1
00:00:04,660 --> 00:00:06,320
‫آه، پروردگارا...

2
00:00:07,240 --> 00:00:08,770
‫مرا ببخش...

3
00:00:09,270 --> 00:00:12,480
‫مرا ببخش که زمین را با خون دشمنانم رنگین کردم،

4
00:00:12,480 --> 00:00:15,470
‫و مرا به سرزمین موعود هدایت کن.

5
00:00:16,270 --> 00:00:19,420
‫چرا که من گوسفندی بی‌چاره و نادانم.

6
00:00:19,420 --> 00:00:21,960
‫گوسفندی که از حقیقت بی‌خبر است.

7
00:00:23,600 --> 00:00:27,290
‫در ستایش پروردگارم سرودی می‌خوانم.

8
00:00:28,020 --> 00:00:35,060
‫آه، پروردگارم رو می‌ستایم. قلب پروردگارم را می‌ستایم.

9
00:00:44,130 --> 00:00:48,270
‫مادرقحبه. ترجیح می‌دم بندازمت جلوی خوک‌ها که یه لقمه‌ت کنن.

10
00:00:48,290 --> 00:01:00,290
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

11
00:01:00,620 --> 00:01:02,280
‫همه توجه کنن!

12
00:01:11,770 --> 00:01:14,830
‫خدایا... عجب دختر شیطونی هستی.

13
00:01:14,830 --> 00:01:18,550
‫اون‌قدر غرق احساساتم که نمی‌تونم خودمو کنترل کنم!

14
00:01:26,920 --> 00:01:29,890
‫پری کوچولی خوشگل من...

15
00:01:44,930 --> 00:01:47,800
‫واقعاً گند زدی به همه‌چی.

16
00:01:48,480 --> 00:01:51,350
‫از اینکه پام رو از گلیمم درازتر کردم پشیمونم.

17
00:01:54,650 --> 00:01:57,660
‫اما این خواست خداست.

18
00:01:57,660 --> 00:02:00,220
‫اون هرجوری هست باید شکست بخوره...

19
00:02:01,740 --> 00:02:02,600
‫اون...

20
00:02:03,190 --> 00:02:04,410
‫شیطان رو می‌گم!

21
00:02:13,170 --> 00:02:14,860
‫جدی میگی؟

22
00:02:14,860 --> 00:02:17,730
‫می‌خوای سرهنگ دوم دگورچاف رو بذاری مسئول اون تیم ضربت؟

23
00:02:19,030 --> 00:02:20,320
‫البته.

24
00:02:20,320 --> 00:02:23,120
‫با وضعیتی که فعلاً جنگ در پیش گرفته،

25
00:02:23,120 --> 00:02:25,490
‫چاره‌ای نداریم جز اینکه بکنیمش مسئول ایده‌ی خودش.

26
00:02:25,490 --> 00:02:27,130
‫ا ـ اما...

27
00:02:27,750 --> 00:02:30,290
‫پشت ظاهر اون دختربچه‌ی معصوم...

28
00:02:33,180 --> 00:02:34,760
‫...یه هیولا قایم شده.

29
00:02:39,130 --> 00:02:41,230
‫حرفت همینه دیگه، نه؟

30
00:02:46,960 --> 00:02:50,070
‫به تیم ضربت من خوش اومدید!

31
00:02:50,620 --> 00:02:54,070
‫همرزمان فوق‌العاده‌ی من، که از حضور در کنارتون خرسند شدم...

32
00:02:54,300 --> 00:02:58,400
‫بیاید برای دوستان جدیدمون جشن بگیریم!

33
00:02:58,860 --> 00:03:03,450
‫و اینکه به شما تازه‌واردها هم با آغوش باز خوش‌آمد می‌گم.

34
00:03:03,680 --> 00:03:08,150
‫به میدان نبرد من... یعنی میدان نبردمون، خوش اومدید.

35
00:03:08,620 --> 00:03:10,870
‫این دنیا مهد ناعدالتیه!

36
00:03:10,870 --> 00:03:13,870
‫میدون جنگ هم مهد دیوانه‌بازی بی‌پایانه!

37
00:03:15,030 --> 00:03:17,430
‫که این برای شماها یعنی...

38
00:03:17,430 --> 00:03:19,220
‫الان آزادید دوستان...

39
00:03:20,350 --> 00:03:21,800
‫آزادید که تصمیم بگیرید!

40
00:03:21,800 --> 00:03:24,910
‫تصمیم بگیرین که می‌خواید بجنگید یا بمیرید!

41
00:03:26,450 --> 00:03:28,950
‫به خط مقدم خوش اومدید!

42
00:03:29,370 --> 00:03:31,980
‫زمان، زمانِ جنگه!

43
00:03:35,060 --> 00:03:39,990
این داستان یک اثر تخیلی است. افراد، سازمان‌ها، مکان‌ها، قوانین، نام‌ها و غیره هیچ ارتباطی با همتایان واقعی خود ندارند.

44
00:03:36,200 --> 00:03:37,960
‫چطور؟

45
00:03:37,960 --> 00:03:39,980
‫چطور همچین اتفاقی افتاد؟

46
00:03:39,990 --> 00:03:42,200
سال یکپارچه‌ی ۱۹۲۶، پاییز

47
00:03:42,280 --> 00:03:48,370
جبهه‌ی شرقی، نزدیک خط مقدم

48
00:03:50,240 --> 00:03:52,110
‫این‌جا تو تیررس دشمنیم!

49
00:03:50,250 --> 00:03:57,710
فرمانده پیاده‌نظام تیم رزمی سالاماندر ارتش امپراتوری
ســــروان لـیـنـهـارت تـــــون

50
00:03:50,250 --> 00:03:57,710
جانشین فرمانده پیاده‌نظام تیم رزمی سالاماندر ارتش امپراتوری
ســتـــوان کـــلاوس تـــوسپــان

51
00:03:52,110 --> 00:03:53,550
‫دستور عقب‌نشینی بده!

52
00:03:53,550 --> 00:03:57,850
‫حرفشم نزن! اصل دفاع انعطاف‌پذیر ایجاب می‌کنه که از این نقطه دفاع کنیم!

53
00:04:01,320 --> 00:04:04,400
‫پیاده‌نظام ما یه مشت احمقِ نفهمن.

54
00:04:04,400 --> 00:04:07,590
‫پناه گرفتن تو سنگر اون‌جا چه فایده‌ای داره؟

55
00:04:13,260 --> 00:04:15,880
‫نیروهای خودی گیر افتادن! باید ازشون محافظت کنیم!

56
00:04:13,270 --> 00:04:17,110
فرمانده واحد زرهی تیم رزمی سالاماندر ارتش امپراتوری
ســـروان الــمــر آرنــــس

57
00:04:15,880 --> 00:04:17,800
‫نیروهای دشمن رو نابود کنین!

58
00:04:20,610 --> 00:04:23,490
‫بهمون حمله شده! عقب‌نشینی کنین! عقب‌نشینی!

59
00:04:22,510 --> 00:04:25,630
‫تازه تانک‌چی‌هامون یه‌مشت سگ بی‌عقلن که حتی نمی‌تونن بشینن؟

60
00:04:25,630 --> 00:04:29,400
‫الان وظیفه‌مون حمله نیست! وظیفه‌مون نجات نیروهای خودیه!

61
00:04:29,400 --> 00:04:32,960
‫پایگاه نیروهای خودی محاصره شده! ازشون پشتیبانی می‌کنیم!

62
00:04:29,410 --> 00:04:34,290
فرمانده توپخانه تیم رزمی سالاماندر ارتش امپراتوری
ســـروان رولـــف مــِـبـِــرت

63
00:04:32,960 --> 00:04:34,890
‫توپ‌خونه، آتیش‌بارون کنین!

64
00:04:39,660 --> 00:04:41,310
‫مهمات‌مون تموم شده!

65
00:04:41,310 --> 00:04:42,060
‫چــــی؟

66
00:04:42,060 --> 00:04:44,810
‫توپ‌خونه‌مون هم که یه‌مشت کودنن!

67
00:04:44,810 --> 00:04:49,180
‫اصلاً یه درصد فکر کردین اون پایگاه ارزش این‌همه گلوله داره یا نه؟

68
00:04:49,180 --> 00:04:54,020
فرمانده گروهان چهارم گردان ۲۰۳ جادوگران هوایی ارتش امپراتوری
ســتــوان تـئـوبالد ووسـتــمـــان

69
00:04:49,580 --> 00:04:51,700
‫زود باشین! اوج بگیرین!

70
00:04:51,700 --> 00:04:53,300
‫آرایشتون رو حفظ کنین!

71
00:04:55,120 --> 00:04:59,280
‫جادوگرهای جدیدمون که حتی به‌درد سپر انسانی شدنم نمی‌خورن.

72
00:05:01,130 --> 00:05:03,770
‫همه‌شون سخت در تلاشن، ولی از دم خنگن!

73
00:05:03,770 --> 00:05:06,780
‫چرا من مسئول این تیم ضربت شدم؟!

74
00:05:06,780 --> 00:05:10,780
‫قسمت اول
‫تیم ضربت سمندر

75
00:05:07,800 --> 00:05:09,940
‫اَه... ریدم تو این وضعیت!

76
00:05:10,780 --> 00:05:19,210
فرمانده گردان ۲۰۳ جادوگران هوایی ستاد استراتژیک ارتش امپراتوری و فرمانده تیم ضربت سمندر
ســـرهــنــگ دوم تـــانـــیـــا فـون دگورچاف

77
00:05:11,070 --> 00:05:14,540
‫وقتی زمان کافی برای آموزششون نداشته باشم همین میشه دیگه.

78
00:05:14,540 --> 00:05:16,800
‫عین آب تو هاون کوبیدنه.

79
00:05:16,800 --> 00:05:18,760
‫سرهنگ دوم! جنگنده‌ها!

80
00:05:19,200 --> 00:05:21,470
‫چهارتاشون دارن میان سمت ما!

81
00:05:22,000 --> 00:05:25,040
‫ارتفاع ۹۵۰۰، سرعت ۳۵۰!

82
00:05:22,050 --> 00:05:25,050
جانشین فرمانده گردان ۲۰۳ جادوگران هوایی ارتش امپراتوری
ستوان ویکتوریا ایوانوونا سربریاکوف

83
00:05:25,040 --> 00:05:27,270
‫هدفشون پایگاه زمینی‌مونه!

84
00:05:25,050 --> 00:05:30,010
فرمانده گروهان سوم گردان ۲۰۳ جادوگران هوایی ارتش امپراتوری
سروان راینر نویمان

85
00:05:26,930 --> 00:05:30,010
فرمانده گروهان دوم گردان ۲۰۳ جادوگران هوایی ارتش امپراتوری
سروان ویلیبالد کونیگ

86
00:05:27,270 --> 00:05:30,000
‫واحد ستوان گرانتز از همه نزدیک‌تره! تو راهن که برن کمک!

87
00:05:30,000 --> 00:05:34,020
‫داریم با تمام سرعت می‌ریم، ولی جنگنده‌ها زودتر می‌رسن!

88
00:05:30,140 --> 00:05:32,470
فرمانده گروهان یکم گردان ۲۰۳ جادوگران هوایی ارتش امپراتوری
ســتــوان وارن گـــرانــتـــز

89
00:05:42,240 --> 00:05:43,390
‫جنگنده‌های دشمن دارن نزدیک می‌شن!

90
00:05:47,480 --> 00:05:49,360
‫نمی‌تونیم این موقعیت رو حفظ کنیم!

91
00:05:50,620 --> 00:05:53,710
‫اون جادوگرا دارن چه غلطی می‌کنن؟

92
00:06:06,020 --> 00:06:10,610
‫لعنتی. بهتون گفتم که نیاین توی دست‌و‌پام.

93
00:06:12,540 --> 00:06:13,990
‫زود رسیدی.

94
00:06:13,990 --> 00:06:16,750
‫ببخشید! می‌ریم برای رهگیری.

95
00:06:15,930 --> 00:06:16,920
‫وایسا.

96
00:06:17,260 --> 00:06:20,470
‫بذار بهشون یه آموزش تاکتیکی بدم. خودم می‌رم.

97
00:06:20,470 --> 00:06:21,950
‫خودتون قربان؟

98
00:06:22,370 --> 00:06:25,690
‫فدراسیون برای جنگنده‌هاش اسکورت جادوگر نمی‌ذاره.

99
00:06:25,690 --> 00:06:28,360
‫بقیه‌تون از عقب‌نشینیِ نیروهای زمینی پشتیبانی کنین.

100
00:06:37,450 --> 00:06:39,940
‫سگ امپراتوری رو! همین یکی رو فرستادن؟

101
00:06:39,940 --> 00:06:40,830
‫فکر کردی خفنی؟!

102
00:06:51,280 --> 00:06:53,370
‫کمونیست باید این‌طوری باشه!

103
00:06:53,370 --> 00:06:56,390
‫عاشق اینن جون سربازها و مهمات‌شونو حروم کنن!

104
00:06:58,300 --> 00:07:00,340
‫چطور می‌تونه این‌طوری حرکت کنه؟

105
00:07:00,340 --> 00:07:01,890
‫جادوگر اسم و رسم‌داریه؟

106
00:07:01,890 --> 00:07:03,520
‫«شیطان راین»ـه؟!

107
00:07:18,340 --> 00:07:20,920
‫بعید می‌دونم کسی از این دلقک‌بازیا چیزی یاد بگیره.

108
00:07:21,370 --> 00:07:22,710
‫دشمن رؤیت شد!

109
00:07:22,710 --> 00:07:25,420
‫بهشون نشون بدین چی توی دوره‌ی آموزشی یاد گرفتین!

110
00:07:30,930 --> 00:07:33,520
‫دارم این‌جا می‌جنگما خیرسرم!

111
00:07:33,520 --> 00:07:35,700
‫بلد نیستین چطوری با نیروی خودی همکاری کنین؟!

112
00:07:35,700 --> 00:07:36,210
‫حالا!

113
00:07:37,480 --> 00:07:39,980
‫بمیر، هـــــــیولا!

114
00:07:58,900 --> 00:08:00,730
‫از آسمون انداختش پایین؟

115
00:08:00,730 --> 00:08:02,790
‫وقتی «بال‌های نقره‌ای» داشته باشی این‌طوری میشه...

116
00:08:03,790 --> 00:08:04,960
‫نــه...

117
00:08:05,800 --> 00:08:07,120
‫این‌طوری فایده نداره!

118
00:08:16,000 --> 00:08:18,420
‫اوه، خدایا!

119
00:08:19,320 --> 00:08:22,030
‫حتی این کمونیستای تخم‌سگم واسه کمکِ خدا التماس می‌کنن؟

120
00:08:22,030 --> 00:08:25,550
‫حالم از آدمایی که به این خزعبلات چنگ می‌زنن به‌هم می‌خوره.

121
00:08:26,480 --> 00:08:30,610
‫آه، پروردگارا، به ما تعادل و نظم عطا فرما.

122
00:08:30,610 --> 00:08:33,770
‫به ما آرامش و سرزمین موعود را عطا فرما.

123
00:08:34,350 --> 00:08:37,100
‫ای که چوپان راه ما بندگانی.

124
00:08:37,100 --> 00:08:41,040
‫ما را در مسیر سختی‌ها راهنمایی کن و به بالای این تپه برسان.

125
00:08:41,380 --> 00:08:44,170
‫ای که تاجِ افتخار موعودی،

126
00:08:44,170 --> 00:08:45,530
‫منزلگاه شرافت...

127
00:08:45,530 --> 00:08:48,390
‫دنیایی مملو از صلح و پاکی.

128
00:08:49,370 --> 00:08:50,840
‫باشد که انجیل تو...

129
00:08:52,300 --> 00:08:53,420
‫در دنیا...

130
00:08:54,080 --> 00:08:56,590
‫و زمین، طنین‌انداز شود.

131
00:09:13,380 --> 00:09:16,610
‫لعنتی. آخه چرا باید خدا رو ستایش کنم؟

132
00:09:17,030 --> 00:09:19,520
‫اون حرومی می‌خواد مغزمو شستشو بده.

133
00:09:20,380 --> 00:09:22,000
‫این‌جا صفر-دوـه.

134
00:09:22,000 --> 00:09:24,480
‫عقب‌نشینی نیروهای زمینی‌مون تکمیل شد.

135
00:09:24,480 --> 00:09:25,760
‫دریافت شد.

136
00:09:26,520 --> 00:09:28,880
‫تمام نیروها، فوراً برگردین پایگاه.

137
00:09:29,250 --> 00:09:33,620
‫درضمن، مثل اینکه سربازهای جدیدمون
‫هنوز الفبای جنگیدن رو بلد نیستن.

138
00:09:34,340 --> 00:09:38,490
‫وقتی برگشتیم، می‌خوام تک‌تک فرمانده‌های یگان‌ها تو چادرم باشن.

139
00:09:38,970 --> 00:09:41,680
پادگان تیم ضربت سمندر

140
00:09:42,230 --> 00:09:46,100
‫سروان آرنس. چرا تانک‌هاتو فرستادی جلو؟

141
00:09:46,100 --> 00:09:49,410
‫مفهوم «نیروهای ذخیره» توی دایره لغاتت جایی نداره؟

142
00:09:50,140 --> 00:09:54,200
‫سروان مِبِرت، انگار نمی‌دونی یه گلوله‌ی توپ چقدر پول بالاش رفته.

143
00:09:54,200 --> 00:09:58,080
‫اگه شروع کنم از حقوقت کم کنم حساب کار دستت میاد؟

144
00:09:58,720 --> 00:10:01,800
‫سروان تون و ستوان توسپان، شماها کلاً عقل ندارین؟

145
00:10:01,800 --> 00:10:04,000
‫کدوم آدم عاقلی توی خط مقدم سنگر می‌گیره؟

146
00:10:04,000 --> 00:10:06,710
‫توی جبهه‌ی شرقی، دفاع از پایگاهمون بالاترین اولویت رو داره.

147
00:10:07,810 --> 00:10:11,350
‫ووستمان، حداکثر زمان پروازت همچنان دو رقمیه؟

148
00:10:11,350 --> 00:10:12,710
‫مایه‌ی تأسفه.

149
00:10:12,710 --> 00:10:15,370
‫با این وضعیت هنوز روز به شب نرسیده تو هوا زدنت.

150
00:10:16,210 --> 00:10:17,860
‫بذارین قشنگ روشن‌تون کنم؛

151
00:10:17,860 --> 00:10:21,200
‫نیروهای ما به سرعتشون افتخار می‌کنن.

152
00:10:21,200 --> 00:10:23,800
‫اما این جبهه خیلی بزرگه، و ما...

153
00:10:24,610 --> 00:10:26,220
‫فقط می‌تونیم از یه نقطه دفاع کنیم.

154
00:10:26,220 --> 00:10:28,790
‫بنابراین، باید همون یه نقطه رو مستحکم کنیم.

155
00:10:28,790 --> 00:10:33,990
‫اگه نتونیم این کارو بکنیم، نیروهای از پیش تحلیل‌رفته‌مون جدا میفتن و نابود می‌شن.

156
00:10:33,990 --> 00:10:37,460
‫ا ـ اما قربان، اگه تو پایگاهمون بمونیم محاصره می‌شیم!

157
00:10:37,460 --> 00:10:41,780
‫نظریه‌ی دفاع انعطاف‌پذیر بهمون می‌گه که هرگز ابتکار عمل رو از دست ندیم!

158
00:10:41,780 --> 00:10:43,740
‫ببند دهنتو، کرمِ‌کتاب دوزاری!

159
00:10:44,120 --> 00:10:47,580
‫اون نظریه‌ی دفاع انعطاف‌پذیری که بهت یاد دادن...

160
00:10:47,580 --> 00:10:50,750
‫فقط تو شرایطی جواب می‌ده که تجهیزات کافی، تدارکات کافی...

161
00:10:50,750 --> 00:10:53,250
‫و نیروی انسانی کافی داشته باشیم!

162
00:10:53,560 --> 00:10:57,340
‫این‌جا توی جهبه‌ی شرقی، همچین چیزی غیرممکنه.

163
00:10:57,340 --> 00:11:02,260
‫اما شماها حاضر نیستین این واقعیت رو بپذیرین.

164
00:11:02,260 --> 00:11:03,820
‫لعنتی.

165
00:11:03,820 --> 00:11:08,060
‫هیچی بدتر از این نیست که طرفت لجباز، احمق و سخت‌کوش باشه.

166
00:11:10,430 --> 00:11:14,290
‫جنگ با تجاوز «ائتلاف اِنتنِت» به مرزهای ما شروع شد.

167
00:11:14,290 --> 00:11:17,250
‫حالا هم شعله‌ش به کل قارّه کشیده شده.

168
00:11:18,480 --> 00:11:21,570
‫ما مناطق شمالی ائتلاف انتنت رو اشغال کردیم،

169
00:11:21,570 --> 00:11:23,900
‫اما حالا نیروهای چریکی دارن سخت می‌جنگن.

170
00:11:24,410 --> 00:11:26,020
‫و پایین توی قارّه‌ی جنوبی،

171
00:11:26,020 --> 00:11:30,040
‫هنوز داریم با گروهی می‌جنگیم که به خودشون می‌گن «جمهوری آزاد».

172
00:11:32,860 --> 00:11:35,680
‫جنگ ما علیه «فدراسیون» توی جبهه‌ی شرقی...

173
00:11:35,680 --> 00:11:38,060
‫نشون داده که قراره یه نبرد فرسایشی بشه.

174
00:11:39,170 --> 00:11:44,650
‫ما داریم تلفات سنگینی از ارتش امپراتوری می‌دیم.

175
00:11:39,550 --> 00:11:46,970
جایی در مسکو، اتاق کنفرانس حزب مردم

176
00:11:44,650 --> 00:11:50,980
‫و اونایی که اجازه دادن این اتفاق بیفته باید خشم مردم رو بچشن!

177
00:11:50,980 --> 00:11:55,740
‫بابت همین مسئله، باید با همدیگه متحد بشیم!

178
00:11:55,730 --> 00:11:57,480
رهــبــر حـــــزب
همرزم دبیر جوزف

179
00:11:57,470 --> 00:12:01,330
‫ما باید به رفقای سابقمون فرصت جبران بدیم!

180
00:11:57,480 --> 00:12:06,490
عضو کمیته کمیساریای خلق در امور داخلی
هــمــرزم لــــوریـــا

181
00:12:01,330 --> 00:12:06,500
‫باید جادوگرهایی رو که به جرم طرفداری از نظام قدیم تبعید کرده بودیم برگردونیم!

182
00:12:08,040 --> 00:12:13,490
‫ا ـ اما خود مسئله‌ی وجود جادوگرها برخلاف اصول حزبه.

183
00:12:13,490 --> 00:12:17,790
‫اوه؟ همرزم عزیزم، یعنی داری می‌گی با اینکه...

184
00:12:17,790 --> 00:12:21,500
‫این عناصر ضدانقلاب با ارتش امپراتوری بجنگن مخالفی؟

185
00:12:21,500 --> 00:12:24,410
‫نـ ـ نه! من فقط...

186
00:12:26,000 --> 00:12:28,010
‫همرزم دبیر عزیزم،

187
00:12:28,010 --> 00:12:31,930
‫می‌تونم برای وارد کردن جادوگرها به ارتش اقدام کنم؟

188
00:12:32,730 --> 00:12:37,840
‫و در سمت غرب هم... «پادشاهی متفقین» برتری هوایی رو حفظ کرده،

189
00:12:37,840 --> 00:12:40,360
‫در حالی که سعی می‌کنه روش‌های جدیدی برای همکاری پیدا کنه.

190
00:12:40,360 --> 00:12:42,690
پایتخت پادشاهی متفقین، وایت‌هال

191
00:12:43,910 --> 00:12:45,950
‫جناب نخست‌وزیر چِربول،

192
00:12:45,950 --> 00:12:49,450
‫شما می‌خواید همکاری نزدیک‌تری با فدراسیون داشته باشید؟

193
00:12:45,950 --> 00:12:49,450
نیروی دریایی پادشاهی متفقین
سرلشکر دونالد هابرگرام

194
00:12:49,450 --> 00:12:56,460
نخست‌وزیر پادشاهی متفقین
چـــــربـــــول

195
00:12:51,690 --> 00:12:53,890
‫سرلشکر هابرگرام،

196
00:12:53,890 --> 00:12:56,450
‫شما یه افسر اطلاعاتی هستید، پس انتظار دارم درک کنید.

197
00:12:56,450 --> 00:13:01,090
‫اگه مجبوریم با شیطان معامله کنیم، پس همین کارم می‌کنیم.

198
00:13:01,760 --> 00:13:06,490
‫آه... پس داریم یه شیطون رو میندازیم به جون یه شیطون دیگه.

199
00:13:07,620 --> 00:13:13,210
‫«پادشاهی ایلیدوا» که با امپراتوری متحد بود، بی‌طرفیش رو حفظ کرده.

200
00:13:13,210 --> 00:13:16,110
‫در همین حین «ایالات متحده»، اون‌طرف اقیانوس...

201
00:13:16,110 --> 00:13:19,930
‫داره در قالب سلاح و تدارکات به دشمن‌های ما کمک می‌کنه.

202
00:13:19,930 --> 00:13:23,500
‫اون‌ها حتی یه نیروی داوطلب چندملیتی هم فرستادن.

203
00:13:25,440 --> 00:13:30,910
گورستانی جایی در قلمرو فدراسیون

204
00:13:27,390 --> 00:13:31,400
‫چرا آخه... نمی‌تونیم بفرستیمشون به کشور خودشون؟

205
00:13:31,860 --> 00:13:36,070
‫قانون اینه که کشته‌شده‌های جنگ همون‌جا که مردن دفن می‌شن.

206
00:13:36,610 --> 00:13:39,660
‫نمی‌تونیم وسط جنگ برای کشورهای دیگه دردسر درست کنیم.

207
00:13:39,670 --> 00:13:43,300
نیروی داوطلب ایالات متحد
ستوان مری سو

208
00:13:40,370 --> 00:13:41,740
‫ولی...

209
00:13:41,740 --> 00:13:43,300
‫کاریش نمی‌شه کرد.

210
00:13:44,010 --> 00:13:47,000
‫یه قهرمان در سرزمینی که توش از پا در اومده آروم می‌گیره.

211
00:13:48,700 --> 00:13:54,490
‫قدرت نظامی عظیم امپراتوری اون رو به دشمن کل دنیا تبدیل کرده.

212
00:13:55,950 --> 00:13:58,970
‫لعنتی. چرا این‌طوری شد؟

213
00:13:59,380 --> 00:14:04,770
‫ترجیح می‌دادم یه مشت پنگوئن رو آموزش بدم تا اون سربازای آش‌خور رو!

214
00:14:04,770 --> 00:14:08,740
‫راستی توی دنیای قبلیم انگار یه کشوری به پنگوئن درجه‌ی افتخاری داده بود؟

215
00:14:31,710 --> 00:14:34,210
‫برف به طرز غیرقابل‌باوری زیباست،

216
00:14:34,210 --> 00:14:36,030
‫و به همون مقدار بی‌رحم.

217
00:14:36,490 --> 00:14:40,290
‫حتی نیازی نیست به یاد بیارم تو جنگ جهانی دنیای قبلیم چه اتفاقی افتاد.

218
00:14:42,180 --> 00:14:45,780
‫زمستون قدرت سرباز رو می‌گیره، ذهنش رو فرسوده می‌کنه،

219
00:14:45,780 --> 00:14:47,810
‫و پاهاش رو منجمد می‌کنه.

220
00:14:48,690 --> 00:14:53,780
‫وقتی برف آب بشه، تبدیل به گلی می‌شه که باید توش دست‌وپا بزنیم.

221
00:14:54,690 --> 00:14:57,960
‫بزرگ‌ترین نقطه قوت امپراتوری تحرکشه.

222
00:14:57,960 --> 00:14:59,920
‫این براش بدترین میدون جنگ ممکنه.

223
00:15:02,240 --> 00:15:03,380
‫این‌طوری...

224
00:15:04,050 --> 00:15:05,030
‫پیروزی محاله.

225
00:15:06,090 --> 00:15:07,970
‫سرهنگ دوم، گزارش اضطراری!

226
00:15:07,970 --> 00:15:09,970
‫چی شده؟ خبری شده؟

227
00:15:09,970 --> 00:15:12,850
‫سرگرد وایس موقع گشت‌زنی با دشمن روبرو شده.

228
00:15:12,850 --> 00:15:16,480
‫دو تیپ پیاده‌نظام فدراسیون دارن به سرعت نزدیک می‌شن!

229
00:15:16,720 --> 00:15:18,740
‫دو تیپ پیاده‌نظام؟!

230
00:15:18,740 --> 00:15:19,480
‫بله.

231
00:15:19,480 --> 00:15:22,970
‫سرگرد وایس دستور عقب‌نشینی یگان‌های خط مقدم رو صادر کردن.

232
00:15:23,370 --> 00:15:24,570
‫خوبه...

233
00:15:25,320 --> 00:15:26,400
‫از طرف من اجازه داره.

234
00:15:28,570 --> 00:15:30,290
‫بد شد...

235
00:15:30,290 --> 00:15:32,590
‫با این وضعیت ما رو می‌بلعن.

236
00:15:41,090 --> 00:15:42,150
‫افراد!

237
00:15:42,490 --> 00:15:44,340
‫وضعیت ساده‌ست!

238
00:15:44,340 --> 00:15:47,980
‫یه ارتش بزرگ از دشمن داره ما رو محاصره می‌کنه!

239
00:15:48,570 --> 00:15:52,030
‫چاره‌ای نداریم جز اینکه بذاریم حمله کنن، صبر کنیم تا خسته بشن،

240
00:15:52,030 --> 00:15:53,620
‫و بعد بهشون پاتَک بزنیم!

241
00:15:54,010 --> 00:15:55,430
‫این یه نبرد دفاعیه!

242
00:15:55,430 --> 00:15:57,630
‫مواضعتون رو با نظم حفظ کنید!

243
00:15:57,630 --> 00:15:58,680
‫بله، قربان!

244
00:16:12,260 --> 00:16:16,580
‫تمام یگان‌ها در موقعیت و آماده‌ی رهگیری هستن.

245
00:16:16,920 --> 00:16:18,130
‫خوبه.

246
00:16:18,130 --> 00:16:20,100
‫راستی، ستوان توسپان.

247
00:16:20,100 --> 00:16:21,820
‫سروان «تون» کجاست؟

248
00:16:21,820 --> 00:16:23,320
‫چرا جواب نمی‌ده؟

249
00:16:23,660 --> 00:16:24,760
‫راستش...

250
00:16:25,090 --> 00:16:25,840
‫ایشون...

251
00:16:25,840 --> 00:16:28,250
‫داره یه تیم شناسایی رو رهبری می‌کنه.

252
00:16:29,380 --> 00:16:31,910
‫مـ ـ می‌خواد محیط اطراف رو بررسی کنه!

253
00:16:31,910 --> 00:16:34,420
‫گفت یه افسر باید با چشم‌های خودش ببینه.

254
00:16:34,670 --> 00:16:37,430
‫پس باید قبل از اینکه دشمنِ بی‌ناموس برسه همچین کاری بکنه!

255
00:16:37,430 --> 00:16:40,850
‫نیروهاشو توی یه فاصله‌ی نزدیک حفظ کنه!

256
00:16:40,850 --> 00:16:42,120
‫ا ـ اما قربان...

257
00:16:42,120 --> 00:16:43,090
‫بذار درتو!

258
00:16:43,090 --> 00:16:45,010
‫فرماندهی رو بسپار به ستوان گرانتز!

259
00:16:45,010 --> 00:16:46,760
‫صـ ـ صبر کنین لطفاً!

260
00:16:46,760 --> 00:16:49,250
‫یه افسر حق داره تصمیمات خودش رو بگیره...

261
00:16:49,250 --> 00:16:50,940
‫بهت گفتم درتو بذار!

262
00:16:50,940 --> 00:16:53,790
‫سرم شلوغ‌تر از اونیه که بخوام خزعبلات تو رو گوش کنم!

263
00:16:53,790 --> 00:16:56,570
‫از الان به بعد، سروان «تون» به‌عنوان مفقود‌الاثر در نظر گرفته می‌شه!

264
00:16:56,570 --> 00:16:58,820
‫ا ـ اما این‌طوری انصاف نیست...

265
00:17:03,370 --> 00:17:06,090
‫احمقای بی‌خاصیت خدازده...

266
00:17:06,090 --> 00:17:09,340
‫برف هم زودتر از چیزی که انتظار داشتم بارید...

267
00:17:09,960 --> 00:17:13,150
‫چطوری باید از این مخمصه خلاص شیم؟

268
00:17:19,350 --> 00:17:23,380
‫چرا هیچ‌کدوم از یگان‌ها درگیری با دشمن رو گزارش نمی‌دن؟

269
00:17:24,330 --> 00:17:26,940
‫دشمن هنوز منتظره تا حمله کنه؟

270
00:17:26,940 --> 00:17:29,490
‫دارن به محاصره‌شون ادامه می‌دن؟

271
00:17:29,490 --> 00:17:32,200
‫باید سعی کنم حمله کنم تا ببینم چطور واکنش نشون می‌دن؟

272
00:17:33,120 --> 00:17:36,300
‫سرگرد وایس، می‌تونی دیده‌بانی توپخونه رو انجام بدی؟

273
00:17:37,280 --> 00:17:40,900
‫توی این تاریکی نمی‌تونم قولِ دقیق‌بودن بدم.

274
00:17:40,900 --> 00:17:42,430
‫حدس می‌زدم.

275
00:17:42,430 --> 00:17:44,260
‫شاید بهتر باشه صبر کنم تا ببینم دشمن چیکار می‌کنه...

276
00:17:44,260 --> 00:17:45,170
‫سرهنگ دوم!

277
00:17:45,170 --> 00:17:46,650
‫بذارین ما یه امتحانی کنیم!

278
00:17:46,650 --> 00:17:49,280
‫ما برای نبرد شبانه‌ی توپخونه خیلی تمرین کردیم.

279
00:17:49,280 --> 00:17:50,430
‫باشه.

280
00:17:50,850 --> 00:17:54,350
‫به محض اینکه سرگرد وایس دستور داد آتیش بریزید.

281
00:17:54,350 --> 00:17:57,420
‫ولی حواستون باشه... زیاد گلوله مصرف نکنید.

282
00:17:57,420 --> 00:17:58,860
‫مهمات‌تون رو ذخیره کنید.

283
00:17:58,860 --> 00:17:59,550
‫ا ـ اطاعت!

284
00:18:00,490 --> 00:18:02,050
‫مختصات رو می‌فرستم!

285
00:18:02,050 --> 00:18:03,510
‫A8C6!

286
00:18:03,510 --> 00:18:05,670
‫تکرار می‌کنم! A8C6!

287
00:18:05,680 --> 00:18:07,310
‫توپ‌ها رو پر کنین!

288
00:18:07,680 --> 00:18:08,900
‫شلیک!

289
00:18:18,650 --> 00:18:23,160
جانشین فرمانده گردان ۲۰۳ جادوگران هوایی ارتش امپراتوری و جانشین فرمانده تیم ضربت سمندر
سرگرد ماتئوس یوهان وایس

290
00:18:19,190 --> 00:18:20,270
‫تأثیری داشت؟

291
00:18:21,200 --> 00:18:23,160
‫تأثیرش مشخص نیست.

292
00:18:23,160 --> 00:18:25,440
‫تاریکی از چیزی که انتظار می‌رفت بدتره.

293
00:18:27,330 --> 00:18:29,430
‫همه‌ی یگان‌ها، حواستون جمع باشه.

294
00:18:29,430 --> 00:18:32,070
‫تا دستور بعدی توی موضع خودتون بمونید!

295
00:18:32,070 --> 00:18:34,260
‫نذارید دشمن شما رو بکشه بیرون! صبور باشید!

296
00:18:56,280 --> 00:18:58,840
‫سرهنگ دوم، خیلی عجیبه.

297
00:18:58,840 --> 00:18:59,980
‫چی شده؟

298
00:19:00,420 --> 00:19:02,230
‫به طرز عجیبی ساکته.

299
00:19:02,530 --> 00:19:05,240
‫دشمن داره سعی می‌کنه چی‌کار کنه؟

300
00:19:05,670 --> 00:19:07,220
‫نمی‌دونم.

301
00:19:07,220 --> 00:19:09,240
‫از این‌جا هیچی نمی‌تونیم ببینیم.

302
00:19:09,740 --> 00:19:12,450
‫چرا؟ چرا حمله نمی‌کنن؟

303
00:19:12,450 --> 00:19:15,280
‫نکنه همه‌ی اینا فقط یه طعمه‌ست تا ما رو زمین‌گیر کنن؟

304
00:19:15,750 --> 00:19:16,970
‫این‌جا صفر-دوـه!

305
00:19:16,970 --> 00:19:18,500
‫وضعیت روشن‌تر شد!

306
00:19:18,500 --> 00:19:20,880
‫اینا تیپ نیستن.

307
00:19:20,880 --> 00:19:22,990
‫بازمونده‌های تیپ‌ها هستن.

308
00:19:22,990 --> 00:19:24,000
‫چی گفتی؟

309
00:19:24,410 --> 00:19:28,520
‫دشمن تو گروه‌های متراکم و تو فاصله‌ی نزدیک حرکت می‌کرده.

310
00:19:28,860 --> 00:19:32,510
‫به‌نظر می‌رسه ضربات توپخونه‌ی ما نابودشون کرده!

311
00:19:34,050 --> 00:19:38,000
‫عـا... پس تیپ‌های فدراسیون هم زمان کافی برای آموزش نداشتن؟

312
00:19:38,970 --> 00:19:42,240
‫بچه‌ها، مثل اینکه الکی منتظر موندیم.

313
00:19:42,240 --> 00:19:45,150
‫بهشون نشون بدید چی تو چنته داریم!

314
00:19:48,110 --> 00:19:51,420
‫شماره یک تا شماره پنج، آتش ممتد!

315
00:19:51,420 --> 00:19:53,620
‫بیاین به اندازه‌ی پول اون مهمات کار کنیم!

316
00:19:53,620 --> 00:19:56,040
‫پانزر فور!

317
00:20:01,060 --> 00:20:03,330
‫بریم! وقتشه پیاده‌نظام دست‌به‌کار بشه!

318
00:20:09,930 --> 00:20:12,410
‫پیاده‌نظام حمله‌شون رو شروع کردن.

319
00:20:12,410 --> 00:20:14,980
‫ما هم برای نابودی دشمن اقدام می‌کنیم.

320
00:20:14,980 --> 00:20:18,820
‫فهمیدم. می‌خوام فرماندهی یگان ستوان ووستمان رو هم به عهده بگیری.

321
00:20:18,820 --> 00:20:21,030
‫می‌خوام کمبود آموزش‌شون رو جبران کنم.

322
00:20:21,030 --> 00:20:22,710
‫بله، قربان. الساعه!

323
00:20:24,290 --> 00:20:26,730
‫اینم ختم‌به‌خیر شد.

324
00:20:27,420 --> 00:20:31,750
‫مثل اینکه باید تو بعضی چیزها تجدید نظر کنم.

325
00:20:34,590 --> 00:20:37,000
‫بچه‌ها، خسته نباشین!

326
00:20:42,250 --> 00:20:47,010
‫عـ ـ عا... همون «سرهنگ دوم» معروف داره با لبخند معصومانه نگاه‌مون می‌کنه.

327
00:20:50,470 --> 00:20:53,450
‫اول از همه، کارت امروز خیلی خوب بود سروان مِبِرت!

328
00:20:53,450 --> 00:20:56,070
‫می‌خوام احترامم رو به استعدادت نشون بدم!

329
00:20:57,810 --> 00:21:01,420
‫من... داشتم در موردت اشتباه می‌کردم!

330
00:21:01,420 --> 00:21:04,820
‫امیدوارم عذرخواهی بنده‌ی حقیر رو بپذیرین!

331
00:21:04,820 --> 00:21:07,040
‫ا ـ البته... این چه حرفیه، قربان!

332
00:21:07,470 --> 00:21:09,440
‫سروان آرنس، شما هم همین‌طور!

333
00:21:09,440 --> 00:21:12,710
‫تنها واژه‌ای که می‌شه باهاش حمله‌ی آخرت رو توصیف کرد «بی‌نقص‌»ـه

334
00:21:12,710 --> 00:21:14,310
‫خـ ـ خیلی ممنونم!

335
00:21:14,310 --> 00:21:16,070
‫ستوان ووستمان هم...

336
00:21:16,070 --> 00:21:18,030
‫امیدوارم توی وظیفه‌ت موفق باشی!

337
00:21:18,030 --> 00:21:18,840
‫چـشـم!

338
00:21:19,810 --> 00:21:21,480
‫در مورد ستوان توسپان،

339
00:21:21,480 --> 00:21:24,080
‫کاملاً از عملکردت راضی نیستم...

340
00:21:24,340 --> 00:21:25,570
‫اما اشکالی نداره!

341
00:21:25,570 --> 00:21:27,310
‫دفعه‌ی بعد جبران کن!

342
00:21:27,310 --> 00:21:29,800
‫تـ ـ تمام تلاشم رو می‌کنم!

343
00:21:29,820 --> 00:21:41,820
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

344
00:21:43,170 --> 00:21:47,700
‫واقعاً فکر کردین بعد از چنین عملکردی نظرم در موردتون عوض می‌شه؟

345
00:21:48,870 --> 00:21:53,330
‫چه بخوام چه نخوام، من یه افسر عالی‌رتبه‌ی نظامی‌ام.

346
00:21:54,220 --> 00:21:56,820
‫اگه تو جنگ پیروز بشیم،

347
00:21:56,820 --> 00:21:59,020
‫هرچقدر بخوام بهم اعتبار می‌دن.

348
00:22:04,990 --> 00:22:07,210
‫ولی... اگه نتونیم پیروز بشیم...

349
00:22:07,520 --> 00:22:10,710
‫اونی که باید تقصیرها رو گردن بگیره منم.

350
00:22:12,720 --> 00:22:17,260
‫با توجه به اینکه نمی‌دونم چقدر می‌تونم
‫به خاطر اطاعت از دستورات تخفیف بگیرم،

351
00:22:17,260 --> 00:22:21,730
‫معنیش اینه که شهادت دادن بقیه سرنوشت منو تعیین می‌کنه.

352
00:22:22,540 --> 00:22:28,270
‫پس از حالا به بعد... باید تمرکزم روی این باشه
‫که سابقه و تصویر خوبی از خودم به‌جا بذارم.

353
00:22:30,000 --> 00:22:33,540
‫هــوم... راستی اون سروان «تون» دست‌و‌پاچلفتی کجاست؟

354
00:22:33,540 --> 00:22:37,530
‫راست میگید. منم گزارشی ازش ندیدم.

355
00:22:37,530 --> 00:22:40,720
‫یا اسیر شده، یا افتاده مرده.

356
00:22:41,150 --> 00:22:42,370
‫خـــــب...

357
00:22:42,370 --> 00:22:45,300
‫اگه فرار کرده باشه، می‌فرستمش جلوی جوخه‌ی اعدام.

358
00:22:48,180 --> 00:22:51,220
‫خیلی‌خب دوستان، به سلامتی می‌نوشیم!

359
00:22:51,220 --> 00:22:52,590
‫به سلامتی سرزمین مادریمون!

360
00:22:53,070 --> 00:22:55,150
‫به سلامتی پیروزی امپراتوری—

361
00:22:56,920 --> 00:22:58,090
‫نه...

362
00:22:58,370 --> 00:23:02,090
‫به سلامتی پایان هرچه زودتر جنگی که درگیرشیم!

363
00:23:02,090 --> 00:23:04,600
‫به سلامتی!

364
00:23:17,590 --> 00:23:18,790
‫این...

365
00:23:19,590 --> 00:23:20,580
‫شوخیه دیگه؟

366
00:23:20,580 --> 00:23:22,820
‫متأسفانه حقیقت داره.

367
00:23:22,820 --> 00:23:25,330
‫شنیدم که همه‌جای پایتخت پخش شده.

368
00:23:25,780 --> 00:23:28,590
‫توی زبون گل‌ها، گلایول به معنی پیروزیه.

369
00:23:28,590 --> 00:23:31,720
‫زیتون هم که ظاهراً نماد صلحه.

370
00:23:32,390 --> 00:23:34,340
‫پروپاگاندا هم...

371
00:23:34,350 --> 00:23:40,050
«صلح بزرگ‌ترین خیر است»

372
00:23:35,070 --> 00:23:37,260
‫چیز خیلی ترسناکیه.
