WEBVTT

00:02.500 --> 00:05.150
...چي ميشه اگه ديگه به اونا اعتماد نکني

00:05.200 --> 00:06.750
و در عوض به من اعتماد کني؟

00:06.800 --> 00:08.450
يه گروهي هست که من اداره‌ش مي‌کنم

00:08.500 --> 00:11.450
هفته‌اي چند مرتبه برگزار ميشه
امشب هم قراره برگزار بشه

00:11.500 --> 00:13.450
تو هم بيا

00:13.500 --> 00:15.100
تو ديوونه‌اي

00:15.500 --> 00:18.450
چرا اين‌کار رو مي‌کني؟-
چون من خودِ تو هستم-

00:18.500 --> 00:20.450
من تاريک‌ترين بخش وجودت هستم

00:20.500 --> 00:21.450
من نااميدي‌ام

00:21.500 --> 00:23.100
من مرگ هستم

00:25.500 --> 00:28.450
من فقط مي‌خوام بفهمم
که حقيقت چي بوده

00:28.500 --> 00:31.450
مي‌خوام کسي که
اين‌کار رو باهات کرده، پيدا کنم

00:31.500 --> 00:34.450
استيوي داشته درباره يه‌چيزي تحقيق مي‌کرده

00:34.500 --> 00:36.450
بايد به کريسي بگي

00:36.500 --> 00:37.450
من اون رو مي‌شناسم

00:37.500 --> 00:39.450
مردي که توي اعلاميه تلويزيوني بود

00:39.500 --> 00:43.450
حدود 3 ماه پيش اومد اينجا
و دنبال کار مي‌گشت

00:43.500 --> 00:46.450
12.5درصد جمعيت اين شهر
توي چند مايل مربع ساکن هستن

00:46.500 --> 00:49.450
تعجبـي نداره که نمي‌تونيم پيداش کنيم

00:49.500 --> 00:51.450
يکي از بزرگترين ناپديد شدن‌ها

00:51.500 --> 00:54.450
تو بايد اون رو پيدا کني
يه‌نفر مي‌خواد اون رو بُکشه

00:54.500 --> 00:56.450
ما تنها به‌ دنيا ميايم
تنها هم از دنيا ميريم

00:56.500 --> 00:58.450
و فقط از طريق عشقي و دوستي هست
...که مي‌تونيم

00:58.500 --> 01:01.450
توهمـي رو براي مواقعـي که
تنها نيستيم ايجاد کنيم

01:01.500 --> 01:04.450
ما کسي‌که اين‌کار رو کرده
پيدا مي‌کنيم

01:04.500 --> 01:07.170
در غير اين‌صورت
پس به‌درد چي مي‌خوريم؟

01:07.500 --> 01:09.450
هنوز مي‌توني من رو ببيني؟

01:09.500 --> 01:11.170
شب‌خوش

01:12.500 --> 01:15.500
من هم يه قاضي معتمد هستم، يالا

01:16.500 --> 01:18.450
خُب که چي؟
يه گوشي ديگه هم داشتم

01:18.500 --> 01:21.450
...سرنخـي از اون شماره اعتباري

01:21.500 --> 01:24.170
که توي گوشي دوم استيوي بود
پيدا نکردين؟

01:27.000 --> 01:37.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:06.500 --> 02:09.450
ما با اميد زياد
به اين کشور ميايم

02:09.500 --> 02:12.450
حق‌شناسِ پتانسيلـي که اينجا هست

02:12.500 --> 02:15.450
:ولي با اين وجود، همه ميگن
...چرا کورکورانه اجازه ميديم"

02:15.500 --> 02:17.450
"اين‌ آدم‌ها وارد اين کشور بشن؟

02:17.500 --> 02:19.900
ولي تو هم اينجا مهاجر هستي

02:21.500 --> 02:24.440
چيزي رو که مردمِ اينجا
نمي‌بينن، مي‌بيني

02:25.500 --> 02:27.440
از بين همه، فقط تو مي‌بيني

02:28.500 --> 02:31.900
اگه تو هم مي‌تونستي به‌همون وضوحـي
...که دارم تو رو مي‌بينم، من رو ببيني

02:32.500 --> 02:35.450
تنهايي رو ببيني

02:35.500 --> 02:37.450
انزوا رو ببيني

02:37.500 --> 02:43.450
اين‌که اين‌همه از کشور و خونواده‌ت دور باشي
چه حسي داره

02:43.500 --> 02:46.440
اين‌که خيلي تلاش کني
تا بتوني با اينجا وفق پيدا کني

02:47.500 --> 02:50.500
اين‌که چه‌قدر سخت‌ـه که فقط باشي

02:56.500 --> 02:58.570
من رو ببخشيد

03:24.500 --> 03:27.500
چرا استيوي با تو تماس مي‌گرفته؟

03:34.450 --> 03:35.450
کريسي از اين موضوع اطلاع داره؟

03:35.500 --> 03:39.450
که تو يه گوشي ديگه هم داري
يا اين‌که با اون گوشي با استيوي صحبت مي‌کردي

03:39.500 --> 03:42.500
اون‌هم توي آخرين هفته‌هايي که زنده بوده؟

03:43.500 --> 03:46.500
به‌نظرم ربطـي نداره-
به کي؟-

03:48.500 --> 03:50.450
استيوي يه مشورت از من مي‌خواست

03:50.500 --> 03:52.450
يه دوستـي داشت
که غيرقانوني اينجا بود

03:52.500 --> 03:56.450
محض رضاي خدا، اون دوستـي که داري ميگي
که توي تمام اعلاميه‌هاي پليس بود

03:56.500 --> 03:58.450
آره، ولي من اسمش رو نمي‌دونستم
استيوي اسمش رو بهم نگفت

03:58.500 --> 04:00.450
من هم ربط اين دو موضوع رو نفهميدم

04:00.500 --> 04:02.450
استيوي مي‌خواست بدونه که دوستش
شانسـي داره که اينجا بمونه يا نه

04:02.500 --> 04:03.450
و من هم گفتم
که يه شانس کوچيکـي دارن

04:03.500 --> 04:05.450
...اما بهش گفتم که

04:05.500 --> 04:07.450
...بدون مدارک درست‌وحسابـي
و وکيلش هم خيلي کارش خوب بود

04:07.500 --> 04:11.450
منظورم اين‌ـه که، کارش به خوبي‌ِ ما بود
استيوي داشت سعي مي‌کرد به دوستش کمک کنه

04:11.500 --> 04:13.770
و تو چي‌کار کردي؟

04:16.500 --> 04:17.900
اوه، خيلي‌خُب

04:20.500 --> 04:24.450
اين يه گوشي اعتباري ارزون‌ـه
...که من ازش براي کار

04:24.500 --> 04:27.500
و کارهاي تفريحي معمولي استفاده مي‌کنم

04:34.500 --> 04:36.450
از جون من چي مي‌خواي؟

04:36.500 --> 04:38.840
بايد اين موضوع رو به کريسي بگي

04:39.500 --> 04:42.450
من مي‌دونم که اگه آدم عوضي‌اي نبودم
بايد اين موضوع رو به کريسي مي‌گفتم

04:42.500 --> 04:44.450
ولي من يه آدم عوضي هستم

04:44.500 --> 04:47.450
و مثل تمام آدم‌هاي عوضي‌ِ ديگه
که زن‌هاشون به‌زور حتي بهشون نگاه مي‌کنن

04:47.500 --> 04:49.450
حالا، دارم جدي حرف ميزنم

04:49.500 --> 04:52.450
ديدنِ بدن لخت من
...براي کريسي، بيشتر از اين‌که تحريک‌کننده باشه

04:52.500 --> 04:53.450
عملاً خنده‌داره

04:53.500 --> 04:56.450
اون ترجيح ميده با يه سگ بخوابه
جاي اين‌که بخواد يه شب رو با من بگذرون‌ـه

04:56.500 --> 04:58.450
و من هم خيلي تحت‌فشار هستم

04:58.500 --> 05:00.450
چهارتا بچه خودسر و خودخواه دارم

05:00.500 --> 05:03.450
مي‌دوني چيه؟ من رو ببخش
...اگه درباره چندتا تماس‌تلفنـي

05:03.500 --> 05:04.450
چيزي نگفتم

05:04.500 --> 05:06.500
چهار بار

05:07.500 --> 05:09.450
تو چهار مرتبه با استيوي
صحبت کردي

05:09.500 --> 05:11.770
يکي از اين تماس‌ها
نوزده دقيقه ادامه داشته

05:12.500 --> 05:14.450
فکر کنم اونا اين موضوع رو پيچوندن
[ يعني: درباره مدت‌زمان تماس‌ها غلو کردن ]

05:14.500 --> 05:17.450
نه، اين‌کارها فقط از تو برمياد، تام

05:17.500 --> 05:18.450
با کريسي صحبت کن

05:18.500 --> 05:20.450
و چي بگم؟

05:20.500 --> 05:21.450
ما به يه بيانيه نياز خواهيم داشت

05:21.500 --> 05:23.770
قبل از اعلام‌کردن‌ـش
با کريسي صحبت کن

05:28.500 --> 05:31.450
...آيا قتل حيدر جمال عبدي

05:31.500 --> 05:34.450
و سربازرس استيونسون به هم ارتباط داشته؟
و اگه داشته، چه‌طور؟

05:34.500 --> 05:39.450
ما به اين نتيجه رسيديم که ماشينـي که
...موقع قتل سربازرس استيونسون مورد استفاده قرار گرفته

05:39.500 --> 05:41.450
متعلق به آقاي جمال عبدي بوده

05:41.500 --> 05:45.450
ولي بعد از تاريخ 17 اکتبر
در اختيار ايشون نبوده

05:45.500 --> 05:48.450
پنج روز بعد، اين ماشين در قتل سربازرس استيونسون
مورد استفاده قرار گرفته

05:48.500 --> 05:53.450
مي‌دونيم که اين آقا مدتي توي آپارتمان سربازرس
...اقامت داشته و نگران اين موضوع هستيم که

05:53.500 --> 05:57.450
قتل حيدر جمال عبدي و سربازرس استيونسون
به هم مرتبط بوده باشه

05:57.500 --> 06:01.450
اين دو نفر همديگه رو مي‌شناختن
ما هرگونه رابطه عاطفي بين اين دو نفر رو غيرمحتمل مي‌دونيم

06:01.500 --> 06:03.450
اما مي‌دونيم که سربازرس
داشته درباره موضوعـي تحقيق مي‌کرده

06:03.500 --> 06:07.450
و آقاي جمال عبدي ممکن‌ـه
در اين‌مورد بهش کمک کرده باشه

06:07.500 --> 06:11.450
و آيا همين تحقيق
باعث مرگ‌شون شده؟

06:11.500 --> 06:13.450
کاملاً مشخص‌ـه که آقاي جمال عبدي
...چند ساعت آخري که زنده بوده

06:13.500 --> 06:16.450
از يه‌چيزي مي‌ترسيده

06:16.500 --> 06:19.450
پس آيا کسي قصد داشته براش پاپوش بدوزه؟
و اگه آره، اون شخص کي بوده؟

06:19.500 --> 06:23.450
و اين موضوع چه‌طور به قتل اين دو نفر
ارتباط پيدا مي‌کنه؟

06:23.500 --> 06:26.450
...آيرا با دقت زياد داره

06:26.500 --> 06:29.450
تصاوير دوربين‌هاي امنيتـي کتابخونه رو
بررسي مي‌کنه

06:29.500 --> 06:31.450
شايد شما هم بخواين بهمون کمک کنين-
آره-

06:31.500 --> 06:32.450
اين ليست اسامي هست

06:32.500 --> 06:34.450
مورد مشکوکـي تا حالا
پيدا نشده

06:34.500 --> 06:36.450
اونايي که مي‌دونيم اون‌روز
...از کتابخونه کتاب گرفتن

06:36.500 --> 06:39.450
و اونجا بودن
و تقريباً همه‌شون رو بررسي کردم

06:39.500 --> 06:41.450
ولي يکي‌دو مورد هست
که هنوز شناسايي نشدن

06:41.500 --> 06:45.500
و متاسفانه توي اون زاويه‌اي که
قتل انجام شده هم، دوربينـي وجود نداشته

06:47.500 --> 06:49.570
کجا بودي؟

06:51.500 --> 06:53.640
با يه دوستـي
قهوه مي‌خوردم

06:55.450 --> 06:56.450
تو که دوستـي نداري

06:56.500 --> 06:58.450
خـُب، ديگه اين‌جوري‌ها هم نيست

06:58.500 --> 07:00.240
من حساب نيستم ها

07:03.500 --> 07:05.500
حالت خوبه؟

07:06.500 --> 07:07.970
خوبم

07:09.500 --> 07:13.450
داري يه‌چيزي رو از من مخفي مي‌کني
بدون اطلاع من، کاري انجام نده

07:13.500 --> 07:17.450
از يه نواخانه‌اي در وايت‌چپل تماس گرفتن
مي‌خوايم بريم اونجا
[ وايت‌چپل: دهکده‌اي در شرق شهر لندن ]

07:17.500 --> 07:19.450
مثل‌اين‌که حيدر چند روزي اونجا بوده
نواخانه به محل‌هايي گفته مي‌شود که افراد بي‌بضاعت ]
[ مي‌توانند در اين اماکن اقامت گزينند

07:19.500 --> 07:21.450
شبـي که استيوي به قتل رسيده
حيدر رفته اونجا

07:21.500 --> 07:23.450
يه شاهد هست که ديده
حيدر داشته با زنش تلفنـي صحبت مي‌کرده

07:23.500 --> 07:25.450
و بعدش تا نيمه‌شب
توي اتاق‌ـش کتاب مي‌خونده

07:25.500 --> 07:28.500
حر‌ف‌ـم رو پس مي‌گيرم
داره جالب ميشه

07:31.500 --> 07:33.970
استيوي داشته چي‌کار مي‌کرده؟

07:35.500 --> 07:38.240
و حيدر از کي اين‌جوري ترسيده بوده؟

07:42.500 --> 07:45.500
اوه، آيرا گفت تو يه سرنخ جديد
از اون خط اعتباري داري

07:46.700 --> 07:48.700
يه‌چيزي بود
اومد و رفت

07:50.500 --> 07:52.900
حالا ديگه جوک هم ميگي

07:54.500 --> 07:56.500
...ريور

07:57.500 --> 07:59.640
هرچيزي بود، اول به من اطلاع بده، باشه؟

08:00.500 --> 08:02.640
رئيس در حال پرسه‌زني ـه

08:04.500 --> 08:07.500
...اوه، لپتاپ استيوي

08:08.500 --> 08:10.450
رو روي ميز تو گذاشتيم

08:10.500 --> 08:16.450
همه اطلاعات رو ازش بيرون کشيديم
...تاريخچه جستجو، ايميل‌ها

08:16.500 --> 08:20.450
هرچيزي روي حافظه‌اش بود
...اما چندتا عکس هم هست

08:20.500 --> 08:23.500
و چيزهايي که دوست ندارم
...پاک بشن، پس

08:25.500 --> 08:28.600
ميشه يه‌نگاه بندازي
ببيني چي‌کار مي‌توني کني باهاشون؟

08:29.500 --> 08:31.450
سلام

08:31.500 --> 08:33.450
نه، نه، نه، نه

08:33.500 --> 08:36.450
تو نمي‌توني از زير شام امشب در بري، عشقـم

08:36.500 --> 08:40.450
اونا...تام، گوش کن
اونا پدر و مادر تو هستن

08:58.500 --> 09:02.450
اين تاريخچه جستجوي استيوي‌ـه
...دو بار همه‌ش رو زير و رو کردم

09:02.500 --> 09:05.450
چندتا مورد جستجو شده تکراري هست
اما ربطـي ندارن

09:05.500 --> 09:07.700
بعداً دوباره بررسي‌ـش مي‌کنم

09:08.500 --> 09:11.450
نظافت‌چي‌ـه
داريم سعي مي‌کنيم ردش رو بزنيم

09:11.500 --> 09:14.450
داره اونجا زمين رو تِي مي‌کشه
ولي کتابخونه هيچ‌چيز ثبت‌شده‌اي از اون نداره

09:14.500 --> 09:17.450
هرکاري در توان‌ـم هست، دارم انجام ميدم
...ولي بيشتر افرادي که اون‌روز توي کتابخونه بودن

09:17.500 --> 09:20.450
احتمالاً حتي کارت عضويت کتابخونه هم نداشتن

09:20.500 --> 09:24.500
اکثراً فقط اومدن اونجا که روزنامه بخونن
يا اومدن داخل تا گرم بشن

09:30.500 --> 09:33.450
ليست کتاب‌هايي که حيدر خونده
...چندتا کتاب شعر

09:33.500 --> 09:35.450
"چندتا رمان از "دن براون
رمان‌نويس مشهور آمريکايي، خالق رمان‌هايي همچون ]
[ راز داوينچي و فرشتگان‌وشياطين

09:35.500 --> 09:36.450
...چندتا کتاب هم

09:36.500 --> 09:39.450
درباره حقوق شهروندي بريتانيا
و سيستم قضائي به‌امانت گرفته بوده

09:39.500 --> 09:42.500
چرا همه دوست دارن
به اين کشور بيان؟

09:43.500 --> 09:45.450
خودت هم که اومدي

09:45.500 --> 09:47.450
من اومدم چون مجبور بودم
...اون موقع 14 سال‌ـم بود

09:47.500 --> 09:51.450
مادربزرگ‌ـم تازه مُرده بود
و مادرم هم اينجا زندگي مي‌کرد

09:51.500 --> 09:54.450
هفته اول، همه‌ش داشتم
ساندويچ کره بادوم‌زميني مي‌خوردم

09:54.500 --> 09:57.450
تنها چيزي بود که مادربزرگـم توي يخچال داشت
و هميشه هم هوا باروني بود

09:57.500 --> 09:59.450
و هيچ چيز سرسبزي هم اينجا وجود نداشت

09:59.500 --> 10:01.640
از اينجا متنفر بودم
متنفر بودم

10:03.450 --> 10:04.450
اما موندي

10:04.500 --> 10:06.700
يه مزيت‌هايي هم داشت

10:07.500 --> 10:10.500
اينجا شهري‌ـه که
آدم‌هايي از همه‌جاي دنيا توش پيدا ميشه

10:15.500 --> 10:18.500
وقتي 14 اسال‌ـم بود، رفتم کـورک
[ شهري در جمهوري ايرلند ]

10:22.500 --> 10:24.500
اونجا هم هوا باروني بود

11:17.500 --> 11:18.840
ريور

11:21.500 --> 11:23.040
روبراهي؟

11:32.500 --> 11:33.770
آره

11:45.500 --> 11:47.500
اگه بخواي
من مي‌تونم رانندگي کنم

11:52.500 --> 11:54.500
مشکلـي نيست

12:02.500 --> 12:04.500
استيوي ديگه رفته

12:06.500 --> 12:08.500
تو از کجا مي‌دوني؟

12:11.500 --> 12:14.450
ديگه دارم حس‌ـش مي‌کنم

12:14.500 --> 12:15.900
...درسته

12:20.500 --> 12:21.840
درسته

12:23.500 --> 12:25.500
درسته

13:14.500 --> 13:19.500
معذرت مي‌خوام، امکان‌ـش هست
چندتا پرونده رو براي ما بيارين بيرون؟

13:38.450 --> 13:39.450
حيدر تقريباً سه ماه پيش
اينجا بوده

13:39.500 --> 13:41.450
و روز بعد از مرگ استيوي
از اينجا رفته

13:41.500 --> 13:44.450
بايد همون‌ موقعـي باشه
که به خونه خالد رفته

13:44.500 --> 13:46.450
...اونا ميگن بهتره با

13:46.500 --> 13:49.450
خانم ساندي آکنتولا صحبت کنيم
اون وکيل امور مهاجرتي اين نواخانه‌ست

13:49.500 --> 13:52.450
هفته‌اي دوبار مياد اينجا
و حيدر هم چند مرتبه باهاش ملاقات کرده

13:52.500 --> 13:55.450
به‌احتمال‌زياد براي اين‌که پروسه مهاجرت رو شروع کنه
...ولي کسي چه‌ مي‌دونه

13:55.500 --> 13:56.450
که حيدر چي‌کار کرده

13:56.500 --> 13:58.450
خانم آکنتولا

13:58.500 --> 14:00.450
ببخشيد، ببخشيد
براي امروز ديگه کار من تموم‌ـه

14:00.500 --> 14:03.450
اشکالـي نداره
آخرين چيزي که ما نياز داريم، وکيل‌ـه

14:03.500 --> 14:06.450
موردي نداره قدم بزنيم؟

14:06.500 --> 14:09.450
من يه قرار ملاقات
...توي دفترم دارم، حدوداً

14:09.500 --> 14:10.900
اوه، همين الان

14:13.500 --> 14:18.500
مدارک مربوط به ماه ژوئن
براي آقاي حيدر جمال عبدي، لطفاً بشينيد

14:23.500 --> 14:26.450
بفرماييد، ساندي-
ممنون، جون، مرد خيلي خوبـي بود-

14:26.500 --> 14:30.450
معذرت مي‌خوام که در اين‌مورد
با رسانه‌ها همکاري نکردم

14:30.500 --> 14:33.100
تا حالا اين زن رو ديدين؟

14:34.500 --> 14:35.640
نه

14:36.500 --> 14:38.700
پس حيدر خودش تنهايي اومده بود اينجا؟

14:39.500 --> 14:41.450
بله، بله، هميشه تنها بود

14:41.500 --> 14:44.450
...همسرش توي

14:44.500 --> 14:47.500
موگاديشو ساکن بود
بله، مرد خيلي‌خوب و باهوشـي بود
[ پايتخت سومالي ]

14:49.500 --> 14:51.500
و خيلي غمگين

14:54.500 --> 14:56.970
مدارک بيشتري هم دارين؟

14:57.500 --> 14:59.450
...بله، بله

14:59.500 --> 15:03.450
مشکل اينجاست که همه ميگن
...ما به اين افراد که مي‌خوان

15:03.500 --> 15:06.450
...به اينجا بيان، سخت نمي‌گيريم

15:06.500 --> 15:09.450
اما وکلاي وزارت کشور ميگن
همه اونا شرير هستن

15:09.500 --> 15:14.450
توي اين سيستم، فرض مي‌کنن که همه اونا
گناهکار هستن، مگر اين‌که خلاف اين موضوع ثابت بشه

15:14.500 --> 15:17.440
اين قضيه در مورد اين نيست
...که تو مي‌توني با اينجا سازگار بشي يا نه

15:17.500 --> 15:20.450
در مورد اين‌ـه که کي هستي

15:20.500 --> 15:23.450
و بعد تعجب هم مي‌کنيم
که چرا اونا قاچاقـي به اينجا ميان

15:23.500 --> 15:28.450
غيرقانونـي... کار من اين‌ـه که
به اونا کمک کنم تا قانوني عمل کنن

15:28.500 --> 15:30.450
شما ليست موکل‌هاتون هم دارين؟

15:30.500 --> 15:32.500
بله

15:33.500 --> 15:35.450
الان بايد به نواخانه برگردم
بعدش هم بايد به دادگاه برم

15:35.500 --> 15:37.450
ممنون، اِمــا

15:37.500 --> 15:39.240
...ليست موکل‌ها

15:44.500 --> 15:46.450
من قبلاً شما رو
توي دادگاه امور مهاجرتـي ديدم

15:46.500 --> 15:48.450
...بله، بله

15:48.500 --> 15:49.450
اونجا کار مي‌کنين؟

15:49.500 --> 15:52.450
من براي چندتا موکل کار مي‌کنم
شرکت‌هاي حقوقـي، هرجا که بهم نياز داشته باشن

15:52.500 --> 15:54.970
تا‌به‌حال اين مرد رو ديدين؟

15:56.500 --> 15:58.450
اون يه‌مدت توي نواخانه ساکن بود

15:58.500 --> 16:01.450
معذرت مي‌خوام، من عربـي بلد نيستم

16:01.500 --> 16:04.450
اسم‌ـش...عرب بود، نه؟

16:04.500 --> 16:07.500
نه، سوماليايـي
اون همين‌جا يه موکل بود

16:08.500 --> 16:10.450
...من مي‌تونم فرانسوي، رومانيايي، روسي

16:10.500 --> 16:12.450
و يه‌کمي هم ايتاليايي صحبت کنم

16:12.500 --> 16:15.370
قبلاً اين زن رو ديدين؟

16:18.500 --> 16:20.700
توي اخبار ديدم‌ـش

16:22.500 --> 16:25.300
آره، اون چند ماه پيش اومد اينجا

16:25.500 --> 16:27.700
همراه اين مرد اومد؟

16:28.500 --> 16:30.450
شايد

16:30.500 --> 16:32.450
آره، شايد

16:32.500 --> 16:34.700
آره، شايد خودش بوده

16:36.500 --> 16:39.450
يکي‌دو مرتبه همراه همديگه اومدن اينجا

16:39.500 --> 16:42.450
و بعدش زن‌ِ تنها برگشت، يه‌بار

16:42.500 --> 16:45.500
خانم آکنتولا گفت
که تاحالا اين زن رو نديده

16:46.500 --> 16:49.450
پس حتماً من اشتباه مي‌کنم، ببخشيد
امروز بدترين روزِ ممکن‌ـه

16:49.500 --> 16:53.450
جمعه، روز دادگاه‌ست
پس ما داريم براي اون، خودمون رو آماده مي‌کنيم

16:53.500 --> 16:56.450
بايد هـي برم اونجا و برگردم
...برم و برگردم

16:56.500 --> 16:58.450
مطمئنـي که اشتباه مي‌کني؟

16:58.500 --> 17:03.450
ما مشکوک هستيم که اون داشته در مورد يه‌چيزي
تحقيق مي‌کرده و ممکن‌ـه که همين باشه

17:03.500 --> 17:05.370
شما مي‌تونين به ما کمک کنين

17:08.500 --> 17:10.450
لطفاً به کسي نگيد
که من اين رو به شما گفتم

17:10.500 --> 17:12.240
اون مي‌شناسـش

17:13.500 --> 17:15.700
خانم آکنتولا اون زن رو مي‌شناسه

17:27.500 --> 17:30.450
من فکر مي‌کنم اين فقط يه اشتباه کوچيک
...توي ليست موکلين‌ـش باشه

17:30.500 --> 17:33.450
ولي از طرف ديگه، اين خانم آکنتولا
کارش رو خيلي دقيق و منظم انجام داده

17:33.500 --> 17:36.500
پس چرا داره درباره ملاقات با استيوي
دروغ ميگه؟

17:38.500 --> 17:41.900
شايد داره يه تخلف مهاجرتـي رو
لاپوشوني مي‌کنه

17:42.450 --> 17:43.450
استيوي هم داشته
درباره همين موضوع، تحقيق مي‌کرده

17:43.500 --> 17:45.500
دقيقاً درسته، دوست من

17:47.500 --> 17:51.500
چيزي اينجا نيست، ويزاي بيش‌ از حد معين
پرونده پناهندگـي

17:53.500 --> 17:56.450
جالب اينجاست که اکثر اين پرونده‌ها
به استيناف ختم شدن

17:56.500 --> 17:59.500
و فقط يکي از اين موارد، باعث شده که
اون‌ شخص بتونه اينجا بمونه

18:04.500 --> 18:06.100
مايونز

18:07.450 --> 18:08.450
اشتباه بزرگي‌ـه

18:08.500 --> 18:10.500
چهار نقطه

18:14.450 --> 18:15.450
هنوز دير نشده

18:15.500 --> 18:17.450
من اينجام-
چي؟-

18:17.500 --> 18:19.450
من درست همين‌جا نشستم-
آره-

18:19.500 --> 18:24.500
پس مي‌توني صحبت کني
مي‌توني به‌جاي‌ اون، با من صحبت کني

18:25.500 --> 18:27.450
آره، مي‌تونم

18:27.500 --> 18:31.800
ولي اين‌جوري تو مجبور ميشي
يه‌چيز جالب بگي

18:37.500 --> 18:40.500
چيزي پيدا کردي؟-
ممکن‌ـه، هنوز مطمئن نيستم-

18:44.500 --> 18:46.450
ريور؟

18:46.500 --> 18:48.450
امشب بيکاري؟

18:48.500 --> 18:49.450
زن‌ـم قراره شام بپزه

18:49.500 --> 18:51.450
...و گفت که

18:51.500 --> 18:54.450
بهم گفت از تو بخوام که
اگه دوست داري، بياي پيش‌مون

18:54.500 --> 18:56.450
سرم شلوغ‌ـه

18:56.500 --> 18:58.450
باشه

18:58.500 --> 19:00.450
باشه، پس يه‌ وقت ديگه

19:00.500 --> 19:01.450
اون چي پُخت‌ـه؟

19:01.500 --> 19:03.450
احتمالاً يه‌چيزي... با گوشت

19:03.500 --> 19:06.500
احتمالاً يه غذايي با يه‌نوع گوشت

19:07.500 --> 19:09.500
گوشت بره، احتمالاً

19:10.500 --> 19:12.450
من از گوشت بره
خوشم نمياد

19:12.500 --> 19:14.500
کاملاً درسته
[ طعنه‌آميز ]

19:31.500 --> 19:33.450
من هيچ‌جا نميرم

19:33.500 --> 19:35.450
اوه، ريور

19:35.500 --> 19:37.040
شما بريد

19:40.500 --> 19:42.900
داريم يه فرم پرُ مي‌کنيم

19:44.500 --> 19:47.450
دارم سعي مي‌کنم اونا رو آروم نگه دارم
ولي اين خونواده همه‌شون بي‌اعصاب هستن

19:47.500 --> 19:48.450
چي فُرمـي؟

19:48.500 --> 19:51.450
دريافت غرامت
مثل‌اين‌که يه‌نفر راهنمايي‌شون کرده

19:51.500 --> 19:55.450
مي‌دوني، استيوي معمولاً اين‌جور موقع‌ها
مي‌اومد و توي حل اين مسائل، به من کمک مي‌کرد

19:55.500 --> 19:57.450
مي‌خواي من باهاشون صحبت کنم؟

19:57.500 --> 20:00.450
نه، نه، تو خودت به اندازه کافي
دردسر داري

20:00.500 --> 20:03.500
ما... به پيدا کردن قاتل نزديک‌تر شديم؟

20:05.500 --> 20:08.240
اين رو به‌عنوان يه نشانه اميدوارکننده
به‌حساب ميارم

20:20.500 --> 20:23.500
...اين خونواده
مثل لاشخور مي‌مونن

20:25.500 --> 20:27.450
اونا عزادار هستن

20:27.500 --> 20:30.450
رسانه‌ها هيچ کمکـي نمي‌کنن
6هفته

20:30.500 --> 20:32.450
محض رضاي خدا
6هفته

20:32.500 --> 20:35.500
نزار اونا بهت بگن چي‌کار کني-
آره-

20:36.500 --> 20:38.570
خُب، روزا مريض‌ـه

20:39.500 --> 20:41.450
درسته

20:41.500 --> 20:43.450
قرار بود ديشب بريم بيرون

20:43.500 --> 20:45.450
ولي اون امروز
به‌نظر خوب مياد

20:45.500 --> 20:46.450
تام، گوش کن

20:46.500 --> 20:47.450
فکر مي‌کني اون حالش خوب به‌نظر مياد؟

20:47.500 --> 20:50.450
اونا پدر و مادر تو هستن-
خوبه، خوبه-

20:50.500 --> 20:52.450
و تو بايد مسئوليت‌پذير باشي
مي‌شنوي چي ميگم؟

20:52.500 --> 20:55.500
معذرت مي‌خوام، ببخشيد
من رو در جريان امور قرار بده

20:58.500 --> 21:01.450
مارکوس و روزا، اونا با هم رابطه...؟-
داري من رو تعقيب مي‌کني؟-

21:01.500 --> 21:02.450
اينجا دستشويي مردونه‌ست

21:02.500 --> 21:04.450
...ولي

21:04.500 --> 21:07.450
شايد بخوام جيش کنم
مي‌خواي اون‌بيرون منتظر وايسي؟

21:07.500 --> 21:08.450
آره

21:08.500 --> 21:10.450
اونا با هم رابطه دارن؟

21:10.500 --> 21:11.450
نه

21:11.500 --> 21:13.450
فکر نکنم

21:13.500 --> 21:15.450
...شايد مارکوس دلش بخواد، ولي

21:15.500 --> 21:18.450
خودش اين رو گفت؟
اوه، خداي من

21:18.500 --> 21:20.450
البته

21:20.500 --> 21:23.450
...چرا روزاي خوشگل و 30 ساله نخواد با

21:23.500 --> 21:28.450
يه مرد پيرتر که داره کچل ميشه
...و خيلي هم خود راي هست، باشه؟ منظورم اين‌ـه که

21:28.500 --> 21:30.450
آره، شکار خوبي‌ـه

21:30.500 --> 21:33.450
خداي من، تکبر شما مردها
...که فکر مي‌کنين

21:33.500 --> 21:35.450
همين‌ـه؟

21:35.500 --> 21:37.440
تو کارِت تموم شد؟

21:37.500 --> 21:43.450
مهم نيست که من دارم
کل اين تحقيقات رو رهبري مي‌کنم

21:43.500 --> 21:47.450
مهم نيست که مارکوس همه‌ش داره
من رو هُل ميده جلوي رسانه‌ها

21:47.500 --> 21:52.450
اين‌که هر هفته به‌خاطر اين‌که نمي‌تونم
به سوالات جواب بدم، دارم تحقير ميشم

21:52.500 --> 21:54.450
مي‌توني...؟

21:57.500 --> 22:00.450
چي بگم، ريور؟

22:00.500 --> 22:03.450
ما هيچي نداريم، هيچي
حق با مارکوس‌ـه

22:03.500 --> 22:05.500
6هفته

22:06.500 --> 22:08.450
...تام گفته نمياد

22:08.500 --> 22:12.450
پس حالا من مجبورم
آشپزي کنم و لبخند بزنم

22:12.500 --> 22:15.450
و اون ترانه غمگين
تولدت مبارک" رو بخونم"

22:15.500 --> 22:18.450
براي مردي که ديگه
نه ميل‌ـي داره و نه دندون‌ـي

22:18.500 --> 22:21.450
که حتي بخواد
اون کيک تولد غم‌انگيز رو بخورـه

22:21.500 --> 22:25.450
که البته من پختمـش
...درحالي‌که بايد اينجا هم کار کنم، درحالي‌که تام

22:25.500 --> 22:27.450
...اون

22:27.500 --> 22:29.450
وقتي کسي ميگه بايد تا ديروقت کار کنه
واقعاً داره راست ميگه؟

22:29.500 --> 22:31.900
واقعاً مجبورـه تا ديروقت کار کنه؟

22:33.500 --> 22:36.100
تام با کس ديگه‌اي رابطه داره؟

22:38.500 --> 22:40.770
چي باعث شده
همچين چيزي بگي؟

22:41.500 --> 22:43.300
حالا نه که برام مهم هم باشه

22:44.500 --> 22:47.450
اين همه زن‌هاي لعنتي
با اون اسم‌هاي مسخره‌شون

22:47.500 --> 22:49.450
...خوشگل

22:49.500 --> 22:51.170
...و باهوش

22:52.500 --> 22:54.170
...و جوان

22:56.500 --> 22:58.450
تام اونا رو به من معرفي مي‌کنه

22:58.500 --> 23:00.450
هفته پيش، غافلگيرش کردم

23:00.500 --> 23:04.450
تام اون موجود کوتوله و ريزه‌ميزه رو
...با اون کلاه پشمي صورتي‌ـش

23:04.500 --> 23:06.450
بغل کرده بود

23:06.500 --> 23:08.500
خيلي خوشگل بود

23:09.500 --> 23:11.450
بعد اومد و جلوي اون دختره
من رو بوسيد

23:11.500 --> 23:15.500
و قبل از اين‌که حتي بتونم چيزي بگم
ساکت‌ـم کرد

23:17.500 --> 23:20.450
و ظاهراً اون دختره ناراحت بود
چون جلوي چند ساعت خوش‌گذروني‌شون رو گرفته بودم

23:20.500 --> 23:23.450
و ظاهراً اين‌روزها اين قضيه
...خيلي هم براي مردم

23:23.500 --> 23:25.970
رقابتي شده

23:26.500 --> 23:28.450
من هم به تام دلـداري دادم

23:28.500 --> 23:31.450
تام خيلي عوضي‌ـه-
آره، آره-

23:31.500 --> 23:34.450
استيوي هم هميشه
همين رو مي‌گفت

23:42.450 --> 23:43.450
استيوي اون پول رو به تو داد، درستـه؟

23:43.500 --> 23:46.450
اين چيزي بود که بيرون رستوران بهت داد
همون 10هزار پوند

23:46.500 --> 23:48.500
من احمق نيستم

23:49.500 --> 23:51.450
اين پول، تمام پس‌انداز زندگي‌ـش بود

23:51.500 --> 23:55.450
و موقعـي که فکر کرد هر اتفاقي قراره بياُفته
...اين فکر به ذهن‌ـش رسيد که

23:55.500 --> 23:58.500
اون پول رو به تو بده
چون تو مي‌دوني که بهترين کار چيه

23:59.500 --> 24:02.450
به‌همين‌دليل
اون پول رو به تو داد، درسته؟

24:02.500 --> 24:05.100
مي‌دونست که قراره يه اتفاقـي بياُفته

24:06.500 --> 24:07.770
آره

24:11.500 --> 24:14.450
قبلاً بهت گفتم
که داري يه‌چيزي رو از من مخفي مي‌کني

24:14.500 --> 24:16.450
تاريخچه جستجوي اون
توي اينترنت

24:16.500 --> 24:19.440
مي‌دونم که خيلي‌هاشون رو
...بيخيال شديم

24:19.500 --> 24:22.450
ولي ليست شرکت‌هايي
...که داشته درباره‌شون جستجو مي‌کرده

24:22.500 --> 24:25.450
چندتا اسم جالب بين‌شون هست
و يه‌جايي يه ارتباطـي ميشه پيدا کرد

24:25.500 --> 24:27.100
پس پيداش کن

24:35.500 --> 24:37.570
تا ديروقت هم کار نکن

25:28.500 --> 25:30.700
مي‌دوني که اون متاهل‌ـه؟

25:35.500 --> 25:40.500
اين فقط يه‌جور علاقه شهواني‌ـه
...ولي اگه کمکـي مي‌کنه

25:43.500 --> 25:46.500
شخصاً بگم، من خيلي حاميِ خيانت‌کردن نيست

25:48.500 --> 25:51.450
...نه که خيلي تجربه داشته باشم، ولي

25:51.500 --> 25:53.500
...تصور مي‌کنم که

25:55.500 --> 26:00.450
هرگز با کسي که دوستش داري
نمي‌توني احساس تنهايي ‌کني

26:00.500 --> 26:03.500
هميشه يه شخص ديگه هست
که حضورش رو توي اتاق حس مي‌کني

26:09.500 --> 26:11.640
و دارم مي‌بينم که
براي تو هم همين‌طوره

26:15.500 --> 26:21.450
الان که داريم صحبت مي‌کنيم، همسر تام
داره براي جشن تولد پدر شوهرش، شام درست مي‌کنه

26:21.500 --> 26:22.450
و براي چهارتا بچه‌شون

26:22.500 --> 26:28.450
و باز هم، قضاوت نمي‌کنم
ولي اين، کار خيلي مزخرفي‌ـه

26:28.500 --> 26:31.450
پدرش، يه پيرمرد ـه
تقريباً 80 سال داره

26:31.500 --> 26:34.440
احتمالاً همين پدرش
اون رو به دانشگاه حقوق فرستاده

26:35.500 --> 26:38.450
ولي تام ترجيح ميده
شب‌ـش رو با معشوقه‌ش بگذرونه

26:38.500 --> 26:40.500
اون تا ديروقت کار مي‌کنه

26:43.500 --> 26:45.640
به تو هم همين رو گفته؟

26:51.500 --> 26:53.170
حرومزاده

26:58.500 --> 27:01.440
بايد بهم بگي
که اوضاع از چه قرار‌ه

27:02.500 --> 27:05.450
من ليست کامل موکلين خانم آکنتولا رو مي‌خوام

27:05.500 --> 27:09.400
نه اون ليست ويرايش‌شده‌اي
که بهمون داده

27:09.500 --> 27:11.450
...تا اونجا که من دارم مي‌بينم

27:11.500 --> 27:14.500
پرونده‌هايي که خانم آکنتولا وکالت‌شون رو
به‌عهده گرفته، تقريباً همه‌شون نتيجه نااميدکننده‌اي داشتن

27:16.500 --> 27:19.500
پس چرا خيلي از اونا رو انجام داده؟

27:23.500 --> 27:25.770
من ديگه واقعاً بايد برم

27:28.500 --> 27:30.500
حرومزاده

28:14.500 --> 28:16.500
آه، سربازرس

28:17.500 --> 28:19.500
ديگه خيلي به حل ماجرا
نزديک شدي

28:20.500 --> 28:23.500
اما با اين‌وجود
هنوز اصلاً نمي‌دوني که استيوي کي بوده

28:27.500 --> 28:30.170
جايي نبايد بري؟

28:41.500 --> 28:45.450
...ريور، در يه دنياي کاملاً ديوانه‌وار

28:45.500 --> 28:48.240
آيا ديوانگي خودش يه‌جور آزادي نيست؟

28:48.500 --> 28:51.450
چرا يه آدم نبايد خودش رو
به مرز بي‌کران‌ها ببره؟

28:51.500 --> 28:54.300
اون هم وقتي که همه‌جا رو
تاريکي فراگرفته

28:55.500 --> 28:57.240
تو هم برو به اونجا

28:58.500 --> 29:01.500
برو در آغوشش
مثل بچه‌اي که در آغوش مادرش ميره

29:02.500 --> 29:04.450
...تااين‌که مشتاقانه

29:04.500 --> 29:06.240
مادرش رو به‌جنگ مي‌طلبه

29:19.500 --> 29:24.450
:پس من گرفتمش و گفتم
...گوش کن، دلقک"

29:24.500 --> 29:29.450
من کرايه کوفتي‌ِ تو رو دادم
پس همون‌طور که ازت خواستم، سرِ چهارراه پياده‌ام کن

29:29.500 --> 29:32.450
:و اون گفت
...کد پستي که تو وارد کردي"

29:32.500 --> 29:34.450
"مربوط به پايين جاده‌ست
...و من هم گفتم

29:34.500 --> 29:38.450
"خودم مي‌دونم کجا زندگي مي‌کنم، کله‌کيري"

29:38.500 --> 29:43.450
و بعد ديدم که
...توي ماشين خودم هستم

29:43.500 --> 29:47.200
و دارم توي يه خيابون يک‌طرفه
در خلاف‌جهت رانندگي مي‌کنم

29:47.500 --> 29:49.450
و اونـي که داشتم باهاش حرف مي‌زدم
جي.پي.اس ماشين‌ـم بوده

29:49.500 --> 29:52.450
داشتم با جي.پي.اس ماشين حرف مي‌زدم

29:52.500 --> 29:54.640
اين ديگه يه‌صداي جديد بود

29:55.500 --> 29:58.100
پس تا وقتي رسيدم خونه
از اون پيروي کردم

29:59.500 --> 30:02.450
سه ساعت طول کشيد
تا جاده "نورت سايکولار" رو رانندگي کردم

30:02.500 --> 30:05.040
درحالي‌که خونه‌ام
فقط 10 دقيقه با اونجا فاصله داشت

30:06.500 --> 30:09.370
دوست‌دخترم از من پرسيد
که چرا دير کردم

30:10.500 --> 30:13.450
و من گفتم که توي راه ايستادم
تا يه نوشيدني بخورم

30:13.500 --> 30:15.450
نتونستم حقيقت رو بهش بگم

30:15.500 --> 30:18.040
:وگرنه پيش خودش مي‌گفت
"امروز وضع‌ـش خيلي داغون‌ـه"

30:18.500 --> 30:21.450
"حالا ديگه با جي.پي.اس ماشين هم حرف مي‌زنه"

30:21.500 --> 30:23.450
ولي بهش ميگم

30:23.500 --> 30:26.450
بهش خواهم گفت

30:26.500 --> 30:29.600
ممنون، ممنونم-
خيلي ممنون، رابي-

30:32.500 --> 30:36.450
اگه ما به صداهايي که مي‌شنويم
...به چشم حس‌هايي نگاه کنيم که

30:36.500 --> 30:40.450
شايد توي بخش‌هاي دورافتاده وجود خودمون
...مخفي‌شون کرديم

30:40.500 --> 30:44.000
پس من ميگم که اين قضيه
...خيلي هم بد نيست. رابي، براي اون

30:46.500 --> 30:49.450
اون صدا اون‌روز داشته
به تو کمک مي‌کرده

30:49.500 --> 30:52.450
اون صدا بهت نگفت
که خودت رو بنداز روي ريل قطار

30:52.500 --> 30:53.640
خيلي‌خب

30:55.500 --> 30:58.500
خوبه، کس ديگه‌اي نمي‌خواد حرف بزنه؟

31:02.450 --> 31:03.450
ريور؟

31:03.500 --> 31:06.450
اين دومين جلسه توئه
چيزي نيست که بخواي راجع‌بهش صحبت کني؟

31:06.500 --> 31:07.640
نه

31:08.500 --> 31:12.450
مي‌دونم که همه
خيلي از داستان تو حمايت خواهند کرد

31:15.500 --> 31:17.500
داستان من

31:19.500 --> 31:22.450
تو که به داستان بقيه گوش کردي

31:22.500 --> 31:24.450
...پس

31:24.500 --> 31:27.500
چه فکري مي‌کني؟
که بقيه چه‌طور باهاش کنار ميان؟

31:29.500 --> 31:31.440
چه فکري مي‌کنم؟

31:32.500 --> 31:33.700
آره

31:41.500 --> 31:43.700
توي سکوت هم
يه‌جور حضور هست

31:47.500 --> 31:51.500
تو اين جمله رو از خودت در آوردي؟
"توي سکوت هم يه‌جور حضور هست"

31:52.500 --> 31:54.500
اصلاً يعني چي؟

31:57.500 --> 32:00.240
مي‌خواي بدوني
من چه فکري مي‌کنم؟

32:05.500 --> 32:08.450
فکر مي‌کنم که اين رفيق‌مون که اينجا نشسته
بايد يه نقشه بگيره

32:08.500 --> 32:12.450
اين‌روزها ماشين همه جي.پي.اس داره
...ولي هنوز هم هيچکس نمي‌دونه

32:12.500 --> 32:15.600
کجا داره ميره يا چه‌طور بايد بره اونجا

32:16.450 --> 32:17.450
اين‌جوري حداقل
اون جي.پي.اس خفه ميشه

32:17.500 --> 32:19.450
...فکر مي‌کنم اين خانم پنجه‌چشمک‌زن

32:19.500 --> 32:22.450
که تنها نگراني‌ـت اين‌ـه که
نکنه يه‌موقع دوست‌پسر پيدا نکني

32:22.500 --> 32:25.450
چون صداهايي که مي‌شنوي
...هميشه بهت ميگن که پيدا نمي‌کني

32:25.500 --> 32:28.370
بدترين نوع خودفريبـي، همين‌ـه

32:28.500 --> 32:31.450
...و پسر بچه‌ جمع
من بيشترين همدردي رو با تو مي‌کنم

32:31.500 --> 32:35.450
بايد بگم که اگه جاي تو بودم
توي سَرَم با "کورت کوبين" مي‌گشتم
[ موزيسين مشهور آمريکايي ]

32:35.500 --> 32:37.450
نمونه‌هاي بدتر از اين هم وجود داره

32:37.500 --> 32:40.450
اگرچه مواد مخدر و خودکشي
ايده‌آل نيستن

32:40.500 --> 32:42.450
ولي لک‌هاي صورت‌ـت
ديگه از بين ميرن

32:42.500 --> 32:44.450
و بايد اين هم بگم که
تو شخص مورد علاقه من هستي

32:44.500 --> 32:47.600
آفرين، رفيق
آفرين، رفيق

32:48.500 --> 32:50.970
دوست دارم جايي باشم
که تو الان هستي

32:51.500 --> 32:55.450
کاملاً مشخص‌ـه که تو اوقات خيلي بهتري رو
...نسبت به اين گروه عجيب‌غريب و غم‌زده و

32:55.500 --> 32:59.450
تودار و نق‌نقو و کوته‌فکر مي‌گذروني

32:59.500 --> 33:02.450
خيلي خوبه، سربازرس
خيلي خوبه

33:02.500 --> 33:04.770
بخند
و با صداي بلند هم بخند

33:05.500 --> 33:08.450
...چون، صادقانه بگم

33:08.500 --> 33:10.570
اين چند ساعت حوصله‌سربر
...که گذشت

33:11.500 --> 33:13.450
از اون ساعت‌هايي‌ـه که هيچ‌وقت
دلم نمي‌خواد دوباره برگردن

33:13.500 --> 33:15.970
که اين موضوع
من رو برمي‌گردون‌ـه به تو

33:17.500 --> 33:20.450
هنوز بچه‌اي نداري
چند سالته؟

33:20.500 --> 33:23.450
توي 35 سالگي
ديگه امکان بارداري خيلي کم ميشه

33:23.500 --> 33:26.500
شايد بهتر باشه راجع‌به اين موضوع
يه‌مقدار فکر کني

33:27.500 --> 33:31.450
همون‌طور که حواريون مـسـيـح بودن
که بهتره به بقيه خدمت‌رساني کني

33:31.500 --> 33:34.450
...و به‌جاي راهنمايي‌کردن کسايي که دوست‌شون داري

33:34.500 --> 33:36.450
...کسايي رو راهنمايي کني که

33:36.500 --> 33:40.200
بيرون از اين اتاق، حتي حاضر نيستي
يه فنجون قهوه هم باهاشون بخوري

33:40.500 --> 33:45.450
:همون‌طور که "گروچو مارکس" توي يه جمله معروف گفته
...من از ملحق‌شدن به گروهي که"

33:45.500 --> 33:48.440
"من رو به‌عنوان يه عضو در نظر بگيره، خودادري مي‌کنم

33:49.500 --> 33:52.450
پس اين رو به‌عنوان استعفاي من در نظر بگير
لغو عضويت من

33:52.500 --> 33:55.450
اون 2 پوندي هم
که بابت عضويت دادم، نمي‌خوام

33:55.500 --> 33:59.100
چون هرچي باشه
قهوه بهتر از همنشينـي با شما بود

34:08.500 --> 34:11.500
خُب، اين هم خودش
يه‌چيزي بود

34:18.500 --> 34:19.840
درسته

34:21.500 --> 34:23.840
عذر مي‌خوام
حرف‌هات تموم شد؟

34:31.500 --> 34:35.450
خُب، به‌ياد داشته باشين
که ما اينجا صداهاي توي سرِ کسي رو سانسور نمي‌کنيم

34:35.500 --> 34:38.500
پس...ممنون، ريور

34:39.500 --> 34:41.040
ممنون

34:43.500 --> 34:45.450
خيلي‌خب، پنجشنبه همين ساعت

34:45.500 --> 34:47.570
از همه ممنونم

35:29.500 --> 35:31.500
بهش اجازه نده وارد سرِت بشه

35:33.500 --> 35:35.570
اون داره مياد سراغ تو

35:51.500 --> 35:55.450
شما کي هستين؟ شما کي هستين؟ شما کي هستين؟
شما کي هستين؟ شما کي هستين؟

36:01.500 --> 36:03.500
شما کي هستين؟

36:08.450 --> 36:09.450
چه مرگ‌ـته؟

36:09.500 --> 36:11.500
تو ديوونه‌اي، مرد

36:39.500 --> 36:41.500
ريور؟

36:46.500 --> 36:48.500
اشکالـي نداره

36:51.500 --> 36:53.300
اشکالـي نداره

37:52.500 --> 37:53.700
قرمز

37:56.500 --> 37:58.040
نه، سفيد

37:59.500 --> 38:01.450
قرمز

38:01.500 --> 38:04.040
همون قرمز بهتره

38:18.500 --> 38:20.500
نفس بکش

38:23.500 --> 38:26.240
توي يخچال چي داري؟

38:33.500 --> 38:35.450
تخم‌مرغ

38:35.500 --> 38:36.770
خوبه

38:37.500 --> 38:40.450
حالا، يادت بياد چه‌طور اين‌کار رو مي‌کردي-
باشه-

38:40.500 --> 38:43.500
چون قبلاً براي اين، تمرين کرديم-
آره-

38:44.500 --> 38:46.500
شراب بريز

39:09.500 --> 39:11.900
گشنه‌اي؟
ديروقت‌ـه

39:18.500 --> 39:20.450
...مي‌تونم

39:20.500 --> 39:22.450
تخم‌مرغ دارم

39:22.500 --> 39:24.450
تخم‌مرغ خوبه

39:24.500 --> 39:25.840
باشه

39:32.450 --> 39:33.450
يه‌مقدار بيشتر مي‌خواي؟

39:33.500 --> 39:35.500
نه، نه

39:37.500 --> 39:39.450
تخم‌مرغ‌ خوبي بود

39:44.500 --> 39:46.450
زياد آشپزي مي‌کني؟

39:46.500 --> 39:48.300
وقتي که بتونم

39:53.500 --> 39:55.840
...يالا، جواب بده-
نه-

40:18.500 --> 40:20.450
...امشب

40:20.500 --> 40:22.240
...چيزهايي که گفتم

40:22.500 --> 40:24.450
...به‌خصوص حرف‌هام راجع‌به بچه

40:32.500 --> 40:34.500
من يه بچه داشتم

40:38.500 --> 40:40.700
6هفته‌اش که بود، مـُرد

40:41.450 --> 40:42.450
...پس

40:42.500 --> 40:44.040
متاسفم

40:55.500 --> 40:58.500
و بايد اين هم يادت بمون‌‌ـه
...که من تا حالا

41:00.500 --> 41:02.300
چندبار؟
دو بار باهات قهوه خوردم

41:04.500 --> 41:06.500
...و حالا هم تخم‌مرغ، پس

41:12.500 --> 41:15.450
شماره‌اي که با آن تماس گرفته‌ايد
در دسترس نيست

41:15.500 --> 41:17.450
لطفاً پس از شنيدن صداي بوق
پيغام بگذاريد

41:17.500 --> 41:20.500
يا عدد 1 را براي تغيير پيام خود فشار دهيد

42:14.500 --> 42:16.450
آره

42:20.500 --> 42:22.500
کي بازي داره؟

42:24.500 --> 42:26.500
ليورپول
[ يکي از تيم‌هاي فوتبال انگليس ]

42:27.500 --> 42:29.440
تيم مورد علاقه من نيست

42:33.500 --> 42:34.770
صبر کن

42:43.500 --> 42:45.900
درخواست پشتيباني دارم

42:47.500 --> 42:49.450
آروم‌تر

42:49.500 --> 42:54.450
ميخوام باهات حرف بزنم
صبر کن، آروم

42:54.500 --> 42:56.450
فقط مي‌خوام باهات حرف بزنم

42:56.500 --> 42:58.570
چرا داري فرار مي‌کني؟

43:02.500 --> 43:03.970
بيا پايين

43:04.500 --> 43:06.450
نه، نه

43:08.500 --> 43:11.450
نه، نه

43:11.500 --> 43:12.840
آآآخ

43:15.500 --> 43:19.450
يه زمين‌بازي
نزديک خونه مادربزرگم بود

43:19.500 --> 43:22.500
تا کيلومترها اون‌طرف‌تر
هيچ بچه‌اي نبود

43:23.500 --> 43:26.450
اون‌موقع‌ها فکر مي‌کردم که اين زمين‌بازي
فقط براي من‌ـه

43:26.500 --> 43:30.500
و يه پيرمرد رو مي‌ديدم
که هميشه از داخل خونه‌اش به من نگاه مي‌کرد

43:32.500 --> 43:36.000
و براي من دست تکون مي‌داد
من هم براش دست تکون مي‌دادم

43:36.500 --> 43:40.450
:پس يه روز، به خودم گفتم
...ميرم و در خونه‌ش رو مي‌زنم

43:40.500 --> 43:42.500
و باهاش صحبت مي‌کنم

43:44.500 --> 43:46.840
من بچه خيلي مضطربـي بودم

43:47.500 --> 43:53.500
ولي با اين‌وجود
رفتم درِ خونه‌اش و در زدم

43:55.500 --> 43:57.040
ولي هيچکس نبود

43:58.500 --> 44:02.500
از سمت زمين‌بازي
...به خونه برگشتم

44:05.500 --> 44:07.840
...و اونجا بود که اون رو ديدم

44:08.500 --> 44:10.640
که روي برف‌ها دراز کشيده بود

44:15.500 --> 44:17.450
...نمي‌دونستم چه اتفاقـي افتاده، ولي

44:17.500 --> 44:19.500
اون مُرده بود

44:21.500 --> 44:23.570
...و من هم تند دويدم

44:25.500 --> 44:27.450
و به خونه آقاي آلگران رفتم

44:27.500 --> 44:29.450
آخه همه توي اين‌جور مواقع
همين‌کار رو مي‌کردن

44:29.500 --> 44:31.240
...و اون بهم گفت

44:34.500 --> 44:37.500
"من پليس هستم، تو الان ديگه جات امن‌ـه"

44:38.500 --> 44:40.570
و من رو به خونه برگردوند

44:41.500 --> 44:44.500
ولي چيزي که من مي‌تونستم ببينم
...و اون نمي‌تونست

44:46.500 --> 44:49.500
اين بود که اون پيرمرد
به خونه ما اومده بود

44:51.500 --> 44:53.500
و ساکن شده بود

44:56.500 --> 44:58.500
و با من حرف ميزد

45:00.500 --> 45:02.970
و من ديگه تنها نبودم

45:07.500 --> 45:09.700
تو خودت رو سرزنش مي‌کني؟

45:10.500 --> 45:11.640
نه

45:12.500 --> 45:14.450
اون پير بود
هوا هم سرد بود

45:14.500 --> 45:16.100
به‌خاطر مرگ استيوي؟

45:22.500 --> 45:24.570
اين غيرقابل‌فهم‌ـه

45:28.500 --> 45:31.450
بعضي افراد توي زندگي‌شون
هيچ‌وقت با يه مُرده روبرو نميشن

45:31.500 --> 45:33.500
...ولي تو

45:35.500 --> 45:37.450
...داري با اونا زندگي مي‌کني

45:37.500 --> 45:39.500
هر روز

45:57.500 --> 46:00.450
سلام

46:16.500 --> 46:19.450
خداي من، خيلي احمقـي

46:20.500 --> 46:23.450
معذرت مي‌خوام، معذرت مي‌خوام
حالت خوبه؟

46:23.500 --> 46:26.450
آره، آره، خوبم، خوبم-
...خداي من، عزيزم-

46:26.500 --> 46:28.040
...اين

46:29.450 --> 46:30.450
اين تقصير توئه

46:30.500 --> 46:33.450
مي‌دوني که امشب براي هر دوتاتون شما
گوشت‌بره پختم؟

46:33.500 --> 46:35.450
ماريان-
فقط اون از تو نخواست که بياي، درسته؟-

46:35.500 --> 46:38.450
چون تو اهل اين کارها نيستي، درسته؟
تو درواقع اصلاً حرف نميزني

46:38.500 --> 46:39.450
که بخواي واقعاً کس ديگه‌اي رو بشناسي

46:39.500 --> 46:41.450
تنها راهـي که من مي‌تونم
...به اين روال ادامه بدم

46:41.500 --> 46:44.450
تنها راهـي که شب مي‌تونم
...منتظر اون باشم که برگرده خونه

46:44.500 --> 46:46.450
اين‌ـه که بدونم
تو هوا ـش رو داري

46:46.500 --> 46:48.450
تو همکار اون‌ـي
و بايد هم همين‌طور رفتار کني

46:48.500 --> 46:51.450
ميشه فقط بريم خونه؟-
...نه، اون کل شبانه‌روز داره کار مي‌کنه-

46:51.500 --> 46:52.450
تا بتونه تو رو
تحت‌تاثير قرار بده

46:52.500 --> 46:56.450
کاغذبازي‌هاي اداري رو مياره خونه
سرِ ميز شام خواب‌ـش مي‌بره، به‌خاطر تو

46:56.500 --> 46:58.450
بعد تو به‌زور حتي باهاش حرف ميزني

46:58.500 --> 47:01.450
به‌زور ميبيني‌ـش
خُب، من اون رو مي‌بينم

47:01.500 --> 47:04.450
چون اون شريک زندگي من‌ـه

47:04.500 --> 47:06.450
و من باهاش ازدواج کردم

47:06.500 --> 47:09.500
...پس بهت نياز دارم
...بهت نياز دارم

47:11.500 --> 47:13.450
...چون

47:13.500 --> 47:16.500
اون خيلي براي من عزيز ـه

47:17.500 --> 47:19.500
اون اهميت داره

47:20.500 --> 47:22.040
باشه؟

47:27.500 --> 47:29.970
پس هفته بعد
براي شام بيا خونه‌مون

47:30.500 --> 47:32.450
از ديدنت خوش‌وقتم

47:32.500 --> 47:33.900
يالا

47:35.500 --> 47:37.500
اوه، اين رو نگاه کن

47:40.500 --> 47:42.450
اين همون ياروئه

48:04.500 --> 48:05.700
6

48:09.500 --> 48:12.500
پاشو

48:17.500 --> 48:19.900
اون به يه مترجم نياز داره

48:33.500 --> 48:38.450
اين رو پشت رادياتور نواخانه پيدا کرديم
که توي يه پيراهن پيچيده شده بود

48:38.500 --> 48:39.450
اسم‌ـش چيه؟

48:39.500 --> 48:44.450
فئودور پوزدان، 34 ساله
اهل مولداوي، بي‌کار

48:44.500 --> 48:48.450
مهلت ويزاي اون توي ماه مارس تموم شده
ممکن‌ـه حيدر رو توي نواخانه مي‌شناخته باشه

48:48.500 --> 48:50.450
سابقه قبلـي هم داره؟

48:50.500 --> 48:52.450
از کجا شروع کنم؟

48:52.500 --> 48:54.450
من سربازرس ارشد کريسي ريد هستم

48:54.500 --> 48:58.450
و ايشون هم همکار بنده، سربازرس ريور

48:58.500 --> 49:00.450
شما به جرم حمله وحشيانه
به همکار بنده متهم هستين

49:00.500 --> 49:02.450
سرگروهبان کينگ، ديشب

49:02.500 --> 49:08.450
ما همچنين مي‌خوايم با شما
درباره قتل حيدر جمال عبدي صحبت کنيم

49:08.500 --> 49:09.450
شما مجبور نيستين
که چيزي بگين

49:09.500 --> 49:11.450
چون ممکن‌ـه بعداً توي دادگاه
...وقتي از شما سوالـي پرسيده شد

49:11.500 --> 49:15.450
بر عليه خودتون ازش استفاده بشه-
ببخشيد-

49:15.500 --> 49:18.500
ميشه يه‌مقدار آروم‌تر صحبت کنين؟
ممنون

49:21.500 --> 49:25.450
هرچيزي که شما بگين
ممکن‌ـه به‌عنوان مدرک ازش استفاده بشه

49:28.500 --> 49:30.700
اين رو مي‌شناسي؟

49:42.500 --> 49:44.500
نظــري ندارم

49:46.500 --> 49:49.450
تصوير تو رو داريم که توي کتابخونه
...داشتي زمين رو تِي مي‌کشيدي

49:49.500 --> 49:52.450
جايي که آقاي جمال عبدي
به قتل رسيد

49:52.500 --> 49:56.900
بااين‌حال، سابقه‌اي از استخدام شما
در شرکت نظافتـي وجود نداره

50:05.500 --> 50:07.100
نظــري نداره

50:09.500 --> 50:12.100
اثرانگشت تو روي چاقو هست

50:13.500 --> 50:15.450
ما مي‌تونيم تو رو
به اين قتل مرتبط کنيم

50:15.500 --> 50:18.040
پس شايد بهتر باشه
تجديدنظر کني

50:18.500 --> 50:22.450
دارم بهت اين فرصت رو ميدم
که به خودت يه لطف کني و با همکاري کني

50:22.500 --> 50:27.300
يه انگيزه بهم بده، چون ما آلت‌قتاله رو داريم
پس حرف بزن

50:36.500 --> 50:39.500
مي‌خوام يه اظهارنامه پُر کنم-
خوبه-

50:41.500 --> 50:43.500
بهم يه پيامک داده شد

50:45.500 --> 50:47.450
يه‌نفر يه‌مقدار پول
براي من گذاشته بود تا برم و بردارم

50:47.500 --> 50:48.840
کجا؟

50:50.500 --> 50:52.970
يه کارواش توي خيابان دالستون

50:54.500 --> 50:57.240
بهم يه شماره صندوق
و يه کليد دادن

50:59.500 --> 51:03.450
قرار شد بقيه پول رو
بعد از اتمام‌کار بردارم

51:03.500 --> 51:05.450
پس هنوز اون پول رو برنداشتي؟

51:05.500 --> 51:08.600
سربازرس ارشد ريد
اتاق بازجويي رو ترک مي‌کنه

51:13.500 --> 51:16.450
کريسي-
خيلي‌زود ازش يه اعتراف بگير-

51:16.500 --> 51:19.500
اين‌ها وسايل اون هستن؟-
بله، خانم-

51:20.500 --> 51:23.450
آها، صندوق شماره 19

51:23.500 --> 51:26.500
من همکار تام هستم-
آره، مي‌دونم-

51:28.500 --> 51:31.100
بايد به اين ليست
يه‌نگاه بندازين

51:35.500 --> 51:39.450
اين ليست کامل موکلين خانم آکنتولا ـه

51:39.500 --> 51:44.450
هيچي از قلم نيفتاده
فکر نکنم فئودور اون مردي که کشته شده رو بشناسه

51:44.500 --> 51:47.450
ولي اين آدم‌ها حاضر هستن
...براي چند هزار پوند هرکاري انجام بِدن

51:47.500 --> 51:49.450
و قول ويزا به بقيه بِدن

51:49.500 --> 51:51.450
مي‌تونم بقيه هم بيارم

51:51.500 --> 51:54.450
يکي‌دوتا وکيل که مشکوک هستم
...که دقيقاً دارن همين‌کار رو انجام ميدن

51:54.500 --> 51:58.450
که به موکل‌ها اطمينان ميدن که کارشون راه مي‌ا‌ُفته
...و اگه لازم باشه به قاضي‌ها هم رشوه ميدن

51:58.500 --> 52:02.500
تا از موارد خلاف چشم‌پوشي کنن
و با موندن اونا داخل کشور، موافقت کنن

52:03.500 --> 52:05.500
کدوم قاضي‌ها؟

52:06.500 --> 52:08.450
!کدوم قاضي‌ها؟

52:08.500 --> 52:10.450
موکل من اينجا منتظر ـه
چه‌قدر ديگه قراره نگه‌ش دارين؟

52:10.500 --> 52:12.500
داريم بهش اتهام وارد مي‌کنيم

52:13.500 --> 52:15.040
ممنون

52:19.500 --> 52:22.240
کريسي-
الان نه، الان نه-

52:23.500 --> 52:26.600
ببين آيا
دوربيني به صندوق شماره 19 ديد داره يا نه

52:50.500 --> 52:52.450
چند هزار پوند

52:52.500 --> 52:54.970
الان ديگه نرخ اين‌کار اين‌قدر شده؟

52:56.500 --> 53:00.450
پليس، ما بايد چندتا از تصاوير دوربين‌هاي امنيتي
رو ببينيم، لطفاً

53:00.500 --> 53:02.040
ممنون

53:09.500 --> 53:11.450
اين مربوط به چند روز گذشته‌ست

53:11.500 --> 53:13.100
آره، همين‌ـه

53:16.500 --> 53:18.450
اين مربوط به ديروز ـه؟

53:18.500 --> 53:20.500
آره

53:25.500 --> 53:27.500
برگرد

53:31.500 --> 53:32.840
اونجا

53:36.500 --> 53:38.500
بزرگ‌نمايي کن

53:52.500 --> 53:54.770
تمام اين تصاوير رو مي‌خوام

53:55.500 --> 53:57.970
کل تيم رو بزار روي اين قضيه

54:39.500 --> 54:42.450
ما يه‌دست مبل جديد
خريده بوديم

54:42.500 --> 54:44.970
سقف رو هم توي ماه آگوست
تعمير کرديم

54:47.500 --> 54:49.450
حدود 10 هزار پوند خرج برداشت

54:49.500 --> 54:51.570
و همه‌شو هم نقدي پرداخت کرد

54:53.500 --> 54:55.500
...گفت که اون

54:59.500 --> 55:02.500
حقوق عقب‌افتاده‌ست

55:04.500 --> 55:07.500
و باز هم بود

55:08.500 --> 55:11.500
اين دليل نميشه
که توي قتل استيوي هم دخيل بوده باشه

55:18.500 --> 55:22.450
بيرون خونه منتظر بمون
فقط 10 دقيقه بهم فرصت بده

55:22.500 --> 55:24.450
فقط... بزار بچه‌ها رو بفرستم بيرون

55:24.500 --> 55:27.100
کريسي-
لطفاً چيزي نگو-

56:07.500 --> 56:09.450
سلام، نوشيدني مي‌خواي؟

56:09.500 --> 56:11.450
بچه‌ها رو فرستادم بيرون
يه‌مقدار چيپس و ماهي بگيرن

56:11.500 --> 56:14.500
کار خوبي کردي، خيلي کار دارم
...که بايد انجام بدم، پس

56:17.500 --> 56:19.450
چيه؟

56:36.500 --> 56:38.450
سلام

56:38.500 --> 56:40.970
ما بايد تو رو ببريم اداره، تام

56:41.500 --> 56:43.450
...باشه

56:43.500 --> 56:44.450
کريسي؟

56:44.500 --> 56:47.300
بايد چندتا سوال از تو بپرسيم

56:48.500 --> 56:50.450
...باشه، کريسي

56:50.500 --> 56:52.640
تو بازداشتـي

56:57.500 --> 57:01.450
...من فقط بايد-
نه، اونا رو بزار باشه

57:01.500 --> 57:04.240
بايد همه‌چيز رو بگرديم

57:05.500 --> 57:06.970
کريسي

57:09.500 --> 57:11.450
!!کريسي

57:11.500 --> 57:15.450
تـام ريـد، من شما رو
به جرم تحريف عدالت، بازداشت مي‌کنم

57:15.500 --> 57:18.450
تو مجبور نيستي چيزي بگي
...چون ممکن‌ـه توي دادگاه

57:18.500 --> 57:20.450
...وقتي از تو سوال بپرسن

57:20.500 --> 57:23.450
برعليه خودت، ازش استفاده بشه

57:23.500 --> 57:25.570
عذر مي‌خوام
کريسي؟

57:28.500 --> 57:30.500
يالا، تام

57:30.524 --> 57:50.524
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
