1
00:00:04,500 --> 00:00:15,500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:16,016 --> 00:00:18,143
‫خوشحالم که دیدمتون، از آشنایی باهاتون خوشحالم

3
00:00:18,226 --> 00:00:20,437
‫فقط یه کم به چیزایی که اینجا گفتم فکر کنید

4
00:00:20,520 --> 00:00:21,646
‫-آره
‫-حتماً

5
00:00:21,730 --> 00:00:22,731
‫-آره
‫-آره

6
00:00:22,814 --> 00:00:25,525
‫اگه خواستید حرف بزنید می‌دونید کجا پیدام کنید
‫خوش بگذره

7
00:00:25,608 --> 00:00:26,860
‫-خوبه، می‌بینمت
‫-موفق باشی

8
00:00:26,943 --> 00:00:28,236
‫-مراقب خودتون باشید
‫-آره، خداحافظ

9
00:00:32,157 --> 00:00:34,409
‫فکر می‌کنم این یه اتفاق خیلی جالبه.

10
00:00:34,492 --> 00:00:36,369
‫آره، واقعاً باید اینو بگم.

11
00:00:36,453 --> 00:00:40,081
‫من لزوماً خیلی مشتاق نیستم که یه نفر دیگه به تیممون اضافه بشه

12
00:00:40,165 --> 00:00:41,916
‫ولی حس خوبی ازش گرفتم.

13
00:00:42,000 --> 00:00:43,418
‫خیلی آدم صمیمی و مهربونی به نظر می‌رسید.

14
00:00:43,501 --> 00:00:46,337
‫ضمن اینکه نمی‌خوام چارلی با داشتن قایق دست بالا رو داشته باشه.

15
00:00:46,421 --> 00:00:47,589
‫موافقم.

16
00:00:47,672 --> 00:00:50,884
‫پس سوال اینه که آیا به نفعمونه که قبولش کنیم؟

17
00:00:50,967 --> 00:00:52,635
‫ببینیم چی می‌تونه با خودش بیاره؟

18
00:00:52,719 --> 00:00:54,929
‫اگه بتونه اون قایق رو بیاره، صددرصد.

19
00:00:56,181 --> 00:00:59,309
‫ما اون‌قدرها هم درباره لیا نمی‌دونیم، پس نمی‌تونم با اطمینان بگم

20
00:00:59,392 --> 00:01:02,270
‫که واقعاً با سبک کار تیم ما جور درمیاد یا نه.

21
00:01:02,353 --> 00:01:06,357
‫ولی خیلی ترجیح میدم تیم ما قایق رو داشته باشه تا هر تیم دیگه‌ای.

22
00:01:06,941 --> 00:01:12,072
‫از نظر تاکتیکی و بازی کردن درست، واقعاً احمقانه نیست که ردش کنیم؟

23
00:01:12,155 --> 00:01:15,033
‫-یه جفت دست اضافه هم هست
‫-آره، من لیا رو دوست دارم

24
00:01:15,909 --> 00:01:18,244
‫خب... نمی‌دونم.

25
00:01:18,328 --> 00:01:21,664
‫حس درونیم میگه با آلفا یه چیز خوب داریم.

26
00:01:21,748 --> 00:01:23,041
‫خرابش نکنیم.

27
00:01:23,124 --> 00:01:27,462
‫بذار بقیه هر کاری می‌خوان بکنن، از این کشتی پیاده بشن و برن یه جای دیگه

28
00:01:27,545 --> 00:01:30,256
‫من این ایده رو دوست دارم که ساده نگهش داریم.

29
00:01:31,049 --> 00:01:35,220
‫و دوست دارم آخرش با چهار نفر تموم کنیم و اون یه میلیون دلار رو اینطوری تقسیم کنیم

30
00:01:38,556 --> 00:01:41,017
‫موضوع این نیست که با چند نفر برنده میشی.

31
00:01:41,101 --> 00:01:45,772
‫هیچ‌وقت نمی‌دونی بعدش چی پیش میاد.
‫شاید یکی از تیممون کم بیاره.

32
00:01:45,855 --> 00:01:47,315
‫ما به آدم‌های بیشتری برای کمک نیاز داریم.

33
00:01:48,942 --> 00:01:52,237
‫فکر می‌کنم تو این مرحله، تیم آلفا همون‌طوری که هست قویه

34
00:01:52,320 --> 00:01:57,617
‫پس ریسک اضافه کردن یه عضو جدید به ارزشش نمی‌ارزه.

35
00:01:57,700 --> 00:01:59,452
‫ما داریم تلاش می‌کنیم بیشترین پول ممکن رو به دست بیاریم.

36
00:02:00,411 --> 00:02:01,996
‫چرا تو این مرحله از بازی

37
00:02:02,080 --> 00:02:05,375
‫باید انتخاب کنیم یه نفر دیگه رو بیاریم، وقتی می‌تونیم این کارو نکنیم؟

38
00:02:05,458 --> 00:02:06,876
‫برای گرفتن یه قایق.

39
00:02:07,669 --> 00:02:12,632
‫فکر می‌کنم راستش... فکر می‌کنم کلید کار الان اینه که فقط ادامه بدیم.

40
00:02:13,258 --> 00:02:15,385
‫تیم آلفا، تا آخرش با هم.

41
00:02:15,468 --> 00:02:19,389
‫و آره... ما دیگه کسی رو تو این مرحله قبول نمی‌کنیم.

42
00:02:21,349 --> 00:02:22,350
‫اوم...

43
00:02:22,934 --> 00:02:24,060
‫باشه.

44
00:02:25,645 --> 00:02:29,023
‫نمی‌خوام اولین کسی باشم که باعث شکاف توی تیم میشه.

45
00:02:29,107 --> 00:02:31,484
‫اگه هیچ‌کس دیگه‌ای احساس خفگی نمی‌کنه و فقط من این حسو دارم

46
00:02:31,568 --> 00:02:34,821
‫نمی‌خوام یه مشکل بزرگ درست کنم و نمی‌خوام بینمون دعوا بیفته

47
00:02:34,904 --> 00:02:36,823
‫چون فکر نمی‌کنم این به نفع تیم باشه.

48
00:02:36,906 --> 00:02:39,826
‫ما یه هماهنگی خوب داریم
‫و لازم نیست اعتمادمون

49
00:02:39,909 --> 00:02:41,786
‫ به تیممون رو به هم بریزیم.

50
00:02:41,870 --> 00:02:45,540
‫یه جورایی دارم صبر می‌کنم تا رفتار بن رو بهتر بفهمم

51
00:02:45,623 --> 00:02:47,709
‫ما همون تیمی هستیم که از اول باهاش شروع کردیم

52
00:02:47,792 --> 00:02:50,253
‫و همون تیمیه که قصد داریم باهاش تموم کنیم.

53
00:02:50,336 --> 00:02:52,630
‫البته باید دید این وضعیت تا کی دوام میاره.

54
00:02:54,940 --> 00:02:56,940
‫16 تا بازیکن
‫کاهش به 13 تا بازیکن

55
00:02:56,964 --> 00:02:59,064
‫"بن"
‫" گروه آلفا"

56
00:02:59,088 --> 00:03:02,088
‫"دیو"
‫" گروه آلفا- اخراج شده"

57
00:03:02,112 --> 00:03:04,112
‫"هلی"
‫" گروه آلفا"

58
00:03:04,136 --> 00:03:06,136
‫"مدی"
‫" گروه آلفا"

59
00:03:06,160 --> 00:03:09,060
‫"نیکی"
‫" گروه آلفا"

60
00:03:09,084 --> 00:03:11,084
‫هر جوری که خودشون می‌خوان قانون میزارن

61
00:03:11,108 --> 00:03:13,108
‫"اَبی"
‫" گروه براوو"

62
00:03:13,132 --> 00:03:15,632
‫"مارشال"
‫" گروه براوو"

63
00:03:15,656 --> 00:03:18,056
‫"مری"
‫" گروه براوو"- اخراج شده

64
00:03:18,080 --> 00:03:20,480
‫"آخرین و سخت‌ترین بازیِ بقا"

65
00:03:20,504 --> 00:03:23,104
‫"مورگان"
‫" گروه براوو"

66
00:03:23,128 --> 00:03:25,128
‫"فرعون"
‫" گروه براوو"

67
00:03:25,152 --> 00:03:27,152
‫"شان"
‫" گروه براوو"- اخراج شده

68
00:03:28,076 --> 00:03:30,276
‫تنها یکی از تیم ها میتونن...

69
00:03:30,300 --> 00:03:32,300
‫"براکستون"
‫" گروه چارلی"

70
00:03:32,424 --> 00:03:35,224
‫"برت"
‫" گروه چارلی"

71
00:03:35,248 --> 00:03:37,548
‫"لیا"
‫" گروه چارلی"

72
00:03:37,772 --> 00:03:40,172
‫"سارا"
‫" گروه چارلی- اخراج شده"

73
00:03:40,296 --> 00:03:42,296
‫"وس"
‫" گروه چارلی"

74
00:03:42,820 --> 00:03:49,620
‫"زنده ماندن"
‫جنگل

75
00:03:53,040 --> 00:03:55,040
‫روز بیست و سوم

76
00:04:00,000 --> 00:04:03,500
‫گروه براوو- آتیش

77
00:04:03,701 --> 00:04:05,203
‫گرسنمه.

78
00:04:05,286 --> 00:04:07,163
‫می‌خوایم بریم یه چیزی برای خوردن پیدا کنیم.

79
00:04:07,247 --> 00:04:10,124
‫میریم اون صخره‌های اونجا رو بگردیم دنبال صدف، خرچنگ دریایی

80
00:04:10,208 --> 00:04:11,501
‫هرچی بتونیم پیدا کنیم... ماهی هم شاید.

81
00:04:11,584 --> 00:04:13,920
‫امیدوارم یه چیزی برای شماها هم بیاریم.

82
00:04:14,003 --> 00:04:16,589
‫-بریم انجامش بدیم
‫-آره، دمتون گرم بچه‌ها، موفق باشید

83
00:04:20,927 --> 00:04:22,011
‫صخره‌ها رو بگرد.

84
00:04:22,095 --> 00:04:24,138
‫اینجا دنبال صدف‌های کوچیک و این چیزا می‌گردیم.

85
00:04:25,098 --> 00:04:27,684
‫پنج تا آدمه که باید غذا بخورن، آب زیادی هم لازم دارن.

86
00:04:27,767 --> 00:04:29,435
‫خیلی وقت نشده غذای درست‌وحسابی بخوریم.

87
00:04:30,019 --> 00:04:31,145
‫نه، چیزی نیست.

88
00:04:31,771 --> 00:04:33,481
‫اشکال نداره، دوباره امتحان کن.

89
00:04:34,107 --> 00:04:36,401
‫من یه شکارچی با کمان از تگزاسم.

90
00:04:36,484 --> 00:04:39,654
‫من یه شکارچی با کمان از تگزاسم

91
00:04:39,737 --> 00:04:43,157
‫باید اون سنگو بلند کنیم.
‫آب داره خیلی سریع بالا میاد.

92
00:04:43,992 --> 00:04:46,995
‫من عادت ندارم یاد بگیرم چطور از ساحل غذا پیدا کنم.

93
00:04:48,037 --> 00:04:48,997
‫نه.

94
00:04:49,497 --> 00:04:50,748
‫بی‌خیال نشو.

95
00:04:51,249 --> 00:04:54,294
‫ولی اگه کمانم همراهم بود
‫مطمئن باش الان داشتیم غذا می‌خوردیم.

96
00:04:55,086 --> 00:04:57,463
‫برو نگاه کن، من همین‌جا رو می‌گردم.

97
00:04:57,547 --> 00:05:00,466
‫فقط می‌خوام ببینم با این ماسک جدید چیزی می‌بینم یا نه

98
00:05:01,050 --> 00:05:05,430
‫من با سه تا برادر بزرگ‌تر از خودم بزرگ شدم.
‫برای همین خیلی دوست دارم کنار فرعون باشم.

99
00:05:06,222 --> 00:05:08,224
‫یه چیزایی دارم ازش یاد میگیرم.

100
00:05:08,308 --> 00:05:09,809
‫اینو نگاه کنید.

101
00:05:09,892 --> 00:05:11,561
‫این رو توی تله‌های ماهیگیری پیدا کردم.

102
00:05:11,644 --> 00:05:13,438
‫وای، این چیه؟

103
00:05:13,521 --> 00:05:14,814
‫حلزون‌های بزرگ

104
00:05:14,897 --> 00:05:16,816
‫اون خیلی چیزا بلده، باهوشه.

105
00:05:16,899 --> 00:05:18,568
‫بهترین آدمی از جنس جنگل‌گردهاست که تا حالا کنارش بودم.

106
00:05:18,651 --> 00:05:21,612
‫آره! همینه که میگم

107
00:05:21,696 --> 00:05:23,573
‫اووو!

108
00:05:23,656 --> 00:05:26,159
‫-وای!
‫-ببین عزیزم!

109
00:05:26,242 --> 00:05:27,201
‫وای!

110
00:05:27,285 --> 00:05:29,620
‫خدای من، این اندازه یه همبرگره.

111
00:05:30,705 --> 00:05:33,416
‫دلیل اصلی اینکه من اینجام اینه که این پول رو برنده بشم.

112
00:05:34,250 --> 00:05:36,669
‫من یه زن دارم، سه تا بچه و دو تا سگ.

113
00:05:36,753 --> 00:05:40,798
‫ما فقط توی یه خونه دوخوابه با یه حموم زندگی می‌کنیم
‫خونه‌مون فقط حدود ۷۲ متره

114
00:05:40,882 --> 00:05:42,508
‫و واقعاً خیلی کوچیک و تنگه.

115
00:05:43,176 --> 00:05:45,011
‫داداش، اینا دیوونه‌کننده‌ان.

116
00:05:45,094 --> 00:05:47,013
‫-آره مرد
‫-بزرگه، خیلی زیاده

117
00:05:47,096 --> 00:05:49,807
‫همین موفقیت‌های کوچیکه که روحیه‌مون رو بالا نگه می‌داره.

118
00:05:49,891 --> 00:05:52,185
‫کلید رسیدن به جایزه یک میلیون دلاری همینه

119
00:05:52,268 --> 00:05:54,645
‫چون بخش روانی این بازی

120
00:05:54,729 --> 00:05:58,358
‫یه قدرت درونی عمیق و استقامت ذهنی زیادی می‌خواد.

121
00:05:58,441 --> 00:06:01,444
‫وقتی روحیه‌ات زیادی خراب بشه، دیگه تمومه

122
00:06:01,527 --> 00:06:03,279
‫این واقعاً یه موفقیت بود مرد.

123
00:06:03,363 --> 00:06:04,781
‫داداش، کارت عالی بود.

124
00:06:10,000 --> 00:06:17,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

125
00:06:22,090 --> 00:06:24,759
‫هلیکوپتری که نزدیک می‌شود از بالای صفحه بازی رد می‌شود.

126
00:06:24,842 --> 00:06:26,719
‫-هلیکوپتر
‫-وای خدا

127
00:06:29,013 --> 00:06:29,847
‫اوه لعنت

128
00:06:29,931 --> 00:06:32,183
‫-هلیکوپتره
‫-هالی، یه هلیکوپتره

129
00:06:32,266 --> 00:06:33,559
‫دارم میام. دارم میام.

130
00:06:34,143 --> 00:06:36,229
‫زود باشید بچه‌ها، سریع‌تر حرکت کنید.

131
00:06:36,312 --> 00:06:38,523
‫تا الان، تیم‌ها انتخاب‌ها و فرصت‌هایی داشتن

132
00:06:38,606 --> 00:06:40,274
‫که وسایلی به دست بیارن

133
00:06:40,358 --> 00:06:43,778
‫وسایلی که شاید توی جلو رفتن توی این آزمایش بقا کمکشون کنه و شاید هم نکنه.

134
00:06:44,987 --> 00:06:46,531
‫اونجاست.

135
00:06:46,614 --> 00:06:47,573
‫وای خدای من!

136
00:06:47,657 --> 00:06:50,410
‫-ولی این بار این بسته فرق داره...
‫-من می‌گیرمش

137
00:06:50,493 --> 00:06:51,828
‫...چون یه انتخاب بهشون میده

138
00:06:51,911 --> 00:06:54,288
‫که می‌تونه شرایط این بازی رو کاملاً تغییر بده

139
00:06:54,372 --> 00:06:55,373
‫-اینجا
‫-همونجاست

140
00:06:55,456 --> 00:06:58,501
‫و بسته به ریسکی که می‌کنن
‫روی استراتژی کلی بازی هم تأثیر زیادی می‌ذاره.

141
00:06:58,584 --> 00:06:59,460
‫گرفتمش.

142
00:07:00,920 --> 00:07:03,339
‫اوه، انگار فقط یه یادداشت نیست.
‫استرس گرفتم.

143
00:07:03,423 --> 00:07:04,882
‫بیاریمش کمپ و...

144
00:07:04,966 --> 00:07:06,676
‫-با هم بخونیمش
‫-ببینیم چی گیرمون اومده

145
00:07:08,052 --> 00:07:09,971
‫-بچه‌ها یه چتر دیگه گرفتیم
‫-اوه اوه

146
00:07:10,471 --> 00:07:12,473
‫-یه چتر گرفتی؟
‫-دوباره وقتشه

147
00:07:12,557 --> 00:07:14,642
‫خب بچه‌ها، فکر می‌کنید چیه؟

148
00:07:14,725 --> 00:07:16,352
‫باشه، اوه!

149
00:07:17,437 --> 00:07:18,563
‫اوه، لعنتی.

150
00:07:18,646 --> 00:07:19,564
‫یادداشته؟

151
00:07:19,647 --> 00:07:21,816
‫-یه یادداشت دیگه داریم
‫-اووو

152
00:07:22,442 --> 00:07:23,443
‫کلی طنابه.

153
00:07:23,526 --> 00:07:24,944
‫طناب و بند و بست هست.

154
00:07:25,027 --> 00:07:26,028
‫این چیه؟

155
00:07:26,112 --> 00:07:27,238
‫اره‌ ست.

156
00:07:27,321 --> 00:07:29,532
‫-اوه...
‫-خیلی به درد می‌خوره

157
00:07:30,741 --> 00:07:33,161
‫آره، این واقعاً...واقعاً خیلی کمکمون می‌کنه

158
00:07:33,744 --> 00:07:35,163
‫ببینیم یادداشت چی میگه.

159
00:07:35,246 --> 00:07:38,749
‫«از طرف صفحه بازی. تیم‌ها...»
‫«تیم‌ها...»

160
00:07:38,833 --> 00:07:42,336
‫«تیم‌ها، شرایط داره تغییر می‌کنه»

161
00:07:44,088 --> 00:07:47,425
‫«بسته بعدی بازی رو به شکل اساسی تغییر میده»

162
00:07:47,508 --> 00:07:51,137
‫«ممکنه تنها راه شما برای گرفتن این وسیله، یه وسیله آبی باشه»

163
00:07:51,637 --> 00:07:54,640
‫«سفید یعنی یه راه برای به دست آوردن یه وسیله»

164
00:07:54,724 --> 00:07:56,642
‫«قرمز یعنی یه راه برای حذف کردن»

165
00:07:58,227 --> 00:08:01,189
‫«چطور می‌خواید توی این بازی روی آب بمونید؟»

166
00:08:03,274 --> 00:08:04,484
‫هوم

167
00:08:06,944 --> 00:08:09,113
‫-با یه کلک
‫-وای!

168
00:08:09,197 --> 00:08:10,740
‫باید یه قایق بسازیم.

169
00:08:13,326 --> 00:08:15,536
‫شوخی می‌کنید؟

170
00:08:16,954 --> 00:08:19,207
‫لیا همین الان یه کایاک کامل پیشنهاد داده.

171
00:08:19,290 --> 00:08:22,418
‫و حالا این فرصت بقا به یه کلک نیاز داره.

172
00:08:23,127 --> 00:08:24,795
‫-هوم
‫-ما پارو داریم

173
00:08:26,839 --> 00:08:28,174
‫ما واقعاً یه پارو داریم.

174
00:08:29,258 --> 00:08:31,761
‫دخترهای کمپ آلفا قطعاً حاضر بودن

175
00:08:31,844 --> 00:08:34,055
‫که بررسی کنن لیا رو نگه داریم یا نه

176
00:08:34,138 --> 00:08:38,226
‫ولی به خاطر بن رد شد

177
00:08:38,309 --> 00:08:40,811
‫و حالا دیگه هیچ راهی نداریم که کایاک رو بگیریم

178
00:08:40,895 --> 00:08:43,314
‫چون معلومه چارلی داره ازش محافظت می‌کنه.

179
00:08:43,397 --> 00:08:45,399
‫ما یه فرصت خیلی بزرگ رو از دست دادیم.

180
00:08:45,483 --> 00:08:46,943
‫من از این درس گرفتم

181
00:08:47,026 --> 00:08:50,696
‫و اگه اون به عنوان یه جفت دست اضافه

182
00:08:50,780 --> 00:08:54,242
‫برای همه کارهایی که باید انجام بدیم، این‌قدر مفید نبود.

183
00:08:54,325 --> 00:08:56,369
‫فکر کنم رأی می‌دادیم که بندازیمش بیرون.
‫خیلی از این موضوع حرصم گرفته

184
00:08:56,452 --> 00:08:58,454
‫«سفید یعنی یه راه برای به دست آوردن یه وسیله»

185
00:08:58,538 --> 00:09:00,498
‫«قرمز یعنی یه راه برای حذف کردن»

186
00:09:00,581 --> 00:09:02,166
‫نمی‌دونم منظورشون از «حذف کردن» چیه.

187
00:09:02,250 --> 00:09:03,834
‫یه تیمه یا یه نفر؟

188
00:09:03,918 --> 00:09:05,795
‫-نمی‌دونم
‫-احتمالاً یه نفره

189
00:09:05,878 --> 00:09:08,631
‫واضحه که تنها وسیله‌ای که الان کم داریم، یه برزنته

190
00:09:08,714 --> 00:09:12,301
‫ولی ترجیح میدیم حذف کنیم یا یه برزنت بگیریم؟

191
00:09:13,010 --> 00:09:14,929
‫ما قطعاً به یه برزنت نیاز داریم.

192
00:09:15,012 --> 00:09:17,431
‫قطعاً باید خشک بمونیم

193
00:09:17,515 --> 00:09:20,184
‫و قطعاً باید پناهگاهمون رو ضدآب کنیم

194
00:09:20,268 --> 00:09:23,854
‫وگرنه راحت موندن و روشن نگه داشتن آتیش اصلاً ممکن نیست.

195
00:09:23,938 --> 00:09:25,356
‫ما دنبال قرمزیم.

196
00:09:25,439 --> 00:09:27,149
‫می‌خوایم حذف کنیم.

197
00:09:27,233 --> 00:09:29,485
‫-چارلی انتخاب می‌کنه بره سمت قرمز
‫-آره

198
00:09:29,569 --> 00:09:31,571
‫پس باید زودتر از اونا به قرمز برسیم.

199
00:09:31,654 --> 00:09:33,864
‫هدفمون اینه که اول به اون مرحله حذف برسیم

200
00:09:33,948 --> 00:09:35,992
‫چون فقط می‌خوایم چند نفر رو از اینجا خارج کنیم.

201
00:09:36,075 --> 00:09:37,493
‫می‌خوایم این بازی رو سریع تموم کنیم.

202
00:09:38,077 --> 00:09:41,581
‫ما از قبل می‌دونیم که چارلی از بسته قبلی یه قایق گرفته.

203
00:09:41,664 --> 00:09:44,709
‫بریم بگیریمش، ما روی آبیم.
‫من می‌برمتون جایی که باید بریم.

204
00:09:44,792 --> 00:09:46,794
‫ولی اونا پارویی که ما داریم رو ندارن.

205
00:09:46,877 --> 00:09:49,255
‫پس این یه برتری خیلی بزرگه.

206
00:09:49,338 --> 00:09:51,549
‫توی آخرین فرصت بقا

207
00:09:51,632 --> 00:09:53,676
‫تیم چارلی کایاک رو به دست آورد

208
00:09:53,759 --> 00:09:56,304
‫ولی تیم آلفا و براوو پاروها رو برداشتن

209
00:09:56,387 --> 00:09:58,264
‫آره، ما اول به قرمز می‌رسیم

210
00:09:58,347 --> 00:10:00,266
‫اول برس به قرمز، بگیرش
‫بعد برو سمت سفید.

211
00:10:00,349 --> 00:10:01,809
‫چرا هر دوتاشو نگیریم؟

212
00:10:01,892 --> 00:10:03,978
‫اگه بتونیم هم قرمز و هم سفید رو بگیریم

213
00:10:04,061 --> 00:10:06,731
‫قبل از اینکه آلفا یا براوو به هر کدومشون برسن

214
00:10:06,814 --> 00:10:08,274
‫اون‌وقت دست بالا رو داریم.

215
00:10:08,357 --> 00:10:10,026
‫-خیلی هیجان‌زده‌ام
‫-منم همینطور

216
00:10:10,109 --> 00:10:14,947
‫ما نمی‌تونیم بذاریم تیم چارلی حتی نزدیک هیچ‌کدوم از اون جایزه‌ها بشه

217
00:10:15,031 --> 00:10:17,575
‫چون ممکنه معنیش این باشه که یکی از ما حذف بشه

218
00:10:17,658 --> 00:10:18,909
‫و همچین چیزی قرار نیست اتفاق بیفته.

219
00:10:18,993 --> 00:10:20,661
‫باید شروع کنیم به ساختن.

220
00:10:20,745 --> 00:10:22,580
‫آره، بریم سراغش.

221
00:10:22,663 --> 00:10:24,790
‫تو داشتی انرژیت رو برای همین نگه می‌داشتی.

222
00:10:24,874 --> 00:10:26,917
‫-برای همین، بهت گفتم مرد
‫-رفیق، تو هم همینطور

223
00:10:27,001 --> 00:10:29,587
‫-اینور و اونور میپریدی
‫-میدونم انرژی داری

224
00:10:30,671 --> 00:10:33,549
‫من به تیم چارلی می‌گفتم که دارم انرژیم رو نگه می‌دارم

225
00:10:33,633 --> 00:10:34,675
‫برای اون اتفاق بزرگ

226
00:10:34,759 --> 00:10:35,885
‫و فکر کنم همون الان رسیده.

227
00:10:35,968 --> 00:10:38,387
‫همه خیلی هیجان‌زده‌ان
‫چون ما یه کایاک داریم

228
00:10:38,471 --> 00:10:41,182
‫و فکر می‌کنیم هیچ‌کدوم از تیم‌های دیگه

229
00:10:41,265 --> 00:10:43,517
‫چیزی که ما اینجا توی تیم چارلی داریم رو ندارن.

230
00:10:45,102 --> 00:10:48,731
‫من هیچ چیزی از آلفا نشنیدم که بخوان کایاک رو بیارن

231
00:10:49,315 --> 00:10:51,567
‫به نظر میاد هنوز فرصتی پیدا نکردن بیان

232
00:10:51,651 --> 00:10:53,402
‫و درباره اینکه من تیممو عوض کنم حرف بزنن.

233
00:10:53,486 --> 00:10:57,365
‫ولی حالا بچه‌ها واقعاً برای اون بسته یادداشت به کایاک نیاز دارن

234
00:10:57,448 --> 00:10:59,617
‫و نقشه من یه کم پیچیده شد.

235
00:11:00,534 --> 00:11:02,078
‫من قرار نیست این کایاک رو ول کنم.

236
00:11:02,161 --> 00:11:05,331
‫با همین می‌خوابم
‫با همین نگهبانی میدم

237
00:11:06,040 --> 00:11:09,794
‫توی این بازی برای برنده شدن و زنده موندن
‫به یه تیم نیاز داری

238
00:11:09,877 --> 00:11:13,506
‫پس باید صبور باشم
‫چون نمی‌دونی بعدش چی پیش میاد.

239
00:11:13,589 --> 00:11:17,009
‫فقط باید آماده باشی و مثل یه ماجراجویی بهش نگاه کنی

240
00:11:25,851 --> 00:11:27,978
‫تنها چیزی که از کایاک کم داریم

241
00:11:28,062 --> 00:11:29,855
‫پاروهاییه که توی بسته قبلی بودن.

242
00:11:29,939 --> 00:11:32,608
‫بذار ببینم، اینم دو تا میخ برای این یکی.

243
00:11:32,692 --> 00:11:35,736
‫تیم‌های دیگه پاروها رو دارن
‫و یه کم نگرانم می‌کنه

244
00:11:35,820 --> 00:11:38,447
‫ولی ما هیچ راهی نداشتیم که بدونیم توی جعبه‌ها چی هست.

245
00:11:39,240 --> 00:11:40,199
‫لعنتی.

246
00:11:41,033 --> 00:11:42,118
‫شکسته.

247
00:11:42,201 --> 00:11:44,161
‫چیزی نیست، میریم یکی درست می‌کنیم

248
00:11:44,245 --> 00:11:46,455
‫ولی باید مطمئن بشیم که سریع انجامش میدیم.

249
00:11:47,748 --> 00:11:49,959
‫باشه، الان دیگه برای دریا آماده‌ایم.

250
00:11:50,042 --> 00:11:52,837
‫آره، آماده‌ایم عزیزم.
‫باید مطمئن بشیم از بچه‌مون خوب مراقبت می‌کنیم.

251
00:11:52,920 --> 00:11:55,214
‫اسم کایاکمون رو چی بذاریم؟
‫باید براش اسم بذاریم

252
00:11:55,297 --> 00:11:57,174
‫چارلینا، آره.

253
00:11:57,258 --> 00:11:59,385
‫چارلینا
‫با چارلینا می‌زنیم به دل آب

254
00:11:59,468 --> 00:12:01,971
‫این دیگه بهترینِ بهترین‌هاست.

255
00:12:02,054 --> 00:12:03,472
‫بریم!

256
00:12:06,434 --> 00:12:07,810
‫ولی مسئله اینجاست.

257
00:12:07,893 --> 00:12:11,814
‫فکر می‌کنید واقعاً شانسی داریم که این مسابقه رو ببریم؟

258
00:12:12,398 --> 00:12:13,482
‫آره

259
00:12:14,442 --> 00:12:15,818
‫و اونا قایق دارن؟

260
00:12:16,861 --> 00:12:19,989
‫ولی فکر نمی‌کنم بتونید با یه قایق رقابت کنید.

261
00:12:20,823 --> 00:12:22,491
‫فکر نمی‌کنم هیچ‌کدوممون بتونیم.

262
00:12:23,909 --> 00:12:26,454
‫فقط دیگه باید دست بردارم از اینکه بشنوم نقشه‌ها قراره شکست بخورن

263
00:12:26,537 --> 00:12:28,664
‫چون ممکنه یه مشت حواله‌ اش کنم تو صورتش

264
00:12:29,373 --> 00:12:33,085
‫اون بویه رو می‌تونی برداری، بچسبونیش به سینه‌ات و فقط پا بزنی

265
00:12:33,169 --> 00:12:35,546
‫اگه خسته شدی، فقط بهش آویزون میشی.

266
00:12:35,629 --> 00:12:39,008
‫-می‌خوای این کارو بکنی؟
‫-یعنی ترجیح میدم هیچ کاری نکنم

267
00:12:39,717 --> 00:12:41,343
‫اون بوِیه دستشه، می‌تونه فقط پا بزنه

268
00:12:41,427 --> 00:12:43,345
‫-باشه
‫-پس بویه؟

269
00:12:43,929 --> 00:12:47,308
‫فکر می‌کنم هر دوتاش. اگه بتونیم بیشتر از یه نفر رو بفرستیم اونجا، باید این کارو بکنیم

270
00:12:47,391 --> 00:12:48,392
‫آره، موافقم.

271
00:12:49,643 --> 00:12:53,147
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که قرمز یعنی حذف شدن

272
00:12:53,230 --> 00:12:56,066
‫و سفید یعنی یه جور وسیله گیرمون میاد

273
00:12:56,150 --> 00:12:59,862
‫من به تصمیم‌گیری‌های بن اعتماد ندارم

274
00:12:59,945 --> 00:13:03,657
‫وقتی یه میلیون دلار وسطه
‫باختن می‌تونه ضربه بزرگی به ما بزنه

275
00:13:03,741 --> 00:13:06,660
‫نگرفتن کایاک بدترین تصمیم بود.

276
00:13:06,744 --> 00:13:08,370
‫واقعاً ناامیدکننده بود.

277
00:13:08,454 --> 00:13:12,333
‫خب بچه‌ها می‌دونید کی قراره این غول رو هدایت کنه؟

278
00:13:12,416 --> 00:13:14,668
‫اوم... فکر کنم خودم انجامش بدم.

279
00:13:15,211 --> 00:13:18,714
‫هالی، فکر کنم باید استراحت کنی.
‫تا الان کلی کالری مصرف کردی.

280
00:13:18,798 --> 00:13:20,925
‫مگه اینکه واقعاً بخوای انجامش بدی.
‫من جلوتو نمی‌گیرم.

281
00:13:21,008 --> 00:13:22,510
‫راستش خودم انجامش میدم.

282
00:13:23,385 --> 00:13:27,139
‫شاید بهترین شکارچی نباشم.
‫شاید بهترین کسی برای پیدا کردن غذا نباشم.

283
00:13:27,223 --> 00:13:30,935
‫ولی می‌دونم یه ورزشکارم
‫و می‌دونم از پسش برمیام.

284
00:13:31,018 --> 00:13:33,062
‫خب، بیاید یه تخته پارویی داغون درست کنیم.

285
00:13:33,145 --> 00:13:35,689
‫-هرجوری خواستید می‌تونید تغییرش بدید
‫-باشه

286
00:13:37,691 --> 00:13:40,319
‫رودیو و بزرگ شدن کنار اسب‌ها قطعاً آدم رو سرسخت می‌کنه.

287
00:13:40,402 --> 00:13:44,657
‫من همیشه دارم بدنم و قدرت ذهنیم رو به چالش میکشم.

288
00:13:44,740 --> 00:13:46,116
‫من دوست ندارم ببازم.

289
00:13:46,200 --> 00:13:47,618
‫رد شد؟

290
00:13:47,701 --> 00:13:48,577
‫ادامه بده.

291
00:13:49,078 --> 00:13:51,956
‫بیست سالمه
‫و توی این بازی من جوون‌ترین آدم هستم

292
00:13:52,039 --> 00:13:53,290
‫بقیه منو دست‌کم می‌گیرن.

293
00:13:53,874 --> 00:13:55,167
‫-آره
‫-همین شد

294
00:13:55,251 --> 00:13:58,379
‫این یه فرصت عالیه که دوباره به همه اطرافم ثابت کنم

295
00:13:58,462 --> 00:14:00,422
‫که من یه آدم خفنم.

296
00:14:01,507 --> 00:14:02,341
‫ووهو

297
00:14:05,344 --> 00:14:07,513
‫-خیلی سفت و محکمه
‫-میدونم

298
00:14:09,098 --> 00:14:12,643
‫من خیلی از اون آدمام که دوست دارم جاهای خالی رو پر کنم.

299
00:14:12,726 --> 00:14:15,646
‫این کاریه که دارم انجام میدم
‫این چیزیه که تمرکزم روشه

300
00:14:15,729 --> 00:14:17,189
‫و انجامش میدم.

301
00:14:18,858 --> 00:14:19,984
‫من تسلیم نمیشم.

302
00:14:20,568 --> 00:14:22,069
‫جنگیدن توی خونمه.

303
00:14:22,903 --> 00:14:26,115
‫من اینجام که بجنگم و برنده بشم
‫و با یه میلیون دلار برگردم خونه

304
00:14:27,825 --> 00:14:30,786
‫من به این پول نیاز دارم چون من...

305
00:14:31,662 --> 00:14:33,539
‫توی یه رابطه خیلی آزاردهنده بودم

306
00:14:33,622 --> 00:14:36,417
‫و یکی از بخش‌های اون رابطه سوءاستفاده مالی بود

307
00:14:38,669 --> 00:14:41,964
‫تقریباً تمام پس‌اندازم از بین رفت

308
00:14:42,047 --> 00:14:43,465
‫و وقتی از اون رابطه بیرون اومدم

309
00:14:43,549 --> 00:14:47,386
‫حس می‌کردم باید کاملاً از صفر شروع کنم

310
00:14:47,469 --> 00:14:49,638
‫مثل یه آدم بزرگسال که هیچی نداره

311
00:14:51,056 --> 00:14:52,600
‫این واقعاً محکم به نظر میاد

312
00:14:53,142 --> 00:14:56,437
‫شروع دوباره هزینه داره.

313
00:14:56,520 --> 00:15:01,400
‫بردن این بازی حس می‌کنه آخرین تکه پازله

314
00:15:02,401 --> 00:15:05,571
‫برای اینکه چیزی که ازم گرفته شده رو دوباره درست کنم.

315
00:15:06,739 --> 00:15:07,907
‫این یه کلک خوبه.

316
00:15:08,574 --> 00:15:10,117
‫فکر کنم شناور بمونه.

317
00:15:10,200 --> 00:15:11,285
‫خیلی خوب به نظر میاد.

318
00:15:11,368 --> 00:15:12,494
‫دوستش دارم.

319
00:15:18,918 --> 00:15:21,170
‫-فرعون، نظرت درباره این چیه؟
‫-عالیه

320
00:15:21,253 --> 00:15:22,630
‫-آره
‫-خب، بریم

321
00:15:22,713 --> 00:15:24,798
‫زود باشید، سریع جمعش کنیم.

322
00:15:24,882 --> 00:15:26,967
‫برای این خیلی هیجان دارم. یه تغییر بزرگ می‌خوام

323
00:15:27,051 --> 00:15:30,262
‫چون به نظر میاد الان هیچ‌کس مشعلش رو روشن نمی‌کنه

324
00:15:30,930 --> 00:15:32,890
‫باشه، اینا رو گرفتم.

325
00:15:32,973 --> 00:15:36,226
‫ما یه تکون کوچیک لازم داریم
‫یه اتفاقی که روند بازی رو تغییر بده

326
00:15:36,310 --> 00:15:38,312
‫تا بتونیم آدم‌های بیشتری رو به روشن کردن مشعل‌ها وادار کنیم.

327
00:15:38,395 --> 00:15:41,148
‫این الان خودش شبیه یه کلکه.

328
00:15:41,231 --> 00:15:44,360
‫باید چیزی بسازیم که بتونه روی آب بمونه

329
00:15:44,443 --> 00:15:48,489
‫و چیزی که بتونه ما رو برسونه
‫به هر چیزی که قراره سر راهمون قرار بدن.

330
00:15:49,073 --> 00:15:50,950
‫می‌خوام ببینم تو ذهنت چی ساختی.

331
00:15:51,033 --> 00:15:52,701
‫خب، چیزی که من بهش فکر کردم اینه.

332
00:15:52,785 --> 00:15:55,079
‫کلک ماهیگیرهای فیلیپینی

333
00:15:55,162 --> 00:15:58,165
‫از تکه‌های بامبو تشکیل شده که از اینجا تا اونجا کنار هم قرار می‌گیرن

334
00:15:58,248 --> 00:16:01,502
‫و بعد چند تا تکه بامبو هم روی اون‌ها گذاشته میشه، روی هم چیده میشن.

335
00:16:01,585 --> 00:16:05,214
‫بعد از اون، اینجا دو تا تکه در انتها داریم

336
00:16:05,798 --> 00:16:08,425
‫ایده‌ای که من بهش رسیدم اینه که

337
00:16:08,509 --> 00:16:12,262
‫یه کلک ماهیگیر فیلیپینی درست کنیم.

338
00:16:12,346 --> 00:16:15,224
‫-خب، می‌خوای شروع کنم ببُرمشون؟
‫-آره

339
00:16:15,307 --> 00:16:18,978
‫من دیدم این قایق‌ها توی فیلیپین فوق‌العاده کار می‌کنن.

340
00:16:19,603 --> 00:16:23,023
‫-بفرما
‫-هی، عالیه، خوبه، کامله

341
00:16:23,732 --> 00:16:26,777
‫فکر می‌کنم این بهترین راه
‫برای رد شدن از موج‌های ساحله

342
00:16:26,860 --> 00:16:28,862
‫تا تعادلمون رو حفظ کنیم

343
00:16:42,501 --> 00:16:44,712
‫-بفرما
‫-آره، داره خوب پیش میره

344
00:16:44,795 --> 00:16:46,005
‫-امیدوارم جواب بده
‫-آره

345
00:16:46,088 --> 00:16:49,091
‫-کار خوبی کردیم، قشنگ شده
‫-و یه دعا هم لازمه، ولی واقعاً قشنگ شده

346
00:16:49,925 --> 00:16:53,220
‫فکر می‌کنم کلک ما شانس اینو داره که جلوی قایق چارلی دوام بیاره.

347
00:16:53,303 --> 00:16:56,515
‫ما همچنین پاروهایی داریم که از بسته قبلی به دست آوردیم.

348
00:16:56,598 --> 00:17:00,060
‫چارلی احتمالاً فقط از چند تا پاروی چوبی استفاده می‌کنه

349
00:17:00,144 --> 00:17:01,895
‫که خودشون سرهمش می‌کنن.

350
00:17:02,688 --> 00:17:03,772
‫پس فشار روی ماست.

351
00:17:03,856 --> 00:17:07,067
‫باید قبل از چارلی به محل حذف برسیم.

352
00:17:07,151 --> 00:17:08,235
‫اصل ماجرا همینه.

353
00:17:08,318 --> 00:17:11,113
‫-آره، و می‌دونی، فکر می‌کنم می‌تونیم
‫-آره

354
00:17:11,196 --> 00:17:13,741
‫نمی‌خوام دست‌کم‌شون بگیرم.
‫اونا واقعاً یه قایق دارن.

355
00:17:13,824 --> 00:17:15,951
‫-درسته
‫-ولی ما برای این خیلی زحمت کشیدیم

356
00:17:16,035 --> 00:17:17,453
‫-و من بهش افتخار می‌کنم
‫-آره

357
00:17:17,536 --> 00:17:20,873
‫-و هیچ پشیمونی‌ای ندارم، می‌دونی؟
‫-و شناور هم هست، آره

358
00:17:20,956 --> 00:17:22,124
‫هیچ پشیمونی‌ای ندارم.

359
00:17:30,180 --> 00:17:33,380
‫"روز بیست و پنجم"

360
00:17:37,000 --> 00:17:44,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

361
00:17:47,900 --> 00:17:49,151
‫اون هلیکوپتره؟

362
00:17:49,234 --> 00:17:50,402
‫آره.

363
00:17:51,653 --> 00:17:52,654
‫داره پایین میاد.

364
00:17:56,075 --> 00:17:57,910
‫-بیا کفش‌هاتو بپوش
‫-باشه

365
00:17:58,494 --> 00:18:00,120
‫-چی لازم داری؟
‫-طناب

366
00:18:00,204 --> 00:18:01,997
‫-پاروها رو بردار
‫-گرفتم

367
00:18:04,166 --> 00:18:07,961
‫یک و نیم کیلومتر دورتر از ساحل
‫دو تا بویه دارن انداخته میشن...

368
00:18:10,214 --> 00:18:12,841
‫با فاصله مساوی از خشکی و از همدیگه.

369
00:18:12,925 --> 00:18:16,929
‫چیزی که تیم‌ها نمی‌دونن اینه که بویه قرمز
‫بسته حذف رو حمل می‌کنه

370
00:18:17,012 --> 00:18:18,889
‫قدرتی که می‌تونه یکی از رقیب‌ها رو از بازی خارج کنه.

371
00:18:18,972 --> 00:18:23,268
‫تیمی که اون رو به دست بیاره
‫می‌تونه یکی از بازیکنان یه کمپ دیگه رو حذف کنه.

372
00:18:23,352 --> 00:18:26,396
‫اگه اون بازیکن نتونه ظرف ۲۴ ساعت تیم جدیدی پیدا کنه

373
00:18:26,480 --> 00:18:28,148
‫مجبور میشه مشعلش رو روشن کنه.

374
00:18:28,232 --> 00:18:29,274
‫بریم انجامش بدیم.

375
00:18:29,358 --> 00:18:31,777
‫بویه سفید یه بسته تجهیزات داره

376
00:18:31,860 --> 00:18:33,529
‫یه فرصت برای ضربه زدن به یه کمپ دیگه

377
00:18:33,612 --> 00:18:37,241
‫با گرفتن مهم‌ترین وسیله بقایی که از اول بازی داشتن.

378
00:18:37,908 --> 00:18:39,535
‫-یک، دو، سه
‫-سه

379
00:18:40,661 --> 00:18:41,787
‫بریم.

380
00:18:41,870 --> 00:18:43,580
‫این سخت میشه.

381
00:18:43,664 --> 00:18:47,042
‫بویه‌های قرمز و سفید

382
00:18:47,126 --> 00:18:48,460
‫خیلی دورتر از مسابقه شنا هستن.

383
00:18:50,045 --> 00:18:52,339
‫ولی من به کلک براوو خیلی اعتماد دارم

384
00:18:52,422 --> 00:18:53,507
‫شماها از پسش برمیاید.

385
00:18:53,590 --> 00:18:56,510
‫یادتون باشه از بینی نفس بکشید و از دهان بیرون بدید

386
00:18:57,886 --> 00:19:00,430
‫-باشه، بریم
‫-این خیلی کار می‌بره

387
00:19:00,514 --> 00:19:02,641
‫-آره
‫-و کلی کالری مصرف می‌کنه

388
00:19:02,724 --> 00:19:06,019
‫ما باید وقتی فرصت داشتیم کایاک رو از چارلی می‌گرفتیم

389
00:19:06,103 --> 00:19:08,188
‫ولی من خیلی برای این کلک زحمت کشیدم...

390
00:19:08,272 --> 00:19:09,273
‫مواظب سنگ‌ها باشید.

391
00:19:09,356 --> 00:19:11,150
‫...و می‌دونم هالی از پسش برمیاد.

392
00:19:12,234 --> 00:19:17,156
‫ولی اگه کلک شناور نشه
‫من یه بویه دارم و اون میشه قایق من.

393
00:19:17,239 --> 00:19:18,866
‫-بریم
‫-بزن بریم

394
00:19:18,949 --> 00:19:20,284
‫هیجان دارم.

395
00:19:21,493 --> 00:19:25,205
‫تنها چیزی که الان تو ذهنمه
‫له کردن رقیبه

396
00:19:25,914 --> 00:19:27,249
‫بریم!

397
00:19:34,506 --> 00:19:35,924
‫باشه، بریم.

398
00:19:36,008 --> 00:19:40,804
‫من قهرمان کشتی با تمساحم.
‫وقتی مسابقه میدم، برای باختن مسابقه نمیدم

399
00:19:40,888 --> 00:19:43,015
‫یکم از سمت چپ شروع می‌کنیم
‫و کم‌کم میریم اون طرف

400
00:19:43,098 --> 00:19:46,226
‫حسش مثل مرگ و زندگیه
‫پس باید برنده ازش بیرون بیایم.

401
00:19:47,436 --> 00:19:49,104
‫وای.

402
00:19:51,148 --> 00:19:52,357
‫بریم.

403
00:19:52,441 --> 00:19:54,985
‫توی این مسابقه
‫واقعاً چیزهای زیادی در خطره

404
00:19:57,487 --> 00:20:00,574
‫اگه به سفید برسیم
‫یه فرصت برای گرفتن تجهیزات داریم.

405
00:20:00,657 --> 00:20:03,452
‫و اگه به قرمز برسیم
‫یه شانس برای حذف کردن داریم.

406
00:20:03,535 --> 00:20:06,246
‫اگه توانایی گرفتن هر دوتاش رو داری
‫باید همین کارو بکنی.

407
00:20:07,539 --> 00:20:11,335
‫دو، سه، چهار

408
00:20:11,418 --> 00:20:12,419
‫عوض کنیم

409
00:20:13,045 --> 00:20:17,216
‫تیم‌های چارلی و براوو دارن به سمت بسته حذف قرمز میرن.

410
00:20:17,299 --> 00:20:21,220
‫آلفا مسیر متفاوتی رو انتخاب کرده و داره به سمت بسته تجهیزات سفید میره

411
00:20:21,303 --> 00:20:23,472
‫چون هنوز توی مسیرشون رقیبی ندارن

412
00:20:23,555 --> 00:20:25,891
‫یه فرصت عالی برای به دست آوردن یه برتری زودهنگام دارن.

413
00:20:33,065 --> 00:20:34,900
‫دارم فقط زیر ضربه موج‌ها له میشم.

414
00:20:37,569 --> 00:20:40,739
‫دارم اطرافمو نگاه می‌کنم و بن رو نمی‌بینم.

415
00:20:47,454 --> 00:20:49,581
‫بن فقط منتظره.

416
00:20:50,123 --> 00:20:52,751
‫الان چارلی یه برتری خیلی بزرگ داره

417
00:20:52,834 --> 00:20:54,920
‫چون اونا قایق دارن

418
00:20:56,713 --> 00:20:59,841
‫و بقیه ما
‫داشتیم قایق‌های بامبو می‌ساختیم.

419
00:20:59,925 --> 00:21:01,510
‫هی!

420
00:21:01,593 --> 00:21:04,888
‫که تقریباً... آدمو ناامید می‌کنه

421
00:21:04,972 --> 00:21:07,641
‫از اینکه بخوای تلاش کنی رقابت کنی و این همه کالری بسوزونی.

422
00:21:07,724 --> 00:21:09,268
‫وای.

423
00:21:10,102 --> 00:21:14,022
‫فکر کنم باید بیشتر وقت می‌ذاشتم
‫و به گزینه‌هایی مثل

424
00:21:14,106 --> 00:21:15,983
‫ گرفتن قایق تیم چارلی فکر می‌کردم

425
00:21:16,858 --> 00:21:17,901
‫دیگه کاریش نمیشه کرد

426
00:21:18,735 --> 00:21:21,029
‫ولی در هر صورت
‫از شنا کردن لذت می‌برم.

427
00:21:22,864 --> 00:21:24,825
‫این دیگه افتضاحه!

428
00:21:25,325 --> 00:21:28,996
‫خیلی اعصاب‌خردکنه
‫ولی من حاضر نیستم تسلیم بشم.

429
00:21:31,623 --> 00:21:33,292
‫ادامه بده، ادامه بده.

430
00:21:33,375 --> 00:21:35,377
‫بزن بریم براوو!

431
00:21:36,837 --> 00:21:40,632
‫جریان آب خیلی خیلی قویه
‫و تمام مدت داره ما رو به عقب هل میده.

432
00:21:40,716 --> 00:21:42,592
‫داریم جلو میریم

433
00:21:42,676 --> 00:21:44,845
‫ولی نه با سرعتی که امیدوار بودیم.

434
00:21:44,928 --> 00:21:48,140
‫پاروزن! عمیق! بلند! قوی!

435
00:21:48,724 --> 00:21:52,644
‫و حالا چارلی درست جلوی ماست
‫به سمت بسته قرمز.

436
00:21:53,145 --> 00:21:54,604
‫الان دیگه با ریتم افتادیم، ووهو!

437
00:21:55,731 --> 00:21:58,525
‫آماده‌سازی درست
‫جلوی عملکرد افتضاح رو میگیره.

438
00:21:58,608 --> 00:21:59,568
‫این همون قانون شش تا پی هست.

439
00:22:00,485 --> 00:22:03,447
‫پاروها خیلی بهتر از چیزی که انتظار داشتیم کار می‌کنن.

440
00:22:03,530 --> 00:22:04,614
‫ریتم رو گرفتیم.

441
00:22:04,698 --> 00:22:08,201
‫یک، دو، سه.

442
00:22:08,285 --> 00:22:10,203
‫دارم می‌بینم خط پایان داره نزدیک‌تر میشه.

443
00:22:11,079 --> 00:22:14,207
‫بزن بریم بچه‌ها!
‫این رو برای چارلی بیارید خونه!

444
00:22:14,291 --> 00:22:15,292
‫لعنتی.

445
00:22:17,961 --> 00:22:19,880
‫خیلی داره واضح میشه

446
00:22:19,963 --> 00:22:24,259
‫که چارلی قبل از ما
‫به بسته قرمز میرسه

447
00:22:26,428 --> 00:22:28,013
‫پاروزن، پاروزن.

448
00:22:28,096 --> 00:22:29,139
‫برگرد.

449
00:22:30,515 --> 00:22:32,476
‫ما رسماً بدجوری گیر افتادیم.

450
00:22:32,559 --> 00:22:33,977
‫دارن نابودمون می‌کنن.

451
00:22:34,853 --> 00:22:36,980
‫ما جعبه حذف رو گرفتیم.

452
00:22:37,064 --> 00:22:38,899
‫باشه، بریم سراغ بعدی.

453
00:22:39,983 --> 00:22:42,736
‫هیچ شکی نبود
‫که ما دنبال بسته دوم هم میریم.

454
00:22:43,320 --> 00:22:44,905
‫کلی وقت داریم.

455
00:22:44,988 --> 00:22:47,032
‫از اول تو ذهنمون همین بود

456
00:22:47,115 --> 00:22:49,451
‫حتی با اینکه دست‌هامون از خستگی بی‌حس شده بود.

457
00:22:49,534 --> 00:22:53,830
‫...دو، سه، چهار
‫ادامه بده

458
00:22:55,207 --> 00:22:57,709
‫لعنتی، این خیلی بده.

459
00:22:57,793 --> 00:22:59,795
‫لعنتی، دارن ما رو شکست میدن.

460
00:23:00,796 --> 00:23:02,172
‫-بریم
‫-آره لعنتی

461
00:23:02,964 --> 00:23:04,007
‫این خوب نیست.

462
00:23:04,633 --> 00:23:06,009
‫من گیر چارلی می‌افتم.

463
00:23:06,593 --> 00:23:09,096
‫اونا لیاقت بردن هیچ چیزی رو ندارن.

464
00:23:12,849 --> 00:23:15,018
‫هالی واقعاً داره عالی کار می‌کنه.

465
00:23:15,102 --> 00:23:17,145
‫ما می‌تونیم انجامش بدیم. از پسش برمیایم

466
00:23:18,105 --> 00:23:20,649
‫وقتی مستقیم به سمت بادکنک سفید میریم

467
00:23:20,732 --> 00:23:23,068
‫می‌بینیم که تیم آلفا واقعاً

468
00:23:23,151 --> 00:23:25,612
‫دورتر از چیزیه که انتظار داشتیم.

469
00:23:25,695 --> 00:23:28,115
‫پس فهمیدیم باید زودتر از اینا خودمونو برسونیم.

470
00:23:29,533 --> 00:23:31,118
‫بزن بریم!

471
00:23:41,461 --> 00:23:43,380
‫من از این متنفرم!

472
00:23:43,964 --> 00:23:46,258
‫بویه سفید رو می‌بینم.
‫تقریباً رسیدم.

473
00:23:46,341 --> 00:23:47,634
‫دارم پیشرفت می‌کنم.

474
00:23:49,052 --> 00:23:50,387
‫بریم!

475
00:23:50,971 --> 00:23:52,347
‫تقریباً رسیدیم.

476
00:23:52,431 --> 00:23:53,432
‫بزن بریم بچه‌ها!

477
00:23:55,016 --> 00:23:57,561
‫و توی ذهنم میگم:
‫«من تسلیم نمیشم، تسلیم نمیشم»

478
00:24:00,147 --> 00:24:01,273
‫بیا.

479
00:24:01,356 --> 00:24:02,482
‫ادامه بده.

480
00:24:07,737 --> 00:24:09,156
‫ولی آخر روز

481
00:24:09,239 --> 00:24:13,076
‫این بامبو های دست‌ساز
‫اصلاً حریف یه کایاک نمیشن.

482
00:24:14,453 --> 00:24:16,371
‫ادامه بده، محکم‌تر، محکم‌تر.

483
00:24:17,247 --> 00:24:18,540
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی.

484
00:24:18,623 --> 00:24:19,749
‫همینه.

485
00:24:23,545 --> 00:24:24,463
‫لعنتی.

486
00:24:25,714 --> 00:24:28,133
‫آره! باشه، برگردیم خونه.

487
00:24:28,216 --> 00:24:31,803
‫چارلی تونست هر دو بویه رو به دست بیاره.

488
00:24:31,887 --> 00:24:33,388
‫تیم چارلی، عزیزم!

489
00:24:33,472 --> 00:24:35,474
‫-کل بازی
‫-نه یکی! دوتا!

490
00:24:35,557 --> 00:24:37,601
‫آره!

491
00:24:37,684 --> 00:24:40,854
‫اگه امروز جای آلفا یا براوو بودم، امشب اصلاً خوابم نمی‌برد.

492
00:24:41,438 --> 00:24:42,481
‫ووهو!

493
00:24:43,940 --> 00:24:45,025
‫ازشون متنفرم.

494
00:24:51,031 --> 00:24:52,574
‫اوه، بچه‌ها، تلاش خوبی بود.

495
00:24:54,075 --> 00:24:57,996
‫اعصاب‌خردکنه چون واقعاً نمی‌تونیم حرکت دیگه‌ای بزنیم

496
00:24:58,079 --> 00:25:00,457
‫تا وقتی نفهمیم چارلی قراره چه کار کنه.

497
00:25:01,666 --> 00:25:03,001
‫-آره!
‫-ووهو!

498
00:25:03,835 --> 00:25:05,462
‫با چارلی درنیفتید.

499
00:25:05,545 --> 00:25:09,549
‫حالا چی قراره بشه
‫و چطور روی تیم ما تأثیر می‌ذاره؟

500
00:25:10,634 --> 00:25:13,303
‫مامانم خیلی چیزا بهم یاد داده
‫ولی عوضی بودن یکی از اون چیزا نبوده!

501
00:25:13,386 --> 00:25:14,679
‫ووهو!

502
00:25:15,805 --> 00:25:16,932
‫این هیجان‌انگیزه.

503
00:25:18,642 --> 00:25:20,769
‫عالیه!

504
00:25:20,852 --> 00:25:22,562
‫اوه اوه!

505
00:25:22,646 --> 00:25:24,397
‫اوه اوه.

506
00:25:25,607 --> 00:25:26,775
‫-آره لعنتی
‫-انجامش دادیم!

507
00:25:26,858 --> 00:25:28,276
‫-کارتون عالی بود
‫-بزن بریم!

508
00:25:29,027 --> 00:25:33,573
‫گرفتن هر دو بادکنک قرمز و سفید
‫یعنی ما تیمی هستیم که باید شکستش بدن.

509
00:25:33,657 --> 00:25:36,576
‫و توی این مرحله فکر می‌کنم همه توی صفحه بازی فهمیدن

510
00:25:36,660 --> 00:25:38,161
‫که تیم چارلی قوی‌ترین تیمه.

511
00:25:38,245 --> 00:25:40,580
‫-آره لعنتی
‫-وقتشه ببینیم اینا یعنی چی

512
00:25:40,664 --> 00:25:42,707
‫کدومو می‌خواید اول باز کنیم؟

513
00:25:42,791 --> 00:25:43,792
‫انرژی بالاست.

514
00:25:43,875 --> 00:25:47,295
‫همه‌مون خیلی هیجان‌زده‌ایم.
‫همه منتظرن ببینن چی میشه.

515
00:25:47,379 --> 00:25:49,839
‫-حس می‌کنم اول اینو باز کنیم
‫-آره

516
00:25:49,923 --> 00:25:52,342
‫خب، فکر می‌کنید توش چیه؟ یه یادداشت.

517
00:25:52,425 --> 00:25:54,344
‫-چی نوشته؟
‫-کدومه؟

518
00:25:54,427 --> 00:25:56,846
‫«حذف تجهیزات»

519
00:25:56,930 --> 00:26:01,393
‫«شما این توانایی رو دارید که تمام تجهیزات یک کمپ رو حذف کنید»

520
00:26:01,476 --> 00:26:02,352
‫«انتخاب کنید»

521
00:26:02,435 --> 00:26:04,938
‫«شکار = کمان و تیر»

522
00:26:05,021 --> 00:26:07,190
‫«آتش = میله‌های آتش‌زنه»

523
00:26:07,274 --> 00:26:09,609
‫«سرپناه...»
‫این یکی دیگه مهم نیست، لازم نیست نگرانش باشیم

524
00:26:10,318 --> 00:26:13,572
‫«این یادداشت رو به هر تیمی در صفحه بازی تحویل دهید»

525
00:26:13,655 --> 00:26:16,575
‫«اونا باید تمام تجهیزات را تحویل دهند»

526
00:26:16,658 --> 00:26:20,120
‫به نظر میاد همین الان می‌تونیم میله‌های آتش‌زنه
‫فقط باید انتخاب کنیم

527
00:26:20,203 --> 00:26:22,497
‫-فقط باید انتخاب کنیم
‫-عالیه

528
00:26:22,581 --> 00:26:25,542
‫-وقتشه قرمز رو باز کنیم
‫-این همون چیزیه که می‌خواستم ببینم

529
00:26:25,625 --> 00:26:26,793
‫-آره
‫-قرمز

530
00:26:26,876 --> 00:26:28,461
‫این واقعاً هیجان‌انگیزه بچه‌ها

531
00:26:28,545 --> 00:26:29,713
‫درست میگی.

532
00:26:32,841 --> 00:26:34,801
‫«این رو به یک بازیکن تحویل دهید»

533
00:26:34,884 --> 00:26:39,180
‫«او از تیم خودش حذف می‌شود»
‫«و دیگر هرگز نمی‌تواند به تیمش برگردد»

534
00:26:39,264 --> 00:26:41,057
‫«حرکت خود را فردا انجام دهید»

535
00:26:41,141 --> 00:26:44,477
‫فردا، باشه، پس قبل از اینکه بریم اونجا باید درباره‌ش فکر کنیم

536
00:26:44,561 --> 00:26:47,689
‫-همه کارت‌ها دست ماست
‫-همه کارت‌ها دست ماست

537
00:26:47,772 --> 00:26:50,567
‫چی می‌خوایم؟
‫میله‌های آتش‌زنه یا کمان و تیر؟

538
00:26:51,067 --> 00:26:51,901
‫هوم.

539
00:26:53,403 --> 00:26:57,657
‫راستش میله‌های آتش‌زنه تنها چیزیه که براوو رو سرپا نگه داشته

540
00:26:57,741 --> 00:27:00,452
‫چون اگه آتش نداشته باشن
‫نمی‌تونن آب رو بجوشونن

541
00:27:00,535 --> 00:27:03,288
‫نمی‌تونن غذا درست کنن، هیچی
‫و از گرسنگی از پا درمیان.

542
00:27:03,371 --> 00:27:05,957
‫-هنوز هر سه تا میله آتش‌زنه رو دارن؟
‫-همه‌شونو برمی‌داریم

543
00:27:06,041 --> 00:27:07,417
‫-همه‌شونو برمی‌داریم
‫-آره

544
00:27:07,500 --> 00:27:11,546
‫برگردوندن براوو به روز اول بازی
‫خیلی بی‌رحمانه میشه.

545
00:27:11,630 --> 00:27:15,050
‫اونا هنوز هیچ روش ابتدایی‌ای رو امتحان نکردن.
‫اصلاً نمی‌دونن دارن چی کار می‌کنن.

546
00:27:15,133 --> 00:27:17,302
‫و بلد نیستن چطور اون آتیش رو روشن کنن.

547
00:27:18,219 --> 00:27:21,765
‫اگه فقط می‌تونستیم یه نفر رو حذف کنیم
‫کی رو انتخاب می‌کردیم؟

548
00:27:22,641 --> 00:27:23,975
‫سؤال سختیه.

549
00:27:24,059 --> 00:27:26,186
‫شما چی میگید؟
‫یکی از پسرها رو انتخاب کنیم؟

550
00:27:26,770 --> 00:27:28,480
‫به نظرتون قوی‌ترین فرد کیه؟

551
00:27:28,563 --> 00:27:30,607
‫آره، باید ابی یا مارشال رو انتخاب کنیم.

552
00:27:30,690 --> 00:27:32,525
‫من فکر می‌کنم فرعون یا مارشال.

553
00:27:32,609 --> 00:27:34,361
‫تو چی فکر می‌کنی وس؟

554
00:27:34,444 --> 00:27:36,529
‫یا اینکه فقط بگیم خداحافظ بن؟

555
00:27:36,613 --> 00:27:39,282
‫می‌تونیم بگیم...
‫باشه، اگه بن رو برداریم

556
00:27:39,366 --> 00:27:42,327
‫احتمالاً تیمش خیلی زود بعدش از هم می‌پاشه.

557
00:27:43,787 --> 00:27:46,498
‫بن کنترل اون تیم رو به دست گرفته
‫.

558
00:27:46,581 --> 00:27:49,501
‫خودشو گذاشته نفر اول و داره سینه‌شو جلو میده.

559
00:27:49,584 --> 00:27:52,545
‫فکر کنم برای بیرون کردن بن، تصمیم درستیه.

560
00:27:52,629 --> 00:27:54,756
‫فکر کنم در درازمدت به نفعمونه

561
00:27:54,839 --> 00:27:58,968
‫این‌طوری مَدی، هَلی و نیکی رو برای آلفا توی بازی نگه می‌داریم

562
00:27:59,052 --> 00:28:00,804
‫فکر نکنم خیلی دووم بیارن.

563
00:28:01,554 --> 00:28:03,473
‫با بیرون کردن بن می‌تونیم یه تیم رو از پا دربیاریم.

564
00:28:03,556 --> 00:28:04,641
‫پس انجامش بدیم.

565
00:28:04,724 --> 00:28:06,851
‫از این نقشه خوشم میاد، فکر خوبیه.

566
00:28:07,769 --> 00:28:09,521
‫چهرهٔ لیا رو دیدم.

567
00:28:09,604 --> 00:28:12,190
‫اصلاً لبخند نمیزد.
‫به نظر نمی‌رسید هیجان‌زده باشه.

568
00:28:12,273 --> 00:28:13,692
‫اصلاً از این قضیه خوشم نیومد.

569
00:28:14,442 --> 00:28:17,696
‫خوشم میاد که قدرت دست خودمونه
‫می‌فهمی چی میگم؟

570
00:28:18,279 --> 00:28:20,949
‫بچه‌ها، با یه حرکت همه رو

571
00:28:21,032 --> 00:28:22,367
‫ از این بازی می‌زنیم بیرون

572
00:28:22,450 --> 00:28:24,661
‫-این واقعاً هیجان‌انگیزه
‫-صددرصد

573
00:28:24,744 --> 00:28:26,913
‫صددرصد

574
00:28:31,751 --> 00:28:34,713
‫راستش دیگه دلیلی نداره خودمونو سرزنش کنیم

575
00:28:34,796 --> 00:28:37,173
‫یا الان هی بشینیم بهش فکر کنیم و زیادی قضیه رو بزرگش کنیم، هرچی قراره بشه، میشه

576
00:28:37,257 --> 00:28:38,299
‫دقیقاً.

577
00:28:40,135 --> 00:28:42,429
‫اونا گرفته بودنش.
‫دیگه کار رو تموم کرده بودن.

578
00:28:42,512 --> 00:28:44,180
‫آخ، واقعاً رو مخه.

579
00:28:44,264 --> 00:28:48,017
‫آره، یعنی هنوز پنج دقیقه گذشته بود که فهمیدم کارمون تمومه، هیچ امیدی نبود

580
00:28:51,896 --> 00:28:54,524
‫متوجه شدم مارشال این باخت رو خیلی به خودش گرفته

581
00:28:54,607 --> 00:28:57,444
‫ولی مهم‌تر اینه که روی آینده تمرکز کنیم، نه گذشته.

582
00:28:57,527 --> 00:29:00,655
‫نمی‌دونیم بعد از اینکه چارلی اون دراپ‌ها رو برد چه اتفاقی قراره بیفته.

583
00:29:00,739 --> 00:29:02,782
‫فعلاً فقط داریم حدس می‌زنیم.

584
00:29:03,283 --> 00:29:04,993
‫فکر می‌کنی مارشال حالش خوبه؟

585
00:29:05,076 --> 00:29:08,079
‫یه جورایی انگار داره کم‌کم از پا درمیاد.

586
00:29:08,163 --> 00:29:10,290
‫-آره
‫فقط به این شرایط عادت نداره...

587
00:29:10,373 --> 00:29:12,041
‫-یه بخشش هم ذهنیه
‫-هوم

588
00:29:12,125 --> 00:29:15,503
‫شاید اون‌جوری که باید آماده نیومده بود، نمی‌دونم.

589
00:29:16,379 --> 00:29:18,506
‫-حالش خوبه، فقط خسته‌ست
‫-هوم

590
00:29:20,759 --> 00:29:24,721
‫دور بودن از بچه‌هام و همسرم واقعاً خیلی سخته

591
00:29:24,804 --> 00:29:26,806
‫و هر روز داره سخت‌تر و سخت‌تر میشه.

592
00:29:27,599 --> 00:29:29,184
‫فقط حس می‌کنم...

593
00:29:29,267 --> 00:29:33,688
‫یه غم عمیق توی وجودمه
‫و انگار روحم دیگه حالش خوب نیست.

594
00:29:33,772 --> 00:29:35,774
‫انگار داره از هم می‌پاشه.

595
00:29:37,901 --> 00:29:41,696
‫ولی من اومدم اینجا که این پول رو برای خانواده‌م و آینده‌مون ببرم.

596
00:29:42,447 --> 00:29:45,074
‫باید به خاطر اونا ادامه بدم.

597
00:29:53,541 --> 00:29:57,003
‫فقط باید بشینم.
‫باید بذارم بدنم خنک بشه.

598
00:29:57,086 --> 00:29:57,962
‫منم همین‌طور.

599
00:29:58,046 --> 00:30:01,341
‫ببخشید، واقعاً باید همین الان بدنمو خنک کنم.

600
00:30:02,050 --> 00:30:05,595
‫قطعاً فکر می‌کنم بدنم حسابی از دستم شاکیه و واقعاً افتضاحه.

601
00:30:08,264 --> 00:30:10,350
‫انقدر گرمم شده بود و بدنم این‌قدر آب از دست داده بود

602
00:30:10,433 --> 00:30:12,894
‫که حس می‌کردم دیگه بدنم حتی عرق هم نمی‌کنه.

603
00:30:12,977 --> 00:30:14,604
‫و این واقعاً نگران‌کننده بود

604
00:30:15,438 --> 00:30:18,650
‫-خیلی عجیبه، دستام هی بی‌حس میشن
‫-کل دستت؟

605
00:30:20,360 --> 00:30:21,653
‫نمی‌دونم چرا.

606
00:30:22,487 --> 00:30:23,822
‫باید یه جایی ولو بشم.

607
00:30:23,905 --> 00:30:25,365
‫-انجامش بده
‫-واو

608
00:30:27,617 --> 00:30:29,035
‫هوم...

609
00:30:29,577 --> 00:30:31,371
‫مدلی رو پیدا کن که راحت باشی

610
00:30:31,996 --> 00:30:33,164
‫همه‌چی افتضاحه.

611
00:30:34,707 --> 00:30:38,044
‫بین این دو تا دراپ آخری، بدنم واقعاً داره کم میاره

612
00:30:38,127 --> 00:30:41,005
‫و احتمالاً بیشتر از اینکه بدنم باشه، ذهنمه که داره کم میاره

613
00:30:41,089 --> 00:30:42,382
‫ولی در کل همه‌چی سخته.

614
00:30:42,966 --> 00:30:46,427
‫همین الان که دارم میگم، حس می‌کنم یه جورایی افت کردم.

615
00:30:48,930 --> 00:30:51,558
‫-آره، هَلی خیلی داغونه
‫-هوم

616
00:30:52,600 --> 00:30:55,728
‫-از قیافه‌ش هم معلومه که حالش خوب نیست
‫-از صورتش می‌تونی بفهمی

617
00:30:56,563 --> 00:30:59,232
‫امروز واقعاً حسابی حالیمون شد چه خبره.

618
00:30:59,315 --> 00:31:00,817
‫هَلی حالش خوب نیست.

619
00:31:00,900 --> 00:31:05,238
‫تازه از اون طرف هم اصلاً نمی‌دونیم چارلی قراره چه کار کنه.

620
00:31:05,321 --> 00:31:06,197
‫اوضاع خوب نیست.

621
00:31:06,281 --> 00:31:08,032
‫نفس بکش، پیش مایی.

622
00:31:08,658 --> 00:31:10,785
‫فقط نمی‌خوام ناامیدتون کنم.

623
00:31:11,619 --> 00:31:15,373
‫واقعاً به خودم افتخار می‌کنم
‫و هنوز اصلاً تسلیم نشدم.

624
00:31:25,675 --> 00:31:27,176
‫چه حسی داریم؟

625
00:31:27,260 --> 00:31:29,387
‫دروغ نمیگم، واقعاً دلم برای بچه‌هام تنگ شده

626
00:31:30,597 --> 00:31:31,556
‫برای همسرم.

627
00:31:32,557 --> 00:31:33,892
‫دلم براشون درد می‌کنه.

628
00:31:34,684 --> 00:31:37,395
‫از همین حس به‌عنوان انگیزه استفاده کن تا ادامه بدی، می‌دونی؟

629
00:31:39,063 --> 00:31:40,523
‫شب بخیر، مِیبل.

630
00:31:41,190 --> 00:31:43,735
‫دختر شیرینم که این‌قدر دوستش دارم.

631
00:31:44,611 --> 00:31:46,112
‫شب بخیر، اِستلا بلا.

632
00:31:47,196 --> 00:31:48,489
‫شب بخیر، اِستِتسون

633
00:31:49,407 --> 00:31:50,950
‫سرباز کوچولوی قوی من.

634
00:31:52,660 --> 00:31:54,162
‫خیلی دوستتون دارم.

635
00:32:04,964 --> 00:32:06,966
‫-خوبی؟
‫-نه

636
00:32:07,550 --> 00:32:10,428
‫کل بدنم یه جورایی مورمور میشه.

637
00:32:10,553 --> 00:32:11,679
‫هوم.

638
00:32:11,763 --> 00:32:14,098
‫سرم و دستام هم همین‌طور

639
00:32:14,933 --> 00:32:17,602
‫اصلاً حس خوبی نداره.

640
00:32:18,186 --> 00:32:21,981
‫متأسفم.
‫از نظر روحی واقعاً دختر خیلی قوی‌ای هستی.

641
00:32:22,774 --> 00:32:24,150
‫واقعاً هستی.

642
00:32:24,233 --> 00:32:25,610
‫جدی میگم.

643
00:32:25,693 --> 00:32:27,278
‫فقط دلم برای خونه تنگ شده.

644
00:32:28,071 --> 00:32:29,447
‫و غذا.

645
00:32:30,740 --> 00:32:31,908
‫خیلی گرسنه‌ام.

646
00:32:37,246 --> 00:32:40,249
‫خب بچه‌ها، جدی بخوام بگم، فردا باید خیلی حواسمون جمع باشه

647
00:32:40,333 --> 00:32:41,876
‫اونا از سر استیصال دست به هر کاری می‌زنن

648
00:32:41,960 --> 00:32:44,587
‫فکر کنم نقشه‌مون کاملاً جواب میده.

649
00:32:44,671 --> 00:32:47,340
‫اگه بتونیم روحیه‌شونو داغون کنیم، رفیق...

650
00:32:47,423 --> 00:32:49,342
‫اون‌جوری تیمشونو از پا درمیاریم.

651
00:32:49,425 --> 00:32:51,469
‫هی، فردا حسابی حالشونو می‌گیریم.

652
00:32:51,552 --> 00:32:54,222
‫بن دیگه حسابی بد میاره.

653
00:32:54,889 --> 00:32:57,892
‫می‌افته تو هچل و دیگه راه فراری هم نداره، پسر.

654
00:32:57,976 --> 00:32:59,978
‫خب، دیگه همین بود بچه‌ها

655
00:33:27,213 --> 00:33:28,339
‫خوبی؟

656
00:33:28,923 --> 00:33:30,174
‫هلی

657
00:33:30,717 --> 00:33:32,010
‫خوبی؟

658
00:33:32,051 --> 00:33:34,470
‫-ها؟ ببخشید
‫-نه، چیزی نیست

659
00:33:34,971 --> 00:33:35,972
‫ها؟

660
00:33:38,850 --> 00:33:39,892
‫واو، من خوبم.

661
00:33:45,106 --> 00:33:46,607
‫الان سفید شدم؟

662
00:33:46,691 --> 00:33:49,527
‫آره، خوبم.
‫چیزی نیست، فقط خیلی سریع بلند شدم.

663
00:33:51,487 --> 00:33:52,655
‫دارم کم میارم.

664
00:33:52,739 --> 00:33:54,282
‫فقط فکر نمی‌کنم دیگه تو این مرحله

665
00:33:54,365 --> 00:33:56,701
‫ارزش داشته باشه این‌قدر به بدنم فشار بیارم

666
00:33:56,784 --> 00:34:00,371
‫مخصوصاً با توجه به اینکه از اول هم وزن زیادی نداشتم

667
00:34:00,455 --> 00:34:03,791
‫و الان حس می‌کنم خیلی نحیف و بی‌جون شدم.

668
00:34:03,875 --> 00:34:05,668
‫یه نفس عمیق بکش.

669
00:34:05,752 --> 00:34:06,753
‫حالا بیرون بده.

670
00:34:07,503 --> 00:34:09,797
‫نفس بکش، بیرون بده.

671
00:34:10,882 --> 00:34:14,260
‫-دیگه برای من ارزشش رو نداره، ببخشید
‫-آره، می‌فهمم

672
00:34:15,595 --> 00:34:19,390
‫در نهایت، واقعاً فکر می‌کنم امروز آخرین روزمه.

673
00:34:19,474 --> 00:34:20,558
‫اوم...

674
00:34:25,438 --> 00:34:27,106
‫فقط نمی‌خوام تیممو ناامید کنم.

675
00:34:28,107 --> 00:34:29,233
‫بچه‌ها، اوم...

676
00:34:30,568 --> 00:34:33,362
‫فکر کنم... بعد از امروز دیگه کارم تمومه.

677
00:34:36,824 --> 00:34:40,161
‫فقط می‌خواستم ازتون بابت همه‌چی تشکر کنم

678
00:34:40,244 --> 00:34:41,871
‫و اینکه بهترین تیم بودین.

679
00:34:41,954 --> 00:34:44,665
‫این تجربه رو هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم، پس...

680
00:34:45,792 --> 00:34:48,461
‫انگار داری می‌بینی خواهرت

681
00:34:48,544 --> 00:34:51,047
‫برای اولین بار دلش حسابی شکسته.

682
00:34:51,130 --> 00:34:53,424
‫دلت می‌خواد هرجوری شده درستش کنی

683
00:34:53,508 --> 00:34:55,301
‫خیلی هم دلت می‌خواد

684
00:34:57,011 --> 00:34:59,055
‫ولی خودتم می‌دونی از دستت کاری برنمیاد.

685
00:34:59,806 --> 00:35:03,184
‫-تو تنها کسی هستی که شکم هشت‌تکه داره
‫-ساکت شو

686
00:35:04,644 --> 00:35:09,899
‫سه نفر بودن برای اینکه بتونیم راحت‌تر دوام بیاریم، حداقل لازمه

687
00:35:09,982 --> 00:35:11,692
‫ولی برای تقسیم پول

688
00:35:11,776 --> 00:35:14,320
‫من کاملاً راضیم اون یک میلیون دلار رو سه نفری تقسیم کنیم.

689
00:35:14,403 --> 00:35:18,241
‫پس در نهایت هرچی خودش باهاش راحت‌تره، همونه دیگه

690
00:35:23,329 --> 00:35:28,417
‫فکر می‌کنم وقتی وارد این بازی شدیم، صددرصد همه‌مون به دلایل خودخواهانه‌ای اومدیم

691
00:35:28,501 --> 00:35:31,963
‫ولی فکر می‌کنم چیزی که از این تجربه با خودم می‌برم خیلی بیشتره

692
00:35:32,046 --> 00:35:34,757
‫فقط به خاطر اینکه اینجا بودم و با این همه سختی دست‌وپنجه نرم کردم.

693
00:35:35,633 --> 00:35:37,218
‫چون اگه کسی می‌خواد بگه من بچه‌ننه‌ام

694
00:35:37,301 --> 00:35:39,720
‫دعوتش می‌کنم بیاد اینجا و روی زمین بخوابه

695
00:35:40,304 --> 00:35:42,014
‫و حشره‌ها هم زنده‌زنده بخورنش.

696
00:35:42,098 --> 00:35:43,391
‫اصلاً خوش نمی‌گذره.

697
00:35:46,936 --> 00:35:49,397
‫آخرش، حتی اگه برنده هم نشم...

698
00:35:50,606 --> 00:35:52,066
‫به خودم افتخار می‌کنم.

699
00:36:04,537 --> 00:36:05,496
‫وای خدای من.

700
00:36:06,247 --> 00:36:09,041
‫-چی بود اون؟ منور بود؟
‫-ممکنه منور باشه، بچه‌ها

701
00:36:09,125 --> 00:36:11,752
‫-صدای منور بود
‫-آره، صدای منوره

702
00:36:12,962 --> 00:36:13,880
‫لعنتی.

703
00:36:15,464 --> 00:36:17,383
‫یو! یو!

704
00:36:17,466 --> 00:36:19,218
‫اون پایین، کنار آب بود

705
00:36:19,302 --> 00:36:21,470
‫-عجب
‫-هییی

706
00:36:21,554 --> 00:36:24,348
‫-داره میاد، ووهو!
‫-هی!

707
00:36:24,432 --> 00:36:27,310
‫یکی همین الان منور شلیک کرد.
‫در حالی که ما هنوز هیچ کاری هم نکردیم.

708
00:36:27,393 --> 00:36:28,603
‫آره.

709
00:36:28,686 --> 00:36:29,896
‫چی می‌بینی، براکس؟

710
00:36:30,771 --> 00:36:32,690
‫فکر کنم ممکنه هَلی باشه

711
00:36:32,773 --> 00:36:36,444
‫فکر کنم نقشه‌مون برای از هم پاشوندن تیمشون همین الان خیلی راحت‌تر شد

712
00:36:36,527 --> 00:36:37,528
‫خوشم اومد.

713
00:36:38,029 --> 00:36:38,988
‫عاشقشم.

714
00:36:39,989 --> 00:36:41,574
‫-یو!
‫-چی شده؟

715
00:36:42,074 --> 00:36:44,118
‫-هَلی منور زده
‫-منور زده؟

716
00:36:44,660 --> 00:36:45,912
‫آره، منور زده

717
00:36:45,995 --> 00:36:47,079
‫ووهو!

718
00:36:47,163 --> 00:36:49,665
‫لعنتی! وای خدای من.

719
00:36:49,749 --> 00:36:52,460
‫امیدوارم حالش خوب باشه
‫ولی لعنتی، از یه طرف حس خوبی داره.

720
00:36:53,753 --> 00:36:55,838
‫راستش یه جورایی خیالمون راحت شد

721
00:36:55,922 --> 00:37:00,259
‫چون فکر می‌کنم چارلی تصمیم گرفته یکی رو از آلفا حذف کنه

722
00:37:00,343 --> 00:37:04,472
‫و هر بار که اون منور رو می‌بینیم، یعنی پول بیشتری قراره گیرمون بیاد

723
00:37:05,056 --> 00:37:07,183
‫شاید این تصمیم کاملاً دست خودشون نبوده، می‌دونی؟

724
00:37:07,266 --> 00:37:08,392
‫-لعنتی
‫-شاید...

725
00:37:08,476 --> 00:37:10,603
‫مجبور بودن یکی رو انتخاب کنن و بندازنش بیرون؟

726
00:37:10,686 --> 00:37:11,729
‫یه همچین چیزی

727
00:37:11,812 --> 00:37:14,982
‫فکر می‌کنی فقط یه تیم رو انتخاب کردن و بعد هَلی رو انداختن بیرون؟

728
00:37:15,066 --> 00:37:17,610
‫فکر کنم آره
‫فکر کنم همین اتفاق افتاده

729
00:37:19,779 --> 00:37:23,366
‫من و مارشال میریم سمت ساحل ببینیم چه خبره

730
00:37:23,449 --> 00:37:24,992
‫اون منور زده؟

731
00:37:25,076 --> 00:37:28,120
‫خوشحالیم
‫فقط یه نفر کمتر میشه که اینجا باشه

732
00:37:28,871 --> 00:37:30,164
‫وای، عجب چیزی.

733
00:37:34,001 --> 00:37:35,086
‫داداش...

734
00:37:36,128 --> 00:37:37,797
‫فکر کنم منم می‌خوام منور بزنم.

735
00:37:38,547 --> 00:37:39,882
‫-نه، این کارو نمی‌کنی
‫-جدی میگم

736
00:37:39,966 --> 00:37:40,883
‫چرا؟

737
00:37:41,592 --> 00:37:42,802
‫دلم برای بچه‌هام تنگ شده.

738
00:37:45,179 --> 00:37:47,223
‫وقتی دیدم هَلی منور زد

739
00:37:47,306 --> 00:37:49,100
‫فکر می‌کردم بهمون روحیه بده

740
00:37:49,183 --> 00:37:53,562
‫ولی باعث شد بفهمم دور بودن از بچه‌هام و همسرم

741
00:37:53,646 --> 00:37:55,564
‫واقعاً داره عذابم میده

742
00:37:56,148 --> 00:37:58,234
‫بدترین حس دنیاست

743
00:37:58,317 --> 00:38:00,444
‫تو برای موندن اینجا خیلی چیزا رو فدا کردی.

744
00:38:00,528 --> 00:38:01,529
‫می‌دونم.

745
00:38:02,697 --> 00:38:05,658
‫داداش، هر روز که نمی‌تونم کنار خانواده‌ ام باشم

746
00:38:05,741 --> 00:38:07,368
‫ روحم داره از هم می‌پاشه.

747
00:38:08,000 --> 00:38:12,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

748
00:38:12,039 --> 00:38:13,416
‫می‌فهمم.

749
00:38:15,084 --> 00:38:18,087
‫اگه تصمیمتو گرفتی، حس خوبی ندارم که بخوام نظرتو عوض کنم

750
00:38:21,590 --> 00:38:25,428
‫به نظرم این موقع، پدر بودن و

751
00:38:25,511 --> 00:38:28,306
‫کنار بچه‌ها بودن براش مهم‌تر از پول بود.

752
00:38:28,389 --> 00:38:32,393
‫من خودم دوست داشتم بمونه
‫ولی اگه ته دلش حس می‌کنه

753
00:38:32,476 --> 00:38:33,477
‫ باید بره

754
00:38:33,561 --> 00:38:36,022
‫پس فکر می‌کنم بهترین کار برای خودشه که بره

755
00:38:36,105 --> 00:38:39,025
‫می‌دونی
‫از اینجا به بعد یه کم سخت‌تر میشه

756
00:38:44,989 --> 00:38:47,616
‫-تصمیم گرفتم برگردم خونه
‫-دروغ میگی

757
00:38:47,700 --> 00:38:51,829
‫آره، فقط... روحم داره برای خانواده‌م از هم می‌پاشه و داره تحلیل میره

758
00:38:52,747 --> 00:38:53,956
‫-فقط...
‫-چی؟

759
00:38:54,040 --> 00:38:55,875
‫دیگه برام خیلی زیاده
‫ببخشید

760
00:38:55,958 --> 00:38:58,252
‫-اوه، مارش
‫-ببخشید، مارشال

761
00:38:59,712 --> 00:39:04,425
‫غمگین بودم و موقع انجام دادنش هم ناراحت و ناامید بودم

762
00:39:04,508 --> 00:39:06,385
‫ولی همزمان یه جورایی خیالم راحت شده بود

763
00:39:06,469 --> 00:39:08,304
‫و فقط بابت این فرصت شکرگزار بودم

764
00:39:08,387 --> 00:39:10,014
‫و بابت این تجربه هم واقعاً ممنون بودم.

765
00:39:10,723 --> 00:39:14,352
‫می‌دونستم مارشال داره اذیت میشه
‫ولی اصلاً فکر نمی‌کردم این‌طوری بشه.

766
00:39:14,435 --> 00:39:17,646
‫واقعاً خیلی غافلگیرم کرد
‫و خیلی بده

767
00:39:17,730 --> 00:39:21,359
‫از این به بعد بدون یه نفر دیگه که توی کمپ کمکمون کنه، کار سخت میشه

768
00:39:21,442 --> 00:39:22,860
‫داشتن دو تا مرد اینجا واقعاً عالی بود.

769
00:39:24,987 --> 00:39:26,447
‫برو برنده‌شون شو، خل‌وچل.

770
00:39:27,073 --> 00:39:28,991
‫برو ببرش.
‫بیا دیگه، می‌دونم که می‌تونی.

771
00:39:29,575 --> 00:39:31,410
‫این بازی جای آدمای ضعیف نیست.

772
00:39:32,286 --> 00:39:35,414
‫واقعاً لهت می‌کنه.
‫پر از سختی و دردسره.

773
00:39:35,498 --> 00:39:38,918
‫ولی در عین حال تجربه فوق‌العاده‌ای بود

774
00:39:39,001 --> 00:39:43,839
‫و فهمیدم تمام سختی‌هایی که کشیدم

775
00:39:44,507 --> 00:39:46,884
‫یه جوری باعث شد آدم بهتری بشم

776
00:39:46,967 --> 00:39:49,887
‫پس دارم از اینجا می‌رم در حالی که پدر بهتری شدم

777
00:39:49,970 --> 00:39:52,431
‫و شوهر بهتری

778
00:39:58,479 --> 00:40:00,189
‫-چی؟
‫-یا ابوالفضل، بچه‌ها

779
00:40:00,272 --> 00:40:02,400
‫-این منوره؟
‫-آره، منوره

780
00:40:02,983 --> 00:40:05,736
‫دوباره صدای یه منور لعنتی رو می‌شنویم و من فقط میگم...

781
00:40:06,612 --> 00:40:07,446
‫چی؟

782
00:40:07,530 --> 00:40:09,073
‫این یکی از تیم چارلیه؟

783
00:40:09,156 --> 00:40:10,574
‫-براوئه
‫-آه

784
00:40:11,492 --> 00:40:14,703
‫پس هَلی رو از دست دادیم و حالا صدای یه منور دیگه رو می‌شنویم

785
00:40:14,787 --> 00:40:17,415
‫دیگه داریم به جایی می‌رسیم که آدما یکی‌یکی کم میارن

786
00:40:17,498 --> 00:40:20,835
‫وای خدای من، یکی دیگه منور زد بچه‌ها

787
00:40:20,918 --> 00:40:22,420
‫ووهو!

788
00:40:22,503 --> 00:40:23,546
‫مارشال

789
00:40:23,629 --> 00:40:25,881
‫وای، چه روزی
‫دو تا توی یه روز

790
00:40:25,965 --> 00:40:28,551
‫-خب...
‫-اونا می‌دونن ما قوی‌ترین تیمیم

791
00:40:28,634 --> 00:40:31,470
‫از چیزی که تو چنته داریم ترسیدن
‫دارن از ترس عرق می‌کنن

792
00:40:34,932 --> 00:40:36,934
‫قراره از ترس شلوارتو خیس کنی.

793
00:40:38,269 --> 00:40:39,728
‫مارشاله که داره منور رو نگه می‌داره

794
00:40:39,812 --> 00:40:40,855
‫نه بابا.

795
00:40:40,938 --> 00:40:43,023
‫مارشاله که منور رو گرفته... آره، لعنتی

796
00:40:43,983 --> 00:40:44,859
‫هورا!

797
00:40:44,942 --> 00:40:48,154
‫مارشاله، واسه همین همه‌مون حسابی شوکه شدیم

798
00:40:48,237 --> 00:40:50,573
‫که می‌بینیم یه بازیکن قوی از بازی کنار رفته

799
00:40:50,656 --> 00:40:53,868
‫و راستش رو بخوای، یه نفس راحتی هم کشیدیم.

800
00:40:53,951 --> 00:40:55,161
‫آره، خودشه.

801
00:40:55,244 --> 00:40:56,537
‫وای خدای من.

802
00:40:57,329 --> 00:40:58,706
‫-وای!
‫-بذار ببینم

803
00:40:59,957 --> 00:41:03,169
‫اصلاً انتظارشو نداشتم.

804
00:41:04,211 --> 00:41:06,672
‫حس می‌کنم این ضربه خیلی بزرگی برای براوه.

805
00:41:06,755 --> 00:41:08,257
‫ضربه خیلی سنگینیه

806
00:41:08,340 --> 00:41:11,844
‫و همه‌مون امیدواریم کار چارلی بوده باشه

807
00:41:13,387 --> 00:41:15,306
‫داریم نقشه‌مونو عملی می‌کنیم.

808
00:41:15,389 --> 00:41:18,392
‫میریم سراغ تیم براوه و یادداشت رو بهشون میدیم

809
00:41:18,476 --> 00:41:21,020
‫تا بفهمن که به تمام وسایل آتیش‌روشن‌کنشون نیاز داریم.

810
00:41:21,103 --> 00:41:24,023
‫-بهشون بگو حکم داریم
‫-هی، یه دستور از بالا داریم

811
00:41:24,106 --> 00:41:26,734
‫بذار وس یادداشت رو ببره برای براوو
‫آره

812
00:41:26,817 --> 00:41:27,902
‫خوشم اومد.

813
00:41:27,985 --> 00:41:31,238
‫از اینکه خبر بد رو من بیارم خوشم نمیاد.
‫نه، چرا، اتفاقاً اصلاً بدم نمیاد.

814
00:41:31,322 --> 00:41:34,200
‫بعدش میریم سراغ تیم آلفا

815
00:41:34,283 --> 00:41:36,327
‫و می‌خوایم لیا یادداشت رو به بن بده

816
00:41:36,410 --> 00:41:38,787
‫من واقعاً دوست ندارم این کارو بکنم
‫ولی میام.

817
00:41:40,414 --> 00:41:41,290
‫چرا نه؟

818
00:41:43,000 --> 00:41:45,794
‫ممکنه لیا توی تیم چارلی نفر بعدی باشه که بندازنش بیرون.

819
00:41:46,462 --> 00:41:49,507
‫می‌خواستیم بعد از اینکه رأی به بیرون رفتنش دادیم، دیگه نتونه به تیم دیگه‌ای ملحق بشه

820
00:41:49,590 --> 00:41:54,428
‫برای همین می‌خوایم خودش کسی باشه که یادداشت رو به آلفا میده.

821
00:41:54,512 --> 00:41:56,972
‫براوه هم که امروز یه بار منور زده

822
00:41:57,056 --> 00:41:58,557
‫وقتی میله‌های فایرواستیلشون رو ازشون بگیریم

823
00:41:58,641 --> 00:42:01,310
‫نمیدونم دیگه چقدر می‌تونن دوام بیارن.

824
00:42:02,186 --> 00:42:05,314
‫اینکه من مجبور باشم یادداشت رو به یکی تحویل بدم

825
00:42:05,397 --> 00:42:07,775
‫اصلاً چیزی نیست که خودم ترجیح بدم، چون...

826
00:42:08,817 --> 00:42:10,486
‫من هنوز قصد دارم برم آلفا

827
00:42:10,569 --> 00:42:13,197
‫فکر کنم بیشتر مسئله اینه که من فقط...

828
00:42:13,280 --> 00:42:17,326
‫فکر می‌کردم یکی دیگه قراره این کارو بکنه
‫و اصلاً فرصت نکردم در موردش حرف بزنم.

829
00:42:19,036 --> 00:42:21,205
‫فقط یه یادداشت رو تحویل می‌دی و بعد راهتو ادامه میدی.

830
00:42:21,288 --> 00:42:22,998
‫حتی لازم نیست چیزی بگی
‫فقط... «بفرما!»

831
00:42:23,916 --> 00:42:26,210
‫می‌خوام توی هر دو کمپ یه لبخند ازت ببینم.

832
00:42:26,293 --> 00:42:28,879
‫چون ناراحتی نشونه ضعفه
‫ما نمی‌تونیم ضعف نشون بدیم.

833
00:42:31,423 --> 00:42:33,551
‫حتی لازم نیست لبخند بزنی
‫می‌تونی این‌طوری باشی...

834
00:42:33,634 --> 00:42:36,595
‫می‌دونی، یه قیافه خشن به خودت بگیر
‫یه چیزی تو مایه‌های «آخ! اِرر!»

835
00:42:36,679 --> 00:42:38,013
‫من که ازت چیزی نشنیدم.

836
00:42:38,097 --> 00:42:40,516
‫خب من... من فقط دارم از الان تمرین می‌کنم.

837
00:42:40,599 --> 00:42:43,477
‫داره تمرین می‌کنه
‫داره همون «هوم» گفتنشو تمرین می‌کنه

838
00:42:43,561 --> 00:42:46,564
‫همین الانش عالیه
‫چون انگار داری میگی «آره»

839
00:42:48,983 --> 00:42:51,151
‫متأسفانه قدرت دست چارلیه

840
00:42:51,235 --> 00:42:55,489
‫پس فعلاً مجبورم یه نقشی بازی کنم که قطعاً منو در امان نگه می‌داره.

841
00:42:59,743 --> 00:43:02,079
‫فکر نمی‌کنم مارشال خودش منور زده باشه.

842
00:43:02,162 --> 00:43:04,915
‫-فکر می‌کنم حتماً کار چارلی بوده
‫-آره

843
00:43:04,999 --> 00:43:06,333
‫حداقل امیدوارم همین‌طور باشه.

844
00:43:06,417 --> 00:43:08,085
‫فکر کنم دیگه به اندازه کافی سختی کشیدیم.

845
00:43:08,836 --> 00:43:10,379
‫نمی‌دونم قراره چه اتفاقی بیفته.

846
00:43:10,462 --> 00:43:13,090
‫چیزای ناشناخته زیادی در پیش رومونه.

847
00:43:13,173 --> 00:43:14,425
‫-وس
‫-یو

848
00:43:14,508 --> 00:43:15,884
‫اون یادداشت رو بردار.

849
00:43:15,968 --> 00:43:17,136
‫-براکستون
‫-آره

850
00:43:17,219 --> 00:43:18,721
‫-حواست به کمپ باشه
‫-حتماً

851
00:43:21,640 --> 00:43:23,892
‫موفق باشین، چارلی
‫از پسش برمیاین

852
00:43:24,476 --> 00:43:26,020
‫هی، محکم نگهش دارین.

853
00:43:26,103 --> 00:43:29,481
‫این بازی واقعاً آدمو غافلگیر می‌کنه
‫همش یه اتفاق عجیب میفته و همه‌چی زیر و رو میشه

854
00:43:30,691 --> 00:43:32,610
‫فکر کنم امروز قراره روز خوبی باشه.

855
00:43:32,693 --> 00:43:35,154
‫حس می‌کنم هیچ‌وقت نمی‌دونیم قدم بعدی چیه.

856
00:43:36,989 --> 00:43:37,865
‫خب

857
00:43:39,074 --> 00:43:40,159
‫بریم انجامش بدیم.

858
00:43:46,915 --> 00:43:48,375
‫خب، بریم که شروع کنیم، مهمون داریم

859
00:43:51,462 --> 00:43:52,796
‫-میگی مهمون داریم؟
‫-آره

860
00:43:52,880 --> 00:43:54,798
‫-کی؟
‫-چارلی

861
00:44:00,179 --> 00:44:01,055
‫بفرما

862
00:44:01,138 --> 00:44:03,599
‫راستش حرف خوبی برای گفتن ندارم

863
00:44:06,185 --> 00:44:07,811
‫-همه‌چی چطوره؟
‫-بد نیست

864
00:44:07,895 --> 00:44:11,190
‫باشه، باشه
‫فقط اومدم خبر رو بهتون بدم

865
00:44:16,695 --> 00:44:21,283
‫«حذف تجهیزات
‫می‌تونی کل تجهیزات یکی از کمپ‌ها رو ازشون بگیری»

866
00:44:22,034 --> 00:44:25,204
‫«انتخاب کن
‫شکار یعنی کمان و تیر»

867
00:44:25,287 --> 00:44:28,999
‫«آتش یعنی میله آتش‌زنه
‫پناهگاه یعنی برزنت»

868
00:44:29,083 --> 00:44:31,293
‫«این یادداشت رو به هر تیمی که روی صفحه بازیه بده»

869
00:44:31,377 --> 00:44:33,629
‫«اون تیم باید تمام تجهیزاتش رو تحویل بده»

870
00:44:35,881 --> 00:44:36,840
‫باشه.

871
00:44:38,592 --> 00:44:40,010
‫ما تیم آتش بودیم

872
00:44:40,094 --> 00:44:43,472
‫و اون میله‌های آتش‌زنه تو کل این بازی حسابی بهمون قدرت می‌داد.

873
00:44:43,555 --> 00:44:44,390
‫ممنون.

874
00:44:44,473 --> 00:44:48,018
‫تحویل دادنشون واقعاً ضدحال بزرگی برای کل تیمه.

875
00:44:49,228 --> 00:44:50,938
‫دمت گرم، ممنون.

876
00:44:51,772 --> 00:44:55,234
‫فرعون میله آتش‌زنه رو می‌ده دستمون و انگار هر لحظه‌ست که بزنه زیر گریه

877
00:44:55,317 --> 00:44:58,278
‫راستش انگار جونش رو ازش کشیدیم بیرون.

878
00:44:58,362 --> 00:45:00,364
‫فکر می‌کنه خیلی خفنه و انگار روی سینی نقره‌ای گذاشتنش

879
00:45:00,447 --> 00:45:02,366
‫ولی در واقع فقط یه موش آب‌کشیده‌ست که گذاشتنش روی یه بشقاب کاغذی.

880
00:45:05,077 --> 00:45:06,704
‫باشه، مراقب خودتون باشید.

881
00:45:11,417 --> 00:45:14,294
‫اینکه هر دو نامه رو از هلیکوپتر گرفتیم

882
00:45:14,378 --> 00:45:16,130
‫ما رو تو موقعیت خیلی خوبی قرار داد.

883
00:45:16,213 --> 00:45:19,967
‫فکر کنم براوو یا از گرسنگی از پا درمیاد
‫یا انقدر همدیگه رو دیوونه می‌کنن که کارشون تمومه

884
00:45:23,303 --> 00:45:26,390
‫و حالا داریم میریم سمت تیم آلفا.

885
00:45:27,099 --> 00:45:30,018
‫کاملاً انتظار داریم وقتی این نامه رو به بن بدیم

886
00:45:30,102 --> 00:45:32,354
‫و بهش بگیم که از تیم آلفا اخراج شده

887
00:45:32,438 --> 00:45:35,774
‫حسابی روحیه‌شون رو داغون کنیم.

888
00:45:39,778 --> 00:45:42,781
‫فکر نکنم آلفا بدونه چه چیزی در انتظارشه

889
00:45:42,865 --> 00:45:44,867
‫به نظرم بن قوی‌ترین بازیکن اون تیمه.

890
00:45:44,950 --> 00:45:45,993
‫وقتی بندازیمش بیرون

891
00:45:46,076 --> 00:45:49,413
‫فکر کنم فقط یه مدت کوتاه طول میکشه تا این دخترا به جون هم بیفتن

892
00:45:49,496 --> 00:45:50,789
‫و کلاً بی‌خیال بازی بشن.

893
00:45:51,373 --> 00:45:52,624
‫سلام، سلام.

894
00:45:55,627 --> 00:45:57,379
‫یه‌دفعه دلم خالی میشه.

895
00:45:57,463 --> 00:45:58,505
‫اوه، سلام.

896
00:45:59,631 --> 00:46:03,010
‫دارن میان سراغمون
‫نمیدونم چی می‌خوان بگن یا چی کار می‌خوان بکنن

897
00:46:03,093 --> 00:46:04,845
‫-چه خبر بچه‌ها؟
‫-اوضاع چطوره؟

898
00:46:04,928 --> 00:46:06,263
‫خوبیم، شما چطور؟

899
00:46:06,764 --> 00:46:07,931
‫نمیشه شکایتی کرد.

900
00:46:08,807 --> 00:46:11,643
‫لیا، برت و وس وارد کمپمون میشن

901
00:46:11,727 --> 00:46:14,396
‫و از قیافه لیا کاملاً می‌فهمم

902
00:46:14,480 --> 00:46:17,316
‫که این دیدار قرار نیست خبر خوبی برای آلفا داشته باشه.

903
00:46:18,650 --> 00:46:20,027
‫چی شده که این طرفا اومدین؟

904
00:46:20,110 --> 00:46:22,780
‫خب، داریم به همه سر می‌زنیم
‫همین الان از براوو اومدیم

905
00:46:22,863 --> 00:46:24,031
‫یه نامه بهشون دادیم

906
00:46:24,114 --> 00:46:26,533
‫و اومدیم اینجا
‫تا آخرین نامه رو تحویل بدیم.

907
00:46:26,617 --> 00:46:27,493
‫اوه.

908
00:46:34,875 --> 00:46:38,086
‫بن، فکر کنم این یکی مال توئه.

909
00:46:39,087 --> 00:46:40,214
‫باشه.

910
00:46:40,756 --> 00:46:42,049
‫اصلاً قیافه ا‌ش خوب نیست.

911
00:46:44,676 --> 00:46:46,136
‫«این رو به یکی از بازیکنا بده»

912
00:46:46,220 --> 00:46:50,057
‫«اون بازیکن از تیمش حذف میشه
‫و دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونه به تیمش برگرده»

913
00:46:50,641 --> 00:46:51,475
‫واو.

914
00:46:51,558 --> 00:46:53,018
‫اصلاً انتظار همچین چیزی رو نداشتم.

915
00:46:54,770 --> 00:46:56,104
‫وای خدای من.

916
00:46:56,605 --> 00:46:58,732
‫خب آلفا، خوش گذشت.

917
00:47:00,776 --> 00:47:02,986
‫خب، با این حساب فکر کنم

918
00:47:03,070 --> 00:47:06,782
‫دو تا انتخاب دارم
‫یا برم ببینم تو براوو جایی برام هست یا نه

919
00:47:06,865 --> 00:47:11,245
‫یا در یه حالت خیلی بعید، شما اینو به من دادین
‫به امید اینکه بیام به تیم شما ملحق بشم...

920
00:47:11,328 --> 00:47:13,580
‫-که حدس می‌زنم این‌طور نیست
‫-چه خیال خامی

921
00:47:13,664 --> 00:47:15,999
‫-ولی خب... هیچ‌وقت نمیشه مطمئن بود
‫-آره، میفهمم چی میگی

922
00:47:17,584 --> 00:47:20,462
‫داره با وجود این همه درد، می‌خنده
‫من بن‌های زیادی رو می‌شناسم که

923
00:47:20,546 --> 00:47:21,964
‫وقتی اوضاع خیلی دردناک میشه

924
00:47:22,047 --> 00:47:24,842
‫ برای کنار اومدن باهاش از طعنه و کنایه استفاده می‌کنن

925
00:47:24,925 --> 00:47:27,636
‫دلیل اینکه منو انتخاب کردین اینه که خیلی خوش‌تیپم.

926
00:47:27,719 --> 00:47:31,056
‫این قضیه ترسونده‌تون
‫می‌فهمم، کاملاً قابل درکه

927
00:47:31,139 --> 00:47:32,558
‫اوه... لعنتی.

928
00:47:32,641 --> 00:47:34,810
‫هی، خب دیگه، پیش میاد داداش.

929
00:47:35,394 --> 00:47:37,729
‫راستش فکر می‌کنم از همون وقتی که بن اومد اینجا

930
00:47:37,813 --> 00:47:40,566
‫همش این قیافه خوشحال و این شخصیت ساختگی رو به خودش گرفته.

931
00:47:40,649 --> 00:47:42,651
‫فکر می‌کنه خیلی آدم باهوشیه.

932
00:47:42,734 --> 00:47:44,695
‫ولی راستش فقط یه احمقه که زیادی حرف می‌زنه

933
00:47:44,778 --> 00:47:46,989
‫بن، هی، خوش گذشت رفیق.

934
00:47:47,072 --> 00:47:49,867
‫شما هم این بالا محکم ادامه بدین.

935
00:47:58,876 --> 00:47:59,960
‫اوف.

936
00:48:00,043 --> 00:48:01,420
‫خب، این دیگه یه ضربه بود.

937
00:48:01,962 --> 00:48:04,548
‫یعنی واقعاً غافلگیرکننده بود.

938
00:48:04,631 --> 00:48:05,632
‫می‌دونم

939
00:48:07,676 --> 00:48:08,552
‫خب...

940
00:48:09,052 --> 00:48:11,597
‫این بازی پره از این غافلگیری‌ها و بالا و پایین‌ها.

941
00:48:11,680 --> 00:48:13,223
‫خب، هنوز که نرفتی.

942
00:48:14,141 --> 00:48:16,643
‫نه، می‌دونی، فعلاً صبر می‌کنم ببینم چی پیش میاد.

943
00:48:18,478 --> 00:48:22,441
‫ناراحتم که قراره تیم آلفا رو ترک کنم

944
00:48:22,524 --> 00:48:25,402
‫ولی فعلاً تمرکزم رو چیزاییه که تحت کنترلم هستن.

945
00:48:25,986 --> 00:48:28,614
‫پس فکر می‌کنم چون مارشال از بازی خارج شد

946
00:48:28,697 --> 00:48:32,200
‫احتمالاً حاضرن منو توی براوو قبول کنن.

947
00:48:33,619 --> 00:48:37,664
‫پس تنها گزینه واقعی بن اینه که بره سمت براوو.

948
00:48:37,748 --> 00:48:40,542
‫راستش حس می‌کنم رفتن بن به نفعمونه.

949
00:48:40,626 --> 00:48:43,670
‫یه مدتیه احساس می‌کنم دست‌و‌بالم بسته شده و دیگه وقتشه که بره.

950
00:48:44,671 --> 00:48:45,505
‫خب...

951
00:48:45,589 --> 00:48:48,800
‫باید ببینیم وقتی فقط دوتایی باشیم اوضاع چطوری میشه.

952
00:48:48,884 --> 00:48:50,010
‫آره، باید در موردش حرف بزنیم.

953
00:48:50,093 --> 00:48:52,888
‫فکر نمی‌کنم واقع‌بینانه باشه که هر بار فقط یه نفر از کمپ بره بیرون.

954
00:48:52,971 --> 00:48:55,015
‫خیلی سخت میشه.

955
00:48:55,098 --> 00:48:58,810
‫فکر می‌کنم الان آوردن لیا به اینجا خیلی مهمه

956
00:48:58,894 --> 00:48:59,895
‫هوم

957
00:49:00,479 --> 00:49:03,565
‫راستی، اگه یه کمان هم با خودم ببرم که معامله رو شیرین‌تر کنم چی؟

958
00:49:04,358 --> 00:49:07,569
‫بی‌خیالش شو
‫فکر نمی‌کنم لازم باشه معامله رو شیرین کنی

959
00:49:07,653 --> 00:49:11,114
‫همین الان مارشال رو از دست دادن.
‫فکر کنم دلشون یه مرد دیگه بخواد.

960
00:49:11,198 --> 00:49:12,032
‫آره.

961
00:49:12,866 --> 00:49:17,412
‫نه، نمی‌تونی کمان رو ببری!
‫بعد از همه اتفاقایی که با براوو داشتیم؟ نه!

962
00:49:18,538 --> 00:49:20,082
‫من کمانم رو بهت نمیدم!

963
00:49:20,832 --> 00:49:22,167
‫ناراحت‌کننده‌ست.

964
00:49:22,250 --> 00:49:24,252
‫ما داشتیم خیلی خوب پیش می‌رفتیم.

965
00:49:26,296 --> 00:49:31,134
‫فکر می‌کنم انرژی بن یه جورایی داشت تیم آلفا رو سرکوب می‌کرد.

966
00:49:32,010 --> 00:49:33,762
‫من و نیکی خودمون اون روحیه جنگندگی رو داریم.

967
00:49:33,845 --> 00:49:36,807
‫اصلاً لازم نیست کسی دستمون رو بگیره و هدایتمون کنه

968
00:49:36,890 --> 00:49:38,976
‫ما رهبر واقعی این تیمیم.

969
00:49:39,977 --> 00:49:41,019
‫باشه.

970
00:49:41,520 --> 00:49:43,772
‫یه قلپ آخر از بطری بخور.

971
00:49:47,484 --> 00:49:48,860
‫موفق باشی.

972
00:49:49,361 --> 00:49:50,612
‫ممنون، ممنون.

973
00:49:52,447 --> 00:49:55,492
‫الان دیگه حس می‌کنم مَدی و نیکی دل خوشی ازم ندارن.

974
00:49:55,575 --> 00:49:58,537
‫فقط کاش هالی هنوز اینجا بود و می‌دید چه اتفاقایی داره می‌افته.

975
00:49:58,620 --> 00:50:00,789
‫باشه.
‫هر اتفاقی هم بیفته، من هیجان‌زده‌ام.

976
00:50:01,581 --> 00:50:03,500
‫به نظر میاد خیالشون راحت شده.

977
00:50:04,292 --> 00:50:06,628
‫فکر کنم دیگه وقتشه که برم.

978
00:50:07,254 --> 00:50:09,047
‫-فکر کنم قبولش کنن.
‫-آره.

979
00:50:09,673 --> 00:50:11,550
‫و حالا فقط دوتا موندن...

980
00:50:13,135 --> 00:50:14,177
‫دو تا دختر خفن!

981
00:50:14,261 --> 00:50:15,721
‫آره.

982
00:50:17,389 --> 00:50:19,307
‫حس می‌کنم درست بود که رفت.

983
00:50:20,017 --> 00:50:22,853
‫بن برای همیشه از تیم آلفا حذف شده

984
00:50:22,936 --> 00:50:26,815
‫حالا کمتر از ۲۴ ساعت وقت داره تا به یه کمپ جدید ملحق بشه.

985
00:50:26,898 --> 00:50:29,151
‫اگه نتونه جایی برای خودش پیدا کنه

986
00:50:29,234 --> 00:50:31,153
‫بن مجبور میشه فلیر کنه.

987
00:50:31,236 --> 00:50:35,657
‫واقعاً فقط یه کار می‌تونم بکنم
‫اونم اینه که برم پیش تیم براوو

988
00:50:35,741 --> 00:50:38,076
‫و ببینم حاضرن منو به عنوان عضو تیم قبول کنن یا نه.

989
00:50:38,160 --> 00:50:39,786
‫می‌تونم قانعشون کنم.

990
00:50:40,537 --> 00:50:43,123
‫فکر می‌کنم تیم براوو منو قبول می‌کنه.

991
00:50:51,715 --> 00:50:54,384
‫-داره شروع میشه.
‫-آهای براوو.

992
00:50:54,468 --> 00:50:55,886
‫اوه، اون بن هست.

993
00:50:55,969 --> 00:50:57,179
‫سلام.

994
00:50:57,262 --> 00:50:58,805
‫اجازه هست بیام سوار شم؟

995
00:50:58,889 --> 00:51:00,223
‫چه خبر شده؟

996
00:51:00,307 --> 00:51:06,188
‫یه‌دفعه بن پیداش میشه
‫در حالی که کیسه لباس‌ها و کفش‌هاش دستشه.

997
00:51:06,271 --> 00:51:07,439
‫-سلام بن
‫-سلام

998
00:51:07,522 --> 00:51:09,691
‫-خوشحالم می‌بینمتون، مورگان و اَبی
‫-سلام

999
00:51:10,400 --> 00:51:12,486
‫شاید چارلی به بن رأی داده که بره

1000
00:51:12,569 --> 00:51:14,738
‫و مجبور شده بیاد سمت براوو.

1001
00:51:14,821 --> 00:51:17,324
‫-می‌خوام ولو شم، داغونم
‫-آره، بیا بشین

1002
00:51:17,949 --> 00:51:20,243
‫چارلی آخرین تیرش رو زد

1003
00:51:20,327 --> 00:51:21,828
‫و زد به من

1004
00:51:21,912 --> 00:51:25,373
‫و مجبورم کرد از تیمم برم.

1005
00:51:26,500 --> 00:51:29,419
‫واضحه که چارلی منو قبول نمی‌کنه
‫دیگه هم نمی‌تونم برگردم آلفا.

1006
00:51:30,212 --> 00:51:34,508
‫بذارین پیشنهاد خودمو بدم.
‫اگه منو قبول کنین، با هم یه تیم خوب میشیم.

1007
00:51:34,591 --> 00:51:36,468
‫من عضو خوبی برای تیمم.
‫سخت کار می‌کنم.

1008
00:51:36,551 --> 00:51:39,721
‫توی کارای کمپ و طبیعت واردم.
‫می‌تونم توی همه این کارا کمکتون کنم.

1009
00:51:39,805 --> 00:51:43,767
‫واقعاً از همتون خوشم میاد.
‫تازه یه بازیکن قوی رو از دست دادین.

1010
00:51:44,392 --> 00:51:46,144
‫و من اومدم جاش رو پر کنم.

1011
00:51:48,647 --> 00:51:51,108
‫فکر کنم بهتره یه جلسه با هم بذارین و تصمیم بگیرین.

1012
00:51:51,191 --> 00:51:52,818
‫آره، اول باید در موردش حرف بزنیم.

1013
00:51:52,901 --> 00:51:55,695
‫من میرم سمت ساحل.
‫یه کوچولو شنا می‌کنم.

1014
00:51:55,779 --> 00:51:58,156
‫-آره، حتماً
‫-چون خیلی گرمه

1015
00:52:04,371 --> 00:52:07,999
‫خب، واضحه که نمی‌خوایم چارلی برنده بشه.

1016
00:52:09,751 --> 00:52:11,962
‫اگه بخوایم، سه روز دیگه می‌تونیم بندازیمش بیرون.

1017
00:52:12,045 --> 00:52:16,174
‫-ولی نمی‌خوایم بذاریم چارلی برنده بشه
‫-بچه‌ها، من... فکر نمی‌کنم باید این کارو بکنیم

1018
00:52:16,258 --> 00:52:18,510
‫-شما چی فکر می‌کنین؟
‫-واقعاً نمیدونم

1019
00:52:19,052 --> 00:52:22,013
‫-قبل از این پنج نفر بودیم و خیلی قوی بودیم
‫-فکر نمی‌کنم باید این کارو بکنیم

1020
00:52:22,097 --> 00:52:24,391
‫نه، نمی‌ذاریم بمونه

1021
00:52:25,058 --> 00:52:26,017
‫این دقیقاً چیزیه که باعث میشه...

1022
00:52:26,101 --> 00:52:28,228
‫چارلی همینو می‌خواد.
‫ولی کنترل دست خودمون می‌مونه.

1023
00:52:28,311 --> 00:52:30,480
‫اشکالی نداره.
‫در عوض هیچی گیرشون نمیاد.

1024
00:52:31,148 --> 00:52:34,109
‫من نمی‌خوام بذارم به چیزی که می‌خوان برسن.
‫نمی‌خوام .شاید فقط نظر منه.

1025
00:52:34,192 --> 00:52:35,944
‫شاید هنوز از دست چارلی حرصم پره

1026
00:52:36,027 --> 00:52:38,238
‫و نمی‌خوام هیچ چیزی که می‌خواد بهش برسه.

1027
00:52:38,321 --> 00:52:42,742
‫ولی این یه بازیه.
‫اگه بن رو نگه داریم، پول زیادی رو از دست میدیم.

1028
00:52:42,826 --> 00:52:47,414
‫نمی‌دونم، حس می‌کنم می‌تونه کمکمون کنه
‫و یه دست اضافه برای کارامون باشه

1029
00:52:47,497 --> 00:52:48,748
‫می‌تونیم از بن استفاده کنیم.

1030
00:52:48,832 --> 00:52:53,086
‫اون برای تیم براوو یه امتیاز حساب میشه
‫مخصوصاً بعد از اینکه مارشال رو از دست دادیم

1031
00:52:53,170 --> 00:52:56,089
‫اگه توی بازی نگهش داریم
‫در واقع چیزی که اونا می‌خوان رو بهشون نمیدیم

1032
00:52:57,048 --> 00:52:58,800
‫این برای ما هم یه برد حساب میشه.

1033
00:53:00,760 --> 00:53:02,512
‫من یه جورایی وسط موندم.

1034
00:53:02,596 --> 00:53:06,474
‫حرف هر دو طرف رو می‌فهمم
‫ولی واقعاً...

1035
00:53:06,558 --> 00:53:07,767
‫نمی‌دونم باید چی کار کنم.

1036
00:53:07,851 --> 00:53:10,562
‫و این تصمیم قراره چیزی باشه

1037
00:53:10,645 --> 00:53:13,064
‫که آینده بازی رو تعیین می‌کنه.

1038
00:53:13,500 --> 00:53:33,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
