WEBVTT

00:04.660 --> 00:06.320
‫آه، پروردگارا...

00:07.240 --> 00:08.770
‫مرا ببخش...

00:09.270 --> 00:12.480
‫مرا ببخش که زمین را با خون دشمنانم رنگین کردم،

00:12.480 --> 00:15.470
‫و مرا به سرزمین موعود هدایت کن.

00:16.270 --> 00:19.420
‫چرا که من گوسفندی بی‌چاره و نادانم.

00:19.420 --> 00:21.960
‫گوسفندی که از حقیقت بی‌خبر است.

00:23.600 --> 00:27.290
‫در ستایش پروردگارم سرودی می‌خوانم.

00:28.020 --> 00:35.060
‫آه، پروردگارم رو می‌ستایم. قلب پروردگارم را می‌ستایم.

00:44.130 --> 00:48.270
‫مادرقحبه. ترجیح می‌دم بندازمت جلوی خوک‌ها که یه لقمه‌ت کنن.

00:48.290 --> 01:00.290
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:00.620 --> 01:02.280
‫همه توجه کنن!

01:11.770 --> 01:14.830
‫خدایا... عجب دختر شیطونی هستی.

01:14.830 --> 01:18.550
‫اون‌قدر غرق احساساتم که نمی‌تونم خودمو کنترل کنم!

01:26.920 --> 01:29.890
‫پری کوچولی خوشگل من...

01:44.930 --> 01:47.800
‫واقعاً گند زدی به همه‌چی.

01:48.480 --> 01:51.350
‫از اینکه پام رو از گلیمم درازتر کردم پشیمونم.

01:54.650 --> 01:57.660
‫اما این خواست خداست.

01:57.660 --> 02:00.220
‫اون هرجوری هست باید شکست بخوره...

02:01.740 --> 02:02.600
‫اون...

02:03.190 --> 02:04.410
‫شیطان رو می‌گم!

02:13.170 --> 02:14.860
‫جدی میگی؟

02:14.860 --> 02:17.730
‫می‌خوای سرهنگ دوم دگورچاف رو بذاری مسئول اون تیم ضربت؟

02:19.030 --> 02:20.320
‫البته.

02:20.320 --> 02:23.120
‫با وضعیتی که فعلاً جنگ در پیش گرفته،

02:23.120 --> 02:25.490
‫چاره‌ای نداریم جز اینکه بکنیمش مسئول ایده‌ی خودش.

02:25.490 --> 02:27.130
‫ا ـ اما...

02:27.750 --> 02:30.290
‫پشت ظاهر اون دختربچه‌ی معصوم...

02:33.180 --> 02:34.760
‫...یه هیولا قایم شده.

02:39.130 --> 02:41.230
‫حرفت همینه دیگه، نه؟

02:46.960 --> 02:50.070
‫به تیم ضربت من خوش اومدید!

02:50.620 --> 02:54.070
‫همرزمان فوق‌العاده‌ی من، که از حضور در کنارتون خرسند شدم...

02:54.300 --> 02:58.400
‫بیاید برای دوستان جدیدمون جشن بگیریم!

02:58.860 --> 03:03.450
‫و اینکه به شما تازه‌واردها هم با آغوش باز خوش‌آمد می‌گم.

03:03.680 --> 03:08.150
‫به میدان نبرد من... یعنی میدان نبردمون، خوش اومدید.

03:08.620 --> 03:10.870
‫این دنیا مهد ناعدالتیه!

03:10.870 --> 03:13.870
‫میدون جنگ هم مهد دیوانه‌بازی بی‌پایانه!

03:15.030 --> 03:17.430
‫که این برای شماها یعنی...

03:17.430 --> 03:19.220
‫الان آزادید دوستان...

03:20.350 --> 03:21.800
‫آزادید که تصمیم بگیرید!

03:21.800 --> 03:24.910
‫تصمیم بگیرین که می‌خواید بجنگید یا بمیرید!

03:26.450 --> 03:28.950
‫به خط مقدم خوش اومدید!

03:29.370 --> 03:31.980
‫زمان، زمانِ جنگه!

03:35.060 --> 03:39.990
این داستان یک اثر تخیلی است. افراد، سازمان‌ها، مکان‌ها، قوانین، نام‌ها و غیره هیچ ارتباطی با همتایان واقعی خود ندارند.

03:36.200 --> 03:37.960
‫چطور؟

03:37.960 --> 03:39.980
‫چطور همچین اتفاقی افتاد؟

03:39.990 --> 03:42.200
سال یکپارچه‌ی ۱۹۲۶، پاییز

03:42.280 --> 03:48.370
جبهه‌ی شرقی، نزدیک خط مقدم

03:50.240 --> 03:52.110
‫این‌جا تو تیررس دشمنیم!

03:50.250 --> 03:57.710
فرمانده پیاده‌نظام تیم رزمی سالاماندر ارتش امپراتوری
ســــروان لـیـنـهـارت تـــــون

03:50.250 --> 03:57.710
جانشین فرمانده پیاده‌نظام تیم رزمی سالاماندر ارتش امپراتوری
ســتـــوان کـــلاوس تـــوسپــان

03:52.110 --> 03:53.550
‫دستور عقب‌نشینی بده!

03:53.550 --> 03:57.850
‫حرفشم نزن! اصل دفاع انعطاف‌پذیر ایجاب می‌کنه که از این نقطه دفاع کنیم!

04:01.320 --> 04:04.400
‫پیاده‌نظام ما یه مشت احمقِ نفهمن.

04:04.400 --> 04:07.590
‫پناه گرفتن تو سنگر اون‌جا چه فایده‌ای داره؟

04:13.260 --> 04:15.880
‫نیروهای خودی گیر افتادن! باید ازشون محافظت کنیم!

04:13.270 --> 04:17.110
فرمانده واحد زرهی تیم رزمی سالاماندر ارتش امپراتوری
ســـروان الــمــر آرنــــس

04:15.880 --> 04:17.800
‫نیروهای دشمن رو نابود کنین!

04:20.610 --> 04:23.490
‫بهمون حمله شده! عقب‌نشینی کنین! عقب‌نشینی!

04:22.510 --> 04:25.630
‫تازه تانک‌چی‌هامون یه‌مشت سگ بی‌عقلن که حتی نمی‌تونن بشینن؟

04:25.630 --> 04:29.400
‫الان وظیفه‌مون حمله نیست! وظیفه‌مون نجات نیروهای خودیه!

04:29.400 --> 04:32.960
‫پایگاه نیروهای خودی محاصره شده! ازشون پشتیبانی می‌کنیم!

04:29.410 --> 04:34.290
فرمانده توپخانه تیم رزمی سالاماندر ارتش امپراتوری
ســـروان رولـــف مــِـبـِــرت

04:32.960 --> 04:34.890
‫توپ‌خونه، آتیش‌بارون کنین!

04:39.660 --> 04:41.310
‫مهمات‌مون تموم شده!

04:41.310 --> 04:42.060
‫چــــی؟

04:42.060 --> 04:44.810
‫توپ‌خونه‌مون هم که یه‌مشت کودنن!

04:44.810 --> 04:49.180
‫اصلاً یه درصد فکر کردین اون پایگاه ارزش این‌همه گلوله داره یا نه؟

04:49.180 --> 04:54.020
فرمانده گروهان چهارم گردان ۲۰۳ جادوگران هوایی ارتش امپراتوری
ســتــوان تـئـوبالد ووسـتــمـــان

04:49.580 --> 04:51.700
‫زود باشین! اوج بگیرین!

04:51.700 --> 04:53.300
‫آرایشتون رو حفظ کنین!

04:55.120 --> 04:59.280
‫جادوگرهای جدیدمون که حتی به‌درد سپر انسانی شدنم نمی‌خورن.

05:01.130 --> 05:03.770
‫همه‌شون سخت در تلاشن، ولی از دم خنگن!

05:03.770 --> 05:06.780
‫چرا من مسئول این تیم ضربت شدم؟!

05:06.780 --> 05:10.780
‫قسمت اول
‫تیم ضربت سمندر

05:07.800 --> 05:09.940
‫اَه... ریدم تو این وضعیت!

05:10.780 --> 05:19.210
فرمانده گردان ۲۰۳ جادوگران هوایی ستاد استراتژیک ارتش امپراتوری و فرمانده تیم ضربت سمندر
ســـرهــنــگ دوم تـــانـــیـــا فـون دگورچاف

05:11.070 --> 05:14.540
‫وقتی زمان کافی برای آموزششون نداشته باشم همین میشه دیگه.

05:14.540 --> 05:16.800
‫عین آب تو هاون کوبیدنه.

05:16.800 --> 05:18.760
‫سرهنگ دوم! جنگنده‌ها!

05:19.200 --> 05:21.470
‫چهارتاشون دارن میان سمت ما!

05:22.000 --> 05:25.040
‫ارتفاع ۹۵۰۰، سرعت ۳۵۰!

05:22.050 --> 05:25.050
جانشین فرمانده گردان ۲۰۳ جادوگران هوایی ارتش امپراتوری
ستوان ویکتوریا ایوانوونا سربریاکوف

05:25.040 --> 05:27.270
‫هدفشون پایگاه زمینی‌مونه!

05:25.050 --> 05:30.010
فرمانده گروهان سوم گردان ۲۰۳ جادوگران هوایی ارتش امپراتوری
سروان راینر نویمان

05:26.930 --> 05:30.010
فرمانده گروهان دوم گردان ۲۰۳ جادوگران هوایی ارتش امپراتوری
سروان ویلیبالد کونیگ

05:27.270 --> 05:30.000
‫واحد ستوان گرانتز از همه نزدیک‌تره! تو راهن که برن کمک!

05:30.000 --> 05:34.020
‫داریم با تمام سرعت می‌ریم، ولی جنگنده‌ها زودتر می‌رسن!

05:30.140 --> 05:32.470
فرمانده گروهان یکم گردان ۲۰۳ جادوگران هوایی ارتش امپراتوری
ســتــوان وارن گـــرانــتـــز

05:42.240 --> 05:43.390
‫جنگنده‌های دشمن دارن نزدیک می‌شن!

05:47.480 --> 05:49.360
‫نمی‌تونیم این موقعیت رو حفظ کنیم!

05:50.620 --> 05:53.710
‫اون جادوگرا دارن چه غلطی می‌کنن؟

06:06.020 --> 06:10.610
‫لعنتی. بهتون گفتم که نیاین توی دست‌و‌پام.

06:12.540 --> 06:13.990
‫زود رسیدی.

06:13.990 --> 06:16.750
‫ببخشید! می‌ریم برای رهگیری.

06:15.930 --> 06:16.920
‫وایسا.

06:17.260 --> 06:20.470
‫بذار بهشون یه آموزش تاکتیکی بدم. خودم می‌رم.

06:20.470 --> 06:21.950
‫خودتون قربان؟

06:22.370 --> 06:25.690
‫فدراسیون برای جنگنده‌هاش اسکورت جادوگر نمی‌ذاره.

06:25.690 --> 06:28.360
‫بقیه‌تون از عقب‌نشینیِ نیروهای زمینی پشتیبانی کنین.

06:37.450 --> 06:39.940
‫سگ امپراتوری رو! همین یکی رو فرستادن؟

06:39.940 --> 06:40.830
‫فکر کردی خفنی؟!

06:51.280 --> 06:53.370
‫کمونیست باید این‌طوری باشه!

06:53.370 --> 06:56.390
‫عاشق اینن جون سربازها و مهمات‌شونو حروم کنن!

06:58.300 --> 07:00.340
‫چطور می‌تونه این‌طوری حرکت کنه؟

07:00.340 --> 07:01.890
‫جادوگر اسم و رسم‌داریه؟

07:01.890 --> 07:03.520
‫«شیطان راین»ـه؟!

07:18.340 --> 07:20.920
‫بعید می‌دونم کسی از این دلقک‌بازیا چیزی یاد بگیره.

07:21.370 --> 07:22.710
‫دشمن رؤیت شد!

07:22.710 --> 07:25.420
‫بهشون نشون بدین چی توی دوره‌ی آموزشی یاد گرفتین!

07:30.930 --> 07:33.520
‫دارم این‌جا می‌جنگما خیرسرم!

07:33.520 --> 07:35.700
‫بلد نیستین چطوری با نیروی خودی همکاری کنین؟!

07:35.700 --> 07:36.210
‫حالا!

07:37.480 --> 07:39.980
‫بمیر، هـــــــیولا!

07:58.900 --> 08:00.730
‫از آسمون انداختش پایین؟

08:00.730 --> 08:02.790
‫وقتی «بال‌های نقره‌ای» داشته باشی این‌طوری میشه...

08:03.790 --> 08:04.960
‫نــه...

08:05.800 --> 08:07.120
‫این‌طوری فایده نداره!

08:16.000 --> 08:18.420
‫اوه، خدایا!

08:19.320 --> 08:22.030
‫حتی این کمونیستای تخم‌سگم واسه کمکِ خدا التماس می‌کنن؟

08:22.030 --> 08:25.550
‫حالم از آدمایی که به این خزعبلات چنگ می‌زنن به‌هم می‌خوره.

08:26.480 --> 08:30.610
‫آه، پروردگارا، به ما تعادل و نظم عطا فرما.

08:30.610 --> 08:33.770
‫به ما آرامش و سرزمین موعود را عطا فرما.

08:34.350 --> 08:37.100
‫ای که چوپان راه ما بندگانی.

08:37.100 --> 08:41.040
‫ما را در مسیر سختی‌ها راهنمایی کن و به بالای این تپه برسان.

08:41.380 --> 08:44.170
‫ای که تاجِ افتخار موعودی،

08:44.170 --> 08:45.530
‫منزلگاه شرافت...

08:45.530 --> 08:48.390
‫دنیایی مملو از صلح و پاکی.

08:49.370 --> 08:50.840
‫باشد که انجیل تو...

08:52.300 --> 08:53.420
‫در دنیا...

08:54.080 --> 08:56.590
‫و زمین، طنین‌انداز شود.

09:13.380 --> 09:16.610
‫لعنتی. آخه چرا باید خدا رو ستایش کنم؟

09:17.030 --> 09:19.520
‫اون حرومی می‌خواد مغزمو شستشو بده.

09:20.380 --> 09:22.000
‫این‌جا صفر-دوـه.

09:22.000 --> 09:24.480
‫عقب‌نشینی نیروهای زمینی‌مون تکمیل شد.

09:24.480 --> 09:25.760
‫دریافت شد.

09:26.520 --> 09:28.880
‫تمام نیروها، فوراً برگردین پایگاه.

09:29.250 --> 09:33.620
‫درضمن، مثل اینکه سربازهای جدیدمون
‫هنوز الفبای جنگیدن رو بلد نیستن.

09:34.340 --> 09:38.490
‫وقتی برگشتیم، می‌خوام تک‌تک فرمانده‌های یگان‌ها تو چادرم باشن.

09:38.970 --> 09:41.680
پادگان تیم ضربت سمندر

09:42.230 --> 09:46.100
‫سروان آرنس. چرا تانک‌هاتو فرستادی جلو؟

09:46.100 --> 09:49.410
‫مفهوم «نیروهای ذخیره» توی دایره لغاتت جایی نداره؟

09:50.140 --> 09:54.200
‫سروان مِبِرت، انگار نمی‌دونی یه گلوله‌ی توپ چقدر پول بالاش رفته.

09:54.200 --> 09:58.080
‫اگه شروع کنم از حقوقت کم کنم حساب کار دستت میاد؟

09:58.720 --> 10:01.800
‫سروان تون و ستوان توسپان، شماها کلاً عقل ندارین؟

10:01.800 --> 10:04.000
‫کدوم آدم عاقلی توی خط مقدم سنگر می‌گیره؟

10:04.000 --> 10:06.710
‫توی جبهه‌ی شرقی، دفاع از پایگاهمون بالاترین اولویت رو داره.

10:07.810 --> 10:11.350
‫ووستمان، حداکثر زمان پروازت همچنان دو رقمیه؟

10:11.350 --> 10:12.710
‫مایه‌ی تأسفه.

10:12.710 --> 10:15.370
‫با این وضعیت هنوز روز به شب نرسیده تو هوا زدنت.

10:16.210 --> 10:17.860
‫بذارین قشنگ روشن‌تون کنم؛

10:17.860 --> 10:21.200
‫نیروهای ما به سرعتشون افتخار می‌کنن.

10:21.200 --> 10:23.800
‫اما این جبهه خیلی بزرگه، و ما...

10:24.610 --> 10:26.220
‫فقط می‌تونیم از یه نقطه دفاع کنیم.

10:26.220 --> 10:28.790
‫بنابراین، باید همون یه نقطه رو مستحکم کنیم.

10:28.790 --> 10:33.990
‫اگه نتونیم این کارو بکنیم، نیروهای از پیش تحلیل‌رفته‌مون جدا میفتن و نابود می‌شن.

10:33.990 --> 10:37.460
‫ا ـ اما قربان، اگه تو پایگاهمون بمونیم محاصره می‌شیم!

10:37.460 --> 10:41.780
‫نظریه‌ی دفاع انعطاف‌پذیر بهمون می‌گه که هرگز ابتکار عمل رو از دست ندیم!

10:41.780 --> 10:43.740
‫ببند دهنتو، کرمِ‌کتاب دوزاری!

10:44.120 --> 10:47.580
‫اون نظریه‌ی دفاع انعطاف‌پذیری که بهت یاد دادن...

10:47.580 --> 10:50.750
‫فقط تو شرایطی جواب می‌ده که تجهیزات کافی، تدارکات کافی...

10:50.750 --> 10:53.250
‫و نیروی انسانی کافی داشته باشیم!

10:53.560 --> 10:57.340
‫این‌جا توی جهبه‌ی شرقی، همچین چیزی غیرممکنه.

10:57.340 --> 11:02.260
‫اما شماها حاضر نیستین این واقعیت رو بپذیرین.

11:02.260 --> 11:03.820
‫لعنتی.

11:03.820 --> 11:08.060
‫هیچی بدتر از این نیست که طرفت لجباز، احمق و سخت‌کوش باشه.

11:10.430 --> 11:14.290
‫جنگ با تجاوز «ائتلاف اِنتنِت» به مرزهای ما شروع شد.

11:14.290 --> 11:17.250
‫حالا هم شعله‌ش به کل قارّه کشیده شده.

11:18.480 --> 11:21.570
‫ما مناطق شمالی ائتلاف انتنت رو اشغال کردیم،

11:21.570 --> 11:23.900
‫اما حالا نیروهای چریکی دارن سخت می‌جنگن.

11:24.410 --> 11:26.020
‫و پایین توی قارّه‌ی جنوبی،

11:26.020 --> 11:30.040
‫هنوز داریم با گروهی می‌جنگیم که به خودشون می‌گن «جمهوری آزاد».

11:32.860 --> 11:35.680
‫جنگ ما علیه «فدراسیون» توی جبهه‌ی شرقی...

11:35.680 --> 11:38.060
‫نشون داده که قراره یه نبرد فرسایشی بشه.

11:39.170 --> 11:44.650
‫ما داریم تلفات سنگینی از ارتش امپراتوری می‌دیم.

11:39.550 --> 11:46.970
جایی در مسکو، اتاق کنفرانس حزب مردم

11:44.650 --> 11:50.980
‫و اونایی که اجازه دادن این اتفاق بیفته باید خشم مردم رو بچشن!

11:50.980 --> 11:55.740
‫بابت همین مسئله، باید با همدیگه متحد بشیم!

11:55.730 --> 11:57.480
رهــبــر حـــــزب
همرزم دبیر جوزف

11:57.470 --> 12:01.330
‫ما باید به رفقای سابقمون فرصت جبران بدیم!

11:57.480 --> 12:06.490
عضو کمیته کمیساریای خلق در امور داخلی
هــمــرزم لــــوریـــا

12:01.330 --> 12:06.500
‫باید جادوگرهایی رو که به جرم طرفداری از نظام قدیم تبعید کرده بودیم برگردونیم!

12:08.040 --> 12:13.490
‫ا ـ اما خود مسئله‌ی وجود جادوگرها برخلاف اصول حزبه.

12:13.490 --> 12:17.790
‫اوه؟ همرزم عزیزم، یعنی داری می‌گی با اینکه...

12:17.790 --> 12:21.500
‫این عناصر ضدانقلاب با ارتش امپراتوری بجنگن مخالفی؟

12:21.500 --> 12:24.410
‫نـ ـ نه! من فقط...

12:26.000 --> 12:28.010
‫همرزم دبیر عزیزم،

12:28.010 --> 12:31.930
‫می‌تونم برای وارد کردن جادوگرها به ارتش اقدام کنم؟

12:32.730 --> 12:37.840
‫و در سمت غرب هم... «پادشاهی متفقین» برتری هوایی رو حفظ کرده،

12:37.840 --> 12:40.360
‫در حالی که سعی می‌کنه روش‌های جدیدی برای همکاری پیدا کنه.

12:40.360 --> 12:42.690
پایتخت پادشاهی متفقین، وایت‌هال

12:43.910 --> 12:45.950
‫جناب نخست‌وزیر چِربول،

12:45.950 --> 12:49.450
‫شما می‌خواید همکاری نزدیک‌تری با فدراسیون داشته باشید؟

12:45.950 --> 12:49.450
نیروی دریایی پادشاهی متفقین
سرلشکر دونالد هابرگرام

12:49.450 --> 12:56.460
نخست‌وزیر پادشاهی متفقین
چـــــربـــــول

12:51.690 --> 12:53.890
‫سرلشکر هابرگرام،

12:53.890 --> 12:56.450
‫شما یه افسر اطلاعاتی هستید، پس انتظار دارم درک کنید.

12:56.450 --> 13:01.090
‫اگه مجبوریم با شیطان معامله کنیم، پس همین کارم می‌کنیم.

13:01.760 --> 13:06.490
‫آه... پس داریم یه شیطون رو میندازیم به جون یه شیطون دیگه.

13:07.620 --> 13:13.210
‫«پادشاهی ایلیدوا» که با امپراتوری متحد بود، بی‌طرفیش رو حفظ کرده.

13:13.210 --> 13:16.110
‫در همین حین «ایالات متحده»، اون‌طرف اقیانوس...

13:16.110 --> 13:19.930
‫داره در قالب سلاح و تدارکات به دشمن‌های ما کمک می‌کنه.

13:19.930 --> 13:23.500
‫اون‌ها حتی یه نیروی داوطلب چندملیتی هم فرستادن.

13:25.440 --> 13:30.910
گورستانی جایی در قلمرو فدراسیون

13:27.390 --> 13:31.400
‫چرا آخه... نمی‌تونیم بفرستیمشون به کشور خودشون؟

13:31.860 --> 13:36.070
‫قانون اینه که کشته‌شده‌های جنگ همون‌جا که مردن دفن می‌شن.

13:36.610 --> 13:39.660
‫نمی‌تونیم وسط جنگ برای کشورهای دیگه دردسر درست کنیم.

13:39.670 --> 13:43.300
نیروی داوطلب ایالات متحد
ستوان مری سو

13:40.370 --> 13:41.740
‫ولی...

13:41.740 --> 13:43.300
‫کاریش نمی‌شه کرد.

13:44.010 --> 13:47.000
‫یه قهرمان در سرزمینی که توش از پا در اومده آروم می‌گیره.

13:48.700 --> 13:54.490
‫قدرت نظامی عظیم امپراتوری اون رو به دشمن کل دنیا تبدیل کرده.

13:55.950 --> 13:58.970
‫لعنتی. چرا این‌طوری شد؟

13:59.380 --> 14:04.770
‫ترجیح می‌دادم یه مشت پنگوئن رو آموزش بدم تا اون سربازای آش‌خور رو!

14:04.770 --> 14:08.740
‫راستی توی دنیای قبلیم انگار یه کشوری به پنگوئن درجه‌ی افتخاری داده بود؟

14:31.710 --> 14:34.210
‫برف به طرز غیرقابل‌باوری زیباست،

14:34.210 --> 14:36.030
‫و به همون مقدار بی‌رحم.

14:36.490 --> 14:40.290
‫حتی نیازی نیست به یاد بیارم تو جنگ جهانی دنیای قبلیم چه اتفاقی افتاد.

14:42.180 --> 14:45.780
‫زمستون قدرت سرباز رو می‌گیره، ذهنش رو فرسوده می‌کنه،

14:45.780 --> 14:47.810
‫و پاهاش رو منجمد می‌کنه.

14:48.690 --> 14:53.780
‫وقتی برف آب بشه، تبدیل به گلی می‌شه که باید توش دست‌وپا بزنیم.

14:54.690 --> 14:57.960
‫بزرگ‌ترین نقطه قوت امپراتوری تحرکشه.

14:57.960 --> 14:59.920
‫این براش بدترین میدون جنگ ممکنه.

15:02.240 --> 15:03.380
‫این‌طوری...

15:04.050 --> 15:05.030
‫پیروزی محاله.

15:06.090 --> 15:07.970
‫سرهنگ دوم، گزارش اضطراری!

15:07.970 --> 15:09.970
‫چی شده؟ خبری شده؟

15:09.970 --> 15:12.850
‫سرگرد وایس موقع گشت‌زنی با دشمن روبرو شده.

15:12.850 --> 15:16.480
‫دو تیپ پیاده‌نظام فدراسیون دارن به سرعت نزدیک می‌شن!

15:16.720 --> 15:18.740
‫دو تیپ پیاده‌نظام؟!

15:18.740 --> 15:19.480
‫بله.

15:19.480 --> 15:22.970
‫سرگرد وایس دستور عقب‌نشینی یگان‌های خط مقدم رو صادر کردن.

15:23.370 --> 15:24.570
‫خوبه...

15:25.320 --> 15:26.400
‫از طرف من اجازه داره.

15:28.570 --> 15:30.290
‫بد شد...

15:30.290 --> 15:32.590
‫با این وضعیت ما رو می‌بلعن.

15:41.090 --> 15:42.150
‫افراد!

15:42.490 --> 15:44.340
‫وضعیت ساده‌ست!

15:44.340 --> 15:47.980
‫یه ارتش بزرگ از دشمن داره ما رو محاصره می‌کنه!

15:48.570 --> 15:52.030
‫چاره‌ای نداریم جز اینکه بذاریم حمله کنن، صبر کنیم تا خسته بشن،

15:52.030 --> 15:53.620
‫و بعد بهشون پاتَک بزنیم!

15:54.010 --> 15:55.430
‫این یه نبرد دفاعیه!

15:55.430 --> 15:57.630
‫مواضعتون رو با نظم حفظ کنید!

15:57.630 --> 15:58.680
‫بله، قربان!

16:12.260 --> 16:16.580
‫تمام یگان‌ها در موقعیت و آماده‌ی رهگیری هستن.

16:16.920 --> 16:18.130
‫خوبه.

16:18.130 --> 16:20.100
‫راستی، ستوان توسپان.

16:20.100 --> 16:21.820
‫سروان «تون» کجاست؟

16:21.820 --> 16:23.320
‫چرا جواب نمی‌ده؟

16:23.660 --> 16:24.760
‫راستش...

16:25.090 --> 16:25.840
‫ایشون...

16:25.840 --> 16:28.250
‫داره یه تیم شناسایی رو رهبری می‌کنه.

16:29.380 --> 16:31.910
‫مـ ـ می‌خواد محیط اطراف رو بررسی کنه!

16:31.910 --> 16:34.420
‫گفت یه افسر باید با چشم‌های خودش ببینه.

16:34.670 --> 16:37.430
‫پس باید قبل از اینکه دشمنِ بی‌ناموس برسه همچین کاری بکنه!

16:37.430 --> 16:40.850
‫نیروهاشو توی یه فاصله‌ی نزدیک حفظ کنه!

16:40.850 --> 16:42.120
‫ا ـ اما قربان...

16:42.120 --> 16:43.090
‫بذار درتو!

16:43.090 --> 16:45.010
‫فرماندهی رو بسپار به ستوان گرانتز!

16:45.010 --> 16:46.760
‫صـ ـ صبر کنین لطفاً!

16:46.760 --> 16:49.250
‫یه افسر حق داره تصمیمات خودش رو بگیره...

16:49.250 --> 16:50.940
‫بهت گفتم درتو بذار!

16:50.940 --> 16:53.790
‫سرم شلوغ‌تر از اونیه که بخوام خزعبلات تو رو گوش کنم!

16:53.790 --> 16:56.570
‫از الان به بعد، سروان «تون» به‌عنوان مفقود‌الاثر در نظر گرفته می‌شه!

16:56.570 --> 16:58.820
‫ا ـ اما این‌طوری انصاف نیست...

17:03.370 --> 17:06.090
‫احمقای بی‌خاصیت خدازده...

17:06.090 --> 17:09.340
‫برف هم زودتر از چیزی که انتظار داشتم بارید...

17:09.960 --> 17:13.150
‫چطوری باید از این مخمصه خلاص شیم؟

17:19.350 --> 17:23.380
‫چرا هیچ‌کدوم از یگان‌ها درگیری با دشمن رو گزارش نمی‌دن؟

17:24.330 --> 17:26.940
‫دشمن هنوز منتظره تا حمله کنه؟

17:26.940 --> 17:29.490
‫دارن به محاصره‌شون ادامه می‌دن؟

17:29.490 --> 17:32.200
‫باید سعی کنم حمله کنم تا ببینم چطور واکنش نشون می‌دن؟

17:33.120 --> 17:36.300
‫سرگرد وایس، می‌تونی دیده‌بانی توپخونه رو انجام بدی؟

17:37.280 --> 17:40.900
‫توی این تاریکی نمی‌تونم قولِ دقیق‌بودن بدم.

17:40.900 --> 17:42.430
‫حدس می‌زدم.

17:42.430 --> 17:44.260
‫شاید بهتر باشه صبر کنم تا ببینم دشمن چیکار می‌کنه...

17:44.260 --> 17:45.170
‫سرهنگ دوم!

17:45.170 --> 17:46.650
‫بذارین ما یه امتحانی کنیم!

17:46.650 --> 17:49.280
‫ما برای نبرد شبانه‌ی توپخونه خیلی تمرین کردیم.

17:49.280 --> 17:50.430
‫باشه.

17:50.850 --> 17:54.350
‫به محض اینکه سرگرد وایس دستور داد آتیش بریزید.

17:54.350 --> 17:57.420
‫ولی حواستون باشه... زیاد گلوله مصرف نکنید.

17:57.420 --> 17:58.860
‫مهمات‌تون رو ذخیره کنید.

17:58.860 --> 17:59.550
‫ا ـ اطاعت!

18:00.490 --> 18:02.050
‫مختصات رو می‌فرستم!

18:02.050 --> 18:03.510
‫A8C6!

18:03.510 --> 18:05.670
‫تکرار می‌کنم! A8C6!

18:05.680 --> 18:07.310
‫توپ‌ها رو پر کنین!

18:07.680 --> 18:08.900
‫شلیک!

18:18.650 --> 18:23.160
جانشین فرمانده گردان ۲۰۳ جادوگران هوایی ارتش امپراتوری و جانشین فرمانده تیم ضربت سمندر
سرگرد ماتئوس یوهان وایس

18:19.190 --> 18:20.270
‫تأثیری داشت؟

18:21.200 --> 18:23.160
‫تأثیرش مشخص نیست.

18:23.160 --> 18:25.440
‫تاریکی از چیزی که انتظار می‌رفت بدتره.

18:27.330 --> 18:29.430
‫همه‌ی یگان‌ها، حواستون جمع باشه.

18:29.430 --> 18:32.070
‫تا دستور بعدی توی موضع خودتون بمونید!

18:32.070 --> 18:34.260
‫نذارید دشمن شما رو بکشه بیرون! صبور باشید!

18:56.280 --> 18:58.840
‫سرهنگ دوم، خیلی عجیبه.

18:58.840 --> 18:59.980
‫چی شده؟

19:00.420 --> 19:02.230
‫به طرز عجیبی ساکته.

19:02.530 --> 19:05.240
‫دشمن داره سعی می‌کنه چی‌کار کنه؟

19:05.670 --> 19:07.220
‫نمی‌دونم.

19:07.220 --> 19:09.240
‫از این‌جا هیچی نمی‌تونیم ببینیم.

19:09.740 --> 19:12.450
‫چرا؟ چرا حمله نمی‌کنن؟

19:12.450 --> 19:15.280
‫نکنه همه‌ی اینا فقط یه طعمه‌ست تا ما رو زمین‌گیر کنن؟

19:15.750 --> 19:16.970
‫این‌جا صفر-دوـه!

19:16.970 --> 19:18.500
‫وضعیت روشن‌تر شد!

19:18.500 --> 19:20.880
‫اینا تیپ نیستن.

19:20.880 --> 19:22.990
‫بازمونده‌های تیپ‌ها هستن.

19:22.990 --> 19:24.000
‫چی گفتی؟

19:24.410 --> 19:28.520
‫دشمن تو گروه‌های متراکم و تو فاصله‌ی نزدیک حرکت می‌کرده.

19:28.860 --> 19:32.510
‫به‌نظر می‌رسه ضربات توپخونه‌ی ما نابودشون کرده!

19:34.050 --> 19:38.000
‫عـا... پس تیپ‌های فدراسیون هم زمان کافی برای آموزش نداشتن؟

19:38.970 --> 19:42.240
‫بچه‌ها، مثل اینکه الکی منتظر موندیم.

19:42.240 --> 19:45.150
‫بهشون نشون بدید چی تو چنته داریم!

19:48.110 --> 19:51.420
‫شماره یک تا شماره پنج، آتش ممتد!

19:51.420 --> 19:53.620
‫بیاین به اندازه‌ی پول اون مهمات کار کنیم!

19:53.620 --> 19:56.040
‫پانزر فور!

20:01.060 --> 20:03.330
‫بریم! وقتشه پیاده‌نظام دست‌به‌کار بشه!

20:09.930 --> 20:12.410
‫پیاده‌نظام حمله‌شون رو شروع کردن.

20:12.410 --> 20:14.980
‫ما هم برای نابودی دشمن اقدام می‌کنیم.

20:14.980 --> 20:18.820
‫فهمیدم. می‌خوام فرماندهی یگان ستوان ووستمان رو هم به عهده بگیری.

20:18.820 --> 20:21.030
‫می‌خوام کمبود آموزش‌شون رو جبران کنم.

20:21.030 --> 20:22.710
‫بله، قربان. الساعه!

20:24.290 --> 20:26.730
‫اینم ختم‌به‌خیر شد.

20:27.420 --> 20:31.750
‫مثل اینکه باید تو بعضی چیزها تجدید نظر کنم.

20:34.590 --> 20:37.000
‫بچه‌ها، خسته نباشین!

20:42.250 --> 20:47.010
‫عـ ـ عا... همون «سرهنگ دوم» معروف داره با لبخند معصومانه نگاه‌مون می‌کنه.

20:50.470 --> 20:53.450
‫اول از همه، کارت امروز خیلی خوب بود سروان مِبِرت!

20:53.450 --> 20:56.070
‫می‌خوام احترامم رو به استعدادت نشون بدم!

20:57.810 --> 21:01.420
‫من... داشتم در موردت اشتباه می‌کردم!

21:01.420 --> 21:04.820
‫امیدوارم عذرخواهی بنده‌ی حقیر رو بپذیرین!

21:04.820 --> 21:07.040
‫ا ـ البته... این چه حرفیه، قربان!

21:07.470 --> 21:09.440
‫سروان آرنس، شما هم همین‌طور!

21:09.440 --> 21:12.710
‫تنها واژه‌ای که می‌شه باهاش حمله‌ی آخرت رو توصیف کرد «بی‌نقص‌»ـه

21:12.710 --> 21:14.310
‫خـ ـ خیلی ممنونم!

21:14.310 --> 21:16.070
‫ستوان ووستمان هم...

21:16.070 --> 21:18.030
‫امیدوارم توی وظیفه‌ت موفق باشی!

21:18.030 --> 21:18.840
‫چـشـم!

21:19.810 --> 21:21.480
‫در مورد ستوان توسپان،

21:21.480 --> 21:24.080
‫کاملاً از عملکردت راضی نیستم...

21:24.340 --> 21:25.570
‫اما اشکالی نداره!

21:25.570 --> 21:27.310
‫دفعه‌ی بعد جبران کن!

21:27.310 --> 21:29.800
‫تـ ـ تمام تلاشم رو می‌کنم!

21:29.820 --> 21:41.820
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:43.170 --> 21:47.700
‫واقعاً فکر کردین بعد از چنین عملکردی نظرم در موردتون عوض می‌شه؟

21:48.870 --> 21:53.330
‫چه بخوام چه نخوام، من یه افسر عالی‌رتبه‌ی نظامی‌ام.

21:54.220 --> 21:56.820
‫اگه تو جنگ پیروز بشیم،

21:56.820 --> 21:59.020
‫هرچقدر بخوام بهم اعتبار می‌دن.

22:04.990 --> 22:07.210
‫ولی... اگه نتونیم پیروز بشیم...

22:07.520 --> 22:10.710
‫اونی که باید تقصیرها رو گردن بگیره منم.

22:12.720 --> 22:17.260
‫با توجه به اینکه نمی‌دونم چقدر می‌تونم
‫به خاطر اطاعت از دستورات تخفیف بگیرم،

22:17.260 --> 22:21.730
‫معنیش اینه که شهادت دادن بقیه سرنوشت منو تعیین می‌کنه.

22:22.540 --> 22:28.270
‫پس از حالا به بعد... باید تمرکزم روی این باشه
‫که سابقه و تصویر خوبی از خودم به‌جا بذارم.

22:30.000 --> 22:33.540
‫هــوم... راستی اون سروان «تون» دست‌و‌پاچلفتی کجاست؟

22:33.540 --> 22:37.530
‫راست میگید. منم گزارشی ازش ندیدم.

22:37.530 --> 22:40.720
‫یا اسیر شده، یا افتاده مرده.

22:41.150 --> 22:42.370
‫خـــــب...

22:42.370 --> 22:45.300
‫اگه فرار کرده باشه، می‌فرستمش جلوی جوخه‌ی اعدام.

22:48.180 --> 22:51.220
‫خیلی‌خب دوستان، به سلامتی می‌نوشیم!

22:51.220 --> 22:52.590
‫به سلامتی سرزمین مادریمون!

22:53.070 --> 22:55.150
‫به سلامتی پیروزی امپراتوری—

22:56.920 --> 22:58.090
‫نه...

22:58.370 --> 23:02.090
‫به سلامتی پایان هرچه زودتر جنگی که درگیرشیم!

23:02.090 --> 23:04.600
‫به سلامتی!

23:17.590 --> 23:18.790
‫این...

23:19.590 --> 23:20.580
‫شوخیه دیگه؟

23:20.580 --> 23:22.820
‫متأسفانه حقیقت داره.

23:22.820 --> 23:25.330
‫شنیدم که همه‌جای پایتخت پخش شده.

23:25.780 --> 23:28.590
‫توی زبون گل‌ها، گلایول به معنی پیروزیه.

23:28.590 --> 23:31.720
‫زیتون هم که ظاهراً نماد صلحه.

23:32.390 --> 23:34.340
‫پروپاگاندا هم...

23:34.350 --> 23:40.050
«صلح بزرگ‌ترین خیر است»

23:35.070 --> 23:37.260
‫چیز خیلی ترسناکیه.
