WEBVTT

00:16.870 --> 00:19.140
‫میاکوجیما‌-سان برنده شد!

00:19.140 --> 00:21.660
‫میاکوجیما‌-سان همیشه خیلی عالیه!

00:23.770 --> 00:26.800
‫اون میاکوجیما ناریکا از کلاس بی هست.

00:26.800 --> 00:29.820
‫به کونوهانا-سان نمیرسه ولی اونم
‫خیلی معروفه.

00:30.240 --> 00:32.720
‫همون‌طور که می‌بینی،
‫ورزشکار فوق‌العاده‌ایه.

00:32.720 --> 00:35.490
‫بهش می‌گن زیبای یخی و جذاب مدرسه.

00:35.490 --> 00:36.700
‫زیبای یخی...؟

00:37.070 --> 00:40.320
‫اما احتمالاً بیشتر به خاطر چیز دیگه‌ای
‫شناخته شده...

00:45.050 --> 00:48.360
‫راستش خیلی مغروره.

00:48.360 --> 00:50.340
‫شایعات زیادی در موردش
‫سر زبون‌هاست.

00:50.660 --> 00:52.950
‫مثلاً اینکه از خانواده یاکوزاست.

00:52.950 --> 00:54.590
‫که اینطور...

00:55.190 --> 00:58.570
‫در واقع، کاگن‌-سان هم به این اشاره کرد...

00:58.570 --> 01:00.560
‫یه چیز دیگه، ایتسوکی‌-کون.

01:01.400 --> 01:04.770
‫در مورد پیشینه خانوادگی‌ت تحقیق کردم.

01:05.140 --> 01:09.350
‫وارث خانواده میاکوجیما
‫در کیو گاکوین ثبت‌نام کرده.

01:09.350 --> 01:12.540
‫فکر نمی‌کنم درگیری شخصی
‫با خانواده‌شون داشته باشی،

01:12.540 --> 01:15.640
‫اما برای احتیاط،
‫از تعاملات غیرضروری دوری کن.

01:20.380 --> 01:21.530
‫ایتسوکی!

01:22.180 --> 01:24.290
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود!

01:24.620 --> 01:26.150
‫ناریکا...

01:26.150 --> 01:28.540
‫فکر کنم بهتره یکمی از گذشته‌م بگم.

01:29.220 --> 01:33.160
‫خیلی وقت پیش، مدتی رو
‫در عمارت خانواده میاکوجیما گذروندم.

01:33.180 --> 01:43.180
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:52.960 --> 03:00.470
‫مراقب مخفی بانوی بی‌نقص

03:04.570 --> 03:09.540
‫قسمت ۳: تجدید دیدار

03:04.730 --> 03:08.140
‫به عنوان دو آدم بی‌خاصیت،
‫والدینم همیشه با هم خوب کنار می‌اومدن.

03:08.140 --> 03:11.140
‫اما یه بار تا
‫مرز طلاق پیش رفتن.

03:11.760 --> 03:14.520
‫اون موقع ده سالم بود و مادرم منو
‫از خونه‌مون بیرون برد

03:14.520 --> 03:17.150
‫تا پیش خانواده
‫مادربزرگ مرحومم بمونیم.

03:18.570 --> 03:21.360
‫اونجا خانواده میاکوجیما بود.

03:19.530 --> 03:21.990
‫میاکوجیما

03:22.900 --> 03:24.700
‫واقعاً بی‌شرمیه!

03:24.700 --> 03:28.000
‫اگه روی ناریکا‌-ساما
‫تأثیر بدی بذارن چی؟

03:28.000 --> 03:32.460
‫بعدها فهمیدم که مادربزرگم
‫توسط والدینش طرد شده بود.

03:33.010 --> 03:35.800
‫اما مادرم به زور راهش رو به اونجا باز کرد.

03:51.140 --> 03:51.930
‫کی اونجاست؟

03:54.000 --> 03:55.640
‫من توموناری ایتسوکی هستم.

03:55.640 --> 03:58.010
‫دیروز رسیدیم اینجا...

03:58.010 --> 03:59.690
‫خوب گوش کن، ایتسوکی!

04:00.020 --> 04:01.940
‫از آدمای ضعیف متنفرم!

04:02.940 --> 04:05.430
‫خدمتکارا درباره‌ت بهم گفتن.

04:05.430 --> 04:08.530
‫اومدی اینجا که
‫مفت‌خوری کنی، درسته؟

04:08.880 --> 04:10.200
‫بله...

04:10.200 --> 04:12.040
‫پس بهت یه وظیفه میدم.

04:12.370 --> 04:15.040
‫قراره مراقب من باشی!

04:16.660 --> 04:17.710
‫ببخشید؟

04:18.230 --> 04:21.960
‫اون ناریکا بود، تنها دختر
‫خانواده میاکوجیما.

04:22.400 --> 04:25.970
‫از اون روز به بعد، بیشتر وقتم رو
‫کنار اون گذروندم.

04:27.080 --> 04:29.970
‫ایتسوکی! اونجا یه حشره‌ست!

04:29.970 --> 04:32.560
‫چشم، چشم. الان ترتیبش و میدم.

04:35.010 --> 04:38.810
‫ایتسوکی! بابام دعوام کرد!

04:39.190 --> 04:42.560
‫نازی، نازی. حتما خیلی بهت سخت گذشته.

04:46.630 --> 04:49.370
‫تو از من قوی‌تری، ایتسوکی.

04:49.690 --> 04:51.100
‫اینطوری فکر می‌کنی؟

04:51.100 --> 04:53.820
‫خب، وقتی حشره می‌بینی گریه نمی‌کنی،

04:53.820 --> 04:56.030
‫و وقتی بزرگترا سرت داد می‌زنن هم خوبی.

04:56.030 --> 04:57.460
‫خب... شاید این‌طور باشه.

04:57.890 --> 05:02.400
‫می‌خوام یه عضو قوی از
‫خانواده میاکوجیما باشم،

05:02.400 --> 05:03.920
‫ولی شجاعت ندارم.

05:04.290 --> 05:09.090
‫ده سالمه و حتی نمی‌تونم
‫تنهایی برم بیرون.

05:09.090 --> 05:13.920
‫ناریکا از بچگی یاد گرفته بود که
‫دنیای بیرون خطرناکه،

05:13.920 --> 05:15.680
‫واسه همین از بیرون رفتن می‌ترسید.

05:16.210 --> 05:19.560
‫اما یه بار دیدم...

05:19.560 --> 05:22.070
‫یه دختر تنها داشت راه می‌رفت.

05:22.430 --> 05:24.970
‫کاش شهامت بیشتری داشتم...

05:24.970 --> 05:27.570
‫می‌خوای با من بیای بیرون
‫تا ببینی چه شکلیه؟

05:36.990 --> 05:37.830
‫وای!

05:38.080 --> 05:38.830
‫وای!

05:39.090 --> 05:40.080
‫وای!

05:40.500 --> 05:42.960
‫آزادم!

05:43.480 --> 05:44.590
‫ایتسوکی!

05:44.590 --> 05:46.160
‫اون چیه؟!

05:46.160 --> 05:48.470
‫یه شیرینی‌فروشیه. می‌خوای بریم تو؟

05:49.500 --> 05:51.780
‫ایتسوکی، این چیه؟

05:51.780 --> 05:53.140
‫بهش می‌گن اومایبو.

05:55.700 --> 05:57.270
‫خیلی خوشمزه‌ست!

05:57.270 --> 05:59.570
‫معنی اسمش هم همینه.

05:59.570 --> 06:01.400
‫از اون روز به بعد،

06:01.400 --> 06:05.900
‫یواشکی از عمارت می‌زدیم بیرون.

06:06.890 --> 06:10.660
‫اما خیلی زود مچمون رو گرفتن.

06:14.270 --> 06:16.830
‫تو بودی که دخترم رو
‫با خودت می‌بردی بیرون؟!

06:17.820 --> 06:20.330
‫گفت که ناریکا رو به خطر انداختم

06:20.330 --> 06:23.890
‫و من و مادرم رو دوباره
‫انداخت بیرون.

06:26.500 --> 06:28.420
‫ایتسوکی!

06:29.340 --> 06:34.590
‫قول می‌دم که قوی بشم!

06:37.090 --> 06:39.480
‫ایتسوکی! ایتسوکی! ایتسوکی!

06:39.880 --> 06:42.070
‫هـ... هی، می‌شه آروم باشی؟

06:43.660 --> 06:45.130
‫نمی‌تونم بلند شم.

06:45.130 --> 06:45.980
‫چی شده؟

06:46.390 --> 06:50.610
‫خـ... خیلی هیجان‌زده شدم،
‫پاهام حس ندارن!

06:51.450 --> 06:52.610
‫به خیر گذشت.

06:52.950 --> 06:55.390
‫گفتن با استراحت بهتر می‌شی.

06:55.390 --> 06:57.030
‫من دیگه باید برم.

06:57.030 --> 06:58.830
‫صـ... صبر کن!

06:59.770 --> 07:01.480
‫خواهش می‌کنم، تنهام نذار.

07:03.060 --> 07:04.330
‫چشم، چشم.

07:04.750 --> 07:07.120
‫بابت اون موقع که بچه بودیم متاسفم.

07:07.120 --> 07:09.210
‫نباید بدون اجازه
‫بیرون می‌بردمت.

07:09.210 --> 07:11.440
‫برای چی عذرخواهی میکنی؟

07:11.440 --> 07:13.680
‫بجاش من باید ازت قدردانی کنم.

07:13.680 --> 07:16.720
‫اگه اون موقع من رو بیرون نبرده بودی،

07:16.720 --> 07:20.100
‫احتمالاً هنوزم یه ترسو بودم.

07:20.780 --> 07:23.280
‫پس الان دیگه ترسو نیستی؟

07:24.500 --> 07:27.610
‫خب هنوز دارم روش کار میکنم.

07:27.980 --> 07:29.820
‫هنوزم نمی‌تونم...

07:30.560 --> 07:33.200
‫هنوزم نمی‌تونم دوست پیدا کنم، فهمیدی؟!

07:33.600 --> 07:36.420
‫به نظر میاد مردم برداشت
‫اشتباهی ازت دارن.

07:36.420 --> 07:39.510
‫آره. اونا کلاً منو اشتباه شناختن!

07:39.510 --> 07:41.000
‫چطور همچین چیزی شد؟

07:41.530 --> 07:45.000
‫خانواده میاکوجیما
‫روی روحیه جنگجویی تاکید دارن.

07:45.540 --> 07:49.940
‫تمام عمرم رو صرف یادگیری
‫انواع هنرهای رزمی کردم.

07:49.940 --> 07:54.260
‫اما به خاطر سنت خانواده،
‫مردم فکر می‌کنن ما جنگ‌طلبیم.

07:54.630 --> 07:56.340
‫جنگ‌طلب؟

07:56.340 --> 07:59.060
‫و... این خجالت‌آوره،
‫اما راحتم که به تو بگم...

07:59.500 --> 08:03.810
‫وقتی بین آدمام خیلی مضطرب می‌شم،
‫صورتم خشک می‌شه و می‌ترسونمشون.

08:04.360 --> 08:08.060
‫بعدش هم دیدم که بهم
‫می‌گن خلافکار و یاکوزا.

08:09.040 --> 08:11.760
‫خواهش می‌کنم ایتسوکی! به کمکت نیاز دارم!

08:11.760 --> 08:15.000
‫خـ... خیلی دوست دارم کمکت کنم، ولی...

08:16.820 --> 08:18.530
‫ببخشید، باید برم.

08:18.820 --> 08:20.980
‫ایتسوکی-سان، الان کجایی؟

08:20.980 --> 08:25.460
‫متاسفم، یکی از دانش‌آموزا حالش بد شد،
‫بردمش بهداری مدرسه.

08:25.740 --> 08:30.600
‫برام سوال بود که چرا موقعیتت
‫با موقعیت بانو یکی نیست.

08:30.600 --> 08:32.590
‫سریع برگرد سر کلاس.

08:32.960 --> 08:37.920
‫کمک کردن به بقیه خوبه، ولی
‫وظایف مراقبتی‌ت رو فراموش نکن.

08:37.920 --> 08:38.850
‫چشم.

08:39.400 --> 08:40.420
‫ایتسوکی.

08:41.300 --> 08:43.640
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

08:43.640 --> 08:47.140
‫اوه، خب، داستانش خیلی طولانیه...

08:48.100 --> 08:50.400
‫ناریکا، باید برم.

08:51.300 --> 08:52.900
‫صـ... صبر کن!

08:53.760 --> 08:56.660
‫دیگه قرار نیست
‫ناپدید بشی، درسته؟

09:02.270 --> 09:04.370
‫نگران نباش. دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

09:05.850 --> 09:07.230
‫واقعاً؟

09:07.230 --> 09:08.250
‫آره.

09:08.250 --> 09:09.290
‫پس...

09:10.020 --> 09:12.500
‫دست رو سرم بکش...

09:13.490 --> 09:16.010
‫اون وقتا همیشه این کارو می‌کردی!

09:18.230 --> 09:19.390
‫چشم،‌ چشم.

09:23.060 --> 09:25.100
‫واقعا آرومم میکنه.

09:25.570 --> 09:28.900
‫بابت اون موقع که غیبم زد متاسفم.

09:28.900 --> 09:29.860
‫اشکالی نداره.

09:30.390 --> 09:32.230
‫بالاخره دوباره همدیگه رو پیدا کردیم.

09:36.660 --> 09:38.490
‫ممکنه بپرسم دارید چیکار می‌کنید؟

09:39.440 --> 09:40.120
‫هینا...؟!

09:40.120 --> 09:41.620
‫کـ... کونوهانا-سان؟!

09:41.620 --> 09:43.190
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

09:43.190 --> 09:45.870
‫کمی احساس کسالت داشتم،

09:45.870 --> 09:47.460
‫برای همین کلاس رو ترک کردم.

09:47.870 --> 09:51.030
‫ممکنه بپرسم شما دو تا
‫اینجا چیکار می‌کنید؟

09:51.030 --> 09:52.630
‫خـ... خب...

09:53.860 --> 09:58.580
‫ام، دیدم توی راهرو افتاده بود،
‫برای همین آوردمش اینجا.

09:58.580 --> 10:01.430
‫نکنه سرشون ضربه دیده؟

10:02.580 --> 10:04.850
‫انگار داشتی سرش رو نوازش می‌کردی.

10:05.420 --> 10:07.230
‫پس دیدش.

10:07.230 --> 10:09.760
‫کـ... کونوهانا-سان، گوش کن!

10:09.760 --> 10:12.610
‫من و ایتسوکی خیلی وقته همدیگه رو
‫می‌شناسیم!

10:13.060 --> 10:14.230
‫«خیلی وقته»؟

10:14.230 --> 10:18.990
‫آره. وقتی ده سالمون بود،
‫اون توی خونه ما زندگی می‌کرد!

10:19.460 --> 10:21.030
‫اون توی خونه شما...؟

10:21.370 --> 10:23.910
‫ایتسوکی مراقب شخصی من بود!

10:24.590 --> 10:25.870
‫مراقب شخصی؟

10:26.260 --> 10:30.710
‫خیلی بهش مدیونم، واسه همین
‫از دیدنش دوباره خیلی خوشحالم!

10:31.060 --> 10:33.090
‫که اینطور.

10:33.090 --> 10:34.630
‫راستی ایتسوکی...

10:34.630 --> 10:37.090
‫می‌شه یه وقتایی بیای پیشم؟

10:37.410 --> 10:39.620
‫می‌تونیم همین‌طوری وقت بگذرونیم،

10:39.620 --> 10:41.220
‫اگه بخوای،

10:41.220 --> 10:45.220
‫می‌تونیم رابطه‌ی قدیمی‌مون رو
‫هم دوباره شروع کنیم...

10:46.400 --> 10:48.100
‫ناریکا، من...

10:48.100 --> 10:49.850
‫درخواستی که داری غیرممکنه.

10:49.850 --> 10:54.110
‫توموناری-کون در حال حاضر
‫در استخدام خانواده من هست.

10:56.500 --> 10:59.800
‫هینا... کونوهانا-سان، لطفاً...

10:59.800 --> 11:01.150
‫مگه غیر از اینه؟

11:01.150 --> 11:04.700
‫قرار بود این موضوع
‫مخفی بمونه. چرا...

11:04.700 --> 11:07.370
‫چـ... چه خبره اینجا؟!

11:07.370 --> 11:08.500
‫خب، ام...

11:08.910 --> 11:10.720
‫آره، درسته.

11:10.720 --> 11:13.080
‫مسئولیت مراقبت ازشون رو دارم.

11:15.130 --> 11:16.210
‫نامردیه.

11:16.580 --> 11:17.960
‫اصلاً عادلانه نیست!

11:18.230 --> 11:20.470
‫چون من...

11:21.130 --> 11:23.930
‫من زودتر ایتسوکی رو...

11:23.930 --> 11:26.190
‫نمی‌تونم در مورد گذشته حرف بزنم،

11:26.190 --> 11:29.680
‫ولی خانواده من کارفرمای فعلی
‫توموناری-کون هستن.

11:30.990 --> 11:34.170
‫توموناری-کون، به نظر میاد حال
‫میاکوجیما-سان بهتر شده.

11:34.170 --> 11:37.190
‫بهتر نیست که به
‫کلاس‌مون برگردیم؟

11:37.190 --> 11:38.320
‫آر... آره.

11:38.700 --> 11:41.820
‫منم حالم بهتر شده،
‫پس دیگه باید برم.

11:46.250 --> 11:47.550
‫متاسفم، ناریکا.

11:47.550 --> 11:48.910
‫الان نمی‌تونم بمونم.

11:49.630 --> 11:52.780
‫راستی، می‌شه گفت که
‫واقعاً مریض نبودی،

11:52.780 --> 11:55.080
‫و در واقع اومدی که منو پیدا کنی؟

11:55.080 --> 11:57.650
‫آره. ترسیدم تنهایی گم بشم،

11:57.650 --> 12:01.440
‫واسه همین زدم به مریضی و
‫یکی تا نیمه‌راه منو آورد.

12:01.440 --> 12:02.470
‫که اینطور.

12:03.050 --> 12:04.950
‫بابت نگرانی‌ت متاسفم.

12:08.250 --> 12:10.470
‫ولی چرا اینو به اون گفتی؟

12:10.820 --> 12:13.960
‫مگه قرار نبود رابطه‌مون
‫مخفی بمونه؟

12:13.960 --> 12:15.730
‫فقط فکر کردم...

12:16.630 --> 12:19.230
‫باید اینو فرو می‌کردم تو مغزش.

12:20.380 --> 12:23.240
‫یعنی حسودی کرده؟

12:25.140 --> 12:26.770
‫امکان نداره.

12:26.770 --> 12:27.860
‫ایتسوکی.

12:28.870 --> 12:31.140
‫تو مراقبِ کی هستی؟

12:31.660 --> 12:35.290
‫در حال حاضر، هیناکو، من مراقبِ توام.

12:37.920 --> 12:38.960
‫خوبه.

12:41.480 --> 12:43.880
‫بیا با هم بریم تا شیزونه دعوامون کنه.

12:45.040 --> 12:47.010
‫اگه اخراجم کنه چی؟!

12:47.010 --> 12:48.680
‫من تو رو اخراج نمی‌کنم.

12:49.010 --> 12:52.360
‫به نظر میاد که ایشون هم
‫به‌اندازه شما مقصر بودن.

12:52.360 --> 12:56.770
‫و با اینکه می‌دونستیم شما و
‫میاکوجیما-ساما نسبت دارید،

12:56.770 --> 12:58.890
‫متوجه نشدیم که قبلاً همدیگه رو دیدید،

12:58.890 --> 13:00.900
‫که این کوتاهی در تحقیقِ ما بوده.

13:01.390 --> 13:04.810
‫یه توضیحی آماده می‌کنم که
‫به میاکوجیما-ساما بدید.

13:04.810 --> 13:08.430
‫می‌تونم روی شما حساب کنم که باهاش
‫صحبت کنید و بخواید که چیزی نگه؟

13:08.430 --> 13:09.530
‫البته.

13:09.890 --> 13:14.780
‫ایشون مدتیه که مثل یه کوالا
‫به شما چسبیدن.

13:14.780 --> 13:16.530
‫می‌تونم بپرسم دلیلش چیه؟

13:16.530 --> 13:18.750
‫کاش خودم می‌دونستم.

13:19.220 --> 13:20.340
‫نوازش کن...

13:20.960 --> 13:23.800
‫سرم رو نوازش کن.

13:25.270 --> 13:26.510
‫باشه.

13:31.560 --> 13:34.050
‫ورود
‫موفقیت‌آمیزتون رو تبریک می‌گم.

13:34.050 --> 13:37.540
‫امیدهای زیادی بهتون
‫دارم، توموناری-سان.

13:37.540 --> 13:39.690
‫مـ... ممنونم.

13:40.580 --> 13:42.940
‫این اولین مهمونی چای عمرمه.

13:43.490 --> 13:47.450
‫و اصلاً فکر نمی‌کردم با همچین
‫مهمونایی توی یکی‌شون باشم...

13:47.450 --> 13:50.700
‫همه چیز از همین امروز صبح شروع شد...

13:51.050 --> 13:53.990
‫نظرت چیه بعد از کلاس امروز
‫یه مهمونی خوش‌آمدگویی بگیریم؟

13:54.300 --> 13:56.750
‫آر... آره، فکر کنم امروز وقتم آزاده.

13:56.750 --> 13:58.260
‫ایول!

13:58.260 --> 14:01.980
‫اگه کسی رو می‌خوای دعوت کنی،
‫راحت باش.

14:01.980 --> 14:03.210
‫خیلی ممنونم.

14:03.600 --> 14:05.460
‫کجا برگزارش کنیم؟

14:05.460 --> 14:06.550
‫بذار ببینم...

14:06.550 --> 14:08.720
‫کسی که بخوام دعوت کنم...

14:06.550 --> 14:08.720
‫کافه مدرسه، چطوره؟

14:08.720 --> 14:10.180
‫منم میام.

14:11.110 --> 14:14.930
‫بهش می‌گن مهمونی چای، ولی
‫قراره فقط تو کافه مدرسه باشه.

14:14.930 --> 14:19.220
‫و من از شیزونه-سان اجازه گرفتم.
‫تو چی؟

14:19.220 --> 14:20.440
‫حالا دیگه می‌گیرمش.

14:20.440 --> 14:23.300
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم، بانو؟

14:23.300 --> 14:26.070
‫می‌خوام با ایتسوکی برم مهمونی چای.

14:26.420 --> 14:28.010
‫بسیار خب.

14:28.010 --> 14:30.820
‫اگه ایتسوکی-سان هم اونجا باشه،
‫مشکلی نیست.

14:31.140 --> 14:33.330
‫اما بانو، مطمئنید؟

14:33.700 --> 14:35.140
‫دیگه وقتش نرسیده که...

14:35.140 --> 14:37.080
‫آره، خوبم.

14:37.450 --> 14:40.350
‫ببین، فقط یه دورهمی معمولیه.

14:40.350 --> 14:42.830
‫واقعاً لازم نیست که...

14:43.140 --> 14:45.670
‫اگه ایتسوکی میره، منم میرم.

14:45.670 --> 14:47.670
‫بـ... باشه.

14:48.800 --> 14:51.050
‫خودش گفت که می‌خواد دوست پیدا کنه.

14:57.430 --> 14:59.430
‫چـ... چی می‌خوای؟

14:59.430 --> 15:01.540
‫اتفاقاً الان آزادم.

15:01.540 --> 15:04.080
‫پس اگه چیزی می‌خوای بگی،
‫گوش میدم!

15:04.080 --> 15:06.730
‫درباره اتفاق دیروز با
‫کونوهانا-سان بود...

15:06.730 --> 15:08.030
‫درسته!

15:08.030 --> 15:09.710
‫هنوز نبخشیدمت!

15:09.710 --> 15:11.030
‫مرتیکه خائن!

15:11.030 --> 15:13.930
‫می‌خواستم دوباره با هم زندگی کنیم!

15:15.280 --> 15:18.630
‫الان چیزی نگفتم! نگفتم!
‫هرچی گفتم و فراموش کن!

15:18.630 --> 15:20.290
‫آروم بگیر.

15:20.580 --> 15:23.630
‫خلاصه بگم، من توسط اون خانواده
‫به سرپرستی گرفته شدم.

15:23.990 --> 15:25.380
‫به سرپرستی؟

15:25.380 --> 15:26.170
‫آره.

15:26.170 --> 15:30.630
‫پدرم مدیر یکی از شرکت‌های
‫وابسته گروه کونوهاناست.

15:31.010 --> 15:35.130
‫خانواده کونوهانا تصمیم گرفتن منو
‫به عنوان کارآموزِ مقیم قبول کنن.

15:35.130 --> 15:36.640
‫کارآموزِ مقیم؟

15:36.640 --> 15:38.720
‫یعنی اونجا زندگی می‌کنی و
‫راه و رسم اشراف رو یاد می‌گیری؟

15:39.000 --> 15:42.980
‫امیدوارم این
‫بین خودمون بمونه.

15:42.980 --> 15:44.340
‫باشه.

15:44.340 --> 15:47.330
‫این‌جور روابط، کلاً خیلی
‫سست و ناپایدارن.

15:47.330 --> 15:48.900
‫خیلی ممنونم.

15:48.900 --> 15:52.530
‫راستی، امروز بعد از کلاس
‫وقت داری؟

15:52.530 --> 15:53.490
‫بعد از کلاس؟

15:53.490 --> 15:56.410
‫می‌خوای با من بیای
‫به یه مهمونی چای؟

15:56.410 --> 15:57.950
‫مـ... مهمونی چای؟!

15:58.650 --> 16:01.240
‫آره، خیلی دوست دارم بیام!

16:01.240 --> 16:02.330
‫داره گریه می‌کنه؟

16:02.690 --> 16:06.180
‫راستش همیشه دلم می‌خواست
‫توی یه مهمونی چای باشم.

16:06.180 --> 16:09.090
‫تا حالا هیچ‌کس دعوتم نکرده بود.

16:09.090 --> 16:11.360
‫ولی واقعاً مطمئنی؟

16:11.360 --> 16:13.950
‫اگه حضور من جو رو خراب کنه چی؟

16:13.950 --> 16:16.180
‫فکر کنم مشکلی پیش نیاد.

16:16.180 --> 16:17.430
‫فکر کنی؟!

16:17.950 --> 16:19.750
‫نه، مطمئنم.

16:22.840 --> 16:25.200
‫باید برگردم سر کلاس!

16:26.610 --> 16:29.440
‫به‌به. ببین کی اینجاست، دانش‌آموز انتقالی.

16:29.830 --> 16:33.700
‫شنیدم که با کونوهانا هیناکو
‫آشنایی داری.

16:34.030 --> 16:36.370
‫پس تو هم عضو جناح کونوهانایی؟

16:36.370 --> 16:38.370
‫جناح کونوهانا؟

16:38.370 --> 16:41.010
‫یعنی یه جور فن‌کلاب یا همچین چیزیه؟

16:41.010 --> 16:45.970
‫ام، تنوجی-سان، ازش خوشت نمیاد؟

16:46.980 --> 16:50.020
‫نـ... نه، اصلاً این‌طور نیست!

16:50.020 --> 16:53.210
‫من کاملاً به توانمندی‌های
‫کونوهانا هیناکو واقفم.

16:53.630 --> 16:58.400
‫زیبایی و موفقیت‌های تحصیلیش
‫کاملاً هم‌تراز خودمه!

16:58.400 --> 17:00.470
‫این یه راه غیرمستقیم برای
‫تعریف کردن از خودته.

17:00.470 --> 17:04.570
‫اما توجهی که بقیه بهش دارن
‫واقعاً بیش از حده!

17:04.570 --> 17:07.270
‫به خاطر ذات اجتماعی‌شه؟

17:07.270 --> 17:09.590
‫انگار هیچ‌وقت از لبخند زدن دست برنمی‌داره...

17:09.590 --> 17:15.300
‫کسی که تو همچین جایگاه بالایی به دنیا اومده،
‫باید مثل من باشه و از چیزی نترسه!

17:09.590 --> 17:13.230
‫انگار دیوانه‌وار به هیناکو فکر می‌کنه.

17:13.230 --> 17:17.230
‫ام، بعد از کلاس قراره برم
‫به یه مهمانی چای...

17:15.300 --> 17:17.230
‫زیادی لبخند می‌زنه!

17:25.850 --> 17:27.120
‫توموناری-کون...

17:27.120 --> 17:29.380
‫کـ... کجا با هم آشنا شدید؟

17:29.380 --> 17:34.380
‫چطور تو فقط سه روز تونستی
‫با این همه دختر فوق‌العاده آشنا بشی؟!

17:34.380 --> 17:37.340
‫خب، همه‌چیز همین‌طوری پیش اومد...

17:37.340 --> 17:39.840
‫اجازه بدید معرفی‌های رسمی رو شروع کنیم.

17:40.230 --> 17:44.470
‫من تنوجی میرِی هستم، دخترِ
‫گروه تنوجی.

17:44.850 --> 17:46.470
‫من تایشو کازویا هستم.

17:46.470 --> 17:48.960
‫خانواده‌ام یه شرکت کشتیرانی دارن.

17:48.960 --> 17:50.480
‫من آساهی کارن هستم.

17:50.480 --> 17:54.440
‫خانواده‌ام خرده‌فروشی دارن... البته
‫بیشتر فروشگاه لوازم الکترونیکی، فکر کنم.

17:54.740 --> 17:56.580
‫من کونوهانا هیناکو هستم.

17:56.580 --> 17:58.400
‫از آشنایی با همه‌تون خوشبختم.

17:59.080 --> 18:01.410
‫مـ... میاکوجیما ناریکا.

18:01.780 --> 18:03.120
‫از آ-آشنایی باهاتون خوشبختم...

18:03.400 --> 18:04.670
‫زبونش رو گاز گرفت.

18:04.670 --> 18:06.230
‫ایتسوکی توموناری هستم.

18:06.230 --> 18:08.660
‫خانواده‌ام یه شرکت آی‌تی دارن.

18:08.660 --> 18:10.380
‫قبلش اجازه بدید بگم که،

18:10.740 --> 18:14.210
‫هیچ نیازی نیست که از جایگاه
‫خانواده من احساس ترس کنید.

18:14.210 --> 18:16.490
‫می‌تونید با همون صراحتی با من حرف بزنید
‫که با بقیه حرف می‌زنید.

18:16.490 --> 18:18.380
‫پس همین کار رو می‌کنم.

18:18.750 --> 18:22.220
‫ناریکا، تو هم لازم نیست
‫این‌قدر عصبی باشی.

18:22.220 --> 18:23.750
‫بـ... باشه...

18:24.560 --> 18:27.000
‫گفتی ناریکا؟

18:27.000 --> 18:30.080
‫ام، خب...

18:30.080 --> 18:31.560
‫مـ... من...

18:31.560 --> 18:35.440
‫من ایتسوکی رو وقتی ده ساله بودیم دیدم.

18:35.740 --> 18:40.270
‫بـ... برای همینه که امروز دعوتم کرد
‫به مـ... مهمانی چای...

18:42.870 --> 18:44.870
‫فکر کنم در مورد اون
‫تصور اشتباهی دارید.

18:44.870 --> 18:47.910
‫نیازی نیست از ناریکا بترسید.

18:47.910 --> 18:51.860
‫اون بیشتر دوران کودکیش رو
‫توی خونه گذرونده،

18:51.860 --> 18:53.920
‫واسه همین یکم توی معاشرت
‫مشکل داره، همین.

18:54.220 --> 18:56.690
‫شایعاتی که در موردش هست کاملاً دروغه.

18:56.690 --> 18:58.170
‫اوه، واقعاً؟

18:58.460 --> 19:00.820
‫ایتسوکی...

19:00.820 --> 19:05.650
‫فکر کنم کسب‌وکار خانواده میاکوجیما
‫لوازم ورزشیه، درسته؟

19:05.650 --> 19:07.770
‫خوب خبر داری.

19:07.770 --> 19:09.270
‫خواهش می‌کنم.

19:09.620 --> 19:13.990
‫همه دانش‌آموزای مدرسه
‫اسم میاکوجیما رو شنیدن.

19:13.990 --> 19:18.880
‫و لازم نیست خیلی تحقیق کنی تا بفهمی
‫که اون شایعات حقیقت ندارن.

19:20.320 --> 19:22.280
‫هی، میاکوجیما-سان.

19:22.280 --> 19:23.990
‫معمولاً وقتت رو چطور می‌گذرونی؟

19:23.990 --> 19:25.930
‫مـ... معمولاً؟

19:25.930 --> 19:28.300
‫توی خونه زیاد تمرین می‌کنم...

19:28.300 --> 19:29.440
‫تمرین؟

19:29.440 --> 19:31.370
‫اونجا یه دوجو داریم.

19:31.370 --> 19:34.750
‫بیشتر وقتم رو صرف ورزش کردن می‌کنم.

19:35.090 --> 19:37.300
‫عه! پس خیلی فعال هستی!

19:37.300 --> 19:39.130
‫کونوهانا-سان...

19:39.130 --> 19:41.480
‫فکر کنم بیشتر وقتتون رو
‫صرف درس خوندن می‌کنید نه؟

19:41.480 --> 19:42.900
‫همینطوره.

19:42.900 --> 19:46.100
‫با اینکه درس خوندن مهمه،
‫همیشه حواسم هست که استراحت کنم.

19:46.100 --> 19:48.060
‫و از خوردن دسر و این‌جور چیزا لذت ببرم.

19:48.060 --> 19:51.450
‫وای، کونوهانا-سان، تو هم تنقلات دوست داری؟

19:51.450 --> 19:52.900
‫کدوم رو بیشتر از همه دوست داری؟

19:52.900 --> 19:54.230
‫بذار فکر کنم...

19:54.650 --> 19:56.460
‫شاید اسکان؟

19:56.460 --> 19:57.830
‫چیپس سیب زمینی بگو زبونت عادت کنه.

19:57.830 --> 19:59.110
‫توموناری-سان.

19:59.540 --> 20:01.080
‫وقتی آدم چای سیاه می‌نوشه،

20:01.080 --> 20:04.240
‫آداب درستش اینه که
‫فنجون رو تا جلوی دهانت بالا بیاری.

20:05.030 --> 20:08.740
‫که اینطور، ممنونم.

20:09.070 --> 20:12.930
‫توموناری تا همین جدیدا تو مدرسه
‫عادی درس میخوندی، نه؟

20:12.930 --> 20:15.930
‫بله. هنوز خیلی چیزا هست
‫که باید درباره آداب معاشرت یاد بگیرم.

20:15.930 --> 20:19.590
‫ولی مدرسه‌های عادی هم کلی
‫رسوم جالب دارن، نه؟

20:19.590 --> 20:21.970
‫قرض گرفتن چیزایی که پس نمی‌دن،
‫دنگ دادن برای غذا،

20:21.970 --> 20:22.920
‫یواشکی سر کلاس ناهار خوردن...

20:22.920 --> 20:26.010
‫امم، اون که دقیقاً فرهنگ محسوب نمی‌شه...

20:26.010 --> 20:30.800
‫رسوم جالب دیگه‌ای هم سراغ داری؟

20:30.800 --> 20:32.450
‫خب، بذار فکر کنم.

20:33.160 --> 20:34.950
‫نظرت درباره قانون سه ثانیه چیه؟

20:34.950 --> 20:36.940
‫قانون سه ثانیه؟

20:36.940 --> 20:38.140
‫الان نشونت می‌دم.

20:46.060 --> 20:49.740
‫این قانون می‌گه اگه چیزی رو زیر سه ثانیه
‫از زمین برداری، هنوز قابل خوردنه.

20:49.740 --> 20:52.640
‫شماها عجب چیزای عجیبی اختراع می‌کنید.

20:52.640 --> 20:55.430
‫واقعاً تحت تأثیر قرار گرفته!

20:55.430 --> 20:58.250
‫خب، شاید خیلی هم
‫کار عاقلانه‌ای نباشه.

20:58.720 --> 21:00.880
‫این‌طوری باید انجامش بدم؟

21:12.690 --> 21:15.190
‫بله، دقیقاً همین‌طوری.

21:16.370 --> 21:20.550
‫باید اعتراف کنم سرگرم‌کننده‌ست،
‫ولی خیلی هم خجالت‌آوره.

21:20.550 --> 21:22.360
‫آره... حق با شماست.

21:23.290 --> 21:26.030
‫کمی نگران بودم،

21:26.030 --> 21:28.230
‫ولی خوشحالم که به همه خوش گذشت.

21:29.860 --> 21:31.450
‫خیلی بهمون خوش گذشت.

21:31.810 --> 21:34.300
‫بیاین یه وقت دیگه هم مهمونی چای بگیریم!

21:34.300 --> 21:35.140
‫حتماً!

21:37.090 --> 21:39.610
‫کـ... کونوهانا هیناکو!

21:39.610 --> 21:40.210
‫بله؟

21:40.210 --> 21:44.840
‫ا-این اولین مهمونی چای خصوصی
‫بود که باهات داشتم.

21:44.840 --> 21:47.470
‫اما برخلاف انتظارم،
‫اصلاً بد نبود.

21:47.800 --> 21:49.970
‫آره، حتماً دوباره تکرارش می‌کنیم.

21:51.420 --> 21:53.510
‫و... توموناری-سان؟

21:53.510 --> 21:54.620
‫بله؟

21:55.370 --> 21:58.470
‫قطعاً وضعیت ایستادنت بهتر شده.

21:58.470 --> 22:01.670
‫این کار خیلی جذاب‌ترت کرده.

22:01.670 --> 22:03.730
‫خـ... خیلی ممنونم!

22:07.030 --> 22:09.320
‫خب، دیگه باید برم.

22:09.900 --> 22:12.370
‫عه؟ مگه دنبالت نمیان؟

22:12.740 --> 22:14.850
‫توی ترافیک گیر کردن.

22:14.850 --> 22:17.870
‫ولی انگار نزدیک هستن،
‫برای همین اونجا می‌بینمشون.

22:18.280 --> 22:20.350
‫اجازه بده حداقل تا اونجا همراهیت کنم.

22:20.350 --> 22:22.190
‫و-ولی...

22:22.190 --> 22:26.710
‫شیزونه-سان، اشکالی نداره
‫ناریکا رو تا ماشینش برسونم؟

22:26.710 --> 22:28.050
‫بسیار خب.

22:28.450 --> 22:30.570
‫شما مشکلی ندارید، بانو؟

22:30.570 --> 22:31.430
‫اصلاً.

22:33.600 --> 22:36.080
‫بالاخره می‌تونم نفس راحتی بکشم.

22:36.080 --> 22:38.420
‫تونستی خیلی خوب باهاشون حرف بزنی.

22:38.420 --> 22:41.190
‫فقط به خاطر کمک‌های شما بود.

22:41.600 --> 22:44.030
‫واقعاً ازت ممنونم، ایتسوکی.

22:44.030 --> 22:48.350
‫اگه تو نبودی، تا آخر فارغ‌التحصیلی
‫تنها می‌موندم.

22:48.350 --> 22:50.580
‫مطمئنم که این‌طور نیست.

22:50.580 --> 22:52.820
‫من فقط یه هل کوچیک دادم، همین.

22:52.820 --> 22:56.090
‫نه، من خودم رو بهتر از این حرفا می‌شناسم.

22:56.090 --> 22:59.580
‫فکر می‌کنم این روز، بقیه‌ی عمرم رو
‫تغییر می‌ده.

22:59.900 --> 23:03.160
‫تو واقعاً قهرمان منی، ایتسوکی.

23:03.160 --> 23:04.210
‫ناریکا...

23:04.680 --> 23:06.210
‫واسه همینه که اصلاً عادلانه نیست.

23:07.560 --> 23:08.950
‫اصلاً عادلانه نیست، اصلاً!

23:08.950 --> 23:10.510
‫کونوهانا-سان خیلی نامرده!

23:10.510 --> 23:12.510
‫هنوزم گیر دادی به اون؟

23:12.510 --> 23:15.050
‫بالاخره تونستم دوباره ببینمت!

23:15.390 --> 23:18.450
‫پس چرا باید توی خونه‌ی اون بمونی؟!

23:18.450 --> 23:20.310
‫نمی‌دونم چی بگم...

23:20.310 --> 23:23.830
‫اون دوره کارآموزیت
‫تا کی ادامه داره؟!

23:23.830 --> 23:26.360
‫هنوز مطمئن نیستم.

23:26.760 --> 23:30.110
‫و-وقتی تموم شد،
‫میای خونه‌ی ما؟

23:30.500 --> 23:33.320
‫شاید. اگه بتونم.

23:33.320 --> 23:35.360
‫فقط از روی مودب بودن اینو میگی!

23:37.030 --> 23:39.380
‫ایتسوکی!

23:39.400 --> 23:49.400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
