1
00:00:01,139 --> 00:00:02,623
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,761 --> 00:00:05,867
‫من اِمی اوچوآ هستم.
‫لوکاس برادر ناتنیمه.

3
00:00:06,834 --> 00:00:08,905
‫و اون هم همون مردیه
‫که چیزی نمونده بود بکشتش.

4
00:00:09,043 --> 00:00:10,734
‫صد قدم هم نمی‌تونم راه برم

5
00:00:10,872 --> 00:00:12,885
‫بدون اینکه یکی ازم بخواد در مورد
‫قتل پدرم باهاش مصاحبه کنم.

6
00:00:12,909 --> 00:00:14,991
‫از اون کارگروه ویژه‌ای که قراره
‫قاتل پدرت رو پیدا کنن،

7
00:00:15,015 --> 00:00:16,361
‫چیزی شنیدی؟

8
00:00:16,499 --> 00:00:17,779
‫پدرم و دادستان باهم صمیمی بودن.

9
00:00:17,879 --> 00:00:20,537
‫هرکی کشتش، قسر در نمیره.

10
00:00:20,675 --> 00:00:22,401
‫می‌دونم بهت گفتم که به زمان نیاز دارم،

11
00:00:22,539 --> 00:00:25,887
‫- اما فکر کنم چیزی که واقعاً بهش نیاز داشتم...
‫- یه دوست بود.

12
00:00:26,026 --> 00:00:28,545
‫پلیس ایالتی یه پرونده
‫از اِمی اوچوآ جمع کرده.

13
00:00:28,683 --> 00:00:29,857
‫خانم اوچوآ؟

14
00:00:30,858 --> 00:00:32,480
‫باید دست‌هات رو بهم بدی.

15
00:00:33,585 --> 00:00:36,415
‫مدارکـشون علیهش مو لای درزش نمیره.
‫اون پدرش رو کشته.

16
00:00:38,000 --> 00:00:49,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

17
00:01:36,000 --> 00:01:43,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

18
00:01:43,862 --> 00:01:47,083
‫اگه هرچیزی فهمیدی بهم بگی،
‫واقعاً ممنونت می‌شم.

19
00:01:47,107 --> 00:01:48,763
‫سلام مل. تو اِمی رو بازداشت کردی؟

20
00:01:48,901 --> 00:01:50,938
‫نه، نه من و نه آدم‌هام.
‫پلیس ایالتی.

21
00:01:51,076 --> 00:01:52,467
‫- آره، اما این...
‫- بخشی از اون کارگروه ویژه‌ست.

22
00:01:52,491 --> 00:01:54,159
‫این اتهام چرنده.
‫اون پدرش رو نکشته.

23
00:01:54,183 --> 00:01:56,092
‫- می‌دونم.
‫- خب، ما اون شب پیشش بودیم.

24
00:01:56,116 --> 00:01:57,634
‫گفتم که می‌دونم.

25
00:01:57,772 --> 00:02:00,396
‫داشتم با سروانم صحبت می‌کردم
‫و همون حرف‌هایی رو که تو بهم می‌زنی به اون می‌گفتم،

26
00:02:00,534 --> 00:02:02,854
‫اما اوضاع بدتر از اونیـه که فکر می‌کنی.

27
00:02:02,950 --> 00:02:04,434
‫اونا مدرک دارن.

28
00:02:04,572 --> 00:02:06,343
‫اگه اون کاره‌ای نبوده،
‫چه مدرکی می‌تونن داشته باشن؟

29
00:02:06,367 --> 00:02:10,406
‫کارگروه ویژه دو روز پیش بدون در زدن و با مجوز،
‫آپارتمانش رو تفتیش کردن.

30
00:02:10,544 --> 00:02:12,408
‫تا همین الان خبر نداشتم.

31
00:02:12,546 --> 00:02:16,136
‫اونـا یه برتای ۹ میلی‌متری کامپکت رو
‫که توی هواکش دیوار مخفی شده بود پیدا کردن.

32
00:02:16,274 --> 00:02:19,725
‫نتایج گلوله‌شناسی اسلحه با گلوله‌هایی
‫که از بدن مقتول درآوردن مطابقت داره.

33
00:02:19,863 --> 00:02:21,865
‫همون اسلحه‌ایـه
‫که ویکتور اوچوآ رو کشته.

34
00:02:24,889 --> 00:02:27,889
‫« آرجی دکر »

35
00:02:30,874 --> 00:02:33,843
‫اِمی، ریچارد، هر دوی شما
‫دستیار دادستان کوتو رو می‌شناسین.

36
00:02:33,981 --> 00:02:36,846
‫- گمونم می‌خوای در مورد توافقِ اقرار صحبت کنی؟
‫- اشتباه گمون کردی.

37
00:02:36,984 --> 00:02:38,848
‫پس چرا خواستی صحبت کنیم؟

38
00:02:40,436 --> 00:02:45,026
‫برای اینکه من و تو بتونیم باهم حرف بزنیم، جنیس.
‫کل این قضیه مسخره‌ست.

39
00:02:47,546 --> 00:02:48,961
‫چند وقته که همدیگه رو می‌شناسیم؟

40
00:02:50,308 --> 00:02:52,413
‫- خیلی وقت.
‫- خیلی وقت.

41
00:02:52,551 --> 00:02:56,141
‫وقتی من هنوز دانشگاه می‌رفتم،
‫بابام از اولین کمپین انتخاباتیت حمایت کرد.

42
00:02:56,279 --> 00:02:58,839
‫تو کسی بودی که من رو متقاعد کردی
‫برم دانشکده‌ی حقوق و من...

43
00:02:59,420 --> 00:03:01,215
‫امکان نداره باور کنی من این کار رو کردم.

44
00:03:01,353 --> 00:03:05,564
‫باور نمی‌کردم، اما نادیده گرفتن واقعیت‌ها سخته.

45
00:03:05,702 --> 00:03:07,532
‫کدوم واقعیت‌ها؟
‫اسلحه‌ای که پلیس پیدا کرده؟

46
00:03:07,670 --> 00:03:08,670
‫برای شروع آره.

47
00:03:08,740 --> 00:03:10,742
‫یکی اونـو اونجا جاساز کرده.

48
00:03:10,880 --> 00:03:13,030
‫من دو ماه گذشته رو
‫خونه‌ی برادرم می‌موندم.

49
00:03:13,054 --> 00:03:14,987
‫خونه‌ی من خالی بوده.

50
00:03:15,125 --> 00:03:18,035
‫چیزی که پلیس با توجه به زیر نظر داشتن خانم اوچوآ،
‫کاملاً ازش آگاه بوده.

51
00:03:18,059 --> 00:03:21,339
‫- به نظر ما واضحه که براش پاپوش درست کردن.
‫- برای ما که واضح نیست.

52
00:03:21,477 --> 00:03:24,825
‫با مرگ پدرش، موکل شما
‫امپراتوری املاک اون رو به ارث می‌بره.

53
00:03:24,963 --> 00:03:27,517
‫من امپراتوری املاکش رو نمی‌خواستم.

54
00:03:27,655 --> 00:03:30,313
‫حتی اگه می‌خواستم هم،
‫لازم نبود برای به دست آوردنش بکشمش.

55
00:03:30,451 --> 00:03:32,108
‫اون همیشه برنامه‌اش این بود
‫که من اداره‌ی کارها رو دست بگیرم.

56
00:03:32,246 --> 00:03:33,766
‫محافظ‌های پدرت،
‫شما دوتا رو

57
00:03:33,868 --> 00:03:35,708
‫روزی که به قتل رسید،
‫درحال دعوا بیرون خونه‌اش دیدن.

58
00:03:35,732 --> 00:03:37,734
‫طبق اظهاراتـشون،
‫بحثـتون خیلی بالا گرفته بود.

59
00:03:37,872 --> 00:03:40,806
‫می‌دونی که ما با هم اختلاف‌نظر داشتیم.
‫مُنکرش نمی‌شم.

60
00:03:40,944 --> 00:03:42,543
‫این رو هم داری فراموش می‌کنی
‫که موکل من گواهی عدم حضور در صحنه‌ی جرم داره.

61
00:03:42,567 --> 00:03:45,225
‫اون توی یه مهمونی بود با کلی شاهد،

62
00:03:45,363 --> 00:03:47,163
‫که یکی‌شون هم کارآگاه دایره‌ی قتل خودتونه.

63
00:03:47,227 --> 00:03:50,126
‫تا جایی که من شمردم، توی اون مهمونی
‫دوتا سابقه‌دار هم بودن،

64
00:03:50,264 --> 00:03:51,897
‫پس شاید بهتر باشه روی آدم‌هایی
‫که دورش بودن حساب نکنی.

65
00:03:51,921 --> 00:03:55,856
‫در ضمن، معلوم شده که اون گواهی عدم حضور،
‫همچین هم قوی نیست.

66
00:03:55,994 --> 00:03:57,375
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

67
00:03:57,513 --> 00:04:00,343
‫استخری که سناتور ایالتی توش پیدا شد،
‫گرم‌کُن داشته.

68
00:04:00,481 --> 00:04:02,449
‫دمای بدنش رو ثابت نگه داشته،

69
00:04:02,587 --> 00:04:05,003
‫یعنی پزشکی قانونی هیچ راهی
‫برای تعیین دقیق زمان مرگ نداشته.

70
00:04:05,141 --> 00:04:07,626
‫این یعنی موکلت می‌تونسته کشته باشتش.

71
00:04:07,764 --> 00:04:08,903
‫چه مهمونی بوده باشه، چه نبوده باشه.

72
00:04:09,041 --> 00:04:12,493
‫اِمی، می‌دونم پدرت زودجوش بود.

73
00:04:13,114 --> 00:04:15,393
‫شایعات ارتباطش با تبهکارها رو هم شنیدم.

74
00:04:15,531 --> 00:04:18,810
‫می‌تونم سناریوهای مختلفی رو
‫تصور کنم که ورق رو برمی‌گردونه.

75
00:04:18,948 --> 00:04:21,571
‫اگه اون شب چاره‌ای نداشتی،
‫یا اگه احساس خطر کردی،

76
00:04:21,709 --> 00:04:26,576
‫می‌تونم اتهام رو سبک‌تر کنم، اما فقط در صورتی
‫می‌تونم کمکت کنم که باهام حرف بزنی.

77
00:04:32,202 --> 00:04:33,342
‫من این کار رو نکردم.

78
00:04:35,067 --> 00:04:37,311
‫هیچوقت همچین کاری نمی‌کردم.

79
00:04:39,900 --> 00:04:41,350
‫این تنها چیزیـه که می‌تونم بگم.

80
00:04:41,971 --> 00:04:44,111
‫پس هر دوتون رو توی
‫جلسه‌ی تفهیم اتهام می‌بینم.

81
00:04:47,321 --> 00:04:49,530
‫آره، من... نه، درک می‌کنم.

82
00:04:49,668 --> 00:04:51,394
‫می‌دونم درخواست بزرگیـه.

83
00:04:53,051 --> 00:04:55,122
‫داره به دوست‌هاش توی اداره زنگ می‌زنه،

84
00:04:55,260 --> 00:04:57,504
‫تا ببینه کسی هست که یواشکی
‫پرونده‌ی اِمی رو بهمون بده یا نه.

85
00:04:57,642 --> 00:04:59,562
‫شاید کارگروه ویژه داشته
‫دوروبر مظنون‌های دیگه می‌پلکیده.

86
00:04:59,678 --> 00:05:01,794
‫شاید سرنخ‌هایی باشه که ولشون کردن،
‫یا کس دیگه‌ای که بتونم در موردش تحقیق کنم، اما...

87
00:05:01,818 --> 00:05:03,618
‫- مرسی که به حرف‌هام گوش دادی.
‫- تا الان که شانس باهامون یار نبوده؟

88
00:05:04,165 --> 00:05:06,444
‫فردا می‌بینمت.

89
00:05:08,238 --> 00:05:11,587
‫من رو گذاشتن کنار. با یه مشت آدم بی‌عرضه
‫کار می‌کنم. یک کدومشون هم جربزه ندارن.

90
00:05:11,725 --> 00:05:14,659
‫از حق نگذریم، تو توی این پرونده شاهدی.
‫همه‌مون هستیم.

91
00:05:14,797 --> 00:05:16,947
‫کنفرانس خبری چطور بود؟
‫چیز جدیدی فهمیدی؟

92
00:05:16,971 --> 00:05:19,526
‫وثیقه رو مبلغی تعیین کردن
‫که اِمی بتونه جورش کنه.

93
00:05:19,664 --> 00:05:21,562
‫الان دارن کارهای اداریش رو
‫انجام میدن تا آزاد بشه.

94
00:05:21,700 --> 00:05:24,807
‫اما به جز اون،
‫خبر خوبی نیست.

95
00:05:24,945 --> 00:05:28,258
‫ظاهراً، اون حکم ورود بدون در زدنی
‫که باعث شد پلیس اسلحه رو پیدا کنه،

96
00:05:28,397 --> 00:05:30,226
‫نتیجه‌ی یه گزارش ناشناس بوده.

97
00:05:30,364 --> 00:05:32,539
‫هرکی اون زنگ رو زده،
‫داشته مثل سگ دروغ می‌گفته.

98
00:05:32,677 --> 00:05:35,024
‫اون شب توی مهمونی، امکان نداشت
‫اِمی بلافاصله بعد از

99
00:05:35,162 --> 00:05:36,543
‫کشتن پدر خودش اونجا ظاهر شده باشه،

100
00:05:36,681 --> 00:05:39,062
‫و برای کشتنش هم از اونجا نرفت بیرون.

101
00:05:39,200 --> 00:05:40,799
‫فکر کنم اونقدر پلیس بودم که این رو بفهمم.

102
00:05:40,823 --> 00:05:43,481
‫فکر می‌کنی راهی هست که بتونیم
‫گزارش‌دهنده رو شناسایی کنیم؟

103
00:05:43,619 --> 00:05:46,380
‫احتمالش هست که این همون کسی باشه
‫که اسلحه رو جاساز کرده، درسته؟

104
00:05:46,518 --> 00:05:48,398
‫منظورم اینه که، کسی رو
‫توی پلیس ایالتی می‌شناسی؟

105
00:05:48,520 --> 00:05:51,765
‫می‌تونم چندتا شماره پیدا کنم،
‫اما زیاد امیدوار نباش.

106
00:05:51,903 --> 00:05:55,355
‫رفیق‌های ناهار خودم هم حرف نمی‌زنن.
‫ایالتی‌ها که قطعاً تحویل نمیگیرن.

107
00:05:57,541 --> 00:05:59,541
‫« ویش »

108
00:05:59,566 --> 00:06:01,050
‫سلام رفیق.

109
00:06:01,188 --> 00:06:03,269
‫مطمئن نیستم شنیدی یا نه،
‫اما الان واقعاً زمان خوبی...

110
00:06:03,293 --> 00:06:04,995
‫رفت روی پیغام‌گیر. براش پیغام می‌ذارم.

111
00:06:05,019 --> 00:06:06,642
‫- نه ویش، هستم.
‫- چطوری آرج.

112
00:06:06,780 --> 00:06:08,585
‫- صدام رو می‌شنوی؟ من صدات رو دارم.
‫- خب، انگار بهت نرسیدم.

113
00:06:08,609 --> 00:06:12,579
‫بگذریم، یه آقایی توی باره که سراغت رو میگیره.
‫از اون آدم‌های خوش‌مشربه.

114
00:06:12,717 --> 00:06:13,837
‫ازم خواست بهت یه زنگی بزنم.

115
00:06:14,960 --> 00:06:16,376
‫خب، چه می‌شه کرد؟

116
00:06:16,514 --> 00:06:18,723
‫فقط بهش میگم یه وقت دیگه بیاد سراغت.

117
00:06:18,861 --> 00:06:20,863
‫خیلی‌خب، بعداً باهات حرف می‌زنم رفیق.

118
00:06:22,416 --> 00:06:24,038
‫- چیه؟
‫- نه، ویش بود.

119
00:06:24,176 --> 00:06:27,904
‫کاملاً مطمئنم داشت تظاهر می‌کرد
‫که صدام رو نمی‌شنوه.

120
00:06:28,042 --> 00:06:29,803
‫انگار داشت برای یکی فیلم بازی می‌کرد.

121
00:06:29,941 --> 00:06:31,667
‫و از عبارت آدم خوش‌مشرب استفاده کرد.

122
00:06:31,805 --> 00:06:35,153
‫قدیما توی آپالاچی، این کد ما برای آدم‌های
‫خاصی بود که باید ازشون دوری می‌کردیم.

123
00:06:35,878 --> 00:06:38,998
‫مثلاً گاهی با یکی روبرو می‌شدی
‫و قشنگ می‌فهمیدی که طرف آدم کشته.

124
00:06:39,606 --> 00:06:42,125
‫مهم نبود چطوری رفتار می‌کنه یا چی میگه.

125
00:06:42,988 --> 00:06:44,645
‫از توی چشماشون معلوم بود.

126
00:06:44,783 --> 00:06:46,416
‫فکر می‌کنی داره بهت میگه
‫یکی با اون مشخصات توی باره؟

127
00:06:46,440 --> 00:06:48,649
‫نه فقط توی بار.
‫دنبال منه.

128
00:06:48,787 --> 00:06:50,479
‫آره، ویش داشت بهم هشدار می‌داد
‫که نزدیک نشم.

129
00:06:51,272 --> 00:06:53,896
‫پس طبیعتاً، اولین واکنشت
‫اینه که مستقیم بری اونجا.

130
00:06:54,034 --> 00:06:56,864
‫اگه مشکلیـه که اسم من روشه،
‫نمی‌تونم ویش رو باهاش تنها بذارم.

131
00:06:58,245 --> 00:07:01,835
‫دست‌کم بهم دروغ میگی که مراقبی؟

132
00:07:04,285 --> 00:07:05,425
‫سلام.

133
00:07:06,460 --> 00:07:08,738
‫- اصلاً چرا خودم رو خسته می‌کنم؟
‫- چیه؟

134
00:07:08,876 --> 00:07:11,786
‫نکنه آرزوی مرگ داری یا چیزی؟
‫یا اصلاً گوش نمیدی؟

135
00:07:11,810 --> 00:07:14,503
‫خب، شاید منم همونقدر که تو نگران منی،
‫نگران توئم.

136
00:07:14,641 --> 00:07:16,850
‫- تا حالا به این فکر کردی؟
‫- خدا به داد هردومون برسه.

137
00:07:16,988 --> 00:07:20,163
‫باشه. اون یارویی که واسش زنگ زدی،
‫همون آدم خوش‌مشرب، هنوز اینجاست؟

138
00:07:21,510 --> 00:07:23,063
‫خیلی‌خب.

139
00:07:23,201 --> 00:07:24,696
‫اگه یه وقت حس کردی
‫می‌خواد آبکشت کنه،

140
00:07:24,720 --> 00:07:27,447
‫لطفاً برو بیرون
‫و اونجا کارت رو انجام بده.

141
00:07:27,585 --> 00:07:30,070
‫- باشه، حله.
‫- تازه طی کشیدم.

142
00:07:35,144 --> 00:07:36,801
‫من آرجی هستم.
‫شنیدم دنبال من می‌گشتی.

143
00:07:36,939 --> 00:07:40,252
‫آقای دکر.
‫اسم من آگوستینـه.

144
00:07:41,288 --> 00:07:43,463
‫می‌بینم که به هشدار دوستت توجه نکردی.

145
00:07:44,774 --> 00:07:45,774
‫آره خب...

146
00:07:45,844 --> 00:07:47,984
‫فهمیدی که من پشت خطم،

147
00:07:48,813 --> 00:07:51,332
‫با این حال به نظر نمی‌رسه
‫از اومدنم خیلی تعجب کرده باشی.

148
00:07:51,471 --> 00:07:53,369
‫در موردت تحقیق کردم، آقای دکر.

149
00:07:53,507 --> 00:07:55,371
‫شخصیتت رو می‌شناسم.

150
00:07:55,509 --> 00:07:57,131
‫واسه همین می‌خوام استخدامت کنم.

151
00:07:58,719 --> 00:08:02,654
‫شرمنده، آقای آگوستین بودی دیگه؟
‫بابت توجهت ممنونم، واقعاً میگم.

152
00:08:02,792 --> 00:08:05,692
‫اما انگار قسمت نیست، چون فعلاً
‫موکل جدید قبول نمی‌کنم.

153
00:08:05,830 --> 00:08:07,348
‫وقتم کاملاً پره.

154
00:08:07,487 --> 00:08:10,213
‫باخبرم. یعنی، فکر کنم که هستم.

155
00:08:11,318 --> 00:08:15,736
‫یکی از دوست‌های شما، اِمیلیا اوچوآ،
‫به جرم قتل بازداشت شده.

156
00:08:15,874 --> 00:08:17,566
‫شما نسبت به این زن
‫احساسات قوی‌ای دارین.

157
00:08:17,704 --> 00:08:19,706
‫باور دارین که براش پاپوش درست کردن.

158
00:08:19,844 --> 00:08:25,366
‫و بنابراین، اگه در موردتون اشتباه نکرده باشم،
‫تمام تلاشـتون رو می‌کنین تا این رو ثابت کنین.

159
00:08:25,505 --> 00:08:27,058
‫این‌ها رو از کجا می‌دونی؟

160
00:08:27,196 --> 00:08:29,578
‫همونطور که گفتم، فرصت داشتم
‫که زیر نظرتون بگیرم.

161
00:08:29,716 --> 00:08:32,339
‫حدس هم می‌زنم که بابتش پولی نمیگیری.

162
00:08:32,477 --> 00:08:35,135
‫حتی اگه خانم اوچوآ پیشنهاد می‌داد هم قبول نمی‌کردی،

163
00:08:35,273 --> 00:08:37,275
‫اما شاید به جاش پول من رو قبول کنی؟

164
00:08:37,413 --> 00:08:40,934
‫ببخشید، یه لحظه باید بری عقب.

165
00:08:41,072 --> 00:08:43,902
‫می‌خوای بهم پول بدی تا کاری رو انجام بدم
‫که خودت می‌دونی دارم مجانی انجامش میدم؟

166
00:08:44,040 --> 00:08:45,973
‫- بله.
‫- چون؟

167
00:08:46,111 --> 00:08:51,496
‫چون در حالی که شما فکر می‌کنین برای خانم اوچوآ
‫پاپوش درست کردن، من ازش مطمئنم،

168
00:08:51,634 --> 00:08:55,742
‫و کارفرماهای من خیلی مشتاقن
‫بدونن قاتل واقعی پدرش کیـه.

169
00:08:57,088 --> 00:08:58,917
‫۵۰ هزار دلار کافیـه؟

170
00:09:03,681 --> 00:09:06,304
‫♪ نمی‌تونی سقوط کنی، برادر ♪

171
00:09:06,442 --> 00:09:10,826
‫خب، نشونه‌ای بهت نداد
‫که این کارفرماهاش کی هستن؟

172
00:09:10,964 --> 00:09:14,139
‫نه، اما فکر کنم بشه یه حدس‌هایی زد.
‫گروه تبهکاری یا کارتل.

173
00:09:14,277 --> 00:09:17,798
‫آره، همون آدم‌های مشکوکی که ویکتور
‫قبل از مرگش باهاشون معامله می‌کرد.

174
00:09:17,936 --> 00:09:19,075
‫آره.

175
00:09:19,213 --> 00:09:20,674
‫یادته اسلیم‌جیمم رو کجا نگه می‌دارم؟

176
00:09:20,698 --> 00:09:22,285
‫توی جعبه‌ابزار، پشت جیپت؟

177
00:09:22,423 --> 00:09:24,143
‫آره دقیقاً.
‫چندتا کلید روی میز دیدم.

178
00:09:24,253 --> 00:09:26,293
‫یه فورد اسکیپ اجاره‌ایـه.
‫احتمالاً توی پارکینگه.

179
00:09:26,427 --> 00:09:28,775
‫خیلی‌خب. اگه برم سراغ ماشینش،
‫دنبال چی بگردم؟

180
00:09:28,913 --> 00:09:30,604
‫هرچیزی.

181
00:09:30,742 --> 00:09:33,134
‫اینکه کجا اقامت داره، برای کی کار می‌کنه،
‫یا صبحونه چی خورده.

182
00:09:33,158 --> 00:09:35,827
‫این یارو مشخصاً از کثافت‌کاری‌های ویکتور
‫بیشتر از ما خبر داره.

183
00:09:35,851 --> 00:09:36,921
‫همین باعث می‌شه بشه یه سرنخ جدید.

184
00:09:37,059 --> 00:09:38,854
‫تو سرش رو گرم کن تا من برگردم.

185
00:09:38,992 --> 00:09:40,407
‫- نقشه همینه.
‫- باشه.

186
00:09:44,135 --> 00:09:45,481
‫بفرمایین.

187
00:09:47,897 --> 00:09:49,177
‫دوستت فکر می‌کنه من خطرناکم.

188
00:09:49,312 --> 00:09:51,832
‫آره، مگه اشتباه می‌کنه؟

189
00:09:52,592 --> 00:09:54,192
‫در مورد دوست‌هات زیاد حرف نزدی.

190
00:09:54,317 --> 00:09:57,320
‫جسارتاً می‌تونم بپرسم چرا اونا
‫به خانواده‌ی اوچوآ علاقه دارن؟

191
00:09:57,976 --> 00:10:00,299
‫من اینجا نماینده‌ی اونا هستم.
‫همینقدر بدونی کافیـه.

192
00:10:00,323 --> 00:10:01,359
‫باشه.

193
00:10:01,497 --> 00:10:03,810
‫باشه، یه سوال دیگه.

194
00:10:04,569 --> 00:10:07,434
‫من می‌دونم چرا مطمئنم
‫برای اِمی اوچوآ پاپوش درست کردن،

195
00:10:07,572 --> 00:10:08,884
‫اما تو از کجا اینقدر مطمئنی؟

196
00:10:09,539 --> 00:10:11,921
‫من سه هفته پیش وارد فورت لادردیل شدم.

197
00:10:12,577 --> 00:10:15,684
‫پرونده‌ی ویکتور اوچوآ
‫خیلی کُند پیش می‌رفت.

198
00:10:16,443 --> 00:10:18,134
‫کارفرماهای من داشتن کم‌طاقت می‌شدن.

199
00:10:19,032 --> 00:10:22,863
‫من خیلی قبل‌تر از اینکه پلیس دست‌به‌کار بشه،
‫محل اقامت خانم اوچوآ رو تفتیش کردم.

200
00:10:23,623 --> 00:10:25,946
‫اون موقعی که من گشتم، اسلحه توی
‫اون هواکشی که اونا پیداش کردن نبود.

201
00:10:25,970 --> 00:10:27,454
‫پس تو توی خونه‌ی اِمی بودی؟

202
00:10:29,663 --> 00:10:31,769
‫- خونه‌ی من هم؟
‫- چرا باید می‌رفتم؟

203
00:10:32,493 --> 00:10:34,530
‫مگه شما هم جزو مظنونین
‫قتل ویکتور اوچوآ هستین؟

204
00:10:34,668 --> 00:10:36,256
‫نمی‌تونم بگم انگیزه نداشتم.

205
00:10:37,498 --> 00:10:41,399
‫اگه می‌خواستم خونه‌ی هر کسی رو
‫که انگیزه‌ی کشتن ویکتور اوچوآ رو داشته بگردم،

206
00:10:41,537 --> 00:10:43,608
‫- واقعاً آدم پُرمشغله‌ای می‌شدم.
‫- درست میگی.

207
00:10:44,644 --> 00:10:47,785
‫که همین من رو یاد این می‌اندازه
‫که امشب جاهای دیگه‌ای هم باید برم.

208
00:10:51,651 --> 00:10:55,171
‫در ازای اون ۵۰ هزار دلاری که گفتم،
‫یه درخواست دارم.

209
00:10:56,069 --> 00:10:58,968
‫اینکه هرچیزی رو که کشف می‌کنی
‫با من در میون بذاری

210
00:10:59,106 --> 00:11:00,349
‫قبل از اینکه بخوای به پلیس بگی.

211
00:11:02,903 --> 00:11:05,492
‫- قبوله؟
‫- نه. یعنی...

212
00:11:06,424 --> 00:11:07,977
‫شرمنده. نه، هنوز نه.

213
00:11:10,186 --> 00:11:12,775
‫- پولش کمه؟
‫- نه، بحث اون نیست.

214
00:11:13,569 --> 00:11:16,399
‫هنوز دارم روی چیزهایی که بهم نمیگی فکر می‌کنم.

215
00:11:16,537 --> 00:11:19,368
‫اینکه ویکتور با مجرم‌های سازمان‌یافته
‫سر و سری داشت، بر کسی پوشیده نیست.

216
00:11:19,506 --> 00:11:21,542
‫باعث می‌شه فکر کنم تو کارچاق‌کُنِ
‫یه مشت آدم بد هستی.

217
00:11:21,681 --> 00:11:24,338
‫یه مشت آدم بد که کلی پول
‫روی ویکتور سرمایه‌گذاری کرده بودن.

218
00:11:25,201 --> 00:11:27,548
‫هرچی باشه، خریدن یه سناتور ایالتی
‫اصلاً ارزون تموم نمی‌شه.

219
00:11:29,827 --> 00:11:31,725
‫هرکی اون رو کشته،
‫باعث شده اونـا یه مهره‌ی مهم رو از دست بدن،

220
00:11:31,863 --> 00:11:33,263
‫و تو وظیفه داری این آدم رو پیدا کنی.

221
00:11:33,382 --> 00:11:35,591
‫وقتی پیداش کنی،
‫وظیفته که عدالت رو اجرا کنی.

222
00:11:35,729 --> 00:11:37,973
‫البته، یه جور عدالتی
‫که خودتون تعریف می‌کنین.

223
00:11:39,802 --> 00:11:41,148
‫تا اینجا رو چطور پیش رفتم؟

224
00:11:43,081 --> 00:11:48,086
‫همونطور که گفتم، من مشتری هستم
‫و پولم هم نقدِ نقد.

225
00:11:48,224 --> 00:11:51,193
‫این مسائل دیگه اهمیتی ندارن.

226
00:11:53,057 --> 00:11:57,717
‫خب، فکر کنم باید تصمیم بگیرم که آیا
‫برای من هم بی‌اهمیت هستن یا نه.

227
00:11:58,579 --> 00:11:59,822
‫می‌تونم در موردش فکر کنم؟

228
00:12:00,754 --> 00:12:03,412
‫البته. فقط زیاد طولش نده.

229
00:12:05,863 --> 00:12:07,416
‫- باهات در تماسم.
‫- باشه.

230
00:12:15,976 --> 00:12:17,702
‫هی. چطور پیش رفت؟

231
00:12:20,118 --> 00:12:21,741
‫اسلیم‌جیمم رو شکستی.

232
00:12:21,879 --> 00:12:25,399
‫نه، ماشین شکستش،
‫چون اصلاً قفلش باز نشد.

233
00:12:26,124 --> 00:12:28,299
‫اگه راستش رو بخوای،
‫غرورم هم جریحه‌دار شد.

234
00:12:28,437 --> 00:12:30,997
‫با این حال، وقتی از پنجره نگاه کردم،
‫یه چیزی متوجه شدم.

235
00:12:31,129 --> 00:12:33,787
‫یه اِتیکت از آینه آویزون بود
‫که یه نشان روش داشت،

236
00:12:33,925 --> 00:12:38,447
‫مثل سر یه خرگوش که به یه طرف نگاه می‌کرد
‫و یه فلامینگو که به طرف دیگه بود.

237
00:12:40,932 --> 00:12:42,382
‫خب؟

238
00:12:43,107 --> 00:12:44,936
‫- همین رو که دیدی؟
‫- خودشه.

239
00:12:45,074 --> 00:12:46,800
‫این یه اقامتگاهه. مسافرخونه لاکی بِرد.

240
00:12:46,938 --> 00:12:48,940
‫چند باری برای تعقیب همسرهای خیانتکار رفته بودم اونجا.

241
00:12:49,078 --> 00:12:50,942
‫اون اِتیکت به مسئول پارکینگ می‌فهمونه
‫که تو مهمون هتلی.

242
00:12:51,080 --> 00:12:54,256
‫آها. خب، به نظرم به قیمت
‫شکستن یه اسلیم‌جیم می‌ارزید.

243
00:14:00,000 --> 00:14:07,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

244
00:14:20,066 --> 00:14:22,654
‫- سلام.
‫- سلام.

245
00:14:28,177 --> 00:14:29,420
‫روبراهی؟

246
00:14:29,558 --> 00:14:32,872
‫- راستش نه زیاد.
‫- آره.

247
00:14:33,976 --> 00:14:36,703
‫حدس می‌زنم رسانه‌ها الان دوروبر
‫خونه‌ی لوکاس هم پُر باشن، نه؟

248
00:14:37,497 --> 00:14:40,983
‫- مثل مگس دور خودت می‌دونی چی.
‫- آره.

249
00:14:42,053 --> 00:14:46,575
‫درک می‌کنم که با اسم مستعار اتاق گرفتی،
‫اما الیزابت بوردن؟ مثل همون لیزی بوردن؟

250
00:14:46,713 --> 00:14:49,854
‫واقعاً فکر کردی اسم اون دختر پدرکُش معروف،
‫بهترین انتخاب برای اسم مستعاره؟

251
00:14:49,992 --> 00:14:52,063
‫بالاخره یه جوری باید شوخ‌طبعیم رو حفظ کنم.

252
00:14:53,547 --> 00:14:55,895
‫- در ضمن، لیزی تبرئه شد.
‫- اون که درسته.

253
00:15:00,416 --> 00:15:02,142
‫امروز خیلی به فکرت بودم.

254
00:15:02,280 --> 00:15:03,316
‫اوه.

255
00:15:03,799 --> 00:15:06,215
‫- جدی؟
‫- به اینکه تو هم قبلاً توی شرایط الان من بودی.

256
00:15:09,391 --> 00:15:13,498
‫کسی که حتی نمی‌شناسیش
‫یه دروغی سر هم می‌کنه...

257
00:15:14,327 --> 00:15:16,087
‫که ممکنه پات رو به زندان بکشونه.

258
00:15:20,091 --> 00:15:22,749
‫واقعاً جای مزخرفیه.

259
00:15:22,887 --> 00:15:24,026
‫همینطوره.

260
00:15:26,546 --> 00:15:27,927
‫می‌دونم می‌خوای کمکم کنی.

261
00:15:29,135 --> 00:15:30,136
‫قدرش رو می‌دونم.

262
00:15:31,758 --> 00:15:33,553
‫فقط نمی‌دونم لیاقتش رو دارم یا نه.

263
00:15:34,209 --> 00:15:35,849
‫چرا اجازه نمیدی من در این مورد قضاوت کنم؟

264
00:15:35,935 --> 00:15:37,255
‫- آرجی...
‫- ببین، کمک تو راهه،

265
00:15:37,281 --> 00:15:39,110
‫چه بخوای چه نخوای، از طرف همه‌مون.

266
00:15:40,077 --> 00:15:41,941
‫ولی ما هم به کمک تو نیاز داریم.

267
00:15:42,562 --> 00:15:44,012
‫از همین شروع می‌کنیم.

268
00:15:47,947 --> 00:15:49,614
‫نظرت چیه؟
‫قبلاً این یارو رو دیدی؟

269
00:15:49,638 --> 00:15:52,123
‫شاید یه زمانی با بابات ملاقات کرده یا...

270
00:15:52,261 --> 00:15:54,194
‫چیزی یادم نمیاد، نه. من...

271
00:15:54,332 --> 00:15:56,024
‫گفتی سعی کرده استخدامت کنه؟

272
00:15:56,162 --> 00:15:59,303
‫آره همینطوره.
‫آره، ولی عمراً این کار رو قبول کنم.

273
00:16:00,131 --> 00:16:02,962
‫فقط گفتم بهش فکر می‌کنم
‫که باهام راه بیاد.

274
00:16:04,239 --> 00:16:05,619
‫قضیه‌ی این آرمادیلو چیه؟

275
00:16:05,757 --> 00:16:08,588
‫نمی‌دونم. اصلاً به قیافه‌ی این یارو نمی‌خورد.

276
00:16:08,726 --> 00:16:10,900
‫اسم روی اِتیکتش، دنیای امید بود.

277
00:16:11,039 --> 00:16:13,765
‫معلوم شد یه موسسه‌ی خیریه‌ست
‫که واسه بچه‌های پناهنده اسباب‌بازی می‌فرسته.

278
00:16:14,559 --> 00:16:16,837
‫آدرسشون رو با رسیدهای آگوستین چک کردم.

279
00:16:16,976 --> 00:16:19,678
‫چند روز پیش، حدود هشتصد متری
‫دفتر مرکزیشون بنزین زده.

280
00:16:19,702 --> 00:16:21,394
‫فکر می‌کنی رفته بهشون سر زده.

281
00:16:21,532 --> 00:16:22,878
‫نپرس چرا.

282
00:16:23,741 --> 00:16:26,502
‫شایدم کلاً از عروسک پولیشی خوشش میاد.
‫من... نمی‌دونم.

283
00:16:26,640 --> 00:16:27,952
‫قبلاً این اسم به گوشم خورده.

284
00:16:28,090 --> 00:16:29,678
‫دنیای امید. من...

285
00:16:30,472 --> 00:16:32,888
‫یادمه بابام یه بار گفت

286
00:16:33,026 --> 00:16:34,994
‫آدم‌های پشت این قضیه،
‫جزو حامی‌های مالیـن.

287
00:16:35,132 --> 00:16:37,410
‫حامی چی؟
‫جیبش یا کمپینش؟

288
00:16:38,204 --> 00:16:40,861
‫آخه چرا یه موسسه‌ی خیریه
‫باید به یه سناتور ایالتی رشوه بده؟

289
00:16:41,000 --> 00:16:43,599
‫نمی‌دونم، ولی این اولین سرنخی بود
‫که تونستم پیدا کنم

290
00:16:43,623 --> 00:16:45,004
‫بین این یارو و بابات.

291
00:16:45,556 --> 00:16:47,420
‫فردا صبح میرم بهشون یه سری می‌زنم.

292
00:16:49,698 --> 00:16:52,459
‫اگه داشتن به بابام رشوه می‌دادن،

293
00:16:52,597 --> 00:16:54,875
‫واقعاً فکر می‌کنی همینجوری
‫بیان همه‌چیز رو بهت بگن؟

294
00:16:55,014 --> 00:16:56,739
‫کی می‌تونه به من بگه نه؟

295
00:17:13,722 --> 00:17:16,035
‫رفقات توی کلانتری می‌دونن
‫داری بهم کمک می‌کنی؟

296
00:17:16,173 --> 00:17:17,415
‫به تو چه؟

297
00:17:17,898 --> 00:17:21,316
‫خب، اسم اوچوآ حتی قبل از
‫دستگیری اِمی هم خیلی حساسیت‌زا بود.

298
00:17:21,454 --> 00:17:23,574
‫حدس می‌زنم از اینکه داری
‫کمک می‌کنی زیاد خوششون نیاد.

299
00:17:23,697 --> 00:17:26,010
‫از کِی تا حالا نظر بقیه واسم اهمیت داشته؟

300
00:17:26,148 --> 00:17:29,117
‫در ضمن، وقتی حق با منه،
‫خودم رو خیلی بیشتر دوست دارم.

301
00:17:29,772 --> 00:17:30,877
‫سلام!

302
00:17:31,464 --> 00:17:32,741
‫پلیس فلوریدا.

303
00:17:38,574 --> 00:17:39,610
‫کسی هست؟

304
00:17:41,198 --> 00:17:43,131
‫خالیه.

305
00:17:59,906 --> 00:18:02,391
‫این قرار بود بره پورتو پرنسِ هائیتی.

306
00:18:06,361 --> 00:18:08,087
‫محتویات این جعبه
‫اصلاً هم بانمک نیست.

307
00:18:08,225 --> 00:18:10,537
‫- اینا که ای‌آر ۱۵ـه.
‫- اوهوم.

308
00:18:13,782 --> 00:18:15,818
‫این یکی هم پُر از راکت‌اندازه.

309
00:18:15,956 --> 00:18:17,406
‫شنیدم گفتید پلیسید؟

310
00:18:19,408 --> 00:18:21,514
‫آره، خب حیف شد.

311
00:18:21,652 --> 00:18:24,310
‫هر دو نفر، دست‌ها بالا
‫جایی که بتونم ببینم، لطفاً.

312
00:18:24,448 --> 00:18:26,657
‫- باشه، باشه.
‫- هی، با اون وسیله آروم باش.

313
00:18:26,795 --> 00:18:30,557
‫من حالم خوبه. شما دوتا فقط کاری که میگم رو
‫انجام بدید، اونوقت لازم نیست کسی...

314
00:18:30,695 --> 00:18:32,352
‫تماس از طرف مامان.

315
00:18:32,939 --> 00:18:34,561
‫ای لعنت بهش.

316
00:18:34,699 --> 00:18:36,770
‫آخه الان وقتش بود؟...
‫تماس از طرف مامان.

317
00:18:37,495 --> 00:18:39,359
‫میگم، نمی‌دونم.
‫شاید بهتر باشه بعداً بهش زنگ بزنی؟

318
00:18:39,497 --> 00:18:41,430
‫من مامانم رو رد تماس نمی‌کنم.

319
00:18:41,568 --> 00:18:42,949
‫جدی؟ تماس از طرف مامان.

320
00:18:43,087 --> 00:18:44,606
‫یه لحظه صبر کن.

321
00:18:46,539 --> 00:18:47,781
‫وای!

322
00:18:53,062 --> 00:18:54,202
‫وانت تو بود؟

323
00:18:54,788 --> 00:18:56,376
‫اون وسیله کلاً یه تیر می‌خوره، نه؟

324
00:18:56,514 --> 00:18:58,654
‫چون مال من ۱۶تا جا داره.

325
00:19:02,210 --> 00:19:03,625
‫گندش بزنن.

326
00:19:04,867 --> 00:19:06,490
‫بدجوری توی دردسر افتادی، دویل.

327
00:19:06,628 --> 00:19:09,631
‫شلیک با راکت‌انداز به پلیس
‫موضوعیه که خیلی جدی گرفته می‌شه.

328
00:19:09,769 --> 00:19:12,358
‫در ضمن، فدرالی‌ها هم کلی
‫سوال دارن در مورد اینکه چرا

329
00:19:12,496 --> 00:19:15,015
‫داشتی توی جعبه‌هایی که روش نوشته اسباب‌بازی،
‫به خارج از کشور اسلحه قاچاق می‌کردی.

330
00:19:15,154 --> 00:19:18,640
‫می‌خوام تو وقتـتون صرفه‌جویی کنم.
‫من... کلاً یه حرف باهاتون دارم.

331
00:19:19,399 --> 00:19:20,987
‫بازداشت حفاظتی.

332
00:19:21,125 --> 00:19:22,264
‫آره خب...

333
00:19:22,851 --> 00:19:25,336
‫اون شد دوتا کلمه،
‫ولی بفرما، بگو.

334
00:19:25,474 --> 00:19:27,062
‫اونایی که پول اون اسلحه‌ها رو دادن؟

335
00:19:27,200 --> 00:19:29,409
‫قبلاً یه نفر رو فرستادن
‫تا انگشت‌هام رو بشکنه

336
00:19:29,547 --> 00:19:32,723
‫فقط واسه اینکه چندتاشون رو
‫واسه خودم برداشته بودم.

337
00:19:32,861 --> 00:19:35,219
‫واسه خودت؟ یعنی داشتی
‫از محموله بلند می‌کردی؟

338
00:19:35,243 --> 00:19:37,013
‫حتی نمی‌خوام به این فکر کنم
‫که وقتی کل محموله رو از دست بدم،

339
00:19:37,037 --> 00:19:38,384
‫چه بلایی سرم میارن.

340
00:19:38,522 --> 00:19:39,695
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.

341
00:19:40,731 --> 00:19:43,389
‫اون یارویی که اون بلا رو سر دستت آورد،
‫اسمش چی بود؟

342
00:19:43,527 --> 00:19:46,185
‫آره. من فقط به اسم
‫آقای آگوستین می‌شناسمش.

343
00:19:46,323 --> 00:19:47,910
‫هیچوقت اسم کوچیکش رو نفهمیدم.

344
00:19:48,048 --> 00:19:49,578
‫همون یاروییه که بهت گفتم،
‫همونی که می‌خواست استخدامم کنه.

345
00:19:49,602 --> 00:19:51,638
‫و نگران اینی که اون گروهی که براشون کار می‌کنه،

346
00:19:51,776 --> 00:19:54,227
‫- بتونن توی زندان مثل آب خوردن گیرت بیارن.
‫- دقیقاً.

347
00:19:54,365 --> 00:19:56,540
‫فقط دفتر دادستان می‌تونه
‫بهت پیشنهاد توافق بده،

348
00:19:56,678 --> 00:19:59,035
‫اما به شرطی که هر چی می‌خوایم رو بگی،
‫من می‌تونم برات هماهنگش کنم.

349
00:19:59,059 --> 00:20:01,441
‫- هر چی بخواید.
‫- اون اسلحه‌ها قرار بود به دست کی برسه؟

350
00:20:01,579 --> 00:20:04,893
‫یه گروه به اسم نان لا سِل توی هائیتی.

351
00:20:05,031 --> 00:20:07,275
‫آگوستین هم واسه اونا کار می‌کنه.

352
00:20:07,827 --> 00:20:09,380
‫من زیاد اهل سیاست نیستم،

353
00:20:09,518 --> 00:20:12,280
‫ولی انگار اونجا یه جور جنگ داخلی راه افتاده.

354
00:20:12,418 --> 00:20:14,627
‫دولت هائیتی عملاً از هم پاشیده.

355
00:20:14,765 --> 00:20:17,008
‫گروه‌های مسلح دارن
‫برای کنترل کشور می‌جنگن.

356
00:20:17,146 --> 00:20:19,321
‫حدس می‌زنم نان لا سل
‫یکی از همین گروه‌ها باشه.

357
00:20:19,459 --> 00:20:20,702
‫اون خیریه.

358
00:20:20,840 --> 00:20:22,720
‫در واقع فقط یه پوشش
‫واسه قاچاق اسلحه‌ست، درسته؟

359
00:20:22,773 --> 00:20:26,604
‫چندتا از جعبه‌هایی که خارج می‌شن رو
‫پُر اسباب‌بازی می‌کنن تا از بازرسی رد بشن.

360
00:20:26,742 --> 00:20:29,262
‫چندتای بعدی که نیازی به بازرسی ندارن

361
00:20:29,400 --> 00:20:31,678
‫پُر از تفنگ‌های تهاجمی و آرپی‌جیـه.

362
00:20:31,816 --> 00:20:33,577
‫این همه اسلحه از کجا اومده؟

363
00:20:33,715 --> 00:20:37,097
‫خب، اون بخشش دیگه به من مربوط نمی‌شه.
‫من همه‌شون رو کاملاً قانونی خریدم.

364
00:20:37,236 --> 00:20:40,007
‫که بعدش بتونی به کسایی بفروشیشون
‫که نمی‌تونن قانونی خرید کنن.

365
00:20:40,031 --> 00:20:42,241
‫- کاملاً مطمئنم اینش جرم محسوب می‌شه.
‫- آره.

366
00:20:42,379 --> 00:20:44,450
‫ویکتور اوچوآ. چیزی ازش شنیدی؟

367
00:20:44,588 --> 00:20:45,968
‫سناتور ایالتی فلوریدا؟

368
00:20:46,106 --> 00:20:47,660
‫همونطور که گفتم،
‫من دنبال سیاست نیستم.

369
00:20:47,798 --> 00:20:48,833
‫خب، اون به قتل رسیده.

370
00:20:49,558 --> 00:20:51,146
‫داریم سعی می‌کنیم بفهمیم
‫کی این کار رو کرده.

371
00:20:52,009 --> 00:20:55,012
‫فکر کردی... من می‌دونم کی کشتتش؟

372
00:20:55,150 --> 00:20:59,499
‫چون اگه کسی مد نظرتونه که بگم
‫اون کشتتش، فقط اسمش رو بگید.

373
00:20:59,637 --> 00:21:01,363
‫هر چی بخواید میگم.

374
00:21:01,501 --> 00:21:03,607
‫ما اینجوری کار نمی‌کنیم دویل، ولی...

375
00:21:04,780 --> 00:21:05,816
‫ممنون.

376
00:21:40,471 --> 00:21:42,922
‫آقای دکر، درست به موقع رسیدی.

377
00:21:43,923 --> 00:21:47,340
‫- واسه چی؟
‫- خوراک میگو. یه دستور پخت خانوادگیه.

378
00:21:47,927 --> 00:21:49,687
‫حدس می‌زنم ترجیح میدی زیاد تند نباشه.

379
00:21:50,447 --> 00:21:51,517
‫این...

380
00:21:52,138 --> 00:21:53,208
‫لطف شما رو می‌رسونه.

381
00:21:57,212 --> 00:21:59,663
‫اگه برای کشتنت اومده بودم،
‫تا الان فهمیده بودی.

382
00:21:59,801 --> 00:22:02,113
‫این چاقو هم... فقط نشانه‌ی صلحه.

383
00:22:02,251 --> 00:22:03,287
‫آهان.

384
00:22:04,944 --> 00:22:06,842
‫بفرما. بشین.

385
00:22:09,293 --> 00:22:10,639
‫چطور می‌تونم رد کنم؟

386
00:22:16,783 --> 00:22:17,888
‫ممنون.

387
00:22:20,546 --> 00:22:24,273
‫تحقیقاتت در مورد من
‫واقعاً تحسین‌برانگیز بود.

388
00:22:26,414 --> 00:22:29,151
‫حدس می‌زنم چون خبر دستگیری
‫دویل کووِن رو شنیدی اینجایی؟

389
00:22:29,175 --> 00:22:32,558
‫که خب مسلماً نتیجه‌ی
‫فضولی‌های تو در مورد منه.

390
00:22:35,354 --> 00:22:37,079
‫نگران نباش. عصبانی نیستم.

391
00:22:37,977 --> 00:22:40,048
‫تو همون کاری رو کردی
‫که اگه منم بودم می‌کردم.

392
00:22:40,773 --> 00:22:42,533
‫- شراب ویونیه؟
‫- نه ممنون.

393
00:22:48,056 --> 00:22:49,437
‫هنوز قانع نشدی.

394
00:22:50,265 --> 00:22:52,647
‫دیدم با دویل چی کار کردی،
‫اونم فقط واسه یه دله‌دزدی.

395
00:22:52,785 --> 00:22:56,789
‫نگران اینی که چون باعث شدی
‫کل محموله‌ی اسلحه‌مون رو از دست بدیم،

396
00:22:56,927 --> 00:22:58,377
‫بلایی بدتر از شکستن انگشت سرت بیارم.

397
00:22:59,930 --> 00:23:03,105
‫دویل از ما دزدی کرد. تو نکردی.

398
00:23:04,521 --> 00:23:08,663
‫با این حال، قرار بود
‫دنبال قاتل آقای اوچوآ بگردی.

399
00:23:08,801 --> 00:23:12,218
‫بله. و حالا که چندتا چیز رو فهمیدم،
‫شاید بهش نزدیکـتر هم شده باشم.

400
00:23:13,322 --> 00:23:17,085
‫کارفرمای تو، نان لا سل،
‫ویکتور رو خریده بودن، مگه نه؟

401
00:23:18,051 --> 00:23:20,399
‫اونا برای جنگشون به اسلحه‌های
‫قاچاق آمریکایی نیاز داشتن،

402
00:23:20,537 --> 00:23:24,506
‫و یه سناتور ایالتی نمک‌گیر شده
‫می‌تونست به تداوم رسیدن اون اسلحه‌ها کمک کنه.

403
00:23:24,644 --> 00:23:27,371
‫مثلاً اگه لایحه‌ای برای سخت‌گیرانه‌تر شدن
‫نظارت توی بندرگاه‌ها ارائه می‌شد،

404
00:23:27,509 --> 00:23:30,339
‫ویکتور تو جایگاهی بود که می‌تونست
‫جلوی تصویبش رو بگیره.

405
00:23:32,100 --> 00:23:34,378
‫حالا می‌فهمی چرا کارفرماهای من
‫دنبال جواب می‌گردن.

406
00:23:35,552 --> 00:23:37,933
‫فرض کن یه گروه‌ رقیب
‫پشت این قتل باشه

407
00:23:38,071 --> 00:23:41,074
‫تا بتونن مسیر تامین اسلحه‌ی ما رو
‫قطع کنن، هوم؟

408
00:23:41,592 --> 00:23:44,802
‫اگه قضیه این باشه،
‫ما هم باید واکنش نشون بدیم.

409
00:23:44,940 --> 00:23:46,563
‫و اگه قضیه این نباشه چی؟

410
00:23:47,460 --> 00:23:49,635
‫اگه قتل اصلاً ربطی به این موضوع نداشته باشه؟

411
00:23:49,773 --> 00:23:53,121
‫اونوقت بازم انگشت می‌شکنم؟

412
00:23:53,259 --> 00:23:55,123
‫یا بدتر؟

413
00:23:56,020 --> 00:23:57,574
‫اون دیگه به تشخیص خودم بستگی داره.

414
00:24:02,441 --> 00:24:04,512
‫پیشنهادم رو قبول نمی‌کنی، نه؟

415
00:24:04,650 --> 00:24:07,480
‫من نمی‌تونم کسی رو تحویلت بدم،
‫فرقی نداره چی کار کرده باشه.

416
00:24:09,551 --> 00:24:12,312
‫راستش رو بخوای، از اینکه غذا نمی‌خوری
‫بیشتر بهم برمی‌خوره.

417
00:24:12,865 --> 00:24:13,866
‫اوه.

418
00:24:22,668 --> 00:24:24,808
‫- واقعاً خوشمزه‌ست.
‫- هوم.

419
00:24:29,191 --> 00:24:30,399
‫می‌تونم یه خواهشی ازت بکنم؟

420
00:24:30,538 --> 00:24:32,919
‫درخواست من رو رد می‌کنی
‫و بعد خودت ازم درخواست داری؟

421
00:24:33,057 --> 00:24:35,474
‫من هنوز باید قاتل واقعی رو پیدا کنم،
‫و این به نفع هر دومونه.

422
00:24:36,820 --> 00:24:37,855
‫بگو بشنوم.

423
00:24:38,477 --> 00:24:41,203
‫حسم بهم میگه یه نفر رو
‫داخل تیم تحقیق داری...

424
00:24:41,721 --> 00:24:43,930
‫شاید یکی از اعضای کارگروه ویژه.

425
00:24:45,000 --> 00:24:48,659
‫تو می‌دونستی که اسلحه داخل دریچه مخفی شده بود.
‫این موضوع رسانه‌ای نشده بود.

426
00:24:48,797 --> 00:24:52,421
‫من دنبال منبعت نیستم،
‫ولی اگه حدسم درست باشه،

427
00:24:52,560 --> 00:24:55,701
‫دیدن اون پرونده واقعاً
‫کمک بزرگی بهم می‌کنه.

428
00:24:57,012 --> 00:24:58,566
‫ببینم چی کار می‌تونم بکنم.

429
00:24:58,704 --> 00:24:59,808
‫باشه.

430
00:25:01,787 --> 00:25:03,787
‫« می‌تونی صحبت کنی؟ »

431
00:25:03,812 --> 00:25:05,676
‫باید یه زنگی بزنم.

432
00:25:06,194 --> 00:25:09,887
‫تو هم... خب، راحت باش،
‫اینجا رو خونه‌ی خودت بدون.

433
00:25:10,474 --> 00:25:11,889
‫قبل از اینکه یادم بره، باید بپرسم.

434
00:25:12,027 --> 00:25:13,442
‫قضیه‌ی این آرمادیلو چیه؟

435
00:25:13,581 --> 00:25:14,616
‫آهان.

436
00:25:15,410 --> 00:25:18,655
‫هدیه واسه دخترمه. پنج سالشه.

437
00:25:18,793 --> 00:25:22,106
‫پس چندتا انگشت می‌شکنی
‫و بعدش یه سری هم به کادوفروشی می‌زنی.

438
00:25:22,244 --> 00:25:23,729
‫کلاً یه سفر کاری معمولی.

439
00:25:30,252 --> 00:25:31,288
‫سلام، پیامکت رسید.

440
00:25:31,426 --> 00:25:32,945
‫شنیدم امروز بهت شلیک شده.

441
00:25:33,083 --> 00:25:34,429
‫از لحاظ فنی، آره.

442
00:25:34,567 --> 00:25:36,017
‫اونم با راکت‌انداز.

443
00:25:36,155 --> 00:25:38,502
‫خب، بهم نخورد.

444
00:25:42,506 --> 00:25:43,921
‫داشتم فکر می‌کردم.

445
00:25:45,129 --> 00:25:47,407
‫داشتم فکر می‌کردم که دیگه نمی‌تونم
‫این وضعیت رو ادامه بدم.

446
00:25:48,547 --> 00:25:49,755
‫دیگه چی رو نمی‌تونی ادامه بدی؟

447
00:25:49,893 --> 00:25:51,860
‫هیچکدوم از اینا رو.

448
00:25:51,998 --> 00:25:54,321
‫واسه همین ازت خواستم بهم زنگ بزنی...
‫که بگم تصمیمم رو گرفتم.

449
00:25:54,345 --> 00:25:55,588
‫خب.

450
00:25:56,555 --> 00:25:58,453
‫فردا صبح به وکیلم زنگ می‌زنم.

451
00:25:59,074 --> 00:26:01,421
‫بهش میگم همون پیشنهادی
‫که بهم دادن رو قبول کنه.

452
00:26:09,637 --> 00:26:11,753
‫- بهت گفتم نیا اینجا.
‫- خب، حرف‌های عجیبی می‌زدی.

453
00:26:11,777 --> 00:26:13,657
‫اومدم مطمئن بشم
‫کار احمقانه‌ای انجام نمیدی.

454
00:26:13,744 --> 00:26:15,815
‫قبول کردن اون پیشنهاد، احمقانه نیست.

455
00:26:15,953 --> 00:26:18,162
‫در واقع هست. می‌دونی چرا؟
‫چون تو بی‌گناهی.

456
00:26:18,300 --> 00:26:20,233
‫- واقعاً؟
‫- آره، هستی.

457
00:26:22,063 --> 00:26:25,238
‫شاید من بابام رو نکشته باشم،
‫ولی اون به خاطر من مُرد.

458
00:26:26,930 --> 00:26:30,209
‫منظورم اینه که بعد از اینکه تهدید کرد
‫تو رو دوباره می‌فرسته زندان، همه‌چیز تموم شد.

459
00:26:30,347 --> 00:26:33,453
‫تصمیم گرفتم اون کسی باشه
‫که باید بره زندان.

460
00:26:34,523 --> 00:26:37,803
‫چیزی که نمی‌فهمیدم،
‫چیزی که نتونستم درک کنم،

461
00:26:37,941 --> 00:26:39,425
‫این بود که اون نمی‌تونست بره زندان،

462
00:26:39,563 --> 00:26:42,739
‫چون اگه می‌رفت،
‫یه نفر دیگه آسیب‌پذیر می‌شد.

463
00:26:43,532 --> 00:26:44,741
‫یه آدم خطرناک.

464
00:26:44,879 --> 00:26:47,226
‫کسی با رازهایی که می‌دونست
‫اون همه‌شون رو لو میده.

465
00:26:48,365 --> 00:26:50,263
‫- اصلاً فکرش رو نمی‌کردم.
‫- اِمی، اینطور نیست...

466
00:26:50,401 --> 00:26:52,587
‫باید... می‌فهمیدم دارم
‫چه خطر بزرگی رو متوجهش می‌کنم.

467
00:26:52,611 --> 00:26:54,267
‫ویکتور خودش این راه رو انتخاب کرد.
‫خودت هم می‌دونی.

468
00:26:54,405 --> 00:26:56,166
‫- پس تو چی؟
‫- من می‌تونم...

469
00:26:56,304 --> 00:26:57,971
‫قراره چه بلایی سر تو بیاد
‫که من الان روحمم خبر نداره؟

470
00:26:57,995 --> 00:26:59,410
‫هیچ اتفاقی واسه ما نمی‌افته.

471
00:26:59,548 --> 00:27:01,620
‫امروز نزدیک بود کشته بشی.

472
00:27:06,141 --> 00:27:11,526
‫اگه... می‌مُردی... یا اگه مل می‌مُرد،
‫اونم تقصیر من بود.

473
00:27:11,664 --> 00:27:14,633
‫مجبور بودم تا آخر عمرم
‫با این عذاب وجدان زندگی کنم.

474
00:27:18,015 --> 00:27:20,949
‫پرونده‌ای که برام ساختن،

475
00:27:22,882 --> 00:27:25,816
‫شاید پاپوش باشه،
‫ولی پاپوش حساب‌شده‌ایه.

476
00:27:26,783 --> 00:27:29,475
‫اگه باهاش بجنگم،
‫ممکنه تا آخر عمرم بیفتم زندان.

477
00:27:29,613 --> 00:27:33,859
‫اگه پیشنهاد رو قبول کنم، کار رو واسه همه
‫راحت‌تر می‌کنم، از جمله خودم.

478
00:27:33,997 --> 00:27:36,965
‫باشه. تکلیف اون کسی که واقعاً
‫بابات رو کشت چی می‌شه؟

479
00:27:37,103 --> 00:27:40,659
‫اون هنوز آزاده. تو این کار رو بکنی،
‫اون قسر در میره. راست‌راست راه میره.

480
00:27:42,453 --> 00:27:43,523
‫دارم پیشرفت می‌کنم.

481
00:27:43,662 --> 00:27:45,733
‫واقعاً دارم می‌کنم.
‫بالاخره یه سرنخی پیدا می‌شه.

482
00:27:45,871 --> 00:27:47,838
‫حتماً می‌شه.
‫فقط یه روز دیگه بهم وقت بده.

483
00:27:48,425 --> 00:27:51,083
‫فردا به وکیلت زنگ نزن.
‫فقط یه روز دیگه بهم وقت بده.

484
00:27:53,016 --> 00:27:54,776
‫ببخشید. بله.

485
00:27:54,914 --> 00:27:57,020
‫- کجایی؟
‫- پیش اِمی. چیزی شده؟

486
00:27:57,158 --> 00:27:58,780
‫اصلاً اوضاع خوب نیست.

487
00:27:58,918 --> 00:28:01,058
‫هر دوتاتون همین الان بیاید خونه. سریع.

488
00:28:04,027 --> 00:28:06,546
‫چند ساعت بعد از اینکه
‫دویل کووِن رو انداختیم بازداشتگاه،

489
00:28:06,685 --> 00:28:09,308
‫درخواست کرد با مسئول پرونده‌ی
‫ویکتور اوچوآ صحبت کنه.

490
00:28:09,446 --> 00:28:12,000
‫کلی رو انداختم تا تونستم
‫یه کپی از این رو بگیرم.

491
00:28:12,138 --> 00:28:14,934
‫بله قربان،
‫یه بِرتا پی‌اِکس ۴ کامپکت.

492
00:28:15,072 --> 00:28:18,282
‫خوش‌دست، با لگد کم.
‫دقیقاً شبیه همونیه که به اون خانم فروختم.

493
00:28:18,420 --> 00:28:20,457
‫منظورت از اون خانم، ایمیلیا اوچوآست؟

494
00:28:20,595 --> 00:28:22,045
‫آره، اسمش همین بود.

495
00:28:22,183 --> 00:28:24,875
‫گفت باباش یه سیاستمدار کله‌گنده‌ست.

496
00:28:25,013 --> 00:28:26,566
‫ویکتور اوچوآ.

497
00:28:26,705 --> 00:28:28,683
‫وقتی با این یارو حرف زدیم،
‫اصلاً اسم ویکتور هم به گوشش نخورده بود.

498
00:28:28,707 --> 00:28:29,915
‫از اینم بدتر می‌شه.

499
00:28:30,053 --> 00:28:31,744
‫- اون زن چه شکلی بود؟
‫- خوشگل بود.

500
00:28:31,882 --> 00:28:35,127
‫قدش حدوداً قد خودت بود. موهای بلند قهوه‌ای
‫و چشم‌های درشت قهوه‌ای داشت.

501
00:28:35,265 --> 00:28:36,680
‫می‌خوایم چندتا عکس بهت نشون بدیم.

502
00:28:36,818 --> 00:28:39,372
‫اگه زنی که اسلحه رو بهش فروختی
‫بینـشون بود، بهمون بگو.

503
00:28:40,477 --> 00:28:41,892
‫خودشه، همونجا.

504
00:28:42,030 --> 00:28:44,274
‫همچین زنی، قیافه‌اش
‫قشنگ تو ذهن آدم می‌مونه.

505
00:28:44,412 --> 00:28:46,310
‫کِی اسلحه رو بهش فروختی؟

506
00:28:46,448 --> 00:28:48,012
‫- من اصلاً تا حالا این یارو رو ندیدم.
‫- دو سه سال پیش.

507
00:28:48,036 --> 00:28:50,083
‫- قطعاً هیچوقت ازش تفنگ نخریدم.
‫- می‌دونیم.

508
00:28:50,107 --> 00:28:53,317
‫گفت توی ساختمونش چندتا سرقت شده بوده.
‫نگرانش کرده بود.

509
00:28:53,455 --> 00:28:55,423
‫گفت می‌خواسته بتونه از خودش دفاع کنه.

510
00:28:56,079 --> 00:28:57,943
‫پس یکی بعد از اینکه با ما حرف زد،
‫رفته سراغش.

511
00:28:58,081 --> 00:29:00,014
‫آره، می‌گفت برای معامله هر کاری می‌کنه.

512
00:29:00,152 --> 00:29:03,707
‫معلومه یکی شرایطش رو براش جور کرده
‫و بهش یاد داده چی بگه.

513
00:29:03,845 --> 00:29:05,122
‫نه، نه هر کسی.

514
00:29:07,159 --> 00:29:08,747
‫الان دیگه می‌دونم کی داره
‫برام پاپوش درست می‌کنه.

515
00:29:14,235 --> 00:29:16,616
‫اِمی، اینجا چی کار می‌کنی؟ کی راهت داد تو؟

516
00:29:16,755 --> 00:29:19,343
‫خب، دستیارت پشت میزش نبود،

517
00:29:19,481 --> 00:29:21,276
‫ما هم تصمیم گرفتیم اینجا رو
‫خونه‌ی خودمون بدونیم.

518
00:29:21,414 --> 00:29:22,864
‫سلام، من آر‌جی دکر هستم.

519
00:29:23,002 --> 00:29:24,555
‫دفتر شما یه بار علیه من پرونده درست کرد،

520
00:29:24,693 --> 00:29:26,085
‫اما فکر نکنم تا حالا
‫این افتخار نصیبم شده باشه.

521
00:29:26,109 --> 00:29:28,594
‫اِمی، این چه داستانیه دیگه؟

522
00:29:29,388 --> 00:29:30,941
‫دیروز یه قضیه‌ای شنیدم.

523
00:29:32,771 --> 00:29:38,086
‫مردی به اسم دویل کووِن
‫به پلیس گفته من ازش تفنگ خریدم.

524
00:29:39,881 --> 00:29:42,297
‫گفته به خاطر این بوده
‫که نگران چندتا سرقت بودم،

525
00:29:42,435 --> 00:29:43,954
‫که دو سال پیش توی ساختمونم رخ داده بود.

526
00:29:45,473 --> 00:29:48,683
‫اون بخشش که من تفنگ خریدم، دروغ بود،

527
00:29:48,821 --> 00:29:53,343
‫اما اون بخشش که نگران سرقت‌ها بودم،
‫حقیقت داشت.

528
00:29:55,345 --> 00:29:57,278
‫و واقعاً هم برای این موضوع رفتم سراغ یه نفر.

529
00:29:58,693 --> 00:30:00,660
‫فقط اون آدم دویل کووِن نبود.

530
00:30:02,248 --> 00:30:03,249
‫خودِ تو بودی.

531
00:30:04,526 --> 00:30:09,048
‫گفتی با یه نفر صحبت می‌کنی تا ماشین‌های
‫گشت بیشتری بفرستن به اون منطقه.

532
00:30:10,739 --> 00:30:14,398
‫اما چون می‌دونستم دارم...
‫دارم لطف ویژه‌ای ازت می‌خوام،

533
00:30:14,536 --> 00:30:16,676
‫هیچوقت نگرانیم رو
‫با کس دیگه‌ای در میان نذاشتم.

534
00:30:17,505 --> 00:30:18,540
‫فقط خودت.

535
00:30:20,128 --> 00:30:22,613
‫سرقت‌ها تموم شد؟
‫فکر نکنم هیچوقت این رو پرسیده باشم.

536
00:30:25,306 --> 00:30:27,308
‫تو به دویل کووِن گفتی چی بگه.

537
00:30:28,999 --> 00:30:30,898
‫چون تو پدرم رو کشتی.

538
00:30:32,278 --> 00:30:35,005
‫اِمی، چرا باید همچین کاری بکنم؟

539
00:30:35,143 --> 00:30:37,836
‫احتمالاً چون تو هم به اندازه‌ی اون کثیفـی.

540
00:30:37,974 --> 00:30:39,976
‫هر چی باشه، اون تو رو توی این دفتر نشوند.

541
00:30:40,114 --> 00:30:42,806
‫امکان نداشت این کار رو بکنه
‫اگه فکر می‌کرد اهل رشوه گرفتن نیستی.

542
00:30:42,944 --> 00:30:46,603
‫به تازگی فهمیدم یکی از کسایی که توی مشتش بود،

543
00:30:46,741 --> 00:30:49,261
‫عضو یه گروه نظامی هائیتی بوده.

544
00:30:49,399 --> 00:30:51,263
‫نان لا سل. حتماً اسمشون رو شنیدی.

545
00:30:51,401 --> 00:30:53,748
‫حدس می‌زنم به خاطر اینـه
‫که تو هم توی مشت اونایی.

546
00:30:54,369 --> 00:30:57,441
‫و با شناختی که از پدرم دارم،
‫اون... احتمالاً معرفت بوده.

547
00:30:58,684 --> 00:31:01,376
‫بهشون گفته ایده‌ی خوبیه که یه دادستان رو
‫مواجب‌بگیر خودشون بکنن،

548
00:31:01,514 --> 00:31:03,413
‫تا اگه یکی از آدم‌هاشون دستگیر شد،
‫کارشون راه بیفته.

549
00:31:03,551 --> 00:31:06,323
‫آره، همه‌ی این‌ها رو گفتیم که بگیم فکر می‌کنیم
‫شما دوتا آتوهای زیادی از کثافت‌کاری‌های هم داشتین،

550
00:31:06,347 --> 00:31:08,694
‫که برای نابودی هر دوتاتون کافی بوده.

551
00:31:10,316 --> 00:31:15,321
‫آخرین باری که ویکتور رو دیدم، بهم یادآوری کرد
‫که تو یکی از قدیمی‌ترین دوست‌هاش بودی.

552
00:31:15,459 --> 00:31:17,876
‫اون شب اون تو رو کشوند خونه‌ش، مگه نه؟

553
00:31:18,359 --> 00:31:20,395
‫بهت فشار آورد تا پرونده‌ی علیهش رو مختومه کنی.

554
00:31:21,293 --> 00:31:23,398
‫اما این تو رو توی شرایط سختی قرار داد، مگه نه؟

555
00:31:23,536 --> 00:31:26,136
‫چون اگه کاری که می‌خواست رو نمی‌کردی،
‫تو رو هم با خودش می‌کشید پایین،

556
00:31:26,160 --> 00:31:29,922
‫اما اگه می‌ذاشتی قسر دربره،
‫این یعنی خودکشی شغلی.

557
00:31:30,785 --> 00:31:33,788
‫پرونده خیلی سروصدا کرده بود،
‫برای همین به گزینه‌ی سوم فکر کردی.

558
00:31:34,754 --> 00:31:35,790
‫بهش شلیک کردی.

559
00:31:37,999 --> 00:31:39,345
‫می‌تونی چیزی از این‌ها رو ثابت کنی؟

560
00:31:41,416 --> 00:31:46,318
‫چون اگه تنها مدرکت برای متهم کردن من
‫به قتل ویکتور، یه اسلحه‌فروشـه

561
00:31:46,456 --> 00:31:49,908
‫که از قضیه‌ای خبر داشته که من هم می‌دونستم،
‫خب، یه توضیح خیلی ساده‌تر وجود داره.

562
00:31:50,046 --> 00:31:53,014
‫اون اسلحه‌فروش داره راستش رو میگه،
‫تازه بماند که،

563
00:31:53,152 --> 00:31:55,844
‫اگه سلاح قتل تمام این مدت دست من بود،

564
00:31:55,983 --> 00:31:59,296
‫چرا باید این همه وقت صبر می‌کردم
‫تا برات پاپوش درست کنم؟

565
00:32:00,263 --> 00:32:02,713
‫باید بگم، اگه نقشه‌ات اینـه که سعی کنی

566
00:32:02,851 --> 00:32:05,785
‫این داستان‌ها رو به خورد هیات‌منصفه بدی،
‫شانس خودم رو بیشتر می‌بینم.

567
00:32:05,924 --> 00:32:08,409
‫همین الان هر دوتاتون از اینجا گم می‌شید بیرون،

568
00:32:08,547 --> 00:32:11,239
‫قبل از اینکه ورود غیرقانونی رو هم
‫به اتهاماتت اضافه کنم.

569
00:32:16,003 --> 00:32:17,038
‫اِمی؟

570
00:32:17,763 --> 00:32:20,007
‫بهت گفتم که حاضرم توی مجازاتت تخفیف بدم.

571
00:32:20,939 --> 00:32:23,148
‫توافق رو قبول کن قبل از اینکه نظرم عوض بشه.

572
00:32:28,000 --> 00:32:35,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

573
00:32:40,234 --> 00:32:42,822
‫سلام، نمی‌دونم پیامم رو دیدی یا نه.

574
00:32:42,961 --> 00:32:45,481
‫سوفیا داره توی خونه‌ی شارلوت شام می‌خوره،
‫برای همین تازه رسوندمش اونجا.

575
00:32:45,584 --> 00:32:46,688
‫اوه.

576
00:32:46,826 --> 00:32:49,174
‫- آر‌جی بهت گفت چی شده؟
‫- آره گفت.

577
00:32:49,312 --> 00:32:51,866
‫دادستان فورت لادردیل یه قاتلـه،

578
00:32:52,004 --> 00:32:54,110
‫و اِمی هنوز هم توی مسیر مستقیم به سمت زندانـه.

579
00:32:54,248 --> 00:32:55,594
‫روز تو چطور بود؟

580
00:32:56,457 --> 00:32:59,617
‫در مقایسه با اِمی، مثل آب خوردن بود، ولی
‫حداقل دوباره تمرکزش رو به دست آورده.

581
00:32:59,667 --> 00:33:01,289
‫عمراً دیگه توافق رو قبول کنه.

582
00:33:01,427 --> 00:33:02,532
‫اصلاً.

583
00:33:03,671 --> 00:33:05,190
‫این چه بوییـه میاد؟

584
00:33:05,328 --> 00:33:08,331
‫پیتزای منجمد. خیلی حوصله‌ی آشپزی نداشتم.

585
00:33:09,090 --> 00:33:10,410
‫چند وقته داری گرمش می‌کنی؟

586
00:33:14,130 --> 00:33:15,441
‫یکم ماکارونی بلونز درست می‌کنم.

587
00:33:15,579 --> 00:33:17,064
‫وای خدا. وای خدا.

588
00:33:19,031 --> 00:33:22,897
‫بالاخره یکی از اعضای گروه
‫به دادت رسید و پرونده رو برات آورد؟

589
00:33:23,553 --> 00:33:29,421
‫نه. دوست جدید آر‌جی، آگوستین،
‫همون که برای باند هائیتی کار می‌کنه.

590
00:33:29,559 --> 00:33:31,285
‫آر‌جی هم یه نسخه ازش داره.

591
00:33:32,010 --> 00:33:33,735
‫چی می‌شه اگه یه سری به لِیک بزنه؟

592
00:33:33,873 --> 00:33:35,565
‫- کی؟
‫- آگوستین.

593
00:33:36,221 --> 00:33:39,086
‫شاید زهرچشمی ازش بگیره و اونم اعتراف کنه.

594
00:33:39,224 --> 00:33:42,710
‫اونجوری که آر‌جی توصیفش کرد،
‫فکر نکنم کارش فقط زهرچشم گرفتن باشه.

595
00:33:42,848 --> 00:33:44,608
‫بیشتر کارش فرستادن پیش خداست.

596
00:33:44,746 --> 00:33:47,646
‫اگه بفرستیمش سراغ لِیک، هیچ کنترلی
‫روی اینکه چطور باهاش رفتار می‌کنه نداریم.

597
00:33:47,784 --> 00:33:50,624
‫می‌تونه خیلی راحت غیبش کنه.
‫فردا سر کار پیداش نشه.

598
00:33:50,752 --> 00:33:53,065
‫و اونوقت اِمی هنوزم
‫متهم به قتل باقی می‌مونه.

599
00:33:53,203 --> 00:33:55,205
‫- اوهوم.
‫- چیز مفیدی اون تو هست؟

600
00:33:55,343 --> 00:33:58,105
‫بیشتر چیزهایی که اینجاست رو از قبل می‌دونستیم.

601
00:33:58,243 --> 00:34:00,659
‫تنها استثناش اینـه.

602
00:34:01,384 --> 00:34:04,076
‫جرم‌شناسی یه سری رسوبات عجیب
‫روی تفنگ پیدا کرده.

603
00:34:04,214 --> 00:34:07,010
‫لِیک خوب تمیزش کرده بوده.
‫نه اثری انگشتی بود، نه دی‌اِن‌اِی،

604
00:34:07,148 --> 00:34:09,068
‫ولی انگار متوجه یه سری جِرم و کثیفی
‫لای شکاف‌هاش نشده.

605
00:34:09,185 --> 00:34:11,980
‫اکریلیک، شِن، رنگ‌دانه‌ی آبی.

606
00:34:12,119 --> 00:34:13,948
‫کارگروه ویژه هنوز هویتش رو شناسایی نکرده،

607
00:34:14,086 --> 00:34:17,469
‫اما می‌دونن نه مال خونه‌ی ویکتوره،
‫نه آپارتمان اِمی.

608
00:34:18,125 --> 00:34:22,508
‫ولی دارم فکر می‌کنم شاید بتونه بهمون کمک کنه
‫رد جاهایی که تفنگ بوده رو بزنیم.

609
00:34:22,646 --> 00:34:24,648
‫یادت میاد وقتی انجمن مالکان
‫داشت درباره‌ی این صحبت می‌کرد

610
00:34:24,786 --> 00:34:26,961
‫که انتهای خیابون یه زمین پیکل‌بال بسازه؟

611
00:34:27,755 --> 00:34:29,101
‫البته که یادمه، عزیزم.

612
00:34:29,239 --> 00:34:30,758
‫کلی تحقیق کردم، می‌خواستم مطمئن بشم

613
00:34:30,896 --> 00:34:33,105
‫موادی که استفاده می‌کردن سمی نباشه.

614
00:34:34,106 --> 00:34:36,729
‫با تمام احترام،
‫این چه ربطی به موضوع داره آخه؟

615
00:34:37,316 --> 00:34:42,252
‫سه‌تا راهنمایی بهت می‌کنم.
‫اکریلیک، شن، رنگ‌دانه‌ی آبی.

616
00:34:45,876 --> 00:34:48,879
‫ترکیب شیمیایی رسوبات آبی
‫که کارگروه ویژزه پیدا کرده، همونه

617
00:34:49,017 --> 00:34:50,778
‫- که توی اون سطل هست.
‫- باشه.

618
00:34:50,916 --> 00:34:53,298
‫پس این‌ها مواد سازنده‌ی کفِ
‫زمین بازی پیکل‌بال هستن.

619
00:34:53,988 --> 00:34:55,541
‫من و کت عضو انجمن مالکانیم.

620
00:34:55,679 --> 00:34:57,588
‫اون‌ها با ساختنش توی محله‌ی ما
‫موافقت نکردن،

621
00:34:57,612 --> 00:35:00,339
‫نه به خاطر اینکه مواد شیمیاییش بد بود،
‫بلکه به خاطر سروصداش.

622
00:35:00,477 --> 00:35:04,102
‫توی بقیه‌ی محله‌ها، مردم داشتن سر قضیه‌ی
‫پیکل‌بال همدیگه رو تیکه‌پاره می‌کردن.

623
00:35:04,240 --> 00:35:06,138
‫به خاطر راکت‌هاشه. زِه ندارن.

624
00:35:06,276 --> 00:35:07,933
‫- وقتی باهاش به توپ می‌زنی...
‫- صدای تق میده.

625
00:35:08,071 --> 00:35:11,592
‫- یه صدای بلند، اونم مدام و مدام.
‫- اوهوم.

626
00:35:11,730 --> 00:35:14,181
‫مردمی که نزدیک این زمین‌ها
‫زندگی می‌کنن، عصبانی می‌شن.

627
00:35:14,319 --> 00:35:17,184
‫و بعضی وقت‌ها دست به خشونت می‌زنن.

628
00:35:17,322 --> 00:35:19,082
‫باشه، حالا فرضیه‌ات چیه؟

629
00:35:19,220 --> 00:35:21,647
‫همون تفنگی که باهاش ویکتور رو کشتن،
‫توی یه دعوای پیکل‌بال استفاده شده؟

630
00:35:21,671 --> 00:35:23,259
‫باشه. اینجا رو ببین.

631
00:35:23,397 --> 00:35:25,985
‫توی سال گذشته چندین مورد خرابکاری
‫در زمین‌های بازی گزارش شده.

632
00:35:26,124 --> 00:35:28,298
‫اوهوم. ولی اشاره‌ای به تفنگ نمی‌بینم.

633
00:35:28,436 --> 00:35:29,851
‫نه، ولی به این یکی نگاه کن.

634
00:35:32,164 --> 00:35:35,823
‫چی می‌شه اگه تفنگ اصلاً
‫روی زمین پیکل‌بال نبوده باشه؟

635
00:35:36,617 --> 00:35:39,654
‫چی می‌شه اگه داخل زمین پیکل‌بال بوده؟

636
00:35:43,486 --> 00:35:47,524
‫خب، نه اینکه از اومدن دوباره‌ی پلیس
‫برای بررسی بیشتر خوشحال نباشم،

637
00:35:47,662 --> 00:35:49,802
‫مخصوصاً با وجود همچین افسر خوشتیپی.

638
00:35:49,940 --> 00:35:51,252
‫اون پلیس نیست.

639
00:35:51,390 --> 00:35:53,220
‫- هنوزم خوشتیپـه.
‫- شما خیلی لطف دارین.

640
00:35:53,979 --> 00:35:57,051
‫همونطور که پشت تلفن گفتم،
‫ما تصمیم گرفتیم شکایت نکنیم.

641
00:35:57,189 --> 00:36:01,055
‫هر کدوم از ساکنانـمون که این خرابکاری رو
‫کرده باشه، خودمون قضیه رو داخلی حل می‌کنیم.

642
00:36:01,193 --> 00:36:04,472
‫باشه. مسئله اینـه، پرل،

643
00:36:04,610 --> 00:36:07,234
‫من و کارآگاه آبریو فکر نمی‌کنیم
‫این فقط یه خرابکاری ساده باشه.

644
00:36:07,372 --> 00:36:10,306
‫توی موارد دیگه دیدیم که مردم
‫روی زمین‌ها رنگ می‌پاشیدن،

645
00:36:10,444 --> 00:36:11,997
‫یا تورها رو پاره می‌کردن.

646
00:36:12,135 --> 00:36:14,631
‫به نظر من، انگار یکی با پیکور
‫افتاده بوده به جون زمین.

647
00:36:14,655 --> 00:36:17,209
‫تقریباً انگار یکی سعی داشته
‫چیزی رو از زیر خاک بکشه بیرون.

648
00:36:18,590 --> 00:36:21,386
‫خیلی‌خب، فرض کنیم حق با ماست
‫و لِیک تفنگ رو اینجا دفن کرده بوده.

649
00:36:21,524 --> 00:36:24,527
‫اگه راهی پیدا نکنیم که اون رو بهش ربط بدیم،
‫یعنی هیچ فایده‌ای نداره.

650
00:36:29,428 --> 00:36:31,361
‫فکر کنم همین الان پیدا کردم. هی پرل؟

651
00:36:32,017 --> 00:36:33,294
‫بله، خوشتیپ؟

652
00:36:33,432 --> 00:36:36,090
‫اون ماشین گلف اونجا، لوگوی مجتمع روشـه؟

653
00:36:36,228 --> 00:36:38,437
‫- آره مال ماست، کوکونات هاربر.
‫- کوکونات هاربر.

654
00:36:38,575 --> 00:36:40,370
‫- و این لوگو روی همه‌ی ماشین‌ها هست؟
‫- بله.

655
00:36:49,276 --> 00:36:52,865
‫باشه، این قضیه‌ای که مشخصاً
‫کشف کردی ولی به من نمیگی،

656
00:36:53,003 --> 00:36:55,868
‫فکر می‌کنی برای متقاعد کردن هیات‌منصفه
‫به بی‌گناهیِ اِمی کافی باشه؟

657
00:36:56,006 --> 00:36:57,042
‫قطعاً نه.

658
00:36:57,629 --> 00:36:59,286
‫اما من نیازی ندارم
‫هیات‌منصفه رو متقاعد کنم.

659
00:37:03,911 --> 00:37:08,709
‫چون باید بدونیم دِرک
‫شرایط رو درک می‌کنه. و...

660
00:37:09,399 --> 00:37:10,745
‫بعداً باهات صحبت می‌کنم.

661
00:37:11,712 --> 00:37:13,852
‫کارآگاه آبریو، آقای دکر.

662
00:37:14,370 --> 00:37:16,268
‫اِمی نظرش عوض شده؟

663
00:37:16,406 --> 00:37:19,616
‫حالا که گفتی، امروز به نظر سرحال‌تر می‌رسید،

664
00:37:19,754 --> 00:37:21,387
‫اما حدس می‌زنم منظورت این نبود.

665
00:37:21,411 --> 00:37:23,182
‫آره، امیدوار بودیم بتونیم
‫یه گپ کوچیکی باهات بزنیم،

666
00:37:23,206 --> 00:37:26,589
‫ولی فکر می‌کنیم این موضوعیه
‫که ترجیح میدی خصوصی درباره‌اش حرف بزنیم.

667
00:37:28,315 --> 00:37:29,316
‫بفرمایید.

668
00:37:39,809 --> 00:37:41,889
‫می‌دونی، اون روز سوال خوبی ازمون پرسیدی.

669
00:37:42,432 --> 00:37:43,952
‫اگه تمام این مدت اسلحه‌ی قتل دست خودت بود،

670
00:37:44,089 --> 00:37:46,954
‫چرا نزدیک سه ماه صبر کردی تا ازش برای
‫پاپوش درست کردن برای اِمی استفاده کنی؟

671
00:37:47,092 --> 00:37:49,991
‫دوست‌هام اون موقع جوابی برات نداشتن،
‫اما فکر کنم الان جوابش رو داریم.

672
00:37:50,129 --> 00:37:52,649
‫به خاطر اینـه که در اصل، تو هیچوقت
‫قصد نداشتی برای کسی پاپوش درست کنی.

673
00:37:52,787 --> 00:37:55,134
‫با این قضیه که قتل حل‌نشده
‫باقی بمونه مشکلی نداشتی.

674
00:37:55,721 --> 00:37:58,828
‫برای همین تفنگ رو زیر زمین پیکل‌بالی
‫که در حال ساخت بود دفن کردی.

675
00:37:58,966 --> 00:38:01,166
‫یکم طول کشید تا بفهمیم
‫چرا اونجا رو انتخاب کردی.

676
00:38:01,209 --> 00:38:04,316
‫بعد همکار خوشتیپ من
‫اینجا یه چیزی یادش اومد.

677
00:38:04,454 --> 00:38:06,663
‫آره، اون روز که توی دفترت بودم،

678
00:38:06,801 --> 00:38:08,976
‫یه عکس ازت با یه زوج مسن دیدم.

679
00:38:09,735 --> 00:38:11,358
‫پدر و مادرت بودن، مگه نه؟

680
00:38:11,910 --> 00:38:13,808
‫دامینیک و رُزان لِیک.

681
00:38:13,946 --> 00:38:18,226
‫توی اون کادر، یه ماشین گلف بود که
‫لوگوی شهرک محل زندگی سالمندان روش بود.

682
00:38:18,365 --> 00:38:21,057
‫- کوکونات هاربر، درسته؟
‫- امروز صبح اونجا بودیم.

683
00:38:21,195 --> 00:38:22,886
‫آمار گرفتیم و فهمیدیم
‫پدر و مادرت اونجا زندگی می‌کنن.

684
00:38:23,024 --> 00:38:25,889
‫به خاطر اون‌ها بود که فهمیدی
‫اون زمین پیکل‌بال داره ساخته می‌شه.

685
00:38:26,027 --> 00:38:28,375
‫می‌دونی، باید اعتراف کنم نقشه‌ات خوب بود.

686
00:38:28,513 --> 00:38:31,688
‫دفن کردن تفنگ زیر اون‌همه بتن...
‫نقشه‌ی خوبی بود.

687
00:38:32,551 --> 00:38:35,036
‫منظورم اینـه که شانس زیادی وجود داشت
‫که هیچکدوم پیداش نکنن.

688
00:38:35,830 --> 00:38:38,454
‫- البته اگه همونجا رهاش می‌کردی.
‫- ولی نکردی.

689
00:38:38,592 --> 00:38:41,249
‫احتمالاً، اگه بخوایم حدس بزنیم،
‫خبر به گوشت رسید

690
00:38:41,388 --> 00:38:44,632
‫که نماینده‌ی گروهی
‫که بهت رشوه می‌دادن اومده به شهر.

691
00:38:44,770 --> 00:38:46,393
‫آقای آگوستین.

692
00:38:46,531 --> 00:38:48,440
‫یهو حل‌نشده موندن قتل ویکتور
‫برات خطرناک شد.

693
00:38:48,464 --> 00:38:49,464
‫به یه سپر بلا نیاز داشتی.

694
00:38:49,534 --> 00:38:51,329
‫به اِمی نیاز داشتی.

695
00:38:51,467 --> 00:38:54,849
‫برای همین تفنگ رو بیرون کشیدی،
‫جاسازش کردی و خودت هم گزارش جاش رو دادی.

696
00:38:56,644 --> 00:38:59,958
‫قصد دارین همه‌ی این‌ها رو ببرین دادگاه؟
‫راحت باشین.

697
00:39:00,096 --> 00:39:02,719
‫نه، آخرین جایی که این قضیه رو می‌بریم...
‫دادگاهـه.

698
00:39:03,858 --> 00:39:05,446
‫می‌بریمش پیش آقای آگوستین.

699
00:39:05,584 --> 00:39:07,345
‫یا حداقل من این کار رو می‌کنم.

700
00:39:07,483 --> 00:39:10,624
‫ببین، خط قرمزهایی هستن که وقتی توی سیستم
‫قضایی کار می‌کنی، نباید ازشون رد بشی.

701
00:39:10,762 --> 00:39:15,560
‫مطمئنم این برات حرف جدیدیـه، اما من...
‫دارم بهت یه فرصت برای اعتراف میدم.

702
00:39:16,492 --> 00:39:19,412
‫چون تا آگوستین بفهمه تو همونی هستی
‫که ویکتور رو کشتی،

703
00:39:19,529 --> 00:39:21,531
‫تو دیگه تحت بازداشت حفاظتی قرار گرفتی.

704
00:39:22,221 --> 00:39:23,499
‫توافق رو قبول کن.

705
00:39:24,672 --> 00:39:26,640
‫توافق رو قبول کن قبل از اینکه نظرم عوض بشه.

706
00:39:33,992 --> 00:39:38,306
‫فورت لادردیل امشب به خاطر گزارش‌هایی
‫مبنی بر اینکه جنیس لِیک، دادستان منطقه،

707
00:39:38,445 --> 00:39:41,344
‫به قتل سناتور ایالتی، ویکتور اوچوا،
‫اعتراف کرده شوکه شده.

708
00:39:41,482 --> 00:39:44,140
‫دختر سناتور ایالتی، اِمیلیا اوچوآ،

709
00:39:44,278 --> 00:39:46,591
‫اوایل این هفته به جرم
‫این قتل دستگیر شده بود،

710
00:39:46,729 --> 00:39:48,903
‫اما با تحولات شگفت‌انگیز امروز،

711
00:39:49,041 --> 00:39:50,921
‫تمامی اتهامات علیه خانم اوچوآ لغو شده.

712
00:39:52,562 --> 00:39:54,402
‫در سایر اخبار، سیب‌زمینی‌های مهاجم
‫خسارت‌های شدیدی

713
00:39:54,426 --> 00:39:57,226
‫- به پوشش گیاهی در اُرلاندو وارد کردن...
‫- صبر کن، صبر کن.

714
00:39:57,947 --> 00:39:59,189
‫اصلاً اسم تو رو نیاوردن.

715
00:39:59,327 --> 00:40:01,295
‫آخه چطور ممکنه؟ چطور ممکنه
‫اصلاً اسمت رو نیاورده باشن؟

716
00:40:01,433 --> 00:40:05,092
‫خب، با توجه به اینکه من فقط
‫با این تهدید که دادستان رو لو میدم

717
00:40:05,230 --> 00:40:08,440
‫به گروه نظامی هائیتی ازش اعتراف گرفتم،
‫احتمالاً اینجوری خیلی بهتره.

718
00:40:09,027 --> 00:40:11,557
‫راستی یادم اومد. رفیقت آگوستین
‫امروز یه چیزی برات فرستاده بود.

719
00:40:11,581 --> 00:40:13,341
‫عجب.

720
00:40:13,480 --> 00:40:17,069
‫حالا اگه این یه تهدید به خاطر
‫تحویل دادن دادستان به پلیس به جای خودشـه،

721
00:40:17,207 --> 00:40:18,623
‫- بهم نگو.
‫- باشه.

722
00:40:18,761 --> 00:40:21,073
‫- مگر اینکه منم تهدید شده باشم.
‫- درسته.

723
00:40:21,626 --> 00:40:23,144
‫نه، اصلاً نمی‌خوام بدونم.

724
00:40:27,168 --> 00:40:29,168
‫« طرز تهیه خوراک میگو »

725
00:40:30,439 --> 00:40:32,439
‫« شاید بتونی تُندش رو بخوری »

726
00:40:32,464 --> 00:40:34,328
‫تو واقعاً از این یارو خوشت میاد، مگه نه؟

727
00:40:35,640 --> 00:40:38,470
‫حالا که صحبت از دوستی‌های عجیب و وصف‌ناپذیر شد.

728
00:40:39,160 --> 00:40:41,887
‫سلام، همه‌ی اتهامات لغو شد. همین الان
‫توی اخبار شنیدم. فوق‌العاده‌ست.

729
00:40:42,025 --> 00:40:44,649
‫یه جوری میگی انگار خودت
‫هیچ نقشی در این کار نداشتی.

730
00:40:46,271 --> 00:40:47,445
‫هی، بیخیال.

731
00:40:48,963 --> 00:40:51,138
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم، قابلی نداشت.

732
00:40:52,104 --> 00:40:53,312
‫اوم...

733
00:40:54,072 --> 00:40:56,315
‫اما می‌تونم یه لحظه بیرون باهات صحبت کنم؟

734
00:40:58,904 --> 00:41:00,388
‫قضیه جدی به نظر می‌رسه.

735
00:41:00,527 --> 00:41:03,564
‫خب، راستش تا حدی همینطوره. فقط...

736
00:41:03,702 --> 00:41:05,048
‫اون شب داشتی می‌گفتی که

737
00:41:05,186 --> 00:41:07,361
‫خودت رو برای اتفاقی
‫که برای پدرت افتاد مقصر می‌دونی.

738
00:41:07,948 --> 00:41:09,467
‫و من... فقط امیدوار بودم،

739
00:41:09,605 --> 00:41:12,987
‫منظورم اینـه که حالا که می‌دونیم
‫مقصر واقعی کیه، اون...

740
00:41:13,125 --> 00:41:15,058
‫اینکه کمتر خودم رو سرزنش کنم؟

741
00:41:15,196 --> 00:41:16,681
‫آره، شاید در همین حد.

742
00:41:16,819 --> 00:41:19,960
‫اعتراف می‌کنم که دونستن حقیقت
‫کمک می‌کنه، ولی من...

743
00:41:20,581 --> 00:41:22,376
‫من... هنوز کلی کار دارم که باید بکنم.

744
00:41:22,997 --> 00:41:26,656
‫اگه ۱۵ سال پیش ازم می‌پرسیدی
‫می‌خوام با زندگیم چی کار کنم،

745
00:41:26,794 --> 00:41:28,900
‫بهت می‌گفتم می‌خوام به مردم کمک کنم.

746
00:41:29,694 --> 00:41:33,111
‫دارم به تمام اتفاقاتی که برام افتاده
‫به چشم یه تلنگر نگاه می‌کنم.

747
00:41:34,388 --> 00:41:36,252
‫فقط باید، نمی‌دونم...

748
00:41:37,805 --> 00:41:39,876
‫سعی کنم دوباره اون نسخه‌ی قدیمی خودم رو پیدا کنم.

749
00:41:40,463 --> 00:41:41,947
‫مثل پرونده‌ی پیدا کردن یه آدم گمشده.

750
00:41:42,085 --> 00:41:46,434
‫- آره. مثل پرونده‌ی... پیدا کردن یه آدم گمشده.
‫- منظورم اینـه که...

751
00:41:47,746 --> 00:41:49,437
‫کاش یه کارآگاه خصوصی خوب می‌شناختم.

752
00:41:49,576 --> 00:41:52,510
‫باید تقویمم رو چک کنم.
‫این روزها خیلی سر شلوغه.

753
00:41:52,648 --> 00:41:54,304
‫برو تو با آبجو بررسیش کن.

754
00:41:54,442 --> 00:41:56,762
‫بزن بریم. ولی خداییش،
‫فکر نکنم از پس هزینه‌هام بربیای.

755
00:41:56,859 --> 00:41:58,446
‫نه، جدی میگم. تعرفه‌هام داره میره بالا.

756
00:41:58,585 --> 00:42:00,483
‫- نگو بابا.
‫- چرا، جدی میگم.

757
00:42:08,698 --> 00:42:09,906
‫♪ تو تنها نیستی ♪

758
00:42:10,562 --> 00:42:15,429
‫♪ فقط بذار من
‫بلیط برگشتت به خونه باشم ♪

759
00:42:16,000 --> 00:42:36,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
