WEBVTT

00:01.000 --> 00:11.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:11.136 --> 00:13.430
‫درخواست پزشک برای کمپ براوو داریمر.

00:14.973 --> 00:16.224
‫یه نفر دچار سوختگی شده.

00:23.356 --> 00:24.482
‫آخ.

00:24.566 --> 00:28.194
‫شان، می‌خوایم بلندت کنیم
‫می‌خوایم خشکت کنیم، باشه؟

00:28.278 --> 00:29.320
‫باشه.

00:31.322 --> 00:35.201
‫شان یه‌دفعه مستقیم افتاد توی آتیش

00:35.285 --> 00:36.745
‫می‌خوای سعی کنی بلند شی؟

00:41.332 --> 00:43.460
‫تا حالا همچین سوختگی‌ای ندیده بودم.

00:44.502 --> 00:47.464
‫پوستش مثل وقتی که خیار رو می‌جوشونی، داشت کنده می‌شد

00:47.547 --> 00:49.007
‫همین‌جوری راحت از تنش جدا میشد.

00:50.550 --> 00:52.635
‫آخ... آخ!

00:53.303 --> 00:57.057
‫شان واقعاً حالش خیلی خیلی بده
‫و این واقعاً ترسناکه

00:58.349 --> 01:04.105
‫اینکه ببینی یکی این‌همه درد می‌کشه
‫و پوستش این‌جوری افتضاح سوخته...

01:09.069 --> 01:11.196
‫...یکی از بدترین حس‌های دنیاست.

01:11.279 --> 01:13.281
‫تا آمبولانس با پای خودت میریم

01:14.115 --> 01:18.119
‫خب، چون دست و پاهات سوخته

01:18.203 --> 01:21.790
‫احتمالاً حدود ۲۵ درصد بدنت سوخته
‫باید منتقلش کنیم.

01:23.291 --> 01:25.794
‫انتقال هوایی رو آماده کنید و آماده‌باش باشید.

01:28.379 --> 01:30.632
‫سوختگی درجه دو و سه.

01:30.715 --> 01:32.926
‫حدود ۲۵ درصد.

01:33.009 --> 01:34.636
‫مرکز سوختگی، دریافت شد.

01:34.719 --> 01:36.221
‫وسیله انتقال داره میرسه.

01:37.430 --> 01:39.891
‫باید یه مقدار داروی بی‌حسی بهش بزنیم.

01:41.893 --> 01:43.019
‫هیچی حس نکردم.

01:43.103 --> 01:44.979
‫قبلش هیچی یادم نمیاد.

01:45.063 --> 01:47.398
‫فقط یادمه چشمام رو باز کردم و صورت مارشال رو دیدم

01:47.482 --> 01:50.068
‫و اصلاً خوشحال نبود
‫منم پریدم بالا و هول کردم.

01:50.610 --> 01:52.487
‫چون می‌فهمیدم یه مشکلی پیش اومده.

01:59.369 --> 02:03.915
‫این یه تراژدی کاملاً غیرمنتظره برای تیممونه

02:03.998 --> 02:07.001
‫چون ما شان رو خیلی دوست داریم.

02:07.085 --> 02:11.506
‫نمی‌خوام برم
‫ولی یه زن خونه دارم که دوستم داره

02:11.589 --> 02:13.007
‫و همین برام از همه‌چی مهم‌تره.

02:14.801 --> 02:16.427
‫دوستتون دارم بچه‌ها.

02:16.511 --> 02:18.304
‫-منم دوستت دارم رفیق!
‫-منم دوستت دارم

02:19.097 --> 02:20.932
‫آخ... آخ... آخ

02:21.015 --> 02:22.142
‫آخ!

02:22.892 --> 02:25.311
‫همه‌تونو به هم چسبوندم.
‫حالا دیگه همین‌طور چسبیده بمونید، باشه؟

02:26.312 --> 02:28.898
‫فرو رادها رو نگه دارید.
‫به هیچ‌کس ندیدشون.

02:31.568 --> 02:34.863
‫-بچه‌ها، هلیکوپتر!
‫-داریم میایم!

02:34.946 --> 02:36.948
‫داره مستقیم میاد سمت ما!

02:39.450 --> 02:40.743
‫این هلیکوپتره؟

02:42.328 --> 02:43.496
‫-آره، اون...
‫-هلیکوپتره

02:43.580 --> 02:44.706
‫بریم.

02:44.789 --> 02:46.833
‫-اون پزشکیه
‫-پزشک اومده

02:47.375 --> 02:49.043
‫دارن یکی رو می‌برن.

02:49.127 --> 02:51.296
‫یکی نتونسته هفت روز بدون غذا دووم بیاره.

02:51.379 --> 02:53.882
‫یه سری وسیله توی براوو هست.
‫ممکنه یه وضعیت پزشکی پیش اومده باشه.

02:54.500 --> 03:01.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:01.431 --> 03:04.100
‫-امیدوارم حال همه خوب باشه
‫-جدی میگم، امیدوارم حال همه خوب باشه

03:04.184 --> 03:07.770
‫-هیچ‌کس نمی‌خواد اینجا زخمی بشه
‫-یا مریض بشه.بدترین اتفاق ممکنه

03:07.854 --> 03:10.064
‫امیدوارم با پای خودشون از اینجا برن.

03:13.860 --> 03:15.612
‫فکر کنم اون برانکاره.

03:18.698 --> 03:21.075
‫با اینکه رقیبمونن
‫ولی اونا هم آدم‌ان

03:21.159 --> 03:22.410
‫بیرون از اینجا زندگی دارن.

03:23.244 --> 03:26.581
‫نمی‌تونم تصور کنم رفتن به خونه با این وضعیت چه حسی داره.

03:26.664 --> 03:28.333
‫این برای همه‌مون یه زنگ بیدارباش بود.

03:28.416 --> 03:30.793
‫منظورم اینه، این جور آسیب‌ها ممکنه برای هر کسی پیش بیاد.

03:30.877 --> 03:32.378
‫با خودم فکر می‌کنم

03:32.462 --> 03:36.841
‫«واقعاً حاضرم سلامتی و حال خوبم رو سر پول به خطر بندازم؟»

03:37.967 --> 03:39.677
‫امیدوارم براشون دعا کنیم، حتماً.

03:41.763 --> 03:44.641
‫امیدوارم نمرده باشن
‫ولی امیدوارم دارن میرن خونه.

03:44.724 --> 03:46.601
‫یه نفر داره از جزیره کم میشه.

03:46.684 --> 03:48.978
‫روحیه‌مون رو بهتر می‌کنه.
‫به این نیاز داشتیم.

03:49.062 --> 03:51.981
‫یه لبخند ریزی میاد رو صورتم.
‫نمی‌خوام ببینم کسی آسیب می‌بینه.

03:52.065 --> 03:53.942
‫ولی آخرش این یه مسابقه‌ست

03:54.025 --> 03:56.194
‫و حالا یه نفر کمتر هست که باید نگرانش باشیم.

03:57.018 --> 03:59.018
‫16 تا بازیکن
‫کاهش به 14 تا بازیکن

03:59.142 --> 04:01.242
‫"بن"
‫" گروه آلفا"

04:01.266 --> 04:04.266
‫"دیو"
‫" گروه آلفا"

04:04.290 --> 04:06.290
‫"هلی"
‫" گروه آلفا"

04:06.314 --> 04:08.314
‫"مدی"
‫" گروه آلفا"

04:08.338 --> 04:11.238
‫"نیکی"
‫" گروه آلفا"

04:11.262 --> 04:13.262
‫هر جوری که خودشون می‌خوان قانون میزارن

04:13.386 --> 04:15.786
‫"اَبی"
‫" گروه براوو"

04:15.810 --> 04:18.310
‫"مارشال"
‫" گروه براوو"

04:18.334 --> 04:20.734
‫"مری"
‫" گروه براوو"- اخراج شده

04:20.858 --> 04:23.258
‫"آخرین و سخت‌ترین بازیِ بقا"

04:23.382 --> 04:25.982
‫"مورگان"
‫" گروه براوو"

04:26.006 --> 04:28.006
‫"فرعون"
‫" گروه براوو"

04:28.030 --> 04:30.030
‫"شان"
‫" گروه براوو"- اخراج شده

04:30.054 --> 04:32.754
‫تنها یکی از تیم ها میتونن...

04:32.778 --> 04:34.778
‫"براکستون"
‫" گروه چارلی"

04:34.802 --> 04:37.602
‫"برت"
‫" گروه چارلی"

04:37.626 --> 04:39.926
‫"لیا"
‫" گروه چارلی"

04:39.950 --> 04:42.350
‫"سارا"
‫" گروه چارلی"

04:42.374 --> 04:44.674
‫"وس"
‫" گروه چارلی"

04:45.198 --> 04:51.998
‫"زنده ماندن"
‫جنگل

04:57.213 --> 05:00.466
‫خیلی هیجان‌زده ا‌م.
‫ببخشید که هیجان‌زده‌ ام، ولی خیلی هم متأسف نیستم

05:01.050 --> 05:02.093
‫به سلامت، رفیق.

05:02.176 --> 05:03.886
‫باید بفهمیم چی شده.

05:03.970 --> 05:05.263
‫من می‌تونم امروز برم اونجا.

05:05.346 --> 05:08.808
‫نه، به نظرم هیچ‌وقت نباید تنها بریم
‫اگه راستش رو بخوای.

05:08.891 --> 05:12.061
‫-فکر کنم سه‌تامون باید بریم
‫-نه، دوتا برن

05:12.145 --> 05:15.898
‫راستش بیشتر از رقابت، نگران تیم خودمم.

05:15.982 --> 05:17.900
‫به‌عنوان یه تیم با هم هماهنگ نیستن.

05:17.984 --> 05:20.486
‫این موضوع توی همچین محیطی خیلی مهمه

05:20.570 --> 05:22.155
‫برای اینکه بتونی زنده بمونی

05:22.238 --> 05:24.824
‫و هم‌تیمی‌هات هم دچار خطر جدی نشن

05:24.907 --> 05:28.745
‫دارم سعی می‌کنم مطمئن بشم من و بچه‌های تیم توی یه مسیر هستیم

05:28.828 --> 05:31.080
‫که آخرش سر از اون هلیکوپتر پزشکی درنیاریم.

05:31.164 --> 05:33.124
‫خداحافظ!

05:36.377 --> 05:37.253
‫سایونارا!

05:41.424 --> 05:43.343
‫فکر کنم هرچی که باید می‌دیدیم رو دیدیم.

05:43.426 --> 05:44.260
‫موافقم.

05:45.261 --> 05:46.262
‫باشه بچه‌ها

06:00.026 --> 06:02.945
‫می‌تونست خیلی بدتر از این بشه.
‫مثلاً می‌تونست تنها باشه.

06:03.029 --> 06:05.948
‫واقعیت اینه که هیچ‌وقت نمی‌دونی چی قراره از پا درت بیاره.

06:06.032 --> 06:09.035
‫ممکنه یه آسیب فیزیکی باشه.
‫ممکنه از خوردن آب مریض بشی.

06:09.118 --> 06:10.953
‫هر لحظه هر چیزی ممکنه اتفاق بیفته.

06:11.037 --> 06:13.915
‫این واقعیه
‫و بخشی از این بازیه.

06:15.917 --> 06:19.796
‫ولی متأسفانه از اینجا به بعد
‫اون اولین فلرِ تیم براوو خواهد بود

06:19.879 --> 06:22.340
‫و الان واقعاً حس خوبی نداریم.

06:24.217 --> 06:27.428
‫احتمالاً تیم‌های آلفا و چارلی الان دارن جشن می‌گیرن

06:27.512 --> 06:29.430
‫چون هلیکوپتر رو دیدن

06:29.514 --> 06:32.892
‫و می‌بینن که احتمالاً یکی از هم‌تیمی‌های ما دیگه نیست.

06:32.975 --> 06:34.769
‫این حس بدی بهم میده

06:38.106 --> 06:41.275
‫باعث میشه بخوام بیشتر پشت تیمم وایسم

06:41.359 --> 06:44.195
‫و تیم‌های دیگه رو له کنیم!!

06:45.446 --> 06:48.533
‫اون کسی بوده که تیممون رو کنار هم نگه داشته

06:48.616 --> 06:50.368
‫حالا اگه دیگه اون اتصاله نباشه چی؟

06:51.452 --> 06:55.331
‫یه ضربه‌ی نابودکننده‌ست
‫ارتباط من و شان خیلی زود مثل برادر شد

06:57.542 --> 07:00.002
‫اون بخش بزرگی از مغز متفکر این عملیات بود.

07:00.086 --> 07:02.922
‫ترسم اینه که با رفتن شان

07:03.005 --> 07:05.883
‫هماهنگی تیممون از درون منفجر بشه

07:08.511 --> 07:12.432
‫فکر کنم این مسئله به تیم های دیگ انرژی وارد کنه
‫چون بوی خون رو حس کردن

07:13.307 --> 07:14.684
‫اوه، اون صدا رو شنیدی؟

07:14.767 --> 07:16.102
‫مثل صدای فلر بود

07:16.602 --> 07:19.564
‫هی، قراره شروع کنیم یکی‌یکی حذفشون کنیم.

07:19.647 --> 07:20.690
‫خیلی خوب کار کردید.

07:20.773 --> 07:23.234
‫آره! هی‌یاه!
‫الان یه مقدار انرژی‌ گرفتم.

07:23.317 --> 07:24.235
‫آفرین! ووهو!

07:24.318 --> 07:27.780
‫اینا طوری رفتار می‌کردن انگار روی یه سکو ایستادن و از همه بالاترن.ببین کی اول از همه داره میره

07:27.864 --> 07:29.949
‫کنجکاوم ببینم چندتا فلر قراره دیگه ببینیم

07:30.032 --> 07:33.703
‫کنجکاوم ببینم حاضر میشن بیشتر با ما معامله کنن یا نه

07:33.786 --> 07:36.205
‫این موضوع ممکنه باعث بشه ...
‫ممکنه یکی جابه‌جا بشه

07:36.289 --> 07:37.415
‫ممکنه یکی جابه‌جا بشه

07:37.416 --> 07:40.766
‫"کمپ چارلی"

07:38.291 --> 07:40.543
‫نمی‌تونستم بیشتر از این هیجان‌زده باشم.

07:40.626 --> 07:43.421
‫تیم چارلی قراره این مسابقه رو ببره.

07:43.504 --> 07:44.505
‫اوه، آره.

07:45.381 --> 07:47.842
‫-فقط آتیش لازم داریم
‫-فقط آتیش لازم داریم

07:47.925 --> 07:51.262
‫هی، لیا...
‫ارزشش به اینه که بتونه اون آتیش رو جور کنه.

07:53.097 --> 07:54.974
‫یه کم بهش وقت میدیم

07:55.057 --> 07:57.310
‫و اگه نتونه آتیش درست کنه، میره بیرون

07:58.186 --> 08:00.313
‫طرز فکرت رو دوست دارم
‫خوشم اومد

08:11.782 --> 08:14.243
‫یه هفته گذشته و چهار روزه که بارون نیومده.

08:15.411 --> 08:18.664
‫یه اتفاق غیرعادی برای آب‌وهوای این منطقه
‫که هم یه کم خیالمون رو راحت کرده

08:18.748 --> 08:20.917
‫و هم یه چالش اضافه‌ی بی‌خود برای آلفاست.

08:23.169 --> 08:25.254
‫اینجا بدون آب داریم کم‌کم از بین میریم

08:25.338 --> 08:27.590
‫وقتی این دوره‌های خشکی پیش میاد نگران میشم.

08:26.214 --> 08:29.214
‫"کمپ آلفا"

08:27.673 --> 08:29.217
‫یعنی خوبه که هوا خشکه

08:29.300 --> 08:31.469
‫ولی اگه بارون نیاد
‫هیچی برای نوشیدن نداریم.

08:31.552 --> 08:34.597
‫و باید آب بدنمون رو تأمین کنیم
‫تا بتونیم پناهگاهمون رو جابه‌جا کنیم، چون...

08:34.680 --> 08:36.265
‫کرم‌های پیله‌ساز.

08:37.850 --> 08:41.145
‫هفته‌ی گذشته واقعاً بدترین شرایط ممکن رو پشت سر گذاشتیم.

08:41.854 --> 08:43.940
‫سطح انرژیم واقعاً افت کرده.

08:45.066 --> 08:48.361
‫از نظر آب، چون آتیش نداریم
‫هیچ راهی برای تصفیه کردنش نیست

08:48.444 --> 08:51.864
‫برای همین مجبور شدم همون آب جویبار رو مستقیم از منبعش بخورم.

08:51.948 --> 08:56.077
‫واقعاً باعث شد شکمم حال خوبی نداشته باشه
‫و مجبور شدم هی برم سمت...

08:56.160 --> 08:58.663
‫دستشویی جنگل
‫اگه بشه اسمش رو دستشویی گذاشت.

09:00.831 --> 09:02.542
‫خیلی زیاد ، مدام از همه طرف مورد حمله‌ایم

09:02.625 --> 09:06.546
‫چه از طرف گرسنگی
‫چه کم‌آبی، چه حشرات

09:06.629 --> 09:09.799
‫چه اون گیاه‌های کوچیکی که بهت گیر می‌کنن
‫و لباست رو پاره می‌کنن.

09:09.882 --> 09:13.511
‫ولی واقعاً خیلی ممنونم که مَدی، نیکی و هَلی همیشه این‌طوری فکر می‌کنن که

09:13.594 --> 09:17.807
‫«خب، ما چی می‌تونیم برای تیممون و برای خودمون انجام بدیم که یه کم کار راحت‌تر بشه

09:17.890 --> 09:20.351
‫و یه شانسی برای جنگیدن داشته باشیم؟»

09:23.020 --> 09:24.564
‫حال همه‌تون خوبه؟

09:25.064 --> 09:28.818
‫راستش رو بخواید، دیروز نزدیک‌ترین لحظه‌ای بود که حس کردم می‌گم «دیگه نمی‌تونم ادامه بدم»

09:30.278 --> 09:32.613
‫بدون آتیش
‫ما اولین تیمی میشیم که حذف میشه.

09:34.490 --> 09:40.037
‫راستش بچه‌ها، ما می‌تونیم با نارگیل، میگو، حلزون و آب زنده بمونیم.

09:40.121 --> 09:42.999
‫تنها دلیلی که آتیش لازم داریم اینه که بتونیم آب رو بجوشونیم.

09:43.082 --> 09:45.459
‫ببین، من با این حرف که می‌تونیم همین‌طوری دووم بیاریم موافق نیستم

09:45.543 --> 09:49.797
‫برای اینکه واقعاً بتونیم زنده بمونیم
‫با آتیش به شکارهای بزرگ‌تر نیاز داریم.

09:51.674 --> 09:55.052
‫خب، تا وقتی آتیش پیدا بشه
‫من می‌تونم یه کم حلزون جور کنم و

09:55.136 --> 09:56.596
‫ نارگیل خرد کنم.

09:56.679 --> 09:57.680
‫اوه مرد.

09:58.004 --> 10:00.483
‫"کمپ چارلی"

09:59.307 --> 10:02.935
‫امیدواریم انبه پیدا کنیم، درخت‌های میوه پیدا کنیم
‫و همین‌طور دنبال موجودات کوچیک هم می‌گردیم.

10:03.019 --> 10:03.853
‫باشه.

10:03.936 --> 10:05.980
‫وقتشه ببینیم این صفحه‌ی بازی چه شکلیه.

10:06.063 --> 10:07.315
‫دقیقاً.

10:07.398 --> 10:09.942
‫هنوز نتونستن آتیش به دست بیارن

10:10.026 --> 10:13.738
‫چارلی نمی‌تونه اون همه خرچنگ و ایگوانایی که اطراف کمپ هستن رو بپزه

10:13.821 --> 10:16.824
‫برای همین مجبور شدن برن سمت بخش سرسبزتر زمین بازی

10:16.907 --> 10:18.200
‫تا درخت‌های میوه‌ی بومی پیدا کنن.

10:18.659 --> 10:21.412
‫-بزن بریم!
‫-مرسی که گذاشتی منم بیام

10:21.495 --> 10:22.663
‫خواهش می‌کنم.

10:22.747 --> 10:24.457
‫می‌دونی، یه کم حس می‌کردم...

10:25.625 --> 10:26.751
‫یه تنشی وجود داره

10:26.834 --> 10:29.754
‫چون می‌دونم ما غریبه‌ایم، بحث اعتماد و این چیزاست

10:29.837 --> 10:32.298
‫و مهم نیست شرایط چقدر سخت بشه

10:32.381 --> 10:35.968
‫ممکنه هر روز بجنگیم
‫ولی می‌خوام بدونی که من با تمام وجودم پای این کارم

10:36.052 --> 10:38.346
‫باشه.خوبه که همه‌چی رو روشن کردیم.

10:38.429 --> 10:41.057
‫الان فقط باید چشم و گوشمون باز باشه.

10:41.140 --> 10:43.225
‫آره، فقط می‌خوام بدونید

10:43.309 --> 10:46.687
‫من به تیم چارلی وفادارم.
‫من طرف هیچ‌کس نیستم داداش.

10:46.771 --> 10:49.148
‫-نمی‌خوام با هیچ‌کس باشم!
‫-داد نزن

10:49.231 --> 10:51.525
‫-کمپ اونا باید یه جایی همین اطراف باشه
‫-اوه لعنتی، ممنون

10:51.609 --> 10:52.526
‫حواسم هست.

10:52.610 --> 10:54.278
‫سارا آدم جالبیه.

10:55.529 --> 10:56.739
‫صدای من مثل چی‌واوا شده.

10:56.822 --> 10:58.240
‫ما سعی می‌کنیم بهش فرصت بدیم

10:58.324 --> 11:00.618
‫ولی بعضی وقت‌ها پر سر و صداترین آدم توی اتاق.
‫ضعیف‌ترین آدمه.

11:00.701 --> 11:03.329
‫رفیق، من یه مارمولک می‌خوام.
‫می‌خوام یه مارمولک کوفتی بخورم.

11:03.412 --> 11:04.497
‫رفیق، این انگار خوردنیه.

11:04.580 --> 11:06.248
‫مواظب باش
‫فکر کنم...

11:06.332 --> 11:07.875
‫نه، نیست.

11:07.958 --> 11:11.087
‫واقعاً ممکنه وقتی زیادی بخوای خودت رو ثابت کنی
‫بیشتر به خودت آسیب بزنی

11:11.170 --> 11:13.547
‫-داداش، این آب مثل شیشه زلاله
‫-این کارو نکن

11:13.631 --> 11:15.758
‫حس می‌کنم خودش طبیعی فیلتر شده.

11:15.841 --> 11:19.387
‫-نمی‌دونم از کجا اومده
‫-من می‌خورمش، کی اهمیت میده؟

11:19.470 --> 11:22.765
‫لازم نیست با انجام دادن یه کاری ثابت کنی که ارزشمندی.

11:24.350 --> 11:25.434
‫خوبی؟

11:25.935 --> 11:27.144
‫داری بالا میاری؟

11:27.895 --> 11:29.563
‫داداش، بالا آوردم

11:29.647 --> 11:31.065
‫استفراغ کردم رفیق

11:36.445 --> 11:38.239
‫با گذشت هر شب

11:38.322 --> 11:40.950
‫نبود امکانات ساده‌ی زندگی شهری
‫بیشتر از قبل خودش رو نشون میده.

11:42.535 --> 11:44.829
‫خوشم نمیاد که الان ضعیف به نظر میایم.

11:45.329 --> 11:47.790
‫آره، الان توی شرایط افتضاحم

11:48.290 --> 11:49.458
‫و اشکالی هم نداره
‫چیز مهمی نیست

11:50.292 --> 11:53.796
‫ولی این بازی‌های روانی واقعاً اعصاب‌خوردکنه.

11:54.922 --> 11:57.341
‫باید آتیش پیدا کنیم تا بتونیم آب داشته باشیم.

11:57.425 --> 11:58.592
‫خوب میشیم.

12:00.302 --> 12:02.596
‫در حالی که کمپ آلفا
‫با نداشتن آتیش دست و پنجه نرم می‌کنه

12:03.597 --> 12:07.435
‫مزیت داشتن آتیش در کمپ براوو
‫باعث شد یکی از هم‌تیمی‌هاشون رو از دست بدن...

12:08.436 --> 12:11.856
‫باید این‌طوری بهش نگاه کنی.
‫بعضی وقت‌ها اتفاق‌های عجیب و غیرمنتظره پیش میاد.

12:11.939 --> 12:13.858
‫-آره
‫-دوستت دارم شان و...

12:13.941 --> 12:16.777
‫-آره شان، دلمون برات تنگ شده
‫-کاش اینجا پیشمون بودی

12:17.653 --> 12:19.029
‫دلمون برات تنگ شده شان

12:21.741 --> 12:25.035
‫یعنی چارلی می‌تونه خودش رو به‌عنوان تیمی معرفی کنه که باید شکستش بدن

12:25.119 --> 12:28.706
‫اگه لیا بتونه براشون آتیش جور کنه و برتری پناهگاهشون رو کامل کنه

12:29.540 --> 12:32.168
‫یه چیزی که از این به بعد لازم داریم آتیشه، باشه؟

12:32.251 --> 12:34.295
‫آتیش خواهیم داشت.

12:34.378 --> 12:38.424
‫من ایمان دارم
‫اینکه دیدم دود بلند شد، یه کم غافلگیرم کرد.

12:38.507 --> 12:41.218
‫-دوبار دود کرد
‫-خوشم اومد

12:48.060 --> 12:51.171
‫"کمپ آلفا"

12:48.142 --> 12:50.436
‫خواهش می‌کنم بچه‌ها، خودمون رو از پا درنیاریم.

12:51.395 --> 12:53.189
‫-دیگه بیشتر از این نمیشه از پا افتاد

12:57.276 --> 12:59.278
‫-عوض کنیم؟
‫-آره، سخته

13:04.366 --> 13:07.787
‫اون حس می‌کنه خیلی بیشتر از تو داره تلاش می‌کنه
‫قصد بدی ندارم ولی...

13:08.996 --> 13:12.291
‫می‌تونم چندتا نارگیل باز کنم
‫که همه‌تون یه چیزی برای خوردن داشته باشید.

13:12.374 --> 13:13.209
‫اوه، آره

13:16.462 --> 13:19.882
‫محدودیت‌هایی که الان دارم
‫هر روز بیشتر و بیشتر دارن تحت فشار قرار می‌گیرن.

13:19.965 --> 13:24.303
‫ولی بعد از دانشگاه
‫یه دوره‌ای داشتم که تا دیروقت مهمونی می‌رفتم

13:24.386 --> 13:25.638
‫و کلی مواد مصرف می‌کردم.

13:25.721 --> 13:28.682
‫کارم رو از دست دادم و آخرش خونه‌ی این و اون می‌موندم

13:28.766 --> 13:31.644
‫و اون تبدیل شد به کمپ زدن و زندگی توی طبیعت

13:31.727 --> 13:36.023
‫از بعضی اشتباهاتی که توی زندگیم کرده بودم خجالت می‌کشیدم، برای همین متأسفانه خودم رو از دوستام

13:36.106 --> 13:38.400
‫از خانواده‌م جدا کردم و تقریباً توی کوه‌ها برای خودم پناه گرفتم

13:38.484 --> 13:41.862
‫و تا وقتی واقعاً به ته خط نرسی
‫یه جایی مجبور میشی با خودت بگی

13:41.946 --> 13:46.325
‫«باید یه چیزی غیر از این پیدا کنم که بهم آرامش بده»

13:47.326 --> 13:49.620
‫و برای من اون چیز پدر و مادرم بودن ، خواهر و برادرهام

13:49.703 --> 13:52.832
‫خاله‌ها و عموها و دایی‌هام
‫پدربزرگ و مادربزرگم و دوستام بودن

13:54.124 --> 13:57.503
‫و حالا که یه زن فوق‌العاده توی زندگیم دارم
‫دلم می‌خواد یه خانواده تشکیل بدم

13:57.586 --> 14:03.050
‫من قبل از هر چیزی یه آدم عاشقم
‫و کسی‌ام که مراقب دوست‌ها و خانواده‌مه

14:03.133 --> 14:06.679
‫همیشه منم که مطمئن میشم همه غذا خوردن و حالشون خوبه

14:06.762 --> 14:09.431
‫فقط بخورش.
‫همین‌جوری از نارگیل بخورش.

14:09.515 --> 14:11.392
‫-می‌خوام شماها هم الان یه کم بخورید
‫-نه

14:11.475 --> 14:13.769
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم آخرش چی میشه

14:13.853 --> 14:17.731
‫ولی می‌دونم هر چالشی که سر راهمون بیاد
‫با یه کم فروتنی، کمی شوخی

14:17.815 --> 14:21.527
‫و توانایی کنار هم نگه داشتن تیمم
‫برای رسیدن به یه هدف مشترک روبه‌رو میشه.

14:23.028 --> 14:24.738
‫می‌خواید شما هم یه بار امتحان کنید؟

14:24.822 --> 14:25.948
‫-می‌خوای امتحان کنی؟
‫-آره

14:26.031 --> 14:27.908
‫مواظب باش اون قسمت خوبش داخلش بمونه.

14:29.201 --> 14:30.870
‫دیو توی شرایط سختیه

14:30.953 --> 14:33.330
‫هر روز داره خودش رو

14:33.414 --> 14:36.333
‫تا آخرین حد توانش برای ما تحت فشار می‌ذاره

14:36.917 --> 14:39.420
‫فکر کنم واقعاً نشون میده چه جور آدمیه

14:39.503 --> 14:41.505
‫خوبه دیو.
‫دارم دود میبینم رفیق.

14:41.589 --> 14:43.841
‫ادامه بده رفیق.
‫بزن بریم.

14:43.924 --> 14:46.010
‫ولی بن...

14:48.178 --> 14:49.263
‫نمی‌دونم.

14:49.346 --> 14:52.516
‫بعضی وقت‌ها واقعاً به این شک می‌کنم که چقدر رفتارش واقعیه.اون‌جوری که خودش رو نشون میده.

14:52.600 --> 14:54.018
‫نارگیل کجاست؟

14:54.852 --> 14:57.146
‫من دوتا باز کردم، گوشت نارگیل زیاد داریم.

14:57.229 --> 15:01.108
‫یعنی واقعاً خیلی برای تیم کار می‌کنه
‫و من واقعاً قدردانشم.

15:03.193 --> 15:04.486
‫خب، این که فایده‌ای نداشت.

15:04.570 --> 15:06.906
‫ولی بعضی وقت‌ها یه جورایی شک می‌کنم

15:06.989 --> 15:10.367
‫که چقدر از این کارها برای ماست
‫برای تیم، برای رابطه‌مون...

15:11.368 --> 15:12.620
‫در مقابل اینکه چقدرش فقط برای خودشه.

15:14.246 --> 15:15.331
‫عوض کنیم.
‫بیا جابه‌جا شیم.

15:15.414 --> 15:17.458
‫خب، داره خسته‌ ام می‌کنه.

15:18.042 --> 15:19.251
‫فعلاً اینو نگه می‌داریم.

15:19.877 --> 15:21.795
‫-من یه نفس تازه می‌کنم
‫-باشه

15:22.379 --> 15:24.924
‫میرم پایین این جویبار
‫ببینم چیزی برای خوردن پیدا می‌کنم یا نه

15:25.007 --> 15:27.092
‫-ووهو!
‫-یه چیزی لازم دارم که شکمم رو پر کنه

15:27.176 --> 15:28.552
‫من یه کم نارگیل خرد می‌کنم.

15:31.221 --> 15:32.723
‫-باشه، الان برمی‌گردم
‫-مرسی دیو

15:32.806 --> 15:34.308
‫-زود می‌بینمت
‫-بریم

15:40.020 --> 15:42.420
‫"کمپ براوو"

15:41.231 --> 15:45.402
‫...داریم مستقیم به سمت شمال میریم
‫از این طرف نرید بالا، اینجا زیادی پر از درخته

15:45.486 --> 15:48.697
‫چندتا مسیر خوب دیدم که میشه دنبالشون کرد
‫ما بدون شک بهترین جای شکار رو داریم

15:48.781 --> 15:50.157
‫-بدون شک
‫-آره

15:59.083 --> 16:01.293
‫احتمالاً الان خیلی خوشحالن.

16:03.921 --> 16:05.923
‫فکر می‌کنن ما ضعیف‌تر شدیم.

16:11.637 --> 16:12.972
‫اون چیه؟

16:17.059 --> 16:19.186
‫-اون هلیکوپتره؟
‫-هلیکوپتره

16:19.269 --> 16:20.229
‫آره، خودشه.

16:24.817 --> 16:26.819
‫اوه، یه چیزی انداخت پایین
‫-بریم بگیریمش

16:29.930 --> 16:31.930
‫"کمپ آلفا"

16:31.657 --> 16:33.117
‫اون هلیکوپتره؟

16:34.868 --> 16:37.579
‫-امروز خیلی اتفاق افتاد
‫-دیگه واقعاً عجیب میشه

16:38.000 --> 16:44.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

16:44.503 --> 16:46.213
‫فکر کنم اونجاست.

16:46.296 --> 16:47.172
‫می‌بینیش؟

16:49.008 --> 16:50.843
‫دیدم یه جایی همین اطراف انداختش.

16:49.196 --> 16:50.984
‫"کمپ براوو"

16:51.344 --> 16:52.736
‫"کمپ چارلی"

16:52.261 --> 16:55.472
‫هی، هلیکوپتره
‫ممکنه بسته‌ی ارسالی باشه. بیا.

16:55.973 --> 16:57.307
‫خب، بریم ببینیم چی شده.

17:04.732 --> 17:06.734
‫-سمت راستشه سارا
‫-واقعاً؟

17:06.817 --> 17:09.445
‫-یه چیزی کنار ساحله، بیا
‫-یه چیزی اونجاست

17:07.669 --> 17:09.631
‫"کمپ چارلی"

17:11.155 --> 17:12.740
‫-بچه‌ها!
‫-اینجاست

17:12.823 --> 17:13.657
‫اوه مرد.

17:14.408 --> 17:15.325
‫چی گیر آوردید؟

17:16.493 --> 17:18.370
‫باشه.
‫یه بسته‌ی دیگه داریم.

17:18.996 --> 17:20.456
‫ایول!

17:20.539 --> 17:23.709
‫-بیا رفیق، بازش کن ببینیم چی توشه
‫-ببینیم چی فرستادن

17:23.792 --> 17:25.961
‫-یه یادداشت دارن، یه یادداشت دیگه
‫-اوه اوه

17:26.503 --> 17:28.380
‫«تیم‌ها، یه پیشنهادی برای فکر کردن دارید»

17:28.464 --> 17:31.258
‫«اگه یکی از بازیکن‌هاتون رو حذف کنید
‫و اون بازیکن فلر بزنه

17:31.341 --> 17:32.926
‫منبعی که می‌خواید رو دریافت می‌کنید»

17:33.010 --> 17:35.512
‫«چیزی که می‌خواید... شکار، آتیش یا سرپناه»

17:36.013 --> 17:38.348
‫«این پیشنهاد تا غروب آفتاب اعتبار داره»

17:38.432 --> 17:41.018
‫«حاضرید برای زنده موندن یه فداکاری کنید...

17:41.101 --> 17:44.772
‫برای زنده موندن و بردن جایزه‌ی یک میلیون دلاری؟
‫یا کلید موفقیت، وفاداریه؟»

17:54.031 --> 17:56.033
‫آره، من...من از این خوشم نمیاد.

17:56.116 --> 17:58.077
‫برای من که خیلی واضحه.

17:58.160 --> 18:00.829
‫یعنی من قرار نیست یکی از هم‌تیمی‌هام رو قربانی کنم.

18:00.913 --> 18:03.665
‫پس این فقط یه طعمه‌ی دیگه‌ست که گذاشتن جلوی پامون

18:03.749 --> 18:07.669
‫یه جور آزمایش که ببینن
‫واقعاً به هم وفاداریم یا نه

18:07.753 --> 18:09.838
‫یا اینکه بعضی‌ها دنبال یه هدف پنهانی دیگه‌ان

18:10.422 --> 18:12.716
‫واقعاً امیدوارم تیمم از پشت بهم خنجر نزنه

18:12.800 --> 18:17.513
‫ولی می‌تونم وقتی کسی یه حسی داره...یه چیزی تو دلشه، بفهمم

18:18.138 --> 18:21.892
‫این یادداشت، اصل وفاداری هر کمپ به هم‌تیمی‌هاشون رو

18:21.975 --> 18:23.268
‫ به چالش میکشه.

18:23.852 --> 18:26.271
‫-پیشنهاد تا...غروب آفتاب تموم میشه
‫-غروب

18:26.355 --> 18:27.981
‫پس یعنی چند ساعت وقت داریم

18:28.065 --> 18:30.567
‫-یه کم وقت داریم فکر کنیم
‫-سه ساعت و نیم

18:30.651 --> 18:34.446
‫باشه.فکر کنم شاید آلفا یکی رو برای آتیش بفرسته

18:34.530 --> 18:35.989
‫دیگه دیوونگیه.

18:36.740 --> 18:39.243
‫-یعنی فکر کنم تصمیم گرفتن برای این یکی خیلی آسونه.
‫-آره

18:39.326 --> 18:41.411
‫ما کنار هم می‌مونیم، درسته؟

18:41.495 --> 18:43.831
‫-ما به برزنت یا تیر و کمان نیاز نداریم
‫-آره

18:44.456 --> 18:46.875
‫پس فکر کنم جوابش رو کاملاً می‌دونیم

18:46.959 --> 18:47.918
‫-قطعاً
‫-آره

18:48.001 --> 18:50.754
‫آره.ما نمی‌ذاریم کسی از تیم بره.

18:50.838 --> 18:53.006
‫-هیچ‌کدوممون رو حذف نمیکنیم
‫-آره

18:54.133 --> 18:56.343
‫اونا به فِرو راد نیاز دارن
‫می‌خوان بازیکن‌هاشون رو حذف کنن.

18:56.426 --> 18:59.138
‫آره.باید از کمپ برن و فلر بزنن.

18:59.221 --> 19:00.722
‫-اگه فلر بزنن...
‫-اگه فلر بزنن...

19:00.806 --> 19:04.768
‫می‌تونن برن و به یه تیم دیگه ملحق بشن
‫ولی اون‌وقت منبع رو نمی‌گیرن

19:04.852 --> 19:05.894
‫آره.

19:05.978 --> 19:08.522
‫اول سعی می‌کنن بیان اینجا
‫چون ما چهارنفر هستیم.

19:08.605 --> 19:11.024
‫-آره
‫-گفتیم کسی رو نمی‌خوایم

19:11.108 --> 19:13.235
‫ولی اگه هیچ‌کس رو به تیممون راه ندیم

19:13.318 --> 19:15.487
‫اون‌وقت تیم دیگه فِرو راد رو می‌گیره.

19:15.571 --> 19:17.823
‫تو حاضری یکی دیگه رو به تیم اضافه کنی؟

19:17.906 --> 19:19.324
‫بستگی داره
‫یعنی...

19:19.408 --> 19:22.536
‫بستگی داره اون شخص کی باشه
‫و از کدوم تیم اومده باشه.

19:22.619 --> 19:24.163
‫-آره
‫-باید ببینیم چی میشه

19:24.663 --> 19:29.126
‫الان با چهار بازیکن
‫سهم هر کدوممون ۲۵۰ هزار دلاره

19:29.209 --> 19:31.044
‫و این پول کمی نیست.

19:31.128 --> 19:35.841
‫برای همین من کاملاً مخالفم
‫که نفر پنجمی وارد این تیم بشه.

19:35.924 --> 19:38.218
‫آخرش یعنی پول کمتری گیرمون میاد.

19:38.302 --> 19:40.262
‫اون یادداشت می‌تونه هیزم خوبی باشه.

19:40.345 --> 19:41.221
‫آره.

19:48.353 --> 19:50.355
‫نمی‌دونم تیم‌های دیگه دارن چی کار می‌کنن

19:50.439 --> 19:52.691
‫ولی یه چیزی رو می‌دونم
‫این تیم به آتیش نیاز داره.

19:52.774 --> 19:54.610
‫کل هفته تلاش کردیم به دستش بیاریم

19:54.693 --> 19:56.987
‫ولی حتی یه قدم هم بهش نزدیک نشدیم.

19:58.864 --> 20:00.324
‫همین الان بهتون میگم

20:00.407 --> 20:02.159
‫من تصمیمم رو گرفتم.

20:02.784 --> 20:03.952
‫من در هر صورت دارم میرم خونه

20:04.036 --> 20:05.871
‫-شماها اون آتیش رو بگیرید
‫-دیو!

20:05.954 --> 20:09.041
‫دیگه هیچی برام نمونده
‫و مشکلات گوارشی هم پیدا کردم.

20:10.042 --> 20:12.669
‫نمی‌خوام کسی باشم که با هلیکوپتر پزشکی از اینجا می‌برنش.

20:12.753 --> 20:15.672
‫ترجیح میدم با سر بالا از این زمین بازی بیرون برم

20:15.756 --> 20:18.091
‫وایسا، بیاید درباره‌ش حرف بزنیم
‫تا غروب وقت داریم.

20:18.175 --> 20:19.927
‫جدی میگم.تا دو روز دیگه.

20:20.010 --> 20:22.012
‫همه‌مون مثل مرده‌های متحرک میشیم.

20:22.095 --> 20:23.180
‫نه آب داریم، نه غذا.

20:24.264 --> 20:27.601
‫ولی اگه شماها اون آتیش رو بگیرید
‫پول مال شماست

20:28.477 --> 20:30.437
‫این لحظه‌ی منه که تیمم رو جلو بندازم

20:30.520 --> 20:34.566
‫و توی موقعیت بهتری برای بردن این بازی قرارشون بدم.
‫چه من باشم چه نباشم

20:37.653 --> 20:39.947
‫فقط یه تیم توی این زمین بازی هست

20:40.030 --> 20:42.449
‫که لیاقت این پولو داره
‫و اون شمایید.

20:44.493 --> 20:45.494
‫من خوب میشم.

20:48.622 --> 20:50.874
‫نمی‌خوام فکر و ذهنم که مدام پیش خونه‌ست

20:50.958 --> 20:54.628
‫ذهن هم‌تیمی‌هام رو هم درگیر کنه، در حالی که اونا خیلی قوی و از نظر ذهنی خیلی محکم‌ان.

20:54.711 --> 20:58.548
‫برای همین ترجیح میدم قبل از اینکه این اتفاق بیفته، خودم داوطلبانه از بازی کنار بکشم.

21:08.350 --> 21:09.518
‫اون کجاست؟

21:11.186 --> 21:14.648
‫الان یه فرصت داریم.
‫فکر کنم وقتشه یه حرکتی بزنیم.

21:14.731 --> 21:17.734
‫آره، بندازیمش بیرون و آتیش بگیریم.
‫آتیش رو بگیریم.

21:18.318 --> 21:21.321
‫هیچ دلیلی ندارم که بخوام یه روز دیگه هم نگهش دارم.

21:21.822 --> 21:24.950
‫رفتارش چند بار به این کمپ آسیب زده

21:25.033 --> 21:27.160
‫-ما کلی دردسر کشیدیم
‫-هر روز داره انرژی‌مون رو می‌گیره

21:27.244 --> 21:28.453
‫-تو چی فکر می‌کنی؟
‫-من؟

21:28.537 --> 21:29.538
‫آره.

21:29.621 --> 21:31.873
‫خیلی سخت کار می‌کنه.
‫خیلی هم اهل عمله.

21:31.957 --> 21:35.210
‫مثلاً برای هرکی نارگیل میاره و پناهگاه رو درست می‌کنه...

21:35.294 --> 21:37.504
‫بعد از یه دعوا
‫بعد از یه دعوا

21:37.587 --> 21:38.797
‫و بعضی وقت‌ها، فکر می‌کنم...

21:38.880 --> 21:40.966
‫می‌خوای باهاش یه تیم جدید تشکیل بدی؟

21:41.049 --> 21:43.760
‫-من که همچین چیزی نمیگم
‫-حاضری این کارو بکنی؟

21:43.844 --> 21:46.430
‫-چرا اصلاً این سؤال رو می‌پرسی؟
‫-داری خیلی ازش دفاع می‌کنی

21:46.513 --> 21:48.473
‫-انگار خواهرت باشه
‫-داری ازش طرفداری می‌کنی

21:48.557 --> 21:52.686
‫-خب، فکر می‌کنم حق دارم بگم...
‫-نه، داری ازش طرفداری می‌کنی، اشکالی نداره

21:52.769 --> 21:54.646
‫ولی ما داریم سعی می‌کنیم بفهمیم چرا

21:54.730 --> 21:57.274
‫داریم می‌پرسیم چرا
‫چون هردوتون دختر هستید و باید هوای همدیگه رو داشته باشید؟

21:57.357 --> 22:00.694
‫نمی‌خوام فقط چون زنه، کورکورانه طرفش رو بگیری

22:00.777 --> 22:02.529
‫تو همچین مسابقه‌ای این چیزا هیچ اهمیتی نداره.

22:02.612 --> 22:03.447
‫آره.

22:03.530 --> 22:06.867
‫اگه برَکستون یا بادی بودن و حس می‌کردم دارن به تیم ضربه می‌زنن

22:06.950 --> 22:08.744
‫اونا هم می‌رفتن توی لیست حذف.

22:08.827 --> 22:10.579
‫اگه واقعاً می‌خواید حرفم رو بشنوید

22:10.662 --> 22:14.916
‫فقط میگم که من باهاش چندتا گفت‌وگوی واقعاً سازنده داشتم

22:15.000 --> 22:18.170
‫خب، در هر صورت، این نظر اکثریته
‫اکثریت موافقن، پس...

22:18.253 --> 22:19.880
‫اگه این‌طوره، دیگه حرفی برای گفتن ندارم

22:19.963 --> 22:20.839
‫-باشه
‫-آره

22:21.423 --> 22:25.177
‫اون تنها دختر اون تیمه
‫و حس می‌کنم...

22:25.802 --> 22:29.181
‫مهم بود که یه جورایی هوای همدیگه رو داشته باشیم

22:29.264 --> 22:31.558
‫ولی از اون طرف هم نمی‌خوام عصبانی‌شون کنم.

22:31.641 --> 22:34.519
‫یعنی فکر می‌کنم این تیم قراره برنده بشه.

22:34.603 --> 22:36.355
‫اگه برای موندن توی تیم برنده مجبور باشم دهنم رو ببندم

22:36.438 --> 22:38.648
‫باهاش مشکلی ندارم.

22:38.732 --> 22:41.943
‫یعنی ۵۰ هزار دلار بیشتر می‌ره توی جیب تو، جیب من، جیب اون...

22:42.027 --> 22:43.528
‫اون این وسط زیادیه

22:43.612 --> 22:46.198
‫بدشانسیه، آره
‫ولی زندگی همینه

22:46.281 --> 22:47.449
‫خب، پس تکلیف مشخص شد.

22:47.532 --> 22:49.201
‫ولی واقعاً دیگه تمومه؟

22:49.284 --> 22:51.411
‫-چی میگی؟
‫-یعنی دیگه کسی رو حذف نمی‌کنیم؟

22:51.495 --> 22:53.789
‫مگه اینکه یه گندی بزنی که از دستت عصبانی بشیم.

22:54.331 --> 22:56.375
‫-من...
‫-تموم شد. دیگه چیزی برای حرف زدن نیست.

22:56.458 --> 22:57.292
‫حاضرید شروع کنیم؟

22:57.376 --> 22:59.711
‫-نمی‌خوام این باعث بشه...
‫-چارلی با من، چارلی با شمارش سه

22:59.795 --> 23:01.296
‫-یک، دو، سه
‫-چارلی!

23:02.464 --> 23:06.635
‫من اینجا نیستم که خودخواهانه بازی کنم
‫ولی اینجا هم نیستم که احمقانه بازی کنم.

23:22.359 --> 23:24.236
‫حس می‌کنم روحیه‌ی تیم خیلی پایینه.

23:24.319 --> 23:26.655
‫یعنی ما توی اون تمرین کمان خیلی نزدیک شده بودیم.

23:27.739 --> 23:31.034
‫-تا غروب چقدر مونده؟
‫-حس می‌کنم نباید تسلیم بشیم

23:31.118 --> 23:32.994
‫حدود دو ساعت تا غروب مونده.

23:35.080 --> 23:38.458
‫تیم چارلی، خب حالا چی کار کنیم؟
‫قبل از غروب

23:38.542 --> 23:39.835
‫ باید حرکتی بزنیم؟

23:39.918 --> 23:41.878
‫نمی‌دونم چرا اصلاً این سؤال مطرح شده.

23:41.962 --> 23:44.548
‫من... نمی‌دونم.
‫اصلاً سؤال رو نمی‌فهمم.

23:45.132 --> 23:48.802
‫سؤال اینه که آیا کسی از این کمپ باید بره

23:48.885 --> 23:51.096
‫تا بتونیم یه منبع جدید بگیریم؟

23:51.179 --> 23:53.682
‫من قبلاً... حس می‌کنم حرفم رو زدم، می‌دونی؟

23:53.765 --> 23:55.308
‫فکر می‌کنم منظورم رو واضح گفتم.

23:58.979 --> 24:01.565
‫نمی‌دونم اکثریت تیم چه حسی دارن

24:01.648 --> 24:03.608
‫ولی از وقتی اومدیم اینجا، سارا

24:04.192 --> 24:06.903
‫تو از همه سخت‌تر بودی که بشه باهات کنار اومد.

24:06.987 --> 24:08.321
‫-هوم
‫-پس...

24:08.405 --> 24:11.324
‫من رأی میدم امشب بفرستیمت بیرون.

24:11.408 --> 24:13.618
‫لعنتی، خوبه که فهمیدم واقعاً چه حسی داری رفیق.

24:14.870 --> 24:16.872
‫الان با این کارت بین اعضای تیم شکاف انداختی.

24:17.581 --> 24:19.082
‫معلومه، رأی اکثریت ملاکه.

24:21.376 --> 24:23.336
‫من رأی میدم سارا امشب بره.

24:25.130 --> 24:26.256
‫بریم دور تا دور رأی بدیم.

24:26.339 --> 24:28.008
‫-تو رأیت رو بده
‫-رأی تو چیه؟

24:28.508 --> 24:30.886
‫خب، دیگه همین که هست
‫It's a game, but--

24:30.969 --> 24:32.012
‫بریم سر اصل مطلب.

24:32.095 --> 24:34.306
‫راستش تو واقعاً اعصابم رو خرد می‌کنی.

24:35.765 --> 24:37.726
‫براکس، رأیت چیه؟

24:38.310 --> 24:40.937
‫-سارا، ما کلی حرف خوب با هم زدیم
‫-باشه

24:41.688 --> 24:43.273
‫با هم خوش گذروندیم.

24:43.356 --> 24:45.859
‫ولی یه هفته گذشته و هیچ‌کدوممون چیزی نخوردیم.

24:45.942 --> 24:47.611
‫-و ما به آتیش نیاز داریم
‫-واقعاً؟

24:47.694 --> 24:51.448
‫ببخشید سارا، ولی رأی من اینه که...
‫باید برم سراغ فِرو راد.

24:52.449 --> 24:54.784
‫من دارم بازی می‌کنم
‫و متأسفم، و من...

24:54.868 --> 24:56.745
‫تو متأسف نیستی داداش.

24:56.828 --> 24:59.080
‫تو واقعاً آدم خیلی حسابگر و بازی‌دهنده‌ای هستی.

24:59.164 --> 25:00.790
‫اعتمادم به آدما خیلی کمتر شده.

25:00.874 --> 25:04.377
‫لیا، دیگه رأی اکثریته
‫ولی دوست دارم بدونم تو هم چه حسی داری.

25:05.170 --> 25:09.090
‫چیزی که می‌تونم بگم اینه که سعی کردم روی نکات مثبتت تمرکز کنم

25:09.174 --> 25:11.885
‫ولی یه سری چیزها هست که...

25:11.968 --> 25:14.387
‫واو.همه‌تون آدمای مزخرفی هستید، جدی میگم

25:14.471 --> 25:15.805
‫شما مریضید.

25:18.016 --> 25:19.017
‫بفرما.

25:19.100 --> 25:22.771
‫من اینو ساختم. خودتون می‌تونید دوباره درستش کنید.
‫من کل این پناهگاه رو باز می‌کنم و جمعش می‌کنم.

25:22.854 --> 25:25.148
‫-تو این کارو نمی‌کنی
‫-بهم دست نزن رفیق

25:25.232 --> 25:26.191
‫قبولش کن.

25:26.274 --> 25:28.485
‫-تو تنبل‌ترین آدمی بودی که دیدم
‫-خفه شو بابا!

25:28.568 --> 25:30.779
‫حداقل من مثل شماها یه مار واقعی نبودم

25:30.862 --> 25:31.780
‫-سارا...
‫-نه

25:31.863 --> 25:33.031
‫باید بری رفیق

25:33.823 --> 25:34.783
‫حالا هرچی، داداش.

25:35.867 --> 25:37.202
‫یه فروپاشی قابل درکه.

25:38.411 --> 25:40.413
‫شماها یه مشت حریصید.

25:43.375 --> 25:44.751
‫می‌دونستم این اتفاق می‌افته.

25:47.045 --> 25:48.922
‫دیگه عضو کمپ چارلی نیست،

25:49.005 --> 25:51.383
‫سارا انتخاب داره که از بازی خارج بشه

25:51.466 --> 25:53.510
‫یا سعی کنه به یه تیم دیگه ملحق بشه.

25:53.593 --> 25:57.556
‫اگه قبولش کنن، چارلی دیگه اون منبعی که لازم داره رو گیر نمیاره.

25:57.639 --> 25:59.099
‫بدبخت میشن.

26:00.183 --> 26:03.103
‫.من آدم سخت‌کوشی‌ام
‫.احتمالاً این بهترین تصمیم برای منه

26:04.479 --> 26:05.939
‫فکر می‌کنید کجا میره؟

26:06.022 --> 26:08.441
‫راستش فکر کنم میره پیش براوو

26:08.525 --> 26:11.695
‫آلفا همین الان پنج نفر داره
‫مگر اینکه یکی رو مجبور کنن از بازی بره.

26:11.778 --> 26:14.948
‫پس اصلاً نمی‌تونن قبولش کنن
‫بنابراین براوو تنها گزینه‌شه.

26:15.031 --> 26:17.993
‫یعنی بعد از اون حرف‌ها، دیگه چشم‌هاش از عصبانیت برق می‌زنه.

26:18.076 --> 26:19.786
‫میره اونجا و مثل دیوونه‌ها به نظر میاد

26:19.869 --> 26:23.081
‫سعی می‌کنه باهاشون همدردی کنه
‫ولی همه‌شون ردش می‌کنن.

26:23.915 --> 26:25.625
‫بچه‌ها، این اسمش بازیه.

26:25.709 --> 26:27.419
‫می‌دونم این تصمیم‌ها آسون نیست

26:27.502 --> 26:29.921
‫ولی فکر می‌کنم کاری رو کردیم که برای تیم درست بود.

26:30.672 --> 26:33.883
‫می‌دونید وقتشه چیکار کنیم؟
‫تیم چارلی با شمارش سه، تیم چارلی با من

26:33.967 --> 26:35.927
‫-یک، دو، سه
‫-چارلی!

26:36.428 --> 26:38.847
‫یه میله آتش‌زنه گیر میاریم
‫بعدش آتیش داریم.

26:39.806 --> 26:42.017
‫چه حسی داره که یه جای خواب اضافه داشته باشی؟

26:42.100 --> 26:44.227
‫راستش این چیزیه که بیشتر از همه براش هیجان دارم.

26:50.609 --> 26:54.362
‫ما هر جور راه و روشی برای درست کردن آتیش امتحان کردیم، معامله کردن...

26:55.155 --> 26:56.114
‫زور بازو و زحمت کشیدن.

26:56.197 --> 26:58.533
‫-آخرش رسیدیم به...
‫-قربانی کردن انسان

26:58.617 --> 27:00.076
‫قربانی کردن انسان، فکر کنم.

27:00.160 --> 27:01.995
‫دیو، این دخترا برای تو خون می‌خوان

27:02.787 --> 27:04.164
‫باید هم خون بدن.

27:04.247 --> 27:06.124
‫-آره
‫-میدیم

27:06.207 --> 27:08.001
‫و دیگه قرار نیست کمان رو معامله کنیم.

27:08.084 --> 27:10.503
‫براوو و چارلی یه مشت آدم بی‌عرضه و ترسو هستن.

27:11.671 --> 27:15.050
‫اونا به تنها چیزی چسبیده بودن که می‌دونستن این جایزه رو برامون جور می‌کنه.

27:15.133 --> 27:17.469
‫می‌دونم شاید خیلی سریع به نظر بیاد

27:17.552 --> 27:21.222
‫و هیچ دلیلی نداره که این‌قدر برای همدیگه از خودمون مایه بذاریم.

27:21.306 --> 27:23.224
‫ولی ما اینطوری هستیم، مخصوصاً با دیو...

27:23.308 --> 27:24.726
‫یعنی نمی‌دونم.

27:24.809 --> 27:29.898
‫گاهی خیلی سخت می‌تونم جای خودم رو توی گروه‌ها پیدا کنم

27:29.981 --> 27:32.067
‫همیشه نمی‌دونم به کجا تعلق دارم.

27:33.526 --> 27:35.278
‫ولی دیو همیشه یه جورایی...

27:37.989 --> 27:38.990
‫محکم و قابل اعتماد بود.

27:40.283 --> 27:43.328
‫-داشتنت توی تیم فوق‌العاده بود
‫-دوستون دارم بچه‌ها

27:43.411 --> 27:45.330
‫-ما هم دوستت داریم
‫-خیلی دوستت داریم رفیق

28:02.305 --> 28:06.059
‫خیلی تعجب کردم که دیو حاضر شد همچین فداکاری‌ای بکنه.

28:07.102 --> 28:10.230
‫می‌تونستم بفهمم که چند روز اخیر داشت بهش فشار می‌آورد

28:10.313 --> 28:14.693
‫و اون فقط ترجیح داد ما رو برنده ببینه، حتی به قیمت فدا کردن خودش.

28:15.235 --> 28:16.319
‫اون دقیقاً همین آدمه.

28:17.654 --> 28:21.032
‫همیشه این‌طوری نبودم
‫همه‌مون یه جورایی

28:21.116 --> 28:23.118
‫زندگی خودخواهانه‌ای داشتیم، ولی...

28:23.201 --> 28:26.287
‫خیلی کم پیش میاد که بتونی به خودت ثابت کنی دیگه اون آدم سابق نیستی.

28:31.668 --> 28:33.420
‫این بازی همیشه در حال تغییره

28:33.503 --> 28:35.630
‫«هر روز ممکنه ورق به نفع یکی برگرده»

28:36.715 --> 28:38.508
‫همین که آتیش راه بندازیم و غذا داشته باشیم

28:38.591 --> 28:41.511
‫توی این بازی میشیم یه قدرت درست و حسابی

28:44.514 --> 28:48.268
‫خیلی حس خوبی دارم که دوباره همه‌چی افتاده دست خودم

28:50.228 --> 28:55.358
‫من نیومدم اینجا بشینم و منتظر بمونم ببینم چی پیش میاد.

28:59.696 --> 29:02.198
‫اومدم بازی کنم
‫اومدم زنده بمونم

29:03.199 --> 29:04.492
‫یه منور داریم.

29:04.576 --> 29:07.036
‫-یه منور داریم بچه‌ها
‫-نه بابا، جدی میگی؟

29:07.120 --> 29:09.414
‫-آره، کسی رو تو ساحل می‌بینید؟
‫-فکر می‌کنید خودشه؟

29:09.497 --> 29:10.582
‫آره.

29:10.665 --> 29:14.043
‫-کیه؟
‫-نمی‌دونم سارا هست یا نه

29:14.711 --> 29:17.088
‫-اوه، یکی اون طرف منور زده
‫-نه بابا

29:17.172 --> 29:18.882
‫-نه بابا!
‫-یکی انصراف داد

29:19.507 --> 29:22.010
‫-وای خدای من
‫-لعنتی

29:22.093 --> 29:24.262
‫پس این قضیه کلاً بازی رو عوض می‌کنه.

29:26.806 --> 29:28.975
‫چیزی می‌بینی که شبیه سارا باشه؟

29:29.058 --> 29:30.769
‫-آره
‫-می‌گیریمش

29:30.852 --> 29:32.228
‫میله آتش‌زنه رو می‌گیریم.

29:32.312 --> 29:35.231
‫قطعاً فکر می‌کنم سارا ارزش اون میله آتش‌زنه رو داشت

29:35.315 --> 29:36.733
‫بچه‌ها، یه زوزه کوچولو بکشیم.

29:38.735 --> 29:40.028
‫خوشم اومد.

29:40.111 --> 29:41.905
‫آره، لازم نیست این‌قدر خودتو به رخ بکشی.

29:42.489 --> 29:44.491
‫آره، انگار که انتظار اینو نداشتم.

29:44.574 --> 29:48.328
‫چارلی، چون نمی‌تونه جزئیات اون سمت دور جزیره رو ببینه

29:48.411 --> 29:52.332
‫فکر می‌کنه هم‌تیمی سابقشون، سارا، از بازی انصراف داده

29:52.415 --> 29:56.669
‫و به خاطر همین فکر می‌کنن،  اون وسیله آتیشی‌ای که منتظرش بودن رو به دست میارن

29:56.753 --> 29:58.922
‫اما سارا هنوز توی بازیه

29:59.005 --> 30:02.383
‫و داره فکر می‌کنه قدم بعدیش چی باشه تا بتونه توی بازی بمونه.

30:02.467 --> 30:04.761
‫من برای این تیم خیلی کار کردم.

30:06.648 --> 30:11.148
‫"مدت زمان مانده تا اخراج سارا"

30:06.930 --> 30:09.224
‫جون کندم، آخرش چی؟

30:11.267 --> 30:12.977
‫ولی هنوز به خودم افتخار می‌کنم.

30:15.188 --> 30:16.815
‫هر اتفاقی یه دلیلی داره.

30:21.277 --> 30:23.404
‫وقتی گرسنه یا تشنه میشن

30:23.488 --> 30:25.490
‫یا وقتی یه میلیون دلار وسطه

30:25.573 --> 30:27.992
‫دیگه واقعاً نمی‌تونی به کسی اعتماد کنی.

30:28.076 --> 30:30.787
‫حاضرن برای چی کار کنن؟
‫می‌دونی، آدما حریص میشن

30:34.749 --> 30:38.044
‫گریه کردن فقط باعث میشه آب بدنم رو از دست بدم
‫و من قصد دارم تا آخرش بمونم

30:38.127 --> 30:41.381
‫می‌خوام این پول رو برای خانواده‌م ببرم.

30:44.050 --> 30:46.469
‫یعنی واقعاً به اون پول احتیاج داشتم، داداش!

30:47.595 --> 30:49.889
‫الان کلی احساس مختلف دارم.

30:49.973 --> 30:53.810
‫حتی یادم نمیاد آخرین بار کی واقعاً مورد زورگویی قرار گرفتم.

30:53.893 --> 30:56.145
‫این بازی بی‌رحمه.

30:57.522 --> 30:59.399
‫و من... من این کارو می‌کردم، یعنی...

31:04.279 --> 31:06.239
‫اگه قرار بود باعث بشه خانواده‌م دیگه مجبور نباشن سختی بکشن

31:06.322 --> 31:09.200
‫بازم انجامش می‌دادم، بارها و بارها.

31:17.417 --> 31:20.003
‫از بچگی همیشه دخل و خرجمو با حقوقم جور می‌کردم.

31:20.086 --> 31:22.005
‫مامانم همیشه خیلی سخت کار کرده.

31:22.630 --> 31:26.259
‫همش تو ذهنم تصور می‌کنم که به خانواده‌م بگم دیگه همه‌چی درست میشه.

31:26.342 --> 31:28.386
‫«دیگه لازم نیست این‌قدر سخت کار کنید»

31:28.469 --> 31:31.222
‫همین فکره هر روز بهم انگیزه می‌ده که ادامه بدم و بجنگم.

31:36.728 --> 31:37.770
‫هی!

31:38.980 --> 31:41.065
‫-هی، بچه‌ها!
‫-بریم، یالا

31:42.108 --> 31:44.110
‫نمی‌خوام یه‌دفعه بترسونمتون یا همچین چیزی.

31:45.987 --> 31:47.572
‫اوضاع چطوره؟

31:47.655 --> 31:49.949
‫-چه خبر رفیق؟ من سارام
‫-سارا، فارو

31:50.033 --> 31:52.285
‫-من سارام، خوشبختم از آشناییت
‫-چه خبر سارا؟

31:53.411 --> 31:55.788
‫خلاصه‌ اش کنم، می‌دونم همه‌مون همون یادداشت رو گرفتیم

31:57.415 --> 31:59.876
‫ببخشید، داشتم گریه می‌کردم.
‫الانم سعی می‌کنم گریه نکنم.

31:59.959 --> 32:02.211
‫نمی‌خوام کسی منو ضعیف ببینه، می‌فهمی؟

32:02.754 --> 32:04.881
‫-اِم... هوم
‫-انداختنت بیرون؟

32:04.964 --> 32:07.008
‫-آره، انداختنم بیرون
‫-وای جدی؟

32:07.091 --> 32:09.344
‫واقعاً با این کارشون غافلگیرم کردن.

32:09.427 --> 32:12.555
‫اگه اشکالی نداره بپرسم، بهترین حدست چیه که

32:12.639 --> 32:14.182
‫چرا این کارو باهات کردن؟

32:14.265 --> 32:17.393
‫رک و راست بگم.
‫فکر می‌کنن که اِم... من زیادی حرف میزنم.

32:17.477 --> 32:19.228
‫اینکه سرسختم.

32:19.312 --> 32:21.189
‫و اینکه مستقل بودن برام طبیعیه.

32:21.272 --> 32:24.150
‫بعضی مردها اینو دوست ندارن
‫حس می‌کنن این موضوع تهدیدشون می‌کنه.

32:24.859 --> 32:26.861
‫می‌دونم شما یه نفر کم دارید.

32:26.945 --> 32:28.446
‫من واقعاً آدم سخت‌کوشی‌ام.

32:29.447 --> 32:33.201
‫و می‌تونم با عملم ثابتش کنم.
‫نمی‌خوام اون میله آتش‌زنه گیرشون بیاد.

32:33.284 --> 32:36.829
‫قرار نیست من از بازی برم و چیزی که می‌خوان رو بهشون بدم، می‌فهمید چی میگم؟

32:37.789 --> 32:39.707
‫اگه لازم دارید با هم حرف بزنید و تصمیم بگیرید...

32:39.791 --> 32:41.960
‫-باید به عنوان یه تیم در موردش صحبت کنیم
‫-حتماً، انجام بدید

32:42.043 --> 32:44.003
‫-الان برمی‌گردیم
‫-ممنون بچه‌ها

32:46.000 --> 32:53.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

32:54.931 --> 32:57.934
‫برام خیلی بد میشه اگه همون‌جوری که با دست خالی اومدم، دوباره فقیر برگردم

32:58.017 --> 33:00.269
‫پس بدون جنگیدن کوتاه نمیام.

33:02.855 --> 33:05.274
‫«اگه یه بازیکن رو حذف کنید و اون بازیکن منور بزنه

33:05.358 --> 33:07.068
‫منبعی که می‌خواید رو دریافت می‌کنید»

33:07.151 --> 33:09.946
‫«شکار، آتش، سرپناه
‫این پیشنهاد تا غروب آفتاب اعتبار داره»

33:10.029 --> 33:11.280
‫نظرتون چیه؟

33:14.158 --> 33:17.370
‫اخلاق توی این بازی بستگی به شرایط داره.

33:17.453 --> 33:20.832
‫داری خیلی به آدم‌هایی وابسته میشی

33:20.915 --> 33:23.626
‫که فقط مهره‌های یه صفحه بازی هستن

33:23.710 --> 33:26.546
‫همون‌طور که خودت هم یه مهره از همین صفحه بازی هستی.

33:26.629 --> 33:30.425
‫اگه می‌خوای تا آخر بازی بمونی
‫باید اون تصمیم‌های سخت رو بگیری.

33:31.009 --> 33:33.970
‫من خودم دوست ندارم این کارو بکنم.
‫ولی چیزی که اول بازی گفتیم این بود که

33:34.053 --> 33:35.722
‫مهم نیست چه کسی اینجا بیاد

33:35.805 --> 33:37.724
‫ما نمی‌ذاریم تیم دیگه اون میله آتش‌زنه رو بگیره.

33:37.807 --> 33:40.268
‫ما راهش دادیم
‫گذاشتیم اینجا بمونه

33:40.351 --> 33:42.729
‫و متأسفانه ممکنه مجبور بشه منور بزنه و بره.

33:42.812 --> 33:44.814
‫ولی تا وقتی که اونا میله آتش‌زنه رو نگیرن...

33:44.897 --> 33:47.984
‫-هدف همین بود
‫-هدف برای اون و برای ما همین بود

33:48.067 --> 33:51.279
‫باید تصمیم بگیریم.
‫ولی بهش نمیگیم که الان در خطر حذف شدنه.

33:51.362 --> 33:52.613
‫فقط ساکت نگهش داریم.

33:52.697 --> 33:55.366
‫فکر کنم باید چند روز آینده این موضوع رو پیش خودمون نگه داریم.

33:55.450 --> 33:57.243
‫اون نمی‌خواد میله آتش‌زنه رو به اونا بده

33:57.326 --> 33:59.704
‫پس چرا بهش نگیم که می‌تونه توی بازی بمونه برای...

33:59.787 --> 34:02.540
‫فکر نمی‌کنم الان لازم باشه بهش بگیم.
‫فکر کنم یه کم صبر کنیم.

34:02.623 --> 34:05.877
‫می‌تونه اطلاعات بیشتری درباره اونا بهمون بده.بعد حذفش می‌کنیم

34:05.960 --> 34:07.253
‫-درسته
‫-آره

34:07.336 --> 34:08.379
‫صددرصد

34:09.047 --> 34:11.174
‫-بریم بهش بگیم
‫-باشه

34:11.257 --> 34:15.053
‫خب، ما یه نقشه یه جورایی شیطانی کشیدیم

34:16.095 --> 34:20.433
‫و اون اینه که سارا رو وارد تیممون کنیم

34:20.516 --> 34:23.269
‫و توی چند روز آینده حذفش کنیم.

34:23.352 --> 34:25.688
‫این‌طوری چارلی نمی‌تونه میله آتش‌زنه رو بگیره.

34:25.772 --> 34:29.567
‫اونا آتیش گیرشون نمیاد چون هم‌تیمی‌شون قبل از غروب منور نمیزنه.

34:29.650 --> 34:32.445
‫ولی ما همچنان تیم چهار نفره‌مون رو حفظ می‌کنیم

34:32.528 --> 34:34.906
‫و این نقشه شیطانی ماست.

34:47.251 --> 34:49.045
‫ما بین خودمون حرف زدیم.

34:51.798 --> 34:52.924
‫به براوو خوش اومدی

34:53.007 --> 34:55.218
‫-وای خدای من، واقعاً؟
‫-آره، حتماً

34:55.301 --> 34:57.178
‫-خیلی ممنونم، جدی میگم
‫-خواهش می‌کنم

34:57.261 --> 34:58.805
‫-واقعاً ممنونم
‫-قابلی نداشت

34:58.888 --> 35:01.724
‫این واقعاً برام خیلی ارزش داره
‫میدونم که ما غریبه‌ایم و همه‌چی

35:02.308 --> 35:04.811
‫ولی واقعاً هیجان دارم که بیشتر بشناسمتون

35:04.894 --> 35:07.438
‫نه فقط در حد یه سلام و خداحافظی ساده.

35:07.522 --> 35:09.398
‫می‌خواید یه کم آتیشمون رو بهت نشون بدیم؟

35:09.482 --> 35:10.942
‫بله، لطفاً.

35:11.025 --> 35:14.487
‫من قراره برای تیم براوو یه مهره مفید باشم
‫و مهارت‌هایی که دارم رو نشون بدم

35:14.570 --> 35:17.406
‫اونا یه شانس دوباره بهم دادن
‫یه زندگی دوباره توی این بازی.

35:17.490 --> 35:18.574
‫حس می‌کنم دوباره متولد شدم

35:18.658 --> 35:21.494
‫و برای همیشه ازشون ممنونم، از خدا ممنونم

35:21.577 --> 35:23.579
‫و فقط برای این فرصتی که دارم اینجا باشم شکرگزارم.

35:25.498 --> 35:29.001
‫بچه‌ها، این خیلی دیوونه‌کننده‌ست.
‫تمام چیزی که می‌خواستم یه آتیش لعنتی بود.

35:29.085 --> 35:30.962
‫چیزی می‌خوای؟ یه خرچنگ اینجاست.

35:31.045 --> 35:33.339
‫وای خدای من بچه‌ها.
‫سعی می‌کنم الان گریه نکنم.

35:33.965 --> 35:36.467
‫خیلی ممنون که منو وارد خونه‌تون کردید

35:36.551 --> 35:38.136
‫قول میدم پشیمونتون نکنم.

35:38.719 --> 35:41.180
‫ما به هم نگاه می‌کنیم
‫و واقعاً یه جورایی احساس بدی داریم

35:41.264 --> 35:44.517
‫ولی ما هنوز همون تیم چهارنفره می‌مونیم

35:44.600 --> 35:48.437
‫و مهم نیست اون کی باشه
‫ما هم‌تیمی دیگه‌ای قبول نمی‌کنیم.

35:49.814 --> 35:52.567
‫بچه‌ها، الان واقعاً حس آرامش دارم

35:52.650 --> 35:54.902
‫و اونا اون میله آتش‌زنه رو گیر نمیارن.

36:04.996 --> 36:07.498
‫با کلی هیزم خشک برای آتیش

36:07.582 --> 36:09.709
‫و یه جفت دست اضافه برای جمع کردنشون

36:09.792 --> 36:12.503
‫تیم براوو داره از این شب‌های خشکِ کمیاب

36:12.587 --> 36:14.547
‫توی فصل بارونی پاناما نهایت استفاده رو می‌کنه.

36:15.047 --> 36:17.675
‫واقعاً حس می‌کنم اینجا خونه‌ی خودمه بچه‌ها.

36:17.758 --> 36:19.343
‫خوبه، خوشحالم این حس رو داری.

36:19.427 --> 36:22.889
‫واقعاً هیجان‌زده‌ام که نشون بدم هرجوری بتونم چطور می‌تونم کمک کنم و...

36:22.972 --> 36:25.933
‫-آره، امروز روز طولانی‌ای بود
‫-سارا، خوش اومدی به جمعمون

36:26.017 --> 36:27.018
‫مرسی بچه‌ها.

36:27.101 --> 36:29.312
‫-یه کم بخواب
‫-امیدوارم خوب بخوابی

36:39.780 --> 36:41.532
‫خیلی هیجان دارم که آتیش داشته باشیم.

36:42.033 --> 36:44.577
‫منم همینطور.
‫هیجان دارم که بوی دود آتیش اردو بگیرم.

36:44.660 --> 36:48.414
‫می‌دونین بچه‌ها، بیاین درباره خاطره‌های موردعلاقه‌مون با دیو حرف بزنیم.

36:48.497 --> 36:51.125
‫فکر کنم موردعلاقه‌ی من شب اول بود، وقتی بارون سیل‌آسا می‌اومد

36:51.209 --> 36:55.338
‫و تونستیم فقط بشینیم اونجا و باهاش بدون توقف بخندیم.

36:56.130 --> 36:58.007
‫واقعاً به نفع اون تموم شد

36:58.591 --> 37:01.761
‫یعنی، خودش فکر می‌کرد می‌خواد بره بیرون

37:01.844 --> 37:05.056
‫ولی نمی‌خواست جوری به نظر بیاد که انگار...
‫انگار کم آورده و داره فرار می‌کنه

37:05.139 --> 37:07.016
‫تونست با افتخار از بازی خارج بشه

37:10.186 --> 37:11.020
‫آره.

37:13.606 --> 37:14.941
‫و توی تیم چارلی،

37:15.024 --> 37:18.611
‫هیجانِ یه امید واهی باعث شده تا نصفه‌های شب بیدار بمونن.

37:20.238 --> 37:22.198
‫هی، شما هم اون صدا رو می‌شنوین؟ شما هم می‌شنوین؟

37:23.115 --> 37:24.325
‫سکوت و آرامش.

37:24.408 --> 37:25.534
‫-هی
‫-لعنتی...

37:25.618 --> 37:29.872
‫می‌دونین، امروز مجبور شدیم یکی از اعضای تیم چارلی رو کنار بذاریم.

37:29.956 --> 37:33.876
‫اصلاً تصمیم آسونی نبود
‫ولی قطعاً لازم بود.

37:33.960 --> 37:35.586
‫-قطعاً لازم بود
‫-برای من که آسون بود

37:35.670 --> 37:38.798
‫خب، برای بادی آسون بود.
‫ولی خب، دیگه همین چیزی بود که شد.

37:38.881 --> 37:40.049
‫دیگه کاریش نمیشه کرد.

37:40.132 --> 37:42.468
‫-ما قراره اینجا یه حالی به هم بدیم...
‫-ما اینجا یه خانواده‌ایم بچه‌ها

37:42.551 --> 37:45.137
‫و الان بیشتر از هر وقت دیگه‌ای حس می‌کنیم یه خانواده‌ایم.

37:45.221 --> 37:46.264
‫-بیشتر از همیشه
‫-بیشتر از همیشه

37:54.397 --> 37:56.065
‫فکر می‌کنم وفاداری دیو

37:56.691 --> 37:58.609
‫کلید موفقیت ما بود.

37:59.860 --> 38:02.488
‫دیو خودش رو نشون داد
‫و من تا همیشه بابتش قدردانشم.

38:02.571 --> 38:06.617
‫اگه می‌خواین شروع کنین حلزون‌ها رو باز کردن...
‫نمی‌دونم...اگه کسی دنبال یه کاره

38:08.619 --> 38:10.162
‫ما میریم دنبال غذا و هیزم بیشتری جمع می‌کنیم

38:10.246 --> 38:12.498
‫باشه عالیه، می‌خواین همین الان انجامش بدین؟

38:12.581 --> 38:13.708
‫دمت گرم.

38:18.337 --> 38:20.131
‫این هلیکوپتره؟

38:20.214 --> 38:22.008
‫قراره میله آتش‌زنه‌مون رو بگیریم؟

38:22.717 --> 38:24.677
‫بچه‌ها، بریم سمت ساحل.

38:24.760 --> 38:26.512
‫این واقعاً هیجان‌انگیزه بچه‌ها.

38:27.888 --> 38:30.933
‫-داره سریع حرکت می‌کنه
‫-فکر کنم داره می‌ره سمت تیم آلفا

38:31.017 --> 38:32.852
‫هلیکوپتر کجاست؟

38:34.687 --> 38:35.813
‫انداختش.

38:36.981 --> 38:39.150
‫بچه‌ها، ما واقعاً داریم میله آتش‌زنه رو می‌گیریم.

38:39.233 --> 38:41.360
‫هیچ‌کس قرار نیست زیر قول و قرارش بزنه.

38:44.947 --> 38:45.948
‫ببینین!

38:47.033 --> 38:48.826
‫-آره لعنتی!
‫-چه جعبه‌ی خفنیه!

38:48.909 --> 38:50.911
‫-وای خدای من!
‫-بریم

38:57.043 --> 38:58.252
‫بالاست.

39:00.629 --> 39:02.423
‫فکر کنم داره پرواز می‌کنه و می‌ره

39:04.216 --> 39:05.634
‫یه هشدار اشتباه بود.

39:05.718 --> 39:07.970
‫-برای ما نیست. اون مال ما نیست
‫-صبر کن، چی؟

39:08.054 --> 39:11.057
‫ممکنه برگرده.
‫دوباره دور بزنه و برگرده.

39:11.140 --> 39:12.892
‫الان داره سعی می‌کنه گیجمون کنه.

39:15.144 --> 39:16.187
‫رفته.

39:17.146 --> 39:19.440
‫-فکر کنم دیگه رفت
‫-لعنتی

39:19.523 --> 39:21.525
‫سارا معلومه که خارج نشده

39:21.609 --> 39:24.236
‫و به نظر میاد این یکی از طرف تیم آلفاست.

39:24.320 --> 39:27.239
‫می‌دونستم بیرون رفتن برای سارا گزینه نیست.

39:27.323 --> 39:30.451
‫-اون تسلیم نمیشه
‫-هنوز این دور و بره

39:31.494 --> 39:33.120
‫یه جورایی مثل سوسکه.

39:33.996 --> 39:36.749
‫احتمالاً می‌خوان بیان همه‌چی رو بدزدن.

39:36.832 --> 39:38.876
‫اون دنبال تلافی کردنه.

39:38.959 --> 39:42.046
‫-ما قطعاً دیگه میله آتش‌زنه نمی‌گیریم
‫-آره

39:42.546 --> 39:44.840
‫-بیاین اینو کامل باز کنیم
‫-نگهش دارم باز بمونه؟

39:45.674 --> 39:46.634
‫این چیه؟

39:47.301 --> 39:48.677
‫تکه‌های چوب پرمانند هم هست؟

39:48.761 --> 39:50.721
‫همه چیز برای روشن کردن آتیش رو دارن

39:50.805 --> 39:51.639
‫آره لعنتی.

39:51.722 --> 39:53.891
‫خیلی خفنه
‫و یه جعبه خفن دیگه هم داریم.

39:53.974 --> 39:56.143
‫آره. با جونتون ازش مراقبت کنین بچه‌ها

39:56.227 --> 39:57.311
‫-آره لعنتی
‫-این فوق‌العاده‌ست

39:57.395 --> 39:59.105
‫-مرسی دیو
‫-مرسی دیو

39:59.188 --> 40:00.815
‫-مرسی دیو
‫-مرسی دیو

40:00.898 --> 40:03.901
‫-باشه، بیاین اینو برگردونیم
‫-آره، بیاین ببریمش داخل

40:04.402 --> 40:08.280
‫ببین، به نظرم داشتن یه تیم قوی و محکم

40:08.364 --> 40:10.616
‫و وفادار بودن به اون تیم، همه‌چیزه.

40:10.699 --> 40:12.701
‫ولی از طرف دیگه

40:12.785 --> 40:16.247
‫توی این مرحله از بازی، از دست دادن یه عضو تیم هم مزایایی داره.

40:17.623 --> 40:19.041
‫یه شکم کمتر برای سیر کردن

40:20.960 --> 40:21.919
‫پول بیشتر.

40:22.420 --> 40:23.671
‫وای خدای من

40:25.381 --> 40:27.091
‫و این برای من ارزششو داره.

40:27.174 --> 40:30.511
‫تو کل زندگیم هیچ‌وقت این‌قدر برای دیدن آتیش هیجان‌زده نبودم.

40:32.471 --> 40:34.390
‫همه‌ی اینا به خاطر دیو هست، قطعاً

40:35.141 --> 40:36.642
‫هنوز واقعی به نظر نمیاد.

40:36.725 --> 40:39.061
‫دارم بهش خیره میشم
‫ولی با خودم میگم واقعاً واقعیه؟

40:39.145 --> 40:41.605
‫ما همین الان تبدیل شدیم به قوی‌ترین تیم روی این صفحه.

40:42.106 --> 40:45.943
‫ما تنها کسایی هستیم که می‌تونیم شکار کنیم.
‫حالا آتیش هم داریم.

40:46.026 --> 40:47.653
‫-آره
‫-بازی شروع شد

40:48.237 --> 40:50.656
‫خیلی هیجان دارم هرچی گیرمون اومد بزنیم و بپزیمش.

40:59.331 --> 41:01.167
‫ما این همه بار دود درست کردیم.

41:01.250 --> 41:03.002
‫فقط نتونستیم به اون ذغال گداخته برسیم.

41:03.669 --> 41:05.546
‫حس می‌کنم دارم کم‌کم ناامید میشم.

41:08.757 --> 41:10.968
‫اینجا نور خورشید مستقیم می‌تابه.

41:11.051 --> 41:14.597
‫فکر خوبیه اگه یه تیکه شیشه برداری و شاید باهاش امتحان کنی

41:14.680 --> 41:15.848
‫یه خط روش بندازی.

41:15.931 --> 41:17.850
‫شاید بتونی روشنش کنی.

41:18.392 --> 41:19.810
‫یه فکری دارم.

41:20.478 --> 41:21.854
‫اوه، لیا یه فکری داره.

41:22.646 --> 41:26.275
‫وقتی فهمیدم قرار نیست میله آتش‌زنه گیرمون بیاد

41:26.358 --> 41:29.737
‫حس کردم شخصاً مسئول روشن کردن آتیشم.

41:30.529 --> 41:31.655
‫ایده‌ ات چیه؟

41:31.739 --> 41:34.116
‫-الان نمی‌خوام زیاد درباره‌ش حرف بزنم
‫-باشه

41:34.200 --> 41:35.117
‫باشه.

41:35.201 --> 41:38.787
‫این چیزی بود که واقعاً می‌خواستم باهاش یه ارزش به تیم اضافه کنم

41:38.871 --> 41:42.917
‫چون می‌دونم طرز فکرشون درباره نقش زن و مرد چطوریه.

41:43.000 --> 41:45.252
‫قطعاً باید بیشتر تلاش کنم تا خودمو ثابت کنم.

41:45.753 --> 41:47.755
‫امیدوارم لیا بتونه از پسش بربیاد.

41:47.838 --> 41:52.718
‫وگرنه مثل سارا از بازی کنار گذاشته میشم

41:57.431 --> 41:59.892
‫من دوربین دوچشمی رو باز کردم و از هم جداش کردم

41:59.975 --> 42:02.144
‫الان خورشید دقیقاً بالای سرمونه.

42:02.228 --> 42:03.896
‫اینجا دارم از گرما می‌پزم

42:03.979 --> 42:06.690
‫و امیدوارم بتونه بهمون...

42:07.691 --> 42:11.362
‫اون‌قدر نور بده که بتونیم آتیش روشن کنیم.

42:11.445 --> 42:13.322
‫وای خدای من، گرفتیمش.

42:13.405 --> 42:14.823
‫یه نقطه نور دقیقاً روش افتاده.

42:14.907 --> 42:18.327
‫دوربین دوچشمی در واقع مثل ذره‌بین کار می‌کنه.

42:20.037 --> 42:22.873
‫خدای عزیز، لطفاً کاری کن این آتیش بگیره.

42:24.583 --> 42:25.751
‫داره میگیره؟

42:25.834 --> 42:26.835
‫باید بگیره.

42:26.919 --> 42:30.714
‫فکر کنم کسی که یه کم گولم زد، لیا بود.

42:31.340 --> 42:33.759
‫از نظر آتیش روشن کردن و این چیزا،

42:33.842 --> 42:36.554
‫اون چیزی نیست که اول کار خودش رو نشون می‌داد.

42:36.637 --> 42:40.516
‫ام...فکر کنم یه جورایی داشتم از یه وقت تنهایی لذت می‌بردم

42:41.016 --> 42:42.601
‫یه جورایی بهش نیاز داشتم.

42:46.105 --> 42:49.358
‫اون تمام روش‌های ابتدایی روشن کردن آتیش رو امتحان کرده

42:49.441 --> 42:51.610
‫ولی هنوز آتیش نداریم.

42:51.694 --> 42:54.154
‫شاید مجبور شم خودم هدایت کار رو دست بگیرم

42:54.989 --> 42:58.534
‫فکر کنم باید برم پامو بذارم تو آب.
‫دارم از گرما خفه میشم.

42:59.034 --> 43:01.954
‫یه مدتیه اینجام.
‫الان واقعاً آب بدنم کم شده.

43:02.037 --> 43:05.583
‫هی، اگه یه کم استراحت کنی
‫من میرم امتحانش کنم.

43:09.295 --> 43:10.963
‫آتیش روشن کردن آسون نیست.

43:11.046 --> 43:14.174
‫و اینکه بخوای با دوربین دوچشمی آتیش روشن کنی...

43:14.717 --> 43:16.218
‫آسمون باید کاملاً صاف باشه.

43:16.302 --> 43:20.556
‫همچنین باید هوا به گرمی الان باشه.

43:20.639 --> 43:22.516
‫نه بارون باشه، نه رطوبت.

43:22.600 --> 43:26.145
‫گرفتنش خیلی آسون نیست.

43:33.611 --> 43:36.238
‫-گرفتمش!
‫-گرفتی؟ وای خدای من

43:38.824 --> 43:42.244
‫بادی، آره آره آره!

43:46.081 --> 43:47.541
‫این عالیه بچه‌ها.

43:48.626 --> 43:50.919
‫واقعاً خوشحالم که تیمم آتیش داره

43:51.003 --> 43:53.589
‫ولی همه‌شون هم میدونستن این موضوع چقدر برام مهمه

43:53.672 --> 43:57.551
‫و فهمیدم وقتی یه ایده دارم
‫فقط باید برای خودم نگهش دارم

43:57.635 --> 43:58.844
‫چون چیزی که می‌دونم اینه که

43:58.927 --> 44:02.014
‫یه لحظه بعد میان از دستم میگیرنش
‫و فقط میگن که...

44:02.598 --> 44:03.432
‫بی‌خیال.

44:04.099 --> 44:07.269
‫-از خوشحالی دارم بال درمیارم
‫-خیلی خوبه رفیق

44:07.770 --> 44:08.979
‫آره لعنتی!

44:16.695 --> 44:18.989
‫حس می‌کنم مثل آدم‌های غارنشین شدم پسر! چی؟!

44:21.784 --> 44:23.202
‫هی، یه کم به منم بده.

44:23.285 --> 44:24.745
‫یه کم بده. همه‌ش کجاست...

44:24.828 --> 44:26.955
‫-کارت عالی بود
‫-رفیق! وای!

44:27.039 --> 44:28.666
‫-آره، پسر گنده!
‫-وووهوو!

44:29.958 --> 44:32.795
‫انگار وقتی آتیش رو روشن کردیم یه چیزی درست پیش نمی‌رفت.

44:32.878 --> 44:36.715
‫فکر کنم لیا ترسیده.
‫فکر می‌کنه نفر بعدی‌ایه که قراره بره.

44:37.341 --> 44:38.258
‫بذار بسوزه.

44:38.342 --> 44:39.510
‫رفیق، خیلی خوشحالم.

44:40.177 --> 44:43.639
‫-داره می‌پزه
‫-تو خوشحال نیستی؟ لبخندت کجاست؟

44:43.722 --> 44:44.598
‫-هستم
‫-اوه، آره

44:44.682 --> 44:47.101
‫-فقط دارم می‌ذارم شماها کار خودتونو بکنین
‫-ما ترکوندیم

44:47.184 --> 44:50.771
‫با اینکه تصمیم گرفته بودیم اگه اون نتونه آتیش روشن کنه بندازیمش بیرون

44:50.854 --> 44:54.525
‫دارم فکر می‌کنم شاید بهتر باشه یه مدت صبر کنیم چون هیچ‌وقت معلوم نیست.

44:55.109 --> 44:56.402
‫این خیلی هیجان‌انگیزه.

44:56.485 --> 44:59.863
‫شاید شروع کنه یه سری مهارت‌هایی که به درد می‌خورن نشون بده.

44:59.947 --> 45:01.699
‫امشب قراره حسابی غذا بخوریم.

45:02.199 --> 45:05.327
‫یا شاید بیرون کردنش یه سودی برامون داشته باشه.

45:07.121 --> 45:09.248
‫واقعاً باید هوشمندانه بازی کنی.

45:11.542 --> 45:13.335
‫ما بازی رو با سرپناه شروع کردیم.

45:13.419 --> 45:14.962
‫غذا گیر آوردیم.

45:15.045 --> 45:17.339
‫حالا هم آتیش داریم، بادی لاو!

45:17.423 --> 45:19.425
‫بیا بغلم! آره!

45:20.008 --> 45:21.093
‫ما ترکوندیم!

45:22.594 --> 45:24.054
‫بذار بسوزه!

45:34.648 --> 45:37.818
‫واقعاً فقط می‌خوام نارگیل و چندتا برگ نخل پیدا کنم

45:37.901 --> 45:40.612
‫و نمی‌دونم دیگه کجای این نقشه می‌شه اینا رو پیدا کرد

45:40.696 --> 45:43.031
‫-نارگیل سبز عالی میشه
‫-باشه حله

45:43.115 --> 45:45.075
‫باشه، چتر نجاتمون رو داریم، قمه هم داریم.

45:45.159 --> 45:46.660
‫-چندتا کیسه هم داریم
‫-عالیه

45:46.744 --> 45:48.412
‫-زود می‌بینیمتون
‫-باشه، موفق باشین

45:49.538 --> 45:52.750
‫زمانی که سارا توی کمپ چارلی بود

45:52.833 --> 45:55.377
‫نشان داد جنگل‌های نخل نارگیل اطراف اونجا چه استفاده‌های زیادی دارن

45:55.461 --> 45:58.964
‫از الیاف برای سوزوندن
‫تا ساختن سرپناه و غذا

45:59.047 --> 46:02.134
‫نخل نارگیل یه منبع حیاتی توی این جزیره‌ست

46:06.805 --> 46:09.767
‫-لعنتی، امروز اینجا خیلی گرمه
‫-آره واقعاً

46:09.850 --> 46:13.312
‫من و دخترا داریم میریم سمت چارلی
‫دنبال دردسر نیستیم

46:13.395 --> 46:15.147
‫میریم دنبال چیزای قابل استفاده، همین

46:15.230 --> 46:18.734
‫توی کمپ چارلی تنها چیزی که می‌خوردم
‫مغز نخل و نارگیل بود.

46:18.817 --> 46:21.028
‫و اونا که صاحب درخت‌ها نیستن، می‌دونی؟

46:21.695 --> 46:23.822
‫-خب، می‌بینیم چی کار می‌کنن...
‫-آره

46:23.906 --> 46:24.948
‫...بعد واکنش نشون میدیم.

46:25.574 --> 46:27.785
‫قطعا. وس قراره خودش رو آدم مهم نشون بده

46:27.868 --> 46:31.246
‫فکر می‌کنن می‌تونن منو بترسونن
‫چقدر قراره احمق باشن؟

46:31.330 --> 46:34.792
‫می‌دونم قراره چی کار کنن.
‫میان اینجا شاخ و شونه بکشن

46:34.875 --> 46:37.669
‫ولی اونجا اصلاً مغز نخل دوست ندارن.

46:37.753 --> 46:38.921
‫من عاشق مغز نخل‌ام

46:39.004 --> 46:43.425
‫پس نمیذارم این باعث بشه از جمع کردن منابع اون طرف دست بکشیم.

46:43.509 --> 46:45.594
‫آخرش این نقشه برای همه آزاده.

46:45.677 --> 46:47.554
‫فکر می‌کنی اون دود اونجاست؟

46:48.055 --> 46:49.431
‫اوه، آره داره دود می‌کنه.

46:50.516 --> 46:51.558
‫لعنتی.

46:51.642 --> 46:53.393
‫بالاخره آتیش روشن کردن؟

46:53.477 --> 46:55.187
‫داداش، چطوری این اتفاق افتاد؟

46:56.688 --> 46:58.774
‫لعنتی، باورم نمیشه آتیش دارن.

46:58.857 --> 47:01.318
‫ای بابا.

47:02.736 --> 47:06.907
‫ما سارا رو راه دادیم داخل
‫که چارلی نتونه میله آتش‌زنه رو بگیره

47:06.990 --> 47:09.326
‫و حالا اونا آتیششون رو روشن کردن.

47:09.409 --> 47:11.495
‫پس باید نگهش داریم توی تیم؟

47:11.578 --> 47:15.249
‫الان بهش بگیم؟ صبر کنیم؟
‫اصلاً باید چی کار کنیم؟

47:24.091 --> 47:26.760
‫حالا دیگه این لعنتی واقعاً راه افتاده
‫واقعاً هم همین‌طوره

47:26.844 --> 47:28.679
‫آتیش، غذا، سرپناه.

47:28.762 --> 47:31.807
‫همه‌چی رو داریم و حتی لازم هم نبود
‫از شراره سارا استفاده کنیم.

47:31.890 --> 47:33.934
‫آره، اون فقط یه امتیاز اضافه بود.

47:36.103 --> 47:37.020
‫آره!

47:37.855 --> 47:38.730
‫اوه.

47:38.814 --> 47:39.815
‫اوه اوه.

47:39.898 --> 47:41.859
‫هی بچه‌ها، مهمون داریم.

47:41.942 --> 47:43.193
‫وس، بیا بیرون کارت دارم.

47:43.277 --> 47:47.614
‫از دور سه تا آدم می‌بینم که دارن از سمت تیم براوو میان.
‫مهمون داریم.

47:48.198 --> 47:49.533
‫همین‌جا بمون.

47:49.616 --> 47:51.368
‫نمی‌خوایم بیان توی محدوده ما

47:51.451 --> 47:54.121
‫چون ممکنه سارا بخواد بیاد از کمپمون چیزی بدزده.

47:57.040 --> 48:00.711
‫سارا مستقیم رفت همون جایی که نارگیل‌ها هستن.

48:00.794 --> 48:02.921
‫باید با تمام وجود از اینجا محافظت کنیم.

48:04.298 --> 48:06.884
‫واضحه که توی این بازی نمی‌تونی از خشونت استفاده کنی

48:06.967 --> 48:10.804
‫ولی فقط هیکل من به تنهایی می‌تونه باعث ترس بشه.

48:13.390 --> 48:14.683
‫چه خبر بچه‌ها؟

48:15.267 --> 48:16.935
‫ما فقط داریم نارگیل جمع می‌کنیم.

48:17.019 --> 48:20.898
‫من عادت دارم زور بگم باشم، باشه؟
‫کسی نمی‌تونه به من زور بگه

48:21.690 --> 48:22.983
‫شماها اون بو رو حس می‌کنین؟

48:24.610 --> 48:26.111
‫دیگه به اون میله آتش‌زنه نیازی نداریم.

48:26.194 --> 48:27.404
‫باحاله، عالیه.

48:27.487 --> 48:28.530
‫خوش به حالتون.

48:30.157 --> 48:32.743
‫یه کم زود عصبانی میشم.

48:34.036 --> 48:36.914
‫نمیگم که می‌خوام دست به یقه بشم یا همچین چیزی

48:38.290 --> 48:41.043
‫ولی آخر روز از خونه‌مون دفاع می‌کنیم.

48:41.126 --> 48:43.587
‫امروز هوا خیلی گرمه.
‫باید آب بدنتونو حفظ کنین.

48:43.670 --> 48:45.672
‫برای ما خیلی راحت بوده که آب بدنمون رو حفظ کنیم.

48:45.756 --> 48:48.091
‫فکر کنم روزی هشت نه تا ظرف آب می‌خوریم.

48:48.175 --> 48:49.426
‫این فوق‌العاده‌ست.

48:51.053 --> 48:54.473
‫می‌تونستم بفهمم این یارو اومده اینجا که یه جورایی نقش آدم آلفا رو بازی کنه

48:54.556 --> 48:57.267
‫و جوری نشون بده که رئیس و گردن‌کلفته

48:57.351 --> 48:58.685
‫در حالی که اصلاً این‌طور نیست.

48:59.519 --> 49:02.689
‫صورت سارا رو پوشونده، یه ماسک زده انگار دزد دریاییه.

49:03.899 --> 49:06.109
‫درگیرش نشین.
‫بذارین هرچقدر می‌خواد خودش رو آدم گنده نشون بده.

49:06.193 --> 49:07.361
‫داداش، بیا دیگه.
‫زود باش.

49:07.444 --> 49:10.614
‫لازم نیست به ما بگی چی کار کنیم.
‫این ساحل مال تو نیست.

49:10.697 --> 49:13.492
‫-حرکت کن
‫-من اگه بخوام می‌تونم تمام روز همین‌جا بشینم

49:13.575 --> 49:16.870
‫باید براش روشن می‌کردم که نمی‌ذارم هیچ‌کس

49:16.954 --> 49:19.414
‫به من و تیمم بی‌احترامی کنه.

49:19.998 --> 49:22.793
‫حواست به دستت باشه.
‫داداش، هی، داری چی کار می‌کنی؟

49:22.876 --> 49:24.962
‫-دارم نارگیل جمع می‌کنم
‫-می‌خوای دستت رو قطع کنم؟

49:25.045 --> 49:26.755
‫نباید وقتی دستم اونجاست قمه رو تکون بدی.

49:26.838 --> 49:29.841
‫-الان دیگه دنبال خون افتادن
‫-لعنتی! ما هم خون نشونشون میدیم

49:29.925 --> 49:32.719
‫-دستتو اونجا نذار...
‫-شما توی قلمروی مایین، یادتون نره

49:32.803 --> 49:34.388
‫-این قلمروی شما نیست
‫-این قلمروی ماست

49:34.471 --> 49:35.597
‫نه، نیست.

49:35.681 --> 49:37.474
‫-داداش
‫- گمشو عقب تر

49:37.557 --> 49:38.976
‫یعنی، این یارو روانیه.

49:39.059 --> 49:40.644
‫واقعاً روانیه.

49:41.395 --> 49:42.688
‫می‌خوای منو بزنی؟

49:43.000 --> 50:03.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
