WEBVTT

00:01.480 --> 00:04.900
‫۳ ژوئیه، سال یکپارچه‌ی ۱۹۲۷، پایتخت امپراتوری

00:25.050 --> 00:26.380
‫جناب سرهنگ!

00:26.380 --> 00:28.540
‫ستاد استراتژیک احضارتون کرده!

00:33.210 --> 00:38.140
‫اگه توی این ساعت و درست وسط
‫«مرخصی» صدام می‌کنن، حتماً یه خبری شده.

00:38.360 --> 00:42.950
‫آآآه... نمی‌دونم چرا یهو انقدر تشنه‌م شد.

00:49.000 --> 00:59.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:20.160 --> 02:24.990
‫این داستان یک اثر تخیلی است. افراد، سازمان‌ها، مکان‌ها، قوانین، نام‌ها و غیره هیچ ارتباطی با همتایان واقعی خود ندارند.

02:20.540 --> 02:22.870
‫با فرسایشی‌شدن جنگ توی شرق...

02:23.400 --> 02:25.770
‫و شدت گرفتن نبرد هوایی توی غرب،

02:26.070 --> 02:29.090
‫امپراتوری باید به هر قیمتی که شده تلفاتش رو کمتر می‌کرد،

02:29.090 --> 02:32.470
‫واسه همین نبرد طولانی‌مدتش با جمهوری آزاد رو تموم کرد

02:32.470 --> 02:35.500
‫و تصمیم گرفت از قاره‌ی جنوبی عقب‌نشینی کنه.

02:35.500 --> 02:38.510
‫برنامه این بود که نیروهاش رو از طریق ایلدوآ برگردونه،

02:38.510 --> 02:41.670
‫تا اتحادمون رو به رخ دشمن‌ها بکشیم.

02:42.050 --> 02:43.770
‫نقشه این بود، اما...

02:43.970 --> 02:46.220
‫ایلدوآ، ستاد فرماندهی ارتش

02:46.670 --> 02:48.610
‫از این بابت مطمئنین؟

02:48.610 --> 02:52.240
‫مثلاً قرار بود دوستشون باشیم...

02:52.690 --> 02:53.850
‫آره.

02:53.850 --> 02:58.440
‫واسه همینم داوطلب شدیم تا راهی برای صلح پیدا کنیم، چون باهامون متّحدن.

02:58.440 --> 03:00.870
‫ولی در عوض برگشتن می‌گن...

03:02.290 --> 03:05.570
‫«اگه متحد ما هستین، بذارین از جاده‌هاتون رد بشیم.»

03:06.000 --> 03:10.460
‫من معتقدم هنوزم یه راهی برای صلح وجود داره...

03:10.460 --> 03:12.330
‫اگه با معاهده‌ی صلح برگردن کشورشون،

03:12.330 --> 03:14.830
‫خودم شخصاً تا دم در همراهی‌شون می‌کنم.

03:14.830 --> 03:19.340
‫اما دلم نمی‌خواد پای ما رو هم بکشن وسط جنگ خودشون.

03:20.600 --> 03:23.180
‫درست می‌فرمایین.

03:23.990 --> 03:26.340
‫«ما اجازه‌ی عبور زمینی به ارتش امپراتوری رو نمی‌دیم.»

03:26.340 --> 03:29.800
‫«فقط ۲۴ ساعت اجازه‌ی توقف توی بندر بهشون داده می‌شه؟»

03:29.800 --> 03:31.840
‫بهتر از این نمی‌شد.

03:31.840 --> 03:35.970
‫آره. دیپلمات‌مون واقعاً کارش رو درست انجام داده.

03:35.970 --> 03:39.320
‫ایلدوآ قولِ بی‌طرفی کامل داده.

03:39.610 --> 03:42.160
‫کوتاه‌ترین مسیر زمینی رو از دست دادن.

03:42.160 --> 03:46.230
‫و اگه امپراتوری مجبور بشه از مسیر دریایی عقب‌نشینی کنه...

03:46.230 --> 03:52.250
‫درست جلوی چشم ما، یعنی حاکمان دریاها، باید تو اقیانوس قایق‌سواری کنن.

03:52.250 --> 03:54.150
‫یه مهمونی استقبال براشون ترتیب می‌دیم.

03:54.150 --> 03:58.700
‫قطعاً می‌تونیم با گلوله‌های توپ حسابی از خجالتشون دربیایم...

03:59.330 --> 04:02.950
‫نیروی دریایی پادشاهی متقفین
‫قوی‌ترین ناوگان رو بین قدرت‌های بزرگ داره.

04:02.950 --> 04:08.890
‫امپراتوری برای محافظت از ناوهای
‫ترابریش شدیداً در موضع ضعف قرار می‌گیره.

04:09.560 --> 04:12.560
‫قسمت هشتم
‫حـمـلـه‌ی بـرق‌آسـا

04:14.670 --> 04:19.770
‫افراد، بخش عمده‌ی گروه ضربت توی
‫سازمان‌دهی مجدد و مرخصی هستن، ولی...

04:20.080 --> 04:23.200
‫بله! چون ما مستقیماً زیر نظر ستاد استراتژیکیم،

04:23.200 --> 04:26.820
‫گردان هوایی ۲۰۳ استثنا محسوب می‌شه!

04:27.630 --> 04:30.340
‫حالا، بذارین ماجرا رو براتون توضیح بدم.

04:30.340 --> 04:33.710
‫اسم این عملیات، بارباروی‌ـه. در مورد این‌که قراره چی‌کار کنیم...

04:33.710 --> 04:36.500
‫قراره نقش آژانس مسافرتی رو بازی کنیم.

04:38.160 --> 04:41.870
‫نیروی دریایی پادشاهی متفقین رو از دریای داخلی بیرون می‌ریزیم،

04:41.870 --> 04:46.710
‫و ژنرال رومل و نیروهاش رو از قاره‌ی جنوبی برمی‌گردونیم.

04:46.910 --> 04:50.220
‫قراره به استقبال هم‌رزمایی بریم که توی جنوب جنگیدن؟

04:50.220 --> 04:53.230
‫پس باید یه ضیافت استقبال براشون بگیریم.

04:53.230 --> 04:57.470
‫اجازه دارم برای ضیافت یه مقدار آبجو و سوسیس جور کنم؟

04:58.760 --> 05:03.460
‫خوشحالم که حسابی پایه‌ی استقبالین، ولی ژنرال رومل آدم معروفیه.

05:03.460 --> 05:07.070
‫طرفدارای تا دندون مسلحش می‌خوان بریزن سرمون.

05:07.310 --> 05:12.040
‫پس قبل از خداحافظی، باید با یه مشت گلوله‌ی سربی ازشون پذیرایی کنیم.

05:12.040 --> 05:14.190
‫به این می‌گن روحیه، ستوان.

05:14.190 --> 05:17.650
‫اما نیروهای نبرد دریایی ما توی جنوب عملاً در حد صفره.

05:17.650 --> 05:21.880
‫ترجیح می‌دادیم از مسیر امنِ ایلدوآ برگردیم.

05:21.880 --> 05:24.300
‫اما اجازه ندادن از اون‌جا رد بشیم.

05:24.300 --> 05:27.080
‫عجب متحدین باحالی، مگه نه؟

05:27.760 --> 05:29.860
‫وقتی نمی‌شه رو متحدین حساب باز کرد،

05:29.860 --> 05:32.720
‫باید خودمون این مشکلات رو حل کنیم.

05:32.720 --> 05:37.720
‫حروم‌زاده‌های پادشاهی متفقین رو
‫درست دم درِ تخمیِ ایلدوآ می‌فرستیم جهنم!

05:37.720 --> 05:38.800
‫اطاعت!

05:40.360 --> 05:45.080
‫جزئیات نقشه رو از زبون ستاد استراتژیک می‌شنویم.

05:45.080 --> 05:47.030
‫به جناب سرهنگ رِروگن احترام نظامی بذارین!

05:48.090 --> 05:48.950
‫ممنونم.

05:49.370 --> 05:52.860
‫خب، درباره‌ی عملیات بارباروی...

05:52.860 --> 05:56.570
‫سرهنگ، قراره ازت بخوام یه کار سخت رو انجام بدی.

05:57.900 --> 05:59.500
‫اگه لازم باشه، انجامش می‌دم.

05:59.810 --> 06:03.380
‫ممنون... از شنیدنش خوشحال شدم.

06:03.380 --> 06:08.550
‫مهندس‌هامون چیزی آماده کردن که خیلی از مشکلات رو حل می‌کنه.

06:10.370 --> 06:13.700
‫می‌گم خودش توضیح بده.

06:25.970 --> 06:28.730
‫د ـ دکتر؟!

06:28.730 --> 06:33.280
‫اووووه، پارسال دوست امسال آشنا، سرهنگ دگورچاف!

06:34.260 --> 06:36.000
‫خیلی خوشحالم که سالمین!

06:36.000 --> 06:39.420
‫خداوند حتماً داره ازتون محافظت می‌کنه!

06:39.420 --> 06:40.880
‫حـ ـ حتماً...

06:40.880 --> 06:44.880
‫اوه، نگران اینین که می‌تونین از هم‌رزماتون محافظت کنین یا نه!

06:44.880 --> 06:46.190
‫اصلاً نگران نباشین!

06:46.190 --> 06:48.540
‫همه‌چیز رو بسپارین به من!

06:48.540 --> 06:51.970
‫چیزی آماده کردم که کلید موفقیت این عملیاته!

06:52.300 --> 06:55.300
‫نگاه کنین! خودِ خودشه!

06:55.700 --> 06:57.530
‫وی-۲!

06:57.530 --> 07:01.480
‫یه سلاح انقلابی که به لطف پروردگار نصیبمون شده!

07:01.480 --> 07:05.430
‫یه اژدر هدایت‌شونده که با ردای ایمان پوشونده شده!

07:07.080 --> 07:10.240
‫اون... صندلی خلبانه؟

07:10.650 --> 07:14.250
‫اگه یادتون باشه، وی-۱ فقط مستقیم می‌رفت.

07:14.250 --> 07:19.850
‫درست مثل ایمانِ من، فقط می‌تونست بره جلو! فقط جلو!

07:19.850 --> 07:23.440
‫مستقیم به‌سوی سرزمین موعود!

07:23.960 --> 07:29.690
‫امــّــا... وی-۲ با یه فرد باایمان که سوارشه،
‫می‌تونه آزادانه به سمت مقصدش بره.

07:29.690 --> 07:34.090
‫بهش بگین سلاحی که به آدم قدرت می‌ده با واقعیت‌های خشن روبه‌رو بشه!

07:35.060 --> 07:38.470
‫ا ـ این مرتیکه‌ی به اصطلاح دکتر چی داره بلغور می‌کنه؟!

07:39.960 --> 07:44.720
‫از هر مسیری که بره، آخرش به اون بهشت درخشان روی تپه می‌رسه...

07:44.990 --> 07:48.150
‫برای بازسازی این سفر به سرزمین مقدس،

07:48.150 --> 07:51.860
‫به وی-۲ قابلیت هدایت‌شوندگی فوق‌العاده‌ای دادم!

07:51.860 --> 07:55.080
‫تا هیچ‌وقت راهش رو گم نکنه،

07:55.080 --> 07:58.240
‫درست مثل شما که به‌وسیله‌ی ایمانتون هدایت شدین!

07:59.660 --> 08:02.320
‫دکتر مراعات کن، آئتیستیما...

08:02.320 --> 08:04.300
‫اما نگران نباشین، سرهنگ!

08:04.300 --> 08:07.250
‫معلومه که نمی‌خوام این افتخار رو از چنگتون دربیارم!

08:07.250 --> 08:11.630
‫ما دوتا رفیقیم که هر دو شکوه خداوند رو ستایش می‌کنیم!

08:13.170 --> 08:15.990
‫استفاده‌ش دقیقاً مثل همون وی-۱ـه.

08:15.990 --> 08:19.090
‫فقط می‌کوبینش به دشمن!

08:19.330 --> 08:22.350
‫اوه، ولی ثانیه‌ی آخر یادتون نره بپرین بیرون.

08:22.350 --> 08:28.730
‫از فاصله‌ی نزدیک می‌تونین تماشا کنین که چطور
‫خرج انفجاری عظیمش همه‌ی دردسرهاتون رو می‌فرسته هوا!

08:29.360 --> 08:32.690
‫چه تضمینی هست که خودمون توی موج انفجار گیر نیفتیم؟

08:32.690 --> 08:36.920
‫خب، اون دیگه دست خداونده.

08:36.920 --> 08:40.110
‫که یعنی اصلاً نیازی نیست نگران هیچی باشین!

08:41.550 --> 08:44.920
‫سرهنگ، نگرانی‌هاتون رو درک می‌کنم.

08:44.920 --> 08:48.600
‫مخصوصاً درباره‌ی یه اژدر جدید، اون هم
‫با توجه به مشکلاتی که اژدرهای فعلی دارن.

08:48.600 --> 08:50.290
‫اصلاً جای ترسی نیست!

08:50.290 --> 08:54.740
‫این زمین تا آسمون با اون مارماهی‌هایی که
‫اون بی‌عرضه‌های نیروی دریایی ساختن فرق داره!

08:54.740 --> 08:59.350
‫من حتی روی تک‌تک چاشنی‌هاش نهایت دقت رو به خرج دادم!

08:59.350 --> 09:01.130
‫این اژدرهای منن که—

09:03.220 --> 09:07.150
‫معذرت می‌خوام! واقعاً منو ببخشین!

09:09.010 --> 09:14.090
‫می‌شه لطفاً غرور من رو ببخشین، سرهنگ دگورچاف؟

09:14.090 --> 09:15.580
‫د ـ دکتر؟

09:15.580 --> 09:20.140
‫نزدیک بود تسلیم غرور و تکبر بشم!

09:20.140 --> 09:25.330
‫با اینکه این همکاری دونفره‌یِ ما بود که این معجزه رو رقم زد!

09:26.170 --> 09:31.300
‫وی-۲ به لطف ایده و پیشنهادات شما خلق شد!

09:31.300 --> 09:35.460
‫این حاصل ایمانی بود که دوتا معتقد خلقش کردن!

09:35.460 --> 09:37.310
‫واقعاً که...

09:37.310 --> 09:40.540
‫این بچه‌ی مشترک ماست! مال من و شما!

09:43.180 --> 09:50.690
‫چـنـد
‫مـــــــــاه
‫قــبــل

09:44.120 --> 09:50.190
‫یه بار مهندس‌ها دعوتم کردن تا نظرم رو به‌عنوان یه افسر میدانی بگم.

09:50.690 --> 09:59.950
‫فرماندهی لجستیک ارتش امپراتوری، واحد تحقیقات مهندسی

09:50.960 --> 09:55.170
‫در نهایت، بدون توپ‌های کافی واسه ناوهای جنگی اصلی‌مون،

09:55.170 --> 09:56.660
‫نمی‌تونیم حاکمیت دریاها رو به دست بیاریم،

09:56.660 --> 09:59.520
‫یا حتی تسلط دشمن رو به خطر بندازیم.

09:59.940 --> 10:02.750
‫در طولانی‌مدت حق با شماست.

10:02.750 --> 10:07.250
‫ولی جنگیدن بدون نقشه برای زمان حال، فقط حروم کردن پوله.

10:07.700 --> 10:10.630
‫از نظر تئوری حرفت درسته، ولی خب که چی؟

10:10.630 --> 10:13.750
‫راه‌حل کوتاه‌مدتی داری؟

10:13.970 --> 10:16.530
‫آره، دارم. اژدرها،

10:16.530 --> 10:19.770
‫مخصوصاً اونایی که از هوا پرتاب می‌شن، به نظرم فوق‌العاده موثرن.

10:19.770 --> 10:23.850
‫فناوری ما حتی برای اژدرهای معمولی
‫روی ناوها هم به اندازه‌ی کافی خوب نیست.

10:23.850 --> 10:26.150
‫اژدرهای هواپرتاب که دیگه کار سخت‌تریه...

10:26.440 --> 10:29.480
‫چرا نحوه‌ی استفاده‌مون رو عوض نکنیم؟

10:29.480 --> 10:31.510
‫با زیردریایی دونه‌دونه کمشون کنیم...

10:31.510 --> 10:35.150
‫مگه یه زیردریایی کند می‌تونه یه ناو جنگی رو بزنه؟

10:35.150 --> 10:37.760
‫عمراً یه آدم ناشی بتونه ایده‌ای بده...

10:37.760 --> 10:40.520
‫که یه شبه ورق رو به نفع ما برگردونه.

10:40.940 --> 10:45.910
‫خب چرا یه جادوگر رو نمی‌ذارین داخل اژدر؟

10:46.370 --> 10:47.280
‫چی؟

10:47.280 --> 10:52.170
‫جادوگر می‌تونه تا نزدیک دشمن هدایتش کنه و ثانیه‌ی آخر بپره بیرون.

10:52.170 --> 10:54.600
‫این‌طوری هیچ‌وقت خطا نمی‌ره.

10:54.600 --> 10:57.620
‫بعد از برخورد اژدر هم جادوگر می‌تونه به حمله ادامه بده.

11:04.290 --> 11:08.130
‫راستش، فکر کنم واقعاً همچین خزعبلی پروندم...

11:08.130 --> 11:11.180
‫معلومه که هرکسی می‌تونه «ایده‌های ناب» بده،

11:11.180 --> 11:15.020
‫البته تا وقتی که خیالش راحت باشه که خودش قرار نیست اجراش کنه.

11:15.380 --> 11:18.320
‫نکنه اینم یه حقه‌ی دیگه از طرف اون «موجود مجهول»ـه؟

11:18.320 --> 11:19.950
‫شرط می‌بندم کار خودشه.

11:19.950 --> 11:21.530
‫تنها دلیل منطقی همینه!

11:21.530 --> 11:24.530
‫عـــــا، باشه. خودت خواستی

11:24.530 --> 11:27.160
‫اگه بازیت اینه...

11:29.930 --> 11:31.510
‫می‌کشم زیرت!

11:38.000 --> 11:41.510
‫۱۵ ژوئیه، سال یکپارچه‌ی ۱۹۲۷

11:41.510 --> 11:44.510
‫بندر نظامی کوروس در قاره‌ی جنوبی

11:49.380 --> 11:52.880
‫ژنرال، همه آماده‌ی سوار شدنن.

11:52.880 --> 11:55.230
‫ولی یعنی می‌تونیم با موفقیت عقب‌نشینی کنیم؟

11:55.480 --> 12:01.990
‫فرمانده‌ی نیروهای اعزامی به قاره‌ی جنوبی
‫ژنـــــــرال رومــــــــــل

11:55.510 --> 11:59.410
‫ظاهراً تعداد کشتی‌های پادشاهی متفقین بیشتر از چیزیه که انتظار داشتیم.

11:59.410 --> 12:02.880
‫واقعاً می‌تونیم از دریا عبور کنیم؟

12:05.740 --> 12:16.630
‫همان روز، سواحل داکال

12:19.340 --> 12:20.660
‫سیگنال روی سونار داریم.

12:20.660 --> 12:22.180
‫موتورهای ناو جنگیه!

12:22.180 --> 12:23.890
‫چندین سیگنال از ناوهای جنگی اصلی گرفتیم!

12:24.470 --> 12:27.500
‫جناب سرهنگ دگورچاف، تماس داریم.

12:27.500 --> 12:29.230
‫چندین فروند شناور بزرگ.

12:29.230 --> 12:31.630
‫اوه... خیلی هم عالی.

12:31.900 --> 12:34.310
‫یه ناو سنگین برای پیش‌غذا.

12:34.310 --> 12:36.890
‫یه ناو هواپیمابر و یه ناو جنگی هم برای غذای اصلی.

12:36.890 --> 12:39.840
‫اما متأسفانه نزدیک غروبه.

12:39.840 --> 12:42.280
‫می‌تونیم به جای وی-۲ از مارماهی‌ها استفاده کنیم...

12:42.280 --> 12:44.600
‫ممنون از لطفتون.

12:44.600 --> 12:47.830
‫اما اگه می‌خوایم از انجام کار مطمئن باشیم،
‫باید خودمون دست به کار بشیم.

12:48.620 --> 12:50.990
‫در حالت عادی باهاتون موافقم.

12:50.990 --> 12:54.760
‫اما توی این ساعت که دید انقدر ضعیفه...

12:55.190 --> 12:57.480
‫ما برای همین این‌جاییم.

12:57.480 --> 12:59.810
‫باید هرطور شده انجامش بدیم.

13:00.430 --> 13:03.680
‫چون عقب‌نشینی متحدین‌مون به ما بستگی داره؟

13:04.760 --> 13:08.800
‫و دوستامون توی ایلدوآ هم دارن تماشا می‌کنن.

13:08.800 --> 13:12.390
‫ماها که توی خط مقدمیم باید بهش رسیدگی کنیم.

13:12.390 --> 13:15.110
‫الهه‌ی شانس رو می‌کشیم سمت خودمون،

13:15.110 --> 13:18.090
‫حتی اگه لازم باشه یه لگد بزنیم درِ کونش و از گیس بکشونیمش!

13:25.740 --> 13:27.860
‫این تأییدیه‌ی نهایی قبل از سوار شدنه.

13:27.860 --> 13:29.110
‫اطاعت!

13:29.360 --> 13:31.920
‫ما فقط ۱۲ تا وی-۲ داریم.

13:31.920 --> 13:34.090
‫باید نهایت استفاده رو ازشون ببریم.

13:34.090 --> 13:36.780
‫به هر قیمتی شده باید ناو هواپیمابر و ناو جنگی رو بزنیم.

13:36.780 --> 13:38.570
‫ترتیب اهداف رو قاطی نکنین.

13:38.570 --> 13:41.960
‫درست قبل از برخورد اژدرها، بپرین بیرون و بیاین روی آب.

13:41.960 --> 13:44.330
‫بعدش با ناوشکن‌ها درگیر بشین.

13:46.720 --> 13:48.260
‫این چه نگاهیه؟

13:48.480 --> 13:52.340
‫جناب سرهنگ، این کار... زیادی...

13:52.340 --> 13:54.320
‫زیادی چی؟

13:54.320 --> 13:56.550
‫من به‌عنوان فرمانده اول از همه می‌رم.

13:56.550 --> 13:58.500
‫شما کافیه پشت سر من بیاین.

13:58.500 --> 14:00.720
‫همه‌ش همین. نه کمتر نه بیشتر.

14:01.020 --> 14:04.940
‫چـ ـ چطوری قراره دشمن رو زیر آب شناسایی کنیم؟

14:11.490 --> 14:13.290
‫راستی، اکسیژن چی می‌شه...

14:14.580 --> 14:17.580
‫نسخه‌ی ویـــــــــــــــــــــــــــــــــــــژه!
‫راز قـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدرت
‫یگان‌های جادوگری!

14:17.870 --> 14:22.080
‫جـــــــــــــــــــــادوگـــــــــــــــــران برای
‫نبرد در ارتفاعات بالا،
‫می‌توانند خـــــــــــــــــــــودشــــان
‫اکــــــــــسیژن تولید کنند!

14:22.690 --> 14:25.260
‫من نگران فشار آب و جریان دریایی‌ام...

14:27.760 --> 14:32.820
‫برای همینه که حضور ما جادوگرها برای این نقشه از نون شب واجب‌تره.

14:33.300 --> 14:35.350
‫فقط باید دعا کنیم همه‌چی خوب پیش بره.

14:35.350 --> 14:37.100
‫دعا؟

14:37.440 --> 14:39.160
‫ببخشید ستوان...

14:39.160 --> 14:41.100
‫ولی اول باید تمام تلاشت رو بکنی.

14:42.020 --> 14:44.650
‫قدرت انسان! اراده‌ی انسان!

14:44.650 --> 14:45.720
‫این چیزیه که لازمه...

14:49.870 --> 14:52.190
‫تا کاری که باید انجام بشه رو پیش ببریم.

14:52.830 --> 14:56.100
‫مسیر و سرعت هدف رو به‌دست آوردیم!

14:56.100 --> 14:58.050
‫جناب سرهنگ، داده‌ها رو می‌فرستیم.

14:58.050 --> 14:59.670
‫ولی در نظر داشته باشین که تقریبی‌ان.

14:59.930 --> 15:02.670
‫خیلی‌خب. داده‌ها دریافت شد.

15:02.670 --> 15:05.350
‫بررسی نهایی. برای پرتاب آماده بشین!

15:07.760 --> 15:11.340
‫عالیه. انگار همه آماده‌ن، درسته؟

15:11.640 --> 15:12.470
‫بله.

15:12.470 --> 15:14.220
‫چیزه... بله.

15:14.530 --> 15:15.560
‫اوهوم...

15:15.560 --> 15:16.860
‫خوبه.

15:16.860 --> 15:19.520
‫خیلی... خیلی خوشحالم که اینو می‌شنوم!

15:21.290 --> 15:22.300
‫شروع کنیم!

15:46.340 --> 15:50.590
‫ناوگان دوم پادشاهی متحدین

15:50.980 --> 15:53.800
‫...پس وقتی می‌خوان تو تاریکی شب در برن می‌زنیمشون

15:53.800 --> 15:56.680
‫و پرونده‌ی عملیات قاره‌ی جنوبی رو می‌بندیم، ها؟

15:56.680 --> 15:58.630
‫کار ساده‌ایه، مگه نه؟

15:58.630 --> 16:01.100
‫عمراً بتونن مقاومت کنن.

16:08.880 --> 16:10.320
‫وـ وقتش نشده هنوز؟

16:11.180 --> 16:12.200
‫هنوز نه...

16:12.630 --> 16:13.760
‫هنوز نه...

16:14.710 --> 16:16.110
‫دیگه نمی‌کشم!

16:16.110 --> 16:17.130
‫حالا!

16:36.460 --> 16:37.760
‫چـ ـ چه خبر شده؟

16:37.760 --> 16:40.000
‫مـ ـ مایتی هود!

16:40.000 --> 16:42.130
‫آرک رویال!

16:48.530 --> 16:50.260
‫بدبخت شدیم!

16:53.670 --> 16:54.790
‫نیروی کمکی!

16:54.790 --> 16:56.380
‫نیروی کمکی از ناوگان اصلی اومد!

16:56.380 --> 16:58.990
‫خدایا شکرت! معجزه شد!

16:58.990 --> 17:00.550
‫نجات پیدا کردیم!

17:00.550 --> 17:02.490
‫خدا ما رو به حال خودمون رها نکرده بود؟!

17:07.260 --> 17:08.800
‫بیاین این‌طرف!

17:08.800 --> 17:10.500
‫این‌جا!

17:13.630 --> 17:15.460
‫جادوگرهای دشمن سمت راست سینه‌ی ناو رویت شدن!

17:15.460 --> 17:16.220
‫چی؟

17:24.220 --> 17:27.150
‫چرا؟ پروردگار ما رو به حال خودمون رها کرده؟!

17:27.150 --> 17:30.140
‫برو به درک، خدای بی‌مصرفِ گه!

17:30.140 --> 17:33.130
‫قبل از دعا کردن، دست به کار شو.

17:33.130 --> 17:35.170
‫اگه اول از همه فقط دهنت کار می‌کنه،

17:35.170 --> 17:36.910
‫به درد لای جرز دیوار هم نمی‌خوری!

17:46.160 --> 17:48.240
‫دیدی چی شد، موجود مجهول؟

17:48.240 --> 17:51.460
‫من به آزمون‌های مسخره‌ت نمی‌بازم!

17:51.800 --> 17:55.600
‫غرور و سرسختی یه آدم از دوران مدرن رو خوب تماشا کن!

18:01.500 --> 18:04.530
‫خواستِ خدا به هیچ‌جام نیست.

18:04.530 --> 18:09.070
‫به هر قیمتی شده زنده می‌مونم و
‫از حق اثرم پول درمیارم و زندگی می‌کنم.

18:10.750 --> 18:14.310
‫من سرگرد اوتّو فون الم، کاپیتان یو-۰۹۱ هستم.

18:14.310 --> 18:16.630
‫کارتون عالی بود، جناب سرهنگ.

18:17.560 --> 18:21.010
‫ناوگان اصلی پادشاهی متفقین عقب‌نشینی کرد،

18:21.010 --> 18:23.970
‫و نیروهای اعزامی جنوب یه سفر دریایی حسابی در پیش دارن.

18:23.970 --> 18:27.570
‫رفیق قدیمی دوران مدرسه‌م، بارکت، خیلی هیجان‌زده بود.

18:27.570 --> 18:31.320
‫اوه، پس با سروان بارکت هم‌مدرسه‌ای نظامی بودین.

18:31.320 --> 18:32.710
‫اصلاً خبر نداشتم.

18:32.710 --> 18:36.890
‫راستی، این نامه‌ هم مال شماست. از ستاد اومده.

18:41.620 --> 18:43.810
‫اوه، متوجه شدم.

18:43.800 --> 18:50.310
‫مـــــــجــــــــوز
‫ورود به
‫پادشاهی
‫ایــــــــلــــدوآ

18:44.420 --> 18:50.310
‫می‌خوایم از محدودیت ۲۴ ساعته و محدودیت پرسنلشون سوءاستفاده کنیم؟

18:50.730 --> 18:55.600
‫پس فکر کنم قراره از گشت‌وگذار حسابی لذت ببرم.

19:12.460 --> 19:18.100
‫«مگه اومدنِ دوست از راه دور مایه‌ی خوشحالی نیست؟»

19:18.100 --> 19:20.820
‫می‌تونم این‌طوری جواب بدم که: «اگه مردم ارزشت رو ندونن،

19:20.820 --> 19:24.090
‫اما این موضوع نگرانت نکنه، آیا یه جنتلمن واقعی نیستی؟»

19:24.090 --> 19:26.420
‫منظورتون چیه؟

19:26.420 --> 19:29.690
‫ما به‌عنوان متّحدتون شما رو خوب درک می‌کنیم.

19:29.960 --> 19:32.710
‫پس اینم یه تاج گل برای فاتحانه؟

19:33.370 --> 19:36.820
‫ناوگان پادشاهی متفقین یه ذره زیادی بد شکست خورد.

19:36.820 --> 19:41.320
‫واسه همین ما هم راضی شدیم یه تغییرات جزئی توی سیاست‌هامون بدیم.

19:41.320 --> 19:45.660
‫ما یه کشور بی‌طرفیم، این حق رو داریم که چنین کاری بکنیم.

19:46.200 --> 19:49.530
‫مردم ایلدوآ واقعاً پررو و بی‌چشم‌ورو هستن.

19:49.820 --> 19:53.460
‫بی‌خود نیست که مقامات کشورمون
‫می‌خوان یه درس درست‌وحسابی بهشون بدن.

19:53.460 --> 19:55.620
‫یه یگان نظامی رو راه نمی‌دن.

19:55.620 --> 19:58.370
‫فقط دوازده نفر رو برای دیدار دیپلماتیک راه می‌دن.

19:58.370 --> 20:03.130
‫اما حتی اگه این‌طوری هم بگن، باز هم یه یگان جادوگریه.

20:03.130 --> 20:05.440
‫تحقیر قشنگی بود.

20:06.180 --> 20:07.750
‫سرم درد گرفت.

20:07.750 --> 20:12.070
‫چرا باید به یگان سرهنگ دگورچاف اجازه‌ی ورود می‌دادیم؟

20:12.070 --> 20:15.220
‫از نظر دیپلماتیک خیلی بهمون ضربه می‌زنه!

20:15.850 --> 20:18.550
‫بی‌صبرانه منتظر دیدن سرهنگ دوم دگورچافم!

20:18.550 --> 20:21.720
‫توی شرق خیلی بهم کمک کردن.

20:21.720 --> 20:25.200
‫خیلی خوشحالم که باهامون دیدار دیپلماتیک دارن!

20:25.200 --> 20:28.600
‫خدا رو شکر که قبلاً اون هیولا رو از نزدیک دیدم!

20:28.600 --> 20:32.790
‫اگه دفعه‌ی اولم بود که می‌دیدمش، مطمئناً نمی‌تونستم خودمو کنترل کنم.

20:32.790 --> 20:35.630
‫پس یه تجدید دیدار گرم و صمیمی در پیشه؟

20:35.630 --> 20:39.490
‫دلم می‌خواد به یادبود این دیدار یه کار خاص انجام بدم.

20:39.490 --> 20:41.570
‫البته! ولی متأسفانه،

20:41.570 --> 20:45.790
‫چون خیلی یهویی شد، امکانات و بودجه‌ی
‫لازم برای یه استقبال رسمی رو نداریم.

20:45.790 --> 20:49.620
‫عجب. تمام این ماجرا از سر تا تهش یه نمایش مضحکه.

20:49.620 --> 20:53.560
‫«دوستاشون» رو یواشکی از درِ پشتی راه می‌دن،

20:53.560 --> 20:55.320
‫طوری که هیچ‌کس متوجه ورودشون نشه.

20:55.710 --> 20:59.520
‫اما همه‌ی کاری که داریم می‌کنیم فقط راه‌دادن بی‌سروصدای یه زیردریاییه.

20:59.520 --> 21:01.190
‫تا وقتی سروصدا نکنن مشکلی نیست...

21:17.450 --> 21:19.310
‫به‌به دوستان!

21:19.310 --> 21:22.970
‫دوستای ایلدوآیی من، بابت استقبال گرمتون بی‌نهایت ممنونم!

21:26.870 --> 21:32.920
‫و ـ واقعاً مشکلی پیش نمیاد... واقعاً عیبی نداره که انقدر داره جلب توجه می‌کنه؟

21:32.940 --> 21:42.940
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:13.030 --> 23:16.660
‫موفق باشین! تمام تلاشتون رو بکنین!

23:17.060 --> 23:21.730
‫راستی... شما هم جادوگرین. شما نمی‌رین، سروان؟

23:22.180 --> 23:23.250
‫توش جا نمی‌شم.

23:24.980 --> 23:27.350
‫توی لباس شنا جا نمی‌شم.

23:30.510 --> 23:35.170
‫موفق باشین! تمام تلاشتون رو بکنین!

23:35.970 --> 23:40.050
‫قسمت هشتم
‫تـــــــــــــور گــــــــــــردشگری
