خفن نیستم

36:41.960 --> 36:43.960
‫باورم نمیشه همچین اتفاقی افتاد

36:45.800 --> 36:46.936
‫منم همینطور

36:46.960 --> 36:48.960
‫از اینکه اینجوری همه‌مون رو
‫توی خطر انداختم متنفرم

36:50.960 --> 36:52.960
‫پس چرا بس نمی‌کنی؟

36:53.960 --> 36:55.960
‫- خب، بس کنم بعدش چیکار کنم؟
‫- یه کار دیگه کن

36:56.960 --> 36:58.960
‫یه کاری که خطرش کمتر باشه

36:59.960 --> 37:00.960
‫عزیزم

37:51.960 --> 37:53.000
‫برو که رفتیم

38:10.960 --> 38:12.456
‫به عنوان وزیر کشور،

38:12.480 --> 38:15.936
‫امنیت این کشور اولویت منه

38:15.960 --> 38:17.936
‫تصمیم وزیرامورخارجه برای ملاقات

38:17.960 --> 38:19.936
‫یواشکی با وزیرامورخارجه روسیه،

38:19.960 --> 38:23.296
‫یه بخش بزرگتری از الگوی
‫تصمیم‌گیری‌های مشکوکه

38:23.320 --> 38:25.296
‫[مطمئنی؟]
‫همین امروز، اون حمایت خودش رو

38:25.320 --> 38:28.936
‫از یه ویدیوی کاملا فیک

38:28.960 --> 38:30.936
‫[آره مطمئنم، نظرت چیه؟]
‫که داره توی سرتاسر کشور آشوب به پا می‌کنه
‫اعلام کرد

38:30.960 --> 38:32.480
‫تف توش

38:33.960 --> 38:34.936
‫همه‌چی مرتبه

38:34.960 --> 38:37.936
‫آره، آره، آره، فقط باید
‫یه زنگ کاری بزنم

38:37.960 --> 38:38.936
‫باشه

38:38.960 --> 38:41.136
‫توی بعضی از موارد، بی نظمی
‫و توی بعضی از موارد دیگه، شورش‌هایی

38:41.160 --> 38:43.960
‫درحال گسترش هستن

38:57.160 --> 38:58.960
‫هی

39:00.960 --> 39:01.936
‫کجایی؟

39:01.960 --> 39:03.936
‫تازه رسیدم خونه

39:03.960 --> 39:06.936
‫- چند بار بهت زنگ زدم
‫- می‌دونم، ببخشید

39:06.960 --> 39:09.936
‫ولی نگران نباش، چون خبرای خوبی آوردم

39:09.960 --> 39:12.936
‫تونستم لپ‌تاپ سوور رو هک کنم

39:12.960 --> 39:14.936
‫چی دستگیرت شد؟

39:14.960 --> 39:17.936
‫رفیق. نونمون تو روغنه

39:17.960 --> 39:20.976
‫رایان واکر از ایگور بورودین پول گرفته

39:21.000 --> 39:24.936
‫سوور هم کل این معامله رو
‫از طریق شرکت‌های خارج از کشورش واسطه‌گری کرد

39:24.960 --> 39:26.936
‫- تف توش
‫- آره

39:26.960 --> 39:27.936
‫با جولی حرف زدی؟

39:27.960 --> 39:29.456
‫نه، هنوز نه. می‌خوای بهش خبر بدم؟

39:29.480 --> 39:31.936
‫نه، نه، نه، فعلا به کسی چیزی نگو

39:31.960 --> 39:34.936
‫باشه. کیت، تو ردیفی؟

39:34.960 --> 39:38.936
‫فعلا نمی‌دونم. یه کار دیگه‌ای
‫دارم که باید انجام بدم،

39:38.960 --> 39:41.936
‫1 ساعت دیگه میام خونه‌ات باشه؟

39:41.960 --> 39:42.936
‫باشه. اوکیه

39:42.960 --> 39:46.936
‫الان اسکرین‌شات‌ها رو برات می‌فرستم، باشه؟

39:46.960 --> 39:47.960
‫باشه. بعدا می‌بینمت، خداحافظ

40:00.640 --> 40:01.960
‫دیگه بازی تمومه، رایان

40:04.200 --> 40:06.200
‫« هلسینکی »

40:43.960 --> 40:47.936
‫هر اتاقی که توی طبقه‌ی هشتم
‫هست یه سرویس جداگونه‌ی حموم دستشویی داره

40:47.960 --> 40:48.936
‫از رئیس رئسای روس بعید نیست

40:48.960 --> 40:50.296
‫به غیر از این اتاق

40:50.320 --> 40:52.960
‫اگه یه دفتر خصوصی نباشه، حتما
‫برای بایگانیه

40:54.320 --> 40:57.936
‫دنبال گزارشات سفر ایگور بگرد

40:57.960 --> 41:00.936
‫اگه بتونیم سفرهاش رو با یکی
‫توی دولت بریتانیا مچ کنیم...

41:00.960 --> 41:04.936
‫وقت زیادی ندارم. تاریخ‌هاش رو می‌خوام.
‫واحد ویژه‌اش کی برپا شد؟

41:04.960 --> 41:06.936
‫درست بعد از اینکه اون مامور
‫رو جذبش کرد

41:06.960 --> 41:08.960
‫دارم روش کار می‌کنم

41:13.960 --> 41:15.960
‫باید درمورد ریسکش حرف بزنیم

41:17.160 --> 41:19.320
‫هردمون می‌دونیم ریسک‌هاش چیان

41:21.800 --> 41:22.960
‫آره

41:24.960 --> 41:26.320
‫باهات تماس می‌گیرم

41:46.960 --> 41:48.000
‫راو؟

41:50.960 --> 41:52.000
‫راو؟

41:59.960 --> 42:01.950
‫سلام، راوم، لطفا پیغام بذارید

42:02.500 --> 42:22.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
