1
00:00:16,870 --> 00:00:19,140
‫میاکوجیما‌-سان برنده شد!

2
00:00:19,140 --> 00:00:21,660
‫میاکوجیما‌-سان همیشه خیلی عالیه!

3
00:00:23,770 --> 00:00:26,800
‫اون میاکوجیما ناریکا از کلاس بی هست.

4
00:00:26,800 --> 00:00:29,820
‫به کونوهانا-سان نمیرسه ولی اونم
‫خیلی معروفه.

5
00:00:30,240 --> 00:00:32,720
‫همون‌طور که می‌بینی،
‫ورزشکار فوق‌العاده‌ایه.

6
00:00:32,720 --> 00:00:35,490
‫بهش می‌گن زیبای یخی و جذاب مدرسه.

7
00:00:35,490 --> 00:00:36,700
‫زیبای یخی...؟

8
00:00:37,070 --> 00:00:40,320
‫اما احتمالاً بیشتر به خاطر چیز دیگه‌ای
‫شناخته شده...

9
00:00:45,050 --> 00:00:48,360
‫راستش خیلی مغروره.

10
00:00:48,360 --> 00:00:50,340
‫شایعات زیادی در موردش
‫سر زبون‌هاست.

11
00:00:50,660 --> 00:00:52,950
‫مثلاً اینکه از خانواده یاکوزاست.

12
00:00:52,950 --> 00:00:54,590
‫که اینطور...

13
00:00:55,190 --> 00:00:58,570
‫در واقع، کاگن‌-سان هم به این اشاره کرد...

14
00:00:58,570 --> 00:01:00,560
‫یه چیز دیگه، ایتسوکی‌-کون.

15
00:01:01,400 --> 00:01:04,770
‫در مورد پیشینه خانوادگی‌ت تحقیق کردم.

16
00:01:05,140 --> 00:01:09,350
‫وارث خانواده میاکوجیما
‫در کیو گاکوین ثبت‌نام کرده.

17
00:01:09,350 --> 00:01:12,540
‫فکر نمی‌کنم درگیری شخصی
‫با خانواده‌شون داشته باشی،

18
00:01:12,540 --> 00:01:15,640
‫اما برای احتیاط،
‫از تعاملات غیرضروری دوری کن.

19
00:01:20,380 --> 00:01:21,530
‫ایتسوکی!

20
00:01:22,180 --> 00:01:24,290
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود!

21
00:01:24,620 --> 00:01:26,150
‫ناریکا...

22
00:01:26,150 --> 00:01:28,540
‫فکر کنم بهتره یکمی از گذشته‌م بگم.

23
00:01:29,220 --> 00:01:33,160
‫خیلی وقت پیش، مدتی رو
‫در عمارت خانواده میاکوجیما گذروندم.

24
00:01:33,180 --> 00:01:43,180
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

25
00:02:52,960 --> 00:03:00,470
‫مراقب مخفی بانوی بی‌نقص

26
00:03:04,570 --> 00:03:09,540
‫قسمت ۳: تجدید دیدار

27
00:03:04,730 --> 00:03:08,140
‫به عنوان دو آدم بی‌خاصیت،
‫والدینم همیشه با هم خوب کنار می‌اومدن.

28
00:03:08,140 --> 00:03:11,140
‫اما یه بار تا
‫مرز طلاق پیش رفتن.

29
00:03:11,760 --> 00:03:14,520
‫اون موقع ده سالم بود و مادرم منو
‫از خونه‌مون بیرون برد

30
00:03:14,520 --> 00:03:17,150
‫تا پیش خانواده
‫مادربزرگ مرحومم بمونیم.

31
00:03:18,570 --> 00:03:21,360
‫اونجا خانواده میاکوجیما بود.

32
00:03:19,530 --> 00:03:21,990
‫میاکوجیما

33
00:03:22,900 --> 00:03:24,700
‫واقعاً بی‌شرمیه!

34
00:03:24,700 --> 00:03:28,000
‫اگه روی ناریکا‌-ساما
‫تأثیر بدی بذارن چی؟

35
00:03:28,000 --> 00:03:32,460
‫بعدها فهمیدم که مادربزرگم
‫توسط والدینش طرد شده بود.

36
00:03:33,010 --> 00:03:35,800
‫اما مادرم به زور راهش رو به اونجا باز کرد.

37
00:03:51,140 --> 00:03:51,930
‫کی اونجاست؟

38
00:03:54,000 --> 00:03:55,640
‫من توموناری ایتسوکی هستم.

39
00:03:55,640 --> 00:03:58,010
‫دیروز رسیدیم اینجا...

40
00:03:58,010 --> 00:03:59,690
‫خوب گوش کن، ایتسوکی!

41
00:04:00,020 --> 00:04:01,940
‫از آدمای ضعیف متنفرم!

42
00:04:02,940 --> 00:04:05,430
‫خدمتکارا درباره‌ت بهم گفتن.

43
00:04:05,430 --> 00:04:08,530
‫اومدی اینجا که
‫مفت‌خوری کنی، درسته؟

44
00:04:08,880 --> 00:04:10,200
‫بله...

45
00:04:10,200 --> 00:04:12,040
‫پس بهت یه وظیفه میدم.

46
00:04:12,370 --> 00:04:15,040
‫قراره مراقب من باشی!

47
00:04:16,660 --> 00:04:17,710
‫ببخشید؟

48
00:04:18,230 --> 00:04:21,960
‫اون ناریکا بود، تنها دختر
‫خانواده میاکوجیما.

49
00:04:22,400 --> 00:04:25,970
‫از اون روز به بعد، بیشتر وقتم رو
‫کنار اون گذروندم.

50
00:04:27,080 --> 00:04:29,970
‫ایتسوکی! اونجا یه حشره‌ست!

51
00:04:29,970 --> 00:04:32,560
‫چشم، چشم. الان ترتیبش و میدم.

52
00:04:35,010 --> 00:04:38,810
‫ایتسوکی! بابام دعوام کرد!

53
00:04:39,190 --> 00:04:42,560
‫نازی، نازی. حتما خیلی بهت سخت گذشته.

54
00:04:46,630 --> 00:04:49,370
‫تو از من قوی‌تری، ایتسوکی.

55
00:04:49,690 --> 00:04:51,100
‫اینطوری فکر می‌کنی؟

56
00:04:51,100 --> 00:04:53,820
‫خب، وقتی حشره می‌بینی گریه نمی‌کنی،

57
00:04:53,820 --> 00:04:56,030
‫و وقتی بزرگترا سرت داد می‌زنن هم خوبی.

58
00:04:56,030 --> 00:04:57,460
‫خب... شاید این‌طور باشه.

59
00:04:57,890 --> 00:05:02,400
‫می‌خوام یه عضو قوی از
‫خانواده میاکوجیما باشم،

60
00:05:02,400 --> 00:05:03,920
‫ولی شجاعت ندارم.

61
00:05:04,290 --> 00:05:09,090
‫ده سالمه و حتی نمی‌تونم
‫تنهایی برم بیرون.

62
00:05:09,090 --> 00:05:13,920
‫ناریکا از بچگی یاد گرفته بود که
‫دنیای بیرون خطرناکه،

63
00:05:13,920 --> 00:05:15,680
‫واسه همین از بیرون رفتن می‌ترسید.

64
00:05:16,210 --> 00:05:19,560
‫اما یه بار دیدم...

65
00:05:19,560 --> 00:05:22,070
‫یه دختر تنها داشت راه می‌رفت.

66
00:05:22,430 --> 00:05:24,970
‫کاش شهامت بیشتری داشتم...

67
00:05:24,970 --> 00:05:27,570
‫می‌خوای با من بیای بیرون
‫تا ببینی چه شکلیه؟

68
00:05:36,990 --> 00:05:37,830
‫وای!

69
00:05:38,080 --> 00:05:38,830
‫وای!

70
00:05:39,090 --> 00:05:40,080
‫وای!

71
00:05:40,500 --> 00:05:42,960
‫آزادم!

72
00:05:43,480 --> 00:05:44,590
‫ایتسوکی!

73
00:05:44,590 --> 00:05:46,160
‫اون چیه؟!

74
00:05:46,160 --> 00:05:48,470
‫یه شیرینی‌فروشیه. می‌خوای بریم تو؟

75
00:05:49,500 --> 00:05:51,780
‫ایتسوکی، این چیه؟

76
00:05:51,780 --> 00:05:53,140
‫بهش می‌گن اومایبو.

77
00:05:55,700 --> 00:05:57,270
‫خیلی خوشمزه‌ست!

78
00:05:57,270 --> 00:05:59,570
‫معنی اسمش هم همینه.

79
00:05:59,570 --> 00:06:01,400
‫از اون روز به بعد،

80
00:06:01,400 --> 00:06:05,900
‫یواشکی از عمارت می‌زدیم بیرون.

81
00:06:06,890 --> 00:06:10,660
‫اما خیلی زود مچمون رو گرفتن.

82
00:06:14,270 --> 00:06:16,830
‫تو بودی که دخترم رو
‫با خودت می‌بردی بیرون؟!

83
00:06:17,820 --> 00:06:20,330
‫گفت که ناریکا رو به خطر انداختم

84
00:06:20,330 --> 00:06:23,890
‫و من و مادرم رو دوباره
‫انداخت بیرون.

85
00:06:26,500 --> 00:06:28,420
‫ایتسوکی!

86
00:06:29,340 --> 00:06:34,590
‫قول می‌دم که قوی بشم!

87
00:06:37,090 --> 00:06:39,480
‫ایتسوکی! ایتسوکی! ایتسوکی!

88
00:06:39,880 --> 00:06:42,070
‫هـ... هی، می‌شه آروم باشی؟

89
00:06:43,660 --> 00:06:45,130
‫نمی‌تونم بلند شم.

90
00:06:45,130 --> 00:06:45,980
‫چی شده؟

91
00:06:46,390 --> 00:06:50,610
‫خـ... خیلی هیجان‌زده شدم،
‫پاهام حس ندارن!

92
00:06:51,450 --> 00:06:52,610
‫به خیر گذشت.

93
00:06:52,950 --> 00:06:55,390
‫گفتن با استراحت بهتر می‌شی.

94
00:06:55,390 --> 00:06:57,030
‫من دیگه باید برم.

95
00:06:57,030 --> 00:06:58,830
‫صـ... صبر کن!

96
00:06:59,770 --> 00:07:01,480
‫خواهش می‌کنم، تنهام نذار.

97
00:07:03,060 --> 00:07:04,330
‫چشم، چشم.

98
00:07:04,750 --> 00:07:07,120
‫بابت اون موقع که بچه بودیم متاسفم.

99
00:07:07,120 --> 00:07:09,210
‫نباید بدون اجازه
‫بیرون می‌بردمت.

100
00:07:09,210 --> 00:07:11,440
‫برای چی عذرخواهی میکنی؟

101
00:07:11,440 --> 00:07:13,680
‫بجاش من باید ازت قدردانی کنم.

102
00:07:13,680 --> 00:07:16,720
‫اگه اون موقع من رو بیرون نبرده بودی،

103
00:07:16,720 --> 00:07:20,100
‫احتمالاً هنوزم یه ترسو بودم.

104
00:07:20,780 --> 00:07:23,280
‫پس الان دیگه ترسو نیستی؟

105
00:07:24,500 --> 00:07:27,610
‫خب هنوز دارم روش کار میکنم.

106
00:07:27,980 --> 00:07:29,820
‫هنوزم نمی‌تونم...

107
00:07:30,560 --> 00:07:33,200
‫هنوزم نمی‌تونم دوست پیدا کنم، فهمیدی؟!

108
00:07:33,600 --> 00:07:36,420
‫به نظر میاد مردم برداشت
‫اشتباهی ازت دارن.

109
00:07:36,420 --> 00:07:39,510
‫آره. اونا کلاً منو اشتباه شناختن!

110
00:07:39,510 --> 00:07:41,000
‫چطور همچین چیزی شد؟

111
00:07:41,530 --> 00:07:45,000
‫خانواده میاکوجیما
‫روی روحیه جنگجویی تاکید دارن.

112
00:07:45,540 --> 00:07:49,940
‫تمام عمرم رو صرف یادگیری
‫انواع هنرهای رزمی کردم.

113
00:07:49,940 --> 00:07:54,260
‫اما به خاطر سنت خانواده،
‫مردم فکر می‌کنن ما جنگ‌طلبیم.

114
00:07:54,630 --> 00:07:56,340
‫جنگ‌طلب؟

115
00:07:56,340 --> 00:07:59,060
‫و... این خجالت‌آوره،
‫اما راحتم که به تو بگم...

116
00:07:59,500 --> 00:08:03,810
‫وقتی بین آدمام خیلی مضطرب می‌شم،
‫صورتم خشک می‌شه و می‌ترسونمشون.

117
00:08:04,360 --> 00:08:08,060
‫بعدش هم دیدم که بهم
‫می‌گن خلافکار و یاکوزا.

118
00:08:09,040 --> 00:08:11,760
‫خواهش می‌کنم ایتسوکی! به کمکت نیاز دارم!

119
00:08:11,760 --> 00:08:15,000
‫خـ... خیلی دوست دارم کمکت کنم، ولی...

120
00:08:16,820 --> 00:08:18,530
‫ببخشید، باید برم.

121
00:08:18,820 --> 00:08:20,980
‫ایتسوکی-سان، الان کجایی؟

122
00:08:20,980 --> 00:08:25,460
‫متاسفم، یکی از دانش‌آموزا حالش بد شد،
‫بردمش بهداری مدرسه.

123
00:08:25,740 --> 00:08:30,600
‫برام سوال بود که چرا موقعیتت
‫با موقعیت بانو یکی نیست.

124
00:08:30,600 --> 00:08:32,590
‫سریع برگرد سر کلاس.

125
00:08:32,960 --> 00:08:37,920
‫کمک کردن به بقیه خوبه، ولی
‫وظایف مراقبتی‌ت رو فراموش نکن.

126
00:08:37,920 --> 00:08:38,850
‫چشم.

127
00:08:39,400 --> 00:08:40,420
‫ایتسوکی.

128
00:08:41,300 --> 00:08:43,640
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

129
00:08:43,640 --> 00:08:47,140
‫اوه، خب، داستانش خیلی طولانیه...

130
00:08:48,100 --> 00:08:50,400
‫ناریکا، باید برم.

131
00:08:51,300 --> 00:08:52,900
‫صـ... صبر کن!

132
00:08:53,760 --> 00:08:56,660
‫دیگه قرار نیست
‫ناپدید بشی، درسته؟

133
00:09:02,270 --> 00:09:04,370
‫نگران نباش. دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

134
00:09:05,850 --> 00:09:07,230
‫واقعاً؟

135
00:09:07,230 --> 00:09:08,250
‫آره.

136
00:09:08,250 --> 00:09:09,290
‫پس...

137
00:09:10,020 --> 00:09:12,500
‫دست رو سرم بکش...

138
00:09:13,490 --> 00:09:16,010
‫اون وقتا همیشه این کارو می‌کردی!

139
00:09:18,230 --> 00:09:19,390
‫چشم،‌ چشم.

140
00:09:23,060 --> 00:09:25,100
‫واقعا آرومم میکنه.

141
00:09:25,570 --> 00:09:28,900
‫بابت اون موقع که غیبم زد متاسفم.

142
00:09:28,900 --> 00:09:29,860
‫اشکالی نداره.

143
00:09:30,390 --> 00:09:32,230
‫بالاخره دوباره همدیگه رو پیدا کردیم.

144
00:09:36,660 --> 00:09:38,490
‫ممکنه بپرسم دارید چیکار می‌کنید؟

145
00:09:39,440 --> 00:09:40,120
‫هینا...؟!

146
00:09:40,120 --> 00:09:41,620
‫کـ... کونوهانا-سان؟!

147
00:09:41,620 --> 00:09:43,190
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

148
00:09:43,190 --> 00:09:45,870
‫کمی احساس کسالت داشتم،

149
00:09:45,870 --> 00:09:47,460
‫برای همین کلاس رو ترک کردم.

150
00:09:47,870 --> 00:09:51,030
‫ممکنه بپرسم شما دو تا
‫اینجا چیکار می‌کنید؟

151
00:09:51,030 --> 00:09:52,630
‫خـ... خب...

152
00:09:53,860 --> 00:09:58,580
‫ام، دیدم توی راهرو افتاده بود،
‫برای همین آوردمش اینجا.

153
00:09:58,580 --> 00:10:01,430
‫نکنه سرشون ضربه دیده؟

154
00:10:02,580 --> 00:10:04,850
‫انگار داشتی سرش رو نوازش می‌کردی.

155
00:10:05,420 --> 00:10:07,230
‫پس دیدش.

156
00:10:07,230 --> 00:10:09,760
‫کـ... کونوهانا-سان، گوش کن!

157
00:10:09,760 --> 00:10:12,610
‫من و ایتسوکی خیلی وقته همدیگه رو
‫می‌شناسیم!

158
00:10:13,060 --> 00:10:14,230
‫«خیلی وقته»؟

159
00:10:14,230 --> 00:10:18,990
‫آره. وقتی ده سالمون بود،
‫اون توی خونه ما زندگی می‌کرد!

160
00:10:19,460 --> 00:10:21,030
‫اون توی خونه شما...؟

161
00:10:21,370 --> 00:10:23,910
‫ایتسوکی مراقب شخصی من بود!

162
00:10:24,590 --> 00:10:25,870
‫مراقب شخصی؟

163
00:10:26,260 --> 00:10:30,710
‫خیلی بهش مدیونم، واسه همین
‫از دیدنش دوباره خیلی خوشحالم!

164
00:10:31,060 --> 00:10:33,090
‫که اینطور.

165
00:10:33,090 --> 00:10:34,630
‫راستی ایتسوکی...

166
00:10:34,630 --> 00:10:37,090
‫می‌شه یه وقتایی بیای پیشم؟

167
00:10:37,410 --> 00:10:39,620
‫می‌تونیم همین‌طوری وقت بگذرونیم،

168
00:10:39,620 --> 00:10:41,220
‫اگه بخوای،

169
00:10:41,220 --> 00:10:45,220
‫می‌تونیم رابطه‌ی قدیمی‌مون رو
‫هم دوباره شروع کنیم...

170
00:10:46,400 --> 00:10:48,100
‫ناریکا، من...

171
00:10:48,100 --> 00:10:49,850
‫درخواستی که داری غیرممکنه.

172
00:10:49,850 --> 00:10:54,110
‫توموناری-کون در حال حاضر
‫در استخدام خانواده من هست.

173
00:10:56,500 --> 00:10:59,800
‫هینا... کونوهانا-سان، لطفاً...

174
00:10:59,800 --> 00:11:01,150
‫مگه غیر از اینه؟

175
00:11:01,150 --> 00:11:04,700
‫قرار بود این موضوع
‫مخفی بمونه. چرا...

176
00:11:04,700 --> 00:11:07,370
‫چـ... چه خبره اینجا؟!

177
00:11:07,370 --> 00:11:08,500
‫خب، ام...

178
00:11:08,910 --> 00:11:10,720
‫آره، درسته.

179
00:11:10,720 --> 00:11:13,080
‫مسئولیت مراقبت ازشون رو دارم.

180
00:11:15,130 --> 00:11:16,210
‫نامردیه.

181
00:11:16,580 --> 00:11:17,960
‫اصلاً عادلانه نیست!

182
00:11:18,230 --> 00:11:20,470
‫چون من...

183
00:11:21,130 --> 00:11:23,930
‫من زودتر ایتسوکی رو...

184
00:11:23,930 --> 00:11:26,190
‫نمی‌تونم در مورد گذشته حرف بزنم،

185
00:11:26,190 --> 00:11:29,680
‫ولی خانواده من کارفرمای فعلی
‫توموناری-کون هستن.

186
00:11:30,990 --> 00:11:34,170
‫توموناری-کون، به نظر میاد حال
‫میاکوجیما-سان بهتر شده.

187
00:11:34,170 --> 00:11:37,190
‫بهتر نیست که به
‫کلاس‌مون برگردیم؟

188
00:11:37,190 --> 00:11:38,320
‫آر... آره.

189
00:11:38,700 --> 00:11:41,820
‫منم حالم بهتر شده،
‫پس دیگه باید برم.

190
00:11:46,250 --> 00:11:47,550
‫متاسفم، ناریکا.

191
00:11:47,550 --> 00:11:48,910
‫الان نمی‌تونم بمونم.

192
00:11:49,630 --> 00:11:52,780
‫راستی، می‌شه گفت که
‫واقعاً مریض نبودی،

193
00:11:52,780 --> 00:11:55,080
‫و در واقع اومدی که منو پیدا کنی؟

194
00:11:55,080 --> 00:11:57,650
‫آره. ترسیدم تنهایی گم بشم،

195
00:11:57,650 --> 00:12:01,440
‫واسه همین زدم به مریضی و
‫یکی تا نیمه‌راه منو آورد.

196
00:12:01,440 --> 00:12:02,470
‫که اینطور.

197
00:12:03,050 --> 00:12:04,950
‫بابت نگرانی‌ت متاسفم.

198
00:12:08,250 --> 00:12:10,470
‫ولی چرا اینو به اون گفتی؟

199
00:12:10,820 --> 00:12:13,960
‫مگه قرار نبود رابطه‌مون
‫مخفی بمونه؟

200
00:12:13,960 --> 00:12:15,730
‫فقط فکر کردم...

201
00:12:16,630 --> 00:12:19,230
‫باید اینو فرو می‌کردم تو مغزش.

202
00:12:20,380 --> 00:12:23,240
‫یعنی حسودی کرده؟

203
00:12:25,140 --> 00:12:26,770
‫امکان نداره.

204
00:12:26,770 --> 00:12:27,860
‫ایتسوکی.

205
00:12:28,870 --> 00:12:31,140
‫تو مراقبِ کی هستی؟

206
00:12:31,660 --> 00:12:35,290
‫در حال حاضر، هیناکو، من مراقبِ توام.

207
00:12:37,920 --> 00:12:38,960
‫خوبه.

208
00:12:41,480 --> 00:12:43,880
‫بیا با هم بریم تا شیزونه دعوامون کنه.

209
00:12:45,040 --> 00:12:47,010
‫اگه اخراجم کنه چی؟!

210
00:12:47,010 --> 00:12:48,680
‫من تو رو اخراج نمی‌کنم.

211
00:12:49,010 --> 00:12:52,360
‫به نظر میاد که ایشون هم
‫به‌اندازه شما مقصر بودن.

212
00:12:52,360 --> 00:12:56,770
‫و با اینکه می‌دونستیم شما و
‫میاکوجیما-ساما نسبت دارید،

213
00:12:56,770 --> 00:12:58,890
‫متوجه نشدیم که قبلاً همدیگه رو دیدید،

214
00:12:58,890 --> 00:13:00,900
‫که این کوتاهی در تحقیقِ ما بوده.

215
00:13:01,390 --> 00:13:04,810
‫یه توضیحی آماده می‌کنم که
‫به میاکوجیما-ساما بدید.

216
00:13:04,810 --> 00:13:08,430
‫می‌تونم روی شما حساب کنم که باهاش
‫صحبت کنید و بخواید که چیزی نگه؟

217
00:13:08,430 --> 00:13:09,530
‫البته.

218
00:13:09,890 --> 00:13:14,780
‫ایشون مدتیه که مثل یه کوالا
‫به شما چسبیدن.

219
00:13:14,780 --> 00:13:16,530
‫می‌تونم بپرسم دلیلش چیه؟

220
00:13:16,530 --> 00:13:18,750
‫کاش خودم می‌دونستم.

221
00:13:19,220 --> 00:13:20,340
‫نوازش کن...

222
00:13:20,960 --> 00:13:23,800
‫سرم رو نوازش کن.

223
00:13:25,270 --> 00:13:26,510
‫باشه.

224
00:13:31,560 --> 00:13:34,050
‫ورود
‫موفقیت‌آمیزتون رو تبریک می‌گم.

225
00:13:34,050 --> 00:13:37,540
‫امیدهای زیادی بهتون
‫دارم، توموناری-سان.

226
00:13:37,540 --> 00:13:39,690
‫مـ... ممنونم.

227
00:13:40,580 --> 00:13:42,940
‫این اولین مهمونی چای عمرمه.

228
00:13:43,490 --> 00:13:47,450
‫و اصلاً فکر نمی‌کردم با همچین
‫مهمونایی توی یکی‌شون باشم...

229
00:13:47,450 --> 00:13:50,700
‫همه چیز از همین امروز صبح شروع شد...

230
00:13:51,050 --> 00:13:53,990
‫نظرت چیه بعد از کلاس امروز
‫یه مهمونی خوش‌آمدگویی بگیریم؟

231
00:13:54,300 --> 00:13:56,750
‫آر... آره، فکر کنم امروز وقتم آزاده.

232
00:13:56,750 --> 00:13:58,260
‫ایول!

233
00:13:58,260 --> 00:14:01,980
‫اگه کسی رو می‌خوای دعوت کنی،
‫راحت باش.

234
00:14:01,980 --> 00:14:03,210
‫خیلی ممنونم.

235
00:14:03,600 --> 00:14:05,460
‫کجا برگزارش کنیم؟

236
00:14:05,460 --> 00:14:06,550
‫بذار ببینم...

237
00:14:06,550 --> 00:14:08,720
‫کسی که بخوام دعوت کنم...

238
00:14:06,550 --> 00:14:08,720
‫کافه مدرسه، چطوره؟

239
00:14:08,720 --> 00:14:10,180
‫منم میام.

240
00:14:11,110 --> 00:14:14,930
‫بهش می‌گن مهمونی چای، ولی
‫قراره فقط تو کافه مدرسه باشه.

241
00:14:14,930 --> 00:14:19,220
‫و من از شیزونه-سان اجازه گرفتم.
‫تو چی؟

242
00:14:19,220 --> 00:14:20,440
‫حالا دیگه می‌گیرمش.

243
00:14:20,440 --> 00:14:23,300
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم، بانو؟

244
00:14:23,300 --> 00:14:26,070
‫می‌خوام با ایتسوکی برم مهمونی چای.

245
00:14:26,420 --> 00:14:28,010
‫بسیار خب.

246
00:14:28,010 --> 00:14:30,820
‫اگه ایتسوکی-سان هم اونجا باشه،
‫مشکلی نیست.

247
00:14:31,140 --> 00:14:33,330
‫اما بانو، مطمئنید؟

248
00:14:33,700 --> 00:14:35,140
‫دیگه وقتش نرسیده که...

249
00:14:35,140 --> 00:14:37,080
‫آره، خوبم.

250
00:14:37,450 --> 00:14:40,350
‫ببین، فقط یه دورهمی معمولیه.

251
00:14:40,350 --> 00:14:42,830
‫واقعاً لازم نیست که...

252
00:14:43,140 --> 00:14:45,670
‫اگه ایتسوکی میره، منم میرم.

253
00:14:45,670 --> 00:14:47,670
‫بـ... باشه.

254
00:14:48,800 --> 00:14:51,050
‫خودش گفت که می‌خواد دوست پیدا کنه.

255
00:14:57,430 --> 00:14:59,430
‫چـ... چی می‌خوای؟

256
00:14:59,430 --> 00:15:01,540
‫اتفاقاً الان آزادم.

257
00:15:01,540 --> 00:15:04,080
‫پس اگه چیزی می‌خوای بگی،
‫گوش میدم!

258
00:15:04,080 --> 00:15:06,730
‫درباره اتفاق دیروز با
‫کونوهانا-سان بود...

259
00:15:06,730 --> 00:15:08,030
‫درسته!

260
00:15:08,030 --> 00:15:09,710
‫هنوز نبخشیدمت!

261
00:15:09,710 --> 00:15:11,030
‫مرتیکه خائن!

262
00:15:11,030 --> 00:15:13,930
‫می‌خواستم دوباره با هم زندگی کنیم!

263
00:15:15,280 --> 00:15:18,630
‫الان چیزی نگفتم! نگفتم!
‫هرچی گفتم و فراموش کن!

264
00:15:18,630 --> 00:15:20,290
‫آروم بگیر.

265
00:15:20,580 --> 00:15:23,630
‫خلاصه بگم، من توسط اون خانواده
‫به سرپرستی گرفته شدم.

266
00:15:23,990 --> 00:15:25,380
‫به سرپرستی؟

267
00:15:25,380 --> 00:15:26,170
‫آره.

268
00:15:26,170 --> 00:15:30,630
‫پدرم مدیر یکی از شرکت‌های
‫وابسته گروه کونوهاناست.

269
00:15:31,010 --> 00:15:35,130
‫خانواده کونوهانا تصمیم گرفتن منو
‫به عنوان کارآموزِ مقیم قبول کنن.

270
00:15:35,130 --> 00:15:36,640
‫کارآموزِ مقیم؟

271
00:15:36,640 --> 00:15:38,720
‫یعنی اونجا زندگی می‌کنی و
‫راه و رسم اشراف رو یاد می‌گیری؟

272
00:15:39,000 --> 00:15:42,980
‫امیدوارم این
‫بین خودمون بمونه.

273
00:15:42,980 --> 00:15:44,340
‫باشه.

274
00:15:44,340 --> 00:15:47,330
‫این‌جور روابط، کلاً خیلی
‫سست و ناپایدارن.

275
00:15:47,330 --> 00:15:48,900
‫خیلی ممنونم.

276
00:15:48,900 --> 00:15:52,530
‫راستی، امروز بعد از کلاس
‫وقت داری؟

277
00:15:52,530 --> 00:15:53,490
‫بعد از کلاس؟

278
00:15:53,490 --> 00:15:56,410
‫می‌خوای با من بیای
‫به یه مهمونی چای؟

279
00:15:56,410 --> 00:15:57,950
‫مـ... مهمونی چای؟!

280
00:15:58,650 --> 00:16:01,240
‫آره، خیلی دوست دارم بیام!

281
00:16:01,240 --> 00:16:02,330
‫داره گریه می‌کنه؟

282
00:16:02,690 --> 00:16:06,180
‫راستش همیشه دلم می‌خواست
‫توی یه مهمونی چای باشم.

283
00:16:06,180 --> 00:16:09,090
‫تا حالا هیچ‌کس دعوتم نکرده بود.

284
00:16:09,090 --> 00:16:11,360
‫ولی واقعاً مطمئنی؟

285
00:16:11,360 --> 00:16:13,950
‫اگه حضور من جو رو خراب کنه چی؟

286
00:16:13,950 --> 00:16:16,180
‫فکر کنم مشکلی پیش نیاد.

287
00:16:16,180 --> 00:16:17,430
‫فکر کنی؟!

288
00:16:17,950 --> 00:16:19,750
‫نه، مطمئنم.

289
00:16:22,840 --> 00:16:25,200
‫باید برگردم سر کلاس!

290
00:16:26,610 --> 00:16:29,440
‫به‌به. ببین کی اینجاست، دانش‌آموز انتقالی.

291
00:16:29,830 --> 00:16:33,700
‫شنیدم که با کونوهانا هیناکو
‫آشنایی داری.

292
00:16:34,030 --> 00:16:36,370
‫پس تو هم عضو جناح کونوهانایی؟

293
00:16:36,370 --> 00:16:38,370
‫جناح کونوهانا؟

294
00:16:38,370 --> 00:16:41,010
‫یعنی یه جور فن‌کلاب یا همچین چیزیه؟

295
00:16:41,010 --> 00:16:45,970
‫ام، تنوجی-سان، ازش خوشت نمیاد؟

296
00:16:46,980 --> 00:16:50,020
‫نـ... نه، اصلاً این‌طور نیست!

297
00:16:50,020 --> 00:16:53,210
‫من کاملاً به توانمندی‌های
‫کونوهانا هیناکو واقفم.

298
00:16:53,630 --> 00:16:58,400
‫زیبایی و موفقیت‌های تحصیلیش
‫کاملاً هم‌تراز خودمه!

299
00:16:58,400 --> 00:17:00,470
‫این یه راه غیرمستقیم برای
‫تعریف کردن از خودته.

300
00:17:00,470 --> 00:17:04,570
‫اما توجهی که بقیه بهش دارن
‫واقعاً بیش از حده!

301
00:17:04,570 --> 00:17:07,270
‫به خاطر ذات اجتماعی‌شه؟

302
00:17:07,270 --> 00:17:09,590
‫انگار هیچ‌وقت از لبخند زدن دست برنمی‌داره...

303
00:17:09,590 --> 00:17:15,300
‫کسی که تو همچین جایگاه بالایی به دنیا اومده،
‫باید مثل من باشه و از چیزی نترسه!

304
00:17:09,590 --> 00:17:13,230
‫انگار دیوانه‌وار به هیناکو فکر می‌کنه.

305
00:17:13,230 --> 00:17:17,230
‫ام، بعد از کلاس قراره برم
‫به یه مهمانی چای...

306
00:17:15,300 --> 00:17:17,230
‫زیادی لبخند می‌زنه!

307
00:17:25,850 --> 00:17:27,120
‫توموناری-کون...

308
00:17:27,120 --> 00:17:29,380
‫کـ... کجا با هم آشنا شدید؟

309
00:17:29,380 --> 00:17:34,380
‫چطور تو فقط سه روز تونستی
‫با این همه دختر فوق‌العاده آشنا بشی؟!

310
00:17:34,380 --> 00:17:37,340
‫خب، همه‌چیز همین‌طوری پیش اومد...

311
00:17:37,340 --> 00:17:39,840
‫اجازه بدید معرفی‌های رسمی رو شروع کنیم.

312
00:17:40,230 --> 00:17:44,470
‫من تنوجی میرِی هستم، دخترِ
‫گروه تنوجی.

313
00:17:44,850 --> 00:17:46,470
‫من تایشو کازویا هستم.

314
00:17:46,470 --> 00:17:48,960
‫خانواده‌ام یه شرکت کشتیرانی دارن.

315
00:17:48,960 --> 00:17:50,480
‫من آساهی کارن هستم.

316
00:17:50,480 --> 00:17:54,440
‫خانواده‌ام خرده‌فروشی دارن... البته
‫بیشتر فروشگاه لوازم الکترونیکی، فکر کنم.

317
00:17:54,740 --> 00:17:56,580
‫من کونوهانا هیناکو هستم.

318
00:17:56,580 --> 00:17:58,400
‫از آشنایی با همه‌تون خوشبختم.

319
00:17:59,080 --> 00:18:01,410
‫مـ... میاکوجیما ناریکا.

320
00:18:01,780 --> 00:18:03,120
‫از آ-آشنایی باهاتون خوشبختم...

321
00:18:03,400 --> 00:18:04,670
‫زبونش رو گاز گرفت.

322
00:18:04,670 --> 00:18:06,230
‫ایتسوکی توموناری هستم.

323
00:18:06,230 --> 00:18:08,660
‫خانواده‌ام یه شرکت آی‌تی دارن.

324
00:18:08,660 --> 00:18:10,380
‫قبلش اجازه بدید بگم که،

325
00:18:10,740 --> 00:18:14,210
‫هیچ نیازی نیست که از جایگاه
‫خانواده من احساس ترس کنید.

326
00:18:14,210 --> 00:18:16,490
‫می‌تونید با همون صراحتی با من حرف بزنید
‫که با بقیه حرف می‌زنید.

327
00:18:16,490 --> 00:18:18,380
‫پس همین کار رو می‌کنم.

328
00:18:18,750 --> 00:18:22,220
‫ناریکا، تو هم لازم نیست
‫این‌قدر عصبی باشی.

329
00:18:22,220 --> 00:18:23,750
‫بـ... باشه...

330
00:18:24,560 --> 00:18:27,000
‫گفتی ناریکا؟

331
00:18:27,000 --> 00:18:30,080
‫ام، خب...

332
00:18:30,080 --> 00:18:31,560
‫مـ... من...

333
00:18:31,560 --> 00:18:35,440
‫من ایتسوکی رو وقتی ده ساله بودیم دیدم.

334
00:18:35,740 --> 00:18:40,270
‫بـ... برای همینه که امروز دعوتم کرد
‫به مـ... مهمانی چای...

335
00:18:42,870 --> 00:18:44,870
‫فکر کنم در مورد اون
‫تصور اشتباهی دارید.

336
00:18:44,870 --> 00:18:47,910
‫نیازی نیست از ناریکا بترسید.

337
00:18:47,910 --> 00:18:51,860
‫اون بیشتر دوران کودکیش رو
‫توی خونه گذرونده،

338
00:18:51,860 --> 00:18:53,920
‫واسه همین یکم توی معاشرت
‫مشکل داره، همین.

339
00:18:54,220 --> 00:18:56,690
‫شایعاتی که در موردش هست کاملاً دروغه.

340
00:18:56,690 --> 00:18:58,170
‫اوه، واقعاً؟

341
00:18:58,460 --> 00:19:00,820
‫ایتسوکی...

342
00:19:00,820 --> 00:19:05,650
‫فکر کنم کسب‌وکار خانواده میاکوجیما
‫لوازم ورزشیه، درسته؟

343
00:19:05,650 --> 00:19:07,770
‫خوب خبر داری.

344
00:19:07,770 --> 00:19:09,270
‫خواهش می‌کنم.

345
00:19:09,620 --> 00:19:13,990
‫همه دانش‌آموزای مدرسه
‫اسم میاکوجیما رو شنیدن.

346
00:19:13,990 --> 00:19:18,880
‫و لازم نیست خیلی تحقیق کنی تا بفهمی
‫که اون شایعات حقیقت ندارن.

347
00:19:20,320 --> 00:19:22,280
‫هی، میاکوجیما-سان.

348
00:19:22,280 --> 00:19:23,990
‫معمولاً وقتت رو چطور می‌گذرونی؟

349
00:19:23,990 --> 00:19:25,930
‫مـ... معمولاً؟

350
00:19:25,930 --> 00:19:28,300
‫توی خونه زیاد تمرین می‌کنم...

351
00:19:28,300 --> 00:19:29,440
‫تمرین؟

352
00:19:29,440 --> 00:19:31,370
‫اونجا یه دوجو داریم.

353
00:19:31,370 --> 00:19:34,750
‫بیشتر وقتم رو صرف ورزش کردن می‌کنم.

354
00:19:35,090 --> 00:19:37,300
‫عه! پس خیلی فعال هستی!

355
00:19:37,300 --> 00:19:39,130
‫کونوهانا-سان...

356
00:19:39,130 --> 00:19:41,480
‫فکر کنم بیشتر وقتتون رو
‫صرف درس خوندن می‌کنید نه؟

357
00:19:41,480 --> 00:19:42,900
‫همینطوره.

358
00:19:42,900 --> 00:19:46,100
‫با اینکه درس خوندن مهمه،
‫همیشه حواسم هست که استراحت کنم.

359
00:19:46,100 --> 00:19:48,060
‫و از خوردن دسر و این‌جور چیزا لذت ببرم.

360
00:19:48,060 --> 00:19:51,450
‫وای، کونوهانا-سان، تو هم تنقلات دوست داری؟

361
00:19:51,450 --> 00:19:52,900
‫کدوم رو بیشتر از همه دوست داری؟

362
00:19:52,900 --> 00:19:54,230
‫بذار فکر کنم...

363
00:19:54,650 --> 00:19:56,460
‫شاید اسکان؟

364
00:19:56,460 --> 00:19:57,830
‫چیپس سیب زمینی بگو زبونت عادت کنه.

365
00:19:57,830 --> 00:19:59,110
‫توموناری-سان.

366
00:19:59,540 --> 00:20:01,080
‫وقتی آدم چای سیاه می‌نوشه،

367
00:20:01,080 --> 00:20:04,240
‫آداب درستش اینه که
‫فنجون رو تا جلوی دهانت بالا بیاری.

368
00:20:05,030 --> 00:20:08,740
‫که اینطور، ممنونم.

369
00:20:09,070 --> 00:20:12,930
‫توموناری تا همین جدیدا تو مدرسه
‫عادی درس میخوندی، نه؟

370
00:20:12,930 --> 00:20:15,930
‫بله. هنوز خیلی چیزا هست
‫که باید درباره آداب معاشرت یاد بگیرم.

371
00:20:15,930 --> 00:20:19,590
‫ولی مدرسه‌های عادی هم کلی
‫رسوم جالب دارن، نه؟

372
00:20:19,590 --> 00:20:21,970
‫قرض گرفتن چیزایی که پس نمی‌دن،
‫دنگ دادن برای غذا،

373
00:20:21,970 --> 00:20:22,920
‫یواشکی سر کلاس ناهار خوردن...

374
00:20:22,920 --> 00:20:26,010
‫امم، اون که دقیقاً فرهنگ محسوب نمی‌شه...

375
00:20:26,010 --> 00:20:30,800
‫رسوم جالب دیگه‌ای هم سراغ داری؟

376
00:20:30,800 --> 00:20:32,450
‫خب، بذار فکر کنم.

377
00:20:33,160 --> 00:20:34,950
‫نظرت درباره قانون سه ثانیه چیه؟

378
00:20:34,950 --> 00:20:36,940
‫قانون سه ثانیه؟

379
00:20:36,940 --> 00:20:38,140
‫الان نشونت می‌دم.

380
00:20:46,060 --> 00:20:49,740
‫این قانون می‌گه اگه چیزی رو زیر سه ثانیه
‫از زمین برداری، هنوز قابل خوردنه.

381
00:20:49,740 --> 00:20:52,640
‫شماها عجب چیزای عجیبی اختراع می‌کنید.

382
00:20:52,640 --> 00:20:55,430
‫واقعاً تحت تأثیر قرار گرفته!

383
00:20:55,430 --> 00:20:58,250
‫خب، شاید خیلی هم
‫کار عاقلانه‌ای نباشه.

384
00:20:58,720 --> 00:21:00,880
‫این‌طوری باید انجامش بدم؟

385
00:21:12,690 --> 00:21:15,190
‫بله، دقیقاً همین‌طوری.

386
00:21:16,370 --> 00:21:20,550
‫باید اعتراف کنم سرگرم‌کننده‌ست،
‫ولی خیلی هم خجالت‌آوره.

387
00:21:20,550 --> 00:21:22,360
‫آره... حق با شماست.

388
00:21:23,290 --> 00:21:26,030
‫کمی نگران بودم،

389
00:21:26,030 --> 00:21:28,230
‫ولی خوشحالم که به همه خوش گذشت.

390
00:21:29,860 --> 00:21:31,450
‫خیلی بهمون خوش گذشت.

391
00:21:31,810 --> 00:21:34,300
‫بیاین یه وقت دیگه هم مهمونی چای بگیریم!

392
00:21:34,300 --> 00:21:35,140
‫حتماً!

393
00:21:37,090 --> 00:21:39,610
‫کـ... کونوهانا هیناکو!

394
00:21:39,610 --> 00:21:40,210
‫بله؟

395
00:21:40,210 --> 00:21:44,840
‫ا-این اولین مهمونی چای خصوصی
‫بود که باهات داشتم.

396
00:21:44,840 --> 00:21:47,470
‫اما برخلاف انتظارم،
‫اصلاً بد نبود.

397
00:21:47,800 --> 00:21:49,970
‫آره، حتماً دوباره تکرارش می‌کنیم.

398
00:21:51,420 --> 00:21:53,510
‫و... توموناری-سان؟

399
00:21:53,510 --> 00:21:54,620
‫بله؟

400
00:21:55,370 --> 00:21:58,470
‫قطعاً وضعیت ایستادنت بهتر شده.

401
00:21:58,470 --> 00:22:01,670
‫این کار خیلی جذاب‌ترت کرده.

402
00:22:01,670 --> 00:22:03,730
‫خـ... خیلی ممنونم!

403
00:22:07,030 --> 00:22:09,320
‫خب، دیگه باید برم.

404
00:22:09,900 --> 00:22:12,370
‫عه؟ مگه دنبالت نمیان؟

405
00:22:12,740 --> 00:22:14,850
‫توی ترافیک گیر کردن.

406
00:22:14,850 --> 00:22:17,870
‫ولی انگار نزدیک هستن،
‫برای همین اونجا می‌بینمشون.

407
00:22:18,280 --> 00:22:20,350
‫اجازه بده حداقل تا اونجا همراهیت کنم.

408
00:22:20,350 --> 00:22:22,190
‫و-ولی...

409
00:22:22,190 --> 00:22:26,710
‫شیزونه-سان، اشکالی نداره
‫ناریکا رو تا ماشینش برسونم؟

410
00:22:26,710 --> 00:22:28,050
‫بسیار خب.

411
00:22:28,450 --> 00:22:30,570
‫شما مشکلی ندارید، بانو؟

412
00:22:30,570 --> 00:22:31,430
‫اصلاً.

413
00:22:33,600 --> 00:22:36,080
‫بالاخره می‌تونم نفس راحتی بکشم.

414
00:22:36,080 --> 00:22:38,420
‫تونستی خیلی خوب باهاشون حرف بزنی.

415
00:22:38,420 --> 00:22:41,190
‫فقط به خاطر کمک‌های شما بود.

416
00:22:41,600 --> 00:22:44,030
‫واقعاً ازت ممنونم، ایتسوکی.

417
00:22:44,030 --> 00:22:48,350
‫اگه تو نبودی، تا آخر فارغ‌التحصیلی
‫تنها می‌موندم.

418
00:22:48,350 --> 00:22:50,580
‫مطمئنم که این‌طور نیست.

419
00:22:50,580 --> 00:22:52,820
‫من فقط یه هل کوچیک دادم، همین.

420
00:22:52,820 --> 00:22:56,090
‫نه، من خودم رو بهتر از این حرفا می‌شناسم.

421
00:22:56,090 --> 00:22:59,580
‫فکر می‌کنم این روز، بقیه‌ی عمرم رو
‫تغییر می‌ده.

422
00:22:59,900 --> 00:23:03,160
‫تو واقعاً قهرمان منی، ایتسوکی.

423
00:23:03,160 --> 00:23:04,210
‫ناریکا...

424
00:23:04,680 --> 00:23:06,210
‫واسه همینه که اصلاً عادلانه نیست.

425
00:23:07,560 --> 00:23:08,950
‫اصلاً عادلانه نیست، اصلاً!

426
00:23:08,950 --> 00:23:10,510
‫کونوهانا-سان خیلی نامرده!

427
00:23:10,510 --> 00:23:12,510
‫هنوزم گیر دادی به اون؟

428
00:23:12,510 --> 00:23:15,050
‫بالاخره تونستم دوباره ببینمت!

429
00:23:15,390 --> 00:23:18,450
‫پس چرا باید توی خونه‌ی اون بمونی؟!

430
00:23:18,450 --> 00:23:20,310
‫نمی‌دونم چی بگم...

431
00:23:20,310 --> 00:23:23,830
‫اون دوره کارآموزیت
‫تا کی ادامه داره؟!

432
00:23:23,830 --> 00:23:26,360
‫هنوز مطمئن نیستم.

433
00:23:26,760 --> 00:23:30,110
‫و-وقتی تموم شد،
‫میای خونه‌ی ما؟

434
00:23:30,500 --> 00:23:33,320
‫شاید. اگه بتونم.

435
00:23:33,320 --> 00:23:35,360
‫فقط از روی مودب بودن اینو میگی!

436
00:23:37,030 --> 00:23:39,380
‫ایتسوکی!

437
00:23:39,400 --> 00:23:49,400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
