WEBVTT

00:01.139 --> 00:02.623
‫آنچه گذشت...

00:02.761 --> 00:05.867
‫من اِمی اوچوآ هستم.
‫لوکاس برادر ناتنیمه.

00:06.834 --> 00:08.905
‫و اون هم همون مردیه
‫که چیزی نمونده بود بکشتش.

00:09.043 --> 00:10.734
‫صد قدم هم نمی‌تونم راه برم

00:10.872 --> 00:12.885
‫بدون اینکه یکی ازم بخواد در مورد
‫قتل پدرم باهاش مصاحبه کنم.

00:12.909 --> 00:14.991
‫از اون کارگروه ویژه‌ای که قراره
‫قاتل پدرت رو پیدا کنن،

00:15.015 --> 00:16.361
‫چیزی شنیدی؟

00:16.499 --> 00:17.779
‫پدرم و دادستان باهم صمیمی بودن.

00:17.879 --> 00:20.537
‫هرکی کشتش، قسر در نمیره.

00:20.675 --> 00:22.401
‫می‌دونم بهت گفتم که به زمان نیاز دارم،

00:22.539 --> 00:25.887
‫- اما فکر کنم چیزی که واقعاً بهش نیاز داشتم...
‫- یه دوست بود.

00:26.026 --> 00:28.545
‫پلیس ایالتی یه پرونده
‫از اِمی اوچوآ جمع کرده.

00:28.683 --> 00:29.857
‫خانم اوچوآ؟

00:30.858 --> 00:32.480
‫باید دست‌هات رو بهم بدی.

00:33.585 --> 00:36.415
‫مدارکـشون علیهش مو لای درزش نمیره.
‫اون پدرش رو کشته.

00:38.000 --> 00:49.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:36.000 --> 01:43.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:43.862 --> 01:47.083
‫اگه هرچیزی فهمیدی بهم بگی،
‫واقعاً ممنونت می‌شم.

01:47.107 --> 01:48.763
‫سلام مل. تو اِمی رو بازداشت کردی؟

01:48.901 --> 01:50.938
‫نه، نه من و نه آدم‌هام.
‫پلیس ایالتی.

01:51.076 --> 01:52.467
‫- آره، اما این...
‫- بخشی از اون کارگروه ویژه‌ست.

01:52.491 --> 01:54.159
‫این اتهام چرنده.
‫اون پدرش رو نکشته.

01:54.183 --> 01:56.092
‫- می‌دونم.
‫- خب، ما اون شب پیشش بودیم.

01:56.116 --> 01:57.634
‫گفتم که می‌دونم.

01:57.772 --> 02:00.396
‫داشتم با سروانم صحبت می‌کردم
‫و همون حرف‌هایی رو که تو بهم می‌زنی به اون می‌گفتم،

02:00.534 --> 02:02.854
‫اما اوضاع بدتر از اونیـه که فکر می‌کنی.

02:02.950 --> 02:04.434
‫اونا مدرک دارن.

02:04.572 --> 02:06.343
‫اگه اون کاره‌ای نبوده،
‫چه مدرکی می‌تونن داشته باشن؟

02:06.367 --> 02:10.406
‫کارگروه ویژه دو روز پیش بدون در زدن و با مجوز،
‫آپارتمانش رو تفتیش کردن.

02:10.544 --> 02:12.408
‫تا همین الان خبر نداشتم.

02:12.546 --> 02:16.136
‫اونـا یه برتای ۹ میلی‌متری کامپکت رو
‫که توی هواکش دیوار مخفی شده بود پیدا کردن.

02:16.274 --> 02:19.725
‫نتایج گلوله‌شناسی اسلحه با گلوله‌هایی
‫که از بدن مقتول درآوردن مطابقت داره.

02:19.863 --> 02:21.865
‫همون اسلحه‌ایـه
‫که ویکتور اوچوآ رو کشته.

02:24.889 --> 02:27.889
‫« آرجی دکر »

02:30.874 --> 02:33.843
‫اِمی، ریچارد، هر دوی شما
‫دستیار دادستان کوتو رو می‌شناسین.

02:33.981 --> 02:36.846
‫- گمونم می‌خوای در مورد توافقِ اقرار صحبت کنی؟
‫- اشتباه گمون کردی.

02:36.984 --> 02:38.848
‫پس چرا خواستی صحبت کنیم؟

02:40.436 --> 02:45.026
‫برای اینکه من و تو بتونیم باهم حرف بزنیم، جنیس.
‫کل این قضیه مسخره‌ست.

02:47.546 --> 02:48.961
‫چند وقته که همدیگه رو می‌شناسیم؟

02:50.308 --> 02:52.413
‫- خیلی وقت.
‫- خیلی وقت.

02:52.551 --> 02:56.141
‫وقتی من هنوز دانشگاه می‌رفتم،
‫بابام از اولین کمپین انتخاباتیت حمایت کرد.

02:56.279 --> 02:58.839
‫تو کسی بودی که من رو متقاعد کردی
‫برم دانشکده‌ی حقوق و من...

02:59.420 --> 03:01.215
‫امکان نداره باور کنی من این کار رو کردم.

03:01.353 --> 03:05.564
‫باور نمی‌کردم، اما نادیده گرفتن واقعیت‌ها سخته.

03:05.702 --> 03:07.532
‫کدوم واقعیت‌ها؟
‫اسلحه‌ای که پلیس پیدا کرده؟

03:07.670 --> 03:08.670
‫برای شروع آره.

03:08.740 --> 03:10.742
‫یکی اونـو اونجا جاساز کرده.

03:10.880 --> 03:13.030
‫من دو ماه گذشته رو
‫خونه‌ی برادرم می‌موندم.

03:13.054 --> 03:14.987
‫خونه‌ی من خالی بوده.

03:15.125 --> 03:18.035
‫چیزی که پلیس با توجه به زیر نظر داشتن خانم اوچوآ،
‫کاملاً ازش آگاه بوده.

03:18.059 --> 03:21.339
‫- به نظر ما واضحه که براش پاپوش درست کردن.
‫- برای ما که واضح نیست.

03:21.477 --> 03:24.825
‫با مرگ پدرش، موکل شما
‫امپراتوری املاک اون رو به ارث می‌بره.

03:24.963 --> 03:27.517
‫من امپراتوری املاکش رو نمی‌خواستم.

03:27.655 --> 03:30.313
‫حتی اگه می‌خواستم هم،
‫لازم نبود برای به دست آوردنش بکشمش.

03:30.451 --> 03:32.108
‫اون همیشه برنامه‌اش این بود
‫که من اداره‌ی کارها رو دست بگیرم.

03:32.246 --> 03:33.766
‫محافظ‌های پدرت،
‫شما دوتا رو

03:33.868 --> 03:35.708
‫روزی که به قتل رسید،
‫درحال دعوا بیرون خونه‌اش دیدن.

03:35.732 --> 03:37.734
‫طبق اظهاراتـشون،
‫بحثـتون خیلی بالا گرفته بود.

03:37.872 --> 03:40.806
‫می‌دونی که ما با هم اختلاف‌نظر داشتیم.
‫مُنکرش نمی‌شم.

03:40.944 --> 03:42.543
‫این رو هم داری فراموش می‌کنی
‫که موکل من گواهی عدم حضور در صحنه‌ی جرم داره.

03:42.567 --> 03:45.225
‫اون توی یه مهمونی بود با کلی شاهد،

03:45.363 --> 03:47.163
‫که یکی‌شون هم کارآگاه دایره‌ی قتل خودتونه.

03:47.227 --> 03:50.126
‫تا جایی که من شمردم، توی اون مهمونی
‫دوتا سابقه‌دار هم بودن،

03:50.264 --> 03:51.897
‫پس شاید بهتر باشه روی آدم‌هایی
‫که دورش بودن حساب نکنی.

03:51.921 --> 03:55.856
‫در ضمن، معلوم شده که اون گواهی عدم حضور،
‫همچین هم قوی نیست.

03:55.994 --> 03:57.375
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

03:57.513 --> 04:00.343
‫استخری که سناتور ایالتی توش پیدا شد،
‫گرم‌کُن داشته.

04:00.481 --> 04:02.449
‫دمای بدنش رو ثابت نگه داشته،

04:02.587 --> 04:05.003
‫یعنی پزشکی قانونی هیچ راهی
‫برای تعیین دقیق زمان مرگ نداشته.

04:05.141 --> 04:07.626
‫این یعنی موکلت می‌تونسته کشته باشتش.

04:07.764 --> 04:08.903
‫چه مهمونی بوده باشه، چه نبوده باشه.

04:09.041 --> 04:12.493
‫اِمی، می‌دونم پدرت زودجوش بود.

04:13.114 --> 04:15.393
‫شایعات ارتباطش با تبهکارها رو هم شنیدم.

04:15.531 --> 04:18.810
‫می‌تونم سناریوهای مختلفی رو
‫تصور کنم که ورق رو برمی‌گردونه.

04:18.948 --> 04:21.571
‫اگه اون شب چاره‌ای نداشتی،
‫یا اگه احساس خطر کردی،

04:21.709 --> 04:26.576
‫می‌تونم اتهام رو سبک‌تر کنم، اما فقط در صورتی
‫می‌تونم کمکت کنم که باهام حرف بزنی.

04:32.202 --> 04:33.342
‫من این کار رو نکردم.

04:35.067 --> 04:37.311
‫هیچوقت همچین کاری نمی‌کردم.

04:39.900 --> 04:41.350
‫این تنها چیزیـه که می‌تونم بگم.

04:41.971 --> 04:44.111
‫پس هر دوتون رو توی
‫جلسه‌ی تفهیم اتهام می‌بینم.

04:47.321 --> 04:49.530
‫آره، من... نه، درک می‌کنم.

04:49.668 --> 04:51.394
‫می‌دونم درخواست بزرگیـه.

04:53.051 --> 04:55.122
‫داره به دوست‌هاش توی اداره زنگ می‌زنه،

04:55.260 --> 04:57.504
‫تا ببینه کسی هست که یواشکی
‫پرونده‌ی اِمی رو بهمون بده یا نه.

04:57.642 --> 04:59.562
‫شاید کارگروه ویژه داشته
‫دوروبر مظنون‌های دیگه می‌پلکیده.

04:59.678 --> 05:01.794
‫شاید سرنخ‌هایی باشه که ولشون کردن،
‫یا کس دیگه‌ای که بتونم در موردش تحقیق کنم، اما...

05:01.818 --> 05:03.618
‫- مرسی که به حرف‌هام گوش دادی.
‫- تا الان که شانس باهامون یار نبوده؟

05:04.165 --> 05:06.444
‫فردا می‌بینمت.

05:08.238 --> 05:11.587
‫من رو گذاشتن کنار. با یه مشت آدم بی‌عرضه
‫کار می‌کنم. یک کدومشون هم جربزه ندارن.

05:11.725 --> 05:14.659
‫از حق نگذریم، تو توی این پرونده شاهدی.
‫همه‌مون هستیم.

05:14.797 --> 05:16.947
‫کنفرانس خبری چطور بود؟
‫چیز جدیدی فهمیدی؟

05:16.971 --> 05:19.526
‫وثیقه رو مبلغی تعیین کردن
‫که اِمی بتونه جورش کنه.

05:19.664 --> 05:21.562
‫الان دارن کارهای اداریش رو
‫انجام میدن تا آزاد بشه.

05:21.700 --> 05:24.807
‫اما به جز اون،
‫خبر خوبی نیست.

05:24.945 --> 05:28.258
‫ظاهراً، اون حکم ورود بدون در زدنی
‫که باعث شد پلیس اسلحه رو پیدا کنه،

05:28.397 --> 05:30.226
‫نتیجه‌ی یه گزارش ناشناس بوده.

05:30.364 --> 05:32.539
‫هرکی اون زنگ رو زده،
‫داشته مثل سگ دروغ می‌گفته.

05:32.677 --> 05:35.024
‫اون شب توی مهمونی، امکان نداشت
‫اِمی بلافاصله بعد از

05:35.162 --> 05:36.543
‫کشتن پدر خودش اونجا ظاهر شده باشه،

05:36.681 --> 05:39.062
‫و برای کشتنش هم از اونجا نرفت بیرون.

05:39.200 --> 05:40.799
‫فکر کنم اونقدر پلیس بودم که این رو بفهمم.

05:40.823 --> 05:43.481
‫فکر می‌کنی راهی هست که بتونیم
‫گزارش‌دهنده رو شناسایی کنیم؟

05:43.619 --> 05:46.380
‫احتمالش هست که این همون کسی باشه
‫که اسلحه رو جاساز کرده، درسته؟

05:46.518 --> 05:48.398
‫منظورم اینه که، کسی رو
‫توی پلیس ایالتی می‌شناسی؟

05:48.520 --> 05:51.765
‫می‌تونم چندتا شماره پیدا کنم،
‫اما زیاد امیدوار نباش.

05:51.903 --> 05:55.355
‫رفیق‌های ناهار خودم هم حرف نمی‌زنن.
‫ایالتی‌ها که قطعاً تحویل نمیگیرن.

05:57.541 --> 05:59.541
‫« ویش »

05:59.566 --> 06:01.050
‫سلام رفیق.

06:01.188 --> 06:03.269
‫مطمئن نیستم شنیدی یا نه،
‫اما الان واقعاً زمان خوبی...

06:03.293 --> 06:04.995
‫رفت روی پیغام‌گیر. براش پیغام می‌ذارم.

06:05.019 --> 06:06.642
‫- نه ویش، هستم.
‫- چطوری آرج.

06:06.780 --> 06:08.585
‫- صدام رو می‌شنوی؟ من صدات رو دارم.
‫- خب، انگار بهت نرسیدم.

06:08.609 --> 06:12.579
‫بگذریم، یه آقایی توی باره که سراغت رو میگیره.
‫از اون آدم‌های خوش‌مشربه.

06:12.717 --> 06:13.837
‫ازم خواست بهت یه زنگی بزنم.

06:14.960 --> 06:16.376
‫خب، چه می‌شه کرد؟

06:16.514 --> 06:18.723
‫فقط بهش میگم یه وقت دیگه بیاد سراغت.

06:18.861 --> 06:20.863
‫خیلی‌خب، بعداً باهات حرف می‌زنم رفیق.

06:22.416 --> 06:24.038
‫- چیه؟
‫- نه، ویش بود.

06:24.176 --> 06:27.904
‫کاملاً مطمئنم داشت تظاهر می‌کرد
‫که صدام رو نمی‌شنوه.

06:28.042 --> 06:29.803
‫انگار داشت برای یکی فیلم بازی می‌کرد.

06:29.941 --> 06:31.667
‫و از عبارت آدم خوش‌مشرب استفاده کرد.

06:31.805 --> 06:35.153
‫قدیما توی آپالاچی، این کد ما برای آدم‌های
‫خاصی بود که باید ازشون دوری می‌کردیم.

06:35.878 --> 06:38.998
‫مثلاً گاهی با یکی روبرو می‌شدی
‫و قشنگ می‌فهمیدی که طرف آدم کشته.

06:39.606 --> 06:42.125
‫مهم نبود چطوری رفتار می‌کنه یا چی میگه.

06:42.988 --> 06:44.645
‫از توی چشماشون معلوم بود.

06:44.783 --> 06:46.416
‫فکر می‌کنی داره بهت میگه
‫یکی با اون مشخصات توی باره؟

06:46.440 --> 06:48.649
‫نه فقط توی بار.
‫دنبال منه.

06:48.787 --> 06:50.479
‫آره، ویش داشت بهم هشدار می‌داد
‫که نزدیک نشم.

06:51.272 --> 06:53.896
‫پس طبیعتاً، اولین واکنشت
‫اینه که مستقیم بری اونجا.

06:54.034 --> 06:56.864
‫اگه مشکلیـه که اسم من روشه،
‫نمی‌تونم ویش رو باهاش تنها بذارم.

06:58.245 --> 07:01.835
‫دست‌کم بهم دروغ میگی که مراقبی؟

07:04.285 --> 07:05.425
‫سلام.

07:06.460 --> 07:08.738
‫- اصلاً چرا خودم رو خسته می‌کنم؟
‫- چیه؟

07:08.876 --> 07:11.786
‫نکنه آرزوی مرگ داری یا چیزی؟
‫یا اصلاً گوش نمیدی؟

07:11.810 --> 07:14.503
‫خب، شاید منم همونقدر که تو نگران منی،
‫نگران توئم.

07:14.641 --> 07:16.850
‫- تا حالا به این فکر کردی؟
‫- خدا به داد هردومون برسه.

07:16.988 --> 07:20.163
‫باشه. اون یارویی که واسش زنگ زدی،
‫همون آدم خوش‌مشرب، هنوز اینجاست؟

07:21.510 --> 07:23.063
‫خیلی‌خب.

07:23.201 --> 07:24.696
‫اگه یه وقت حس کردی
‫می‌خواد آبکشت کنه،

07:24.720 --> 07:27.447
‫لطفاً برو بیرون
‫و اونجا کارت رو انجام بده.

07:27.585 --> 07:30.070
‫- باشه، حله.
‫- تازه طی کشیدم.

07:35.144 --> 07:36.801
‫من آرجی هستم.
‫شنیدم دنبال من می‌گشتی.

07:36.939 --> 07:40.252
‫آقای دکر.
‫اسم من آگوستینـه.

07:41.288 --> 07:43.463
‫می‌بینم که به هشدار دوستت توجه نکردی.

07:44.774 --> 07:45.774
‫آره خب...

07:45.844 --> 07:47.984
‫فهمیدی که من پشت خطم،

07:48.813 --> 07:51.332
‫با این حال به نظر نمی‌رسه
‫از اومدنم خیلی تعجب کرده باشی.

07:51.471 --> 07:53.369
‫در موردت تحقیق کردم، آقای دکر.

07:53.507 --> 07:55.371
‫شخصیتت رو می‌شناسم.

07:55.509 --> 07:57.131
‫واسه همین می‌خوام استخدامت کنم.

07:58.719 --> 08:02.654
‫شرمنده، آقای آگوستین بودی دیگه؟
‫بابت توجهت ممنونم، واقعاً میگم.

08:02.792 --> 08:05.692
‫اما انگار قسمت نیست، چون فعلاً
‫موکل جدید قبول نمی‌کنم.

08:05.830 --> 08:07.348
‫وقتم کاملاً پره.

08:07.487 --> 08:10.213
‫باخبرم. یعنی، فکر کنم که هستم.

08:11.318 --> 08:15.736
‫یکی از دوست‌های شما، اِمیلیا اوچوآ،
‫به جرم قتل بازداشت شده.

08:15.874 --> 08:17.566
‫شما نسبت به این زن
‫احساسات قوی‌ای دارین.

08:17.704 --> 08:19.706
‫باور دارین که براش پاپوش درست کردن.

08:19.844 --> 08:25.366
‫و بنابراین، اگه در موردتون اشتباه نکرده باشم،
‫تمام تلاشـتون رو می‌کنین تا این رو ثابت کنین.

08:25.505 --> 08:27.058
‫این‌ها رو از کجا می‌دونی؟

08:27.196 --> 08:29.578
‫همونطور که گفتم، فرصت داشتم
‫که زیر نظرتون بگیرم.

08:29.716 --> 08:32.339
‫حدس هم می‌زنم که بابتش پولی نمیگیری.

08:32.477 --> 08:35.135
‫حتی اگه خانم اوچوآ پیشنهاد می‌داد هم قبول نمی‌کردی،

08:35.273 --> 08:37.275
‫اما شاید به جاش پول من رو قبول کنی؟

08:37.413 --> 08:40.934
‫ببخشید، یه لحظه باید بری عقب.

08:41.072 --> 08:43.902
‫می‌خوای بهم پول بدی تا کاری رو انجام بدم
‫که خودت می‌دونی دارم مجانی انجامش میدم؟

08:44.040 --> 08:45.973
‫- بله.
‫- چون؟

08:46.111 --> 08:51.496
‫چون در حالی که شما فکر می‌کنین برای خانم اوچوآ
‫پاپوش درست کردن، من ازش مطمئنم،

08:51.634 --> 08:55.742
‫و کارفرماهای من خیلی مشتاقن
‫بدونن قاتل واقعی پدرش کیـه.

08:57.088 --> 08:58.917
‫۵۰ هزار دلار کافیـه؟

09:03.681 --> 09:06.304
‫♪ نمی‌تونی سقوط کنی، برادر ♪

09:06.442 --> 09:10.826
‫خب، نشونه‌ای بهت نداد
‫که این کارفرماهاش کی هستن؟

09:10.964 --> 09:14.139
‫نه، اما فکر کنم بشه یه حدس‌هایی زد.
‫گروه تبهکاری یا کارتل.

09:14.277 --> 09:17.798
‫آره، همون آدم‌های مشکوکی که ویکتور
‫قبل از مرگش باهاشون معامله می‌کرد.

09:17.936 --> 09:19.075
‫آره.

09:19.213 --> 09:20.674
‫یادته اسلیم‌جیمم رو کجا نگه می‌دارم؟

09:20.698 --> 09:22.285
‫توی جعبه‌ابزار، پشت جیپت؟

09:22.423 --> 09:24.143
‫آره دقیقاً.
‫چندتا کلید روی میز دیدم.

09:24.253 --> 09:26.293
‫یه فورد اسکیپ اجاره‌ایـه.
‫احتمالاً توی پارکینگه.

09:26.427 --> 09:28.775
‫خیلی‌خب. اگه برم سراغ ماشینش،
‫دنبال چی بگردم؟

09:28.913 --> 09:30.604
‫هرچیزی.

09:30.742 --> 09:33.134
‫اینکه کجا اقامت داره، برای کی کار می‌کنه،
‫یا صبحونه چی خورده.

09:33.158 --> 09:35.827
‫این یارو مشخصاً از کثافت‌کاری‌های ویکتور
‫بیشتر از ما خبر داره.

09:35.851 --> 09:36.921
‫همین باعث می‌شه بشه یه سرنخ جدید.

09:37.059 --> 09:38.854
‫تو سرش رو گرم کن تا من برگردم.

09:38.992 --> 09:40.407
‫- نقشه همینه.
‫- باشه.

09:44.135 --> 09:45.481
‫بفرمایین.

09:47.897 --> 09:49.177
‫دوستت فکر می‌کنه من خطرناکم.

09:49.312 --> 09:51.832
‫آره، مگه اشتباه می‌کنه؟

09:52.592 --> 09:54.192
‫در مورد دوست‌هات زیاد حرف نزدی.

09:54.317 --> 09:57.320
‫جسارتاً می‌تونم بپرسم چرا اونا
‫به خانواده‌ی اوچوآ علاقه دارن؟

09:57.976 --> 10:00.299
‫من اینجا نماینده‌ی اونا هستم.
‫همینقدر بدونی کافیـه.

10:00.323 --> 10:01.359
‫باشه.

10:01.497 --> 10:03.810
‫باشه، یه سوال دیگه.

10:04.569 --> 10:07.434
‫من می‌دونم چرا مطمئنم
‫برای اِمی اوچوآ پاپوش درست کردن،

10:07.572 --> 10:08.884
‫اما تو از کجا اینقدر مطمئنی؟

10:09.539 --> 10:11.921
‫من سه هفته پیش وارد فورت لادردیل شدم.

10:12.577 --> 10:15.684
‫پرونده‌ی ویکتور اوچوآ
‫خیلی کُند پیش می‌رفت.

10:16.443 --> 10:18.134
‫کارفرماهای من داشتن کم‌طاقت می‌شدن.

10:19.032 --> 10:22.863
‫من خیلی قبل‌تر از اینکه پلیس دست‌به‌کار بشه،
‫محل اقامت خانم اوچوآ رو تفتیش کردم.

10:23.623 --> 10:25.946
‫اون موقعی که من گشتم، اسلحه توی
‫اون هواکشی که اونا پیداش کردن نبود.

10:25.970 --> 10:27.454
‫پس تو توی خونه‌ی اِمی بودی؟

10:29.663 --> 10:31.769
‫- خونه‌ی من هم؟
‫- چرا باید می‌رفتم؟

10:32.493 --> 10:34.530
‫مگه شما هم جزو مظنونین
‫قتل ویکتور اوچوآ هستین؟

10:34.668 --> 10:36.256
‫نمی‌تونم بگم انگیزه نداشتم.

10:37.498 --> 10:41.399
‫اگه می‌خواستم خونه‌ی هر کسی رو
‫که انگیزه‌ی کشتن ویکتور اوچوآ رو داشته بگردم،

10:41.537 --> 10:43.608
‫- واقعاً آدم پُرمشغله‌ای می‌شدم.
‫- درست میگی.

10:44.644 --> 10:47.785
‫که همین من رو یاد این می‌اندازه
‫که امشب جاهای دیگه‌ای هم باید برم.

10:51.651 --> 10:55.171
‫در ازای اون ۵۰ هزار دلاری که گفتم،
‫یه درخواست دارم.

10:56.069 --> 10:58.968
‫اینکه هرچیزی رو که کشف می‌کنی
‫با من در میون بذاری

10:59.106 --> 11:00.349
‫قبل از اینکه بخوای به پلیس بگی.

11:02.903 --> 11:05.492
‫- قبوله؟
‫- نه. یعنی...

11:06.424 --> 11:07.977
‫شرمنده. نه، هنوز نه.

11:10.186 --> 11:12.775
‫- پولش کمه؟
‫- نه، بحث اون نیست.

11:13.569 --> 11:16.399
‫هنوز دارم روی چیزهایی که بهم نمیگی فکر می‌کنم.

11:16.537 --> 11:19.368
‫اینکه ویکتور با مجرم‌های سازمان‌یافته
‫سر و سری داشت، بر کسی پوشیده نیست.

11:19.506 --> 11:21.542
‫باعث می‌شه فکر کنم تو کارچاق‌کُنِ
‫یه مشت آدم بد هستی.

11:21.681 --> 11:24.338
‫یه مشت آدم بد که کلی پول
‫روی ویکتور سرمایه‌گذاری کرده بودن.

11:25.201 --> 11:27.548
‫هرچی باشه، خریدن یه سناتور ایالتی
‫اصلاً ارزون تموم نمی‌شه.

11:29.827 --> 11:31.725
‫هرکی اون رو کشته،
‫باعث شده اونـا یه مهره‌ی مهم رو از دست بدن،

11:31.863 --> 11:33.263
‫و تو وظیفه داری این آدم رو پیدا کنی.

11:33.382 --> 11:35.591
‫وقتی پیداش کنی،
‫وظیفته که عدالت رو اجرا کنی.

11:35.729 --> 11:37.973
‫البته، یه جور عدالتی
‫که خودتون تعریف می‌کنین.

11:39.802 --> 11:41.148
‫تا اینجا رو چطور پیش رفتم؟

11:43.081 --> 11:48.086
‫همونطور که گفتم، من مشتری هستم
‫و پولم هم نقدِ نقد.

11:48.224 --> 11:51.193
‫این مسائل دیگه اهمیتی ندارن.

11:53.057 --> 11:57.717
‫خب، فکر کنم باید تصمیم بگیرم که آیا
‫برای من هم بی‌اهمیت هستن یا نه.

11:58.579 --> 11:59.822
‫می‌تونم در موردش فکر کنم؟

12:00.754 --> 12:03.412
‫البته. فقط زیاد طولش نده.

12:05.863 --> 12:07.416
‫- باهات در تماسم.
‫- باشه.

12:15.976 --> 12:17.702
‫هی. چطور پیش رفت؟

12:20.118 --> 12:21.741
‫اسلیم‌جیمم رو شکستی.

12:21.879 --> 12:25.399
‫نه، ماشین شکستش،
‫چون اصلاً قفلش باز نشد.

12:26.124 --> 12:28.299
‫اگه راستش رو بخوای،
‫غرورم هم جریحه‌دار شد.

12:28.437 --> 12:30.997
‫با این حال، وقتی از پنجره نگاه کردم،
‫یه چیزی متوجه شدم.

12:31.129 --> 12:33.787
‫یه اِتیکت از آینه آویزون بود
‫که یه نشان روش داشت،

12:33.925 --> 12:38.447
‫مثل سر یه خرگوش که به یه طرف نگاه می‌کرد
‫و یه فلامینگو که به طرف دیگه بود.

12:40.932 --> 12:42.382
‫خب؟

12:43.107 --> 12:44.936
‫- همین رو که دیدی؟
‫- خودشه.

12:45.074 --> 12:46.800
‫این یه اقامتگاهه. مسافرخونه لاکی بِرد.

12:46.938 --> 12:48.940
‫چند باری برای تعقیب همسرهای خیانتکار رفته بودم اونجا.

12:49.078 --> 12:50.942
‫اون اِتیکت به مسئول پارکینگ می‌فهمونه
‫که تو مهمون هتلی.

12:51.080 --> 12:54.256
‫آها. خب، به نظرم به قیمت
‫شکستن یه اسلیم‌جیم می‌ارزید.

14:00.000 --> 14:07.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

14:20.066 --> 14:22.654
‫- سلام.
‫- سلام.

14:28.177 --> 14:29.420
‫روبراهی؟

14:29.558 --> 14:32.872
‫- راستش نه زیاد.
‫- آره.

14:33.976 --> 14:36.703
‫حدس می‌زنم رسانه‌ها الان دوروبر
‫خونه‌ی لوکاس هم پُر باشن، نه؟

14:37.497 --> 14:40.983
‫- مثل مگس دور خودت می‌دونی چی.
‫- آره.

14:42.053 --> 14:46.575
‫درک می‌کنم که با اسم مستعار اتاق گرفتی،
‫اما الیزابت بوردن؟ مثل همون لیزی بوردن؟

14:46.713 --> 14:49.854
‫واقعاً فکر کردی اسم اون دختر پدرکُش معروف،
‫بهترین انتخاب برای اسم مستعاره؟

14:49.992 --> 14:52.063
‫بالاخره یه جوری باید شوخ‌طبعیم رو حفظ کنم.

14:53.547 --> 14:55.895
‫- در ضمن، لیزی تبرئه شد.
‫- اون که درسته.

15:00.416 --> 15:02.142
‫امروز خیلی به فکرت بودم.

15:02.280 --> 15:03.316
‫اوه.

15:03.799 --> 15:06.215
‫- جدی؟
‫- به اینکه تو هم قبلاً توی شرایط الان من بودی.

15:09.391 --> 15:13.498
‫کسی که حتی نمی‌شناسیش
‫یه دروغی سر هم می‌کنه...

15:14.327 --> 15:16.087
‫که ممکنه پات رو به زندان بکشونه.

15:20.091 --> 15:22.749
‫واقعاً جای مزخرفیه.

15:22.887 --> 15:24.026
‫همینطوره.

15:26.546 --> 15:27.927
‫می‌دونم می‌خوای کمکم کنی.

15:29.135 --> 15:30.136
‫قدرش رو می‌دونم.

15:31.758 --> 15:33.553
‫فقط نمی‌دونم لیاقتش رو دارم یا نه.

15:34.209 --> 15:35.849
‫چرا اجازه نمیدی من در این مورد قضاوت کنم؟

15:35.935 --> 15:37.255
‫- آرجی...
‫- ببین، کمک تو راهه،

15:37.281 --> 15:39.110
‫چه بخوای چه نخوای، از طرف همه‌مون.

15:40.077 --> 15:41.941
‫ولی ما هم به کمک تو نیاز داریم.

15:42.562 --> 15:44.012
‫از همین شروع می‌کنیم.

15:47.947 --> 15:49.614
‫نظرت چیه؟
‫قبلاً این یارو رو دیدی؟

15:49.638 --> 15:52.123
‫شاید یه زمانی با بابات ملاقات کرده یا...

15:52.261 --> 15:54.194
‫چیزی یادم نمیاد، نه. من...

15:54.332 --> 15:56.024
‫گفتی سعی کرده استخدامت کنه؟

15:56.162 --> 15:59.303
‫آره همینطوره.
‫آره، ولی عمراً این کار رو قبول کنم.

16:00.131 --> 16:02.962
‫فقط گفتم بهش فکر می‌کنم
‫که باهام راه بیاد.

16:04.239 --> 16:05.619
‫قضیه‌ی این آرمادیلو چیه؟

16:05.757 --> 16:08.588
‫نمی‌دونم. اصلاً به قیافه‌ی این یارو نمی‌خورد.

16:08.726 --> 16:10.900
‫اسم روی اِتیکتش، دنیای امید بود.

16:11.039 --> 16:13.765
‫معلوم شد یه موسسه‌ی خیریه‌ست
‫که واسه بچه‌های پناهنده اسباب‌بازی می‌فرسته.

16:14.559 --> 16:16.837
‫آدرسشون رو با رسیدهای آگوستین چک کردم.

16:16.976 --> 16:19.678
‫چند روز پیش، حدود هشتصد متری
‫دفتر مرکزیشون بنزین زده.

16:19.702 --> 16:21.394
‫فکر می‌کنی رفته بهشون سر زده.

16:21.532 --> 16:22.878
‫نپرس چرا.

16:23.741 --> 16:26.502
‫شایدم کلاً از عروسک پولیشی خوشش میاد.
‫من... نمی‌دونم.

16:26.640 --> 16:27.952
‫قبلاً این اسم به گوشم خورده.

16:28.090 --> 16:29.678
‫دنیای امید. من...

16:30.472 --> 16:32.888
‫یادمه بابام یه بار گفت

16:33.026 --> 16:34.994
‫آدم‌های پشت این قضیه،
‫جزو حامی‌های مالیـن.

16:35.132 --> 16:37.410
‫حامی چی؟
‫جیبش یا کمپینش؟

16:38.204 --> 16:40.861
‫آخه چرا یه موسسه‌ی خیریه
‫باید به یه سناتور ایالتی رشوه بده؟

16:41.000 --> 16:43.599
‫نمی‌دونم، ولی این اولین سرنخی بود
‫که تونستم پیدا کنم

16:43.623 --> 16:45.004
‫بین این یارو و بابات.

16:45.556 --> 16:47.420
‫فردا صبح میرم بهشون یه سری می‌زنم.

16:49.698 --> 16:52.459
‫اگه داشتن به بابام رشوه می‌دادن،

16:52.597 --> 16:54.875
‫واقعاً فکر می‌کنی همینجوری
‫بیان همه‌چیز رو بهت بگن؟

16:55.014 --> 16:56.739
‫کی می‌تونه به من بگه نه؟

17:13.722 --> 17:16.035
‫رفقات توی کلانتری می‌دونن
‫داری بهم کمک می‌کنی؟

17:16.173 --> 17:17.415
‫به تو چه؟

17:17.898 --> 17:21.316
‫خب، اسم اوچوآ حتی قبل از
‫دستگیری اِمی هم خیلی حساسیت‌زا بود.

17:21.454 --> 17:23.574
‫حدس می‌زنم از اینکه داری
‫کمک می‌کنی زیاد خوششون نیاد.

17:23.697 --> 17:26.010
‫از کِی تا حالا نظر بقیه واسم اهمیت داشته؟

17:26.148 --> 17:29.117
‫در ضمن، وقتی حق با منه،
‫خودم رو خیلی بیشتر دوست دارم.

17:29.772 --> 17:30.877
‫سلام!

17:31.464 --> 17:32.741
‫پلیس فلوریدا.

17:38.574 --> 17:39.610
‫کسی هست؟

17:41.198 --> 17:43.131
‫خالیه.

17:59.906 --> 18:02.391
‫این قرار بود بره پورتو پرنسِ هائیتی.

18:06.361 --> 18:08.087
‫محتویات این جعبه
‫اصلاً هم بانمک نیست.

18:08.225 --> 18:10.537
‫- اینا که ای‌آر ۱۵ـه.
‫- اوهوم.

18:13.782 --> 18:15.818
‫این یکی هم پُر از راکت‌اندازه.

18:15.956 --> 18:17.406
‫شنیدم گفتید پلیسید؟

18:19.408 --> 18:21.514
‫آره، خب حیف شد.

18:21.652 --> 18:24.310
‫هر دو نفر، دست‌ها بالا
‫جایی که بتونم ببینم، لطفاً.

18:24.448 --> 18:26.657
‫- باشه، باشه.
‫- هی، با اون وسیله آروم باش.

18:26.795 --> 18:30.557
‫من حالم خوبه. شما دوتا فقط کاری که میگم رو
‫انجام بدید، اونوقت لازم نیست کسی...

18:30.695 --> 18:32.352
‫تماس از طرف مامان.

18:32.939 --> 18:34.561
‫ای لعنت بهش.

18:34.699 --> 18:36.770
‫آخه الان وقتش بود؟...
‫تماس از طرف مامان.

18:37.495 --> 18:39.359
‫میگم، نمی‌دونم.
‫شاید بهتر باشه بعداً بهش زنگ بزنی؟

18:39.497 --> 18:41.430
‫من مامانم رو رد تماس نمی‌کنم.

18:41.568 --> 18:42.949
‫جدی؟ تماس از طرف مامان.

18:43.087 --> 18:44.606
‫یه لحظه صبر کن.

18:46.539 --> 18:47.781
‫وای!

18:53.062 --> 18:54.202
‫وانت تو بود؟

18:54.788 --> 18:56.376
‫اون وسیله کلاً یه تیر می‌خوره، نه؟

18:56.514 --> 18:58.654
‫چون مال من ۱۶تا جا داره.

19:02.210 --> 19:03.625
‫گندش بزنن.

19:04.867 --> 19:06.490
‫بدجوری توی دردسر افتادی، دویل.

19:06.628 --> 19:09.631
‫شلیک با راکت‌انداز به پلیس
‫موضوعیه که خیلی جدی گرفته می‌شه.

19:09.769 --> 19:12.358
‫در ضمن، فدرالی‌ها هم کلی
‫سوال دارن در مورد اینکه چرا

19:12.496 --> 19:15.015
‫داشتی توی جعبه‌هایی که روش نوشته اسباب‌بازی،
‫به خارج از کشور اسلحه قاچاق می‌کردی.

19:15.154 --> 19:18.640
‫می‌خوام تو وقتـتون صرفه‌جویی کنم.
‫من... کلاً یه حرف باهاتون دارم.

19:19.399 --> 19:20.987
‫بازداشت حفاظتی.

19:21.125 --> 19:22.264
‫آره خب...

19:22.851 --> 19:25.336
‫اون شد دوتا کلمه،
‫ولی بفرما، بگو.

19:25.474 --> 19:27.062
‫اونایی که پول اون اسلحه‌ها رو دادن؟

19:27.200 --> 19:29.409
‫قبلاً یه نفر رو فرستادن
‫تا انگشت‌هام رو بشکنه

19:29.547 --> 19:32.723
‫فقط واسه اینکه چندتاشون رو
‫واسه خودم برداشته بودم.

19:32.861 --> 19:35.219
‫واسه خودت؟ یعنی داشتی
‫از محموله بلند می‌کردی؟

19:35.243 --> 19:37.013
‫حتی نمی‌خوام به این فکر کنم
‫که وقتی کل محموله رو از دست بدم،

19:37.037 --> 19:38.384
‫چه بلایی سرم میارن.

19:38.522 --> 19:39.695
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.

19:40.731 --> 19:43.389
‫اون یارویی که اون بلا رو سر دستت آورد،
‫اسمش چی بود؟

19:43.527 --> 19:46.185
‫آره. من فقط به اسم
‫آقای آگوستین می‌شناسمش.

19:46.323 --> 19:47.910
‫هیچوقت اسم کوچیکش رو نفهمیدم.

19:48.048 --> 19:49.578
‫همون یاروییه که بهت گفتم،
‫همونی که می‌خواست استخدامم کنه.

19:49.602 --> 19:51.638
‫و نگران اینی که اون گروهی که براشون کار می‌کنه،

19:51.776 --> 19:54.227
‫- بتونن توی زندان مثل آب خوردن گیرت بیارن.
‫- دقیقاً.

19:54.365 --> 19:56.540
‫فقط دفتر دادستان می‌تونه
‫بهت پیشنهاد توافق بده،

19:56.678 --> 19:59.035
‫اما به شرطی که هر چی می‌خوایم رو بگی،
‫من می‌تونم برات هماهنگش کنم.

19:59.059 --> 20:01.441
‫- هر چی بخواید.
‫- اون اسلحه‌ها قرار بود به دست کی برسه؟

20:01.579 --> 20:04.893
‫یه گروه به اسم نان لا سِل توی هائیتی.

20:05.031 --> 20:07.275
‫آگوستین هم واسه اونا کار می‌کنه.

20:07.827 --> 20:09.380
‫من زیاد اهل سیاست نیستم،

20:09.518 --> 20:12.280
‫ولی انگار اونجا یه جور جنگ داخلی راه افتاده.

20:12.418 --> 20:14.627
‫دولت هائیتی عملاً از هم پاشیده.

20:14.765 --> 20:17.008
‫گروه‌های مسلح دارن
‫برای کنترل کشور می‌جنگن.

20:17.146 --> 20:19.321
‫حدس می‌زنم نان لا سل
‫یکی از همین گروه‌ها باشه.

20:19.459 --> 20:20.702
‫اون خیریه.

20:20.840 --> 20:22.720
‫در واقع فقط یه پوشش
‫واسه قاچاق اسلحه‌ست، درسته؟

20:22.773 --> 20:26.604
‫چندتا از جعبه‌هایی که خارج می‌شن رو
‫پُر اسباب‌بازی می‌کنن تا از بازرسی رد بشن.

20:26.742 --> 20:29.262
‫چندتای بعدی که نیازی به بازرسی ندارن

20:29.400 --> 20:31.678
‫پُر از تفنگ‌های تهاجمی و آرپی‌جیـه.

20:31.816 --> 20:33.577
‫این همه اسلحه از کجا اومده؟

20:33.715 --> 20:37.097
‫خب، اون بخشش دیگه به من مربوط نمی‌شه.
‫من همه‌شون رو کاملاً قانونی خریدم.

20:37.236 --> 20:40.007
‫که بعدش بتونی به کسایی بفروشیشون
‫که نمی‌تونن قانونی خرید کنن.

20:40.031 --> 20:42.241
‫- کاملاً مطمئنم اینش جرم محسوب می‌شه.
‫- آره.

20:42.379 --> 20:44.450
‫ویکتور اوچوآ. چیزی ازش شنیدی؟

20:44.588 --> 20:45.968
‫سناتور ایالتی فلوریدا؟

20:46.106 --> 20:47.660
‫همونطور که گفتم،
‫من دنبال سیاست نیستم.

20:47.798 --> 20:48.833
‫خب، اون به قتل رسیده.

20:49.558 --> 20:51.146
‫داریم سعی می‌کنیم بفهمیم
‫کی این کار رو کرده.

20:52.009 --> 20:55.012
‫فکر کردی... من می‌دونم کی کشتتش؟

20:55.150 --> 20:59.499
‫چون اگه کسی مد نظرتونه که بگم
‫اون کشتتش، فقط اسمش رو بگید.

20:59.637 --> 21:01.363
‫هر چی بخواید میگم.

21:01.501 --> 21:03.607
‫ما اینجوری کار نمی‌کنیم دویل، ولی...

21:04.780 --> 21:05.816
‫ممنون.

21:40.471 --> 21:42.922
‫آقای دکر، درست به موقع رسیدی.

21:43.923 --> 21:47.340
‫- واسه چی؟
‫- خوراک میگو. یه دستور پخت خانوادگیه.

21:47.927 --> 21:49.687
‫حدس می‌زنم ترجیح میدی زیاد تند نباشه.

21:50.447 --> 21:51.517
‫این...

21:52.138 --> 21:53.208
‫لطف شما رو می‌رسونه.

21:57.212 --> 21:59.663
‫اگه برای کشتنت اومده بودم،
‫تا الان فهمیده بودی.

21:59.801 --> 22:02.113
‫این چاقو هم... فقط نشانه‌ی صلحه.

22:02.251 --> 22:03.287
‫آهان.

22:04.944 --> 22:06.842
‫بفرما. بشین.

22:09.293 --> 22:10.639
‫چطور می‌تونم رد کنم؟

22:16.783 --> 22:17.888
‫ممنون.

22:20.546 --> 22:24.273
‫تحقیقاتت در مورد من
‫واقعاً تحسین‌برانگیز بود.

22:26.414 --> 22:29.151
‫حدس می‌زنم چون خبر دستگیری
‫دویل کووِن رو شنیدی اینجایی؟

22:29.175 --> 22:32.558
‫که خب مسلماً نتیجه‌ی
‫فضولی‌های تو در مورد منه.

22:35.354 --> 22:37.079
‫نگران نباش. عصبانی نیستم.

22:37.977 --> 22:40.048
‫تو همون کاری رو کردی
‫که اگه منم بودم می‌کردم.

22:40.773 --> 22:42.533
‫- شراب ویونیه؟
‫- نه ممنون.

22:48.056 --> 22:49.437
‫هنوز قانع نشدی.

22:50.265 --> 22:52.647
‫دیدم با دویل چی کار کردی،
‫اونم فقط واسه یه دله‌دزدی.

22:52.785 --> 22:56.789
‫نگران اینی که چون باعث شدی
‫کل محموله‌ی اسلحه‌مون رو از دست بدیم،

22:56.927 --> 22:58.377
‫بلایی بدتر از شکستن انگشت سرت بیارم.

22:59.930 --> 23:03.105
‫دویل از ما دزدی کرد. تو نکردی.

23:04.521 --> 23:08.663
‫با این حال، قرار بود
‫دنبال قاتل آقای اوچوآ بگردی.

23:08.801 --> 23:12.218
‫بله. و حالا که چندتا چیز رو فهمیدم،
‫شاید بهش نزدیکـتر هم شده باشم.

23:13.322 --> 23:17.085
‫کارفرمای تو، نان لا سل،
‫ویکتور رو خریده بودن، مگه نه؟

23:18.051 --> 23:20.399
‫اونا برای جنگشون به اسلحه‌های
‫قاچاق آمریکایی نیاز داشتن،

23:20.537 --> 23:24.506
‫و یه سناتور ایالتی نمک‌گیر شده
‫می‌تونست به تداوم رسیدن اون اسلحه‌ها کمک کنه.

23:24.644 --> 23:27.371
‫مثلاً اگه لایحه‌ای برای سخت‌گیرانه‌تر شدن
‫نظارت توی بندرگاه‌ها ارائه می‌شد،

23:27.509 --> 23:30.339
‫ویکتور تو جایگاهی بود که می‌تونست
‫جلوی تصویبش رو بگیره.

23:32.100 --> 23:34.378
‫حالا می‌فهمی چرا کارفرماهای من
‫دنبال جواب می‌گردن.

23:35.552 --> 23:37.933
‫فرض کن یه گروه‌ رقیب
‫پشت این قتل باشه

23:38.071 --> 23:41.074
‫تا بتونن مسیر تامین اسلحه‌ی ما رو
‫قطع کنن، هوم؟

23:41.592 --> 23:44.802
‫اگه قضیه این باشه،
‫ما هم باید واکنش نشون بدیم.

23:44.940 --> 23:46.563
‫و اگه قضیه این نباشه چی؟

23:47.460 --> 23:49.635
‫اگه قتل اصلاً ربطی به این موضوع نداشته باشه؟

23:49.773 --> 23:53.121
‫اونوقت بازم انگشت می‌شکنم؟

23:53.259 --> 23:55.123
‫یا بدتر؟

23:56.020 --> 23:57.574
‫اون دیگه به تشخیص خودم بستگی داره.

24:02.441 --> 24:04.512
‫پیشنهادم رو قبول نمی‌کنی، نه؟

24:04.650 --> 24:07.480
‫من نمی‌تونم کسی رو تحویلت بدم،
‫فرقی نداره چی کار کرده باشه.

24:09.551 --> 24:12.312
‫راستش رو بخوای، از اینکه غذا نمی‌خوری
‫بیشتر بهم برمی‌خوره.

24:12.865 --> 24:13.866
‫اوه.

24:22.668 --> 24:24.808
‫- واقعاً خوشمزه‌ست.
‫- هوم.

24:29.191 --> 24:30.399
‫می‌تونم یه خواهشی ازت بکنم؟

24:30.538 --> 24:32.919
‫درخواست من رو رد می‌کنی
‫و بعد خودت ازم درخواست داری؟

24:33.057 --> 24:35.474
‫من هنوز باید قاتل واقعی رو پیدا کنم،
‫و این به نفع هر دومونه.

24:36.820 --> 24:37.855
‫بگو بشنوم.

24:38.477 --> 24:41.203
‫حسم بهم میگه یه نفر رو
‫داخل تیم تحقیق داری...

24:41.721 --> 24:43.930
‫شاید یکی از اعضای کارگروه ویژه.

24:45.000 --> 24:48.659
‫تو می‌دونستی که اسلحه داخل دریچه مخفی شده بود.
‫این موضوع رسانه‌ای نشده بود.

24:48.797 --> 24:52.421
‫من دنبال منبعت نیستم،
‫ولی اگه حدسم درست باشه،

24:52.560 --> 24:55.701
‫دیدن اون پرونده واقعاً
‫کمک بزرگی بهم می‌کنه.

24:57.012 --> 24:58.566
‫ببینم چی کار می‌تونم بکنم.

24:58.704 --> 24:59.808
‫باشه.

25:01.787 --> 25:03.787
‫« می‌تونی صحبت کنی؟ »

25:03.812 --> 25:05.676
‫باید یه زنگی بزنم.

25:06.194 --> 25:09.887
‫تو هم... خب، راحت باش،
‫اینجا رو خونه‌ی خودت بدون.

25:10.474 --> 25:11.889
‫قبل از اینکه یادم بره، باید بپرسم.

25:12.027 --> 25:13.442
‫قضیه‌ی این آرمادیلو چیه؟

25:13.581 --> 25:14.616
‫آهان.

25:15.410 --> 25:18.655
‫هدیه واسه دخترمه. پنج سالشه.

25:18.793 --> 25:22.106
‫پس چندتا انگشت می‌شکنی
‫و بعدش یه سری هم به کادوفروشی می‌زنی.

25:22.244 --> 25:23.729
‫کلاً یه سفر کاری معمولی.

25:30.252 --> 25:31.288
‫سلام، پیامکت رسید.

25:31.426 --> 25:32.945
‫شنیدم امروز بهت شلیک شده.

25:33.083 --> 25:34.429
‫از لحاظ فنی، آره.

25:34.567 --> 25:36.017
‫اونم با راکت‌انداز.

25:36.155 --> 25:38.502
‫خب، بهم نخورد.

25:42.506 --> 25:43.921
‫داشتم فکر می‌کردم.

25:45.129 --> 25:47.407
‫داشتم فکر می‌کردم که دیگه نمی‌تونم
‫این وضعیت رو ادامه بدم.

25:48.547 --> 25:49.755
‫دیگه چی رو نمی‌تونی ادامه بدی؟

25:49.893 --> 25:51.860
‫هیچکدوم از اینا رو.

25:51.998 --> 25:54.321
‫واسه همین ازت خواستم بهم زنگ بزنی...
‫که بگم تصمیمم رو گرفتم.

25:54.345 --> 25:55.588
‫خب.

25:56.555 --> 25:58.453
‫فردا صبح به وکیلم زنگ می‌زنم.

25:59.074 --> 26:01.421
‫بهش میگم همون پیشنهادی
‫که بهم دادن رو قبول کنه.

26:09.637 --> 26:11.753
‫- بهت گفتم نیا اینجا.
‫- خب، حرف‌های عجیبی می‌زدی.

26:11.777 --> 26:13.657
‫اومدم مطمئن بشم
‫کار احمقانه‌ای انجام نمیدی.

26:13.744 --> 26:15.815
‫قبول کردن اون پیشنهاد، احمقانه نیست.

26:15.953 --> 26:18.162
‫در واقع هست. می‌دونی چرا؟
‫چون تو بی‌گناهی.

26:18.300 --> 26:20.233
‫- واقعاً؟
‫- آره، هستی.

26:22.063 --> 26:25.238
‫شاید من بابام رو نکشته باشم،
‫ولی اون به خاطر من مُرد.

26:26.930 --> 26:30.209
‫منظورم اینه که بعد از اینکه تهدید کرد
‫تو رو دوباره می‌فرسته زندان، همه‌چیز تموم شد.

26:30.347 --> 26:33.453
‫تصمیم گرفتم اون کسی باشه
‫که باید بره زندان.

26:34.523 --> 26:37.803
‫چیزی که نمی‌فهمیدم،
‫چیزی که نتونستم درک کنم،

26:37.941 --> 26:39.425
‫این بود که اون نمی‌تونست بره زندان،

26:39.563 --> 26:42.739
‫چون اگه می‌رفت،
‫یه نفر دیگه آسیب‌پذیر می‌شد.

26:43.532 --> 26:44.741
‫یه آدم خطرناک.

26:44.879 --> 26:47.226
‫کسی با رازهایی که می‌دونست
‫اون همه‌شون رو لو میده.

26:48.365 --> 26:50.263
‫- اصلاً فکرش رو نمی‌کردم.
‫- اِمی، اینطور نیست...

26:50.401 --> 26:52.587
‫باید... می‌فهمیدم دارم
‫چه خطر بزرگی رو متوجهش می‌کنم.

26:52.611 --> 26:54.267
‫ویکتور خودش این راه رو انتخاب کرد.
‫خودت هم می‌دونی.

26:54.405 --> 26:56.166
‫- پس تو چی؟
‫- من می‌تونم...

26:56.304 --> 26:57.971
‫قراره چه بلایی سر تو بیاد
‫که من الان روحمم خبر نداره؟

26:57.995 --> 26:59.410
‫هیچ اتفاقی واسه ما نمی‌افته.

26:59.548 --> 27:01.620
‫امروز نزدیک بود کشته بشی.

27:06.141 --> 27:11.526
‫اگه... می‌مُردی... یا اگه مل می‌مُرد،
‫اونم تقصیر من بود.

27:11.664 --> 27:14.633
‫مجبور بودم تا آخر عمرم
‫با این عذاب وجدان زندگی کنم.

27:18.015 --> 27:20.949
‫پرونده‌ای که برام ساختن،

27:22.882 --> 27:25.816
‫شاید پاپوش باشه،
‫ولی پاپوش حساب‌شده‌ایه.

27:26.783 --> 27:29.475
‫اگه باهاش بجنگم،
‫ممکنه تا آخر عمرم بیفتم زندان.

27:29.613 --> 27:33.859
‫اگه پیشنهاد رو قبول کنم، کار رو واسه همه
‫راحت‌تر می‌کنم، از جمله خودم.

27:33.997 --> 27:36.965
‫باشه. تکلیف اون کسی که واقعاً
‫بابات رو کشت چی می‌شه؟

27:37.103 --> 27:40.659
‫اون هنوز آزاده. تو این کار رو بکنی،
‫اون قسر در میره. راست‌راست راه میره.

27:42.453 --> 27:43.523
‫دارم پیشرفت می‌کنم.

27:43.662 --> 27:45.733
‫واقعاً دارم می‌کنم.
‫بالاخره یه سرنخی پیدا می‌شه.

27:45.871 --> 27:47.838
‫حتماً می‌شه.
‫فقط یه روز دیگه بهم وقت بده.

27:48.425 --> 27:51.083
‫فردا به وکیلت زنگ نزن.
‫فقط یه روز دیگه بهم وقت بده.

27:53.016 --> 27:54.776
‫ببخشید. بله.

27:54.914 --> 27:57.020
‫- کجایی؟
‫- پیش اِمی. چیزی شده؟

27:57.158 --> 27:58.780
‫اصلاً اوضاع خوب نیست.

27:58.918 --> 28:01.058
‫هر دوتاتون همین الان بیاید خونه. سریع.

28:04.027 --> 28:06.546
‫چند ساعت بعد از اینکه
‫دویل کووِن رو انداختیم بازداشتگاه،

28:06.685 --> 28:09.308
‫درخواست کرد با مسئول پرونده‌ی
‫ویکتور اوچوآ صحبت کنه.

28:09.446 --> 28:12.000
‫کلی رو انداختم تا تونستم
‫یه کپی از این رو بگیرم.

28:12.138 --> 28:14.934
‫بله قربان،
‫یه بِرتا پی‌اِکس ۴ کامپکت.

28:15.072 --> 28:18.282
‫خوش‌دست، با لگد کم.
‫دقیقاً شبیه همونیه که به اون خانم فروختم.

28:18.420 --> 28:20.457
‫منظورت از اون خانم، ایمیلیا اوچوآست؟

28:20.595 --> 28:22.045
‫آره، اسمش همین بود.

28:22.183 --> 28:24.875
‫گفت باباش یه سیاستمدار کله‌گنده‌ست.

28:25.013 --> 28:26.566
‫ویکتور اوچوآ.

28:26.705 --> 28:28.683
‫وقتی با این یارو حرف زدیم،
‫اصلاً اسم ویکتور هم به گوشش نخورده بود.

28:28.707 --> 28:29.915
‫از اینم بدتر می‌شه.

28:30.053 --> 28:31.744
‫- اون زن چه شکلی بود؟
‫- خوشگل بود.

28:31.882 --> 28:35.127
‫قدش حدوداً قد خودت بود. موهای بلند قهوه‌ای
‫و چشم‌های درشت قهوه‌ای داشت.

28:35.265 --> 28:36.680
‫می‌خوایم چندتا عکس بهت نشون بدیم.

28:36.818 --> 28:39.372
‫اگه زنی که اسلحه رو بهش فروختی
‫بینـشون بود، بهمون بگو.

28:40.477 --> 28:41.892
‫خودشه، همونجا.

28:42.030 --> 28:44.274
‫همچین زنی، قیافه‌اش
‫قشنگ تو ذهن آدم می‌مونه.

28:44.412 --> 28:46.310
‫کِی اسلحه رو بهش فروختی؟

28:46.448 --> 28:48.012
‫- من اصلاً تا حالا این یارو رو ندیدم.
‫- دو سه سال پیش.

28:48.036 --> 28:50.083
‫- قطعاً هیچوقت ازش تفنگ نخریدم.
‫- می‌دونیم.

28:50.107 --> 28:53.317
‫گفت توی ساختمونش چندتا سرقت شده بوده.
‫نگرانش کرده بود.

28:53.455 --> 28:55.423
‫گفت می‌خواسته بتونه از خودش دفاع کنه.

28:56.079 --> 28:57.943
‫پس یکی بعد از اینکه با ما حرف زد،
‫رفته سراغش.

28:58.081 --> 29:00.014
‫آره، می‌گفت برای معامله هر کاری می‌کنه.

29:00.152 --> 29:03.707
‫معلومه یکی شرایطش رو براش جور کرده
‫و بهش یاد داده چی بگه.

29:03.845 --> 29:05.122
‫نه، نه هر کسی.

29:07.159 --> 29:08.747
‫الان دیگه می‌دونم کی داره
‫برام پاپوش درست می‌کنه.

29:14.235 --> 29:16.616
‫اِمی، اینجا چی کار می‌کنی؟ کی راهت داد تو؟

29:16.755 --> 29:19.343
‫خب، دستیارت پشت میزش نبود،

29:19.481 --> 29:21.276
‫ما هم تصمیم گرفتیم اینجا رو
‫خونه‌ی خودمون بدونیم.

29:21.414 --> 29:22.864
‫سلام، من آر‌جی دکر هستم.

29:23.002 --> 29:24.555
‫دفتر شما یه بار علیه من پرونده درست کرد،

29:24.693 --> 29:26.085
‫اما فکر نکنم تا حالا
‫این افتخار نصیبم شده باشه.

29:26.109 --> 29:28.594
‫اِمی، این چه داستانیه دیگه؟

29:29.388 --> 29:30.941
‫دیروز یه قضیه‌ای شنیدم.

29:32.771 --> 29:38.086
‫مردی به اسم دویل کووِن
‫به پلیس گفته من ازش تفنگ خریدم.

29:39.881 --> 29:42.297
‫گفته به خاطر این بوده
‫که نگران چندتا سرقت بودم،

29:42.435 --> 29:43.954
‫که دو سال پیش توی ساختمونم رخ داده بود.

29:45.473 --> 29:48.683
‫اون بخشش که من تفنگ خریدم، دروغ بود،

29:48.821 --> 29:53.343
‫اما اون بخشش که نگران سرقت‌ها بودم،
‫حقیقت داشت.

29:55.345 --> 29:57.278
‫و واقعاً هم برای این موضوع رفتم سراغ یه نفر.

29:58.693 --> 30:00.660
‫فقط اون آدم دویل کووِن نبود.

30:02.248 --> 30:03.249
‫خودِ تو بودی.

30:04.526 --> 30:09.048
‫گفتی با یه نفر صحبت می‌کنی تا ماشین‌های
‫گشت بیشتری بفرستن به اون منطقه.

30:10.739 --> 30:14.398
‫اما چون می‌دونستم دارم...
‫دارم لطف ویژه‌ای ازت می‌خوام،

30:14.536 --> 30:16.676
‫هیچوقت نگرانیم رو
‫با کس دیگه‌ای در میان نذاشتم.

30:17.505 --> 30:18.540
‫فقط خودت.

30:20.128 --> 30:22.613
‫سرقت‌ها تموم شد؟
‫فکر نکنم هیچوقت این رو پرسیده باشم.

30:25.306 --> 30:27.308
‫تو به دویل کووِن گفتی چی بگه.

30:28.999 --> 30:30.898
‫چون تو پدرم رو کشتی.

30:32.278 --> 30:35.005
‫اِمی، چرا باید همچین کاری بکنم؟

30:35.143 --> 30:37.836
‫احتمالاً چون تو هم به اندازه‌ی اون کثیفـی.

30:37.974 --> 30:39.976
‫هر چی باشه، اون تو رو توی این دفتر نشوند.

30:40.114 --> 30:42.806
‫امکان نداشت این کار رو بکنه
‫اگه فکر می‌کرد اهل رشوه گرفتن نیستی.

30:42.944 --> 30:46.603
‫به تازگی فهمیدم یکی از کسایی که توی مشتش بود،

30:46.741 --> 30:49.261
‫عضو یه گروه نظامی هائیتی بوده.

30:49.399 --> 30:51.263
‫نان لا سل. حتماً اسمشون رو شنیدی.

30:51.401 --> 30:53.748
‫حدس می‌زنم به خاطر اینـه
‫که تو هم توی مشت اونایی.

30:54.369 --> 30:57.441
‫و با شناختی که از پدرم دارم،
‫اون... احتمالاً معرفت بوده.

30:58.684 --> 31:01.376
‫بهشون گفته ایده‌ی خوبیه که یه دادستان رو
‫مواجب‌بگیر خودشون بکنن،

31:01.514 --> 31:03.413
‫تا اگه یکی از آدم‌هاشون دستگیر شد،
‫کارشون راه بیفته.

31:03.551 --> 31:06.323
‫آره، همه‌ی این‌ها رو گفتیم که بگیم فکر می‌کنیم
‫شما دوتا آتوهای زیادی از کثافت‌کاری‌های هم داشتین،

31:06.347 --> 31:08.694
‫که برای نابودی هر دوتاتون کافی بوده.

31:10.316 --> 31:15.321
‫آخرین باری که ویکتور رو دیدم، بهم یادآوری کرد
‫که تو یکی از قدیمی‌ترین دوست‌هاش بودی.

31:15.459 --> 31:17.876
‫اون شب اون تو رو کشوند خونه‌ش، مگه نه؟

31:18.359 --> 31:20.395
‫بهت فشار آورد تا پرونده‌ی علیهش رو مختومه کنی.

31:21.293 --> 31:23.398
‫اما این تو رو توی شرایط سختی قرار داد، مگه نه؟

31:23.536 --> 31:26.136
‫چون اگه کاری که می‌خواست رو نمی‌کردی،
‫تو رو هم با خودش می‌کشید پایین،

31:26.160 --> 31:29.922
‫اما اگه می‌ذاشتی قسر دربره،
‫این یعنی خودکشی شغلی.

31:30.785 --> 31:33.788
‫پرونده خیلی سروصدا کرده بود،
‫برای همین به گزینه‌ی سوم فکر کردی.

31:34.754 --> 31:35.790
‫بهش شلیک کردی.

31:37.999 --> 31:39.345
‫می‌تونی چیزی از این‌ها رو ثابت کنی؟

31:41.416 --> 31:46.318
‫چون اگه تنها مدرکت برای متهم کردن من
‫به قتل ویکتور، یه اسلحه‌فروشـه

31:46.456 --> 31:49.908
‫که از قضیه‌ای خبر داشته که من هم می‌دونستم،
‫خب، یه توضیح خیلی ساده‌تر وجود داره.

31:50.046 --> 31:53.014
‫اون اسلحه‌فروش داره راستش رو میگه،
‫تازه بماند که،

31:53.152 --> 31:55.844
‫اگه سلاح قتل تمام این مدت دست من بود،

31:55.983 --> 31:59.296
‫چرا باید این همه وقت صبر می‌کردم
‫تا برات پاپوش درست کنم؟

32:00.263 --> 32:02.713
‫باید بگم، اگه نقشه‌ات اینـه که سعی کنی

32:02.851 --> 32:05.785
‫این داستان‌ها رو به خورد هیات‌منصفه بدی،
‫شانس خودم رو بیشتر می‌بینم.

32:05.924 --> 32:08.409
‫همین الان هر دوتاتون از اینجا گم می‌شید بیرون،

32:08.547 --> 32:11.239
‫قبل از اینکه ورود غیرقانونی رو هم
‫به اتهاماتت اضافه کنم.

32:16.003 --> 32:17.038
‫اِمی؟

32:17.763 --> 32:20.007
‫بهت گفتم که حاضرم توی مجازاتت تخفیف بدم.

32:20.939 --> 32:23.148
‫توافق رو قبول کن قبل از اینکه نظرم عوض بشه.

32:28.000 --> 32:35.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

32:40.234 --> 32:42.822
‫سلام، نمی‌دونم پیامم رو دیدی یا نه.

32:42.961 --> 32:45.481
‫سوفیا داره توی خونه‌ی شارلوت شام می‌خوره،
‫برای همین تازه رسوندمش اونجا.

32:45.584 --> 32:46.688
‫اوه.

32:46.826 --> 32:49.174
‫- آر‌جی بهت گفت چی شده؟
‫- آره گفت.

32:49.312 --> 32:51.866
‫دادستان فورت لادردیل یه قاتلـه،

32:52.004 --> 32:54.110
‫و اِمی هنوز هم توی مسیر مستقیم به سمت زندانـه.

32:54.248 --> 32:55.594
‫روز تو چطور بود؟

32:56.457 --> 32:59.617
‫در مقایسه با اِمی، مثل آب خوردن بود، ولی
‫حداقل دوباره تمرکزش رو به دست آورده.

32:59.667 --> 33:01.289
‫عمراً دیگه توافق رو قبول کنه.

33:01.427 --> 33:02.532
‫اصلاً.

33:03.671 --> 33:05.190
‫این چه بوییـه میاد؟

33:05.328 --> 33:08.331
‫پیتزای منجمد. خیلی حوصله‌ی آشپزی نداشتم.

33:09.090 --> 33:10.410
‫چند وقته داری گرمش می‌کنی؟

33:14.130 --> 33:15.441
‫یکم ماکارونی بلونز درست می‌کنم.

33:15.579 --> 33:17.064
‫وای خدا. وای خدا.

33:19.031 --> 33:22.897
‫بالاخره یکی از اعضای گروه
‫به دادت رسید و پرونده رو برات آورد؟

33:23.553 --> 33:29.421
‫نه. دوست جدید آر‌جی، آگوستین،
‫همون که برای باند هائیتی کار می‌کنه.

33:29.559 --> 33:31.285
‫آر‌جی هم یه نسخه ازش داره.

33:32.010 --> 33:33.735
‫چی می‌شه اگه یه سری به لِیک بزنه؟

33:33.873 --> 33:35.565
‫- کی؟
‫- آگوستین.

33:36.221 --> 33:39.086
‫شاید زهرچشمی ازش بگیره و اونم اعتراف کنه.

33:39.224 --> 33:42.710
‫اونجوری که آر‌جی توصیفش کرد،
‫فکر نکنم کارش فقط زهرچشم گرفتن باشه.

33:42.848 --> 33:44.608
‫بیشتر کارش فرستادن پیش خداست.

33:44.746 --> 33:47.646
‫اگه بفرستیمش سراغ لِیک، هیچ کنترلی
‫روی اینکه چطور باهاش رفتار می‌کنه نداریم.

33:47.784 --> 33:50.624
‫می‌تونه خیلی راحت غیبش کنه.
‫فردا سر کار پیداش نشه.

33:50.752 --> 33:53.065
‫و اونوقت اِمی هنوزم
‫متهم به قتل باقی می‌مونه.

33:53.203 --> 33:55.205
‫- اوهوم.
‫- چیز مفیدی اون تو هست؟

33:55.343 --> 33:58.105
‫بیشتر چیزهایی که اینجاست رو از قبل می‌دونستیم.

33:58.243 --> 34:00.659
‫تنها استثناش اینـه.

34:01.384 --> 34:04.076
‫جرم‌شناسی یه سری رسوبات عجیب
‫روی تفنگ پیدا کرده.

34:04.214 --> 34:07.010
‫لِیک خوب تمیزش کرده بوده.
‫نه اثری انگشتی بود، نه دی‌اِن‌اِی،

34:07.148 --> 34:09.068
‫ولی انگار متوجه یه سری جِرم و کثیفی
‫لای شکاف‌هاش نشده.

34:09.185 --> 34:11.980
‫اکریلیک، شِن، رنگ‌دانه‌ی آبی.

34:12.119 --> 34:13.948
‫کارگروه ویژه هنوز هویتش رو شناسایی نکرده،

34:14.086 --> 34:17.469
‫اما می‌دونن نه مال خونه‌ی ویکتوره،
‫نه آپارتمان اِمی.

34:18.125 --> 34:22.508
‫ولی دارم فکر می‌کنم شاید بتونه بهمون کمک کنه
‫رد جاهایی که تفنگ بوده رو بزنیم.

34:22.646 --> 34:24.648
‫یادت میاد وقتی انجمن مالکان
‫داشت درباره‌ی این صحبت می‌کرد

34:24.786 --> 34:26.961
‫که انتهای خیابون یه زمین پیکل‌بال بسازه؟

34:27.755 --> 34:29.101
‫البته که یادمه، عزیزم.

34:29.239 --> 34:30.758
‫کلی تحقیق کردم، می‌خواستم مطمئن بشم

34:30.896 --> 34:33.105
‫موادی که استفاده می‌کردن سمی نباشه.

34:34.106 --> 34:36.729
‫با تمام احترام،
‫این چه ربطی به موضوع داره آخه؟

34:37.316 --> 34:42.252
‫سه‌تا راهنمایی بهت می‌کنم.
‫اکریلیک، شن، رنگ‌دانه‌ی آبی.

34:45.876 --> 34:48.879
‫ترکیب شیمیایی رسوبات آبی
‫که کارگروه ویژزه پیدا کرده، همونه

34:49.017 --> 34:50.778
‫- که توی اون سطل هست.
‫- باشه.

34:50.916 --> 34:53.298
‫پس این‌ها مواد سازنده‌ی کفِ
‫زمین بازی پیکل‌بال هستن.

34:53.988 --> 34:55.541
‫من و کت عضو انجمن مالکانیم.

34:55.679 --> 34:57.588
‫اون‌ها با ساختنش توی محله‌ی ما
‫موافقت نکردن،

34:57.612 --> 35:00.339
‫نه به خاطر اینکه مواد شیمیاییش بد بود،
‫بلکه به خاطر سروصداش.

35:00.477 --> 35:04.102
‫توی بقیه‌ی محله‌ها، مردم داشتن سر قضیه‌ی
‫پیکل‌بال همدیگه رو تیکه‌پاره می‌کردن.

35:04.240 --> 35:06.138
‫به خاطر راکت‌هاشه. زِه ندارن.

35:06.276 --> 35:07.933
‫- وقتی باهاش به توپ می‌زنی...
‫- صدای تق میده.

35:08.071 --> 35:11.592
‫- یه صدای بلند، اونم مدام و مدام.
‫- اوهوم.

35:11.730 --> 35:14.181
‫مردمی که نزدیک این زمین‌ها
‫زندگی می‌کنن، عصبانی می‌شن.

35:14.319 --> 35:17.184
‫و بعضی وقت‌ها دست به خشونت می‌زنن.

35:17.322 --> 35:19.082
‫باشه، حالا فرضیه‌ات چیه؟

35:19.220 --> 35:21.647
‫همون تفنگی که باهاش ویکتور رو کشتن،
‫توی یه دعوای پیکل‌بال استفاده شده؟

35:21.671 --> 35:23.259
‫باشه. اینجا رو ببین.

35:23.397 --> 35:25.985
‫توی سال گذشته چندین مورد خرابکاری
‫در زمین‌های بازی گزارش شده.

35:26.124 --> 35:28.298
‫اوهوم. ولی اشاره‌ای به تفنگ نمی‌بینم.

35:28.436 --> 35:29.851
‫نه، ولی به این یکی نگاه کن.

35:32.164 --> 35:35.823
‫چی می‌شه اگه تفنگ اصلاً
‫روی زمین پیکل‌بال نبوده باشه؟

35:36.617 --> 35:39.654
‫چی می‌شه اگه داخل زمین پیکل‌بال بوده؟

35:43.486 --> 35:47.524
‫خب، نه اینکه از اومدن دوباره‌ی پلیس
‫برای بررسی بیشتر خوشحال نباشم،

35:47.662 --> 35:49.802
‫مخصوصاً با وجود همچین افسر خوشتیپی.

35:49.940 --> 35:51.252
‫اون پلیس نیست.

35:51.390 --> 35:53.220
‫- هنوزم خوشتیپـه.
‫- شما خیلی لطف دارین.

35:53.979 --> 35:57.051
‫همونطور که پشت تلفن گفتم،
‫ما تصمیم گرفتیم شکایت نکنیم.

35:57.189 --> 36:01.055
‫هر کدوم از ساکنانـمون که این خرابکاری رو
‫کرده باشه، خودمون قضیه رو داخلی حل می‌کنیم.

36:01.193 --> 36:04.472
‫باشه. مسئله اینـه، پرل،

36:04.610 --> 36:07.234
‫من و کارآگاه آبریو فکر نمی‌کنیم
‫این فقط یه خرابکاری ساده باشه.

36:07.372 --> 36:10.306
‫توی موارد دیگه دیدیم که مردم
‫روی زمین‌ها رنگ می‌پاشیدن،

36:10.444 --> 36:11.997
‫یا تورها رو پاره می‌کردن.

36:12.135 --> 36:14.631
‫به نظر من، انگار یکی با پیکور
‫افتاده بوده به جون زمین.

36:14.655 --> 36:17.209
‫تقریباً انگار یکی سعی داشته
‫چیزی رو از زیر خاک بکشه بیرون.

36:18.590 --> 36:21.386
‫خیلی‌خب، فرض کنیم حق با ماست
‫و لِیک تفنگ رو اینجا دفن کرده بوده.

36:21.524 --> 36:24.527
‫اگه راهی پیدا نکنیم که اون رو بهش ربط بدیم،
‫یعنی هیچ فایده‌ای نداره.

36:29.428 --> 36:31.361
‫فکر کنم همین الان پیدا کردم. هی پرل؟

36:32.017 --> 36:33.294
‫بله، خوشتیپ؟

36:33.432 --> 36:36.090
‫اون ماشین گلف اونجا، لوگوی مجتمع روشـه؟

36:36.228 --> 36:38.437
‫- آره مال ماست، کوکونات هاربر.
‫- کوکونات هاربر.

36:38.575 --> 36:40.370
‫- و این لوگو روی همه‌ی ماشین‌ها هست؟
‫- بله.

36:49.276 --> 36:52.865
‫باشه، این قضیه‌ای که مشخصاً
‫کشف کردی ولی به من نمیگی،

36:53.003 --> 36:55.868
‫فکر می‌کنی برای متقاعد کردن هیات‌منصفه
‫به بی‌گناهیِ اِمی کافی باشه؟

36:56.006 --> 36:57.042
‫قطعاً نه.

36:57.629 --> 36:59.286
‫اما من نیازی ندارم
‫هیات‌منصفه رو متقاعد کنم.

37:03.911 --> 37:08.709
‫چون باید بدونیم دِرک
‫شرایط رو درک می‌کنه. و...

37:09.399 --> 37:10.745
‫بعداً باهات صحبت می‌کنم.

37:11.712 --> 37:13.852
‫کارآگاه آبریو، آقای دکر.

37:14.370 --> 37:16.268
‫اِمی نظرش عوض شده؟

37:16.406 --> 37:19.616
‫حالا که گفتی، امروز به نظر سرحال‌تر می‌رسید،

37:19.754 --> 37:21.387
‫اما حدس می‌زنم منظورت این نبود.

37:21.411 --> 37:23.182
‫آره، امیدوار بودیم بتونیم
‫یه گپ کوچیکی باهات بزنیم،

37:23.206 --> 37:26.589
‫ولی فکر می‌کنیم این موضوعیه
‫که ترجیح میدی خصوصی درباره‌اش حرف بزنیم.

37:28.315 --> 37:29.316
‫بفرمایید.

37:39.809 --> 37:41.889
‫می‌دونی، اون روز سوال خوبی ازمون پرسیدی.

37:42.432 --> 37:43.952
‫اگه تمام این مدت اسلحه‌ی قتل دست خودت بود،

37:44.089 --> 37:46.954
‫چرا نزدیک سه ماه صبر کردی تا ازش برای
‫پاپوش درست کردن برای اِمی استفاده کنی؟

37:47.092 --> 37:49.991
‫دوست‌هام اون موقع جوابی برات نداشتن،
‫اما فکر کنم الان جوابش رو داریم.

37:50.129 --> 37:52.649
‫به خاطر اینـه که در اصل، تو هیچوقت
‫قصد نداشتی برای کسی پاپوش درست کنی.

37:52.787 --> 37:55.134
‫با این قضیه که قتل حل‌نشده
‫باقی بمونه مشکلی نداشتی.

37:55.721 --> 37:58.828
‫برای همین تفنگ رو زیر زمین پیکل‌بالی
‫که در حال ساخت بود دفن کردی.

37:58.966 --> 38:01.166
‫یکم طول کشید تا بفهمیم
‫چرا اونجا رو انتخاب کردی.

38:01.209 --> 38:04.316
‫بعد همکار خوشتیپ من
‫اینجا یه چیزی یادش اومد.

38:04.454 --> 38:06.663
‫آره، اون روز که توی دفترت بودم،

38:06.801 --> 38:08.976
‫یه عکس ازت با یه زوج مسن دیدم.

38:09.735 --> 38:11.358
‫پدر و مادرت بودن، مگه نه؟

38:11.910 --> 38:13.808
‫دامینیک و رُزان لِیک.

38:13.946 --> 38:18.226
‫توی اون کادر، یه ماشین گلف بود که
‫لوگوی شهرک محل زندگی سالمندان روش بود.

38:18.365 --> 38:21.057
‫- کوکونات هاربر، درسته؟
‫- امروز صبح اونجا بودیم.

38:21.195 --> 38:22.886
‫آمار گرفتیم و فهمیدیم
‫پدر و مادرت اونجا زندگی می‌کنن.

38:23.024 --> 38:25.889
‫به خاطر اون‌ها بود که فهمیدی
‫اون زمین پیکل‌بال داره ساخته می‌شه.

38:26.027 --> 38:28.375
‫می‌دونی، باید اعتراف کنم نقشه‌ات خوب بود.

38:28.513 --> 38:31.688
‫دفن کردن تفنگ زیر اون‌همه بتن...
‫نقشه‌ی خوبی بود.

38:32.551 --> 38:35.036
‫منظورم اینـه که شانس زیادی وجود داشت
‫که هیچکدوم پیداش نکنن.

38:35.830 --> 38:38.454
‫- البته اگه همونجا رهاش می‌کردی.
‫- ولی نکردی.

38:38.592 --> 38:41.249
‫احتمالاً، اگه بخوایم حدس بزنیم،
‫خبر به گوشت رسید

38:41.388 --> 38:44.632
‫که نماینده‌ی گروهی
‫که بهت رشوه می‌دادن اومده به شهر.

38:44.770 --> 38:46.393
‫آقای آگوستین.

38:46.531 --> 38:48.440
‫یهو حل‌نشده موندن قتل ویکتور
‫برات خطرناک شد.

38:48.464 --> 38:49.464
‫به یه سپر بلا نیاز داشتی.

38:49.534 --> 38:51.329
‫به اِمی نیاز داشتی.

38:51.467 --> 38:54.849
‫برای همین تفنگ رو بیرون کشیدی،
‫جاسازش کردی و خودت هم گزارش جاش رو دادی.

38:56.644 --> 38:59.958
‫قصد دارین همه‌ی این‌ها رو ببرین دادگاه؟
‫راحت باشین.

39:00.096 --> 39:02.719
‫نه، آخرین جایی که این قضیه رو می‌بریم...
‫دادگاهـه.

39:03.858 --> 39:05.446
‫می‌بریمش پیش آقای آگوستین.

39:05.584 --> 39:07.345
‫یا حداقل من این کار رو می‌کنم.

39:07.483 --> 39:10.624
‫ببین، خط قرمزهایی هستن که وقتی توی سیستم
‫قضایی کار می‌کنی، نباید ازشون رد بشی.

39:10.762 --> 39:15.560
‫مطمئنم این برات حرف جدیدیـه، اما من...
‫دارم بهت یه فرصت برای اعتراف میدم.

39:16.492 --> 39:19.412
‫چون تا آگوستین بفهمه تو همونی هستی
‫که ویکتور رو کشتی،

39:19.529 --> 39:21.531
‫تو دیگه تحت بازداشت حفاظتی قرار گرفتی.

39:22.221 --> 39:23.499
‫توافق رو قبول کن.

39:24.672 --> 39:26.640
‫توافق رو قبول کن قبل از اینکه نظرم عوض بشه.

39:33.992 --> 39:38.306
‫فورت لادردیل امشب به خاطر گزارش‌هایی
‫مبنی بر اینکه جنیس لِیک، دادستان منطقه،

39:38.445 --> 39:41.344
‫به قتل سناتور ایالتی، ویکتور اوچوا،
‫اعتراف کرده شوکه شده.

39:41.482 --> 39:44.140
‫دختر سناتور ایالتی، اِمیلیا اوچوآ،

39:44.278 --> 39:46.591
‫اوایل این هفته به جرم
‫این قتل دستگیر شده بود،

39:46.729 --> 39:48.903
‫اما با تحولات شگفت‌انگیز امروز،

39:49.041 --> 39:50.921
‫تمامی اتهامات علیه خانم اوچوآ لغو شده.

39:52.562 --> 39:54.402
‫در سایر اخبار، سیب‌زمینی‌های مهاجم
‫خسارت‌های شدیدی

39:54.426 --> 39:57.226
‫- به پوشش گیاهی در اُرلاندو وارد کردن...
‫- صبر کن، صبر کن.

39:57.947 --> 39:59.189
‫اصلاً اسم تو رو نیاوردن.

39:59.327 --> 40:01.295
‫آخه چطور ممکنه؟ چطور ممکنه
‫اصلاً اسمت رو نیاورده باشن؟

40:01.433 --> 40:05.092
‫خب، با توجه به اینکه من فقط
‫با این تهدید که دادستان رو لو میدم

40:05.230 --> 40:08.440
‫به گروه نظامی هائیتی ازش اعتراف گرفتم،
‫احتمالاً اینجوری خیلی بهتره.

40:09.027 --> 40:11.557
‫راستی یادم اومد. رفیقت آگوستین
‫امروز یه چیزی برات فرستاده بود.

40:11.581 --> 40:13.341
‫عجب.

40:13.480 --> 40:17.069
‫حالا اگه این یه تهدید به خاطر
‫تحویل دادن دادستان به پلیس به جای خودشـه،

40:17.207 --> 40:18.623
‫- بهم نگو.
‫- باشه.

40:18.761 --> 40:21.073
‫- مگر اینکه منم تهدید شده باشم.
‫- درسته.

40:21.626 --> 40:23.144
‫نه، اصلاً نمی‌خوام بدونم.

40:27.168 --> 40:29.168
‫« طرز تهیه خوراک میگو »

40:30.439 --> 40:32.439
‫« شاید بتونی تُندش رو بخوری »

40:32.464 --> 40:34.328
‫تو واقعاً از این یارو خوشت میاد، مگه نه؟

40:35.640 --> 40:38.470
‫حالا که صحبت از دوستی‌های عجیب و وصف‌ناپذیر شد.

40:39.160 --> 40:41.887
‫سلام، همه‌ی اتهامات لغو شد. همین الان
‫توی اخبار شنیدم. فوق‌العاده‌ست.

40:42.025 --> 40:44.649
‫یه جوری میگی انگار خودت
‫هیچ نقشی در این کار نداشتی.

40:46.271 --> 40:47.445
‫هی، بیخیال.

40:48.963 --> 40:51.138
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم، قابلی نداشت.

40:52.104 --> 40:53.312
‫اوم...

40:54.072 --> 40:56.315
‫اما می‌تونم یه لحظه بیرون باهات صحبت کنم؟

40:58.904 --> 41:00.388
‫قضیه جدی به نظر می‌رسه.

41:00.527 --> 41:03.564
‫خب، راستش تا حدی همینطوره. فقط...

41:03.702 --> 41:05.048
‫اون شب داشتی می‌گفتی که

41:05.186 --> 41:07.361
‫خودت رو برای اتفاقی
‫که برای پدرت افتاد مقصر می‌دونی.

41:07.948 --> 41:09.467
‫و من... فقط امیدوار بودم،

41:09.605 --> 41:12.987
‫منظورم اینـه که حالا که می‌دونیم
‫مقصر واقعی کیه، اون...

41:13.125 --> 41:15.058
‫اینکه کمتر خودم رو سرزنش کنم؟

41:15.196 --> 41:16.681
‫آره، شاید در همین حد.

41:16.819 --> 41:19.960
‫اعتراف می‌کنم که دونستن حقیقت
‫کمک می‌کنه، ولی من...

41:20.581 --> 41:22.376
‫من... هنوز کلی کار دارم که باید بکنم.

41:22.997 --> 41:26.656
‫اگه ۱۵ سال پیش ازم می‌پرسیدی
‫می‌خوام با زندگیم چی کار کنم،

41:26.794 --> 41:28.900
‫بهت می‌گفتم می‌خوام به مردم کمک کنم.

41:29.694 --> 41:33.111
‫دارم به تمام اتفاقاتی که برام افتاده
‫به چشم یه تلنگر نگاه می‌کنم.

41:34.388 --> 41:36.252
‫فقط باید، نمی‌دونم...

41:37.805 --> 41:39.876
‫سعی کنم دوباره اون نسخه‌ی قدیمی خودم رو پیدا کنم.

41:40.463 --> 41:41.947
‫مثل پرونده‌ی پیدا کردن یه آدم گمشده.

41:42.085 --> 41:46.434
‫- آره. مثل پرونده‌ی... پیدا کردن یه آدم گمشده.
‫- منظورم اینـه که...

41:47.746 --> 41:49.437
‫کاش یه کارآگاه خصوصی خوب می‌شناختم.

41:49.576 --> 41:52.510
‫باید تقویمم رو چک کنم.
‫این روزها خیلی سر شلوغه.

41:52.648 --> 41:54.304
‫برو تو با آبجو بررسیش کن.

41:54.442 --> 41:56.762
‫بزن بریم. ولی خداییش،
‫فکر نکنم از پس هزینه‌هام بربیای.

41:56.859 --> 41:58.446
‫نه، جدی میگم. تعرفه‌هام داره میره بالا.

41:58.585 --> 42:00.483
‫- نگو بابا.
‫- چرا، جدی میگم.

42:08.698 --> 42:09.906
‫♪ تو تنها نیستی ♪

42:10.562 --> 42:15.429
‫♪ فقط بذار من
‫بلیط برگشتت به خونه باشم ♪

42:16.000 --> 42:36.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
