1
00:00:01,000 --> 00:00:09,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:09,371 --> 00:00:11,699
‫- زود باشین، یالا دیگه
‫- لازم نیست واسه ما تعیین تکلیف کنی

3
00:00:11,724 --> 00:00:14,282
‫- یادت نره، تو منطقه مایی
‫- اینجا اصلاً منطقه شما نیست

4
00:00:14,307 --> 00:00:15,752
‫- اینجا منطقه ماست
‫- زر نزن، نیست

5
00:00:15,777 --> 00:00:16,810
‫خب دیگه بکش عقب

6
00:00:25,610 --> 00:00:27,868
‫بهش رو نده‫
بذار واسه خودش فاز گنده‌لاتا رو برداره

7
00:00:27,893 --> 00:00:29,912
‫نه بابا، این اصلاً کیـه؟
!قشنگ اومد تو شکمم

8
00:00:30,558 --> 00:00:33,856
‫- این دیگه جَنم اونـه
‫- برو این جَنمت رو بیرون از اینجا نشون بده

9
00:00:33,881 --> 00:00:36,993
‫- زودباشین برین، کشش ندین
‫- اینجا ساحل شما نیست! حالیتـه؟

10
00:00:37,018 --> 00:00:38,670
‫اگه بخوام کل روز رو همین‌جا می‌مونم

11
00:00:38,695 --> 00:00:40,926
‫با تو حرف نمی‌زنم
‫حواسم قشنگ به این یکیه

12
00:00:44,662 --> 00:00:45,776
"سارا، کمپ براوو"

13
00:00:45,800 --> 00:00:49,447
‫خیلی رو اعصابه وقتی یکی
قشنگ می‌دونه ‫چطور بره رو مخت،

14
00:00:49,472 --> 00:00:53,254
‫ به خودم قول داده بودم که اصلاً
‫واکنشی نشون ندم یا حتی جوابش رو ندم

15
00:00:53,732 --> 00:00:55,943
‫این قشنگ تاکتیک‌شـه، ‫یه جور بازی روانی‌ـه

16
00:00:55,968 --> 00:00:59,180
‫ولی نه...
اصلاً ‫هیچ جوره نمی‌تونه منو بترسونه

17
00:01:01,094 --> 00:01:03,524
‫طوری میاد این‌طرف انگار قراره
‫بقیه خایه کنن یا یه همچین گوهی

18
00:01:03,549 --> 00:01:06,760
‫با قد 165 می‌خواد جلو یه مرد
‫185 زل بزنه و قد علم کنه

19
00:01:06,785 --> 00:01:09,579
‫خودت می‌دونی دستم بهت نمی‌خوره، ولی...
‫باید پیازداغش رو زیاد کنی

20
00:01:10,390 --> 00:01:14,795
‫فقط خوشحالم که مورگن و اَبی تونستن
‫ببینن من با چه آدمایی سر و کار دارم

21
00:01:14,820 --> 00:01:17,823
‫این آدما... مثلاً همین
کمپ چارلی، ‫رسماً رد دادن

22
00:01:17,848 --> 00:01:19,475
‫واقعاً روانی‌ان

23
00:01:19,724 --> 00:01:22,848
‫بیاین از این‌ور بریم. به هر حال می‌خواستم
‫ببینم این‌طرفا چه خبره

24
00:01:24,226 --> 00:01:27,255
‫خوش باشین با اون نارگیل‌ها
‫این آخرین باریه که این‌طرف چیزی گیرتون میاد

25
00:01:27,539 --> 00:01:29,673
‫قراره تک‌تک این نارگیل‌ها رو
‫از رو درخت لخت کنیم

26
00:01:29,698 --> 00:01:31,659
‫- اینجا خونه منه
‫- آره، ارواح عمت

27
00:01:32,996 --> 00:01:34,542
‫اه، چقدر بچه‌ان اینا، داداش!

28
00:01:34,567 --> 00:01:35,997
‫من که داشتم بهتون می‌گفتم

29
00:01:36,377 --> 00:01:37,962
‫- اینا فقط قلدر بازی بلدن
‫- دقیقاً

30
00:01:37,987 --> 00:01:40,656
‫این دیگه چی بود؟
‫یارو قشنگ رد داده

31
00:01:40,681 --> 00:01:44,268
‫سارا تا حدودی بهمون گفته بود
‫تو کمپ چارلی چه خبره،

32
00:01:44,293 --> 00:01:46,116
‫ولی وقتی آدم خودش از نزدیک می‌بینه،

33
00:01:46,345 --> 00:01:48,645
‫اصلاً از این مدل
رفتارشون با آدما ‫خوشم نمیاد،

34
00:01:48,670 --> 00:01:50,237
‫از سبک بازی‌شون اصلاً خوشم نمیاد

35
00:01:50,262 --> 00:01:51,793
‫این کارشون واقعاً

36
00:01:52,109 --> 00:01:53,944
‫حال آدم رو بد می‌کنه

37
00:01:54,643 --> 00:01:56,981
‫داره همه‌شون رو ‫از درخت می‌کشه پایین

38
00:01:57,495 --> 00:01:58,746
‫بنازم پسر!

39
00:01:59,184 --> 00:02:01,830
‫- فکر کردن می‌تونن حریف ما بشن
‫- آره بابا!

40
00:02:02,323 --> 00:02:03,533
‫- عمراً بتونن
‫- دقیقاً!

41
00:02:03,558 --> 00:02:05,125
‫این آخر آذوقه‌شونه

42
00:02:05,150 --> 00:02:08,847
‫اونجا رسماً یه کمپیـه
‫که فقط بقیه رو اذیت می‌کنن،

43
00:02:08,872 --> 00:02:12,481
‫و حاضرن آدما رو خرد کنن،
‫حتی هم‌تیمی‌های خودشون رو

44
00:02:12,506 --> 00:02:16,229
‫خلاصه همه‌چیزش رو...
‫قشنگ منو سگی می‌کنه

45
00:02:16,759 --> 00:02:21,255
‫می‌دونم برنامه‌مون اینـه که همین
دو سه روز آینده ‫رای بدیم سارا حذف بشه،

46
00:02:21,280 --> 00:02:23,996
‫ولی واقعاً تصمیم
‫خیلی سختی قراره باشه

47
00:02:24,021 --> 00:02:26,941
‫چون دلم خیلی به‌حالش می‌سوزه
‫که اون‌طرف این‌طوری باهاش رفتار کردن

48
00:02:27,761 --> 00:02:30,139
‫فقط خوشحالم که شماها
‫تونستین قشنگ منظورمو بفهمین

49
00:02:30,164 --> 00:02:32,120
‫خیلی وحشی بود، ‫یارو راحت پاچه می‌گرفت

50
00:02:32,145 --> 00:02:34,606
‫آره، بدجور پاچه می‌گرفت
‫نزدیک بود دست یارو رو قلم کنم!

51
00:02:36,082 --> 00:02:38,593
‫تا به خودمون بیایم، ‫سارا رو
گوشت دم توپ می‌کنن و می‌فرستنش بره

52
00:02:38,996 --> 00:02:41,380
‫- قشنگ دستش رو می‌خونن
‫- آره، می‌خونن

53
00:02:42,496 --> 00:02:43,739
"‏13 بازیکن"

54
00:02:44,247 --> 00:02:45,663
"بن، کمپ آلفا"

55
00:02:46,372 --> 00:02:47,474
"دیو، کمپ آلفا"

56
00:02:47,499 --> 00:02:48,499
"خارج شده"

57
00:02:49,104 --> 00:02:50,384
"هالی، کمپ آلفا"

58
00:02:51,502 --> 00:02:53,141
"مدی، کمپ آلفا"

59
00:02:53,872 --> 00:02:55,152
"نیکی، کمپ آلفا"

60
00:02:56,218 --> 00:02:57,898
"وضع قوانین با خودشونه "

61
00:02:58,499 --> 00:02:59,995
"اَبی، کمپ براوو"

62
00:03:00,912 --> 00:03:02,567
"مارشال، کمپ براوو"

63
00:03:03,574 --> 00:03:05,281
"ماری، کمپ براوو"
"خارج شده"

64
00:03:06,043 --> 00:03:07,723
"بازی نهایی برای بقا"

65
00:03:08,266 --> 00:03:10,025
"مورگن، کمپ براوو"

66
00:03:10,898 --> 00:03:12,609
"فارو، کمپ براوو"

67
00:03:13,237 --> 00:03:14,970
"شان، کمپ براوو"
"خارج شده"

68
00:03:15,377 --> 00:03:17,177
"فقط یه تیم از پسش‌ برمیاد"

69
00:03:17,561 --> 00:03:19,161
"برکستون، کمپ چارلی"

70
00:03:19,660 --> 00:03:21,305
"برت، کمپ چارلی"

71
00:03:22,507 --> 00:03:24,005
"لـیا، کمپ چارلی"

72
00:03:25,013 --> 00:03:26,446
"سارا، کمپ چارلی"

73
00:03:27,483 --> 00:03:29,292
"وس، کمپ چارلی"

74
00:03:33,115 --> 00:03:35,583
"زنده ماندن: جنگل"

75
00:03:37,981 --> 00:03:44,981
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

76
00:03:52,621 --> 00:03:55,439
"کمپ آلفا، شکار"

77
00:03:56,442 --> 00:03:57,753
"روز 15ام"

78
00:03:57,778 --> 00:03:59,014
یه ‫بویی میاد

79
00:03:59,480 --> 00:04:00,507
بوی گراز

80
00:04:01,834 --> 00:04:03,355
‫اینجا صددرصد...

81
00:04:04,992 --> 00:04:06,428
‫لونه خود هیولاست

82
00:04:07,420 --> 00:04:09,462
‫قشنگ همه‌جا رد پا افتاده و کوبیده شده

83
00:04:10,741 --> 00:04:11,992
‫کلی راه و رد پا هست

84
00:04:13,168 --> 00:04:15,754
‫صداش نمیاد، فکر کنم منو ندیده

85
00:04:17,295 --> 00:04:18,912
‫فعلاً بهتره برگردیم عقب

86
00:04:21,028 --> 00:04:25,032
‫15 روزه که یه وعده غذای
درست و حسابی ‫کوفت نکردیم،

87
00:04:25,057 --> 00:04:28,269
‫و متأسفانه اینجا
‫شکار کردن دهن رو ‌سرویس می‌کنه

88
00:04:28,294 --> 00:04:31,859
‫جنگل خیلی انبوهـه
‫کلی بوته‌زار تاریک و توهم‌رفته داره

89
00:04:31,884 --> 00:04:35,235
‫خیلی سخته بتونی درست نشونه بگیری
‫باید حسابی بهش نزدیک بشی

90
00:04:35,260 --> 00:04:37,381
‫پسر! چطور بود؟

91
00:04:37,928 --> 00:04:38,971
‫رفتم اون بالاها

92
00:04:38,996 --> 00:04:41,007
‫ولی پرنده هم پر نمی‌زد

93
00:04:41,350 --> 00:04:44,743
‫حیوونا سمت کمپ ما نمیان
‫سروصدا خیلی زیاده

94
00:04:44,768 --> 00:04:49,498
‫تنها چیزی هم که واسه خوردن داشتیم
‫فقط همین حلزون و نارگیل‌های کوفتی بوده

95
00:04:49,523 --> 00:04:51,431
‫همین که می‌دونیم اینجاست، آمار خوبیه

96
00:04:51,456 --> 00:04:53,917
‫ واسه دنبال کردنش قشنگ خودمو جنازه کردم

97
00:04:55,008 --> 00:04:58,008
‫من یه شکارچی‌ام
اصلاً ذاتـم اینـه که بقیه رو سیر کنم

98
00:04:58,033 --> 00:05:01,183
‫و وقتی می‌بینم خودم
‫و کل تیم داریم زجر می‌کشیم،

99
00:05:01,208 --> 00:05:02,304
‫ برام سنگینه

100
00:05:02,329 --> 00:05:05,540
‫می‌خوام کمک‌مون کنم
‫که بتونیم تو این بازی کوفتی زنده بمونیم

101
00:05:06,259 --> 00:05:08,469
‫- حالم از نارگیل به هم می‌خوره
‫- آره والا

102
00:05:08,494 --> 00:05:10,609
‫این‌قدر خوردیم که دیگه حالم رو خراب می‌کنه

103
00:05:10,634 --> 00:05:12,377
‫دیشب اصلاً نتونستم کپه مرگم رو بذارم

104
00:05:12,729 --> 00:05:14,029
‫قشنگ جنازه‌م از خستگی

105
00:05:14,054 --> 00:05:17,697
‫این حشره‌های لعنتی دارن دیوونه‌م می‌کنن
‫قیافه‌م طوریـه انگار جذام گرفتم

106
00:05:17,722 --> 00:05:20,058
‫پشتت هم بدجور گزیده شده و داغونه

107
00:05:20,083 --> 00:05:22,002
‫آره، وضعیت پشتت ‫از همه‌جا خراب‌تره

108
00:05:22,321 --> 00:05:24,923
‫روی پاهام از همه بدتره‫، همین‌ها هستن
که خارششون دهنم رو سرویس کرده

109
00:05:27,305 --> 00:05:29,015
‫بچه‌ها، شما هم اون صدا رو می‌شنوین؟

110
00:05:30,285 --> 00:05:32,496
‫- این دیگه چه کوفتیـه؟
‫- چی؟ وای، دهنم سرویس

111
00:05:32,521 --> 00:05:33,535
‫پسر!

112
00:05:36,260 --> 00:05:39,005
‫- هلیکوپتره بچه‌ها. می‌شنوین؟
‫- آره، یه هلیکوپتر اونجاست

113
00:05:39,030 --> 00:05:41,565
‫- شبیه چیه؟
‫- انگار دارن آذوقه و تجهیزات می‌فرستن

114
00:05:45,105 --> 00:05:47,251
‫یه چیز گنده‌ای رو حمل می‌کنه. نگاهش کنین

115
00:05:50,633 --> 00:05:52,102
‫بار آذوقه‌ست!

116
00:05:52,547 --> 00:05:55,172
‫- هنوز ننداختنش پایین
‫- یه قایق هم اونجاست

117
00:05:58,724 --> 00:06:00,274
‫نگاش کنین، همون‌جا معلق مونده

118
00:06:00,651 --> 00:06:02,241
‫برگام، یکی دیگه؟

119
00:06:04,532 --> 00:06:07,085
‫من قایق رو می‌بینم،
‫هلیکوپترها هم می‌بینم. همه‌چی قشنگ معلومه

120
00:06:08,065 --> 00:06:11,360
‫- دارن یه نامه می‌اندازن پایین
‫- یالا بریم. بریم ببینیم چیه

121
00:06:12,166 --> 00:06:14,460
‫اوناهاش، انداختش اون‌ور لای علف‌ها

122
00:06:15,484 --> 00:06:17,014
‫ببینیم چی برامون فرستادن

123
00:06:17,292 --> 00:06:18,914
‫- اینم از این
‫- ببینیم چی گیرمون اومده

124
00:06:18,939 --> 00:06:19,939
!آه

125
00:06:20,194 --> 00:06:22,632
‫- این قضیه بدجور می‌ره رو اعصابم
‫- می‌دونم

126
00:06:22,657 --> 00:06:23,742
بدجور ‫استرس دارم

127
00:06:24,031 --> 00:06:25,038
‫یه نامه

128
00:06:25,339 --> 00:06:28,255
‫"تیم‌ها، دو تا از ‫قوی‌ترین
"شناگرهاتون رو انتخاب کنید

129
00:06:28,280 --> 00:06:29,243
‫اوف...

130
00:06:29,268 --> 00:06:31,890
‫"تیم‌ها، دو تا از ‫قوی‌ترین
"شناگرهاتون رو انتخاب کنید

131
00:06:31,915 --> 00:06:34,126
‫"تیم‌ها، دو تا از ‫قوی‌ترین
"شناگرهاتون رو انتخاب کنید

132
00:06:34,809 --> 00:06:36,102
‫قراره مسابقه باشه

133
00:06:36,127 --> 00:06:37,670
‫- این‌طور به نظر میاد
‫- آره

134
00:06:38,243 --> 00:06:40,822
‫بعد از 15 روز طاقت‌فرسا ‫تو دل جنگل،

135
00:06:41,181 --> 00:06:44,320
‫حالا یه فرصت جدید واسه بقا
‫جلوی پای تیم‌ها گذاشته شده

136
00:06:44,766 --> 00:06:47,431
‫- باید یه مسیر طولانی رو شنا کنیم
‫- آره، می‌دونم

137
00:06:47,456 --> 00:06:49,902
‫- کلی بنیه و استقامت می‌خواد
‫- من پایه‌ام، خایه این کارو دارم

138
00:06:49,927 --> 00:06:50,928
‫من که عمراً

139
00:06:51,426 --> 00:06:54,679
‫دو تا محموله فرستاده میشه
‫یکی از هوا و یکی از توی آب

140
00:06:54,704 --> 00:06:57,665
‫این دو تا بسته کاملاً با هم فرق دارن
‫و چیزهای متفاوتی توشونه

141
00:06:58,263 --> 00:06:59,765
‫این محموله‌ها رها میشن،

142
00:06:59,790 --> 00:07:02,960
‫تقریباً تو فاصله ‫250 متری از خط ساحل

143
00:07:03,576 --> 00:07:07,036
‫این یعنی شناگرها باید با جریان‌های
غیرقابل‌پیش‌بینی اقیانوس سر و کله بزنن

144
00:07:07,408 --> 00:07:10,380
‫اونم تو این مرحله از بازی
که قشنگ استقامت‌شون محک می‌خوره

145
00:07:10,405 --> 00:07:12,674
‫جایی که همه‌شون
‫کالری ناچیزی به بدنشون رسیده

146
00:07:13,135 --> 00:07:14,512
‫- هالی و بن
‫- آره

147
00:07:14,728 --> 00:07:17,254
‫- فکر کنم کار خودتونه
‫- به نظرم شماها بهترین گزینه‌مون باشین

148
00:07:17,279 --> 00:07:19,321
‫دیشب کاش می‌تونستم یه ذره بخوابم

149
00:07:21,039 --> 00:07:22,249
‫- ردیفه
‫- یالا بریم

150
00:07:23,019 --> 00:07:26,831
‫بچه‌ها! من تو دبیرستان
‫عضو تیم شنای 500 متر بودم

151
00:07:27,428 --> 00:07:29,741
‫- اوکی برکستون و لیـا
‫- آره

152
00:07:29,766 --> 00:07:31,226
‫ما بهتون ایمان داریم

153
00:07:32,152 --> 00:07:34,279
‫نفر اول که معلومه کیه. نفر دوم کیه؟

154
00:07:34,982 --> 00:07:36,651
‫- من میرم
‫- تو هم می‌خوای بیای؟

155
00:07:36,676 --> 00:07:38,917
‫دمت گرم! پس من و تو میریم؟

156
00:07:38,942 --> 00:07:40,068
‫بزن بریم

157
00:07:40,093 --> 00:07:41,648
‫قشنگ می‌ترکونین بچه‌ها

158
00:07:41,673 --> 00:07:45,642
‫بین پنج نفر تیم‌مون، ‫من بهترین شناگرم

159
00:07:45,667 --> 00:07:50,329
‫تو شهر خودمون،
کلی تو کار ‫غواصی با کپسول و غواصی آزادم،

160
00:07:50,354 --> 00:07:51,851
‫کلاً همش تو دل اقیانوسم

161
00:07:51,876 --> 00:07:54,722
‫واسه همین تا نامه رو دیدم،
‫فهمیدم که خودم باید برم

162
00:07:54,747 --> 00:07:56,415
‫ما تا حالا شنا کردن مارشال رو ندیدیم،

163
00:07:56,440 --> 00:07:58,530
‫ولی خودت که خیلی به مهارتهات
‫مطمئن به نظر میای،

164
00:07:58,555 --> 00:08:00,336
‫پس بزن بریم تو کارش

165
00:08:01,109 --> 00:08:03,545
‫کلاً دو تا محموله هست
‫از اون‌طرف سه تا تیم داریم، پس...

166
00:08:03,570 --> 00:08:05,174
‫ یکی‌شون قشنگ دست خالی برمی‌گرده

167
00:08:05,564 --> 00:08:07,601
‫خیلی‌خب، تصمیمت رو بگیر. بشکه یا صندوق؟

168
00:08:07,626 --> 00:08:09,823
‫اونا صددرصد دارن میرن سراغ صندوق

169
00:08:09,848 --> 00:08:10,605
‫آره

170
00:08:10,630 --> 00:08:14,898
‫و آلفا هم قشنگ مسیرش مستقیمـه،
‫به هر چی که توی این بشکه‌ست دسترسی داره

171
00:08:15,832 --> 00:08:17,089
‫شماها باید برید سراغ بشکه

172
00:08:17,114 --> 00:08:19,626
‫چون دورتره،
احتمالاً ‫جایزه گنده‌تری هم توشـه

173
00:08:20,043 --> 00:08:22,536
‫اگه هر دومون بریم سراغ بشکه
آلفا هم میره سراغ همون

174
00:08:22,561 --> 00:08:24,020
‫اون‌وقت هیچ‌کی نمیره سراغ صندوق

175
00:08:24,720 --> 00:08:26,346
‫این‌جوری چارلی مفت و مجانی گیرش میاد

176
00:08:27,820 --> 00:08:30,948
‫هر بار که یه فرصت جدید واسه بقا پیش میاد،

177
00:08:30,973 --> 00:08:33,476
‫هر انتخابی می‌تونه عواقب سنگینی داشته باشه

178
00:08:33,501 --> 00:08:35,789
‫اینجا جاییـه که باید با اونا هم کار کنیم

179
00:08:37,013 --> 00:08:38,069
‫بن!

180
00:08:39,716 --> 00:08:42,594
‫نقشه بکشین، شاید بتونین
با همکاری هم هر دو تا رو بگیرین

181
00:08:42,619 --> 00:08:45,288
‫وقتی هیچ قانونی و دستورالعمل مشخصی نداریم،

182
00:08:45,313 --> 00:08:47,732
‫و نمی‌دونیم تو هیچ‌کدوم از محموله‌ها چیه،

183
00:08:47,757 --> 00:08:49,550
‫میشه هر رقم نقشه‌ای رو چید

184
00:08:49,881 --> 00:08:52,190
‫بیاین دو تیمی بریزیم سرش
و صندوق رو از چارلی قاپ بزنیم

185
00:08:52,215 --> 00:08:54,023
‫بعدش میریم سراغ بشکه که رقیبی نداره

186
00:08:54,048 --> 00:08:56,637
‫هر کوفتی هم که گیرمون اومد
دو تا تیم نصف‌نصف تقسیمش می‌کنیم

187
00:08:57,069 --> 00:08:58,445
‫به امید خدا هر دو تا رو می‌گیریم

188
00:08:59,838 --> 00:09:03,034
‫با اینکه تیم‌ها
تا الان تو بازی تن به معامله ندادن

189
00:09:03,307 --> 00:09:06,018
‫ولی وقتی پای آذوقه
و تجهیزات حیاتی وسط باشه

190
00:09:06,305 --> 00:09:08,062
‫انتخاب همکاری با یه رقیب سرشناس

191
00:09:08,087 --> 00:09:10,507
‫می‌تونه برگ برنده‌تون واسه گرفتنِ
یه امتیاز درست و حسابی بشه

192
00:09:10,791 --> 00:09:12,657
‫یا اینکه دست از پا درازتر
و با دست خالی برگردن

193
00:09:13,750 --> 00:09:15,362
‫- قبولـه بریم
‫- به نظرم همین کارو بکنیم

194
00:09:15,387 --> 00:09:16,602
‫- بهترین معامله‌ی ممکنه
‫- پایه‌ای؟ اوکی

195
00:09:16,627 --> 00:09:18,796
‫بن، تو برو اون‌طرف
‫بیا، اینم دوربین شکاری

196
00:09:18,821 --> 00:09:19,739
‫دستت درد نکنه

197
00:09:20,056 --> 00:09:21,458
‫قشنگ بوی اتحاد میاد

198
00:09:21,483 --> 00:09:23,135
‫بله، یه ائتلاف ریز پشت پرده شکل گرفته

199
00:09:26,680 --> 00:09:28,510
‫آخ، انداختنش! افتاد تو آب

200
00:09:29,372 --> 00:09:32,459
‫- بدو، بدو، بدو، بدو!
‫- یالا، یالا، یالا! زود باشین! بزن بریم!

201
00:09:33,301 --> 00:09:35,183
‫- یالا بچه‌ها، حرکت!
‫- ما می‌تونیم، مال خودمونه

202
00:09:35,211 --> 00:09:37,105
‫- بدو! بگیرش!
‫- بدو!

203
00:09:39,463 --> 00:09:40,639
‫بدو، بدو!

204
00:09:41,025 --> 00:09:42,127
‫زود باشین!

205
00:09:44,623 --> 00:09:46,531
‫خیلی‌خب، ما جلوتریم، از اونا جلوتریم

206
00:09:48,203 --> 00:09:49,371
‫هنوز عمقش کمه

207
00:09:49,870 --> 00:09:51,705
‫- داریم رو شن‌ها می‌دوییم
‫- برکستون رسید اونجا

208
00:09:52,448 --> 00:09:54,581
‫برکستون عجب شناگریه پسر، پشمام

209
00:09:55,698 --> 00:09:58,723
‫- یالا، برکستون خودش تنهایی جمعش می‌کنه
‫- آره، برکستون صددرصد می‌گیرتش

210
00:10:02,734 --> 00:10:05,292
‫- باریکلا!
‫- فکر کنم هالی بیشتر از نصف مسیر رو رفته

211
00:10:05,317 --> 00:10:08,237
‫یالا اَبی، بدو! شنا کن!

212
00:10:08,579 --> 00:10:11,220
‫خلاصه من و بن
داریم به سمت صندوق‌ها شنا می‌کنیم

213
00:10:11,245 --> 00:10:14,574
‫و دارم با تمام توانی که دارم پا می‌زنم

214
00:10:14,599 --> 00:10:20,730
‫چون قشنگ دارم می‌بینم که برکستون و
لیا هم دارن با سرعت میان سمت صندوق‌ها

215
00:10:20,755 --> 00:10:22,439
‫دهنت‌سرویس، دارن می‌رسن

216
00:10:24,980 --> 00:10:29,694
‫قشنگ دارم می‌بینم که تا این
صندوق‌های وسط اقیانوس، کلی راهه

217
00:10:29,719 --> 00:10:33,550
‫و وقتی کل جیره غذات فقط خرچنگ گوشه‌گیر
و یه ذره مارمولک کوفتی باشه

218
00:10:33,575 --> 00:10:38,162
‫خیلی راحت ممکنه وسط راه
بنزین تموم کنی و جنازه بشی

219
00:10:39,015 --> 00:10:40,391
‫ادامه بده اَبی!

220
00:10:40,416 --> 00:10:43,174
‫- اونا جنازه‌ان، سوءتغذیه دارن
‫- آره بابا!

221
00:10:43,199 --> 00:10:46,027
‫ولی ما اون عصاره گوشت مشتی
!تو بدن‌مونه، داداش. بزن بریم

222
00:10:46,862 --> 00:10:49,156
‫- یالا، لیا. تو می‌تونی
‫- بدو لیا، یالا!

223
00:10:50,625 --> 00:10:53,754
‫- هالی شناگر قابلیـه. قشنگ تو نخشن
‫- باریکلا! چقدر تمیز شنا می‌کنه

224
00:10:53,779 --> 00:10:54,852
‫بزن بریم، عشقی!

225
00:10:56,136 --> 00:10:59,346
‫وقتی اون وسط داری شنا می‌کنی، تازه می‌فهمی
‫چقدر زود بدنت خالی می‌کنه و جنازه میشی

226
00:10:59,371 --> 00:11:00,542
‫فقط داری دست‌وپـا می‌زنی

227
00:11:00,567 --> 00:11:03,366
‫همش داری جون می‌کنی که سرت
‫و بدنت رو بالای آب نگه داری

228
00:11:05,166 --> 00:11:08,261
‫اما با وجود همه این دهن‌سرویسی‌ها،
‫هیچ‌چیزی نمی‌تونست جلومو بگیره

229
00:11:08,286 --> 00:11:10,529
‫باید این برد رو واسه تیم آلفا می‌آوردم

230
00:11:10,554 --> 00:11:12,348
‫چیزی نمونده بچه‌ها، رسیدین!

231
00:11:12,373 --> 00:11:16,961
‫بدن من قشنگ عادت داره
‫که از حد و مرز خودش فراتر بره و فشار بیاره

232
00:11:17,718 --> 00:11:20,679
‫اون روحیه ورزشکاری درونم داره فریاد می‌کشه

233
00:11:25,502 --> 00:11:26,784
‫اونا الان رسیدن

234
00:11:33,238 --> 00:11:34,948
‫خیلی‌خب، هر دوشون رسیدن به اون یکی

235
00:11:35,645 --> 00:11:37,063
‫برکستون کدوم گوریـه؟

236
00:11:37,931 --> 00:11:39,784
‫با اینکه برکستون ‫از تیم چارلی

237
00:11:39,809 --> 00:11:41,811
‫به نظر می‌رسید فاصله خیلی زیادی جلو افتاده،

238
00:11:41,836 --> 00:11:44,923
‫ولی تغییر جریان‌های
اقیانوس رو درست حساب نکرده بود

239
00:11:45,634 --> 00:11:47,302
‫نمی‌دونم، اونجاست واقعاً؟

240
00:11:47,327 --> 00:11:49,413
‫فکر کنم داره میره ‫یه خراب‌شده دیگه

241
00:11:49,687 --> 00:11:51,556
‫داره مسیر رو کاملاً اشتباه میره، تف توش!

242
00:11:51,986 --> 00:11:54,768
‫جریان آب صندوق‌ها رو
‫نزدیک 30 متر کشونده سمت شرق،

243
00:11:54,793 --> 00:11:57,429
‫و برکستون هنوز ‫مسیر اولیه‌ش رو عوض نکرده

244
00:11:58,144 --> 00:12:00,980
‫اگه بن و اَبی
‫قبل از برکستون به صندوق‌ها برسن،

245
00:12:01,005 --> 00:12:04,650
‫اون‌وقت آلفا و براوو
قشنگ همه محموله‌ها رو مال خود کردن

246
00:12:04,675 --> 00:12:06,927
‫و کلاه چارلی بدجور
پس معرکه‌ست و چیزی گیرش نمیاد

247
00:12:06,952 --> 00:12:09,338
‫صندوق سمت راسته! نگاه کن! جابه‌جا شده!

248
00:12:09,363 --> 00:12:11,720
‫برکستون! سمت راسته!

249
00:12:12,566 --> 00:12:13,662
‫دیگه کار تمومه

250
00:12:14,032 --> 00:12:16,256
‫فقط باید همین سرعت‌ رو حفظ کنن
دیگه مال خودشونه

251
00:12:17,079 --> 00:12:19,233
‫وای خدای من،
‫اون دو نفر قشنگ رسیدن بهش

252
00:12:19,258 --> 00:12:20,541
‫برو سمت راست!

253
00:12:21,792 --> 00:12:24,503
‫- یالا، لیا! تو می‌تونی
‫- برکستون داره مسیر رو برعکس میره

254
00:12:24,528 --> 00:12:26,781
‫- باید بره اون‌طرفی
‫- سمت راست، برکستون!

255
00:12:26,806 --> 00:12:28,456
‫بپیچ، برکستون، بپیچ!

256
00:12:28,481 --> 00:12:29,923
‫- برو سمت راست!
‫- سمت راست!

257
00:12:30,421 --> 00:12:33,301
‫سرم رو آوردم بالا و دیدم
صندوق رفته انتهای سمت راست

258
00:12:33,326 --> 00:12:35,620
‫از من کلی دور شده
و به براوو و آلفا نزدیک‌تره

259
00:12:35,645 --> 00:12:39,722
‫اونجا بود که فهمیدم باید
هر چی تو چنته دارم رو رو کنم

260
00:12:39,747 --> 00:12:41,832
‫وگرنه عمراً نمی‌تونستم
نفر اول برسم به اون صندوق

261
00:12:46,668 --> 00:12:50,463
‫- دیدش، نگاش کن. پیچید
‫- آره، داره میره. ردیفه

262
00:12:50,488 --> 00:12:52,826
‫انگار براوو داره میره سمتش

263
00:12:56,796 --> 00:12:59,257
‫بدنم قشنگ خالی کرده و جنازه‌م

264
00:13:01,240 --> 00:13:04,994
‫اصلاً نای اینو ندارم
که الان بخوان تخته‌گاز برم

265
00:13:05,019 --> 00:13:09,232
‫فقط باید یه جوری
به حرکتم ادامه بدم که به اونجا برسم

266
00:13:09,257 --> 00:13:11,426
‫و وسط راه رسماً بنزین تموم نکنم

267
00:13:12,387 --> 00:13:14,695
‫بعدش چشمم خورد به برکستون،

268
00:13:15,513 --> 00:13:19,350
‫با خودم گفتم: "خوبـه، درسته سرم
"یه ذره گیج میره، ولی کم نمیارم

269
00:13:21,250 --> 00:13:23,576
‫ببین، تازه دارن شنا می‌کنن. یالا برکستون

270
00:13:23,601 --> 00:13:25,186
‫- بدو، برکستون!
‫- یالا!

271
00:13:27,407 --> 00:13:30,111
‫- چیزی نمونده برسن بهش
‫- قشنگ دارن نزدیک میشن

272
00:13:30,136 --> 00:13:31,500
‫فاصله‌شون خیلی کم شده

273
00:13:32,216 --> 00:13:34,468
‫داره می‌بره، وایساد

274
00:13:34,928 --> 00:13:36,261
‫- کی؟
‫- برکستون

275
00:13:36,286 --> 00:13:39,873
‫جریان آب داشت صندوق رو
راست می‌برد تو شکم بن و اَبی

276
00:13:39,898 --> 00:13:42,675
‫که قشنگ سمت راستم بودن
و این قضیه بدجور نگرانم کرد

277
00:13:42,700 --> 00:13:45,126
‫بیخ گوشتن. بدو، برکستون!

278
00:13:45,413 --> 00:13:46,873
‫ولی ته دلم مطمئن بودم

279
00:13:46,898 --> 00:13:50,074
‫که اگه تا آخرین نفس مایه بذارم
بازم می‌تونم نفر اول برسم اونجا

280
00:13:50,563 --> 00:13:53,408
‫بن گرفتش، چیزی نمونده برسه. یالا

281
00:13:53,433 --> 00:13:55,812
‫- بدو، کلی نزدیک شده
‫- بزن بریم!

282
00:13:55,837 --> 00:13:58,130
‫- رسیدن اونجا. یالا برکستون
‫- شونه به شونه دارن میرن!

283
00:13:59,751 --> 00:14:02,412
‫اون‌قدر نزدیکه که حتی با این دوربین هم
‫خوب نمی‌تونم تشخیص بدم

284
00:14:06,530 --> 00:14:08,759
‫هنوز نه، هنوز نه. آخیش!

285
00:14:08,784 --> 00:14:10,745
‫یالا. وای دهنم سرویس

286
00:14:16,946 --> 00:14:18,026
‫صندوق مال منه!

287
00:14:19,560 --> 00:14:22,271
‫بزن بریم!

288
00:14:22,296 --> 00:14:24,648
‫با رسیدن چارلی
به عنوان اولین تیم ‫به این صندوق،

289
00:14:24,673 --> 00:14:27,072
‫اونا تمام محتویاتش رو قشنگ مال خود کردن

290
00:14:27,970 --> 00:14:29,347
‫بیارینش خونه

291
00:14:29,372 --> 00:14:31,624
‫اما آلفا و براوو
‫مجبور میشن که محتویات

292
00:14:31,649 --> 00:14:33,693
‫بشکه رو نصف‌نصف
بین خودشون تقسیم کنن

293
00:14:33,718 --> 00:14:36,307
‫که این یعنی
به هر تیم فقط نصف غنایم می‌رسه

294
00:14:36,846 --> 00:14:38,095
‫برکستون زودتر رسید اونجا!

295
00:14:38,120 --> 00:14:40,436
‫پسر خودمو از فرسخ‌ها می‌شناسم‫
!شاه‌ماهی خودمه

296
00:14:40,461 --> 00:14:43,572
‫آلفا و براوو کثافت‌ها خواستن یه جورایی
‫پشت پرده با هم ائتلاف کنن

297
00:14:43,597 --> 00:14:46,172
‫خواستن یه حرکتی بزنن،
‫ولی کور خوندن، از این خبرا نیست

298
00:14:46,516 --> 00:14:47,850
‫این صندوق رسماً مال ماست

299
00:14:48,840 --> 00:14:49,870
‫آره بابا

300
00:14:50,462 --> 00:14:53,715
‫راستش کلی حال می‌کنم با این قضیه
چون معنیش اینه که تیم رقیب حسابی ترسیده

301
00:14:53,740 --> 00:14:57,117
‫اونا ما رو یه تهدید می‌بینن ‫و این یعنی ما
همون تیمی هستیم که باید شاخش رو بشکنن

302
00:14:57,493 --> 00:14:59,995
‫- بیا، اون طرفش رو بگیر
‫- یه جور قایقـه انگار

303
00:15:00,020 --> 00:15:01,313
‫آره، کایاکـه

304
00:15:02,075 --> 00:15:03,911
‫- وای خدا
‫- دمش گرم، عالیه!

305
00:15:03,936 --> 00:15:05,104
‫آره

306
00:15:06,798 --> 00:15:07,865
‫پاروها

307
00:15:09,092 --> 00:15:12,246
‫- گندش بزنن، اونا قایق دارن با پارو؟
‫- اونا قایق رو گرفتن، ما پاروها رو داریم

308
00:15:12,271 --> 00:15:13,550
و ‫اون دیگه چیه؟

309
00:15:13,575 --> 00:15:16,100
‫- پشمام!
!‫- این چیه، یا خدا

310
00:15:16,125 --> 00:15:17,875
‫یه سری وزنه واسه ماهیگیری

311
00:15:17,900 --> 00:15:19,652
‫- اون تله خرچنگه؟
‫- منظورت چیه؟

312
00:15:19,677 --> 00:15:22,055
‫- این یکی عینک غواصی هم داره
‫- دمت گرم، مشتیـه

313
00:15:22,530 --> 00:15:26,196
‫راستش در مورد شنا،
‫قضیه یه ذره حالمون رو گرفت

314
00:15:26,221 --> 00:15:30,074
‫نتونستیم چارلی رو ببریم،
‫ولی وقتی دیدم تو بشکه چیه،

315
00:15:30,099 --> 00:15:32,958
‫خیالم کلی راحت شد،
‫چون اینجا کلی وسیله و تجهیزات داریم

316
00:15:32,983 --> 00:15:35,232
‫واسه اینکه بزنیم به دل دریا
‫و بالاخره یه لقمه غذا بیاریم

317
00:15:35,884 --> 00:15:36,927
‫اون چیه؟

318
00:15:37,822 --> 00:15:40,575
‫- اوه، شبیه یه...
‫- اوه، تله‌ست؟

319
00:15:40,600 --> 00:15:43,738
‫- تله میگوئه، یا تله ماهی
‫- این بشکه‌ها بوی عرق سگی میدن

320
00:15:43,763 --> 00:15:45,932
‫- آره، دقیقاً‫
کلی بهتون افتخار می‌کنم بچه‌ها -

321
00:15:46,858 --> 00:15:49,062
‫همون‌جا نشسته بودم و زاغ‌سیاه چوب می‌زدم،

322
00:15:49,087 --> 00:15:53,142
‫و دیدم تک‌تک اعضای چارلی توی اون ساحل

323
00:15:53,167 --> 00:15:56,712
‫زل زدن به غنایمی که گرفتن، ‫همون‌جا بود
که فهمیدم هیچ‌کی حواسش به من نیست‫

324
00:15:56,737 --> 00:15:59,166
با خودم گفتم: یه جرقه! وقتشه

325
00:15:59,707 --> 00:16:02,529
‫- می‌تونم ببینم توی اون کیسه چیه؟
‫- این نخ ماهیگیریـه

326
00:16:03,159 --> 00:16:06,288
‫آخر سر، خودشون نباید
کمپ‌شون رو بی‌صاحب رها می‌کردن

327
00:16:06,561 --> 00:16:08,457
‫حقشونه، اصلاً هم پشیمون نیستم

328
00:16:08,482 --> 00:16:11,491
‫- ولی فقط یه دونه ماسک هست؟
‫- فکر کنم آره

329
00:16:11,516 --> 00:16:13,535
‫- دوتاست. یکی هم رو سر منه
‫- خوبه

330
00:16:13,560 --> 00:16:16,104
‫هر کدوم یه پارو برمی‌داریم،
‫محض خنده و کرم‌ریختن؟

331
00:16:16,558 --> 00:16:18,018
‫- آره، هر کدوم یه پارو
‫- ردیفه

332
00:16:21,162 --> 00:16:22,187
سگ توش

333
00:16:22,212 --> 00:16:24,723
‫همه بازیکنای تیم تو ساحل نیستن

334
00:16:24,748 --> 00:16:26,061
‫سارا رو اونجا نمی‌بینم

335
00:16:27,236 --> 00:16:29,240
‫سارا و چند نفر دیگه غیب‌شون زده

336
00:16:30,641 --> 00:16:33,186
‫بدجور چشمم ترسیده از اینکه
‫کمپ‌مون رو بی‌صاحب ول کردیم

337
00:16:33,211 --> 00:16:34,817
‫برم یه سر به کمپ بزنم؟

338
00:16:34,842 --> 00:16:36,775
‫- می‌تونی بری
‫- اصلاً خوشم نمیاد کمپ بی‌صاحب بمونه

339
00:16:36,800 --> 00:16:37,801
‫بدو پسر، بدو!

340
00:16:39,602 --> 00:16:40,895
‫چرا برکستون داره مثل سگ می‌دوه؟

341
00:16:53,123 --> 00:16:54,189
‫خیلی‌خب

342
00:16:58,918 --> 00:17:01,874
‫می‌دونم همه بازیکنای توی بازی
‫الان تو ساحل نیستن،

343
00:17:01,899 --> 00:17:02,899
...واسه همین

344
00:17:03,400 --> 00:17:05,837
‫ صددرصد یکی اومده اینجا
‫و به وسایلمون دستبرد زده

345
00:17:10,060 --> 00:17:11,937
‫ کلاً فقط یه دونه قمه می‌بینم

346
00:17:12,700 --> 00:17:14,285
‫خیلی‌خب، بقیه هم اومدن، یالا

347
00:17:17,251 --> 00:17:18,785
‫فکر کنم دو تا از قمه‌هامون کمه

348
00:17:20,145 --> 00:17:22,033
‫- جدی میگی؟
‫- آره

349
00:17:22,896 --> 00:17:23,980
‫قضیه چیه؟

350
00:17:24,005 --> 00:17:25,434
‫دو تا قمه‌مون رو زدن

351
00:17:25,459 --> 00:17:26,733
‫عجب گیری کردیم‌ها

352
00:17:27,639 --> 00:17:29,799
‫- یعنی اونا دو تا قمه رو برداشتن؟
‫- آره دیگه

353
00:17:30,890 --> 00:17:33,189
‫سارا کلی انگیزه داشت
‫که بیاد از کمپ ما دزدی کنه

354
00:17:38,922 --> 00:17:41,132
‫ببین، اصلاً دلم نمی‌خواست این‌جوری بازی کنم

355
00:17:42,065 --> 00:17:45,610
‫ولی مامانم همیشه می‌گفت:
‫"اگه کسی بهت سیلی زد، محکم‌تر بزن تو گوشش"

356
00:17:47,587 --> 00:17:50,798
‫دیگه حرف از اینکه ‫نمی‌خوایم
کثیف بازی کنیم رو باید بریزیم دور

357
00:17:50,823 --> 00:17:53,846
‫واسه اونا فرقی نمی‌کنه آدم خوبی باشی
راحت مالت رو بالا می‌کشن

358
00:17:53,871 --> 00:17:55,353
‫این دیگه رسماً تاکتیک زمان جنگه

359
00:17:55,378 --> 00:17:56,624
‫تنها قانون سفت و سخت‌مون اینـه

360
00:17:56,649 --> 00:17:59,367
‫که کمپ رو خالی نذاریم، وقتی
می‌دونیم، سارا کمر به نابودی ما بسته

361
00:17:59,392 --> 00:18:01,343
‫آره، راست میگی. حق با توئه

362
00:18:02,483 --> 00:18:05,800
‫می‌دونی، اونا به حذف شدنم رای دادن، بالاخره
... کینه مال اون موقع بود، تموم شد، ولی

363
00:18:06,611 --> 00:18:09,103
‫قرار نیست هر کی از راه رسید
به آدم زور بگه و قلدر بازی دربیاره

364
00:18:09,128 --> 00:18:12,468
‫من زیر بار این گوه نمیرم. باید همون
آشغال‌بازی خودشون رو تلافی می‌کردم

365
00:18:12,904 --> 00:18:16,525
‫دیگه همه اون مسخره‌بازی‌های
رفیق‌جون جونی و خنده‌ها تعطیل، افتاد؟

366
00:18:23,148 --> 00:18:24,605
‫مأموریت با موفقیت انجام شد

367
00:18:26,779 --> 00:18:29,610
‫اون‌طرف تو ساحل، تیم‌های آلفا و براوو

368
00:18:29,635 --> 00:18:32,680
‫تجهیزات ماهیگیری جدیدی رو که گرفتن،
‫ نصف‌نصف بین خودشون تقسیم می‌کنن

369
00:18:32,705 --> 00:18:35,070
‫پنج تا قلاب بزرگ داریم
...و پنج تا قلاب کوچیک، پس

370
00:18:35,095 --> 00:18:36,287
‫هر جور صلاح می‌دونین

371
00:18:36,312 --> 00:18:41,338
‫سهم آلفا میشه یه تله ماهی،
‫یه تله خرچنگ، یه شناور، یه عینک غواصی،

372
00:18:41,363 --> 00:18:43,825
‫یه مقدار نخ ماهیگیری همراه قلاب و سرب

373
00:18:43,850 --> 00:18:46,332
یه جفت پارو، به اضافه یه سر نیزه

374
00:18:46,357 --> 00:18:48,293
‫- اوه، دمش گرم، عالیه
‫- اون دیگه چیه؟

375
00:18:48,318 --> 00:18:51,697
‫یه سر نیزه‌، ‫ولی خود نیزه رو نمی‌بینم

376
00:18:52,123 --> 00:18:55,115
‫سهم براوو هم میشه
‫اون یکی تله ماهی و تله خرچنگ،

377
00:18:55,140 --> 00:18:57,888
‫یه شناور واسه خودشون،
‫اون یکی عینک غواصی،

378
00:18:58,217 --> 00:19:00,556
‫بقیه نخ‌ها، قلاب‌ها و سرب‌ها،

379
00:19:00,581 --> 00:19:03,074
‫اون یکی جفت پارو، ‫به اضافه تور پرتابی

380
00:19:03,099 --> 00:19:04,976
‫پسر، کلی پایه‌م با این وسایل جدید کار کنم

381
00:19:05,001 --> 00:19:07,670
‫منم همین‌طور. بدجور مشتاقم
‫ببینم این وسایل چطور جواب میدن

382
00:19:07,695 --> 00:19:09,700
‫کف کردم واسه اینکه یه ماهی بزنیم بر بدن

383
00:19:09,725 --> 00:19:11,602
‫اوه، قشنگ معرکه میشه

384
00:19:12,291 --> 00:19:13,792
‫تو جزیره سن خوزه،

385
00:19:13,817 --> 00:19:17,043
‫تجهیزات ماهیگیری
صددرصد یه منبع حیاتی به حساب میان

386
00:19:18,227 --> 00:19:21,772
‫آب‌های اطراف این جزیره
‫پر از ماهی‌های قباد، قزل‌آلای خال‌دار

387
00:19:21,797 --> 00:19:23,545
‫و سرخو هستن که اگه صید بشن،

388
00:19:23,570 --> 00:19:26,022
‫مواد مغذی فوق‌العاده‌ای رو
به هر کدوم از تیم‌ها می‌رسونن

389
00:19:27,534 --> 00:19:29,639
‫هرچند نتونستیم ‫شاخ چارلی رو بشکنیم،

390
00:19:29,956 --> 00:19:34,044
‫ولی اون ائتلافی که با آلفا کردیم و بعدش
غنایم رو نصف کردیم، قشنگ جواب داد

391
00:19:35,011 --> 00:19:37,013
‫با این همه وسیله ماهیگیری که گیرمون اومده،

392
00:19:37,038 --> 00:19:39,555
‫اگه بتونیم هر روز کلی آذوقه اضافه جور کنیم

393
00:19:39,580 --> 00:19:42,196
رسماً بازی رو بردیم و بارمون رو بستیم

394
00:19:43,958 --> 00:19:46,002
‫سارا، انگار یهو غیبت زد

395
00:19:46,327 --> 00:19:48,311
‫خب، وقتی همه‌تون تو ساحل بودین،

396
00:19:48,336 --> 00:19:49,967
‫داشتم زاغ‌سیاه‌تون رو چوب می‌زدم،

397
00:19:49,992 --> 00:19:52,902
‫و دیدم که همه اونجا جمع شدن

398
00:19:52,927 --> 00:19:56,696
‫واسه همین رفتم
یه مأموریت شناسایی ریز تو کمپ چارلی زدم

399
00:19:56,721 --> 00:19:57,738
‫رفتی اونجا؟

400
00:19:57,763 --> 00:19:59,685
‫- رفتی؟ نه بابا، برگام!
‫- چی بلند کردی؟

401
00:19:59,710 --> 00:20:01,003
‫پشمام، سارا!

402
00:20:01,028 --> 00:20:02,488
‫همین‌جا منتظر بمونین، رفقا

403
00:20:04,788 --> 00:20:06,517
‫بعضی‌ها ممکنه بهم بگن رابین هود

404
00:20:06,542 --> 00:20:09,306
‫نه بابا، پشمام!

405
00:20:09,331 --> 00:20:12,268
‫این یکی مال خودمونه. نه فقط یکی...

406
00:20:14,536 --> 00:20:16,329
‫- بلکه دو تا!
‫- وای دهنم سرویس

407
00:20:16,354 --> 00:20:18,268
‫اون قمه اره‌ایی رو آورده!

408
00:20:20,242 --> 00:20:24,071
‫من واقعاً از کار سارا جا خوردم

409
00:20:24,096 --> 00:20:26,348
‫- سارا، دهنت سرویس، چی هستی تو!
‫- آره والا

410
00:20:26,373 --> 00:20:29,710
‫از اینجا به بعد واسه کمپ چارلی
اونم فقط با یه دونه قمه

411
00:20:29,735 --> 00:20:33,659
‫کلی سخت میشه که
بتونن وسایل و پناهگاه اولیه بسازن

412
00:20:33,684 --> 00:20:36,703
‫و حالا که سارا این حرکت رو زده،

413
00:20:36,728 --> 00:20:40,565
‫یه جورایی منو به فکر فرو می‌بره
که اصلاً باید نگهش داریم یا نه

414
00:20:40,796 --> 00:20:42,934
‫چون تازه داشتیم قشنگ می‌شناختیمش

415
00:20:42,959 --> 00:20:46,337
‫کاملاً تابلوئه کلی سختی کشیده
و بدجور می‌خواد توی این بازی بمونه

416
00:20:46,362 --> 00:20:49,490
‫و حتی اگه این کارش یه جورایی
واسه انتقام شخصی خودش بوده

417
00:20:49,515 --> 00:20:52,532
‫بازم تهش، به نفع تیم براوو شد

418
00:20:52,557 --> 00:20:55,316
‫- یه بغل دسته‌جمعی؟
‫- بغل دسته‌جمعی! بزن بریم!

419
00:20:55,341 --> 00:20:56,884
‫پسر معرکه‌ست!

420
00:20:56,909 --> 00:20:59,995
‫کلی معذرت می‌خوام. می‌دونم گفته بودیم
اگه فرصتی دیدیم باید قاپش بزنیم

421
00:21:00,020 --> 00:21:02,877
‫- ولی خب ببخشید که بی‌خبر رفتم اونجا
‫- شاهکار کردی دختر، عالی بود

422
00:21:02,902 --> 00:21:05,181
‫  دست خودم نبود
باید می‌رفتم، انتقام یعنی این داداش

423
00:21:05,206 --> 00:21:06,773
!دمت گرم -
!آره -

424
00:21:07,158 --> 00:21:08,201
‫بزن بریم!

425
00:21:09,830 --> 00:21:12,541
‫وقتی سارا برگشت
و دیدم اون همه قمه رو کش رفته

426
00:21:12,566 --> 00:21:13,901
‫و همه داشتن خرکی کیف می‌کردن،

427
00:21:13,926 --> 00:21:16,788
‫قشنگ دستم اومد که فاز بقیه چیه

428
00:21:16,813 --> 00:21:19,607
‫به نظر میاد کلی پایه‌ان که تو تیم نگهش دارن

429
00:21:19,632 --> 00:21:22,427
‫اونا صددرصد می‌خوان تلافی کنن
باید حواسمون باشه چیزی ازمون نزنن

430
00:21:22,452 --> 00:21:25,015
‫یعنی تک‌تک لحظه‌ها
یه نفر باید تو کمپ بمونه

431
00:21:25,040 --> 00:21:27,257
‫- دقیقاً. آره
‫- می‌فهمی چی میگم دیگه؟

432
00:21:27,822 --> 00:21:31,534
‫رای دادن به حذف سارا اصلاً کار راحتی نیست،

433
00:21:31,559 --> 00:21:34,478
‫ولی بازم میگم، این چیزی بود که
کل تیم قبلاً روش توافق کرده بودیم

434
00:21:34,503 --> 00:21:37,548
‫واسه همین این قضیه چیزیه که
‫باید تا تهش پاش وایسیم و عملیش کنیم

435
00:21:37,573 --> 00:21:39,352
‫براوو!

436
00:21:40,353 --> 00:21:41,646
‫شاهکار بود دختر

437
00:22:03,906 --> 00:22:05,694
"روز شانزدهم"

438
00:22:06,466 --> 00:22:07,848
"کمپ آلفا"

439
00:22:11,007 --> 00:22:14,927
‫- کلی پایه‌م که امشب ماهی بزنیم بر بدن
‫- بدجور دلم یه لقمه غذا می‌خواد

440
00:22:15,252 --> 00:22:16,512
‫دارم از گشنگی سقط میشم

441
00:22:17,658 --> 00:22:19,284
‫می‌خوام یه تفنگ نیزه‌ای درست کنم،

442
00:22:19,533 --> 00:22:21,411
‫بعدش بزنم به دریا و یه چیزی شکار کنم بخوریم

443
00:22:22,783 --> 00:22:26,994
‫ تا چند ثانیه دیگه پروتئین به بدنم نرسه
رسماً غش می‌کنم و جنازه‌م میفته

444
00:22:28,943 --> 00:22:31,153
‫با این همه آذوقه و تجهیزات
‫ماهیگیری که واسه‌شون اومده،

445
00:22:31,178 --> 00:22:33,472
‫بن بی‌خیال روش‌های سنتی میشه

446
00:22:33,497 --> 00:22:35,312
‫یعنی استفاده از نخ و قلاب،

447
00:22:35,679 --> 00:22:38,557
‫و به جاش می‌خواد
یه تفنگ نیزه‌ای دست‌ساز سرهم کنه

448
00:22:38,582 --> 00:22:39,920
‫اونم با یه تیکه چوب بامبو،

449
00:22:40,371 --> 00:22:43,405
سر نیزه و هر خرت‌وپرت دیگه‌ای
که دور و بر کمپ پیدا میشه

450
00:22:44,258 --> 00:22:47,553
‫بچه‌ها، می‌تونم اینو ردیفش کنم
و ازش یه قلاب‌سنگ دربیارم

451
00:22:49,855 --> 00:22:52,983
‫من از 13 سالگی تو کار شکار ماهی با نیزه‌ام،

452
00:22:53,008 --> 00:22:55,322
‫کلی تو کار غواصی آزاد و نیزه‌اندازی بودم

453
00:22:55,347 --> 00:22:57,866
‫خیلی وقته که نتونستم این کارو مداوم انجام بدم،

454
00:22:57,891 --> 00:23:01,233
‫ولی حالا که وسایلش رو داریم
بدجور مشتاقم دوباره بزنم به آب

455
00:23:03,559 --> 00:23:04,769
‫آره، قشنگ کار رو درمیاره

456
00:23:05,063 --> 00:23:07,357
‫با این دست‌ساز صددرصد می‌تونم ماهی بگیرم

457
00:23:07,382 --> 00:23:10,009
‫می‌تونم یه چیزی رو
قشنگ سوراخ‌سوراخ کنم، داداش‫جون، آره

458
00:23:10,034 --> 00:23:12,607
‫دمت گرم. بن،
‫داری راه میفتی بری ماهیگیری؟

459
00:23:12,632 --> 00:23:14,884
‫- خیلی‌خب
‫- برو یه ذره غذا واسه‌مون جور کن

460
00:23:14,909 --> 00:23:16,736
‫- ولی قیافه‌ش کلی خفن شده
‫- عالیه

461
00:23:16,761 --> 00:23:19,555
‫این دیگه طبیعی‌ترین
نیزه‌ی چوبیه که تا حالا دیدم

462
00:23:19,580 --> 00:23:21,631
‫خب، بذار ببینیم چطور جواب میده

463
00:23:22,559 --> 00:23:24,866
‫کلی باهاش حال کردم
‫حاضرم اینو به دیوار اتاقم قاب کنم

464
00:23:24,891 --> 00:23:27,365
‫- قشنگ خفن به نظر میاد
‫- فهمیدیم بابا، فقط بدجور گشنه‌مونه

465
00:23:27,925 --> 00:23:32,100
‫فکر کنم تابلوئه که بن بدجور
کرم اینو داره که گنده‌لات جمع باشه

466
00:23:32,125 --> 00:23:34,625
‫به ارواح خاک مرده‌هام راست میگم
یه کتاب بقا در جنگل خونده بودم

467
00:23:34,650 --> 00:23:36,691
‫و این دقیقاً شبیه عکس توی اون کتابه

468
00:23:37,280 --> 00:23:39,157
‫یارو تو یه تیم کاملاً زنونـه افتاده

469
00:23:39,182 --> 00:23:42,006
‫باید یه جوری این غرور و
کمبودش رو ارضا کنه، مگه نه؟

470
00:23:42,031 --> 00:23:44,992
‫بچه‌ها یه لحظه وایسین، یه ذره...
‫لااقل خایه‌مالی‌م رو بکنین، لطفاً

471
00:23:46,362 --> 00:23:47,816
‫من فقط ماهی می‌خوام

472
00:23:48,149 --> 00:23:49,912
‫صبرکن، وایسا. بذار یه فیگور شکم بگیرم

473
00:23:49,937 --> 00:23:51,355
‫بن، بنال و خفه شو لطفاً

474
00:23:52,706 --> 00:23:56,351
‫بدجور می‌خواد... به همه بفهمونه

475
00:23:56,376 --> 00:23:59,211
‫که این کار بزرگ رو اون واسه تیم کرده

476
00:23:59,236 --> 00:24:02,120
‫ولی خب، اگه می‌خوای منم مثلاً فردا برم

477
00:24:02,145 --> 00:24:04,898
‫آره. راستش اصلاً...
‫دوست ندارم با کسی شریکش بشم

478
00:24:05,617 --> 00:24:08,954
‫فقط می‌ترسم نیزه رو بزنی به یه چیزی
و نوکش خراب بشه و این امتیاز رو بسوزونی

479
00:24:09,264 --> 00:24:10,542
‫من ماهیگیری بلدم،

480
00:24:10,567 --> 00:24:15,102
‫ولی فکر کنم همه‌مون از این فاز
مردسالارانه و خفه‌کننده‌ی بن کلی کلافه‌ایم

481
00:24:15,607 --> 00:24:17,221
‫خیلی‌خب،
‫فعلاً بچه‌ها، می‌بینمتون

482
00:24:17,624 --> 00:24:19,668
‫آماده باشین ماهی بزنین بر بدن!

483
00:24:19,693 --> 00:24:23,438
‫خلاصه با این تفنگ نیزه‌ای دست‌ساز
ببینیم چی پیش میاد

484
00:24:23,856 --> 00:24:25,880
‫قیافه‌ش یه جورایی قشنگ خفن شده، داداش

485
00:24:26,527 --> 00:24:28,237
‫خیلی مشتی ردیف شد

486
00:24:30,277 --> 00:24:31,945
‫امیدوارم یه چیزی شکار کنی

487
00:24:32,455 --> 00:24:35,280
‫این ابزار دست‌سازش کلی خفن
به نظر می رسید، ولی خب همه‌مون گشنه‌ایم

488
00:24:35,305 --> 00:24:39,707
‫واسه همین، آره، ردیف کردن یه ذره غذا و
پروتئین می‌تونه بازی رو برامون عوض کنه

489
00:24:42,477 --> 00:24:49,477
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

490
00:24:53,745 --> 00:24:55,695
"کمپ چارلی"

491
00:25:01,215 --> 00:25:02,883
‫خب کلاس درس، همگی چی یاد گرفتیم؟

492
00:25:02,908 --> 00:25:05,619
‫دو تا قانون اصلی:
‫کمپ رو خالی نذارین، به هیچ سگی اعتماد نکنین

493
00:25:06,444 --> 00:25:08,806
‫یه بار گوشمون رو بریدن،
‫دیگه عمراً بذاریم تکرار بشه

494
00:25:10,402 --> 00:25:13,308
‫دقیقاً نمی‌دونم کِی قراره
این حرکات رو تلافی کنم

495
00:25:13,775 --> 00:25:15,026
‫یا چه ساعتی،

496
00:25:15,051 --> 00:25:17,178
‫ولی هر وقت زمانش قشنگ جفت و جور بشه...

497
00:25:18,028 --> 00:25:21,733
‫اووه، فکر کردن کلی به ما ضربه زدن
بهشون نشون میدم ضربه‌ی واقعی یعنی چی

498
00:25:21,758 --> 00:25:25,774
‫حتی شاید لازم نباشه هیچ گوهی بخوریم
احتمالاً همه‌شون مریض میشن و ریپ می‌زنن

499
00:25:25,799 --> 00:25:28,009
‫می‌دونی، یا اینکه
خرچنگ بپره تو گلوشون و ریپ بزنن

500
00:25:28,034 --> 00:25:30,411
‫بی‌خیال رفیق، کوتاه بیا‫
همه‌چی ردیف میشه، داداش

501
00:25:31,084 --> 00:25:34,045
‫در حالی که مردهای کمپ چارلی
دارن نقشه می‌کشن چطور تلافی کنن

502
00:25:34,699 --> 00:25:38,625
‫لیا تمام تمرکزش رو گذاشته
روی خاص‌ترین منبع بازی

503
00:25:38,650 --> 00:25:40,367
‫یه کایاک اوریگامی

504
00:25:40,392 --> 00:25:42,739
‫چقدر کایاک عجیب و غریبیـه

505
00:25:43,045 --> 00:25:46,298
‫از این کایاک میشه واسه رفتن به
آب‌های عمیق‌تر واسه ماهیگیری استفاده کرد

506
00:25:47,094 --> 00:25:49,596
‫یا اینکه بخش‌های
ناشناخته‌ی نقشه‌ی بازی رو کشف کرد

507
00:25:49,621 --> 00:25:52,665
‫که این یعنی واسه ادامه‌ی
مسیر چارلی کلی ارزش داره

508
00:25:53,447 --> 00:25:56,594
‫این اولین باریه که دارم
یه همچین چیزی رو سرهم می‌کنم

509
00:25:56,982 --> 00:25:59,601
‫بابام همیشه میگه اولین کار اینه که

510
00:25:59,945 --> 00:26:02,164
‫دفترچه راهنما رو بخونی،

511
00:26:02,189 --> 00:26:06,068
‫ولی خب تو موقعیت بقا، فکر نکنم
یه همچین شانسی داشته باشیم

512
00:26:06,934 --> 00:26:11,210
‫من اصالتاً بزرگ‌شده‌ی ‫یه جزیره‌ی
استوایی تو تایوان به اسم پنگهوام

513
00:26:11,653 --> 00:26:14,864
‫بچگی‌هام همیشه شاگرد اول بودم،

514
00:26:14,889 --> 00:26:18,295
‫و چون یه بچه‌ی
دورگه‌ی آسیایی‌سفیدپوست بودم

515
00:26:18,320 --> 00:26:23,324
‫موقع بزرگ شدن هیچ دوستی نداشتم
و بیشتر یه جورایی طرد شده بودم

516
00:26:23,349 --> 00:26:27,937
‫واسه همین یکی از دلایلی که اومدم اینجا
اینه که روابط اجتماعیم رو قوی کنم

517
00:26:27,962 --> 00:26:31,423
‫چون توی این بازی، باید تیمی برنده بشی،

518
00:26:31,448 --> 00:26:36,393
‫و دیدم که این یه فرصت معرکه‌ست
که توی یه موقعیت بقا، رو این قضیه کار کنم

519
00:26:36,764 --> 00:26:39,885
‫ولی از وقتی که
دیدم چطور سارا رو انداختن بیرون

520
00:26:39,910 --> 00:26:42,579
‫تنها چیزی که مدام دارم
: باهاش کلنجار میرم اینه که

521
00:26:42,604 --> 00:26:44,940
‫"آیا باید غرور و منیت‌م رو بذارم کنار

522
00:26:44,965 --> 00:26:50,379
‫و همچنان نقش یه آدمِ
مطیع و سازگارتر رو بازی کنم

523
00:26:50,404 --> 00:26:52,473
‫تا فقط بتونم خودمو به خط پایان برسونم؟"

524
00:26:54,046 --> 00:26:56,090
‫این قضیه احتمالاً
واسه ماهیگیریت هم کلی کارآمده

525
00:26:56,115 --> 00:26:58,868
‫کلی ماهی مشتی هست که
بدجور می‌خوام از اینجا صیدشون کنم

526
00:26:59,773 --> 00:27:02,901
‫بعدش انگار دو تا صندلی داره
یکی جلو و یکی عقب

527
00:27:02,926 --> 00:27:04,157
‫آره، دو تا صندلی داره

528
00:27:05,418 --> 00:27:08,348
‫من از لیا خوشم میاد و به نظرم ‫کلی
ویژگی‌های مثبت داره که به درد تیم بخوره

529
00:27:08,373 --> 00:27:10,545
‫ولی خب بدجور نگرانه و فوبیا داره

530
00:27:10,570 --> 00:27:12,861
‫فکر می‌کنه ما مردها
‫آخرش ممکنه دورش بزنیم و بهش نارو بزنیم

531
00:27:12,886 --> 00:27:15,496
‫فعلاً که داریم بهش فرصت میدیم و خوش‌بینیم

532
00:27:15,750 --> 00:27:18,628
‫اما اون از اولش هم
به عنوان یه آدم انزواطلب وارد بازی شد

533
00:27:18,653 --> 00:27:20,530
‫و اصلاً خوشش نمیاد
کسی رو راه بده تو حریمش

534
00:27:20,555 --> 00:27:22,140
‫یه جورایی
خودش رو از گروه ما جدا کرده

535
00:27:22,165 --> 00:27:24,877
‫و یه جور
بی‌اعتمادی ریزی این وسط وجود داره

536
00:27:24,902 --> 00:27:27,085
‫که به نظرم
‫کل تیم قشنگ دارن حسش می‌کنن

537
00:27:30,225 --> 00:27:32,327
‫فوت و فنش دستم اومده، حالا چرا این...

538
00:27:32,895 --> 00:27:34,272
‫آها، ردیف شد

539
00:27:34,790 --> 00:27:37,648
‫خلاصه تا جایی که بتونیم
‫توی تیم نگه‌ش می‌داریم،

540
00:27:37,673 --> 00:27:41,784
‫ولی اگه واقعاً نخواد
اون روحیه‌ی تیمی کامل رو قبول کنه

541
00:27:42,055 --> 00:27:44,934
‫ بهت بگم که محاله
بتونه تا ته این بازی دووم بیاره

542
00:27:56,656 --> 00:28:00,757
‫در حالی که بقیه‌ی تیم‌ها هنوز نتونستن از
تمام پتانسیل ‫منابع جدیدشون استفاده کنن،

543
00:28:01,155 --> 00:28:04,158
‫تله‌ی میگویی که
تیم براوو اول صبح کار گذاشته بود

544
00:28:04,183 --> 00:28:05,935
‫همین الانش هم کلی به کارشون اومده

545
00:28:05,960 --> 00:28:08,853
‫وای خدای من
فقط چند ساعته که کارش گذاشتیم

546
00:28:08,878 --> 00:28:11,763
‫و همین الانش هم یه چیزی
حدود بیست و خرده‌ای میگو توشـه

547
00:28:12,054 --> 00:28:13,629
‫ریزه و درشته،

548
00:28:13,654 --> 00:28:16,927
‫شاید چند ساعت دیگه بمونه
قشنگ یه 50 تایی میگو گیرمون بیاد

549
00:28:17,265 --> 00:28:19,574
‫اگرچه این تله
ماهی‌های گنده‌تر رو به دام نمی‌ندازه

550
00:28:19,599 --> 00:28:21,651
‫ولی اگه همین‌طوری به صید میگو ادامه بده،

551
00:28:21,676 --> 00:28:24,114
‫یه منبع مداوم از پروتئین رو

552
00:28:24,139 --> 00:28:25,724
‫با کمترین زحمت ممکن واسه‌شون جور می‌کنه

553
00:28:30,012 --> 00:28:32,987
‫من میرم کلی هیزم دیگه بیارم
هیچ‌وقت هیزم کافی نیست، مگه نه؟

554
00:28:33,012 --> 00:28:34,431
‫آره والا، هیچ‌وقت بس نیست

555
00:28:34,456 --> 00:28:36,756
‫بچه‌ها، سایزش هم فرقی می‌کنه؟

556
00:28:36,781 --> 00:28:39,160
‫- نه دختر، هر چی دستت اومد بیار
‫- ردیفه پس

557
00:28:42,850 --> 00:28:46,620
‫حالا که سارا واسه یه چند لحظه‌ای رفته،
‫بهتره یه بحث کوچولو با هم بکنیم

558
00:28:46,645 --> 00:28:48,992
‫آره. بالاخره نگه‌ش می‌داریم
‫یا می‌فرستیمش بره پی کارش؟

559
00:28:56,741 --> 00:28:59,300
‫می‌دونم شماها احتمالاً
‫از حرکتی که زد کلی حال کردین،

560
00:28:59,649 --> 00:29:02,366
‫ولی اون بدون هماهنگی
و بی‌خبر از ما این کارو کرد

561
00:29:02,773 --> 00:29:05,860
‫واسه همین واسه من
این قضیه کلی به بحث اعتماد ربط داره

562
00:29:06,282 --> 00:29:08,945
‫شماها می‌تونین کامل بهش اعتماد کنین یا نه؟

563
00:29:11,996 --> 00:29:14,609
‫من یه خرده نگران نگاه کمپ چارلی...

564
00:29:15,690 --> 00:29:16,983
‫و حسش نسبت به خودمونم

565
00:29:17,008 --> 00:29:19,677
‫بذار بهت بگم، ‫تیم چارلی الان بدجور کفریـه

566
00:29:20,094 --> 00:29:23,926
‫آره، ولی خدایی کلی هم کار کرده‫
کلی هم هیزم جمع کرده آورده

567
00:29:23,951 --> 00:29:27,037
‫من هنوز پنجاه‌پنجاهم
حس می‌کنم حقشـه که توی تیم باشه

568
00:29:27,645 --> 00:29:30,292
‫- ولی خب از اون‌طرف...
‫- از اون‌طرف گفته بودیم شوتش می‌کنیم بیرون

569
00:29:30,317 --> 00:29:32,402
‫- دقیقاً
‫- یه جورایی بدجور دوبه‌شکم

570
00:29:33,395 --> 00:29:34,447
‫تو نظرت چیه؟

571
00:29:37,673 --> 00:29:43,229
‫خب دستم اومده که توی این بازی
تصمیمات می‌تونن ‫خیلی خیلی سریع عوض بشن

572
00:29:43,460 --> 00:29:46,495
‫و اولش، وقتی داشتیم نقشه می‌کشیدیم،

573
00:29:46,520 --> 00:29:49,652
‫به خودمون گفتیم که
‫نباید به این آدم وابسته بشیم

574
00:29:49,677 --> 00:29:55,100
‫ولی وقتی با آدم‌های واقعی سر و کار داری
زدن حرکت‌های استراتژیک کلی سخت میشه

575
00:29:55,125 --> 00:29:58,004
‫من تابع نظر اکثریت‌م،

576
00:29:58,979 --> 00:30:03,158
‫ولی به نظرم اون قشنگ جاش رو
‫توی این تیم به دست آورده

577
00:30:05,284 --> 00:30:06,979
‫خیلی آدم پرکاریـه

578
00:30:07,004 --> 00:30:09,172
‫خیلی خیلی آدم ماه و نازنینیـه

579
00:30:09,197 --> 00:30:13,226
‫و قشنگ روزشن شد که چقدر ممنون ماست

580
00:30:13,251 --> 00:30:15,837
‫و چقدر دلش می‌خواد اینجا تو براوو باشه،

581
00:30:15,862 --> 00:30:18,364
‫و کلی جون بکنه
‫تا براوو رو به خط پایان برسونه

582
00:30:18,389 --> 00:30:19,744
‫آدم باحالی هم هست

583
00:30:19,769 --> 00:30:21,530
‫- خب آدم مشتی و باحالیـه
‫- دقیقاً

584
00:30:21,555 --> 00:30:23,520
‫- کلی هم بامزه‌ست
‫- اوهوم

585
00:30:24,671 --> 00:30:27,526
‫- رای من مثبتـه
‫- خیلی‌خب، آره، منم رایم مثبتـه

586
00:30:27,551 --> 00:30:28,594
‫مارشال؟

587
00:30:29,947 --> 00:30:32,161
‫من مشکلی ندارم،
‫خصومتی باهاش ندارم

588
00:30:32,186 --> 00:30:34,272
‫خیلی‌خب، پس حله
‫تصمیم نهایی شد

589
00:30:35,082 --> 00:30:38,513
‫حالا اینکه سارا توی تیم باشه،
‫ببینیم چی پیش میاد

590
00:30:38,538 --> 00:30:42,791
‫قشنگ دستم اومده که شخصیت سارا
‫یه خرده غیرقابل‌پیش‌بینیـه

591
00:30:42,816 --> 00:30:45,569
‫و از اون مدل‌هاییه
که ‫یه نموره نگرانم می‌کنه،

592
00:30:45,594 --> 00:30:49,321
‫و ترجیح میدم واسه همسفر شدن باهاش
‫تا ته این بازی کلی فکر کنم

593
00:30:49,661 --> 00:30:52,205
‫این بازی هر چی جلوتر بره،
‫بدجور سخت‌تر میشه

594
00:30:52,230 --> 00:30:54,232
‫و منم وقتی پای رقابت وسط باشه...

595
00:30:57,011 --> 00:30:59,597
‫فوق‌العاده بی‌رحم و بی‌شفقتم

596
00:31:00,078 --> 00:31:04,446
‫سر و کار داشتن با آدما رو ترجیح میدم
‫مثل مواجهه با یه حیوون وحشی و خطرناک ببینم،

597
00:31:04,471 --> 00:31:06,973
‫مثل یه تمساح یا مار شاخه‌انگوری

598
00:31:06,998 --> 00:31:11,586
‫و به یه خزنده خیلی راحت‌تر اعتماد می‌کنم
‫تا یه آدم غریبه‌ی تو خیابون

599
00:31:11,611 --> 00:31:14,852
‫چون دقیقاً می‌دونم
‫از اون حیوون چه رفتاری سر میزنه

600
00:31:14,877 --> 00:31:19,051
‫ولی اصلاً روحمم خبر نداره که باید چه انتظاری
‫از یه آدم کاملاً غریبه داشته باشم

601
00:31:33,673 --> 00:31:35,417
"شاخص درجه حرارت: 39 درجه سانتیگراد"

602
00:31:36,257 --> 00:31:38,725
"کمپ چارلی"

603
00:31:44,550 --> 00:31:48,240
‫خلاصه دارم سعی می‌کنم
‫یه تله ماهیگیری سنتی بسازم

604
00:31:48,265 --> 00:31:51,768
‫بادی هم داره با قمه بهم کمک می‌کنه

605
00:31:52,170 --> 00:31:54,547
‫کلی چوب از لای درخت‌های مانگرو جمع کردیم

606
00:31:54,572 --> 00:31:59,327
‫تا تک‌تک این چوب‌ها رو ‫به اینا گره بزنم

607
00:31:59,876 --> 00:32:01,513
‫اولش کلی باید نخل بزنی و جون بکنی،

608
00:32:01,538 --> 00:32:05,415
‫ولی بعدش که تله ساخته شد،
‫دیگه قشنگ می‌شینی و عشق می‌کنی

609
00:32:06,089 --> 00:32:08,906
‫بیا، بگیر. نگاه کن، این تیکه‌ها
‫قشنگ همون‌جوریه که می‌خواستی

610
00:32:09,679 --> 00:32:12,682
‫اون تیکه‌های بلندتر هم همونجان

611
00:32:13,343 --> 00:32:14,361
‫بدرد می‌خوره؟

612
00:32:14,386 --> 00:32:16,577
‫آره، شاید کار رو دربیاره

613
00:32:18,478 --> 00:32:20,745
‫یه چیزی که همون روز اول ‫درباره لیا فهمیدم،

614
00:32:20,978 --> 00:32:25,068
‫اینه که بدجور
تو ارتباط برقرار کردن با آدما مشکل داره

615
00:32:25,431 --> 00:32:26,621
‫چی شده؟

616
00:32:27,932 --> 00:32:29,343
‫میشه چند تا تیکه‌ی دیگه هم ببری؟

617
00:32:29,368 --> 00:32:31,564
‫چی؟ اینایی که الان بریدم
‫مگه مشکلی دارن یا چرتن؟

618
00:32:32,199 --> 00:32:33,241
‫نه، کلی دیگه لازم دارم

619
00:32:34,205 --> 00:32:35,231
‫بیا، اینم قمه

620
00:32:35,256 --> 00:32:36,538
‫دستت درد نکنه، بادی

621
00:32:37,929 --> 00:32:40,031
‫قشنگ تابلوئه که عادت داره تک و تنها باشه

622
00:32:40,056 --> 00:32:41,480
‫و واقعاً با آدما دمخور نمیشه

623
00:32:41,505 --> 00:32:45,885
‫رفتارش یه جوری رو مخه
انگار ‫مامانته و مدام داره بهت دستور میده

624
00:32:46,153 --> 00:32:48,331
‫من ننه نمی‌خوام،
‫مبصر و پرستار بچه هم لازم ندارم

625
00:32:48,356 --> 00:32:52,566
‫من اون‌ور تو "پرل ریور لوئیزیانا"
یه ننه دارم ‫که قشنگ برام می‌میره،

626
00:32:52,926 --> 00:32:57,894
‫و این وسط ساحل
‫اصلاً ننه‌ی جدید و کوفتی به کارم نمیاد

627
00:32:57,919 --> 00:33:00,385
‫- خودش کدوم گوریـه؟
‫- داره تله‌ش رو کار میذاره

628
00:33:00,410 --> 00:33:01,471
‫خیلی‌خب

629
00:33:01,496 --> 00:33:03,128
‫از امروز صبح تا حالا، انگار...

630
00:33:03,153 --> 00:33:05,886
‫فکر کنم کلی عجله داره که خودشو ثابت کنه

631
00:33:07,508 --> 00:33:08,965
‫همه‌ی تیکه‌ها رو آوردی، بادی؟

632
00:33:09,241 --> 00:33:10,993
‫این حتی بلد نیست
‫چطوری قمه دستش بگیره

633
00:33:11,286 --> 00:33:15,280
‫خب خدایی رسماً دست‌وپاگیره، رفیق
این قشنگ گند میزنه تو ذوق آدم

634
00:33:15,305 --> 00:33:17,536
‫ کلی از این حرفا رو داشتم می‌شنیدم

635
00:33:17,561 --> 00:33:19,706
‫- می‌خوای باهات رک و راست باشم؟
‫- هوم؟

636
00:33:19,731 --> 00:33:22,532
‫حس می‌کنم خیلی‌هاتون دارین
‫منو دست می‌اندازین و مسخره می‌کنین،

637
00:33:22,557 --> 00:33:23,972
‫اونم به خاطر توانایی‌هام تو اینجا

638
00:33:23,997 --> 00:33:25,748
‫کسی مسخره‌ت نمی‌کرد. فقط یه شوخی بود

639
00:33:25,773 --> 00:33:28,104
‫می‌دونم، ولی دارم تمام تلاشمو می‌کنم،
‫ این قضیه واقعاً...

640
00:33:28,129 --> 00:33:29,760
‫لیا، ما شرمنده‌ایم. معذرت می‌خوایم

641
00:33:29,785 --> 00:33:32,757
‫من رسماً داشتم شوخی می‌کردم،
‫داشتم به برکستون می‌گفتم خایه کرده

642
00:33:32,782 --> 00:33:35,672
‫چون داشت لنگ‌لنگان راه می‌رفت
و کلی آفتاب‌سوخته شده

643
00:33:35,697 --> 00:33:38,745
‫وقتی این‌طوری جلو روم از این حرفا می‌زنی
منم کلی دلم می‌شکنه

644
00:33:38,770 --> 00:33:40,230
‫معذرت می‌خوام. شرمنده

645
00:33:40,255 --> 00:33:41,546
‫لطفاً دیگه این کارو نکنین

646
00:33:43,703 --> 00:33:46,618
‫- برکستون، منم اصلاً از اون حرکتت خوشم نیومد
‫- مگه برکستون چی گفت؟

647
00:33:46,643 --> 00:33:48,944
‫- داشتی منو جلوی بقیه مسخره می‌کردی...
‫- اون که یه شوخی بامزه بود

648
00:33:48,969 --> 00:33:51,221
‫باید جنبه‌ی شوخی داشته باشی
شرمنده ولی همینه

649
00:33:51,246 --> 00:33:54,333
‫خلاصه اینکه ما اصلاً
‫این چیزا رو به خودمون نمی‌گیریم

650
00:33:54,952 --> 00:33:57,955
‫من واقعاً معتقدم
‫که یه وزنه‌ی بزرگ واسه این تیمم

651
00:33:57,980 --> 00:34:01,268
‫کلی چیزایی که
خودم بلد بودم رو ‫به بقیه یاد دادم

652
00:34:01,293 --> 00:34:04,046
‫این پناهگاه اگه الان این شکلی شده،
‫به خاطر ایده‌ای بود که من دادم

653
00:34:04,071 --> 00:34:06,990
‫ایده‌ی تخت‌خواب‌های
بلند با خیزران هم ‫کار من بود

654
00:34:07,015 --> 00:34:10,476
‫و همین‌طور تلاش واسه روشن کردن آتیش
‫با استفاده از دوربین چشمی،

655
00:34:10,501 --> 00:34:11,956
‫قشنگ ایده‌ی ناب خودم بود

656
00:34:11,981 --> 00:34:13,716
...‫فقط دلم نمی‌خواد شماها مدام

657
00:34:14,250 --> 00:34:16,833
‫توانایی‌هام رو
نیش و کنایه بزنین و مسخره کنین

658
00:34:16,858 --> 00:34:19,378
‫- این‌جوری روحیه‌ی منو اینجا خراب می‌کنین
‫- اون که واقعاً قصدش...

659
00:34:19,403 --> 00:34:21,927
‫امشب اصلاً حوصله‌ی فاز منفی نداریم
حرفش رو زد، تموم شد

660
00:34:22,215 --> 00:34:24,592
‫حرفش رو شنیدیم، حالا دیگه بگذریم

661
00:34:24,984 --> 00:34:28,409
‫فکر می‌کردم اگه تمام تجربیات و
‫دانشی که دارم رو در اختیارتون بذارم،

662
00:34:28,434 --> 00:34:30,117
‫تیم‌مون کلی قوی‌تر میشه،

663
00:34:30,142 --> 00:34:34,230
‫ولی قشنگ واسم روشن شد
‫که هم‌تیمی‌هام اصلاً واسه‌شون مهم نیست

664
00:34:34,255 --> 00:34:37,842
‫شماها کاملاً معلومه ‫که بویی از همدلی نبردین

665
00:34:37,867 --> 00:34:40,954
‫- و این قضیه واقعاً...
‫- گفتیم که، دمت گرم

666
00:34:40,979 --> 00:34:43,665
‫دارم سعی می‌کنم مهربون باشم،
‫به حرفت گوش بدم،

667
00:34:43,690 --> 00:34:47,087
‫و خودمو ناراحت نشون بدم، ولی تو داری
واسه یه شوخی ساده گریه می‌کنی

668
00:34:47,112 --> 00:34:48,347
...شماها خیلی راحت

669
00:34:49,296 --> 00:34:52,660
می‌تونین یهو از ناکجاآباد
‫اگه دلتون خواست، رای به حذف من بدین

670
00:34:52,685 --> 00:34:56,361
‫منم دارم سعی می‌کنم مفید باشم
ولی مدام دارم سرکوب میشم و تو سرم می‌خوره

671
00:34:56,386 --> 00:34:58,423
‫- چطوری مدام داریم...
‫- شرایط اینجا خودش بدجور سخته

672
00:34:58,448 --> 00:35:00,534
‫نمی‌خوام دو ماه تموم
...سگ‌دو بزنم و سختی بکشم

673
00:35:00,839 --> 00:35:02,549
‫که تهش بهم بگید:
‫"خیلی‌خب، هِرری"

674
00:35:02,574 --> 00:35:04,281
‫اصل حرف و ترسم همینه

675
00:35:04,306 --> 00:35:07,267
‫شرمنده‌م که اینو میگم، ولی خودت
‫واسه همین بازی اسم نوشتی و اومدی

676
00:35:07,464 --> 00:35:09,800
‫قشنگ می‌دونستی
!داری پا تو چه خراب‌شده‌ای می‌ذاری

677
00:35:09,825 --> 00:35:13,495
‫آره، ولی راستش فکر می‌کردم
‫آدما کلی مهربون‌تر از این حرفا باشن

678
00:35:14,774 --> 00:35:16,776
‫من تمام تلاشمو دارم واسه لیا می‌کنم

679
00:35:16,801 --> 00:35:22,348
‫اما تنها چیزی که اصلاً نمی‌تونم تحملش کنم
‫آدم‌های خون‌آشام و انرژی‌خوارن

680
00:35:22,373 --> 00:35:26,757
‫کسی که همش فاز منفی میده و نق می‌زنه
و قشنگ مود جمع رو خراب می‌کنه

681
00:35:27,087 --> 00:35:28,922
‫لیا هم دقیقاً همین‌جوری بوده،

682
00:35:28,947 --> 00:35:31,616
‫و راستش،
‫شاید دیگه وقتشه که غزل خداحافظی رو بخونه

683
00:35:31,641 --> 00:35:34,124
‫اینکه واسه یه شوخی گریه می‌کنی
‫داره رو مخم میره و کفری‌م می‌کنه

684
00:35:34,149 --> 00:35:36,655
‫راستش اصلاً گریه نمی‌کنم. فقط بدجور
‫بهم برمی‌خوره و کلافه میشم،

685
00:35:36,680 --> 00:35:38,284
واسه همین یهو اشکم در میاد

686
00:35:38,309 --> 00:35:40,353
‫ولی وقتی پای یه میلیون دلار وسط باشه،

687
00:35:40,378 --> 00:35:41,587
‫باید قشنگ استراتژیک عمل کنیم

688
00:35:41,612 --> 00:35:45,490
‫منتظر یه موقعیت توپ می‌مونیم
‫تا با یه دلیل موجه شوتش کنیم بیرون،

689
00:35:45,515 --> 00:35:47,708
‫و این وسط یه نفعی هم به ما برسه

690
00:35:48,083 --> 00:35:50,502
‫راستش، ‫زندگی تو اینجا بدجور سخته،

691
00:35:50,527 --> 00:35:53,774
‫و آم، مجبور بودن ‫به تحمل آدم‌هایی که ...

692
00:35:54,444 --> 00:35:55,444
...اصلاً

693
00:35:56,287 --> 00:35:58,289
‫شبیه آدم‌های زندگی عادی‌ت نیستن،

694
00:35:59,385 --> 00:36:01,137
‫می‌تونه راحت ظرفیت آدمو پر کنه

695
00:36:01,607 --> 00:36:03,515
‫الان دیگه کلی قضیه واسم روشن شده

696
00:36:03,864 --> 00:36:07,451
‫خیلی از چیزایی که نگرانش بودم
‫در واقع شم شهودی‌م بود که داشت بهم می‌گفت

697
00:36:07,476 --> 00:36:09,529
‫دقیقاً پشت پرده چه خبره

698
00:36:09,554 --> 00:36:12,305
‫ته داستان، خوب می‌دونم که تو تیم چارلی،

699
00:36:12,330 --> 00:36:13,998
‫می‌خوان کلی آدم رو رای به حذفشون بدن،

700
00:36:14,023 --> 00:36:16,859
‫و منم اینجا نیومدم
که گشنگی بکشم و جون بکنم

701
00:36:16,884 --> 00:36:19,470
‫که آخرش اونا به خاطر
خودخواهی خودشون منو شوت کنن بیرون

702
00:36:19,495 --> 00:36:22,414
‫واسه همین کلی به نفعمه
‫که شاید به گزینه‌های دیگه هم فکر کنم

703
00:36:41,480 --> 00:36:43,610
...‫خب، اون زیر انگار چند تا ماهی می‌بینم

704
00:36:44,118 --> 00:36:45,213
"کمپ آلفا"

705
00:36:45,238 --> 00:36:47,507
‫حسابی زیر شکاف تخته‌سنگ جا خوش کرده

706
00:36:48,638 --> 00:36:49,889
‫دارم می‌بینمش

707
00:36:57,360 --> 00:37:00,261
‫آخ! گوه توش، از دستم در رفت‫
وای، عجب غولی بود

708
00:37:00,286 --> 00:37:01,432
‫کلی بزرگ بود

709
00:37:02,097 --> 00:37:05,058
‫نمی‌دونم داره چیکار می‌کنه
‫هنوز همون دور و براست

710
00:37:05,879 --> 00:37:08,090
‫نمی‌بینمش، ‫نمی‌دونم کدوم گوری رفت

711
00:37:08,115 --> 00:37:10,405
‫قشنگ رفته اون گوشه و دور شده

712
00:37:10,855 --> 00:37:15,323
‫فقط دلم نمی‌خواد خودشو کلی
...هلاک کنه و جنازه‌ش در بیاد، چون

713
00:37:16,523 --> 00:37:17,954
‫اون‌جوری دیگه به هیچ دردی نمی‌خوره

714
00:37:19,204 --> 00:37:21,716
‫بعد از گذروندن ‫بیشتر وقت بعدازظهر توی آب،

715
00:37:21,741 --> 00:37:24,140
‫بن هنوز موفق نشده هیچ ماهی‌ای رو شکار کنه

716
00:37:24,783 --> 00:37:26,531
‫اصلاً بدجور رفته رو مخم

717
00:37:27,884 --> 00:37:29,526
‫این نیزه هم که مایه‌ی دستشوییه

718
00:37:30,132 --> 00:37:32,396
‫احتمالاً یه دستکاری کوچیک توی سر نیزه‌ش

719
00:37:32,421 --> 00:37:33,991
‫بتونه شانسش رو کامل عوض کنه

720
00:37:34,639 --> 00:37:36,780
‫وگرنه، کلی کالری حیاتی رو

721
00:37:36,805 --> 00:37:38,265
‫بدون هیچ دستاورد خاصی سوزونده،

722
00:37:38,290 --> 00:37:41,627
‫و تیم آلفا یه شب دیگه هم باید
بدون یه غذای درست و حسابی سر کنه

723
00:37:41,977 --> 00:37:43,557
‫حتماً رفته اون گوشه موشه‌ها

724
00:37:44,070 --> 00:37:48,492
‫فکر کنم این وسایل رو ببرم بالا
‫و بعدش دوباره برگردم پایین

725
00:37:48,517 --> 00:37:50,185
‫دلم نمیاد اینا رو بی‌صاحب ول کنم

726
00:37:50,210 --> 00:37:52,908
‫و بعدش ببینم می‌تونم جلوتر برم
‫تا قشنگ زیر نظر داشته باشمش

727
00:37:52,933 --> 00:37:54,311
‫و ببینم کمک می‌خواد یا نه

728
00:37:55,874 --> 00:38:00,236
‫اینکه بن زده به آب و تمام روز واسه شکار
داره شنا می‌کنه، اصلاً کار عاقلانه‌ای نیست

729
00:38:00,261 --> 00:38:04,491
‫هر چیزی که به دست میاریم، تک‌تکِ
آذوقه‌ها رو باید با استراتژیک مصرف کنیم

730
00:38:04,516 --> 00:38:07,993
‫و این قضیه یه ذره کلافه‌کننده‌ست
چون همه گشنه‌شونه

731
00:38:08,018 --> 00:38:09,235
‫همه دارن جون می‌کَنن

732
00:38:09,260 --> 00:38:11,662
‫اگه یه روز دیگه رو هم
‫بدون خوردن هیچ کوفتی سر کنیم،

733
00:38:11,687 --> 00:38:12,938
‫بدجور زجرآور و بی‌رحمانه میشه

734
00:38:13,814 --> 00:38:15,524
‫سلام! چه خبر؟

735
00:38:16,408 --> 00:38:20,204
‫رفیق، اصلاً روحمم خبر نداره چه خبره

736
00:38:20,560 --> 00:38:23,511
‫قشنگ تمام این مدت رو توی آب بوده

737
00:38:23,536 --> 00:38:26,569
‫اصلاً نتونستم ببینمش
تا ته اون گوشه صخره‌ها رفت

738
00:38:26,594 --> 00:38:28,680
‫- بدجور کلید کرده و مصممه
‫- آره

739
00:38:32,341 --> 00:38:34,843
‫پسر پشمام، این دیگه چه وضعیه؟

740
00:38:37,802 --> 00:38:40,067
‫خلاصه کلی اون بیرون معطل شدم

741
00:38:40,092 --> 00:38:42,386
‫آم، نیزه‌م شکست

742
00:38:43,318 --> 00:38:46,498
‫اون بیرون کلی ماهی هست،
‫کلی پتانسیل واسه صید داریم

743
00:38:46,811 --> 00:38:50,755
...‫ولی خب امروز قشنگ کلی

744
00:38:51,021 --> 00:38:54,749
‫انرژی و کالری سوزوندم
‫بدون اینکه دستاورد خاصی واسه تیم بیارم

745
00:38:56,541 --> 00:38:59,044
‫پسر، کاش الان
حداقل ‫یه دونه ماهی دستم بود

746
00:38:59,069 --> 00:39:01,655
‫لعنتی. کلی فرصت از دست رفت

747
00:39:04,315 --> 00:39:05,551
‫چه خبر، خانم‌ها؟

748
00:39:05,803 --> 00:39:07,593
...‫فکر کنم امشب رو باید

749
00:39:08,256 --> 00:39:10,070
‫تو یه وضعیت خیس و مچاله بخوابیم، نه؟

750
00:39:10,095 --> 00:39:11,010
‫آره

751
00:39:11,460 --> 00:39:14,380
‫خب بن، فکر کنم
‫اولین سوالم اینه که شکار با نیزه چطور بود؟

752
00:39:14,405 --> 00:39:15,579
‫شکار با نیزه خوب بود

753
00:39:15,604 --> 00:39:18,315
‫یه مارماهی مورن دیدم
یه ماهی بادکنکی هم دیدم

754
00:39:18,658 --> 00:39:22,245
‫مشکل اینجاست که بعدش اون...
اون چیزه شکست

755
00:39:22,270 --> 00:39:23,640
‫- واسه همین...
‫- چی شکست؟

756
00:39:23,665 --> 00:39:25,409
‫خب... خود نیزه

757
00:39:25,839 --> 00:39:28,133
‫یعنی چوب بامبو قشنگ نصف شد

758
00:39:31,211 --> 00:39:35,790
‫فکر کنم شرایط سخته، چون ‫بن داره همه‌ی
تلاشش رو می‌کنه تا واسه تیم آذوقه بیاره

759
00:39:36,113 --> 00:39:40,534
‫ولی این روحیه‌ی کنترل‌گر و گنده‌لات‌بازیش
حسابی می‌تونه به جمع غلبه کنه

760
00:39:40,559 --> 00:39:43,756
...‫و باعث بشه بقیه‌ی اعضای تیم ‫حس کنن که

761
00:39:44,262 --> 00:39:47,708
‫مجبورن فقط یه گوشه بشینن ‫و تماشاچی باشن

762
00:39:47,733 --> 00:39:49,596
‫و انگار اصلاً نوبت اونا نمیشه

763
00:39:49,621 --> 00:39:52,290
‫من می‌دونم دارم چیکار می‌کنم
می‌دونم ماهی‌ها کجان

764
00:39:52,315 --> 00:39:53,983
‫دستگیرم شده که اون بیرون چه خبره

765
00:39:54,008 --> 00:39:56,010
‫مطمئنم که می‌تونم چند تا ماهی بگیرم

766
00:39:56,035 --> 00:39:59,330
‫امروز از نظر کسب اطلاعات روز پرباری بود
ولی از نظر کالری صفر بودیم

767
00:39:59,355 --> 00:40:00,314
‫دقیقاً

768
00:40:00,648 --> 00:40:04,066
‫توی این مرحله از بازی هستیم و وضع‌مون
هیچ فرقی با روز اولی که شروع کردیم نکرده

769
00:40:04,091 --> 00:40:05,801
‫واسه همین برامون سوال شده که

770
00:40:05,834 --> 00:40:08,088
‫آیا لیدرمون داره سد راهمون میشه
و عقب نگهمون می‌داره؟

771
00:40:08,113 --> 00:40:13,911
‫و شاید وقتشه یکی دیگه بیاد وسط میدون
و رهبری تیم آلفا رو دستش بگیره

772
00:40:19,250 --> 00:40:22,057
‫هرچی بازی جلوتر میره
بارش بارون هم شدیدتر میشه

773
00:40:22,993 --> 00:40:24,839
‫توی اوج فصل بادهای موسمی،

774
00:40:24,864 --> 00:40:29,466
‫بارندگی تو سواحل پاناما راحت می‌تونه
به 33 سانتی‌متر در ماه هم برسه

775
00:40:29,796 --> 00:40:31,458
"کمپ براوو"

776
00:40:32,287 --> 00:40:33,941
‫خلاصه این بارون بدجور ریده به هیکل‌مون

777
00:40:34,124 --> 00:40:35,142
‫آره والا

778
00:40:36,399 --> 00:40:38,592
‫این یعنی بقای هر کدوم از تیم‌ها

779
00:40:38,617 --> 00:40:41,668
‫با گذشت هر روز کلی سخت‌تر میشه

780
00:40:42,027 --> 00:40:45,292
‫چارلی!
‫ما تو این ساحل خراب‌شده خشک خشکیم

781
00:40:45,317 --> 00:40:47,369
‫ما تازه اول راه سگ‌دوزدن‌مون تو اینجاییم

782
00:40:47,394 --> 00:40:49,229
‫لیا هم باهامونه، می‌خوای چیزی بگی، لیا؟

783
00:40:49,254 --> 00:40:50,365
‫نه، ردیفم

784
00:40:51,281 --> 00:40:53,469
‫هرچند پناهگاه کمپ چارلی داره حسابی ازشون

785
00:40:53,494 --> 00:40:55,435
‫در برابر هوای خشن پاناما محافظت می‌کنه،

786
00:40:55,866 --> 00:41:00,036
‫اما اختلاف و دودستگی توی تیم‌شون
داره به یه چالش کلی بزرگ‌تر تبدیل میشه

787
00:41:00,350 --> 00:41:02,243
"روز 21ام"

788
00:41:12,917 --> 00:41:16,880
‫امروز که از خواب پاشدم
دیدم مثل یه جنازه‌م و کلافه‌

789
00:41:17,150 --> 00:41:20,020
‫از نظر روحی، ذهنی و احساسی بریدم

790
00:41:20,045 --> 00:41:23,883
‫و اگه بخوام راستش رو بگم
دیگه اصلاً حس و حال نقش بازی کردن ندارم

791
00:41:27,197 --> 00:41:31,749
‫ دست تک‌تک آدم‌های این تیم واسم
رو شده و ظاهر فریبنده‌شون رو شناختم

792
00:41:32,030 --> 00:41:34,734
‫اونا اون‌قدر به سرکوب کردنِ

793
00:41:35,451 --> 00:41:38,250
ارزش و روحیه‌ی من ادامه میدن

794
00:41:38,275 --> 00:41:41,530
‫تا تهش رای به حذفم بدن و اون پول گنده رو

795
00:41:42,250 --> 00:41:44,622
سه تایی بین خودشون هاپولی کنن

796
00:41:45,055 --> 00:41:47,558
‫فکر کنم اون یارو که اونجاست مال تیم آلفا باشه

797
00:41:48,998 --> 00:41:51,206
‫فرصت که گیرت میاد، باید سریع بقاپیش

798
00:41:51,600 --> 00:41:53,000
‫تو این چند روز گذشته،

799
00:41:53,025 --> 00:41:55,919
‫قضیه واسم مثل روز روشن شده
که باید از چارلی بزنم بیرون

800
00:41:56,513 --> 00:41:59,015
‫- سلام! داری میری شنا؟
‫- سلام

801
00:42:00,513 --> 00:42:02,131
‫از روی ناچاری، آره

802
00:42:02,637 --> 00:42:06,197
‫- در ضمن، من نیکی هستم
‫- نیکی، منم لیا‌م. مال کمپ چارلی‌ام

803
00:42:06,439 --> 00:42:08,049
‫آره، اوضاع اونجا چطوره؟

804
00:42:08,471 --> 00:42:11,450
‫خب، الان من تنها زنی‌ام که اونجا باقی مونده

805
00:42:11,475 --> 00:42:15,053
‫یه جورایی امیدوار بودم که بشه
‫بعضی از هم‌تیمی‌هات رو ببینم

806
00:42:15,381 --> 00:42:16,476
‫اوه...

807
00:42:16,869 --> 00:42:18,118
‫- گرفتم قضیه چیه
‫- آره

808
00:42:19,260 --> 00:42:23,264
‫آره! خب، می‌تونی بیای باهامون آشنا بشی
ولی یه ذره پیاده‌روی طولانی داره

809
00:42:23,289 --> 00:42:24,915
‫- خیلی‌خب، حله، دمت گرم
‫- آره

810
00:42:25,209 --> 00:42:26,809
‫من قشنگ از پس کار برا میام...

811
00:42:27,795 --> 00:42:29,203
خیلی بیشتر از این‌ها

812
00:42:29,228 --> 00:42:32,247
‫و قطعاً هنوز هم برنامه‌م اینه
‫که توی این بازی برنده بشم،

813
00:42:32,272 --> 00:42:35,483
‫اما فقط از راه درستش و با آدم‌های درست

814
00:42:36,314 --> 00:42:38,816
‫- سلام و درود
‫- سلام. بچه‌ها چطورین؟

815
00:42:38,841 --> 00:42:39,994
‫خوبیم. تو چطوری؟

816
00:42:40,019 --> 00:42:42,563
‫خوبم! راستش کلی خوشحالم که
‫بالاخره مسیرم خورد و اومدم این طرف

817
00:42:42,588 --> 00:42:44,020
‫می‌دونم والا. راهمون کلی دوره

818
00:42:44,200 --> 00:42:46,286
‫من تقریباً با هیچ‌کدوم از
‫بچه‌های تیم چارلی آشنا نشدم

819
00:42:46,311 --> 00:42:47,674
‫اصلاً روحمم خبر نداره اونجا چه خبره

820
00:42:47,699 --> 00:42:49,910
‫- آره
‫- آره. خب اوضاع چطور پیش میره؟

821
00:42:49,935 --> 00:42:53,022
‫- الان اونجا سه تا مرد موندن و من
‫- عجب

822
00:42:53,047 --> 00:42:55,740
‫من کلی مهارت‌های بقا و سنتی بلدم،

823
00:42:55,765 --> 00:43:00,437
‫اما هر بار که می‌خوام کاری انجام بدم
باهام تحقیرآمیز حرف می‌زنن یا بهم شک دارن

824
00:43:00,462 --> 00:43:01,296
‫آره واقعاً

825
00:43:01,321 --> 00:43:04,292
‫اصلاً حال نمیده تو تیمی باشی که
حس کنی نمی‌تونی خود واقعی‌ت باشی

826
00:43:04,660 --> 00:43:06,912
‫کلی مسخره‌ست. قشنگ گند زده شده به اوضاع

827
00:43:06,937 --> 00:43:11,005
‫لیا باهوش به نظر میاد
با اون همه دانشی که ادعا می‌کنه داره

828
00:43:11,030 --> 00:43:14,951
‫و چیزایی که میگه می‌تونه واسه چارلی بیاره
...و ارزشی که واسه تیم داره

829
00:43:14,976 --> 00:43:16,444
‫با تمام چیزایی که بهش گذشته...

830
00:43:17,085 --> 00:43:18,658
خیلی دلم واسش می‌سوزه

831
00:43:18,683 --> 00:43:21,776
‫ته داستان، اصلاً نیازی نیست
...ما این تجربه رو با حالی

832
00:43:21,801 --> 00:43:24,854
‫خراب‌تر از روز اولی که اومدیم ترک کنیم

833
00:43:24,879 --> 00:43:26,052
‫- موافقم
‫- گل گفتی

834
00:43:26,077 --> 00:43:28,538
‫فکر کنم همه‌مون ‫حرف همدیگه رو می‌فهمیم

835
00:43:28,563 --> 00:43:32,133
‫ما اصلاً با رفتار تیم چارلی و
کارایی که دارن می‌کنن کنار نمیایم

836
00:43:32,158 --> 00:43:35,698
‫هر چیزی که درباره‌شون می‌شنوم
مدام این قضیه رو برام روشن‌تر می‌کنه

837
00:43:35,723 --> 00:43:36,948
...‫که اونا فقط

838
00:43:37,532 --> 00:43:40,258
یه مشت مرد کثیف و دورو هستن

839
00:43:40,815 --> 00:43:41,941
‫- بن!
‫- چطورین بچه‌ها!

840
00:43:41,966 --> 00:43:43,593
‫- بن، این لیا‌ست
‫- سلام

841
00:43:43,618 --> 00:43:46,207
‫سلام لیا. دمت گرم که یه سری به ما زدی

842
00:43:46,232 --> 00:43:48,719
‫فکر کنم تابلوئه که اون اصلاً
‫توی کمپ چارلی احساس راحتی نمی‌کنه،

843
00:43:48,744 --> 00:43:50,156
‫اونم با این طرز اداره کردن اوضاع

844
00:43:50,181 --> 00:43:54,394
‫سخت‌ترین بخشش بودن
‫دوروبر آدماییه که فقط دنبال کنترل کردنن،

845
00:43:54,419 --> 00:43:59,382
‫و بدجور نگرانم که فقط واسه سهم پول بیشتر
رای به حذف شدنم بدن

846
00:43:59,837 --> 00:44:02,752
‫- پس دنبال اینی که مثلاً تیمت رو عوض کنی؟
‫- احتمالاً، آره

847
00:44:03,161 --> 00:44:07,165
‫قطعاً دیگه باید یه جورایی
‫به فکر خودم و نجات خودم باشم

848
00:44:07,190 --> 00:44:09,939
‫یعنی اگه هدف‌شون اینه که ته بازی حذفم کنن،

849
00:44:09,964 --> 00:44:12,514
‫ترجیح میدم همین الان
خودمو از اونجا بکشم بیرون

850
00:44:12,809 --> 00:44:13,809
واو

851
00:44:14,092 --> 00:44:16,359
‫شما بچه‌ها پایه‌این
یه نفر دیگه رو تو تیم راه بدین؟

852
00:44:16,384 --> 00:44:19,274
‫قطعاً یه چیزیه که ‫فکر کنم
پایه‌ایم و ازش استقبال می‌کنیم

853
00:44:19,633 --> 00:44:22,419
‫خب می‌دونم شما
وقتی مد و بالا اومدن آب میشه

854
00:44:22,691 --> 00:44:24,819
چطور اینجا
راهتون بند میاد و محاصره می‌شین

855
00:44:24,843 --> 00:44:25,606
‫ آره، آره

856
00:44:25,630 --> 00:44:27,568
به نظرم داشتن یه قایق
می‌تونه کلی کارساز باشه-

857
00:44:27,830 --> 00:44:29,123
‫می‌فهمید چی میگم دیگه؟

858
00:44:29,148 --> 00:44:32,484
‫من می‌تونم احتمالاً، اگه جایی واسم باشه...

859
00:44:33,013 --> 00:44:34,291
‫قایق رو با خودت بیاری؟

860
00:44:34,674 --> 00:44:35,683
‫اوهوم

861
00:44:38,393 --> 00:44:39,439
‫جالبه

862
00:44:40,453 --> 00:44:41,793
‫به نظرم داشتن یه قایق

863
00:44:41,980 --> 00:44:44,600
‫کلی ارزش پیش‌بینی‌نشده توی این بازی داره،

864
00:44:44,625 --> 00:44:47,069
‫و اصلاً روحمون هم خبر نداره که این پتانسیل

865
00:44:47,094 --> 00:44:50,033
چطور می‌تونه کلی بازی رو به نفعمون عوض کنه

866
00:44:50,395 --> 00:44:53,505
‫خیلی‌خب. فقط رو چیزایی
‫که اینجا بهتون گفتم کلی فکر کنین

867
00:44:53,530 --> 00:44:54,743
‫- حتماً
‫- باشه

868
00:44:54,768 --> 00:44:56,186
‫- آره
‫- خوش بگذره

869
00:44:56,211 --> 00:44:57,420
‫- دمت گرم
‫- موفق باشی

870
00:44:57,445 --> 00:44:58,789
‫- مراقب خودت باش
‫- بای

871
00:44:59,148 --> 00:45:01,901
‫ولی خب درباره‌ی لیا، ما نمی‌دونیم...

872
00:45:03,126 --> 00:45:05,295
‫چطور می‌تونه با تیم‌مون چفت و جور بشه

873
00:45:05,320 --> 00:45:08,312
‫واسه همین آوردن یه بازیکن دیگه
...توی این موقعیت زمانی

874
00:45:08,337 --> 00:45:11,090
‫ریسکش خیلی بالا نیست؟

875
00:45:14,160 --> 00:45:15,160
‫نمی‌دونم

876
00:45:23,283 --> 00:45:43,283
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
