WEBVTT

00:02.000 --> 00:06.520
حتي اگه فقط همکار بوديد
شايد يه عشقي بين‌ـتون بوده

00:06.520 --> 00:10.440
کارهايي که ما براي عشق مي‌کنيم
حتي براي اون مي‌ميريم

00:10.440 --> 00:13.240
ما مي‌دونيم که اون
داشته در مورد يه موضوعي تحقيق مي‌کرده

00:13.240 --> 00:16.360
و احتمالاً حيدر جمال عبدي هم
کمک‌ـش مي‌کرده

00:16.360 --> 00:18.680
اون رو مي‌شناسم‌
مردي که توي اعلاميه تلويزيوني شما بود

00:18.680 --> 00:21.640
اونا با هويت‌ها و مدارک جعلي
به اينجا ميان

00:21.640 --> 00:23.240
و منم سريع مي‌فرستم‌ـشون پي کارشون

00:23.240 --> 00:27.840
تام ريد، من شما رو به علت گمراه کردن روند عدالت
دستگير مي‌کنم

00:27.840 --> 00:29.080
!کريسي

00:29.080 --> 00:31.480
نسبت به هميشه، تغييري هم کرده بود؟

00:31.480 --> 00:34.720
تو اون‌روز باهاش کار مي‌کردي
باهاش شام خوردي، محض رضاي خدا

00:34.720 --> 00:36.360
بايد در مورد يه موضوعي صحبت کرده باشين

00:36.360 --> 00:38.920
کار کرديم، ناهار خورديم

00:38.920 --> 00:41.919
يه‌کم ديگه کار کرديم
رفتيم غذاي چيني‌ بخوريم

00:42.600 --> 00:44.000
درباره هيچي هم حرف نزديم

00:44.000 --> 00:45.960
آخرين باري که استيوي رو ديدم

00:45.960 --> 00:49.160
...اون گفت که
عاشق يه نفر شده

00:49.160 --> 00:51.699
...فکر مي‌کردم اون يه نفر

00:52.600 --> 00:56.240
اون شب ده‌ هزار پوند به من داد
تا از برادر کوچيک‌ـش مراقبت کنم

00:56.240 --> 00:59.080
...به‌نظرم
به‌نظرم مي‌دونست قراره يه اتفاقي بيفته

00:59.080 --> 01:01.120
از من خواست که اگه اتفاقي براش افتاد

01:01.120 --> 01:03.319
از فرانکي مراقبت کنم

01:26.040 --> 01:28.579
...فقط براي اين‌که دوباره مرور کنيم

01:30.680 --> 01:34.360
...شما از رستوران چيني اومدين بيرون

01:34.360 --> 01:36.280
آره

01:36.280 --> 01:39.599
بعد از يک مبادله‌ي کوتاه
استيوي به اون‌طرف خيابون رفت

01:40.720 --> 01:43.040
ديدي که چه کسي بهش شليک کرد؟

01:43.040 --> 01:45.979
نه، اون وَن جلوي ديدم رو گرفته بود

01:47.240 --> 01:49.839
ولي ماشين رو ديدي که رفت؟

01:50.800 --> 01:52.039
آره

01:54.120 --> 01:57.999
...استيوي رفت اون‌طرف خيابون-
آخرين حرفي که بهت زد رو به‌ياد داري؟-

02:04.960 --> 02:06.359
ريور

02:08.280 --> 02:10.479
"کون‌‌لقت، آقاي مگو"

02:12.160 --> 02:15.159
آخرين حرفي که بهت زد، اين‌ بود؟

02:17.160 --> 02:19.899
تمام لباس‌ـم خوني شده بود

02:31.500 --> 02:39.499
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:47.040 --> 02:49.509
اون درگير چه‌کاري بوده؟

02:53.200 --> 02:55.800
استيوي اون پول رو به تو داد، مگه نه؟

02:55.800 --> 02:59.840
همون‌چيزي بود که بيرون رستوران داشت بهت مي‌داد
همون ده‌‌ هزار دلار؟

02:59.840 --> 03:02.439
مي‌دونست داره يه اتفاقي مي‌اُفته

03:13.120 --> 03:16.520
تو گرفتار چيزي به اسم تناقض شدي، دوست من

03:16.520 --> 03:20.000
هرقدر که به حقيقت نزديک‌تر ميشي
همون‌قدر هم از من دور ميشي

03:20.000 --> 03:21.799
از کسي که بودم

03:24.200 --> 03:27.139
و بعدش چهره‌ي واقعي من رو مي‌بيني

03:28.960 --> 03:32.259
مگو، مي‌دوني که اگه اين موضوع رو
حل کني، چه اتفاقي مي‌اُفته

03:46.680 --> 03:48.840
بازرس

03:48.840 --> 03:51.880
براي مجرم، چيزي وجود نداره که براش
...لذت آزارطلبي بيشتري

03:51.880 --> 03:54.280
نسبت به مرور کردن کارهاي يک جنايت رو
داشته باشه

03:54.280 --> 03:58.079
تا دوباره جزئيات وحشتناک‌ترين جنايات
يک جنايت ديگه رو بازسازي کنه

04:12.960 --> 04:15.160
افسوس که تو نمي‌تونستي
حرف دل خودت رو به زبان بياري

04:15.160 --> 04:18.159
و اون‌شب بهش بگي
که چه احساسي داشتي

04:19.040 --> 04:22.139
اگر فقط اون رو
در آغوش گرفته بودي

04:22.640 --> 04:24.240
...اگر فقط

04:24.240 --> 04:25.639
...اگر فقط

04:26.960 --> 04:28.920
...اگر فقط

04:28.920 --> 04:30.600
شايد هنوز زنده بود

04:30.600 --> 04:33.520
و يه‌جايي در درون‌ـت نمي‌مُرد

04:33.520 --> 04:36.360
ولي نترس، بازرس

04:36.360 --> 04:37.880
...ممکن‌ـه مرده باشه

04:37.880 --> 04:40.879
...ولي من هنوز براي هميشه، اينجا

04:41.960 --> 04:43.829
!در کنارت خواهم بود

04:50.160 --> 04:52.520
...ريور، من سه شرکتي اصلي‌اي رو که

04:52.520 --> 04:56.000
استيوي قبل از مرگ‌ـش، داشت در مورد اونا
تحقيق مي‌کرد مرور کردم

04:56.000 --> 04:57.600
کريسي هنوز نيومده؟-
نه-

04:57.600 --> 05:00.760
...راه‌حل‌هاي کار اداري
يک اداره‌ي اشتغال در هارو
اداراتي که با کمک به مردم ]
[ براي پيدا کردن کار، پول به‌دست مي‌آورند

05:00.760 --> 05:03.160
يک گروه مشخص رو شناسايي و بهشون کمک مي‌کنن
تا در جاي ديگه استخدام به کار بشن

05:03.160 --> 05:04.560
عمدتاً، قراردادها رو کامل مي‌کنن

05:04.560 --> 05:07.000
دومي؛ مديريتِ اتلاف تن در سال

05:07.000 --> 05:09.040
اونا قراردادهاي بازيافتي، تهيه مي‌کنن

05:09.040 --> 05:12.200
E&F و سومي؛ خدمات خودروي
...که شرکت ماشين‌راني بنيگن

05:12.200 --> 05:16.000
يکي از پنج شعبه‌ي اين شرکت‌هاست
همه‌شون تاکسي در اختيار مي‌ذارن

05:16.000 --> 05:21.000
راننده‌هاي تجملي، يک گروه هزار و نهصد نفري از
کارمندان حقوق‌بگير

05:21.000 --> 05:22.480
عمدتاً، راننده

05:22.480 --> 05:24.360
شرکت ماشين‌راني بنيگن
طي هجده ماه گذشته

05:24.360 --> 05:27.080
هفتاد و پنج يا شايد هشتاد متقاضي داشتن

05:27.080 --> 05:30.439
همه‌شون درخواست ويزا مي‌کنن
حق ماندن در کشور

05:31.640 --> 05:36.640
تقريباً پرونده‌ي همه‌شون
توسط يک قاضي، تاييد شده: تام ريد

05:36.640 --> 05:38.480
...و بعد در يکي از اون شرکت‌ها

05:38.480 --> 05:40.160
براي آينده، استخدام شدن

05:40.160 --> 05:43.599
...و چيزي‌که تمام اون شرکت‌ها رو به هم مرتبط مي‌کنه-
دارايي‌هاي «اي.6» ـه-

05:50.000 --> 05:52.400
...دارم سعي مي‌کنم يه ليست از تمام

05:52.400 --> 05:55.069
...اون سهام‌دارها درست کنم، ولي

06:03.400 --> 06:06.399
...مايکل بنيگن
هيئت مديره بوده

06:11.200 --> 06:14.499
استيوي از سال 2003 داشته روي اين تحقيق مي‌کرده

06:15.880 --> 06:18.920
اون قطعاً داشته از مايکل بنيگن، اطلاعات جمع مي‌کرده

06:18.920 --> 06:21.459
مرتباً، در طي سال‌ها

06:26.400 --> 06:28.760
اين براي دستگيري‌ـش کافي نيست

06:28.760 --> 06:31.839
من درخواست يه حکم دادم
تا بريم اونجا رو بازرسي کنيم

06:33.400 --> 06:36.480
اين شرکت‌ها طبق قانون‌گذاري سختگيرانه‌اي پيش ميرن

06:36.480 --> 06:38.880
...نمي‌تونن مهاجرين-
مهاجرين غيرقانوني به‌کار بگيرن؟-

06:38.880 --> 06:40.760
اونا غيرقانوني نيستن

06:40.760 --> 06:43.400
يه راه‌حل موقتي‌ـه
تا اونا رو وارد کار کنه

06:43.400 --> 06:46.139
حتماً در ازاش يه چيزي گيرش مياد

06:47.160 --> 06:50.759
...به‌نظرم استيوي، حيدر رو فرستاد داخل
تا ببينه روند کار چطوري‌ـه

06:51.960 --> 06:53.800
آيرا، تو مسئول بازرسي هستي

06:53.800 --> 06:55.960
خودم بايد اين‌کار رو بکنم
من مايکل رو مي‌شناسم

06:55.960 --> 06:57.720
تو بايد به مسئله‌ي تام رسيدگي کني

06:57.720 --> 07:00.719
ارتباطات قتل استيوي رو برام پيدا کن

07:06.360 --> 07:08.040
کريسي کجاست؟

07:08.040 --> 07:10.109
مرخصي اجباري
مرخصي‌اي که به‌خاطر مشکلات شخصي و يا ]
[ مرگ يکي از نزديکان، به کارمند داده مي‌شود

07:11.080 --> 07:14.279
مي‌خواي بذاري از زير اين قضيه فرار کنه؟

07:15.840 --> 07:17.979
اون بايد اينجا باشه

07:31.760 --> 07:34.400
ديگه نمي‌دونم چه نوع چايي مي‌نوشم

07:34.400 --> 07:35.999
چاي، چاي‌ـه
فرقي نداره

07:39.320 --> 07:40.920
چه‌طور من رو پيدا کردي؟

07:40.920 --> 07:43.520
نينا در رو باز کرد

07:43.520 --> 07:45.679
از طرف مدرسه فرستادن‌ـش خونه

07:47.600 --> 07:50.560
من بهشون نگفتم
که تام کجاست

07:50.560 --> 07:53.240
به‌هرحال، اون که هميشه
در حال کار کردن‌ـه

07:53.240 --> 07:55.709
و اونا هم اصلاً چيزي نپرسيدن

07:58.320 --> 08:00.080
تو بايد برگردي

08:00.080 --> 08:03.600
بايد بشيني و به مصاحبه‌ي تام گوش کني-
نه، نه-

08:03.600 --> 08:06.480
اگه مي‌تونستم استيوي رو ببرم داخل يه اتاق
و بفهمم چي‌کار کرده بود

08:06.480 --> 08:09.720
که چي‌کار کرد، اگه مي‌تونستم
اين‌کار رو مي‌کردم

08:09.720 --> 08:12.200
نمي‌تونم، ريور

08:12.200 --> 08:15.040
...شوهرم
...چهار طبقه زير دفتر من

08:15.040 --> 08:17.440
توي يه سلول نشسته

08:17.440 --> 08:20.480
...من نمي‌تونم با کسي روبه‌رو بشم

08:20.480 --> 08:21.879
از اينجا برو

08:23.600 --> 08:27.040
تخم‌هات کجا رفته؟-
!مگه من اصلاً تخم هم داشتم؟-
[ بالز به معني جرئت هم به‌کار ميره ]

08:27.040 --> 08:29.680
اصلاً کِي دل و جرئت باعث شد
که تو کاراگاه بهتري باشي؟

08:29.680 --> 08:32.360
بعد از سـي‌وسه سال که توي نيروي پليس بودي
همچين چيزي ميگي

08:32.360 --> 08:34.360
"دل و جرئت ـت کجا رفته؟"
من چيزي که به‌دست آوردم رو دارم

08:34.360 --> 08:36.680
من انجام‌ـش دادم
و به يه جفت تخم لعنتي هم نياز نداشتم

08:36.680 --> 08:39.779
حالا گمشو و بذار به خريدم برسم

08:41.000 --> 08:43.160
واقعاً مي‌خواي توي اين موقعيت باشي؟

08:43.160 --> 08:45.200
بايد توي همين موقعيت مي‌بودم

08:45.200 --> 08:47.480
براي سـي‌وسه سال گذشته
بايد توي همچين موقعيتي مي‌بودم

08:47.480 --> 08:49.240
ولي به‌جاش، کار کردم و عرق ريختم

08:49.240 --> 08:51.640
و با رئيس‌هاي اعصاب‌خوردکُن
مست کردم

08:51.640 --> 08:55.000
...و اين‌همه گـه‌بازي رو تحمل کـ
!اوه، خداي من، چه‌قدر گـه‌بازي بود

08:55.000 --> 08:57.480
ولي تنها چيزي که
...مي‌تونستم سرِ اون اتلاف وقت‌ها

08:57.480 --> 09:00.240
...سر تمام اون روزهاي تفريحي از دست رفته و تعطيلات و

09:00.240 --> 09:02.680
اون شب‌هايي که
...بچه‌هام بهم احتياج داشتن و

09:02.680 --> 09:04.720
من عرق مي‌ريختم
تا يه پرونده رو حل کنم

09:04.720 --> 09:07.320
تنها چيزي که مي‌تونستم بگم اين بود که
"ارزش‌ـش رو داشت"

09:07.320 --> 09:10.319
و الان ارزش‌ـش رو نداره
!چون اون گناهکار ـه

09:11.080 --> 09:12.960
اون گناهکار ـه

09:12.960 --> 09:16.080
ريور، و حالا من هم
به همون چشم، ديده ميشم

09:16.080 --> 09:19.559
سـي‌وسه سال، ريور
!و لياقت‌ـم، همچين چيزي‌ـه؟

09:22.480 --> 09:23.819
عذر مي‌خوام

09:27.600 --> 09:29.199
ازت متنفرم

09:31.960 --> 09:34.629
ازت متنفرم که فهميدي کار اون‌ـه

09:36.120 --> 09:39.619
تقصير خودم‌ـه، هيچ‌وقت افراي رو که
براي کار ـشون مناسب هستن استخدام نمي‌کنم

09:48.040 --> 09:49.639
ازت متنفرم

09:51.480 --> 09:53.679
ازت متنفرم، ازت متنفرم

09:58.200 --> 10:01.080
ما داريم يک بازرسي رو اجرا مي‌کنيم
اگه ميشه لطفاً بلند بشيد

10:01.080 --> 10:04.279
و لطفاً از ميزهاتون فاصله بگيريد
ممنون

10:43.640 --> 10:46.639
...کريسي-
دارم ريور رو همراهي مي‌کنم-

10:52.000 --> 10:54.760
تو در تاريخ چهاردهم نوامبر امسال
...رفتي به بازديد

10:54.760 --> 10:57.800
صندوق سپرده‌ي دالستون لين؟

10:57.800 --> 11:00.160
...همچنين در تاريخ چهارم نوامبر

11:00.160 --> 11:03.099
...بيست‌وسوم اکتبر، هفتم اکتبر

11:04.120 --> 11:06.120
و سه يا چهار بار ديگه

11:06.120 --> 11:07.760
از سپتامبر تا اواسط آگوست، رفتي اونجا؟

11:07.760 --> 11:11.680
...من در جريان اين موضوع قرار نگـ-
اون اينجاست؟-

11:11.680 --> 11:13.320
کريسي اينجاست؟

11:13.320 --> 11:15.240
سؤال‌ـم رو تکرار مي‌کنم

11:15.240 --> 11:18.000
تو در تاريخ چهاردهم نوامبر امسال
...رفتي به بازديد

11:18.000 --> 11:20.999
صندوق سپرده‌ي دالستون لين؟

11:24.360 --> 11:27.000
بله-
چرا رفتي اونجا؟-

11:27.000 --> 11:28.720
تا پول‌ـم رو بگيرم-
چند بار؟-

11:28.720 --> 11:32.000
نمي‌دونم، هفت، هشت‌بار
تعدادش از دست‌ـم در رفته

11:32.000 --> 11:35.240
اون پول‌ها براي چي بود؟-
خواستار مشورت با موکل‌ـم هستم-

11:35.240 --> 11:38.319
اون شخصي که بهت پول داده
ممکن‌ـه توي قتل استيوي، دست داشته باشه

11:42.720 --> 11:45.189
من بايد با کريسي صحبت کنم

11:46.640 --> 11:48.840
اول بايد با اون صحبت کنم

11:48.840 --> 11:50.709
داره گوش ميده

12:06.200 --> 12:08.440
من يه پيام‌کوتاه دريافت کردم

12:08.440 --> 12:11.920
از طرف کي؟
از طرف مايکل بنيگن؟

12:11.920 --> 12:14.000
نمي‌دونم

12:14.000 --> 12:16.199
درخواست، مشخص بود

12:17.240 --> 12:20.959
چندتا پرونده مهاجرت مشخص بود
که پيش من اومده بود

12:22.480 --> 12:25.679
من بايد سريعاً
کار اين پرونده‌ها رو درست مي‌کردم

12:26.680 --> 12:28.240
...يه تهديدهايي هم بود

12:28.240 --> 12:30.920
که يه‌سري اطلاعات خاص رو
فاش مي‌کنن

12:30.920 --> 12:33.059
من جوابـي ندادم

12:34.120 --> 12:36.880
...بعد چندتا عکس براي من فرستاده شد

12:36.880 --> 12:38.520
عکس از من و ديگران

12:38.520 --> 12:40.080
ديگران؟

12:40.080 --> 12:44.200
عکس‌هايي که کاملاً ممنوع هستن
توي محل‌کار گرفته شده بودن

12:44.200 --> 12:46.400
عکس‌هايي که باعث شد
باهاشون توافق کنم

12:46.400 --> 12:49.040
چيز وقيح‌ـي نبود، ولي اگه پخش مي‌شد
...و کسايي که من رو مي‌شناسن، اونا رو مي‌ديدن

12:49.040 --> 12:50.760
...مي‌تونستن تاييد کنن

12:50.760 --> 12:53.159
که من روابط نامشروع دارم

12:53.840 --> 12:55.719
روابط نامشروع؟
جمع بستي؟

12:57.280 --> 12:58.479
آره

13:01.320 --> 13:05.200
نمي‌دونم اين قضيه
چه‌طور به قتل استيوي ربط داره

13:05.200 --> 13:08.760
چهارتا تماس تلفنـي، تـام
آخرين تماس، مربوط به صبح روزي ميشه که اون مُرد

13:08.760 --> 13:12.759
...اين دليل نميشه-
روزي که اون به‌قتل رسيد-

13:18.760 --> 13:21.760
استيوي بهم گفت که بايد
اين موضوع رو به کريسي بگم

13:21.760 --> 13:25.439
و اگر نگم، خودش بهش ميگه
...همون روز

13:28.160 --> 13:32.720
وقتي رسيدم خونه
کريسي هم خونه بود

13:32.720 --> 13:35.240
حتي شام هم پخته بود
اون هيچ‌وقت شام نمي‌پزه

13:35.240 --> 13:38.160
،و به‌طرز معجزه‌آسايي
ساعت نه، همه بچه‌ها رفتن پي کار خودشون

13:38.160 --> 13:40.919
خوابيدن، رفتن سراغ درس و مشق‌ـشون
پيش دوست‌هاشون

13:42.240 --> 13:44.360
...حتي سگ‌ـمون، حتي سگ‌ـمون

13:44.360 --> 13:46.359
جاي ديگه‌اي بود

13:48.920 --> 13:51.600
اما من مي‌خواستم به کريسي بگم

13:51.600 --> 13:53.840
...مي‌خواستم بهش بگم

13:53.840 --> 13:56.000
...همه‌چيز رو
همون شب

13:56.000 --> 13:58.880
و بعدش، تلفن زنگ خورد

13:58.880 --> 14:01.879
و تو بودي
که خبر مرگ استيوي رو دادي

14:09.840 --> 14:12.239
باعث راحتي‌ـم شد، نه؟

14:13.120 --> 14:16.119
چون الان ديگه مجبور نبودم
که موضوع رو به کريسي بگم

14:20.560 --> 14:22.629
...تونستم دلداري‌ـش بدم

14:23.760 --> 14:27.440
و رفتيم خوابيديم و چسبيديم به هم
...و به هم مي‌گفتيم

14:27.440 --> 14:29.579
"خدا رو شُکر که خودمون سالم هستيم"

14:31.200 --> 14:33.139
"من هم دوستت دارم"

14:33.960 --> 14:35.699
ولي نداشتيم

14:38.120 --> 14:39.659
همديگه رو دوست نداشتيم

14:43.400 --> 14:45.800
...و من هنوز هم نمي‌دونم

14:45.800 --> 14:49.199
اگه هم استيوي
...چيزي به کريسي مي‌گفت

14:54.280 --> 14:55.879
متهم‌ـش کنين

14:58.680 --> 14:59.949
باشه

15:03.360 --> 15:04.840
خداي من

15:04.840 --> 15:06.880
مارک نوشيدني خريده

15:06.880 --> 15:09.999
ترفيع گرفته، بخش دادگاه جنايي
"هاورفيلد وست"

15:13.000 --> 15:14.469
تو مي‌دونستي

15:16.480 --> 15:18.640
مي‌دونستي که استيوي مي‌خواد
درباره چي باهات صحبت کنه

15:18.640 --> 15:21.639
اون شکسته‌بسته حرف ميزد
ناراحت بود

15:24.200 --> 15:27.440
اون‌روز با من تماس گرفت
...و من گفتم

15:27.440 --> 15:28.960
"فردا صبح صحبت مي‌کنيم"

15:28.960 --> 15:32.659
و اصلاً بهش فکر نمي‌کردم، ريور

15:34.640 --> 15:36.839
و بعد، اون مُرد

15:58.040 --> 16:00.439
بفرماييد-
ممنون-

16:03.080 --> 16:05.400
آره، فقط بزارش همون‌جا

16:05.400 --> 16:06.800
هارد درايوها و فايل‌ها

16:06.800 --> 16:10.440
وکيل مايکل بنيگن
مستقيماً با خودت تماس مي‌گيره

16:10.440 --> 16:12.680
...پرونده‌هاي بنيگن رو بررسي کردم

16:12.680 --> 16:15.419
و اطلاعات خرابـي پيدا کردم

16:16.720 --> 16:18.389
اين رو ببين

16:19.040 --> 16:21.960
...به‌نظر مياد

16:21.960 --> 16:24.499
يه‌نفر مي‌خواسته حذف‌ـشون کنه

16:28.880 --> 16:32.279
با بخش فني تماس مي‌گيرم
ببينم اونا مي‌تونن بازگرداني‌ـشون کنن يا نه

17:37.680 --> 17:40.679
رازهايي که توي قلب هستن
يه‌جاي عميق، دفن ميشن

17:41.840 --> 17:45.339
و فقط زمان مي‌تونه نشون بده
که چه‌قدر عميق هستن

18:07.600 --> 18:08.999
بازش کن

18:13.400 --> 18:15.599
بذارش زمين، استيوي

18:20.840 --> 18:22.909
پسرت رو بذار زمين

18:28.160 --> 18:30.229
پسرت رو بذار زمين

18:35.360 --> 18:39.040
ميبيني، هيچکس اونـي که
به‌نظر ميرسه نيست، بازرس

18:39.040 --> 18:42.539
اون نمي‌خواست تو بدوني
که واقعاً کي‌ـه

18:47.720 --> 18:49.319
حالا چي‌کار مي‌کني؟

19:11.440 --> 19:13.979
رژيم‌ـت خوب پيش ميره، ها؟

19:14.720 --> 19:16.320
تا فردا خودم رو وزن نمي‌کنم

19:16.320 --> 19:17.880
بايد ورزش کني

19:17.880 --> 19:19.279
خودت ورزش مي‌کني؟

19:20.000 --> 19:21.339
هرگز

19:23.560 --> 19:25.640
يه‌بار رفتم کلاس‌هاي زومبا
[ نوعي رقص سريع که براي کاهش وزن، بسيار مناسب است ]

19:25.640 --> 19:29.000
رفتم داخل و بعدش سريع اومدم بيرون

19:29.000 --> 19:31.520
بايد لگين مي‌پوشيدي
و من هم لگين نداشتم

19:31.520 --> 19:33.459
شلوار جين پوشيده بودم

19:35.240 --> 19:37.709
ما امروز به اداره هجوم بُرديم

19:39.080 --> 19:42.080
...فرانکي-
من هيچي نمي‌دونم-

19:42.080 --> 19:44.019
قرار هم همين بود

19:45.080 --> 19:47.440
...استيوي گفت

19:47.440 --> 19:50.639
استيوي گفت، اگه براي مايکل کار کنم
از همه‌چيز در امان مي‌مونم

19:50.663 --> 19:57.663
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

20:12.440 --> 20:13.920
...منظورم اين‌ـه که

20:13.920 --> 20:15.720
قبلاً هم بهم دادي

20:15.720 --> 20:17.640
حدود 200 ليره

20:17.640 --> 20:20.000
استيوي 10 هزارتا
بهم داد تا به تو بدم

20:20.000 --> 20:21.399
بگيرش

20:22.600 --> 20:25.269
مي‌توني هرجا که دوست داشته باشي
باهاش بري

20:25.880 --> 20:29.079
من پاسپورت ندارم-
خُب يکي بگير-

20:29.640 --> 20:31.579
مسافرت کن
به يه کشور ديگه برو

20:35.920 --> 20:38.520
نه، مشکلـي نيست

20:38.520 --> 20:40.880
اين رو نمي‌خوام-
چرا اون از من خواست تا مراقب تو باشم؟-

20:40.880 --> 20:43.879
نمي‌دونم اون مي‌خواسته
که من چي‌کار کنم

20:44.480 --> 20:46.949
چه‌طور بايد به تو کمک کنم؟

20:48.880 --> 20:50.819
تو بهم بگو، فرانکي

20:54.440 --> 20:57.560
من ديگه نمي‌تونم
توي آپارتمان بخوابم

20:57.560 --> 21:00.659
توي خونه هم نمي‌تونم بخوابم
...ديگه هيچ‌جا

21:01.400 --> 21:03.040
نمي‌تونم بخوابم

21:03.040 --> 21:06.600
تمام‌شب توي خيابون پرسه ميزنم
تا وقتي‌که هوا روشن بشه

21:06.600 --> 21:09.699
و بعد ميرم سرِ کار
و بعدش هم ميرم خونه

21:11.280 --> 21:13.039
...و

21:14.720 --> 21:17.879
آره، من حس اين رو دارم
که در حال غرق‌شدن هستم

21:27.280 --> 21:29.679
يالا بريم، فرانکي

21:43.560 --> 21:46.229
...آخرين نفري که بپرـه-
جوجه‌ـست-

22:58.160 --> 23:00.359
مادرت الان بيدارـه؟

23:02.680 --> 23:04.799
آره، اين‌طور به‌نظر مياد

23:10.120 --> 23:12.319
مي‌دونستم مياي خونه

23:14.520 --> 23:17.259
مثل موش آب‌کشيده شدي

23:22.000 --> 23:25.720
ممنون-
شنيدم که دفتر مايکل رو گشتين-

23:25.720 --> 23:27.240
آره

23:27.240 --> 23:28.760
چرا همچين کاري کردين؟

23:28.760 --> 23:31.759
فقط بخشي از بازپرسي درحال‌انجام بود

23:34.800 --> 23:37.240
درسته، نون تست مي‌خورين؟

23:37.240 --> 23:38.639
نه

23:41.200 --> 23:44.360
اونجا چند ساله بودي؟-
...تقريباً-

23:44.360 --> 23:46.160
حدود يک‌ ماه

23:46.160 --> 23:47.360
توي کورک به‌دنيا اومدي؟
[ شهري در کشور ايرلند ]

23:47.360 --> 23:51.159
وقتي خونه خواهرم بوديم
کيسه آب‌ـم پاره شد

23:55.600 --> 23:57.040
و بعدش اين‌قدر سرحال بودي؟

23:57.040 --> 23:58.979
خودمون هم تعجب کرديم

24:02.960 --> 24:06.519
فرانکي، برو طبقه بالا
و يه لباس خشک بپوش

24:09.240 --> 24:10.679
يالا

24:23.360 --> 24:26.160
فرانکي يه‌سري ايده‌ها
درباره آپارتمان استيوي داره

24:26.160 --> 24:28.120
بهش گفتم که بايد بفروشيم‌ـش

24:28.120 --> 24:30.560
ميشه با پول‌ـش يه‌کاري کرد

24:30.560 --> 24:33.520
..خشت و آجر نه
و يه دستگاه پخت پاستا

24:33.520 --> 24:36.200
اوه، دستگاه پخت پاستا؟

24:36.200 --> 24:39.360
هيچ‌وقت شنيدي که استيوي
توي طول زندگي‌ـش، يه کاسه غذا درست کنه؟

24:39.360 --> 24:41.800
اون نيمروهاي خوبي درست مي‌کرد

24:41.800 --> 24:44.999
و مي‌تونست اين‌قدر بخندـه
تا خودش رو خيس کنه

24:45.520 --> 24:48.479
اون وفادار بود
احساساتي و راستگو

24:50.520 --> 24:52.560
و دوست‌داشتني بود

24:52.560 --> 24:56.320
ولي تنها شخصي که با تمام‌وجود
دوستش داشت، همين پسر بود

24:56.320 --> 24:59.319
چرا استيوي اين پسر رو
اين‌قدر دوست داشت، برايدي؟

25:03.840 --> 25:05.359
سلام

25:08.800 --> 25:10.999
آره، بله، شنيدم

25:12.520 --> 25:14.720
مي‌دونم

25:14.720 --> 25:17.519
نه، الان نه
الان وقت مناسبي نيست

25:18.280 --> 25:20.400
آره

25:20.400 --> 25:22.720
باشه

25:22.720 --> 25:23.919
آره

25:26.200 --> 25:29.360
نمي‌دونم چرا من رو آوردي اينجا، جان

25:29.360 --> 25:30.919
چرا؟

25:42.720 --> 25:44.919
بذارش زمين، استيوي

25:47.760 --> 25:49.759
پسرت رو بذار زمين

25:53.240 --> 25:54.800
فرانکي

25:54.800 --> 25:57.760
يالا، بيا اينجا

25:57.760 --> 26:00.509
چه‌طور ميشه اين رو خاموش کرد؟

26:04.360 --> 26:06.029
خاموش‌ـش کن

26:09.680 --> 26:12.149
بشين-
خاموش‌ـش کن-

26:20.480 --> 26:23.000
ديگه در مورد چي دروغ گفتي؟

26:23.000 --> 26:24.669
دارايي‌هاي اي.6

26:26.000 --> 26:28.240
اون شرکت رو مي‌شناسي؟

26:28.240 --> 26:29.839
نظري ندارم

26:32.480 --> 26:35.519
مايکل از شما مراقبت مي‌کنه
خوب هم مراقبت مي‌کنه

26:36.720 --> 26:38.989
اون دوست خوبـي بوده

26:40.600 --> 26:43.640
آخرين چيزي که استيوي
...قبل از مرگ‌ـش

26:43.640 --> 26:46.760
،از من خواست که انجام بدم
اين بود که مراقب فرانکي باشم

26:46.760 --> 26:48.159
پسرش

26:50.520 --> 26:52.389
من يه وکيل مي‌خوام

26:53.440 --> 26:55.379
مي‌توني يه وکيل داشته باشي

26:57.720 --> 27:00.319
اين صحبت‌ها
فقط براي دست‌گرمي‌ـه

27:06.240 --> 27:08.239
پدر فرانکي کي بوده؟

27:10.480 --> 27:12.149
من چيزي نپرسيدم

27:12.920 --> 27:16.080
احتمالاً براي يه‌مقدار پول
به يه‌نفر داده

27:16.080 --> 27:18.560
اون پاهاش رو
براي هر کسي باز مي‌کرد

27:18.560 --> 27:20.159
اون‌موقع
اين‌جوري بود

27:23.160 --> 27:25.699
ميخواست بچه‌اش رو سقط کنه

27:26.520 --> 27:29.119
مي‌خواست اون پسر بچه رو سقط کنه

27:30.200 --> 27:32.320
ولي من نذاشتم

27:32.320 --> 27:34.200
مثل پسر خودم
باهاش رفتار کردم

27:34.200 --> 27:36.720
و بزرگ‌ـش کردم

27:36.720 --> 27:39.400
تا وقتي‌که گذاشتي
بره و براي مايکل کار کنه

27:39.400 --> 27:41.240
اون ديگه بزرگ شده

27:41.240 --> 27:43.600
به‌خاطر همين بود
که اين بازپرسي رو شروع کرد؟

27:43.600 --> 27:45.599
تا از فرانکي محافظت کنه؟

27:47.000 --> 27:48.599
نظري ندارم

27:50.120 --> 27:53.679
،اون‌شبـي که استيوي به‌قتل رسيد
...ماشينـي که از داخل اون، بهش شليک شد

27:55.280 --> 27:58.779
توي يه زمين اوراقچي، رها شد
يه فورد موندئو آبي بود

28:01.080 --> 28:03.479
اين ماشين رو مي‌شناسي؟

28:07.080 --> 28:08.960
نه؟-
نه، نه-

28:08.960 --> 28:11.429
ولي مي‌دوني
کي اونجا گذاشتش

28:12.800 --> 28:14.999
تو اونجا گذاشتي‌ـش، برايدي

28:16.560 --> 28:19.400
يه‌ نفر ديده شده
...که اون‌شب، اين کُت رو

28:19.400 --> 28:21.880
،توي يه محل اوراق ماشين
دفن مي‌کرده

28:21.880 --> 28:24.040
درست 90 دقيقه
بعد از اين‌که به استيوي شليک شه

28:24.040 --> 28:27.120
قد اون فرد
بين 5.7 تا 5.8 فوت بوده

28:27.120 --> 28:29.519
تقريباً به‌اندازه تو، برايدي

28:33.640 --> 28:35.720
اوه، مگه ماه مارس شده؟

28:35.720 --> 28:39.629
وقتي که خرگوش‌هاي ديوونه، توليد مثل مي‌کنن؟
آخه تو ديوونه‌اي

28:43.120 --> 28:46.439
بعضي وقت‌ها ديوونگي باعث ميشه
مسائل رو واضح‌تر ببيني، برايدي

28:48.080 --> 28:50.819
تو به دختر خودت شليک کردي؟

28:57.240 --> 28:59.379
مايکل اون رو کُشت؟

29:00.680 --> 29:02.949
مايکل، استيوي رو کُشت؟

29:04.280 --> 29:05.879
نظري ندارم

29:21.800 --> 29:24.200
اين‌ها همون فايل‌هاي
بازگرداني‌شده هستن؟

29:24.200 --> 29:25.469
آره

29:37.280 --> 29:39.149
چيزي پيدا کردي؟

29:40.400 --> 29:41.799
...صبر کن

30:18.520 --> 30:20.189
يواش، ديوونه

30:38.440 --> 30:39.920
...فقط يه چيز

30:39.920 --> 30:42.960
فقط يه چيز از من خواستي
اون هم اين بود که فرانکي رو از اين قضيه دور نگه دارم

30:42.960 --> 30:46.080
ولي اونا نذاشتن، درسته؟-
ريور، خواهش مي‌کنم-

30:46.080 --> 30:48.679
اين‌کار رو به‌خاطر فرانکي مي‌کنم

30:56.960 --> 30:59.640
بعضي‌ها ميگن اين تصاوير
...يه‌مقدار ترسناک هستن

30:59.640 --> 31:01.520
ولي من ازشون خوش‌ـم مياد

31:01.520 --> 31:05.640
مي‌دوني، برده‌داري حتي قبل از
تصرف روم هم وجود داشته

31:05.640 --> 31:08.480
...اگرچه زندانيان واقعي تجارت برده در انگلستان

31:08.480 --> 31:11.559
تا قبل از اواسط قرن شونزدهم
...وجود نداشتن

31:13.800 --> 31:16.120
وقتي‌که من و اريک براي اولين‌بار
...به انگلستان اومديم

31:16.120 --> 31:20.080
"اين‌جوري مي‌گفتن: "ايرلندي نه، رنگين‌پوست هم نه
...وقتي مي‌خواستي يه اتاق اجاره کني

31:20.080 --> 31:23.679
براي هر نقطه‌اي توي اين کشور
بايد تلاش مي‌کردي

31:24.880 --> 31:27.549
پس، دوست دارم
...اين‌طوري فکر کنم که

31:29.360 --> 31:33.240
دِين‌ـم رو براي نسل آينده‌اي
که قراره بياد، ادا کردم

31:33.240 --> 31:35.709
همين حرف رو
توي دادگاه هم ميزنم

31:37.240 --> 31:39.680
داشتم به تصاوير دوربين‌هاي امنيتي
مربوط‌ به اون شب نگاه مي‌کردم

31:39.680 --> 31:43.720
حق با تو بود
ما همچين ماشيني توي گاراژ داشتيم

31:43.720 --> 31:46.389
الان ديگه همه‌چيز
ديجيتالي شده، ها؟

31:50.560 --> 31:53.160
تو پول دادي
تا حيدر رو بُکشن

31:53.160 --> 31:55.899
همين‌کار رو با استيوي هم کردي؟

31:57.000 --> 31:58.800
مي‌بيني، منظور من هم همين‌ـه

31:58.800 --> 32:02.299
هيچ‌وقت نمي‌توني
قدرت خانواده رو دست‌کم بگيري

32:02.840 --> 32:04.800
استيوي هرگز نتونست
اين قضيه رو بفهمه

32:04.800 --> 32:07.599
اون هميشه حقيقت رو
به خانواده ترجيح مي‌داد

32:08.120 --> 32:10.920
هميشه تهديدها رو ناديده مي‌گرفت

32:10.920 --> 32:13.440
برايدي، جيمي و فرانکي
ناراحت بودن

32:13.440 --> 32:15.000
منظورم اين‌ـه که، مي‌خواستم اجازه بدم
که اين موضوع هم بگذره

32:15.000 --> 32:17.669
...اين‌طوري بگم، اون دختر مثل

32:19.480 --> 32:22.219
بيشتر از دخترهاي خودم
دوستش داشتم

32:23.480 --> 32:26.120
آره، استيوي و برايدي دعواـشون شد

32:26.120 --> 32:28.600
استيوي تهديد کرد
که اون‌قضيه رو به فرانکي ميگه

32:28.600 --> 32:31.400
مي‌خواست بهش بگه که تنها مادري
...که الان ازش محافظت مي‌کنه

32:31.400 --> 32:32.840
همون مادري‌ـه
که اون رو به‌دنيا آورده

32:32.840 --> 32:36.719
اين‌که فرانکي بفهمه
مادر واقعي‌ـش کي‌ بوده، اون رو نابود مي‌کرد

32:38.360 --> 32:41.359
براي همين، يه نفر بايد
جلوي استيوي رو مي‌گرفت

32:58.800 --> 33:02.440
فرانکي نيازي به ترغيب‌کردن نداشت
خودش اوضاع درستي نداشت

33:02.440 --> 33:04.480
با جيمي توي يه فاحشه‌خونه بود

33:04.480 --> 33:06.840
اون حتي نتونسته بود
...با يه جنده که جيمي براي اون پيدا کرده بود

33:06.840 --> 33:10.039
رابطه برقرار کنه
با چشم‌گريان پيش من اومد

33:11.040 --> 33:15.240
فرانکي اومد پيش من تا به‌دور از گوش استيوي
درباره مشکلات‌ـش صحبت کنه

33:15.240 --> 33:18.239
اون مي‌دونست که استيوي
چه مشکلاتي مي‌تونه درست کنه

33:19.600 --> 33:22.920
بهم گفت که استيوي
مي‌خواد بره با رئيس‌ـش صحبت کنه

33:22.920 --> 33:26.119
اون در مورد بعضي مسائل درباره شغل من
با استيوي صحبت کرده بود

33:27.200 --> 33:30.199
چيزهايي که نبايد
راجع‌بهشون صحبت مي‌کرد

33:31.560 --> 33:35.000
حالا، مي‌دونستم که حقيقت فاش ميشه
...تمام حقيقت

33:35.000 --> 33:38.039
خوب و بد، من نمي‌تونستم اجازه بدم
که فرانکي اين چيزها رو بدونه

33:40.120 --> 33:42.360
چيز خيلي بدي بود
که فرانکي بخواد بدونه

33:42.360 --> 33:45.080
که قرار بوده بندازنش توي کاسه توالت
[ منظور: قرار بوده سقط بشه ]

33:45.080 --> 33:49.040
چون هيچ‌چيزي باارزش‌تر از
جون يه انسان نيست

33:49.040 --> 33:52.039
درسـي که متاسفانه
استيوي خيلي‌دير ياد گرفت

33:55.360 --> 33:57.269
صداي دخترهاي دخترم، مونيکا ـه

34:02.600 --> 34:04.599
پدر فرانکي کي بود؟

34:13.680 --> 34:15.319
خداي من

34:17.600 --> 34:19.199
اون‌موقع استيوي 14 سال‌ـش بود

34:21.440 --> 34:23.080
تو يه هيولايي

34:23.080 --> 34:25.080
هيولا براي بچه‌هاست

34:25.080 --> 34:27.419
ما ديگه بزرگسال هستيم

34:28.280 --> 34:30.400
اميدوار بودم که بتونم
تام ريد رو استخدام کنم

34:30.400 --> 34:34.240
که بتونه براي من
يه‌مقدار اطمينان ايجاد کنه

34:34.240 --> 34:36.839
...اما در غياب اونا

34:37.840 --> 34:40.560
واقعاً دوست داري
که فرانکي حقيقت رو بفهمه؟

34:40.560 --> 34:42.429
تمام حقيقت رو؟

34:44.000 --> 34:46.760
اون پسر ديگه نمي‌تونه
اين قضيه رو فراموش کنه

34:46.760 --> 34:48.680
زندان؟

34:48.680 --> 34:51.279
اين موضوع، دل استيوي رو مي‌شکنه

34:52.080 --> 34:55.599
اين رو مي‌ذارم به عهده‌ي خودت

35:05.600 --> 35:09.200
ما رفتيم نوشيدني بخوريم
من سريع لازم شد که برم بشاشم

35:09.200 --> 35:11.640
بعد رفتيم خونه
و تلويزيون تماشا کرديم

35:11.640 --> 35:13.280
فرانکي، داري دروغ ميگي

35:13.280 --> 35:14.640
داري ميگي من دروغ ميگم؟

35:14.640 --> 35:16.480
نه، برايدي
...ميگم پسرت داره

35:16.480 --> 35:17.960
شخصي که بيشتر از همه
...ازش مي‌ترسي

35:17.960 --> 35:19.440
و يه مادر از پسرش محافظت مي‌کنه

35:19.440 --> 35:21.720
شخصي که بيشتر از همه
بهش اعتماد مي‌کني

35:21.720 --> 35:24.080
اگه فقط به سوال استيوي
جواب مي‌دادي

35:24.080 --> 35:25.680
،ما حرف زديم
...اون از عرض خيابون رد شد

35:25.680 --> 35:27.520
...اگه فقط اون رو در آغوش گرفته بودي

35:27.520 --> 35:30.360
اون سرش رو برگردوند... و يه نگاهي
روي صورتش بود، انگار شخص آشنايي رو ديده باشه

35:30.360 --> 35:33.240
...اگر فقط، اگر فقط-
اون مي‌دونست قراره يه اتفاقـي بياُفته-

35:33.240 --> 35:35.439
اگر فقط

35:43.520 --> 35:46.480
مي‌خواي بدوني
کي به حمايت نياز داره؟ فرانکي

35:46.480 --> 35:47.920
تو خودت رو سرزنش مي‌کني؟

35:47.920 --> 35:50.360
بايد حس مي‌کردم
که يه چيزي درست نيست

35:50.360 --> 35:54.279
من ناديده‌اش گرفتم، ريور، جدي ميگم
ناديده‌اش گرفتم، تو هم همين‌طور

35:56.080 --> 35:58.479
تو نمي‌دوني بايد چي‌کار کني

36:24.720 --> 36:26.059
ببخشيد

36:27.840 --> 36:29.240
ببخشيد

36:29.240 --> 36:31.240
دير کردي

36:31.240 --> 36:33.439
آره، واقعاً دير کردم

36:38.880 --> 36:42.519
،از من بپرسين بعد از اتفاق‌هاي دفعه قبل
چرا به خودم زحمت دادم و برگشتم

36:43.840 --> 36:46.039
چرا برگشتي؟

36:46.560 --> 36:49.839
و به اين دليل هم نبوده که دل‌ـم
براي ديدن قيافه‌هاي غمگين شما تنگ شده باشه

36:52.720 --> 36:55.000
مي‌خواين داستان من رو بشنوين؟

36:55.000 --> 36:58.560
شش سال‌ـم بود، کنار مادرم
توي يه اتوبوس نشستم

36:58.560 --> 37:00.559
آخرين ايستگاه‌ـه

37:01.200 --> 37:04.639
خونه مادربزرگ‌ـم نزديک آخرين ايستگاه‌ـه
و امروز هم يه روز زيبا هست

37:05.880 --> 37:09.679
:و مادربزرگ‌ـم بهم ميگه
"پسر، برو و توي درياچه شنا کن"

37:11.280 --> 37:14.019
و من شنا مي‌کنم و شنا مي‌کنم و شنا مي‌کنم

37:15.200 --> 37:18.399
و وقتي برمي‌گردم
مادرم رفته

37:19.600 --> 37:22.920
سوار همون اتوبوس شده و برگشته

37:22.920 --> 37:26.240
،و براي هشت سال
ديگه اون رو نمي‌بينم

37:26.240 --> 37:28.240
هشت سال

37:28.240 --> 37:32.760
و وقتي‌که دوباره مي‌بينمش
من چهارده ساله هستم و اون نئشه‌ست

37:32.760 --> 37:34.960
و هيچ حرفـي
براي گفتن به هم نداريم

37:34.960 --> 37:37.429
دوست داشتي چي بگي؟

37:45.800 --> 37:49.599
تمام چيزهايي که دوست داري
به کسي که يهويي رفته، بزني

37:50.680 --> 37:52.619
که چه‌قدر دل‌ـت براي اونا تنگ شده

37:56.520 --> 37:59.999
که چه‌طور وقتي اونا رفتن، مثل اين بوده که
هوا از ريه‌هات بيرون کشيده شده

38:02.320 --> 38:04.789
...که چه‌طور هرگز، هيچ‌وقت

38:05.680 --> 38:08.679
دوباره نتونستي مثل قبل، نفس بکشي

38:12.880 --> 38:14.819
که چه‌طور دلتنگ اونا شدي

38:15.480 --> 38:18.579
اون‌قدر دلتنگ اونا شدي
که دندون‌درد گرفتي

38:36.040 --> 38:37.669
ممنون

38:41.040 --> 38:43.000
آره، ممنون، ريور

38:43.000 --> 38:46.799
وسط حرف‌هاي تو، تقريباً داشتم
تحت‌تاثير قرار مي‌گرفتم، دوست من

38:47.680 --> 38:49.279
ريور بيچاره

38:50.080 --> 38:51.759
هميشه تنها

38:52.960 --> 38:56.519
چرا درباره اون‌روزي که فکر مي‌کردي
راسپوتين" هستي، براشون تعريف نمي‌کني؟"
[ درمان‌گر مشهور روس در قرن نوزدهم ]

39:03.680 --> 39:06.200
تو جهنم خودت رو ساختي، ريور

39:06.200 --> 39:08.800
از سرِ نااميدي، خم شدي

39:08.800 --> 39:11.440
همه‌ي کاري که من انجام دادم اين بوده
...که بهت نشون بدم، از تمام اونايي که

39:11.440 --> 39:14.179
،بهشون عشق مي‌ورزي
مي‌توني متنفر هم باشي

39:15.280 --> 39:18.080
متنفر باشي، ريور

39:18.080 --> 39:20.819
تازماني‌که مرگ، تنها راه‌ فرار تو باشه

39:22.720 --> 39:26.240
،موردي نداره
...ذهن، مکان خودش رو داره

39:26.240 --> 39:30.400
و در اونجا، مي‌توني
بهشتي جهنم‌گونه بسازي

39:30.400 --> 39:32.040
من جهنم تو هستم

39:32.040 --> 39:34.239
و هرگز تو رو رها نمي‌کنم

39:36.120 --> 39:38.160
من ديگه به تو گوش نمي‌کنم

39:38.160 --> 39:40.099
ديگه گوش نمي‌کنم

40:04.640 --> 40:06.179
متاسفم

40:53.640 --> 40:56.879
وقتي 14 سال‌ـم بود، سوار اتوبوس مي‌شدم
و مي‌رفتم صفحه‌هاي موسيقي مي‌خريدم

41:00.160 --> 41:02.229
تو نمي‌دونستي

41:03.200 --> 41:06.299
...تو که-
چون من بهت نگفتم-

41:14.480 --> 41:16.479
...اين‌که اهل کجا هستيم

41:17.640 --> 41:19.920
...يا از کجا ميايم

41:19.920 --> 41:22.119
ما رو نمي‌سازه، ريور

41:24.080 --> 41:26.279
اين نمي‌تونه
همه‌ي چيزي باشه که هستيم

41:33.880 --> 41:36.749
نمي‌دونم از من چي مي‌خواي

42:17.400 --> 42:20.139
سه پوند ديگه به وزن‌ـم اضافه شده

42:24.760 --> 42:26.800
مي‌دونم-
درسته-

42:26.800 --> 42:29.199
حقيقت رو مي‌دونم، فرانکي

42:39.200 --> 42:40.599
...من

42:41.760 --> 42:45.720
ديروز يکي از رفيق‌هام که قبلاً با هم
به يه مدرسه مي‌رفتيم رو ديدم

42:45.720 --> 42:47.000
بچه‌هاش همراه‌ـش بودن

42:47.000 --> 42:50.699
يکي‌ـشون توي بغل‌ـش بود
و اون‌يکي هم توي کالسکه

42:51.520 --> 42:53.919
و درباره استيوي سوال پرسيد

42:55.440 --> 42:58.039
بهم تسليت گفت و از اين حرف‌ها

43:00.120 --> 43:03.080
اما تنها چيزي که
...بهش فکر مي‌کردم اين بود که

43:03.080 --> 43:05.149
"اين يه مرد واقعي‌ـه"

43:07.200 --> 43:10.199
"اين همون‌طوري‌ـه که يه مرد بايد باشه"

43:15.360 --> 43:16.959
از من بپرس چرا

43:20.480 --> 43:23.019
يالا، بپرس چرا اون‌کار رو کردم

43:24.400 --> 43:26.480
چرا؟

43:26.480 --> 43:28.149
...اين‌دفعه

43:29.120 --> 43:32.360
اون گذاشت که مامانم
دوباره اون‌کار رو با ما بکنه

43:32.360 --> 43:36.000
"فرانکي، استيوي اين خانواده رو نابود مي‌کنه"

43:36.000 --> 43:37.680
"دوباره"

43:37.680 --> 43:39.519
نه، مامان، نه

43:42.040 --> 43:45.839
از اين خسته شده بودم که هميشه
پشت مايکل باشم و تماس بگيرم

43:47.120 --> 43:49.479
...با خودم فکر کردم
"استيوي"

43:50.960 --> 43:52.480
...اگر به استيوي بگم

43:52.480 --> 43:55.280
...استيوي هميشه اوضاع رو

43:55.280 --> 43:56.679
بهتر مي‌کنه

43:59.960 --> 44:01.899
...ولي اين‌دفعه

44:04.960 --> 44:08.279
استيوي ديگه گوش نمي‌کرد

44:11.320 --> 44:14.119
چرا ديگه گوش نمي‌کرد؟

44:19.280 --> 44:23.359
"بايد الان انجام‌ـش بديم"
...ولي

44:25.480 --> 44:27.720
"ولي مامان چي؟"

44:27.720 --> 44:30.200
"مي‌تونيم اين‌کار رو با خودش انجام بديم"

44:30.200 --> 44:32.399
چون استيوي من رو ترک کرد

44:34.320 --> 44:37.400
...استيوي من رو ترک کرد

44:37.400 --> 44:39.080
...و پيش مامان، تنها گذاشت

44:39.080 --> 44:41.360
اون‌هم براي ساليان‌سال

44:41.360 --> 44:43.520
نه، تو اونجا نبودي

44:43.520 --> 44:45.640
تو اونجا نبودي

44:45.640 --> 44:47.400
فقط من بودم و اون

44:47.400 --> 44:50.680
،من تنها، پيش مامان بودم
نه استيوي

44:50.680 --> 44:52.400
براي چند سال

44:52.400 --> 44:55.199
مي‌دوني چه حسي داره؟

45:19.640 --> 45:21.979
...فرانسيس اريک استيونسون

45:22.800 --> 45:24.240
...من تو رو به جرم قتل

45:24.240 --> 45:27.439
،گروهبان جکلين استيونسون
بازداشت مي‌کنم

46:06.200 --> 46:08.869
ريور، تو اينجا چي‌کار مي‌کني؟

46:10.560 --> 46:13.200
نظافت‌چي گذاشت بيام داخل

46:13.200 --> 46:15.480
بچه‌ها به‌زودي برمي‌گردن

46:15.480 --> 46:17.279
اينجا روباه هست

46:19.360 --> 46:21.920
مي‌خواستم چاي درست کنم

46:21.920 --> 46:24.319
اون اهل کلمبياست-
کي؟-

46:25.680 --> 46:28.149
نظافت‌چي-
آره-

46:29.400 --> 46:31.339
واقعاً؟-
آره-

46:32.360 --> 46:34.229
...اون تازه اومده، پس

46:38.880 --> 46:41.079
تام داره برمي‌گرده خونه

46:42.480 --> 46:44.619
براش وثيقه گذاشتن

46:46.720 --> 46:48.789
من مجبورم استعفا بدم

46:49.320 --> 46:51.080
مي‌دونم

46:51.080 --> 46:54.119
مي‌دونم، لابد فکر مي‌کني من خيلي احمق‌ـم
...ولي اون، شوهر من‌ـه و

46:58.200 --> 47:00.469
بايد به بچه‌ها بگم

47:01.840 --> 47:03.179
درسته

47:04.480 --> 47:07.279
مي‌خواي چي بگي؟-
حقيقت رو-

47:07.800 --> 47:10.919
...که پدر اونا يه آدم ضعيف و دروغگو و

47:13.960 --> 47:15.899
بي‌وفا و عوضي‌ـه

47:18.240 --> 47:20.199
خوب به‌نظر مياد

47:24.160 --> 47:26.429
اينجا چي‌کار مي‌کني؟

48:10.600 --> 48:13.040
،اگر فقط همکار هم بودين

48:13.040 --> 48:15.520
ممکن بود يه عشقي بين‌ـتون باشه

48:15.520 --> 48:19.040
بايد بيش از يک کلمه
براي عشق باشه

48:19.040 --> 48:21.760
عشقـي رو ديدم که باعث ميشه آدم بُکشيم
عشقـي رو ديدم که باعث رهايي ميشه

48:21.760 --> 48:24.000
عشقـي رو ديدم
که باعث ميشه گناهکار رو باور کنيم

48:24.000 --> 48:26.799
و عشقـي رو ديدم که داغ‌ديده رو نجات ميده

48:31.640 --> 48:34.039
،کاري که ما براي عشق مي‌کنيم

48:36.360 --> 48:38.359
حتي براي اون مي‌ميريم

49:00.600 --> 49:02.139
کدوم يکي؟

49:03.520 --> 49:04.719
قرمز

49:41.440 --> 49:44.559
قشنگ‌ـه، قرمز
قشنگ‌ـه

49:46.880 --> 49:48.920
مضطرب نباش، رفيق

49:48.920 --> 49:50.789
تو مي‌توني

50:03.920 --> 50:06.189
ميز براي دو نفر؟-
بله-

50:15.160 --> 50:17.629
عجله کن، يالا
عجله کن

50:20.000 --> 50:22.269
رژ لب زدي

50:24.720 --> 50:27.640
گوشت اردک حلقه‌شده و پنکيک سفارش دادم

50:27.640 --> 50:29.840
نبايد نقطه‌هاي زيادي
روي جلبک دريايي باشه، درسته؟

50:29.840 --> 50:32.239
نه، عملاً نيست

50:38.320 --> 50:40.520
خسته به‌نظر مياي

50:40.520 --> 50:42.859
بايد يه مرخصي برم

50:43.880 --> 50:46.679
داشتم به يه هفته توي اي‌بيزا فکر مي‌کردم
[ جزيره‌اي تفريحي در درياي مديترانه ]

50:50.200 --> 50:52.199
...و بعد تو گفتي

50:55.480 --> 50:58.640
،اولين حقوق‌ـم رو که گرفتم
مادرم رو شام بُردم بيرون

50:58.640 --> 51:01.040
اون هيچي نخورد

51:01.040 --> 51:02.709
مي‌خواست بره

51:03.520 --> 51:06.959
...و بعد گفت-
[ به زبان فرانسوي ]-

51:09.160 --> 51:10.959
[ به زبان فرانسوي ]

51:14.280 --> 51:16.419
حالا ديگه فرانسوي هم حرف ميزني؟

51:20.320 --> 51:23.059
...چيزي که مي‌خواسته بگه اين بوده که

51:25.600 --> 51:27.739
"خيلي بهت افتخار مي‌کنم"

51:30.720 --> 51:33.040
"پسر خوشگل من"

51:33.040 --> 51:36.039
"تو به يه مرد خيلي‌خوب تبديل ميشي"

51:37.600 --> 51:39.799
"...و يک روز"

51:41.280 --> 51:44.080
"...اينجا مي‌نشيني"

51:44.080 --> 51:46.479
"در کنار زني که عاشق‌ـش هستي"

51:49.800 --> 51:51.739
،و همين‌طور هم شد
نشستم

51:55.240 --> 51:56.519
الان هم کنارش نشستم

52:00.560 --> 52:02.229
پس اون جمله رو بگو

52:22.720 --> 52:24.119
استيوي

52:25.520 --> 52:27.200
مي‌تونيم اين قسمت رو
از قلم بندازيم

52:27.200 --> 52:28.880
نه

52:28.880 --> 52:30.600
نه، نه

52:30.600 --> 52:33.480
...اين، موقعي‌ـه که اون ده‌هزار پوند رو بهم دادي

52:33.480 --> 52:36.719
...و گفتي-
مراقب فرانکي باش-

52:39.560 --> 52:42.199
و سعي کردم، سعي کردم

52:44.120 --> 52:45.789
ولي شکست خوردم

52:47.960 --> 52:49.899
و بعد چي ميگي؟

53:00.360 --> 53:02.029
...استيوي، من

53:02.680 --> 53:04.679
هنوز هم نمي‌توني بگي

53:12.160 --> 53:14.229
کون‌لقت، آقاي مگو

53:52.280 --> 53:53.879
عاشقتم

53:58.320 --> 54:00.719
بيشتر از زندگي‌ـم دوستت دارم

54:02.400 --> 54:04.199
بيشتر از زندگي‌ـم

54:09.600 --> 54:11.599
...و بعد ميگي

54:18.600 --> 54:21.039
بخون، ديوونه، بخون

56:17.840 --> 56:19.680
خوبي؟

56:19.680 --> 56:20.949
آره

56:23.440 --> 56:25.179
هنوز چيزي نخوردي؟

56:26.120 --> 56:28.120
نه

56:28.120 --> 56:29.789
حدس مي‌زدم

56:44.640 --> 56:46.600
هفده

56:46.600 --> 56:49.269
هفده نقطه توي جلبک‌دريايي بود

56:54.560 --> 56:56.229
...و من گفتم

56:59.760 --> 57:01.759
من هم عاشقتم

57:35.160 --> 57:36.800
بيا، ميشه...؟

57:36.800 --> 57:38.469
بگيرش

57:40.200 --> 57:42.960
قهوه‌اي‌ـه رو مي‌خواي؟

57:42.960 --> 57:45.960
آره، توي قهوه‎اي‌ست
نه، اين که صورتي‌ـه، باشه؟

57:45.960 --> 57:48.999
نه، اونا پوشک هستن

57:52.080 --> 57:54.419
به‌اندازه دو نفر آوردم

57:54.443 --> 58:24.443
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
