1
00:00:00,500 --> 00:00:04,436
‫[آنچه در قسمت قبل گذشت]
‫تو داری یه عملیاتی رو علیه رئیس سازمان اطلاعات

2
00:00:04,460 --> 00:00:05,436
‫روسیه انجام میدی
‫درحالی که اون رفته مسافرت،

3
00:00:05,460 --> 00:00:07,956
‫که ممکنه این کارت
‫به مزاقشون خوش نیاد

4
00:00:07,980 --> 00:00:10,436
‫برای توجیه همچین عملیاتی،

5
00:00:10,460 --> 00:00:13,436
‫ایگور باید اطلاعات مهمی رو
‫با پسرش ردو بدل کنه

6
00:00:13,460 --> 00:00:14,956
‫حالا مامورت کی هست؟

7
00:00:14,980 --> 00:00:17,436
‫پرستار روسی بچه‌ی میخائیل بورودینه

8
00:00:17,460 --> 00:00:18,500
‫200 ساعت عمر باتری داره

9
00:00:20,600 --> 00:00:21,600
‫« اینم سیگارتون، ایگور ویکتورویچ »

10
00:00:22,000 --> 00:00:22,800
‫« مرسی، لنای خوشگلم »

11
00:00:22,980 --> 00:00:25,300
‫نیازی نیست نگرانش باشی

12
00:00:29,460 --> 00:00:32,500
‫فکر کنم اون کریل مارکو باشه.
‫یارو بد حرومزاده‌ایه

13
00:00:32,900 --> 00:00:34,900
‫« سرطان لوزالمعده‌ست. زیاد زنده نمی‌مونه »

14
00:00:35,900 --> 00:00:37,900
‫« فکر می‌کنیم که این هفته استعفا بده »

15
00:00:38,700 --> 00:00:39,700
‫« نفوذی‌مون توی موقعیت خوبی قرار می‌گیره »

16
00:00:40,460 --> 00:00:43,436
‫اون بدبختی که توی کابینه‌مون
‫سرطان لوزالمعده گرفته کیه؟

17
00:00:43,460 --> 00:00:46,436
‫ایگور و کریل شما رو توی تله می‌ندازن،

18
00:00:46,460 --> 00:00:49,436
‫و ما ده سال بعدمون رو
‫باید دنبال یه روح بدوییم

19
00:00:49,460 --> 00:00:51,796
‫یا شایدم درست باشه، و تازه
‫ازش بو برده باشیم

20
00:00:51,820 --> 00:00:54,436
‫بیانیه‌ی اضطراری از جانب نخست‌وزیر

21
00:00:54,460 --> 00:00:58,436
‫با توجه به وضعیتم، بهتره که
‫استعفام رو بهتون اعلام کنم

22
00:00:58,460 --> 00:01:01,436
‫تا وقتی نخست‌وزیر جدیدی منصب بشه
‫من نخست‌وزیر می‌مونم

23
00:01:01,460 --> 00:01:03,436
‫اگه اون وزیری که برای
‫نخست‌وزیری شرکت کرده باشه

24
00:01:03,460 --> 00:01:07,436
‫بهش رشوه داده باشن یا ازش
‫اخاذی کرده باشن، ما به صورت فاجعه‌باری تحت خطر قرار می‌گیریم

25
00:01:07,460 --> 00:01:10,436
‫قبل از اینکه من اجازه‌ی بازرسی
‫هرکدوم از سیاست‌مدارهای مهم رو بدم،

26
00:01:10,460 --> 00:01:11,956
‫ازتون شواهد محکم می‌خوام

27
00:01:11,980 --> 00:01:13,660
‫- باتری میکروفون تموم شده
‫- لنا

28
00:01:15,460 --> 00:01:16,500
‫خوابای خوب ببینی

29
00:01:25,900 --> 00:01:36,900
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

30
00:02:02,500 --> 00:02:09,500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

31
00:02:11,500 --> 00:02:12,500
‫« اینجا چه خبره؟ »

32
00:02:13,800 --> 00:02:15,800
‫« کصخل شدی؟ چه غلطی می‌کنی؟ »

33
00:02:16,460 --> 00:02:19,500
‫لنوچکا کوچولوت داشت جاسوسی‌مون رو می‌کرد

34
00:02:21,460 --> 00:02:24,436
‫و حالا، باید همه‌ی رازهاش رو
‫به من بگه

35
00:02:24,460 --> 00:02:26,436
‫برگرد به تخت خوابت

36
00:02:26,460 --> 00:02:28,460
‫الان من رئیسشم

37
00:03:11,000 --> 00:03:14,000
‫« سرویس مخفی »
‫« فصل اول: قسمت دوم »

38
00:03:41,300 --> 00:03:42,460
‫ممنون

39
00:03:43,460 --> 00:03:44,460
‫می‌خواستی منو ببینی؟

40
00:03:48,460 --> 00:03:53,436
‫فکر می‌کنم اطلاعات اصلی
‫برای این عملیات توی مالت

41
00:03:53,460 --> 00:03:55,436
‫از طرف سایکلاپس اومده

42
00:03:55,460 --> 00:03:59,436
‫بله. ایشون درباره‌ی سفرهای
‫سالیانه‌ی ایگور به ولتا بهم گفت

43
00:03:59,460 --> 00:04:02,436
‫پس اون اطلاعات مثل بقیه‌ی چیزا
‫دوز و کلک بوده

44
00:04:02,460 --> 00:04:06,436
‫نه نبود. توضیحش کاملا قابل قبول بود

45
00:04:06,460 --> 00:04:09,436
‫تو از صحت اطلاعات مطمئنی؟
‫اون چطور؟

46
00:04:09,460 --> 00:04:10,436
‫همه‌ش توی پرونده‌ست

47
00:04:10,460 --> 00:04:12,636
‫من از زمانی که توی سنت‌پترزبورگ
‫دانشجو بودم می‌شناسمش

48
00:04:12,660 --> 00:04:15,436
‫و هجده سال بعد، اون سرو کله‌ش
‫توی لندن پیدا میشه

49
00:04:15,460 --> 00:04:18,436
‫که به صورت مخفیانه توی
‫سفارت‌خونه‌ی روسیه کار می‌کرده

50
00:04:18,460 --> 00:04:23,436
‫انگاری یه افسر ارشد اطلاعاتی مسکو
‫می‌خواد تغییر جبهه بده

51
00:04:23,460 --> 00:04:26,116
‫از قبل یارو ناامید شده بود.
‫اوکراین دیگه تیر آخر بوده

52
00:04:26,140 --> 00:04:27,436
‫انگاری خوب باهم در ارتباط بودید

53
00:04:27,460 --> 00:04:30,436
‫رفیقیم دیگه

54
00:04:30,460 --> 00:04:32,460
‫- عاشق هم نبودین؟
‫- نه

55
00:04:34,140 --> 00:04:35,436
‫می‌خواستی عاشقش بشی؟

56
00:04:35,460 --> 00:04:38,460
‫- سوالت بی‌ربطه
‫- اون چطور؟

57
00:04:42,460 --> 00:04:44,436
‫یکمی، شاید

58
00:04:44,460 --> 00:04:47,436
‫ولی من، با استوارت نامزد کرده بودم

59
00:04:47,460 --> 00:04:51,460
‫- پس حتی اگه می‌خواستمم...
‫- فهمیدم

60
00:04:52,460 --> 00:04:55,436
‫پس چون این کارو نکرده تو

61
00:04:55,460 --> 00:04:58,436
‫اینقدر به وفاداریش مطمئنی

62
00:04:58,460 --> 00:05:00,796
‫یه لحظه‌ای از سستی، شاید

63
00:05:00,820 --> 00:05:04,460
‫که اون انتخاب کرد ازش سودی نبره؟

64
00:05:05,980 --> 00:05:07,436
‫با این کارش نباید بهش اعتماد کنیم؟

65
00:05:07,460 --> 00:05:10,460
‫ما همه می‌تونیم به کسی که
‫عاشقشیم دروغ بگیم

66
00:05:11,460 --> 00:05:14,460
‫منو باش فکر می‌کردم
‫تو خیلی رمانتیکی

67
00:05:15,460 --> 00:05:18,460
‫ببخشید، این شغل رمانتیک بودن
‫رو از آدم می‌گیره

68
00:05:20,460 --> 00:05:22,436
‫تو یکی از بهترین افسرای اطلاعاتی مایی، کیت

69
00:05:22,460 --> 00:05:24,476
‫اما برای رئیس شدن
‫به ویژگی‌های خفن نیاز داری

70
00:05:24,500 --> 00:05:26,436
‫و صداقت یکی از اون ویژگی‌ها نیست

71
00:05:26,460 --> 00:05:28,436
‫پس یعنی از زک حمایت می‌کنی؟

72
00:05:28,460 --> 00:05:30,476
‫تو باید بفهمی این رفیقت
‫سایکلاپس

73
00:05:30,500 --> 00:05:33,436
‫چه عمدی چه غیرعمدی، داشته
‫بازیت می‌داده یا نه

74
00:05:33,460 --> 00:05:36,436
‫یا دیگه نمی‌تونی جوون‌ترین
‫رئیس بخش امور روسیه بشی،

75
00:05:36,460 --> 00:05:38,460
‫تازه کسی هم میشی که
‫کمترین میزان خدمت رو داشته

76
00:05:40,460 --> 00:05:43,436
‫آیا شما برای نخست‌وزیری اقدام می‌کنید؟
‫جناب وزیرامورخارجه؟

77
00:05:43,460 --> 00:05:45,436
‫فعلا، تموم فکرم رو اینه که یا
‫جین یا آنتونی باید نخست‌وزیر بشه

78
00:05:45,460 --> 00:05:49,436
‫ولی، جناب وزیرامورخارجه، شما پنج روز
‫تا شروع انتخابات وقت دارید

79
00:05:49,460 --> 00:05:52,436
‫ناز نکنید، باید یه حرکتی بزنید، درسته؟

80
00:05:52,460 --> 00:05:53,436
‫فکر کنم توی یه همچین موقعیتی،

81
00:05:53,460 --> 00:05:57,460
‫مهمه که به عنوان یه حزب
‫خونسردی‌مون رو حفظ کنیم

82
00:05:58,460 --> 00:06:02,140
‫- رئیس سازمان اطلاعات چی بهت گفت؟
‫- ابهام‌های راهبردی

83
00:06:03,460 --> 00:06:04,636
‫تخصصش

84
00:06:04,660 --> 00:06:08,436
‫یعنی باید ثابت کنیم حق با ما بوده،
‫وگرنه بگا می‌ریم

85
00:06:08,460 --> 00:06:11,436
‫و اون دختره هم ممکنه بگا بره

86
00:06:11,460 --> 00:06:13,436
‫باید یه قرار با سایکلاپس
‫فردا صبح توی

87
00:06:13,460 --> 00:06:15,460
‫- توی خونه‌ی امن لندن ترتیب بدم
‫- حله

88
00:06:16,460 --> 00:06:19,276
‫باید اونو خاموشش کنی.
‫زک توی ساختمونه

89
00:06:19,300 --> 00:06:22,460
‫آره، باشه، ولی حیف که نمیشه
‫اینو بهشون نشون بدیم

90
00:06:23,460 --> 00:06:24,436
‫بجنب

91
00:06:24,460 --> 00:06:28,436
‫ایشون آقای رایان واکره که دیشب
‫داشته از در پشتی از نشست ناتو می‌اومده بیرون،

92
00:06:28,460 --> 00:06:32,436
‫اونم بعد از اینکه نخست‌وزیر
‫بیانیه رو گفت

93
00:06:32,460 --> 00:06:35,436
‫نه ماشین رسمی‌ای هست. نه محافظ شخصی‌ای

94
00:06:35,460 --> 00:06:37,436
‫و نه مشاور ویژه‌ای، ملیسا مورس

95
00:06:37,460 --> 00:06:39,436
‫نه هیچی نیست. بعد من با رفیق

96
00:06:39,460 --> 00:06:41,436
‫پرتغالی‌مون حرف زدم،
‫یکمی اطلاعات رو راستی‌آزمایی کردیم

97
00:06:41,460 --> 00:06:43,956
‫و معلوم شد اینجا که محل قرار بوده

98
00:06:43,980 --> 00:06:47,636
‫یه ویلای کوچولو توی تپه‌ها.
‫حدس بزن کی صاحبشه؟

99
00:06:47,660 --> 00:06:52,436
‫- ام، بانوی مخفی پوتین؟
‫- نزدیک بود

100
00:06:52,460 --> 00:06:54,460
‫نظرت با برادرزن دیمیتری کریمسوف چیه؟

101
00:06:55,460 --> 00:06:57,436
‫- جدی میگی؟
‫- آره

102
00:06:57,460 --> 00:06:59,276
‫ببین، پاسخ آقای واکر

103
00:06:59,300 --> 00:07:01,436
‫نسبت به استعفای نخست‌وزیرمون

104
00:07:01,460 --> 00:07:04,460
‫اینه که بدون هیچ خبری
‫با وزیرامورخارجه‌ی روسیه ناپدید بشن

105
00:07:05,460 --> 00:07:08,450
‫مطمئنی کریمسوف توی ویلا بوده؟

106
00:07:09,460 --> 00:07:12,460
‫خب، یارو نیم‌ساعت قبل
‫رایان اومد ویلا

107
00:07:14,460 --> 00:07:17,436
‫تازه، یه کسی دیگه هم
‫با تاکسی لیسبون رویال اومد

108
00:07:17,460 --> 00:07:19,436
‫هنوز شناساییش نکردم،

109
00:07:19,460 --> 00:07:22,436
‫برای بخش شاهکارش آماده‌ای؟

110
00:07:22,460 --> 00:07:23,436
‫آره

111
00:07:23,460 --> 00:07:27,436
‫اون یارویی که توی مرسدسه
‫لِو آماتوف‌ـه

112
00:07:27,460 --> 00:07:30,460
‫الیگارش خوشگل موشگل‌مون

113
00:07:31,460 --> 00:07:35,436
‫پس، یعنی رایان وزیرامورخارجه روسیه رو
‫مخفیانه توی یه...

114
00:07:35,460 --> 00:07:37,436
‫سلام

115
00:07:37,460 --> 00:07:39,436
‫توی یه دورهمی مخفیانه

116
00:07:39,460 --> 00:07:44,436
‫که یه میلیاردر با روابط تاریخی با کرملین
‫ترتیبش رو داده

117
00:07:44,460 --> 00:07:47,460
‫خب، به نظرم از نظر سیاسی یکمی مشکوکه

118
00:07:48,460 --> 00:07:52,460
‫یجور دیگه بخوام بگم
‫واقعا خیلی خیلی مشکوکه

119
00:07:55,300 --> 00:07:58,436
‫استوارت با ملیسا توی آخرین
‫کنفرانس حزب رفت دور دور

120
00:07:58,460 --> 00:08:01,436
‫اون می‌گفت که ملیسا
‫انگاری از کار کردن با رایان دلسرد شده

121
00:08:01,460 --> 00:08:03,436
‫باید باهاش حرف بزنم

122
00:08:03,460 --> 00:08:05,436
‫بیشتر باید راجع بهش حرف بزنیم.
‫ولی اینجا نه

123
00:08:05,460 --> 00:08:07,436
‫حله. یه فنجون چایی می‌خوای؟

124
00:08:07,460 --> 00:08:08,460
‫آره

125
00:08:13,460 --> 00:08:16,436
‫اگه این اطلاعات افشا بشه، کار رایان تمومه

126
00:08:16,460 --> 00:08:18,436
‫چرا آخه ریسک ملاقات حضوری رو کرد؟

127
00:08:18,460 --> 00:08:20,436
‫شاید یه پیشنهادی بوده
‫که نمی‌تونسته ردش کنه

128
00:08:20,460 --> 00:08:24,436
‫یا شایدم رایان اونیه که یه چیزی خواسته

129
00:08:24,460 --> 00:08:26,436
‫در رابطه با همین،

130
00:08:26,460 --> 00:08:28,660
‫چرا باید ایموجن یه کمک مالی
‫دویست‌هزار تایی رو

131
00:08:29,660 --> 00:08:31,436
‫از یه مردی مثل لِو آماتوف قبول کنه؟

132
00:08:31,460 --> 00:08:34,436
‫خب، روی کاغذ، میشه گفت یارو کارش درسته

133
00:08:34,460 --> 00:08:36,796
‫مگه نه؟ چون آخه مثلا، ایتون، کمبریج

134
00:08:36,820 --> 00:08:38,476
‫اون رئیس شرکت گلد اسکپ مدیاست

135
00:08:38,500 --> 00:08:40,436
‫یارو یه غول فناوریه

136
00:08:40,460 --> 00:08:42,436
‫به علاوه، یارو توی هئیت‌مدیره
‫موزه‌ی بریتانیا

137
00:08:42,460 --> 00:08:45,460
‫و موسسه‌ی کورتولد هم هست، به همراه
‫زن رایان

138
00:08:46,460 --> 00:08:50,476
‫امیوجن دو سال پیش
‫برای این کنفرانس رفت پورتونووی

139
00:08:50,500 --> 00:08:52,436
‫استوارت هم رفت

140
00:08:52,460 --> 00:08:56,276
‫یادم میاد گفته بود که
‫لِو آماتوف هم اونجا بوده

141
00:08:56,300 --> 00:08:59,436
‫خب، توی مونته‌نگرو پول‌شویی موج می‌زنه

142
00:08:59,460 --> 00:09:02,276
‫حیف که نمی‌تونیم ته توش رو در بیاریم

143
00:09:02,300 --> 00:09:04,300
‫البته اگه طبق دستورات عمل کنیم

144
00:09:06,460 --> 00:09:09,116
‫اگه زک بفهمه داریم
‫پنهونی کاری انجام می‌دیم...

145
00:09:09,140 --> 00:09:12,436
‫خب، ولی نمی‌فهمه؟ باشه؟
‫اگه جلوی دیدش نباشیم نمی‌فهمه

146
00:09:12,460 --> 00:09:15,436
‫ببین، تا وقتی داری روی
‫گزارشی که می‌خوای بهش بدی کار می‌کنی

147
00:09:15,460 --> 00:09:17,460
‫اصلا به تخمش هم نیست
‫که من کجام

148
00:09:19,460 --> 00:09:20,460
‫جایی رو مد نظر داری؟

149
00:09:22,300 --> 00:09:23,460
‫آره. بیا

150
00:09:25,460 --> 00:09:26,460
‫همین دورو وراست

151
00:09:30,460 --> 00:09:31,956
‫همین نزدیکیا زندگی می‌کنی که

152
00:09:31,980 --> 00:09:34,660
‫آره، چون می‌تونم هرموقع
‫که دلم خواست از خواب پاشم

153
00:09:38,460 --> 00:09:39,460
‫بیا داخل

154
00:09:44,300 --> 00:09:47,436
‫خب، اینجا به مقر نزدیکه
‫و زک هم نمی‌تونه ازش بو ببره

155
00:09:47,460 --> 00:09:48,436
‫حله پس

156
00:09:48,460 --> 00:09:51,436
‫- آره، اینم کلید‌های زاپاس
‫- مرسی

157
00:09:51,460 --> 00:09:52,436
‫اینم همکارم سندیه

158
00:09:52,460 --> 00:09:55,460
‫ولی نمیاد اینجا، پس اینجا در اختیار توِئه

159
00:09:57,460 --> 00:09:59,796
‫حدسم اینه که اول
‫رایان موضعش رو اعلام می‌کنه

160
00:09:59,820 --> 00:10:02,436
‫خب، اگه ایموجن باهاش مبارزه کنه،

161
00:10:02,460 --> 00:10:05,276
‫استوارت فکر می‌کنه خیلی‌های دیگه
‫ازش حمایت می‌کنن

162
00:10:05,300 --> 00:10:08,436
‫خب، پس بیا با همون دوتا شروع کنیم

163
00:10:08,460 --> 00:10:11,276
‫و اگه کس دیگه‌ای وارد مسابقه بشه،
‫من میرم ته توش رو در میارم

164
00:10:11,300 --> 00:10:12,460
‫- خوبه؟
‫- آره

165
00:10:13,460 --> 00:10:16,460
‫پنج روز وقت داریم. بهتره شروع کنیم

166
00:10:20,460 --> 00:10:21,540
‫شب درازی در پیش داریم

167
00:10:47,200 --> 00:10:48,200
‫« بهم گفت که امن بوده »

168
00:10:49,900 --> 00:10:51,900
‫« چطور اینو ندیدید؟ چطور؟ »

169
00:10:52,600 --> 00:10:53,600
‫« پس شماها چه غلطی می‌کنین؟ »

170
00:12:55,960 --> 00:12:57,320
‫داری توی ولتا عملیات اجرا می‌کنی؟

171
00:12:58,960 --> 00:13:01,936
‫دیشب مالت رو گذاشتن توی لیست هشدار

172
00:13:01,960 --> 00:13:03,936
‫از طرف سفارت پیامش اومد

173
00:13:03,960 --> 00:13:05,960
‫- هشدارش درباره‌ی چی هست حالا؟
‫- نمی‌دونم

174
00:13:07,320 --> 00:13:09,480
‫توی ویلا مامور گذاشتی؟

175
00:13:10,960 --> 00:13:14,960
‫باید اطلاعاتی رو که درمورد
‫تعطیلات ایگور توی ولتا بهم دادی رو بررسی کنم

176
00:13:15,960 --> 00:13:17,960
‫ممکنه که دوز و کلک بوده باشه؟

177
00:13:19,960 --> 00:13:22,480
‫برای همین اومدیم اینجا؟
‫فکر می‌کنی برات تله گذاشتم؟

178
00:13:24,960 --> 00:13:26,960
‫رئیس رئسات فکر می‌کنن دوز و کلکه

179
00:13:27,960 --> 00:13:29,436
‫اطلاعاتی که از عملیات
‫من بدست اومده بود خیلی

180
00:13:29,460 --> 00:13:30,936
‫مهم بود، خیلی مهم‌تر
‫از اونی که فکر می‌کردیم

181
00:13:30,960 --> 00:13:32,976
‫و الان رئیس رئسا نگران واکنش‌های بعدی‌ان

182
00:13:33,000 --> 00:13:34,960
‫مگه چی دستگیرت شد؟

183
00:13:36,640 --> 00:13:37,936
‫ممکنه برات تله گذاشته باشن؟

184
00:13:37,960 --> 00:13:41,950
‫- ممکنه کسی بدونه که ما توی ویلا نفوذی داریم؟
‫- از طرف من که نه

185
00:13:44,960 --> 00:13:47,960
‫کیت، به تصمیم من اعتماد کنی

186
00:13:49,800 --> 00:13:51,960
‫- مگر اینکه فکر کنی بهت دروغ میگم
‫- نه البته که این فکرو نمی‌کنم

187
00:13:54,960 --> 00:13:57,456
‫ببین چی از اون هشدار توی مالت دستگیرت میشه

188
00:13:57,480 --> 00:13:59,936
‫- خیلی مهمه
‫- باشه

189
00:13:59,960 --> 00:14:02,960
‫باهات مثل قدیم در تماس می‌مونم

190
00:14:16,800 --> 00:14:17,936
‫صبح بخیر

191
00:14:17,960 --> 00:14:19,936
‫- آخرین بار کی از دختره خبری شد؟
‫- شبِ پیش

192
00:14:19,960 --> 00:14:22,936
‫یه پیغامی که توش نوشته بود
‫نتونسته باتری میکروفون رو عوض کنه

193
00:14:22,960 --> 00:14:25,936
‫فکر کنم مسکو می‌دونه ما داریم
‫ایگور رو می‌پاییم

194
00:14:25,960 --> 00:14:27,296
‫تف توش. چطور آخه؟

195
00:14:27,320 --> 00:14:30,136
‫هنوز نمی‌دونم، ولی گرفتن مالت
‫رو گذاشتن توی لیست هشدار

196
00:14:30,160 --> 00:14:32,936
‫دیشب توی بوزو یه عملیات پلیسی
‫انجام شده. توی اخبار دیدم

197
00:14:32,960 --> 00:14:34,936
‫- ممکنه بخاطر اون باشه
‫- چی شده بوده؟

198
00:14:34,960 --> 00:14:38,776
‫یه شرکت فین‌تک بوده
‫که داشته تحریم‌های روسیه رو زیرپا می‌ذاشته

199
00:14:38,800 --> 00:14:39,936
‫همین کافی بود که مسکو رو عصبی کنه

200
00:14:39,960 --> 00:14:42,456
‫می‌دونی که چقدر دوست دارن فکر کنن
‫این جزیره ماله خودشونه

201
00:14:42,480 --> 00:14:43,936
‫شاید

202
00:14:43,960 --> 00:14:46,936
‫ولی اول، باید مطمئن بشیم
‫دختره سالمه

203
00:14:46,960 --> 00:14:47,936
‫چقدر می‌تونی به ویلا نزدیک بشی؟

204
00:14:47,960 --> 00:14:49,936
‫اونقدرا نه

205
00:14:49,960 --> 00:14:51,936
‫ولی از بالای صخره یه دیدی نسبت بهش دارم

206
00:14:51,960 --> 00:14:54,976
‫برو اونجا. منم میرم با رُز
‫درمورد این عملیات پلیسی حرف بزنم

207
00:14:55,000 --> 00:14:58,936
‫تا وقتی از بودنش تو ویلا مطمئن نشدیم
‫بهش هیچ پیغامی نده

208
00:14:58,960 --> 00:15:00,800
‫باشه. حله

209
00:15:02,960 --> 00:15:04,936
‫من می‌دونم که حتی حرف زدن
‫درمورد مهاجرت

210
00:15:04,960 --> 00:15:06,936
‫به حساسیت‌های کلان‌شهری‌تون توهین می‌کنه

211
00:15:06,960 --> 00:15:09,936
‫ممنون میشم چنین فکری نکنی

212
00:15:09,960 --> 00:15:12,936
‫منظورم اینه، قضیه بین جناح چپ و راست نیست

213
00:15:12,960 --> 00:15:17,936
‫من به جامعه چندفرهنگی‌مون
‫معتقدم،

214
00:15:17,960 --> 00:15:19,936
‫ولی باید ازش محافظت بشه

215
00:15:19,960 --> 00:15:21,936
‫دربرابر چی ازش محافظت بشه؟

216
00:15:21,960 --> 00:15:24,616
‫از اینکه زیر فشار مدیریت ضعیف و کنترل نشده‌ی

217
00:15:24,640 --> 00:15:25,936
‫مهاجرت غیرقانونی قرار بگیره

218
00:15:25,960 --> 00:15:26,936
‫ولی همین هفته‌ی پیش،

219
00:15:26,960 --> 00:15:29,936
‫وزیر کشور گفت
‫که ما مهاجرانی رو می‌خوایم

220
00:15:29,960 --> 00:15:31,456
‫که کارهایی رو که بقیه مردم
‫انجام نمیدن رو انجام بدن

221
00:15:31,480 --> 00:15:32,936
‫آره خب، ولی با این حال

222
00:15:32,960 --> 00:15:34,936
‫ما هر ساله برای یک دهه هست
‫که داریم به صدها هزار نفر اجازه ورود می‌دیم

223
00:15:34,960 --> 00:15:36,936
‫اونم درحالی که نه خونه‌ای،

224
00:15:36,960 --> 00:15:39,936
‫نه بیمارستانی نه هرچیزی که
‫برای اسکان‌شون نیاز داریم ساخته باشیم

225
00:15:39,960 --> 00:15:41,936
‫و آیا بنظر شما این درسته؟

226
00:15:41,960 --> 00:15:44,936
‫خیلی سخته که اقتصاد

227
00:15:44,960 --> 00:15:48,936
‫بدون هیچ مهاجرتی و
‫70 درصد مالیاتی

228
00:15:48,960 --> 00:15:50,936
‫که شما دارید پیشنهادش می‌کنید رشد کنه

229
00:15:50,960 --> 00:15:53,960
‫آره، ولی این 70 درصد
‫برای کساییه که بالای دویست‌وپنجاه هزار پوند حقوق می‌گیرن

230
00:15:54,960 --> 00:15:56,936
‫پس، حیفه که شما دوتا رو از دست بدیم

231
00:15:56,960 --> 00:16:00,936
‫امروز صبح، حزب شین فین
‫درخواست یه رفراندوم برای

232
00:16:00,960 --> 00:16:03,976
‫اینکه ایرلند شمالی توی بریتانیا
‫بمونه یا نه رو کرده

233
00:16:04,000 --> 00:16:07,960
‫اگه شما نخست‌وزیر بشید، با این درخواست
‫موافقت می‌کنید؟

234
00:16:09,960 --> 00:16:13,960
‫خب شاید زمانش رسیده که
‫از انگلیسی‌ها بپرسیم

235
00:16:14,960 --> 00:16:17,936
‫دیگه بالاخره هرچی باشه
‫اونا خرج اتحادیه رو میدن

236
00:16:17,960 --> 00:16:19,936
‫بریتانیا، بمونه یا بره؟

237
00:16:19,960 --> 00:16:21,936
‫جناب وزیرامورخارجه،

238
00:16:21,960 --> 00:16:24,456
‫اینجوری شما کمپین‌تون رو،

239
00:16:24,480 --> 00:16:26,960
‫با تحریک احساسات ملی‌گرایانه
‫انگلیسی‌ها راه می‌ندازید؟

240
00:16:30,160 --> 00:16:31,936
‫این حرفا دیگه چی بود زدی؟

241
00:16:31,960 --> 00:16:34,776
‫- مطبوعات راست‌گرا پشماشون می‌ریزه
‫- چه بهتر

242
00:16:34,800 --> 00:16:35,936
‫دارم یه تنوعی میدم

243
00:16:35,960 --> 00:16:37,936
‫از مرکز فاصله بگیر، برو یکمی استراحت کن

244
00:16:37,960 --> 00:16:39,936
‫- یا تو غرق میشی، رایان
‫- ما کلا چهار روز وقت داریم

245
00:16:39,960 --> 00:16:42,296
‫می‌خواستی کمپین رو با سرو صدا
‫شروع کنیم، خب بیا اینم از این

246
00:16:42,320 --> 00:16:43,936
‫اون سرو صدا قرار بود
‫مربوط به کم کردن

247
00:16:43,960 --> 00:16:44,936
‫مهاجرت‌ها باشه،

248
00:16:44,960 --> 00:16:46,936
‫نه اینکه نمک بپاشی
‫روی زخم ملی‌گراها

249
00:16:46,960 --> 00:16:49,456
‫ناسلامتی انتخاباته دیگه، ملیسا.
‫باید وعده وعید بدم

250
00:16:49,480 --> 00:16:50,936
‫خب، فکر نکنم نماینده‌هامون ازش خوششون بیاد

251
00:16:50,960 --> 00:16:52,936
‫آره، بعضیا شاید حال نکنن، اما
‫اعضای عادی حزب

252
00:16:52,960 --> 00:16:54,960
‫بیشتر از اون چیزی که خودشون فکر می‌کنن
‫با من موافقن

253
00:16:55,960 --> 00:16:57,936
‫فهمیدم، آره گرفتم

254
00:16:57,960 --> 00:16:59,936
‫ولی اگه یه شب دیگه خواست
‫کلا غیبت بزنه،

255
00:16:59,960 --> 00:17:02,936
‫اگه میشه یه پیامی چیزی بهم بدی، ممنون میشم

256
00:17:02,960 --> 00:17:05,936
‫- ببخشید، یه مشکلی برام پیش اومد
‫- خب، امیدوارم ارزشش رو داشته باشه

257
00:17:05,960 --> 00:17:07,936
‫اینجا پر هرج و مرجه

258
00:17:07,960 --> 00:17:10,936
‫نمی‌دونم امروز صبح اون یارو
‫توی برنامه‌ی صبح بخیر بریتانیا رو دیدی که

259
00:17:10,960 --> 00:17:15,776
‫داشت درمورد رفراندوم برای انگلیس
‫که از بریتانیا خارج بشه حرف می‌زد

260
00:17:15,800 --> 00:17:17,296
‫تاکتیک عوام‌گراها همینه دیگه

261
00:17:17,320 --> 00:17:20,936
‫- جدی که نگفته، نه؟
‫- خب، کی‌ می‌دونه؟

262
00:17:20,960 --> 00:17:23,936
‫حالا که اعلام کرده، ایموجن رو بد فشاری کرده

263
00:17:23,960 --> 00:17:26,960
‫- آخه، اون هنوزم مردده
‫- کس دیگه‌ای نامزد نشده؟

264
00:17:27,960 --> 00:17:30,936
‫نه، اگه اینقدر امروز فردا نکنه، نه

265
00:17:30,960 --> 00:17:32,456
‫عزیزم، قبل از اینکه یادم بره،

266
00:17:32,480 --> 00:17:34,936
‫اون کنفرانسی که توی
‫مونته‌نگرو بود رو یادته

267
00:17:34,960 --> 00:17:36,936
‫همونی که نمی‌خواستی بری؟

268
00:17:36,960 --> 00:17:40,136
‫یجور سفر مربوط به صنعت گردشگری بود آره؟

269
00:17:40,160 --> 00:17:43,296
‫آره، برای هتل‌ها بود، می‌خواستیم
‫توجه سرمایه‌گذارها رو جلب کنیم

270
00:17:43,320 --> 00:17:45,936
‫- چطور؟
‫- یادته کی ترتیبش رو داد؟

271
00:17:45,960 --> 00:17:48,776
‫چون وزارت امور خارجه ازم خواسته

272
00:17:48,800 --> 00:17:51,936
‫تا امنیت وزیران توی سفرهای خارجی
‫رو دوباره بررسی کنم

273
00:17:51,960 --> 00:17:55,936
‫- دردسر کم بود اینم اضافه شد
‫- آره یادمه کی ترتیبش رو داد

274
00:17:55,960 --> 00:17:58,456
‫خود سلطان دوز و کلک بود، لِو آماتوف

275
00:17:58,480 --> 00:18:03,616
‫اون، ما و چندتا نماینده‌ی معمولی
‫رو دعوت کرده بود

276
00:18:03,640 --> 00:18:05,936
‫منو جاش به ایموجن گفتیم نیازی نیست
‫نگران باشه،

277
00:18:05,960 --> 00:18:07,936
‫ولی یه دلیلی داشت که هی پافشاری می‌کرد

278
00:18:07,960 --> 00:18:08,936
‫سرمایه‌گذار پیدا کردین؟

279
00:18:08,960 --> 00:18:11,936
‫نه، البته که نه، فقط منِ بدبخت مسموم شدم

280
00:18:11,960 --> 00:18:12,936
‫یادته مسموم شده بودم؟

281
00:18:12,960 --> 00:18:15,296
‫آره، همون اختاپوس معروفه

282
00:18:15,320 --> 00:18:17,936
‫آره همون، خیلی چندشه

283
00:18:17,960 --> 00:18:18,936
‫من باید برم

284
00:18:18,960 --> 00:18:21,936
‫ببین، امشبو یادت نره، جلسه اولیا و مربیان
‫فیوناست

285
00:18:21,960 --> 00:18:23,936
‫بهمون دستور دادن

286
00:18:23,960 --> 00:18:26,616
‫یه تیپ آبرومندانه بزنیم، باشه؟

287
00:18:26,640 --> 00:18:29,936
‫والا، از دید اون اصلا ممکن نیست، دوستت دارم

288
00:18:29,960 --> 00:18:32,960
‫خیلی‌خب. منم دوستت دارمــ

289
00:18:35,960 --> 00:18:37,936
‫من با سازمان اطلاعات و لنگلی حرف زدم

290
00:18:37,960 --> 00:18:39,936
‫هیچی به جز همون عملیات پلیسی

291
00:18:39,960 --> 00:18:41,936
‫از مالت به گوششون نرسیده،

292
00:18:41,960 --> 00:18:44,800
‫پس احتمالا بخاطر همین مسکو
‫مالت رو گذاشته توی لیست هشدار

293
00:18:45,960 --> 00:18:46,936
‫احتمال کافی نیست

294
00:18:46,960 --> 00:18:49,960
‫به محض اینکه جولی
‫از دختره با خبر بشه دوباره تجدیدقوا می‌کنیم

295
00:18:50,960 --> 00:18:51,976
‫از داداش چه خبر؟

296
00:18:52,000 --> 00:18:54,936
‫فرستادیم به یه هتل
‫توی سنت‌پترزبورگ

297
00:18:54,960 --> 00:18:55,936
‫به محض اینکه دختره رو از اونجا خارج کنی،

298
00:18:55,960 --> 00:18:57,960
‫مام می‌فرستیم بره لب مرز

299
00:19:30,960 --> 00:19:32,960
‫عجب بروشور قشنگی

300
00:19:34,960 --> 00:19:38,320
‫تاریخش رو ببین. ببین کی اونجا بوده

301
00:19:39,960 --> 00:19:42,456
‫دو هفته قبل از اینکه
‫لِو آماتوف اولین کمک‌مالیش رو

302
00:19:42,480 --> 00:19:43,936
‫به خیریه‌ی هری کانراد کرده بوده

303
00:19:43,960 --> 00:19:46,936
‫خب، این واضحه که یه بده بستون بوده، نه؟

304
00:19:46,960 --> 00:19:47,976
‫دقیقا

305
00:19:48,000 --> 00:19:49,936
‫خب چرا اعلامش نکنیم؟

306
00:19:49,960 --> 00:19:52,976
‫تا جلوی مطبوعات رو از اینکه بفهمه
‫اون با الیگارش‌ها ارتباط داره بگیریم

307
00:19:53,000 --> 00:19:55,936
‫برای وزارت کشور وجهه خوبی نداره

308
00:19:55,960 --> 00:19:57,976
‫خب، می‌خوای خودت بری ازش بپرسی؟

309
00:19:58,000 --> 00:20:00,950
‫از آنجلا وایت شروع می‌کنم

310
00:20:02,960 --> 00:20:03,976
‫جولی زنگ زده

311
00:20:04,000 --> 00:20:07,936
‫- چه خبر شده؟
‫- من دیدی نسبت بهش ندارم

312
00:20:07,960 --> 00:20:09,936
‫به زور دارم تراس رو می‌بینم،

313
00:20:09,960 --> 00:20:11,960
‫ولی دارم می‌بینم که
‫مَتی داره به ساندرو صبحونه میده

314
00:20:13,320 --> 00:20:14,936
‫همونجایی که هستی بمون

315
00:20:14,960 --> 00:20:17,960
‫و اگه چیز متفاوتی دیدی
‫سریع بهم زنگ بزن

316
00:20:33,960 --> 00:20:35,616
‫خب، اگه اینی که میگی باشه،

317
00:20:35,640 --> 00:20:36,936
‫کامل ورق بازی برمی‌گرده، نه؟

318
00:20:36,960 --> 00:20:38,936
‫نه، بهتره که صبر کنیم

319
00:20:38,960 --> 00:20:41,936
‫الان زمان خوبی نیست، ولی...

320
00:20:41,960 --> 00:20:43,960
‫باشه. باشه. حله، بهت زنگ می‌زنم

321
00:20:46,480 --> 00:20:47,936
‫خیلی‌خب

322
00:20:47,960 --> 00:20:50,456
‫یه فیلمی که توش یه
‫سیاست‌مدار مشخصِ زن هست

323
00:20:50,480 --> 00:20:51,936
‫همین الان به دستم رسیده

324
00:20:51,960 --> 00:20:53,936
‫خیلی‌خب. چه جور فیلمی؟

325
00:20:53,960 --> 00:20:55,936
‫باید فقط از تخیلاتمون استفاده کنیم

326
00:20:55,960 --> 00:20:57,936
‫چیه؟ فیلم پورن ایموجن کانراد؟

327
00:20:57,960 --> 00:21:01,936
‫هیس. آره شاید باورش سخت باشه.
‫ولی یه منبع موثق بهم اینو گفته

328
00:21:01,960 --> 00:21:03,936
‫خب، از کجا می‌دونی قراره پخش بشه؟

329
00:21:03,960 --> 00:21:05,936
‫خودمم نمی‌دونم. فقط بهم خبر دادن
‫که ممکنه پخش بشه

330
00:21:05,960 --> 00:21:06,936
‫- کی می‌خواد پخش کنه؟
‫- یه روزنامه‌نگار

331
00:21:06,960 --> 00:21:09,296
‫نمی‌دونم بابا. مگه مهمه؟

332
00:21:09,320 --> 00:21:11,616
‫فقط محض اطمینان که اگه پخش بشه
‫باید یه استراتژی‌ای داشته باشیم

333
00:21:11,640 --> 00:21:13,936
‫البته که من، از صمیم قلبم می‌خوام که پخش نشه

334
00:21:13,960 --> 00:21:15,960
‫به ما که هیچ ربطی نداره داره، رایان؟

335
00:21:23,960 --> 00:21:25,936
‫می‌خواستی منو ببینی؟

336
00:21:25,960 --> 00:21:27,936
‫خانم وایت، مطمئن نیستم
‫که منو به یاد دارید یا نه

337
00:21:27,960 --> 00:21:29,136
‫البته که یادمه

338
00:21:29,160 --> 00:21:30,936
‫تو هیچ رحمی به کمیته نکردی،

339
00:21:30,960 --> 00:21:33,936
‫که بنظرم برای شغلت
‫یه ویژگی خیلی خوب محسوب میشه

340
00:21:33,960 --> 00:21:34,976
‫بفرما بریم داخل

341
00:21:35,000 --> 00:21:37,960
‫اگه میشه بریم قدم بزنیم، مشکلی که نداره؟

342
00:21:39,960 --> 00:21:42,936
‫من توی کنفرانس مونته‌نگرو بودم
‫چون لِو آماتوف ازم خواسته بود،

343
00:21:42,960 --> 00:21:44,936
‫و من اینو پنهونش نکردم

344
00:21:44,960 --> 00:21:47,936
‫چون نمی‌خوام به زحمت بیفتی، اون
‫یکی از حامی‌های حزب ملی‌ـه منه

345
00:21:47,960 --> 00:21:49,936
‫بنظرم درخواستش اوکی بود

346
00:21:49,960 --> 00:21:51,976
‫آیا وزیر کشور درمورد اهداف
‫سفرش بحثی کرد؟

347
00:21:52,000 --> 00:21:54,936
‫من که به زور می‌بینم، فکر می‌کنم
‫اونم مثل من به درخواست لِو اومده بود

348
00:21:54,960 --> 00:21:58,776
‫ولی بنظر نمی‌رسید چیزی
‫رو جدی گرفته باشه

349
00:21:58,800 --> 00:22:01,936
‫- منظورت چیه؟
‫- آخه اون توی هیچکدوم از نشست‌ها نبوده

350
00:22:01,960 --> 00:22:05,936
‫اون انگاری... بذار اینجوری بگم، انگاری
‫سرش شلوغ بوده

351
00:22:05,960 --> 00:22:07,936
‫با چی؟

352
00:22:07,960 --> 00:22:10,960
‫اون فقط با دستیارش شیطنت بازی می‌کرد

353
00:22:11,960 --> 00:22:13,776
‫فکر کنم دو نفر بودن

354
00:22:13,800 --> 00:22:14,936
‫یکیشون معدش مشکل داشت

355
00:22:14,960 --> 00:22:17,936
‫- اون یکی دستیارش بود، جان
‫- جاش؟ جاشوا لانگ؟

356
00:22:17,960 --> 00:22:19,936
‫یارو خیلی خوشگل بود

357
00:22:19,960 --> 00:22:21,936
‫شایدم هیچی نبوده‌ها

358
00:22:21,960 --> 00:22:23,960
‫ولی نمی‌تونم بگم
‫کامل بهش اطمینان داشتم

359
00:22:25,960 --> 00:22:27,936
‫ببین، داری حرف تو دهنم می‌ذاری

360
00:22:27,960 --> 00:22:28,936
‫نگفتم که من داشتم اونو ردش می‌کردم،

361
00:22:28,960 --> 00:22:31,960
‫ولی اینجوریام نیست که بتونی
‫تاییدش کنی

362
00:22:32,960 --> 00:22:35,936
‫نه، معلومه اون پشت اون کصشرات
‫رفراندوم رایان واکر نیست

363
00:22:35,960 --> 00:22:39,136
‫توییتر؟ بیخیال بابا، توییتر فقط

364
00:22:39,160 --> 00:22:41,936
‫تستوسترون بالای ایلان ماسکو نشون میده

365
00:22:41,960 --> 00:22:43,296
‫بعدا می‌بینمت

366
00:22:43,320 --> 00:22:46,936
‫- میشه اینو برای بیانیه‌ام بگم؟
‫- دیگه نمی‌تونیم دووم بیاریم

367
00:22:46,960 --> 00:22:49,936
‫باید قبل از رایان وارد عمل شیم، حله؟

368
00:22:49,960 --> 00:22:51,960
‫بازم قهوه می‌خوام

369
00:22:53,160 --> 00:22:54,936
‫بنظرت باید چیکار کنم، عزیزم؟

370
00:22:54,960 --> 00:22:57,936
‫همیشه گفتم رایان از اون چیزی که
‫بنظر می‌رسه زرنگ‌تره

371
00:22:57,960 --> 00:22:59,936
‫مثل یه منجنیق می‌مونه

372
00:22:59,960 --> 00:23:01,960
‫تازه هنوز دردسرایی که درست می‌کنه شروع نشده

373
00:23:03,160 --> 00:23:05,960
‫پس باید جلوش رو بگیری

374
00:23:06,960 --> 00:23:09,160
‫سایمون، سلام

375
00:23:10,480 --> 00:23:12,936
‫وزیرامورخارجه موادی چیزی می‌زنه؟

376
00:23:12,960 --> 00:23:17,160
‫آره، متاسفانه، اون یه کراکیه، سایمون

377
00:23:23,960 --> 00:23:25,936
‫ملیسا؟ منم کیت

378
00:23:25,960 --> 00:23:27,936
‫تو قبلا با همسرم استوارت
‫توی گاردین کار می‌کردی
‫(روزنامه‌ی معروف بریتانیایی)

379
00:23:27,960 --> 00:23:29,136
‫توی جشن کریسمس باهم آشنا شدیم

380
00:23:29,160 --> 00:23:31,936
‫تو کارمند دولتی

381
00:23:31,960 --> 00:23:35,936
‫- توی وزارت‌کشور بودی یا وزارت دفاع؟
‫- برای سازمان اطلاعات کار می‌کنم

382
00:23:35,960 --> 00:23:39,960
‫ما داریم یه مورد امنیتی
‫رو درمورد وزیرامورخارجه رو بررسی می‌کنیم

383
00:23:40,960 --> 00:23:42,616
‫- کِی بوده حالا؟
‫- دیروز

384
00:23:42,640 --> 00:23:44,616
‫داریم یه عملیات رو توی لیسبون انجام می‌دیم،

385
00:23:44,640 --> 00:23:45,936
‫و ما متوجه شدیم که ایشون
‫نشست رو بدون

386
00:23:45,960 --> 00:23:47,936
‫محافظان شخصیش ترک کرده

387
00:23:47,960 --> 00:23:49,936
‫- من خبر نداشتم
‫- جدی؟

388
00:23:49,960 --> 00:23:53,136
‫پس یعنی جای نگرانی برای تیم امنیتیش نیست؟

389
00:23:53,160 --> 00:23:55,936
‫تا اونجایی که می‌دونم، نه

390
00:23:55,960 --> 00:23:58,936
‫اون رفت لِو آماتوف رو ببینه، درسته؟

391
00:23:58,960 --> 00:24:00,936
‫یه دورهمی توی ویلای شخصی

392
00:24:00,960 --> 00:24:02,936
‫خیلی عجیبه، چون نمی‌تونیم

393
00:24:02,960 --> 00:24:04,936
‫این دورهمی رو توی برنامه‌ی رسمی پیداش کنیم

394
00:24:04,960 --> 00:24:06,936
‫خب، لِو دوست شخصی وزیرامورخارجه‌ست،

395
00:24:06,960 --> 00:24:07,976
‫این از کسی پنهون نیست

396
00:24:08,000 --> 00:24:10,960
‫این حقیقت که دیمیتری کریمسوف اونجا بوده چی؟

397
00:24:13,960 --> 00:24:15,160
‫این اتهام بزرگیه

398
00:24:17,960 --> 00:24:19,936
‫باید درباره‌ش با وزیرامورخارجه حرف بزنی

399
00:24:19,960 --> 00:24:22,936
‫مطمئنم خیلی مشتاقه که جلوی
‫یه رسوایی دیپلماتیک رو بگیره،

400
00:24:22,960 --> 00:24:25,800
‫با توجه به اینکه همین تازگی
‫نامزدی خودش رو برای نخست‌وزیری اعلام کرده

401
00:24:26,960 --> 00:24:28,776
‫می‌خوای چیکار کنم؟

402
00:24:28,800 --> 00:24:30,000
‫حرف بزن، ملیسا

403
00:24:31,480 --> 00:24:34,960
‫رایان زیاد غیبش می‌زنه؟
‫یا مثلا بعضی کاراشو بهت نمیگه؟

404
00:24:35,960 --> 00:24:37,960
‫اون به همین زودیا ممکنه نخست‌وزیر بشه

405
00:24:38,960 --> 00:24:40,456
‫استوارت گفت بیای پیشم؟

406
00:24:40,480 --> 00:24:43,960
‫البته که نه. این بین خودمونه

407
00:24:45,800 --> 00:24:48,160
‫- من باید برم
‫- اگه خواستی بیشتر حرف بزنی

408
00:24:50,960 --> 00:24:52,960
‫البته محرمانه

409
00:25:07,480 --> 00:25:08,960
‫مرسی ممنون

410
00:25:12,000 --> 00:25:19,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

411
00:25:22,960 --> 00:25:26,136
‫دارم می‌بینمش

412
00:25:26,160 --> 00:25:28,936
‫داره با ساندرو ورق بازی می‌کنه.
‫یه پیامم داده که حالش خوبه

413
00:25:28,960 --> 00:25:30,136
‫همه‌چی نرماله

414
00:25:30,160 --> 00:25:32,136
‫بهت که گفتم دیگه بهش پیام نده

415
00:25:32,160 --> 00:25:33,936
‫پیام ندادم خب

416
00:25:33,960 --> 00:25:36,040
‫پس چرا داره جواب یه سوالی رو میده
‫که نپرسیدی؟

417
00:25:37,960 --> 00:25:38,976
‫میشه عکسارو برام بفرستی؟

418
00:25:39,000 --> 00:25:40,936
‫الان برمی‌گردم میرم یه نگاهی بهشون بندازم

419
00:25:40,960 --> 00:25:42,160
‫الان می‌فرستم

420
00:25:43,960 --> 00:25:45,960
‫استوارت

421
00:25:47,320 --> 00:25:48,776
‫حالت چطوره؟

422
00:25:48,800 --> 00:25:49,936
‫تو به زنت،

423
00:25:49,960 --> 00:25:51,936
‫که البته یادت رفت بهم بگی که توی
‫سازمان اطلاعات کار می‌کنه،

424
00:25:51,960 --> 00:25:53,776
‫درمورد اون چیزی که محرمانه
‫توی منچستر درموردش بحث کردیم گفتی؟

425
00:25:53,800 --> 00:25:55,936
‫آره شاید گفته باشم
‫یکمی ناراحت بودی، آره

426
00:25:55,960 --> 00:25:57,936
‫اتفاقی که توی کنفرانس میفته
‫همونجا هم دفن میشه

427
00:25:57,960 --> 00:25:59,936
‫مگه این قانون طلایی نبود، رفیق؟

428
00:25:59,960 --> 00:26:01,936
‫این چیزی که نیست
‫که هرکسی می‌تونست حدسش رو بزنه، نه؟

429
00:26:01,960 --> 00:26:04,456
‫ببخشید، جدی میگم

430
00:26:04,480 --> 00:26:06,960
‫خب چی شده، کیت چیزی بهت گفته؟

431
00:26:07,960 --> 00:26:09,976
‫نمی‌خوام همه‌چی به خاک سیاه بشینه، استوارت

432
00:26:10,000 --> 00:26:11,936
‫من بخاطر این نیومدم توی سیاست

433
00:26:11,960 --> 00:26:13,960
‫پس چرا داری برای رایان واکر کار می‌کنی؟

434
00:26:15,960 --> 00:26:17,960
‫این چجوری با عقل جور در میاد؟

435
00:26:19,960 --> 00:26:22,936
‫اون اصلا نباید نزدیک داونینگ‌استریت بشه،

436
00:26:22,960 --> 00:26:24,456
‫و اینو خودت می‌دونی، می‌دونم
‫که خوب می‌دونی

437
00:26:24,480 --> 00:26:25,936
‫گوش بده، گوش کن

438
00:26:25,960 --> 00:26:29,976
‫همیشه برای یکی مثل تو
‫توی اداره جا هست

439
00:26:30,000 --> 00:26:31,960
‫اینو قطع به یقین می‌دونم

440
00:26:32,960 --> 00:26:34,960
‫می‌دونم که ایموجن جنگی تو رو
‫استخدام می‌کنه، اینو می‌دونم

441
00:26:37,640 --> 00:26:38,960
‫فقط بهش فکر کن

442
00:26:40,960 --> 00:26:42,960
‫فکر کن

443
00:26:50,960 --> 00:26:51,960
‫صبر کن. یکی برو عقب

444
00:26:53,160 --> 00:26:55,936
‫اونی که گوشه‌ی تصویره رو می‌بینی؟

445
00:26:55,960 --> 00:26:58,950
‫اونا دارن ورق بازی می‌کنن.
‫محافظ برای چی‌شونه؟

446
00:27:03,960 --> 00:27:06,960
‫یه پیغام دیگه دستم رسید.
‫درخواست ملاقات کرده

447
00:27:08,960 --> 00:27:11,976
‫امیدوارم مامانت خوب باشه، خیلی خوب میشه
‫اگه به زودی اونو ببینه

448
00:27:12,000 --> 00:27:14,936
‫یه محافظ رو توی یکی از عکسات می‌بینیم

449
00:27:14,960 --> 00:27:15,936
‫خب؟

450
00:27:15,960 --> 00:27:17,936
‫فکر کنم لو رفته

451
00:27:17,960 --> 00:27:20,936
‫داره جواب سوال‌هایی رو میده
‫که ما نپرسیدیم، اونو می‌پان

452
00:27:20,960 --> 00:27:22,960
‫و حالا یهویی، درخواست ملاقات کرده

453
00:27:26,160 --> 00:27:28,960
‫خیلی‌خب. بعدش چی؟

454
00:27:29,960 --> 00:27:31,936
‫باید با زک حرف بزنم

455
00:27:31,960 --> 00:27:33,960
‫ولی فکر کنم باید عقب بکشم

456
00:27:40,000 --> 00:27:41,936
‫فکر می‌کنی درخواست ملاقاتش یه تله‌ست؟

457
00:27:41,960 --> 00:27:44,936
‫نمی‌دونم، ولی یه چیزی مشکوکه

458
00:27:44,960 --> 00:27:47,936
‫و حالام، می‌دونیم که مالت
‫بخاطر اتفاق شب قبل توی لیست هشداره

459
00:27:47,960 --> 00:27:50,000
‫میشه یه تیم رو بفرستی تا
‫اونو خارج کنن؟

460
00:27:54,960 --> 00:27:55,960
‫خیلی ریسکش بالاست، کیت

461
00:27:56,960 --> 00:27:58,936
‫در بهترین حالت، دو روزه می‌رسونیمت اونجا

462
00:27:58,960 --> 00:28:02,936
‫ولی باید وزیرامورخارجه
‫اجازه‌ی فرستادن اسلحه‌ رو

463
00:28:02,960 --> 00:28:04,936
‫از طریق محموله‌ی دیپلماتیک بده
‫(محموله‌ رسمی سفارت که دیگه بازرسی نمیشه)

464
00:28:04,960 --> 00:28:06,950
‫من دو روز وقت ندارم.
‫پس بهتره غیرمسلح برم

465
00:28:08,960 --> 00:28:11,456
‫نمی‌تونم همچین اجازه‌ی رو بهت بدم

466
00:28:11,480 --> 00:28:13,936
‫محافظای ایگور تا دندون مسلحن،

467
00:28:13,960 --> 00:28:15,480
‫و شاید محافظای بیشتری هم در راه باشن

468
00:28:16,960 --> 00:28:19,960
‫ببخشید، ولی جوابم نه هست

469
00:28:20,960 --> 00:28:23,936
‫ما نمی‌دونیم قراره اونجا چه بشه

470
00:28:23,960 --> 00:28:25,960
‫که دقیقا مسکو هم همینو می‌خواد

471
00:28:27,960 --> 00:28:30,800
‫فقط باید امیدوار باشیم
‫که تو اشتباه کرده باشی و...

472
00:28:31,960 --> 00:28:33,320
‫اون دختره لو نرفته باشه

473
00:28:44,960 --> 00:28:46,936
‫من اونجا تنها نمی‌ذارمش

474
00:28:46,960 --> 00:28:48,936
‫اون تصمیم درستی گرفت.
‫اصلا معلوم نیست چه به چیه

475
00:28:48,960 --> 00:28:51,976
‫من به اون و الکسی قول دادم

476
00:28:52,000 --> 00:28:55,936
‫می‌دونم مامورات چقدر برات ارزشمندن.
‫برای همین این کار رو قبول کردی

477
00:28:55,960 --> 00:28:58,776
‫ولی باید بدونی که چه وقتی
‫یه عملیات از کنترل خارج میشه

478
00:28:58,800 --> 00:29:00,080
‫من اونجا تنها نمی‌ذارمش، رُز

479
00:29:00,960 --> 00:29:03,136
‫حق با زکه، داری میری توی یه تله

480
00:29:03,160 --> 00:29:04,936
‫از پسش برمیام

481
00:29:04,960 --> 00:29:08,320
‫مطمئنا، اولویتت باید... منو ببخش

482
00:29:10,640 --> 00:29:12,936
‫باید محافظت از بخش امور مربوط به روسیه باشه؟

483
00:29:12,960 --> 00:29:15,936
‫اگه یکی از شماها اونجا لو رفته بودید،

484
00:29:15,960 --> 00:29:17,936
‫کلی طول می‌کشید تا یه تیم جدید آماده کنیم

485
00:29:17,960 --> 00:29:20,936
‫که توی همون زمان، نفوذی مسکو
‫وارد داونینگ‌استریت میشد

486
00:29:20,960 --> 00:29:22,960
‫این شانسیه که باید ازش استفاده کنم

487
00:29:25,960 --> 00:29:28,320
‫برو یه استراحتی کن، باشه؟

488
00:29:29,320 --> 00:29:31,936
‫برو خونه، برو پیش بچه‌هات

489
00:29:31,960 --> 00:29:33,320
‫تف توش، فیونا

490
00:29:46,960 --> 00:29:48,936
‫ببین کی اومده. گفتم که میاد

491
00:29:48,960 --> 00:29:52,936
‫- عجیبه که شماها اومدید
‫- ببخشید که دیر کردم، عزیزم

492
00:29:52,960 --> 00:29:54,936
‫- چی رو از دست دادم؟
‫- همون داستان همیشگی

493
00:29:54,960 --> 00:29:57,936
‫وقتی حواسش جمع باشه
‫آدم باهوشیه

494
00:29:57,960 --> 00:29:59,936
‫ولی به راحتی حواسش پرت میشه

495
00:29:59,960 --> 00:30:03,936
‫پشمام، خب، ایموجنه، رسیده

496
00:30:03,960 --> 00:30:06,456
‫خیلی‌خب، من باید جنگی برم

497
00:30:06,480 --> 00:30:08,976
‫همه‌چی رو به غیر از سیاست و تاریخ
‫اوکی کردیم

498
00:30:09,000 --> 00:30:10,936
‫اینجام صف انتخاب واحد‌های
‫ای‌لوله

499
00:30:10,960 --> 00:30:12,936
‫استوارت، من باید امشب تا دیروقت کار کنم

500
00:30:12,960 --> 00:30:15,000
‫دوستت دارم، عزیزم، خداحافظ

501
00:30:16,960 --> 00:30:19,936
‫- بعدی؟
‫- مامان!

502
00:30:19,960 --> 00:30:22,960
‫ببخشید. حواسم پیش شماست، سلام

503
00:30:25,640 --> 00:30:27,936
‫خب، 8 هزار تا؟ بله 8 هزار تا

504
00:30:27,960 --> 00:30:30,936
‫مرسی. 8500 تا؟ 9 هزار تا

505
00:30:30,960 --> 00:30:32,936
‫9 هزار تا. بله 10 هزار تا چطور؟

506
00:30:32,960 --> 00:30:34,936
‫خب، کسی حاضره 10 هزار تا

507
00:30:34,960 --> 00:30:38,936
‫برای این لیتوگراف زیبا
‫از ماتیس بده؟

508
00:30:38,960 --> 00:30:40,936
‫11 هزار تا، ممنونم جناب

509
00:30:40,960 --> 00:30:42,936
‫12 هزار تا

510
00:30:42,960 --> 00:30:46,936
‫13 هزار تا چطور؟ 14 هزار تا

511
00:30:46,960 --> 00:30:50,480
‫می‌خواید رُندش کنیم، جناب آماتوف؟
‫15 هزار تا برای این اثر زیبا

512
00:30:55,640 --> 00:30:58,790
‫فروخته شد. به قیمت 15 هزار تا به این جنتلمن مهربون

513
00:31:01,960 --> 00:31:03,936
‫خیلی ببخشید، جیمز، اون یکمی دیر میاد

514
00:31:03,960 --> 00:31:05,960
‫می‌تونیم 20 دقیقه بندازیمش عقب‌تر؟

515
00:31:06,960 --> 00:31:08,936
‫خب، فعلا، اون تنها نامزده

516
00:31:08,960 --> 00:31:10,936
‫پس قطع به یقین برنده میشه

517
00:31:10,960 --> 00:31:14,936
‫ملیسا فکر می‌کنه مردم اینو
‫یه رفتار مردونه‌ی سمی می‌بینن

518
00:31:14,960 --> 00:31:16,936
‫ملیسا از اون نسلِ هزاره‌هاست

519
00:31:16,960 --> 00:31:18,616
‫باور کن، هر زنی

520
00:31:18,640 --> 00:31:20,456
‫پشت سر هیکل ایموجن حرف می‌زنه

521
00:31:20,480 --> 00:31:21,936
‫در هر صورت، مجبور میشد انصراف بده

522
00:31:21,960 --> 00:31:23,936
‫البته اگه خایه داشته باشه
‫جلوت بایسته

523
00:31:23,960 --> 00:31:25,936
‫اما بازم، بهای سنگینی باید بپردازه

524
00:31:25,960 --> 00:31:27,936
‫نمی‌دونم این فیلمه چقدر بَده

525
00:31:27,960 --> 00:31:29,936
‫اگه می‌خوای ببری، هرچی تو چنته داری رو کن

526
00:31:29,960 --> 00:31:31,936
‫نصفه و نیمه کار کردن تو رو به جایی نمی‌رسونه

527
00:31:31,960 --> 00:31:32,936
‫ببخشید مزاحم شدم

528
00:31:32,960 --> 00:31:34,936
‫باید برای مصاحبه‌ی تایمز ببرمش

529
00:31:34,960 --> 00:31:36,936
‫- می‌تونی توی ماشین انجامش بدی
‫- خیلی‌خب، باشه

530
00:31:36,960 --> 00:31:39,160
‫بعدا می‌بینمت. اول شما برو

531
00:31:51,960 --> 00:31:53,936
‫خواهشا بگو که توی مراسم لیسبون

532
00:31:53,960 --> 00:31:54,936
‫درمورد اون فیلمه بهت خبر ندادن

533
00:31:54,960 --> 00:31:57,960
‫- نه، البته که نه
‫- اصلا واقعیه یا نه؟

534
00:31:59,000 --> 00:32:01,936
‫- کار روس‌ها بوده؟
‫- آره واقعیه

535
00:32:01,960 --> 00:32:03,936
‫و بهت گفتم، نمی‌دونم کی بوده که
‫فیلم گرفته

536
00:32:03,960 --> 00:32:04,936
‫یا کی تو فیلم باهاشه

537
00:32:04,960 --> 00:32:06,936
‫باشه، اگه واقعی باشه

538
00:32:06,960 --> 00:32:09,616
‫و اگه یه نشونه‌ی از اینکه
‫تو پشت افشاش بودی هم باشه، می‌دونی که بگامون میده؟

539
00:32:09,640 --> 00:32:11,776
‫- اول ایموجن بگا میره
‫- لزوما نه

540
00:32:11,800 --> 00:32:13,936
‫اینجور تخریبی ممکنه مردم
‫اونو به چشم یه قهرمان ببینم

541
00:32:13,960 --> 00:32:15,936
‫مخصوصا اگه کرملین‌ها پشتش باشن

542
00:32:15,960 --> 00:32:17,936
‫- شواهدی مبنی بر این وجود نداره
‫- اصلا مهم نیست

543
00:32:17,960 --> 00:32:19,936
‫مطبوعات راست‌گرا از این ماجرا کلی بهره می‌برن

544
00:32:19,960 --> 00:32:22,616
‫میان میگن تو مثل اون چپ‌گراهای قدیمی،

545
00:32:22,640 --> 00:32:23,936
‫طرفدار مسکویی

546
00:32:23,960 --> 00:32:26,936
‫لِو آماتوف توی مراسم لیسبون بود؟

547
00:32:26,960 --> 00:32:28,936
‫اون رفیق آمانداست، نه من

548
00:32:28,960 --> 00:32:31,936
‫پاسپورت روسی داره، تازه با خونواده‌ی
‫پوتینم مرتبطه

549
00:32:31,960 --> 00:32:33,936
‫آره، و همچنین یه شهروند بریتانیاییه

550
00:32:33,960 --> 00:32:35,936
‫که پولش رو اینجا بدون هیچ
‫دوز و کلکی بدست آورده

551
00:32:35,960 --> 00:32:37,936
‫می‌دونی، که ما راضیم از پولش برای

552
00:32:37,960 --> 00:32:38,936
‫سرپا نگه داشتن هزینه‌های دولت استفاده کنیم

553
00:32:38,960 --> 00:32:41,936
‫اون 50 هزار تا فقط برای
‫بورسیه‌ی دانشگاهی کمک کرد

554
00:32:41,960 --> 00:32:44,080
‫کس دیگه‌ای اونجا بوده که من باید بدونم؟

555
00:32:45,960 --> 00:32:47,936
‫داری خیلی قضیه رو گُنده می‌کنی

556
00:32:47,960 --> 00:32:48,936
‫ببین، تو ریسک بزرگی کردی

557
00:32:48,960 --> 00:32:51,936
‫مطمئنم مردم می‌دونن بدون محافظات رفتی بیرون

558
00:32:51,960 --> 00:32:52,936
‫بیخیال بابا؟ کیا رو میگی؟

559
00:32:52,960 --> 00:32:54,936
‫50 تا وزیر اتحادیه اروپا
‫توی اون هتل اقامت داشتن، رایان

560
00:32:54,960 --> 00:32:56,936
‫ببین، میشه این سوال پیچ کردن رو بسپاریم

561
00:32:56,960 --> 00:32:58,936
‫به دست خبرنگارا؟

562
00:32:58,960 --> 00:33:00,960
‫بخدا باید جواب اینو بدم!

563
00:33:02,800 --> 00:33:04,936
‫جان، سلام، سرتا پا گوشم

564
00:33:04,960 --> 00:33:07,936
‫الان؟ الان داری اینو بهم میگی؟

565
00:33:07,960 --> 00:33:11,320
‫من ناسلامتی یه آدم شناخته شده‌ام.
‫ای خدا

566
00:33:12,960 --> 00:33:13,936
‫جان. جان

567
00:33:13,960 --> 00:33:17,936
‫نه، نه، نه، ساخت‌وساز قرار بود تخصص تو باشه

568
00:33:17,960 --> 00:33:19,936
‫تامین مالی هم تخصص من دیگه

569
00:33:19,960 --> 00:33:22,936
‫تا وقتی بهت نگفتم سوار ماشین نشو

570
00:33:22,960 --> 00:33:25,936
‫اگه مایلار ورشکست بشه، بخدا که ناراحت میشم

571
00:33:25,960 --> 00:33:26,936
‫گوش بده، جان

572
00:33:26,960 --> 00:33:29,960
‫اگه اخراج شدی، بهتره که بعدش دهنتو ببندی

573
00:33:40,660 --> 00:33:42,436
‫هرچقدر دلت می‌خواد قهر بمون،

574
00:33:42,460 --> 00:33:44,436
‫ولی نمی‌ذارم آخر هفته رو خونه جی بمونی

575
00:33:44,460 --> 00:33:46,436
‫نه بعد اون حرفایی که معلمت امشب زد

576
00:33:46,460 --> 00:33:48,436
‫چرا نمی‌تونم وقتی مدرسه نیستم
‫زیدم رو ببینم؟

577
00:33:48,460 --> 00:33:52,116
‫- اگه اشتباهی ازت سر بزنه، فیونا...
‫- احمق که نیستم

578
00:33:52,140 --> 00:33:54,796
‫کلا دو روزه می‌شناسیش

579
00:33:54,820 --> 00:33:57,436
‫با بابا حرف بزن، ببین چی میگه

580
00:33:57,460 --> 00:34:00,436
‫بابا مثل یه آدمی که معتادکاره نیست

581
00:34:00,460 --> 00:34:02,436
‫می‌دونم این چند وقت زیاد پیشت نبودم

582
00:34:02,460 --> 00:34:05,436
‫فکر کنم تو کلا دوست داری
‫پیشمون نباشی

583
00:34:05,460 --> 00:34:08,450
‫زمان‌بندیش بَده، ولی مجبورم
‫فردا دوباره برم

584
00:34:09,460 --> 00:34:12,460
‫محض رضای خدا، با اتوبوس میرم خونه بابا

585
00:34:24,460 --> 00:34:26,436
‫نمی‌دونم داری چی میگی

586
00:34:26,460 --> 00:34:29,436
‫اگه انتظار داری یه میلیون
‫از تو کونم بکشم بیرون،

587
00:34:29,460 --> 00:34:31,796
‫پس سخت در اشتباهی

588
00:34:31,820 --> 00:34:35,116
‫- رابرت پستون هستم
‫- تنهایی؟

589
00:34:35,140 --> 00:34:36,460
‫آره، تنهام

590
00:34:37,460 --> 00:34:40,460
‫خب، ببین این دیگه خیلی محرمانه‌ست...

591
00:34:43,460 --> 00:34:46,436
‫ببین کی اینجاست، جناب لوران سوور

592
00:34:46,460 --> 00:34:47,436
‫شهروند سوئیسه

593
00:34:47,460 --> 00:34:49,436
‫تونستم از ویلای کریمسوف توی لیسبون

594
00:34:49,460 --> 00:34:51,436
‫تا هتلش ردش رو بزنم

595
00:34:51,460 --> 00:34:53,436
‫- حالا کی هست؟
‫- بخدا اگه بدونم

596
00:34:53,460 --> 00:34:56,276
‫ولی این یارو نه توی سیستم‌ ما هست

597
00:34:56,300 --> 00:34:58,116
‫نه جای دیگه

598
00:34:58,140 --> 00:34:59,820
‫خب، از این میشه یه چیزی فهمید

599
00:35:02,660 --> 00:35:07,116
‫فکرای دیگه‌ای برای مالت تو سرت داری؟

600
00:35:07,140 --> 00:35:08,460
‫- آره یه چیزایی
‫- جدی؟

601
00:35:10,460 --> 00:35:13,436
‫ما از دستی مسیر رسیدن به
‫کلیسا رو طولانی کردیم

602
00:35:13,460 --> 00:35:16,116
‫پس حتی اگه این ملاقات تله باشه،

603
00:35:16,140 --> 00:35:18,436
‫روس‌ها نمی‌خوان دختره از برنامه‌مون خارج بشه،

604
00:35:18,460 --> 00:35:20,436
‫که همین کار دستشون رو رو می‌کنه

605
00:35:20,460 --> 00:35:22,436
‫و این شانس منه

606
00:35:22,460 --> 00:35:24,436
‫چیه، می‌خوای توی مسیر گیرش بندازی؟

607
00:35:24,460 --> 00:35:26,436
‫یه فکرایی دارم

608
00:35:26,460 --> 00:35:31,450
‫تف توش، من یه مشروب می‌خوام

609
00:35:33,300 --> 00:35:35,460
‫فکر کنم این هنوز بدرد بخوره

610
00:35:36,460 --> 00:35:38,436
‫آره. توام می‌خوای؟

611
00:35:38,460 --> 00:35:41,436
‫نه، مرسی

612
00:35:41,460 --> 00:35:45,636
‫می‌خوای به جولی بگی
‫که خودت تنهایی می‌خوای عمل کنی؟

613
00:35:45,660 --> 00:35:48,116
‫اونا در هر صورت عذر منو می‌خوان، راو

614
00:35:48,140 --> 00:35:49,436
‫نمی‌تونم این کار رو با شماها بکنم

615
00:35:49,460 --> 00:35:52,436
‫به حرف این رئیس رئسا گوش نده

616
00:35:52,460 --> 00:35:55,460
‫نمی‌تونی تنهایی انجامش بدی

617
00:35:57,460 --> 00:35:59,460
‫باید بری یکمی استراحت کنی

618
00:36:00,460 --> 00:36:02,276
‫بگیر یکمی بخواب بعد تصمیم بگیر

619
00:36:02,300 --> 00:36:04,436
‫که می‌خوای کل حرفه‌ات به فنا بدی یا نه

620
00:36:04,460 --> 00:36:07,460
‫البته اگه اون گوهو بذاری کنار

621
00:36:08,460 --> 00:36:10,460
‫فردا بهت خبر میدم باشه؟

622
00:36:19,460 --> 00:36:21,436
‫برداشت ما اینه که با
‫این چهار روزی که باقی مونده،

623
00:36:21,460 --> 00:36:24,436
‫وزیر کشور، ایموجن کانراد،

624
00:36:24,460 --> 00:36:26,436
‫امشب به رقابت بر سر نخست‌وزیری
‫می‌پیونده

625
00:36:26,460 --> 00:36:28,636
‫ما انتظار داریم که ایشون ظرفــ....

626
00:36:28,660 --> 00:36:30,436
‫- آماده‌ای؟
‫- کیا بیرونن؟

627
00:36:30,460 --> 00:36:32,460
‫- همه
‫- هری؟

628
00:36:35,460 --> 00:36:37,460
‫از پسش برمیای، ایمو

629
00:36:40,460 --> 00:36:42,460
‫برام دعا کن

630
00:36:44,460 --> 00:36:45,500
‫موفق باشی

631
00:36:54,460 --> 00:36:59,436
‫باعث افتخاره که نامزد شدن
‫خودم رو برای

632
00:36:59,460 --> 00:37:03,450
‫نخست‌وزیر بعدی حزب‌مون و کشور
‫قدرت‌مندمون اعلام کنم

633
00:37:08,800 --> 00:37:10,800
‫« بزن ببین اخبار چی میده »

634
00:37:17,460 --> 00:37:19,796
‫برای پیوستن به کنفرانس خبری...

635
00:37:19,820 --> 00:37:22,436
‫از اینجا به بعد باید
‫به خاطر

636
00:37:22,460 --> 00:37:24,436
‫چند خبر خیلی مهم

637
00:37:24,460 --> 00:37:26,436
‫درمورد نامزد دیگه‌ی نخست‌وزیری
‫ارتباطمون رو قطع کنیم

638
00:37:26,460 --> 00:37:29,436
‫در چند دقیقه‌ی پیش، سردبیر سیاسی‌مون،
‫رابرت پستون

639
00:37:29,460 --> 00:37:32,956
‫یه خبر بسیار داغ و جنجالی
‫رو، البته اغراق نمی‌کنم

640
00:37:32,980 --> 00:37:36,276
‫درمورد وزیرامورخارجه، رایان واکر فاش کرد

641
00:37:36,300 --> 00:37:38,956
‫اتهام اینکه، جناب واکر
‫از دست

642
00:37:38,980 --> 00:37:40,796
‫نیروهای محافظین شخصیش

643
00:37:40,820 --> 00:37:43,636
‫در نشست ناتوی این هفته
‫که در لیسبون برگزار در رفت

644
00:37:43,660 --> 00:37:45,436
‫و با وزیرامورخارجه روسیه
‫دیمیتری کریمسوف،

645
00:37:45,460 --> 00:37:48,436
‫به یه مراسمی رفت که
‫میزبانش،

646
00:37:48,460 --> 00:37:50,436
‫اهداکننده‌ی اخیر

647
00:37:50,460 --> 00:37:54,796
‫کمک‌های مالی با مبلغی هنگفت
‫به احزاب‌ سیاسی لندن یعنی، لِو آماتوف بوده

648
00:37:54,820 --> 00:37:57,436
‫واقعا داستان خارق‌العاده‌ایه

649
00:37:57,460 --> 00:37:58,956
‫وزیرامورخارجه‌ی ما، رایان واکر،

650
00:37:58,980 --> 00:38:01,436
‫یک جلسه‌ی مخفی
‫با همتاهای روسیش داشته

651
00:38:01,460 --> 00:38:03,436
‫خیلی‌خب، یه ساعت وقت داریم
‫تا باد این خبر رو بخوابونیم، وگرنه مسابقه رو می‌بازیم

652
00:38:03,460 --> 00:38:05,436
‫آره، من فکر می‌کنم
‫باید ساکت بمونی

653
00:38:05,460 --> 00:38:07,436
‫نه، نباید ساکت بمونی.
‫اونا به چهار میخ می‌کشنت

654
00:38:07,460 --> 00:38:09,436
‫می‌ریم بهشون میگیم
‫که یه جور دیپلماسی غیررسمی بوده

655
00:38:09,460 --> 00:38:12,436
‫قبل از اوکراین آره، جواب می‌داد.
‫ولی الان چی؟

656
00:38:12,460 --> 00:38:13,436
‫فکر بهتری داری؟

657
00:38:13,460 --> 00:38:15,436
‫با توجه به وضعیت الان، خیلی مشکوکه

658
00:38:15,460 --> 00:38:17,796
‫آره، شایدم من چاره‌ای
‫جز رفتن به اون مراسم نداشتم!

659
00:38:17,820 --> 00:38:20,436
‫آره، امیدوارم کسی که خبر
‫رو پخش کرده رو دار بزنی

660
00:38:20,460 --> 00:38:22,436
‫نگران نباش، ردیفش می‌کنم

661
00:38:22,460 --> 00:38:24,436
‫برنامه‌ی اخبار ساعت 10 دنبالتن

662
00:38:24,460 --> 00:38:26,796
‫اگه همه‌چی رو اعتراف کنی، شاید بتونیم
‫این مشکل رو حلش کنیم

663
00:38:26,820 --> 00:38:29,436
‫به پستون تخمی زنگ بزن.
‫بگو سریع بیاد اینجا

664
00:38:29,460 --> 00:38:31,276
‫دیگه دیره. به پایان برنامه نمی‌رسیم

665
00:38:31,300 --> 00:38:32,660
‫خب، بهشون بگو یکمی زمانش رو بیشتر کنن

666
00:38:35,460 --> 00:38:36,460
‫باشه

667
00:38:41,460 --> 00:38:44,436
‫خب، همونطور که گفتم، از اونجایی
‫که بهمون گفتن

668
00:38:44,460 --> 00:38:46,436
‫وزیرامورخارجه می‌خوان

669
00:38:46,460 --> 00:38:48,436
‫برامون این افشای جنجالی
‫اخیر رو توضیح بدن

670
00:38:48,460 --> 00:38:50,636
‫ما تصمیم گرفتیم
‫زمان برنامه رو یکمی بیشتر کنیم

671
00:38:50,660 --> 00:38:54,436
‫و مفتخرم که اعلام کنم
‫رابرت الان پیششه، رابرت بفرما

672
00:38:54,460 --> 00:38:56,436
‫مرسی، تام، جناب وزیرامورخارجه،

673
00:38:56,460 --> 00:39:03,436
‫شما یک جلسه‌ی خصوصی
‫توی یک مراسمی توی لیسبون،

674
00:39:03,460 --> 00:39:06,476
‫با وزیرامورخارجه روسیه، همون کشوری
‫که باهاش دشمنیم داشتید

675
00:39:06,500 --> 00:39:09,436
‫هیچکدوم از محافظینت پیش شما نبودن،

676
00:39:09,460 --> 00:39:11,436
‫هیچ گزارشی هم از جلسه ثبت نشده

677
00:39:11,460 --> 00:39:13,436
‫این کارتون نقض کامل پروتکل بوده،

678
00:39:13,460 --> 00:39:15,436
‫که امنیت ملی رو به خطر انداخته

679
00:39:15,460 --> 00:39:19,436
‫همکاراتون بهم میگن که شما
‫باید استعفا بدید

680
00:39:19,460 --> 00:39:22,436
‫و همه‌ی اون بلندپروازی‌ها
‫برای رسیدن به مقام نخست‌وزیری حزبشون رو کنار بذارید

681
00:39:22,460 --> 00:39:25,276
‫من به این زودیا استعفا نمیدم، رابرت

682
00:39:25,300 --> 00:39:26,436
‫چرا دقیقا؟

683
00:39:26,460 --> 00:39:29,436
‫توی بحث دیپلماسی، بعضی اوقات
‫ریسک کردن می‌ارزه

684
00:39:29,460 --> 00:39:30,956
‫حتی اگه ریسکش شخصی باشه

685
00:39:30,980 --> 00:39:33,436
‫آخه به چی فکر می‌کردی؟

686
00:39:33,460 --> 00:39:35,436
‫ببین، یه دورهمی اجتماعی بوده، درسته

687
00:39:35,460 --> 00:39:38,436
‫که میزبانش یکی از معروف‌ترین
‫اهداکننده‌های کمک‌های مالی بریتانیایی بوده

688
00:39:38,460 --> 00:39:39,436
‫جایی که خب دیمیتری کریمسوف مهمون بوده

689
00:39:39,460 --> 00:39:42,436
‫- ما باهم...
‫- انتظار داشتی کریمسوف بیاد اونجا؟

690
00:39:42,460 --> 00:39:43,636
‫بله داشتم

691
00:39:43,660 --> 00:39:45,436
‫پس چرا محافظینت رو نبُردی؟

692
00:39:45,460 --> 00:39:48,476
‫خب، این خبر که

693
00:39:48,500 --> 00:39:51,476
‫دیمیتری کریمسوف سال پیش
‫تنها پسرش رو از دست داده پخش نشده

694
00:39:51,500 --> 00:39:54,436
‫و اینو خیلیا می‌دونن که...

695
00:39:54,460 --> 00:39:56,980
‫منو زنم...

696
00:40:01,460 --> 00:40:02,460
‫ببخشید

697
00:40:05,460 --> 00:40:09,980
‫مام تنها پسرمون رو

698
00:40:11,460 --> 00:40:12,460
‫سه سال پیش از دست دادیم

699
00:40:19,460 --> 00:40:24,436
‫ببخشید. من می‌خواستم خودم شخصا
‫باهاش همدردی کنم

700
00:40:24,460 --> 00:40:27,436
‫به این امید که
‫شاید به نقطه‌ی مشترکی برسیم،

701
00:40:27,460 --> 00:40:29,436
‫مرد و مردونه، اگه من...

702
00:40:29,460 --> 00:40:31,436
‫البته اگه اجازه داشتم
‫این حرفو این روزا بزنم

703
00:40:31,460 --> 00:40:34,436
‫من تصور می‌کنم دارم برای همه‌ی کسانی
‫که نگاه می‌کنن حرف می‌زنم

704
00:40:34,460 --> 00:40:38,956
‫ببین، منم با توجه به اون رنجی کشیدی

705
00:40:38,980 --> 00:40:42,636
‫باهات همدردی می‌کنم

706
00:40:42,660 --> 00:40:46,436
‫- مرسی
‫- ولی فکر می‌کنی واقعا به چی رسیدی؟

707
00:40:46,460 --> 00:40:48,956
‫فکر می‌کنی چند نفر اونقدر خایه دارن
‫که از اون در بیان داخل

708
00:40:48,980 --> 00:40:50,436
‫و پیش دیمیتری کریمسوف بشینن؟

709
00:40:50,460 --> 00:40:52,116
‫چند نفر می‌شناسی که

710
00:40:52,140 --> 00:40:54,436
‫سعی می‌کنن روابط دیپلماتیک بین

711
00:40:54,460 --> 00:40:56,436
‫اروپا و روسیه رو بهتر کنن؟

712
00:40:56,460 --> 00:40:57,796
‫ازت می‌خوام یه نفر رو از کابینه نام ببری

713
00:40:57,820 --> 00:40:59,436
‫که این اطمینان رو بهش داری

714
00:40:59,460 --> 00:41:02,436
‫مرسی، رابرت، رابرت پستون
‫همراه با وزیرامورخارجه.

715
00:41:02,460 --> 00:41:05,116
‫عجب مصاحبه‌ای بود واقعا

716
00:41:05,140 --> 00:41:07,460
‫این انتخابات نخست‌وزیری
‫تازه گرم شده

717
00:41:09,140 --> 00:41:11,116
‫بیاید به چند تا خبر
‫دیگه‌ای از امروز بپردازیم،

718
00:41:11,140 --> 00:41:13,460
‫و همونطور که مکررا قول دادیم...

719
00:41:26,460 --> 00:41:27,460
‫کیت

720
00:41:30,460 --> 00:41:32,636
‫ببخشید که این وقت شب گفتم بیاید، خانم هندرسون

721
00:41:32,660 --> 00:41:35,436
‫توی تلویزیون ملی داشتم برای بقای
‫سیاسیم‌ می‌جنگیدم

722
00:41:35,460 --> 00:41:38,476
‫مصاحبه‌ات رو دیدم. خیلی متاسفم

723
00:41:38,500 --> 00:41:40,820
‫پس مشکلی نداره که ازت
‫چند تا سوال بپرسم؟

724
00:41:42,460 --> 00:41:44,436
‫البته

725
00:41:44,460 --> 00:41:47,276
‫شما درباره‌ی جلسه‌ی من با
‫دیمیتری کریمسوف خبر دارید؟

726
00:41:47,300 --> 00:41:49,116
‫- بله
‫- از کجا؟

727
00:41:49,140 --> 00:41:50,490
‫یکمی کاراگاه‌بازی در آوردم

728
00:41:53,300 --> 00:41:56,436
‫من ناسلامتی وزیرامورخارجه‌ام. رئیست

729
00:41:56,460 --> 00:41:58,436
‫من به نظارت مخفی نیاز ندارم!

730
00:41:58,460 --> 00:42:02,460
‫من متوجهم که کیت یه جورایی
‫نگران امنیت شخصیه شما بود

731
00:42:05,500 --> 00:42:07,436
‫تو این خبر رو به مطبوعات دادی؟

732
00:42:07,460 --> 00:42:09,116
‫- نه
‫- مطمئنی؟

733
00:42:09,140 --> 00:42:10,436
‫کاملا مطمئنم

734
00:42:10,460 --> 00:42:13,436
‫فکر می‌کنی نمی‌دونم
‫همسرت برای کی کار می‌کنه؟

735
00:42:13,460 --> 00:42:15,276
‫اگه با همسرم مشکل داری،

736
00:42:15,300 --> 00:42:17,436
‫بنظرم بهتره با خودش،

737
00:42:17,460 --> 00:42:18,660
‫یا ایموجن درمیون بذارید، جناب وزیرامورخارجه

738
00:42:20,460 --> 00:42:22,956
‫ولی تو با سیاستِ من حال نمی‌کنی، نه؟

739
00:42:22,980 --> 00:42:24,436
‫من کارمند دولتم

740
00:42:24,460 --> 00:42:26,460
‫سیاست شما به من هیچ ربطی نداره

741
00:42:28,460 --> 00:42:30,500
‫چیز دیگه‌ای هست که بخوای بهمون بگی، کیت؟

742
00:42:33,460 --> 00:42:35,980
‫نه. مگر اینکه جناب واکر چیزی بخواد بگه؟

743
00:42:37,460 --> 00:42:40,436
‫فکر می‌کنی اگه پنهونی
‫کاری انجام داده بودم،

744
00:42:40,460 --> 00:42:41,476
‫حوصله داشتم بیام اینجا؟

745
00:42:41,500 --> 00:42:44,436
‫من نمی‌تونم جوابی بدم، جناب

746
00:42:44,460 --> 00:42:46,436
‫وظیفه‌ی من اینه که شما
‫رو امن و امان نگه دارم

747
00:42:46,460 --> 00:42:49,436
‫اگه توی سازمان اطلاعات
‫توی این کار شکست خورده باشیم،

748
00:42:49,460 --> 00:42:53,460
‫پس وقتی میگم واقعا مایه تاسفه
‫از طرف همه دارم اینو میگم

749
00:42:56,460 --> 00:43:00,460
‫خب، اگه سوال دیگه‌ای ندارید،
‫جناب وزیرامورخارجه...

750
00:43:03,460 --> 00:43:06,460
‫اینو یه هشدار رسمی در نظر بگیر

751
00:43:08,460 --> 00:43:11,460
‫خودتو درگیر این انتخابات نکن

752
00:43:30,460 --> 00:43:31,476
‫سلام

753
00:43:31,500 --> 00:43:33,436
‫- سلام
‫- توام دیدیش؟

754
00:43:33,460 --> 00:43:36,436
‫- عجب شب معرکه‌ای بود
‫- تازه از نزدیکم دیدم

755
00:43:36,460 --> 00:43:38,436
‫آخه، مگ همین الانشم ازش خواسته
‫استعفا بده

756
00:43:38,460 --> 00:43:39,436
‫یارو کارش تمومه

757
00:43:39,460 --> 00:43:41,956
‫خب، بنظرم با این کارا
‫نمیشه اونو از پا در آورد

758
00:43:41,980 --> 00:43:43,436
‫آره، شاید، ولی الان

759
00:43:43,460 --> 00:43:45,460
‫ایموجن به صورت رسمی
‫وارد مسابقه شده

760
00:43:48,300 --> 00:43:50,460
‫- میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
‫- بپرس

761
00:43:51,460 --> 00:43:53,436
‫فکر می‌کنی ایموجن تا حالا
‫خیانت کرده باشه؟

762
00:43:53,460 --> 00:43:55,300
‫چی، خیانت به هری؟

763
00:43:57,460 --> 00:44:00,436
‫والا، نه والا، تا اونجایی که می‌دونم. چطور؟

764
00:44:00,460 --> 00:44:02,300
‫ولش کن

765
00:44:03,460 --> 00:44:05,636
‫کیت، اگه چیزی درموردش شنیدی،

766
00:44:05,660 --> 00:44:07,436
‫می‌دونی که می‌تونی بهم بگی

767
00:44:07,460 --> 00:44:09,436
‫- مخصوصا که الان نامزد بودنش رو اعلام کرده
‫- نه

768
00:44:09,460 --> 00:44:11,980
‫- ولش کن. فقط نظرت رو می‌خواستم
‫- خیلی‌خب

769
00:44:13,460 --> 00:44:15,436
‫رو‌به‌راهی؟ شب سختی داشتی؟

770
00:44:15,460 --> 00:44:16,660
‫قبلا بهتر بودم

771
00:44:19,460 --> 00:44:21,460
‫چیزی هست که بخوای درموردش حرف بزنی یا...

772
00:44:24,460 --> 00:44:28,460
‫به من اتهام زدن که من اطلاعات
‫جلسه‌ی کریمسوف رو به تو دادم

773
00:44:29,460 --> 00:44:30,460
‫به من؟

774
00:44:32,140 --> 00:44:33,436
‫خب، کی بهت اتهام زد؟ زک؟

775
00:44:33,460 --> 00:44:37,276
‫مرد این روزا. جناب رایان واکر

776
00:44:37,300 --> 00:44:40,436
‫آخه ناموسن، فکر کردن اینقدر احمقیم؟

777
00:44:40,460 --> 00:44:41,460
‫انگاری آره

778
00:44:46,140 --> 00:44:47,460
‫البته، تو درمورد

779
00:44:48,460 --> 00:44:49,436
‫جلسه‌ی رایان با کریمسوف می‌دونستی؟

780
00:44:49,460 --> 00:44:51,436
‫منظورم اینه، سفرش برای همین بوده؟

781
00:44:51,460 --> 00:44:53,436
‫- نمی‌تونم بهت بگم
‫- باشه نمی‌تونی بگی

782
00:44:53,460 --> 00:44:55,436
‫- با توجه به اینکه دارید بررسیش می‌کنید...
‫- نه نمی‌کنیم

783
00:44:55,460 --> 00:44:57,700
‫- بسه دیگه، استوارت. نمی‌تونم بهت بگم
‫- باشه بابا

784
00:44:59,460 --> 00:45:00,460
‫ببخشید

785
00:45:03,460 --> 00:45:05,300
‫خب...

786
00:45:06,460 --> 00:45:09,636
‫تف توش، بهتره که ببریم نه؟

787
00:45:09,660 --> 00:45:12,436
‫- من کارمند دولتم. نمی‌تونم نظر بدم
‫- آره

788
00:45:12,460 --> 00:45:14,436
‫مثل همیشه بی‌طرفی

789
00:45:14,460 --> 00:45:17,460
‫- من شوخی ندارم، استوارت
‫- باشه شوخی نداری

790
00:45:22,460 --> 00:45:25,436
‫خیلی متاسفم، ولی باید باز فردا برم

791
00:45:25,460 --> 00:45:28,116
‫قبل از اینکه از خواب بیدار بشی میرم

792
00:45:28,140 --> 00:45:33,460
‫خیلی‌خب. ولی، چیز مهمیه؟

793
00:45:35,460 --> 00:45:38,460
‫ممکنه درگیری‌ای پیش بیاد

794
00:46:07,460 --> 00:46:09,460
‫همه‌چی آماده‌ست

795
00:46:10,660 --> 00:46:14,500
‫حالا باید بری بفهمی
‫هندرسون چیا می‌دونه

796
00:46:16,980 --> 00:46:18,460
‫مالت جای خوبی برای مُردن نیست

797
00:46:20,460 --> 00:46:22,460
‫احمق‌بازی در نیار

798
00:46:25,460 --> 00:46:28,140
‫ملاقات امروز صبح توی کلیسا رو تاییدش کن

799
00:46:29,460 --> 00:46:30,820
‫حالا

800
00:46:31,500 --> 00:46:51,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
