WEBVTT

00:02.960 --> 00:04.936
‫عزیزم، گوشیمو ندیدی؟
‫همین الان دستم بود

00:04.960 --> 00:06.320
‫اونجاست

00:09.960 --> 00:11.936
‫- چند بار دیگه آخه بهش بگیم؟
‫- والا منم دیوونه کرده

00:11.960 --> 00:14.936
‫- اینا رو بذار توی ظرفشو دیگه
‫- اینا ماله شب پیشه، فکر کنم

00:14.960 --> 00:17.936
‫- عوق
‫- مامانی، لباس فوتبالم کجاست؟

00:17.960 --> 00:19.936
‫کمدت رو گشتی؟

00:19.960 --> 00:22.936
‫- نه اونجا نبود
‫- بنظرم برو خشک‌کن رو چک کن

00:22.960 --> 00:25.936
‫ببین، وقتی اینو خوردی
‫می‌گیری می‌ذاریش توی این جعبه‌ی کوچولو

00:25.960 --> 00:27.936
‫برای همینه بهش میگن ظرفشو

00:27.960 --> 00:28.960
‫بامزه بود دمت گرم

00:30.960 --> 00:33.936
‫نه. نه. از این مژه‌های فیک
‫برای مدرسه‌ات نکار

00:33.960 --> 00:34.936
‫برای سلامتیت مضره

00:34.960 --> 00:36.936
‫خب، چسبش هنوز خشک نشده، ممکنه کور شم

00:36.960 --> 00:37.936
‫نه کور نمیشی. درشون بیار

00:37.960 --> 00:38.936
‫- بیا اینم صبحونه‌ات
‫- مرسی مامانی

00:38.960 --> 00:40.936
‫- خودتم باید یه چیزی بخوری
‫- حله، می‌خورم

00:40.960 --> 00:42.976
‫یه‌چیزی با خودم می‌برم سرکار می‌خورم

00:43.000 --> 00:45.936
‫توروخدا، کیتی، یه‌چیزی برای خوردنت ببر

00:45.960 --> 00:47.296
‫نمی‌خوام نق‌نقو باشم، ولی صبحونه بخور

00:47.320 --> 00:48.640
‫عجب نق‌نقویی هستی

00:50.960 --> 00:52.960
‫می‌دونی که این چیزا
‫تو مدرسه مجاز نیست

00:53.500 --> 01:01.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:01.960 --> 01:04.776
‫- اینو باید بذاری خشک بشه
‫- ایول

01:04.800 --> 01:05.960
‫عجب توصیه‌ای کردی، مامان

01:07.480 --> 01:08.936
‫شالم کجاست؟ روی صندلی بود که

01:08.960 --> 01:12.936
‫اون همه لباس و شالی که اونجا
‫ریخته رو چک کردی؟

01:12.960 --> 01:13.976
‫امروز حلش می‌کنم. قول میدم

01:14.000 --> 01:15.960
‫- باشه، باشه
‫- بخدا میگم

01:16.960 --> 01:18.000
‫فیونا

01:21.960 --> 01:23.936
‫- من شال سبزم رو می‌خوام، عزیزم
‫- امروز برای منه

01:23.960 --> 01:25.936
‫من یکی از شال‌های خودمو بهت میدم

01:25.960 --> 01:26.936
‫خیلی‌خب، حله

01:26.960 --> 01:29.936
‫نه، باشه باشه، مامان

01:29.960 --> 01:30.936
‫- خیلی استرس داریا
‫- آره خب

01:30.960 --> 01:32.960
‫یکی برات پیدا می‌کنم

01:54.640 --> 01:56.160
‫چرا همیشه همه‌چی رو غل و زنجیر می‌کنی؟

01:57.960 --> 01:58.936
‫تا وقتی ساقی‌ای چیزی نباشه مشکل نداره

01:58.960 --> 02:01.936
‫فکر می‌کنی این عمارت‌مون رو چطور خریدم؟

02:01.960 --> 02:03.936
‫گمش نکنیا

02:03.960 --> 02:05.960
‫دوستت دارم

02:10.960 --> 02:13.936
‫- خیلی‌خب، من باید برم
‫- هی، با توام

02:13.960 --> 02:14.936
‫- اینم بگیر
‫- مرسی

02:14.960 --> 02:15.936
‫خب، این دفعه قضیه چیه؟

02:15.960 --> 02:19.616
‫یه ماشین جگوار تو مونت‌کارلو
‫یا یه مسجد توی استانبول یا...

02:19.640 --> 02:22.960
‫خیلی بامزه‌ای. خداحافظ بچه‌ها، آدم باشید

02:23.960 --> 02:25.320
‫عزیزم دلم برات تنگ میشه

02:26.960 --> 02:27.960
‫برید توی اتاقی چیزی خب

02:29.960 --> 02:30.976
‫اون مژه‌ها رو بردار، بدو

02:31.000 --> 02:32.936
‫- برداشتم دیگه!
‫- خداحافظ

02:32.960 --> 02:34.960
‫- دوستت دارم
‫- دوستت دارم

02:46.400 --> 02:53.400
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:17.300 --> 03:20.300
‫« سرویس مخفی »
‫« فصل اول: قسمت اول »

03:27.160 --> 03:30.936
‫همه‌چی امنه، برو توی سیگارفروشی

03:30.960 --> 03:33.936
‫یکمی برات مربای گلابی آوردم

03:33.960 --> 03:35.936
‫گفتی یه‌چیزی می‌خوای از مالت باشه

03:35.960 --> 03:36.936
‫فرد مشکوکی توی اون منطقه نیست

03:36.960 --> 03:38.936
‫خب، یا این بود یا اون لیکور کاکتوس

03:38.960 --> 03:41.936
‫ما حواسمون بهش هست
‫وقتی از سیگارفروشی اومد بیرون بهت می‌گیم

03:41.960 --> 03:42.960
‫آره، ولی فکر نکنما

03:45.000 --> 03:47.000
‫« سنگلیا، جزیره‌ی مالت »

04:17.960 --> 04:19.960
‫مظنون رو توی همون مسیر مشخص شده
‫زیر نظر داریم

04:23.800 --> 04:25.960
‫دوربین‌های مداربسته‌ی کلیسا
‫همشون خاموشن

04:26.960 --> 04:30.000
‫خیلی‌خب، بعدا بهت زنگ می‌زنم

04:31.160 --> 04:32.640
‫خداحافظ

05:43.960 --> 05:46.960
‫- عجب کلیسای قشنگیه، مگه نه؟
‫- خیلی خوشگله

05:49.960 --> 05:51.800
‫سیگارها رو آوردی؟

06:04.960 --> 06:07.936
‫200 ساعت عمر باتری داره

06:07.960 --> 06:09.936
‫انگشت شست رو بذار اینجا

06:09.960 --> 06:11.960
‫فقط برا تو جواب میده

06:16.160 --> 06:17.960
‫باتری‌های زاپاس اینجان

06:18.960 --> 06:21.800
‫اگه ازت خواستیم یکی رو بذاری داخل
‫بهت پیام می‌دیم

06:22.960 --> 06:24.960
‫خب، از ویلا چخبر؟

06:26.960 --> 06:27.936
‫خبر خاصی نیست

06:27.960 --> 06:29.960
‫آیگور که همش سرش تو گوشیه

06:32.960 --> 06:34.960
‫حدسم درباره‌ی میخائیل درست بود

06:35.960 --> 06:37.960
‫یه چیزی بین اون و مَتی هستی

06:38.960 --> 06:41.936
‫همون منشی شخصیش؟

06:41.960 --> 06:42.960
‫من چهار دُنگ حواسم بهشون بود

06:44.960 --> 06:46.960
‫داری عالی پیش میری، لنا

06:48.960 --> 06:49.960
‫داداشم چطوره؟

06:52.320 --> 06:54.960
‫چند روز دیگه می‌بریمش لب مرز

06:55.960 --> 06:58.936
‫تنها راه فرار اون، و حتی تو اینه

06:58.960 --> 07:00.960
‫فقط تمرکز کن

07:01.960 --> 07:03.616
‫ایگور زیاد لاف می‌زنه

07:03.640 --> 07:05.960
‫و مام می‌خوایم از عملیات‌های موسکو
‫توی اروپا خبردار شیم

07:06.960 --> 07:08.960
‫ایگور خیلی نگرانم می‌کنه

07:10.960 --> 07:12.616
‫با خونوادش رفته مسافرت

07:12.640 --> 07:14.960
‫نیازی نیست نگرانش باشی

07:27.160 --> 07:28.480
‫باید بری

07:29.960 --> 07:30.960
‫مشکلی که نداریم؟

07:32.960 --> 07:34.640
‫نه حله

08:06.960 --> 08:07.960
‫سلام

08:30.960 --> 08:32.120
‫داره از ماشین پیاده میشه

08:45.960 --> 08:46.960
‫رفت داخل ویلا

09:14.960 --> 09:17.936
‫من برگشتم

09:17.960 --> 09:20.936
‫ساندرو، ماس ماسکت رو بذار کنار

09:20.960 --> 09:22.936
‫باید اژدها رو بُکُشم

09:22.960 --> 09:24.456
‫خب، پس یعنی اینا رو نمی‌خوای دیگه؟

09:24.480 --> 09:25.976
‫ایول!

09:26.000 --> 09:27.936
‫- درست همونطور که می‌خواستید
‫- دستت طلا، مَتی

09:27.960 --> 09:29.950
‫باعث افتخاره

09:39.100 --> 09:40.100
‫« اینم سیگارت، ایگور ویکتورویچ »

09:40.400 --> 09:41.600
‫« ممنون، لنای خوشگلم »

09:41.900 --> 09:42.400
‫« مرسی »

09:42.960 --> 09:44.936
‫رفقا، حتی وقتی اومدیم مسافرت
‫لطفا انگلیسی حرف بزنید

09:44.960 --> 09:46.936
‫بالاخره که باید یاد بگیره

09:46.960 --> 09:50.936
‫- میش، من دارم میرم ماساژ بگیرم
‫- الان؟

09:50.960 --> 09:52.936
‫آلوئه‌ورات رو گرفتم

09:52.960 --> 09:54.936
‫فرشته‌ای بخدا. مرسی

09:54.960 --> 09:57.456
‫حواست باشه ساندرو
‫تکالیف زبان فرانسویش رو انجام بده

09:57.480 --> 09:59.936
‫- حواسم هست
‫- دردسر درست نکنیا

09:59.960 --> 10:00.960
‫بابابزرگم سرش شلوغه

10:01.600 --> 10:02.600
‫« ببین همه‌شون اوکین یا نه »

10:02.960 --> 10:03.960
‫شنیدی مامانت چی گفت؟

10:04.960 --> 10:06.936
‫- دیگه بهونه نداریما
‫- خب

10:06.960 --> 10:08.950
‫زبون فرانسوی آره؟

10:15.960 --> 10:18.960
‫- چرا باید فرانسوی یاد بگیرم آخه؟
‫- هم فرانسوی هم انگلیسی

10:22.480 --> 10:26.936
‫خب، بیشتریا انگلیسی حرف می‌زنن

10:26.960 --> 10:29.136
‫پس چرا باید فرانسوی یاد بگیرم؟

10:29.160 --> 10:31.960
‫خب... بنظرت چه دلیل‌های دیگه‌ای
‫می‌تونه داشته باشه؟

10:33.960 --> 10:36.936
‫شاید مثلا رفتیم فرانسه

10:36.960 --> 10:40.616
‫ولی نمی‌ریم که

10:40.640 --> 10:42.960
‫حواست باشه.
‫چرا آخه باید یاد بگیرم؟

11:15.960 --> 11:18.640
‫مرکز موسکو، پخش‌زنده از مالت

11:44.800 --> 11:46.800
‫« وست‌مینستر، لندن »

11:52.460 --> 11:54.460
‫خوشگل شدیا

11:56.460 --> 11:58.460
‫مثل سزاری شدم که داره میره تو سنا

11:59.460 --> 12:02.460
‫می‌دونی چند بار چاقو خورد؟ 23 بار

12:04.300 --> 12:06.460
‫به تعداد وزیرهایی که توی کابینه‌ام دارم

12:14.460 --> 12:15.956
‫رایان آخر ما رو بگا میده

12:15.980 --> 12:18.116
‫اعتماد کن، یا رایان یا ملیسا
‫یکیشون بگامون میدن

12:18.140 --> 12:19.956
‫پس مشاورهای ویژه به چه درد می‌خورن؟

12:19.980 --> 12:21.276
‫ببخشید، خانم وزیر

12:21.300 --> 12:24.436
‫عجب تهمت سفت و سنگینی زدین،
‫خیلی ممنونم

12:24.460 --> 12:25.436
‫خب، گوش کن

12:25.460 --> 12:28.436
‫اگه رایان از قدرتش سوءاستفاده کرد،
‫جلوش رو بگیر

12:28.460 --> 12:31.116
‫باید تو رو به حال خودت بذاره، حله؟

12:31.140 --> 12:32.436
‫می‌دونی که اون خوب بلده
‫خودش رو توی دل بقیه جا کنه

12:32.460 --> 12:34.796
‫ولی تو ناسلامتی وزیر کشوری

12:34.820 --> 12:38.436
‫- اینجا دست توئه، نه اون
‫- اینو به نخست‌وزیر بگو

12:38.460 --> 12:39.436
‫اون می‌ذاره رایان کامل سوارش بشه

12:39.460 --> 12:41.436
‫آره، ولی فقط چون معروفه دیگه، نه؟

12:41.460 --> 12:43.436
‫ببین، مثلا آنتونی خودمون، بنده خدا

12:43.460 --> 12:46.436
‫هیچوقت از روابط عمومی سر در نیاورد

12:46.460 --> 12:49.300
‫- یارو خیلی خزه
‫- برای همین بهش اطمینان دارم

12:50.460 --> 12:53.450
‫بهم اعتماد کن، قرار نیست
‫تیرش به سنگ بخوره باشه؟

13:04.460 --> 13:07.436
‫آنتونی، من درخواست یه جلسه‌ی
‫دوجانبه توی لیسبون با فرانوسیا کردم

13:07.460 --> 13:09.436
‫می‌خوای بحث دوور رو بندازم وسط؟

13:09.460 --> 13:12.460
‫نه اینکه به باد بدمش، ولی خب
‫یجورایی دلم می‌خواد

13:14.460 --> 13:16.460
‫- ایموجن
‫- نخست‌وزیر

13:18.460 --> 13:19.460
‫مرسی، رایان

13:20.460 --> 13:22.460
‫خیلی‌خب. بریم سراغ اصل مطلب

13:25.460 --> 13:28.436
‫من مسئول همه‌ی عملیات‌های خارجی‌ام

13:28.460 --> 13:30.436
‫یه هفته‌ست داری این غلطو می‌کنی
‫بعد من تازه متوجه‌ش شدم؟

13:30.460 --> 13:33.276
‫رئیس بخش روسیه برای خودش
‫اختیار عمل داره

13:33.300 --> 13:34.436
‫اینو از تو یاد گرفتما، زک

13:34.460 --> 13:36.436
‫نه وقتی که من دارم از بخش حسابداری

13:36.460 --> 13:38.436
‫از عملیات‌هاتون باخبر میشم

13:38.460 --> 13:41.436
‫نزدیک شدن به رئیس‌شون همیشه یه
‫کار نشدنی برامون بوده

13:41.460 --> 13:43.476
‫درسته، ولی الان

13:43.500 --> 13:46.436
‫مالت تبدیل به منطقه‌ی قرمز شده،
‫مرکز سرمایه‌دارهای حکومتی

13:46.460 --> 13:47.436
‫و خودت اینو بهم گفتی

13:47.460 --> 13:50.436
‫تو داری یه عملیاتی رو علیه
‫رئیس سازمان اطلاعات روسیه

13:50.460 --> 13:52.436
‫اونم وقتی یارو رفته مسافرت انجام میدی،

13:52.460 --> 13:54.436
‫که ممکنه خیلی به مزاقشون خوش نیاد

13:54.460 --> 13:57.436
‫- اگه ایگور چغلی مامورت رو بکنه
‫- نمی‌کنه

13:57.460 --> 13:59.636
‫و اون اطلاعاتی که ممکنه
‫به دست بیاریم ارزش ریسک رو داره

13:59.660 --> 14:01.460
‫«ممکنه؟»

14:03.460 --> 14:06.436
‫نمی‌تونی همش بهش بستنی بدی که

14:06.460 --> 14:09.436
‫آخه چی می‌خوای تو؟
‫بره برات نوکری کنه؟

14:09.460 --> 14:10.436
‫مثلا اومده مسافرت

14:10.460 --> 14:12.436
‫بیا بابا، مشکلی نداره که

14:12.460 --> 14:14.436
‫اگه پسر خوبی باشی،
‫بهت بستنی میدم

14:14.460 --> 14:17.436
‫برای توجیه یه عملیاتی مثل این،

14:17.460 --> 14:20.460
‫ایگور باید با پسرش
‫اطلاعات محرمانه رو ردو بدل کنه

14:23.460 --> 14:24.980
‫حالا کی رو به عنوان مامور فرستادی؟

14:26.660 --> 14:29.116
‫پرستار بچه‌ی روس میخائیل بورودین رو فرستادم

14:29.140 --> 14:31.436
‫- اینی که میگی کیه؟
‫- یتیمه

14:31.460 --> 14:34.436
‫از ترس ریده تو خودش که نکنه
‫داداش کوچولوش رو ببرن خدمت

14:34.460 --> 14:37.436
‫دارم بهشون یه راه فرار میدم

14:37.460 --> 14:38.476
‫یه راه فرار به شدت ریسکی

14:38.500 --> 14:42.436
‫فقط می‌تونم بگم امیدوارم
‫ارزشش رو داشته باشه

14:42.460 --> 14:45.460
‫اگه تا سه روز دیگه خبری نشه،
‫عملیات کنسله

14:54.460 --> 14:55.796
‫گاس چطور؟ اوضاعش خوبه؟

14:55.820 --> 14:58.436
‫خب، والا اونو کنار گذاشتن

14:58.460 --> 15:01.436
‫چرا آخه؟
‫چرا باید کنار بذارنش؟

15:01.460 --> 15:03.436
‫منو باش فکر می‌کردم
‫یکی از بهترین بازیکنای تیمه

15:03.460 --> 15:05.436
‫می‌دونم. فکر کنم یکمی زیادی گندش کردم

15:05.460 --> 15:07.436
‫بیخیال، این حق هر پدریه

15:07.460 --> 15:08.460
‫ایگور ملاقاتی داره

15:12.460 --> 15:14.436
‫- انگاری سرت شلوغه
‫- آره، باید برم

15:14.460 --> 15:15.660
‫بعدا بهت زنگ می‌زنم

15:17.460 --> 15:18.460
‫حله، خداحافظ

15:26.460 --> 15:29.460
‫خب، یه یاروی دیگه اومده

15:35.100 --> 15:36.100
‫« خوش اومدی رفیق »

15:37.500 --> 15:38.500
‫« نوکرتم، داداش »

15:45.800 --> 15:46.800
‫« ایرینا، آروم باش »

15:48.300 --> 15:51.300
‫« نمی‌خواد برام فرش قرمز پهن کنی »

16:02.300 --> 16:03.460
‫یکمی بزن عقب

16:10.660 --> 16:12.460
‫دوباره

16:17.460 --> 16:19.436
‫فکر کنم کریل مارکو باشه

16:19.460 --> 16:21.436
‫وای خدایا

16:21.460 --> 16:24.414
‫بنظرت اومده درمورد
‫عملیات‌های بریتانیا حرف بزنه؟

16:24.438 --> 16:25.436
‫تخصصش همینه

16:25.460 --> 16:26.436
‫نیومده مسافرت

16:26.460 --> 16:28.460
‫حتما از لندن اطلاعات آورده

16:30.140 --> 16:31.460
‫یارو بد حرومزاده‌ایه

16:36.460 --> 16:39.460
‫کریل!

16:41.820 --> 16:45.436
‫- زنت انگلیسی رو ترجیح میده
‫- پس برنزه شدنت کجا رفته؟

16:45.460 --> 16:48.436
‫باید از فنلاند بزنی بیرون.
‫داری شبیه اروپایی‌ها میشی

16:48.460 --> 16:50.276
‫خب، اینجا نسبت به

16:50.300 --> 16:52.276
‫فضای سنگین مسکو بهتره نه؟

16:52.300 --> 16:54.436
‫- عجب هواییه
‫- بیا یه نوشیدنی بزنیم

16:54.460 --> 16:56.436
‫بزن بریم. این دورو ورو نشونت دادن؟

16:56.460 --> 17:00.436
‫- آره
‫- مهمونسرا رو دیدی؟

17:00.460 --> 17:01.860
‫بابام سال پیش ساختتش

17:03.660 --> 17:05.660
‫دیگه توی دیدمون نیستن

17:10.460 --> 17:12.436
‫خیلی‌خب، این همون جعبه سیگاریه که دیدیم

17:12.460 --> 17:14.436
‫یادته رفتیم ملداوی عشقو حال؟

17:14.460 --> 17:17.460
‫عجب چیزی بود. تا حالا همچیــ.. هوی لنا

17:18.460 --> 17:20.140
‫لنا

17:22.460 --> 17:26.436
‫لیونچکا. ایشون کریل مارکو هستن

17:26.460 --> 17:27.436
‫رفیق صمیمی خونواده‌ی ماست

17:27.460 --> 17:30.436
‫کریل، ایشون پرستار بچه‌مون لناست

17:30.460 --> 17:33.500
‫- از دیدنتون خوشحالم، آقای مارکو
‫- کریل صدام کنید، باعث افتخارمه

17:34.820 --> 17:37.436
‫الان حدود دو سالی میشه که پیشمونه

17:37.460 --> 17:40.436
‫کریل

17:40.460 --> 17:42.436
‫- سیگار می‌خوای؟
‫- چرا که نه؟

17:42.460 --> 17:44.660
‫می‌تونی بری عزیزم، مرسی

17:45.820 --> 17:47.796
‫میخائیل، یه کنیاک میدی بهم؟

17:47.820 --> 17:49.436
‫این سیگارها رو وزارت‌خونه می‌خره

17:49.460 --> 17:52.460
‫تا بابام رو راضی نگه داره

17:54.820 --> 17:58.276
‫- یه نفسی بکشیم
‫- از رستوران مکزیکی گرفتما

17:58.300 --> 18:00.436
‫ایول! داشتم از گرسنگی می‌مُردم

18:00.460 --> 18:04.436
‫خب، ایرینا رفته بخوابه،
‫این دوتام یه بطری شراب رو سر کشیدن

18:04.460 --> 18:07.956
‫- شراب یا ودکا؟
‫- هردوش. ایگور داره انبار شرابش رو به رخ می‌کشه

18:07.980 --> 18:09.436
‫ایول. خوبه

18:09.460 --> 18:11.436
‫اینجوری یکمی آروم میشن. دیگه چخبرا؟

18:11.460 --> 18:14.436
‫خب انگاری یه یارویی سرطان گرفته

18:14.460 --> 18:15.476
‫توی اعضاشون؟

18:15.500 --> 18:18.436
‫نه، بیشتر شبیه یه سیاست‌مداره

18:18.460 --> 18:20.460
‫- بذارش روی اسپیکر
‫- حله

18:21.800 --> 18:22.800
‫« فکر می‌کنیم که این هفته استعفا بده »

18:25.200 --> 18:27.200
‫« سرطان لوزالمعده‌ست، زیاد وقت نداره »

18:28.900 --> 18:31.900
‫« بدترین راه مُردن همینه، حتی برای بریتانیایی »

18:32.500 --> 18:33.500
‫« خوبه »

18:35.400 --> 18:36.400
‫« حالا برنده میشیم یا نه؟ »

18:38.100 --> 18:39.400
‫« نفوذی ما »

18:39.800 --> 18:40.800
‫« وقتی اون بمیره توی موقعیت خوبی قرار می‌گیره »

18:42.300 --> 18:43.300
‫« اون موقع کار رو شروع می‌کنیم »

18:44.200 --> 18:45.200
‫« برای امشب بسه »

18:45.800 --> 18:46.800
‫« صبح باید به مول(نفوذی) زنگ بزنم »

18:47.660 --> 18:51.140
‫- مول، همون شاپرک
‫- پوتین. دوباره پخشش کن

18:54.300 --> 18:56.300
‫« سرطان لوزالمعده‌ست، زیاد وقت نداره »

18:58.300 --> 19:00.300
‫« بدترین راه مُردن همینه، حتی برای بریتانیایی »

19:01.460 --> 19:06.460
‫خب، اون بدبختی که توی کابینه‌ی ما
‫سرطان لوزالمعده گرفته کیه؟

19:07.460 --> 19:09.460
‫کسی که با مقامات بالا در ارتباطه،
‫یا خودش جزوشونه

19:10.500 --> 19:13.636
‫اگه آنتونی فلچر سرطان داشت،
‫ما خبردار می‌شدیم نه؟

19:13.660 --> 19:16.436
‫- توی وایت‌هال رازی وجود نداره
‫- نه

19:16.460 --> 19:20.116
‫نه مگه اینکه خیلی حساب شده باشه

19:20.140 --> 19:23.436
‫سه روز تا زمان اتمام عملیات فاصله داریم،
‫بعد الان مسکو

19:23.460 --> 19:24.636
‫اطلاعاتی به این کت و کلفتی بهمون میده؟

19:24.660 --> 19:28.460
‫از کجا می‌دونستن ما به صحبتاشون گوش می‌دیم؟
‫امنیت ما غیرقابل نفوذه

19:29.460 --> 19:31.436
‫باید بریم خونه و اینو به زک بگیم

19:31.460 --> 19:32.620
‫- تف توش بابا
‫- موفق باشی

19:33.460 --> 19:35.436
‫چقدر از باتریش مونده؟

19:35.460 --> 19:37.460
‫والا، ته تهش یه روز

19:39.460 --> 19:43.436
‫به چی فکر می‌کنی؟
‫می‌خوای به دختره بگی عوضش کنه؟

19:43.460 --> 19:45.500
‫چون کریل اونجاست
‫انجام دادنش خیلی ریسکیه

19:48.460 --> 19:50.740
‫بذار ببینیم چطور پیش میره،
‫بعد خودم یه غلطی می‌کنم

19:52.460 --> 19:53.980
‫بازی عوض شده

19:55.460 --> 19:57.460
‫چیزای بیشتری می‌خوایم
‫تا زک رو قانع کنیم

20:07.500 --> 20:14.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:30.960 --> 20:32.320
‫صبح‌بخیر

21:13.960 --> 21:17.776
‫- یکمی زود شروع کردیا
‫- آره خب، روز بزرگیه

21:17.800 --> 21:19.936
‫اگه تایید بشه، عملیات قرن لقب می‌گیره

21:19.960 --> 21:22.776
‫بیا اینجوری فکر کنیم.
‫فکر نکنم زک از خبرای یهویی خوشش بیاد

21:22.800 --> 21:25.960
‫آره، یا از یه ستاره‌ی نو ظهور، موفق باشی

21:30.480 --> 21:31.960
‫نه

21:33.960 --> 21:35.960
‫تف توش، نه!

21:39.000 --> 21:42.936
‫ببخشید، کیت، ولی فکر کنم این یه
‫عملیات کاملاً نرمالِ مسکوئه

21:42.960 --> 21:45.936
‫اصلاً امکان نداره اونا بدونن
‫ما توی ویلا جاسوس داریم

21:45.960 --> 21:47.936
‫هشت ماه برای برپا کردنش وقت گذاشتیم

21:47.960 --> 21:50.936
‫- امنیت ما غیرقابل نفوذ بود
‫- ببین بهت باور دارم

21:50.960 --> 21:55.616
‫اما روسیه از این طعمه‌ها
‫برای همه‌ی سازمان‌های اطلاعاتی غربی انداخته

21:55.640 --> 21:57.776
‫فقط می‌خوام بر اساس واقعیت برم جلو، زک

21:57.800 --> 21:59.960
‫که ممکنه اشتباه باشه

22:01.960 --> 22:07.136
‫ایگور و کریل مارکو شما رو
‫توی تله انداختن و این که

22:07.160 --> 22:11.936
‫اونا یه نفوذی توی رده‌های بالای
‫سیستم سیاسی بریتانیا دارن رو توی ذهنتون انداختن

22:11.960 --> 22:14.936
‫اگه اینجوری نباشه ما یعنی باید ده سال
‫آینده رو دنبال یه روح بدوییم

22:14.960 --> 22:16.936
‫یا شایدم درست بوده، و تازه ازش با خبر شدیم

22:16.960 --> 22:19.950
‫نماینده‌های مجلس اهداف آُسونی
‫برای صحنه‌سازین

22:21.320 --> 22:24.936
‫خب، این میشه سوالی
‫که از سی توی کمیته منتخب پارلمان ازش می‌پرسن
‫(رئیس سازمان اطلاعات)

22:24.960 --> 22:28.936
‫فکر کنم خیلی حال می‌کرد که به
‫وزیر امورخارجه، رئیس‌مون بگه که

22:28.960 --> 22:31.960
‫اون یکی از آدم‌هایی که می‌تونه نفوذی روسیه باشه

22:32.960 --> 22:35.936
‫ببین، متوجه این احتیاطت هستم

22:35.960 --> 22:37.936
‫می‌دونم وقتی رئیس بودی
‫چطور سرت شیره مالیدن

22:37.960 --> 22:40.936
‫سر تموم مسئولای عملیاتی شیره مالیدن

22:40.960 --> 22:43.960
‫و من نمی‌خوام این اتفاق برای تو بیفته

22:44.960 --> 22:47.000
‫برای همین توی این اداره‌ام

22:48.960 --> 22:52.936
‫نمیشه رک از نخست‌وزیر بپرسیم
‫که مریضه یا نه؟

22:52.960 --> 22:56.936
‫البته. آنتونی، شنیدیم داری می‌میری
‫تاییدش می‌کنی؟

22:56.960 --> 22:59.936
‫خب، باید بگم که اون اطلاعات خامی که
‫از مالت اومده

22:59.960 --> 23:01.456
‫توی گزارش شبونه‌ی نخست‌وزیر قرار می‌گیره

23:01.480 --> 23:02.960
‫- رئیس سازمان اطلاعات باید این تصمیم رو بگیره
‫- آره، می‌دونم

23:03.960 --> 23:06.936
‫ولی اگه اشتباه باشه، دلش نمی‌خواد
‫که خبردار بشه؟

23:06.960 --> 23:09.960
‫عجب حرکتی.
‫یه جنگجوی وایت‌هال ازت در میاد

23:11.480 --> 23:14.936
‫یه زنگی به رُز بزن
‫و برو تدابیر امنیتی‌تون رو دوباره چک کن

23:14.960 --> 23:16.936
‫تا 48 ساعت دیگه ازت گزارش می‌خوام

23:16.960 --> 23:19.296
‫و می‌خوام این عملیات به یه نتیجه‌ای برسه

23:19.320 --> 23:22.936
‫اگه توی خطر افتادی یا اون دختره
‫برات تله گذاشتــ...

23:22.960 --> 23:26.960
‫هیچ تله‌ای در کار نیست. من مامورم رو می‌شناسم

23:28.960 --> 23:31.960
‫جولی رو بذار اونجا تا حواسش بهش باشه

23:32.960 --> 23:35.936
‫تا وقتی از منابع‌ات مطمئن نشدی،

23:35.960 --> 23:38.960
‫توی کشور درگیر بازی سیاسی نشو

23:40.960 --> 23:42.000
‫شیرفهم شدی؟

23:43.960 --> 23:45.000
‫بله

23:49.640 --> 23:50.776
‫تف توش!

23:50.800 --> 23:54.776
‫فقط 48 ساعت؟ چقدر دست و دل باز

23:54.800 --> 23:57.936
‫خب، همه‌مون می‌دونیم
‫چقدر دلش می‌خواد رئیس سازمان اطلاعات بشه

23:57.960 --> 23:59.936
‫اولین رئیس مسلمان سازمان اطلاعات

23:59.960 --> 24:02.936
‫درسته، ولی رُز،
‫اون واقعا مانع کارمون میشه

24:02.960 --> 24:06.296
‫زک همیشه فکر می‌کرد
‫دنیا بر علیه‌شه، نه اینکه ناعادلانه‌ست

24:06.320 --> 24:08.136
‫خب، من اگه سعی کن حواسش رو پرت کنم،

24:08.160 --> 24:10.776
‫مثل بچه‌ها می‌گیره قهر می‌کنه

24:10.800 --> 24:11.960
‫پس باید زمان بیشتری بخریم

24:13.960 --> 24:16.976
‫ببین، گزارشت رو بنویس، ولی اول برا خودم بفرست

24:17.000 --> 24:18.936
‫به عنوان رئیس بخش امنیت، من سرم شلوغه،

24:18.960 --> 24:21.936
‫پس نمی‌تونم تا سه روز جوابی بهت بدم

24:21.960 --> 24:24.936
‫پس منم برای هضمش یکی دوتای دیگه می‌خوام

24:24.960 --> 24:28.776
‫به نظر کارشناس اس‌او همونقدر که حقشه
‫توجه می‌کنم

24:28.800 --> 24:31.960
‫اینجوری یه هفته برای تایید اطلاعاتت وقت داری

24:32.960 --> 24:34.960
‫- مرسی، رُز
‫- اوکیه

24:35.960 --> 24:38.936
‫میشه با رفقات توی مسکو حرف بزنی

24:38.960 --> 24:41.936
‫تا داداش این دختره
‫رو یکمی زودتر ببریمش لب مرز؟

24:41.960 --> 24:44.936
‫فکر کنم باید زودتر عملیات خروجش رو شروع کنیم

24:44.960 --> 24:47.990
‫می‌تونم، ولی زک باید امضاش کنه

24:49.640 --> 24:51.776
‫ببینم چه جادو جنبلی می‌تونم بکنم

24:51.800 --> 24:53.960
‫بهت مدیونم، البته همیشه هستم

24:57.960 --> 25:00.960
‫سلام

25:01.960 --> 25:04.936
‫جولی زنگ زد. باتری میکروفون تموم شده

25:04.960 --> 25:07.936
‫- تف توش
‫- می‌خوای چیکار کنی؟

25:07.960 --> 25:09.960
‫می‌خوای به دختره بگم عوضش کنه؟

25:12.960 --> 25:14.936
‫- آره
‫- مطمئنی؟

25:14.960 --> 25:15.936
‫تنها راهمون همینه

25:15.960 --> 25:19.800
‫- هنوز نمی‌دونیم نفوذی اونا توی کابینه کیه
‫- حله

25:24.960 --> 25:27.776
‫خب، زک چطور بود؟ وایسا، نه نگو ولش

25:27.800 --> 25:30.936
‫ما الان مجوز بررسی کامل کابینه رو داریم

25:30.960 --> 25:33.936
‫نه نداریم.
‫زک فکر می‌کنه اونا از کارمون باخبر بودن

25:33.960 --> 25:36.936
‫نمی‌تونه یه چیزی رو که ممکنه درست باشه رو

25:36.960 --> 25:38.776
‫بخاطر اینکه خطرناکه رد کنه

25:38.800 --> 25:39.936
‫می‌تونه، و رد کرده

25:39.960 --> 25:41.936
‫من تدابیر امنیتی عملیات دوباره چک کردم

25:41.960 --> 25:43.960
‫- والا، هیچ هشداری چیزی نبود
‫- آره خب، منم اینو بهش گفتم

25:45.160 --> 25:47.936
‫وزیر کشور؟

25:47.960 --> 25:51.136
‫اون یه زن باهوش و سیاه‌پوسته

25:51.160 --> 25:54.936
‫مطمئنا مسکو نمیاد ایشونو انتخاب کنه،
‫برای همین ازش خوشم میاد

25:54.960 --> 25:57.960
‫آره

25:58.960 --> 26:01.936
‫- امشب منو استوارت باهاش قرار داریم
‫- جدی؟

26:01.960 --> 26:03.936
‫با توجه به اینکه توی شیفت‌ کاریم نیستم،

26:03.960 --> 26:05.960
‫ممکنه ازش بپرسم حال نخست‌وزیر چطوره

26:07.960 --> 26:08.936
‫می‌خوای با رئیس سازمان اطلاعات حرف بزنی؟

26:08.960 --> 26:10.936
‫نه، نه، نه. تا وقتی که زک هی داره مقاومت می‌کنه

26:10.960 --> 26:13.296
‫باید قبل از اینکه اون ببینه کلکش رو بِکنی

26:13.320 --> 26:16.936
‫از هیچکدوم از نماینده‌ها بازرسی نکنید.
‫یه دستوره

26:16.960 --> 26:18.296
‫باشه، حله

26:18.320 --> 26:23.936
‫ولی اگه من تا دیروقت

26:23.960 --> 26:26.000
‫اینجا گیر افتاده بودمو، حوصلم سر رفته بود چی؟

26:27.640 --> 26:30.960
‫فکر نمی‌کردم اینقدر موی دماغ باشی

27:12.960 --> 27:14.936
‫سلام

27:14.960 --> 27:17.936
‫ایرینا بهم گفته توام مثل من
‫اهل سنت‌پترزبورگی

27:17.960 --> 27:19.936
‫آره، اصالتاً اهل اونجام

27:19.960 --> 27:22.960
‫- با میخائیل و ایرینا اومدم هلسینکی
‫- واقعا؟

27:23.960 --> 27:25.960
‫پس فنلاندی حرف می‌زنی؟

27:27.000 --> 27:31.456
‫شاید بتونیم یه کاری برات
‫توی سازمان دستو پا کنیم

27:31.480 --> 27:33.936
‫اونقدرا بلد نیستم

27:33.960 --> 27:35.936
‫ساندرو بهتر از من فنلاندی حرف می‌زنه

27:35.960 --> 27:38.960
‫چه حیف. ولی انگلیسیت خیلی خوبه

27:39.960 --> 27:41.320
‫زبون مسخره‌ایه

27:42.960 --> 27:45.936
‫هیچوقت منظوری که فکر می‌کنی رو ندارن.
‫درست مثل بریتانیایی‌ها

27:45.960 --> 27:48.160
‫هیچوقت نمی‌فهمی منظورشون از حرفی که زدن چیه

27:49.960 --> 27:52.936
‫لنوچکا. به حرفاش گوش نده

27:52.960 --> 27:54.950
‫فکر می‌کنه خدا اونو برای زنا فرستاده

27:56.960 --> 28:00.320
‫یه نوشیدنی بهتر می‌خوای، عوضی.
‫اون واقعا عوضیه

28:01.960 --> 28:05.950
‫به افتخار خودت این پتروس رو وا می‌کنم.
‫فقط خودمو خودت

28:07.960 --> 28:10.936
‫لنوچکا، یکمیم برای تو نگه می‌داریم

28:10.960 --> 28:13.960
‫انگاری یه چیزی می‌خوای که
‫حالت رو جا بیاره نه؟

28:15.000 --> 28:17.936
‫جدیش نگیر

28:17.960 --> 28:19.950
‫اون یه پیر خرفته

28:47.960 --> 28:48.960
‫کسی خونه‌ست؟

28:56.960 --> 28:57.960
‫وای خدایا

29:07.960 --> 29:10.936
‫سلام، عزیزم

29:10.960 --> 29:12.616
‫بابت اون خبر تیم فوتبالت متاسفم

29:12.640 --> 29:13.960
‫خودشون ضرر می‌کنن

29:15.320 --> 29:17.936
‫- مشکل نداره بابا
‫- فیونا پاستاش رو درست کرده؟

29:17.960 --> 29:19.936
‫- من برشتوک خوردم
‫- تقصیر تو که نیست

29:19.960 --> 29:22.296
‫- بیا ببینم، بدو بیا!
‫- کارت چطور بود؟

29:22.320 --> 29:24.456
‫بدک نبود. خوشحالم که برگشتم

29:24.480 --> 29:25.936
‫اینجا نبودی مگه؟

29:25.960 --> 29:27.936
‫چرا داری سرم داد می‌زنی؟

29:27.960 --> 29:28.936
‫ازم خواستی شام درست کنم دیگه

29:28.960 --> 29:30.456
‫ازت خواستم شام بپزی،

29:30.480 --> 29:32.936
‫و ازت خواستم گندی رو که به بار آوردی
‫رو جمع کنی

29:32.960 --> 29:35.776
‫پنج دقیقه وقت بده.
‫دارم ریمل می‌زنم

29:35.800 --> 29:37.616
‫میشه یکمی بذارین آزاد باشم، لطفا؟

29:37.640 --> 29:39.936
‫خب، وقتی اون توافق‌هایی که باهم بستیم

29:39.960 --> 29:41.936
‫رو انجام بدی آزادت می‌ذارم

29:41.960 --> 29:43.936
‫- فهمیدی؟
‫- مامان گفت... مامان گفت.

29:43.960 --> 29:44.936
‫مامان چی گفت؟

29:44.960 --> 29:47.960
‫که امشب از داداشت مراقبت کنی، آره؟

29:49.000 --> 29:52.320
‫- باشه، الان میام پایین
‫- دست بجنبون

29:55.960 --> 29:57.936
‫اون میگه تو بهش گفتی

29:57.960 --> 29:59.936
‫می‌تونه توی هفته سه شب رو بره بیرون

29:59.960 --> 30:01.936
‫نه، من بهش گفتم به هفته بستگی داره

30:01.960 --> 30:04.936
‫ازش یه سیاست‌مدار خوب در میاد، نه؟

30:04.960 --> 30:06.616
‫- درباره‌ی جی بهت گفته؟
‫- نه

30:06.640 --> 30:07.776
‫- جی کیه؟
‫- کی؟

30:07.800 --> 30:10.960
‫زید جدیدش، که امشب می‌خواد ببینتش

30:12.800 --> 30:13.936
‫- میشه فعلا دست از سرش برداریم؟
‫- نه نمیشه

30:13.960 --> 30:16.296
‫- نمی‌ذارم بهمون دروغ بگه
‫- بابا ولش کن

30:16.320 --> 30:18.936
‫باید بریم بیرون. باید بری لباس عوض کنی

30:18.960 --> 30:21.936
‫فیونا، جون من بیا این گوه رو جمعش کن

30:21.960 --> 30:23.150
‫نگا کن چه وضعیه

30:24.400 --> 30:25.600
‫« نشست ناتو، لیسبون »

30:28.960 --> 30:30.936
‫کم کردن بودجه‌ی نظامی...

30:30.960 --> 30:32.936
‫- ادامه بده
‫- تموم کردن جنگ سرد

30:32.960 --> 30:34.950
‫همه‌مون فکر می‌کردیم صلح به دست میاد

30:37.320 --> 30:39.960
‫- و همه‌ی اروپا...
‫- هیس، ساکت

30:41.960 --> 30:45.800
‫ما توی لهستان بودجه‌ی نظامی‌مون رو کم نکردیم

30:46.960 --> 30:48.936
‫ما همون امیدها رو داشتیم،

30:48.960 --> 30:51.936
‫اما تجربه اونا رو آب دیده‌تر کرده بود

30:51.960 --> 30:54.936
‫ما یه همسایه‌ی قدرتمند داریم...

30:54.960 --> 30:57.960
‫خودم می‌دونم

30:59.960 --> 31:01.936
‫مرسی

31:01.960 --> 31:03.456
‫خب، جی کیه؟

31:03.480 --> 31:06.936
‫نمی‌دونم والا، یکی از پسرهای مدرسه‌ست

31:06.960 --> 31:08.936
‫یعنی چی، یعنی زیدشه یا چی؟

31:08.960 --> 31:11.136
‫- فکر کنم باشه
‫- خب، چند سالش هست حالا؟

31:11.160 --> 31:13.950
‫- خودت ازش بپرس
‫- ای بابا

31:14.960 --> 31:18.456
‫خنجر زدن توی کابینه چطوره؟
‫از عقبه یا جلو؟

31:18.480 --> 31:19.936
‫از هردو طرفه

31:19.960 --> 31:22.936
‫امروز، رایان داشت اون نمایش
‫مدافع مردم بودنش رو اجرا می‌کرد

31:22.960 --> 31:24.136
‫قبل از اینکه بره به نشست ناتو

31:24.160 --> 31:26.936
‫وای خدا. پس تکلیف تو چیه؟

31:26.960 --> 31:29.936
‫یه بحث‌هایی می‌ندازه وسط،
‫که کسی اصلا حوصله گوش دادن بهش رو نداره

31:29.960 --> 31:32.936
‫- چرا نخست‌وزیر دهنش رو نمی‌بنده؟
‫- قبلا این کارو می‌کرد

31:32.960 --> 31:36.456
‫- الان اشتهاش رو از دست داده
‫- این جدیده؟

31:36.480 --> 31:38.960
‫مگه نمی‌گفتین این اخیرا یکمی ناخوش احوال بوده؟

31:40.800 --> 31:41.936
‫من گفتم؟ یادم نیست

31:41.960 --> 31:43.976
‫فراموشی وایت‌هال

31:44.000 --> 31:46.950
‫حتما جین وادارش کرده اون رژیمی
‫رو که به منم داده بود رو بگیره

31:50.000 --> 31:50.800
‫« فعلا خبری از دختره نشده »

31:50.800 --> 31:52.936
‫وقتی این تابستون یکمی بری استراحت کنی
‫ازم تشکر می‌کنی

31:52.960 --> 31:54.936
‫خب، اگه رژیم گرفته که، پس جواب داده

31:54.960 --> 31:58.936
‫- وزن کم کرده
‫- هری!

31:58.960 --> 32:00.936
‫- تف توش، ببخشید
‫- فکر نکنم با این بشه تمیزش کرد

32:00.960 --> 32:03.936
‫باهام بیا.
‫خدای کم کردن خسارتم

32:03.960 --> 32:06.936
‫- واقعا هست
‫- ببخشیدا، ولی اون لباس موردعلاقه‌ش بود

32:06.960 --> 32:08.936
‫- آره، توی دردسر افتادی
‫- بگا رفتم

32:08.960 --> 32:10.960
‫- یکمی نمک می‌خوام
‫- باشه

32:16.960 --> 32:19.960
‫اینجوری بپاش روش

32:23.960 --> 32:26.936
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- آره

32:26.960 --> 32:28.936
‫دلم لک میزد واسه یه تغییر

32:28.960 --> 32:30.936
‫هری انگاری اوضاعش خوبه

32:30.960 --> 32:33.976
‫- خیریه‌ش توی چه وضعیه؟
‫- به زور سرپاست

32:34.000 --> 32:37.936
‫موضوعات احساسی‌تر صد هیچ
‫این جور برنامه‌هایی مثل دور کردن بچه‌ها از جرم رو می‌زنه

32:37.960 --> 32:39.936
‫- عجیبه
‫- آره

32:39.960 --> 32:43.960
‫دارم سعی می‌کنم براش کنار
‫بقیه چیزا یه وقتی خالی کنم، ولی

32:44.960 --> 32:47.960
‫- نمی‌دونم تو چطور این کار رو می‌کنی
‫- کی گفته می‌کنم؟

32:49.960 --> 32:51.936
‫همه‌ی خبرنگارها جلوی دفتر نخست‌وزیر

32:51.960 --> 32:54.936
‫برای یه بیانیه‌ی اضطراری جمع شدن

32:54.960 --> 32:55.960
‫- یا خدا
‫- آره

33:08.460 --> 33:10.116
‫خب، اگه شما تازه به ما پیوستید

33:10.140 --> 33:12.436
‫و موندید الان دارید به چی نگاه می‌کنید،

33:12.460 --> 33:16.436
‫ما منتظر بیانیه‌ی اضطراری

33:16.460 --> 33:17.810
‫نخست‌وزیر هستیم

33:27.660 --> 33:29.436
‫خودشه. داره میاد

33:29.460 --> 33:31.436
‫پس بیاید بشنویم که نخست‌وزیر

33:31.460 --> 33:32.460
‫چی داره که به مردم کشور بگه

33:35.460 --> 33:38.436
‫- قیافه‌شو نگا
‫- عصر بخیر

33:38.460 --> 33:40.660
‫ببخشید که سر سری گفتم که بیاید اینجا

33:41.460 --> 33:44.460
‫ولی امروز، من چندتا خبر ناخوشایند
‫به دستم رسید

33:46.460 --> 33:49.820
‫سه هفته‌ی پیش، تشخیص داده شد
‫که من سرطان لوزالمعده دارم

33:51.460 --> 33:52.436
‫و امروز بعد از ظهر،

33:52.460 --> 33:57.460
‫فهمیدم که وضعیت بیماریم
‫اونجوری که امیدوار بودم نیست

33:59.460 --> 34:01.636
‫هرکسی که توی این مقام خدمت کرده باشه
‫شهادت میده که

34:01.660 --> 34:04.460
‫هیچکسی نمی‌تونه یه نخست‌وزیر تمام وقت باشه

34:05.460 --> 34:08.980
‫پس حس می‌کنم باید استعفام رو اعلام کنم

34:10.460 --> 34:12.436
‫تف توش بره

34:12.460 --> 34:16.140
‫تا وقتی یه نخست‌وزیر جدید منصب بشه
‫من نخست‌وزیر می‌مونم

34:17.500 --> 34:20.436
‫با توجه به وضعیتم...

34:20.460 --> 34:22.436
‫از حزب خواستم فرایند

34:22.460 --> 34:26.460
‫منصوب کردن یه نخست‌وزیر دیگه رو
‫به یک هفته کاهش بدن

34:27.460 --> 34:30.460
‫باعث افتخارمه که به این کشور خدمت کردم

34:48.460 --> 34:50.796
‫- کجا میری؟
‫- کار فوریه، یه ساعت دیگه برمی‌گردم

34:50.820 --> 34:53.450
‫- رایان...
‫- بزن ببین اخبار داره چی میگه

34:58.460 --> 35:01.436
‫از صمیم قلبمون، من و جین ازتون تشکر می‌کنیم

35:01.460 --> 35:04.460
‫ازتون متشکریم

35:05.460 --> 35:08.436
‫- بنده خدا آنتونی
‫- آره، خیلی غم‌انگیزه

35:08.460 --> 35:09.436
‫گوش کن، باید برگردیم سرکارمون

35:09.460 --> 35:12.436
‫- کلا پنج روز وقت داریم، باشه؟
‫- بذار نفس بکشم، استوارت

35:12.460 --> 35:13.436
‫حتما شوکه شدی

35:13.460 --> 35:15.460
‫آره، استعفاش آره، ولی

35:16.460 --> 35:18.436
‫اون چند روز پیش بهم گفت که سرطان داره

35:18.460 --> 35:21.436
‫- ببخشید، اون بهم گفت اینو به کسی نگم
‫- به تو فقط گفته بود یا به کل کابینه؟

35:21.460 --> 35:23.436
‫گفت فقط به چند نفر خاص میگه

35:23.460 --> 35:25.500
‫- منطقیه
‫- آره خب

35:29.460 --> 35:31.956
‫بجنب. بجنب

35:31.980 --> 35:35.460
‫ببخشید. باید اینو جواب بدم

35:39.460 --> 35:42.476
‫- سلام، هنوز پیش ایموجنی؟
‫- آره، چی شده؟

35:42.500 --> 35:45.436
‫ببین، اطلاعاتمون درست بوده، و حدس بزن چی؟

35:45.460 --> 35:49.436
‫انگاری لِو اماتوف یه
‫مبلغ قلمبه‌ای رو

35:49.460 --> 35:51.436
‫سال پیش به خیریه‌ی
‫همسرش اهدا کرده

35:51.460 --> 35:53.436
‫مگه به حزب توری‌ها پول نمی‌داد؟

35:53.460 --> 35:55.436
‫آره خب، همه‌جا یه نفوذی داره

35:55.460 --> 35:57.116
‫آره، انگاری

35:57.140 --> 35:58.980
‫همین الان بهم گفت کمک‌های مالی
‫کم شده

36:00.300 --> 36:01.436
‫چقدر داده حالا؟

36:01.460 --> 36:04.436
‫می‌دونی، 200 هزار تا

36:04.460 --> 36:07.956
‫ببین، اول یه 100 تا زده
‫6 ماه بعد یه 100 تای دیگه

36:07.980 --> 36:10.436
‫رفتم دفتر ثبت عوام رو چک کردم

36:10.460 --> 36:12.490
‫- اصلا هیچکدوم از اونا رو نگفته بود
‫- یا خدا

36:14.460 --> 36:16.436
‫باید برم، فردا باهات حرف می‌زنم

36:16.460 --> 36:17.460
‫باشه

36:21.300 --> 36:23.300
‫« جلسه با نخست‌وزیر »
‫« داونینگ استریت، ساعت 9 شب »
‫(محل اقامت نخست‌وزیر)

36:29.460 --> 36:32.460
‫فی زنگ زده.
‫انگاری از ساعت منع رفت و آمدمون گذشته

36:39.460 --> 36:41.436
‫حله، امشب یه چیزی رو پیش‌نویس می‌کنم

36:41.460 --> 36:43.436
‫صبح برات می‌فرستم ببین چطوره

36:43.460 --> 36:44.436
‫خیلی‌خب، مرسی

36:44.460 --> 36:46.276
‫- خوش گذشت
‫- خداحافظ

36:46.300 --> 36:47.460
‫خداحافظ، هری

36:54.500 --> 36:58.460
‫- تو می‌دونستی نخست‌وزیر مریضه؟
‫- نه والا، چیزی بهم نگفته بود

36:59.460 --> 37:02.436
‫واقعا فی بهت زنگ زده بود؟

37:02.460 --> 37:05.436
‫- زک بود
‫- می‌خواست درمورد نخست‌وزیر بهت بگه؟

37:05.460 --> 37:07.460
‫نمی‌تونم بهت بگم. ببخشید

37:08.500 --> 37:11.460
‫بازم تو رازهات. برو که رفتیم

37:16.460 --> 37:18.436
‫فکر می‌کنی ایموجن نامزد میشه؟

37:18.460 --> 37:21.436
‫- اونقدرا که مشتاق نبود
‫- آره والا

37:21.460 --> 37:23.436
‫می‌تونی به معنای واقعی کلمه
‫یه کتاب از سندروم دغلکاریش بنویسی

37:23.460 --> 37:25.436
‫آخرش، دوست داری کی نخست‌وزیر بشه

37:25.460 --> 37:28.460
‫- اون یا رایان واکر لعنتی؟
‫- آره والا

39:45.820 --> 39:47.460
‫لنا

39:48.460 --> 39:50.460
‫ایگور ازت می‌خواد بری پیشش

39:51.460 --> 39:55.436
‫خب منم گفتم خودم بیام

39:55.460 --> 39:56.460
‫کامل مست شده

39:57.460 --> 40:02.436
‫بهش بگو ممنونم، ولی ساندرو تا

40:02.460 --> 40:05.460
‫به بازیکنای فوتبال موردعلاقه‌ش
‫شب بخیر نگه خوابش نمی‌بره

40:06.460 --> 40:08.300
‫از دست این بچه‌ها

40:09.460 --> 40:10.660
‫خوابای خوش ببینی

40:21.460 --> 40:22.460
‫بیدارم

40:26.460 --> 40:27.460
‫مرسی که از داداشت مراقبت کردی

40:32.460 --> 40:36.460
‫- زیاد مواد اینا می‌فروشی؟
‫- نه اونقدری که کامل بازنشسته بشم

40:38.460 --> 40:41.436
‫خب، بگو ببینم، این جی چند سالشه؟

40:41.460 --> 40:44.436
‫ما باهم سکس نمی‌کنیم، اگه منظورت اینه

40:44.460 --> 40:46.436
‫سنم اونقدری هست
‫که بفهمم دارم چیکار می‌کنم

40:46.460 --> 40:51.436
‫ترجیح میدم حقیقت رو بهم بگی
‫حتی اگه نمی‌خوای من بشنوم

40:51.460 --> 40:53.450
‫آدم‌هایی که این حرف رو می‌زنن
‫واقعا منظورشون این نیست

40:55.460 --> 40:57.460
‫- دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم

40:59.460 --> 41:01.460
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

41:54.460 --> 41:58.460
‫برای جایی که قراره یه بحران
‫نخست‌وزیری توش رخ بده خیلی ساکته

41:59.460 --> 42:01.140
‫آرامش قبل از طوفان

42:03.460 --> 42:05.140
‫بیا امیدوار باشیم که کوتاه‌مدت باشه

42:09.460 --> 42:10.460
‫از این ور بیا

42:15.460 --> 42:19.140
‫ببخشید دیر کردم. پیش رُز بودم

42:20.660 --> 42:22.460
‫درست به موقع رسیدی

42:24.820 --> 42:25.956
‫به جز زنم،

42:25.980 --> 42:28.436
‫فقط به وزیر کشور و وزیرامورخارجه گفتم

42:28.460 --> 42:31.460
‫جفتشون قول دادن که به کسی چیزی نگن

42:32.500 --> 42:34.436
‫اگه مسکو خبر دار شده بود،

42:34.460 --> 42:35.436
‫حتما سوابق پزشکیم رو هک می‌کرد،

42:35.460 --> 42:37.436
‫که نشون دهنده‌ی افشای گسترده اطلاعاته

42:37.460 --> 42:42.436
‫تا الان، سازمان اطلاعات و امنیت هیچ ردی از
‫افشای اطلاعات پیدا نکرده، جناب نخست‌وزیر

42:42.460 --> 42:44.436
‫هرچند برای نتیجه‌گیری فعلا زوده

42:44.460 --> 42:46.636
‫ما قراره وارد یه انتخابات نخست‌وزیری
‫بسیار حساس بشیم

42:46.660 --> 42:47.956
‫شما واقعا فکر می‌کنید

42:47.980 --> 42:50.436
‫اون چیزی که خانم هندرسون توی مالت شنیده
‫فقط یه تصادف بوده؟

42:50.460 --> 42:53.436
‫یا مسکو از عملیاتش بو بُرده،

42:53.460 --> 42:54.476
‫و خواسته از اون علیه‌ش استفاده کنه؟

42:54.500 --> 42:56.460
‫بنظر که اتفاقی نبوده

42:57.660 --> 43:00.436
‫بدترین چیز الان همین
‫اتهام همکاری پنهونی با روسیه‌ست

43:00.460 --> 43:02.436
‫ما همه‌مون می‌دونیم توی آمریکا چی شد

43:02.460 --> 43:05.436
‫اگه حتی یه نشونه‌ای باشه
‫که شما دارید یکی از اعضای کابینه رو

43:05.460 --> 43:07.436
‫به اتهام خیانت ازش بازجویی می‌کنید،
‫اونجوری دیگه اعتمادها از بین میره

43:07.460 --> 43:10.436
‫با کمال احترام، جناب نخست‌وزیر، همین الانشم
‫اعتمادها از بین رفته

43:10.460 --> 43:13.436
‫توی آمریکا و بخش‌هایی از اروپا
‫کسایی هستن که از کرملین طرفداری می‌کنن

43:13.460 --> 43:15.476
‫و شایعاتی مثل این
‫آشوب به پا می‌کنه،

43:15.500 --> 43:18.436
‫برای همینه برای کمپین انتخابات
‫نخست‌وزیری مهلت تعیین کردم

43:18.460 --> 43:20.436
‫- خیلی قدردانم ولی...
‫- یه چیزی مثل همین بود که

43:20.460 --> 43:22.436
‫یه آسیب همیشگی رو به
‫دموکراسی آمریکا زد

43:22.460 --> 43:23.436
‫نمی‌ذارم اینجا همچین اتفاقی بیفته

43:23.460 --> 43:25.436
‫خیلی ممنونم، جناب نخست‌وزیر

43:25.460 --> 43:28.436
‫ولی اگه به اون وزیری که برای
‫نخست‌وزیری شرکت کرده رشوه داده باشن

43:28.460 --> 43:32.276
‫یا ازش اخاذی کرده باشن، به شکل فاجعه‌باری
‫توی معرض خطر لو رفتن

43:32.300 --> 43:35.460
‫کدهای هسته‌ای، اهداف راهبردی،
‫و همچنین خروج از ناتو قرار می‌گیریم

43:37.460 --> 43:39.460
‫خودم از خطراتش خبر دارم

43:41.460 --> 43:43.436
‫و تازه بهم گفتن همه‌ی اینا

43:43.460 --> 43:45.796
‫بخاطر یه عملیات پیشرفته
‫پخش اطلاعات غلط بوده

43:45.820 --> 43:48.460
‫- ولی جناب، اگه ما...
‫- نه، بسه، بسه

43:52.460 --> 43:56.436
‫برای اینکه اجازه‌ی بازجویی از
‫هر سیاست‌مدار مهمی رو بهتون بدم،

43:56.460 --> 43:58.460
‫ازتون شواهد محکمی می‌خوام

44:16.460 --> 44:17.436
‫نخست‌وزیر فقط تا چند ماه دیگه زنده‌ست

44:17.460 --> 44:20.116
‫نیازی نیست کسی سیاست بین‌الملل
‫رو بهش درس بده

44:20.140 --> 44:22.436
‫دیروز، تو گفتی که خبر مریض بودنش غلطه

44:22.460 --> 44:23.436
‫آره

44:23.460 --> 44:26.436
‫پس اگه بگیم که به اطلاعات
‫بی‌توجهی کنیم، اشتباهه؟

44:26.460 --> 44:27.436
‫نه، ولی اینجوریام نیست که

44:27.460 --> 44:29.436
‫یه عضوی از کابینه نفوذیه روسیه‌ست

44:29.460 --> 44:30.436
‫خیلی‌خب، بسه

44:30.460 --> 44:33.436
‫ما ماموران و اطلاعاتمون رو پس می‌گیریم

44:33.460 --> 44:37.460
‫ما آخرش باید به مافوق‌های سیاسی‌مون خدمت کنیم.
‫بهتره شما دوتا اینو یادتون باشه

44:43.460 --> 44:47.116
‫ساندرو خیلی از اون رفیقی که توی
‫مدرسه پیدا کرده می‌پرسه

44:47.140 --> 44:50.436
‫- کی؟ همون ایرانیه؟
‫- آره

44:50.460 --> 44:52.436
‫ساندرو، بهت گفتم سر میز گوشی دستت نگیر

44:52.460 --> 44:55.436
‫گوشی منه، ببخشید

44:55.460 --> 44:58.476
‫- نظری ندارم
‫- به حرف مامان‌بزرگت گوش بده، نه یکی مثل من

44:58.500 --> 45:00.500
‫- من که بچه نیستم
‫- عه ساندرو!

45:05.660 --> 45:09.460
‫ببین، کاری می‌کنه بخنده.
‫انگاری خورشید طلوع کرده

45:10.460 --> 45:13.796
‫- مامانم هم همیشه اینو می‌گفت
‫- جدی؟

45:13.820 --> 45:16.956
‫میخائیل... امشب کاراشو اوکی کن

45:16.980 --> 45:18.436
‫یه استراحت کله گُنده می‌خواد

45:18.460 --> 45:22.436
‫- من که اینجا رئیس نیستم، مگه نه ساندرو؟
‫- آره

45:22.460 --> 45:24.436
‫- مرسی، ساندرو
‫- نظرت چیه، ساندرو؟

45:24.460 --> 45:26.460
‫- انتقام بگیر
‫- آره

45:27.460 --> 45:28.436
‫اون همیشه می‌بره

45:28.460 --> 45:30.436
‫هروقت بازی می‌کنیم، ساندرو می‌بره

45:30.460 --> 45:32.460
‫نمی‌دونم، ولی یجورایی عجیبه

45:52.460 --> 45:53.460
‫منم بازی

45:54.000 --> 46:14.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
