1
00:00:01,370 --> 00:00:03,870
‫سرگرد! حالتون خوبه؟

2
00:00:06,740 --> 00:00:09,730
‫اون یارو دیگه کی بود؟

3
00:00:11,260 --> 00:00:13,790
‫کارت عالی بود، سرهنگ میکل.

4
00:00:13,790 --> 00:00:16,400
‫همه‌ش به لطف آموزش‌های فوق‌العاده‌ایه که حزب بهم داده.

5
00:00:17,330 --> 00:00:19,570
‫چرا داریم می‌ذاریم دشمن فرار کنه؟

6
00:00:19,570 --> 00:00:23,880
‫باید بزنیمشون، هم خودشون هم هرکسی
‫که تحت فرمان «شیطان راین» فعالیت می‌کنه!

7
00:00:24,170 --> 00:00:27,320
‫حزب به ما دستور داده که محاصره‌شون کنیم.

8
00:00:54,000 --> 00:01:04,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

9
00:02:26,580 --> 00:02:32,080
‫این داستان یک اثر تخیلی است. افراد، سازمان‌ها، مکان‌ها، قوانین، نام‌ها و غیره هیچ ارتباطی با همتایان واقعی خود ندارند.

10
00:02:26,740 --> 00:02:30,330
‫چطور اجازه دادی یه نفر از اون ارتش داوطلب‌ها بهت شلیک کنه؟

11
00:02:30,700 --> 00:02:34,220
‫کار فدراسیون بود. یه جادوگر از فدراسیون...

12
00:02:34,220 --> 00:02:35,270
‫چی؟

13
00:02:35,270 --> 00:02:39,730
‫فدراسیون که خیلی‌وقت پیش اون‌ها رو
‫به‌عنوان نماد نظام قدیم پاک‌سازی کرده بود...

14
00:02:39,730 --> 00:02:43,600
‫اشتباه... نمی‌کنم.

15
00:02:44,580 --> 00:02:46,550
‫فدراسیون جادوگر داره؟

16
00:02:47,080 --> 00:02:49,360
‫از اردوگاه‌ها برشون گردوندن؟

17
00:02:49,360 --> 00:02:53,360
‫یعنی این کمونیست‌های حروحی این‌قدر پیگیر مان؟

18
00:02:53,360 --> 00:02:55,360
‫قسمت ششم
‫طــــــعــــــمــــــه

19
00:02:53,980 --> 00:02:58,020
‫آقایون، چرا نیروی کمکی نمی‌فرستیم؟

20
00:02:55,360 --> 00:02:58,030
‫سال یکپارچه‌ی ۱۹۲۷، صبح روز ۱۸ ژوئن

21
00:02:59,570 --> 00:03:02,310
‫قراره متحدین محاصره‌شده‌مون رو نجات بدیم.

22
00:03:02,310 --> 00:03:04,540
‫این باید کار خیلی ساده‌ای باشه.

23
00:03:04,840 --> 00:03:09,110
‫اگه موفق بشیم ارتش میدانی دشمن،
‫که گروه ضربت رِروگن رو محاصره کرده نابود کنیم،

24
00:03:09,110 --> 00:03:12,790
‫به گروه «اِی»، یعنی یگان اصلی‌مون کمک می‌کنه.

25
00:03:13,140 --> 00:03:15,260
‫برای تکمیل‌شدن پروژه‌ی آندرومدا...

26
00:03:15,830 --> 00:03:20,310
‫این یه قدم اولیه‌ی مهم و دلاورانه محسوب می‌شه.

27
00:03:20,760 --> 00:03:25,880
‫ژنرال، دستوری که به گروه «بی» داده شده، دفاع از خط مقدمه.

28
00:03:25,880 --> 00:03:28,340
‫وضعیت فعلی امپراتوری رو در نظر بگیرین!

29
00:03:28,340 --> 00:03:31,650
‫یه اشتباه کوچیک می‌تونه نابودمون کنه!

30
00:03:31,650 --> 00:03:35,780
‫خب پس، ما اشتباه نمی‌کنیم.

31
00:03:37,230 --> 00:03:40,770
‫قاطعیت. این چیزیه که یه فرمانده نیاز داره!

32
00:03:40,770 --> 00:03:46,540
‫از قلبتون برای تردید نکردن استفاده کنین، نه برای تصمیم گرفتن!

33
00:03:52,310 --> 00:03:55,040
‫بیشتر از این بحث‌کردن فقط اتلاف وقته.

34
00:03:55,750 --> 00:03:59,550
‫نگرانی‌هاتون رو به خوبی درک می‌کنم، آقایون.

35
00:03:59,550 --> 00:04:00,820
‫برای همین...

36
00:04:01,210 --> 00:04:04,650
‫می‌تونین از قلبتون پیروی کنین.

37
00:04:11,400 --> 00:04:12,670
‫اوه، تو.

38
00:04:12,670 --> 00:04:16,400
‫می‌شه لطفاً ستوان گرانتز رو برام صدا کنی؟

39
00:04:17,820 --> 00:04:22,480
‫خیلی‌خب. این درخواست رو با اختیاراتی
‫که ستاد استراتژیک بهم داده مطرح می‌کنم.

40
00:04:22,480 --> 00:04:24,040
‫روت حساب می‌کنم.

41
00:04:31,320 --> 00:04:33,700
‫ستوان گرانتز، در خدمت‌تون هستم!

42
00:04:34,180 --> 00:04:36,710
‫ستوان، از پیاده‌روی خوشت میاد؟

43
00:04:37,630 --> 00:04:40,270
‫قبلاً با فرمانده‌ی واحد کروم...

44
00:04:40,270 --> 00:04:42,100
‫یعنی مسئول ذخایر استراتژیکمون، صحبت کردم.

45
00:04:42,100 --> 00:04:44,440
‫فرماندهان واحدهای دیگه هم بهمون ملحق می‌شن.

46
00:04:44,440 --> 00:04:47,150
‫متأسفانه متوجه نمی‌شم...

47
00:04:47,800 --> 00:04:50,440
‫سولدیم ۵۲۸.

48
00:04:50,440 --> 00:04:54,430
‫می‌دونی که گروه رزمی رِروگن محاصره شده، درسته؟

49
00:04:56,430 --> 00:04:57,960
‫بسپارینش به من!

50
00:04:57,960 --> 00:05:01,450
‫می‌رم پیش فرمانده‌ی واحد کروم و می‌ریم نجاتشون می‌دیم!

51
00:05:03,850 --> 00:05:05,790
‫اوه، صبر کن.

52
00:05:07,670 --> 00:05:11,830
‫ژنرال، نیازی نیست بدرقه‌مون کنین...

53
00:05:18,790 --> 00:05:22,040
‫ژنرال، لطفاً برگردین عقب!

54
00:05:22,040 --> 00:05:23,580
‫محاله.

55
00:05:23,580 --> 00:05:28,790
‫از زمان تأسیس ارتش امپراتوری، افسرها همیشه در خط مقدم بودن!

56
00:05:29,250 --> 00:05:32,260
‫خیلی‌خب بچه‌ها، بزنیم به دل گل‌ولای!

57
00:05:32,550 --> 00:05:35,920
‫بیاین باهم یه جنگ واقعی راه بندازیم!

58
00:05:42,020 --> 00:05:44,530
‫سولدیم ۵۲۸

59
00:05:44,800 --> 00:05:47,030
‫حواستون رو جمع کنین! مواظب کمینِ دشمن باشین!

60
00:05:50,700 --> 00:05:51,820
‫فعلاً‌شلیک نکنین.

61
00:05:52,250 --> 00:05:54,580
‫از طلسم تک‌تیراندازی استفاده کنین تا مطمئن بشین که می‌زنیدشون.

62
00:05:57,000 --> 00:05:58,600
‫ارتش عملیات نجات راه افتاده.

63
00:05:59,020 --> 00:06:00,570
‫بالأخره اومدن؟

64
00:06:00,570 --> 00:06:04,340
‫و اینکه سپهبد زتور هم دارن میان این‌جا.

65
00:06:04,340 --> 00:06:06,540
‫چی؟ خودش داره میاد؟

66
00:06:06,550 --> 00:06:10,800
‫«از زتور به گروه ضربت رِروگنن
‫ سریع اقدام کنین»

67
00:06:07,770 --> 00:06:10,800
‫«سریع اقدام کنین.»

68
00:06:10,800 --> 00:06:16,630
‫منظورش اقدام استراتژیک بود... تا بهترین تصمیم رو بگیره؟

69
00:06:17,560 --> 00:06:20,420
‫ژنرال زتور به چی فکر می‌کنه؟

70
00:06:23,820 --> 00:06:25,870
‫تانک دشمن، ساعت دو!

71
00:06:25,870 --> 00:06:26,860
‫آماده‌ی درگیری باشین!

72
00:06:26,860 --> 00:06:28,930
‫برگردین عقب، ژنرال! خواهش می‌کنم!

73
00:06:28,930 --> 00:06:33,480
‫نگران نباش. یه جادوگر همراهمون داریم.

74
00:06:33,480 --> 00:06:36,000
‫قربان، من همین‌طوری نمی‌تونم...

75
00:06:41,330 --> 00:06:42,910
‫کارِت عالی بود، ستوان!

76
00:06:42,910 --> 00:06:44,910
‫باعث افتخاره، اما لطفاً برگردین عقب!

77
00:06:44,910 --> 00:06:46,880
‫خوب می‌دونم که در حضور دشمن هستیم.

78
00:06:46,880 --> 00:06:49,620
‫انتظار دارم همه‌تون کلک‌شون رو بکنین.

79
00:06:50,050 --> 00:06:53,050
‫همان شب، ستاد فرماندهی محاصره‌ی سولدیمِ فدراسیون

80
00:06:51,280 --> 00:06:53,060
‫نیروی کمکی دشمن؟

81
00:06:53,060 --> 00:06:54,900
‫بله، جناب سرهنگ.

82
00:06:55,290 --> 00:06:59,140
‫گشتی‌های متحدین‌مون نیروهای جدید دشمن رو رویت کردن.

83
00:06:59,670 --> 00:07:04,280
‫چیزی که فکر می‌کنیم یه نیروی کمکی باشه، از خط هشدار ما عبور کرده.

84
00:07:04,280 --> 00:07:06,500
‫نیروهای ما الان در حال نبرد هستن.

85
00:07:06,500 --> 00:07:11,760
‫و اینکه، مطمئنیم فرمانده‌ی دشمن هانس فون زتوره؟

86
00:07:11,760 --> 00:07:14,160
‫طبق ارتباطات شنودشده از دشمن،

87
00:07:14,160 --> 00:07:17,110
‫فکر می‌کنیم به احتمال زیاد شخصِ ایشون باشن.

88
00:07:17,490 --> 00:07:19,300
‫اگر واقعاً خودش باشه...

89
00:07:20,030 --> 00:07:22,660
‫بکشینش. به هر قیمتی که شده.

90
00:07:23,120 --> 00:07:25,340
‫هدفِ ارزشمندیه که نمی‌شه ازش گذشت.

91
00:07:25,340 --> 00:07:28,130
‫حتی اگه مجبور باشیم، خودمون تنهایی می‌ریم و کلک‌شو می‌کَنیم.

92
00:07:29,020 --> 00:07:30,820
‫جناب سرهنگ دریک،

93
00:07:30,820 --> 00:07:32,940
‫مجبورم ازتون بخوام که تجدیدنظر کنین.

94
00:07:33,550 --> 00:07:34,550
‫هدف این عملیات...

95
00:07:34,550 --> 00:07:37,310
‫یگان ما خودش اختیار تصمیم‌گیری داره.

96
00:07:38,810 --> 00:07:42,980
‫پس... ما هم باید باهاتون بیایم.

97
00:07:42,970 --> 00:07:44,570
‫جناب سرهنگ هم‌رزم!

98
00:07:44,570 --> 00:07:46,440
‫هم‌رزم کمیسر سیاسی،

99
00:07:46,650 --> 00:07:50,700
‫ما داریم علیه امپراتوری، کسی که در واقع دشمن تمام دنیا محسوب می‌شه...

100
00:07:50,700 --> 00:07:53,780
‫کنار متحدین‌مون و از طرف حزب می‌جنگیم.

101
00:07:53,780 --> 00:07:57,400
‫و انتظار می‌ره هر اتفاقی هم که افتاد به پیشروی ادامه بدیم.

102
00:07:57,620 --> 00:07:59,780
‫تحت این شرایط،

103
00:07:59,780 --> 00:08:03,420
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم، یگانی که حزب بهمون دستور داده باهاشون همکاری کنیم،

104
00:08:03,420 --> 00:08:05,270
‫به‌تنهایی چنین ریسکی بکنه.

105
00:08:06,680 --> 00:08:08,620
‫خیلی‌خب.

106
00:08:08,620 --> 00:08:10,080
‫حق با شماست.

107
00:08:10,500 --> 00:08:12,810
‫من هم حکم رو امضا می‌کنم.

108
00:08:12,810 --> 00:08:16,230
‫پس... قراره باهم بریم؟

109
00:08:18,480 --> 00:08:20,360
‫مسخره‌ست.

110
00:08:20,800 --> 00:08:24,470
‫حتی برای بحث درباره عملیات‌های خودشون هم لازمه داستان‌سرایی کنن؟

111
00:08:26,900 --> 00:08:29,570
‫سپیده‌دم روز بعد

112
00:08:34,420 --> 00:08:36,650
‫دشمن جدید! ساعت یازده!

113
00:08:36,650 --> 00:08:38,210
‫مهمونای جدیدن؟

114
00:08:38,210 --> 00:08:40,600
‫ژنرال، نمی‌تونیم پیشروی کنیم!

115
00:08:41,240 --> 00:08:43,670
‫اگه دشمن از سوراخش اومده بیرون تا بیاد سراغمون،

116
00:08:43,670 --> 00:08:45,720
‫پس من طعمه می‌شم.

117
00:08:46,050 --> 00:08:46,950
‫ژنرال!

118
00:08:46,950 --> 00:08:49,340
‫ماشین رو نگه دار.

119
00:08:54,260 --> 00:08:56,100
‫حمله‌ی گازانبری؟

120
00:08:56,100 --> 00:08:57,100
‫بله.

121
00:08:57,360 --> 00:08:59,390
‫این وضعیت فعلیه.

122
00:08:59,760 --> 00:09:05,200
‫دشمن لطف کرد و قبل از این‌که به مقصدمون برسیم اومد استقبالمون.

123
00:09:05,200 --> 00:09:08,790
‫گروه ضربت رِروگنن هم میاد این‌جا.

124
00:09:08,790 --> 00:09:10,740
‫از هر دو طرف به دشمن ضربه می‌زنیم.

125
00:09:12,390 --> 00:09:13,750
‫که این‌طور.

126
00:09:14,190 --> 00:09:17,290
‫پس از قبل با سرهنگ دوم دگورچاف هماهنگ کرده بودین.

127
00:09:17,290 --> 00:09:21,610
‫اگه این‌طوره، ترجیح می‌دادم از قبل در جریان باشم.

128
00:09:22,060 --> 00:09:24,970
‫هـوم؟ همین الان ایده‌ش به ذهنم رسید.

129
00:09:26,590 --> 00:09:28,960
‫با شناختی که از سرهنگ دگورچاف دارم...

130
00:09:28,960 --> 00:09:31,390
‫این‌جور کارها کاملاً در توانشه.

131
00:09:31,390 --> 00:09:33,470
‫مطمئنم همین الان داره آماده می‌شه.

132
00:09:34,730 --> 00:09:37,540
‫قربان، حتی سرهنگ دوم هم...

133
00:09:37,540 --> 00:09:38,540
‫ستوان!

134
00:09:38,900 --> 00:09:43,130
‫شنیدم همه‌تون به سرهنگ دوم دگورچاف می‌گین هیولا.

135
00:09:43,550 --> 00:09:45,880
‫اما اگه از من بپرسی...

136
00:09:47,490 --> 00:09:51,670
‫این دقیقاً همون چیزیه که یه افسر استراتژی باید باشه.

137
00:09:54,660 --> 00:09:55,820
‫جناب سرهنگ!

138
00:09:55,820 --> 00:09:57,650
‫بیسیم فدراسیون پیام‌های جدیدی داره!

139
00:09:57,920 --> 00:09:59,370
‫چی؟ ترجمه‌شون کن!

140
00:10:00,850 --> 00:10:03,230
‫جلوی نیروی کمکی رو گرفتن!

141
00:10:03,230 --> 00:10:04,730
‫وضعیت متحدین‌مون چطوره؟

142
00:10:05,430 --> 00:10:06,610
‫نبرد خیلی آشفته‌ست.

143
00:10:07,920 --> 00:10:10,610
‫نه، دارن درباره یه هدف مهم حرف می‌زنن؟

144
00:10:10,610 --> 00:10:11,830
‫بخش فرماندهی؟

145
00:10:13,250 --> 00:10:16,470
‫دشمن داره شدیداً حمله می‌کنه چون فرماندهی متحدین لو رفته.

146
00:10:16,470 --> 00:10:17,370
‫صبر کن.

147
00:10:18,410 --> 00:10:20,380
‫فرماندهی خودش رو لو داده؟

148
00:10:20,890 --> 00:10:23,110
‫اون همچین اشتباهی می‌کنه؟

149
00:10:31,090 --> 00:10:32,740
‫جـ ـ جناب سرهنگ؟

150
00:10:33,410 --> 00:10:37,010
‫سپهبد انقدر احمق نیست که نتونه قایم‌باشک بازی کنه!

151
00:10:37,650 --> 00:10:39,650
‫هنوز متوجه نشدی؟

152
00:10:40,070 --> 00:10:43,710
‫الان دقیقاً نوبت اونه که طعمه بشه!

153
00:10:44,150 --> 00:10:46,510
‫و ـ ولی آخه چرا؟

154
00:10:46,510 --> 00:10:49,540
‫فقط یه دلیل وجود داره که توجه دشمن رو به یه سمت جلب کنی...

155
00:10:50,380 --> 00:10:53,370
‫برای این‌که رفیقت بتونه یه لگد حسابی بزنه در کونشون!

156
00:10:55,350 --> 00:10:57,390
‫منظورتون این نیست که خودمون قراره بریم اون‌جا...

157
00:10:57,390 --> 00:10:58,630
‫منظورم دقیقاً همینه!

158
00:10:58,630 --> 00:11:01,200
‫به‌جز جادوگرها، بقیه توی حالت دفاعی می‌مونن.

159
00:11:01,200 --> 00:11:03,390
‫بگو سرگرد وایس فرماندهی رو به عهده بگیره.

160
00:11:04,420 --> 00:11:07,320
‫مطمئنم اون‌قدری خوب شده که بتونه فک کوفتی‌شو تکون بده.

161
00:11:07,720 --> 00:11:08,710
‫اطاعت!

162
00:11:08,710 --> 00:11:11,940
‫گردان ۲۰۳ حرکت می‌کنه، سیگنالِ
‫جادویی‌مون رو در پایین‌ترین حالت نگه دارین!

163
00:11:12,390 --> 00:11:14,600
‫از محاصره‌ی دشمن مخفیانه رد می‌شیم،

164
00:11:14,600 --> 00:11:17,110
‫می‌ریم سمت نیروهای کمکی...

165
00:11:20,000 --> 00:11:23,090
‫و تفنگامونو تا دسته می‌کنیم تو کـــــــونِ دشمن!

166
00:11:36,250 --> 00:11:38,010
‫حمله رو شروع کنین!

167
00:11:44,140 --> 00:11:47,430
‫همان زمان، سولدیم ۵۲۸

168
00:11:44,890 --> 00:11:46,350
‫دشمن داره چی‌کار می‌کنه؟

169
00:11:46,350 --> 00:11:47,440
‫تغییری دیده نمی‌شه.

170
00:11:47,440 --> 00:11:51,180
‫احتمالاً انقدر از محاصره‌ی ما ترسیدن که قایم شدن.

171
00:11:51,440 --> 00:11:54,070
‫شیطان راین همچین آدمی نیست.

172
00:11:56,250 --> 00:11:57,600
‫متوجه شدم.

173
00:11:57,600 --> 00:12:00,840
‫به محاصره ادامه می‌دیم و همزمان سعی می‌کنیم ژنرال زتور رو هدف بگیریم.

174
00:12:01,610 --> 00:12:03,270
‫اوضاع عوض شده!

175
00:12:03,270 --> 00:12:05,230
‫جادوگرهای دشمن پایگاهشون رو ترک کردن!

176
00:12:05,910 --> 00:12:09,320
‫قبل از نابود کردن نیروی کمکی، پایگاه دشمن رو می‌زنیم!

177
00:12:09,320 --> 00:12:11,850
‫اگه بعد از اون برگردیم و نیروی کمکی‌شون رو هم نابود کنیم،

178
00:12:11,850 --> 00:12:12,870
‫یه پیروزی کامل خواهیم داشت!

179
00:12:13,380 --> 00:12:16,430
‫جناب سرهنگ، ما نمی‌تونیم دستورهامون رو تغییر بدیم.

180
00:12:16,430 --> 00:12:19,790
‫میدون نبرد تغییر کرده و ما هم داریم خودمون رو وفق می‌دیم!

181
00:12:19,790 --> 00:12:20,630
‫مشکلش چیه؟

182
00:12:20,630 --> 00:12:23,960
‫قبلاً مقدمات رو برای زدن ژنرال زتور آماده کردیم!

183
00:12:23,960 --> 00:12:25,930
‫نمی‌تونیم همه‌چی رو تغییر بدیم!

184
00:12:25,930 --> 00:12:28,000
‫شیطان راین غیبش زده!

185
00:12:28,000 --> 00:12:29,190
‫تا وقتی نیست می‌تونیم ضربه بزنیم!

186
00:12:33,680 --> 00:12:37,200
‫اون... این‌جا نیست؟

187
00:12:41,370 --> 00:12:44,190
‫لعنتی! اون دختره فقط بلده فرار کنه!

188
00:12:48,530 --> 00:12:51,290
‫آسمان بالای سولدیم ۵۲۸

189
00:12:54,120 --> 00:12:55,950
‫سیگنال جادویی ساعت سه!

190
00:12:58,790 --> 00:13:00,820
‫نمی‌تونیم بذاریم همین‌جوری بره، نه؟

191
00:13:00,820 --> 00:13:02,710
‫چاره‌ای نیست! می‌ریم دنبالش!

192
00:13:03,880 --> 00:13:05,050
‫ستاد!

193
00:13:05,050 --> 00:13:08,810
‫ما جادوگرهای دشمن رو که پایگاه رو ترک کردن تعقیب می‌کنیم!

194
00:13:10,620 --> 00:13:14,620
‫بله. یگان پادشاهی متحدین دارن از همکاری با ما سرپیچی می‌کنن...

195
00:13:15,230 --> 00:13:18,390
‫اون‌ها رفتن تا شیطان راین رو تعقیب کنن.

196
00:13:21,340 --> 00:13:23,110
‫هم‌رزم کمیسر سیاسی؟

197
00:13:25,030 --> 00:13:27,450
‫حزب اولویت جدیدی به ما داده.

198
00:13:27,450 --> 00:13:29,820
‫باید از پادشاهی متحدین پشتیبانی کنیم،

199
00:13:30,080 --> 00:13:32,940
‫و اینکه، اگه شیطان راین اون‌جا بود،

200
00:13:33,350 --> 00:13:35,740
‫به هر قیمتی که شده باید بزنیمش و دستگیرش کنیم.

201
00:13:39,040 --> 00:13:41,080
‫فقط یه‌ذره دیگه...

202
00:13:41,080 --> 00:13:45,320
‫به‌زودی همدیگه رو می‌بینیم، پری کوچولوی من...

203
00:13:46,700 --> 00:13:49,260
‫عجله کنین! دشمن پیدامون می‌کنه!

204
00:13:56,190 --> 00:13:56,890
‫گرفتمش!

205
00:14:09,530 --> 00:14:10,570
‫این‌جا ۰۵!

206
00:14:11,160 --> 00:14:12,900
‫طعمه رو گرفتن!

207
00:14:13,750 --> 00:14:15,240
‫گول طعمه رو خوردن پس؟

208
00:14:15,990 --> 00:14:18,540
‫این‌طوری کار برای اونایی که پشت‌سر موندن راحت‌تر می‌شه!

209
00:14:22,020 --> 00:14:24,260
‫امکان نداره! عمراً! عمراً! عمراً!

210
00:14:24,260 --> 00:14:26,170
‫۰۵، دارم جدا می‌شم!

211
00:14:37,570 --> 00:14:38,750
‫از ما رد شد!

212
00:14:38,750 --> 00:14:40,250
‫کثیف بازی می‌کنه!

213
00:14:40,250 --> 00:14:41,350
‫طعمه بود؟

214
00:14:41,350 --> 00:14:43,060
‫لعنتی. حرکت هوشمندانه‌ای بود.

215
00:14:44,390 --> 00:14:47,030
‫سولدیم... یا نیروی کمکی...

216
00:14:47,430 --> 00:14:48,950
‫کجاست؟

217
00:14:49,280 --> 00:14:51,740
‫آسمان نزدیک نیروی کمکی

218
00:14:50,640 --> 00:14:51,740
‫اون‌جان!

219
00:14:51,740 --> 00:14:52,860
‫متحدین‌مون!

220
00:14:52,860 --> 00:14:54,590
‫برای پشتیبانی سطحی آماده بشین!

221
00:14:54,590 --> 00:14:56,000
‫از پشت بهشون ضربه می‌زنیم!

222
00:15:14,580 --> 00:15:17,020
‫جناب سرهنگ، خودشه!

223
00:15:17,020 --> 00:15:19,580
‫همونیه که سرگرد وایس رو زد!

224
00:15:19,580 --> 00:15:21,460
‫همون جادوگر فدراسیونه؟

225
00:15:21,460 --> 00:15:23,960
‫انگار می‌دونستن دنبال چی هستیم.

226
00:15:28,580 --> 00:15:30,030
‫قفل جادهامون رو باز کنین!

227
00:15:30,030 --> 00:15:35,290
‫به این قهرمانای دوران قدیم نشون بدین نبرد دوربرد امروزی چطوریه!

228
00:15:40,010 --> 00:15:40,540
‫چی؟

229
00:15:53,590 --> 00:15:55,550
‫چطور انقدر خوب باهم هماهنگن؟

230
00:15:55,550 --> 00:15:58,100
‫این پیودنیه که تو اردوگاه‌ها بینشون شکل گرفته؟!

231
00:15:58,950 --> 00:16:00,060
‫فایده نداره!

232
00:16:00,320 --> 00:16:01,810
‫نمی‌تونیم سپرهاشون رو بشکنیم!

233
00:16:03,260 --> 00:16:06,730
‫تکنولوژی جواهر محاسباتی فدراسیون انقدر پیشرفته‌ست؟

234
00:16:12,230 --> 00:16:14,840
‫حداقلش اینه که زره قوی‌ای دارن...

235
00:16:17,050 --> 00:16:18,590
‫یه روش دیگه رو امتحان می‌کنیم!

236
00:16:18,900 --> 00:16:20,360
‫اول با بمب‌های هوایی شروع می‌کنم!

237
00:16:20,360 --> 00:16:22,620
‫می‌خوام ریه‌هاشون رو بسوزونم!

238
00:16:23,790 --> 00:16:25,910
‫پرورداگارا، به نام مقدست...

239
00:16:26,280 --> 00:16:31,420
‫دشمنانت را دور کن و آرامش را به این سرزمین بازگردان!

240
00:16:45,490 --> 00:16:47,910
‫در مقایسه با بادهای اردوگاه...

241
00:16:48,630 --> 00:16:50,230
‫این هیچی نیست.

242
00:16:57,540 --> 00:16:59,680
‫برگردین عقب، ژنرال!

243
00:16:59,680 --> 00:17:01,750
‫نتیجه‌ی همه‌چی به این‌جا ختم می‌شه!

244
00:17:01,750 --> 00:17:04,060
‫منم باید بجنگم!

245
00:17:12,230 --> 00:17:13,280
‫ژنرال!

246
00:17:15,310 --> 00:17:17,070
‫خدایا...

247
00:17:17,430 --> 00:17:21,710
‫دقیقاً همین موقع‌هاست که جوون‌ها حسودیم می‌شه...

248
00:17:22,040 --> 00:17:23,350
‫نمی‌تونیم ادامه بدیم!

249
00:17:23,350 --> 00:17:26,480
‫ما یه هنگ کامل رو از دست دادیم!

250
00:17:26,480 --> 00:17:28,780
‫انقدر نق نزن!

251
00:17:28,780 --> 00:17:33,140
‫اگه این‌جا عقب‌نشینی کنیم، کل ارتش‌مون ممکنه فرو بریزه!

252
00:17:33,640 --> 00:17:34,900
‫اما...

253
00:17:36,910 --> 00:17:39,670
‫پرچم رو ببرین بالا!

254
00:17:39,670 --> 00:17:43,700
‫بذارین بفهمن من این‌جام!

255
00:17:57,790 --> 00:17:59,500
‫این‌طوری پیش بره...

256
00:18:05,540 --> 00:18:07,570
‫ستوان گرانتز! منم!

257
00:18:07,570 --> 00:18:08,810
‫جناب سرهنگ!

258
00:18:08,810 --> 00:18:10,150
‫اومدین!

259
00:18:10,150 --> 00:18:11,640
‫نفرات کافی ندارم! کمکم کن!

260
00:18:13,820 --> 00:18:15,780
‫با نبرد تن‌به‌تن سپراشون رو می‌شکنم!

261
00:18:15,780 --> 00:18:18,240
‫وقتی شکستمشون، از پشت بزنینشون!

262
00:18:18,240 --> 00:18:19,150
‫اطاعت!

263
00:18:19,150 --> 00:18:20,790
‫اما این‌طوری ژنرال بی‌دفاع می‌شن!

264
00:18:22,160 --> 00:18:24,620
‫مهم نیست. انجامش بده!

265
00:18:25,390 --> 00:18:26,850
‫اما...

266
00:18:26,850 --> 00:18:29,300
‫خیرسرم یعنی بهت دستور دادم!

267
00:18:29,300 --> 00:18:31,020
‫نمی‌تونم شما رو بی‌دفاع بذارم!

268
00:18:34,270 --> 00:18:35,430
‫قربان!

269
00:18:37,090 --> 00:18:38,310
‫برو!

270
00:18:40,950 --> 00:18:43,190
‫یه افسر رده‌بالا می‌میره.

271
00:18:43,190 --> 00:18:44,860
‫این چیز خوبیه.

272
00:18:44,860 --> 00:18:48,380
‫این‌طوری اون احمق‌های کشور یه‌ذره از خواب خوش بیدار می‌شن.

273
00:18:48,810 --> 00:18:54,430
‫از جنازه‌ی یه سرباز باید به بهترین شکل ممکن استفاده کرد.

274
00:18:54,770 --> 00:18:58,630
‫مفهوم اصلی جنگ یعنی همین.

275
00:18:59,780 --> 00:19:01,900
‫سرهنگ دوم دگورچاف...

276
00:19:01,900 --> 00:19:04,800
‫بذار رقصیدنت رو ببینم.

277
00:19:07,560 --> 00:19:11,220
‫پس اجازه بدین یه شاهکار هنری تقدیمتون کنم.

278
00:19:22,880 --> 00:19:24,430
‫نبرد تن‌به‌تن!

279
00:19:25,960 --> 00:19:27,430
‫دنبالم بیاین!

280
00:19:34,880 --> 00:19:35,640
‫حالا!

281
00:19:36,730 --> 00:19:40,640
‫شلیک کنین!

282
00:19:57,670 --> 00:19:59,960
‫بمیـــر مــــادرسگ!

283
00:20:07,630 --> 00:20:08,900
‫تموم شد.

284
00:20:13,500 --> 00:20:16,610
‫لعنتی! جواهر به حد توانش رسید؟

285
00:20:31,270 --> 00:20:33,420
‫جادوگرهای دشمن دارن عقب‌نشینی می‌کنن!

286
00:20:33,420 --> 00:20:36,020
‫پشتیبانی زمینی! آماده‌ی یورش بشین!

287
00:20:36,020 --> 00:20:38,090
‫می‌ریم تا ژنرال رو نجات بدیم!

288
00:20:38,090 --> 00:20:39,300
‫بیاین دنبالم!

289
00:20:47,810 --> 00:20:50,300
‫همه‌شون رو نابود کنین! شلیک!

290
00:20:58,060 --> 00:20:59,140
‫قربان؟

291
00:20:59,610 --> 00:21:02,420
‫واقعاً شاهکار هنری فوق‌العاده‌ای بود.

292
00:21:02,420 --> 00:21:06,080
‫وقتی این ماجرا تموم شد، اجازه بده دعوتت کنم به صرف چای.

293
00:21:06,080 --> 00:21:08,290
‫چه باکلاس.

294
00:21:08,290 --> 00:21:11,070
‫وسط میدون نبرد حرفای عجیبی می‌زنین.

295
00:21:11,070 --> 00:21:13,940
‫فرهنگ همون چیزیه که ما رو از وحشی‌ها جدا می‌کنه،

296
00:21:13,940 --> 00:21:16,720
‫و زندگی روزمره‌ی عادی رو از غیرعادی متمایز می‌کنه.

297
00:21:17,070 --> 00:21:18,790
‫موافق نیستی؟

298
00:21:18,810 --> 00:21:28,810
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

299
00:21:28,840 --> 00:21:38,840
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

300
00:23:10,730 --> 00:23:12,080
‫ستوان!

301
00:23:12,080 --> 00:23:14,780
‫تو اصلاً به هم‌رزمات علاقه نداری.

302
00:23:15,700 --> 00:23:18,580
‫مـ ـ منظورتون چیه؟

303
00:23:25,220 --> 00:23:28,120
‫ببخشید. یکم گشنه‌م بود.

304
00:23:35,970 --> 00:23:40,050
‫قسمت بعدی
‫دوزخ
