1
00:00:00,100 --> 00:00:04,310
‫اواخر نوامبر، سال یکپارچه‌ی ۱۹۲۶

2
00:00:05,260 --> 00:00:06,910
‫فقط مهماته.

3
00:00:06,910 --> 00:00:08,730
‫اصلاً برای زندگی روزمره کافی نیست.

4
00:00:09,250 --> 00:00:12,250
‫حداقل امیدوار بودم چند جفت جوراب بدن.

5
00:00:12,250 --> 00:00:16,310
‫ما مستقیم برای ستاد فرماندهی استراتژیک
‫کار می‌کنیم و تمام چیزی که گیرمون میاد همینه.

6
00:00:16,310 --> 00:00:19,490
‫همین نشون می‌ده که اوضاع تو جبهه‌ی شرقی از چه قراره.

7
00:00:22,710 --> 00:00:24,500
‫چه آسمون مزخرفی.

8
00:00:24,520 --> 00:00:34,520
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

9
00:01:56,550 --> 00:02:01,470
‫این داستان یک اثر تخیلی است. افراد، سازمان‌ها، مکان‌ها، قوانین، نام‌ها و غیره هیچ ارتباطی با همتایان واقعی خود ندارند.

10
00:02:07,380 --> 00:02:09,780
‫ببخشید... معطل شدی.

11
00:02:13,780 --> 00:02:18,570
‫البته کم پیش میاد ببینم تو منو برای نوشیدنی دعوت می‌کنی جایی.

12
00:02:19,040 --> 00:02:22,270
‫راستش یه چیز جالب پیدا کردم.

13
00:02:27,250 --> 00:02:28,800
‫روشنش کن.

14
00:02:38,210 --> 00:02:39,720
‫غافلگیر شدم.

15
00:02:39,720 --> 00:02:43,090
‫آدم رو یاد روزهای فرماندهی لودون تو هنگ میندازه.

16
00:02:45,070 --> 00:02:48,560
‫دقیقاً می‌بردت به همون روزهای جهنمی، نه؟

17
00:02:48,560 --> 00:02:50,260
‫آره، لعنت بهش.

18
00:02:50,260 --> 00:02:52,550
‫همین الانم می‌تونم حس کنم که پشتم خیس عرق شده.

19
00:02:52,550 --> 00:02:55,560
‫فقط جای شیپور بیدارباش ازش استفاده نمی‌شد؛

20
00:02:55,560 --> 00:02:58,530
‫برای غذا، حموم، حتی دستشویی رفتن هم بود.

21
00:02:58,790 --> 00:03:00,950
‫نمی‌دونم چطوری ازش جون سالم به در بردم.

22
00:03:00,950 --> 00:03:03,820
‫اگه تو نبودی عمراً می‌تونستم دووم بیارم.

23
00:03:04,030 --> 00:03:06,330
‫این در مورد جفتمون صدق می‌کنه.

24
00:03:06,680 --> 00:03:08,880
‫بهم گفته بودن دیگه از اینا نمی‌سازن.

25
00:03:10,000 --> 00:03:12,870
‫تو یه سمساری پیداش کردم.

26
00:03:12,870 --> 00:03:15,310
‫البته همچین ارزونم پام تموم نشد.

27
00:03:15,310 --> 00:03:19,370
‫برای مرور خاطرات اون روزها، قیمت ناچیزیه.

28
00:03:19,870 --> 00:03:21,260
‫بی‌راه نمی‌گی.

29
00:03:21,690 --> 00:03:25,390
‫می‌ذارمش همین‌جا باشه. هروقت خواستی بیا گوش کن.

30
00:03:26,810 --> 00:03:28,730
‫همین کارم باید بکنم.

31
00:03:29,390 --> 00:03:33,400
‫قسمت دوم
‫یک دوستیِ عجیب

32
00:03:34,820 --> 00:03:37,790
‫بیشتر از ۳۰ سال گذشته، نه؟

33
00:03:37,790 --> 00:03:40,840
‫زمان عین برق و باد می‌گذره، نه؟

34
00:03:40,840 --> 00:03:42,300
‫دقیقاً.

35
00:03:44,780 --> 00:03:49,630
‫اما وقت نداریم بشینیم قصه‌های روزی روزگاری‌مونو تعریف کنیم.

36
00:03:49,630 --> 00:03:51,040
‫درسته.

37
00:03:53,130 --> 00:03:56,570
‫زتور، ما سال‌های ساله همدیگه رو می‌شناسیم.

38
00:03:56,570 --> 00:04:00,800
‫به‌عنوان یه دوست قدیمی، ازت می‌خوام نظرت رو صادقانه بهم بگی.

39
00:04:02,280 --> 00:04:04,540
‫زمستون خیلی زود از راه رسید.

40
00:04:05,110 --> 00:04:09,270
‫الان دیگه نابودی سریع ارتش میدانی دشمن غیرممکنه.

41
00:04:09,270 --> 00:04:11,550
‫باید خطوط‌مون رو بازسازی کنیم.

42
00:04:12,440 --> 00:04:17,660
‫پس باید خودمون رو برای توهین‌های آدم‌های دوزاری آماده کنیم، نه؟

43
00:04:18,390 --> 00:04:20,510
‫مشکل این‌جاست که وقتی بهار بیاد چی می‌شه.

44
00:04:20,510 --> 00:04:23,330
‫فرض بر اینه که حملات رو از سر می‌گیریم؟

45
00:04:23,600 --> 00:04:25,820
‫تنها راه پیش رومون همینه.

46
00:04:27,020 --> 00:04:31,320
‫امپراتوری به‌زور داره تدارکات خودش رو تأمین می‌کنه.

47
00:04:31,650 --> 00:04:36,040
‫تازه اونم با فرض اینکه از تمام منابع ممکن استفاده کنه.

48
00:04:37,490 --> 00:04:40,840
‫حتی همین الانم داره خون ریخته می‌شه.

49
00:04:42,600 --> 00:04:43,850
‫با این‌حال...

50
00:04:44,570 --> 00:04:49,370
‫آینده‌مون هنوز کاملاً مغلوب یأس و ناامیدی نشده.

51
00:04:50,140 --> 00:04:53,600
‫پایتخت پادشاهی متفقین: لاندینیوم

52
00:04:53,840 --> 00:04:57,790
‫خب... دوست جدیدمون، اون شیطانه چطور کار می‌کنه؟

53
00:04:57,790 --> 00:05:01,320
‫تو بهترین حالت، اونا و امپراتوری همدیگه رو قتل‌عام می‌کنن.

54
00:05:01,320 --> 00:05:04,120
‫فدراسیون... داره دست‌وپا می‌زنه.

55
00:05:04,120 --> 00:05:07,940
‫انگار می‌خوان جادوگرهایی رو که پاکسازی کرده بودن، برگردونن،

56
00:05:07,940 --> 00:05:11,280
‫اما نمی‌تونن از برتری عددیشون استفاده کنن.

57
00:05:11,280 --> 00:05:12,370
‫بنابراین...

58
00:05:12,370 --> 00:05:15,560
‫بیاید از اون ارتش داوطلب استفاده کنیم.

59
00:05:15,870 --> 00:05:18,780
‫می‌تونیم وانمود کنیم داریم با فدراسیون همکاری می‌کنیم،

60
00:05:18,780 --> 00:05:23,140
‫در حالی که همون اطلاعاتی رو به‌دست میاریم
‫که اگه ازشون جاسوسی می‌کردیم به‌دست میاوردیم.

61
00:05:23,130 --> 00:05:26,050
‫پایتخت فدراسیون: مسکووا

62
00:05:24,160 --> 00:05:26,060
‫در این مورد مطمئنی؟

63
00:05:26,060 --> 00:05:27,550
‫معلومه.

64
00:05:27,550 --> 00:05:31,790
‫فرستادن نیرو به ارتش داوطلب دقیقاً همون چیزیه که نیاز داریم.

65
00:05:31,790 --> 00:05:34,350
‫ترجیح می‌دم پادشاهی متفقین...

66
00:05:34,350 --> 00:05:37,340
‫به‌عنوان یه متحد برامون کار کنه تا اینکه دشمنمون باشه.

67
00:05:37,340 --> 00:05:39,680
‫از حالا به بعد یه استراتژی تبلیغاتی لازم داریم.

68
00:05:40,750 --> 00:05:46,460
‫خوشبختانه، ما در حال جنگ با امپراتوری یعنی دشمن مشترک تمام دنیا هستیم.

69
00:05:46,460 --> 00:05:49,940
‫باید به همه نشون بدیم که فدراسیون آدم‌خوبه‌ی داستانه.

70
00:05:50,470 --> 00:05:52,740
‫پس یه شخص مناسب رو برای این کار انتخاب می‌کنیم.

71
00:05:52,740 --> 00:05:57,080
‫آره. کسی که به حزب وفادار و آرمان‌گرا باشه، باید مسئول بشه.

72
00:05:57,480 --> 00:06:01,070
‫و یه جادوگر هم باید باشه که کاریزما داشته باشه.

73
00:06:01,070 --> 00:06:02,080
‫اطاعت می‌شه.

74
00:06:06,320 --> 00:06:08,050
‫معلومه، مگه نه؟

75
00:06:08,050 --> 00:06:13,300
‫این همون ارتشیه که اون پری رو دیده!

76
00:06:13,300 --> 00:06:16,040
‫نگران نباش، به زودی به چنگ میارمت!

77
00:06:18,730 --> 00:06:23,520
‫ای بابا... مقامات بالا دارن سروکله زدن با رفقاشون رو میندازن گردن ما.

78
00:06:20,190 --> 00:06:23,520
‫فرمانده گردان ارتش داوطلب چندملیتی (شهروند پادشاهی متفقین)
‫سـرهـنـگ دوم ویلیام داگلاس دریـک

79
00:06:33,430 --> 00:06:35,450
‫عذر می‌خوام که معطل شدین.

80
00:06:35,450 --> 00:06:40,040
‫کمیسر سیاسی فدراسیون وابسته به ارتش داوطلب چندملیتی
‫سـتـوان لـیـلـیـا ایوانوونا تـانـچـکـا

81
00:06:35,820 --> 00:06:38,840
‫من لیلیا ایوانوونا تانچکا هستم.

82
00:06:38,840 --> 00:06:42,000
‫ایشون هم جادوگر فدراسیون، سرهنگ میکل هستن.

83
00:06:40,040 --> 00:06:42,960
‫افسر فرمانده فدراسیون در ارتش داوطلب چندملیتی
‫ســرهــنــگ مـــیـــکـــل

84
00:06:42,960 --> 00:06:47,090
‫من کمیسر سیاسی و ستوانِ ارتش فدراسیون هستم.

85
00:06:47,450 --> 00:06:50,670
‫البته می‌شه گفت چیزی جز یه پادوی ساده نیستم.

86
00:06:50,670 --> 00:06:55,050
‫یادم باشه بعداً ببینم «پادو» توی زبون فدراسیون چه معنی‌ای می‌ده.

87
00:06:55,320 --> 00:07:00,160
‫منم سرهنگ دوم دریک، از نیروی هوایی ۴۲ پادشاهی متفقین هستم.

88
00:07:00,160 --> 00:07:02,990
‫از دیدنتون خوش‌وقتیم، سرهنگ دوم دریک.

89
00:07:02,990 --> 00:07:04,270
‫از طرف حزب،

90
00:07:04,270 --> 00:07:07,450
‫از فداکاری‌ها و خدمات یگان شما کمال تشکر رو دارم.

91
00:07:07,920 --> 00:07:12,110
‫مطمئنم همرزم‌های کشته‌شده‌م قدردان این حرفتون می‌شن.

92
00:07:12,110 --> 00:07:13,010
‫ببخشید...

93
00:07:14,320 --> 00:07:16,830
‫نیروی داوطلب ایالات متحد
‫سـتـوان مـــری ســـو

94
00:07:14,330 --> 00:07:16,880
‫شما افسر سیاسی فدراسیون هستید؟

95
00:07:17,380 --> 00:07:18,780
‫ستوان سو؟

96
00:07:19,410 --> 00:07:21,910
‫من ستوان مری سو هستم.

97
00:07:21,910 --> 00:07:26,720
‫شنیدم که افسران سیاسی در مورد جنبه‌های زندگی نظامی مشاوره می‌دن.

98
00:07:27,040 --> 00:07:30,780
‫راستش، کشته‌شده‌های یگان ما تو این خاک دفن شدن...

99
00:07:30,780 --> 00:07:33,180
‫ستوان، قبلاً در این مورد بحث کردیم.

100
00:07:33,450 --> 00:07:35,850
‫اما اونا باید تو وطن خودشون به خاک سپرده شن!

101
00:07:36,290 --> 00:07:38,750
‫خواهش می‌کنم اجازه بدید تو وطن خودشون دفن بشن.

102
00:07:39,680 --> 00:07:42,760
‫همه به وطنشون اهمیت می‌دن.

103
00:07:42,760 --> 00:07:43,990
‫درسته؟

104
00:07:46,310 --> 00:07:49,440
‫احساسی که داری رو... کاملاً درک می‌کنم!

105
00:07:49,440 --> 00:07:52,780
‫اگه اجازه بدی، هر کمکی از دستم بربیاد برات انجام می‌دم!

106
00:07:53,100 --> 00:07:55,040
‫جـ ـ جدی می‌گین؟

107
00:07:56,510 --> 00:07:59,940
‫ستوان سو، اشکالی نداره مری صدات کنم؟

108
00:07:59,940 --> 00:08:01,030
‫البته!

109
00:08:01,030 --> 00:08:02,500
‫ممنون.

110
00:08:02,930 --> 00:08:05,040
‫تو هم منو لیلیا صدا کن.

111
00:08:05,320 --> 00:08:08,020
‫میای با هم دوست بشیم؟

112
00:08:08,020 --> 00:08:09,800
‫بله، خوشحالم می‌شم.

113
00:08:10,750 --> 00:08:13,860
‫کمکت می‌کنم یادداشت‌ها رو آماده کنی.

114
00:08:13,860 --> 00:08:15,750
‫چشم، ممنون می‌شم.

115
00:08:16,720 --> 00:08:20,320
‫دوست ستوانتون خیلی سریع کار می‌کنه.

116
00:08:21,130 --> 00:08:23,860
‫مطمئنم کار سختی در پیش دارید، سرهنگ.

117
00:08:25,410 --> 00:08:28,880
‫راستش... اون کارش از خیلی‌ها بهتره.

118
00:08:29,550 --> 00:08:32,300
‫واقعاً؟ داری شوخی می‌کنی.

119
00:08:34,210 --> 00:08:39,030
‫در واقع، این امر که اون یکی از کمسیرهای سیاسی کشورمه باورنکردنیه.

120
00:08:39,310 --> 00:08:40,670
‫خب...

121
00:08:42,780 --> 00:08:44,040
‫نمی‌دونم چی بگم.

122
00:08:44,590 --> 00:08:46,850
‫ولی خبر خوبی نیست.

123
00:08:57,900 --> 00:09:02,010
‫این حملات ایذایی روزبه‌روز دارن بدتر می‌شن.

124
00:09:02,360 --> 00:09:07,280
‫چرا سربازای فدراسیون با این همه حمله‌ی بی‌پروا همراهی می‌کنن؟

125
00:09:09,220 --> 00:09:11,780
‫بازجوهای پلیس نظامی چی فهمیدن؟

126
00:09:11,780 --> 00:09:14,240
‫زندانی‌ها همه حرفشون یکی بود.

127
00:09:14,640 --> 00:09:18,020
‫همون چیزایی که انتظار داری از یه هوادار کمونیست بشنوی.

128
00:09:18,480 --> 00:09:20,740
‫کمونیست‌ها همینن دیگه.

129
00:09:20,740 --> 00:09:24,070
‫به‌نظر میاد «آرمان‌های والاشون» خوب پخش شده.

130
00:09:24,070 --> 00:09:26,450
‫وجب‌به‌وجب قلمروشون رو گرفته.

131
00:09:26,450 --> 00:09:30,580
‫سرهنگ... شما واقعاً از کمونیست‌ها متنفرین، نه؟

132
00:09:31,000 --> 00:09:33,960
‫از زندگی قبلیم همین‌طوری بودم.

133
00:09:33,960 --> 00:09:35,250
‫ببخشید...

134
00:09:35,700 --> 00:09:38,950
‫منم گزارش‌ها رو خوندم.

135
00:09:38,950 --> 00:09:42,470
‫همه‌شون خیلی شبیه به هم و پر از تعصب به نظر می‌رسن.

136
00:09:43,050 --> 00:09:44,640
‫منظورت چیه؟

137
00:09:45,220 --> 00:09:48,850
‫من خودم با چندتاشون مصاحبه کردم.

138
00:09:48,850 --> 00:09:50,500
‫اینم گزارششه.

139
00:09:51,170 --> 00:09:52,840
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،

140
00:09:52,840 --> 00:09:57,890
‫خانواده‌ی ستوان اون دوره‌ای که انقلاب شد
‫بار و بندیل‌شونو جمع کردن و از فدراسیون فرار کردن.

141
00:09:57,890 --> 00:10:00,360
‫باز خوبه یکی رو داریم که زنده‌ست و به زبون فدراسیون مسلطه.

142
00:10:02,740 --> 00:10:04,570
‫همه‌شون به جز افسرای سیاسی...

143
00:10:04,570 --> 00:10:07,580
‫احساس بیگانگی نسبت به کمونیسم ابراز کردن؟

144
00:10:07,580 --> 00:10:08,380
‫بله.

145
00:10:08,640 --> 00:10:13,540
‫به‌طور دقیق‌تر، عدم حمایت از افسران مافوقشون.

146
00:10:13,540 --> 00:10:18,220
‫و به‌نظر می‌رسید این صداها توی گزارش‌های نهایی حذف شده بودن...

147
00:10:24,300 --> 00:10:29,080
‫جناب افسر، می‌شه یه نخ سیگار بکشم؟

148
00:10:29,480 --> 00:10:34,250
‫من یه جادوگر نیروی هوایی‌ام. طبق مقررات نمی‌تونم سیگار بکشم.

149
00:10:35,790 --> 00:10:38,980
‫تنباکو ریه‌ها رو نابود می‌کنه.

150
00:10:43,060 --> 00:10:45,620
‫پس... یعنی فندکم نداری، نه؟

151
00:10:45,820 --> 00:10:48,000
‫درسته. شرمنده‌تم.

152
00:10:48,690 --> 00:10:52,340
‫دست‌خوش سرگرد وایس. تو این کارا خبره‌ست.

153
00:10:55,020 --> 00:10:59,220
‫بهم توضیح بده... چرا شماها... نــه؛

154
00:10:59,220 --> 00:11:01,080
‫«تو» به چه دلیل می‌جنگی؟

155
00:11:01,340 --> 00:11:05,760
‫چرا می‌جنگیم؟ معلومه دیگه، واسه دل خودمون.

156
00:11:05,760 --> 00:11:08,100
‫ما برای یه آینده‌ی بهتر می‌جنگیم.

157
00:11:08,650 --> 00:11:10,100
‫یه آینده‌ی بهتر؟

158
00:11:10,100 --> 00:11:15,310
‫اگه شکستتون بدیم، جامعه‌مون یکم بهتر می‌شه، غیر از اینه؟

159
00:11:16,420 --> 00:11:17,910
‫بذار یه سؤال دیگه بپرسم.

160
00:11:18,220 --> 00:11:22,960
‫چرا باورت اینه که جنگیدن با ما جامعه‌تون رو بهتر می‌کنه؟

161
00:11:22,960 --> 00:11:24,920
‫چون به کمونیسم اعتقاد داری؟

162
00:11:25,890 --> 00:11:28,910
‫منم تقریباً به همون اندازه‌ای که تو بهش اعتقاد داری، بهش معتقدم.

163
00:11:30,430 --> 00:11:32,910
‫جواب خیلی هوشمندانه‌ای بود.

164
00:11:35,800 --> 00:11:38,240
‫می‌گما... خری چیزی هستی؟

165
00:11:39,280 --> 00:11:41,930
‫کسیم هست که زادگاهش رو دوست نداشته باشه؟

166
00:11:43,210 --> 00:11:44,920
‫بدون هیچ قید و شرطی.

167
00:11:45,590 --> 00:11:46,830
‫اشتباه می‌گم؟

168
00:11:47,920 --> 00:11:52,370
‫پس بذار مطمئن شم. داری برای زادگاهت می‌جنگی، درسته؟

169
00:11:54,010 --> 00:11:57,590
‫شنیده بودم سربازای امپراتوری باهوشن.

170
00:11:57,590 --> 00:12:01,180
‫ولی هیچ فرقی با کمیسر سیاسی ندارین.

171
00:12:01,180 --> 00:12:02,420
‫هوی، خوب گوش کن...

172
00:12:02,420 --> 00:12:04,240
‫ما برای زادگاه‌مون می‌جنگیم.

173
00:12:04,240 --> 00:12:06,400
‫دلیلی بیشتر از این نیازه؟

174
00:12:06,400 --> 00:12:09,050
اگه بتونیم واسه خودمون اسم و رسمی به‌دست بیاریم،

175
00:12:09,050 --> 00:12:13,010
‫اون حرومیای حزب یه‌ بارم شده بهمون گوش می‌دن.

176
00:12:23,750 --> 00:12:26,510
‫«کسیم هست که زادگاهش رو دوست نداشته باشه؟»

177
00:12:26,510 --> 00:12:28,210
‫همین حرفو زد، نه؟

178
00:12:28,210 --> 00:12:29,760
‫بله. دقیقاً همین حرف رو زد.

179
00:12:30,700 --> 00:12:32,630
ریدم توش.

180
00:12:32,630 --> 00:12:35,170
‫پس بگو چرا انقدر روحیه‌شون بالاست...

181
00:12:35,540 --> 00:12:36,930
جناب سرهنگ؟

182
00:12:36,930 --> 00:12:37,760
دوزاریت کجه؟

183
00:12:38,300 --> 00:12:40,940
پیش خودمون فکر می‌کردیم داریم با کمونیست می‌جنگیم،

184
00:12:40,940 --> 00:12:43,230
‫ولی تمام مدت داشتیم با ناسیونالیست‌ها می‌جنگیدیم!

185
00:12:44,850 --> 00:12:49,620
‫درواقع با این فرمونی که پیش گرفتیم، داشتیم قوی‌ترشون می‌کردیم!

186
00:12:57,750 --> 00:13:00,750
‫ستاد فرماندهی استراتژیک امپراتوری

187
00:13:04,000 --> 00:13:06,880
‫اجازه بدید به‌طور ساده بیانش کنم.

188
00:13:06,880 --> 00:13:09,170
تعداد زیادی ازشون کشتیم.

189
00:13:09,900 --> 00:13:11,760
‫انتظار نداشتم اینو ازت بشنوم.

190
00:13:12,220 --> 00:13:14,150
‫فکر می‌کردم کسی برنده‌ی جنگی مثل این می‌شه که...

191
00:13:14,150 --> 00:13:17,040
‫کوه اجساد بزرگ‌تری پشت‌سرش به‌جا بذاره.

192
00:13:17,040 --> 00:13:18,770
‫درست عرض می‌کنید.

193
00:13:18,770 --> 00:13:23,440
‫هرچند اگه بتونیم دشمن رو نه با تیر، بلکه با کلمات شکست بدیم...

194
00:13:23,440 --> 00:13:25,540
هزینه‌ی کم‌تری پامون در میاد.

195
00:13:25,540 --> 00:13:28,150
‫ولی اینی که می‌گی نتیجه‌ای نداده.

196
00:13:28,370 --> 00:13:33,150
همین الانشم ترتیبی دادیم که خرابکارها در راستای
ضدکمونیست‌ها پروپاگاندا راه بندازن.

197
00:13:33,460 --> 00:13:36,470
‫هرچند هیچ نتیجه‌ای برامون نداشته.

198
00:13:36,470 --> 00:13:38,040
‫پس بیاید روش‌مون رو عوض کنیم.

199
00:13:38,430 --> 00:13:41,790
لطفاً قید حمله‌کردن به ایدئولوژی‌هاشون رو بزنید.

200
00:13:42,670 --> 00:13:43,540
‫چی گفتی؟

201
00:13:43,540 --> 00:13:45,480
‫چیزی که بهش نیاز داریم منطق نیست.

202
00:13:45,480 --> 00:13:49,920
‫قربان، چیزی که اهمیت داره احساسات مردمه.

203
00:13:50,310 --> 00:13:55,370
‫پروپاگاندامون نباید در راستای تضعیف روحیه‌ی دشمن باشه.

204
00:13:55,370 --> 00:13:57,560
‫بلکه باید تلاش کنیم تا بین‌شون تفرقه بندازیم.

205
00:13:58,320 --> 00:14:01,230
‫دشمن‌هامون از روی وفاداری‌شون به حزب نمی‌جنگن.

206
00:14:01,230 --> 00:14:04,370
‫بلکه سلاح‌هاشون رو دست می‌گیرن و برای زادگاه‌شون می‌جنگن.

207
00:14:04,630 --> 00:14:07,610
‫اوه، اینا نتایج بازجویی هستن.

208
00:14:08,980 --> 00:14:11,860
پلیس نظامی‌مون با پیش‌داوری زیادی وارد این ماجرا شد.

209
00:14:12,630 --> 00:14:15,890
خودمم چشم دیدن این کمونیستای تخم‌سگو ندارم،

210
00:14:15,890 --> 00:14:18,370
واسه همین حواسم به این قضیه نبود.

211
00:14:20,380 --> 00:14:25,120
‫چیزی که دشمن‌مون رو در میدون نگه می‌داره ایدئولوژی نیست، ملی‌گراییه.

212
00:14:25,120 --> 00:14:30,140
که یعنی کارمون باید جدا کردن کمونیست‌ها از بقیه‌ی افرادشون باشه.

213
00:14:30,140 --> 00:14:35,760
پس یعنی در مورد ملی‌گرایی فدراسیون با
روش «تفرقه بنداز و حکومت کن» پیش بریم؟

214
00:14:35,760 --> 00:14:40,630
‫نه، «حکومت کردن» چیزیه که ارتش‌مون دیگه قدرت کافی برای انجامش نداره.

215
00:14:40,820 --> 00:14:44,070
‫چیزی که بهش نیاز داریم کسیه که بتونم وظایف رو بهش محول کنیم.

216
00:14:44,490 --> 00:14:46,780
‫یه دوست واقعی و حقیقی.

217
00:14:47,200 --> 00:14:49,420
‫پیشنهاد جالبی بود.

218
00:14:49,420 --> 00:14:54,240
اما واسه منی که پا به سن گذاشتم، پیدا کردن
دوستای جدید دیگه کار راحتی نیست.

219
00:14:54,240 --> 00:14:58,260
‫اما یه جمله‌ی معروف دیپلماتیک وجود داره؛

220
00:14:58,260 --> 00:15:00,830
‫«دشمن دشمنم دوست منه.»

221
00:15:01,080 --> 00:15:04,080
پس می‌گی در مورد اینکه با کی دوست بشیم نظری داری؟

222
00:15:04,370 --> 00:15:05,590
‫البته.

223
00:15:06,180 --> 00:15:10,540
‫شوراهای ملی که تو بخش‌های اشغال‌شده‌ی جبهه‌ی شرقی قرار دارن ایده‌آلن.

224
00:15:10,970 --> 00:15:13,050
‫اگه باهاشون همکاری کنیم...

225
00:15:13,050 --> 00:15:15,670
‫باید بتونیم تعداد حملات چریکی به جبهه‌ی شرقی رو کم‌تر کنیم.

226
00:15:17,430 --> 00:15:21,930
‫قربان، ما می‌تونیم دوست پیدا کنیم!

227
00:15:27,970 --> 00:15:29,860
‫یه واگن تدارکات دیگه رو هم از دست دادیم؟

228
00:15:29,860 --> 00:15:33,150
‫بله، مثل اینکه بهش حمله شده.

229
00:15:33,800 --> 00:15:37,000
‫این‌طوری باید با آب خودمونو سیر کنیم.

230
00:15:37,000 --> 00:15:40,870
‫شنیدم یه‌نفر تو یکی از گشت‌زنی‌ها به طرز عجیبی مرد.

231
00:15:41,220 --> 00:15:44,540
‫داستان مسموم شدن چاه هم هست...

232
00:15:50,190 --> 00:15:51,600
‫بفرما خودت بخور.

233
00:15:52,040 --> 00:15:54,720
‫چی شده؟ چه خبره؟

234
00:15:54,720 --> 00:15:57,750
‫چـ ـ چیزی نیست.

235
00:15:57,750 --> 00:15:59,820
‫محض اطمینان بذارین بگم.

236
00:15:59,820 --> 00:16:04,050
‫موقع مواجهه با محلی‌ها وظیفه‌ دارین شدیداً از قوانین بین‌المللی پیروی کنین.

237
00:16:04,050 --> 00:16:07,800
‫حتی اگه اتفاقی هم افتاد، به صورت مناسب بهش رسیدگی کنین.

238
00:16:07,800 --> 00:16:11,860
‫حـ ـ حتی الان هم باید همون‌طور باهاشون رفتار کنیم
‫که وقتی تو زادگاه‌مون بودیم رفتار می‌کردیم؟

239
00:16:11,860 --> 00:16:14,040
‫راستشو بگم دیگه به اینجامون رسیده.

240
00:16:14,500 --> 00:16:17,740
‫تا حدودی می‌فهمم چی می‌گین.

241
00:16:18,230 --> 00:16:21,490
‫ولی خیلی زود تمام نگرانی‌هاتون رفع می‌شه.

242
00:16:24,250 --> 00:16:26,750
‫منطقه اشغالی امپراتوری در قلمرو فدراسیون

243
00:16:59,990 --> 00:17:03,540
‫اکنون، از طرف امپراتوری،

244
00:17:03,540 --> 00:17:07,530
‫اینجانب، سپهبد هانس فون زتور سخنرانی‌ خواهم کرد.

245
00:17:08,470 --> 00:17:11,310
‫خطاب به تمام افرادی که درحال گوش کردن هستند...

246
00:17:11,310 --> 00:17:15,360
ما در امپراتوری، تنها یک خواسته داریم.

247
00:17:16,260 --> 00:17:17,530
‫صلح.

248
00:17:17,530 --> 00:17:24,310
درست مثل شما، من هم خواستار برقراری صلح برای زادگاهم هستم.

249
00:17:25,820 --> 00:17:28,310
‫صلح. صلح. صلح.

250
00:17:28,840 --> 00:17:32,130
‫اگه به‌خاطر اون کمونیست‌های ملعون نبود،

251
00:17:32,130 --> 00:17:37,410
‫آیا ما و شما مسلح می‌شدیم؟ دلیلی براش بود؟

252
00:17:37,820 --> 00:17:42,580
‫ما صرفاً مسلح شدیم تا از زادگاهمون دفاع کنیم.

253
00:17:42,870 --> 00:17:46,580
‫قسم می‌خوریم به‌ محض رسیدن به صلح...

254
00:17:46,580 --> 00:17:50,340
‫سلاح‌هامون رو زمین گذاشته و به زادگاه خود برخواهیم گشت.

255
00:17:50,340 --> 00:17:55,080
‫ما قصدی بر اینکه مناطق اشغالی‌ رو جذب کنیم، نداریم.

256
00:17:55,080 --> 00:17:59,580
‫بزرگ‌ترین خواسته‌ی ما هم‌زیستی با مردم مستقلی‌ است...

257
00:17:59,580 --> 00:18:02,430
‫که قلمرو و دولت خودشون رو دارن!

258
00:18:03,230 --> 00:18:06,840
‫کسی هم هست که زادگاهش رو دوست نداشته باشه؟

259
00:18:06,840 --> 00:18:10,240
‫کسی هم هست که خونه‌ش رو دوست نداشته باشه؟

260
00:18:10,240 --> 00:18:11,860
‫ازتون تمنا می‌کنیم...

261
00:18:12,400 --> 00:18:15,350
به‌عنوان دوست و هم‌رزمتون...

262
00:18:16,090 --> 00:18:19,080
‫اشاره بـه داستان دفاع پوبلیوس هوراتیوس کوکلس، سرباز رومی و
‫دفاع مشهورش از پل سوبلیکیوس در جنگ میان روم و اتروسکان.

263
00:18:16,090 --> 00:18:19,080
‫مانند هوراسی بر فراز پل...

264
00:18:19,080 --> 00:18:23,530
‫خواهش‌مندم اجازه بدید دوشادوش شما قدم برداریم!

265
00:18:24,320 --> 00:18:27,240
‫حقاً که به‌عنوان یه شخص آدم بی‌نظیریه...

266
00:18:27,240 --> 00:18:29,770
‫و به‌عنوان عضوی از سازمان یه هیولاست.

267
00:18:30,410 --> 00:18:35,430
‫از طرف امپراتوری، اکنون و همین‌جا اعلام می‌کنم...

268
00:18:41,540 --> 00:18:46,250
‫که مناطق تحت کنترل نظامی خود رو به حکومت غیرنظامی واگذار خواهیم کرد!

269
00:18:53,290 --> 00:18:58,230
بنابراین، امیدوارم چنین باشد که آینده‌ی رایش و دوستان عزیزش...

270
00:18:58,530 --> 00:19:00,700
غرق در نور باشد!

271
00:19:02,340 --> 00:19:05,740
‫عجب کلاه‌برداریه.

272
00:19:06,140 --> 00:19:11,410
مطمئنم از الان یه اتاق مخصوص خودش براش تو جهنم آماده کردن.

273
00:19:13,880 --> 00:19:16,630
‫سفارت پادشاهی متفقین در مسکووا

274
00:19:14,200 --> 00:19:17,040
‫به سلامتی دوستان جدیدمون!

275
00:19:17,040 --> 00:19:20,140
‫به سلامتی همکاری باشکوه ارتش‌هامون!

276
00:19:20,140 --> 00:19:22,730
‫ما مایلیم یه جبهه‌ی دوم باز کنیم...

277
00:19:22,730 --> 00:19:25,220
‫تا به امپراتوری نشون بدیم چه دوست‌های خوبی هستیم!

278
00:19:25,220 --> 00:19:30,470
‫البته. اما زادگاه‌مون وسط یه جنگ وسیع هوایی افتاده...

279
00:19:31,580 --> 00:19:34,980
‫همرزم دبیر، یه مشکلی پیش اومده!

280
00:19:34,980 --> 00:19:37,600
‫امپراتوری... متحد شده!

281
00:19:37,600 --> 00:19:40,980
‫اونا با ملی‌گرایان قومی متحد شدن!

282
00:19:40,980 --> 00:19:45,080
‫اونا فرآیند تشکیل دولت‌های موقت رو شروع کردن...

283
00:19:45,080 --> 00:19:47,970
‫و دارن قدرت رو در قلمروهای تحت کنترل‌شون منتقل می‌کنن!

284
00:19:49,200 --> 00:19:51,240
‫دشمن جهان...

285
00:19:51,240 --> 00:19:54,590
‫همون امپراتوری منفور... دوست پیدا کرده!

286
00:19:59,960 --> 00:20:05,090
‫به‌لطف اون آدم، امپراتوری یه روز دیگه هم زنده می‌مونه تا آفتاب فردا رو ببینه.

287
00:20:10,580 --> 00:20:14,900
‫اگه یه دوست دیگه داشتیم که به‌درد تموم کردن جنگ می‌خورد...

288
00:20:14,900 --> 00:20:16,340
‫اوه، جناب سرهنگ!

289
00:20:16,340 --> 00:20:19,440
‫تو لیست تجدید تدراکات قهوه هم بود!

290
00:20:19,980 --> 00:20:21,690
‫چی؟ راست می‌گی؟

291
00:20:21,690 --> 00:20:24,350
‫بله. هرچند بی‌کیفیت‌ترین نوع ممکنه.

292
00:20:24,350 --> 00:20:26,690
تو این وضعیت که دنبال کیفیت نیستم!

293
00:20:26,950 --> 00:20:29,200
کـــــافـــئــــیـــــن!

294
00:20:30,510 --> 00:20:32,630
‫اشاره به آخرین سخنان یوهان ولفگانگ فون گوته، شاعر، نویسنده،
‫نقاش، محقق، انسان‌شناس، فیلسوف و سیاستمدار آلمانی.

295
00:20:30,510 --> 00:20:32,630
‫همونطور که می‌گن باشد که نور بیشتری بتابد.

296
00:20:32,630 --> 00:20:35,080
پس بذارین براتون ترکیبی به سیاهی شیطان...

297
00:20:35,080 --> 00:20:38,300
به داغی جهنم، به پاکی یه فرشته...

298
00:20:38,300 --> 00:20:41,390
و به شیرینی عشق؛ یعنی یه فنجون قهوه آماده کنم!

299
00:20:43,360 --> 00:20:45,220
‫زحمتشو بکش.

300
00:20:48,970 --> 00:20:53,400
‫الان که بهش فکر می‌کنم، همه‌ش به‌لطف افسر دوم مستعدمه.

301
00:20:53,630 --> 00:20:56,380
‫از زمان جنگ راین می‌شناسمش...

302
00:20:56,380 --> 00:20:59,400
‫ولی حس می‌کنم دیگه حتی گستاخانه‌ست که بخوام فقط یه دوست بدونمش.

303
00:21:00,080 --> 00:21:03,570
‫دیگه کی رو خیلی‌وقته می‌شناسم؟

304
00:21:05,840 --> 00:21:09,010
‫تو یکی نه! بیا برو کون لقت!

305
00:21:09,010 --> 00:21:12,010
‫ستوان، اون عروسک لعنتی اون‌جا چه غلطی می‌کنه؟!

306
00:21:12,010 --> 00:21:14,330
‫تو خونه‌ای که اشغال کردیم بود.

307
00:21:14,330 --> 00:21:15,790
‫با خودم گفتم بامزه‌ست.

308
00:21:15,790 --> 00:21:16,620
‫بندازش دور!

309
00:21:16,620 --> 00:21:18,930
‫همین الان بندازش دور!

310
00:21:20,130 --> 00:21:23,130
‫فرماندهی ارتش پادشاهی ایلدوا

311
00:21:23,360 --> 00:21:27,130
‫یعنی تو قلمروی فدراسیون، شوراهای ملی برای خودگردانی تشکیل دادن؟

312
00:21:27,130 --> 00:21:31,140
‫می‌بینم که متحدین ما بدجوری به مصلحت دولت اعتقاد دارن.

313
00:21:31,430 --> 00:21:37,440
‫بالأخره ما هم دوستشون حساب می‌شیم، امیدوارم به حرف‌های ما هم گوش بدن.

314
00:21:40,000 --> 00:21:50,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

315
00:23:11,620 --> 00:23:16,350
‫ببخشید، چطوره شما هم تو بازجویی زندانی شرکت کنید؟

316
00:23:16,350 --> 00:23:17,930
‫انتظارشو نداشتم.

317
00:23:17,930 --> 00:23:19,750
‫خیر سرت این‌همه مدت این‌جا بودی ولی بازم این حرفو می‌زنی؟

318
00:23:20,040 --> 00:23:21,940
‫منو ببین.

319
00:23:22,740 --> 00:23:25,050
‫منو ببین!

320
00:23:25,050 --> 00:23:27,140
منو ببینه فکر می‌کنه یه بچه‌م!

321
00:23:27,140 --> 00:23:29,400
‫انتظار داری تو کل بازجویی گردنمو بالا بگیرم؟

322
00:23:29,400 --> 00:23:31,700
‫شبیه بچه‌ی گمشده‌ای که رفته اداره پلیس می‌شم!

323
00:23:31,700 --> 00:23:33,470
‫مـ ـ معذرت می‌خوام!

324
00:23:33,470 --> 00:23:35,630
‫پس براتون یه صندلی کودک میارم!

325
00:23:35,640 --> 00:23:40,090
‫قسمت بعد
‫میانجی خیرخواه

326
00:23:36,020 --> 00:23:37,560
‫نـــــــــــــــخـــــــــــیـــــــــــــــــــــــر!
