1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:11,136 --> 00:00:13,430
‫درخواست پزشک برای کمپ براوو داریمر.

3
00:00:14,973 --> 00:00:16,224
‫یه نفر دچار سوختگی شده.

4
00:00:23,356 --> 00:00:24,482
‫آخ.

5
00:00:24,566 --> 00:00:28,194
‫شان، می‌خوایم بلندت کنیم
‫می‌خوایم خشکت کنیم، باشه؟

6
00:00:28,278 --> 00:00:29,320
‫باشه.

7
00:00:31,322 --> 00:00:35,201
‫شان یه‌دفعه مستقیم افتاد توی آتیش

8
00:00:35,285 --> 00:00:36,745
‫می‌خوای سعی کنی بلند شی؟

9
00:00:41,332 --> 00:00:43,460
‫تا حالا همچین سوختگی‌ای ندیده بودم.

10
00:00:44,502 --> 00:00:47,464
‫پوستش مثل وقتی که خیار رو می‌جوشونی، داشت کنده می‌شد

11
00:00:47,547 --> 00:00:49,007
‫همین‌جوری راحت از تنش جدا میشد.

12
00:00:50,550 --> 00:00:52,635
‫آخ... آخ!

13
00:00:53,303 --> 00:00:57,057
‫شان واقعاً حالش خیلی خیلی بده
‫و این واقعاً ترسناکه

14
00:00:58,349 --> 00:01:04,105
‫اینکه ببینی یکی این‌همه درد می‌کشه
‫و پوستش این‌جوری افتضاح سوخته...

15
00:01:09,069 --> 00:01:11,196
‫...یکی از بدترین حس‌های دنیاست.

16
00:01:11,279 --> 00:01:13,281
‫تا آمبولانس با پای خودت میریم

17
00:01:14,115 --> 00:01:18,119
‫خب، چون دست و پاهات سوخته

18
00:01:18,203 --> 00:01:21,790
‫احتمالاً حدود ۲۵ درصد بدنت سوخته
‫باید منتقلش کنیم.

19
00:01:23,291 --> 00:01:25,794
‫انتقال هوایی رو آماده کنید و آماده‌باش باشید.

20
00:01:28,379 --> 00:01:30,632
‫سوختگی درجه دو و سه.

21
00:01:30,715 --> 00:01:32,926
‫حدود ۲۵ درصد.

22
00:01:33,009 --> 00:01:34,636
‫مرکز سوختگی، دریافت شد.

23
00:01:34,719 --> 00:01:36,221
‫وسیله انتقال داره میرسه.

24
00:01:37,430 --> 00:01:39,891
‫باید یه مقدار داروی بی‌حسی بهش بزنیم.

25
00:01:41,893 --> 00:01:43,019
‫هیچی حس نکردم.

26
00:01:43,103 --> 00:01:44,979
‫قبلش هیچی یادم نمیاد.

27
00:01:45,063 --> 00:01:47,398
‫فقط یادمه چشمام رو باز کردم و صورت مارشال رو دیدم

28
00:01:47,482 --> 00:01:50,068
‫و اصلاً خوشحال نبود
‫منم پریدم بالا و هول کردم.

29
00:01:50,610 --> 00:01:52,487
‫چون می‌فهمیدم یه مشکلی پیش اومده.

30
00:01:59,369 --> 00:02:03,915
‫این یه تراژدی کاملاً غیرمنتظره برای تیممونه

31
00:02:03,998 --> 00:02:07,001
‫چون ما شان رو خیلی دوست داریم.

32
00:02:07,085 --> 00:02:11,506
‫نمی‌خوام برم
‫ولی یه زن خونه دارم که دوستم داره

33
00:02:11,589 --> 00:02:13,007
‫و همین برام از همه‌چی مهم‌تره.

34
00:02:14,801 --> 00:02:16,427
‫دوستتون دارم بچه‌ها.

35
00:02:16,511 --> 00:02:18,304
‫-منم دوستت دارم رفیق!
‫-منم دوستت دارم

36
00:02:19,097 --> 00:02:20,932
‫آخ... آخ... آخ

37
00:02:21,015 --> 00:02:22,142
‫آخ!

38
00:02:22,892 --> 00:02:25,311
‫همه‌تونو به هم چسبوندم.
‫حالا دیگه همین‌طور چسبیده بمونید، باشه؟

39
00:02:26,312 --> 00:02:28,898
‫فرو رادها رو نگه دارید.
‫به هیچ‌کس ندیدشون.

40
00:02:31,568 --> 00:02:34,863
‫-بچه‌ها، هلیکوپتر!
‫-داریم میایم!

41
00:02:34,946 --> 00:02:36,948
‫داره مستقیم میاد سمت ما!

42
00:02:39,450 --> 00:02:40,743
‫این هلیکوپتره؟

43
00:02:42,328 --> 00:02:43,496
‫-آره، اون...
‫-هلیکوپتره

44
00:02:43,580 --> 00:02:44,706
‫بریم.

45
00:02:44,789 --> 00:02:46,833
‫-اون پزشکیه
‫-پزشک اومده

46
00:02:47,375 --> 00:02:49,043
‫دارن یکی رو می‌برن.

47
00:02:49,127 --> 00:02:51,296
‫یکی نتونسته هفت روز بدون غذا دووم بیاره.

48
00:02:51,379 --> 00:02:53,882
‫یه سری وسیله توی براوو هست.
‫ممکنه یه وضعیت پزشکی پیش اومده باشه.

49
00:02:54,500 --> 00:03:01,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

50
00:03:01,431 --> 00:03:04,100
‫-امیدوارم حال همه خوب باشه
‫-جدی میگم، امیدوارم حال همه خوب باشه

51
00:03:04,184 --> 00:03:07,770
‫-هیچ‌کس نمی‌خواد اینجا زخمی بشه
‫-یا مریض بشه.بدترین اتفاق ممکنه

52
00:03:07,854 --> 00:03:10,064
‫امیدوارم با پای خودشون از اینجا برن.

53
00:03:13,860 --> 00:03:15,612
‫فکر کنم اون برانکاره.

54
00:03:18,698 --> 00:03:21,075
‫با اینکه رقیبمونن
‫ولی اونا هم آدم‌ان

55
00:03:21,159 --> 00:03:22,410
‫بیرون از اینجا زندگی دارن.

56
00:03:23,244 --> 00:03:26,581
‫نمی‌تونم تصور کنم رفتن به خونه با این وضعیت چه حسی داره.

57
00:03:26,664 --> 00:03:28,333
‫این برای همه‌مون یه زنگ بیدارباش بود.

58
00:03:28,416 --> 00:03:30,793
‫منظورم اینه، این جور آسیب‌ها ممکنه برای هر کسی پیش بیاد.

59
00:03:30,877 --> 00:03:32,378
‫با خودم فکر می‌کنم

60
00:03:32,462 --> 00:03:36,841
‫«واقعاً حاضرم سلامتی و حال خوبم رو سر پول به خطر بندازم؟»

61
00:03:37,967 --> 00:03:39,677
‫امیدوارم براشون دعا کنیم، حتماً.

62
00:03:41,763 --> 00:03:44,641
‫امیدوارم نمرده باشن
‫ولی امیدوارم دارن میرن خونه.

63
00:03:44,724 --> 00:03:46,601
‫یه نفر داره از جزیره کم میشه.

64
00:03:46,684 --> 00:03:48,978
‫روحیه‌مون رو بهتر می‌کنه.
‫به این نیاز داشتیم.

65
00:03:49,062 --> 00:03:51,981
‫یه لبخند ریزی میاد رو صورتم.
‫نمی‌خوام ببینم کسی آسیب می‌بینه.

66
00:03:52,065 --> 00:03:53,942
‫ولی آخرش این یه مسابقه‌ست

67
00:03:54,025 --> 00:03:56,194
‫و حالا یه نفر کمتر هست که باید نگرانش باشیم.

68
00:03:57,018 --> 00:03:59,018
‫16 تا بازیکن
‫کاهش به 14 تا بازیکن

69
00:03:59,142 --> 00:04:01,242
‫"بن"
‫" گروه آلفا"

70
00:04:01,266 --> 00:04:04,266
‫"دیو"
‫" گروه آلفا"

71
00:04:04,290 --> 00:04:06,290
‫"هلی"
‫" گروه آلفا"

72
00:04:06,314 --> 00:04:08,314
‫"مدی"
‫" گروه آلفا"

73
00:04:08,338 --> 00:04:11,238
‫"نیکی"
‫" گروه آلفا"

74
00:04:11,262 --> 00:04:13,262
‫هر جوری که خودشون می‌خوان قانون میزارن

75
00:04:13,386 --> 00:04:15,786
‫"اَبی"
‫" گروه براوو"

76
00:04:15,810 --> 00:04:18,310
‫"مارشال"
‫" گروه براوو"

77
00:04:18,334 --> 00:04:20,734
‫"مری"
‫" گروه براوو"- اخراج شده

78
00:04:20,858 --> 00:04:23,258
‫"آخرین و سخت‌ترین بازیِ بقا"

79
00:04:23,382 --> 00:04:25,982
‫"مورگان"
‫" گروه براوو"

80
00:04:26,006 --> 00:04:28,006
‫"فرعون"
‫" گروه براوو"

81
00:04:28,030 --> 00:04:30,030
‫"شان"
‫" گروه براوو"- اخراج شده

82
00:04:30,054 --> 00:04:32,754
‫تنها یکی از تیم ها میتونن...

83
00:04:32,778 --> 00:04:34,778
‫"براکستون"
‫" گروه چارلی"

84
00:04:34,802 --> 00:04:37,602
‫"برت"
‫" گروه چارلی"

85
00:04:37,626 --> 00:04:39,926
‫"لیا"
‫" گروه چارلی"

86
00:04:39,950 --> 00:04:42,350
‫"سارا"
‫" گروه چارلی"

87
00:04:42,374 --> 00:04:44,674
‫"وس"
‫" گروه چارلی"

88
00:04:45,198 --> 00:04:51,998
‫"زنده ماندن"
‫جنگل

89
00:04:57,213 --> 00:05:00,466
‫خیلی هیجان‌زده ا‌م.
‫ببخشید که هیجان‌زده‌ ام، ولی خیلی هم متأسف نیستم

90
00:05:01,050 --> 00:05:02,093
‫به سلامت، رفیق.

91
00:05:02,176 --> 00:05:03,886
‫باید بفهمیم چی شده.

92
00:05:03,970 --> 00:05:05,263
‫من می‌تونم امروز برم اونجا.

93
00:05:05,346 --> 00:05:08,808
‫نه، به نظرم هیچ‌وقت نباید تنها بریم
‫اگه راستش رو بخوای.

94
00:05:08,891 --> 00:05:12,061
‫-فکر کنم سه‌تامون باید بریم
‫-نه، دوتا برن

95
00:05:12,145 --> 00:05:15,898
‫راستش بیشتر از رقابت، نگران تیم خودمم.

96
00:05:15,982 --> 00:05:17,900
‫به‌عنوان یه تیم با هم هماهنگ نیستن.

97
00:05:17,984 --> 00:05:20,486
‫این موضوع توی همچین محیطی خیلی مهمه

98
00:05:20,570 --> 00:05:22,155
‫برای اینکه بتونی زنده بمونی

99
00:05:22,238 --> 00:05:24,824
‫و هم‌تیمی‌هات هم دچار خطر جدی نشن

100
00:05:24,907 --> 00:05:28,745
‫دارم سعی می‌کنم مطمئن بشم من و بچه‌های تیم توی یه مسیر هستیم

101
00:05:28,828 --> 00:05:31,080
‫که آخرش سر از اون هلیکوپتر پزشکی درنیاریم.

102
00:05:31,164 --> 00:05:33,124
‫خداحافظ!

103
00:05:36,377 --> 00:05:37,253
‫سایونارا!

104
00:05:41,424 --> 00:05:43,343
‫فکر کنم هرچی که باید می‌دیدیم رو دیدیم.

105
00:05:43,426 --> 00:05:44,260
‫موافقم.

106
00:05:45,261 --> 00:05:46,262
‫باشه بچه‌ها

107
00:06:00,026 --> 00:06:02,945
‫می‌تونست خیلی بدتر از این بشه.
‫مثلاً می‌تونست تنها باشه.

108
00:06:03,029 --> 00:06:05,948
‫واقعیت اینه که هیچ‌وقت نمی‌دونی چی قراره از پا درت بیاره.

109
00:06:06,032 --> 00:06:09,035
‫ممکنه یه آسیب فیزیکی باشه.
‫ممکنه از خوردن آب مریض بشی.

110
00:06:09,118 --> 00:06:10,953
‫هر لحظه هر چیزی ممکنه اتفاق بیفته.

111
00:06:11,037 --> 00:06:13,915
‫این واقعیه
‫و بخشی از این بازیه.

112
00:06:15,917 --> 00:06:19,796
‫ولی متأسفانه از اینجا به بعد
‫اون اولین فلرِ تیم براوو خواهد بود

113
00:06:19,879 --> 00:06:22,340
‫و الان واقعاً حس خوبی نداریم.

114
00:06:24,217 --> 00:06:27,428
‫احتمالاً تیم‌های آلفا و چارلی الان دارن جشن می‌گیرن

115
00:06:27,512 --> 00:06:29,430
‫چون هلیکوپتر رو دیدن

116
00:06:29,514 --> 00:06:32,892
‫و می‌بینن که احتمالاً یکی از هم‌تیمی‌های ما دیگه نیست.

117
00:06:32,975 --> 00:06:34,769
‫این حس بدی بهم میده

118
00:06:38,106 --> 00:06:41,275
‫باعث میشه بخوام بیشتر پشت تیمم وایسم

119
00:06:41,359 --> 00:06:44,195
‫و تیم‌های دیگه رو له کنیم!!

120
00:06:45,446 --> 00:06:48,533
‫اون کسی بوده که تیممون رو کنار هم نگه داشته

121
00:06:48,616 --> 00:06:50,368
‫حالا اگه دیگه اون اتصاله نباشه چی؟

122
00:06:51,452 --> 00:06:55,331
‫یه ضربه‌ی نابودکننده‌ست
‫ارتباط من و شان خیلی زود مثل برادر شد

123
00:06:57,542 --> 00:07:00,002
‫اون بخش بزرگی از مغز متفکر این عملیات بود.

124
00:07:00,086 --> 00:07:02,922
‫ترسم اینه که با رفتن شان

125
00:07:03,005 --> 00:07:05,883
‫هماهنگی تیممون از درون منفجر بشه

126
00:07:08,511 --> 00:07:12,432
‫فکر کنم این مسئله به تیم های دیگ انرژی وارد کنه
‫چون بوی خون رو حس کردن

127
00:07:13,307 --> 00:07:14,684
‫اوه، اون صدا رو شنیدی؟

128
00:07:14,767 --> 00:07:16,102
‫مثل صدای فلر بود

129
00:07:16,602 --> 00:07:19,564
‫هی، قراره شروع کنیم یکی‌یکی حذفشون کنیم.

130
00:07:19,647 --> 00:07:20,690
‫خیلی خوب کار کردید.

131
00:07:20,773 --> 00:07:23,234
‫آره! هی‌یاه!
‫الان یه مقدار انرژی‌ گرفتم.

132
00:07:23,317 --> 00:07:24,235
‫آفرین! ووهو!

133
00:07:24,318 --> 00:07:27,780
‫اینا طوری رفتار می‌کردن انگار روی یه سکو ایستادن و از همه بالاترن.ببین کی اول از همه داره میره

134
00:07:27,864 --> 00:07:29,949
‫کنجکاوم ببینم چندتا فلر قراره دیگه ببینیم

135
00:07:30,032 --> 00:07:33,703
‫کنجکاوم ببینم حاضر میشن بیشتر با ما معامله کنن یا نه

136
00:07:33,786 --> 00:07:36,205
‫این موضوع ممکنه باعث بشه ...
‫ممکنه یکی جابه‌جا بشه

137
00:07:36,289 --> 00:07:37,415
‫ممکنه یکی جابه‌جا بشه

138
00:07:37,416 --> 00:07:40,766
‫"کمپ چارلی"

139
00:07:38,291 --> 00:07:40,543
‫نمی‌تونستم بیشتر از این هیجان‌زده باشم.

140
00:07:40,626 --> 00:07:43,421
‫تیم چارلی قراره این مسابقه رو ببره.

141
00:07:43,504 --> 00:07:44,505
‫اوه، آره.

142
00:07:45,381 --> 00:07:47,842
‫-فقط آتیش لازم داریم
‫-فقط آتیش لازم داریم

143
00:07:47,925 --> 00:07:51,262
‫هی، لیا...
‫ارزشش به اینه که بتونه اون آتیش رو جور کنه.

144
00:07:53,097 --> 00:07:54,974
‫یه کم بهش وقت میدیم

145
00:07:55,057 --> 00:07:57,310
‫و اگه نتونه آتیش درست کنه، میره بیرون

146
00:07:58,186 --> 00:08:00,313
‫طرز فکرت رو دوست دارم
‫خوشم اومد

147
00:08:11,782 --> 00:08:14,243
‫یه هفته گذشته و چهار روزه که بارون نیومده.

148
00:08:15,411 --> 00:08:18,664
‫یه اتفاق غیرعادی برای آب‌وهوای این منطقه
‫که هم یه کم خیالمون رو راحت کرده

149
00:08:18,748 --> 00:08:20,917
‫و هم یه چالش اضافه‌ی بی‌خود برای آلفاست.

150
00:08:23,169 --> 00:08:25,254
‫اینجا بدون آب داریم کم‌کم از بین میریم

151
00:08:25,338 --> 00:08:27,590
‫وقتی این دوره‌های خشکی پیش میاد نگران میشم.

152
00:08:26,214 --> 00:08:29,214
‫"کمپ آلفا"

153
00:08:27,673 --> 00:08:29,217
‫یعنی خوبه که هوا خشکه

154
00:08:29,300 --> 00:08:31,469
‫ولی اگه بارون نیاد
‫هیچی برای نوشیدن نداریم.

155
00:08:31,552 --> 00:08:34,597
‫و باید آب بدنمون رو تأمین کنیم
‫تا بتونیم پناهگاهمون رو جابه‌جا کنیم، چون...

156
00:08:34,680 --> 00:08:36,265
‫کرم‌های پیله‌ساز.

157
00:08:37,850 --> 00:08:41,145
‫هفته‌ی گذشته واقعاً بدترین شرایط ممکن رو پشت سر گذاشتیم.

158
00:08:41,854 --> 00:08:43,940
‫سطح انرژیم واقعاً افت کرده.

159
00:08:45,066 --> 00:08:48,361
‫از نظر آب، چون آتیش نداریم
‫هیچ راهی برای تصفیه کردنش نیست

160
00:08:48,444 --> 00:08:51,864
‫برای همین مجبور شدم همون آب جویبار رو مستقیم از منبعش بخورم.

161
00:08:51,948 --> 00:08:56,077
‫واقعاً باعث شد شکمم حال خوبی نداشته باشه
‫و مجبور شدم هی برم سمت...

162
00:08:56,160 --> 00:08:58,663
‫دستشویی جنگل
‫اگه بشه اسمش رو دستشویی گذاشت.

163
00:09:00,831 --> 00:09:02,542
‫خیلی زیاد ، مدام از همه طرف مورد حمله‌ایم

164
00:09:02,625 --> 00:09:06,546
‫چه از طرف گرسنگی
‫چه کم‌آبی، چه حشرات

165
00:09:06,629 --> 00:09:09,799
‫چه اون گیاه‌های کوچیکی که بهت گیر می‌کنن
‫و لباست رو پاره می‌کنن.

166
00:09:09,882 --> 00:09:13,511
‫ولی واقعاً خیلی ممنونم که مَدی، نیکی و هَلی همیشه این‌طوری فکر می‌کنن که

167
00:09:13,594 --> 00:09:17,807
‫«خب، ما چی می‌تونیم برای تیممون و برای خودمون انجام بدیم که یه کم کار راحت‌تر بشه

168
00:09:17,890 --> 00:09:20,351
‫و یه شانسی برای جنگیدن داشته باشیم؟»

169
00:09:23,020 --> 00:09:24,564
‫حال همه‌تون خوبه؟

170
00:09:25,064 --> 00:09:28,818
‫راستش رو بخواید، دیروز نزدیک‌ترین لحظه‌ای بود که حس کردم می‌گم «دیگه نمی‌تونم ادامه بدم»

171
00:09:30,278 --> 00:09:32,613
‫بدون آتیش
‫ما اولین تیمی میشیم که حذف میشه.

172
00:09:34,490 --> 00:09:40,037
‫راستش بچه‌ها، ما می‌تونیم با نارگیل، میگو، حلزون و آب زنده بمونیم.

173
00:09:40,121 --> 00:09:42,999
‫تنها دلیلی که آتیش لازم داریم اینه که بتونیم آب رو بجوشونیم.

174
00:09:43,082 --> 00:09:45,459
‫ببین، من با این حرف که می‌تونیم همین‌طوری دووم بیاریم موافق نیستم

175
00:09:45,543 --> 00:09:49,797
‫برای اینکه واقعاً بتونیم زنده بمونیم
‫با آتیش به شکارهای بزرگ‌تر نیاز داریم.

176
00:09:51,674 --> 00:09:55,052
‫خب، تا وقتی آتیش پیدا بشه
‫من می‌تونم یه کم حلزون جور کنم و

177
00:09:55,136 --> 00:09:56,596
‫ نارگیل خرد کنم.

178
00:09:56,679 --> 00:09:57,680
‫اوه مرد.

179
00:09:58,004 --> 00:10:00,483
‫"کمپ چارلی"

180
00:09:59,307 --> 00:10:02,935
‫امیدواریم انبه پیدا کنیم، درخت‌های میوه پیدا کنیم
‫و همین‌طور دنبال موجودات کوچیک هم می‌گردیم.

181
00:10:03,019 --> 00:10:03,853
‫باشه.

182
00:10:03,936 --> 00:10:05,980
‫وقتشه ببینیم این صفحه‌ی بازی چه شکلیه.

183
00:10:06,063 --> 00:10:07,315
‫دقیقاً.

184
00:10:07,398 --> 00:10:09,942
‫هنوز نتونستن آتیش به دست بیارن

185
00:10:10,026 --> 00:10:13,738
‫چارلی نمی‌تونه اون همه خرچنگ و ایگوانایی که اطراف کمپ هستن رو بپزه

186
00:10:13,821 --> 00:10:16,824
‫برای همین مجبور شدن برن سمت بخش سرسبزتر زمین بازی

187
00:10:16,907 --> 00:10:18,200
‫تا درخت‌های میوه‌ی بومی پیدا کنن.

188
00:10:18,659 --> 00:10:21,412
‫-بزن بریم!
‫-مرسی که گذاشتی منم بیام

189
00:10:21,495 --> 00:10:22,663
‫خواهش می‌کنم.

190
00:10:22,747 --> 00:10:24,457
‫می‌دونی، یه کم حس می‌کردم...

191
00:10:25,625 --> 00:10:26,751
‫یه تنشی وجود داره

192
00:10:26,834 --> 00:10:29,754
‫چون می‌دونم ما غریبه‌ایم، بحث اعتماد و این چیزاست

193
00:10:29,837 --> 00:10:32,298
‫و مهم نیست شرایط چقدر سخت بشه

194
00:10:32,381 --> 00:10:35,968
‫ممکنه هر روز بجنگیم
‫ولی می‌خوام بدونی که من با تمام وجودم پای این کارم

195
00:10:36,052 --> 00:10:38,346
‫باشه.خوبه که همه‌چی رو روشن کردیم.

196
00:10:38,429 --> 00:10:41,057
‫الان فقط باید چشم و گوشمون باز باشه.

197
00:10:41,140 --> 00:10:43,225
‫آره، فقط می‌خوام بدونید

198
00:10:43,309 --> 00:10:46,687
‫من به تیم چارلی وفادارم.
‫من طرف هیچ‌کس نیستم داداش.

199
00:10:46,771 --> 00:10:49,148
‫-نمی‌خوام با هیچ‌کس باشم!
‫-داد نزن

200
00:10:49,231 --> 00:10:51,525
‫-کمپ اونا باید یه جایی همین اطراف باشه
‫-اوه لعنتی، ممنون

201
00:10:51,609 --> 00:10:52,526
‫حواسم هست.

202
00:10:52,610 --> 00:10:54,278
‫سارا آدم جالبیه.

203
00:10:55,529 --> 00:10:56,739
‫صدای من مثل چی‌واوا شده.

204
00:10:56,822 --> 00:10:58,240
‫ما سعی می‌کنیم بهش فرصت بدیم

205
00:10:58,324 --> 00:11:00,618
‫ولی بعضی وقت‌ها پر سر و صداترین آدم توی اتاق.
‫ضعیف‌ترین آدمه.

206
00:11:00,701 --> 00:11:03,329
‫رفیق، من یه مارمولک می‌خوام.
‫می‌خوام یه مارمولک کوفتی بخورم.

207
00:11:03,412 --> 00:11:04,497
‫رفیق، این انگار خوردنیه.

208
00:11:04,580 --> 00:11:06,248
‫مواظب باش
‫فکر کنم...

209
00:11:06,332 --> 00:11:07,875
‫نه، نیست.

210
00:11:07,958 --> 00:11:11,087
‫واقعاً ممکنه وقتی زیادی بخوای خودت رو ثابت کنی
‫بیشتر به خودت آسیب بزنی

211
00:11:11,170 --> 00:11:13,547
‫-داداش، این آب مثل شیشه زلاله
‫-این کارو نکن

212
00:11:13,631 --> 00:11:15,758
‫حس می‌کنم خودش طبیعی فیلتر شده.

213
00:11:15,841 --> 00:11:19,387
‫-نمی‌دونم از کجا اومده
‫-من می‌خورمش، کی اهمیت میده؟

214
00:11:19,470 --> 00:11:22,765
‫لازم نیست با انجام دادن یه کاری ثابت کنی که ارزشمندی.

215
00:11:24,350 --> 00:11:25,434
‫خوبی؟

216
00:11:25,935 --> 00:11:27,144
‫داری بالا میاری؟

217
00:11:27,895 --> 00:11:29,563
‫داداش، بالا آوردم

218
00:11:29,647 --> 00:11:31,065
‫استفراغ کردم رفیق

219
00:11:36,445 --> 00:11:38,239
‫با گذشت هر شب

220
00:11:38,322 --> 00:11:40,950
‫نبود امکانات ساده‌ی زندگی شهری
‫بیشتر از قبل خودش رو نشون میده.

221
00:11:42,535 --> 00:11:44,829
‫خوشم نمیاد که الان ضعیف به نظر میایم.

222
00:11:45,329 --> 00:11:47,790
‫آره، الان توی شرایط افتضاحم

223
00:11:48,290 --> 00:11:49,458
‫و اشکالی هم نداره
‫چیز مهمی نیست

224
00:11:50,292 --> 00:11:53,796
‫ولی این بازی‌های روانی واقعاً اعصاب‌خوردکنه.

225
00:11:54,922 --> 00:11:57,341
‫باید آتیش پیدا کنیم تا بتونیم آب داشته باشیم.

226
00:11:57,425 --> 00:11:58,592
‫خوب میشیم.

227
00:12:00,302 --> 00:12:02,596
‫در حالی که کمپ آلفا
‫با نداشتن آتیش دست و پنجه نرم می‌کنه

228
00:12:03,597 --> 00:12:07,435
‫مزیت داشتن آتیش در کمپ براوو
‫باعث شد یکی از هم‌تیمی‌هاشون رو از دست بدن...

229
00:12:08,436 --> 00:12:11,856
‫باید این‌طوری بهش نگاه کنی.
‫بعضی وقت‌ها اتفاق‌های عجیب و غیرمنتظره پیش میاد.

230
00:12:11,939 --> 00:12:13,858
‫-آره
‫-دوستت دارم شان و...

231
00:12:13,941 --> 00:12:16,777
‫-آره شان، دلمون برات تنگ شده
‫-کاش اینجا پیشمون بودی

232
00:12:17,653 --> 00:12:19,029
‫دلمون برات تنگ شده شان

233
00:12:21,741 --> 00:12:25,035
‫یعنی چارلی می‌تونه خودش رو به‌عنوان تیمی معرفی کنه که باید شکستش بدن

234
00:12:25,119 --> 00:12:28,706
‫اگه لیا بتونه براشون آتیش جور کنه و برتری پناهگاهشون رو کامل کنه

235
00:12:29,540 --> 00:12:32,168
‫یه چیزی که از این به بعد لازم داریم آتیشه، باشه؟

236
00:12:32,251 --> 00:12:34,295
‫آتیش خواهیم داشت.

237
00:12:34,378 --> 00:12:38,424
‫من ایمان دارم
‫اینکه دیدم دود بلند شد، یه کم غافلگیرم کرد.

238
00:12:38,507 --> 00:12:41,218
‫-دوبار دود کرد
‫-خوشم اومد

239
00:12:48,060 --> 00:12:51,171
‫"کمپ آلفا"

240
00:12:48,142 --> 00:12:50,436
‫خواهش می‌کنم بچه‌ها، خودمون رو از پا درنیاریم.

241
00:12:51,395 --> 00:12:53,189
‫-دیگه بیشتر از این نمیشه از پا افتاد

242
00:12:57,276 --> 00:12:59,278
‫-عوض کنیم؟
‫-آره، سخته

243
00:13:04,366 --> 00:13:07,787
‫اون حس می‌کنه خیلی بیشتر از تو داره تلاش می‌کنه
‫قصد بدی ندارم ولی...

244
00:13:08,996 --> 00:13:12,291
‫می‌تونم چندتا نارگیل باز کنم
‫که همه‌تون یه چیزی برای خوردن داشته باشید.

245
00:13:12,374 --> 00:13:13,209
‫اوه، آره

246
00:13:16,462 --> 00:13:19,882
‫محدودیت‌هایی که الان دارم
‫هر روز بیشتر و بیشتر دارن تحت فشار قرار می‌گیرن.

247
00:13:19,965 --> 00:13:24,303
‫ولی بعد از دانشگاه
‫یه دوره‌ای داشتم که تا دیروقت مهمونی می‌رفتم

248
00:13:24,386 --> 00:13:25,638
‫و کلی مواد مصرف می‌کردم.

249
00:13:25,721 --> 00:13:28,682
‫کارم رو از دست دادم و آخرش خونه‌ی این و اون می‌موندم

250
00:13:28,766 --> 00:13:31,644
‫و اون تبدیل شد به کمپ زدن و زندگی توی طبیعت

251
00:13:31,727 --> 00:13:36,023
‫از بعضی اشتباهاتی که توی زندگیم کرده بودم خجالت می‌کشیدم، برای همین متأسفانه خودم رو از دوستام

252
00:13:36,106 --> 00:13:38,400
‫از خانواده‌م جدا کردم و تقریباً توی کوه‌ها برای خودم پناه گرفتم

253
00:13:38,484 --> 00:13:41,862
‫و تا وقتی واقعاً به ته خط نرسی
‫یه جایی مجبور میشی با خودت بگی

254
00:13:41,946 --> 00:13:46,325
‫«باید یه چیزی غیر از این پیدا کنم که بهم آرامش بده»

255
00:13:47,326 --> 00:13:49,620
‫و برای من اون چیز پدر و مادرم بودن ، خواهر و برادرهام

256
00:13:49,703 --> 00:13:52,832
‫خاله‌ها و عموها و دایی‌هام
‫پدربزرگ و مادربزرگم و دوستام بودن

257
00:13:54,124 --> 00:13:57,503
‫و حالا که یه زن فوق‌العاده توی زندگیم دارم
‫دلم می‌خواد یه خانواده تشکیل بدم

258
00:13:57,586 --> 00:14:03,050
‫من قبل از هر چیزی یه آدم عاشقم
‫و کسی‌ام که مراقب دوست‌ها و خانواده‌مه

259
00:14:03,133 --> 00:14:06,679
‫همیشه منم که مطمئن میشم همه غذا خوردن و حالشون خوبه

260
00:14:06,762 --> 00:14:09,431
‫فقط بخورش.
‫همین‌جوری از نارگیل بخورش.

261
00:14:09,515 --> 00:14:11,392
‫-می‌خوام شماها هم الان یه کم بخورید
‫-نه

262
00:14:11,475 --> 00:14:13,769
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم آخرش چی میشه

263
00:14:13,853 --> 00:14:17,731
‫ولی می‌دونم هر چالشی که سر راهمون بیاد
‫با یه کم فروتنی، کمی شوخی

264
00:14:17,815 --> 00:14:21,527
‫و توانایی کنار هم نگه داشتن تیمم
‫برای رسیدن به یه هدف مشترک روبه‌رو میشه.

265
00:14:23,028 --> 00:14:24,738
‫می‌خواید شما هم یه بار امتحان کنید؟

266
00:14:24,822 --> 00:14:25,948
‫-می‌خوای امتحان کنی؟
‫-آره

267
00:14:26,031 --> 00:14:27,908
‫مواظب باش اون قسمت خوبش داخلش بمونه.

268
00:14:29,201 --> 00:14:30,870
‫دیو توی شرایط سختیه

269
00:14:30,953 --> 00:14:33,330
‫هر روز داره خودش رو

270
00:14:33,414 --> 00:14:36,333
‫تا آخرین حد توانش برای ما تحت فشار می‌ذاره

271
00:14:36,917 --> 00:14:39,420
‫فکر کنم واقعاً نشون میده چه جور آدمیه

272
00:14:39,503 --> 00:14:41,505
‫خوبه دیو.
‫دارم دود میبینم رفیق.

273
00:14:41,589 --> 00:14:43,841
‫ادامه بده رفیق.
‫بزن بریم.

274
00:14:43,924 --> 00:14:46,010
‫ولی بن...

275
00:14:48,178 --> 00:14:49,263
‫نمی‌دونم.

276
00:14:49,346 --> 00:14:52,516
‫بعضی وقت‌ها واقعاً به این شک می‌کنم که چقدر رفتارش واقعیه.اون‌جوری که خودش رو نشون میده.

277
00:14:52,600 --> 00:14:54,018
‫نارگیل کجاست؟

278
00:14:54,852 --> 00:14:57,146
‫من دوتا باز کردم، گوشت نارگیل زیاد داریم.

279
00:14:57,229 --> 00:15:01,108
‫یعنی واقعاً خیلی برای تیم کار می‌کنه
‫و من واقعاً قدردانشم.

280
00:15:03,193 --> 00:15:04,486
‫خب، این که فایده‌ای نداشت.

281
00:15:04,570 --> 00:15:06,906
‫ولی بعضی وقت‌ها یه جورایی شک می‌کنم

282
00:15:06,989 --> 00:15:10,367
‫که چقدر از این کارها برای ماست
‫برای تیم، برای رابطه‌مون...

283
00:15:11,368 --> 00:15:12,620
‫در مقابل اینکه چقدرش فقط برای خودشه.

284
00:15:14,246 --> 00:15:15,331
‫عوض کنیم.
‫بیا جابه‌جا شیم.

285
00:15:15,414 --> 00:15:17,458
‫خب، داره خسته‌ ام می‌کنه.

286
00:15:18,042 --> 00:15:19,251
‫فعلاً اینو نگه می‌داریم.

287
00:15:19,877 --> 00:15:21,795
‫-من یه نفس تازه می‌کنم
‫-باشه

288
00:15:22,379 --> 00:15:24,924
‫میرم پایین این جویبار
‫ببینم چیزی برای خوردن پیدا می‌کنم یا نه

289
00:15:25,007 --> 00:15:27,092
‫-ووهو!
‫-یه چیزی لازم دارم که شکمم رو پر کنه

290
00:15:27,176 --> 00:15:28,552
‫من یه کم نارگیل خرد می‌کنم.

291
00:15:31,221 --> 00:15:32,723
‫-باشه، الان برمی‌گردم
‫-مرسی دیو

292
00:15:32,806 --> 00:15:34,308
‫-زود می‌بینمت
‫-بریم

293
00:15:40,020 --> 00:15:42,420
‫"کمپ براوو"

294
00:15:41,231 --> 00:15:45,402
‫...داریم مستقیم به سمت شمال میریم
‫از این طرف نرید بالا، اینجا زیادی پر از درخته

295
00:15:45,486 --> 00:15:48,697
‫چندتا مسیر خوب دیدم که میشه دنبالشون کرد
‫ما بدون شک بهترین جای شکار رو داریم

296
00:15:48,781 --> 00:15:50,157
‫-بدون شک
‫-آره

297
00:15:59,083 --> 00:16:01,293
‫احتمالاً الان خیلی خوشحالن.

298
00:16:03,921 --> 00:16:05,923
‫فکر می‌کنن ما ضعیف‌تر شدیم.

299
00:16:11,637 --> 00:16:12,972
‫اون چیه؟

300
00:16:17,059 --> 00:16:19,186
‫-اون هلیکوپتره؟
‫-هلیکوپتره

301
00:16:19,269 --> 00:16:20,229
‫آره، خودشه.

302
00:16:24,817 --> 00:16:26,819
‫اوه، یه چیزی انداخت پایین
‫-بریم بگیریمش

303
00:16:29,930 --> 00:16:31,930
‫"کمپ آلفا"

304
00:16:31,657 --> 00:16:33,117
‫اون هلیکوپتره؟

305
00:16:34,868 --> 00:16:37,579
‫-امروز خیلی اتفاق افتاد
‫-دیگه واقعاً عجیب میشه

306
00:16:38,000 --> 00:16:44,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

307
00:16:44,503 --> 00:16:46,213
‫فکر کنم اونجاست.

308
00:16:46,296 --> 00:16:47,172
‫می‌بینیش؟

309
00:16:49,008 --> 00:16:50,843
‫دیدم یه جایی همین اطراف انداختش.

310
00:16:49,196 --> 00:16:50,984
‫"کمپ براوو"

311
00:16:51,344 --> 00:16:52,736
‫"کمپ چارلی"

312
00:16:52,261 --> 00:16:55,472
‫هی، هلیکوپتره
‫ممکنه بسته‌ی ارسالی باشه. بیا.

313
00:16:55,973 --> 00:16:57,307
‫خب، بریم ببینیم چی شده.

314
00:17:04,732 --> 00:17:06,734
‫-سمت راستشه سارا
‫-واقعاً؟

315
00:17:06,817 --> 00:17:09,445
‫-یه چیزی کنار ساحله، بیا
‫-یه چیزی اونجاست

316
00:17:07,669 --> 00:17:09,631
‫"کمپ چارلی"

317
00:17:11,155 --> 00:17:12,740
‫-بچه‌ها!
‫-اینجاست

318
00:17:12,823 --> 00:17:13,657
‫اوه مرد.

319
00:17:14,408 --> 00:17:15,325
‫چی گیر آوردید؟

320
00:17:16,493 --> 00:17:18,370
‫باشه.
‫یه بسته‌ی دیگه داریم.

321
00:17:18,996 --> 00:17:20,456
‫ایول!

322
00:17:20,539 --> 00:17:23,709
‫-بیا رفیق، بازش کن ببینیم چی توشه
‫-ببینیم چی فرستادن

323
00:17:23,792 --> 00:17:25,961
‫-یه یادداشت دارن، یه یادداشت دیگه
‫-اوه اوه

324
00:17:26,503 --> 00:17:28,380
‫«تیم‌ها، یه پیشنهادی برای فکر کردن دارید»

325
00:17:28,464 --> 00:17:31,258
‫«اگه یکی از بازیکن‌هاتون رو حذف کنید
‫و اون بازیکن فلر بزنه

326
00:17:31,341 --> 00:17:32,926
‫منبعی که می‌خواید رو دریافت می‌کنید»

327
00:17:33,010 --> 00:17:35,512
‫«چیزی که می‌خواید... شکار، آتیش یا سرپناه»

328
00:17:36,013 --> 00:17:38,348
‫«این پیشنهاد تا غروب آفتاب اعتبار داره»

329
00:17:38,432 --> 00:17:41,018
‫«حاضرید برای زنده موندن یه فداکاری کنید...

330
00:17:41,101 --> 00:17:44,772
‫برای زنده موندن و بردن جایزه‌ی یک میلیون دلاری؟
‫یا کلید موفقیت، وفاداریه؟»

331
00:17:54,031 --> 00:17:56,033
‫آره، من...من از این خوشم نمیاد.

332
00:17:56,116 --> 00:17:58,077
‫برای من که خیلی واضحه.

333
00:17:58,160 --> 00:18:00,829
‫یعنی من قرار نیست یکی از هم‌تیمی‌هام رو قربانی کنم.

334
00:18:00,913 --> 00:18:03,665
‫پس این فقط یه طعمه‌ی دیگه‌ست که گذاشتن جلوی پامون

335
00:18:03,749 --> 00:18:07,669
‫یه جور آزمایش که ببینن
‫واقعاً به هم وفاداریم یا نه

336
00:18:07,753 --> 00:18:09,838
‫یا اینکه بعضی‌ها دنبال یه هدف پنهانی دیگه‌ان

337
00:18:10,422 --> 00:18:12,716
‫واقعاً امیدوارم تیمم از پشت بهم خنجر نزنه

338
00:18:12,800 --> 00:18:17,513
‫ولی می‌تونم وقتی کسی یه حسی داره...یه چیزی تو دلشه، بفهمم

339
00:18:18,138 --> 00:18:21,892
‫این یادداشت، اصل وفاداری هر کمپ به هم‌تیمی‌هاشون رو

340
00:18:21,975 --> 00:18:23,268
‫ به چالش میکشه.

341
00:18:23,852 --> 00:18:26,271
‫-پیشنهاد تا...غروب آفتاب تموم میشه
‫-غروب

342
00:18:26,355 --> 00:18:27,981
‫پس یعنی چند ساعت وقت داریم

343
00:18:28,065 --> 00:18:30,567
‫-یه کم وقت داریم فکر کنیم
‫-سه ساعت و نیم

344
00:18:30,651 --> 00:18:34,446
‫باشه.فکر کنم شاید آلفا یکی رو برای آتیش بفرسته

345
00:18:34,530 --> 00:18:35,989
‫دیگه دیوونگیه.

346
00:18:36,740 --> 00:18:39,243
‫-یعنی فکر کنم تصمیم گرفتن برای این یکی خیلی آسونه.
‫-آره

347
00:18:39,326 --> 00:18:41,411
‫ما کنار هم می‌مونیم، درسته؟

348
00:18:41,495 --> 00:18:43,831
‫-ما به برزنت یا تیر و کمان نیاز نداریم
‫-آره

349
00:18:44,456 --> 00:18:46,875
‫پس فکر کنم جوابش رو کاملاً می‌دونیم

350
00:18:46,959 --> 00:18:47,918
‫-قطعاً
‫-آره

351
00:18:48,001 --> 00:18:50,754
‫آره.ما نمی‌ذاریم کسی از تیم بره.

352
00:18:50,838 --> 00:18:53,006
‫-هیچ‌کدوممون رو حذف نمیکنیم
‫-آره

353
00:18:54,133 --> 00:18:56,343
‫اونا به فِرو راد نیاز دارن
‫می‌خوان بازیکن‌هاشون رو حذف کنن.

354
00:18:56,426 --> 00:18:59,138
‫آره.باید از کمپ برن و فلر بزنن.

355
00:18:59,221 --> 00:19:00,722
‫-اگه فلر بزنن...
‫-اگه فلر بزنن...

356
00:19:00,806 --> 00:19:04,768
‫می‌تونن برن و به یه تیم دیگه ملحق بشن
‫ولی اون‌وقت منبع رو نمی‌گیرن

357
00:19:04,852 --> 00:19:05,894
‫آره.

358
00:19:05,978 --> 00:19:08,522
‫اول سعی می‌کنن بیان اینجا
‫چون ما چهارنفر هستیم.

359
00:19:08,605 --> 00:19:11,024
‫-آره
‫-گفتیم کسی رو نمی‌خوایم

360
00:19:11,108 --> 00:19:13,235
‫ولی اگه هیچ‌کس رو به تیممون راه ندیم

361
00:19:13,318 --> 00:19:15,487
‫اون‌وقت تیم دیگه فِرو راد رو می‌گیره.

362
00:19:15,571 --> 00:19:17,823
‫تو حاضری یکی دیگه رو به تیم اضافه کنی؟

363
00:19:17,906 --> 00:19:19,324
‫بستگی داره
‫یعنی...

364
00:19:19,408 --> 00:19:22,536
‫بستگی داره اون شخص کی باشه
‫و از کدوم تیم اومده باشه.

365
00:19:22,619 --> 00:19:24,163
‫-آره
‫-باید ببینیم چی میشه

366
00:19:24,663 --> 00:19:29,126
‫الان با چهار بازیکن
‫سهم هر کدوممون ۲۵۰ هزار دلاره

367
00:19:29,209 --> 00:19:31,044
‫و این پول کمی نیست.

368
00:19:31,128 --> 00:19:35,841
‫برای همین من کاملاً مخالفم
‫که نفر پنجمی وارد این تیم بشه.

369
00:19:35,924 --> 00:19:38,218
‫آخرش یعنی پول کمتری گیرمون میاد.

370
00:19:38,302 --> 00:19:40,262
‫اون یادداشت می‌تونه هیزم خوبی باشه.

371
00:19:40,345 --> 00:19:41,221
‫آره.

372
00:19:48,353 --> 00:19:50,355
‫نمی‌دونم تیم‌های دیگه دارن چی کار می‌کنن

373
00:19:50,439 --> 00:19:52,691
‫ولی یه چیزی رو می‌دونم
‫این تیم به آتیش نیاز داره.

374
00:19:52,774 --> 00:19:54,610
‫کل هفته تلاش کردیم به دستش بیاریم

375
00:19:54,693 --> 00:19:56,987
‫ولی حتی یه قدم هم بهش نزدیک نشدیم.

376
00:19:58,864 --> 00:20:00,324
‫همین الان بهتون میگم

377
00:20:00,407 --> 00:20:02,159
‫من تصمیمم رو گرفتم.

378
00:20:02,784 --> 00:20:03,952
‫من در هر صورت دارم میرم خونه

379
00:20:04,036 --> 00:20:05,871
‫-شماها اون آتیش رو بگیرید
‫-دیو!

380
00:20:05,954 --> 00:20:09,041
‫دیگه هیچی برام نمونده
‫و مشکلات گوارشی هم پیدا کردم.

381
00:20:10,042 --> 00:20:12,669
‫نمی‌خوام کسی باشم که با هلیکوپتر پزشکی از اینجا می‌برنش.

382
00:20:12,753 --> 00:20:15,672
‫ترجیح میدم با سر بالا از این زمین بازی بیرون برم

383
00:20:15,756 --> 00:20:18,091
‫وایسا، بیاید درباره‌ش حرف بزنیم
‫تا غروب وقت داریم.

384
00:20:18,175 --> 00:20:19,927
‫جدی میگم.تا دو روز دیگه.

385
00:20:20,010 --> 00:20:22,012
‫همه‌مون مثل مرده‌های متحرک میشیم.

386
00:20:22,095 --> 00:20:23,180
‫نه آب داریم، نه غذا.

387
00:20:24,264 --> 00:20:27,601
‫ولی اگه شماها اون آتیش رو بگیرید
‫پول مال شماست

388
00:20:28,477 --> 00:20:30,437
‫این لحظه‌ی منه که تیمم رو جلو بندازم

389
00:20:30,520 --> 00:20:34,566
‫و توی موقعیت بهتری برای بردن این بازی قرارشون بدم.
‫چه من باشم چه نباشم

390
00:20:37,653 --> 00:20:39,947
‫فقط یه تیم توی این زمین بازی هست

391
00:20:40,030 --> 00:20:42,449
‫که لیاقت این پولو داره
‫و اون شمایید.

392
00:20:44,493 --> 00:20:45,494
‫من خوب میشم.

393
00:20:48,622 --> 00:20:50,874
‫نمی‌خوام فکر و ذهنم که مدام پیش خونه‌ست

394
00:20:50,958 --> 00:20:54,628
‫ذهن هم‌تیمی‌هام رو هم درگیر کنه، در حالی که اونا خیلی قوی و از نظر ذهنی خیلی محکم‌ان.

395
00:20:54,711 --> 00:20:58,548
‫برای همین ترجیح میدم قبل از اینکه این اتفاق بیفته، خودم داوطلبانه از بازی کنار بکشم.

396
00:21:08,350 --> 00:21:09,518
‫اون کجاست؟

397
00:21:11,186 --> 00:21:14,648
‫الان یه فرصت داریم.
‫فکر کنم وقتشه یه حرکتی بزنیم.

398
00:21:14,731 --> 00:21:17,734
‫آره، بندازیمش بیرون و آتیش بگیریم.
‫آتیش رو بگیریم.

399
00:21:18,318 --> 00:21:21,321
‫هیچ دلیلی ندارم که بخوام یه روز دیگه هم نگهش دارم.

400
00:21:21,822 --> 00:21:24,950
‫رفتارش چند بار به این کمپ آسیب زده

401
00:21:25,033 --> 00:21:27,160
‫-ما کلی دردسر کشیدیم
‫-هر روز داره انرژی‌مون رو می‌گیره

402
00:21:27,244 --> 00:21:28,453
‫-تو چی فکر می‌کنی؟
‫-من؟

403
00:21:28,537 --> 00:21:29,538
‫آره.

404
00:21:29,621 --> 00:21:31,873
‫خیلی سخت کار می‌کنه.
‫خیلی هم اهل عمله.

405
00:21:31,957 --> 00:21:35,210
‫مثلاً برای هرکی نارگیل میاره و پناهگاه رو درست می‌کنه...

406
00:21:35,294 --> 00:21:37,504
‫بعد از یه دعوا
‫بعد از یه دعوا

407
00:21:37,587 --> 00:21:38,797
‫و بعضی وقت‌ها، فکر می‌کنم...

408
00:21:38,880 --> 00:21:40,966
‫می‌خوای باهاش یه تیم جدید تشکیل بدی؟

409
00:21:41,049 --> 00:21:43,760
‫-من که همچین چیزی نمیگم
‫-حاضری این کارو بکنی؟

410
00:21:43,844 --> 00:21:46,430
‫-چرا اصلاً این سؤال رو می‌پرسی؟
‫-داری خیلی ازش دفاع می‌کنی

411
00:21:46,513 --> 00:21:48,473
‫-انگار خواهرت باشه
‫-داری ازش طرفداری می‌کنی

412
00:21:48,557 --> 00:21:52,686
‫-خب، فکر می‌کنم حق دارم بگم...
‫-نه، داری ازش طرفداری می‌کنی، اشکالی نداره

413
00:21:52,769 --> 00:21:54,646
‫ولی ما داریم سعی می‌کنیم بفهمیم چرا

414
00:21:54,730 --> 00:21:57,274
‫داریم می‌پرسیم چرا
‫چون هردوتون دختر هستید و باید هوای همدیگه رو داشته باشید؟

415
00:21:57,357 --> 00:22:00,694
‫نمی‌خوام فقط چون زنه، کورکورانه طرفش رو بگیری

416
00:22:00,777 --> 00:22:02,529
‫تو همچین مسابقه‌ای این چیزا هیچ اهمیتی نداره.

417
00:22:02,612 --> 00:22:03,447
‫آره.

418
00:22:03,530 --> 00:22:06,867
‫اگه برَکستون یا بادی بودن و حس می‌کردم دارن به تیم ضربه می‌زنن

419
00:22:06,950 --> 00:22:08,744
‫اونا هم می‌رفتن توی لیست حذف.

420
00:22:08,827 --> 00:22:10,579
‫اگه واقعاً می‌خواید حرفم رو بشنوید

421
00:22:10,662 --> 00:22:14,916
‫فقط میگم که من باهاش چندتا گفت‌وگوی واقعاً سازنده داشتم

422
00:22:15,000 --> 00:22:18,170
‫خب، در هر صورت، این نظر اکثریته
‫اکثریت موافقن، پس...

423
00:22:18,253 --> 00:22:19,880
‫اگه این‌طوره، دیگه حرفی برای گفتن ندارم

424
00:22:19,963 --> 00:22:20,839
‫-باشه
‫-آره

425
00:22:21,423 --> 00:22:25,177
‫اون تنها دختر اون تیمه
‫و حس می‌کنم...

426
00:22:25,802 --> 00:22:29,181
‫مهم بود که یه جورایی هوای همدیگه رو داشته باشیم

427
00:22:29,264 --> 00:22:31,558
‫ولی از اون طرف هم نمی‌خوام عصبانی‌شون کنم.

428
00:22:31,641 --> 00:22:34,519
‫یعنی فکر می‌کنم این تیم قراره برنده بشه.

429
00:22:34,603 --> 00:22:36,355
‫اگه برای موندن توی تیم برنده مجبور باشم دهنم رو ببندم

430
00:22:36,438 --> 00:22:38,648
‫باهاش مشکلی ندارم.

431
00:22:38,732 --> 00:22:41,943
‫یعنی ۵۰ هزار دلار بیشتر می‌ره توی جیب تو، جیب من، جیب اون...

432
00:22:42,027 --> 00:22:43,528
‫اون این وسط زیادیه

433
00:22:43,612 --> 00:22:46,198
‫بدشانسیه، آره
‫ولی زندگی همینه

434
00:22:46,281 --> 00:22:47,449
‫خب، پس تکلیف مشخص شد.

435
00:22:47,532 --> 00:22:49,201
‫ولی واقعاً دیگه تمومه؟

436
00:22:49,284 --> 00:22:51,411
‫-چی میگی؟
‫-یعنی دیگه کسی رو حذف نمی‌کنیم؟

437
00:22:51,495 --> 00:22:53,789
‫مگه اینکه یه گندی بزنی که از دستت عصبانی بشیم.

438
00:22:54,331 --> 00:22:56,375
‫-من...
‫-تموم شد. دیگه چیزی برای حرف زدن نیست.

439
00:22:56,458 --> 00:22:57,292
‫حاضرید شروع کنیم؟

440
00:22:57,376 --> 00:22:59,711
‫-نمی‌خوام این باعث بشه...
‫-چارلی با من، چارلی با شمارش سه

441
00:22:59,795 --> 00:23:01,296
‫-یک، دو، سه
‫-چارلی!

442
00:23:02,464 --> 00:23:06,635
‫من اینجا نیستم که خودخواهانه بازی کنم
‫ولی اینجا هم نیستم که احمقانه بازی کنم.

443
00:23:22,359 --> 00:23:24,236
‫حس می‌کنم روحیه‌ی تیم خیلی پایینه.

444
00:23:24,319 --> 00:23:26,655
‫یعنی ما توی اون تمرین کمان خیلی نزدیک شده بودیم.

445
00:23:27,739 --> 00:23:31,034
‫-تا غروب چقدر مونده؟
‫-حس می‌کنم نباید تسلیم بشیم

446
00:23:31,118 --> 00:23:32,994
‫حدود دو ساعت تا غروب مونده.

447
00:23:35,080 --> 00:23:38,458
‫تیم چارلی، خب حالا چی کار کنیم؟
‫قبل از غروب

448
00:23:38,542 --> 00:23:39,835
‫ باید حرکتی بزنیم؟

449
00:23:39,918 --> 00:23:41,878
‫نمی‌دونم چرا اصلاً این سؤال مطرح شده.

450
00:23:41,962 --> 00:23:44,548
‫من... نمی‌دونم.
‫اصلاً سؤال رو نمی‌فهمم.

451
00:23:45,132 --> 00:23:48,802
‫سؤال اینه که آیا کسی از این کمپ باید بره

452
00:23:48,885 --> 00:23:51,096
‫تا بتونیم یه منبع جدید بگیریم؟

453
00:23:51,179 --> 00:23:53,682
‫من قبلاً... حس می‌کنم حرفم رو زدم، می‌دونی؟

454
00:23:53,765 --> 00:23:55,308
‫فکر می‌کنم منظورم رو واضح گفتم.

455
00:23:58,979 --> 00:24:01,565
‫نمی‌دونم اکثریت تیم چه حسی دارن

456
00:24:01,648 --> 00:24:03,608
‫ولی از وقتی اومدیم اینجا، سارا

457
00:24:04,192 --> 00:24:06,903
‫تو از همه سخت‌تر بودی که بشه باهات کنار اومد.

458
00:24:06,987 --> 00:24:08,321
‫-هوم
‫-پس...

459
00:24:08,405 --> 00:24:11,324
‫من رأی میدم امشب بفرستیمت بیرون.

460
00:24:11,408 --> 00:24:13,618
‫لعنتی، خوبه که فهمیدم واقعاً چه حسی داری رفیق.

461
00:24:14,870 --> 00:24:16,872
‫الان با این کارت بین اعضای تیم شکاف انداختی.

462
00:24:17,581 --> 00:24:19,082
‫معلومه، رأی اکثریت ملاکه.

463
00:24:21,376 --> 00:24:23,336
‫من رأی میدم سارا امشب بره.

464
00:24:25,130 --> 00:24:26,256
‫بریم دور تا دور رأی بدیم.

465
00:24:26,339 --> 00:24:28,008
‫-تو رأیت رو بده
‫-رأی تو چیه؟

466
00:24:28,508 --> 00:24:30,886
‫خب، دیگه همین که هست
‫It's a game, but--

467
00:24:30,969 --> 00:24:32,012
‫بریم سر اصل مطلب.

468
00:24:32,095 --> 00:24:34,306
‫راستش تو واقعاً اعصابم رو خرد می‌کنی.

469
00:24:35,765 --> 00:24:37,726
‫براکس، رأیت چیه؟

470
00:24:38,310 --> 00:24:40,937
‫-سارا، ما کلی حرف خوب با هم زدیم
‫-باشه

471
00:24:41,688 --> 00:24:43,273
‫با هم خوش گذروندیم.

472
00:24:43,356 --> 00:24:45,859
‫ولی یه هفته گذشته و هیچ‌کدوممون چیزی نخوردیم.

473
00:24:45,942 --> 00:24:47,611
‫-و ما به آتیش نیاز داریم
‫-واقعاً؟

474
00:24:47,694 --> 00:24:51,448
‫ببخشید سارا، ولی رأی من اینه که...
‫باید برم سراغ فِرو راد.

475
00:24:52,449 --> 00:24:54,784
‫من دارم بازی می‌کنم
‫و متأسفم، و من...

476
00:24:54,868 --> 00:24:56,745
‫تو متأسف نیستی داداش.

477
00:24:56,828 --> 00:24:59,080
‫تو واقعاً آدم خیلی حسابگر و بازی‌دهنده‌ای هستی.

478
00:24:59,164 --> 00:25:00,790
‫اعتمادم به آدما خیلی کمتر شده.

479
00:25:00,874 --> 00:25:04,377
‫لیا، دیگه رأی اکثریته
‫ولی دوست دارم بدونم تو هم چه حسی داری.

480
00:25:05,170 --> 00:25:09,090
‫چیزی که می‌تونم بگم اینه که سعی کردم روی نکات مثبتت تمرکز کنم

481
00:25:09,174 --> 00:25:11,885
‫ولی یه سری چیزها هست که...

482
00:25:11,968 --> 00:25:14,387
‫واو.همه‌تون آدمای مزخرفی هستید، جدی میگم

483
00:25:14,471 --> 00:25:15,805
‫شما مریضید.

484
00:25:18,016 --> 00:25:19,017
‫بفرما.

485
00:25:19,100 --> 00:25:22,771
‫من اینو ساختم. خودتون می‌تونید دوباره درستش کنید.
‫من کل این پناهگاه رو باز می‌کنم و جمعش می‌کنم.

486
00:25:22,854 --> 00:25:25,148
‫-تو این کارو نمی‌کنی
‫-بهم دست نزن رفیق

487
00:25:25,232 --> 00:25:26,191
‫قبولش کن.

488
00:25:26,274 --> 00:25:28,485
‫-تو تنبل‌ترین آدمی بودی که دیدم
‫-خفه شو بابا!

489
00:25:28,568 --> 00:25:30,779
‫حداقل من مثل شماها یه مار واقعی نبودم

490
00:25:30,862 --> 00:25:31,780
‫-سارا...
‫-نه

491
00:25:31,863 --> 00:25:33,031
‫باید بری رفیق

492
00:25:33,823 --> 00:25:34,783
‫حالا هرچی، داداش.

493
00:25:35,867 --> 00:25:37,202
‫یه فروپاشی قابل درکه.

494
00:25:38,411 --> 00:25:40,413
‫شماها یه مشت حریصید.

495
00:25:43,375 --> 00:25:44,751
‫می‌دونستم این اتفاق می‌افته.

496
00:25:47,045 --> 00:25:48,922
‫دیگه عضو کمپ چارلی نیست،

497
00:25:49,005 --> 00:25:51,383
‫سارا انتخاب داره که از بازی خارج بشه

498
00:25:51,466 --> 00:25:53,510
‫یا سعی کنه به یه تیم دیگه ملحق بشه.

499
00:25:53,593 --> 00:25:57,556
‫اگه قبولش کنن، چارلی دیگه اون منبعی که لازم داره رو گیر نمیاره.

500
00:25:57,639 --> 00:25:59,099
‫بدبخت میشن.

501
00:26:00,183 --> 00:26:03,103
‫.من آدم سخت‌کوشی‌ام
‫.احتمالاً این بهترین تصمیم برای منه

502
00:26:04,479 --> 00:26:05,939
‫فکر می‌کنید کجا میره؟

503
00:26:06,022 --> 00:26:08,441
‫راستش فکر کنم میره پیش براوو

504
00:26:08,525 --> 00:26:11,695
‫آلفا همین الان پنج نفر داره
‫مگر اینکه یکی رو مجبور کنن از بازی بره.

505
00:26:11,778 --> 00:26:14,948
‫پس اصلاً نمی‌تونن قبولش کنن
‫بنابراین براوو تنها گزینه‌شه.

506
00:26:15,031 --> 00:26:17,993
‫یعنی بعد از اون حرف‌ها، دیگه چشم‌هاش از عصبانیت برق می‌زنه.

507
00:26:18,076 --> 00:26:19,786
‫میره اونجا و مثل دیوونه‌ها به نظر میاد

508
00:26:19,869 --> 00:26:23,081
‫سعی می‌کنه باهاشون همدردی کنه
‫ولی همه‌شون ردش می‌کنن.

509
00:26:23,915 --> 00:26:25,625
‫بچه‌ها، این اسمش بازیه.

510
00:26:25,709 --> 00:26:27,419
‫می‌دونم این تصمیم‌ها آسون نیست

511
00:26:27,502 --> 00:26:29,921
‫ولی فکر می‌کنم کاری رو کردیم که برای تیم درست بود.

512
00:26:30,672 --> 00:26:33,883
‫می‌دونید وقتشه چیکار کنیم؟
‫تیم چارلی با شمارش سه، تیم چارلی با من

513
00:26:33,967 --> 00:26:35,927
‫-یک، دو، سه
‫-چارلی!

514
00:26:36,428 --> 00:26:38,847
‫یه میله آتش‌زنه گیر میاریم
‫بعدش آتیش داریم.

515
00:26:39,806 --> 00:26:42,017
‫چه حسی داره که یه جای خواب اضافه داشته باشی؟

516
00:26:42,100 --> 00:26:44,227
‫راستش این چیزیه که بیشتر از همه براش هیجان دارم.

517
00:26:50,609 --> 00:26:54,362
‫ما هر جور راه و روشی برای درست کردن آتیش امتحان کردیم، معامله کردن...

518
00:26:55,155 --> 00:26:56,114
‫زور بازو و زحمت کشیدن.

519
00:26:56,197 --> 00:26:58,533
‫-آخرش رسیدیم به...
‫-قربانی کردن انسان

520
00:26:58,617 --> 00:27:00,076
‫قربانی کردن انسان، فکر کنم.

521
00:27:00,160 --> 00:27:01,995
‫دیو، این دخترا برای تو خون می‌خوان

522
00:27:02,787 --> 00:27:04,164
‫باید هم خون بدن.

523
00:27:04,247 --> 00:27:06,124
‫-آره
‫-میدیم

524
00:27:06,207 --> 00:27:08,001
‫و دیگه قرار نیست کمان رو معامله کنیم.

525
00:27:08,084 --> 00:27:10,503
‫براوو و چارلی یه مشت آدم بی‌عرضه و ترسو هستن.

526
00:27:11,671 --> 00:27:15,050
‫اونا به تنها چیزی چسبیده بودن که می‌دونستن این جایزه رو برامون جور می‌کنه.

527
00:27:15,133 --> 00:27:17,469
‫می‌دونم شاید خیلی سریع به نظر بیاد

528
00:27:17,552 --> 00:27:21,222
‫و هیچ دلیلی نداره که این‌قدر برای همدیگه از خودمون مایه بذاریم.

529
00:27:21,306 --> 00:27:23,224
‫ولی ما اینطوری هستیم، مخصوصاً با دیو...

530
00:27:23,308 --> 00:27:24,726
‫یعنی نمی‌دونم.

531
00:27:24,809 --> 00:27:29,898
‫گاهی خیلی سخت می‌تونم جای خودم رو توی گروه‌ها پیدا کنم

532
00:27:29,981 --> 00:27:32,067
‫همیشه نمی‌دونم به کجا تعلق دارم.

533
00:27:33,526 --> 00:27:35,278
‫ولی دیو همیشه یه جورایی...

534
00:27:37,989 --> 00:27:38,990
‫محکم و قابل اعتماد بود.

535
00:27:40,283 --> 00:27:43,328
‫-داشتنت توی تیم فوق‌العاده بود
‫-دوستون دارم بچه‌ها

536
00:27:43,411 --> 00:27:45,330
‫-ما هم دوستت داریم
‫-خیلی دوستت داریم رفیق

537
00:28:02,305 --> 00:28:06,059
‫خیلی تعجب کردم که دیو حاضر شد همچین فداکاری‌ای بکنه.

538
00:28:07,102 --> 00:28:10,230
‫می‌تونستم بفهمم که چند روز اخیر داشت بهش فشار می‌آورد

539
00:28:10,313 --> 00:28:14,693
‫و اون فقط ترجیح داد ما رو برنده ببینه، حتی به قیمت فدا کردن خودش.

540
00:28:15,235 --> 00:28:16,319
‫اون دقیقاً همین آدمه.

541
00:28:17,654 --> 00:28:21,032
‫همیشه این‌طوری نبودم
‫همه‌مون یه جورایی

542
00:28:21,116 --> 00:28:23,118
‫زندگی خودخواهانه‌ای داشتیم، ولی...

543
00:28:23,201 --> 00:28:26,287
‫خیلی کم پیش میاد که بتونی به خودت ثابت کنی دیگه اون آدم سابق نیستی.

544
00:28:31,668 --> 00:28:33,420
‫این بازی همیشه در حال تغییره

545
00:28:33,503 --> 00:28:35,630
‫«هر روز ممکنه ورق به نفع یکی برگرده»

546
00:28:36,715 --> 00:28:38,508
‫همین که آتیش راه بندازیم و غذا داشته باشیم

547
00:28:38,591 --> 00:28:41,511
‫توی این بازی میشیم یه قدرت درست و حسابی

548
00:28:44,514 --> 00:28:48,268
‫خیلی حس خوبی دارم که دوباره همه‌چی افتاده دست خودم

549
00:28:50,228 --> 00:28:55,358
‫من نیومدم اینجا بشینم و منتظر بمونم ببینم چی پیش میاد.

550
00:28:59,696 --> 00:29:02,198
‫اومدم بازی کنم
‫اومدم زنده بمونم

551
00:29:03,199 --> 00:29:04,492
‫یه منور داریم.

552
00:29:04,576 --> 00:29:07,036
‫-یه منور داریم بچه‌ها
‫-نه بابا، جدی میگی؟

553
00:29:07,120 --> 00:29:09,414
‫-آره، کسی رو تو ساحل می‌بینید؟
‫-فکر می‌کنید خودشه؟

554
00:29:09,497 --> 00:29:10,582
‫آره.

555
00:29:10,665 --> 00:29:14,043
‫-کیه؟
‫-نمی‌دونم سارا هست یا نه

556
00:29:14,711 --> 00:29:17,088
‫-اوه، یکی اون طرف منور زده
‫-نه بابا

557
00:29:17,172 --> 00:29:18,882
‫-نه بابا!
‫-یکی انصراف داد

558
00:29:19,507 --> 00:29:22,010
‫-وای خدای من
‫-لعنتی

559
00:29:22,093 --> 00:29:24,262
‫پس این قضیه کلاً بازی رو عوض می‌کنه.

560
00:29:26,806 --> 00:29:28,975
‫چیزی می‌بینی که شبیه سارا باشه؟

561
00:29:29,058 --> 00:29:30,769
‫-آره
‫-می‌گیریمش

562
00:29:30,852 --> 00:29:32,228
‫میله آتش‌زنه رو می‌گیریم.

563
00:29:32,312 --> 00:29:35,231
‫قطعاً فکر می‌کنم سارا ارزش اون میله آتش‌زنه رو داشت

564
00:29:35,315 --> 00:29:36,733
‫بچه‌ها، یه زوزه کوچولو بکشیم.

565
00:29:38,735 --> 00:29:40,028
‫خوشم اومد.

566
00:29:40,111 --> 00:29:41,905
‫آره، لازم نیست این‌قدر خودتو به رخ بکشی.

567
00:29:42,489 --> 00:29:44,491
‫آره، انگار که انتظار اینو نداشتم.

568
00:29:44,574 --> 00:29:48,328
‫چارلی، چون نمی‌تونه جزئیات اون سمت دور جزیره رو ببینه

569
00:29:48,411 --> 00:29:52,332
‫فکر می‌کنه هم‌تیمی سابقشون، سارا، از بازی انصراف داده

570
00:29:52,415 --> 00:29:56,669
‫و به خاطر همین فکر می‌کنن،  اون وسیله آتیشی‌ای که منتظرش بودن رو به دست میارن

571
00:29:56,753 --> 00:29:58,922
‫اما سارا هنوز توی بازیه

572
00:29:59,005 --> 00:30:02,383
‫و داره فکر می‌کنه قدم بعدیش چی باشه تا بتونه توی بازی بمونه.

573
00:30:02,467 --> 00:30:04,761
‫من برای این تیم خیلی کار کردم.

574
00:30:06,648 --> 00:30:11,148
‫"مدت زمان مانده تا اخراج سارا"

575
00:30:06,930 --> 00:30:09,224
‫جون کندم، آخرش چی؟

576
00:30:11,267 --> 00:30:12,977
‫ولی هنوز به خودم افتخار می‌کنم.

577
00:30:15,188 --> 00:30:16,815
‫هر اتفاقی یه دلیلی داره.

578
00:30:21,277 --> 00:30:23,404
‫وقتی گرسنه یا تشنه میشن

579
00:30:23,488 --> 00:30:25,490
‫یا وقتی یه میلیون دلار وسطه

580
00:30:25,573 --> 00:30:27,992
‫دیگه واقعاً نمی‌تونی به کسی اعتماد کنی.

581
00:30:28,076 --> 00:30:30,787
‫حاضرن برای چی کار کنن؟
‫می‌دونی، آدما حریص میشن

582
00:30:34,749 --> 00:30:38,044
‫گریه کردن فقط باعث میشه آب بدنم رو از دست بدم
‫و من قصد دارم تا آخرش بمونم

583
00:30:38,127 --> 00:30:41,381
‫می‌خوام این پول رو برای خانواده‌م ببرم.

584
00:30:44,050 --> 00:30:46,469
‫یعنی واقعاً به اون پول احتیاج داشتم، داداش!

585
00:30:47,595 --> 00:30:49,889
‫الان کلی احساس مختلف دارم.

586
00:30:49,973 --> 00:30:53,810
‫حتی یادم نمیاد آخرین بار کی واقعاً مورد زورگویی قرار گرفتم.

587
00:30:53,893 --> 00:30:56,145
‫این بازی بی‌رحمه.

588
00:30:57,522 --> 00:30:59,399
‫و من... من این کارو می‌کردم، یعنی...

589
00:31:04,279 --> 00:31:06,239
‫اگه قرار بود باعث بشه خانواده‌م دیگه مجبور نباشن سختی بکشن

590
00:31:06,322 --> 00:31:09,200
‫بازم انجامش می‌دادم، بارها و بارها.

591
00:31:17,417 --> 00:31:20,003
‫از بچگی همیشه دخل و خرجمو با حقوقم جور می‌کردم.

592
00:31:20,086 --> 00:31:22,005
‫مامانم همیشه خیلی سخت کار کرده.

593
00:31:22,630 --> 00:31:26,259
‫همش تو ذهنم تصور می‌کنم که به خانواده‌م بگم دیگه همه‌چی درست میشه.

594
00:31:26,342 --> 00:31:28,386
‫«دیگه لازم نیست این‌قدر سخت کار کنید»

595
00:31:28,469 --> 00:31:31,222
‫همین فکره هر روز بهم انگیزه می‌ده که ادامه بدم و بجنگم.

596
00:31:36,728 --> 00:31:37,770
‫هی!

597
00:31:38,980 --> 00:31:41,065
‫-هی، بچه‌ها!
‫-بریم، یالا

598
00:31:42,108 --> 00:31:44,110
‫نمی‌خوام یه‌دفعه بترسونمتون یا همچین چیزی.

599
00:31:45,987 --> 00:31:47,572
‫اوضاع چطوره؟

600
00:31:47,655 --> 00:31:49,949
‫-چه خبر رفیق؟ من سارام
‫-سارا، فارو

601
00:31:50,033 --> 00:31:52,285
‫-من سارام، خوشبختم از آشناییت
‫-چه خبر سارا؟

602
00:31:53,411 --> 00:31:55,788
‫خلاصه‌ اش کنم، می‌دونم همه‌مون همون یادداشت رو گرفتیم

603
00:31:57,415 --> 00:31:59,876
‫ببخشید، داشتم گریه می‌کردم.
‫الانم سعی می‌کنم گریه نکنم.

604
00:31:59,959 --> 00:32:02,211
‫نمی‌خوام کسی منو ضعیف ببینه، می‌فهمی؟

605
00:32:02,754 --> 00:32:04,881
‫-اِم... هوم
‫-انداختنت بیرون؟

606
00:32:04,964 --> 00:32:07,008
‫-آره، انداختنم بیرون
‫-وای جدی؟

607
00:32:07,091 --> 00:32:09,344
‫واقعاً با این کارشون غافلگیرم کردن.

608
00:32:09,427 --> 00:32:12,555
‫اگه اشکالی نداره بپرسم، بهترین حدست چیه که

609
00:32:12,639 --> 00:32:14,182
‫چرا این کارو باهات کردن؟

610
00:32:14,265 --> 00:32:17,393
‫رک و راست بگم.
‫فکر می‌کنن که اِم... من زیادی حرف میزنم.

611
00:32:17,477 --> 00:32:19,228
‫اینکه سرسختم.

612
00:32:19,312 --> 00:32:21,189
‫و اینکه مستقل بودن برام طبیعیه.

613
00:32:21,272 --> 00:32:24,150
‫بعضی مردها اینو دوست ندارن
‫حس می‌کنن این موضوع تهدیدشون می‌کنه.

614
00:32:24,859 --> 00:32:26,861
‫می‌دونم شما یه نفر کم دارید.

615
00:32:26,945 --> 00:32:28,446
‫من واقعاً آدم سخت‌کوشی‌ام.

616
00:32:29,447 --> 00:32:33,201
‫و می‌تونم با عملم ثابتش کنم.
‫نمی‌خوام اون میله آتش‌زنه گیرشون بیاد.

617
00:32:33,284 --> 00:32:36,829
‫قرار نیست من از بازی برم و چیزی که می‌خوان رو بهشون بدم، می‌فهمید چی میگم؟

618
00:32:37,789 --> 00:32:39,707
‫اگه لازم دارید با هم حرف بزنید و تصمیم بگیرید...

619
00:32:39,791 --> 00:32:41,960
‫-باید به عنوان یه تیم در موردش صحبت کنیم
‫-حتماً، انجام بدید

620
00:32:42,043 --> 00:32:44,003
‫-الان برمی‌گردیم
‫-ممنون بچه‌ها

621
00:32:46,000 --> 00:32:53,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

622
00:32:54,931 --> 00:32:57,934
‫برام خیلی بد میشه اگه همون‌جوری که با دست خالی اومدم، دوباره فقیر برگردم

623
00:32:58,017 --> 00:33:00,269
‫پس بدون جنگیدن کوتاه نمیام.

624
00:33:02,855 --> 00:33:05,274
‫«اگه یه بازیکن رو حذف کنید و اون بازیکن منور بزنه

625
00:33:05,358 --> 00:33:07,068
‫منبعی که می‌خواید رو دریافت می‌کنید»

626
00:33:07,151 --> 00:33:09,946
‫«شکار، آتش، سرپناه
‫این پیشنهاد تا غروب آفتاب اعتبار داره»

627
00:33:10,029 --> 00:33:11,280
‫نظرتون چیه؟

628
00:33:14,158 --> 00:33:17,370
‫اخلاق توی این بازی بستگی به شرایط داره.

629
00:33:17,453 --> 00:33:20,832
‫داری خیلی به آدم‌هایی وابسته میشی

630
00:33:20,915 --> 00:33:23,626
‫که فقط مهره‌های یه صفحه بازی هستن

631
00:33:23,710 --> 00:33:26,546
‫همون‌طور که خودت هم یه مهره از همین صفحه بازی هستی.

632
00:33:26,629 --> 00:33:30,425
‫اگه می‌خوای تا آخر بازی بمونی
‫باید اون تصمیم‌های سخت رو بگیری.

633
00:33:31,009 --> 00:33:33,970
‫من خودم دوست ندارم این کارو بکنم.
‫ولی چیزی که اول بازی گفتیم این بود که

634
00:33:34,053 --> 00:33:35,722
‫مهم نیست چه کسی اینجا بیاد

635
00:33:35,805 --> 00:33:37,724
‫ما نمی‌ذاریم تیم دیگه اون میله آتش‌زنه رو بگیره.

636
00:33:37,807 --> 00:33:40,268
‫ما راهش دادیم
‫گذاشتیم اینجا بمونه

637
00:33:40,351 --> 00:33:42,729
‫و متأسفانه ممکنه مجبور بشه منور بزنه و بره.

638
00:33:42,812 --> 00:33:44,814
‫ولی تا وقتی که اونا میله آتش‌زنه رو نگیرن...

639
00:33:44,897 --> 00:33:47,984
‫-هدف همین بود
‫-هدف برای اون و برای ما همین بود

640
00:33:48,067 --> 00:33:51,279
‫باید تصمیم بگیریم.
‫ولی بهش نمیگیم که الان در خطر حذف شدنه.

641
00:33:51,362 --> 00:33:52,613
‫فقط ساکت نگهش داریم.

642
00:33:52,697 --> 00:33:55,366
‫فکر کنم باید چند روز آینده این موضوع رو پیش خودمون نگه داریم.

643
00:33:55,450 --> 00:33:57,243
‫اون نمی‌خواد میله آتش‌زنه رو به اونا بده

644
00:33:57,326 --> 00:33:59,704
‫پس چرا بهش نگیم که می‌تونه توی بازی بمونه برای...

645
00:33:59,787 --> 00:34:02,540
‫فکر نمی‌کنم الان لازم باشه بهش بگیم.
‫فکر کنم یه کم صبر کنیم.

646
00:34:02,623 --> 00:34:05,877
‫می‌تونه اطلاعات بیشتری درباره اونا بهمون بده.بعد حذفش می‌کنیم

647
00:34:05,960 --> 00:34:07,253
‫-درسته
‫-آره

648
00:34:07,336 --> 00:34:08,379
‫صددرصد

649
00:34:09,047 --> 00:34:11,174
‫-بریم بهش بگیم
‫-باشه

650
00:34:11,257 --> 00:34:15,053
‫خب، ما یه نقشه یه جورایی شیطانی کشیدیم

651
00:34:16,095 --> 00:34:20,433
‫و اون اینه که سارا رو وارد تیممون کنیم

652
00:34:20,516 --> 00:34:23,269
‫و توی چند روز آینده حذفش کنیم.

653
00:34:23,352 --> 00:34:25,688
‫این‌طوری چارلی نمی‌تونه میله آتش‌زنه رو بگیره.

654
00:34:25,772 --> 00:34:29,567
‫اونا آتیش گیرشون نمیاد چون هم‌تیمی‌شون قبل از غروب منور نمیزنه.

655
00:34:29,650 --> 00:34:32,445
‫ولی ما همچنان تیم چهار نفره‌مون رو حفظ می‌کنیم

656
00:34:32,528 --> 00:34:34,906
‫و این نقشه شیطانی ماست.

657
00:34:47,251 --> 00:34:49,045
‫ما بین خودمون حرف زدیم.

658
00:34:51,798 --> 00:34:52,924
‫به براوو خوش اومدی

659
00:34:53,007 --> 00:34:55,218
‫-وای خدای من، واقعاً؟
‫-آره، حتماً

660
00:34:55,301 --> 00:34:57,178
‫-خیلی ممنونم، جدی میگم
‫-خواهش می‌کنم

661
00:34:57,261 --> 00:34:58,805
‫-واقعاً ممنونم
‫-قابلی نداشت

662
00:34:58,888 --> 00:35:01,724
‫این واقعاً برام خیلی ارزش داره
‫میدونم که ما غریبه‌ایم و همه‌چی

663
00:35:02,308 --> 00:35:04,811
‫ولی واقعاً هیجان دارم که بیشتر بشناسمتون

664
00:35:04,894 --> 00:35:07,438
‫نه فقط در حد یه سلام و خداحافظی ساده.

665
00:35:07,522 --> 00:35:09,398
‫می‌خواید یه کم آتیشمون رو بهت نشون بدیم؟

666
00:35:09,482 --> 00:35:10,942
‫بله، لطفاً.

667
00:35:11,025 --> 00:35:14,487
‫من قراره برای تیم براوو یه مهره مفید باشم
‫و مهارت‌هایی که دارم رو نشون بدم

668
00:35:14,570 --> 00:35:17,406
‫اونا یه شانس دوباره بهم دادن
‫یه زندگی دوباره توی این بازی.

669
00:35:17,490 --> 00:35:18,574
‫حس می‌کنم دوباره متولد شدم

670
00:35:18,658 --> 00:35:21,494
‫و برای همیشه ازشون ممنونم، از خدا ممنونم

671
00:35:21,577 --> 00:35:23,579
‫و فقط برای این فرصتی که دارم اینجا باشم شکرگزارم.

672
00:35:25,498 --> 00:35:29,001
‫بچه‌ها، این خیلی دیوونه‌کننده‌ست.
‫تمام چیزی که می‌خواستم یه آتیش لعنتی بود.

673
00:35:29,085 --> 00:35:30,962
‫چیزی می‌خوای؟ یه خرچنگ اینجاست.

674
00:35:31,045 --> 00:35:33,339
‫وای خدای من بچه‌ها.
‫سعی می‌کنم الان گریه نکنم.

675
00:35:33,965 --> 00:35:36,467
‫خیلی ممنون که منو وارد خونه‌تون کردید

676
00:35:36,551 --> 00:35:38,136
‫قول میدم پشیمونتون نکنم.

677
00:35:38,719 --> 00:35:41,180
‫ما به هم نگاه می‌کنیم
‫و واقعاً یه جورایی احساس بدی داریم

678
00:35:41,264 --> 00:35:44,517
‫ولی ما هنوز همون تیم چهارنفره می‌مونیم

679
00:35:44,600 --> 00:35:48,437
‫و مهم نیست اون کی باشه
‫ما هم‌تیمی دیگه‌ای قبول نمی‌کنیم.

680
00:35:49,814 --> 00:35:52,567
‫بچه‌ها، الان واقعاً حس آرامش دارم

681
00:35:52,650 --> 00:35:54,902
‫و اونا اون میله آتش‌زنه رو گیر نمیارن.

682
00:36:04,996 --> 00:36:07,498
‫با کلی هیزم خشک برای آتیش

683
00:36:07,582 --> 00:36:09,709
‫و یه جفت دست اضافه برای جمع کردنشون

684
00:36:09,792 --> 00:36:12,503
‫تیم براوو داره از این شب‌های خشکِ کمیاب

685
00:36:12,587 --> 00:36:14,547
‫توی فصل بارونی پاناما نهایت استفاده رو می‌کنه.

686
00:36:15,047 --> 00:36:17,675
‫واقعاً حس می‌کنم اینجا خونه‌ی خودمه بچه‌ها.

687
00:36:17,758 --> 00:36:19,343
‫خوبه، خوشحالم این حس رو داری.

688
00:36:19,427 --> 00:36:22,889
‫واقعاً هیجان‌زده‌ام که نشون بدم هرجوری بتونم چطور می‌تونم کمک کنم و...

689
00:36:22,972 --> 00:36:25,933
‫-آره، امروز روز طولانی‌ای بود
‫-سارا، خوش اومدی به جمعمون

690
00:36:26,017 --> 00:36:27,018
‫مرسی بچه‌ها.

691
00:36:27,101 --> 00:36:29,312
‫-یه کم بخواب
‫-امیدوارم خوب بخوابی

692
00:36:39,780 --> 00:36:41,532
‫خیلی هیجان دارم که آتیش داشته باشیم.

693
00:36:42,033 --> 00:36:44,577
‫منم همینطور.
‫هیجان دارم که بوی دود آتیش اردو بگیرم.

694
00:36:44,660 --> 00:36:48,414
‫می‌دونین بچه‌ها، بیاین درباره خاطره‌های موردعلاقه‌مون با دیو حرف بزنیم.

695
00:36:48,497 --> 00:36:51,125
‫فکر کنم موردعلاقه‌ی من شب اول بود، وقتی بارون سیل‌آسا می‌اومد

696
00:36:51,209 --> 00:36:55,338
‫و تونستیم فقط بشینیم اونجا و باهاش بدون توقف بخندیم.

697
00:36:56,130 --> 00:36:58,007
‫واقعاً به نفع اون تموم شد

698
00:36:58,591 --> 00:37:01,761
‫یعنی، خودش فکر می‌کرد می‌خواد بره بیرون

699
00:37:01,844 --> 00:37:05,056
‫ولی نمی‌خواست جوری به نظر بیاد که انگار...
‫انگار کم آورده و داره فرار می‌کنه

700
00:37:05,139 --> 00:37:07,016
‫تونست با افتخار از بازی خارج بشه

701
00:37:10,186 --> 00:37:11,020
‫آره.

702
00:37:13,606 --> 00:37:14,941
‫و توی تیم چارلی،

703
00:37:15,024 --> 00:37:18,611
‫هیجانِ یه امید واهی باعث شده تا نصفه‌های شب بیدار بمونن.

704
00:37:20,238 --> 00:37:22,198
‫هی، شما هم اون صدا رو می‌شنوین؟ شما هم می‌شنوین؟

705
00:37:23,115 --> 00:37:24,325
‫سکوت و آرامش.

706
00:37:24,408 --> 00:37:25,534
‫-هی
‫-لعنتی...

707
00:37:25,618 --> 00:37:29,872
‫می‌دونین، امروز مجبور شدیم یکی از اعضای تیم چارلی رو کنار بذاریم.

708
00:37:29,956 --> 00:37:33,876
‫اصلاً تصمیم آسونی نبود
‫ولی قطعاً لازم بود.

709
00:37:33,960 --> 00:37:35,586
‫-قطعاً لازم بود
‫-برای من که آسون بود

710
00:37:35,670 --> 00:37:38,798
‫خب، برای بادی آسون بود.
‫ولی خب، دیگه همین چیزی بود که شد.

711
00:37:38,881 --> 00:37:40,049
‫دیگه کاریش نمیشه کرد.

712
00:37:40,132 --> 00:37:42,468
‫-ما قراره اینجا یه حالی به هم بدیم...
‫-ما اینجا یه خانواده‌ایم بچه‌ها

713
00:37:42,551 --> 00:37:45,137
‫و الان بیشتر از هر وقت دیگه‌ای حس می‌کنیم یه خانواده‌ایم.

714
00:37:45,221 --> 00:37:46,264
‫-بیشتر از همیشه
‫-بیشتر از همیشه

715
00:37:54,397 --> 00:37:56,065
‫فکر می‌کنم وفاداری دیو

716
00:37:56,691 --> 00:37:58,609
‫کلید موفقیت ما بود.

717
00:37:59,860 --> 00:38:02,488
‫دیو خودش رو نشون داد
‫و من تا همیشه بابتش قدردانشم.

718
00:38:02,571 --> 00:38:06,617
‫اگه می‌خواین شروع کنین حلزون‌ها رو باز کردن...
‫نمی‌دونم...اگه کسی دنبال یه کاره

719
00:38:08,619 --> 00:38:10,162
‫ما میریم دنبال غذا و هیزم بیشتری جمع می‌کنیم

720
00:38:10,246 --> 00:38:12,498
‫باشه عالیه، می‌خواین همین الان انجامش بدین؟

721
00:38:12,581 --> 00:38:13,708
‫دمت گرم.

722
00:38:18,337 --> 00:38:20,131
‫این هلیکوپتره؟

723
00:38:20,214 --> 00:38:22,008
‫قراره میله آتش‌زنه‌مون رو بگیریم؟

724
00:38:22,717 --> 00:38:24,677
‫بچه‌ها، بریم سمت ساحل.

725
00:38:24,760 --> 00:38:26,512
‫این واقعاً هیجان‌انگیزه بچه‌ها.

726
00:38:27,888 --> 00:38:30,933
‫-داره سریع حرکت می‌کنه
‫-فکر کنم داره می‌ره سمت تیم آلفا

727
00:38:31,017 --> 00:38:32,852
‫هلیکوپتر کجاست؟

728
00:38:34,687 --> 00:38:35,813
‫انداختش.

729
00:38:36,981 --> 00:38:39,150
‫بچه‌ها، ما واقعاً داریم میله آتش‌زنه رو می‌گیریم.

730
00:38:39,233 --> 00:38:41,360
‫هیچ‌کس قرار نیست زیر قول و قرارش بزنه.

731
00:38:44,947 --> 00:38:45,948
‫ببینین!

732
00:38:47,033 --> 00:38:48,826
‫-آره لعنتی!
‫-چه جعبه‌ی خفنیه!

733
00:38:48,909 --> 00:38:50,911
‫-وای خدای من!
‫-بریم

734
00:38:57,043 --> 00:38:58,252
‫بالاست.

735
00:39:00,629 --> 00:39:02,423
‫فکر کنم داره پرواز می‌کنه و می‌ره

736
00:39:04,216 --> 00:39:05,634
‫یه هشدار اشتباه بود.

737
00:39:05,718 --> 00:39:07,970
‫-برای ما نیست. اون مال ما نیست
‫-صبر کن، چی؟

738
00:39:08,054 --> 00:39:11,057
‫ممکنه برگرده.
‫دوباره دور بزنه و برگرده.

739
00:39:11,140 --> 00:39:12,892
‫الان داره سعی می‌کنه گیجمون کنه.

740
00:39:15,144 --> 00:39:16,187
‫رفته.

741
00:39:17,146 --> 00:39:19,440
‫-فکر کنم دیگه رفت
‫-لعنتی

742
00:39:19,523 --> 00:39:21,525
‫سارا معلومه که خارج نشده

743
00:39:21,609 --> 00:39:24,236
‫و به نظر میاد این یکی از طرف تیم آلفاست.

744
00:39:24,320 --> 00:39:27,239
‫می‌دونستم بیرون رفتن برای سارا گزینه نیست.

745
00:39:27,323 --> 00:39:30,451
‫-اون تسلیم نمیشه
‫-هنوز این دور و بره

746
00:39:31,494 --> 00:39:33,120
‫یه جورایی مثل سوسکه.

747
00:39:33,996 --> 00:39:36,749
‫احتمالاً می‌خوان بیان همه‌چی رو بدزدن.

748
00:39:36,832 --> 00:39:38,876
‫اون دنبال تلافی کردنه.

749
00:39:38,959 --> 00:39:42,046
‫-ما قطعاً دیگه میله آتش‌زنه نمی‌گیریم
‫-آره

750
00:39:42,546 --> 00:39:44,840
‫-بیاین اینو کامل باز کنیم
‫-نگهش دارم باز بمونه؟

751
00:39:45,674 --> 00:39:46,634
‫این چیه؟

752
00:39:47,301 --> 00:39:48,677
‫تکه‌های چوب پرمانند هم هست؟

753
00:39:48,761 --> 00:39:50,721
‫همه چیز برای روشن کردن آتیش رو دارن

754
00:39:50,805 --> 00:39:51,639
‫آره لعنتی.

755
00:39:51,722 --> 00:39:53,891
‫خیلی خفنه
‫و یه جعبه خفن دیگه هم داریم.

756
00:39:53,974 --> 00:39:56,143
‫آره. با جونتون ازش مراقبت کنین بچه‌ها

757
00:39:56,227 --> 00:39:57,311
‫-آره لعنتی
‫-این فوق‌العاده‌ست

758
00:39:57,395 --> 00:39:59,105
‫-مرسی دیو
‫-مرسی دیو

759
00:39:59,188 --> 00:40:00,815
‫-مرسی دیو
‫-مرسی دیو

760
00:40:00,898 --> 00:40:03,901
‫-باشه، بیاین اینو برگردونیم
‫-آره، بیاین ببریمش داخل

761
00:40:04,402 --> 00:40:08,280
‫ببین، به نظرم داشتن یه تیم قوی و محکم

762
00:40:08,364 --> 00:40:10,616
‫و وفادار بودن به اون تیم، همه‌چیزه.

763
00:40:10,699 --> 00:40:12,701
‫ولی از طرف دیگه

764
00:40:12,785 --> 00:40:16,247
‫توی این مرحله از بازی، از دست دادن یه عضو تیم هم مزایایی داره.

765
00:40:17,623 --> 00:40:19,041
‫یه شکم کمتر برای سیر کردن

766
00:40:20,960 --> 00:40:21,919
‫پول بیشتر.

767
00:40:22,420 --> 00:40:23,671
‫وای خدای من

768
00:40:25,381 --> 00:40:27,091
‫و این برای من ارزششو داره.

769
00:40:27,174 --> 00:40:30,511
‫تو کل زندگیم هیچ‌وقت این‌قدر برای دیدن آتیش هیجان‌زده نبودم.

770
00:40:32,471 --> 00:40:34,390
‫همه‌ی اینا به خاطر دیو هست، قطعاً

771
00:40:35,141 --> 00:40:36,642
‫هنوز واقعی به نظر نمیاد.

772
00:40:36,725 --> 00:40:39,061
‫دارم بهش خیره میشم
‫ولی با خودم میگم واقعاً واقعیه؟

773
00:40:39,145 --> 00:40:41,605
‫ما همین الان تبدیل شدیم به قوی‌ترین تیم روی این صفحه.

774
00:40:42,106 --> 00:40:45,943
‫ما تنها کسایی هستیم که می‌تونیم شکار کنیم.
‫حالا آتیش هم داریم.

775
00:40:46,026 --> 00:40:47,653
‫-آره
‫-بازی شروع شد

776
00:40:48,237 --> 00:40:50,656
‫خیلی هیجان دارم هرچی گیرمون اومد بزنیم و بپزیمش.

777
00:40:59,331 --> 00:41:01,167
‫ما این همه بار دود درست کردیم.

778
00:41:01,250 --> 00:41:03,002
‫فقط نتونستیم به اون ذغال گداخته برسیم.

779
00:41:03,669 --> 00:41:05,546
‫حس می‌کنم دارم کم‌کم ناامید میشم.

780
00:41:08,757 --> 00:41:10,968
‫اینجا نور خورشید مستقیم می‌تابه.

781
00:41:11,051 --> 00:41:14,597
‫فکر خوبیه اگه یه تیکه شیشه برداری و شاید باهاش امتحان کنی

782
00:41:14,680 --> 00:41:15,848
‫یه خط روش بندازی.

783
00:41:15,931 --> 00:41:17,850
‫شاید بتونی روشنش کنی.

784
00:41:18,392 --> 00:41:19,810
‫یه فکری دارم.

785
00:41:20,478 --> 00:41:21,854
‫اوه، لیا یه فکری داره.

786
00:41:22,646 --> 00:41:26,275
‫وقتی فهمیدم قرار نیست میله آتش‌زنه گیرمون بیاد

787
00:41:26,358 --> 00:41:29,737
‫حس کردم شخصاً مسئول روشن کردن آتیشم.

788
00:41:30,529 --> 00:41:31,655
‫ایده‌ ات چیه؟

789
00:41:31,739 --> 00:41:34,116
‫-الان نمی‌خوام زیاد درباره‌ش حرف بزنم
‫-باشه

790
00:41:34,200 --> 00:41:35,117
‫باشه.

791
00:41:35,201 --> 00:41:38,787
‫این چیزی بود که واقعاً می‌خواستم باهاش یه ارزش به تیم اضافه کنم

792
00:41:38,871 --> 00:41:42,917
‫چون می‌دونم طرز فکرشون درباره نقش زن و مرد چطوریه.

793
00:41:43,000 --> 00:41:45,252
‫قطعاً باید بیشتر تلاش کنم تا خودمو ثابت کنم.

794
00:41:45,753 --> 00:41:47,755
‫امیدوارم لیا بتونه از پسش بربیاد.

795
00:41:47,838 --> 00:41:52,718
‫وگرنه مثل سارا از بازی کنار گذاشته میشم

796
00:41:57,431 --> 00:41:59,892
‫من دوربین دوچشمی رو باز کردم و از هم جداش کردم

797
00:41:59,975 --> 00:42:02,144
‫الان خورشید دقیقاً بالای سرمونه.

798
00:42:02,228 --> 00:42:03,896
‫اینجا دارم از گرما می‌پزم

799
00:42:03,979 --> 00:42:06,690
‫و امیدوارم بتونه بهمون...

800
00:42:07,691 --> 00:42:11,362
‫اون‌قدر نور بده که بتونیم آتیش روشن کنیم.

801
00:42:11,445 --> 00:42:13,322
‫وای خدای من، گرفتیمش.

802
00:42:13,405 --> 00:42:14,823
‫یه نقطه نور دقیقاً روش افتاده.

803
00:42:14,907 --> 00:42:18,327
‫دوربین دوچشمی در واقع مثل ذره‌بین کار می‌کنه.

804
00:42:20,037 --> 00:42:22,873
‫خدای عزیز، لطفاً کاری کن این آتیش بگیره.

805
00:42:24,583 --> 00:42:25,751
‫داره میگیره؟

806
00:42:25,834 --> 00:42:26,835
‫باید بگیره.

807
00:42:26,919 --> 00:42:30,714
‫فکر کنم کسی که یه کم گولم زد، لیا بود.

808
00:42:31,340 --> 00:42:33,759
‫از نظر آتیش روشن کردن و این چیزا،

809
00:42:33,842 --> 00:42:36,554
‫اون چیزی نیست که اول کار خودش رو نشون می‌داد.

810
00:42:36,637 --> 00:42:40,516
‫ام...فکر کنم یه جورایی داشتم از یه وقت تنهایی لذت می‌بردم

811
00:42:41,016 --> 00:42:42,601
‫یه جورایی بهش نیاز داشتم.

812
00:42:46,105 --> 00:42:49,358
‫اون تمام روش‌های ابتدایی روشن کردن آتیش رو امتحان کرده

813
00:42:49,441 --> 00:42:51,610
‫ولی هنوز آتیش نداریم.

814
00:42:51,694 --> 00:42:54,154
‫شاید مجبور شم خودم هدایت کار رو دست بگیرم

815
00:42:54,989 --> 00:42:58,534
‫فکر کنم باید برم پامو بذارم تو آب.
‫دارم از گرما خفه میشم.

816
00:42:59,034 --> 00:43:01,954
‫یه مدتیه اینجام.
‫الان واقعاً آب بدنم کم شده.

817
00:43:02,037 --> 00:43:05,583
‫هی، اگه یه کم استراحت کنی
‫من میرم امتحانش کنم.

818
00:43:09,295 --> 00:43:10,963
‫آتیش روشن کردن آسون نیست.

819
00:43:11,046 --> 00:43:14,174
‫و اینکه بخوای با دوربین دوچشمی آتیش روشن کنی...

820
00:43:14,717 --> 00:43:16,218
‫آسمون باید کاملاً صاف باشه.

821
00:43:16,302 --> 00:43:20,556
‫همچنین باید هوا به گرمی الان باشه.

822
00:43:20,639 --> 00:43:22,516
‫نه بارون باشه، نه رطوبت.

823
00:43:22,600 --> 00:43:26,145
‫گرفتنش خیلی آسون نیست.

824
00:43:33,611 --> 00:43:36,238
‫-گرفتمش!
‫-گرفتی؟ وای خدای من

825
00:43:38,824 --> 00:43:42,244
‫بادی، آره آره آره!

826
00:43:46,081 --> 00:43:47,541
‫این عالیه بچه‌ها.

827
00:43:48,626 --> 00:43:50,919
‫واقعاً خوشحالم که تیمم آتیش داره

828
00:43:51,003 --> 00:43:53,589
‫ولی همه‌شون هم میدونستن این موضوع چقدر برام مهمه

829
00:43:53,672 --> 00:43:57,551
‫و فهمیدم وقتی یه ایده دارم
‫فقط باید برای خودم نگهش دارم

830
00:43:57,635 --> 00:43:58,844
‫چون چیزی که می‌دونم اینه که

831
00:43:58,927 --> 00:44:02,014
‫یه لحظه بعد میان از دستم میگیرنش
‫و فقط میگن که...

832
00:44:02,598 --> 00:44:03,432
‫بی‌خیال.

833
00:44:04,099 --> 00:44:07,269
‫-از خوشحالی دارم بال درمیارم
‫-خیلی خوبه رفیق

834
00:44:07,770 --> 00:44:08,979
‫آره لعنتی!

835
00:44:16,695 --> 00:44:18,989
‫حس می‌کنم مثل آدم‌های غارنشین شدم پسر! چی؟!

836
00:44:21,784 --> 00:44:23,202
‫هی، یه کم به منم بده.

837
00:44:23,285 --> 00:44:24,745
‫یه کم بده. همه‌ش کجاست...

838
00:44:24,828 --> 00:44:26,955
‫-کارت عالی بود
‫-رفیق! وای!

839
00:44:27,039 --> 00:44:28,666
‫-آره، پسر گنده!
‫-وووهوو!

840
00:44:29,958 --> 00:44:32,795
‫انگار وقتی آتیش رو روشن کردیم یه چیزی درست پیش نمی‌رفت.

841
00:44:32,878 --> 00:44:36,715
‫فکر کنم لیا ترسیده.
‫فکر می‌کنه نفر بعدی‌ایه که قراره بره.

842
00:44:37,341 --> 00:44:38,258
‫بذار بسوزه.

843
00:44:38,342 --> 00:44:39,510
‫رفیق، خیلی خوشحالم.

844
00:44:40,177 --> 00:44:43,639
‫-داره می‌پزه
‫-تو خوشحال نیستی؟ لبخندت کجاست؟

845
00:44:43,722 --> 00:44:44,598
‫-هستم
‫-اوه، آره

846
00:44:44,682 --> 00:44:47,101
‫-فقط دارم می‌ذارم شماها کار خودتونو بکنین
‫-ما ترکوندیم

847
00:44:47,184 --> 00:44:50,771
‫با اینکه تصمیم گرفته بودیم اگه اون نتونه آتیش روشن کنه بندازیمش بیرون

848
00:44:50,854 --> 00:44:54,525
‫دارم فکر می‌کنم شاید بهتر باشه یه مدت صبر کنیم چون هیچ‌وقت معلوم نیست.

849
00:44:55,109 --> 00:44:56,402
‫این خیلی هیجان‌انگیزه.

850
00:44:56,485 --> 00:44:59,863
‫شاید شروع کنه یه سری مهارت‌هایی که به درد می‌خورن نشون بده.

851
00:44:59,947 --> 00:45:01,699
‫امشب قراره حسابی غذا بخوریم.

852
00:45:02,199 --> 00:45:05,327
‫یا شاید بیرون کردنش یه سودی برامون داشته باشه.

853
00:45:07,121 --> 00:45:09,248
‫واقعاً باید هوشمندانه بازی کنی.

854
00:45:11,542 --> 00:45:13,335
‫ما بازی رو با سرپناه شروع کردیم.

855
00:45:13,419 --> 00:45:14,962
‫غذا گیر آوردیم.

856
00:45:15,045 --> 00:45:17,339
‫حالا هم آتیش داریم، بادی لاو!

857
00:45:17,423 --> 00:45:19,425
‫بیا بغلم! آره!

858
00:45:20,008 --> 00:45:21,093
‫ما ترکوندیم!

859
00:45:22,594 --> 00:45:24,054
‫بذار بسوزه!

860
00:45:34,648 --> 00:45:37,818
‫واقعاً فقط می‌خوام نارگیل و چندتا برگ نخل پیدا کنم

861
00:45:37,901 --> 00:45:40,612
‫و نمی‌دونم دیگه کجای این نقشه می‌شه اینا رو پیدا کرد

862
00:45:40,696 --> 00:45:43,031
‫-نارگیل سبز عالی میشه
‫-باشه حله

863
00:45:43,115 --> 00:45:45,075
‫باشه، چتر نجاتمون رو داریم، قمه هم داریم.

864
00:45:45,159 --> 00:45:46,660
‫-چندتا کیسه هم داریم
‫-عالیه

865
00:45:46,744 --> 00:45:48,412
‫-زود می‌بینیمتون
‫-باشه، موفق باشین

866
00:45:49,538 --> 00:45:52,750
‫زمانی که سارا توی کمپ چارلی بود

867
00:45:52,833 --> 00:45:55,377
‫نشان داد جنگل‌های نخل نارگیل اطراف اونجا چه استفاده‌های زیادی دارن

868
00:45:55,461 --> 00:45:58,964
‫از الیاف برای سوزوندن
‫تا ساختن سرپناه و غذا

869
00:45:59,047 --> 00:46:02,134
‫نخل نارگیل یه منبع حیاتی توی این جزیره‌ست

870
00:46:06,805 --> 00:46:09,767
‫-لعنتی، امروز اینجا خیلی گرمه
‫-آره واقعاً

871
00:46:09,850 --> 00:46:13,312
‫من و دخترا داریم میریم سمت چارلی
‫دنبال دردسر نیستیم

872
00:46:13,395 --> 00:46:15,147
‫میریم دنبال چیزای قابل استفاده، همین

873
00:46:15,230 --> 00:46:18,734
‫توی کمپ چارلی تنها چیزی که می‌خوردم
‫مغز نخل و نارگیل بود.

874
00:46:18,817 --> 00:46:21,028
‫و اونا که صاحب درخت‌ها نیستن، می‌دونی؟

875
00:46:21,695 --> 00:46:23,822
‫-خب، می‌بینیم چی کار می‌کنن...
‫-آره

876
00:46:23,906 --> 00:46:24,948
‫...بعد واکنش نشون میدیم.

877
00:46:25,574 --> 00:46:27,785
‫قطعا. وس قراره خودش رو آدم مهم نشون بده

878
00:46:27,868 --> 00:46:31,246
‫فکر می‌کنن می‌تونن منو بترسونن
‫چقدر قراره احمق باشن؟

879
00:46:31,330 --> 00:46:34,792
‫می‌دونم قراره چی کار کنن.
‫میان اینجا شاخ و شونه بکشن

880
00:46:34,875 --> 00:46:37,669
‫ولی اونجا اصلاً مغز نخل دوست ندارن.

881
00:46:37,753 --> 00:46:38,921
‫من عاشق مغز نخل‌ام

882
00:46:39,004 --> 00:46:43,425
‫پس نمیذارم این باعث بشه از جمع کردن منابع اون طرف دست بکشیم.

883
00:46:43,509 --> 00:46:45,594
‫آخرش این نقشه برای همه آزاده.

884
00:46:45,677 --> 00:46:47,554
‫فکر می‌کنی اون دود اونجاست؟

885
00:46:48,055 --> 00:46:49,431
‫اوه، آره داره دود می‌کنه.

886
00:46:50,516 --> 00:46:51,558
‫لعنتی.

887
00:46:51,642 --> 00:46:53,393
‫بالاخره آتیش روشن کردن؟

888
00:46:53,477 --> 00:46:55,187
‫داداش، چطوری این اتفاق افتاد؟

889
00:46:56,688 --> 00:46:58,774
‫لعنتی، باورم نمیشه آتیش دارن.

890
00:46:58,857 --> 00:47:01,318
‫ای بابا.

891
00:47:02,736 --> 00:47:06,907
‫ما سارا رو راه دادیم داخل
‫که چارلی نتونه میله آتش‌زنه رو بگیره

892
00:47:06,990 --> 00:47:09,326
‫و حالا اونا آتیششون رو روشن کردن.

893
00:47:09,409 --> 00:47:11,495
‫پس باید نگهش داریم توی تیم؟

894
00:47:11,578 --> 00:47:15,249
‫الان بهش بگیم؟ صبر کنیم؟
‫اصلاً باید چی کار کنیم؟

895
00:47:24,091 --> 00:47:26,760
‫حالا دیگه این لعنتی واقعاً راه افتاده
‫واقعاً هم همین‌طوره

896
00:47:26,844 --> 00:47:28,679
‫آتیش، غذا، سرپناه.

897
00:47:28,762 --> 00:47:31,807
‫همه‌چی رو داریم و حتی لازم هم نبود
‫از شراره سارا استفاده کنیم.

898
00:47:31,890 --> 00:47:33,934
‫آره، اون فقط یه امتیاز اضافه بود.

899
00:47:36,103 --> 00:47:37,020
‫آره!

900
00:47:37,855 --> 00:47:38,730
‫اوه.

901
00:47:38,814 --> 00:47:39,815
‫اوه اوه.

902
00:47:39,898 --> 00:47:41,859
‫هی بچه‌ها، مهمون داریم.

903
00:47:41,942 --> 00:47:43,193
‫وس، بیا بیرون کارت دارم.

904
00:47:43,277 --> 00:47:47,614
‫از دور سه تا آدم می‌بینم که دارن از سمت تیم براوو میان.
‫مهمون داریم.

905
00:47:48,198 --> 00:47:49,533
‫همین‌جا بمون.

906
00:47:49,616 --> 00:47:51,368
‫نمی‌خوایم بیان توی محدوده ما

907
00:47:51,451 --> 00:47:54,121
‫چون ممکنه سارا بخواد بیاد از کمپمون چیزی بدزده.

908
00:47:57,040 --> 00:48:00,711
‫سارا مستقیم رفت همون جایی که نارگیل‌ها هستن.

909
00:48:00,794 --> 00:48:02,921
‫باید با تمام وجود از اینجا محافظت کنیم.

910
00:48:04,298 --> 00:48:06,884
‫واضحه که توی این بازی نمی‌تونی از خشونت استفاده کنی

911
00:48:06,967 --> 00:48:10,804
‫ولی فقط هیکل من به تنهایی می‌تونه باعث ترس بشه.

912
00:48:13,390 --> 00:48:14,683
‫چه خبر بچه‌ها؟

913
00:48:15,267 --> 00:48:16,935
‫ما فقط داریم نارگیل جمع می‌کنیم.

914
00:48:17,019 --> 00:48:20,898
‫من عادت دارم زور بگم باشم، باشه؟
‫کسی نمی‌تونه به من زور بگه

915
00:48:21,690 --> 00:48:22,983
‫شماها اون بو رو حس می‌کنین؟

916
00:48:24,610 --> 00:48:26,111
‫دیگه به اون میله آتش‌زنه نیازی نداریم.

917
00:48:26,194 --> 00:48:27,404
‫باحاله، عالیه.

918
00:48:27,487 --> 00:48:28,530
‫خوش به حالتون.

919
00:48:30,157 --> 00:48:32,743
‫یه کم زود عصبانی میشم.

920
00:48:34,036 --> 00:48:36,914
‫نمیگم که می‌خوام دست به یقه بشم یا همچین چیزی

921
00:48:38,290 --> 00:48:41,043
‫ولی آخر روز از خونه‌مون دفاع می‌کنیم.

922
00:48:41,126 --> 00:48:43,587
‫امروز هوا خیلی گرمه.
‫باید آب بدنتونو حفظ کنین.

923
00:48:43,670 --> 00:48:45,672
‫برای ما خیلی راحت بوده که آب بدنمون رو حفظ کنیم.

924
00:48:45,756 --> 00:48:48,091
‫فکر کنم روزی هشت نه تا ظرف آب می‌خوریم.

925
00:48:48,175 --> 00:48:49,426
‫این فوق‌العاده‌ست.

926
00:48:51,053 --> 00:48:54,473
‫می‌تونستم بفهمم این یارو اومده اینجا که یه جورایی نقش آدم آلفا رو بازی کنه

927
00:48:54,556 --> 00:48:57,267
‫و جوری نشون بده که رئیس و گردن‌کلفته

928
00:48:57,351 --> 00:48:58,685
‫در حالی که اصلاً این‌طور نیست.

929
00:48:59,519 --> 00:49:02,689
‫صورت سارا رو پوشونده، یه ماسک زده انگار دزد دریاییه.

930
00:49:03,899 --> 00:49:06,109
‫درگیرش نشین.
‫بذارین هرچقدر می‌خواد خودش رو آدم گنده نشون بده.

931
00:49:06,193 --> 00:49:07,361
‫داداش، بیا دیگه.
‫زود باش.

932
00:49:07,444 --> 00:49:10,614
‫لازم نیست به ما بگی چی کار کنیم.
‫این ساحل مال تو نیست.

933
00:49:10,697 --> 00:49:13,492
‫-حرکت کن
‫-من اگه بخوام می‌تونم تمام روز همین‌جا بشینم

934
00:49:13,575 --> 00:49:16,870
‫باید براش روشن می‌کردم که نمی‌ذارم هیچ‌کس

935
00:49:16,954 --> 00:49:19,414
‫به من و تیمم بی‌احترامی کنه.

936
00:49:19,998 --> 00:49:22,793
‫حواست به دستت باشه.
‫داداش، هی، داری چی کار می‌کنی؟

937
00:49:22,876 --> 00:49:24,962
‫-دارم نارگیل جمع می‌کنم
‫-می‌خوای دستت رو قطع کنم؟

938
00:49:25,045 --> 00:49:26,755
‫نباید وقتی دستم اونجاست قمه رو تکون بدی.

939
00:49:26,838 --> 00:49:29,841
‫-الان دیگه دنبال خون افتادن
‫-لعنتی! ما هم خون نشونشون میدیم

940
00:49:29,925 --> 00:49:32,719
‫-دستتو اونجا نذار...
‫-شما توی قلمروی مایین، یادتون نره

941
00:49:32,803 --> 00:49:34,388
‫-این قلمروی شما نیست
‫-این قلمروی ماست

942
00:49:34,471 --> 00:49:35,597
‫نه، نیست.

943
00:49:35,681 --> 00:49:37,474
‫-داداش
‫- گمشو عقب تر

944
00:49:37,557 --> 00:49:38,976
‫یعنی، این یارو روانیه.

945
00:49:39,059 --> 00:49:40,644
‫واقعاً روانیه.

946
00:49:41,395 --> 00:49:42,688
‫می‌خوای منو بزنی؟

947
00:49:43,000 --> 00:50:03,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
