WEBVTT

00:01.246 --> 00:04.272
مدت ها پيش در سرزميني دور

00:04.449 --> 00:09.011
من آکو
ارباب تاريکي هاي مجسم شده

00:09.187 --> 00:13.283
جادوي باورنکردني اي را آزاد کردم

00:13.458 --> 00:18.225
اما يک جنگجوي احمق سامورايي
شمشيري جادويي ساخت

00:18.397 --> 00:22.128
و تصميم گرفت تا با اون شمشير در مقابل من بايسته

00:24.503 --> 00:26.368
قبل از آخرين ضربه نهايي و پيروزي اون

00:26.538 --> 00:31.373
من گذرگاهي در زمان ايجاد کردم و اون رو به زمان آينده فرستادم

00:31.543 --> 00:33.909
جايي که شرارت و خباثت من قانونه

00:34.079 --> 00:38.106
حالا اون احمق تلاش مي کنه که به گذشته برگرده

00:38.283 --> 00:43.152
و جلوي آينده اي که من آکو اون رو ساختم رو بگيره

01:18.000 --> 01:25.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:27.000 --> 01:37.000
فصل اول قسمت سيزدهم

01:41.044 --> 01:43.842
التماست مي کنم ... روح من رو تسخير نکن

01:44.013 --> 01:47.244
آکو ديگه هيچ وقت نمي توني روح بي گناهي رو اذيت کني

01:48.751 --> 01:50.183
سامورايي جک

02:02.331 --> 02:04.594
قهرمان من

02:13.674 --> 02:15.403
من از آکو بودن متنفرم

02:15.576 --> 02:18.306
ديگه نميخوام آکو باشم
ميخوام جک باشم

02:18.479 --> 02:22.744
چي؟ اول از همه من از بقيه بهتر مي تونم صداي جک رو تقليد کنم

02:22.916 --> 02:25.384
دوباره فيل

02:25.819 --> 02:29.585
آکو ديگه هيچ وقت نمي توني روح بي گناهي رو اذيت کني

02:29.889 --> 02:32.915
و دوماً قبلاً ها خيلي دوست داشتي آکو باشي

02:33.093 --> 02:35.652
آره ... اون مال موقعي بود که جک نيومده بود

02:35.828 --> 02:39.093
حالا هر کسي ميخواد نقش جک رو بازي کنه و من رو نابود کنه

02:39.264 --> 02:40.925
اما تو دقيقا شبيه اون هستي

02:42.201 --> 02:44.533
اين فقط به خاطر موهامه

02:45.104 --> 02:48.267
نه آکو ... فريب و نيرنگت اين بار ديگه جواب نميده

02:48.440 --> 02:52.034
آره ... آکو رو نابود کن

03:03.888 --> 03:08.790
قرن هاست که من اين سرزمين رو از آن خودم کردم

03:08.959 --> 03:11.860
هر بدبختي با شنيدن اسم من

03:12.029 --> 03:15.795
به لرزه مي افته

03:15.966 --> 03:21.404
اين بدنامي قدرت من رو زير سوال مي بره

03:21.571 --> 03:28.032
و حالا کارم به جايي رسيده که اين فسقلي ها من رو دست ميندازن

03:28.811 --> 03:32.372
قصه هاي جک سامورايي

03:32.548 --> 03:35.915
مثل ويروس تو دنيا منتشر شده

03:36.085 --> 03:40.316
اما من يه کاري مي کنم که دنيا از اين بلا نجات پيدا کنه

03:40.488 --> 03:43.651
جادويي آزاد مي کنم

03:43.825 --> 03:46.259
که همه روح هاي بي گناه

03:46.428 --> 03:50.956
تسليم اون بشن

03:53.734 --> 03:55.827
ما ديگه از تو نمي ترسيم آکو

03:56.003 --> 03:58.301
مهم نيست که تو چيکار مي کني

03:58.605 --> 04:03.008
آروم بگير ... تو نمي توي با آکو اينطوري صحبت کني

04:04.044 --> 04:06.171
بچه هاي گستاخ

04:06.346 --> 04:12.614
بزرگ ترهاشون هنوز يه کم احترام براي آکو قائل اند

04:14.320 --> 04:16.686
اما اين نسل جديد

04:16.856 --> 04:22.954
بذر ياغي گيري با اين قصه هاي قهرمانانه در وجودشون پاشيده شده

04:28.867 --> 04:33.497
خب اگه اونها اينقدر به قصه علاقه دارن

04:33.672 --> 04:38.268
من هم براشون قصه هايي تعريف مي کنم تا در قلب اونها

04:38.443 --> 04:43.243
آکو تبديل به قهرمان بشه

05:21.583 --> 05:25.144
چه خبره؟
چرا ما رو مجبور کردن که بيايم اينجا؟

06:07.359 --> 06:11.420
ماجرايي بايد گفته بشه

06:11.597 --> 06:15.896
داستاني سرتاسر حماسي

06:19.404 --> 06:22.532
من با اين قصه شما رو به دنيايي خيلي دور مي برم

06:22.707 --> 06:25.938
به دنياي قحطي

06:26.110 --> 06:32.412
جايي که يه موجود خبيث همه چيز رو ميخورد

06:32.583 --> 06:35.211
بلعنده دنياها

06:35.385 --> 06:40.584
کسي که سايه شومش رو بر روي دنياي ما انداخته بود

06:40.757 --> 06:45.659
اما يک جنگجوي دلير و دوست داشتني تصميم گرفت

06:45.828 --> 06:49.264
که در مقابل اين موجود بايسته

06:49.432 --> 06:53.869
کسي که کالسکه اش رو هشت گوزن شمالي حمل مي کردن

06:54.036 --> 06:57.870
اون وارد جنگ با قدرت بي نهايت شد

07:12.053 --> 07:15.886
بعد اون جنگجو تما قدرتش رو

07:16.056 --> 07:19.219
درون نيزه قدرتش جمع کرد

07:19.393 --> 07:23.124
و با تمام قدرتش اون رو پرتاب کرد

07:26.200 --> 07:30.329
اون نيزه در قلب اون اهريمن فرو رفت

07:30.503 --> 07:34.269
و اون رو تبديل به

07:34.440 --> 07:38.137
گوشت خشک شده کرد

07:39.946 --> 07:43.780
جنجگوي بزرگ پيروز ميدان بود

07:43.950 --> 07:49.945
و مردم اون براي هميشه از گوشت اون هيولا تغذيه کردن

07:50.122 --> 07:54.115
و ديگه هيچ وقت گرسه نموندن

07:54.293 --> 07:59.629
ما اين همه لطف رو مديون چه کسي هستيم؟
مردم اين سوال رو پرسيدن

07:59.798 --> 08:05.394
جنگجو کلاه خود خودش رو برداشت تا خودش رو به مردم نشون بده

08:05.569 --> 08:09.403
و اون جنگجو کسي نبود جز

08:09.573 --> 08:12.303
من آکو

08:12.910 --> 08:16.038
بعدش مردم در مقابل اون جنگجو تعظيم کردند

08:16.213 --> 08:19.648
و اون جنگجو رو به عنوان پادشاه خودشون انتخاب کردن

08:19.816 --> 08:25.379
اين داستان حاکم شدن من بود

08:37.199 --> 08:42.899
شايد داستان من زيادي براي اين ذهن هاي کوچيک ثقيل و نامفهوم بوده باشه

08:43.072 --> 08:48.634
بايد براي اينها يه داستان ساده تر و واضح تر بگم

08:48.810 --> 08:52.678
آره ... داستان هاي جن و پري ساده ترن

08:52.847 --> 08:55.213
اما قهرمانان افسانه اي در داخل اونها هستن

08:58.019 --> 09:02.353
داستان شنل قرمزي کوچولو

09:02.523 --> 09:04.615
روزي روزگاري

09:04.791 --> 09:09.023
يه دختري بود که همه اون رو دوست داشتن

09:11.465 --> 09:14.093
آره ... من اين قصه رو خوب بلدم

09:16.269 --> 09:19.533
روزي روزگاري يه دختري بود

09:19.705 --> 09:23.698
با يک شنل خوشکل قرمز رنگ

09:23.876 --> 09:29.542
و ابروهاي خوشکل رو به هوا

09:30.049 --> 09:32.279
که ديگرون اون رو خيلي دوست داشتن

09:32.451 --> 09:37.012
و به همين دليل دوستانش اون رو

09:37.188 --> 09:39.816
شنل قرمزي صدا مي زدن

09:40.191 --> 09:46.653
يک روز شنل قرمزي تصميم گرفت که به خونه مادربزرگش بره

09:48.066 --> 09:52.297
حال مادربزرگم زياد خوب نيست

09:52.469 --> 09:55.097
بنابراين من هم براش

09:55.272 --> 09:59.800
يه مقدار شيريني مي برم

10:01.712 --> 10:06.080
صداي کي بود که گفت شيريني؟

10:06.716 --> 10:10.311
و بنابراين اون گرگ راه کوتاه تري

10:10.486 --> 10:13.649
به خونه مادربزرگ پيدا کرد و به اونجا رفت

10:13.823 --> 10:17.486
قبل از اينکه شنل قرمزي به اونجا برسه

10:18.895 --> 10:20.658
کيه کيه  در ميزنه؟

10:20.830 --> 10:23.161
سلام مادربزرگ
منم آقا گرگه

10:23.331 --> 10:26.494
اوه خداي من
آه ... آره ميدونم اومندن به اينجا شما رو گيج کرده

10:26.668 --> 10:28.932
خب حرف مفت بسه
هلو بپر تو گلو

10:29.438 --> 10:31.736
چقدر وحشتناک

10:31.907 --> 10:35.468
شنل قرمزي کوچولو به خونه مادربزرگ رسيد

10:35.644 --> 10:39.841
بي خبر از اينکه چه ماجراييدر انتظارش بود

10:41.682 --> 10:43.240
کيه کيه در ميزنه؟

10:43.417 --> 10:45.442
هي اون پايين منتظر بمون

10:46.987 --> 10:49.182
بيا تو فرزند عزيزم

10:52.792 --> 10:55.761
هي شنل قرمزي چطوريه که يه کماز اون شيريني هات به من بدي؟

10:56.529 --> 11:01.432
خداي من مادربزرگ ... چشماتون چرا اينقدر بزرگ شده

11:01.601 --> 11:04.934
درسته درسته ... چشم هاي بزرگ ... دندون هاي بزرگ و اشتهاي خيلي زياد

11:05.105 --> 11:07.369
آقاگرگه به شنل قرمزي حمله کرد

11:07.540 --> 11:11.805
ولي خبر نداشت که شنل قرمزي چشم هاي ليزري داره

11:13.979 --> 11:15.879
مهارت بالاي مبارزه بلده

11:16.949 --> 11:21.579
و داراي مشت قدرتمنديه که باعث شد

11:21.753 --> 11:26.052
تا مادربزرگش از شکم اون گرگ نجات پيدا کنه

11:27.992 --> 11:30.460
آخ جون شيريني

11:30.628 --> 11:36.157
بنابراين شنل قرمزي پيروز ميدان بود

11:44.341 --> 11:46.571
نترسيد بچه ها

11:46.743 --> 11:49.405
نشون بدين که هيجان زده شدين

11:51.581 --> 11:54.845
دوست ندارين قسه هاي راجع به آکو رو بشنوين؟

11:57.019 --> 11:58.680
حرف بزنين

12:02.324 --> 12:03.951
چيه بچه جون

12:04.126 --> 12:08.256
نظرت رو راجع به قصه هاي آکو بگو

12:08.998 --> 12:12.228
خب راستش قصه ها واقعا خوب گفته شدن

12:12.834 --> 12:14.324
خب؟

12:14.502 --> 12:19.496
اما من فکر مي کنم که همگي دوست داريم

12:20.008 --> 12:21.407
راجع به سامورايي جک قصه بشنويم

12:21.576 --> 12:23.441
چي؟

12:27.247 --> 12:29.408
پس اينطور

12:29.583 --> 12:31.608
خوب توجه کنين بچه ها

12:31.785 --> 12:38.247
ميخوام براتون قصه اي راجع به جک و سه خرس تعريف کنم

12:48.134 --> 12:51.228
روزي روزگاري سه تا خرس بودن

12:51.404 --> 12:55.500
که با همديگه توي يه خونه چوبي زندگي مي کردن

12:58.310 --> 13:01.438
يکي از اون خرس ها ريزه ميزه بود

13:01.613 --> 13:04.810
يکيشون متوسط بود

13:04.983 --> 13:11.183
و اون يکي واقعا که خرس بزرگي بود

13:14.692 --> 13:16.557
من براي خودمون يه کم شوربا درست کردم رفقا

13:16.727 --> 13:19.491
اما افسوس که داغه

13:19.663 --> 13:24.566
اشکالي نداره ... تا خنک ميشه ما هم ميريم پياده روي مي کنيم

13:25.236 --> 13:28.363
تو شوربا درست کردي

13:42.619 --> 13:45.109
و در مدتي که اونها براي پياده روي بيرون رفته بودن

13:45.754 --> 13:48.655
اون سامورايي بدجنس به خونه اونها اومد

13:50.425 --> 13:53.986
اون در حقيقت سامورايي خوبي نبود

13:54.162 --> 13:59.599
اون يک سامورايي خيلي بد و گستاخ بود

14:06.207 --> 14:09.199
اوه ... اينجا رو باش ... شوربا

14:09.844 --> 14:14.405
بنابراين اون سامورايي بدجنس شروع کرد به خوردن

14:16.016 --> 14:17.916
اصلا براش مهم نبود که شوربا

14:18.084 --> 14:22.680
داغه يا سرده

14:24.858 --> 14:27.452
اون همه شوربا رو خورد

14:28.461 --> 14:32.294
خداي من .... واقعا که عاليه

14:32.464 --> 14:37.993
و بعد اون شروع کرد خونه اون خرس ها رو به هم بريزه

15:22.545 --> 15:25.309
وقتي که اون سه تا خرس برگشتن

15:25.481 --> 15:29.178
با خونه به هم ريخته شون مواجه شدن

15:38.927 --> 15:42.624
يه نفر تمام شوربا رو خورده
يه نفر کتاب ها رو به هم ريخته

15:42.797 --> 15:45.061
يه نفر لباس هاي منو پوشيده

15:45.233 --> 15:48.565
يه نفر همه خونه ما رو به هم ريخته

15:48.736 --> 15:50.465
خودش هم اينجاست

15:50.637 --> 15:52.127
توي تخت من خوابيده

15:52.673 --> 15:55.369
خفه شين ... دارم سعي مي کنم که بخوابم

15:58.379 --> 16:00.370
قربان ؟ آکو؟

16:00.547 --> 16:06.041
چيه کوچولو؟
چرا مزاحم قصه تعريف کردن آکو شدي؟

16:06.352 --> 16:09.321
خب راستش مسئله اينجاست که

16:09.489 --> 16:11.150
جک اين کارها رو نمي کنه

16:11.324 --> 16:13.315
اوه؟ تو اون رو ميشناسي؟

16:14.594 --> 16:16.357
نه ... اما

16:16.562 --> 16:18.586
بسيار خب

16:18.764 --> 16:22.200
شايد من يه کم زياده روي کرده باشم

16:22.367 --> 16:28.795
اما داستان بعدي تمام جزئياتش درسته

16:28.974 --> 16:35.435
روزي روزگاري يه خونه اي بود که با چوب و خشت و ني ساخته شده بود

16:37.782 --> 16:43.743
و در اون خونه سه تا خوک با هم به خوبي و خوشي زندگي مي کردن

16:43.921 --> 16:47.254
تا اينکه در خونه به صدا اومد

16:47.591 --> 16:51.993
پشت در جک بزرگ و بد بود

16:52.829 --> 16:55.764
خوک هاي کوچولو ... خوک هاي کوچولو

16:55.932 --> 16:57.695
در رو باز کنين تا بيام تو

16:57.867 --> 17:01.564
نه تا وقتي که موهاي سرتو نبينيم

17:01.771 --> 17:03.932
پس من هم عصباني مي شم و قات ميزنم

17:04.107 --> 17:05.334
و به زور ميام تو

17:12.614 --> 17:15.105
دالي جکي اينجاست

17:15.284 --> 17:16.979
آکو ... قربان؟

17:17.152 --> 17:20.120
بله دختر کوچولو؟

17:21.022 --> 17:22.455
من مي ترسم

17:22.623 --> 17:26.855
خوبه ... اون سامورايي واقعا ترسناکه

17:27.028 --> 17:30.657
اما جک هيچ وقت اين کارها رو نمي کنه
ساکت

17:30.832 --> 17:35.132
هنوز قصه بعدي رو نگفتم

17:38.305 --> 17:43.868
داستان سيندرلاي بيچاره و نامادريش جکولين

17:44.044 --> 17:49.482
و دو تا خواهرهاي ناتنيش
جکي و جکولا

17:49.649 --> 17:51.513
زمين رو بساب
ظرف ها رو بشور

17:51.684 --> 17:53.208
شام درست کن

17:53.385 --> 17:55.546
اما جک که مرد بود
باشه

17:55.855 --> 17:58.187
روزي روزگاري يه خونه اي بود که با قوطي ساخته شده بود

17:58.357 --> 18:01.758
اما يک روز جکي غول پيکر اومد و اون خونه رو خراب کرد

18:04.330 --> 18:06.093
اگه گفتي اسم من چيه؟

18:06.265 --> 18:09.392
اما اين ها سه قصه متفاوت هستن

18:09.567 --> 18:11.228
با پايان هاي باحال

18:11.402 --> 18:15.736
و در نهايت سامورايي تونست اون قورباغه جادويي رو پيدا کنه

18:15.907 --> 18:18.740
اون رو ببوسه
قورباغه عصباني شد

18:18.910 --> 18:21.105
و پرنسس سامورايي رو خورد

18:24.248 --> 18:27.012
درسته بعد اون از شاخه هاي لوبياي سحرآميز افتاد پايين

18:27.184 --> 18:30.244
اما اون که روي شاخه هاي لوبياي سخرآميز نبود
حق با توه

18:30.420 --> 18:34.823
اون داشت دنبال گوسفنداش مي گشت
که يه دفعه گوسفندها از روش رد شدن

18:34.992 --> 18:36.687
داستان اينجوري نيست

18:36.860 --> 18:40.989
نخير خوبم درسته ... وقتي که گوسفندها از روي اون رد شدن

18:41.163 --> 18:43.290
يک گربه با کفش بزرگ اومد

18:43.466 --> 18:45.764
و جک رو زد
چي؟

18:45.935 --> 18:48.802
رپانزل ... رپانزل موهاتو ول کن بياد پايين

19:14.962 --> 19:16.554
چي شد؟

19:16.730 --> 19:19.426
کافيه ... الان براتون قصه واقعي رو تعريف مي کنم

19:19.633 --> 19:22.659
روزي روزگاري يه جادوگر قدرتمند با مهارت هاي زياد بود

19:22.836 --> 19:25.633
و يک سامورايي بدبخت بيچاره اي هم بود

19:25.805 --> 19:28.638
و جادوگر اون رو نابود کرد

19:31.144 --> 19:32.941
پايان

19:37.317 --> 19:40.581
نه داستان اينطوري تموم نمي شه
آره

19:40.752 --> 19:43.585
اولش که بايد يه شب مه آلود باشه

19:43.755 --> 19:47.122
و جک بايد از يه ديوار قصر بره بالا

19:47.326 --> 19:51.422
اما نه قبل از اينکه با هيولاي هشت فوتي شش دست مبارزه کنه

20:04.575 --> 20:07.669
آره حالا اون از ديوار قصر ميره بالا

20:07.845 --> 20:09.403
در حاليکه موهاش هم آشفته شده

20:09.580 --> 20:11.137
در حاليکه شمشيرش هم در دهانشه

20:13.617 --> 20:16.677
و وقتي که جک به بالاي قصر ميرسه

20:16.853 --> 20:20.152
آکو از ميان سايه ها نمايان ميشه

20:20.323 --> 20:22.655
اما جک متوجه حضور اون ميشه

20:22.826 --> 20:24.726
و بعد اونها با هم مبارزه مي کنن
هنوز نه

20:24.894 --> 20:27.225
اولش اونها حسابي همديگه رو برانداز مي کنن

20:34.069 --> 20:36.333
و بعد با هم ميجنگن
نه هنوز نه

20:36.839 --> 20:41.071
جک کري ميخونه که : دوره اي که تو اين سرزمين رو به زير استبداد خودت داشتي ديگه کافيه

20:41.243 --> 20:42.641
خودت رو براي نابودي آماده کن

20:42.810 --> 20:45.677
و بعد با هم مبارزه مي کنن
هنوز نه

20:45.847 --> 20:49.749
چون آکو جواب ميده
واقعا که تو سامورايي قدرتمندي هستي

20:49.917 --> 20:52.852
اما نه به اندازه قدرت جادويي من

20:55.990 --> 20:58.014
حالا؟
حالا

20:58.191 --> 20:59.886
و بعد اونها با هم مبارزه مي کنن

21:00.060 --> 21:02.961
آکو سريع تبديل ميشه به

21:03.130 --> 21:04.688
موجود اژدهانما

21:04.865 --> 21:07.732
اما اون براي توانايي هاي جک کافي نيست

21:12.272 --> 21:13.932
و با شجاعت خودش

21:19.979 --> 21:22.948
جک آکو رو نابود مي کنه

21:24.984 --> 21:28.181
و بعد اون شمشيرش رو در غلافش ميگذاره و ميگه

21:28.354 --> 21:30.048
ماموريت من تموم شد

21:30.221 --> 21:36.057
ديگه لازم نيست که به گذشته برگردم و جادوي آکو رو از بين ببرم

21:36.227 --> 21:37.751
پايان

21:47.000 --> 22:07.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
