1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:11,886 --> 00:00:13,471
‫یعنی، این یه بازیـه.

3
00:00:13,555 --> 00:00:16,182
‫اگه بن رو نگه داریم،
‫پول زیادی از دست میدیم.

4
00:00:18,184 --> 00:00:22,564
‫نمی‌دونم. حس می‌کنم می‌تونه آذوقه بیاره
‫و خب یه نیروی کمکی دیگه باشه.

5
00:00:23,500 --> 00:00:30,500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

6
00:00:31,614 --> 00:00:34,117
‫- خب، پس تصمیم نهایی همینه.
‫- آره.

7
00:00:35,160 --> 00:00:37,203
‫- هی، بن!
‫- خیلی‌خب بن، بیا اینجا.

8
00:00:38,455 --> 00:00:39,789
‫آبش چقدر خوبه.

9
00:00:40,290 --> 00:00:41,458
‫آره.

10
00:00:42,000 --> 00:00:43,877
‫خیلی‌خب، روراست بهم بگین قضیه چیه.

11
00:00:43,960 --> 00:00:46,087
‫خب، ما درموردش بحث کردیم و،

12
00:00:46,171 --> 00:00:48,250
‫بعد از اینکه با هم حرف زدیم،

13
00:00:48,274 --> 00:00:49,632
‫تصمیم گرفتیم که...

14
00:00:50,425 --> 00:00:52,385
‫که کس دیگه‌ای رو وارد تیم نکنیم.

15
00:01:00,685 --> 00:01:03,772
‫در درازمدت، اصلاً منطقی نیست.

16
00:01:03,855 --> 00:01:08,151
‫اضافه کردن نفر پنجم یعنی گذشتن از
‫۵۰ هزار دلار از سهم خودم.

17
00:01:08,234 --> 00:01:09,444
‫همچین اتفاقی نمی‌افته.

18
00:01:11,613 --> 00:01:14,491
‫پس... این خیلی افتضاحـه.

19
00:01:14,574 --> 00:01:16,228
‫پسر، باید از اینجا بزنم بیرون.

20
00:01:16,252 --> 00:01:17,368
‫واقعاً مسخره‌بازیـه.

21
00:01:18,495 --> 00:01:20,288
‫من با تیمم موافق نیستم.

22
00:01:20,371 --> 00:01:22,040
‫تهش اینه که من گوسفند نیستم.

23
00:01:22,123 --> 00:01:24,459
‫نظرم رو میگم
‫و دلیلش رو هم بهت توضیح میدم.

24
00:01:24,542 --> 00:01:25,752
‫من فقط یه دنباله‌رو نیستم.

25
00:01:26,336 --> 00:01:29,130
‫این چرت‌وپرت‌ها چیه، باورم نمیشه
‫که اون‌ها من رو انداختن بیرون.

26
00:01:30,632 --> 00:01:35,011
‫غافلگیرکننده بود و
‫کنار اومدن باهاش واقعاً سختـه.

27
00:01:37,722 --> 00:01:39,224
‫شبیه یه مرده.

28
00:01:39,307 --> 00:01:40,558
‫آره، بنـه.

29
00:01:40,642 --> 00:01:41,810
‫قبولش نکردن.

30
00:01:42,393 --> 00:01:43,436
‫شوکه‌کننده‌ست.

31
00:01:44,437 --> 00:01:47,190
‫خلاصه، یه سری سر و صدا
‫از لب ساحل شنیدیم.

32
00:01:47,273 --> 00:01:49,025
‫دویدیم بیرون تا ببینیم کیه،

33
00:01:49,943 --> 00:01:51,528
‫و دیدیم بنـه.

34
00:01:53,071 --> 00:01:56,616
‫و تنها چیزی که بهش فکر می‌کنم
‫اینه که چقدر خیالم راحت شد.

35
00:01:57,158 --> 00:01:58,158
‫یا خدا.

36
00:01:58,660 --> 00:01:59,494
‫وای.

37
00:01:59,577 --> 00:02:01,075
‫هرچی بیشتر با هم توی یه تیم بودیم،

38
00:02:01,099 --> 00:02:02,330
‫بیشتر احساس خفقان می‌کردم.

39
00:02:02,413 --> 00:02:05,375
‫حس می‌کردم نمی‌تونم کارهایی رو که
‫بلدم انجام بدم.

40
00:02:05,458 --> 00:02:09,003
‫و راستش، همون لحظه‌ای که...

41
00:02:11,381 --> 00:02:13,341
‫بن کمپ ما رو ترک کرد،

42
00:02:13,424 --> 00:02:17,095
‫خیلی احساس قدرت و اعتمادبه‌نفس کردم،

43
00:02:17,178 --> 00:02:20,473
‫و واقعاً آماده بودم که
‫با همه سرشاخ بشم.

44
00:02:22,517 --> 00:02:23,810
‫می‌خوام با لیا حرف بزنم.

45
00:02:26,396 --> 00:02:29,482
‫می‌دونم که این از کنترل من خارجه.

46
00:02:29,566 --> 00:02:33,570
‫شبیه یه بازی ناعادلانه‌ست
‫که واقعاً رو اعصابـه.

47
00:02:35,989 --> 00:02:38,700
‫ولی خب، می‌دونی، تهش اینه که،

48
00:02:38,911 --> 00:02:41,580
‫من به خاطر اینکه دیگه
‫نمی‌تونستم تحمل کنم، منور نزدم.

49
00:02:41,664 --> 00:02:43,416
‫مجبور شدم منور بزنم.

50
00:02:44,834 --> 00:02:45,751
‫دروغ چرا.

51
00:02:45,835 --> 00:02:48,370
‫بقیه‌ی مسابقه‌دهنده‌ها توی این بازی،

52
00:02:48,394 --> 00:02:49,797
‫یه مشت آدم‌فروشـن.

53
00:02:51,215 --> 00:02:52,883
‫همونجاست.

54
00:02:52,967 --> 00:02:55,052
‫- منور.
‫- بنـه؟

55
00:02:55,136 --> 00:02:56,721
‫بن گندهـه از اینجا رفت.

56
00:02:56,804 --> 00:02:58,139
‫- لعنتی.
‫- خداحافظ بن.

57
00:02:58,222 --> 00:03:00,224
‫یه قدم دیگه نزدیکتر به اون یک میلیون.

58
00:03:01,100 --> 00:03:02,560
‫بعداً می‌بینمت داداش.

59
00:03:05,990 --> 00:03:07,722
‫« 10 بازیکن »

60
00:03:07,816 --> 00:03:09,816
‫« بن خارج شد »

61
00:03:09,923 --> 00:03:11,781
‫« دیو خارج شد »

62
00:03:11,982 --> 00:03:13,982
‫« هالی خارج شد »

63
00:03:14,475 --> 00:03:16,163
‫« مدی، تیم آلفا »

64
00:03:16,503 --> 00:03:18,503
‫« نیکی، تیم آلفا »

65
00:03:19,028 --> 00:03:21,028
‫« قوانین خودشون رو می‌سازن »

66
00:03:21,308 --> 00:03:23,308
‫« ابی، تیم براوو »

67
00:03:24,022 --> 00:03:26,022
‫« مارشال خارج شد »

68
00:03:26,752 --> 00:03:28,752
‫« مری خارج شد »

69
00:03:28,992 --> 00:03:30,992
‫« حالت بقای نهایی »

70
00:03:31,318 --> 00:03:33,318
‫« مورگان، تیم براوو »

71
00:03:33,482 --> 00:03:35,482
‫« فراو، تیم براوو »

72
00:03:35,809 --> 00:03:37,809
‫« شان خارج شد »

73
00:03:37,922 --> 00:03:39,922
‫« فقط یک تیم می‌تونه »

74
00:03:40,492 --> 00:03:42,492
‫« براکستون، تیم چارلی »

75
00:03:42,652 --> 00:03:44,652
‫« برت، تیم چارلی »

76
00:03:44,835 --> 00:03:46,835
‫« لیا، تیم آلفا »

77
00:03:47,535 --> 00:03:49,535
‫« سارا، تیم براوو »

78
00:03:49,996 --> 00:03:51,996
‫« وس، تیم چارلی »

79
00:03:52,803 --> 00:03:56,804
‫« بازمانده »
‫« جنگل »

80
00:04:23,557 --> 00:04:26,477
‫انتظار نداشتم بن امروز بره.

81
00:04:27,853 --> 00:04:32,691
‫حس می‌کنم تیم آلفا از همون اولش
‫اوضاع خیلی سختی داشته.

82
00:04:33,526 --> 00:04:38,531
‫سر موقعیتمون به چالش کشیده شدیم،
‫سر تجهیزاتمون،

83
00:04:38,614 --> 00:04:41,409
‫سر کارت‌هایی که برامون رو شده.

84
00:04:41,492 --> 00:04:43,618
‫و وقتی یه نفر دیگه هم میره،

85
00:04:43,642 --> 00:04:46,455
‫کار برای اون‌هایی که موندن سخت میشه.

86
00:04:46,539 --> 00:04:47,302
‫با همکاری هم،

87
00:04:47,326 --> 00:04:49,250
‫دو نفر می‌تونن بار رو به دوش بکشن،

88
00:04:49,333 --> 00:04:52,795
‫جمع کردن هیزم، آب،
‫و مطمئن شدن از اینکه غذا داریم.

89
00:04:52,878 --> 00:04:55,297
‫ولی در حال حاضر، یه نفر از تیم ما

90
00:04:55,381 --> 00:04:58,300
‫باید تمام مدت توی کمپ نگهبانی بده.

91
00:04:58,384 --> 00:05:02,012
‫واسه همین از دست دادن هر کسی از تیم،
‫خیلی ضرر داره.

92
00:05:03,139 --> 00:05:04,253
‫نیکی شریک خیلی خوبیه.

93
00:05:04,277 --> 00:05:05,391
‫اون فوق‌العاده قویـه.

94
00:05:06,809 --> 00:05:08,727
‫من به خودمون به‌عنوان
‫یه تیم خیلی ایمان دارم.

95
00:05:09,603 --> 00:05:13,232
‫ولی بن کارهای زیادی برای
‫کمپمون انجام می‌داد.

96
00:05:13,899 --> 00:05:15,818
‫می‌دونی، بن کنده‌های بزرگ رو می‌برید،

97
00:05:15,901 --> 00:05:19,613
‫و تقریباً هر روز
‫برای آوردن نارگیل می‌رفت.

98
00:05:19,697 --> 00:05:25,244
‫و خب غرور بن جوری بود که بهت حس می‌داد
‫نمی‌تونی کارهای اون رو انجام بدی

99
00:05:25,327 --> 00:05:28,289
‫یا اینکه، می‌دونی،
‫انگار دست‌وپاش رو بسته بودی.

100
00:05:28,372 --> 00:05:30,124
‫ولی اون یه نیروی کمکی بود.

101
00:05:30,207 --> 00:05:33,752
‫قبلاً می‌تونستیم دو نفری کمپ رو ترک کنیم
‫و کارها رو تقسیم کنیم.

102
00:05:33,836 --> 00:05:36,755
‫حالا فقط من و نیکی موندیم.

103
00:05:36,839 --> 00:05:38,883
‫یه نفر می‌مونه و اون یکی میره.

104
00:05:38,966 --> 00:05:41,334
‫و اینکه یه نفر بخواد
‫تمام راه رو تنهایی بره،

105
00:05:41,358 --> 00:05:42,678
‫کلی انرژی می‌بره.

106
00:05:44,138 --> 00:05:49,143
‫منظورم اینه که برای ما سخته که
‫پابه‌پای تیم‌های چهار یا پنج نفره پیش بریم.

107
00:05:50,519 --> 00:05:52,813
‫به نظرم قطعاً به کمک نیاز پیدا می‌کنیم.

108
00:05:53,397 --> 00:05:56,192
‫بردن این بازی برای من بی‌نهایت مهمـه.

109
00:05:56,275 --> 00:05:59,945
‫من این پول رو لازم دارم، نه فقط برای خودم،

110
00:06:00,029 --> 00:06:02,698
‫بلکه برای همه‌ی اون‌هایی که
‫توی خونه چشم‌انتظارمن.

111
00:06:03,199 --> 00:06:07,244
‫خانواده‌ی شوهرم فیلیپینی‌ان و خیلی‌هاشون
‫توی فیلیپین زندگی می‌کنن،

112
00:06:07,328 --> 00:06:09,246
‫اونجا توی کلبه‌های بامبویی زندگی می‌کنن،

113
00:06:09,330 --> 00:06:11,790
‫آب آشامیدنی سالم ندارن.

114
00:06:11,874 --> 00:06:14,960
‫من و شوهرم می‌خوایم یه
‫موسسه‌ی خیریه راه بندازیم

115
00:06:15,044 --> 00:06:20,049
‫تا برای خانواده‌های فیلیپینی
‫آب آشامیدنی تمیز فراهم کنیم.

116
00:06:21,300 --> 00:06:24,887
‫واسه همین فکر می‌کنم
‫برای اینکه دووم بیاریم،

117
00:06:24,970 --> 00:06:29,058
‫به یه عضو دیگه نیاز داریم تا کمک کنه
‫توی این بازی زنده بمونیم.

118
00:06:30,559 --> 00:06:34,063
‫فکر می‌کنم الان لیا تنها امید من و نیکیـه

119
00:06:35,272 --> 00:06:37,024
‫که بتونیم توی رقابت بمونیم.

120
00:06:37,733 --> 00:06:39,443
‫این‌طرف رو امتحان می‌کنم.

121
00:06:41,695 --> 00:06:44,198
‫گاز گرفت! یه ماهی کوچولو.

122
00:06:45,157 --> 00:06:46,867
‫خیلی هیجان‌زده‌ام.

123
00:06:46,951 --> 00:06:49,578
‫شروع کردم به گرفتن ماهی‌های کوچیک.

124
00:06:51,580 --> 00:06:52,580
‫هورا!

125
00:06:53,123 --> 00:06:54,123
‫ماهی کوچولو.

126
00:06:54,708 --> 00:06:56,669
‫و بعد یه ماهی دیگه می‌گیرم.

127
00:06:56,752 --> 00:06:57,811
‫با اینکه کوچیکن،

128
00:06:57,835 --> 00:06:59,964
‫ولی اعتمادبه‌نفسم داره برمی‌گرده.

129
00:07:01,924 --> 00:07:03,968
‫همینجا یه ماهی بزرگ می‌بینم.

130
00:07:04,885 --> 00:07:06,971
‫اوه.

131
00:07:07,054 --> 00:07:08,472
‫اوه.

132
00:07:08,556 --> 00:07:09,807
‫ماهی بزرگ.

133
00:07:09,890 --> 00:07:11,016
‫خدا.

134
00:07:11,100 --> 00:07:12,309
‫خدا.

135
00:07:12,393 --> 00:07:13,686
‫خدا.

136
00:07:13,769 --> 00:07:14,895
‫خدا.

137
00:07:14,979 --> 00:07:16,939
‫وای! چه ماهی خوبیـه.

138
00:07:17,439 --> 00:07:20,859
‫حالا کاملاً مطمئنم که گرسنه نمی‌مونیم.

139
00:07:21,527 --> 00:07:23,042
‫یهو به خودم میام و میگم،

140
00:07:23,066 --> 00:07:24,154
‫من از پسش برمیام.

141
00:07:24,238 --> 00:07:26,240
‫خیلی هیجان‌زده‌ام.

142
00:07:26,740 --> 00:07:28,340
‫نیکی خیلی خوشحال میشه.

143
00:07:28,364 --> 00:07:30,244
‫این واسه روحیه‌مون عالیـه.

144
00:07:30,327 --> 00:07:31,859
‫من توی خونه همیشه ماهی‌گیری می‌کنم.

145
00:07:31,883 --> 00:07:33,414
‫برای ماهی‌گیری
‫نیازی به بن ندارم.

146
00:07:33,497 --> 00:07:35,583
‫بن رو فقط واسه کارهای بدنی سخت می‌خواستم.

147
00:07:36,667 --> 00:07:37,960
‫صید خوبیـه.

148
00:07:38,043 --> 00:07:40,713
‫این مثل یه هدیه از طرف خدا بود.

149
00:07:40,796 --> 00:07:42,548
‫امروز قراره روزی باشه که

150
00:07:42,631 --> 00:07:45,134
‫جوری به بازی برمی‌گردیم
‫که انگار هیچوقت نرفته بودیم.

151
00:07:45,217 --> 00:07:47,386
‫- نیکی.
‫- ماهی گرفتی؟

152
00:07:47,469 --> 00:07:49,346
‫آره.

153
00:07:49,430 --> 00:07:51,348
‫ما یه نیروی کار درست‌وحسابی
‫رو از دست دادیم،

154
00:07:51,432 --> 00:07:53,267
‫ولی مدی واقعاً خفنـه.

155
00:07:54,226 --> 00:07:56,186
‫می‌دونستم ماهی می‌گیری.

156
00:07:56,270 --> 00:07:58,772
‫و ما دوتا، توقف‌ناپذیریم.

157
00:07:59,815 --> 00:08:02,126
‫ماهی گرفتن برامون مثل این بود که بگیم،

158
00:08:02,150 --> 00:08:03,360
‫ایول، ما می‌تونیم.

159
00:08:03,444 --> 00:08:04,444
‫آره.

160
00:08:04,987 --> 00:08:06,614
‫الان حس می‌کنم که با لیا،

161
00:08:06,638 --> 00:08:07,823
‫واقعاً هم‌فرکانسم.

162
00:08:07,906 --> 00:08:10,117
‫با خودم میگم، من لیا
‫رو توی تیممون می‌خوام.

163
00:08:10,200 --> 00:08:11,410
‫سلام. چطورین بچه‌ها؟

164
00:08:11,493 --> 00:08:13,287
‫- خوبیم.
‫- خوشحالم که بالاخره تونستم بیام اینجا.

165
00:08:13,370 --> 00:08:15,164
‫من تقریباً با هیچ‌کدوم از
‫بچه‌های چارلی آشنا نشدم.

166
00:08:15,247 --> 00:08:17,875
‫الان اونجا فقط سه تا مرد هستن.

167
00:08:17,958 --> 00:08:19,835
‫من مغز متفکر همه‌چیز بودم.

168
00:08:19,918 --> 00:08:22,338
‫مثلاً درمورد مهارت‌های اولیه کلی چیز بلدم،

169
00:08:22,421 --> 00:08:24,724
‫ولی هربار می‌خوام کاری کنم،

170
00:08:24,748 --> 00:08:27,051
‫باهام از بالا به پایین حرف می‌زنن
‫یا بهم شک دارن.

171
00:08:27,134 --> 00:08:28,385
‫- آره.
‫- اصلاً خوشایند نیست.

172
00:08:28,469 --> 00:08:30,679
‫اینکه توی تیمی باشی که حس کنی
‫نمی‌تونی خودت باشی.

173
00:08:31,263 --> 00:08:33,390
‫خیلی داغونـه. واقعاً افتضاحـه.

174
00:08:34,558 --> 00:08:35,392
‫آره.

175
00:08:35,476 --> 00:08:36,715
‫کلی انرژی دارم. با خودم میگم،

176
00:08:36,739 --> 00:08:37,978
‫بیاین این بازی رو شروع کنیم.

177
00:08:38,062 --> 00:08:39,813
‫من می‌خوام یه تیم سه نفره باشیم.

178
00:08:39,897 --> 00:08:41,231
‫بن رفته.

179
00:08:41,315 --> 00:08:43,067
‫ولی واقعاً احساس قدرت می‌کنم.

180
00:08:43,150 --> 00:08:44,517
‫و حس می‌کنم اون قویـه.

181
00:08:44,541 --> 00:08:46,987
‫به نظر می‌رسه می‌دونه داره چیکار می‌کنه.

182
00:08:47,071 --> 00:08:48,864
‫- آره.
‫- به نظرم باهوشـه.

183
00:08:48,947 --> 00:08:50,532
‫اطمینان دارم که تیم خوبی می‌شیم.

184
00:08:50,616 --> 00:08:53,160
‫شاید این همون تیمیـه که
‫قرار بوده باهاش بازی رو تموم کنیم.

185
00:08:53,243 --> 00:08:54,828
‫موافقم. عالیـه.

186
00:08:55,454 --> 00:08:58,415
‫من از همون اول حس خوبی به لیا داشتم.

187
00:08:58,499 --> 00:09:00,292
‫واسه همین اعتماد دارم که، خب،

188
00:09:00,376 --> 00:09:02,115
‫اگه بخواد به تیم ما ملحق بشه،

189
00:09:02,139 --> 00:09:03,587
‫پس حتماً قسمت همین بوده.

190
00:09:03,671 --> 00:09:05,089
‫واقعاً حس می‌کنم که...

191
00:09:06,507 --> 00:09:08,092
‫این فصل جدید...

192
00:09:09,677 --> 00:09:11,095
‫زمانیـه که بازی رو تو دستمون می‌گیریم.

193
00:09:27,967 --> 00:09:29,967
‫« روز 28 »

194
00:09:41,083 --> 00:09:44,586
‫واقعاً فکر می‌کنم اون
‫بدجوری سد راهمون میشه.

195
00:09:44,670 --> 00:09:47,047
‫اون باعث میشه که در نهایت ببازیم.

196
00:09:47,131 --> 00:09:48,173
‫موافقم.

197
00:09:48,924 --> 00:09:50,300
‫خیلی احمقـه.

198
00:09:50,968 --> 00:09:52,428
‫واسه این بازی، آره.

199
00:09:53,971 --> 00:09:55,925
‫ممکنه قبل از اینکه بخوایم بیرونش کنیم،

200
00:09:55,949 --> 00:09:56,765
‫خودش بره خونه.

201
00:09:58,600 --> 00:10:01,061
‫آره، دارن یه بحث مفصل می‌کنن.

202
00:10:01,603 --> 00:10:06,400
‫قطعاً شک دارم که تیم چارلی ممکنه
‫دارن نقشه می‌کشن

203
00:10:06,483 --> 00:10:08,944
‫که بدون من برنده بشن.

204
00:10:09,027 --> 00:10:10,904
‫حس می‌کنم تو مرحله‌ی نهایی هستیم.

205
00:10:10,988 --> 00:10:11,988
‫- پس...
‫- ۱۰۰ درصد.

206
00:10:12,448 --> 00:10:14,763
‫ولی طبق چیزهایی که توی پناهگاه شنیدم،

207
00:10:14,787 --> 00:10:16,285
‫می‌خوان من رو حذف کنن.

208
00:10:17,494 --> 00:10:20,873
‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که بریم اونجا
‫و حریف‌هامون رو له کنیم.

209
00:10:20,956 --> 00:10:22,166
‫دهنشون رو سرویس کنیم.

210
00:10:24,334 --> 00:10:28,088
‫حالا که آلفا دو تا از بازیکن‌هاش رو
‫از دست داده،

211
00:10:28,172 --> 00:10:31,550
‫فکر کنم بدشون نیاد کسی بهشون ملحق بشه.

212
00:10:33,844 --> 00:10:35,888
‫پس میرم با آلفا حرف بزنم

213
00:10:35,971 --> 00:10:40,809
‫و بهشون بگم که بالاخره آماده‌ام قدمی بردارم
‫و به آلفا ملحق بشم.

214
00:10:41,810 --> 00:10:43,395
‫اون کجاست؟

215
00:10:43,479 --> 00:10:44,646
‫نمی‌دونم.

216
00:10:47,941 --> 00:10:49,234
‫من اینجام که برنده بشم.

217
00:10:50,486 --> 00:10:55,073
‫و تیم چارلی اصلاً به من اهمیت نداده
‫و هیچ احترامی برام قائل نبوده.

218
00:10:56,325 --> 00:10:58,577
‫الان وقتشه که روی پای خودم وایسم.

219
00:10:59,787 --> 00:11:02,027
‫اگه رو به جلو حرکت نکنم،

220
00:11:02,051 --> 00:11:04,291
‫از صفحه‌ی بازی حذف میشم.

221
00:11:08,962 --> 00:11:10,130
‫سلام، دخترا.

222
00:11:10,714 --> 00:11:12,257
‫سلام!

223
00:11:12,341 --> 00:11:13,884
‫داشتیم همین‌الان درموردت حرف می‌زدیم.

224
00:11:13,967 --> 00:11:15,969
‫آره؟ بالاخره رسیدم.

225
00:11:16,053 --> 00:11:17,888
‫- چطوری؟
‫- چه خبر؟

226
00:11:17,971 --> 00:11:18,972
‫خوبم.

227
00:11:19,765 --> 00:11:22,100
‫- اون‌ها می‌دونن که رفتی؟
‫- نه.

228
00:11:22,184 --> 00:11:24,520
‫فقط گفتی میری دنبال آذوقه؟

229
00:11:24,603 --> 00:11:26,647
‫اون‌ها راستش کل روز کوفتی رو
‫اونجا دراز می‌کشن.

230
00:11:26,730 --> 00:11:29,441
‫واسه همین کاملاً از همه‌چیز بی‌خبرن.

231
00:11:30,108 --> 00:11:31,944
‫پس راحت می‌تونی برگردی؟

232
00:11:32,027 --> 00:11:33,070
‫آره.

233
00:11:34,029 --> 00:11:36,365
‫از وقتی وارد این بازی شدم،
‫ته ته دلم می‌دونستم،

234
00:11:36,448 --> 00:11:37,893
‫که نمی‌تونم به نبردن فکر کنم.

235
00:11:37,917 --> 00:11:39,993
‫می‌دونستم که با یه تیم سه نفره برنده میشم.

236
00:11:40,077 --> 00:11:42,579
‫- خب.
‫- و وقتی من بودم و اون و بن،

237
00:11:42,663 --> 00:11:44,832
‫حس نمی‌کردم که این تیم برنده‌ست.

238
00:11:45,791 --> 00:11:48,293
‫۱۰۰ درصد می‌تونم ببینم که این تیم برنده‌ست.

239
00:11:49,253 --> 00:11:51,505
‫تو دلم میگم، باید برم به آلفا.

240
00:11:52,214 --> 00:11:54,591
‫و قطعاً برای عوض کردن تیمم اینجام.

241
00:11:55,801 --> 00:11:57,469
‫خیلی خوشحالیم که اینجایی.

242
00:11:57,553 --> 00:12:00,681
‫دیشب بیدار بودیم و درمورد اینکه
‫داشتن یه دختر جدید چقدر هیجان‌انگیزه حرف می‌زدیم.

243
00:12:00,764 --> 00:12:02,325
‫مشتاقیم بیشتر بشناسیمت.

244
00:12:02,349 --> 00:12:03,517
‫به آلفا خوش اومدی.

245
00:12:03,600 --> 00:12:05,352
‫راستش منم خیلی هیجان‌زده‌ام.

246
00:12:07,271 --> 00:12:10,816
‫بیا تاکتیکی بازی کنیم و از
‫نفوذت توی چارلی استفاده کنیم

247
00:12:10,899 --> 00:12:13,026
‫تا اون‌ها رو در بدترین
‫وضعیت ممکن قرار بدیم.

248
00:12:13,110 --> 00:12:14,111
‫آره.

249
00:12:14,194 --> 00:12:16,488
‫باید جوری بهشون ضربه بزنیم
‫که دیگه نتونن بلند شن.

250
00:12:16,572 --> 00:12:17,698
‫- درسته.
‫- باشه.

251
00:12:19,116 --> 00:12:21,952
‫به نظرت چی باعث میشه از بازی حذف بشن؟

252
00:12:23,036 --> 00:12:25,247
‫- کایاک رو پر کن...
‫- آره.

253
00:12:25,330 --> 00:12:26,874
‫...و بعد با کایاک بیا اینجا.

254
00:12:29,835 --> 00:12:32,337
‫محض اطلاع، من پایه‌ام که
‫تا جایی که می‌تونیم ازشون چیز میز برداریم.

255
00:12:32,421 --> 00:12:36,216
‫به نظرم سوال اصلی اینه که
‫چطوری بریم اونجا تا وسایل رو برداریم؟

256
00:12:36,300 --> 00:12:37,426
‫اون‌ها رو بکشون اینجا.

257
00:12:38,427 --> 00:12:39,761
‫این‌جوری بیشترین وقت رو به اون میده.

258
00:12:39,845 --> 00:12:42,347
‫آره. بیارشون اینجا چون من
‫می‌تونم همه‌چیز رو جمع‌وجور کنم.

259
00:12:42,431 --> 00:12:43,348
‫آره.

260
00:12:43,432 --> 00:12:45,976
‫چی میشه اگه فردا برم
‫پیش چارلی و این رو بگم؟

261
00:12:46,059 --> 00:12:47,862
‫اگه بذارین بیام توی تیمتون،

262
00:12:47,886 --> 00:12:49,688
‫تمام تیروکمان‌ها رو میارم.

263
00:12:49,771 --> 00:12:50,606
‫آره.

264
00:12:50,689 --> 00:12:52,482
‫بهتر نیست برای یه جلسه دعوتشون کنم به کمپ؟

265
00:12:52,566 --> 00:12:54,651
‫آره. مثلاً بگو، نیکی قراره بره ماهی‌گیری.

266
00:12:54,735 --> 00:12:56,445
‫اون سه تا توی کمپ من قرار می‌ذارن...

267
00:12:56,528 --> 00:12:57,654
‫آره.

268
00:12:57,738 --> 00:13:00,657
‫این‌جوری روش خوبیـه که
‫من توی کمپ تنها باشم.

269
00:13:00,741 --> 00:13:01,658
‫- آره.
‫- دقیقاً.

270
00:13:01,742 --> 00:13:03,785
‫چون من اون کایاک رو پر می‌کنم.

271
00:13:03,869 --> 00:13:05,797
‫بعد نیکی میره و بین راه می‌بینتت.

272
00:13:05,821 --> 00:13:07,748
‫خوبه. نقشه‌ی خوبی به نظر می‌رسه.

273
00:13:07,831 --> 00:13:09,374
‫من دیگه برمی‌گردم پیش چارلی.

274
00:13:09,458 --> 00:13:11,168
‫این آخرین شبته با چارلی.

275
00:13:11,251 --> 00:13:13,396
‫- هر اتفاقی که فردا بیفته.
‫- ولی از نقشه‌مون خوشم میاد.

276
00:13:13,420 --> 00:13:15,505
‫- منم همینطور. عالیـه.
‫- فردا می‌بینمت.

277
00:13:15,589 --> 00:13:16,670
‫وانمود می‌کنم نمی‌شناسمت.

278
00:13:16,694 --> 00:13:18,759
‫به هم سلام نمی‌کنیم.
‫از این طرز فکر خوشم میاد.

279
00:13:18,842 --> 00:13:20,135
‫- فعلاً.
‫- به زودی می‌بینمت، عزیزم.

280
00:13:24,306 --> 00:13:29,978
‫بی‌نهایت خوشحالم که
‫توی یه تیم با سه تا زن قوی هستم

281
00:13:30,062 --> 00:13:32,481
‫تا این بازی رو کاملاً به زانو دربیاریم.

282
00:13:35,817 --> 00:13:37,819
‫قطعاً حس می‌کنم می‌تونم بهشون اعتماد کنم،

283
00:13:37,903 --> 00:13:42,950
‫ولی واقعاً توی بازی‌ای که همه
‫برای یه میلیون دلار رقابت می‌کنن،

284
00:13:43,033 --> 00:13:44,409
‫فقط زمان همه‌چیز رو معلوم می‌کنه.

285
00:13:46,828 --> 00:13:48,288
‫- هی.
‫- خوبی؟

286
00:13:48,372 --> 00:13:50,666
‫- آره.
‫- پیاده‌روی چطور بود؟

287
00:13:51,249 --> 00:13:52,593
‫راستش اینجا خیلی قشنگـه.

288
00:13:52,617 --> 00:13:55,045
‫هیچوقت اون‌طور که باید
‫قدرش رو ندونسته بودم.

289
00:13:56,713 --> 00:13:59,132
‫امروز خوب استراحت کردین؟

290
00:13:59,216 --> 00:14:01,343
‫آره. یه جورایی فقط داشتیم
‫دفاعی بازی می‌کردیم.

291
00:14:01,426 --> 00:14:03,428
‫آره. این کار...

292
00:14:04,137 --> 00:14:05,889
‫احتمالاً خیلی خوب باشه.

293
00:14:22,406 --> 00:14:25,075
‫برم یه سری صدف بگیرم تا ببینم
‫اون پایین چیزی هست یا نه.

294
00:14:25,158 --> 00:14:26,326
‫تا حالا انجامش ندادم.

295
00:14:26,410 --> 00:14:27,995
‫- همین‌الان؟
‫- فکر کنم...

296
00:14:28,078 --> 00:14:29,830
‫- جزر و مد چطوره؟
‫- الان آب رفته عقب.

297
00:14:29,913 --> 00:14:31,665
‫- اون همه صخره رو می‌بینی؟
‫- آره.

298
00:14:31,748 --> 00:14:32,833
‫آره.

299
00:14:36,336 --> 00:14:38,630
‫چون سطح آب پایینه، میریم صدف جمع کنیم.

300
00:14:38,714 --> 00:14:39,715
‫باشه.

301
00:14:41,717 --> 00:14:43,969
‫اول میرم نزدیکترین جا به آب.

302
00:14:44,052 --> 00:14:47,014
‫- جزر و مد هنوزم داره میره عقب.
‫- واقعاً؟ باشه، عالیه.

303
00:14:47,097 --> 00:14:48,211
‫اولین بار که سارا رو دیدم،

304
00:14:48,235 --> 00:14:49,599
‫قطعاً این‌جوری به نظر می‌رسید که

305
00:14:49,683 --> 00:14:52,185
‫زیاد اهل کار تیمی نیست.

306
00:14:52,269 --> 00:14:54,312
‫راستش زیاد سعی نمی‌کردم
‫باهاش صمیمی بشم.

307
00:14:54,396 --> 00:14:55,814
‫همینطور که روز بعد می‌گذشت،

308
00:14:55,897 --> 00:14:58,316
‫و می‌دیدیم که داره
‫با تمام توانش کار می‌کنه،

309
00:14:58,400 --> 00:15:00,193
‫کم‌کم فهمیدم که، انگار،

310
00:15:00,277 --> 00:15:03,739
‫نه تنها آدم خوبیه
‫که توی تیممون داشته باشیم،

311
00:15:03,822 --> 00:15:05,490
‫بلکه کلاً آدم خوبیه.

312
00:15:06,074 --> 00:15:07,752
‫خیلی مهربون و بااصالتـه.

313
00:15:07,776 --> 00:15:09,453
‫واقعاً قلب بزرگی داره.

314
00:15:16,001 --> 00:15:18,253
‫- اوضاع چطوره؟
‫- این یکیـه؟

315
00:15:20,130 --> 00:15:21,173
‫سخته پسر.

316
00:15:21,256 --> 00:15:23,591
‫من بودم، این‌جوری از بغل می‌رفتم.

317
00:15:23,615 --> 00:15:25,510
‫مثلاً شاید از اینجا، و بعدش...

318
00:15:28,972 --> 00:15:31,308
‫دارم چیزهای زیادی از مورگان یاد می‌گیرم.

319
00:15:31,391 --> 00:15:33,226
‫- خودشه.
‫- دمت گرم دختر.

320
00:15:34,227 --> 00:15:35,812
‫ایول!

321
00:15:37,105 --> 00:15:38,273
‫تو خود جنسی.

322
00:15:38,815 --> 00:15:40,045
‫خود جنسم عزیزم.

323
00:15:40,069 --> 00:15:41,610
‫قبلاً صدف پاک کردم.

324
00:15:41,693 --> 00:15:45,530
‫راستش بخوای، مورگان بهترین دوستم
‫توی تیم براوو بوده.

325
00:15:45,614 --> 00:15:47,249
‫اون واقعاً یه بمب انرژیـه،

326
00:15:47,273 --> 00:15:49,701
‫و باعث میشه حس خوبی به خودم داشته باشم،

327
00:15:49,785 --> 00:15:53,205
‫و کلاً آدم خوبیه که پیش آدم باشه.

328
00:15:53,288 --> 00:15:54,790
‫- همینجا؟
‫- آره.

329
00:15:54,873 --> 00:15:56,875
‫- از نوکش استفاده کنم؟
‫- از نوکش استفاده کن.

330
00:15:57,417 --> 00:15:59,753
‫- فقط نوکش.
‫- فقط نوکش، عزیزم.

331
00:16:01,880 --> 00:16:03,673
‫- ایول!
‫- باز شد؟

332
00:16:04,257 --> 00:16:06,551
‫- همینه، ایول.
‫- عالی بود پسر.

333
00:16:06,635 --> 00:16:08,178
‫این خیلی باحاله.

334
00:16:12,557 --> 00:16:15,977
‫پسر! من هر دفعه
‫همین‌قدر هیجان‌زده میشم.

335
00:16:16,895 --> 00:16:20,982
‫اولش فکر می‌کردم که دلم می‌خواد
‫بیشتر با مردا کار کنم تا با دخترا.

336
00:16:21,817 --> 00:16:25,654
‫ولی بعد از دیدن رفتار چارلی
‫و برخوردش با بقیه‌ی بازیکن‌ها،

337
00:16:25,737 --> 00:16:28,073
‫می‌خوام با کمک بقیه‌ی دخترای تیمم،

338
00:16:28,097 --> 00:16:29,950
‫چارلی رو از بازی حذف کنم.

339
00:16:30,867 --> 00:16:32,830
‫قراره تا ابد بهترین دوست هم بمونیم؟

340
00:16:32,854 --> 00:16:34,704
‫تا ابد. تو پری وحشی منی تا ابد.

341
00:16:34,788 --> 00:16:35,914
‫پری وحشی؟

342
00:16:35,997 --> 00:16:38,416
‫بعد از شنیدن داستان تمام حیواناتی
‫که نجات دادی،

343
00:16:38,500 --> 00:16:41,044
‫- مشتاقم که منم یکی از اونا باشم.
‫- آره، نجات‌یافته.

344
00:16:41,128 --> 00:16:42,453
‫ببین داری چی بهم یاد میدی.

345
00:16:42,477 --> 00:16:44,297
‫تا حالا اصلاً این کار رو نکرده بودم.

346
00:16:44,381 --> 00:16:46,591
‫- ایول!
‫- ایول، عزیزم!

347
00:16:46,675 --> 00:16:51,054
‫می‌دونی، اوایل،
‫قطعاً خیلی مصمم بودم که...

348
00:16:51,138 --> 00:16:54,641
‫نمی‌تونم با این دختر صمیمی بشم
‫چون نمی‌خواستم به حریمم راهش بدم.

349
00:16:54,724 --> 00:16:57,435
‫و حالا که راهش دادم،
‫دوست خیلی خوبمه.

350
00:16:58,353 --> 00:17:00,105
‫صبرم لبریز شده که بیای فلوریدا،

351
00:17:00,188 --> 00:17:02,691
‫و بتونیم از رستوران سفارش بدیم
‫که خودشون صدف‌ها رو پاک کرده باشن.

352
00:17:02,774 --> 00:17:05,152
‫پسر، آره مگه نه؟ می‌تونم تصورش کنم.

353
00:17:05,235 --> 00:17:06,736
‫آخ، پیروزی.

354
00:17:06,820 --> 00:17:07,820
‫ایول!

355
00:17:08,500 --> 00:17:14,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

356
00:17:14,494 --> 00:17:16,413
‫می‌خوام برم پیش چارلی

357
00:17:16,496 --> 00:17:19,499
‫و متقاعدشون کنم که من و نیکی،

358
00:17:19,583 --> 00:17:21,924
‫اوضاعمون اونقدرا هم که واقعاً هست،

359
00:17:21,948 --> 00:17:23,044
‫خوب پیش نمیره.

360
00:17:23,128 --> 00:17:25,088
‫می‌خوام بهشون بگم

361
00:17:25,172 --> 00:17:28,216
‫که دلم می‌خواد فردا
‫یه سری به کمپ من بزنن

362
00:17:28,300 --> 00:17:33,138
‫تا بتونیم نقشه بکشیم که چطور می‌تونم
‫تیم آلفا رو به مقصد چارلی ترک کنم.

363
00:17:33,221 --> 00:17:37,517
‫و همه‌ی این‌ها فقط یه کلکـه
‫که لیا رو توی کمپشون تنها گیر بیاریم

364
00:17:37,601 --> 00:17:40,312
‫تا امیدوارانه هرچی که می‌خواد رو غارت کنه

365
00:17:40,395 --> 00:17:42,898
‫و سریع بزنه به چاک سمت تیم آلفا.

366
00:17:43,732 --> 00:17:48,528
‫این حرکت دقیقاً همون چیزیـه که نهایتا
‫کمک می‌کنه برنده‌ی نهایی بشیم.

367
00:17:48,612 --> 00:17:50,864
‫من برخورد زیادی با چارلی نداشتم،

368
00:17:50,947 --> 00:17:52,282
‫واسه همین من رو خوب نمی‌شناسن.

369
00:17:52,365 --> 00:17:54,201
‫احتمالاً زیاد بهم اعتماد ندارن.

370
00:17:54,284 --> 00:17:55,535
‫اگه این خوب پیش بره،

371
00:17:55,619 --> 00:17:58,496
‫به نظر من، آلفا رسماً
‫توی صدر جدول بازی قرار می‌گیره.

372
00:17:58,580 --> 00:18:03,168
‫ولی اگه کوچک‌ترین بویی ببرن
‫که دارم فیلم بازی می‌کنم،

373
00:18:03,251 --> 00:18:04,544
‫نقشه‌مون نقش بر آب میشه.

374
00:18:07,255 --> 00:18:09,257
‫وایسا. یه مهمون داریم.

375
00:18:09,841 --> 00:18:12,260
‫- مدیـه.
‫- لعنتی.

376
00:18:12,969 --> 00:18:14,930
‫- چطوری؟
‫- می‌گذرونیم. تو چطوری؟

377
00:18:15,013 --> 00:18:18,600
‫خوبم. می‌تونم فقط با
‫تو، و وس، و... حرف بزنم؟

378
00:18:18,683 --> 00:18:20,685
‫- با هرکی که دلت می‌خواد.
‫- با هر سه نفرتون؟

379
00:18:20,769 --> 00:18:22,312
‫- وس!
‫- با هر سه تای شماها؟

380
00:18:22,395 --> 00:18:24,689
‫لعنتی، لابد خیلی ناچار شده.

381
00:18:24,773 --> 00:18:30,403
‫خیلی خیالم راحت شد که دیدم مدی
‫با تیر و کمونش داره میاد این‌ور

382
00:18:30,487 --> 00:18:33,490
‫چون می‌دونم
‫که نقشه واقعاً عملی شده.

383
00:18:33,573 --> 00:18:36,117
‫- بادی رو هم می‌خوای؟ آره؟
‫- آره. هر سه نفرتون.

384
00:18:36,201 --> 00:18:37,869
‫- بادی!
‫- تو همینجا بمون، لیا.

385
00:18:37,953 --> 00:18:39,579
‫- باشه.
‫- ایول!

386
00:18:39,663 --> 00:18:41,103
‫- اوضاع چطوره؟
‫- چه خبر؟

387
00:18:41,164 --> 00:18:41,913
‫خوبم، خوبم.

388
00:18:41,937 --> 00:18:44,209
‫فقط می‌خواستم یه آماری ازتون بگیرم.

389
00:18:44,292 --> 00:18:46,044
‫امیدوارم بتونیم از پسش بربیایم.

390
00:18:46,628 --> 00:18:50,632
‫ولی خوب می‌دونم
‫که مردهای تیم چارلی

391
00:18:50,715 --> 00:18:53,468
‫یه غرور کاذبی دارن که
‫باید ارضا بشه، مگه نه؟

392
00:18:53,551 --> 00:18:57,222
‫دقیقاً همون چیزی رو بهشون میگم
‫که دلشون می‌خواد بشنون.

393
00:18:57,305 --> 00:18:59,641
‫به نظر می‌رسه که شماها
‫اوضاعتون خیلی رو به‌ راهـه.

394
00:18:59,724 --> 00:19:04,479
‫من زیاد به آینده‌ی تیمم امیدوار نیستم.

395
00:19:05,063 --> 00:19:05,891
‫می‌خوام برنده‌ی این بازی بشم.

396
00:19:05,915 --> 00:19:08,108
‫خسته شدم از اینکه با آدم‌هایی باشم
‫که سد راهم میشن.

397
00:19:08,858 --> 00:19:11,611
‫چیزی که دارم بهتون میگم
‫اینه که می‌خوام از اون تیم بیام بیرون،

398
00:19:11,695 --> 00:19:14,155
‫و کلی خرت‌وپرت دارم
‫که می‌تونم با خودم بیارم.

399
00:19:14,239 --> 00:19:15,073
‫باشه.

400
00:19:15,156 --> 00:19:16,145
‫این چیزی هست که، مثلاً،

401
00:19:16,169 --> 00:19:17,742
‫هر چهار نفرمون بتونیم روش توافق کنیم؟

402
00:19:17,826 --> 00:19:19,953
‫نمی‌دونم شما با تیمتون چطوری هستین،

403
00:19:20,036 --> 00:19:24,708
‫ولی، خب، شماها واقعاً با مهارت‌های شکار
‫و توانایی‌هاتون من رو تحت‌تاثیر قرار دادین

404
00:19:24,791 --> 00:19:26,876
‫که اومدین اینجا و
‫همه‌چیز رو دستتون گرفتین.

405
00:19:26,960 --> 00:19:29,629
‫منم یه شکارچی‌ام، و چیزهایی
‫که لازم داریم رو دارم.

406
00:19:29,713 --> 00:19:30,949
‫شنیدیم که شکارچی خوبی هستی.

407
00:19:30,973 --> 00:19:32,966
‫من تنهایی شکم بقیه رو سیر می‌کردم. فقط خودم.

408
00:19:33,049 --> 00:19:34,249
‫راستشو می‌خوای؟

409
00:19:34,273 --> 00:19:36,511
‫قرار بود یا تو باشی یا بن

410
00:19:36,594 --> 00:19:37,887
‫چون فکر می‌کردیم...

411
00:19:37,971 --> 00:19:39,973
‫...شماها قوی‌ترین‌ها بودین.

412
00:19:40,056 --> 00:19:41,599
‫نقشه داره جواب میده.

413
00:19:43,226 --> 00:19:44,978
‫حتی بهتر از چیزی که فکر می‌کردم.

414
00:19:45,061 --> 00:19:47,314
‫من و نیکی،
‫الان دیگه فقط دو نفریم، مگه نه؟

415
00:19:47,397 --> 00:19:49,138
‫واسه همین باید نوبتی کار کنیم.

416
00:19:49,162 --> 00:19:50,734
‫مثلاً یه نفر توی کمپ بمونه.

417
00:19:50,817 --> 00:19:54,821
‫و یه نفر بره بیرون. و فردا
‫نوبت اونه که بره بیرون.

418
00:19:54,904 --> 00:19:58,783
‫واسه همین نمی‌دونستم راهی هست که
‫هر سه تای شماها بیاین به کمپ من؟

419
00:19:58,867 --> 00:20:01,119
‫- آره، قطعاً امشب می‌تونیم در موردش گپ بزنیم.
‫- آره.

420
00:20:01,202 --> 00:20:03,955
‫اون در واقع می‌خواد به تیم چارلی ملحق بشه،

421
00:20:04,039 --> 00:20:05,623
‫و لیا رو دک کنه،

422
00:20:05,707 --> 00:20:06,995
‫و با تمام منابعی که داره،

423
00:20:07,019 --> 00:20:09,711
‫تیم چارلی رو
‫به قوی‌ترین تیم بازی تبدیل کنه.

424
00:20:10,337 --> 00:20:11,796
‫این همون چیزی بود که منتظرش بودم.

425
00:20:12,380 --> 00:20:13,506
‫من دیگه برم.

426
00:20:13,590 --> 00:20:15,884
‫- برو. دمت گرم.
‫- فردا بیا پیشم.

427
00:20:15,967 --> 00:20:18,470
‫- بهش فکر می‌کنیم.
‫- ممنون بابت این فرصت.

428
00:20:18,553 --> 00:20:20,347
‫- حتماً.
‫- بعداً می‌بینمت، مد داگ.

429
00:20:20,430 --> 00:20:21,973
‫- بچه‌ها.
‫- چیه؟

430
00:20:22,057 --> 00:20:25,560
‫- می‌تونید خبر رو بدید.
‫- اون می‌خواد فردا بیاد توی تیم ما.

431
00:20:26,269 --> 00:20:28,188
‫و تمام تجهیزات رو هم بیاره...

432
00:20:29,230 --> 00:20:30,815
‫و تمام تجهیزات رو هم با خودش بیاره.

433
00:20:30,899 --> 00:20:34,402
‫تیر و کمونش، وسایل ماهیگیریش و همه‌چیز.

434
00:20:34,486 --> 00:20:36,522
‫و می‌شد دید که بدجوری ریده به خودش.

435
00:20:36,546 --> 00:20:38,114
‫انگار، خیلی دلش می‌خواست.

436
00:20:38,198 --> 00:20:41,034
‫- آره، بدجوری دلش می‌خواد.
‫- لعنتی، ولی داره به نیکی خیانت می‌کنه.

437
00:20:41,117 --> 00:20:43,203
‫آره، ولی گفت نیکی
‫به هیچ دردی نمی‌خوره.

438
00:20:46,206 --> 00:20:48,510
‫همینطور که دارم از چارلی دور میشم،

439
00:20:48,534 --> 00:20:50,293
‫بی‌اختیار نیشم باز میشه.

440
00:20:50,377 --> 00:20:52,024
‫واقعاً خوب فیلم بازی کردم.

441
00:20:52,048 --> 00:20:53,880
‫فکر کنم بدجوری طعمه رو گرفتن.

442
00:20:54,464 --> 00:20:59,803
‫این یه راهیه که تیم آلفا رو
‫توی یه حرکت کاملاً ضربه‌فنی کنیم.

443
00:20:59,886 --> 00:21:02,305
‫- آره.
‫- نمی‌خوام دروغ بگم، واسه مدی احترام قائلم.

444
00:21:02,389 --> 00:21:03,228
‫زیاد نمی‌شناسمش،

445
00:21:03,252 --> 00:21:05,392
‫ولی اون شور و اشتیاق رو توی چشماش می‌بینم.

446
00:21:05,475 --> 00:21:07,477
‫- اون می‌خواد ببره.
‫- دلش می‌خواد ببره.

447
00:21:07,560 --> 00:21:10,021
‫- پس...
‫- جالبه که چطور همه‌ی این‌ها...

448
00:21:10,814 --> 00:21:13,358
‫- همین‌جوری میاد توی مشتت.
‫- آره. آره، آره.

449
00:21:13,441 --> 00:21:14,782
‫یه هدیه دم در خونه‌مون ظاهر شده،

450
00:21:14,806 --> 00:21:16,903
‫و تنها کاری که باید بکنیم
‫اینه که بازش کنیم.

451
00:21:31,584 --> 00:21:33,378
‫حس خیلی خوبی داریم.

452
00:21:33,461 --> 00:21:35,672
‫خوب می‌دونم که این تیم‌های دیگه،

453
00:21:35,755 --> 00:21:37,841
‫مثل ما خوب غذا نمی‌خورن،

454
00:21:37,924 --> 00:21:41,094
‫و روحیه‌ای که ما داریم رو ندارن.

455
00:21:41,177 --> 00:21:43,888
‫آتیش خفنـمون رو راه انداختیم
‫حتی بدون آتش‌زا.

456
00:21:48,017 --> 00:21:49,978
‫- من زهره‌ترک شدم.
‫- در مورد... آره.

457
00:21:50,061 --> 00:21:53,440
‫حس می‌کنم جلوی چارلی
‫خیلی با شجاعت رفتار کردم،

458
00:21:53,523 --> 00:21:56,025
‫و مثل یه زن کله‌خر و خفن رفتم اونجا.

459
00:21:56,109 --> 00:21:57,193
‫که هستی.

460
00:21:57,277 --> 00:21:59,737
‫- و فکر کنم واقعاً باورشون شد.
‫- آره.

461
00:21:59,821 --> 00:22:03,324
‫ولی ته دلم، این‌جوریم که،

462
00:22:03,408 --> 00:22:05,618
‫می‌ترسم که نکنه همین‌الان
‫جنگ جهانی سوم رو راه انداخته باشم،

463
00:22:05,702 --> 00:22:07,203
‫و می‌ترسم که جواب نده.

464
00:22:07,287 --> 00:22:10,790
‫- خدایا، امیدوارم فردا این نقشه جواب بده.
‫- منم امیدوارم.

465
00:22:18,965 --> 00:22:23,094
‫تیم چارلی تازه فهمید که
‫ما صد و پونزده میلیون درصد برنده‌ایم،

466
00:22:23,178 --> 00:22:24,739
‫که البته خودمون از قبل می‌دونستیم،

467
00:22:24,763 --> 00:22:26,139
‫ولی الان دیگه قضیه قطعی شده.

468
00:22:26,639 --> 00:22:28,719
‫زمان خیلی مهیجیه وقتی که،

469
00:22:28,743 --> 00:22:31,144
‫می‌دونی، رقیبت در اوج بیچارگی

470
00:22:31,227 --> 00:22:33,396
‫میاد سراغت. عاشق اینم.

471
00:22:33,480 --> 00:22:35,648
‫و همه‌مون یه چیز رو می‌خوایم.

472
00:22:35,732 --> 00:22:36,733
‫بردن.

473
00:22:36,816 --> 00:22:38,640
‫بُرد تنها چیزیـه که توی ذهنمه،

474
00:22:38,664 --> 00:22:40,487
‫اونم هر دفعه یک میلیون دلار.

475
00:22:40,570 --> 00:22:43,490
‫- هی! کس دیگه‌ای هم اینجاست؟
‫- تنها چیزی که دارم... هی.

476
00:22:43,573 --> 00:22:45,200
‫- لی‌لی، اون پشتی؟
‫- من اینجام.

477
00:22:45,283 --> 00:22:46,797
‫باشه. اون اینجاست.

478
00:22:46,821 --> 00:22:48,978
‫من به جای لی‌لی حرف می‌زنم.

479
00:22:49,002 --> 00:22:50,997
‫من لیا هستم. توی چاتانوگا زندگی می‌کنم.

480
00:23:00,977 --> 00:23:04,977
‫« روز 30 »

481
00:23:15,396 --> 00:23:17,524
‫همین‌الانشم صبح پرحادثه‌ای داشتیم.

482
00:23:17,607 --> 00:23:19,359
‫آتیش خاموش شد.

483
00:23:19,859 --> 00:23:24,364
‫واسه همین این بچه‌ها خیلی زحمت کشیدن
‫تا آتیش رو دوباره روشن کنن.

484
00:23:24,447 --> 00:23:27,408
‫- مجبور شدیم بهش تنفس مصنوعی بدیم.
‫- آره.

485
00:23:29,911 --> 00:23:33,289
‫خب، امروز صبح،
‫سارا حواسش به آتیش نبود،

486
00:23:33,373 --> 00:23:35,458
‫و گذاشت که آتیش خاموش بشه.

487
00:23:35,542 --> 00:23:37,418
‫آتیش خاموش شد.

488
00:23:38,545 --> 00:23:40,505
‫من دارم تمام تلاشم رو اینجا می‌کنم.

489
00:23:41,881 --> 00:23:44,676
‫باید مطمئن بشیم
‫که این رو روشن نگه می‌داریم.

490
00:23:44,759 --> 00:23:46,469
‫پسر، همین‌الان خاموش شد.

491
00:23:46,553 --> 00:23:48,680
‫بچه‌ها، آتیش الان خیلی مهمه.

492
00:23:48,763 --> 00:23:50,194
‫خب، همیشه مهم بوده،

493
00:23:50,218 --> 00:23:52,225
‫ولی الان دیگه خیلی مهم‌تره.

494
00:23:52,308 --> 00:23:53,643
‫آتیش و هیزم.

495
00:23:55,520 --> 00:23:59,190
‫ما آتش‌زنه نداریم. و واقعاً مهمه

496
00:23:59,274 --> 00:24:03,278
‫که آتیش رو زنده نگه داریم
‫تا توی این بازی زنده بمونیم.

497
00:24:03,361 --> 00:24:05,321
‫باید مطمئن بشیم
‫که اون لامصب روشن می‌مونه.

498
00:24:06,114 --> 00:24:08,199
‫سارا تصادفاً گذاشت آتیش خاموش بشه،

499
00:24:08,283 --> 00:24:11,544
‫ولی ما ذغال‌های داغ رو نگه داشتیم
‫تا آتیش درست کنیم

500
00:24:11,568 --> 00:24:13,162
‫و فقط آتیش رو روشن نگه داریم.

501
00:24:13,246 --> 00:24:15,081
‫باشه. خیلی‌خب، بعداً می‌بینیمتون.

502
00:24:15,164 --> 00:24:16,916
‫خیلی‌خب، خداحافظ. موفق باشید.

503
00:24:17,000 --> 00:24:18,668
‫یه شام ماهی مشتی ردیف کنید.

504
00:24:19,711 --> 00:24:21,671
‫تا وقتی که مثل یه تیم پشت هم باشیم،

505
00:24:21,754 --> 00:24:25,592
‫و فقط توی کله‌ی سارا فرو کنیم
‫که باید بیشتر احتیاط کنه،

506
00:24:25,675 --> 00:24:27,614
‫اون‌وقت فکر کنم همه‌چیز روبه‌راه میشه.

507
00:24:27,638 --> 00:24:29,012
‫می‌دونم که روبه‌راه میشه.

508
00:24:29,095 --> 00:24:31,222
‫داشتی اخراج می‌شدی.

509
00:24:31,306 --> 00:24:33,558
‫- اخراج!
‫- اخراج... اخراج.

510
00:24:33,641 --> 00:24:34,976
‫نزدیک بود دوباره خاموش بشه.

511
00:24:35,059 --> 00:24:38,605
‫- نه، بس کن.
‫- واقعاً شد. نه شعله‌ای بود، نه هیچی.

512
00:24:38,688 --> 00:24:40,064
‫به بابا نگو.

513
00:24:43,443 --> 00:24:45,862
‫- فکر کنم اون باید بره.
‫- آره.

514
00:24:47,155 --> 00:24:50,533
‫شاید سارا واقعاً باید بره
‫چون داره اشتباه می‌کنه.

515
00:24:50,617 --> 00:24:53,703
‫اون قراره مایه‌ی دردسر تیم براوو
‫برای رسیدن به فینال بشه.

516
00:24:53,786 --> 00:24:56,205
‫و ما توی این مرحله اصلاً
‫نمی‌تونیم این رو تحمل کنیم.

517
00:24:57,165 --> 00:24:59,208
‫راستش، من با این تفکر وارد بازی شدم

518
00:24:59,292 --> 00:25:01,628
‫که دلم می‌خواست
‫فقط با دو نفر به فینال برم.

519
00:25:02,295 --> 00:25:05,173
‫این باید بازی‌ای باشه
‫که توش آدم‌ها حذف میشن

520
00:25:05,256 --> 00:25:09,427
‫و آدم‌ها از تصمیماتی که بقیه می‌گیرن
‫ناامید میشن.

521
00:25:09,510 --> 00:25:11,721
‫فکر کنم دیگه بسشه.

522
00:25:11,804 --> 00:25:13,056
‫باید بره خونه.

523
00:25:13,681 --> 00:25:14,932
‫منم همینطور فکر می‌کنم.

524
00:25:15,475 --> 00:25:18,102
‫دلم می‌خواست یه اتحاد
‫کاملاً زنانه داشته باشیم

525
00:25:18,186 --> 00:25:20,813
‫و یه تیم کاملاً زنانه
‫به فینال این بازی برسه،

526
00:25:20,897 --> 00:25:25,276
‫ولی واقعاً حس می‌کنم
‫با فراو توی یه فازم.

527
00:25:25,360 --> 00:25:28,071
‫هر دومون طرز فکر و پشتکار مشابهی داریم.

528
00:25:28,988 --> 00:25:30,428
‫- همین‌الان غائله رو ختم کن...
‫- قال قضیه رو بکن.

529
00:25:30,490 --> 00:25:32,367
‫...قبل از اینکه اوضاع از اینم بدتر بشه.

530
00:25:32,450 --> 00:25:34,452
‫- آره، موافقم.
‫- آره.

531
00:25:34,535 --> 00:25:35,733
‫بین هم‌تیمی‌هام،

532
00:25:35,757 --> 00:25:38,164
‫دلم می‌خواد با فراو به فینال برم.

533
00:25:38,748 --> 00:25:41,125
‫منم با دو نفره رسیدن به فینال مشکلی ندارم،

534
00:25:41,209 --> 00:25:44,337
‫می‌دونی، چون فکر می‌کنم
‫این‌جوری بهترین شانس رو خواهیم داشت.

535
00:25:44,420 --> 00:25:47,006
‫آره، منم حس مشابهی دارم.

536
00:25:47,090 --> 00:25:49,217
‫ابی کسیـه که من
‫خیلی خوب باهاش کار می‌کنم.

537
00:25:49,300 --> 00:25:52,720
‫اون از لحاظ ذهنی خیلی خیلی قویه.

538
00:25:52,804 --> 00:25:56,265
‫اراده‌ی این رو داره که
‫به فینال این بازی برسه.

539
00:25:56,849 --> 00:25:58,017
‫به زودی.

540
00:25:58,101 --> 00:25:59,977
‫- به زودی.
‫- آره.

541
00:26:00,061 --> 00:26:03,106
‫بحث سر کیفیت و ارزش شریک‌هاست،

542
00:26:03,189 --> 00:26:06,359
‫و من مطمئنم که من و ابی
‫قطعاً توانایی این رو داریم

543
00:26:06,442 --> 00:26:08,194
‫که این بازی رو به فینال برسونیم

544
00:26:08,277 --> 00:26:09,779
‫و جایزه رو ببریم.

545
00:26:16,160 --> 00:26:18,496
‫ارتعاش‌های بالا توی وجودم جریان داره!

546
00:26:18,579 --> 00:26:21,290
‫توی یه فرکانس جدیدم!

547
00:26:21,374 --> 00:26:24,711
‫ارتعاش‌های بالا توی وجودم
‫جریان داره! من یه...

548
00:26:24,794 --> 00:26:26,963
‫- فرکانس جدیدم!
‫- اوه اوه اوه!

549
00:26:28,214 --> 00:26:30,591
‫باید اون ارتعاش بالا رو حفظ کنیم بچه‌ها.

550
00:26:30,675 --> 00:26:32,969
‫- تیم چارلی، خودتون می‌دونید وقت چیه.
‫- اوه آره.

551
00:26:33,052 --> 00:26:34,095
‫بریم برای اجرا.

552
00:26:34,178 --> 00:26:35,722
‫امروز صبح بیدار شدیم،

553
00:26:35,805 --> 00:26:38,891
‫و داریم آماده می‌شیم که بریم
‫تا مدی رو توی تیم آلفا ببینیم

554
00:26:38,975 --> 00:26:41,269
‫تا در مورد شرایط معامله‌ی جدید صحبت کنیم...

555
00:26:41,352 --> 00:26:42,770
‫نقشه از قبل شروع شده.

556
00:26:42,854 --> 00:26:45,189
‫- من میگم راه بیفتیم.
‫- شماها حواستون به کمپ باشه.

557
00:26:45,273 --> 00:26:47,692
‫- یکم استراحت کنید.
‫- براکستون و بادی، شماها از پسش برمیاید.

558
00:26:47,775 --> 00:26:49,861
‫...و من پیش لیا توی کمپ می‌مونم.

559
00:26:49,944 --> 00:26:52,447
‫چون بهش اعتماد ندارم
‫که توی کمپ چارلی تنها بمونه.

560
00:26:52,530 --> 00:26:54,866
‫من اینجا می‌مونم تا حواسم به
‫همه‌چیز باشه، پس امیدوارم...

561
00:26:54,949 --> 00:26:56,548
‫مطمئن شو کسی چیزی ندزده.

562
00:26:56,572 --> 00:26:58,494
‫هرچی چیز باارزشه بذار این تو.

563
00:26:58,578 --> 00:27:00,288
‫- آره.
‫- برو تو کارش.

564
00:27:00,371 --> 00:27:02,874
‫تیم چارلی.

565
00:27:04,876 --> 00:27:10,715
‫موندن وس قطعاً
‫چیزی نبود که امیدوار بودیم اتفاق بیفته.

566
00:27:13,968 --> 00:27:16,554
‫- قراره رویای بقیه رو نابود کنیم.
‫- واقعاً همینطوره.

567
00:27:16,637 --> 00:27:18,681
‫باید جوری به نظر بیایم که انگار
‫داریم لبخند می‌زنیم یا خبیثیم؟

568
00:27:18,765 --> 00:27:20,224
‫من که لبخند می‌زنم. خوشحالم.

569
00:27:20,725 --> 00:27:23,299
‫به محض اینکه برت و براکستون رفتن،

570
00:27:23,323 --> 00:27:25,897
‫وس چاقو و قابلمه و قمه رو برداشت

571
00:27:25,980 --> 00:27:29,484
‫و با تمام وسایلی که من پتانسیل
‫بردنشون رو داشتم، خوابید.

572
00:27:42,914 --> 00:27:48,211
‫اونجاست که فهمیدم تنها چیزی
‫که احتمالاً می‌تونم با خودم ببرم، کایاکـه.

573
00:27:50,129 --> 00:27:51,422
‫هی، وس؟

574
00:27:51,506 --> 00:27:52,506
‫هوم؟

575
00:27:52,965 --> 00:27:54,613
‫چون احتمالاً می‌خوای چرت بزنی،

576
00:27:54,637 --> 00:27:56,928
‫برات فرقی می‌کنه من برم یه کاری انجام بدم؟

577
00:27:57,011 --> 00:27:58,221
‫- حتماً.
‫- باشه.

578
00:28:02,433 --> 00:28:06,312
‫باید خیلی مراقب باشم
‫چون اگه من رو ببینه،

579
00:28:06,395 --> 00:28:08,039
‫توی ساحل دنبالم می‌کنه،

580
00:28:08,063 --> 00:28:09,982
‫و من نمی‌تونم زیاد دور بشم.

581
00:28:13,361 --> 00:28:14,946
‫واقعاً استرس دارم.

582
00:28:15,029 --> 00:28:17,281
‫یا می‌تونه خیلی خوب پیش بره
‫یا خیلی بد.

583
00:28:17,365 --> 00:28:19,951
‫یا می‌تونه باعث موفقیتمون بشه
‫یا شکستمون.

584
00:28:20,034 --> 00:28:23,454
‫و، انگار، فشار زیادی رو حس می‌کنم
‫تا این رو برای خودمون عملی کنم.

585
00:28:23,538 --> 00:28:25,081
‫- موفق باشی.
‫- از پسش برمیایم.

586
00:28:25,706 --> 00:28:27,333
‫- آخ!
‫- عملیات نجات لیا.

587
00:28:27,416 --> 00:28:30,169
‫- عملیات نجات لیا.
‫- و حال اون قلدرها رو بگیریم.

588
00:28:30,253 --> 00:28:33,965
‫امیدوارم بتونم لیا رو بردارم
‫بدون اینکه کسی اون رو ببینه.

589
00:28:34,048 --> 00:28:35,800
‫برنامه‌ی امروزم اینه.

590
00:29:11,335 --> 00:29:12,335
‫اوکی.

591
00:29:17,758 --> 00:29:20,428
‫برت و برکستون رو
‫لب ساحل نمی‌بینم،

592
00:29:20,511 --> 00:29:22,555
‫و این یعنی اوضاع امنه.

593
00:29:31,772 --> 00:29:35,276
‫پس شروع کردم به کشیدن
‫کایاک به سمت تیم آلفا.

594
00:29:35,359 --> 00:29:37,479
‫برت و برکستون به‌خاطر مد بالا،

595
00:29:37,503 --> 00:29:39,280
‫مسیر ساحلی رو رها می‌کنن،

596
00:29:39,363 --> 00:29:42,909
‫و این فرصت طلایی رو به لیا میدن
‫تا کایاک رو از ساحل رد کنه

597
00:29:42,992 --> 00:29:45,077
‫و بدون اینکه لو بره با نیکی قرار بذاره.

598
00:29:46,245 --> 00:29:48,915
‫فقط به راهم ادامه دادم

599
00:29:48,998 --> 00:29:52,376
‫به امید اینکه این نقشه بگیره.

600
00:29:55,546 --> 00:29:57,965
‫فقط می‌خوام تا جایی که می‌تونم نزدیک بشم

601
00:29:58,799 --> 00:30:00,468
‫بدون اینکه به پست اونا بخورم.

602
00:30:06,015 --> 00:30:07,015
‫اوکی.

603
00:30:07,058 --> 00:30:08,768
‫- بذار از این طرف برم.
‫- لعنتی.

604
00:30:09,977 --> 00:30:11,187
‫می‌بینمش.

605
00:30:11,270 --> 00:30:12,605
‫برت اونجاست.

606
00:30:12,688 --> 00:30:14,523
‫پس فعلاً یه لحظه صبر می‌کنیم.

607
00:30:15,149 --> 00:30:17,693
‫خارها و نخل‌های سیاه همین دوروبـرن.

608
00:30:18,444 --> 00:30:21,238
‫درست مثل علف‌های بلند
‫و بوته‌های خاردار زادگاهـم.

609
00:30:41,258 --> 00:30:42,760
‫مثل یه میرکت کوچولو می‌پره بیرون.

610
00:30:42,843 --> 00:30:43,886
‫خیلی‌خب، دارن حرکت می‌کنن.

611
00:30:46,722 --> 00:30:49,141
‫بی‌سروصدا میریم.

612
00:30:51,185 --> 00:30:52,937
‫سعی می‌کنم یکم روی آب شناور بمونم.

613
00:30:56,565 --> 00:30:58,275
‫نمی‌خوام به صخره‌ها بخورم.

614
00:31:02,196 --> 00:31:03,114
‫هوف!

615
00:31:03,197 --> 00:31:04,615
‫- چطوری؟
‫- چه خبر؟

616
00:31:04,699 --> 00:31:05,992
‫چه خبرا؟ چه خبرا؟

617
00:31:06,075 --> 00:31:07,451
‫حال‌تون چطوره؟

618
00:31:07,535 --> 00:31:10,371
‫- گله‌ای نیست. تو چطوری؟
‫- چه خبر، مدی؟

619
00:31:10,454 --> 00:31:11,539
‫خوبم، خوبم.

620
00:31:11,622 --> 00:31:13,374
‫- نیکی رو دک کردی؟
‫- آره.

621
00:31:14,792 --> 00:31:17,495
‫می‌بینم برت میاد جلو، بعدش برکستون،

622
00:31:17,519 --> 00:31:19,213
‫ولی خبری از وس نیست.

623
00:31:19,296 --> 00:31:21,549
‫این کار قراره یکم سخت‌تر
‫از اونی بشه که فکر می‌کردیم.

624
00:31:21,632 --> 00:31:23,338
‫خب معلومه، اگه قراره با هم متحد بشیم،

625
00:31:23,362 --> 00:31:24,510
‫می‌خوام با هم حال کنیم.

626
00:31:24,593 --> 00:31:25,469
‫آره.

627
00:31:25,553 --> 00:31:28,097
‫پس چطوره بچه‌ها،
‫یکم از خودتون بهم بگین؟

628
00:31:28,180 --> 00:31:29,954
‫روابط تیمیتون چطوریـه؟

629
00:31:29,978 --> 00:31:30,975
‫سوابقتون چیه؟

630
00:31:31,058 --> 00:31:34,270
‫و منم یه بحث کاملاً چرت‌وپرت رو
‫شروع می‌کنم.

631
00:31:34,854 --> 00:31:36,313
‫شغلم ماهی‌گیریـه.

632
00:31:36,397 --> 00:31:38,607
‫با خرت‌وپرت‌هایی که تو ساحل پیدا کردیم،
‫چند تا ماهی گرفتم.

633
00:31:38,691 --> 00:31:39,900
‫رفیقمون هم یه شکارچی حرفه‌ایـه.

634
00:31:39,984 --> 00:31:42,278
‫اون کلی غذا برای گروهمون جور کرده.

635
00:31:42,361 --> 00:31:44,155
‫اون پایین پشه‌ها شما رو هم تیکه‌پاره کردن؟

636
00:31:44,238 --> 00:31:45,767
‫من شب‌ها کفش نمی‌پوشم و...

637
00:31:45,791 --> 00:31:47,491
‫وای خدا، باید پاهام رو ببینی.

638
00:31:47,575 --> 00:31:48,743
‫اوضاعشون داغونه.

639
00:31:48,826 --> 00:31:52,788
‫فقط دارم لفتش میدم
‫تا نیکی برگرده.

640
00:31:55,541 --> 00:31:56,876
‫بیا ادامه بدیم.

641
00:32:00,129 --> 00:32:01,297
‫بزن بریم.

642
00:32:08,888 --> 00:32:09,888
‫خیلی‌خب.

643
00:32:10,264 --> 00:32:11,849
‫اون کدوم خریـه؟

644
00:32:11,932 --> 00:32:12,808
‫اوه!

645
00:32:12,892 --> 00:32:14,018
‫لیاست!

646
00:32:15,269 --> 00:32:18,397
‫لیا رو می‌بینم... با کایاک.

647
00:32:18,481 --> 00:32:19,315
‫هی!

648
00:32:19,398 --> 00:32:20,483
‫خیلی خوشحالم.

649
00:32:20,566 --> 00:32:22,276
‫- سلام.
‫- هی، چی شده؟

650
00:32:23,861 --> 00:32:25,654
‫- اونا از این طرف رفتن؟
‫- آره.

651
00:32:25,738 --> 00:32:27,406
‫تا اینجا روی زمین کشیدمش.

652
00:32:27,490 --> 00:32:29,545
‫از دیدن نیکی خیلی خیالم راحت شد،

653
00:32:29,569 --> 00:32:31,911
‫ولی وقت برای مسخره‌بازی یا تلف کردن نداریم.

654
00:32:32,536 --> 00:32:33,953
‫می‌خوای از این طرف بریم؟

655
00:32:33,977 --> 00:32:35,623
‫فکر کنم دونفره راحت‌تر باشه.

656
00:32:35,706 --> 00:32:37,166
‫- آره، بیا همین کار رو بکنیم.
‫- آره.

657
00:32:37,249 --> 00:32:38,667
‫برو.

658
00:32:38,751 --> 00:32:40,164
‫نیکی و لیا وسط راه ساحل،

659
00:32:40,188 --> 00:32:42,171
‫به سمت کمپ آلفا همدیگه رو می‌بینن.

660
00:32:42,254 --> 00:32:44,173
‫به محض اینکه رفتن، تو اومدی بیرون، نه؟

661
00:32:44,197 --> 00:32:45,049
‫سعی‌ام رو کردم.

662
00:32:45,132 --> 00:32:48,094
‫حالا باید کایاک رو تا ساحل آلفا ببرن،

663
00:32:48,177 --> 00:32:49,396
‫با بیشترین سرعت ممکن،

664
00:32:49,420 --> 00:32:50,638
‫بدون اینکه دیده بشن.

665
00:32:50,721 --> 00:32:51,721
‫لعنتی، خیلی گرمه.

666
00:32:51,764 --> 00:32:53,357
‫ما یه تاب درست کردیم، یه جای آتیش.

667
00:32:53,381 --> 00:32:54,266
‫خیلی جاتون راحته.

668
00:32:54,350 --> 00:32:57,061
‫- آره، راحته.
‫- تاب داریم و هر کوفت‌وزهر مار دیگه‌ای.

669
00:32:57,144 --> 00:32:58,646
‫این... ما توی این حموم می‌کنیم.

670
00:32:58,729 --> 00:32:59,855
‫آب اینجا واقعاً...

671
00:32:59,939 --> 00:33:02,942
‫مثلاً، این یکی از معدود
‫مزایای موندن تو این بالاست.

672
00:33:03,025 --> 00:33:05,736
‫رفتیم سمت آلفا
‫تا مدی و تجهیزات رو برداریم،

673
00:33:05,820 --> 00:33:11,158
‫ولی اون دلش می‌خواد جلسه بذاره
‫و بشینه اونجا و گپ بزنه.

674
00:33:11,242 --> 00:33:13,619
‫واسه همین یکم برنامه‌هام رو بهم ریخت.

675
00:33:13,702 --> 00:33:15,129
‫این رودخونه آب شیرینه،

676
00:33:15,153 --> 00:33:16,080
‫و خنک و تمیزه.

677
00:33:16,163 --> 00:33:19,583
‫واسه همین... ما تقریباً
‫هر روز این بالا حموم می‌کنیم.

678
00:33:19,667 --> 00:33:21,198
‫ما هر روز میریم تو آب.

679
00:33:21,222 --> 00:33:22,753
‫اینجا این مسئله حیاتیـه.

680
00:33:22,837 --> 00:33:24,797
‫دارم از استرس میرینم به خودم

681
00:33:24,880 --> 00:33:28,551
‫و تو فکرم که لیا و نیکی
‫می‌تونن از پسش بربیان یا نه.

682
00:33:28,634 --> 00:33:30,636
‫باور کن، دلم می‌خواست همه چیز رو بردارم.

683
00:33:30,719 --> 00:33:32,717
‫می‌دونم، ولی این رو آوردی.

684
00:33:32,741 --> 00:33:34,515
‫خیلی هم بابتش خفن هستی.

685
00:33:38,477 --> 00:33:40,062
‫جزر و مد واقعاً شدیده.

686
00:33:40,146 --> 00:33:42,523
‫اون درخت نخل اونجا
‫خیلی به دردمون خورده.

687
00:33:42,606 --> 00:33:44,400
‫- آره.
‫- مثل یه جنگل درخت نخله.

688
00:33:44,483 --> 00:33:45,526
‫عالیـه.

689
00:33:45,609 --> 00:33:47,194
‫- که واقعاً خوب بوده.
‫- عالیـه.

690
00:33:47,278 --> 00:33:48,404
‫- آره.
‫- آره.

691
00:33:49,363 --> 00:33:53,367
‫زیاد طول نمی‌کشه که بفهمن
‫تمام نقش‌بازی کردن‌های من الکی بوده.

692
00:33:53,450 --> 00:33:54,827
‫باید این قضیه رو تمومش کنیم.

693
00:33:54,910 --> 00:33:57,496
‫- از تیم براوو چیزی می‌دونی؟
‫- دارن دست‌وپا می‌زنن.

694
00:33:57,580 --> 00:34:00,583
‫- داغونن.
‫- فکر کنم فقط دارن حفظ ظاهر می‌کنن.

695
00:34:00,666 --> 00:34:01,834
‫سلام به همگی.

696
00:34:05,713 --> 00:34:06,980
‫اینا فقط اومدن یه سری بزنن.

697
00:34:07,004 --> 00:34:08,591
‫می‌خواستن یکم گپ بزنیم درباره‌ی...

698
00:34:08,674 --> 00:34:10,593
‫ببینن شماها در چه حالین...

699
00:34:10,676 --> 00:34:12,511
‫- اوکی.
‫- ...حالا که بن رفته.

700
00:34:13,554 --> 00:34:15,222
‫هوم...

701
00:34:16,515 --> 00:34:19,296
‫نیکی خیس آب و نفس‌نفس‌زنان از راه می‌رسه.

702
00:34:19,320 --> 00:34:20,936
‫زمان‌بندی‌اش حرف نداشت.

703
00:34:21,020 --> 00:34:24,273
‫فقط می‌خواستیم بیایم یه خبری بگیریم
‫و ببینیم اوضاع چطوره.

704
00:34:24,356 --> 00:34:27,193
‫- این از لطف عجیب و غریب شماست.
‫- آره.

705
00:34:27,276 --> 00:34:28,458
‫نیکی بالاخره برگشت.

706
00:34:28,482 --> 00:34:30,321
‫پس مجبور شدیم عادی رفتار کنیم.

707
00:34:30,404 --> 00:34:32,053
‫بدنم به‌خاطر نمک دریا خیلی می‌خاره.

708
00:34:32,077 --> 00:34:33,157
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

709
00:34:33,240 --> 00:34:34,825
‫فقط می‌خوام برم خودم رو بشورم.

710
00:34:34,909 --> 00:34:36,232
‫اوکی. خب، بعداً می‌بینیمتون.

711
00:34:36,256 --> 00:34:37,578
‫آقایون، واقعاً معذرت می‌خوام.

712
00:34:37,661 --> 00:34:39,580
‫- دیگه مزاحمتون نمی‌شیم.
‫- حله.

713
00:34:39,663 --> 00:34:41,415
‫صددرصد. خوشحال شدم باهاتون حرف زدم.

714
00:34:41,498 --> 00:34:43,083
‫- آره، مراقب خودتون باشین.
‫- آره!

715
00:34:43,167 --> 00:34:44,643
‫روز خوبی داشته باشین.

716
00:34:44,667 --> 00:34:45,669
‫روز تو هم خوش.

717
00:34:45,753 --> 00:34:49,006
‫- اون‌ور می‌بینیمتون.
‫- فعلاً، رفیق.

718
00:34:53,510 --> 00:34:55,071
‫- فقط قایق رو آوردیم.
‫- همین؟

719
00:34:55,095 --> 00:34:57,056
‫- همین بود.
‫- پس لیا کجاست؟

720
00:34:57,139 --> 00:34:58,682
‫- اون پایین.
‫- تو آب؟

721
00:34:58,766 --> 00:34:59,850
‫تو آب.

722
00:35:00,351 --> 00:35:02,311
‫پس من برم بیارمش.

723
00:35:02,394 --> 00:35:04,521
‫- وای خدا.
‫- یوهو!

724
00:35:04,605 --> 00:35:06,148
‫این دیگه ته وحشی‌بازیـه.

725
00:35:06,232 --> 00:35:08,076
‫چیزی نمونده بود مدی بگه،

726
00:35:08,100 --> 00:35:09,276
‫باشه، منم میام.

727
00:35:09,360 --> 00:35:11,346
‫آره، مدی آماده‌ی اومدن بود.

728
00:35:11,370 --> 00:35:12,571
‫داشت حال می‌کرد.

729
00:35:12,655 --> 00:35:16,742
‫باید می‌گفتیم، خب، نیکی
‫احتمالاً به زودی برمی‌گرده.

730
00:35:16,825 --> 00:35:18,619
‫باید تکلیف رو روشن کنیم.

731
00:35:18,702 --> 00:35:20,412
‫پسر، خیلی رو مخمـه.

732
00:35:26,293 --> 00:35:28,545
‫- اول از همه، این قایق خیلی گنده‌ست.
‫- وای.

733
00:35:28,629 --> 00:35:31,006
‫و دوم اینکه، به آلفا خوش اومدی.

734
00:35:31,090 --> 00:35:34,051
‫- خوشحالم که اینجام.
‫- فکر کنم بهتره بذاریمش همونجا.

735
00:35:34,635 --> 00:35:37,471
‫این عالیـه. امروز یه برد بزرگ
‫برای تیم آلفا بود.

736
00:35:37,554 --> 00:35:38,658
‫داریم پیشرفت می‌کنیم،

737
00:35:38,682 --> 00:35:40,140
‫همون‌طوری که همش می‌گفتیم...

738
00:35:40,224 --> 00:35:41,897
‫حس خیلی خوبی به این قضیه دارم.

739
00:35:41,921 --> 00:35:43,811
‫همه فکر می‌کنن ما ضعیف‌ترین تیمیم،

740
00:35:43,894 --> 00:35:45,312
‫درحالی‌که اینجا داریم حال می‌کنیم.

741
00:35:45,396 --> 00:35:46,082
‫حسمون عالیـه.

742
00:35:46,106 --> 00:35:47,690
‫ما هر روز دو وعده شام می‌خوریم.

743
00:35:47,773 --> 00:35:49,566
‫من و نیکی خیلی با هم جوریم.

744
00:35:49,650 --> 00:35:51,402
‫عاشق اینم.

745
00:35:51,485 --> 00:35:54,071
‫ما همه‌مون زن‌های خیلی قوی و مسلطی هستیم.

746
00:35:54,154 --> 00:35:55,667
‫و این‌جوریـه که اگه فقط رها بشیم،

747
00:35:55,691 --> 00:35:57,574
‫انگار قراره افسار کار رو بگیریم دستمون.

748
00:35:57,658 --> 00:35:58,843
‫خیلی هیجان‌زده‌ام.

749
00:35:58,867 --> 00:36:00,619
‫آره، خوب بود. انجامش دادیم.

750
00:36:00,703 --> 00:36:02,621
‫این یه لحظه‌ی عالی برای تیم آلفاست.

751
00:36:02,705 --> 00:36:04,123
‫آره.

752
00:36:08,000 --> 00:36:15,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

753
00:36:20,180 --> 00:36:21,707
‫برت و برکستون رفته بودن،

754
00:36:21,731 --> 00:36:23,934
‫و
‫منم دراز کشیده بودم و چرت می‌زدم.

755
00:36:24,018 --> 00:36:26,061
‫یه حس عجیبی بهم دست داد و بلند شدم.

756
00:36:29,189 --> 00:36:31,400
‫و اصلاً لیا رو نمی‌بینم.

757
00:36:33,610 --> 00:36:36,405
‫اونجا بود که فهمیدم
‫کایاک غیبش زده.

758
00:36:36,488 --> 00:36:37,698
‫لعنتی.

759
00:36:37,781 --> 00:36:39,021
‫فکر کنم بهمون رکب زدن.

760
00:36:41,076 --> 00:36:45,331
‫فکر کنم لیا این موقعیت رو
‫فرصتی دید تا جیم بشه و از تیم بره.

761
00:36:45,414 --> 00:36:47,666
‫و فکر کنم دقیقاً همین کار رو کرد.

762
00:36:48,250 --> 00:36:50,127
‫مثل یه مشت تو شکم بود.

763
00:36:50,210 --> 00:36:51,628
‫چه خبر؟

764
00:36:51,712 --> 00:36:52,712
‫چی شده؟

765
00:36:52,755 --> 00:36:54,366
‫به‌جای اینکه سریع بگه،

766
00:36:54,390 --> 00:36:56,425
‫بیا، وسایلت رو بردار و بریم،

767
00:36:56,508 --> 00:36:57,898
‫می‌گفت، بیا، بشین،

768
00:36:57,922 --> 00:37:00,346
‫و می‌خواست جلسه بذاره و گپ بزنه.

769
00:37:00,429 --> 00:37:02,598
‫هی پسر، فکر کنم لیا ازمون دزدی کرده.

770
00:37:04,516 --> 00:37:07,436
‫چارلینا رو برد. تمام پاروها رو هم برد.

771
00:37:07,519 --> 00:37:08,954
‫توی آب نمی‌بینمش،

772
00:37:08,978 --> 00:37:10,814
‫کفش‌هاش هم نیست، پس...

773
00:37:10,898 --> 00:37:12,066
‫لعنتی.

774
00:37:16,862 --> 00:37:18,864
‫لیا با کایاک رفته،

775
00:37:18,947 --> 00:37:21,825
‫که برای من بی‌نهایت کفردرآره.

776
00:37:21,909 --> 00:37:23,399
‫چیز دیگه‌ای هم گم شده؟

777
00:37:23,423 --> 00:37:24,912
‫چاقو و قمه رو داریم؟

778
00:37:24,995 --> 00:37:27,623
‫چاقو و قمه رو اون پشت دارم.

779
00:37:27,706 --> 00:37:30,000
‫اون فقط فرض رو بر این گذاشت
‫که مدی داره برمی‌گرده،

780
00:37:30,084 --> 00:37:31,710
‫و نفر بعدی که باید بره خودشه.

781
00:37:31,794 --> 00:37:34,088
‫پس تصمیم گرفت با شرایط خودش بره.

782
00:37:34,838 --> 00:37:35,923
‫این وضع خیلی مزخرفه.

783
00:37:36,715 --> 00:37:38,664
‫متنفرم از این حس که بهم رکب زدن،

784
00:37:38,688 --> 00:37:40,636
‫اونم وقتی می‌دونستم چی در انتظاره.

785
00:37:40,719 --> 00:37:42,346
‫اونا ازت دزدی می‌کنن.

786
00:37:42,429 --> 00:37:44,515
‫مگه نه؟ چیزی که مال توئه رو می‌برن.

787
00:37:45,265 --> 00:37:46,600
‫اینا تاکتیک‌های زمان جنگه.

788
00:37:47,309 --> 00:37:49,103
‫فکر کنم لیا رفته به تیم براوو.

789
00:37:49,186 --> 00:37:52,022
‫به‌نظر میاد اونا در کنار تیم چارلی،
‫قوی‌ترین رقیبان.

790
00:37:52,106 --> 00:37:53,929
‫ظاهراً کایاک رو می‌خواستن،

791
00:37:53,953 --> 00:37:55,776
‫واسه همین فکر کنم از اینکه

792
00:37:55,859 --> 00:37:57,486
‫برت و برکستون نبودن سوءاستفاده کرد.

793
00:37:57,569 --> 00:37:59,337
‫لیا فکر کرد وقتی مدی رو آوردیم،

794
00:37:59,361 --> 00:38:00,572
‫شاید خودش بره دم تیغ.

795
00:38:00,656 --> 00:38:01,824
‫- آره.
‫- آره.

796
00:38:02,449 --> 00:38:05,035
‫واسه همین نخواست
‫دست‌خالی بره پیش براوو.

797
00:38:05,119 --> 00:38:07,371
‫ولی می‌دونیم کجاست. تیم براوو.

798
00:38:07,454 --> 00:38:09,081
‫فاک!

799
00:38:09,164 --> 00:38:11,154
‫این فقط بیشتر عصبانی‌ام می‌کنه،

800
00:38:11,178 --> 00:38:13,168
‫و باعث میشه تشنه‌ی انتقام بشم.

801
00:38:13,252 --> 00:38:15,421
‫صددرصد. حالا می‌فهمیم بازی چطوریـه.

802
00:38:15,504 --> 00:38:16,422
‫میریم تو کارش.

803
00:38:16,505 --> 00:38:19,883
‫این اتفاق یه بازی کاملاً جدید رو شروع کرد.

804
00:38:19,967 --> 00:38:23,220
‫- باید هرچی مال اوناست رو بگیریم.
‫- دمت گرم.

805
00:38:23,303 --> 00:38:25,097
‫عجب ایگوانای گنده‌بکی بود.

806
00:38:25,180 --> 00:38:26,146
‫رفت اون بالا. دیدی؟

807
00:38:26,170 --> 00:38:28,308
‫تضمین می‌کنم،
‫می‌تونیم با دود بکشیمش بیرون.

808
00:38:28,392 --> 00:38:30,436
‫ببینیم می‌تونیم واسه امشب
‫یه شام مشتی ردیف کنیم.

809
00:38:30,519 --> 00:38:31,519
‫بزن بریم.

810
00:38:32,813 --> 00:38:33,786
‫خب، اگه اون تو باشه،

811
00:38:33,810 --> 00:38:35,065
‫می‌دونیم که حالش خوش نیست.

812
00:38:35,149 --> 00:38:37,242
‫باید همین‌جوری کفرش رو دربیاری،

813
00:38:37,266 --> 00:38:38,569
‫بالاخره میاد بیرون.

814
00:38:39,153 --> 00:38:40,288
‫اون صدا رو می‌شنوی؟

815
00:38:40,312 --> 00:38:41,447
‫همونجاست! همونجا!

816
00:38:41,530 --> 00:38:42,865
‫- گرفتمش.
‫- گرفتمش!

817
00:38:44,324 --> 00:38:47,035
‫- گرفتمش!
‫- هی، چی بهت گفتم؟ چی بهت گفتم؟

818
00:38:47,119 --> 00:38:48,328
‫- ایول رفیق!
‫- آره!

819
00:38:48,412 --> 00:38:50,497
‫- آره!
‫- آره!

820
00:38:50,581 --> 00:38:51,790
‫- بزن قدش.
‫- موفقیت.

821
00:38:51,874 --> 00:38:53,876
‫- یالا، عزیزم. با دود بکشونش بیرون.
‫- چی بهت گفتم؟

822
00:38:53,959 --> 00:38:55,419
‫این یکی قراره...

823
00:38:56,003 --> 00:38:57,534
‫بیا اسم این رو بذاریم لیا.

824
00:38:57,558 --> 00:38:59,089
‫می‌خوام اون سلیطه رو بخورم.

825
00:38:59,173 --> 00:39:00,257
‫لیا ایگوانائه.

826
00:39:00,340 --> 00:39:02,676
‫اون ایگوانا بیشتر از لیا
‫برامون فایده داره.

827
00:39:02,759 --> 00:39:03,760
‫راست میگی.

828
00:39:05,429 --> 00:39:08,265
‫امروز، کل اون موقعیت
‫یکم عصبانی‌ام کرد.

829
00:39:09,016 --> 00:39:11,977
‫با این حال، فکر کنم دنیا دار مکافاتـه.

830
00:39:12,060 --> 00:39:13,770
‫تونستیم یه ایگوانا بگیریم،

831
00:39:13,854 --> 00:39:15,280
‫و احتمالاً بدون اون،

832
00:39:15,304 --> 00:39:17,483
‫دیر یا زود اوضاعمون بهتر می‌شد.

833
00:39:17,566 --> 00:39:21,487
‫ممنون آقای ایگوانا. خدایا شکرت
‫که امروز بهمون غذا دادی.

834
00:39:21,570 --> 00:39:23,401
‫خب، بچه‌ها امشب شام خوبی می‌خوریم.

835
00:39:23,425 --> 00:39:24,281
‫شام مشتی، آره.

836
00:39:24,364 --> 00:39:26,450
‫- و حالا شام برای سه نفر.
‫- آره.

837
00:39:26,533 --> 00:39:28,035
‫دیدی. همه چیز عالی پیش میره.

838
00:39:28,118 --> 00:39:30,037
‫- یک، دو، سه!
‫- چارلی!

839
00:39:30,120 --> 00:39:31,121
‫یوهو!

840
00:39:38,712 --> 00:39:40,297
‫تیم چارلی جدید.

841
00:39:40,839 --> 00:39:42,043
‫تیم چارلی اینجاست.

842
00:39:42,067 --> 00:39:43,592
‫اینجا خیلی جادارتر شده.

843
00:39:43,675 --> 00:39:45,219
‫- خیلی جادارتر.
‫- حس خوبی دارم.

844
00:39:45,302 --> 00:39:47,930
‫غذای بیشتر، آب بیشتر، همه‌چی بیشتر.

845
00:39:48,013 --> 00:39:49,736
‫بالاتر از همه‌ی این‌ها،

846
00:39:49,760 --> 00:39:51,266
‫غرغر کمتر. بهت میگم.

847
00:39:51,350 --> 00:39:53,101
‫همه‌ی اونا تموم شد و رفت.

848
00:39:53,185 --> 00:39:55,687
‫چرا باید این‌جوری با من حرف بزنی؟

849
00:39:55,771 --> 00:39:57,731
‫چرا باید این‌طور باشه؟

850
00:39:57,814 --> 00:40:00,442
‫به هیچ عنوان بهت اعتماد ندارم.

851
00:40:00,526 --> 00:40:01,985
‫اون می‌تونه باسن پشمالوی منو ببوسه.

852
00:40:03,654 --> 00:40:04,905
‫بهت میگم.

853
00:40:08,116 --> 00:40:10,494
‫تیم براوو، بهترین تیم اینجاست.

854
00:40:10,577 --> 00:40:13,997
‫می‌دونی، امروز خوب خوردیم. صدف داشتیم.

855
00:40:14,081 --> 00:40:16,375
‫می‌دونی، الان هم چند تا حلزون
‫توی قابلمه داریم.

856
00:40:16,458 --> 00:40:17,734
‫هنوز آتیش داریم.

857
00:40:17,758 --> 00:40:20,170
‫تونستیم روشنش نگه داریم برای...

858
00:40:21,838 --> 00:40:23,203
‫اون همه هیزم رو ببین.

859
00:40:23,227 --> 00:40:24,591
‫-تقریباً کل این مدت.

860
00:40:24,675 --> 00:40:26,301
‫آره، شرمنده بچه‌ها، من...

861
00:40:26,385 --> 00:40:28,428
‫شاید اون... تقصیر من بود.

862
00:40:28,512 --> 00:40:30,138
‫چیزی نمی‌خوای بگی، عشقم؟

863
00:40:30,889 --> 00:40:32,057
‫- مورگان؟
‫- نه.

864
00:40:32,140 --> 00:40:33,431
‫نه، مورگان بیهوش شده.

865
00:40:33,455 --> 00:40:34,560
‫فراو هم بیهوش شده.

866
00:40:34,643 --> 00:40:35,894
‫فکر کنم وقت خوابه.

867
00:40:35,978 --> 00:40:37,307
‫خیلی‌خب، همگی.

868
00:40:37,331 --> 00:40:39,106
‫تیم براوو مرخص میشه.

869
00:40:39,856 --> 00:40:40,856
‫خداحافظ.

870
00:40:41,942 --> 00:40:43,860
‫- همه آماده‌ان؟
‫- اوهوم.

871
00:40:43,944 --> 00:40:47,155
‫اوکی، پس ما
‫تازه شام دوم رو تموم کردیم.

872
00:40:47,239 --> 00:40:50,867
‫این اولین شب ما با لیاست.

873
00:40:51,368 --> 00:40:53,379
‫اون رسماً عضو آلفا شد.

874
00:40:53,403 --> 00:40:55,414
‫آلفا دوباره سه نفره شد.

875
00:40:55,914 --> 00:40:58,792
‫و واقعاً فکر می‌کنم
‫این تیم برنده‌ست.

876
00:40:59,293 --> 00:41:02,462
‫قراره یه تیم کاملاً زنانه برنده بشه.

877
00:41:02,546 --> 00:41:03,547
‫عاشق اینم.

878
00:41:03,630 --> 00:41:06,592
‫و ما تا اینجا بزرگترین حرکت رو
‫توی بازی انجام دادیم.

879
00:41:06,675 --> 00:41:07,801
‫آره.

880
00:41:07,884 --> 00:41:12,055
‫اون پسرا از چند تا زن رکب خوردن.

881
00:41:12,139 --> 00:41:14,403
‫من الان همونجایی هستم که باید باشم،

882
00:41:14,427 --> 00:41:15,976
‫در زمانی که باید باشم.

883
00:41:16,059 --> 00:41:17,783
‫انگار یه تغییر کوچیک جدید ایجاد شده،

884
00:41:17,807 --> 00:41:19,146
‫و دوباره داره خوش می‌گذره.

885
00:41:19,229 --> 00:41:21,282
‫دوباره داریم همدیگه رو می‌شناسیم.

886
00:41:21,306 --> 00:41:23,358
‫حس جدیدی داره. یه جو جدید حاکمه.

887
00:41:23,442 --> 00:41:25,102
‫همه‌اش نقشه‌ی خداست، پس شاکرم.

888
00:41:25,126 --> 00:41:26,570
‫ما هم خوشحالیم که اینجایی.

889
00:41:26,653 --> 00:41:29,323
‫- عاشق اینم. ما خیلی خوشحالیم که با مایی.
‫- شب‌بخیر.

890
00:41:29,406 --> 00:41:31,074
‫- شب‌بخیر!
‫- آره. شب‌بخیر.

891
00:41:36,330 --> 00:41:40,330
‫« روز 31 »

892
00:41:42,502 --> 00:41:43,837
‫دیشب عالی بود.

893
00:41:43,920 --> 00:41:45,400
‫نظرت در مورد دیشب چیه؟

894
00:41:45,424 --> 00:41:47,424
‫فکر کنم کلی داستان خوب داشتیم.

895
00:41:47,507 --> 00:41:49,468
‫شب اول خوبی بود.

896
00:41:49,551 --> 00:41:53,513
‫هی، صبح اولی که فقط خودمونیم چطوره؟

897
00:41:53,597 --> 00:41:57,809
‫امروز اولین صبح توی این سه هفته بود
‫که تونستم تخت بخوابم.

898
00:41:57,893 --> 00:41:59,936
‫خب، یه سوال مهم.

899
00:42:00,020 --> 00:42:02,606
‫- اوهوم.
‫- اسم جدید قایق چیه؟

900
00:42:02,689 --> 00:42:04,304
‫خب، اسمش رو گذاشتن شارلینا.

901
00:42:04,328 --> 00:42:05,942
‫حالم به هم خورد. متنفرم ازش.

902
00:42:06,026 --> 00:42:08,237
‫به نظرم باید بذاریم آلفینا.

903
00:42:08,261 --> 00:42:10,155
‫مادی، تو چی فکر می‌کنی؟

904
00:42:10,238 --> 00:42:12,240
‫- بانمکه.
‫- آلفینا رو دوست داری؟

905
00:42:12,324 --> 00:42:13,950
‫کشتی آلفینا.

906
00:42:15,911 --> 00:42:18,872
‫عاشق لیام.
‫خیلی خوشحالم که توی تیممونه.

907
00:42:18,955 --> 00:42:21,833
‫حس خیلی خوبیه که
‫یه زن قوی دیگه هم کنارمون داریم.

908
00:42:21,917 --> 00:42:24,169
‫- لیا؟
‫- من امروز دو تا خوردم.

909
00:42:24,252 --> 00:42:25,813
‫- اشکالی نداره.
‫- هر چقدر دلت می‌خواد بخور.

910
00:42:25,837 --> 00:42:27,923
‫- بازم هست. بازم پیدا می‌کنیم.
‫- مرسی.

911
00:42:29,049 --> 00:42:32,302
‫الان خیالم راحته که توی تیمی هستم که

912
00:42:32,386 --> 00:42:36,014
‫لازم نیست نگران هم‌تیمی‌هام باشم
‫مثل اون موقعی که توی چارلی بودم.

913
00:42:36,098 --> 00:42:37,754
‫اون صدای هلیکوپتره؟

914
00:42:37,778 --> 00:42:39,184
‫شما هم می‌شنوین؟

915
00:42:39,267 --> 00:42:40,560
‫- اون...
‫- آره.

916
00:42:40,644 --> 00:42:42,437
‫هلیکوپتر؟ یوهو!

917
00:42:42,521 --> 00:42:44,314
‫قراره چی باشه؟

918
00:42:44,398 --> 00:42:45,941
‫آخ جون! بزن بریم.

919
00:42:46,024 --> 00:42:48,465
‫خدای من،
‫دارن با هلیکوپتر محموله می‌اندازن.

920
00:42:48,489 --> 00:42:49,736
‫خدای من. جدی میگی؟

921
00:42:49,820 --> 00:42:52,030
‫- آره. اوه!
‫- شروع شد.

922
00:42:52,114 --> 00:42:52,989
‫بالاخره.

923
00:42:53,073 --> 00:42:54,491
‫- پسر...
‫- اوناهاش.

924
00:42:55,075 --> 00:42:56,660
‫- یوهو!
‫- خیلی‌خب.

925
00:42:56,743 --> 00:42:57,828
‫بزن بریم!

926
00:42:58,453 --> 00:43:02,332
‫هلیکوپتر چرخ می‌زنه
‫و برای هر کمپ یه یادداشت می‌اندازه

927
00:43:02,416 --> 00:43:05,460
‫نشونه‌ای از اینکه فصل بعدی بازی
‫درحال شروع شدنه،

928
00:43:06,169 --> 00:43:08,422
‫و هیچ‌چیز برای مدت طولانی ثابت نمی‌مونه.

929
00:43:08,505 --> 00:43:09,715
‫آها، اوناهاش.

930
00:43:09,798 --> 00:43:11,299
‫- خیلی‌خب، گرفتمش.
‫- یوهو!

931
00:43:11,383 --> 00:43:12,727
‫آره، بزن بریم. کیسه رو گرفتم.

932
00:43:12,751 --> 00:43:14,094
‫اصلاً واسه همین کار ساخته شدم.

933
00:43:14,177 --> 00:43:16,972
‫- اینجاست. من برش می‌دارم.
‫- دیدیش؟ ایول.

934
00:43:17,055 --> 00:43:18,890
‫این دیگه چه کوفتی می‌تونه باشه؟

935
00:43:18,974 --> 00:43:20,100
‫اوه.

936
00:43:20,183 --> 00:43:22,018
‫- بیا برش گردونیم به کمپ.
‫- آره.

937
00:43:22,102 --> 00:43:24,229
‫هی، یه تیر می‌بینم.

938
00:43:25,355 --> 00:43:27,315
‫- و یه سری چیز میز.
‫- و بامبو.

939
00:43:27,399 --> 00:43:29,484
‫این‌بار فقط یه یادداشت نیست.

940
00:43:29,568 --> 00:43:31,570
‫- جالبه.
‫- معرکه‌ست.

941
00:43:31,653 --> 00:43:34,614
‫- بیا زیر سایه بخونیمش. آره.
‫- ببریم توی کمپ.

942
00:43:34,698 --> 00:43:36,908
‫باید حواسمون به وسایلمون باشه
‫و پشت همدیگه رو داشته باشیم.

943
00:43:36,992 --> 00:43:39,578
‫- ببینیم تو این چیـه.
‫- بیا این رو بازش کنیم.

944
00:43:39,661 --> 00:43:41,872
‫- ذوق دارم.
‫- اوه.

945
00:43:41,955 --> 00:43:43,373
‫چیه، چیه؟

946
00:43:43,457 --> 00:43:44,833
‫اون دیگه چیه؟

947
00:43:44,916 --> 00:43:46,710
‫یه... تیر داریم.

948
00:43:46,793 --> 00:43:49,045
‫- البته مدل تمرینیـه.
‫- آره.

949
00:43:49,129 --> 00:43:50,672
‫این واسه درست کردن آتیش با چوب بامبویه.

950
00:43:50,756 --> 00:43:52,674
‫حواست باشه همه‌ی این تراشه‌ها رو
‫همینجا نگه داری.

951
00:43:52,758 --> 00:43:54,134
‫- آره.
‫- کاملاً خشکـه.

952
00:43:54,217 --> 00:43:57,387
‫بازم... طناب داریم؟

953
00:43:57,471 --> 00:43:59,014
‫می‌دونی این چیه؟

954
00:43:59,097 --> 00:44:00,974
‫- چی؟
‫- این زه کمونـه.

955
00:44:01,057 --> 00:44:02,893
‫خیلی‌خب، یه یادداشت داریم.

956
00:44:02,976 --> 00:44:07,374
‫تیم‌ها، از حالا تمام بازیکن‌ها
‫توی تیمشون موندگارن،

957
00:44:07,398 --> 00:44:09,065
‫مگه اینکه با منور حذف بشن.

958
00:44:10,442 --> 00:44:13,528
‫قانون ۲۴ ساعت باطل شد.

959
00:44:13,612 --> 00:44:16,323
‫دیگه نه جابه‌جایی داریم، نه
‫برگشتن به تیم قبلی همه‌چی تموم شد.

960
00:44:17,532 --> 00:44:21,828
‫فردا، به یه وسیله واسه روشن
‫کردن آتیش و یه کمون نیاز دارین.

961
00:44:22,996 --> 00:44:26,416
‫می‌تونین این‌ها رو با تجهیزات محدودی که
‫بهتون داده شده بسازین.

962
00:44:26,917 --> 00:44:28,992
‫یا اینکه، با شلیک اجباری منور،

963
00:44:29,016 --> 00:44:31,630
‫یه سنگ چخماق یا یه کمون به دست بیارین،

964
00:44:31,713 --> 00:44:34,800
‫که با این کار، یه بازیکن رو برای همیشه
‫از تیم و از بازی حذف می‌کنین.

965
00:44:34,883 --> 00:44:37,093
‫هر منور مساوی با یک قلم کالا.

966
00:44:37,177 --> 00:44:38,470
‫کمون یا سنگ چخماق.

967
00:44:39,346 --> 00:44:41,056
‫قبل از غروب آفتاب تصمیمتون رو بگیرین.

968
00:44:41,139 --> 00:44:42,349
‫موفق باشید.

969
00:44:43,517 --> 00:44:44,694
‫خب، پس جای همه ثابت شد.

970
00:44:44,718 --> 00:44:45,894
‫دیگه نمیشه تیم عوض کرد.

971
00:44:45,977 --> 00:44:47,813
‫اگه عقل‌هامون رو بذاریم روی هم،
‫از پسش برمیایم.

972
00:44:47,896 --> 00:44:49,397
‫پس ما به هر دو نیاز داریم...

973
00:44:49,481 --> 00:44:50,999
‫ما به یه کمون نیاز داریم،

974
00:44:51,023 --> 00:44:52,776
‫و یه راه واسه روشن کردن آتیش.

975
00:44:53,527 --> 00:44:55,695
‫- هرکی فردا ببازه، خب...
‫- حذفـه.

976
00:44:55,779 --> 00:44:58,740
‫- ممکنه یه تیم کامل رو حذف کنن.
‫- فکر کنم دارن حذفشون می‌کنن.

977
00:44:58,824 --> 00:44:59,950
‫این قضیه خیلی جدیـه.

978
00:45:00,575 --> 00:45:02,845
‫- اگه بهمون کمون بدن...
‫- این یه راه عالی واسه درست کردن آتیشـه.

979
00:45:02,869 --> 00:45:05,050
‫ولی اگه یکی سنگ چخماق داشته باشه
‫و ما نداشته باشیم،

980
00:45:05,074 --> 00:45:06,039
‫یه امتیاز کامل واسه‌شونـه.

981
00:45:06,623 --> 00:45:07,457
‫می‌دونم.

982
00:45:07,541 --> 00:45:10,544
‫تیم ما دیگه هیچ‌کدوم از
‫چیزهایی که نیاز داریم رو نداره.

983
00:45:11,127 --> 00:45:13,964
‫این رو که می‌دونیم چارلی
‫سنگ چخماق داره، ولی کمون نه.

984
00:45:14,047 --> 00:45:15,924
‫آلفا هم سنگ چخماق داره، هم کمون.

985
00:45:16,007 --> 00:45:16,883
‫آره.

986
00:45:16,967 --> 00:45:19,678
‫دلم نمی‌خواد هیچ‌کدوم از اعضای
‫تیم براوو رو حذف کنم،

987
00:45:19,761 --> 00:45:24,099
‫ولی از اون موقعیت‌هاییه که
‫آدم میگه لعنتی، ما به کمون نیاز داریم.

988
00:45:24,182 --> 00:45:25,321
‫اگه یه نفر رو حذف کنیم،

989
00:45:25,345 --> 00:45:27,394
‫اون‌وقت یه سنگ چخماق و یه کمون می‌گیریم...

990
00:45:27,477 --> 00:45:29,187
‫- یا یه کمون.
‫- یه سنگ چخماق یا یه کمون.

991
00:45:30,146 --> 00:45:33,149
‫اولین وسیله‌ای که فکر می‌کنم
‫بیشتر از همه بهش نیاز داریم،

992
00:45:33,233 --> 00:45:38,071
‫و ساختنش هم خیلی خیلی سخته...
‫کمونـه.

993
00:45:38,655 --> 00:45:41,908
‫فکر کنم مذاکره واسه گرفتن کمون
‫یکم واسمون سخت باشه.

994
00:45:41,992 --> 00:45:43,477
‫فکر کنم بعد از گرفتن همچین نامه‌ای،

995
00:45:43,501 --> 00:45:44,345
‫جوابشون منفی باشه.

996
00:45:44,369 --> 00:45:45,954
‫منم فکر می‌کنم جوابشون منفیـه.

997
00:45:46,037 --> 00:45:49,583
‫اگه قبول نکردن، منتظر می‌مونیم
‫تا یه فرصت گیر بیاریم و یکیش رو بدزدیم.

998
00:45:49,666 --> 00:45:50,667
‫یا دو تا.

999
00:45:54,588 --> 00:45:57,716
‫وای خدای من. وضعیتمون
‫از این بهتر نمی‌شد.

1000
00:45:57,799 --> 00:46:00,176
‫ما تنها تیمی هستیم که کمون داریم.

1001
00:46:00,719 --> 00:46:02,721
‫الان تنها تیمی هستیم که برتری داره.

1002
00:46:03,722 --> 00:46:05,837
‫پس اگه مجبور بشن واسه یه کالا منور بزنن،

1003
00:46:05,861 --> 00:46:07,976
‫دیگه نمی‌تونن به یه تیم دیگه ملحق بشن.

1004
00:46:08,059 --> 00:46:09,144
‫آره.

1005
00:46:09,227 --> 00:46:11,688
‫من رو واسه یه کمون سوت‌سوتی حذف می‌کردن.

1006
00:46:11,771 --> 00:46:14,816
‫- حرکت درستی زدی.
‫- آره، واقعاً زمان‌بندی هم عالی بود.

1007
00:46:14,900 --> 00:46:18,194
‫فکر کنم تیم براوو الان
‫تو گندترین وضعیت ممکنه.

1008
00:46:18,278 --> 00:46:20,572
‫نه کمون دارن،
‫نه دیگه سنگ چخماقی واسشون مونده.

1009
00:46:20,655 --> 00:46:22,616
‫وای، انگار واقعاً باید
‫با ما معامله می‌کردن.

1010
00:46:22,699 --> 00:46:24,951
‫- اوم.
‫- اوم. چقدر عجیب!

1011
00:46:25,035 --> 00:46:30,165
‫با اینکه خیلی خوشحالم که می‌دونم
‫الان توی بهترین موقعیت ممکن هستیم،

1012
00:46:30,248 --> 00:46:33,460
‫ولی یه حس اضطراب خیلی شدیدی هم دارم

1013
00:46:33,543 --> 00:46:37,547
‫چون می‌دونم بقیه‌ی تیم‌ها
‫همشون ما رو هدف گرفتن.

1014
00:46:38,131 --> 00:46:40,050
‫چارلی داره میاد سراغمون.

1015
00:46:40,133 --> 00:46:42,177
‫براوو هم همینطور.
‫امکان نداره نیان.

1016
00:46:42,260 --> 00:46:44,649
‫ممکنه با هم همدست بشن تا بیان سراغ ما.

1017
00:46:44,673 --> 00:46:46,556
‫ما هرچی لازم داریم رو داریم.

1018
00:46:46,640 --> 00:46:48,725
‫و نباید اجازه بدیم
‫کسی از ما جلو بزنه.

1019
00:46:48,808 --> 00:46:51,895
‫پس این کمپ رو قرنطینه می‌کنیم
‫و اصلاً پشتمون رو به کسی نمی‌کنیم.

1020
00:46:55,440 --> 00:46:57,484
‫می‌دونستم این کمون‌ها
‫یه روزی به درد می‌خورن.

1021
00:46:57,567 --> 00:46:58,626
‫می‌دونستیم. می‌گفتیم،

1022
00:46:58,650 --> 00:47:00,195
‫این واسه طولانی‌مدتـه. خیلی‌خب!

1023
00:47:00,278 --> 00:47:02,489
‫منم که کلاً پایه‌ی شکارم.

1024
00:47:05,492 --> 00:47:08,119
‫تو این مرحله،
‫ما... یه جورایی ناامید شدیم.

1025
00:47:08,662 --> 00:47:13,458
‫خیلی خیلی سخت میشه
‫اگه بخوایم هم آتیش و هم کمون رو

1026
00:47:13,541 --> 00:47:15,335
‫با روش‌های اولیه درست کنیم.

1027
00:47:15,418 --> 00:47:16,461
‫آره.

1028
00:47:16,544 --> 00:47:19,297
‫- فکر کنم باید یه کمون داشته باشیم.
‫- منم همین فکر رو می‌کنم.

1029
00:47:19,381 --> 00:47:22,300
‫پس الان باید با سارا حرف بزنیم؟

1030
00:47:23,969 --> 00:47:27,305
‫- اول بریم سراغ آلفا.
‫- ما... باید کمون رو از اونا بگیریم.

1031
00:47:27,389 --> 00:47:28,389
‫آره.

1032
00:47:28,431 --> 00:47:30,384
‫بعدش می‌تونیم با حذف کردن سارا،

1033
00:47:30,408 --> 00:47:31,685
‫سنگ چخماق رو بگیریم.

1034
00:47:31,768 --> 00:47:33,019
‫درسته.

1035
00:47:33,103 --> 00:47:35,188
‫فکر کنم تنها چاره‌مون دزدیدنشـه.

1036
00:47:35,271 --> 00:47:38,191
‫- آره.
‫- خب، بازی تازه کثیف شد.

1037
00:47:38,274 --> 00:47:41,319
‫به نظرم یه نفر باید حرف بزنه
‫و اون یکی برش داره.

1038
00:47:41,403 --> 00:47:43,238
‫- باشه.
‫- باید سریع باشیم.

1039
00:47:43,321 --> 00:47:45,949
‫- سعیمون رو می‌کنیم. آره.
‫- باشه. موفق باشین.

1040
00:47:49,577 --> 00:47:52,580
‫خیلی‌خب، نقشه اینه که
‫من میرم سمت ساحل.

1041
00:47:52,664 --> 00:47:54,541
‫- آره.
‫- تو هم از سمت علف‌زار برو.

1042
00:47:54,624 --> 00:47:55,500
‫باشه.

1043
00:47:55,583 --> 00:47:58,294
‫چه موضوع دراماتیکی رو پیش بکشم؟

1044
00:47:58,378 --> 00:48:00,584
‫نمی‌دونم، سعی کن یه جوری حرف بزنی که...

1045
00:48:00,608 --> 00:48:02,132
‫مثلاً ناامید به نظر برسی.

1046
00:48:02,215 --> 00:48:06,845
‫درسته. خودت که می‌دونی چیکار کنی
‫مخفیانه برو تو، برش دار و فقط فرار کن.

1047
00:48:06,928 --> 00:48:09,305
‫آره. وقتی حواسشون نیست، بزن تو گوشش.

1048
00:48:09,389 --> 00:48:13,059
‫می‌دونیم که آلفا عمراً کمون و تیرهاشون رو
‫با چیزی عوض نمی‌کنن.

1049
00:48:13,143 --> 00:48:18,815
‫پس الان وقتشـه که بریم تو
‫و سعی کنیم یه کمون از آلفا بلند کنیم.

1050
00:48:18,898 --> 00:48:20,650
‫- از پسش برمیای.
‫- باشه، تو هم همینطور.

1051
00:48:20,734 --> 00:48:22,193
‫- موفق باشی.
‫- از پسش برمیای.

1052
00:48:24,362 --> 00:48:26,990
‫یه قدم دیگه به خوردن یه هات‌داگ نزدیک شدیم.

1053
00:48:27,073 --> 00:48:28,074
‫آره!

1054
00:48:29,409 --> 00:48:31,369
‫- من عاشق هات‌داگم.
‫- تو عاشق هات‌داگی!

1055
00:48:38,918 --> 00:48:40,086
‫آلفا؟

1056
00:48:41,087 --> 00:48:42,881
‫نیکی یا مادی، اونجایین؟

1057
00:48:42,964 --> 00:48:44,841
‫اومدن واسه معامله.

1058
00:48:44,924 --> 00:48:46,217
‫بذار من... نه. همینجا بمون.

1059
00:48:46,301 --> 00:48:47,385
‫کس دیگه‌ای نیاد.

1060
00:48:47,969 --> 00:48:50,638
‫- آلفا!
‫- بله خانم، دارم میام.

1061
00:48:51,556 --> 00:48:52,891
‫خیلی عجیبه.

1062
00:48:55,894 --> 00:48:57,187
‫یو، یو.

1063
00:48:57,270 --> 00:48:59,147
‫- چه خبر؟
‫- خب، هر دومون یادداشت رو گرفتیم.

1064
00:48:59,230 --> 00:49:00,648
‫- آره.
‫- اوم...

1065
00:49:00,732 --> 00:49:04,861
‫اومدم اینجا ببینم راهی هست
‫که درباره‌ی گرفتن یه کمون با هم حرف بزنیم؟

1066
00:49:04,944 --> 00:49:06,955
‫اگه چیزی هست که از ما می‌خواین،

1067
00:49:06,979 --> 00:49:08,990
‫مثلاً توی شکار بهتون کمک کنیم...

1068
00:49:10,492 --> 00:49:12,065
‫جواب منفیـه و خودش هم این رو می‌دونه.

1069
00:49:12,089 --> 00:49:13,661
‫اونا چیزی ندارن که ما نیاز داشته باشیم.

1070
00:49:16,414 --> 00:49:18,958
‫چرا فقط یه نفر رو حذف نمی‌کنین
‫تا یه کمون بگیرین؟

1071
00:49:19,584 --> 00:49:22,378
‫چون واقعاً دلمون نمی‌خواد
‫کسی از تیممون رو پرتاب کنیم بیرون.

1072
00:49:22,462 --> 00:49:24,255
‫مورگان فکر می‌کنه من احمقم،

1073
00:49:24,339 --> 00:49:26,841
‫که خیلی خنده‌داره چون
‫عاشق اینم که بقیه دست‌کمم بگیرن.

1074
00:49:26,925 --> 00:49:29,677
‫بیچارگی از سر و روش می‌باره،

1075
00:49:29,761 --> 00:49:31,389
‫شاید باید همون دفعه‌ی اولی
‫که پیشنهاد دادیم،

1076
00:49:31,413 --> 00:49:32,514
‫ارزش کمون رو می‌فهمیدی.

1077
00:49:32,597 --> 00:49:34,891
‫وقتی پیشنهاد دادیم که با هم معامله کنیم.

1078
00:49:34,974 --> 00:49:36,860
‫من و ابی داشتیم درباره‌ی شکارمون
‫حرف می‌زدیم.

1079
00:49:36,884 --> 00:49:38,686
‫می‌تونیم دو تا شکار اولمون رو بدیم به شما

1080
00:49:38,770 --> 00:49:41,314
‫یا همه‌ی شکارها رو تقسیم کنیم، یعنی...

1081
00:49:43,858 --> 00:49:45,276
‫می‌فهمم چی میگی، واقعاً می‌فهمم.

1082
00:49:46,194 --> 00:49:49,989
‫ولی منم اون روزی رو یادمه که
‫ما اومدیم دم درتون التماس کردیم

1083
00:49:50,073 --> 00:49:51,618
‫و سنگ چخماق خواستیم،

1084
00:49:51,642 --> 00:49:53,409
‫و شما هر دفعه گفتین نه.

1085
00:49:53,993 --> 00:49:55,328
‫حالا شما درمانده شدین.

1086
00:49:55,411 --> 00:49:57,956
‫پس فکر نمی‌کنم جوابمون مثبت باشه.

1087
00:49:58,581 --> 00:50:01,334
‫ولی موضوعیـه که باید با
‫تیم در موردش حرف بزنم.

1088
00:50:01,417 --> 00:50:02,631
‫می‌تونی الان باهاشون حرف بزنی؟

1089
00:50:02,655 --> 00:50:03,711
‫می‌خوای من برم بعداً بیام؟

1090
00:50:03,795 --> 00:50:05,797
‫اگه می‌خوای منتظر بمونی،
‫من یه گپ سریع باهاشون می‌زنم.

1091
00:50:08,925 --> 00:50:13,805
‫یه جفت کفش دیدم که
‫خیلی دورتر از کمپشون زیر آفتاب افتاده بود.

1092
00:50:13,888 --> 00:50:16,266
‫حس می‌کنم باید همین‌جوری برم پایین.

1093
00:50:17,892 --> 00:50:20,103
‫خب... اون هنوز اون بیرونـه.

1094
00:50:22,397 --> 00:50:25,567
‫تصمیم گرفتم کفش‌ها رو بردارم و فرار کنم.

1095
00:50:26,568 --> 00:50:28,871
‫جدا از اینکه ابی کمون رو می‌گیره یا نه،

1096
00:50:28,895 --> 00:50:31,197
‫الان یه کارت برنده دستمه
‫که می‌تونم باهاش معامله کنم.

1097
00:50:32,073 --> 00:50:34,159
‫خلاصه اینکه، اون یه کمون می‌خواد.

1098
00:50:34,242 --> 00:50:35,869
‫جواب قطعاً منفیـه.

1099
00:50:36,744 --> 00:50:39,831
‫بهش میگم که این یه تصمیم تیمیـه
‫و فعلاً قصد معامله نداریم.

1100
00:50:39,914 --> 00:50:42,041
‫- آره. به نظرم عالیـه.
‫- عالیـه.

1101
00:50:43,751 --> 00:50:45,503
‫بچه‌ها، یکی اون پشتـه.

1102
00:50:45,587 --> 00:50:47,422
‫- کیـه؟
‫- سر جاتون بشینین.

1103
00:50:48,089 --> 00:50:49,841
‫اون پشت... هی!

1104
00:50:50,925 --> 00:50:52,051
‫یو، یو.

1105
00:50:53,261 --> 00:50:55,930
‫- لیا! لیا! همینجاست!
‫- پشت درخت!

1106
00:50:57,599 --> 00:50:59,142
‫خیلی وقته این بیرونیم...

1107
00:50:59,225 --> 00:51:01,936
‫تمام عمرمون داشتیم
‫خودمون رو واسه این لحظه آماده می‌کردیم.

1108
00:51:02,020 --> 00:51:03,009
‫دیگه خیلی غرق بازی شدیم.

1109
00:51:03,033 --> 00:51:05,064
‫باید هر کاری از دستمون برمیاد بکنیم
‫تا برنده بشیم.

1110
00:51:05,148 --> 00:51:07,609
‫مخفی‌کاری، حیله‌گری، دزدی.

1111
00:51:07,692 --> 00:51:09,694
‫عجب ماریـه تو آستین!

1112
00:51:09,777 --> 00:51:11,696
‫عجیبه که پول با آدم‌ها چیکار می‌کنه.

1113
00:51:12,989 --> 00:51:15,241
‫باید بزنیم به دل جنگل.

1114
00:51:15,325 --> 00:51:17,368
‫- بریم.
‫- ما حاضریم. وقتشـه.

1115
00:51:17,452 --> 00:51:19,037
‫- بیاین.
‫- آره!

1116
00:51:20,288 --> 00:51:22,624
‫به خودم گفته بودم
‫شرافتم رو زیر پا نذارم.

1117
00:51:22,707 --> 00:51:24,393
‫این کار تمام پل‌های پشت سر
‫رو خراب کرد.

1118
00:51:24,417 --> 00:51:26,461
‫ولی این رو هم به خودم گفته بودم
‫که قراره برنده بشم.

1119
00:51:26,544 --> 00:51:28,171
‫بچه‌ها، خیلی مشکوکـه.

1120
00:51:28,254 --> 00:51:30,340
‫طوفان در راهـه.

1121
00:51:30,423 --> 00:51:31,633
‫طوفان خود ماییم.

1122
00:51:31,716 --> 00:51:33,718
‫- بزن بریم!
‫- آره، رفیق!

1123
00:51:33,801 --> 00:51:35,553
‫این یکی قراره خیلی درد داشته باشه.

1124
00:51:35,637 --> 00:51:38,306
‫پسر!

1125
00:51:38,389 --> 00:51:40,099
‫در واقع فقط داره بهت یه شانس میده
‫که کار درست رو انجام بدی.

1126
00:51:40,183 --> 00:51:41,851
‫باید تصمیم‌های سختی گرفته بشه.

1127
00:51:41,935 --> 00:51:43,186
‫- داداش...
‫- این ممکنه آخر خط واسه براکستون باشه.

1128
00:51:43,269 --> 00:51:45,229
‫خیلی بده.

1129
00:51:45,271 --> 00:51:46,397
‫به زودی می‌فهمیم که
‫تصمیم درستی گرفتیم یا نه.

1130
00:51:46,481 --> 00:51:48,399
‫لعنتی.

1131
00:51:48,483 --> 00:51:50,151
‫- منور!
‫- وای خدای من.

1132
00:51:51,569 --> 00:51:53,446
‫از این کار پشیمون میشی

1133
00:51:54,000 --> 00:52:14,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
