WEBVTT

00:00.500 --> 00:03.956
‫[آنچه در قسمت قبل گذشت]
‫ایشون جناب رایان واکره
‫که داره از نشست ناتو میاد بیرون

00:03.980 --> 00:06.436
‫تا با وزیرامورخارجه روسیه
‫ناپدید بشه

00:06.460 --> 00:08.436
‫نه ماشین رسمی‌ای نه محافظ شخصی‌ای

00:08.460 --> 00:10.436
‫و نه مشاور ویژه‌ای، مثل خانم ملیسا موریس

00:10.460 --> 00:13.436
‫رایان همیشه اینجوری غیبش می‌زنه؟
‫به تو آمار کاراش رو نمیده؟

00:13.460 --> 00:15.436
‫من برای این وارد سیاست نشدم

00:15.460 --> 00:17.436
‫پس چرا داری با رایان واکر
‫کار می‌کنی، ها؟

00:17.460 --> 00:21.436
‫همیشه برای کسی مثل تو
‫توی اداره جا هست

00:21.460 --> 00:24.436
‫میشه این سوال پیچ کردن رو بسپاریم
‫به خبرنگارها؟

00:24.460 --> 00:27.436
‫همکارات بهم گفتن که بهتره
‫تو استعفا بدی

00:27.460 --> 00:29.436
‫من به این زودیا استعفا نمیدم

00:29.460 --> 00:31.680
‫تو خبر جلسه‌ی من با دیمیتری
‫کریمسوف رو فاش کردی؟

00:31.704 --> 00:32.436
‫نه

00:32.460 --> 00:35.116
‫خودتو درگیر انتخابات نکن

00:35.140 --> 00:38.436
‫باعث افتخارمه که
‫نامزد شدنم رو برای

00:38.460 --> 00:42.436
‫نخست‌وزیر بعدی حزبمون
‫و کشور قدرتمندمون اعلام کنم

00:42.460 --> 00:47.436
‫اون یارویی که توی مرسدس بود
‫لِو آماتوف، همون الیگارش خوشگل موشگلمونه

00:47.460 --> 00:50.116
‫می‌دونی که مونته‌نگرو
‫منبع فساده

00:50.140 --> 00:51.476
‫چرا ایموجن باید

00:51.500 --> 00:54.436
‫یه کمک‌مالی 200 هزار تایی رو
‫از یه یارویی مثل لِو آماتوف قبول کنه؟

00:54.460 --> 00:57.956
‫کل وقت رو با دستیارش
‫شلنگ تخته می‌نداخت

00:57.980 --> 01:00.436
‫جاشوا لانگ؟
‫بنظرت ایموجن تا حالا خیانت کرده؟

01:00.460 --> 01:03.436
‫نه، تا اونجایی که می‌دونم. چطور؟

01:03.460 --> 01:06.436
‫چیه، فیلم پورن ایموجن کانراد در اومده؟
‫از کجا می‌دونی قراره افشا بشه؟

01:06.460 --> 01:08.460
‫خودم نمی‌دونم. فقط خبرشو بهم دادن که ممکنه

01:09.460 --> 01:10.796
‫آخرین بار کِی دختره رو دیدی؟

01:10.820 --> 01:13.130
‫احتمالا مسکو فهمیده که
‫داریم ایگور رو می‌پاییم

01:15.700 --> 01:17.700
‫« چطور اینو ندیدین؟ ها؟ »

01:18.460 --> 01:20.436
‫لنچوکای عزیزتون داشت
‫جاسوسی‌مون رو می‌کرد

01:20.460 --> 01:22.436
‫میشه یه تیم بفرستی
‫تا خارجش کنن؟

01:22.460 --> 01:26.436
‫- خیلی ریکسش بالاست، کیت
‫- من اونو تنها نمی‌ذارم، رُز

01:26.460 --> 01:28.956
‫خیلی متاسفم، ولی فردا
‫باز باید برم

01:28.980 --> 01:31.436
‫ممکنه درگیری‌ای پیش بیاد

01:31.460 --> 01:32.796
‫همه‌چی آماده‌ست

01:32.820 --> 01:35.460
‫حالا باید بری بفهمی
‫هندرسون چیا می‌دونه

01:37.000 --> 01:48.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:27.000 --> 02:34.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:34.660 --> 02:37.436
‫ببخشید. نیازی نیست

02:37.460 --> 02:40.436
‫بهت که گفتم تصمیم خودت بوده

02:40.460 --> 02:44.460
‫ببخشید که دیر کردم. به تاکسی گفتم
‫وایسه یه قهوه بگیرم

03:42.100 --> 03:45.100
‫« سرویس مخفی »
‫« فصل اول: قسمت سوم »

04:01.300 --> 04:03.300
‫دختر خوبی هستی، لنا

04:04.460 --> 04:06.460
‫میری دعای صبح رو بخونی

04:07.460 --> 04:09.300
‫حله؟

04:14.300 --> 04:15.460
‫توی میکروفون اینو بگو

04:20.460 --> 04:22.460
‫من دختر خوبیم که میرم دعای صبح رو بخونم

04:24.460 --> 04:26.460
‫عالیه. بزن بریم

04:54.460 --> 04:55.820
‫امنه

05:05.660 --> 05:08.460
‫خیلی‌خب...

05:14.500 --> 05:17.460
‫- اونجا اوضاع چطوره؟
‫- فعلا خبری نیست

05:29.460 --> 05:31.460
‫چند دقیقه صبر کن

05:34.460 --> 05:35.460
‫البته امیدوارم

05:56.500 --> 05:59.460
‫مظنون توی کلیساست

06:29.460 --> 06:32.436
‫بنازم

06:32.460 --> 06:33.956
‫برو بریم! خیلی‌خب

06:33.980 --> 06:37.140
‫وارد شدیم. همه‌چی اوکیه

06:57.300 --> 07:01.300
‫خیابون خروجی امنه
‫ولی فکر کنم مظنون توی کلیساست

07:21.460 --> 07:23.460
‫توی موقعیتم و همه‌چی امنه

07:28.660 --> 07:30.460
‫وضعیت هشدار تا پنج دقیقه دیگه

07:35.460 --> 07:37.276
‫یه ماشین داره نزدیک میشه

07:37.300 --> 07:38.660
‫سمت بازار

07:45.460 --> 07:48.460
‫ماشین توی جای همیشگی پارک کرد

07:52.460 --> 07:53.500
‫لنا

07:57.460 --> 07:59.460
‫خودت می‌دونی باید چیکار کنی

08:11.700 --> 08:12.700
‫« ورودی رو می‌بینم »

08:33.460 --> 08:35.460
‫حواستون به دختره باشه. داره میاد

08:38.460 --> 08:39.820
‫یکی انگاری دنبالشه. با لباس آبی

09:03.460 --> 09:05.460
‫سلام، من سیلویام

09:07.460 --> 09:08.500
‫یارو دیگه دنبالش نیست

09:21.460 --> 09:25.436
‫یکی دیگه دنبالشه. با کلاه بیسبالی قرمز. با پای پیاده

09:25.460 --> 09:27.460
‫داره تا ریپابلیک دنبالش میره

09:35.460 --> 09:36.660
‫مورد دوم هم تایید شد

09:38.980 --> 09:40.460
‫وضعیت امنه

09:51.140 --> 09:53.460
‫تا پنج ثانیه دیگه مورد دوم رو از پا درش میارم

10:10.460 --> 10:13.460
‫لنا. بیا دنبالم، دارمت

10:15.460 --> 10:16.460
‫بشین داخل

10:25.460 --> 10:26.460
‫تف توش

10:29.460 --> 10:31.460
‫جات امنه

11:18.460 --> 11:20.500
‫بجنبید! بجنبید، بجنبید

11:56.460 --> 11:58.460
‫تف توش!

12:06.460 --> 12:08.140
‫تف توش

12:56.460 --> 12:59.436
‫حال همه خوبه؟

12:59.460 --> 13:02.300
‫آره. به سیسیل رسیدیم

13:04.460 --> 13:06.436
‫من متاسفم

13:06.460 --> 13:08.460
‫می‌دونم درد از دست دادن
‫یه مامور چقدر سنگینه

13:15.460 --> 13:16.580
‫وقتی برگشتی حرف می‌زنیم

14:20.960 --> 14:22.480
‫سلام بهت

14:25.960 --> 14:27.960
‫انگاری رفته بودی جنگ

14:30.000 --> 14:32.960
‫- آره والا رفته بودم
‫- چرا، چیزی شده؟

14:34.960 --> 14:37.320
‫- یکی رو از دست دادم
‫- عزیزم

14:39.320 --> 14:40.960
‫خیلی متاسفم

14:42.320 --> 14:43.960
‫منم همینطور

14:44.960 --> 14:46.936
‫می‌خوای درباره‌ش حرف بزنی؟

14:46.960 --> 14:48.456
‫می‌تونی درباره‌ش حرف بزنی؟

14:48.480 --> 14:49.960
‫نه

14:50.960 --> 14:52.160
‫ردیفی دیگه؟

14:53.960 --> 14:55.936
‫آره زنده‌ام

14:55.960 --> 14:57.936
‫بیا بغلم. بیا

14:57.960 --> 14:59.960
‫بیا بغلم

16:59.960 --> 17:03.960
‫خیلی‌خب. دیگه پیش خودمی

17:15.960 --> 17:18.000
‫انگاری خوب خوابیدیا

17:19.960 --> 17:20.960
‫آره

17:30.960 --> 17:32.320
‫یه چیزی باید بهت نشون بدم

17:34.160 --> 17:35.960
‫تیم عملیاتی روسیه رو پیدا کردم

17:36.960 --> 17:39.936
‫اونا با پاسپورت‌های اصلی‌شون
‫روز قبلی که ما بیایم مالت

17:39.960 --> 17:41.936
‫از روسیه رفتن به استانبول

17:41.960 --> 17:42.936
‫از سه تا کارت اعتباری مختلف استفاده کردن،

17:42.960 --> 17:45.136
‫ولی همه‌شون به یه صورت‌حساب وصلن،

17:45.160 --> 17:47.936
‫که معلومه همون دفتر عملیاتی اس‌وی‌ار هست
‫(سازمان اطلاعات خارجی روسیه)

17:47.960 --> 17:49.430
‫خب، اونا اونقدرام که
‫فکر می‌کنن زرنگ نیستن

17:49.454 --> 17:49.936
‫نه نیستن

17:49.960 --> 17:52.936
‫نه، من اول فکر کردم
‫وقتی برسن استانبول از اسم‌های فیک استفاده می‌کنن،

17:52.960 --> 17:56.960
‫من دنبال هرکدوم ازشون که پول نقد
‫داده گشتم

17:58.320 --> 18:00.616
‫سیمونوف، اسمیرنوف

18:00.640 --> 18:02.960
‫پالاچینکوف، کوزنتسوف

18:12.960 --> 18:15.936
‫این یه لول از احمق بودنم بالاتره.
‫کارشون بی‌ملاحظگی محض بوده

18:15.960 --> 18:18.936
‫- چرا خب؟
‫- با اسم‌های فیک قدیمی رفتن استانبول

18:18.960 --> 18:23.296
‫از مرکز مسکو بعیده که با پاسپورت‌های
‫قدیمی این ریسک رو بکنه

18:23.320 --> 18:26.936
‫- مگر اینکه خیلی عجله داشته باشی
‫- آره

18:26.960 --> 18:28.976
‫خب... لپ کلام

18:29.000 --> 18:32.936
‫تا پریروز اونا هیچی درمورد
‫عملیات ما نمی‌دونستن

18:32.960 --> 18:35.936
‫که یعنی یه نفر حتما
‫آمار دختره رو بهشون داده

18:35.960 --> 18:38.960
‫- آره. ولی خب کی؟
‫- یکی که از عملیات ما خبر داره

18:40.960 --> 18:42.936
‫- میشه اینو برای زک و رُز بفرستی؟
‫- آره

18:42.960 --> 18:45.960
‫- قهوه می‌خوای؟
‫- نه، ممنون

18:54.800 --> 18:58.936
‫بهت که گفتم اگه برگردی
‫ممکنه فاجعه به بار بیاد

18:58.960 --> 19:00.296
‫می‌دونم

19:00.320 --> 19:04.960
‫ما کل شب رو توی گندکاری‌های
‫وزارت‌خونه‌ی مالت دست و پا زدیم

19:06.160 --> 19:09.936
‫دفعه بعدی که وسط اون همه مردمی
‫که دارن میرن کلیسا تیراندازی راه انداختیم،

19:09.960 --> 19:11.960
‫به مزاقشون خوش نمیاد
‫که بدون هماهنگی انجامش بدیم

19:13.960 --> 19:15.936
‫من متاسفم

19:15.960 --> 19:17.936
‫ولی نباید روس‌ها رو مقصر بدونن؟

19:17.960 --> 19:20.960
‫می‌دونم می‌خواستی
‫مامورت رو نجات بدی

19:21.960 --> 19:25.960
‫- ولی شانس آوردی که زنده اومدی بیرون
‫- فقط شانس نبود، زک

19:27.160 --> 19:30.936
‫نمیشه قبول کنیم که
‫این نشون میده مسکو می‌خواسته

19:30.960 --> 19:32.960
‫جلوی عملیات مارو برای حفاظت
‫از نفوذیش توی لندن بگیره؟

19:36.320 --> 19:37.936
‫ادامه بده

19:37.960 --> 19:41.936
‫ایگور تیمش رو با پاسپورت‌های شناخته شده
‫فرستاد،

19:41.960 --> 19:43.936
‫و همه‌ی پروتکل‌های امنیتی رو به چپش گرفت

19:43.960 --> 19:47.936
‫و این کارو مَردی انجام داده
‫که از جونش برای حفاظت از این عملیات حساس مایه گذاشته

19:47.960 --> 19:52.936
‫فکر می‌کنی فهمیده
‫ما توی خونه‌ش شنود گذاشتیم؟ چطور؟

19:52.960 --> 19:55.936
‫خب، پس چرا باید یه تیم عملیاتی
‫رو اینقدر سریع بفرسته برن؟

19:55.960 --> 19:56.976
‫پس یعنی بهش آمار داده بودن؟

19:57.000 --> 19:59.000
‫- فکر کنم
‫- از لندن؟

20:00.960 --> 20:04.936
‫- فقط احتماله
‫- و هدفشون این بود که هم دختره و هم تو رو بُکُشن؟

20:04.960 --> 20:06.936
‫تا بخش روسیه رو به خاک سیاه بشونن؟

20:06.960 --> 20:08.936
‫کارشون بچه‌گونه‌ست، ولی احتمالا
‫فکر می‌کنن ارزشش رو داشت

20:08.960 --> 20:11.320
‫البته اگه عملیات لندنشون به اندازه
‫کافی بزرگ باشه، که هست

20:13.960 --> 20:15.480
‫فقط یه احتماله

20:16.960 --> 20:18.936
‫ولی بیا بگیم مسکو
‫این خیالی رو که

20:18.960 --> 20:20.936
‫اونا یه نفوذی توی کابینه دارن
‫رو به خوردت دادن

20:20.960 --> 20:23.936
‫مگه کارشون همین نیست؟

20:23.960 --> 20:25.936
‫برات تله می‌ذارن، و از نزدیک دخلت رو میارن

20:25.960 --> 20:27.936
‫و تیرشون عمدی خطا میره، تا
‫کاری کنن باور کنی

20:27.960 --> 20:29.936
‫که می‌خواستن تو رو بُکُشن

20:29.960 --> 20:31.776
‫یا اینکه می‌خواستن منو برای اینکه

20:31.800 --> 20:34.936
‫عملیاتم رو متوقف و نفوذی‌شون
‫رو وارد داونینگ‌استریت کنن از پا در بیارن

20:34.960 --> 20:37.640
‫احتمالش هست. از حق نگذریم

20:39.800 --> 20:43.936
‫ببین، قضیه فقط اتفاقی که
‫توی ویلا افتاد نیست

20:43.960 --> 20:45.936
‫من و راو شواهد محکمی برای

20:45.960 --> 20:48.936
‫متهم کردن هم رایان واکر
‫و هم ایموجن کانراد پیدا کردیم

20:48.960 --> 20:51.936
‫چی؟ جدی داری میگی؟

20:51.960 --> 20:56.936
‫نخست‌وزیر نمی‌ذاره ما
‫از وزیر وزراش بازجویی کنیم

20:56.960 --> 20:58.976
‫- می‌دونم، ولی من مجبــ....
‫- اما و اگر نداریم، وای خدایا کیت

20:59.000 --> 21:01.936
‫وقتی از دستور مستقیم
‫نخست‌وزیر سرپیچی می‌کنی،

21:01.960 --> 21:03.936
‫کل سرویس رو توی خطر می‌ندازی!

21:03.960 --> 21:06.960
‫- چاره‌ای برامون نذاشته بود
‫- اون ناسلامتی نخست‌وزیره!

21:11.960 --> 21:14.936
‫- باید اینو به مقامات بالا گزارش بدم
‫- به وزیرامورخارجه؟

21:14.960 --> 21:16.936
‫الان، شانس زیادی هست

21:16.960 --> 21:18.136
‫که اون بشه نخست‌وزیرمون، زک

21:18.160 --> 21:19.976
‫ولی یه شانس کوچیکی هم هست
‫که اون نفوذی روسیه باشه

21:20.000 --> 21:23.936
‫و اگه باشه، دیگه کار از کار گذشته

21:23.960 --> 21:26.960
‫دموکراسی ما مهم‌تر از حدس و گمان‌های توئه

21:34.960 --> 21:37.936
‫ما باید داداش لنا رو از روسیه خارج کنیم

21:37.960 --> 21:39.960
‫این حداقل کاریه که می‌تونیم
‫براش بکنیم

21:42.480 --> 21:44.960
‫نمی‌خواستم اینو امروز بهت بگم

21:46.960 --> 21:49.960
‫تیم‌مون الکسی رو توی سنت‌پترزبورگ از دست داد

21:50.960 --> 21:54.000
‫- از دست داد؟
‫- تیم مسکو اول از ما رسید اونجا

21:55.960 --> 21:56.960
‫من متاسفم

22:01.000 --> 22:02.960
‫هرکاری تونستی کردی

22:04.960 --> 22:07.936
‫ولی فعلا، مشکلات مهم‌تری داریم

22:07.960 --> 22:12.936
‫اگه زک هی اطلاعات منو نادیده بگیره، آره داریم

22:12.960 --> 22:14.936
‫اگه این کارو نکنه، خودم پا میشم
‫میرم پیش جناب آلن

22:14.960 --> 22:15.936
‫و نخست‌وزیر

22:15.960 --> 22:18.936
‫نمی‌تونی یواشکی کاری کنی

22:18.960 --> 22:21.936
‫همینجوریشم توی دردسری،
‫مغزتم درست کار نمی‌کنه

22:21.960 --> 22:24.296
‫- برای هزم اینا زمان لازم داری
‫- چه زمانی آخه؟

22:24.320 --> 22:27.936
‫تا چند روز دیگه، ممکنه نفوذی روسیه
‫کشورمون رو توی چنگش بگیره

22:27.960 --> 22:31.960
‫تا جایی که می‌دونیم، کسی که آمار لنا رو
‫به ایگور داده از طرف ما بوده

22:32.960 --> 22:35.960
‫یکمی بخواب. بعدش حرف می‌زنیم

22:40.640 --> 22:42.776
‫اون باید استعفا بده، آنوشکا

22:42.800 --> 22:44.936
‫- ولی خب نمیده، میده؟
‫- باید استعفا بده

22:44.960 --> 22:48.136
‫اون با دشمن سیاسی‌مون
‫یواشکی ملاقات کرد،

22:48.160 --> 22:50.936
‫اون بدون هیچ محافظی یا مقام رسمی‌ای

22:50.960 --> 22:54.776
‫این همون فساد بی‌پرده‌ایه که
‫جناح مخالف انجامش میده

22:54.800 --> 22:56.936
‫نه میشه توضیحش داد، نه میشه براش بهونه تراشید

22:56.960 --> 22:57.936
‫پس برای اینکه مطمئن بشم،

22:57.960 --> 22:59.936
‫شما دارید به وزیرامورخارجه اتهام

22:59.960 --> 23:01.936
‫همدستی با کرملین رو می‌زنید؟

23:01.960 --> 23:03.936
‫من دارم میگم
‫اون هیچ قاعده و قانونی نداره،

23:03.960 --> 23:05.936
‫و اون حرف‌های مردم‌باوری که
‫هی داره می‌زنه،

23:05.960 --> 23:07.936
‫انگاری از کف مسکو اومده

23:07.960 --> 23:11.296
‫- اون به درد حکومت نمی‌خوره
‫- شما چطور؟

23:11.320 --> 23:14.936
‫اگه شمام همچین رفتاری
‫رو انجام می‌دادید، استعفا می‌دادید؟

23:14.960 --> 23:16.776
‫من که یواشکی با وزیرامورخارجه روسیه

23:16.800 --> 23:18.616
‫- دیدن نکردم، کردم؟
‫- سوال من این نبود

23:18.640 --> 23:21.936
‫می‌خوام بدونم اصل اخلاقی شما در...

23:21.960 --> 23:22.936
‫نه، نه، منو ببخش، آنوشکا

23:22.960 --> 23:25.960
‫من درگیر فرضیه‌ها نمیشم

23:27.960 --> 23:30.936
‫کسکشای آی‌تی‌وی. از بی‌بی‌سی هم بدترن

23:30.960 --> 23:33.936
‫اون کسشراتی که درمورد
‫«اصل اخلاقی» می‌زد چی بود دیگه؟

23:33.960 --> 23:35.936
‫فقط می‌خواست فشاریت کنه

23:35.960 --> 23:38.936
‫آره خب، ولی با چی؟
‫انگاری ازم آتو داشت

23:38.960 --> 23:41.936
‫نه. بهم اعتماد کن، اگه ازت آتو داشته باشن،

23:41.960 --> 23:42.936
‫من حتما ازش خبر دارم

23:42.960 --> 23:44.936
‫فهمیدی کیت و تیمش

23:44.960 --> 23:46.936
‫دارن توی کار کریمسوف سرک می‌کشن یا نه؟

23:46.960 --> 23:49.936
‫نه. نپرسیدم. بپرسمم
‫بهم چیزی نمیگه

23:49.960 --> 23:52.936
‫بیخیال خدایی. ارتباط بدون نظارت
‫با وزیرامورخارجه روسیه

23:52.960 --> 23:53.936
‫اونم وسط جنگ؟

23:53.960 --> 23:56.456
‫آره، قبول دارم، قضیه بو داره

23:56.480 --> 23:57.936
‫آره، نمی‌تونه یکمی آمار بهمون بده؟

23:57.960 --> 24:00.936
‫اگه می‌دونستیم که سازمان اطلاعات
‫داره رایان رو بررسی می‌کنه،

24:00.960 --> 24:02.936
‫می‌تونستیم کارش رو یکسره کنیم بره

24:02.960 --> 24:04.936
‫ببین، من دلم نمی‌خواد بهش فشار بیارم

24:04.960 --> 24:06.936
‫همین الانشم کُلی فشار روشه، باشه؟

24:06.960 --> 24:08.936
‫چه فشاری؟

24:08.960 --> 24:10.936
‫- نمی‌تونه بگه، می‌تونه؟
‫- خب گزینه‌ی دیگه چیه؟

24:10.960 --> 24:12.960
‫اینکه رایان نخست‌وزیر بشه؟

24:14.320 --> 24:16.936
‫ببین، ما اگه تایید کنیم که

24:16.960 --> 24:19.936
‫سازمان اطلاعات داره ارتباط
‫رایان با مسکو رو بررسی می‌کنه،

24:19.960 --> 24:21.936
‫همه‌ی اینا میفته گردن کیت، مگه نه؟

24:21.960 --> 24:24.936
‫- من نمی‌تونم، ببخشید، ولی نمی‌تونم
‫- خیلی‌خب

24:24.960 --> 24:27.936
‫خب، به همه‌ی مشاورهای ویژه کابینه خبر بده

24:27.960 --> 24:29.936
‫بهشون بگو مگ، تد و من

24:29.960 --> 24:31.976
‫قراره امشب یه بیانیه مشترک

24:32.000 --> 24:33.936
‫در خصوص استعفای رایان منتشر کنیم

24:33.960 --> 24:36.936
‫اگه کاری کنیم وزیر وزرا
‫هم با ما همراه بشن، می‌تونیم وادار به استعفاش کنیم

24:36.960 --> 24:37.960
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

24:44.000 --> 24:51.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

24:58.640 --> 25:00.936
‫ایشون دیگه حرفی ندارن به شما بزنن

25:00.960 --> 25:02.976
‫مل، ایشون قراره استعفا بده؟

25:03.000 --> 25:04.950
‫خودت نظرت چیه؟

25:11.500 --> 25:13.500
‫« یه پیمان‌کار دیگه در لبه‌ی پرتگاه »
‫« جان مایلار، مدیرعامل شرکت مایلار در تلاش برای جلوگیری از ورشکستگی شرکت اخراج شد »

25:13.960 --> 25:16.616
‫میشه درو وا کنی؟ نمی‌خوام قیافه‌ی
‫سر صبحم رو کسی ببینه

25:16.640 --> 25:19.776
‫- تف توش
‫- چی شده؟

25:19.800 --> 25:21.936
‫مایلار احتمالا به مرحله‌ی
‫ورشستگی اداری برسه

25:21.960 --> 25:23.936
‫- اونا جان رو اخراج کردن
‫- اسمی از سرمایه‌گذاریتم آورده؟

25:23.960 --> 25:25.960
‫نه، خداروشکر

25:32.960 --> 25:36.936
‫توروخدا بگو امروز صبح برام خبرای خوبی آوردی، ملیسا

25:36.960 --> 25:39.960
‫واقعا بهش نیاز دارم

25:41.960 --> 25:43.480
‫اومدم بگم من استعفا میدم

25:45.960 --> 25:48.960
‫الان؟ وسط انتخابات؟

25:50.960 --> 25:54.936
‫ببخشید. ولی فکر نکنم دیگه
‫ارزش‌هامون باهم جور در بیاد

25:54.960 --> 25:56.936
‫فکر کنم صداقت برات مهمه

25:56.960 --> 25:58.936
‫- البته
‫- خوبه

25:58.960 --> 26:01.960
‫پس تو درباره‌ی جلسه‌ی
‫رایان با کریمسوف به مطبوعات خبر دادی؟

26:03.960 --> 26:04.936
‫البته که نه

26:04.960 --> 26:06.136
‫خیلی خوشحالم که می‌شنوم،

26:06.160 --> 26:08.960
‫چون هیچکسی توی وایت‌هال
‫دوست نداره یه خبرچین رو استخدام کنه

26:11.960 --> 26:13.960
‫درخواست استعفات قبول رو می‌کنم

26:15.960 --> 26:16.960
‫شاید به صلاح هردومون باشه

26:19.480 --> 26:20.960
‫خب، موفق باشی

26:21.960 --> 26:24.950
‫امیدوارم جنگ عادلانه‌ای باشه

26:25.960 --> 26:27.936
‫بحث بحث سیاسته، عادلانه بودن کجا بود

26:27.960 --> 26:29.936
‫چی، مثل پاشوندن زندگی ایموجن کانراد؟

26:29.960 --> 26:31.976
‫من از اون فیلمه استفاده نمی‌کنم، ملیسا

26:32.000 --> 26:34.936
‫منظورش اینه
‫ما نمی‌دونیم داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی

26:34.960 --> 26:35.936
‫ولی اگه شک و تردیدی هست،

26:35.960 --> 26:38.200
‫یادت باشه بند
‫عدم افشای توی قراردادت هنوز سرجاشه

26:39.960 --> 26:40.960
‫یه چیزی بهم بگو

26:42.960 --> 26:45.296
‫دیمیتری کریمسوف واقعا بچه‌ش رو از دست داده؟

26:45.320 --> 26:48.640
‫- یا اینو گفتی تا آبروداری کنی؟
‫- گمشو بیرون

26:54.960 --> 26:56.976
‫وای خدایا

26:57.000 --> 26:58.936
‫چیزی نیست، چیزی نیست، هیچی نیست

26:58.960 --> 27:00.936
‫ما...

27:00.960 --> 27:04.936
‫ما دووم میاریم. فقط باید الان
‫این فاجعه مایلار رو اوکیش کنم

27:04.960 --> 27:07.776
‫- بابات نمی‌تونه کمکت کنه؟
‫- نمی‌دونم والا

27:07.800 --> 27:09.776
‫شاید. ولی نمی‌دونم...

27:09.800 --> 27:13.960
‫ببخشید. همه‌ی این چیزا
‫یکدفعه‌ای اتفاق افتاد

27:15.960 --> 27:19.960
‫واقعا مردم فکر می‌کنن ما از بچه‌مون
‫به عنوان سپر پناه خودمون استفاده می‌کنیم؟

27:20.960 --> 27:22.960
‫نه. نه. بیخیال بابا

27:23.960 --> 27:25.800
‫البته که این فکرو نمی‌کنن

27:32.960 --> 27:34.936
‫می‌دونی که منم زجر می‌کشم

27:34.960 --> 27:37.960
‫خیلی بد داری نشونش میدی

27:38.960 --> 27:40.960
‫آخه، مجبور بودم یجوری قضیه
‫رو ماست‌مالی کنم

27:43.960 --> 27:47.936
‫- وقتی به نخست‌وزیری برسیم...
‫- این رویای توئه، نه من

27:47.960 --> 27:50.960
‫خب، ما توافق کردیم که این
‫یه شروع جدیدی برای هردومونه، نه؟

27:51.960 --> 27:54.936
‫یا فقط فکر کردی
‫همینطوری قربونی

27:54.960 --> 27:56.160
‫پیشرفت شغلیت می‌شیم؟

27:59.960 --> 28:01.640
‫می‌دونی که من صبر می‌کنم

28:02.960 --> 28:04.960
‫برای چی؟

28:06.960 --> 28:07.960
‫برای برگشتنت

28:12.960 --> 28:15.960
‫حداقل هنوز بلندپروازیت رو داری.
‫میشه روش حساب‌باز کرد

28:17.960 --> 28:19.936
‫گفتم که کمک می‌کنم
‫خودمون رو به اینجا برسونم

28:19.960 --> 28:20.960
‫بعدش دوباره می‌تونیم فکر کنیم

28:21.960 --> 28:23.960
‫پس بهتره بری خایمالی باباتو کنی

28:28.480 --> 28:30.936
‫با همه‌ی مشاورهای ویژه حرف زدم

28:30.960 --> 28:34.936
‫همه‌ی وزراشون بزدلن

28:34.960 --> 28:36.960
‫خیلی ممنونم

28:37.960 --> 28:42.936
‫پس، از الان، ما فقط تو مگ و تام عزیز رو داریم

28:42.960 --> 28:45.296
‫بهم اعتماد کن...

28:45.320 --> 28:47.936
‫سه تا استعفا توی کابینه
‫که یه شورش به حساب نمیاد

28:47.960 --> 28:50.936
‫بهشون بگو اگه رایان ببره،
‫همه رو پرت می‌کنه بیرون

28:50.960 --> 28:52.936
‫پس بیشترشون شغلشون رو از دست میدن،
‫و دیگه هیچ حزبی براشون باقی نمی‌مونه

28:52.960 --> 28:54.936
‫خب، ما به افراد بیشتری نیاز داریم

28:54.960 --> 28:57.456
‫خیلی‌خب، دوباره باهاشون حرف بزن

28:57.480 --> 28:59.936
‫خودم به بعضیا زنگ می‌زنم

28:59.960 --> 29:00.936
‫بهشون می‌گیم بیانیه مگ، تد و من

29:00.960 --> 29:03.936
‫قراره قبل از اخبار ساعت 10
‫منتشر بشه

29:03.960 --> 29:05.936
‫باشه

29:05.960 --> 29:08.936
‫باید در یابیم که چرا
‫لِو آماتوف می‌خواسته ایموجن

29:08.960 --> 29:09.936
‫به اون کنفرانس مونته‌نگرو بیاد

29:09.960 --> 29:11.936
‫درسته، و همچنین باید بفهمیم
‫با کی اینور اونور می‌رفته

29:11.960 --> 29:15.936
‫البته آنجلا وایت گفت، که اون
‫با جاشوا لانگ شلنگ‌تخته می‌نداخته

29:15.960 --> 29:17.936
‫خیلی‌خب، پس شاید اون واسطه بوده نه؟

29:17.960 --> 29:20.936
‫یا یه تله‌ی عشقی، شاید لِو
‫آتویی ازش داره،

29:20.960 --> 29:22.936
‫و جاشوا لانگ حتما دلیلشه

29:22.960 --> 29:24.960
‫بعدا می‌بینمت

29:29.960 --> 29:31.936
‫- کیت هندرسون
‫- بله خودمم

29:31.960 --> 29:34.936
‫سلام. من جاشوا لانگ هستم.
‫حالت چطوره؟ می‌خواستی منو ببینی؟

29:34.960 --> 29:37.936
‫- بله، ببخشید مزاحمتون شدم
‫- مشکل نداره

29:37.960 --> 29:38.936
‫- من برای وزارت امور خارجه کار می‌کنم
‫- بله

29:38.960 --> 29:40.776
‫می‌خواستم دو کلوم باهاتون

29:40.800 --> 29:42.936
‫درمورد زمانی که با ایموجن کانراد
‫کار می‌کردید حرف بزنم

29:42.960 --> 29:46.936
‫- باز استوارت چی بهت گفته؟
‫- اصلا ربطی به استوارت نداره

29:46.960 --> 29:49.136
‫خب، من سال پیش از سیاست کشیدم کنار

29:49.160 --> 29:51.936
‫پس مطمئن نیستم چقدر می‌تونم
‫برات مفید باشم

29:51.960 --> 29:53.960
‫اگه بخاطر منافع امنیت ملی باشه چی؟

29:55.960 --> 29:56.960
‫درسته

30:00.960 --> 30:03.616
‫بیا از رفتنت به مونته‌نگرو شروع کنیم

30:03.640 --> 30:04.936
‫چطور؟

30:04.960 --> 30:07.936
‫خب، بعضیا گفتن تو و ایموجن
‫اونجا باهم رابطه داشتید

30:07.960 --> 30:10.960
‫چی؟ کدوم خری اینو بهت گفته؟

30:12.480 --> 30:13.960
‫تو واقعا کی هستی؟

30:22.960 --> 30:24.936
‫من هیچوقت به زنم خیانت نکردم،

30:24.960 --> 30:26.136
‫چه برسه به ایموجن

30:26.160 --> 30:28.960
‫پس چرا دفترش رو سریعا
‫بعد از سفر ترک کردی؟

30:30.960 --> 30:34.936
‫لِو آماتوف چند وقتی بود
‫داشت تو کارش سرک می‌کشید

30:34.960 --> 30:36.936
‫لِو ایموجن رو به کنفرانس دعوت کرد

30:36.960 --> 30:39.936
‫- چرا می‌خواست ایموجن بره اونجا؟
‫- والا نمی‌دونم

30:39.960 --> 30:41.936
‫اونو مدام درگیر مراسم‌های رسمی کرده بود،

30:41.960 --> 30:42.936
‫پس منم دعوت نشدم

30:42.960 --> 30:44.936
‫بعد از اینکه استوارت مریض شد،

30:44.960 --> 30:46.936
‫من کسی بودم که باید بجاش
‫سر میز همه‌ی کنفرانس‌ها می‌شستم،

30:46.960 --> 30:47.976
‫که خیلی بی‌فایده بود

30:48.000 --> 30:50.936
‫- پس این رابطه‌ای که گفتم...
‫- آره. هرچی می‌دونستم رو بهت گفتم

30:50.960 --> 30:52.936
‫من باید برم

30:52.960 --> 30:55.936
‫- خب اگه چیز دیگه‌ای یادت اومد...
‫- باشه بهت میگم

30:55.960 --> 30:57.280
‫می‌دونی چطور پیدام کنی دیگه، نه؟

31:04.960 --> 31:07.936
‫جیمی بالاخره خودشو ثابت کرد

31:07.960 --> 31:10.640
‫حالا شش نفر از اعضای کابینه
‫یه دلیلی دستشون هست، ملیسا؟

31:11.800 --> 31:14.456
‫اومدی اطلاعات بدی، یا دنبال صلحی؟

31:14.480 --> 31:15.960
‫من استعفا دادم

31:16.960 --> 31:19.776
‫به جنبش مقاومت رایان خوش اومدی

31:19.800 --> 31:22.160
‫توروخدا بهم بگو خبرای
‫خوبی برام داری

31:23.960 --> 31:27.480
‫یه سری اطلاعات دارم، ولی فکر نکنم
‫خیلی خوشت بیاد

31:28.960 --> 31:31.000
‫خیلی‌خب. بگو ببینم، من دختر شجاعیم

31:33.960 --> 31:36.936
‫رایان میگه تونسته به یک سری از

31:36.960 --> 31:39.960
‫فیلم‌هایی که می‌تونه آبروت رو ببره دست پیدا کنه

31:40.960 --> 31:42.960
‫چجور فیلم‌هایی؟

31:43.960 --> 31:47.960
‫کسی ندیدتشون. انگاری، توی
‫هتل ضبط شدن

31:50.960 --> 31:53.000
‫و تو با یه مَردی اونجایی
‫که شوهرت نیست

32:01.640 --> 32:04.960
‫ببین، بیا فرض بر این بگیریم
‫که این فیلم وجود داشته باشه

32:05.960 --> 32:08.960
‫من اگه جات بودم قبل از اینکه
‫پخش بشه یه غلطی می‌کردم

32:09.960 --> 32:12.936
‫به مردم هشدار بده که یه فیلم پورن
‫فیک داره دست‌به‌دست میشه

32:12.960 --> 32:16.776
‫قبل از اینکه یکی کامل پخشش کنه
‫و ادعا کنه که واقعیه

32:16.800 --> 32:20.776
‫مگه فرقیم می‌کنه؟
‫وقتی پخش بشه، یعنی پخش شده دیگه

32:20.800 --> 32:23.936
‫مردم نمی‌تونن چیزایی که دیدن
‫رو نادیده بگیرن، چه راست باشه چه دروغ

32:23.960 --> 32:26.936
‫می‌دونم، ولی بنظرم مردم
‫باهاتون راه میان

32:26.960 --> 32:29.936
‫آخه، روسیه پخش و ساخت
‫اینجور کسشرا معروفه

32:29.960 --> 32:30.936
‫باورم نمیشه همچین اتفاقی داره میفته

32:30.960 --> 32:33.960
‫ببین، به رایان گفتم
‫اگه دیوونه‌ست اگه فیلمه رو پخشش کنه

32:34.960 --> 32:36.936
‫چون، اون اولین نفری میشه
‫که همه بهش شک می‌کنن

32:36.960 --> 32:39.936
‫و اون باهام موافقت کرد، رفقا

32:39.960 --> 32:41.936
‫ولی فکر می‌کنی پخشش نمی‌کنه؟

32:41.960 --> 32:43.936
‫بستگی داره چقدر عصبی بشه

32:43.960 --> 32:45.936
‫خب، فکر کنم اون قراره خیلی عصبی بشه
‫وقتی بفهمه که ما

32:45.960 --> 32:48.480
‫سعی داریم اونو از مسابقه
‫بیرونش کنیم

32:50.960 --> 32:51.960
‫تف توش

32:53.160 --> 32:56.160
‫ایموجن، به چی داری فکر می‌کنی؟

32:59.960 --> 33:01.936
‫به مگ، تد، و بقیه زنگ بزن

33:01.960 --> 33:04.936
‫بهشون بگو قراره اون بیانیه مشترک رو

33:04.960 --> 33:07.936
‫برای 24 ساعت بخاطر یک سری
‫دلایلی عقب بندازیم

33:07.960 --> 33:10.936
‫خیلی‌خب. خب بعدش چی؟

33:10.960 --> 33:12.800
‫باید برم پیش رایان

33:13.960 --> 33:16.960
‫شاید یک بار انسانیت رو به
‫بلندپروازیش ترجیح بده

33:18.960 --> 33:20.160
‫خب، بریم این سمتی

33:23.480 --> 33:24.960
‫عالیه. بنازم

33:29.960 --> 33:31.960
‫حتی کونشو نداری خودت بهم زنگ بزنی

33:32.960 --> 33:35.936
‫از تیم انتخاباتیم خواستم
‫یه جلسه رو توی برنامه‌ام تنظیم کنن، بابا

33:35.960 --> 33:37.976
‫شنیدم که اون شرکت ساخت‌وسازه داره بگا میره

33:38.000 --> 33:41.776
‫آره خب، ولی اون اولا انگاری
‫سرمایه‌گذاری مطمئنی بود

33:41.800 --> 33:42.936
‫اگه می‌اومدی و برای خودم کار می‌کردی،

33:42.960 --> 33:45.936
‫دیگه لازم نبود توی گوشه کنارا
‫دنبال چیزی بگردی

33:45.960 --> 33:47.936
‫تو اصلا درباره‌ی ملک و املاک چی می‌دونی؟

33:47.960 --> 33:50.936
‫ببین، میشه رو در رو باهم حرف بزنیم؟

33:50.960 --> 33:53.960
‫باز اومدی تو دست و پام

34:00.960 --> 34:04.936
‫ببین، من باید سوراخ این معامله رو یجوری پُرش کنم

34:04.960 --> 34:07.776
‫اگه بفهمن منم توش دخیل بودم، کارم تمومه

34:07.800 --> 34:09.936
‫برای نماینده‌ی حزب کارگر خوب نیست، نه؟

34:09.960 --> 34:12.936
‫ساختن ساختمون‌های لوکس
‫توی پارکینگ اتحادیه

34:12.960 --> 34:15.960
‫وگرنه، نمی‌تونم به عنوان
‫یه آدم ورشکسته وارد داونینگ‌استریت بشم، بابا

34:17.960 --> 34:19.160
‫چقدر می‌خوای؟

34:20.960 --> 34:23.960
‫یه میلیون. دارم ازت وام می‌گیرم.
‫بهره‌شم بهت میدم

34:25.800 --> 34:28.296
‫پسرجون، وقتی با شیطون همدست میشی

34:28.320 --> 34:31.960
‫یجوری کونت می‌ذاره
‫که صدای بهم خوردن دندوناتو می‌شنوی

34:33.320 --> 34:34.936
‫خب، میدی یا نه؟

34:34.960 --> 34:36.936
‫خب، برای مراسم بیا اینجا

34:36.960 --> 34:37.976
‫نمی‌تونم، وسط انتخاباتم

34:38.000 --> 34:39.936
‫مگه اینا رای‌دهنده‌هات نیستن؟

34:39.960 --> 34:43.960
‫اگه می‌خوای از این مخصمه بکشمت بیرون،
‫باید برای جون بکنی

35:15.960 --> 35:17.936
‫تف توش. چند ساعته خوابم؟

35:17.960 --> 35:20.136
‫اونقدری خواب بودی که تونستم
‫گزارش یه ماموری

35:20.160 --> 35:23.936
‫رو درمورد کنفرانس مونته‌نگرو پیدا کنم.
‫حدس بزن کی بوده حالا

35:23.960 --> 35:27.936
‫- نمی‌دونم، ایگور بورودین؟
‫- نزدیک بود. کریل مارکوف

35:27.960 --> 35:30.960
‫- چی؟ همزمان با ایموجن؟
‫- آره

35:32.640 --> 35:34.936
‫« مامور متوجه‌ی کریل مارکوف »

35:34.960 --> 35:36.936
‫« وقتی داشت به نماینده‌ها خوش‌آمد می‌گفت شد »

35:36.960 --> 35:38.936
‫« هوییت تایید شده »

35:38.960 --> 35:41.936
‫جلل‌الخالق

35:41.960 --> 35:46.936
‫آره خب، بنظرت ایموجن می‌دونسته
‫اون کیه؟

35:46.960 --> 35:47.936
‫نمی‌دونم

35:47.960 --> 35:50.160
‫ولی اگه اون موقع نمی‌دونسته، حتما الان می‌دونه

35:54.960 --> 35:57.640
‫من باید برم به استوارت
‫و بچه‌ها یه سری بزنم

35:59.960 --> 36:01.960
‫- بعدا می‌بینمت، حله؟
‫- باشه

36:09.960 --> 36:11.960
‫- سلام، عزیزم
‫- سلام

36:13.960 --> 36:19.936
‫کشیشت میگه باید قبل از اعترافت مشروب بخوری

36:19.960 --> 36:21.456
‫اعتراف یا بخشش؟

36:21.480 --> 36:23.136
‫بستگی داره چی بخوای

36:23.160 --> 36:24.960
‫- به سلامتی
‫- به سلامتی

36:30.960 --> 36:32.456
‫حالمو جا آورد

36:32.480 --> 36:35.936
‫می‌دونی چی شده؟ یه پاکت سیگار

36:35.960 --> 36:37.296
‫رو سرکار از یه
‫کارآموز کِش رفتم

36:37.320 --> 36:38.936
‫فندکم داره تازه

36:38.960 --> 36:41.936
‫- اونا سیگار بودن؟
‫- نه بابا سیگار چیه

36:41.960 --> 36:43.936
‫عجب دوروهایی هستین

36:43.960 --> 36:46.960
‫- فوش نده توروخدا، فیونا
‫- فهمیدی چی گفتم؟

36:54.320 --> 36:55.936
‫حالت خوبه؟

36:55.960 --> 36:56.960
‫زنده‌ام

36:58.960 --> 36:59.960
‫جدی؟

37:01.640 --> 37:04.960
‫می‌خوای درمورد اتفاقی که توی آخرین
‫سفرت افتاد حرف بزنیم یا؟

37:07.160 --> 37:09.640
‫داشتم سعی می‌کردم
‫یه مامور رو خارج کنم...

37:10.960 --> 37:12.960
‫و اون وقتی داشتیم خارجش می‌کردیم کُشته شد

37:14.960 --> 37:15.960
‫خیلی‌خب

37:18.960 --> 37:22.456
‫- صدمه دیدی؟
‫- از نظر فیزیکی نه

37:22.480 --> 37:24.936
‫اینجا جات امنه دیگه؟ مام جامون امنه؟

37:24.960 --> 37:27.936
‫- بچه‌ها و بقیه چیزا منظورمه
‫- ببین، گوش بده

37:27.960 --> 37:32.936
‫مسکو هیچوقت سعی نکرده بود
‫یه مامور بریتانیایی رو توی خاک خودی بُکُشه، باشه؟

37:32.960 --> 37:34.456
‫چه برسه به خونواده‌هاشون

37:34.480 --> 37:35.936
‫مطمئنی؟

37:35.960 --> 37:38.936
‫این عرف از زمان جنگ سرد پابرجا بوده

37:38.960 --> 37:42.936
‫هیچ‌ شواهدی نیست که بشه
‫گفت که دارن نقضش می‌کنن، درسته؟

37:42.960 --> 37:43.936
‫آخه تو همین الان گفتی

37:43.960 --> 37:46.950
‫قوانین بازی تغییر کرده، خب منم یکمی...

37:54.960 --> 37:58.960
‫من باید برم. مقامات بالا احضارم کردن

37:59.960 --> 38:01.960
‫- ببخشید، عزیزم
‫- حله، برو

38:22.000 --> 38:25.960
‫عصر بخیر. بگیر بشین

38:33.960 --> 38:36.960
‫بخاطر این اوضاعی که باعث و بانیش شدم متاسفم

38:37.960 --> 38:39.936
‫ولی امیدوارم قبول کنید
‫که من هیچ چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

38:39.960 --> 38:41.000
‫کیت...

38:42.480 --> 38:43.960
‫تو تعلیق شدی

38:49.000 --> 38:50.936
‫برای چی؟

38:50.960 --> 38:52.936
‫واقعا باید برات توضیح بدیم؟

38:52.960 --> 38:54.936
‫بله، لطفا

38:54.960 --> 38:56.936
‫بخاطر نادیده گرفتن یک دستور مستقیم

38:56.960 --> 38:59.936
‫تحت خطر قرار دادن تیمت بدون دلیل موجه

38:59.960 --> 39:02.320
‫وزیرامورخارجه اصرار داره
‫که استعفا بدی

39:05.960 --> 39:07.936
‫تا دو روز دیگه، ممکنه یه نفوذی روسیه

39:07.960 --> 39:09.936
‫- نخست‌وزیر بشه...
‫- هیچکسی به صداقتت شک نداره

39:09.960 --> 39:11.936
‫ولی خب یعنی چی، دست رو دست هم
‫بذاریم تا این اتفاق بیفته

39:11.960 --> 39:13.936
‫چون ممکنه افشاشون به دموکراسی‌مون
‫صدمه بزنه؟

39:13.960 --> 39:17.936
‫ما اینجا بحثمون سر اینه که
‫تو یک دستور مستقیم از نخست‌وزیر رو نادیده گرفتی

39:17.960 --> 39:21.936
‫متاسفم کیت، ولی خیلی مارو تحت‌فشار قرار دادی

39:21.960 --> 39:23.136
‫اول، اون افشای کریمسوف

39:23.160 --> 39:25.936
‫الانم این طوفان دیپلماتیک توی مالت

39:25.960 --> 39:27.936
‫وزیرامورخارجه عصبیه

39:27.960 --> 39:30.936
‫پس اون وزیری که احتمالش هست
‫که برای روسیه کار بکنه ازم می‌خواد من برم،

39:30.960 --> 39:32.936
‫و مام همینجوری باید تسلیم شیم؟

39:32.960 --> 39:36.296
‫می‌خواید اطلاعاتم رو بندازید دور
‫چون اونقدرا به نفعتون نیست؟

39:36.320 --> 39:39.936
‫امیدوارم منو بهتر از اینا بشناسی.
‫این یه اقدام موقته

39:39.960 --> 39:42.936
‫ولی از اینجا به بعد
‫خودمون بقیه کارا رو انجام می‌دیم

39:42.960 --> 39:45.936
‫پس اون دختره اهمیتی نداره؟

39:45.960 --> 39:48.936
‫زندگی یه زن جوون باارزش

39:48.960 --> 39:50.960
‫چیز خیلی خطرناکی بود
‫که بخوای باهاش قمار کنی

39:51.960 --> 39:53.936
‫خدایا، تو نمی‌تونی اینقدر
‫حرومزاده و سنگدل باشی، زک

39:53.960 --> 39:56.616
‫این حقیقته، و خودتم اینو می‌دونی

39:56.640 --> 39:59.616
‫من می‌خوام بخش روسیه بدونه
‫که کجارو باید خط قرمز بکشه

39:59.640 --> 40:01.960
‫- و کِی باید تصویر کُلی‌تری رو ببینه
‫- بسه، با هردوتونم

40:02.960 --> 40:05.936
‫تو و راو فرصت اینو دارید که توی

40:05.960 --> 40:07.936
‫هئیت تحقیق از خودتون دفاع کنید

40:07.960 --> 40:10.936
‫راو کاره‌ای نیست. اون داشت از دستورات من پیروی می‌کرد

40:10.960 --> 40:12.960
‫تو اجازه‌ی دستور دادن نداشتی

40:16.960 --> 40:18.960
‫چیز دیگه‌ای هست که بخوای بگی؟

40:21.960 --> 40:22.960
‫نه

40:25.640 --> 40:28.936
‫برای دفاعیه نگهش می‌دارم، شب بخیر

40:28.960 --> 40:31.960
‫به نگهبانا گفتم خروجت رو ثبت کنن

41:03.960 --> 41:05.936
‫مرسی که اومدی

41:05.960 --> 41:08.960
‫قابلی نداشت. چی شده؟

41:12.960 --> 41:14.950
‫دوتامون تعلیق شدیم

41:16.000 --> 41:19.000
‫فکر کنم زک اگه رئیس سازمان اطلاعات نبود
‫اخراجم می‌کرد

41:20.960 --> 41:22.936
‫متاسفم

41:22.960 --> 41:25.936
‫رفیق، گور باباشون

41:25.960 --> 41:28.936
‫حله؟ وقتی تو داشتی اونجا
‫با کله‌گُنده‌ها حرف می‌زدی،

41:28.960 --> 41:31.960
‫من یکمی دیگه کنفرانس مونته‌نگرو
‫رو بررسی کردم

41:32.960 --> 41:35.936
‫اینا گزارشات پرواز نزدیک‌ترین
‫فرودگاه‌ها

41:35.960 --> 41:38.136
‫توی طول دو روز قبل از
‫شروع کنفرانسن

41:38.160 --> 41:41.960
‫می‌خوای حدس بزنی دیگه کی
‫با نماینده‌ها دمخور بوده؟

41:43.640 --> 41:45.960
‫زک حسین خودمون

41:52.320 --> 41:55.136
‫می‌تونی تایید کنی که توی
‫پورتونوی بوده؟

41:55.160 --> 41:58.936
‫اون اول رفت دوبروونیک، بعدشم
‫از هرتز یه ماشین اجاره کرد

41:58.960 --> 42:01.136
‫حتی رد آیپی تلفن اداره‌ش رو

42:01.160 --> 42:04.936
‫توی یه کافه‌ی بغل سالن کنفرانس
‫دقیقا روزی که شروع شد زدم

42:04.960 --> 42:06.960
‫چون کسخل وی‌پی‌انش قطع شده بود

42:08.160 --> 42:12.936
‫- یعنی زک با امیوجن و کریل مارکوف یجا بودن؟
‫- آره

42:12.960 --> 42:14.936
‫ممکنه اینجوری باشه. اونا همدیگه رو می‌شناسن؟
‫زک و ایموجن

42:14.960 --> 42:18.936
‫کسی نمی‌دونه. هیچوقت اشاره‌ای بهش نکرده

42:18.960 --> 42:19.936
‫خب، اگه اون اونجا باشه،

42:19.960 --> 42:22.936
‫روی کاغذ، ممکنه ایموجن نفوذی روسیه باشه،

42:22.960 --> 42:24.136
‫نه رایان

42:24.160 --> 42:25.936
‫با همدستی زک؟

42:25.960 --> 42:29.640
‫زکی که دقیقا اون موقعی که پوشش
‫دختره برملا شد از عملیاتمون بو برد؟

42:36.960 --> 42:39.960
‫خب، دیگه مطمئن شدیم.
‫خودمونیمو خودمون

42:40.500 --> 43:00.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
