WEBVTT

00:04.000 --> 00:15.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:15.024 --> 00:22.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:22.750 --> 00:26.708
‫چه غلطا؟ این لابد نصفه‌شب
‫خزیده اومده توی بغلم، این کوچولو...

00:27.958 --> 00:29.358
‫خیلی‌خب، یکم تلویزیون ببینیم

00:30.500 --> 00:33.750
‫« گربه‌های خیابونی »
‫« فصل اول، قسمت اول: ویرانی »

00:33.833 --> 00:36.726
‫زود باشید دیگه، کسکش‌ها.
‫بزنید بترکونیدش.

00:36.750 --> 00:39.226
‫عین ما هستن، نه؟
‫هر غلطی دلمون خواست می‌کنیم

00:39.250 --> 00:41.309
‫- آره، آشوب
‫- آره!

00:41.333 --> 00:43.101
‫اون تلویزیون رو بنداز
‫وسط پنجره‌ی کوفتی

00:43.125 --> 00:45.059
‫- آره! آره!
‫- همینـه!

00:45.083 --> 00:48.517
‫- بذار بسوزه لامصب
‫- غارت و سرقت

00:48.541 --> 00:50.226
‫- خودشـه
‫- چاقو زدن

00:50.250 --> 00:51.934
‫یه کیسه‌ی بزرگ برنج. یالا

00:51.958 --> 00:53.500
‫- تابحال چاقو خوردی؟
‫- آره

00:54.083 --> 00:56.267
‫- تو تابحال چاقو خوردی؟
‫- چاقو؟ نه

00:56.291 --> 00:57.976
‫- ولی انگشتم کردن
‫- کی کرده؟

00:58.000 --> 01:00.142
‫چندتا پسر. تعطیلات تابستون بود

01:00.166 --> 01:03.267
‫یه مشت پسر که توی خیابون قوطی لگد
‫می‌کردن. می‌دونی که از کدوم قماش هستن

01:03.291 --> 01:05.101
‫- آره
‫- خیلی حوصله‌شون سر رفته بود. منو دیدن

01:05.125 --> 01:07.059
‫- از دُمم گرفتن بلندم کردن
‫- سوراخ کونت رو دیدن

01:07.083 --> 01:10.059
‫منو بردن خونه‌شون. باباشون واسشون
‫یه خونه‌ی درختی درست کرده بود.

01:10.083 --> 01:13.267
‫- بالای نردبون. توی خونه‌ی درختی
‫- اونجا هر اتفاقی میفته

01:13.291 --> 01:15.017
‫رازهایی که تا ابد بین خودشون می‌مونه

01:15.041 --> 01:19.517
‫داشتن توی عالم بچگی سِیر می‌کردن،
‫منو هم دست‌مالی کردن

01:19.541 --> 01:22.309
‫- پس پسره انگشتش رو کرد توی کونت؟
‫- آره بابا

01:22.333 --> 01:25.309
‫بعدش منو گذاشت زمین،
‫خودش رفت، من هم خوابم برد

01:25.333 --> 01:26.733
‫مأموریت انجام شد

01:27.125 --> 01:28.809
‫داریم دنبال خونه‌ی من می‌گردیم؟

01:28.833 --> 01:31.601
‫یکم امون بده، بچه‌جون.
‫تازه بیدار شدم.

01:31.625 --> 01:34.583
‫هنوز حتی خمیازه نکشیدم و
‫به بدنم کِش ندادم. می‌دونی؟

01:37.000 --> 01:38.267
‫نمی‌خوای یه کشی به بدنت بدی؟

01:38.291 --> 01:40.875
‫نکنه توی ارتشی چیزی هستیم؟

01:41.541 --> 01:43.351
‫- سلام، اراذل
‫- سیکتیر

01:43.375 --> 01:44.517
‫چه فوق‌العاده

01:44.541 --> 01:46.809
‫- «فوق‌العاده»
‫- آره، فوق‌العاده رو گاییدم

01:46.833 --> 01:51.392
‫کله‌ی سحر دهنش رو باز کرده
‫میگه «فوق‌العاده»! کون‌نشور!

01:51.416 --> 01:53.892
‫داشتیم در مورد انگشت شدنِ
‫این تخمالو حرف می‌زدیم

01:53.916 --> 01:55.892
‫بعدش تو تِلِپ اومدی و میگی «فوق‌العاده»

01:55.916 --> 01:57.476
‫- چی؟
‫- این دیگه چجور مکالمه‌ایـه؟

01:57.500 --> 01:59.351
‫فوق‌العاده‌ست؟
‫اینکه کونت رو انگشت کنن؟

01:59.375 --> 02:01.559
‫لابد واکنش ایشون به انگشت
‫شدن همینـه!

02:01.583 --> 02:03.601
‫«وای، فوق‌العاده‌ست! ادامه بده!»

02:03.625 --> 02:05.250
‫ناخن‌های کثیفش میره توی ماتحتت

02:06.666 --> 02:10.392
‫آره! میره پیش دامپزشک.
‫یه دماسنج می‌کنن توی کونش.

02:10.416 --> 02:12.892
‫- «آخ! مامانی، میشه بریم پیش دامپزشک؟»
‫- «چرا؟»

02:12.916 --> 02:14.976
‫«چون می‌خوام یه حالی به سوراخم بدن!»

02:15.000 --> 02:16.934
‫من که نخواستم چیزی بکنن توی کونم

02:16.958 --> 02:19.392
‫اون فقط واسه اینـه که
‫تشخیص بدن تب دارم یا نه

02:19.416 --> 02:20.809
‫کاملاً هم جنبه‌ی بهداشتی‌درمانی داره

02:20.833 --> 02:21.892
‫پسرک کثیف

02:21.916 --> 02:23.976
‫اونجا... چه خبره؟

02:24.000 --> 02:25.958
‫- کون لق همه‌شون
‫- آره بابا، تو ناموس‌شون خورده

02:26.458 --> 02:27.937
‫ما خمیازه‌مون رو کشیدیم و
‫بدن‌مون رو کش دادیم

02:27.938 --> 02:29.417
‫گاس خمیازه‌شو کشید.
‫ولی هنوز بدنش رو کش نداده.

02:30.000 --> 02:33.851
‫نه، باید یه کشی به خودت بدی.
‫جدی میگم، وگرنه آرتروز می‌گیری.

02:33.875 --> 02:35.842
‫من که به خودم کش دادم،
‫صبحونه‌مو میل کردم،

02:35.843 --> 02:37.810
‫اِسکرچرم رو تا حد مرگ خراشیدم

02:37.833 --> 02:40.184
‫- باید بیاید ببینید
‫- بعد فاز بچه‌کونی‌ها رو گرفتی و اومدی اینجا

02:40.208 --> 02:42.184
‫- نه بچه‌ام، نه کونی
‫- طبق معمول

02:42.208 --> 02:44.517
‫- سلام
‫- سلام، اولیو

02:44.541 --> 02:47.434
‫- چه خبرا؟
‫- گاس هنوز به خودش کش نداده

02:47.458 --> 02:50.750
‫گاییدید بابا! میشه بحث رو عوض کنیم؟
‫اون بچه کجاست؟

02:51.250 --> 02:52.650
‫من اینجام!

02:53.041 --> 02:54.601
‫تو کجا زندگی می‌کنی، اولیو؟

02:54.625 --> 02:56.267
‫بالا جای مخصوص خودمو دارم

02:56.291 --> 02:58.934
‫- چرا این پایین زندگی نمی‌کنی؟
‫- چون بوی زِنا میده

02:58.958 --> 03:01.059
‫- آها
‫- فوق‌العاده

03:01.083 --> 03:03.000
‫آره جدی یکم هوای تازه می‌خوام

03:05.541 --> 03:10.583
‫فقط... می‌خواستم بهت بگم واقعاً
‫شانس آوردی که اومدی پیش من

03:11.500 --> 03:12.809
‫- چطور؟
‫- خب...

03:12.833 --> 03:15.309
‫چون احتمالاً من بهترین گربه‌ی محله‌ام

03:15.333 --> 03:17.392
‫- جدی؟
‫- خودم نمی‌تونم در مورد خودم نظر بدم

03:17.416 --> 03:18.517
‫از کی باید بپرسم؟

03:18.541 --> 03:21.809
‫خب، از کسی نپرس،
‫چون احتمالاً نمی‌دونن،

03:21.833 --> 03:24.684
‫چون به پای من نمی‌رسن

03:24.708 --> 03:25.892
‫فقط ممنون باش ازم

03:25.916 --> 03:27.642
‫مرسی، گاس

03:27.666 --> 03:29.017
‫خواهش

03:29.041 --> 03:31.226
‫خب، بریم خونه‌ات رو پیدا کنیم

03:31.250 --> 03:34.208
‫سر راه هم یکم آتیش بسوزونیم

03:55.333 --> 03:56.733
‫پیت پیر اومد

03:57.541 --> 03:59.101
‫- سلام بچه‌ها
‫- سلام رفیق

03:59.125 --> 04:01.101
‫اوه

04:01.125 --> 04:02.517
‫- وای خدا
‫- سلام، پیت

04:02.541 --> 04:04.000
‫- سلام، پیت
‫- خوبی؟

04:04.750 --> 04:06.809
‫- دارم پیر میشم دیگه
‫- آره

04:06.833 --> 04:09.333
‫شتریه که در خونه‌ی همه‌مون می‌خوابه

04:10.166 --> 04:11.309
‫- پس...
‫- فعلاً، رفیق

04:11.333 --> 04:12.767
‫- موفق باشی
‫- می‌بینمت، پیتر

04:12.791 --> 04:15.041
‫بگذریم، بدرود

04:21.708 --> 04:25.101
‫همون گربه‌ای که روش کراش زدی،
‫همراه با دوست‌پسرش که ازش خایه می‌کنی

04:25.125 --> 04:26.642
‫- من خایه نکردم
‫- چرا، خوبم کردی، رفیق

04:26.666 --> 04:28.684
‫ببین، اگه تو می‌ترسی،
‫خودم به خدمتش برسم

04:28.708 --> 04:31.059
‫نه، ولش کن. من...
‫من نترسیدم لامصب‌ها!

04:31.083 --> 04:32.684
‫- قیافه‌ات که داد می‌زنه خایه کردی
‫- به هیچ‌جام نیست

04:32.708 --> 04:35.726
‫- چون از هیچ کوفتی نمی‌ترسم
‫- چرا. از عنکبوت می‌ترسی
‫-

04:35.750 --> 04:37.934
‫منظورم خشونت و درگیریـه

04:37.958 --> 04:39.892
‫- عنکبوت حساب نیست
‫- چرا؟

04:39.916 --> 04:42.184
‫چرا؟ نمی‌دونم

04:42.208 --> 04:45.559
‫شاید به خاطر اون هشت‌تا پای کیری و
‫ده‌تا چشم وامونده‌ای که اون کسکش‌ها دارن

04:45.583 --> 04:47.601
‫- دلیلش اینـه
‫- موجودات گوهی هستن خدایی

04:47.625 --> 04:52.809
‫به شدت گوه. به نظر من ترسناک‌ترین
‫موجودات روی زمین هستن

04:52.833 --> 04:54.934
‫شبیه یه تیکه گوهن که
‫کلی رشته ازش آویزونـه

04:54.958 --> 04:56.642
‫- ولی سازنده‌های خفنی هستن
‫- چی؟

04:56.666 --> 04:59.684
‫میگن تار عنکبوت در اندازه‌ی مشابه،

04:59.708 --> 05:02.184
‫به اندازه‌ی ستون فولادی مُحکمـه.
‫شنیده بودید؟

05:02.208 --> 05:04.059
‫- کیر تو تار عنکبوت‌شون
‫- خیلی‌خب

05:04.083 --> 05:06.476
‫ولی زیاد گنده که نیست؟
‫پس بزنیم پاره‌اش کنیم

05:06.500 --> 05:10.101
‫دفعه‌ی بعدی که یه عنکبوت رو دیدی
‫داشت تار می‌بافت، بگو «آره، ماشالا، ادامه بده»

05:10.125 --> 05:12.934
‫- چند ساعت زمان می‌بره. چه عالی!
‫- باریکلا. باریکلا

05:12.958 --> 05:16.267
‫شما عنکبوتش رو از سر راه بردارید.
‫من کیر می‌کنم توی اون تار کسشعرش.

05:16.291 --> 05:17.559
‫چقدر طول کشید ببافیش؟ دو روز؟

05:17.583 --> 05:19.375
‫- آره!
‫- ریدم تو تارت!

05:21.541 --> 05:25.101
‫- خیلی‌خب، یعنی جدی قراره دو روز صبر کنید؟
‫- آره

05:25.125 --> 05:28.559
‫کنار یه عنکبوت که داره توی تارش
‫می‌چرخه، بعدش تارش رو نابود می‌کنید؟

05:28.583 --> 05:29.642
‫- آره!
‫- طی چند ثانیه؟

05:29.666 --> 05:31.017
‫صرفاً جهت تفریح؟!

05:31.041 --> 05:33.184
‫- قلمرو حیواناتـه. قوانینش هم حیوانیـه
‫- باشه

05:33.208 --> 05:36.642
‫دقیقاً، در ضمن من از هیچی نمی‌ترسم

05:36.666 --> 05:38.601
‫- از تمساح چی؟
‫- نه

05:38.625 --> 05:40.226
‫یه سیلی بهش می‌زنم و
‫از دستش در میرم

05:40.250 --> 05:41.309
‫سیلی می‌زنی؟

05:41.333 --> 05:44.267
‫آره، می‌زنم توی صورتش. فرار می‌کنم.
‫پاهاش خیلی کوتاهن.

05:44.291 --> 05:46.684
‫توی آب که حرفشم نزن.
‫اونجا قلمرو اونـه.

05:46.708 --> 05:49.351
‫اینو قبول دارم، ولی من که
‫عمراً نمیرم توی آب

05:49.375 --> 05:51.142
‫- از آب می‌ترسی؟
‫- نه!

05:51.166 --> 05:53.101
‫نه، معلومه که نمی‌ترسم کیری!

05:53.125 --> 05:55.892
‫فقط موها رو خراب می‌کنه.
‫از تیپ و قیافه میفتی.

05:55.916 --> 05:59.434
‫بدتر از توی آب خیس شدن نداریم

05:59.458 --> 06:01.392
‫یه چیزی هست که
‫بدتر از خیس شدن توی آبـه

06:01.416 --> 06:03.476
‫- چی؟
‫- اینکه فیل روت بشاشه

06:03.500 --> 06:06.351
‫- چی؟ چرا روت می‌شاشه؟
‫- واسه خنده

06:06.375 --> 06:07.684
‫یه فکری به ذهنم رسید

06:07.708 --> 06:09.517
‫ما از شیرها تکامل پیدا کردیم دیگه؟

06:09.541 --> 06:11.601
‫- ما شیرهای کوچیک هستیم، مگه نه؟
‫- آره

06:11.625 --> 06:17.434
‫یک فیل در برابر یک شیر،
‫قطعاً کونِ اون شیر پاره‌ست

06:17.458 --> 06:21.851
‫ولی من دیدم که چهارتا شیر با کمک همدیگه
‫یه فیل رو کله‌پا کردن

06:21.875 --> 06:24.401
‫معادلش واسه ما چقدر میشه؟
‫اگه مثل یه باند با هم همکاری کنیم

06:24.402 --> 06:26.541
‫بزرگترین موجودی که
‫می‌تونیم کله‌پا کنیم چیه؟

06:27.125 --> 06:28.684
‫نمی‌دونم. یه بچه‌ی خپل؟

06:28.708 --> 06:31.434
‫- آره
‫- آره، بریم یه بچه‌ی چاقالو خِفت کنیم

06:31.458 --> 06:33.291
‫آره، بریم سمت مدرسه

06:39.458 --> 06:40.476
‫نه

06:40.500 --> 06:41.934
‫- نه
‫- نه

06:41.958 --> 06:46.351
‫- به نظرم سرِ این توی دردسر میفتی
‫- دردسر چرا؟ پلیس؟

06:46.375 --> 06:47.767
‫خب آره راستش

06:47.791 --> 06:49.863
‫اوه. اوه. «تو بازداشتی»
‫«عه، چرا؟»

06:49.864 --> 06:51.936
‫«چون گربه‌ای و یه بچه‌ی خپل رو کله‌پا کردی»

06:51.958 --> 06:54.517
‫نه به خاطر گربه بودن.
‫به خاطر تلاش برای کُشتن یه بچه، آره.

06:54.541 --> 06:55.726
‫- آره، ولی...
‫- واسه طبیعت...

06:55.750 --> 06:58.392
‫واسه یه گربه غیرقانونی نیست که
‫یه بچه رو بکُشه! نخیرم، نیست!

06:58.416 --> 06:59.809
‫مطمئنم هست

06:59.833 --> 07:02.059
‫نخیرم، نیست! یه گربه می‌تونه
‫هر گوهی که دلش خواست بخوره!

07:02.083 --> 07:04.726
‫- نه
‫- سگ‌ها رو خلاص می‌کنن

07:04.750 --> 07:08.059
‫اون قلدرهای گنده‌بکِ گور به گور شده،

07:08.083 --> 07:10.934
‫ولی گربه‌ها رو بابت کُشتن هیچ چیزی
‫خلاص نمی‌کنن

07:10.958 --> 07:13.726
‫مسئولیتش با ما نیست.
‫چقدر کسخلم من!

07:13.750 --> 07:14.800
‫آره!

07:14.801 --> 07:16.977
‫باشه. ایشالا که بتونید
‫استدلالِ محکمه‌پسند بیارید!

07:17.000 --> 07:19.892
‫آره، ولی ما سرمون به کون‌مون
‫پنالتی می‌زنه، مگه نه؟

07:19.916 --> 07:23.226
‫حتی انسان‌ها هم اگه چلاق یا کودن باشن،
‫قسر در میرن. می‌پرسن «چی شده؟»

07:23.250 --> 07:25.809
‫«من... من حدوداً 20 نفر رو کُشتم»

07:25.833 --> 07:28.642
‫«ناموساً، جانی؟
‫فدای سرت، اعدامت نمی‌کنیم»

07:28.666 --> 07:30.684
‫«می‌فرستیمت یه مرکز درمانی»

07:30.708 --> 07:33.267
‫«بعدش همراه کلی قرص و دارو
‫ژله می‌خوری»

07:33.291 --> 07:35.726
‫«چندتا هم الکترود برقی
‫می‌ذاریم روی خایه‌های مبارکت»

07:35.750 --> 07:37.217
‫«خوشم اومد»... معلومه که
‫خوشت میاد کسکش‌خان

07:37.218 --> 07:38.685
‫پرونده‌ات از نوع روانی و جنونـه!

07:38.708 --> 07:41.809
‫یارو قسر در میره. گربه هم
‫قسر در میره. ما رسماً مغز نداریم.

07:41.833 --> 07:44.101
‫سایز مغزمون اندازه‌ی یه گردوـه!

07:44.125 --> 07:46.767
‫اجازه داریم هر کوفتی رو که
‫خواستیم بکُشیم

07:46.791 --> 07:49.184
‫میشه با نشستن روی صورتِ ملت،
‫اونا رو بکُشیم؟

07:49.208 --> 07:51.059
‫- آره
‫- آره! مثل نوزادی که توی گهواره‌ست!

07:51.083 --> 07:52.142
‫- چی؟
‫- شب بخیر، شب بخیر

07:52.166 --> 07:54.059
‫نوزاد کوچولو، بخواب

07:54.083 --> 07:55.726
‫عه، گربه اومد!

07:55.750 --> 07:58.601
‫یه بچه‌ی کوچولوی ناز اینجاست.
‫می‌خوای روش بخوابی تا بکُشیش؟

07:58.625 --> 07:59.767
‫معلومه که دلم می‌خواد لعنتی

07:59.791 --> 08:03.059
‫تو چطوری یه نوزاد رو می‌کُشی
‫اگه توی گهواره‌اش خواب باشه؟

08:03.083 --> 08:04.934
‫کونم رو خیس می‌کنم

08:04.958 --> 08:06.976
‫که قشنگ بچسبه به صورتش

08:07.000 --> 08:09.708
‫می‌پریدم روش.
‫شاپ شاپ شاپ.

08:10.208 --> 08:12.934
‫مسئولیت سگ کیه؟
‫ازم بپرس دو بعلاوه‌ی دو چقدر میشه

08:12.958 --> 08:16.500
‫من اصلاً نمی‌دونم عدد چه کوفتیه!
‫در این حد احمقم!

08:17.000 --> 08:20.476
‫آره، ولی انگار خوب بلدی چطوری
‫نوزادها رو توی گهواره خفه کنی

08:20.500 --> 08:22.666
‫در عین حال ادعا می‌کنی که
‫خیلی احمقی

08:23.166 --> 08:27.226
‫ما فقط بین خودمون داریم حرفش رو
‫می‌زنیم. هیچ اتفاقی که نیفتاده، افتاده؟

08:27.250 --> 08:29.642
‫راستی، ما همچین کاری می‌کنیم یا روباه‌ها؟

08:29.666 --> 08:31.226
‫روباه‌ها تیکه‌تیکه‌شون می‌کنن

08:31.250 --> 08:33.476
‫اگه بچه رو توی باغ جا بذاری،
‫تقصیر خودتـه

08:33.500 --> 08:35.684
‫یا اگه در اتاقکِ حیوانات رو باز بذاری

08:35.708 --> 08:37.684
‫«وای، روباه بچه‌مو خورد!»

08:37.708 --> 08:40.476
‫آره، گذاشتیش توی اتاق نشیمن و
‫در رو هم باز گذاشتی، کسخل!

08:40.500 --> 08:41.892
‫بناااازم!

08:41.916 --> 08:44.309
‫- چی دیدی؟
‫- یه فسقلی چاقالوی مناسب

08:44.333 --> 08:47.434
‫- بابا بوس دیگه!
‫- عین یه کیسه پلاستیک پر از عن و گوه

08:47.458 --> 08:50.101
‫تا یه هفته غذامون تأمینـه

08:50.125 --> 08:53.392
‫وای خدا. چطوری بکُشیمش؟
‫گردنش رو گاز بگیریم؟

08:53.416 --> 08:55.726
‫- نگو که جدی‌جدی قراره بخوریمش
‫- معلومه که می‌خوریم

08:55.750 --> 08:57.309
‫- نگاه
‫- مزه‌شون چطوریه؟

08:57.333 --> 09:00.017
‫- نمی‌دونم. قراره بفهمیم
‫- مزه‌ی بهشت میده

09:00.041 --> 09:01.517
‫- این یکی مزه‌اش خوب نیست
‫- چرا؟

09:01.541 --> 09:04.601
‫نگاهش کن. گوشتش خیلی کم‌کیفیتـه

09:04.625 --> 09:06.934
‫- آره، ولی ما عاشق چربی هستیم خب
‫- من که از چربی بدم نمیاد

09:06.958 --> 09:10.559
‫نگاه کنید. بابا مامان حرومیش
‫حسابی بهش غذا دادن

09:10.583 --> 09:13.684
‫- این خپل عین استیک واگیو می‌مونه
‫- آره. «بخورش، فدات شم»

09:13.708 --> 09:15.267
‫«چی دلت می‌خواد؟»
‫«کیک می‌خوام!»

09:15.291 --> 09:18.642
‫- «پس بفرما کیک، کونی!»
‫- «گریه نکن! گریه نکن!»

09:18.666 --> 09:20.017
‫«یکم دیگه کیک بخور»

09:20.041 --> 09:24.267
‫«آره، بزنش توی رگ،
‫چاقالوی خپلِ چرب و چیل!»

09:24.291 --> 09:26.142
‫امان از پدر و مادرها و غذا دادن‌شون

09:26.166 --> 09:27.559
‫خیلی‌خب، اومد

09:27.583 --> 09:30.226
‫صبر کنید. آماده باشید

09:30.250 --> 09:32.291
‫یک، دو

09:35.041 --> 09:36.750
‫وای کیر توش!

09:42.750 --> 09:45.017
‫- بیخیال. بسشـه
‫- پس شماره‌ی سه چی شد؟

09:45.041 --> 09:47.767
‫- سه رو نگفتم. سرِ سه پریدم
‫- ما منتظر سه بودیم

09:47.791 --> 09:50.184
‫- آره می‌دونم
‫- این کارها روال دارن

09:50.208 --> 09:52.166
‫فکر کنید. یکم از اون مخ‌تون کار بکِشید

09:53.041 --> 09:55.309
‫شما هر روزتون اینقدر هیجان‌انگیزه؟

09:56.458 --> 09:57.858
‫گمونم آره

09:58.041 --> 10:00.666
‫بگذریم، بیا خانواده‌ات رو پیدا کنیم

10:01.000 --> 10:06.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

10:06.625 --> 10:08.226
‫پیت پیر رو نگاه

10:08.250 --> 10:09.666
‫انگار به گا رفته

10:10.166 --> 10:12.750
‫- سلام، پیت
‫- میرم پیش دامپزشک

10:13.333 --> 10:14.733
‫آره

10:15.000 --> 10:16.184
‫اون ردیفت می‌کنه

10:16.208 --> 10:17.601
‫نه

10:17.625 --> 10:20.392
‫دیگه برگشتی در کار نیست.
‫داشتن حرف می‌زدن و شنیدم.

10:20.416 --> 10:21.816
‫درست هم میگن

10:22.708 --> 10:24.142
‫زندگی خیلی خوبی داشتم

10:24.166 --> 10:26.458
‫چند هفته درد کشیدن ارزشش رو نداره

10:27.625 --> 10:29.434
‫از آشنایی‌تون خوشحال شدم

10:29.458 --> 10:32.333
‫من... شنیدم که هیچی حس نمی‌کنی

10:33.458 --> 10:35.208
‫اون‌طرف می‌بینم‌تون

10:39.083 --> 10:40.483
‫می‌بینمت، رفیق

10:41.000 --> 10:43.059
‫- فعلاً، رفیق قدیمی
‫- تا بعد

10:43.083 --> 10:44.767
‫- موفق باشی، پیت
‫- خداحافظ

10:44.791 --> 10:46.291
‫- موفق باشی
‫- آره

10:55.375 --> 10:59.309
‫ببخشید، بچه. اشکالی نداره ادامه‌ی
‫جستجوی خونه‌ات رو بذاریم برای فردا؟

10:59.333 --> 11:01.833
‫فکر کنم همگی به خاطر پیت
‫یکم دلگیر شدیم

11:02.333 --> 11:03.875
‫آره، حتماً

11:04.500 --> 11:06.017
‫پیت چند سالش بود؟

11:06.041 --> 11:07.441
‫خیلی پیر بود

11:07.708 --> 11:11.041
‫- چند بود لامصب؟ 16؟
‫- اوهوم

11:11.666 --> 11:13.750
‫اگه من هم همونقدر عمر کنم،
‫چقدر از عمرم مونده؟

11:14.583 --> 11:18.934
‫خب، تو... الان صفر هستی

11:18.958 --> 11:22.684
‫- پس 16 منهای صفر میشه...
‫- می‌تونی خودت حساب کنی؟

11:22.708 --> 11:24.767
‫- 16. آره
‫- 16، آره

11:24.791 --> 11:26.267
‫- آره، می‌خواستم خودم بگم...
‫- جدی؟

11:26.291 --> 11:27.601
‫- آره
‫- باشه

11:27.605 --> 11:29.500
‫داشتم حساب می‌کردم دیگه.
‫گفتی «می‌تونی خودت حساب کنی؟»

11:29.501 --> 11:31.018
‫آخه یکم مکث کردی. همین

11:31.041 --> 11:34.559
‫- خودت موقع حساب کردن مکث نمی‌کنی؟
‫- 16 منهای صفر

11:34.583 --> 11:36.851
‫- مکث نمی‌کنی یعنی؟
‫- وای چقدر سخته جوابش

11:36.875 --> 11:41.226
‫«بذار جوابش رو پیدا کنم!»
‫«نه! بذار مستقیم جواب رو بگم!»

11:41.250 --> 11:43.726
‫اگه جواب رو فوراً بگی که
‫دیگه نمیشه حساب کرد

11:43.750 --> 11:46.851
‫اگه سؤال 16 منهای یک باشه،
‫معمولاً زیاد فکر نمی‌خواد

11:46.875 --> 11:48.642
‫- عجب
‫- این حرف توئـه

11:48.666 --> 11:51.250
‫آره! این حرف توئـه، کونده!

11:59.666 --> 12:02.375
‫همیشه یه چیزی هست که
‫گند بزنه به روزمون

12:02.875 --> 12:07.625
‫ما همین‌جوریش هم روزهای کمی داریم،
‫بعد همیشه یه چیزی گند می‌زنه بهشون

12:08.500 --> 12:10.041
‫گربه بودن سختـه

12:10.833 --> 12:13.625
‫بهتر از حلزون بودنـه ولی.
‫همه لگدمالت می‌کنن.

12:14.125 --> 12:16.208
‫- خب آره. خیلی بهتره
‫- آره

12:16.708 --> 12:19.517
‫آره، ولی نمی‌خوام زندگیم رو
‫با یه حلزون مقایسه کنم

12:19.541 --> 12:23.059
‫البته که بهتره لامصب.
‫اونا کلاً وجدان و هوشیاری ندارن.

12:23.083 --> 12:26.684
‫ما خیلی درون‌گرا هستیم،
‫واسه همین درد زندگی رو خوب می‌فهمیم

12:26.708 --> 12:28.226
‫بعدش هم می‌گیم «وای بدخت شدم»

12:28.250 --> 12:30.976
‫حلزون سختی و آسونی رو متوجه نمیشه
‫چون کلاً هیچی متوجه نمیشه

12:31.000 --> 12:34.684
‫انگار که آب دماغ رو ریختی توی
‫یه پوسته‌صدف و شده حلزون؟ کونی!

12:34.708 --> 12:36.059
‫از کجا می‌دونی؟ حرف زدی باهاشون؟

12:36.083 --> 12:38.976
‫نه، حرف نزدم. چه فایده‌ای
‫داره حرف زدن؟ آخه اونا اصلاً...

12:39.000 --> 12:42.184
‫- مکالمه بلد نیستن؟
‫- شوخی و بگومگو بلد نیستن

12:42.208 --> 12:45.291
‫می‌تونی بری از یه حلزون بپرسی
‫«سلام رفیق، چطوری؟»

12:47.958 --> 12:50.851
‫- «چی؟»
‫- یکم احتیاط کن و صدات رو بیار پایین

12:50.875 --> 12:52.142
‫- چرا؟
‫- ممکنه بی‌ادبی باشه

12:52.166 --> 12:53.226
‫چی؟ بی‌ادبی؟

12:53.250 --> 12:55.309
‫داره طرفِ اون موجودات
‫لیز و چندش رو می‌گیره

12:55.333 --> 12:56.767
‫- چرا؟ چرا؟
‫- اتفاقاً آره

12:56.791 --> 12:58.642
‫نکنه حلزون‌ها رو می‌مالی به کیرت؟

12:58.666 --> 13:01.976
‫چون وقتی با شما نیستم، میرم با
‫حلزون‌ها می‌چرخم. اکیپ خوبی هستن

13:02.000 --> 13:03.517
‫- تو با حلزون‌ها می‌شینی؟
‫- آره

13:03.541 --> 13:05.101
‫- چرا؟
‫- می‌ریم پارک تفریحی

13:05.125 --> 13:07.601
‫- کنار سرسره‌ها وقت می‌گذرونیم
‫- چقدر زمان می‌بره؟

13:07.625 --> 13:09.708
‫- یک روز و نیم
‫- در مورد چی حرف می‌زنید؟

13:10.208 --> 13:11.767
‫هیچی نمی‌گیم.
‫فقط به همدیگه خیره می‌شیم.

13:11.791 --> 13:14.976
‫یعنی فقط داری مثل حلزون‌ها
‫آروم‌آروم میری سمت سرسره‌ها؟

13:15.000 --> 13:17.851
‫اصلاً می‌دونن کجا میرن؟ یا همینطوری
‫میرن و تو هم میفتی دنبال‌شون؟

13:17.875 --> 13:19.392
‫نکنه می‌شینی حلزون‌ها رو تماشا می‌کنی؟

13:19.416 --> 13:20.892
‫نه، من جلو میرم

13:20.916 --> 13:24.017
‫کیر توش. بذار بگم چی شبیه حلزونـه

13:24.041 --> 13:26.958
‫ولی بهتره و عمرش هم
‫خیلی بیشتره، لاک‌پشت

13:27.458 --> 13:29.476
‫برام سؤالـه لاک‌پشت بودن چطوریه

13:29.500 --> 13:32.017
‫من می‌دونم گاییدنِ لاک‌پشت چطوریه

13:32.041 --> 13:33.517
‫شب بخیر

13:33.541 --> 13:34.990
‫- شب بخیر
‫- فعلاً

13:44.625 --> 13:46.025
‫گاس

13:46.125 --> 13:47.309
‫چیه؟

13:47.333 --> 13:49.476
‫من حتماً باید بمیرم دیگه؟

13:49.500 --> 13:50.900
‫آره

13:51.750 --> 13:53.791
‫نمی‌خوام به نیستی برسم

13:54.291 --> 13:55.958
‫من... می‌خوام تا ابد زندگی کنم

13:57.125 --> 13:58.525
‫خب...

13:58.958 --> 14:01.059
‫یجورایی تا ابد زندگی می‌کنی

14:01.083 --> 14:06.750
‫چون ما توی خاطراتِ
‫دوستان و خانواده‌ای که

14:07.458 --> 14:11.517
‫ما رو می‌شناختن ادامه پیدا می‌کنیم،
‫اونا کارها و حرف‌هامون رو یادشونه،

14:11.541 --> 14:15.583
‫پس حتی وقتی دیگه
‫جسم‌مون اینجا نیست،

14:16.083 --> 14:19.059
‫هنوزم به نحوی اینجا حضور داریم

14:19.083 --> 14:20.483
‫آها

14:20.666 --> 14:25.309
‫پس تو از طریق چیزهایی که
‫به من یاد دادی، همیشه زنده می‌مونی

14:25.333 --> 14:26.733
‫آره

14:28.000 --> 14:48.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
