WEBVTT

00:00.000 --> 00:02.770
‫۲۷ سپتامبر، سال یکپارچه‌ی ۱۹۲۷، جبهه‌ی شرقی

00:03.320 --> 00:07.280
‫ارتقا به درجه‌ی ژنرالی، اونم بدون در نظر گرفتن قوانین قبل از جنگ...

00:07.270 --> 00:11.280
‫با دریافت این حکم، شما به درجه‌ی ژنرال پیاده‌نظام ارتقا یافتید.

00:07.280 --> 00:10.570
‫ستاره‌ها هم دیگه ارزش گذشته رو ندارن.

00:11.790 --> 00:15.440
‫توی سطح تاکتیکی می‌تونیم پیروزی‌های باورنکردنی به دست بیاریم،

00:15.440 --> 00:18.280
‫ولی از دید استراتژیک هیچی عایدمون نمی‌شه.

00:18.280 --> 00:24.050
‫رودرسدورف پیش خودش چی فکر کرده که انقدر تهاجمی عمل می‌کنه؟

00:26.530 --> 00:30.040
‫می‌خوام یه نامه بفرستم. یه قاصد آماده کنین.

00:36.270 --> 00:38.650
‫حالا که وقتش رسیده...

00:38.650 --> 00:42.760
‫اصلاً ذهنم به جایی قد نمی‌ده... که چی باید بنویسم.

00:44.480 --> 00:45.970
‫دوست من...

00:47.000 --> 00:57.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:02.170 --> 01:05.750
:ترجمه و تایپ ستینگ

01:02.170 --> 01:05.750
Dawn & Tenshi Hunter

02:21.070 --> 02:26.620
‫این داستان یک اثر تخیلی است. افراد، سازمان‌ها، مکان‌ها، قوانین، نام‌ها و غیره هیچ ارتباطی با همتایان واقعی خود ندارند.

02:30.100 --> 02:32.240
‫وقتی نمونده...

02:32.630 --> 02:34.940
‫داریم وقت کم میاریم...

02:35.590 --> 02:38.590
‫قسمت یازدهم
‫ســــــاعــــــت شــــــنــــــی

02:47.560 --> 02:50.710
‫چی شده؟ اتفاقی افتاده؟

02:51.130 --> 02:54.070
‫می‌گن دارن مناطق اطراف مرز جنوبی رو تخلیه می‌کنن.

02:54.750 --> 02:57.890
‫مگه خبر نداری توی بیانیه‌ی رسمی ارتش چی اومده؟

02:58.970 --> 03:01.870
‫اوه، راست می‌گی.

03:05.800 --> 03:08.110
‫یه سال تمام گذشته، نه؟

03:09.640 --> 03:11.190
‫شرمنده‌تم.

03:11.620 --> 03:13.490
‫خواهش می‌کنم عذرخواهی نکنین.

03:13.910 --> 03:18.090
‫ما کلاً پنج روز زن و شوهر بودیم، ولی هیچ پشیمونی‌ای ندارم.

03:18.090 --> 03:19.000
‫تازه...

03:19.640 --> 03:21.620
‫خدا بهم یه بچه هم بخشید.

03:22.820 --> 03:27.600
‫اون روز... قبل از این‌که بره، بهم گفت...

03:27.600 --> 03:32.280
‫اگه اتفاقی افتاد... اگه به‌خاطر من... به‌خاطر ما جونش رو از دست داد...

03:34.710 --> 03:37.230
‫پس مرگش بی‌معنی نبوده.

03:45.110 --> 03:47.920
‫شماهایی که داوطلب شدین،

03:47.920 --> 03:52.780
‫با وجود این‌که مشمول خدمت اجباری نبودین، برگزیدگانِ امپراتوری هستین؛

03:52.680 --> 03:55.080
‫چه میهن‌پرستی فوق‌العاده‌ای.

03:52.780 --> 03:55.090
‫مایه‌ی افتخار و آینده‌ی این خاک!

03:55.340 --> 03:59.200
‫وطنمون در خطره! اما دلیلی برای ترسیدن وجود نداره!

03:55.660 --> 03:59.090
‫عجب... باورم نمی‌شه هنوزم کسایی هستن که داوطلب نمی‌شن.

03:59.090 --> 04:00.870
‫بی‌صبرانه منتظرم قیافه‌شون رو ببینم...

03:59.200 --> 04:02.860
‫چرا که شما در صفوف ما حضور خواهین داشت!

04:00.870 --> 04:03.560
‫وقتی بعد از جنگ بخوان استخدام دولت بشن.

04:02.860 --> 04:07.840
‫نسل‌های بعد از شما، در وصف شجاعتتون سرود خواهند خواند!

04:03.560 --> 04:04.890
‫دقیقاً همین‌طوره.

04:04.890 --> 04:09.060
‫وقتی بقیه دارن از جون مایه می‌ذارن، اونا اصلاً به چه دردی می‌خورن؟

04:09.720 --> 04:13.020
‫در برابر این صحنه‌ها... این صداها...

04:13.020 --> 04:16.150
‫بازم می‌شه گفت همه‌چی بی‌فایده و پوچ بوده؟

04:27.620 --> 04:31.120
‫بمبارون توی ارتفاع پایین؟ اونم وسط روز روشن؟ محاله!

04:36.020 --> 04:37.370
‫اوضاع چطوره؟

04:37.370 --> 04:39.910
‫ژنرال، اوضاع خرابه.

04:39.910 --> 04:42.670
‫محل برگزاری مراسم رو بمباران کردن.

04:42.670 --> 04:44.540
‫خسارتش ناچیز بود، ولی...

04:44.540 --> 04:47.710
‫برای ارتش مایه‌ی سرشکستگی و خفته، آره.

04:47.710 --> 04:51.620
‫از بمب‌افکن‌های تندروی جدیدشون استفاده کردن.

04:51.620 --> 04:53.860
‫جنگنده‌های رهگیر ما به موقع بهشون نرسیدن.

04:53.860 --> 04:58.730
‫جنگنده‌های سبک‌وزن حریف بمب‌افکن‌های پر از بمب نشدن؟!

04:58.730 --> 05:04.290
‫سرعت حرکت بالای دشمن یعنی فرصت
‫خیلی کمی برای رهگیری‌شون وجود داره.

05:04.290 --> 05:06.100
‫تازه وقتی تعدادشون کمه،

05:06.100 --> 05:08.450
‫می‌گن شناسایی و ردیابی‌شون خیلی سخت‌تره.

05:10.170 --> 05:14.400
‫پس چرا حتی قبل از این‌که بتونیم آژیر خطر رو بزنیم بمبارون شدیم؟

05:14.400 --> 05:17.050
‫تعداد کمی از بمب‌افکن‌هاشون رو می‌فرستادن جلو...

05:17.050 --> 05:20.080
‫تا مثل طعمه حواس یگان‌های رهگیر ما رو پرت کنن.

05:20.340 --> 05:22.990
‫احتمالاً این حمله هم بهعنوان یه طعمه‌ی دیگه تلقی شده و نادیده‌ش گرفتن.

05:22.990 --> 05:28.100
‫خواستیم چوپان دروغگو نشیم، ولی گرگه واقعاً زد به گله‌مون، نه؟

05:28.100 --> 05:31.220
‫باید سریع دست‌به‌کار بشیم و راهی برای مقابله باهاش پیدا کنیم.

05:31.220 --> 05:33.410
‫دشمن مدام ایده‌های جدید رو می‌کنه.

05:33.410 --> 05:35.820
‫ما هم نباید عقب بیفتیم!

05:35.820 --> 05:37.000
‫اطاعت!

05:40.190 --> 05:41.320
‫درسته.

05:41.710 --> 05:44.080
‫ما نباید عقب بیفتیم.

05:44.080 --> 05:45.200
‫ما...

05:46.080 --> 05:47.020
‫امپراتوری...

05:47.530 --> 05:50.390
‫نباید از قافله عقب بیفته!

06:05.710 --> 06:07.500
‫هنوز نباید تموم بشه.

06:12.050 --> 06:15.570
‫اون زتورِ احمق اصلاً از این کار خوشش نمیاد.

06:16.430 --> 06:21.170
‫اما بازم بهتر از اینه... که فرصت رو از دست بدیم...

06:21.170 --> 06:22.270
‫الان وقتشه!

06:22.270 --> 06:26.780
‫طرح جنگی: ایلدوآ

06:23.400 --> 06:25.860
‫برای امپراتوری!

06:32.780 --> 06:35.790
‫۳۰ سپتامبر، سال یکپارچه‌ی ۱۹۲۷

06:43.590 --> 06:46.790
‫این همه راه پاشدی اومدی این‌جا؟

06:47.160 --> 06:49.520
‫حتماً خیلی دلت برام تنگ شده بود.

06:50.350 --> 06:52.030
‫انکارش نمی‌کنم.

06:52.640 --> 06:55.190
‫شوخی کردم...

06:55.190 --> 06:57.150
‫نقشه رو خوندی دیگه، درسته؟

06:57.150 --> 07:00.570
‫آره... یه سوالم برام پیش اومده.

07:01.050 --> 07:02.070
‫مرد...

07:02.740 --> 07:03.650
‫عقلتو از دست دادی؟

07:03.900 --> 07:05.470
‫معلومه که نه.

07:05.470 --> 07:08.150
‫دارم تلاش می‌کنم برای امپراتوری‌مون پیروزی بیارم.

07:08.930 --> 07:12.190
‫به‌دست آوردن برتری هوایی توی غرب،

07:12.510 --> 07:15.310
‫تضمین توانایی‌مون برای ادامه‌ی جنگ،

07:15.310 --> 07:16.730
‫و بعدشم زمین‌گیر کردن ایلدوآ.

07:17.070 --> 07:19.490
‫تنها راهمون برای بُرد همینه.

07:20.770 --> 07:22.490
‫نقشه‌ی فوق‌العاده‌ایه.

07:22.490 --> 07:27.000
‫البته به‌جز این حقیقت که کلاً غیرممکنه.

07:28.510 --> 07:33.810
‫اگه ارتش کنترل کامل اوضاع رو به‌دست بگیره، شدنیه.

07:33.810 --> 07:35.780
‫اون‌وقت واقعاً می‌تونیم تمام توانمون رو بذاریم وسط.

07:36.500 --> 07:40.550
‫ارتش هم تواناییش رو داره، هم قاطعیت و هم اراده‌ش رو!

07:40.550 --> 07:42.550
‫پس از پسش برمیایم!

07:42.550 --> 07:45.270
‫قرار بود قضیه رو از طریق دیپلماسی حل کنیم.

07:45.270 --> 07:48.400
‫مگه سر این توافق نکرده بودی؟

07:48.400 --> 07:50.900
‫اون نقشه دیگه شکست خورده.

07:50.900 --> 07:52.130
‫چرند نگو.

07:52.130 --> 07:53.410
‫می‌تونیم ردیفش کنیم.

07:53.410 --> 07:56.490
‫فکر می‌کنی با اون شروط مسخره کاری پیش می‌ره؟

07:56.970 --> 08:01.420
‫اون‌قدری کنجکاو شدن که حاضر شدن بهمون شرط و شروط پیشنهاد بدن.

08:01.760 --> 08:03.160
‫بعدشم...

08:03.380 --> 08:08.000
‫اگه هر دو طرف یه میلیون، نه، ده میلیون نفر دیگه تلفات بدیم،

08:08.000 --> 08:11.550
‫حتی احمق‌ترین‌هاشونم حاضر می‌شن پای میز مذاکره بشینن.

08:12.200 --> 08:13.290
‫خزعبل نگو!

08:13.290 --> 08:15.600
‫اصلاً می‌دونی تا همین الان چند نفر کشته شدن؟

08:16.050 --> 08:20.400
‫چه دلیلی داره سربازهای بیشتری بیهوده جونشونو از دست بدن؟

08:20.400 --> 08:23.090
‫انگار هنوز یه ذره عقل تو کله‌ت مونده.

08:23.090 --> 08:26.250
‫ولی بازم... داری قید دیپلماسی رو می‌زنی؟

08:26.250 --> 08:29.520
‫هرچی زمان بگذره، دیپلماسی سخت‌تر می‌شه.

08:29.520 --> 08:33.790
‫امپراتوری هنوزم می‌تونه برتری تاکتیکی به‌دست بیاره.

08:33.790 --> 08:37.950
‫اما اگه وقت بیشتری بگذره، همینم از دست می‌دیم!

08:37.950 --> 08:40.270
‫که یعنی... نقشه‌ت اینه؟

08:40.270 --> 08:42.450
‫«تا وقت هست بزنیمشون»؟

08:42.450 --> 08:43.370
‫دقیقاً.

08:43.370 --> 08:44.240
‫جواب نمی‌ده.

08:44.240 --> 08:47.060
‫فدا کردن استراتژی به پای تاکتیک...

08:47.060 --> 08:49.500
‫نمی‌تونیم بذاریم بیشتر از این توی موضع ضعف بیفتیم.

08:50.270 --> 08:52.580
‫باید یه کار اساسی و ضربتی بکنیم!

08:56.910 --> 09:01.060
‫اون‌وقت به خودت می‌گی افسر استراتژیک؟

09:01.060 --> 09:02.230
‫چی؟

09:02.230 --> 09:06.420
‫چرا تا یکی زنگوله رو تکون می‌ده دهنت آب میفته؟

09:06.420 --> 09:08.880
‫از کی تا حالا عین سگ‌های گرسنه شدی؟

09:08.880 --> 09:10.000
‫خفه‌شو!

09:10.000 --> 09:13.060
‫اگه با زبون خوش سرشون نمی‌شه، با زور...

09:13.580 --> 09:16.410
‫واقعیت رو ببین، رودرسدورف!

09:16.410 --> 09:18.500
‫تو پاک عقلتو از دست دادی!

09:18.500 --> 09:19.790
‫نه، تو دیوونه شدی!

09:19.790 --> 09:21.340
‫اون کله‌ت فقط برای دکوری روی دوشته؟

09:21.340 --> 09:22.990
‫اون مغزت به چه دردی می‌خوره پس؟

09:22.990 --> 09:25.040
‫یه ذره منطقی فکر کن!

09:27.280 --> 09:29.420
‫ما نباید شکست بخوریم!

09:29.420 --> 09:34.870
‫اگه نتونیم پیروزی‌ای بیاریم که ارزش این‌همه
‫فداکاری رو داشته باشه، به امپراتوری چی بگیم؟

09:36.900 --> 09:38.760
‫فقط یه چیز می‌گیم.

09:39.530 --> 09:43.010
‫بابت بی‌کفایتی‌مون عذرخواهی می‌کنیم.

09:44.740 --> 09:47.260
‫بعدشم اجازه می‌دیم سنگسارمون کنن.

09:57.170 --> 09:58.370
‫زتور...

09:59.040 --> 10:00.040
‫مرتیکه...

10:00.960 --> 10:03.740
‫قبل از این‌که شر و ورها رو ببافی یه‌ذره به اون مغزت فشار بیار.

10:04.020 --> 10:06.420
‫ما سربازهای امپراتوری هستیم!

10:06.840 --> 10:09.100
‫شاید شکست اجتناب‌ناپذیر باشه،

10:09.530 --> 10:12.280
‫ولی با این حال بازم باید ببریم!

10:15.040 --> 10:18.110
‫به مغزم فشار بیارم، ها؟

10:19.050 --> 10:23.700
‫عجب... وقتی رفیقت یه احمق باشه واقعاً اوضاع سخت می‌شه.

10:23.700 --> 10:29.150
‫اگه دلم می‌خواست، با اختیاراتم به‌عنوان ژنرال دهنت رو می‌بستم.

10:30.530 --> 10:33.190
‫از این به بعد رسمی‌تر باهات حرف بزنم پس؟

10:33.190 --> 10:34.550
‫هـه... لازم نکرده.

10:34.550 --> 10:37.790
‫مطمئنم تو هم ترفیع گرفتی.

10:37.790 --> 10:40.200
‫چه تیز و فرزی.

10:40.750 --> 10:46.500
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم جفتمون این ستاره‌های بی‌ارزش رو بزنیم به سینه‌مون.

10:46.500 --> 10:48.170
‫حتماً همین‌طوره.

10:48.170 --> 10:51.790
‫سرهنگ لائودون باید حسابی جا خورده باشه.

10:51.790 --> 10:56.050
‫هـه... شاید انقدر ذوق‌مرگ بشه که شیپور بیدارباش رو با آهنگ بزنه.

11:00.940 --> 11:03.900
‫می‌بینم که چقدر روی این کار مصممی.

11:03.900 --> 11:07.640
‫به‌عنوان یه دوست، هرکاری از دستم بربیاد برات می‌کنم.

11:08.050 --> 11:10.520
‫ممنونم... یکی طلبت.

11:23.130 --> 11:24.890
‫با اجازه‌تون.

11:27.080 --> 11:30.620
‫حال ژنرال رودرسدورف خوب بود؟

11:31.800 --> 11:34.840
‫آره... مثل همیشه بود.

11:35.170 --> 11:37.830
‫خود مرگ هم نمی‌تونه عوضش کنه.

11:38.210 --> 11:40.510
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

11:40.510 --> 11:41.510
‫خب...

11:42.010 --> 11:44.300
‫چه امری با بنده داشتین؟

11:44.810 --> 11:46.190
‫سرهنگ...

11:46.690 --> 11:48.750
‫می‌خوام یه کاری برام انجام بدی.

11:49.090 --> 11:50.380
‫اطاعت.

11:50.380 --> 11:52.320
‫چی هست، قربان؟

11:54.180 --> 11:56.930
‫از تو می‌خوام...

11:58.270 --> 12:00.460
‫...که صمیمی‌ترین دوستم رو بکشی.

12:11.750 --> 12:14.490
‫قربان... چی فرمودین؟

12:14.490 --> 12:18.510
‫می‌خوام مغز صمیمی‌ترین دوستم رو بپاشی به در و دیوار.

12:18.900 --> 12:20.800
‫فکر کنم کاملاً واضح گفتم.

12:22.360 --> 12:24.140
‫می‌تونم بپرسم چرا؟

12:24.140 --> 12:27.510
‫اوه؟ دلت می‌خواد دلیلش رو بدونی؟

12:27.510 --> 12:30.820
‫من یه جانی نیستم که بدون دلیل آدم بکشم.

12:30.820 --> 12:33.890
‫من سربازی‌ام که وظایفش رو می‌شناسه و برای شرافتش ارزشه قائله.

12:34.210 --> 12:39.890
‫اون گفت می‌خواد چیزی رو زیر و رو کنه

12:39.890 --> 12:43.030
‫که باید سر جای خودش باقی بمونه.

12:43.030 --> 12:48.440
‫حتی منطق نظامی هم نباید هیچ‌وقت بالاتر از منافع ملی قرار بگیره.

12:48.840 --> 12:51.650
‫فدا کردن استراتژی برای پیشبرد تاکتیک؟

12:51.650 --> 12:53.230
‫از محالاته.

12:53.460 --> 12:58.150
‫توی سطح تاکتیکی، با کمال میل دنبال پیروزی می‌رم.

12:58.150 --> 13:03.280
‫ولی این فقط زمانی ممکنه که امپراتوری یه استراتژی ملی داشته باشه.

13:03.280 --> 13:04.910
‫تاکتیک بدون استراتژی؟

13:04.910 --> 13:06.750
‫پیروزی بدون برنامه‌ای برای بهره‌برداری ازش؟

13:06.750 --> 13:09.440
‫هر دستاوردی از این مسیر، پوچ و بی‌معنیه.

13:09.950 --> 13:12.890
‫اجازه بدین یه سوال بپرسم.

13:13.320 --> 13:16.060
‫وقتی این کار عملی شد، برنامه‌تون چیه؟

13:16.060 --> 13:19.820
‫باید برای یه خروج بی‌دردسر آماده بشیم.

13:20.040 --> 13:24.440
‫شما با تسلط کامل ارتش بر امور مخالف نیستین؟

13:24.440 --> 13:28.450
‫دقیقاً. اما اگه بخوایم با قلدری و زور پیش بریم،

13:28.450 --> 13:31.150
‫فقط باعث نابودی امپراتوری می‌شیم.

13:31.150 --> 13:34.530
‫نتیجه هرچی که باشه، باید از هرج‌ومرج جلوگیری کنیم.

13:40.950 --> 13:42.360
‫سرهنگ.

13:44.240 --> 13:45.400
‫انجامش بده.

13:47.800 --> 13:51.660
‫رودرسدورف رو بکن فیلدمارشال.

14:01.900 --> 14:04.190
‫این واقعاً مسخره‌ست.

14:07.950 --> 14:12.060
‫کشتنش صرفاً چون سر راهتونه؟ غیرقابل‌باوره.

14:12.060 --> 14:14.410
‫کاملاً منتفیه.

14:14.410 --> 14:16.670
‫این یه قربانیِ واجبه.

14:16.670 --> 14:19.710
‫حتی توی این وضعیت هم دلت نمی‌خواد یه خودی رو بکشی؟

14:20.050 --> 14:22.680
‫بله. ولی ببخشید قربان...

14:22.680 --> 14:26.960
‫دارین روی صورت‌مسئله‌ی کاملاً غلطی بحث می‌کنین.

14:26.960 --> 14:28.290
‫چی؟

14:28.810 --> 14:31.590
‫واقعاً متوجه نمی‌شین؟

14:31.590 --> 14:33.670
‫مایه‌ی تأسفه.

14:34.560 --> 14:38.320
‫قربان، نیروی انسانی یه منبع باارزشه.

14:38.320 --> 14:41.020
‫نباید بی‌خودی هدر بره.

14:41.960 --> 14:46.230
‫اگه ژنرال رودرسدورف رو همین‌طوری بکشین، مرگش هیچ سودی نداره.

14:46.230 --> 14:51.230
‫یه افسر رده‌بالا باید طوری کشته بشه که فایده‌ی بیشتری داشته باشه.

14:52.080 --> 14:55.990
‫مثلاً، می‌تونه در نقش کسی بمیره...

14:56.590 --> 14:59.520
‫که سرکرده‌ی یه توطئه‌ی خائنانه برای برقراری دیکتاتوری نظامی بوده.

15:00.330 --> 15:01.650
‫که این‌طور.

15:01.650 --> 15:05.310
‫فقط به چشم غده‌ی سرطانی نبینیمش که راحت حذفش کنیم؟

15:05.310 --> 15:06.300
‫دقیقاً.

15:06.300 --> 15:10.780
‫مرگش می‌تونه جرقه‌ای بشه برای یه پاک‌سازی هدفمند توی ارتش.

15:10.780 --> 15:12.650
‫و خطری که همچین توطئه‌ای ایجاد می‌کنه،

15:12.650 --> 15:15.430
‫بهونه‌ای بهمون می‌ده تا مهار کل جنگ رو در دست بگیریم.

15:15.980 --> 15:19.440
‫چیزی که پیشنهاد می‌دی شبیه کودتا به‌نظر می‌رسه.

15:19.440 --> 15:22.120
‫می‌شه کاملاً قانونی پیش بردش.

15:22.120 --> 15:27.430
‫یه گروهان از دژبان‌ها برای دستگیری هرکسی
‫که به نظر همدستش بیاد کفایت می‌کنه.

15:27.870 --> 15:30.000
‫بعد از اونم هرکاری دلمون بخواد می‌کنیم.

15:32.430 --> 15:36.440
‫اون‌وقت چطور این سناریو رو استارت می‌زنی؟

15:36.790 --> 15:42.070
‫بهترین کار اینه که به مردم بگیم
‫ژنرال رودرسدورف توی یه سانحه جون باخته.

15:42.070 --> 15:45.900
‫در حالت ایده‌آل، موقع گشتن وسایلش مدارک توطئه رو پیدا می‌کنیم،

15:45.900 --> 15:47.950
‫و بعدش پاک‌سازی رو کلید می‌زنیم.

15:48.280 --> 15:49.640
‫بد نیست.

15:49.640 --> 15:51.170
‫نه، بی‌نقصه.

15:51.170 --> 15:52.350
‫فقط...

15:52.850 --> 15:55.470
‫یه مشکلی این وسط وجود داره.

15:55.850 --> 15:57.220
‫بله، قربان.

15:57.220 --> 16:03.880
‫این نقشه کسی رو می‌خواد که جرئت دست‌گرفتن کامل مهار جنگ رو داشته باشه.

16:06.670 --> 16:08.560
‫دارم دوستم رو قربانی می‌کنم.

16:09.320 --> 16:13.460
‫باید از الان یه جا توی جهنم برای خودم رزرو کنم.

16:18.370 --> 16:19.640
‫خیلی‌خب.

16:19.640 --> 16:22.470
‫پس نقشه‌م رو شروع می‌کنم.

16:22.470 --> 16:24.570
‫چطوری کلکشو بکنیم؟

16:24.570 --> 16:27.210
‫نظرتون درباره‌ی سانحه‌ی هوایی چیه؟

16:27.210 --> 16:29.790
‫یه اتفاق نادر که در واقعیت خیلی هم رخ می‌ده.

16:29.790 --> 16:35.790
‫بله. از شروع جنگ تا الان با کمبود شدید قطعات و مکانیک مواجه بودیم.

16:35.790 --> 16:40.920
‫جادوگرهام رو می‌فرستم تا مطمئن بشم کار بی‌عیب‌ونقص تموم می‌شه.

16:42.170 --> 16:43.680
‫هواپیما رو فدا می‌کنی،

16:43.680 --> 16:47.630
‫همین‌طور آبروی اونایی که داخلش بودن؟

16:47.980 --> 16:50.760
‫بابتش حس افتضاحی دارم.

16:50.760 --> 16:54.200
‫اما با اجازه‌تون قربان...

16:54.450 --> 16:57.280
‫به نظر میاد دارین نیشخند می‌زنین.

16:59.530 --> 17:03.880
‫سرهنگ، دارم کار سنگینی رو از خودت و افرادت می‌خوام.

17:04.790 --> 17:06.190
‫همیشه کارتون همینه.

17:06.190 --> 17:08.960
‫آره، همیشه همین بودین.

17:08.960 --> 17:10.210
‫خیلی هم عالی.

17:10.210 --> 17:13.580
‫پس خونی که باید ریخته بشه رو می‌ریزیم.

17:13.850 --> 17:14.510
‫اطاعت.

17:15.200 --> 17:17.710
‫به‌زودی خبرهای خوبی بهتون می‌دم.

17:27.480 --> 17:32.480
‫جبهه‌ی شرقی، پادگان ارتش داوطلب چندملیتی

17:27.970 --> 17:30.690
‫عمو، واقعاً قضیه جدیه؟

17:30.690 --> 17:32.480
‫تحسین‌برانگیزه، نه؟

17:33.060 --> 17:37.020
‫بمب‌افکن‌های رفت‌وبرگشتی که از خاک
‫پادشاهی بلند می‌شن و توی فدراسیون فرود میان.

17:37.020 --> 17:42.050
‫یه بمباران فوق دوربرد که می‌تونه فشار رو روی امپراتوری چندبرابر کنه.

17:42.050 --> 17:45.940
‫در ظاهر که یه تهاجم بزرگ استراتژیکه.

17:45.940 --> 17:47.960
‫هیچ‌کس قرار نیست شک کنه...

17:47.960 --> 17:52.350
‫که همه‌ش طعمه‌ایه برای لاپوشونی ترور یکی از مقامات بلندپایه‌ی امپراتوری.

17:52.350 --> 17:57.000
‫نباید بذاریم امپراتوری بیفته دنبال اینکه این اطلاعات از کجا درز کرده.

17:57.000 --> 18:00.030
‫جاسوسی در قلب امپراتوری، درسته؟

18:00.030 --> 18:03.670
‫حفظ رازها خوبه، ولی داری زیادی از سربازها کار می‌کشی.

18:03.670 --> 18:08.770
‫ولی هرچقدرم که کار بکشیم، سر ژنرال رودرسدورف ارزشش رو داره.

18:09.970 --> 18:13.790
‫برای همین یه درخواستی ازت دارم.

18:13.790 --> 18:18.570
‫نمی‌خوام دشمنامون، یا حتی دوستامون از چیزی بو ببرن.

18:18.790 --> 18:21.480
‫می‌خوای بدون اینکه فدراسیون بویی ببره دخلشو بیاری؟

18:21.880 --> 18:24.950
‫از تو می‌خوام هرکاری لازمه بکنی تا قضیه ماست‌مالی بشه.

18:25.300 --> 18:27.640
‫خب... دیگه مرخص می‌شم.

18:27.640 --> 18:28.330
‫یه لحظه—

18:28.330 --> 18:31.460
‫همان روز - پادگان فدراسیون

18:29.060 --> 18:30.610
‫بمباران رفت‌وبرگشتی؟

18:30.610 --> 18:31.460
‫بله.

18:31.700 --> 18:36.200
‫بمب‌افکن‌های پادشاهی متفقین به امپراتوری
‫حمله می‌کنن و توی خاک فدراسیون فرود میان.

18:36.200 --> 18:40.380
‫تجدید قوا می‌کنن و در راه برگشت
‫به پادشاهی هم یه دور دیگه بمباران می‌کنن.

18:40.380 --> 18:43.540
‫هر دو کشور دست‌به‌دست هم می‌دن تا به امپراتوری حمله کنن.

18:43.540 --> 18:45.690
‫نمادی از دوستی بین‌المللی.

18:45.690 --> 18:48.310
‫دوستی بین‌المللی چیز خیلی قشنگیه.

18:48.310 --> 18:51.890
‫خب، حزب از من چی می‌خواد؟

18:51.890 --> 18:55.070
‫بله. می‌خوایم برای استقبال از دوستامون آماده باشین.

18:55.070 --> 18:59.690
‫پس باید بمب‌افکن‌ها رو تا پایگاه هدایت کنیم و ازشون محافظت کنیم؟

18:59.690 --> 19:00.910
‫متوجه شدم.

19:00.910 --> 19:05.030
‫هم‌رزم سرهنگ، فدراسیون برای دوستامون بعد از این سفر طولانی...

19:05.030 --> 19:07.080
‫یه سورپرایز کوچیک تدارک دیده.

19:07.080 --> 19:08.450
‫سورپرایز؟

19:08.450 --> 19:09.500
‫مثلاً،

19:11.390 --> 19:14.670
‫جادوگرهای نخبه‌ای که به مدل جدید جواهر محاسباتی مجهزن.

19:14.670 --> 19:18.920
‫نظرت چیه با یه اسکورت خیلی بهتر از
‫چیزی که انتظارش رو دارن غافلگیرشون کنیم؟

19:19.200 --> 19:23.820
‫پس باید قبل از اینکه بخوان برامون قیافه بگیرن، قدرتمون رو به رخشون بکشیم؟

19:24.740 --> 19:29.170
‫اونم با این جواهرهای محاسباتی ناپایدار جدید؟ کار راحتی نیست.

19:29.170 --> 19:30.050
‫اما...

19:30.510 --> 19:34.780
‫اگه خواست حزبه، البته که انجامش می‌دم.

19:35.160 --> 19:37.420
‫بیاین این جواهر جدید رو به نمایش بذاریم.

19:38.780 --> 19:41.110
‫۳ اکتبر، سال یکپارچه‌ی ۱۹۲۷

19:41.840 --> 19:43.980
‫واقعاً از این بابت مطمئنین، درسته؟

19:45.600 --> 19:46.480
‫قربان؟

19:47.310 --> 19:49.080
‫فقط یه لحظه بهم فرصت بده.

19:49.610 --> 19:51.380
‫اون دوستمه.

19:51.720 --> 19:55.620
‫یه گوشه از قلبم می‌گه هنوز وقت هست که منصرفش کنم.

19:56.770 --> 20:00.800
‫انگار اون‌قدرها هم که فکر می‌کردم سنگدل نیستم.

20:01.420 --> 20:05.280
‫با اجازه‌تون قربان، همه‌مون انسانیم.

20:06.280 --> 20:08.330
‫مایه‌ی تعجبه، سرهنگ.

20:08.330 --> 20:10.730
‫مگه تو هم انسانی؟

20:10.730 --> 20:12.910
‫معلومه که هستم.

20:12.910 --> 20:17.360
‫اگه هر خدا یا شیطانی بخواد سد راهم بشه،

20:17.360 --> 20:22.530
‫عمیقاً معتقدم که وظیفه‌م اینه تا با قدرت انسانی لهش کنم.

20:23.130 --> 20:24.240
‫که این‌طور.

20:25.120 --> 20:26.020
‫اما...

20:26.460 --> 20:30.670
‫من... هرچی انسانیت داشتم رو سوزوندم و خاکستر کردم.

21:08.590 --> 21:11.320
‫شرمنده‌م، ولی یه کاری هست که باید برام انجامش بدی.

21:50.000 --> 21:54.880
‫همیشه قبل از تسویه‌حساب باید یه کارِ
‫گند و مسخره‌ی آخری رو هم برات بذارن کنار.

21:54.880 --> 21:57.440
‫اما اگه می‌خوام یه خروج تر و تمیز داشته باشم...

22:00.180 --> 22:02.120
‫چاره‌ی دیگه‌ای ندارم.

22:06.010 --> 22:10.010
‫قسمت بعدی
‫خـــــــــــــــــــــــروج

22:10.030 --> 22:20.030
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
