WEBVTT

00:09.300 --> 00:10.720
‫خوشت نمیاد؟

00:11.550 --> 00:14.250
‫نه، فقط باید بهش عادت کنم...

00:14.250 --> 00:18.050
‫این کت ساخته شده توسط یکی از بهترین
‫برندهای ایتالیائه.

00:18.050 --> 00:19.790
‫هفتصد هزار ین قیمتشه.

00:20.460 --> 00:22.550
‫مراقبش باش.

00:22.550 --> 00:23.890
‫رو جفت چشام.

00:24.430 --> 00:28.020
‫همون‌طور که اون روز بهت گفتم، امروز
‫با رئیس و یکی از اعضای هیئت‌مدیره

00:28.020 --> 00:31.200
‫شرکت کشتی‌سازی چیکاموتو
‫غذا می‌خورن،

00:28.020 --> 00:31.200
‫هیناکو داشت توی یکی از ناهارهای
‫کاری کاگن-سان شرکت می‌کرد.

00:31.200 --> 00:37.650
‫و دو تا از اعضای هیئت‌مدیره شریک
‫تجاری‌شون، سی ژاپن یونایتد هم هستن.

00:31.200 --> 00:33.510
‫و از من هم خواستن که همراهش برم.

00:33.510 --> 00:37.650
‫شیزونه‌-سان می‌خواست برای یادگیری،
‫فضای طبقه مرفه رو تجربه کنم.

00:37.650 --> 00:39.730
‫وقتی بانو هفت سالشون بود،

00:39.730 --> 00:43.580
‫توی یه مراسم اجتماعی با رئیس
‫خوش‌وبش کرده بودن.

00:43.920 --> 00:46.250
‫حواست باشه که بهترین رفتار رو داشته باشی.

00:46.250 --> 00:48.100
‫خیلی رو مخه...

00:48.100 --> 00:49.290
‫خواهش می‌کنم.

00:49.290 --> 00:51.540
‫هر دوشون خیلی کله‌شقن.

00:52.240 --> 00:54.960
‫یه خونه تعطیلات کوچیک این نزدیکی...

00:55.260 --> 00:57.020
‫مگه این چیزی نبود که اون گفت؟!

00:57.020 --> 00:58.670
‫بانو از در اصلی وارد
‫خواهند شد.

00:58.670 --> 01:00.890
‫ناهار در تراس بدون سقف سرو می‌شه،

01:00.890 --> 01:03.050
‫پس ما همون‌جا منتظر می‌مونیم.

01:03.950 --> 01:05.010
‫ایتسوکی.

01:05.010 --> 01:05.890
‫بله؟

01:06.220 --> 01:09.610
‫دارم میرم با مردایی که نمی‌شناسم حرف بزنم.

01:09.610 --> 01:11.890
‫جوری نگو انگار خلافه.

01:12.260 --> 01:13.550
‫ایتسوکی.

01:13.550 --> 01:14.900
‫باز چی شده؟

01:15.560 --> 01:17.150
‫تلاشمو می‌کنم.

01:18.720 --> 01:19.400
‫میدونم.

01:19.850 --> 01:21.530
‫کنارت نیستم،

01:21.920 --> 01:23.890
‫اما حواسم بهت هست.

01:23.890 --> 01:26.410
‫وقتی برگشتیم خونه، بیا
‫کمی با هم استراحت کنیم.

01:26.410 --> 01:28.930
‫آره. بستنی بیشتر می‌خوام.

01:32.250 --> 01:34.520
‫ایتسوکی‌، ماجرای بستنی چی بود؟

01:35.110 --> 01:37.050
‫دهنت سرویس هیناکو...

01:37.070 --> 01:47.070
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:07.600 --> 03:11.160
‫ممنونم که این همه راه رو اومدید.

03:08.040 --> 03:12.960
‫قسمت ۵: منو بدزد

03:12.430 --> 03:17.610
‫ایده من بود که توی هوای تازه
‫حومه شهر یه وعده غذا بخوریم.

03:17.610 --> 03:19.510
‫هیناکو-سان، درسته؟
‫خیلی وقته ندیدمتون.

03:19.840 --> 03:22.220
‫فکر کنم قبلاً یه بار همدیگه رو
‫دیدیم، مگه نه؟

03:22.220 --> 03:24.790
‫بله، وقتی هفت سالم بود،

03:24.790 --> 03:28.240
‫پدرم منو به یه جشن گل‌بینی برد،
‫که اونجا آشنا شدیم.

03:28.700 --> 03:32.040
‫خیلی خوشحالم که یادتون موند!

03:32.040 --> 03:34.020
‫به بانویی جوان و برازنده تبدیل شدید.

03:34.020 --> 03:38.170
‫فرزند یکی از دوستام
‫توی کیو گاکوین درس می‌خونه.

03:38.440 --> 03:42.380
‫ظاهراً اون رو به عنوان یه
‫بانوی بی‌نقص می‌شناسن.

03:42.380 --> 03:43.490
‫باعث افتخارمه.

03:43.490 --> 03:46.300
‫خب آقایون، می‌شه
‫دعوت منو برای نشستن سر میز قبول کنید؟

03:52.780 --> 03:56.600
‫ایتسوکی‌-سان، این چیزی که می‌بینی رو
‫چطور تفسیر می‌کنی؟

03:56.600 --> 03:59.190
‫خب...

03:59.190 --> 04:01.690
‫رفتارشون خیلی طبیعی و بی‌دردسره.

04:02.130 --> 04:04.070
‫این نشونه آداب معاشرت درسته.

04:04.500 --> 04:06.980
‫رفتارشون
‫ذره‌ای تصنعی نیست،

04:06.980 --> 04:10.700
‫در عین حال کمی ابهت داره تا
‫احترامی که می‌ذارن رو نشون بده.

04:11.130 --> 04:14.480
‫با پایبندی به این قرارداد نانوشته،
‫بین خودشون اعتماد ایجاد می‌کنن.

04:14.780 --> 04:16.640
‫اعتماد ایجاد می‌کنن؟

04:16.640 --> 04:19.530
‫آداب معاشرت دیگه مثل قدیم
‫مهم به نظر نمی‌رسه،

04:19.530 --> 04:21.070
‫اما مواقعی هست که خیلی حیاتیه.

04:21.520 --> 04:23.330
‫مخصوصاً برای رؤسای سازمان‌ها،

04:23.330 --> 04:26.420
‫که باید در مورد ابراز عقیده‌شون
‫محتاط باشن.

04:26.420 --> 04:30.830
‫آداب بهشون اجازه می‌ده به جای حرف،
‫با رفتارشون اعتماد بسازن.

04:31.710 --> 04:35.960
‫برای همینه که شکستن آداب،
‫یه سوتی وحشتناک محسوب می‌شه.

04:36.500 --> 04:39.170
‫دخترتون واقعاً برازنده شهرتشه.

04:39.540 --> 04:41.700
‫خیلی باوقار و متینه.

04:41.700 --> 04:45.110
‫مطمئنم خواستگارای زیادی داره!

04:46.650 --> 04:49.280
‫متأسفانه هنوز افتخار دریافت
‫پیشنهادی رو نداشتیم.

04:49.280 --> 04:51.490
‫اوه، واقعاً؟

04:51.490 --> 04:55.840
‫اتفاقاً، من یه آشنا دارم که
‫به همین موضوع علاقه داره...

04:57.190 --> 04:59.830
‫می‌تونم ازتون بخوام بیشتر توضیح بدید؟

04:59.830 --> 05:01.210
‫با کمال میل.

05:02.430 --> 05:04.830
‫فکر می‌کنی دارن راجع به چی حرف می‌زنن؟

05:04.830 --> 05:05.860
‫چطور مگه؟

05:05.860 --> 05:07.220
‫اوه، هیچی.

05:08.340 --> 05:14.000
‫شاید همش تو ذهن منه، ولی هیناکو
‫یهو بی‌تفاوت به نظر می‌رسه...

05:10.970 --> 05:14.000
‫کسب‌وکارش اون رو مدام با
‫آدمای پولدار و پرمشغله در ارتباط می‌ذاره،

05:14.000 --> 05:19.270
‫و برای همین یه همسر با آداب
‫معاشرت درست رو واجب می‌دونه...

05:14.590 --> 05:18.780
‫خانواده‌ای که می‌گه توی کار تجارت
‫بین‌المللی و آدمای پولداره.

05:19.270 --> 05:20.420
‫اصلاً بد نیست.

05:20.980 --> 05:23.400
‫حتماً بررسیش می‌کنم.

05:24.500 --> 05:26.670
‫به نظر میاد نباید خیلی امیدوار باشم.

05:26.670 --> 05:29.180
‫برعکس! با جدیت تمام
‫بهش فکر می‌کنم.

05:29.950 --> 05:31.660
‫دسر شما.

05:31.660 --> 05:34.120
‫شیرینی!

05:34.120 --> 05:36.410
‫اینا قطعاً یکی از محبوب‌ترین‌های منن.

05:36.880 --> 05:38.530
‫خیلی خوشحالم که می‌شنوم.

05:40.840 --> 05:45.620
‫می‌تونم علاقه شما به این ازدواج رو
‫به اون شخص منتقل کنم؟

05:45.620 --> 05:48.200
‫بله، هرچقدر هم که گفتنش
‫از طرف من بی‌تواضعی باشه،

05:48.200 --> 05:50.980
‫استعدادهای دخترم بی‌نقصن.

05:50.980 --> 05:53.200
‫هیناکو، امیدوارم تو هم...

05:59.010 --> 06:00.460
‫قانون سه ثانیه.

06:08.000 --> 06:10.740
‫خب، شاید هم اطلاعاتم غلط بوده.

06:10.740 --> 06:12.470
‫این اصلاً خوب نیست.

06:12.470 --> 06:14.190
‫قراره چی بشه؟

06:14.190 --> 06:15.310
‫نمی‌دونم.

06:15.310 --> 06:17.780
‫با شناختی که از شخصیت کاگن-سان دارم.

06:17.780 --> 06:20.400
‫این نزدیک‌ترین چیزیه که می‌تونم
‫به یه فاجعه تصور کنم.

06:20.700 --> 06:24.200
‫اجازه بدید دوباره بابت
‫اینکه امروز کنارم بودید تشکر کنم.

06:24.200 --> 06:26.880
‫خواهش می‌کنم. فوق‌العاده بهم خوش گذشت.

06:26.880 --> 06:30.420
‫خوبه که گاهی از هیاهو و
‫شلوغی دور بود.

06:30.420 --> 06:32.510
‫اوه، و کونوها‌نا‌-سان...

06:32.850 --> 06:36.580
‫ممنون می‌شم اگه دیگه بحث
‫ازدواج رو کنار بذاریم.

06:36.990 --> 06:41.960
‫به هر حال، اعتبار من به
‫توصیه‌هام گره خورده.

06:41.960 --> 06:42.960
‫البته.

06:47.040 --> 06:48.250
‫شیزونه.

06:48.250 --> 06:48.860
‫بله قربان.

06:48.860 --> 06:52.610
‫کی به هیناکو اون رفتار
‫زننده رو یاد داده؟

06:53.090 --> 06:54.160
‫قربان، من...

06:55.240 --> 06:57.290
‫متأسفم. تقصیر من بود.

06:59.950 --> 07:04.650
‫همیشه برام سوال بود که آیا واقعاً
‫به یه مراقب نیاز هست یا نه.

07:05.110 --> 07:08.820
‫نباید اجازه می‌دادم که
‫اون‌قدر به خودش آزادی بده.

07:09.240 --> 07:11.900
‫اجازه دادن به یه شخصیتِ پشتِ نقاب،

07:11.900 --> 07:13.510
‫باعث می‌شه کار به اینجا بکشه.

07:15.220 --> 07:19.900
‫شیزونه، به هیناکو یاد بده که
‫نقابش رو در خلوت هم حفظ کنه.

07:19.900 --> 07:24.450
‫قربان، فکر می‌کنم چنین درخواستی
‫باعث فروپاشی آنی‌شون می‌شه.

07:24.450 --> 07:25.410
‫پس درستش کن.

07:26.490 --> 07:29.710
‫این نتیجه‌ی بها دادن به
‫فروپاشی‌های اونه.

07:29.710 --> 07:31.810
‫این‌طور نیست که واقعاً بیمار باشه.

07:31.810 --> 07:33.760
‫هر کاری لازمه بکن تا
‫بر این مشکلش غلبه کنه.

07:34.070 --> 07:38.620
‫تولدش در خانواده کونوها‌نا، اون رو
‫ملزم به حفظ اعتبار خانواده می‌کنه.

07:39.400 --> 07:41.520
‫ولی اینجوری...

07:41.820 --> 07:44.610
‫هیناکوی بدون نقاب ناپدید می‌شه؟

07:45.500 --> 07:47.000
‫صـ-صبر کنید!

07:47.340 --> 07:51.570
‫واقعاً بابت خراب کردن
‫مهمانی‌تون عذر می‌خوام.

07:51.860 --> 07:54.170
‫اما حتماً راه بهتری هم هست...

07:54.170 --> 07:55.340
‫تقصیر تو نیست.

07:56.260 --> 07:59.220
‫اون نتونسته هیچ مراقبی رو
‫برای مدت طولانی نگه داره.

07:59.620 --> 08:01.930
‫فکر می‌کردم تو هم زود می‌ری،

08:01.930 --> 08:06.520
‫و پیش‌بینی می‌کردم که تأثیرت روی
‫هیناکو ناچیز باشه.

08:06.900 --> 08:08.740
‫برای توجهی که میکنی مقصر نیستی،

08:08.740 --> 08:11.250
‫بلکه تقصیر منه که اجازه دادم،

08:11.250 --> 08:14.010
‫و همچنین هیناکو که
‫این‌قدر زود تأثیرپذیره.

08:14.700 --> 08:18.310
‫شیزونه، وقتی برگشتیم
‫حق‌الزحمه ایتسوکی‌-کون رو بده.

08:18.310 --> 08:19.610
‫چشم، قربان.

08:19.610 --> 08:20.640
‫حق‌الزحمه‌ام؟

08:20.980 --> 08:23.410
‫هیناکو دیگه به مراقب نیاز نداره.

08:23.750 --> 08:27.650
‫همکاری تو با ما
‫رسماً به پایان رسید.

08:31.510 --> 08:32.840
‫این نمی‌تونه حقیقت داشته باشه.

08:33.340 --> 08:35.590
‫بیشتر از چیزی که توافق کردیم
‫برات در نظر گرفتم.

08:36.000 --> 08:39.160
‫اگه جایی برای موندن نداری، می‌تونی
‫مدتی یه سقف بالای سرت داشته باشی.

08:39.560 --> 08:41.390
‫وسایلت رو فوراً جمع کن.

08:41.770 --> 08:45.040
‫کارهای اداری برای اخراجت
‫از مدرسه رو انجام می‌دیم.

08:45.350 --> 08:47.900
‫این‌قدر زود تموم شد.

08:47.900 --> 08:50.570
‫تمام زندگی‌ای که اینجا داشتم...

09:06.990 --> 09:10.750
‫خب، از همون اول هم
‫مثل یه رویا بود.

09:11.620 --> 09:13.820
‫کاش فقط همون یه رویا بود.

09:15.580 --> 09:19.530
‫این یعنی هیناکو عذاب نمی‌کشید.

09:26.760 --> 09:30.320
‫بانو، از نظر جسمی چطورید؟

09:30.320 --> 09:32.190
‫خوبم.

09:33.420 --> 09:34.440
‫ایتسوکی کجاست؟

09:34.810 --> 09:38.130
‫ایتسوکی‌-سان عمارت رو
‫ترک کردن.

09:38.130 --> 09:41.680
‫ایتسوکی یه ماه به عنوان مراقب موند، درسته؟

09:42.090 --> 09:43.160
‫درسته.

09:43.900 --> 09:45.160
‫زمان زیادیه.

09:45.160 --> 09:46.580
‫درسته.

09:47.620 --> 09:48.880
‫بانو؟

09:49.590 --> 09:51.190
‫اگه نمی‌تونه مراقب باشه،

09:51.520 --> 09:54.060
‫نمی‌تونیم به عنوان خدمتکار استخدامش کنیم؟

09:55.470 --> 09:58.880
‫شنیدم باغبان کم داریم.

09:59.450 --> 10:00.510
‫بانو...

10:00.900 --> 10:02.410
‫شاید آشپز؟

10:02.410 --> 10:04.640
‫یا بخشی از خدمه نظافت...

10:04.640 --> 10:06.330
‫کلی کار اینجا هست که باید انجام بشه.

10:08.600 --> 10:09.830
‫بانو.

10:11.290 --> 10:15.150
‫کاگن-ساما تمایلی به
‫ادامه همکاری با ایتسوکی‌-سان ندارن.

10:18.180 --> 10:19.030
‫نه...

10:21.520 --> 10:23.400
‫می‌خوام ایتسوکی رو ببینم.

10:23.400 --> 10:27.810
‫توصیه می‌کنم کاری نکنید که
‫کاگن-ساما رو بیشتر عصبانی کنه.

10:28.780 --> 10:31.290
‫طرف کی هستی، شیزونه؟

10:31.720 --> 10:34.930
‫کاگن-ساما کارفرمای من هستن.

10:36.640 --> 10:39.280
‫باشه. خودم پیداش می‌کنم.

10:39.280 --> 10:40.320
‫امکان نداره.

10:40.800 --> 10:44.010
‫اگه اجازه بدید،
‫باید برگردم سر کارم.

10:44.010 --> 10:47.830
‫برای احتیاط، کسی رو
‫پشت در اتاقتون می‌ذارم.

10:48.430 --> 10:50.710
‫کار احمقانه‌ای نکنید.

10:56.190 --> 10:58.190
‫لازمه که یه کاری رو در
‫عمارت اصلی انجام بدید.

10:59.200 --> 11:01.200
‫چیزی هست که شیزونه نمی‌دونه.

11:03.830 --> 11:06.990
‫من زنی‌ام که کارش رو هرجور هست پیش می‌بره.

11:09.870 --> 11:10.890
‫ایتسوکی؟

11:12.560 --> 11:14.310
‫خودتی ایتسوکی!

11:15.520 --> 11:18.560
‫ناریکا، اینجا چیکار می‌کنی؟

11:18.560 --> 11:21.690
‫اوه، همین‌طوری اومدم قدم بزنم.

11:22.120 --> 11:24.350
‫الان دیگه آزادم.

11:24.350 --> 11:26.180
‫پدرم رو شکست دادم.

11:26.180 --> 11:28.050
‫کِندو، جودو، آیکیدو...

11:28.050 --> 11:30.450
‫توی همه هنرهای رزمی مربوطه شکستش دادم.

11:30.450 --> 11:34.120
‫این شرطی بود که بتونم هر وقت
‫خواستم بیام و برم.

11:34.120 --> 11:35.280
‫که اینطور.

11:35.900 --> 11:37.790
‫تو فوق‌العاده‌ای، ناریکا.

11:38.580 --> 11:40.260
‫چی شده، ایتسوکی؟

11:40.260 --> 11:41.540
‫اتفاقی افتاده؟

11:42.580 --> 11:43.790
‫که اینطور.

11:44.130 --> 11:46.630
‫پس تکلیف کونوها‌نا‌-سان چی می‌شه؟

11:48.010 --> 11:51.640
‫حتی نذاشتن
‫قبل رفتن ببینمش.

11:52.040 --> 11:53.760
‫اما با وضعیتی که دیدم،

11:53.760 --> 11:57.140
‫احتمالاً بیشتر از
‫قبل محدود می‌شه.

11:57.140 --> 12:01.520
‫شک دارم بتونه توی مهمونی‌های چای
‫و گروه‌های مطالعه هم شرکت کنه.

12:01.850 --> 12:03.390
‫که اینطور.

12:03.390 --> 12:05.970
‫خانواده کونوها‌نا خیلی
‫سخت‌گیر به نظر می‌رسن.

12:05.970 --> 12:07.740
‫همه اینا فقط به خاطر یه اشتباه...

12:07.740 --> 12:09.740
‫همه‌ش تقصیر من بود.

12:10.820 --> 12:14.660
‫اگه اون مزخرفات رو بهش یاد نداده بودم،
‫این اتفاق هیچ‌وقت نمی‌افتاد.

12:15.160 --> 12:18.940
‫یه آدم معمولی مثل من که هیچی
‫از آداب معاشرت نمی‌دونه...

12:18.940 --> 12:20.820
‫من هیچ‌وقت جایگاهم کنار هیناکو نبود...

12:20.820 --> 12:22.280
‫این درست نیست.

12:23.430 --> 12:25.780
‫ایتسوکی، اصلاً این‌طور نیست.

12:25.780 --> 12:27.130
‫ناریکا؟

12:27.610 --> 12:29.860
‫یادت میاد قبلاً چطور بودم؟

12:29.860 --> 12:34.180
‫من الان این آدمم چون تو اومدی
‫توی دنیام و تغییرش دادی!

12:35.780 --> 12:39.180
‫هنوز اون روز رو یادمه،
‫انگار همین دیروز بود.

12:39.500 --> 12:42.300
‫اون خوراکی‌ها چقدر خوشمزه بودن،
‫اون خرید رفتن‌هامون...

12:42.300 --> 12:44.940
‫شلوغی شهر،
‫آرامش پارک...

12:45.540 --> 12:49.070
‫اگه تو نبودی، هیچ‌کدومشون رو
‫تجربه نمی‌کردم.

12:49.380 --> 12:53.570
‫حتی فکرِ به دست آوردن آزادیم از
‫پدرم هم به سرم نمی‌زد.

12:53.890 --> 12:56.590
‫یادت هست؟ گفتم که ازت ممنونم.

12:56.590 --> 13:01.210
‫بیشتر از اون چیزی که بشه به زبون آورد
‫از تو ممنونم.

13:02.580 --> 13:04.990
‫مطمئنم کونوها‌نا‌-سان هم همین حس رو داره.

13:04.990 --> 13:09.510
‫تو به اون هم لذت دنیای بیرون رو
‫یاد دادی، مگه نه؟

13:10.340 --> 13:12.310
‫بیشتر به خودت ایمان داشته باش!

13:12.310 --> 13:15.620
‫اینم یکی از چیزاییه که من...

13:15.620 --> 13:16.970
‫لـ... لـ... لـ...

13:17.650 --> 13:20.720
‫جزو نقاط قوتت می‌دونم.

13:21.080 --> 13:22.290
‫فهمیدم.

13:23.640 --> 13:27.640
‫چیزایی که برای من احمقانه و
‫پیش‌پا‌افتاده به نظر می‌رسن،

13:27.640 --> 13:31.450
‫شاید برای هیناکو و
‫ناریکا ارزشمند باشن.

13:32.400 --> 13:34.180
‫ناریکا، ممنونم.

13:35.220 --> 13:36.670
‫من می‌رم.

13:36.670 --> 13:37.660
‫کجا می‌ری؟

13:38.180 --> 13:41.160
‫که مستقیم با خانواده کونوها‌نا
‫مذاکره کنم!

13:44.940 --> 13:48.050
‫چه کاری بود که کردم؟

13:49.410 --> 13:50.770
‫هیناکو، هان؟

13:52.040 --> 13:55.880
‫واقعاً رابطه‌شون چیه...

13:56.340 --> 13:58.580
‫من تازه اون قول رو دادم، ندادم؟

13:59.510 --> 14:02.520
‫که کنارش بمونم و همیشه حمایتش کنم!

14:02.900 --> 14:06.770
‫اگه خانواده‌ش، هم‌کلاسی‌هاش،
‫هیچ‌کس دیگه نمی‌تونه این کار رو بکنه...

14:07.190 --> 14:09.360
‫اون‌وقت من به عنوان مراقبش انجامش می‌دم!

14:10.430 --> 14:12.160
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

14:12.160 --> 14:13.780
‫لطفاً بذارید بیام داخل.

14:13.780 --> 14:15.490
‫خودت می‌دونی که نمی‌تونیم.

14:15.490 --> 14:17.020
‫باید اجازه داشته باشی.

14:26.220 --> 14:27.890
‫بدون فکر انجامش دادم!

14:27.890 --> 14:28.750
‫هی، تو!

14:28.750 --> 14:30.110
‫تسلیم شو!

14:38.510 --> 14:40.720
‫ببخشید! فقط خیلی عجله دارم!

14:41.000 --> 14:43.220
‫مزاحم! یکی بگیرتش!

14:43.520 --> 14:45.060
‫لعنتی! کجا رفت؟

14:45.060 --> 14:46.830
‫هنوز نباید وارد شده باشه.

14:46.830 --> 14:49.040
‫حالا چطور برم داخل؟

14:53.730 --> 14:55.650
‫هیناکو، ممنونم!

14:55.960 --> 14:57.580
‫بیرون خبری ازش نیست.

14:57.580 --> 14:59.510
‫توی سالن ورودی هم نیست.

14:59.510 --> 15:01.450
‫سمت شمالی چطور؟

15:01.450 --> 15:03.600
‫شاید از ورودی پشتی استفاده کرده باشه...

15:04.160 --> 15:05.400
‫پیدات کردم!

15:08.360 --> 15:09.780
‫تسلیم شو!

15:09.790 --> 15:12.340
‫نمی‌تونید جلوم رو بگیرید!

15:14.820 --> 15:16.410
‫اونجاست!

15:29.300 --> 15:30.980
‫به فرماندهی گزارش بدید!

15:30.020 --> 15:33.170
‫بدنم همه‌ی تمرین‌هایی که
‫کردیم رو یادشه.

15:30.980 --> 15:33.170
‫سریعاً نیروی کمکی
‫بفرستید به پله‌های شمالی!

15:34.230 --> 15:36.990
‫ممنونم، شیزونه‌-سان!

15:38.240 --> 15:40.870
‫مطمئنم دفتر
‫کار طبقه آخره.

15:46.600 --> 15:47.620
‫هیناکو؟!

15:47.980 --> 15:49.110
‫هیناکو!

15:54.000 --> 15:55.920
‫هیناکو! داری چیکار می‌کنی؟!

15:58.140 --> 15:59.290
‫دیگه...

16:00.180 --> 16:02.160
‫نمی‌تونم خودم و نگه دارم...

16:03.470 --> 16:04.850
‫هی!

16:08.810 --> 16:10.300
‫خوب گرفتیم.

16:11.920 --> 16:14.060
‫داشتی چیکار می‌کردی؟!

16:14.060 --> 16:16.220
‫فقط می‌خواستم ببینمت.

16:18.460 --> 16:19.770
‫یه پیشنهاد دارم.

16:20.540 --> 16:22.280
‫بانو دوباره دزدیده شدن!

16:22.810 --> 16:24.030
‫وای!

16:24.030 --> 16:26.290
‫من دوباره دزدیده شدم.

16:26.290 --> 16:29.290
‫فکر نمی‌کردم من
‫آدم‌ربا باشم...

16:30.220 --> 16:31.790
‫فکر کنم گم‌شون کردیم.

16:32.220 --> 16:34.450
‫خب، پیشنهادت چیه؟

16:34.450 --> 16:36.340
‫من گروگان تو می‌شم.

16:36.340 --> 16:38.990
‫پس لطفاً بابا رو راضی کن.

16:38.990 --> 16:41.630
‫این بیشتر شبیه اخاذیه.

16:41.980 --> 16:43.470
‫خب ازش اخاذی کن.

16:44.740 --> 16:48.980
‫نه، این مشکل اصلی رو حل نمی‌کنه.

16:48.980 --> 16:51.060
‫بذار سعی کنم راضیش کنم.

16:51.360 --> 16:53.550
‫واقعاً می‌تونی؟

16:53.550 --> 16:55.810
‫آره، می‌دونم که می‌تونم.

17:00.310 --> 17:03.320
‫فکر کردی داری
‫بانو رو کجا می‌بری؟

17:03.650 --> 17:04.970
‫شیزونه‌-سان؟

17:07.250 --> 17:08.740
‫یادم رفت بگم،

17:08.740 --> 17:12.190
‫ولی به نظر می‌رسه استعداد
‫ذاتی توی هنرهای رزمی داری.

17:12.190 --> 17:15.080
‫توی این مدت کوتاه خیلی پیشرفت کردی.

17:15.080 --> 17:18.580
‫اگه این‌قدر برام ارزش قائلی،
‫می‌شه ازت بخوام بذاری بریم؟

17:18.580 --> 17:19.880
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

17:24.650 --> 17:25.760
‫شیزونه.

17:26.320 --> 17:29.270
‫لطفاً، بذار پیش ایتسوکی بمونم.

17:29.270 --> 17:32.020
‫من همیشه به اون نقشم پایبند می‌مونم.

17:32.450 --> 17:34.750
‫هیچ‌وقت اون نقاب رو برنمی‌دارم.

17:34.750 --> 17:38.210
‫همیشه و همه‌جا یه چهره
‫بی‌نقص از خودم نشون می‌دم.

17:38.930 --> 17:40.150
‫بانوی من...

17:40.150 --> 17:42.280
‫هیناکو، تو نمی‌تونی این کار رو بکنی.

17:43.820 --> 17:46.610
‫نمی‌خوام بیش از حد به خودت فشار بیاری.

17:46.610 --> 17:48.280
‫برای همینه که می‌خوام کنارت باشم.

17:48.730 --> 17:52.790
‫می‌خوام کسی باشم که پیشش
‫بتونی خودت باشی.

17:53.660 --> 17:55.170
‫ایتسوکی...

17:55.460 --> 17:56.980
‫پس لطفاً.

17:56.980 --> 18:00.920
‫داوطلبانه چیزی که می‌خوام ازش
‫محافظت کنم رو فدا نکن.

18:03.230 --> 18:04.320
‫فهمیدم.

18:05.000 --> 18:05.880
‫من...

18:08.580 --> 18:10.240
‫من بهت اعتماد دارم، ایتسوکی.

18:11.990 --> 18:15.320
‫خیلی عذر می‌خوام که
‫لحظه‌تون رو خراب می‌کنم،

18:15.320 --> 18:20.410
‫اما ایتسوکی‌-سان، باید بگم که این ماجرا
‫اون‌طوری که فکر می‌کنی تموم نمی‌شه.

18:21.110 --> 18:23.120
‫فقط کمی بیشتر صبر کنید.

18:23.120 --> 18:24.990
‫صـ... صبر کنم؟

18:25.530 --> 18:27.550
‫چه زمان‌بندی عالی‌ای.

18:27.550 --> 18:28.290
‫بله.

18:29.520 --> 18:31.540
‫الان می‌رسم.

18:31.540 --> 18:33.250
‫کاگن-ساما دارن صدام می‌زنن،

18:33.250 --> 18:35.690
‫پس باید برم.

18:35.690 --> 18:37.710
‫از هر دوتون می‌خوام همین‌جا منتظر بمونید.

18:38.160 --> 18:41.840
‫شیزونه‌-سان، تو طرف کی هستی؟

18:42.220 --> 18:45.540
‫کاگن-ساما کارفرمای من هستن.

18:45.540 --> 18:49.340
‫اما من طرفدار بانو هستم.

18:49.340 --> 18:51.370
‫شیزونه، اینا دیگه چیه؟

18:51.680 --> 18:55.980
‫پاسخ به دعوت‌نامه‌های
‫مهمانی خانواده کونوها‌ناست.

18:56.360 --> 19:00.150
‫چون قراره مدتی توی این
‫عمارت بمونید،

19:00.150 --> 19:03.450
‫نامه‌های عمارت اصلی رو
‫همون لحظه به اینجا فرستادم.

19:03.450 --> 19:05.380
‫این رو می‌فهمم.

19:05.380 --> 19:09.610
‫اما می‌خوام درباره این چهار نفر
‫توضیح بدی.

19:10.100 --> 19:11.500
‫اطاعت می‌شه.

19:12.280 --> 19:16.070
‫آساهی کارن‌-ساما، وارث
‫هلدینگ جی هستن.

19:16.070 --> 19:17.840
‫یه شرکت لوازم خانگی—

19:18.690 --> 19:21.990
‫نیازی نیست درباره کسب‌وکاره‌شون
‫به من چیزی بگی.

19:21.990 --> 19:25.360
‫خانواده‌های آساهی و تایشو
‫دعوت نشده بودن،

19:25.360 --> 19:27.050
‫اما ارتباطات ارزشمندی هستن.

19:27.350 --> 19:30.590
‫رئیس خانواده میاکوجیما رو فقط
‫در حد آشنایی ساده می‌شناسم.

19:30.590 --> 19:35.930
‫اما همین چند وقت پیش تماس گرفت و گفت
‫اگه دخترش بیاد، اون هم میاد.

19:36.300 --> 19:40.510
‫و حضور دختر خانواده تِنوجی...

19:41.000 --> 19:44.820
‫رقابت با اونا همیشه
‫برام سخت بوده...

19:45.230 --> 19:50.360
‫اما این می‌تونه فرصت خوبی باشه تا
‫اعتماد گروه تِنوجی رو بیشتر جلب کنم.

19:50.690 --> 19:55.030
‫چیزی که می‌خوام بدونم اینه که چرا
‫این چهار نفر قبول کردن بیان.

19:55.030 --> 19:57.750
‫اونا دوستای مدرسه بانو هستن.

19:57.750 --> 19:58.830
‫این‌طور به نظر می‌رسه.

19:59.140 --> 20:01.840
‫یعنی می‌گی هیناکو دعوت‌شون کرده؟

20:01.840 --> 20:02.580
‫بله.

20:02.580 --> 20:05.140
‫اون قبلاً هیچ‌وقت کسی رو دعوت نمی‌کرد.

20:05.140 --> 20:07.460
‫و حالا یهو داره همچین
‫ارتباطاتی برقرار می‌کنه؟

20:07.820 --> 20:10.080
‫اگه اجازه بدید یه پیشنهاد فروتنانه بدم،

20:10.370 --> 20:14.110
‫اگه این تغییر رفتار بانو
‫به نظرتون خوشاینده،

20:14.110 --> 20:18.160
‫پس اخراج کسی که باعث این تغییر شده،
‫اصلاً عاقلانه به نظر نمی‌رسه.

20:18.850 --> 20:20.440
‫کسی که باعثش شده، هان؟

20:20.820 --> 20:24.660
‫یه کشتی‌ساز که با وجود شریک بودن،
‫ارتباط کمی باهاش داشتم،

20:24.660 --> 20:28.320
‫و چهار شرکت بزرگ که می‌تونن در آینده
‫ارتباطات ارزشمندی باشن...

20:28.690 --> 20:31.530
‫مشخصه که اولویت با کیه.

20:31.940 --> 20:34.020
‫ایتسوکی‌-کون رو برگردون.

20:40.040 --> 20:42.720
‫آره، حسابی اینجا تو چشمم...

20:42.720 --> 20:44.540
‫سلام، توموناری‌-کون!

20:44.540 --> 20:47.070
‫چه کت‌وشلوار شیکی!

20:47.070 --> 20:49.920
‫ایتسوکی! کمکم کن!

20:49.920 --> 20:52.590
‫این فضای اشرافی داره
‫دیوونم می‌کنه!

20:52.590 --> 20:55.530
‫واقعاً نباید معذب باشی.

20:55.530 --> 20:58.960
‫باید با من بیای تا با بقیه گرم بگیری!

20:58.960 --> 21:00.140
‫چـ... چی؟!

21:00.930 --> 21:03.210
‫فکر کنم اول برم یه چیزی بنوشم.

21:03.210 --> 21:04.020
‫منم همین‌طور.

21:04.340 --> 21:07.760
‫همه‌تون با این لباس‌ها و کت‌وشلوارها
‫خیلی عالی به نظر می‌رسید.

21:13.360 --> 21:17.200
‫از بابت تدارکاتی که برای ما دیدید،
‫بسیار سپاسگزارم.

21:21.220 --> 21:22.960
‫هیناکو یه نابغه‌ست.

21:22.960 --> 21:26.110
‫بله، اون بهترین نمره‌ها رو
‫توی مدرسه داره.

21:26.110 --> 21:28.340
‫منظورم چیزی فراتر از این حرفاست.

21:28.760 --> 21:31.110
‫شخصیتش مشکلاتی داره،

21:31.110 --> 21:33.980
‫اما اون ذاتاً
‫شمّ اقتصادی داره.

21:33.980 --> 21:39.320
‫با وجود همه اینا، اون وارث لایقی
‫برای خانواده کونوها‌ناست.

21:39.930 --> 21:42.560
‫می‌خوام یه داماد داشته باشم که برای ظاهر
‫کار، کسب‌وکار رو به ارث ببره،

21:42.560 --> 21:46.450
‫اما کسی که واقعاً می‌خوام کارها رو
‫بچرخونه، هیناکوست.

21:46.450 --> 21:50.360
‫حتی اگه الان براش سخت باشه،
‫استعدادش یه روزی شکوفا می‌شه.

21:51.660 --> 21:55.610
‫واقعاً نمی‌تونم طرز
‫فکر کاگن-سان رو درک کنم.

21:56.160 --> 22:00.580
‫منم نمی‌تونم کاری برای آینده
‫خانواده کونوها‌نا بکنم.

22:00.580 --> 22:04.450
‫اما با این حال، من مراقب هیناکو هستم.

22:04.450 --> 22:05.750
‫ایتسوکی.

22:06.390 --> 22:07.500
‫هیناکو؟

22:08.160 --> 22:11.250
‫بابا بهم گفت اینجا هستی.

22:11.250 --> 22:12.640
‫که اینطور.

22:12.640 --> 22:15.510
‫ممنونم که به عنوان مراقبم موندی.

22:15.510 --> 22:19.840
‫اون حرفی که اونجا زدی
‫خیلی خوشحالم کرد.

22:20.470 --> 22:23.140
‫از اینجا به بعد هم بهت اعتماد می‌کنم.

22:24.050 --> 22:25.270
‫بـ... باشه.

22:25.700 --> 22:28.880
‫هرچند گاهی ممکنه یادم
‫بره وظیفه اصلیم چیه...

22:31.580 --> 22:32.910
‫حالت خوبه؟

22:32.910 --> 22:35.680
‫از این‌همه معاشرت خسته شدم.

22:35.680 --> 22:37.110
‫سرم رو نوازش کن.

22:37.480 --> 22:38.870
‫چشم چشم.

22:50.810 --> 22:52.800
‫چـ... چی؟

22:52.800 --> 22:55.840
‫چی شده؟ صورتت کاملاً قرمز شده.

22:55.840 --> 22:57.220
‫چیزی نیست.

22:57.220 --> 22:59.910
‫اگه حالت خوب نیست،
‫باید کمی استراحت—

22:59.910 --> 23:02.280
‫دارم میگم چیزی نیست!

23:03.070 --> 23:04.360
‫ها؟

23:04.360 --> 23:05.480
‫عجیبه.

23:06.050 --> 23:09.370
‫حس خیلی... عجیبی دارم.

23:09.390 --> 23:19.390
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
