1
00:00:00,021 --> 00:00:02,900
‫لطفاً توجه داشته باشید که این برنامه
‫همچنین شامل

2
00:00:02,901 --> 00:00:04,981
‫صحنه‌هایی با موضوع خشونت جنسی است.

3
00:00:10,000 --> 00:00:14,000
‫« آنچه گذشت »

4
00:00:10,021 --> 00:00:13,820
‫من در مزرعه‌ی هوپ هیل به‌دنیا اومدم،
‫سال ۱۷۳۳.

5
00:00:13,821 --> 00:00:15,700
‫۲۹۲ سالمه.

6
00:00:15,701 --> 00:00:16,860
‫متیو!

7
00:00:16,861 --> 00:00:18,381
‫متیو...

8
00:00:19,901 --> 00:00:21,780
‫قرار شده برگردم به بریستول.

9
00:00:21,781 --> 00:00:24,581
‫و به تو هم توصیه می‌کنم همین کار رو بکنی.
‫به‌عنوان همسرم.

10
00:00:27,101 --> 00:00:28,180
‫متیو.

11
00:00:28,181 --> 00:00:30,020
‫تو رو تا بازداشتگاه بخش
‫همراهی می‌کنن

12
00:00:30,021 --> 00:00:32,140
‫و اونجا با مجازات مناسب روبرو میشی.

13
00:00:32,141 --> 00:00:34,300
‫من جادوگر اوبیا نیستم.
‫بهم توهین نکن!

14
00:00:41,861 --> 00:00:44,980
‫ما اینجاییم تا در مورد وصیت‌نامه‌ی آلفرد
‫و ارث‌ و میراث الیور حرف بزنیم.

15
00:00:44,981 --> 00:00:46,540
‫قرار نیست پسش بگیری.

16
00:00:46,541 --> 00:00:48,541
‫- قفلش کردی؟
‫- نه.

17
00:00:49,901 --> 00:00:51,061
‫گیر کرده.

18
00:00:52,461 --> 00:00:55,540
‫- اون کوجوـه؟
‫- فکر کنم می‌خواد بهم صدمه بزنه.

19
00:00:55,541 --> 00:00:56,900
‫صبر کن!

20
00:00:58,000 --> 00:01:09,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

21
00:01:33,000 --> 00:01:40,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

22
00:01:41,061 --> 00:01:42,741
‫کالسکه پشت ساختمون نگه داشت.

23
00:01:55,021 --> 00:01:56,501
‫توی انگلیس موفق باشی.

24
00:01:57,581 --> 00:02:00,820
‫♪ وقتی به جایی که ازش اومدم نگاه می‌کنم ♪

25
00:02:00,821 --> 00:02:03,980
‫♪ به جایی که سفرم شروع شد برمی‌گردم ♪

26
00:02:03,981 --> 00:02:08,220
‫♪ واقعاً باید بگم که من قوی‌ام ♪

27
00:02:08,221 --> 00:02:11,020
‫♪ ستایش مخصوص خداوند متعاله ♪

28
00:02:11,021 --> 00:02:14,500
‫♪ وقتی بهت میگم
‫♪ که از کجا اومدم

29
00:02:14,501 --> 00:02:17,620
‫♪ به جایی که سفر شروع شد برمی‌گردم ♪

30
00:02:17,621 --> 00:02:21,660
‫♪ واقعاً باید بگم که من قوی‌ام، قوی‌ام ♪

31
00:02:21,661 --> 00:02:23,501
‫♪ کل ستایش‌ها ♪

32
00:02:27,501 --> 00:02:30,540
‫♪ برای خداوند متعال، برای خداوند متعال ♪

33
00:02:30,541 --> 00:02:33,181
‫♪ برای خداوند متعال ♪

34
00:02:34,301 --> 00:02:37,141
‫♪ برای خداوند متعال، برای خداوند متعال ♪

35
00:02:37,821 --> 00:02:38,951
‫♪ برای خداوند متعال ♪

36
00:02:38,984 --> 00:02:40,984
‫« تسخیر »

37
00:02:47,821 --> 00:02:50,380
‫الیور؟ الیور!

38
00:02:50,381 --> 00:02:51,901
‫صدام رو می‌شنوی؟

39
00:02:53,421 --> 00:02:54,461
‫لعنتی.

40
00:02:57,741 --> 00:02:58,980
‫اوکی.

41
00:03:03,581 --> 00:03:04,941
‫یه چیزی بنوش.

42
00:03:08,301 --> 00:03:09,621
‫چی شد؟

43
00:03:10,181 --> 00:03:11,781
‫نمی‌دونم...

44
00:03:15,181 --> 00:03:16,621
‫بهم حمله شد؟

45
00:03:29,581 --> 00:03:30,781
‫داره میاد.

46
00:03:31,981 --> 00:03:33,261
‫داری چیکار می‌کنی؟

47
00:03:34,261 --> 00:03:35,980
‫خبرم دارم از خودم دفاع می‌کنم.

48
00:03:35,981 --> 00:03:37,900
‫چطوری می‌تونست از اون بیرون بهت حمله کنه؟

49
00:03:37,901 --> 00:03:39,221
‫اون یه جادوگر اوبیاست.

50
00:03:40,621 --> 00:03:43,581
‫این تقاص کاریـه که اجداد من
‫با اجداد اون کردن.

51
00:03:44,421 --> 00:03:48,140
‫- از توی کشو یه چاقو بردار.
‫- نه! الیور! محض رضای خدا!

52
00:03:48,141 --> 00:03:49,940
‫نمی‌دونم اینجا چه خبره،

53
00:03:49,941 --> 00:03:53,220
‫ولی اگه قرار باشه همدیگه رو
‫بکشید، دیگه از حد گذشته، اوکی؟

54
00:03:53,221 --> 00:03:55,580
‫بیخیال درخواست تجدیدنظر شو و برو.

55
00:03:57,861 --> 00:03:59,421
‫راه‌حلت اینه؟

56
00:04:00,181 --> 00:04:01,941
‫فقط بیخیالش شو.

57
00:04:09,461 --> 00:04:11,021
‫وای خدا!

58
00:05:22,741 --> 00:05:23,981
‫یالا دیگه!

59
00:05:29,181 --> 00:05:30,981
‫- مادرتو!
‫- کوجو؟

60
00:05:33,901 --> 00:05:35,341
‫بیا! بیا!

61
00:05:55,421 --> 00:05:57,021
‫برو! برو! برو!

62
00:06:03,301 --> 00:06:04,780
‫اون پسر رو بگیر!

63
00:06:07,181 --> 00:06:09,101
‫تکون بخور!

64
00:06:12,581 --> 00:06:15,381
‫وای وای وای! یا خدا.

65
00:06:56,021 --> 00:06:57,860
‫- هی؟
‫- هی؟

66
00:06:57,861 --> 00:06:59,221
‫حالت خوبه؟

67
00:07:03,501 --> 00:07:05,620
‫- کف سرت رو بهم نشون بده.
‫- چی؟

68
00:07:05,621 --> 00:07:07,061
‫کف سرت رو بهم نشون بده!

69
00:07:08,181 --> 00:07:10,220
‫دوباره ازت نمی‌پرسم!

70
00:07:10,221 --> 00:07:11,741
‫- موهات رو بزن کنار!
‫- اوکی! اوکی!

71
00:07:13,221 --> 00:07:14,780
‫دست‌هات رو بهم نشون بده.

72
00:07:14,781 --> 00:07:16,501
‫دست‌هات رو، انگشت‌هات رو.

73
00:07:17,981 --> 00:07:19,460
‫دنبال چی می‌گردی؟

74
00:07:19,461 --> 00:07:22,260
‫یه نشونه. یه زخم. دهنت رو باز کن.

75
00:07:26,941 --> 00:07:28,661
‫الیور یه نشونه داشت.

76
00:07:29,781 --> 00:07:31,541
‫یه زخم روی انگشتش هست.

77
00:07:32,581 --> 00:07:34,701
‫لای در گیر کرده بود.

78
00:07:37,941 --> 00:07:39,941
‫- این جادوی اوبیاست؟
‫- نه...

79
00:07:42,621 --> 00:07:44,181
‫این اوبیا نیست.

80
00:07:45,421 --> 00:07:47,340
‫این یه چیز دیگه‌ست.

81
00:07:50,101 --> 00:07:51,461
‫تسخیر شده.

82
00:07:53,181 --> 00:07:54,821
‫توسط چی؟

83
00:07:58,181 --> 00:07:59,501
‫خواهرم.

84
00:08:28,461 --> 00:08:30,820
‫من دنبال شوهرم می‌گردم؟

85
00:08:30,821 --> 00:08:33,941
‫شارلوت؟

86
00:08:38,381 --> 00:08:40,500
‫اون که غرق در تاریکی شده بود،

87
00:08:40,501 --> 00:08:42,941
‫نمی‌تونست حتی دست خودش رو جلوی صورتش ببینه.

88
00:08:43,741 --> 00:08:47,861
‫و همون‌طور که غبار کنار می‌رفت،
‫متوجه پیکری زیر نور شمع شد...

89
00:08:48,821 --> 00:08:52,900
‫و بعد دوباره صدای مأمور قطار رو شنید،

90
00:08:52,901 --> 00:08:54,341
‫که پچ‌پچ می‌کرد...

91
00:08:56,541 --> 00:08:58,500
‫آه!

92
00:09:01,941 --> 00:09:04,341
‫خانم کانات.

93
00:09:06,101 --> 00:09:07,940
‫حالتون، حالتون بهتره؟

94
00:09:07,941 --> 00:09:09,181
‫ببخشید؟

95
00:09:11,341 --> 00:09:13,261
‫مگه مریض نبودید؟

96
00:09:16,501 --> 00:09:17,621
‫نه؟

97
00:09:26,061 --> 00:09:27,381
‫رام.

98
00:09:34,861 --> 00:09:38,420
‫خانم کانات،
‫اجازه می‌دید آقای ویت رو بهتون معرفی کنم.

99
00:09:38,421 --> 00:09:42,101
‫ایشون همراه شوهرم توی
‫هیئت مدیره‌ی موزه‌ی جدید بریتانیا هستن.

100
00:09:46,581 --> 00:09:49,621
‫آقای کانات، میشه یه داستان
‫روحی دیگه برامون بگید؟

101
00:09:50,741 --> 00:09:52,220
‫آقای ویت؟

102
00:09:52,221 --> 00:09:53,461
‫وای نه.

103
00:09:54,541 --> 00:09:56,100
‫شما چی؟

104
00:09:56,101 --> 00:10:00,661
‫تا حالا اتفاقی گذرتون به اون
‫جادوگرهای قدیمی کورومانتی افتاده؟

105
00:10:04,541 --> 00:10:06,501
‫من یه جادوگر اوبیا رو می‌شناختم.

106
00:10:07,381 --> 00:10:08,981
‫بیشتر برامون بگو.

107
00:10:10,261 --> 00:10:12,340
‫اون ذهن پدرم رو مسموم کرد.

108
00:10:12,341 --> 00:10:13,780
‫به چه هدفی؟

109
00:10:13,781 --> 00:10:15,180
‫که دلش رو به دست بیاره.

110
00:10:15,181 --> 00:10:18,460
‫شاید پدر بزرگوار شما فقط از
‫اون مردک بیچاره خوشش می‌اومده.

111
00:10:20,581 --> 00:10:23,780
‫اون برده رو مثل
‫هم‌خون خودش می‌دونست، جناب.

112
00:10:23,781 --> 00:10:25,621
‫این فراتر از خوش اومدنه.

113
00:10:26,901 --> 00:10:29,220
‫من دیدم که زبونی رو از رگ بریدن،

114
00:10:29,221 --> 00:10:31,900
‫و جوری باهاش برخورد کردن که
‫انگار فقط یه دندون‌درد ساده‌ست.

115
00:10:33,501 --> 00:10:36,660
‫من زنی رو دیدم که تبدیل
‫به انبوهی از پشه‌ها شد،

116
00:10:36,661 --> 00:10:38,820
‫و به تمام کسانی که پوست
‫سفید داشتن حمله کرد،

117
00:10:38,821 --> 00:10:41,020
‫در حالی که جمعیتی از کاکاسیاه‌ها
‫رو کاملاً نادیده گرفت.

118
00:10:46,101 --> 00:10:47,781
‫اوبیا کاملاً واقعیه.

119
00:10:49,021 --> 00:10:50,981
‫همه‌ی ما دلیلی برای ترسیدن ازش داریم.

120
00:11:00,341 --> 00:11:02,901
‫خانم کانات. معذرت می‌خوام.

121
00:11:03,701 --> 00:11:05,061
‫باعث خجالتتون شدم.

122
00:11:09,701 --> 00:11:13,141
‫مشتاقم در مورد این
‫جادوگر اوبیا بیشتر بشنوم.

123
00:12:15,941 --> 00:12:19,340
‫اگه قراره انقدر پسر بدی باشی
‫به بابات میگم،

124
00:12:19,341 --> 00:12:21,261
‫و اونوقت خبری از شام نیست!

125
00:12:36,981 --> 00:12:39,581
‫خانم.

126
00:12:57,701 --> 00:12:59,621
‫لاتینت بهتر شده.

127
00:13:01,021 --> 00:13:02,420
‫نظرت چی بود؟

128
00:13:02,421 --> 00:13:04,661
‫اووید. مسخ.

129
00:13:05,461 --> 00:13:06,781
‫این فقط یه داستانه.

130
00:13:07,901 --> 00:13:10,260
‫آقای ویت، من بابت آموزش‌هاتون سپاسگزارم،

131
00:13:10,261 --> 00:13:12,060
‫ولی چهار ماه گذشته.

132
00:13:12,061 --> 00:13:15,220
‫شما به من گفتید کاکاسیاه‌ها
‫تنها کسانی نیستن که جادوگری بلدن.

133
00:13:15,221 --> 00:13:18,220
‫و هدف این جلسات مطالعه‌ی جادوی آیینی بود.

134
00:13:18,221 --> 00:13:20,021
‫نه لاتین مدرسه‌ای.

135
00:14:03,661 --> 00:14:05,501
‫بیشتر لاتین. آلمانی.

136
00:14:06,461 --> 00:14:08,020
‫کمی یونانی.

137
00:14:08,021 --> 00:14:11,461
‫فکر کردم قبل از اینکه بخونیش،
‫باید بتونی درکش کنی.

138
00:14:12,901 --> 00:14:14,380
‫این چیه؟

139
00:14:14,381 --> 00:14:17,621
‫یه گریموار.
‫جادوی آیینی اوایل اروپا.

140
00:14:18,301 --> 00:14:22,060
‫در حلقه‌ی اطرافیان من،
‫اعتقاد بر اینه که به‌شدت قدرتمنده،

141
00:14:22,061 --> 00:14:25,501
‫هرچند من هنوز مردی رو ندیدم
‫که بتونه از قدرتش استفاده کنه.

142
00:14:29,461 --> 00:14:31,221
‫تا حالا زنی اون رو خونده؟

143
00:15:00,000 --> 00:15:07,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

144
00:16:40,621 --> 00:16:42,381
‫حتی نمی‌خوای بهم دست بزنی؟

145
00:16:43,781 --> 00:16:45,821
‫بس کن. بس کن.

146
00:16:50,541 --> 00:16:53,500
‫این یه قرارداد بود.
‫خودت خوب این رو می‌دونی.

147
00:16:53,501 --> 00:16:55,020
‫تو جایگاه خودت رو داری.

148
00:16:55,021 --> 00:16:56,820
‫هر دوی ما از این وصلت نفع بردیم...

149
00:16:56,821 --> 00:16:57,981
‫چه نفعی؟

150
00:16:59,421 --> 00:17:01,660
‫من دفترهای کل رو دیدم.
‫ما زیر قرض و بدهی‌ایم.

151
00:17:01,661 --> 00:17:04,300
‫تو یه مست قماربازی و...

152
00:17:04,301 --> 00:17:06,381
‫چی می‌خوای، شارلوت؟

153
00:17:09,141 --> 00:17:13,821
‫محبتی که مجبور نباشم براش التماس کنم
‫یا با کسی رقابت کنم.

154
00:17:15,141 --> 00:17:16,701
‫اینکه بهم توجه بشه.

155
00:17:17,541 --> 00:17:19,021
‫اینکه کسی رو داشته باشم...

156
00:17:20,461 --> 00:17:23,181
‫که فقط برای من باشه.

157
00:17:32,981 --> 00:17:35,461
‫پدرم هرگز حرف محبت‌آمیزی بهم نزد.

158
00:17:36,421 --> 00:17:39,820
‫می‌دونم نخواستنی بودن چه حسی داره.

159
00:17:39,821 --> 00:17:42,780
‫نمی‌تونم مجبورت کنم
‫حسی به من داشته باشی که نداری.

160
00:17:42,781 --> 00:17:46,060
‫این رو خوب می‌فهمم.
‫اونقدری که تو فکر می‌کنی احمق نیستم.

161
00:17:46,061 --> 00:17:49,220
‫پس چرا اصرار داری مثل
‫یه سگ فحل بهم بچسبی!

162
00:17:49,221 --> 00:17:52,021
‫چون راه دیگه‌ای ندارم که بچه‌دار بشم.

163
00:17:54,181 --> 00:17:55,781
‫تو این رو بهم مدیونی.

164
00:17:56,981 --> 00:17:59,181
‫تو همه‌چیز رو از من گرفتی.

165
00:18:00,781 --> 00:18:02,541
‫حداقل این یکی رو بهم بده.

166
00:21:00,421 --> 00:21:04,540
‫♪ یه روز چه تغییری ایجاد می‌کنه ♪

167
00:21:08,221 --> 00:21:11,581
‫♪ ۲۴ ساعت کوتاه ♪

168
00:21:16,581 --> 00:21:19,980
‫♪ خورشید و گل‌ها رو با خودش آورد ♪

169
00:21:27,661 --> 00:21:28,981
‫من اون کار رو کردم؟

170
00:21:29,941 --> 00:21:31,501
‫نگرانش نباش، مرد.

171
00:21:32,461 --> 00:21:34,140
‫پس یعنی تسخیر شده؟

172
00:21:34,141 --> 00:21:36,380
‫- زامبی.
‫- اون با من حرف زد.

173
00:21:36,381 --> 00:21:39,180
‫ما همون بحثی رو داشتیم
‫که ده دقیقه قبلش داشتیم.

174
00:21:39,181 --> 00:21:42,140
‫تو میگی اون کوبیده شد به سقف،

175
00:21:42,141 --> 00:21:45,220
‫و بهت حمله کرد و اگه من
‫نیومده بودم، می‌کشتـت.

176
00:21:45,221 --> 00:21:46,660
‫نمی‌دونم چطوری کار می‌کنه، می‌دونی؟

177
00:21:46,661 --> 00:21:49,701
‫ولی اگه میگی اون آدم عوض شده
‫و اون زخم رو داره...

178
00:21:51,181 --> 00:21:52,461
‫پس خود خودشه.

179
00:21:53,501 --> 00:21:54,741
‫شارلوته.

180
00:21:55,541 --> 00:21:57,221
‫آنجلو اون زخم رو داشت.

181
00:21:59,381 --> 00:22:02,981
‫تا وقتی اون بتونه چیزی رو از ما جدا کنه،
‫همه‌مون در خطریم.

182
00:22:03,861 --> 00:22:06,381
‫مو، ناخن، پوست.

183
00:22:06,981 --> 00:22:09,301
‫اون رو دور نگه داشته بودن. مهار شده بود.

184
00:22:10,381 --> 00:22:13,660
‫نمی‌دونم، من و آنجلو تنها کسانی بودیم که

185
00:22:13,661 --> 00:22:14,860
‫در مورد اون صندوق خبر داشتیم.

186
00:22:14,861 --> 00:22:17,260
‫- اون توی صندوق بود؟ توی اتاق‌خواب؟
‫- دیدیش؟

187
00:22:17,261 --> 00:22:20,421
‫درست وقتی رسیدم اونجا من...

188
00:22:22,221 --> 00:22:23,700
‫بازش کردی؟

189
00:22:23,701 --> 00:22:26,940
‫چرا؟ اون پیچیده شده بود.

190
00:22:26,941 --> 00:22:28,141
‫محکم!

191
00:22:29,461 --> 00:22:31,621
‫پنهان شده بود. فقط یه جعبه بود.

192
00:22:32,221 --> 00:22:34,141
‫- یه جعبه‌ی خالی!
‫- تو آزادش کردی.

193
00:22:34,901 --> 00:22:36,780
‫و اون جسمش رو تسخیر کرد و کشتـش.

194
00:22:36,781 --> 00:22:39,980
‫دلیل اینکه دوستت مرده
‫اینه که خودش رو کشت.

195
00:22:39,981 --> 00:22:42,860
‫اون نمی‌خواست زنده بمونه.
‫این تقصیر من نیست!

196
00:22:42,861 --> 00:22:45,541
‫اون مجبورش کرد خودش رو بکشه!

197
00:22:47,661 --> 00:22:49,061
‫آنجلو آدم خوبی بود.

198
00:22:49,741 --> 00:22:52,021
‫اون به فکر آدم‌ها بود.

199
00:22:53,741 --> 00:22:54,900
‫تو چی؟

200
00:22:54,901 --> 00:22:57,860
‫تو هیچوقت به‌خاطر انجام
‫کار درست نیومدی اینجا.

201
00:22:57,861 --> 00:23:00,980
‫تو، تو یه فرصت دیدی.

202
00:23:00,981 --> 00:23:03,460
‫و اومدی اینجا تا طمع خودت رو سیر کنی.

203
00:23:03,461 --> 00:23:06,181
‫پس آره. تقصیر توئه.

204
00:23:08,381 --> 00:23:10,421
‫برو! برگرد پیش اون!

205
00:23:15,381 --> 00:23:17,141
‫و ببین چه بلایی سرت میاد!

206
00:23:21,541 --> 00:23:22,861
‫زن! تکون بخور!

207
00:23:31,341 --> 00:23:33,741
‫سوار شو.

208
00:23:39,621 --> 00:23:40,941
‫در ماشینم رو نکوب.

209
00:24:14,181 --> 00:24:17,581
‫آقای کانات، بیا این‌ور. بیا تو.

210
00:24:35,901 --> 00:24:38,580
‫وسایلت رو جمع کن. می‌برمت فرودگاه.

211
00:24:38,581 --> 00:24:40,541
‫چه بلایی سر الیور میاد؟

212
00:24:42,061 --> 00:24:46,460
‫من جادوگر اوبیا نیستم، می‌دونی.
‫نمی‌دونم.

213
00:24:46,461 --> 00:24:49,341
‫ببین...

214
00:24:52,701 --> 00:24:54,021
‫یا خدا.

215
00:25:00,461 --> 00:25:02,460
‫- من خوبم، مرد.
‫- مطمئنی؟

216
00:25:02,461 --> 00:25:04,101
‫خوبم. برو، برو وسایلت رو جمع کن.

217
00:25:08,981 --> 00:25:10,661
‫میای بالا پیش من؟

218
00:25:30,061 --> 00:25:31,381
‫می‌تونی بیای.

219
00:25:41,981 --> 00:25:44,221
‫گفتی الیور یه زامبی بود.

220
00:25:46,901 --> 00:25:48,901
‫وقتی گفتم زامبی...

221
00:25:51,221 --> 00:25:54,421
‫منظورم اون چیزی نیست که توی
‫فیلم‌های ترسناک می‌بینی، می‌فهمی؟

222
00:25:58,141 --> 00:25:59,501
‫مثل...

223
00:26:01,021 --> 00:26:04,821
‫از دست دادن درک خود می‌مونه.

224
00:26:05,581 --> 00:26:09,180
‫فکر می‌کنی بدترین چیز
‫اینه که مال کسی باشی.

225
00:26:10,661 --> 00:26:12,900
‫ولی بعد، از تمام کسانی که برات عزیزن،
‫بیشتر عمر می‌کنی.

226
00:26:14,541 --> 00:26:16,141
‫ب، عالیه، ابی.

227
00:26:18,021 --> 00:26:20,141
‫اون آدم رو دیوانه می‌کنه.

228
00:26:22,181 --> 00:26:24,540
‫ولی تو از دیوانگی هم بیشتر عمر می‌کنی.

229
00:26:24,541 --> 00:26:25,701
‫سارا!

230
00:26:26,461 --> 00:26:27,700
‫متیو.

231
00:26:27,701 --> 00:26:29,461
‫از غم هم بیشتر عمر می‌کنی.

232
00:26:30,501 --> 00:26:31,861
‫از حماقت.

233
00:26:34,501 --> 00:26:37,221
‫از گرسنگی و افکار خودکشی.

234
00:26:45,581 --> 00:26:49,741
‫من... زندگی رو نمی‌خوام.

235
00:26:52,341 --> 00:26:53,821
‫ازش متنفرم.

236
00:26:56,101 --> 00:26:57,901
‫ولی باهاش دست‌وپنجه نرم می‌کنم.

237
00:26:59,581 --> 00:27:01,981
‫بدبخت و آزاد بودن بهتره،

238
00:27:03,021 --> 00:27:05,021
‫تا اینکه یه برده‌ی ابدی باشی.

239
00:27:45,661 --> 00:27:46,941
‫دروغه.

240
00:30:00,000 --> 00:30:07,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

241
00:31:26,621 --> 00:31:28,460
‫آروم باش!

242
00:31:38,261 --> 00:31:39,741
‫اوه عشق من...

243
00:31:41,381 --> 00:31:43,861
‫چیزی نیست. چیزی نیست.

244
00:32:05,021 --> 00:32:06,821
‫پدرش کی می‌رسه؟

245
00:32:08,941 --> 00:32:10,261
‫کمی رام بیار.

246
00:32:17,661 --> 00:32:21,101
‫دلیلی نمی‌بینم که با شما
‫صادق نباشم، آقای اوکانل.

247
00:32:21,781 --> 00:32:25,261
‫شوهرم یه قماربازه.
‫من باید بدهی‌های طلبکارهام رو بدم.

248
00:32:25,901 --> 00:32:27,620
‫به همین خاطر برگشتم.

249
00:32:27,621 --> 00:32:32,581
‫تا بر گسترش کارمون نظارت کنم و،
‫خب، چشم‌انداز جفتمون رو بهتر کنم.

250
00:32:35,621 --> 00:32:38,100
‫تا الان من شش روز در هفته
‫اون‌ها رو به کار می‌گرفتم.

251
00:32:38,101 --> 00:32:39,940
‫خب، هفته هفت روزه.

252
00:32:39,941 --> 00:32:42,941
‫اون‌ها نمی‌تونن بدون استراحت کار کنن.

253
00:32:44,141 --> 00:32:45,421
‫آره؟

254
00:32:49,741 --> 00:32:52,821
‫آیا شما مرد خداترسی هستید، آقای اوکانل؟

255
00:32:55,301 --> 00:32:56,541
‫خب.

256
00:32:58,301 --> 00:33:01,940
‫من و شما،
‫شعبده‌هایی دیدیم که قدرتمندتر از...

257
00:33:01,941 --> 00:33:03,781
‫از هرچی که پای منبر شنیدم بهتر بود.

258
00:33:07,621 --> 00:33:10,221
‫سارا! بیا!

259
00:33:20,741 --> 00:33:22,421
‫روسریت رو بردار.

260
00:33:30,661 --> 00:33:32,381
‫ترسیدی کوچولو؟

261
00:33:47,701 --> 00:33:50,621
‫اوه، عزیز دلم.

262
00:33:51,901 --> 00:33:53,781
‫پسر عزیز من.

263
00:34:14,421 --> 00:34:16,900
‫- حاضری؟
‫- می‌دونی که الان باید بریم.

264
00:34:16,901 --> 00:34:21,860
‫ببین، درک می‌کنی
‫چرا دارم با این قضیه دست‌وپنجه نرم می‌کنم.

265
00:34:21,861 --> 00:34:22,940
‫مگه نه؟

266
00:34:22,941 --> 00:34:24,740
‫دروغ نمیگم.

267
00:34:24,741 --> 00:34:27,020
‫گفتی سیصد سالته.

268
00:34:27,021 --> 00:34:29,061
‫شارلوت طلسمم کرده.

269
00:34:30,741 --> 00:34:31,941
‫باشه.

270
00:34:33,581 --> 00:34:34,821
‫عجله کن.

271
00:34:35,861 --> 00:34:37,181
‫تو ماشین منتظر می‌مونم.

272
00:34:45,701 --> 00:34:46,861
‫- الو؟
‫- بابا؟

273
00:34:55,901 --> 00:34:58,100
‫چه مرگتونه؟
‫از دفترت بهم زنگ زدن!

274
00:34:58,101 --> 00:35:00,660
‫گفتن یه اتفاق جدی افتاده
‫و بدون هماهنگی غیبت کردی!

275
00:35:00,661 --> 00:35:02,061
‫پلیس!

276
00:35:03,701 --> 00:35:06,341
‫گوش کن. دارم میام خونه، باشه.

277
00:35:07,141 --> 00:35:09,140
‫ولی اگه تا ۲۴ ساعت دیگه خبری ازم نشد،

278
00:35:09,141 --> 00:35:10,540
‫با سفارت تو جامائیکا تماس بگیر.

279
00:35:10,541 --> 00:35:12,220
‫چی؟

280
00:35:12,221 --> 00:35:13,620
‫- در رو باز کن!
‫- کلودیا؟

281
00:35:13,621 --> 00:35:15,100
‫پلیس! در رو باز کنید!

282
00:35:15,101 --> 00:35:16,420
‫- کلودیا؟
‫- پلیس.

283
00:35:16,421 --> 00:35:18,780
‫در رو باز کن و با دست‌های بالا بیا بیرون.
‫همین حالا!

284
00:35:18,781 --> 00:35:20,580
‫باشه، دارم میام!

285
00:35:20,581 --> 00:35:23,220
‫تکون نخور! دست‌ها پشت سر!

286
00:35:23,221 --> 00:35:25,100
‫برگرد!
‫انگشت‌هات رو تو هم قفل کن!

287
00:35:25,101 --> 00:35:26,341
‫اتاق پاکه!

288
00:35:30,621 --> 00:35:32,180
‫خانم، باید ساختمون رو ترک کنیم.

289
00:35:32,181 --> 00:35:34,101
‫وایسا، صبر کن.
‫می‌خوام بدونم چه خبره.

290
00:35:39,501 --> 00:35:40,741
‫مقاومت نکن.

291
00:35:46,621 --> 00:35:48,060
‫کلودیا مکنزی،

292
00:35:48,061 --> 00:35:51,700
‫به جرم معاونت در جرم با یک مجرم،

293
00:35:51,701 --> 00:35:54,140
‫- و ضرب‌وشتم شدید بازداشت میشی.
‫- چی؟

294
00:35:54,141 --> 00:35:55,781
‫منم از دیدن دوباره‌ات خوشحالم.

295
00:35:57,061 --> 00:35:58,781
‫یالا بریم. بریم.

296
00:36:01,181 --> 00:36:03,421
‫کلودیا؟ کلودیا!

297
00:36:23,261 --> 00:36:25,341
‫دختر، به چی زل زدی؟

298
00:36:35,941 --> 00:36:38,061
‫می‌سوزه.

299
00:36:39,781 --> 00:36:41,061
‫می‌سوزه.

300
00:37:12,101 --> 00:37:13,980
‫می‌سوزه.

301
00:37:22,661 --> 00:37:26,460
‫من دیروز عصر با وکیلم، کلودیا مکنزی،
‫تماس گرفتم

302
00:37:26,461 --> 00:37:29,501
‫تا یه سوال معمولی بپرسم،
‫ولی تماسمون قطع شد.

303
00:37:32,421 --> 00:37:35,980
‫کمی بعد از تماس، اون بدون اطلاع قبلی
‫توی هوپ هیل ظاهر شد

304
00:37:35,981 --> 00:37:38,061
‫و اصرار کرد که فوراً اونجا رو ترک کنیم.

305
00:37:39,341 --> 00:37:42,700
‫چند دقیقه بعد از رسیدنش،
‫برق‌ها قطع شد

306
00:37:42,701 --> 00:37:44,740
‫و دیدیم که تمام خروجی‌ها بسته شدن.

307
00:37:44,741 --> 00:37:47,700
‫همون موقع بود که متوجه
‫یه نفر توی بخش ضمیمه شدم،

308
00:37:47,701 --> 00:37:49,660
‫که فکر می‌کنم کوجو ایست بود،

309
00:37:49,661 --> 00:37:52,901
‫همون مردی که در حال حاضر
‫باهاش اختلاف قانونی دارم.

310
00:37:54,021 --> 00:37:58,340
‫خانم مکنزی گفت که اون مرد
‫داره سعی می‌کنه ما رو بترسونه

311
00:37:58,341 --> 00:38:01,501
‫و پیشنهاد داد برای آروم کردنش،
‫از درخواستمون صرف‌نظر کنیم.

312
00:38:02,541 --> 00:38:03,980
‫من مخالفت کردم.

313
00:38:03,981 --> 00:38:07,300
‫اون از تصمیم من مضطرب
‫و آشفته به نظر می‌رسید،

314
00:38:07,301 --> 00:38:10,140
‫و همون موقع بود که
‫رفتارش تهدیدآمیز شد.

315
00:38:11,381 --> 00:38:13,900
‫اون با یه قوطی کنسرو زد به من
‫و سرم به جایی خورد.

316
00:38:13,901 --> 00:38:17,821
‫بعد کوجو ایست وارد خونه شد
‫و با یه سیخ شومینه شروع کرد به کتک زدنم.

317
00:38:18,581 --> 00:38:20,901
‫بعد از اون دیگه چیزی یادم نمیاد.

318
00:38:22,221 --> 00:38:23,581
‫می‌تونم ببینمش؟

319
00:38:25,821 --> 00:38:27,781
‫مضطرب و آشفته بودی؟

320
00:38:30,701 --> 00:38:31,860
‫نظری ندارم.

321
00:38:31,861 --> 00:38:34,420
‫تحت فشار و اجبار عمل می‌کردی؟

322
00:38:34,421 --> 00:38:35,821
‫نظری ندارم.

323
00:38:38,941 --> 00:38:44,261
‫ما مسئله‌ی آدم‌ربایی و گروگان‌گیری
‫اتباع خارجی رو خیلی جدی می‌گیریم.

324
00:38:46,021 --> 00:38:49,741
‫پس اگه چیزی هست که باید بهم بگی،
‫الان وقتشه.

325
00:38:51,021 --> 00:38:52,501
‫نظری ندارم.

326
00:38:55,021 --> 00:38:59,941
‫میشه گفت علاقه‌ی شما به آقای ایست
‫صرفا جنبه‌ی حرفه‌ای داشته؟

327
00:39:01,141 --> 00:39:02,501
‫نظری ندارم.

328
00:39:04,541 --> 00:39:07,260
‫وقتی داشتی وسایلت رو جمع می‌کردی،
‫بیرون هتلت منتظر بود.

329
00:39:07,261 --> 00:39:09,020
‫قصد داشتید با هم اونجا رو ترک کنید؟

330
00:39:09,021 --> 00:39:10,661
‫داری زیاده‌روی می‌کنی، کارآگاه.

331
00:39:12,021 --> 00:39:13,541
‫اون کجاست، کلودیا؟

332
00:39:17,621 --> 00:39:19,101
‫مرکز، به نیروهای ضربت.

333
00:39:22,581 --> 00:39:24,340
‫توجه تمام واحدها.

334
00:39:24,341 --> 00:39:26,820
‫ماشین کوجو ایست شناسایی شد.

335
00:39:26,821 --> 00:39:29,820
‫مظنون باید مسلح و خطرناک فرض بشه.

336
00:39:41,421 --> 00:39:44,061
‫خوش‌تیپ،
‫همین‌الان یه چیزی ازم بخر.

337
00:39:59,701 --> 00:40:01,580
‫همونجا وایسا! وایسا! وایسا!

338
00:40:01,581 --> 00:40:03,141
‫وایسا! وایسا!

339
00:40:04,301 --> 00:40:06,501
‫توی بازار گوشت‌فروشاست!

340
00:40:17,021 --> 00:40:19,221
‫آقای کانات می‌خواد باهات حرف بزنه.

341
00:40:19,901 --> 00:40:21,221
‫ابداً. اصلاً راه نداره.

342
00:40:23,261 --> 00:40:27,100
‫ببین، باهاشون راه بیا.
‫یه کم تمایل برای همکاری نشون بده.

343
00:40:27,101 --> 00:40:29,141
‫چرا باید با اون حرف بزنم؟

344
00:40:33,101 --> 00:40:34,661
‫فکر کنم می‌خواد کمکت کنه.

345
00:40:35,381 --> 00:40:37,780
‫پلیس می‌خواد علیه‌ات شکایت کنه.

346
00:40:37,781 --> 00:40:39,860
‫شاید بخواد ازت در برابر اون محافظت کنه.

347
00:40:39,861 --> 00:40:42,941
‫اون مرد اصلاً نمی‌خواد
‫از من محافظت کنه.

348
00:40:45,661 --> 00:40:47,580
‫خانم مکنزی،

349
00:40:47,581 --> 00:40:52,340
‫مطمئنم هرچیزی که تجربه کردید،
‫بسیار ناخوشایند بوده.

350
00:40:52,341 --> 00:40:55,581
‫با این حال، هدف من
‫تضمین آزادی شماست.

351
00:40:56,421 --> 00:40:59,421
‫و معتقدم که واقعاً مجبوری
‫باهاش حرف بزنی.

352
00:41:12,981 --> 00:41:14,301
‫سلام.

353
00:41:16,301 --> 00:41:19,460
‫فکر می‌کنم آقای کانات با اومدنش به اینجا
‫شخصیت بالایی از خودش نشون داده

354
00:41:19,461 --> 00:41:21,060
‫تا امروز سعی کنه بهت کمک کنه.

355
00:41:21,061 --> 00:41:22,500
‫تو با یه سیخ شومینه زدی بهم.

356
00:41:22,501 --> 00:41:25,900
‫چی؟ چرا باید همچین کاری بکنم؟

357
00:41:25,901 --> 00:41:28,460
‫تو وکیل منی. ما هر دو تو یه جبهه‌ایم.

358
00:41:28,461 --> 00:41:31,940
‫من اصلاً فکر آسیب زدن بهت هم به سرم نمی‌زد.

359
00:41:31,941 --> 00:41:33,541
‫پس این رو چطوری توضیح میدی؟

360
00:41:34,221 --> 00:41:36,141
‫خب، تو این رو چطوری توضیح میدی؟

361
00:41:37,581 --> 00:41:40,500
‫لعنتی. شاید کار منه.

362
00:41:40,501 --> 00:41:44,220
‫شاید اشتباه می‌کنم؟
‫حالم اصلاً ردیف نیست.

363
00:41:44,221 --> 00:41:47,300
‫و این چند هفته‌ی اخیر
‫خیلی بهم سخت گذشته.

364
00:41:47,301 --> 00:41:48,661
‫بابام. و...

365
00:41:50,541 --> 00:41:51,901
‫دلم برای پسرم تنگ شده.

366
00:41:54,901 --> 00:41:58,420
‫ولی اگه...
‫اگه کاری کردم یا چیزی گفتم

367
00:41:58,421 --> 00:42:01,741
‫که باعث ناراحتیت شده،
‫معذرت می‌خوام، باشه؟

368
00:42:03,021 --> 00:42:05,501
‫فقط یادم نمیاد همچین کاری کرده باشم.

369
00:42:07,541 --> 00:42:09,660
‫ولی اگه تو میگی این اتفاق افتاده، پس...

370
00:42:09,661 --> 00:42:12,061
‫پس... شاید یه حقیقتی توش باشه.

371
00:42:13,261 --> 00:42:16,181
‫ببین، من بهت اعتماد دارم
‫و به قضاوتت ایمان دارم.

372
00:42:17,541 --> 00:42:19,061
‫ولی به اون اعتماد ندارم.

373
00:42:20,741 --> 00:42:23,580
‫منظورم اینه که، اون پیله‌کردنش به اینکه...

374
00:42:23,581 --> 00:42:26,021
‫چی می‌گفت؟ سیصد سالشه؟

375
00:42:26,981 --> 00:42:28,861
‫اون اصلاً از من خوشش نمیاد.

376
00:42:30,141 --> 00:42:31,540
‫چرا باید خوشش بیاد؟

377
00:42:31,541 --> 00:42:34,501
‫من تنها مانع بین اون و پنجاه میلیون پوندم.

378
00:42:35,581 --> 00:42:38,181
‫اولین باری که من رو دید،
‫سعی کرد تا می‌خورم کتکم بزنه.

379
00:42:38,901 --> 00:42:40,541
‫منظورم اینه که با همچین کسی طرفیم.

380
00:42:41,661 --> 00:42:45,700
‫متیو، اون فقط... یه آدم فریبکار و حساب‌گره

381
00:42:45,701 --> 00:42:47,901
‫و تنها چیزی که براش مهمه
‫اینه که به خواسته‌اش برسه.

382
00:42:51,181 --> 00:42:52,461
‫متیو؟

383
00:43:00,061 --> 00:43:01,461
‫متیو کیه؟

384
00:43:07,061 --> 00:43:09,701
‫خیلی‌خب، بسه! همین‌الان تمومش کنید!

385
00:43:11,221 --> 00:43:12,341
‫متاسفم.

386
00:43:26,821 --> 00:43:28,501
‫الو؟ آهای؟

387
00:43:29,221 --> 00:43:30,580
‫چیه؟

388
00:43:30,581 --> 00:43:32,020
‫اون چه کاری بود؟

389
00:43:32,021 --> 00:43:34,660
‫هیچ پیشرفتی نکردید.
‫نمی‌تونید پیداش کنید.

390
00:43:34,661 --> 00:43:35,900
‫ماشینش دست ماست.

391
00:43:35,901 --> 00:43:38,581
‫منتظریم تیم تشخیص هویت
‫داخل ماشین رو بررسی کنن.

392
00:43:41,301 --> 00:43:42,781
‫پس حالت بهتر شده؟

393
00:43:45,701 --> 00:43:46,981
‫هوم.

394
00:43:47,500 --> 00:44:07,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
