WEBVTT

00:01.000 --> 00:09.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:09.371 --> 00:11.699
‫- زود باشین، یالا دیگه
‫- لازم نیست واسه ما تعیین تکلیف کنی

00:11.724 --> 00:14.282
‫- یادت نره، تو منطقه مایی
‫- اینجا اصلاً منطقه شما نیست

00:14.307 --> 00:15.752
‫- اینجا منطقه ماست
‫- زر نزن، نیست

00:15.777 --> 00:16.810
‫خب دیگه بکش عقب

00:25.610 --> 00:27.868
‫بهش رو نده‫
بذار واسه خودش فاز گنده‌لاتا رو برداره

00:27.893 --> 00:29.912
‫نه بابا، این اصلاً کیـه؟
!قشنگ اومد تو شکمم

00:30.558 --> 00:33.856
‫- این دیگه جَنم اونـه
‫- برو این جَنمت رو بیرون از اینجا نشون بده

00:33.881 --> 00:36.993
‫- زودباشین برین، کشش ندین
‫- اینجا ساحل شما نیست! حالیتـه؟

00:37.018 --> 00:38.670
‫اگه بخوام کل روز رو همین‌جا می‌مونم

00:38.695 --> 00:40.926
‫با تو حرف نمی‌زنم
‫حواسم قشنگ به این یکیه

00:44.662 --> 00:45.776
"سارا، کمپ براوو"

00:45.800 --> 00:49.447
‫خیلی رو اعصابه وقتی یکی
قشنگ می‌دونه ‫چطور بره رو مخت،

00:49.472 --> 00:53.254
‫ به خودم قول داده بودم که اصلاً
‫واکنشی نشون ندم یا حتی جوابش رو ندم

00:53.732 --> 00:55.943
‫این قشنگ تاکتیک‌شـه، ‫یه جور بازی روانی‌ـه

00:55.968 --> 00:59.180
‫ولی نه...
اصلاً ‫هیچ جوره نمی‌تونه منو بترسونه

01:01.094 --> 01:03.524
‫طوری میاد این‌طرف انگار قراره
‫بقیه خایه کنن یا یه همچین گوهی

01:03.549 --> 01:06.760
‫با قد 165 می‌خواد جلو یه مرد
‫185 زل بزنه و قد علم کنه

01:06.785 --> 01:09.579
‫خودت می‌دونی دستم بهت نمی‌خوره، ولی...
‫باید پیازداغش رو زیاد کنی

01:10.390 --> 01:14.795
‫فقط خوشحالم که مورگن و اَبی تونستن
‫ببینن من با چه آدمایی سر و کار دارم

01:14.820 --> 01:17.823
‫این آدما... مثلاً همین
کمپ چارلی، ‫رسماً رد دادن

01:17.848 --> 01:19.475
‫واقعاً روانی‌ان

01:19.724 --> 01:22.848
‫بیاین از این‌ور بریم. به هر حال می‌خواستم
‫ببینم این‌طرفا چه خبره

01:24.226 --> 01:27.255
‫خوش باشین با اون نارگیل‌ها
‫این آخرین باریه که این‌طرف چیزی گیرتون میاد

01:27.539 --> 01:29.673
‫قراره تک‌تک این نارگیل‌ها رو
‫از رو درخت لخت کنیم

01:29.698 --> 01:31.659
‫- اینجا خونه منه
‫- آره، ارواح عمت

01:32.996 --> 01:34.542
‫اه، چقدر بچه‌ان اینا، داداش!

01:34.567 --> 01:35.997
‫من که داشتم بهتون می‌گفتم

01:36.377 --> 01:37.962
‫- اینا فقط قلدر بازی بلدن
‫- دقیقاً

01:37.987 --> 01:40.656
‫این دیگه چی بود؟
‫یارو قشنگ رد داده

01:40.681 --> 01:44.268
‫سارا تا حدودی بهمون گفته بود
‫تو کمپ چارلی چه خبره،

01:44.293 --> 01:46.116
‫ولی وقتی آدم خودش از نزدیک می‌بینه،

01:46.345 --> 01:48.645
‫اصلاً از این مدل
رفتارشون با آدما ‫خوشم نمیاد،

01:48.670 --> 01:50.237
‫از سبک بازی‌شون اصلاً خوشم نمیاد

01:50.262 --> 01:51.793
‫این کارشون واقعاً

01:52.109 --> 01:53.944
‫حال آدم رو بد می‌کنه

01:54.643 --> 01:56.981
‫داره همه‌شون رو ‫از درخت می‌کشه پایین

01:57.495 --> 01:58.746
‫بنازم پسر!

01:59.184 --> 02:01.830
‫- فکر کردن می‌تونن حریف ما بشن
‫- آره بابا!

02:02.323 --> 02:03.533
‫- عمراً بتونن
‫- دقیقاً!

02:03.558 --> 02:05.125
‫این آخر آذوقه‌شونه

02:05.150 --> 02:08.847
‫اونجا رسماً یه کمپیـه
‫که فقط بقیه رو اذیت می‌کنن،

02:08.872 --> 02:12.481
‫و حاضرن آدما رو خرد کنن،
‫حتی هم‌تیمی‌های خودشون رو

02:12.506 --> 02:16.229
‫خلاصه همه‌چیزش رو...
‫قشنگ منو سگی می‌کنه

02:16.759 --> 02:21.255
‫می‌دونم برنامه‌مون اینـه که همین
دو سه روز آینده ‫رای بدیم سارا حذف بشه،

02:21.280 --> 02:23.996
‫ولی واقعاً تصمیم
‫خیلی سختی قراره باشه

02:24.021 --> 02:26.941
‫چون دلم خیلی به‌حالش می‌سوزه
‫که اون‌طرف این‌طوری باهاش رفتار کردن

02:27.761 --> 02:30.139
‫فقط خوشحالم که شماها
‫تونستین قشنگ منظورمو بفهمین

02:30.164 --> 02:32.120
‫خیلی وحشی بود، ‫یارو راحت پاچه می‌گرفت

02:32.145 --> 02:34.606
‫آره، بدجور پاچه می‌گرفت
‫نزدیک بود دست یارو رو قلم کنم!

02:36.082 --> 02:38.593
‫تا به خودمون بیایم، ‫سارا رو
گوشت دم توپ می‌کنن و می‌فرستنش بره

02:38.996 --> 02:41.380
‫- قشنگ دستش رو می‌خونن
‫- آره، می‌خونن

02:42.496 --> 02:43.739
"‏13 بازیکن"

02:44.247 --> 02:45.663
"بن، کمپ آلفا"

02:46.372 --> 02:47.474
"دیو، کمپ آلفا"

02:47.499 --> 02:48.499
"خارج شده"

02:49.104 --> 02:50.384
"هالی، کمپ آلفا"

02:51.502 --> 02:53.141
"مدی، کمپ آلفا"

02:53.872 --> 02:55.152
"نیکی، کمپ آلفا"

02:56.218 --> 02:57.898
"وضع قوانین با خودشونه "

02:58.499 --> 02:59.995
"اَبی، کمپ براوو"

03:00.912 --> 03:02.567
"مارشال، کمپ براوو"

03:03.574 --> 03:05.281
"ماری، کمپ براوو"
"خارج شده"

03:06.043 --> 03:07.723
"بازی نهایی برای بقا"

03:08.266 --> 03:10.025
"مورگن، کمپ براوو"

03:10.898 --> 03:12.609
"فارو، کمپ براوو"

03:13.237 --> 03:14.970
"شان، کمپ براوو"
"خارج شده"

03:15.377 --> 03:17.177
"فقط یه تیم از پسش‌ برمیاد"

03:17.561 --> 03:19.161
"برکستون، کمپ چارلی"

03:19.660 --> 03:21.305
"برت، کمپ چارلی"

03:22.507 --> 03:24.005
"لـیا، کمپ چارلی"

03:25.013 --> 03:26.446
"سارا، کمپ چارلی"

03:27.483 --> 03:29.292
"وس، کمپ چارلی"

03:33.115 --> 03:35.583
"زنده ماندن: جنگل"

03:37.981 --> 03:44.981
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:52.621 --> 03:55.439
"کمپ آلفا، شکار"

03:56.442 --> 03:57.753
"روز 15ام"

03:57.778 --> 03:59.014
یه ‫بویی میاد

03:59.480 --> 04:00.507
بوی گراز

04:01.834 --> 04:03.355
‫اینجا صددرصد...

04:04.992 --> 04:06.428
‫لونه خود هیولاست

04:07.420 --> 04:09.462
‫قشنگ همه‌جا رد پا افتاده و کوبیده شده

04:10.741 --> 04:11.992
‫کلی راه و رد پا هست

04:13.168 --> 04:15.754
‫صداش نمیاد، فکر کنم منو ندیده

04:17.295 --> 04:18.912
‫فعلاً بهتره برگردیم عقب

04:21.028 --> 04:25.032
‫15 روزه که یه وعده غذای
درست و حسابی ‫کوفت نکردیم،

04:25.057 --> 04:28.269
‫و متأسفانه اینجا
‫شکار کردن دهن رو ‌سرویس می‌کنه

04:28.294 --> 04:31.859
‫جنگل خیلی انبوهـه
‫کلی بوته‌زار تاریک و توهم‌رفته داره

04:31.884 --> 04:35.235
‫خیلی سخته بتونی درست نشونه بگیری
‫باید حسابی بهش نزدیک بشی

04:35.260 --> 04:37.381
‫پسر! چطور بود؟

04:37.928 --> 04:38.971
‫رفتم اون بالاها

04:38.996 --> 04:41.007
‫ولی پرنده هم پر نمی‌زد

04:41.350 --> 04:44.743
‫حیوونا سمت کمپ ما نمیان
‫سروصدا خیلی زیاده

04:44.768 --> 04:49.498
‫تنها چیزی هم که واسه خوردن داشتیم
‫فقط همین حلزون و نارگیل‌های کوفتی بوده

04:49.523 --> 04:51.431
‫همین که می‌دونیم اینجاست، آمار خوبیه

04:51.456 --> 04:53.917
‫ واسه دنبال کردنش قشنگ خودمو جنازه کردم

04:55.008 --> 04:58.008
‫من یه شکارچی‌ام
اصلاً ذاتـم اینـه که بقیه رو سیر کنم

04:58.033 --> 05:01.183
‫و وقتی می‌بینم خودم
‫و کل تیم داریم زجر می‌کشیم،

05:01.208 --> 05:02.304
‫ برام سنگینه

05:02.329 --> 05:05.540
‫می‌خوام کمک‌مون کنم
‫که بتونیم تو این بازی کوفتی زنده بمونیم

05:06.259 --> 05:08.469
‫- حالم از نارگیل به هم می‌خوره
‫- آره والا

05:08.494 --> 05:10.609
‫این‌قدر خوردیم که دیگه حالم رو خراب می‌کنه

05:10.634 --> 05:12.377
‫دیشب اصلاً نتونستم کپه مرگم رو بذارم

05:12.729 --> 05:14.029
‫قشنگ جنازه‌م از خستگی

05:14.054 --> 05:17.697
‫این حشره‌های لعنتی دارن دیوونه‌م می‌کنن
‫قیافه‌م طوریـه انگار جذام گرفتم

05:17.722 --> 05:20.058
‫پشتت هم بدجور گزیده شده و داغونه

05:20.083 --> 05:22.002
‫آره، وضعیت پشتت ‫از همه‌جا خراب‌تره

05:22.321 --> 05:24.923
‫روی پاهام از همه بدتره‫، همین‌ها هستن
که خارششون دهنم رو سرویس کرده

05:27.305 --> 05:29.015
‫بچه‌ها، شما هم اون صدا رو می‌شنوین؟

05:30.285 --> 05:32.496
‫- این دیگه چه کوفتیـه؟
‫- چی؟ وای، دهنم سرویس

05:32.521 --> 05:33.535
‫پسر!

05:36.260 --> 05:39.005
‫- هلیکوپتره بچه‌ها. می‌شنوین؟
‫- آره، یه هلیکوپتر اونجاست

05:39.030 --> 05:41.565
‫- شبیه چیه؟
‫- انگار دارن آذوقه و تجهیزات می‌فرستن

05:45.105 --> 05:47.251
‫یه چیز گنده‌ای رو حمل می‌کنه. نگاهش کنین

05:50.633 --> 05:52.102
‫بار آذوقه‌ست!

05:52.547 --> 05:55.172
‫- هنوز ننداختنش پایین
‫- یه قایق هم اونجاست

05:58.724 --> 06:00.274
‫نگاش کنین، همون‌جا معلق مونده

06:00.651 --> 06:02.241
‫برگام، یکی دیگه؟

06:04.532 --> 06:07.085
‫من قایق رو می‌بینم،
‫هلیکوپترها هم می‌بینم. همه‌چی قشنگ معلومه

06:08.065 --> 06:11.360
‫- دارن یه نامه می‌اندازن پایین
‫- یالا بریم. بریم ببینیم چیه

06:12.166 --> 06:14.460
‫اوناهاش، انداختش اون‌ور لای علف‌ها

06:15.484 --> 06:17.014
‫ببینیم چی برامون فرستادن

06:17.292 --> 06:18.914
‫- اینم از این
‫- ببینیم چی گیرمون اومده

06:18.939 --> 06:19.939
!آه

06:20.194 --> 06:22.632
‫- این قضیه بدجور می‌ره رو اعصابم
‫- می‌دونم

06:22.657 --> 06:23.742
بدجور ‫استرس دارم

06:24.031 --> 06:25.038
‫یه نامه

06:25.339 --> 06:28.255
‫"تیم‌ها، دو تا از ‫قوی‌ترین
"شناگرهاتون رو انتخاب کنید

06:28.280 --> 06:29.243
‫اوف...

06:29.268 --> 06:31.890
‫"تیم‌ها، دو تا از ‫قوی‌ترین
"شناگرهاتون رو انتخاب کنید

06:31.915 --> 06:34.126
‫"تیم‌ها، دو تا از ‫قوی‌ترین
"شناگرهاتون رو انتخاب کنید

06:34.809 --> 06:36.102
‫قراره مسابقه باشه

06:36.127 --> 06:37.670
‫- این‌طور به نظر میاد
‫- آره

06:38.243 --> 06:40.822
‫بعد از 15 روز طاقت‌فرسا ‫تو دل جنگل،

06:41.181 --> 06:44.320
‫حالا یه فرصت جدید واسه بقا
‫جلوی پای تیم‌ها گذاشته شده

06:44.766 --> 06:47.431
‫- باید یه مسیر طولانی رو شنا کنیم
‫- آره، می‌دونم

06:47.456 --> 06:49.902
‫- کلی بنیه و استقامت می‌خواد
‫- من پایه‌ام، خایه این کارو دارم

06:49.927 --> 06:50.928
‫من که عمراً

06:51.426 --> 06:54.679
‫دو تا محموله فرستاده میشه
‫یکی از هوا و یکی از توی آب

06:54.704 --> 06:57.665
‫این دو تا بسته کاملاً با هم فرق دارن
‫و چیزهای متفاوتی توشونه

06:58.263 --> 06:59.765
‫این محموله‌ها رها میشن،

06:59.790 --> 07:02.960
‫تقریباً تو فاصله ‫250 متری از خط ساحل

07:03.576 --> 07:07.036
‫این یعنی شناگرها باید با جریان‌های
غیرقابل‌پیش‌بینی اقیانوس سر و کله بزنن

07:07.408 --> 07:10.380
‫اونم تو این مرحله از بازی
که قشنگ استقامت‌شون محک می‌خوره

07:10.405 --> 07:12.674
‫جایی که همه‌شون
‫کالری ناچیزی به بدنشون رسیده

07:13.135 --> 07:14.512
‫- هالی و بن
‫- آره

07:14.728 --> 07:17.254
‫- فکر کنم کار خودتونه
‫- به نظرم شماها بهترین گزینه‌مون باشین

07:17.279 --> 07:19.321
‫دیشب کاش می‌تونستم یه ذره بخوابم

07:21.039 --> 07:22.249
‫- ردیفه
‫- یالا بریم

07:23.019 --> 07:26.831
‫بچه‌ها! من تو دبیرستان
‫عضو تیم شنای 500 متر بودم

07:27.428 --> 07:29.741
‫- اوکی برکستون و لیـا
‫- آره

07:29.766 --> 07:31.226
‫ما بهتون ایمان داریم

07:32.152 --> 07:34.279
‫نفر اول که معلومه کیه. نفر دوم کیه؟

07:34.982 --> 07:36.651
‫- من میرم
‫- تو هم می‌خوای بیای؟

07:36.676 --> 07:38.917
‫دمت گرم! پس من و تو میریم؟

07:38.942 --> 07:40.068
‫بزن بریم

07:40.093 --> 07:41.648
‫قشنگ می‌ترکونین بچه‌ها

07:41.673 --> 07:45.642
‫بین پنج نفر تیم‌مون، ‫من بهترین شناگرم

07:45.667 --> 07:50.329
‫تو شهر خودمون،
کلی تو کار ‫غواصی با کپسول و غواصی آزادم،

07:50.354 --> 07:51.851
‫کلاً همش تو دل اقیانوسم

07:51.876 --> 07:54.722
‫واسه همین تا نامه رو دیدم،
‫فهمیدم که خودم باید برم

07:54.747 --> 07:56.415
‫ما تا حالا شنا کردن مارشال رو ندیدیم،

07:56.440 --> 07:58.530
‫ولی خودت که خیلی به مهارتهات
‫مطمئن به نظر میای،

07:58.555 --> 08:00.336
‫پس بزن بریم تو کارش

08:01.109 --> 08:03.545
‫کلاً دو تا محموله هست
‫از اون‌طرف سه تا تیم داریم، پس...

08:03.570 --> 08:05.174
‫ یکی‌شون قشنگ دست خالی برمی‌گرده

08:05.564 --> 08:07.601
‫خیلی‌خب، تصمیمت رو بگیر. بشکه یا صندوق؟

08:07.626 --> 08:09.823
‫اونا صددرصد دارن میرن سراغ صندوق

08:09.848 --> 08:10.605
‫آره

08:10.630 --> 08:14.898
‫و آلفا هم قشنگ مسیرش مستقیمـه،
‫به هر چی که توی این بشکه‌ست دسترسی داره

08:15.832 --> 08:17.089
‫شماها باید برید سراغ بشکه

08:17.114 --> 08:19.626
‫چون دورتره،
احتمالاً ‫جایزه گنده‌تری هم توشـه

08:20.043 --> 08:22.536
‫اگه هر دومون بریم سراغ بشکه
آلفا هم میره سراغ همون

08:22.561 --> 08:24.020
‫اون‌وقت هیچ‌کی نمیره سراغ صندوق

08:24.720 --> 08:26.346
‫این‌جوری چارلی مفت و مجانی گیرش میاد

08:27.820 --> 08:30.948
‫هر بار که یه فرصت جدید واسه بقا پیش میاد،

08:30.973 --> 08:33.476
‫هر انتخابی می‌تونه عواقب سنگینی داشته باشه

08:33.501 --> 08:35.789
‫اینجا جاییـه که باید با اونا هم کار کنیم

08:37.013 --> 08:38.069
‫بن!

08:39.716 --> 08:42.594
‫نقشه بکشین، شاید بتونین
با همکاری هم هر دو تا رو بگیرین

08:42.619 --> 08:45.288
‫وقتی هیچ قانونی و دستورالعمل مشخصی نداریم،

08:45.313 --> 08:47.732
‫و نمی‌دونیم تو هیچ‌کدوم از محموله‌ها چیه،

08:47.757 --> 08:49.550
‫میشه هر رقم نقشه‌ای رو چید

08:49.881 --> 08:52.190
‫بیاین دو تیمی بریزیم سرش
و صندوق رو از چارلی قاپ بزنیم

08:52.215 --> 08:54.023
‫بعدش میریم سراغ بشکه که رقیبی نداره

08:54.048 --> 08:56.637
‫هر کوفتی هم که گیرمون اومد
دو تا تیم نصف‌نصف تقسیمش می‌کنیم

08:57.069 --> 08:58.445
‫به امید خدا هر دو تا رو می‌گیریم

08:59.838 --> 09:03.034
‫با اینکه تیم‌ها
تا الان تو بازی تن به معامله ندادن

09:03.307 --> 09:06.018
‫ولی وقتی پای آذوقه
و تجهیزات حیاتی وسط باشه

09:06.305 --> 09:08.062
‫انتخاب همکاری با یه رقیب سرشناس

09:08.087 --> 09:10.507
‫می‌تونه برگ برنده‌تون واسه گرفتنِ
یه امتیاز درست و حسابی بشه

09:10.791 --> 09:12.657
‫یا اینکه دست از پا درازتر
و با دست خالی برگردن

09:13.750 --> 09:15.362
‫- قبولـه بریم
‫- به نظرم همین کارو بکنیم

09:15.387 --> 09:16.602
‫- بهترین معامله‌ی ممکنه
‫- پایه‌ای؟ اوکی

09:16.627 --> 09:18.796
‫بن، تو برو اون‌طرف
‫بیا، اینم دوربین شکاری

09:18.821 --> 09:19.739
‫دستت درد نکنه

09:20.056 --> 09:21.458
‫قشنگ بوی اتحاد میاد

09:21.483 --> 09:23.135
‫بله، یه ائتلاف ریز پشت پرده شکل گرفته

09:26.680 --> 09:28.510
‫آخ، انداختنش! افتاد تو آب

09:29.372 --> 09:32.459
‫- بدو، بدو، بدو، بدو!
‫- یالا، یالا، یالا! زود باشین! بزن بریم!

09:33.301 --> 09:35.183
‫- یالا بچه‌ها، حرکت!
‫- ما می‌تونیم، مال خودمونه

09:35.211 --> 09:37.105
‫- بدو! بگیرش!
‫- بدو!

09:39.463 --> 09:40.639
‫بدو، بدو!

09:41.025 --> 09:42.127
‫زود باشین!

09:44.623 --> 09:46.531
‫خیلی‌خب، ما جلوتریم، از اونا جلوتریم

09:48.203 --> 09:49.371
‫هنوز عمقش کمه

09:49.870 --> 09:51.705
‫- داریم رو شن‌ها می‌دوییم
‫- برکستون رسید اونجا

09:52.448 --> 09:54.581
‫برکستون عجب شناگریه پسر، پشمام

09:55.698 --> 09:58.723
‫- یالا، برکستون خودش تنهایی جمعش می‌کنه
‫- آره، برکستون صددرصد می‌گیرتش

10:02.734 --> 10:05.292
‫- باریکلا!
‫- فکر کنم هالی بیشتر از نصف مسیر رو رفته

10:05.317 --> 10:08.237
‫یالا اَبی، بدو! شنا کن!

10:08.579 --> 10:11.220
‫خلاصه من و بن
داریم به سمت صندوق‌ها شنا می‌کنیم

10:11.245 --> 10:14.574
‫و دارم با تمام توانی که دارم پا می‌زنم

10:14.599 --> 10:20.730
‫چون قشنگ دارم می‌بینم که برکستون و
لیا هم دارن با سرعت میان سمت صندوق‌ها

10:20.755 --> 10:22.439
‫دهنت‌سرویس، دارن می‌رسن

10:24.980 --> 10:29.694
‫قشنگ دارم می‌بینم که تا این
صندوق‌های وسط اقیانوس، کلی راهه

10:29.719 --> 10:33.550
‫و وقتی کل جیره غذات فقط خرچنگ گوشه‌گیر
و یه ذره مارمولک کوفتی باشه

10:33.575 --> 10:38.162
‫خیلی راحت ممکنه وسط راه
بنزین تموم کنی و جنازه بشی

10:39.015 --> 10:40.391
‫ادامه بده اَبی!

10:40.416 --> 10:43.174
‫- اونا جنازه‌ان، سوءتغذیه دارن
‫- آره بابا!

10:43.199 --> 10:46.027
‫ولی ما اون عصاره گوشت مشتی
!تو بدن‌مونه، داداش. بزن بریم

10:46.862 --> 10:49.156
‫- یالا، لیا. تو می‌تونی
‫- بدو لیا، یالا!

10:50.625 --> 10:53.754
‫- هالی شناگر قابلیـه. قشنگ تو نخشن
‫- باریکلا! چقدر تمیز شنا می‌کنه

10:53.779 --> 10:54.852
‫بزن بریم، عشقی!

10:56.136 --> 10:59.346
‫وقتی اون وسط داری شنا می‌کنی، تازه می‌فهمی
‫چقدر زود بدنت خالی می‌کنه و جنازه میشی

10:59.371 --> 11:00.542
‫فقط داری دست‌وپـا می‌زنی

11:00.567 --> 11:03.366
‫همش داری جون می‌کنی که سرت
‫و بدنت رو بالای آب نگه داری

11:05.166 --> 11:08.261
‫اما با وجود همه این دهن‌سرویسی‌ها،
‫هیچ‌چیزی نمی‌تونست جلومو بگیره

11:08.286 --> 11:10.529
‫باید این برد رو واسه تیم آلفا می‌آوردم

11:10.554 --> 11:12.348
‫چیزی نمونده بچه‌ها، رسیدین!

11:12.373 --> 11:16.961
‫بدن من قشنگ عادت داره
‫که از حد و مرز خودش فراتر بره و فشار بیاره

11:17.718 --> 11:20.679
‫اون روحیه ورزشکاری درونم داره فریاد می‌کشه

11:25.502 --> 11:26.784
‫اونا الان رسیدن

11:33.238 --> 11:34.948
‫خیلی‌خب، هر دوشون رسیدن به اون یکی

11:35.645 --> 11:37.063
‫برکستون کدوم گوریـه؟

11:37.931 --> 11:39.784
‫با اینکه برکستون ‫از تیم چارلی

11:39.809 --> 11:41.811
‫به نظر می‌رسید فاصله خیلی زیادی جلو افتاده،

11:41.836 --> 11:44.923
‫ولی تغییر جریان‌های
اقیانوس رو درست حساب نکرده بود

11:45.634 --> 11:47.302
‫نمی‌دونم، اونجاست واقعاً؟

11:47.327 --> 11:49.413
‫فکر کنم داره میره ‫یه خراب‌شده دیگه

11:49.687 --> 11:51.556
‫داره مسیر رو کاملاً اشتباه میره، تف توش!

11:51.986 --> 11:54.768
‫جریان آب صندوق‌ها رو
‫نزدیک 30 متر کشونده سمت شرق،

11:54.793 --> 11:57.429
‫و برکستون هنوز ‫مسیر اولیه‌ش رو عوض نکرده

11:58.144 --> 12:00.980
‫اگه بن و اَبی
‫قبل از برکستون به صندوق‌ها برسن،

12:01.005 --> 12:04.650
‫اون‌وقت آلفا و براوو
قشنگ همه محموله‌ها رو مال خود کردن

12:04.675 --> 12:06.927
‫و کلاه چارلی بدجور
پس معرکه‌ست و چیزی گیرش نمیاد

12:06.952 --> 12:09.338
‫صندوق سمت راسته! نگاه کن! جابه‌جا شده!

12:09.363 --> 12:11.720
‫برکستون! سمت راسته!

12:12.566 --> 12:13.662
‫دیگه کار تمومه

12:14.032 --> 12:16.256
‫فقط باید همین سرعت‌ رو حفظ کنن
دیگه مال خودشونه

12:17.079 --> 12:19.233
‫وای خدای من،
‫اون دو نفر قشنگ رسیدن بهش

12:19.258 --> 12:20.541
‫برو سمت راست!

12:21.792 --> 12:24.503
‫- یالا، لیا! تو می‌تونی
‫- برکستون داره مسیر رو برعکس میره

12:24.528 --> 12:26.781
‫- باید بره اون‌طرفی
‫- سمت راست، برکستون!

12:26.806 --> 12:28.456
‫بپیچ، برکستون، بپیچ!

12:28.481 --> 12:29.923
‫- برو سمت راست!
‫- سمت راست!

12:30.421 --> 12:33.301
‫سرم رو آوردم بالا و دیدم
صندوق رفته انتهای سمت راست

12:33.326 --> 12:35.620
‫از من کلی دور شده
و به براوو و آلفا نزدیک‌تره

12:35.645 --> 12:39.722
‫اونجا بود که فهمیدم باید
هر چی تو چنته دارم رو رو کنم

12:39.747 --> 12:41.832
‫وگرنه عمراً نمی‌تونستم
نفر اول برسم به اون صندوق

12:46.668 --> 12:50.463
‫- دیدش، نگاش کن. پیچید
‫- آره، داره میره. ردیفه

12:50.488 --> 12:52.826
‫انگار براوو داره میره سمتش

12:56.796 --> 12:59.257
‫بدنم قشنگ خالی کرده و جنازه‌م

13:01.240 --> 13:04.994
‫اصلاً نای اینو ندارم
که الان بخوان تخته‌گاز برم

13:05.019 --> 13:09.232
‫فقط باید یه جوری
به حرکتم ادامه بدم که به اونجا برسم

13:09.257 --> 13:11.426
‫و وسط راه رسماً بنزین تموم نکنم

13:12.387 --> 13:14.695
‫بعدش چشمم خورد به برکستون،

13:15.513 --> 13:19.350
‫با خودم گفتم: "خوبـه، درسته سرم
"یه ذره گیج میره، ولی کم نمیارم

13:21.250 --> 13:23.576
‫ببین، تازه دارن شنا می‌کنن. یالا برکستون

13:23.601 --> 13:25.186
‫- بدو، برکستون!
‫- یالا!

13:27.407 --> 13:30.111
‫- چیزی نمونده برسن بهش
‫- قشنگ دارن نزدیک میشن

13:30.136 --> 13:31.500
‫فاصله‌شون خیلی کم شده

13:32.216 --> 13:34.468
‫داره می‌بره، وایساد

13:34.928 --> 13:36.261
‫- کی؟
‫- برکستون

13:36.286 --> 13:39.873
‫جریان آب داشت صندوق رو
راست می‌برد تو شکم بن و اَبی

13:39.898 --> 13:42.675
‫که قشنگ سمت راستم بودن
و این قضیه بدجور نگرانم کرد

13:42.700 --> 13:45.126
‫بیخ گوشتن. بدو، برکستون!

13:45.413 --> 13:46.873
‫ولی ته دلم مطمئن بودم

13:46.898 --> 13:50.074
‫که اگه تا آخرین نفس مایه بذارم
بازم می‌تونم نفر اول برسم اونجا

13:50.563 --> 13:53.408
‫بن گرفتش، چیزی نمونده برسه. یالا

13:53.433 --> 13:55.812
‫- بدو، کلی نزدیک شده
‫- بزن بریم!

13:55.837 --> 13:58.130
‫- رسیدن اونجا. یالا برکستون
‫- شونه به شونه دارن میرن!

13:59.751 --> 14:02.412
‫اون‌قدر نزدیکه که حتی با این دوربین هم
‫خوب نمی‌تونم تشخیص بدم

14:06.530 --> 14:08.759
‫هنوز نه، هنوز نه. آخیش!

14:08.784 --> 14:10.745
‫یالا. وای دهنم سرویس

14:16.946 --> 14:18.026
‫صندوق مال منه!

14:19.560 --> 14:22.271
‫بزن بریم!

14:22.296 --> 14:24.648
‫با رسیدن چارلی
به عنوان اولین تیم ‫به این صندوق،

14:24.673 --> 14:27.072
‫اونا تمام محتویاتش رو قشنگ مال خود کردن

14:27.970 --> 14:29.347
‫بیارینش خونه

14:29.372 --> 14:31.624
‫اما آلفا و براوو
‫مجبور میشن که محتویات

14:31.649 --> 14:33.693
‫بشکه رو نصف‌نصف
بین خودشون تقسیم کنن

14:33.718 --> 14:36.307
‫که این یعنی
به هر تیم فقط نصف غنایم می‌رسه

14:36.846 --> 14:38.095
‫برکستون زودتر رسید اونجا!

14:38.120 --> 14:40.436
‫پسر خودمو از فرسخ‌ها می‌شناسم‫
!شاه‌ماهی خودمه

14:40.461 --> 14:43.572
‫آلفا و براوو کثافت‌ها خواستن یه جورایی
‫پشت پرده با هم ائتلاف کنن

14:43.597 --> 14:46.172
‫خواستن یه حرکتی بزنن،
‫ولی کور خوندن، از این خبرا نیست

14:46.516 --> 14:47.850
‫این صندوق رسماً مال ماست

14:48.840 --> 14:49.870
‫آره بابا

14:50.462 --> 14:53.715
‫راستش کلی حال می‌کنم با این قضیه
چون معنیش اینه که تیم رقیب حسابی ترسیده

14:53.740 --> 14:57.117
‫اونا ما رو یه تهدید می‌بینن ‫و این یعنی ما
همون تیمی هستیم که باید شاخش رو بشکنن

14:57.493 --> 14:59.995
‫- بیا، اون طرفش رو بگیر
‫- یه جور قایقـه انگار

15:00.020 --> 15:01.313
‫آره، کایاکـه

15:02.075 --> 15:03.911
‫- وای خدا
‫- دمش گرم، عالیه!

15:03.936 --> 15:05.104
‫آره

15:06.798 --> 15:07.865
‫پاروها

15:09.092 --> 15:12.246
‫- گندش بزنن، اونا قایق دارن با پارو؟
‫- اونا قایق رو گرفتن، ما پاروها رو داریم

15:12.271 --> 15:13.550
و ‫اون دیگه چیه؟

15:13.575 --> 15:16.100
‫- پشمام!
!‫- این چیه، یا خدا

15:16.125 --> 15:17.875
‫یه سری وزنه واسه ماهیگیری

15:17.900 --> 15:19.652
‫- اون تله خرچنگه؟
‫- منظورت چیه؟

15:19.677 --> 15:22.055
‫- این یکی عینک غواصی هم داره
‫- دمت گرم، مشتیـه

15:22.530 --> 15:26.196
‫راستش در مورد شنا،
‫قضیه یه ذره حالمون رو گرفت

15:26.221 --> 15:30.074
‫نتونستیم چارلی رو ببریم،
‫ولی وقتی دیدم تو بشکه چیه،

15:30.099 --> 15:32.958
‫خیالم کلی راحت شد،
‫چون اینجا کلی وسیله و تجهیزات داریم

15:32.983 --> 15:35.232
‫واسه اینکه بزنیم به دل دریا
‫و بالاخره یه لقمه غذا بیاریم

15:35.884 --> 15:36.927
‫اون چیه؟

15:37.822 --> 15:40.575
‫- اوه، شبیه یه...
‫- اوه، تله‌ست؟

15:40.600 --> 15:43.738
‫- تله میگوئه، یا تله ماهی
‫- این بشکه‌ها بوی عرق سگی میدن

15:43.763 --> 15:45.932
‫- آره، دقیقاً‫
کلی بهتون افتخار می‌کنم بچه‌ها -

15:46.858 --> 15:49.062
‫همون‌جا نشسته بودم و زاغ‌سیاه چوب می‌زدم،

15:49.087 --> 15:53.142
‫و دیدم تک‌تک اعضای چارلی توی اون ساحل

15:53.167 --> 15:56.712
‫زل زدن به غنایمی که گرفتن، ‫همون‌جا بود
که فهمیدم هیچ‌کی حواسش به من نیست‫

15:56.737 --> 15:59.166
با خودم گفتم: یه جرقه! وقتشه

15:59.707 --> 16:02.529
‫- می‌تونم ببینم توی اون کیسه چیه؟
‫- این نخ ماهیگیریـه

16:03.159 --> 16:06.288
‫آخر سر، خودشون نباید
کمپ‌شون رو بی‌صاحب رها می‌کردن

16:06.561 --> 16:08.457
‫حقشونه، اصلاً هم پشیمون نیستم

16:08.482 --> 16:11.491
‫- ولی فقط یه دونه ماسک هست؟
‫- فکر کنم آره

16:11.516 --> 16:13.535
‫- دوتاست. یکی هم رو سر منه
‫- خوبه

16:13.560 --> 16:16.104
‫هر کدوم یه پارو برمی‌داریم،
‫محض خنده و کرم‌ریختن؟

16:16.558 --> 16:18.018
‫- آره، هر کدوم یه پارو
‫- ردیفه

16:21.162 --> 16:22.187
سگ توش

16:22.212 --> 16:24.723
‫همه بازیکنای تیم تو ساحل نیستن

16:24.748 --> 16:26.061
‫سارا رو اونجا نمی‌بینم

16:27.236 --> 16:29.240
‫سارا و چند نفر دیگه غیب‌شون زده

16:30.641 --> 16:33.186
‫بدجور چشمم ترسیده از اینکه
‫کمپ‌مون رو بی‌صاحب ول کردیم

16:33.211 --> 16:34.817
‫برم یه سر به کمپ بزنم؟

16:34.842 --> 16:36.775
‫- می‌تونی بری
‫- اصلاً خوشم نمیاد کمپ بی‌صاحب بمونه

16:36.800 --> 16:37.801
‫بدو پسر، بدو!

16:39.602 --> 16:40.895
‫چرا برکستون داره مثل سگ می‌دوه؟

16:53.123 --> 16:54.189
‫خیلی‌خب

16:58.918 --> 17:01.874
‫می‌دونم همه بازیکنای توی بازی
‫الان تو ساحل نیستن،

17:01.899 --> 17:02.899
...واسه همین

17:03.400 --> 17:05.837
‫ صددرصد یکی اومده اینجا
‫و به وسایلمون دستبرد زده

17:10.060 --> 17:11.937
‫ کلاً فقط یه دونه قمه می‌بینم

17:12.700 --> 17:14.285
‫خیلی‌خب، بقیه هم اومدن، یالا

17:17.251 --> 17:18.785
‫فکر کنم دو تا از قمه‌هامون کمه

17:20.145 --> 17:22.033
‫- جدی میگی؟
‫- آره

17:22.896 --> 17:23.980
‫قضیه چیه؟

17:24.005 --> 17:25.434
‫دو تا قمه‌مون رو زدن

17:25.459 --> 17:26.733
‫عجب گیری کردیم‌ها

17:27.639 --> 17:29.799
‫- یعنی اونا دو تا قمه رو برداشتن؟
‫- آره دیگه

17:30.890 --> 17:33.189
‫سارا کلی انگیزه داشت
‫که بیاد از کمپ ما دزدی کنه

17:38.922 --> 17:41.132
‫ببین، اصلاً دلم نمی‌خواست این‌جوری بازی کنم

17:42.065 --> 17:45.610
‫ولی مامانم همیشه می‌گفت:
‫"اگه کسی بهت سیلی زد، محکم‌تر بزن تو گوشش"

17:47.587 --> 17:50.798
‫دیگه حرف از اینکه ‫نمی‌خوایم
کثیف بازی کنیم رو باید بریزیم دور

17:50.823 --> 17:53.846
‫واسه اونا فرقی نمی‌کنه آدم خوبی باشی
راحت مالت رو بالا می‌کشن

17:53.871 --> 17:55.353
‫این دیگه رسماً تاکتیک زمان جنگه

17:55.378 --> 17:56.624
‫تنها قانون سفت و سخت‌مون اینـه

17:56.649 --> 17:59.367
‫که کمپ رو خالی نذاریم، وقتی
می‌دونیم، سارا کمر به نابودی ما بسته

17:59.392 --> 18:01.343
‫آره، راست میگی. حق با توئه

18:02.483 --> 18:05.800
‫می‌دونی، اونا به حذف شدنم رای دادن، بالاخره
... کینه مال اون موقع بود، تموم شد، ولی

18:06.611 --> 18:09.103
‫قرار نیست هر کی از راه رسید
به آدم زور بگه و قلدر بازی دربیاره

18:09.128 --> 18:12.468
‫من زیر بار این گوه نمیرم. باید همون
آشغال‌بازی خودشون رو تلافی می‌کردم

18:12.904 --> 18:16.525
‫دیگه همه اون مسخره‌بازی‌های
رفیق‌جون جونی و خنده‌ها تعطیل، افتاد؟

18:23.148 --> 18:24.605
‫مأموریت با موفقیت انجام شد

18:26.779 --> 18:29.610
‫اون‌طرف تو ساحل، تیم‌های آلفا و براوو

18:29.635 --> 18:32.680
‫تجهیزات ماهیگیری جدیدی رو که گرفتن،
‫ نصف‌نصف بین خودشون تقسیم می‌کنن

18:32.705 --> 18:35.070
‫پنج تا قلاب بزرگ داریم
...و پنج تا قلاب کوچیک، پس

18:35.095 --> 18:36.287
‫هر جور صلاح می‌دونین

18:36.312 --> 18:41.338
‫سهم آلفا میشه یه تله ماهی،
‫یه تله خرچنگ، یه شناور، یه عینک غواصی،

18:41.363 --> 18:43.825
‫یه مقدار نخ ماهیگیری همراه قلاب و سرب

18:43.850 --> 18:46.332
یه جفت پارو، به اضافه یه سر نیزه

18:46.357 --> 18:48.293
‫- اوه، دمش گرم، عالیه
‫- اون دیگه چیه؟

18:48.318 --> 18:51.697
‫یه سر نیزه‌، ‫ولی خود نیزه رو نمی‌بینم

18:52.123 --> 18:55.115
‫سهم براوو هم میشه
‫اون یکی تله ماهی و تله خرچنگ،

18:55.140 --> 18:57.888
‫یه شناور واسه خودشون،
‫اون یکی عینک غواصی،

18:58.217 --> 19:00.556
‫بقیه نخ‌ها، قلاب‌ها و سرب‌ها،

19:00.581 --> 19:03.074
‫اون یکی جفت پارو، ‫به اضافه تور پرتابی

19:03.099 --> 19:04.976
‫پسر، کلی پایه‌م با این وسایل جدید کار کنم

19:05.001 --> 19:07.670
‫منم همین‌طور. بدجور مشتاقم
‫ببینم این وسایل چطور جواب میدن

19:07.695 --> 19:09.700
‫کف کردم واسه اینکه یه ماهی بزنیم بر بدن

19:09.725 --> 19:11.602
‫اوه، قشنگ معرکه میشه

19:12.291 --> 19:13.792
‫تو جزیره سن خوزه،

19:13.817 --> 19:17.043
‫تجهیزات ماهیگیری
صددرصد یه منبع حیاتی به حساب میان

19:18.227 --> 19:21.772
‫آب‌های اطراف این جزیره
‫پر از ماهی‌های قباد، قزل‌آلای خال‌دار

19:21.797 --> 19:23.545
‫و سرخو هستن که اگه صید بشن،

19:23.570 --> 19:26.022
‫مواد مغذی فوق‌العاده‌ای رو
به هر کدوم از تیم‌ها می‌رسونن

19:27.534 --> 19:29.639
‫هرچند نتونستیم ‫شاخ چارلی رو بشکنیم،

19:29.956 --> 19:34.044
‫ولی اون ائتلافی که با آلفا کردیم و بعدش
غنایم رو نصف کردیم، قشنگ جواب داد

19:35.011 --> 19:37.013
‫با این همه وسیله ماهیگیری که گیرمون اومده،

19:37.038 --> 19:39.555
‫اگه بتونیم هر روز کلی آذوقه اضافه جور کنیم

19:39.580 --> 19:42.196
رسماً بازی رو بردیم و بارمون رو بستیم

19:43.958 --> 19:46.002
‫سارا، انگار یهو غیبت زد

19:46.327 --> 19:48.311
‫خب، وقتی همه‌تون تو ساحل بودین،

19:48.336 --> 19:49.967
‫داشتم زاغ‌سیاه‌تون رو چوب می‌زدم،

19:49.992 --> 19:52.902
‫و دیدم که همه اونجا جمع شدن

19:52.927 --> 19:56.696
‫واسه همین رفتم
یه مأموریت شناسایی ریز تو کمپ چارلی زدم

19:56.721 --> 19:57.738
‫رفتی اونجا؟

19:57.763 --> 19:59.685
‫- رفتی؟ نه بابا، برگام!
‫- چی بلند کردی؟

19:59.710 --> 20:01.003
‫پشمام، سارا!

20:01.028 --> 20:02.488
‫همین‌جا منتظر بمونین، رفقا

20:04.788 --> 20:06.517
‫بعضی‌ها ممکنه بهم بگن رابین هود

20:06.542 --> 20:09.306
‫نه بابا، پشمام!

20:09.331 --> 20:12.268
‫این یکی مال خودمونه. نه فقط یکی...

20:14.536 --> 20:16.329
‫- بلکه دو تا!
‫- وای دهنم سرویس

20:16.354 --> 20:18.268
‫اون قمه اره‌ایی رو آورده!

20:20.242 --> 20:24.071
‫من واقعاً از کار سارا جا خوردم

20:24.096 --> 20:26.348
‫- سارا، دهنت سرویس، چی هستی تو!
‫- آره والا

20:26.373 --> 20:29.710
‫از اینجا به بعد واسه کمپ چارلی
اونم فقط با یه دونه قمه

20:29.735 --> 20:33.659
‫کلی سخت میشه که
بتونن وسایل و پناهگاه اولیه بسازن

20:33.684 --> 20:36.703
‫و حالا که سارا این حرکت رو زده،

20:36.728 --> 20:40.565
‫یه جورایی منو به فکر فرو می‌بره
که اصلاً باید نگهش داریم یا نه

20:40.796 --> 20:42.934
‫چون تازه داشتیم قشنگ می‌شناختیمش

20:42.959 --> 20:46.337
‫کاملاً تابلوئه کلی سختی کشیده
و بدجور می‌خواد توی این بازی بمونه

20:46.362 --> 20:49.490
‫و حتی اگه این کارش یه جورایی
واسه انتقام شخصی خودش بوده

20:49.515 --> 20:52.532
‫بازم تهش، به نفع تیم براوو شد

20:52.557 --> 20:55.316
‫- یه بغل دسته‌جمعی؟
‫- بغل دسته‌جمعی! بزن بریم!

20:55.341 --> 20:56.884
‫پسر معرکه‌ست!

20:56.909 --> 20:59.995
‫کلی معذرت می‌خوام. می‌دونم گفته بودیم
اگه فرصتی دیدیم باید قاپش بزنیم

21:00.020 --> 21:02.877
‫- ولی خب ببخشید که بی‌خبر رفتم اونجا
‫- شاهکار کردی دختر، عالی بود

21:02.902 --> 21:05.181
‫  دست خودم نبود
باید می‌رفتم، انتقام یعنی این داداش

21:05.206 --> 21:06.773
!دمت گرم -
!آره -

21:07.158 --> 21:08.201
‫بزن بریم!

21:09.830 --> 21:12.541
‫وقتی سارا برگشت
و دیدم اون همه قمه رو کش رفته

21:12.566 --> 21:13.901
‫و همه داشتن خرکی کیف می‌کردن،

21:13.926 --> 21:16.788
‫قشنگ دستم اومد که فاز بقیه چیه

21:16.813 --> 21:19.607
‫به نظر میاد کلی پایه‌ان که تو تیم نگهش دارن

21:19.632 --> 21:22.427
‫اونا صددرصد می‌خوان تلافی کنن
باید حواسمون باشه چیزی ازمون نزنن

21:22.452 --> 21:25.015
‫یعنی تک‌تک لحظه‌ها
یه نفر باید تو کمپ بمونه

21:25.040 --> 21:27.257
‫- دقیقاً. آره
‫- می‌فهمی چی میگم دیگه؟

21:27.822 --> 21:31.534
‫رای دادن به حذف سارا اصلاً کار راحتی نیست،

21:31.559 --> 21:34.478
‫ولی بازم میگم، این چیزی بود که
کل تیم قبلاً روش توافق کرده بودیم

21:34.503 --> 21:37.548
‫واسه همین این قضیه چیزیه که
‫باید تا تهش پاش وایسیم و عملیش کنیم

21:37.573 --> 21:39.352
‫براوو!

21:40.353 --> 21:41.646
‫شاهکار بود دختر

22:03.906 --> 22:05.694
"روز شانزدهم"

22:06.466 --> 22:07.848
"کمپ آلفا"

22:11.007 --> 22:14.927
‫- کلی پایه‌م که امشب ماهی بزنیم بر بدن
‫- بدجور دلم یه لقمه غذا می‌خواد

22:15.252 --> 22:16.512
‫دارم از گشنگی سقط میشم

22:17.658 --> 22:19.284
‫می‌خوام یه تفنگ نیزه‌ای درست کنم،

22:19.533 --> 22:21.411
‫بعدش بزنم به دریا و یه چیزی شکار کنم بخوریم

22:22.783 --> 22:26.994
‫ تا چند ثانیه دیگه پروتئین به بدنم نرسه
رسماً غش می‌کنم و جنازه‌م میفته

22:28.943 --> 22:31.153
‫با این همه آذوقه و تجهیزات
‫ماهیگیری که واسه‌شون اومده،

22:31.178 --> 22:33.472
‫بن بی‌خیال روش‌های سنتی میشه

22:33.497 --> 22:35.312
‫یعنی استفاده از نخ و قلاب،

22:35.679 --> 22:38.557
‫و به جاش می‌خواد
یه تفنگ نیزه‌ای دست‌ساز سرهم کنه

22:38.582 --> 22:39.920
‫اونم با یه تیکه چوب بامبو،

22:40.371 --> 22:43.405
سر نیزه و هر خرت‌وپرت دیگه‌ای
که دور و بر کمپ پیدا میشه

22:44.258 --> 22:47.553
‫بچه‌ها، می‌تونم اینو ردیفش کنم
و ازش یه قلاب‌سنگ دربیارم

22:49.855 --> 22:52.983
‫من از 13 سالگی تو کار شکار ماهی با نیزه‌ام،

22:53.008 --> 22:55.322
‫کلی تو کار غواصی آزاد و نیزه‌اندازی بودم

22:55.347 --> 22:57.866
‫خیلی وقته که نتونستم این کارو مداوم انجام بدم،

22:57.891 --> 23:01.233
‫ولی حالا که وسایلش رو داریم
بدجور مشتاقم دوباره بزنم به آب

23:03.559 --> 23:04.769
‫آره، قشنگ کار رو درمیاره

23:05.063 --> 23:07.357
‫با این دست‌ساز صددرصد می‌تونم ماهی بگیرم

23:07.382 --> 23:10.009
‫می‌تونم یه چیزی رو
قشنگ سوراخ‌سوراخ کنم، داداش‫جون، آره

23:10.034 --> 23:12.607
‫دمت گرم. بن،
‫داری راه میفتی بری ماهیگیری؟

23:12.632 --> 23:14.884
‫- خیلی‌خب
‫- برو یه ذره غذا واسه‌مون جور کن

23:14.909 --> 23:16.736
‫- ولی قیافه‌ش کلی خفن شده
‫- عالیه

23:16.761 --> 23:19.555
‫این دیگه طبیعی‌ترین
نیزه‌ی چوبیه که تا حالا دیدم

23:19.580 --> 23:21.631
‫خب، بذار ببینیم چطور جواب میده

23:22.559 --> 23:24.866
‫کلی باهاش حال کردم
‫حاضرم اینو به دیوار اتاقم قاب کنم

23:24.891 --> 23:27.365
‫- قشنگ خفن به نظر میاد
‫- فهمیدیم بابا، فقط بدجور گشنه‌مونه

23:27.925 --> 23:32.100
‫فکر کنم تابلوئه که بن بدجور
کرم اینو داره که گنده‌لات جمع باشه

23:32.125 --> 23:34.625
‫به ارواح خاک مرده‌هام راست میگم
یه کتاب بقا در جنگل خونده بودم

23:34.650 --> 23:36.691
‫و این دقیقاً شبیه عکس توی اون کتابه

23:37.280 --> 23:39.157
‫یارو تو یه تیم کاملاً زنونـه افتاده

23:39.182 --> 23:42.006
‫باید یه جوری این غرور و
کمبودش رو ارضا کنه، مگه نه؟

23:42.031 --> 23:44.992
‫بچه‌ها یه لحظه وایسین، یه ذره...
‫لااقل خایه‌مالی‌م رو بکنین، لطفاً

23:46.362 --> 23:47.816
‫من فقط ماهی می‌خوام

23:48.149 --> 23:49.912
‫صبرکن، وایسا. بذار یه فیگور شکم بگیرم

23:49.937 --> 23:51.355
‫بن، بنال و خفه شو لطفاً

23:52.706 --> 23:56.351
‫بدجور می‌خواد... به همه بفهمونه

23:56.376 --> 23:59.211
‫که این کار بزرگ رو اون واسه تیم کرده

23:59.236 --> 24:02.120
‫ولی خب، اگه می‌خوای منم مثلاً فردا برم

24:02.145 --> 24:04.898
‫آره. راستش اصلاً...
‫دوست ندارم با کسی شریکش بشم

24:05.617 --> 24:08.954
‫فقط می‌ترسم نیزه رو بزنی به یه چیزی
و نوکش خراب بشه و این امتیاز رو بسوزونی

24:09.264 --> 24:10.542
‫من ماهیگیری بلدم،

24:10.567 --> 24:15.102
‫ولی فکر کنم همه‌مون از این فاز
مردسالارانه و خفه‌کننده‌ی بن کلی کلافه‌ایم

24:15.607 --> 24:17.221
‫خیلی‌خب،
‫فعلاً بچه‌ها، می‌بینمتون

24:17.624 --> 24:19.668
‫آماده باشین ماهی بزنین بر بدن!

24:19.693 --> 24:23.438
‫خلاصه با این تفنگ نیزه‌ای دست‌ساز
ببینیم چی پیش میاد

24:23.856 --> 24:25.880
‫قیافه‌ش یه جورایی قشنگ خفن شده، داداش

24:26.527 --> 24:28.237
‫خیلی مشتی ردیف شد

24:30.277 --> 24:31.945
‫امیدوارم یه چیزی شکار کنی

24:32.455 --> 24:35.280
‫این ابزار دست‌سازش کلی خفن
به نظر می رسید، ولی خب همه‌مون گشنه‌ایم

24:35.305 --> 24:39.707
‫واسه همین، آره، ردیف کردن یه ذره غذا و
پروتئین می‌تونه بازی رو برامون عوض کنه

24:42.477 --> 24:49.477
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

24:53.745 --> 24:55.695
"کمپ چارلی"

25:01.215 --> 25:02.883
‫خب کلاس درس، همگی چی یاد گرفتیم؟

25:02.908 --> 25:05.619
‫دو تا قانون اصلی:
‫کمپ رو خالی نذارین، به هیچ سگی اعتماد نکنین

25:06.444 --> 25:08.806
‫یه بار گوشمون رو بریدن،
‫دیگه عمراً بذاریم تکرار بشه

25:10.402 --> 25:13.308
‫دقیقاً نمی‌دونم کِی قراره
این حرکات رو تلافی کنم

25:13.775 --> 25:15.026
‫یا چه ساعتی،

25:15.051 --> 25:17.178
‫ولی هر وقت زمانش قشنگ جفت و جور بشه...

25:18.028 --> 25:21.733
‫اووه، فکر کردن کلی به ما ضربه زدن
بهشون نشون میدم ضربه‌ی واقعی یعنی چی

25:21.758 --> 25:25.774
‫حتی شاید لازم نباشه هیچ گوهی بخوریم
احتمالاً همه‌شون مریض میشن و ریپ می‌زنن

25:25.799 --> 25:28.009
‫می‌دونی، یا اینکه
خرچنگ بپره تو گلوشون و ریپ بزنن

25:28.034 --> 25:30.411
‫بی‌خیال رفیق، کوتاه بیا‫
همه‌چی ردیف میشه، داداش

25:31.084 --> 25:34.045
‫در حالی که مردهای کمپ چارلی
دارن نقشه می‌کشن چطور تلافی کنن

25:34.699 --> 25:38.625
‫لیا تمام تمرکزش رو گذاشته
روی خاص‌ترین منبع بازی

25:38.650 --> 25:40.367
‫یه کایاک اوریگامی

25:40.392 --> 25:42.739
‫چقدر کایاک عجیب و غریبیـه

25:43.045 --> 25:46.298
‫از این کایاک میشه واسه رفتن به
آب‌های عمیق‌تر واسه ماهیگیری استفاده کرد

25:47.094 --> 25:49.596
‫یا اینکه بخش‌های
ناشناخته‌ی نقشه‌ی بازی رو کشف کرد

25:49.621 --> 25:52.665
‫که این یعنی واسه ادامه‌ی
مسیر چارلی کلی ارزش داره

25:53.447 --> 25:56.594
‫این اولین باریه که دارم
یه همچین چیزی رو سرهم می‌کنم

25:56.982 --> 25:59.601
‫بابام همیشه میگه اولین کار اینه که

25:59.945 --> 26:02.164
‫دفترچه راهنما رو بخونی،

26:02.189 --> 26:06.068
‫ولی خب تو موقعیت بقا، فکر نکنم
یه همچین شانسی داشته باشیم

26:06.934 --> 26:11.210
‫من اصالتاً بزرگ‌شده‌ی ‫یه جزیره‌ی
استوایی تو تایوان به اسم پنگهوام

26:11.653 --> 26:14.864
‫بچگی‌هام همیشه شاگرد اول بودم،

26:14.889 --> 26:18.295
‫و چون یه بچه‌ی
دورگه‌ی آسیایی‌سفیدپوست بودم

26:18.320 --> 26:23.324
‫موقع بزرگ شدن هیچ دوستی نداشتم
و بیشتر یه جورایی طرد شده بودم

26:23.349 --> 26:27.937
‫واسه همین یکی از دلایلی که اومدم اینجا
اینه که روابط اجتماعیم رو قوی کنم

26:27.962 --> 26:31.423
‫چون توی این بازی، باید تیمی برنده بشی،

26:31.448 --> 26:36.393
‫و دیدم که این یه فرصت معرکه‌ست
که توی یه موقعیت بقا، رو این قضیه کار کنم

26:36.764 --> 26:39.885
‫ولی از وقتی که
دیدم چطور سارا رو انداختن بیرون

26:39.910 --> 26:42.579
‫تنها چیزی که مدام دارم
: باهاش کلنجار میرم اینه که

26:42.604 --> 26:44.940
‫"آیا باید غرور و منیت‌م رو بذارم کنار

26:44.965 --> 26:50.379
‫و همچنان نقش یه آدمِ
مطیع و سازگارتر رو بازی کنم

26:50.404 --> 26:52.473
‫تا فقط بتونم خودمو به خط پایان برسونم؟"

26:54.046 --> 26:56.090
‫این قضیه احتمالاً
واسه ماهیگیریت هم کلی کارآمده

26:56.115 --> 26:58.868
‫کلی ماهی مشتی هست که
بدجور می‌خوام از اینجا صیدشون کنم

26:59.773 --> 27:02.901
‫بعدش انگار دو تا صندلی داره
یکی جلو و یکی عقب

27:02.926 --> 27:04.157
‫آره، دو تا صندلی داره

27:05.418 --> 27:08.348
‫من از لیا خوشم میاد و به نظرم ‫کلی
ویژگی‌های مثبت داره که به درد تیم بخوره

27:08.373 --> 27:10.545
‫ولی خب بدجور نگرانه و فوبیا داره

27:10.570 --> 27:12.861
‫فکر می‌کنه ما مردها
‫آخرش ممکنه دورش بزنیم و بهش نارو بزنیم

27:12.886 --> 27:15.496
‫فعلاً که داریم بهش فرصت میدیم و خوش‌بینیم

27:15.750 --> 27:18.628
‫اما اون از اولش هم
به عنوان یه آدم انزواطلب وارد بازی شد

27:18.653 --> 27:20.530
‫و اصلاً خوشش نمیاد
کسی رو راه بده تو حریمش

27:20.555 --> 27:22.140
‫یه جورایی
خودش رو از گروه ما جدا کرده

27:22.165 --> 27:24.877
‫و یه جور
بی‌اعتمادی ریزی این وسط وجود داره

27:24.902 --> 27:27.085
‫که به نظرم
‫کل تیم قشنگ دارن حسش می‌کنن

27:30.225 --> 27:32.327
‫فوت و فنش دستم اومده، حالا چرا این...

27:32.895 --> 27:34.272
‫آها، ردیف شد

27:34.790 --> 27:37.648
‫خلاصه تا جایی که بتونیم
‫توی تیم نگه‌ش می‌داریم،

27:37.673 --> 27:41.784
‫ولی اگه واقعاً نخواد
اون روحیه‌ی تیمی کامل رو قبول کنه

27:42.055 --> 27:44.934
‫ بهت بگم که محاله
بتونه تا ته این بازی دووم بیاره

27:56.656 --> 28:00.757
‫در حالی که بقیه‌ی تیم‌ها هنوز نتونستن از
تمام پتانسیل ‫منابع جدیدشون استفاده کنن،

28:01.155 --> 28:04.158
‫تله‌ی میگویی که
تیم براوو اول صبح کار گذاشته بود

28:04.183 --> 28:05.935
‫همین الانش هم کلی به کارشون اومده

28:05.960 --> 28:08.853
‫وای خدای من
فقط چند ساعته که کارش گذاشتیم

28:08.878 --> 28:11.763
‫و همین الانش هم یه چیزی
حدود بیست و خرده‌ای میگو توشـه

28:12.054 --> 28:13.629
‫ریزه و درشته،

28:13.654 --> 28:16.927
‫شاید چند ساعت دیگه بمونه
قشنگ یه 50 تایی میگو گیرمون بیاد

28:17.265 --> 28:19.574
‫اگرچه این تله
ماهی‌های گنده‌تر رو به دام نمی‌ندازه

28:19.599 --> 28:21.651
‫ولی اگه همین‌طوری به صید میگو ادامه بده،

28:21.676 --> 28:24.114
‫یه منبع مداوم از پروتئین رو

28:24.139 --> 28:25.724
‫با کمترین زحمت ممکن واسه‌شون جور می‌کنه

28:30.012 --> 28:32.987
‫من میرم کلی هیزم دیگه بیارم
هیچ‌وقت هیزم کافی نیست، مگه نه؟

28:33.012 --> 28:34.431
‫آره والا، هیچ‌وقت بس نیست

28:34.456 --> 28:36.756
‫بچه‌ها، سایزش هم فرقی می‌کنه؟

28:36.781 --> 28:39.160
‫- نه دختر، هر چی دستت اومد بیار
‫- ردیفه پس

28:42.850 --> 28:46.620
‫حالا که سارا واسه یه چند لحظه‌ای رفته،
‫بهتره یه بحث کوچولو با هم بکنیم

28:46.645 --> 28:48.992
‫آره. بالاخره نگه‌ش می‌داریم
‫یا می‌فرستیمش بره پی کارش؟

28:56.741 --> 28:59.300
‫می‌دونم شماها احتمالاً
‫از حرکتی که زد کلی حال کردین،

28:59.649 --> 29:02.366
‫ولی اون بدون هماهنگی
و بی‌خبر از ما این کارو کرد

29:02.773 --> 29:05.860
‫واسه همین واسه من
این قضیه کلی به بحث اعتماد ربط داره

29:06.282 --> 29:08.945
‫شماها می‌تونین کامل بهش اعتماد کنین یا نه؟

29:11.996 --> 29:14.609
‫من یه خرده نگران نگاه کمپ چارلی...

29:15.690 --> 29:16.983
‫و حسش نسبت به خودمونم

29:17.008 --> 29:19.677
‫بذار بهت بگم، ‫تیم چارلی الان بدجور کفریـه

29:20.094 --> 29:23.926
‫آره، ولی خدایی کلی هم کار کرده‫
کلی هم هیزم جمع کرده آورده

29:23.951 --> 29:27.037
‫من هنوز پنجاه‌پنجاهم
حس می‌کنم حقشـه که توی تیم باشه

29:27.645 --> 29:30.292
‫- ولی خب از اون‌طرف...
‫- از اون‌طرف گفته بودیم شوتش می‌کنیم بیرون

29:30.317 --> 29:32.402
‫- دقیقاً
‫- یه جورایی بدجور دوبه‌شکم

29:33.395 --> 29:34.447
‫تو نظرت چیه؟

29:37.673 --> 29:43.229
‫خب دستم اومده که توی این بازی
تصمیمات می‌تونن ‫خیلی خیلی سریع عوض بشن

29:43.460 --> 29:46.495
‫و اولش، وقتی داشتیم نقشه می‌کشیدیم،

29:46.520 --> 29:49.652
‫به خودمون گفتیم که
‫نباید به این آدم وابسته بشیم

29:49.677 --> 29:55.100
‫ولی وقتی با آدم‌های واقعی سر و کار داری
زدن حرکت‌های استراتژیک کلی سخت میشه

29:55.125 --> 29:58.004
‫من تابع نظر اکثریت‌م،

29:58.979 --> 30:03.158
‫ولی به نظرم اون قشنگ جاش رو
‫توی این تیم به دست آورده

30:05.284 --> 30:06.979
‫خیلی آدم پرکاریـه

30:07.004 --> 30:09.172
‫خیلی خیلی آدم ماه و نازنینیـه

30:09.197 --> 30:13.226
‫و قشنگ روزشن شد که چقدر ممنون ماست

30:13.251 --> 30:15.837
‫و چقدر دلش می‌خواد اینجا تو براوو باشه،

30:15.862 --> 30:18.364
‫و کلی جون بکنه
‫تا براوو رو به خط پایان برسونه

30:18.389 --> 30:19.744
‫آدم باحالی هم هست

30:19.769 --> 30:21.530
‫- خب آدم مشتی و باحالیـه
‫- دقیقاً

30:21.555 --> 30:23.520
‫- کلی هم بامزه‌ست
‫- اوهوم

30:24.671 --> 30:27.526
‫- رای من مثبتـه
‫- خیلی‌خب، آره، منم رایم مثبتـه

30:27.551 --> 30:28.594
‫مارشال؟

30:29.947 --> 30:32.161
‫من مشکلی ندارم،
‫خصومتی باهاش ندارم

30:32.186 --> 30:34.272
‫خیلی‌خب، پس حله
‫تصمیم نهایی شد

30:35.082 --> 30:38.513
‫حالا اینکه سارا توی تیم باشه،
‫ببینیم چی پیش میاد

30:38.538 --> 30:42.791
‫قشنگ دستم اومده که شخصیت سارا
‫یه خرده غیرقابل‌پیش‌بینیـه

30:42.816 --> 30:45.569
‫و از اون مدل‌هاییه
که ‫یه نموره نگرانم می‌کنه،

30:45.594 --> 30:49.321
‫و ترجیح میدم واسه همسفر شدن باهاش
‫تا ته این بازی کلی فکر کنم

30:49.661 --> 30:52.205
‫این بازی هر چی جلوتر بره،
‫بدجور سخت‌تر میشه

30:52.230 --> 30:54.232
‫و منم وقتی پای رقابت وسط باشه...

30:57.011 --> 30:59.597
‫فوق‌العاده بی‌رحم و بی‌شفقتم

31:00.078 --> 31:04.446
‫سر و کار داشتن با آدما رو ترجیح میدم
‫مثل مواجهه با یه حیوون وحشی و خطرناک ببینم،

31:04.471 --> 31:06.973
‫مثل یه تمساح یا مار شاخه‌انگوری

31:06.998 --> 31:11.586
‫و به یه خزنده خیلی راحت‌تر اعتماد می‌کنم
‫تا یه آدم غریبه‌ی تو خیابون

31:11.611 --> 31:14.852
‫چون دقیقاً می‌دونم
‫از اون حیوون چه رفتاری سر میزنه

31:14.877 --> 31:19.051
‫ولی اصلاً روحمم خبر نداره که باید چه انتظاری
‫از یه آدم کاملاً غریبه داشته باشم

31:33.673 --> 31:35.417
"شاخص درجه حرارت: 39 درجه سانتیگراد"

31:36.257 --> 31:38.725
"کمپ چارلی"

31:44.550 --> 31:48.240
‫خلاصه دارم سعی می‌کنم
‫یه تله ماهیگیری سنتی بسازم

31:48.265 --> 31:51.768
‫بادی هم داره با قمه بهم کمک می‌کنه

31:52.170 --> 31:54.547
‫کلی چوب از لای درخت‌های مانگرو جمع کردیم

31:54.572 --> 31:59.327
‫تا تک‌تک این چوب‌ها رو ‫به اینا گره بزنم

31:59.876 --> 32:01.513
‫اولش کلی باید نخل بزنی و جون بکنی،

32:01.538 --> 32:05.415
‫ولی بعدش که تله ساخته شد،
‫دیگه قشنگ می‌شینی و عشق می‌کنی

32:06.089 --> 32:08.906
‫بیا، بگیر. نگاه کن، این تیکه‌ها
‫قشنگ همون‌جوریه که می‌خواستی

32:09.679 --> 32:12.682
‫اون تیکه‌های بلندتر هم همونجان

32:13.343 --> 32:14.361
‫بدرد می‌خوره؟

32:14.386 --> 32:16.577
‫آره، شاید کار رو دربیاره

32:18.478 --> 32:20.745
‫یه چیزی که همون روز اول ‫درباره لیا فهمیدم،

32:20.978 --> 32:25.068
‫اینه که بدجور
تو ارتباط برقرار کردن با آدما مشکل داره

32:25.431 --> 32:26.621
‫چی شده؟

32:27.932 --> 32:29.343
‫میشه چند تا تیکه‌ی دیگه هم ببری؟

32:29.368 --> 32:31.564
‫چی؟ اینایی که الان بریدم
‫مگه مشکلی دارن یا چرتن؟

32:32.199 --> 32:33.241
‫نه، کلی دیگه لازم دارم

32:34.205 --> 32:35.231
‫بیا، اینم قمه

32:35.256 --> 32:36.538
‫دستت درد نکنه، بادی

32:37.929 --> 32:40.031
‫قشنگ تابلوئه که عادت داره تک و تنها باشه

32:40.056 --> 32:41.480
‫و واقعاً با آدما دمخور نمیشه

32:41.505 --> 32:45.885
‫رفتارش یه جوری رو مخه
انگار ‫مامانته و مدام داره بهت دستور میده

32:46.153 --> 32:48.331
‫من ننه نمی‌خوام،
‫مبصر و پرستار بچه هم لازم ندارم

32:48.356 --> 32:52.566
‫من اون‌ور تو "پرل ریور لوئیزیانا"
یه ننه دارم ‫که قشنگ برام می‌میره،

32:52.926 --> 32:57.894
‫و این وسط ساحل
‫اصلاً ننه‌ی جدید و کوفتی به کارم نمیاد

32:57.919 --> 33:00.385
‫- خودش کدوم گوریـه؟
‫- داره تله‌ش رو کار میذاره

33:00.410 --> 33:01.471
‫خیلی‌خب

33:01.496 --> 33:03.128
‫از امروز صبح تا حالا، انگار...

33:03.153 --> 33:05.886
‫فکر کنم کلی عجله داره که خودشو ثابت کنه

33:07.508 --> 33:08.965
‫همه‌ی تیکه‌ها رو آوردی، بادی؟

33:09.241 --> 33:10.993
‫این حتی بلد نیست
‫چطوری قمه دستش بگیره

33:11.286 --> 33:15.280
‫خب خدایی رسماً دست‌وپاگیره، رفیق
این قشنگ گند میزنه تو ذوق آدم

33:15.305 --> 33:17.536
‫ کلی از این حرفا رو داشتم می‌شنیدم

33:17.561 --> 33:19.706
‫- می‌خوای باهات رک و راست باشم؟
‫- هوم؟

33:19.731 --> 33:22.532
‫حس می‌کنم خیلی‌هاتون دارین
‫منو دست می‌اندازین و مسخره می‌کنین،

33:22.557 --> 33:23.972
‫اونم به خاطر توانایی‌هام تو اینجا

33:23.997 --> 33:25.748
‫کسی مسخره‌ت نمی‌کرد. فقط یه شوخی بود

33:25.773 --> 33:28.104
‫می‌دونم، ولی دارم تمام تلاشمو می‌کنم،
‫ این قضیه واقعاً...

33:28.129 --> 33:29.760
‫لیا، ما شرمنده‌ایم. معذرت می‌خوایم

33:29.785 --> 33:32.757
‫من رسماً داشتم شوخی می‌کردم،
‫داشتم به برکستون می‌گفتم خایه کرده

33:32.782 --> 33:35.672
‫چون داشت لنگ‌لنگان راه می‌رفت
و کلی آفتاب‌سوخته شده

33:35.697 --> 33:38.745
‫وقتی این‌طوری جلو روم از این حرفا می‌زنی
منم کلی دلم می‌شکنه

33:38.770 --> 33:40.230
‫معذرت می‌خوام. شرمنده

33:40.255 --> 33:41.546
‫لطفاً دیگه این کارو نکنین

33:43.703 --> 33:46.618
‫- برکستون، منم اصلاً از اون حرکتت خوشم نیومد
‫- مگه برکستون چی گفت؟

33:46.643 --> 33:48.944
‫- داشتی منو جلوی بقیه مسخره می‌کردی...
‫- اون که یه شوخی بامزه بود

33:48.969 --> 33:51.221
‫باید جنبه‌ی شوخی داشته باشی
شرمنده ولی همینه

33:51.246 --> 33:54.333
‫خلاصه اینکه ما اصلاً
‫این چیزا رو به خودمون نمی‌گیریم

33:54.952 --> 33:57.955
‫من واقعاً معتقدم
‫که یه وزنه‌ی بزرگ واسه این تیمم

33:57.980 --> 34:01.268
‫کلی چیزایی که
خودم بلد بودم رو ‫به بقیه یاد دادم

34:01.293 --> 34:04.046
‫این پناهگاه اگه الان این شکلی شده،
‫به خاطر ایده‌ای بود که من دادم

34:04.071 --> 34:06.990
‫ایده‌ی تخت‌خواب‌های
بلند با خیزران هم ‫کار من بود

34:07.015 --> 34:10.476
‫و همین‌طور تلاش واسه روشن کردن آتیش
‫با استفاده از دوربین چشمی،

34:10.501 --> 34:11.956
‫قشنگ ایده‌ی ناب خودم بود

34:11.981 --> 34:13.716
...‫فقط دلم نمی‌خواد شماها مدام

34:14.250 --> 34:16.833
‫توانایی‌هام رو
نیش و کنایه بزنین و مسخره کنین

34:16.858 --> 34:19.378
‫- این‌جوری روحیه‌ی منو اینجا خراب می‌کنین
‫- اون که واقعاً قصدش...

34:19.403 --> 34:21.927
‫امشب اصلاً حوصله‌ی فاز منفی نداریم
حرفش رو زد، تموم شد

34:22.215 --> 34:24.592
‫حرفش رو شنیدیم، حالا دیگه بگذریم

34:24.984 --> 34:28.409
‫فکر می‌کردم اگه تمام تجربیات و
‫دانشی که دارم رو در اختیارتون بذارم،

34:28.434 --> 34:30.117
‫تیم‌مون کلی قوی‌تر میشه،

34:30.142 --> 34:34.230
‫ولی قشنگ واسم روشن شد
‫که هم‌تیمی‌هام اصلاً واسه‌شون مهم نیست

34:34.255 --> 34:37.842
‫شماها کاملاً معلومه ‫که بویی از همدلی نبردین

34:37.867 --> 34:40.954
‫- و این قضیه واقعاً...
‫- گفتیم که، دمت گرم

34:40.979 --> 34:43.665
‫دارم سعی می‌کنم مهربون باشم،
‫به حرفت گوش بدم،

34:43.690 --> 34:47.087
‫و خودمو ناراحت نشون بدم، ولی تو داری
واسه یه شوخی ساده گریه می‌کنی

34:47.112 --> 34:48.347
...شماها خیلی راحت

34:49.296 --> 34:52.660
می‌تونین یهو از ناکجاآباد
‫اگه دلتون خواست، رای به حذف من بدین

34:52.685 --> 34:56.361
‫منم دارم سعی می‌کنم مفید باشم
ولی مدام دارم سرکوب میشم و تو سرم می‌خوره

34:56.386 --> 34:58.423
‫- چطوری مدام داریم...
‫- شرایط اینجا خودش بدجور سخته

34:58.448 --> 35:00.534
‫نمی‌خوام دو ماه تموم
...سگ‌دو بزنم و سختی بکشم

35:00.839 --> 35:02.549
‫که تهش بهم بگید:
‫"خیلی‌خب، هِرری"

35:02.574 --> 35:04.281
‫اصل حرف و ترسم همینه

35:04.306 --> 35:07.267
‫شرمنده‌م که اینو میگم، ولی خودت
‫واسه همین بازی اسم نوشتی و اومدی

35:07.464 --> 35:09.800
‫قشنگ می‌دونستی
!داری پا تو چه خراب‌شده‌ای می‌ذاری

35:09.825 --> 35:13.495
‫آره، ولی راستش فکر می‌کردم
‫آدما کلی مهربون‌تر از این حرفا باشن

35:14.774 --> 35:16.776
‫من تمام تلاشمو دارم واسه لیا می‌کنم

35:16.801 --> 35:22.348
‫اما تنها چیزی که اصلاً نمی‌تونم تحملش کنم
‫آدم‌های خون‌آشام و انرژی‌خوارن

35:22.373 --> 35:26.757
‫کسی که همش فاز منفی میده و نق می‌زنه
و قشنگ مود جمع رو خراب می‌کنه

35:27.087 --> 35:28.922
‫لیا هم دقیقاً همین‌جوری بوده،

35:28.947 --> 35:31.616
‫و راستش،
‫شاید دیگه وقتشه که غزل خداحافظی رو بخونه

35:31.641 --> 35:34.124
‫اینکه واسه یه شوخی گریه می‌کنی
‫داره رو مخم میره و کفری‌م می‌کنه

35:34.149 --> 35:36.655
‫راستش اصلاً گریه نمی‌کنم. فقط بدجور
‫بهم برمی‌خوره و کلافه میشم،

35:36.680 --> 35:38.284
واسه همین یهو اشکم در میاد

35:38.309 --> 35:40.353
‫ولی وقتی پای یه میلیون دلار وسط باشه،

35:40.378 --> 35:41.587
‫باید قشنگ استراتژیک عمل کنیم

35:41.612 --> 35:45.490
‫منتظر یه موقعیت توپ می‌مونیم
‫تا با یه دلیل موجه شوتش کنیم بیرون،

35:45.515 --> 35:47.708
‫و این وسط یه نفعی هم به ما برسه

35:48.083 --> 35:50.502
‫راستش، ‫زندگی تو اینجا بدجور سخته،

35:50.527 --> 35:53.774
‫و آم، مجبور بودن ‫به تحمل آدم‌هایی که ...

35:54.444 --> 35:55.444
...اصلاً

35:56.287 --> 35:58.289
‫شبیه آدم‌های زندگی عادی‌ت نیستن،

35:59.385 --> 36:01.137
‫می‌تونه راحت ظرفیت آدمو پر کنه

36:01.607 --> 36:03.515
‫الان دیگه کلی قضیه واسم روشن شده

36:03.864 --> 36:07.451
‫خیلی از چیزایی که نگرانش بودم
‫در واقع شم شهودی‌م بود که داشت بهم می‌گفت

36:07.476 --> 36:09.529
‫دقیقاً پشت پرده چه خبره

36:09.554 --> 36:12.305
‫ته داستان، خوب می‌دونم که تو تیم چارلی،

36:12.330 --> 36:13.998
‫می‌خوان کلی آدم رو رای به حذفشون بدن،

36:14.023 --> 36:16.859
‫و منم اینجا نیومدم
که گشنگی بکشم و جون بکنم

36:16.884 --> 36:19.470
‫که آخرش اونا به خاطر
خودخواهی خودشون منو شوت کنن بیرون

36:19.495 --> 36:22.414
‫واسه همین کلی به نفعمه
‫که شاید به گزینه‌های دیگه هم فکر کنم

36:41.480 --> 36:43.610
...‫خب، اون زیر انگار چند تا ماهی می‌بینم

36:44.118 --> 36:45.213
"کمپ آلفا"

36:45.238 --> 36:47.507
‫حسابی زیر شکاف تخته‌سنگ جا خوش کرده

36:48.638 --> 36:49.889
‫دارم می‌بینمش

36:57.360 --> 37:00.261
‫آخ! گوه توش، از دستم در رفت‫
وای، عجب غولی بود

37:00.286 --> 37:01.432
‫کلی بزرگ بود

37:02.097 --> 37:05.058
‫نمی‌دونم داره چیکار می‌کنه
‫هنوز همون دور و براست

37:05.879 --> 37:08.090
‫نمی‌بینمش، ‫نمی‌دونم کدوم گوری رفت

37:08.115 --> 37:10.405
‫قشنگ رفته اون گوشه و دور شده

37:10.855 --> 37:15.323
‫فقط دلم نمی‌خواد خودشو کلی
...هلاک کنه و جنازه‌ش در بیاد، چون

37:16.523 --> 37:17.954
‫اون‌جوری دیگه به هیچ دردی نمی‌خوره

37:19.204 --> 37:21.716
‫بعد از گذروندن ‫بیشتر وقت بعدازظهر توی آب،

37:21.741 --> 37:24.140
‫بن هنوز موفق نشده هیچ ماهی‌ای رو شکار کنه

37:24.783 --> 37:26.531
‫اصلاً بدجور رفته رو مخم

37:27.884 --> 37:29.526
‫این نیزه هم که مایه‌ی دستشوییه

37:30.132 --> 37:32.396
‫احتمالاً یه دستکاری کوچیک توی سر نیزه‌ش

37:32.421 --> 37:33.991
‫بتونه شانسش رو کامل عوض کنه

37:34.639 --> 37:36.780
‫وگرنه، کلی کالری حیاتی رو

37:36.805 --> 37:38.265
‫بدون هیچ دستاورد خاصی سوزونده،

37:38.290 --> 37:41.627
‫و تیم آلفا یه شب دیگه هم باید
بدون یه غذای درست و حسابی سر کنه

37:41.977 --> 37:43.557
‫حتماً رفته اون گوشه موشه‌ها

37:44.070 --> 37:48.492
‫فکر کنم این وسایل رو ببرم بالا
‫و بعدش دوباره برگردم پایین

37:48.517 --> 37:50.185
‫دلم نمیاد اینا رو بی‌صاحب ول کنم

37:50.210 --> 37:52.908
‫و بعدش ببینم می‌تونم جلوتر برم
‫تا قشنگ زیر نظر داشته باشمش

37:52.933 --> 37:54.311
‫و ببینم کمک می‌خواد یا نه

37:55.874 --> 38:00.236
‫اینکه بن زده به آب و تمام روز واسه شکار
داره شنا می‌کنه، اصلاً کار عاقلانه‌ای نیست

38:00.261 --> 38:04.491
‫هر چیزی که به دست میاریم، تک‌تکِ
آذوقه‌ها رو باید با استراتژیک مصرف کنیم

38:04.516 --> 38:07.993
‫و این قضیه یه ذره کلافه‌کننده‌ست
چون همه گشنه‌شونه

38:08.018 --> 38:09.235
‫همه دارن جون می‌کَنن

38:09.260 --> 38:11.662
‫اگه یه روز دیگه رو هم
‫بدون خوردن هیچ کوفتی سر کنیم،

38:11.687 --> 38:12.938
‫بدجور زجرآور و بی‌رحمانه میشه

38:13.814 --> 38:15.524
‫سلام! چه خبر؟

38:16.408 --> 38:20.204
‫رفیق، اصلاً روحمم خبر نداره چه خبره

38:20.560 --> 38:23.511
‫قشنگ تمام این مدت رو توی آب بوده

38:23.536 --> 38:26.569
‫اصلاً نتونستم ببینمش
تا ته اون گوشه صخره‌ها رفت

38:26.594 --> 38:28.680
‫- بدجور کلید کرده و مصممه
‫- آره

38:32.341 --> 38:34.843
‫پسر پشمام، این دیگه چه وضعیه؟

38:37.802 --> 38:40.067
‫خلاصه کلی اون بیرون معطل شدم

38:40.092 --> 38:42.386
‫آم، نیزه‌م شکست

38:43.318 --> 38:46.498
‫اون بیرون کلی ماهی هست،
‫کلی پتانسیل واسه صید داریم

38:46.811 --> 38:50.755
...‫ولی خب امروز قشنگ کلی

38:51.021 --> 38:54.749
‫انرژی و کالری سوزوندم
‫بدون اینکه دستاورد خاصی واسه تیم بیارم

38:56.541 --> 38:59.044
‫پسر، کاش الان
حداقل ‫یه دونه ماهی دستم بود

38:59.069 --> 39:01.655
‫لعنتی. کلی فرصت از دست رفت

39:04.315 --> 39:05.551
‫چه خبر، خانم‌ها؟

39:05.803 --> 39:07.593
...‫فکر کنم امشب رو باید

39:08.256 --> 39:10.070
‫تو یه وضعیت خیس و مچاله بخوابیم، نه؟

39:10.095 --> 39:11.010
‫آره

39:11.460 --> 39:14.380
‫خب بن، فکر کنم
‫اولین سوالم اینه که شکار با نیزه چطور بود؟

39:14.405 --> 39:15.579
‫شکار با نیزه خوب بود

39:15.604 --> 39:18.315
‫یه مارماهی مورن دیدم
یه ماهی بادکنکی هم دیدم

39:18.658 --> 39:22.245
‫مشکل اینجاست که بعدش اون...
اون چیزه شکست

39:22.270 --> 39:23.640
‫- واسه همین...
‫- چی شکست؟

39:23.665 --> 39:25.409
‫خب... خود نیزه

39:25.839 --> 39:28.133
‫یعنی چوب بامبو قشنگ نصف شد

39:31.211 --> 39:35.790
‫فکر کنم شرایط سخته، چون ‫بن داره همه‌ی
تلاشش رو می‌کنه تا واسه تیم آذوقه بیاره

39:36.113 --> 39:40.534
‫ولی این روحیه‌ی کنترل‌گر و گنده‌لات‌بازیش
حسابی می‌تونه به جمع غلبه کنه

39:40.559 --> 39:43.756
...‫و باعث بشه بقیه‌ی اعضای تیم ‫حس کنن که

39:44.262 --> 39:47.708
‫مجبورن فقط یه گوشه بشینن ‫و تماشاچی باشن

39:47.733 --> 39:49.596
‫و انگار اصلاً نوبت اونا نمیشه

39:49.621 --> 39:52.290
‫من می‌دونم دارم چیکار می‌کنم
می‌دونم ماهی‌ها کجان

39:52.315 --> 39:53.983
‫دستگیرم شده که اون بیرون چه خبره

39:54.008 --> 39:56.010
‫مطمئنم که می‌تونم چند تا ماهی بگیرم

39:56.035 --> 39:59.330
‫امروز از نظر کسب اطلاعات روز پرباری بود
ولی از نظر کالری صفر بودیم

39:59.355 --> 40:00.314
‫دقیقاً

40:00.648 --> 40:04.066
‫توی این مرحله از بازی هستیم و وضع‌مون
هیچ فرقی با روز اولی که شروع کردیم نکرده

40:04.091 --> 40:05.801
‫واسه همین برامون سوال شده که

40:05.834 --> 40:08.088
‫آیا لیدرمون داره سد راهمون میشه
و عقب نگهمون می‌داره؟

40:08.113 --> 40:13.911
‫و شاید وقتشه یکی دیگه بیاد وسط میدون
و رهبری تیم آلفا رو دستش بگیره

40:19.250 --> 40:22.057
‫هرچی بازی جلوتر میره
بارش بارون هم شدیدتر میشه

40:22.993 --> 40:24.839
‫توی اوج فصل بادهای موسمی،

40:24.864 --> 40:29.466
‫بارندگی تو سواحل پاناما راحت می‌تونه
به 33 سانتی‌متر در ماه هم برسه

40:29.796 --> 40:31.458
"کمپ براوو"

40:32.287 --> 40:33.941
‫خلاصه این بارون بدجور ریده به هیکل‌مون

40:34.124 --> 40:35.142
‫آره والا

40:36.399 --> 40:38.592
‫این یعنی بقای هر کدوم از تیم‌ها

40:38.617 --> 40:41.668
‫با گذشت هر روز کلی سخت‌تر میشه

40:42.027 --> 40:45.292
‫چارلی!
‫ما تو این ساحل خراب‌شده خشک خشکیم

40:45.317 --> 40:47.369
‫ما تازه اول راه سگ‌دوزدن‌مون تو اینجاییم

40:47.394 --> 40:49.229
‫لیا هم باهامونه، می‌خوای چیزی بگی، لیا؟

40:49.254 --> 40:50.365
‫نه، ردیفم

40:51.281 --> 40:53.469
‫هرچند پناهگاه کمپ چارلی داره حسابی ازشون

40:53.494 --> 40:55.435
‫در برابر هوای خشن پاناما محافظت می‌کنه،

40:55.866 --> 41:00.036
‫اما اختلاف و دودستگی توی تیم‌شون
داره به یه چالش کلی بزرگ‌تر تبدیل میشه

41:00.350 --> 41:02.243
"روز 21ام"

41:12.917 --> 41:16.880
‫امروز که از خواب پاشدم
دیدم مثل یه جنازه‌م و کلافه‌

41:17.150 --> 41:20.020
‫از نظر روحی، ذهنی و احساسی بریدم

41:20.045 --> 41:23.883
‫و اگه بخوام راستش رو بگم
دیگه اصلاً حس و حال نقش بازی کردن ندارم

41:27.197 --> 41:31.749
‫ دست تک‌تک آدم‌های این تیم واسم
رو شده و ظاهر فریبنده‌شون رو شناختم

41:32.030 --> 41:34.734
‫اونا اون‌قدر به سرکوب کردنِ

41:35.451 --> 41:38.250
ارزش و روحیه‌ی من ادامه میدن

41:38.275 --> 41:41.530
‫تا تهش رای به حذفم بدن و اون پول گنده رو

41:42.250 --> 41:44.622
سه تایی بین خودشون هاپولی کنن

41:45.055 --> 41:47.558
‫فکر کنم اون یارو که اونجاست مال تیم آلفا باشه

41:48.998 --> 41:51.206
‫فرصت که گیرت میاد، باید سریع بقاپیش

41:51.600 --> 41:53.000
‫تو این چند روز گذشته،

41:53.025 --> 41:55.919
‫قضیه واسم مثل روز روشن شده
که باید از چارلی بزنم بیرون

41:56.513 --> 41:59.015
‫- سلام! داری میری شنا؟
‫- سلام

42:00.513 --> 42:02.131
‫از روی ناچاری، آره

42:02.637 --> 42:06.197
‫- در ضمن، من نیکی هستم
‫- نیکی، منم لیا‌م. مال کمپ چارلی‌ام

42:06.439 --> 42:08.049
‫آره، اوضاع اونجا چطوره؟

42:08.471 --> 42:11.450
‫خب، الان من تنها زنی‌ام که اونجا باقی مونده

42:11.475 --> 42:15.053
‫یه جورایی امیدوار بودم که بشه
‫بعضی از هم‌تیمی‌هات رو ببینم

42:15.381 --> 42:16.476
‫اوه...

42:16.869 --> 42:18.118
‫- گرفتم قضیه چیه
‫- آره

42:19.260 --> 42:23.264
‫آره! خب، می‌تونی بیای باهامون آشنا بشی
ولی یه ذره پیاده‌روی طولانی داره

42:23.289 --> 42:24.915
‫- خیلی‌خب، حله، دمت گرم
‫- آره

42:25.209 --> 42:26.809
‫من قشنگ از پس کار برا میام...

42:27.795 --> 42:29.203
خیلی بیشتر از این‌ها

42:29.228 --> 42:32.247
‫و قطعاً هنوز هم برنامه‌م اینه
‫که توی این بازی برنده بشم،

42:32.272 --> 42:35.483
‫اما فقط از راه درستش و با آدم‌های درست

42:36.314 --> 42:38.816
‫- سلام و درود
‫- سلام. بچه‌ها چطورین؟

42:38.841 --> 42:39.994
‫خوبیم. تو چطوری؟

42:40.019 --> 42:42.563
‫خوبم! راستش کلی خوشحالم که
‫بالاخره مسیرم خورد و اومدم این طرف

42:42.588 --> 42:44.020
‫می‌دونم والا. راهمون کلی دوره

42:44.200 --> 42:46.286
‫من تقریباً با هیچ‌کدوم از
‫بچه‌های تیم چارلی آشنا نشدم

42:46.311 --> 42:47.674
‫اصلاً روحمم خبر نداره اونجا چه خبره

42:47.699 --> 42:49.910
‫- آره
‫- آره. خب اوضاع چطور پیش میره؟

42:49.935 --> 42:53.022
‫- الان اونجا سه تا مرد موندن و من
‫- عجب

42:53.047 --> 42:55.740
‫من کلی مهارت‌های بقا و سنتی بلدم،

42:55.765 --> 43:00.437
‫اما هر بار که می‌خوام کاری انجام بدم
باهام تحقیرآمیز حرف می‌زنن یا بهم شک دارن

43:00.462 --> 43:01.296
‫آره واقعاً

43:01.321 --> 43:04.292
‫اصلاً حال نمیده تو تیمی باشی که
حس کنی نمی‌تونی خود واقعی‌ت باشی

43:04.660 --> 43:06.912
‫کلی مسخره‌ست. قشنگ گند زده شده به اوضاع

43:06.937 --> 43:11.005
‫لیا باهوش به نظر میاد
با اون همه دانشی که ادعا می‌کنه داره

43:11.030 --> 43:14.951
‫و چیزایی که میگه می‌تونه واسه چارلی بیاره
...و ارزشی که واسه تیم داره

43:14.976 --> 43:16.444
‫با تمام چیزایی که بهش گذشته...

43:17.085 --> 43:18.658
خیلی دلم واسش می‌سوزه

43:18.683 --> 43:21.776
‫ته داستان، اصلاً نیازی نیست
...ما این تجربه رو با حالی

43:21.801 --> 43:24.854
‫خراب‌تر از روز اولی که اومدیم ترک کنیم

43:24.879 --> 43:26.052
‫- موافقم
‫- گل گفتی

43:26.077 --> 43:28.538
‫فکر کنم همه‌مون ‫حرف همدیگه رو می‌فهمیم

43:28.563 --> 43:32.133
‫ما اصلاً با رفتار تیم چارلی و
کارایی که دارن می‌کنن کنار نمیایم

43:32.158 --> 43:35.698
‫هر چیزی که درباره‌شون می‌شنوم
مدام این قضیه رو برام روشن‌تر می‌کنه

43:35.723 --> 43:36.948
...‫که اونا فقط

43:37.532 --> 43:40.258
یه مشت مرد کثیف و دورو هستن

43:40.815 --> 43:41.941
‫- بن!
‫- چطورین بچه‌ها!

43:41.966 --> 43:43.593
‫- بن، این لیا‌ست
‫- سلام

43:43.618 --> 43:46.207
‫سلام لیا. دمت گرم که یه سری به ما زدی

43:46.232 --> 43:48.719
‫فکر کنم تابلوئه که اون اصلاً
‫توی کمپ چارلی احساس راحتی نمی‌کنه،

43:48.744 --> 43:50.156
‫اونم با این طرز اداره کردن اوضاع

43:50.181 --> 43:54.394
‫سخت‌ترین بخشش بودن
‫دوروبر آدماییه که فقط دنبال کنترل کردنن،

43:54.419 --> 43:59.382
‫و بدجور نگرانم که فقط واسه سهم پول بیشتر
رای به حذف شدنم بدن

43:59.837 --> 44:02.752
‫- پس دنبال اینی که مثلاً تیمت رو عوض کنی؟
‫- احتمالاً، آره

44:03.161 --> 44:07.165
‫قطعاً دیگه باید یه جورایی
‫به فکر خودم و نجات خودم باشم

44:07.190 --> 44:09.939
‫یعنی اگه هدف‌شون اینه که ته بازی حذفم کنن،

44:09.964 --> 44:12.514
‫ترجیح میدم همین الان
خودمو از اونجا بکشم بیرون

44:12.809 --> 44:13.809
واو

44:14.092 --> 44:16.359
‫شما بچه‌ها پایه‌این
یه نفر دیگه رو تو تیم راه بدین؟

44:16.384 --> 44:19.274
‫قطعاً یه چیزیه که ‫فکر کنم
پایه‌ایم و ازش استقبال می‌کنیم

44:19.633 --> 44:22.419
‫خب می‌دونم شما
وقتی مد و بالا اومدن آب میشه

44:22.691 --> 44:24.819
چطور اینجا
راهتون بند میاد و محاصره می‌شین

44:24.843 --> 44:25.606
‫ آره، آره

44:25.630 --> 44:27.568
به نظرم داشتن یه قایق
می‌تونه کلی کارساز باشه-

44:27.830 --> 44:29.123
‫می‌فهمید چی میگم دیگه؟

44:29.148 --> 44:32.484
‫من می‌تونم احتمالاً، اگه جایی واسم باشه...

44:33.013 --> 44:34.291
‫قایق رو با خودت بیاری؟

44:34.674 --> 44:35.683
‫اوهوم

44:38.393 --> 44:39.439
‫جالبه

44:40.453 --> 44:41.793
‫به نظرم داشتن یه قایق

44:41.980 --> 44:44.600
‫کلی ارزش پیش‌بینی‌نشده توی این بازی داره،

44:44.625 --> 44:47.069
‫و اصلاً روحمون هم خبر نداره که این پتانسیل

44:47.094 --> 44:50.033
چطور می‌تونه کلی بازی رو به نفعمون عوض کنه

44:50.395 --> 44:53.505
‫خیلی‌خب. فقط رو چیزایی
‫که اینجا بهتون گفتم کلی فکر کنین

44:53.530 --> 44:54.743
‫- حتماً
‫- باشه

44:54.768 --> 44:56.186
‫- آره
‫- خوش بگذره

44:56.211 --> 44:57.420
‫- دمت گرم
‫- موفق باشی

44:57.445 --> 44:58.789
‫- مراقب خودت باش
‫- بای

44:59.148 --> 45:01.901
‫ولی خب درباره‌ی لیا، ما نمی‌دونیم...

45:03.126 --> 45:05.295
‫چطور می‌تونه با تیم‌مون چفت و جور بشه

45:05.320 --> 45:08.312
‫واسه همین آوردن یه بازیکن دیگه
...توی این موقعیت زمانی

45:08.337 --> 45:11.090
‫ریسکش خیلی بالا نیست؟

45:14.160 --> 45:15.160
‫نمی‌دونم

45:23.283 --> 45:43.283
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
