1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:24,350 --> 00:00:26,350
‫اون اعماق جنگل‌های پاناما…

3
00:00:28,020 --> 00:00:30,570
‫بقا فقط جنگیدن با طبیعت وحشی نیست

4
00:00:31,710 --> 00:00:33,590
‫باید بلد باشی با آدما سر کنی

5
00:00:35,440 --> 00:00:37,200
‫شانزده تا غریبه

6
00:00:37,990 --> 00:00:40,370
‫پرت شدن وسط دنیایی که فقط یه قانون داره

7
00:00:41,040 --> 00:00:42,750
‫باید تیمی به خط پایان برسین

8
00:00:43,290 --> 00:00:46,790
‫تا برنده بشین و جایزه یک میلیون دلاری رو
‫بین خودتون تقسیم کنین

9
00:00:46,820 --> 00:00:48,780
‫پول بدجوری آدما رو ‫به جنون می‌کشه

10
00:00:48,800 --> 00:00:50,920
‫قانون بازی فقط همینه

11
00:00:50,950 --> 00:00:54,160
‫اون پفیوزای بقیه کمپ‌ها،
‫از هر جونور درنده‌ای خطرناک‌ترن

12
00:00:54,490 --> 00:00:57,700
‫ما می‌خوایم با شماها دست‌به‌یکی کنیم
‫تا تیم چارلی رو کلا از بازی محو کنیم

13
00:00:58,010 --> 00:00:59,010
‫هدف چیه؟

14
00:00:59,030 --> 00:01:01,740
‫باید بیشتر از بقیه تیم‌ها
‫توی زمین بازی دووم بیارین

15
00:01:01,760 --> 00:01:05,060
‫- بهت چی گفته بودم؟
‫- به هر قیمتی که شده، حتی با کثافت‌کاری

16
00:01:05,080 --> 00:01:07,100
‫دلم می‌خواد
‫کفشاش رو تو آتیش بسوزونم

17
00:01:07,120 --> 00:01:09,170
‫حق انتخاب دارین که ‫تیمتون رو ول کنین

18
00:01:09,190 --> 00:01:11,150
‫- یالا بریم!
‫- می‌خوام بزنم چاک، برم یه تیم دیگه

19
00:01:11,170 --> 00:01:14,460
‫اومدم اینجا که ببرم. خسته شدم از بس
‫با یه مشت آدم دست‌وپاگیر سر و کله زدم

20
00:01:14,490 --> 00:01:17,760
‫یا اینکه ممکنه هر لحظه
‫مجبور بشین غزل خداحافظی رو بخونین

21
00:01:17,780 --> 00:01:18,960
‫داداش، باید شر رو کم کنی بری

22
00:01:19,620 --> 00:01:22,950
‫هر چی تعداد تیم کمتر باشه،
‫سهم پول شما بیشتره

23
00:01:22,980 --> 00:01:24,790
‫اصلاً چشم دیدن این جنده رو ندارم

24
00:01:25,120 --> 00:01:27,960
‫اینجوری 50 هزار تای دیگه می‌ره
‫تو جیب من، جیب تو و جیب اون

25
00:01:27,980 --> 00:01:29,600
‫شاید مجبور شیم دکمه‌تو بزنیم

26
00:01:29,630 --> 00:01:31,040
‫تو یه سلیطه خودخواهی!

27
00:01:31,460 --> 00:01:33,980
‫- شماها اصلاً شرف سرتون می‌شه؟
‫- دمتون گرم بچه‌ها، عالی بود

28
00:01:34,010 --> 00:01:35,510
‫وفاداری، بالاتر از همه‌چیزه

29
00:01:35,530 --> 00:01:37,430
‫یا اینکه می‌خواید بی‌رحمانه بازی کنین؟

30
00:01:37,970 --> 00:01:39,890
‫هیچ‌جای این بازی عادلانه نیست

31
00:01:39,910 --> 00:01:43,870
‫کدوم روش شما رو
‫به اون جایزه یه میلیونی می‌رسونه؟

32
00:01:43,900 --> 00:01:45,910
‫آخرش از این کارت بدجوری پشیمون می‌شی

33
00:01:45,930 --> 00:01:48,600
‫- این یه تاکتیک جنگیه
‫- باید دار و ندارشون رو بالا بکشیم

34
00:01:48,630 --> 00:01:50,020
‫تصمیم گرفتم برگردم خونه

35
00:01:52,110 --> 00:01:53,780
‫جون سالم بدر بردن در بلایای طبیعی

36
00:01:53,800 --> 00:01:55,930
‫- تیم پزشکی اومد!
‫- دارم یه نفر رو حذف می‌کنن!

37
00:01:55,950 --> 00:01:57,790
جون سالم بدر بردن از خنجر از پشت

38
00:01:57,810 --> 00:02:00,110
‫واقعاً واسشون راحته
که ‫زیر قول و قرارشون بزنن؟

39
00:02:00,140 --> 00:02:02,570
‫دیگه اون هره‌کرها و
‫لاس‌زدن‌های رفاقتی تموم شد، ورق برگشت

40
00:02:02,590 --> 00:02:04,080
‫اون یه تیکه گوه کثیفه

41
00:02:05,040 --> 00:02:06,460
‫و از همه مهم‌تر…

42
00:02:06,990 --> 00:02:09,370
‫می‌خوام دهنشون سرویس شه و زجر بکشن

43
00:02:09,980 --> 00:02:12,110
جون سالم بدر بردن تو دل جنگل

44
00:02:14,700 --> 00:02:16,220
"‏16 بازیکن"

45
00:02:17,000 --> 00:02:18,680
"اَبی"

46
00:02:19,300 --> 00:02:21,030
"بِن"

47
00:02:21,930 --> 00:02:23,840
"برکستون"

48
00:02:24,720 --> 00:02:26,100
"بِرِت"

49
00:02:26,730 --> 00:02:28,800
"وضع قوانین با خودشون "

50
00:02:29,180 --> 00:02:30,900
"دیـو"

51
00:02:31,440 --> 00:02:33,140
"هـال"

52
00:02:33,850 --> 00:02:35,610
"لـِیا"

53
00:02:36,450 --> 00:02:38,150
"مدی"

54
00:02:38,950 --> 00:02:40,760
"بازی نهایی بقا"

55
00:02:41,160 --> 00:02:42,960
"مارشال"

56
00:02:43,730 --> 00:02:45,650
"مـاری"

57
00:02:45,960 --> 00:02:47,660
"مورگن"

58
00:02:48,150 --> 00:02:49,960
"نیکی"

59
00:02:50,560 --> 00:02:52,420
"فقط یه تیم از عهده‌ش‌ برمیاد"

60
00:02:53,090 --> 00:02:54,590
"فارو"

61
00:02:55,530 --> 00:02:57,430
"سارا"

62
00:02:58,030 --> 00:02:59,670
"شان"

63
00:03:00,310 --> 00:03:02,130
"وس"

64
00:03:06,120 --> 00:03:08,550
«زنده ماندن: جنگل»

65
00:03:18,370 --> 00:03:20,000
‫شانزده تا غریبه

66
00:03:20,950 --> 00:03:23,620
‫همین الان تو یه جزیره استوایی دورافتاده ‫پیاده شدن

67
00:03:23,640 --> 00:03:25,210
‫جایی تو حواشی سواحل پاناما

68
00:03:26,950 --> 00:03:30,160
‫راستش حس می‌کنم تمام عمرم داشتم
‫واسه همچین چیزی تمرین می‌کردم

69
00:03:30,190 --> 00:03:31,610
‫بدون اینکه خودم حتی متوجه باشم

70
00:03:31,810 --> 00:03:33,980
‫اینجا قراره خیلی چیزا
‫درباره خودم بهم یاد بده

71
00:03:34,000 --> 00:03:36,840
‫هیچ‌جوره نمی‌شه یه همچین جهنمی رو
‫تو زندگی واقعی شبیه‌سازی کرد

72
00:03:38,340 --> 00:03:40,390
‫همه‌شون پیشینه‌های
منحصربه‌فرد خودشون رو دارن

73
00:03:40,800 --> 00:03:43,500
‫من پنج سال تو لیگ ملی فوتبال آمریکا بازی کردم

74
00:03:43,530 --> 00:03:45,360
‫منم مامور سابق فدرالم

75
00:03:45,390 --> 00:03:47,930
‫من تا حالا پنج تا مسابقه
‫کُشتی با تمساح رو بردم،

76
00:03:47,960 --> 00:03:49,620
‫و الانم اینجام تا مسابقه بقا رو ببرم

77
00:03:50,640 --> 00:03:53,900
‫ما واسه یه میلیون دلار اینجاییم،
‫و اون پول مال منه

78
00:03:53,920 --> 00:03:57,510
‫بدجوری مصممم که برگردم خونه،
‫به مادرم زنگ بزنم و بگم:

79
00:03:57,530 --> 00:03:59,760
‫"دیدی؟ ما بردیم‫ دیگه همه‌چیز ردیف می‌شه"

80
00:04:02,780 --> 00:04:09,780
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

81
00:04:30,010 --> 00:04:34,140
‫"به مسابقه بقا خوش اومدین،
‫بازی بقا که فقط یه قانون داره"

82
00:04:34,160 --> 00:04:38,320
‫"برای بردن جایزه یک میلیون دلاری،
‫حتماً باید عضو یه تیم باشین"

83
00:04:40,650 --> 00:04:44,650
‫"هر زمان که بخواین می‌تونین با شلیک یه منور
‫به آسمون، خودتون رو از بازی حذف کنین"

84
00:04:45,460 --> 00:04:47,830
‫"هر موقع هم که بخواین
"می‌تونین تیمتون رو عوض کنین

85
00:04:48,530 --> 00:04:52,750
‫"اگه تیمتون رو ول کنین، یا با رای اکثریت
‫اعضای تیم دکمه‌تون زده بشه و اخراج بشین،"

86
00:04:52,770 --> 00:04:55,940
‫"24 ساعت وقت دارین تا
‫یه تیم دیگه شما رو قبول کنه،"

87
00:04:55,970 --> 00:04:58,680
‫"وگرنه کلا از صفحه بازی ‫حذف می‌شین"

88
00:05:02,210 --> 00:05:06,650
‫"هر کمپ، مازادِ یکی از منابع اولیه و
‫حیاتی برای بقا رو در اختیار داره"

89
00:05:06,670 --> 00:05:09,340
‫- رفیق، چی؟
‫- یعنی می‌خوان برامون چیزی بفرستن پایین؟

90
00:05:09,370 --> 00:05:10,410
!اوه

91
00:05:10,440 --> 00:05:12,070
‫یه محموله دیگه! یه آبی!

92
00:05:13,310 --> 00:05:15,090
‫"آبی، سرپناه"

93
00:05:15,120 --> 00:05:16,620
‫داره می‌ره اون سمتی

94
00:05:17,900 --> 00:05:20,870
‫- سبز
‫- "سبز، آتیش"

95
00:05:21,190 --> 00:05:24,440
‫- به نظر من آتیش از همه‌چیز مهم‌تره
‫- ولی باید یه جا باشه که رو زمین نخوابی

96
00:05:24,470 --> 00:05:25,770
‫- زرد!
‫- زرد!

97
00:05:26,780 --> 00:05:28,610
‫"زرد، شکار"

98
00:05:28,640 --> 00:05:30,220
‫"کدوم رو انتخاب می‌کنین؟"

99
00:05:30,250 --> 00:05:33,670
‫- پسر، ولی اینجا کلا سه تا...
‫- این یعنی تعداد اعضای تیم‌ها برابر نیست

100
00:05:33,690 --> 00:05:34,870
‫"برید سراغش"

101
00:05:35,640 --> 00:05:37,030
‫"بازی همین الان شروع می‌شه"

102
00:05:40,000 --> 00:05:41,160
‫یعنی همین الانِ الان؟

103
00:05:41,380 --> 00:05:42,620
‫آره، فکر کنم باید راه بیفتیم

104
00:05:42,650 --> 00:05:44,900
‫- شماها دارین بابت کدوم می‌رید؟
‫- نمی‌دونم والا

105
00:05:44,920 --> 00:05:46,500
‫درست کردن وسایل شکار کار سختیه

106
00:05:46,520 --> 00:05:48,780
...‫- اصلاً نمی‌شه ساختش. پس شکار
‫- ولی سرپناه رو می‌شه خودمون بسازیم

107
00:05:48,800 --> 00:05:51,450
‫هر سه تیم کمپ خط ساحلیِ ‫مشترکی دارن،

108
00:05:51,470 --> 00:05:54,020
‫و فاصله هر کدوم از هم 2.5 کیلومتره

109
00:05:54,040 --> 00:05:56,420
‫راستش من از اون
درخت‌های خرمای اون‌ور خوشم اومده

110
00:05:56,440 --> 00:05:59,210
‫- انتخاب ضایعیه، نه؟
‫- من می‌رم سراغ سرپناه. سرپناه؟

111
00:05:59,240 --> 00:06:01,330
‫- من می‌رم واسه آبی
‫- منم آتیش رو برمی‌دارم

112
00:06:01,940 --> 00:06:03,780
‫بدجوری گیج و منگ به نظر می‌رسی

113
00:06:04,130 --> 00:06:05,420
‫فکر کنم برم واسه شکار

114
00:06:05,440 --> 00:06:07,230
‫منم می‌رم واسه سرپناه

115
00:06:07,250 --> 00:06:12,080
‫راستش بدجوری بین آتیش و شکار
‫گیر کرده بودم و دودل بودم،

116
00:06:12,100 --> 00:06:14,610
‫ولی یه حس قوی‌تری
داشت منو به سمت شکار می‌کشید

117
00:06:14,640 --> 00:06:17,970
‫حس می‌کردم بقیه هیکلی‌تر و
‫روفرم‌تر به نظر می‌رسن

118
00:06:18,000 --> 00:06:20,580
‫همین‌طور که بازیکن‌ها
...توی زمین بازی پخش می‌شن

119
00:06:20,610 --> 00:06:22,100
‫- بپر. باریکلا!
‫- خودشه، تونستی!

120
00:06:22,130 --> 00:06:23,040
‫ایول!

121
00:06:23,070 --> 00:06:25,300
‫…اولین کارشون اینه که
جای بارهای ‫ارسالیِ منابع رو

122
00:06:25,320 --> 00:06:27,540
‫توی همون کمپی که
خودشون انتخابش کردن، پیدا کنن

123
00:06:28,510 --> 00:06:30,140
‫نقطه قوت هر کدوم از شماها چیه؟

124
00:06:30,170 --> 00:06:32,670
‫- شکار. واسه همین دارم می‌رم اون‌وری
‫- شکار؟ رو منم حساب کن

125
00:06:32,690 --> 00:06:35,120
‫شکار با کمون
‫واسه من یه جورایی خودِ زندگیه

126
00:06:35,140 --> 00:06:36,590
‫هر روزِ خدا کارم همینه،

127
00:06:36,620 --> 00:06:38,910
‫اگه هم یه روز انجامش ندم،
‫شب و روز دارم بهش فکر می‌کنم

128
00:06:39,550 --> 00:06:41,100
‫رنگ... رنگِ ما کدوم بود؟

129
00:06:41,370 --> 00:06:43,350
‫- زرد
‫- زرد. اوکی

130
00:06:43,370 --> 00:06:46,190
‫- چرا حس می‌کنم قراره اینجا بترکونیم؟
‫- دهن بازی رو سرویس می‌کنیم

131
00:06:46,760 --> 00:06:50,510
‫خودم می‌دونستم که دلم می‌خواد
‫توی تیمی از شکارچی‌های ماهر باشم،

132
00:06:50,540 --> 00:06:53,370
‫چون من اصلاً شکارچی مادرزاد نیستم

133
00:06:53,400 --> 00:06:56,650
‫واسه همین می‌دونستم که واسه
‫جور کردن غذا حتماً به کمک نیاز دارم

134
00:06:56,680 --> 00:06:59,810
‫شماها اون‌ور تو کمپ آتیش،
‫کلی شکم گشنه دارین که باید سیر کنین!

135
00:06:59,830 --> 00:07:01,830
‫هی، کاری نکن به انتخاب خودشون ‫شک کنن

136
00:07:03,090 --> 00:07:04,440
‫هی. یالا راه بیفتین

137
00:07:04,460 --> 00:07:07,170
‫- سریع یه آتیش دست‌وپا کنین
‫- ردیفه، فکر خوبیه

138
00:07:07,190 --> 00:07:10,320
‫این مهم‌ترین تصمیمی بود که
‫قراره تو کل این بازی بگیرم

139
00:07:10,340 --> 00:07:12,260
‫اون جلو یه راه بازه
‫می‌تونیم از اونجا میون‌بر بزنیم

140
00:07:12,290 --> 00:07:14,570
‫واسه خود من شخصاً،
‫آتیش تنها انتخاب ممکن بود

141
00:07:15,050 --> 00:07:17,520
‫شک ندارم کلید رسیدن به اون جایزه
‫یک میلیون دلاری، همین آتیشه

142
00:07:17,540 --> 00:07:18,990
‫بقیه تیم‌ها که آتیش ندارن...

143
00:07:19,020 --> 00:07:21,020
‫- من که از این تیم کاملاً راضیم
‫- آره خدایی

144
00:07:21,040 --> 00:07:22,880
قشنگ دهنشون سرویسه

145
00:07:23,940 --> 00:07:25,000
"روز اول"

146
00:07:25,020 --> 00:07:26,990
‫بیاین این صندوق رو پیدا کنیم بچه‌ها

147
00:07:27,020 --> 00:07:30,460
‫- صدای رعدوبرق میاد. بارون تو راهه
‫- آره، منم شنیدم

148
00:07:30,490 --> 00:07:32,820
‫به نظر من بقیه آدما واقعاً...

149
00:07:33,780 --> 00:07:35,120
‫اُسکلن که نرفتن سراغ سرپناه

150
00:07:35,140 --> 00:07:36,860
‫آخه چرا... یعنی چی اصلاً؟

151
00:07:37,700 --> 00:07:39,700
‫قطعاً اومده بود همین سمتی که داریم می‌ریم

152
00:07:39,730 --> 00:07:41,820
‫اوه، وایسا. یه چیزی لای درختاست

153
00:07:41,840 --> 00:07:43,930
‫- همون چیز آبیه‌ست!
‫- باریکلا، خوب دیدیش

154
00:07:43,960 --> 00:07:46,780
‫- ببینیم اینجا چی داریم؟
‫- یه صندوق گنج گیر آوردیم

155
00:07:47,860 --> 00:07:48,890
خیلی‌خب

156
00:07:48,920 --> 00:07:50,380
‫ببینیم تو این وامونده چی هست

157
00:07:50,400 --> 00:07:54,580
‫توی هر صندوق یه سری تجهیزات استاندارده
که به هر سه تا کمپ داده شده

158
00:07:54,600 --> 00:07:55,600
‫ببینیم چی داریم

159
00:07:56,010 --> 00:07:57,220
اوه خدای من

160
00:07:57,250 --> 00:07:58,330
‫آها، خودشه

161
00:07:58,360 --> 00:08:00,360
‫- یه چاقوی مشتی اینجاست
‫- آره والا

162
00:08:00,720 --> 00:08:03,300
‫- یه قمه. نیگاش کن تو رو خدا‫
عجب تیزه پدرسگ -

163
00:08:03,330 --> 00:08:04,660
‫- عالیه
‫- یا علی!

164
00:08:04,690 --> 00:08:05,860
‫- خیلی خفنه
‫- آره

165
00:08:05,880 --> 00:08:07,140
‫- کار راه اندازه
‫- واقعاً؟

166
00:08:07,860 --> 00:08:09,320
‫یه قابلمه هم داریم

167
00:08:09,350 --> 00:08:12,640
‫- اینم جعبه کمک‌های اولیه
‫- خدا کنه کارمون به این یکی نکشه

168
00:08:12,670 --> 00:08:16,330
‫- اینا هم جیره‌های آب اضطراریه
‫- سعی کنیم اصلاً به اینا دست نزنیم

169
00:08:16,360 --> 00:08:17,940
‫- آره
‫- اوه اوه

170
00:08:17,970 --> 00:08:20,180
‫- یه کیف ضدآب با سایز کاملاً مناسب
‫- آره

171
00:08:20,200 --> 00:08:21,410
‫اینم کلت منوره

172
00:08:21,440 --> 00:08:23,600
‫اگه بازیکنی ‫بخواد از بازی بکشه کنار...

173
00:08:23,620 --> 00:08:25,890
‫اصلاً به این لعنتی نیاز پیدا نمی‌کنیم
بذارش سر جاش

174
00:08:25,920 --> 00:08:27,920
‫...باید یه منور تو آسمون شلیک کنه

175
00:08:27,940 --> 00:08:29,850
‫- بذارش کنار
‫- تیم برنده ماییم

176
00:08:29,880 --> 00:08:32,800
‫هیچ‌کدوممون منور نمی‌زنیم و
همه‌مون قراره ببریم، پس یالا بریم

177
00:08:33,120 --> 00:08:36,330
‫علاوه بر این، به هر تیم
یه سری تجهیزات اختصاصی داده می‌شه

178
00:08:36,350 --> 00:08:38,690
‫که بقیه کمپ‌ها ازشون بی‌بهره‌ان

179
00:08:38,710 --> 00:08:40,110
‫- خب...
‫- چی؟

180
00:08:40,140 --> 00:08:43,680
‫واسه امتیاز شکارِ تیم آلفا، سه تا کمون
همراه با تیر بهشون داده می‌شه

181
00:08:43,710 --> 00:08:44,960
‫همین‌جوری داره وسیله درمیاد

182
00:08:44,990 --> 00:08:48,120
‫واسه امتیاز آتیشِ تیم براوو
بهشون پارچه زغالی می‌دن

183
00:08:48,150 --> 00:08:49,860
‫آره، واسه روشن کردن آتیش عالیه

184
00:08:49,880 --> 00:08:51,130
‫همراه با پوشال‌های خشک...

185
00:08:51,160 --> 00:08:52,200
‫بنازم، بریم

186
00:08:52,230 --> 00:08:53,810
‫- و سنگ چخماق
‫- سه تا سنگ چخماق

187
00:08:53,840 --> 00:08:55,340
‫امیدوارم همه سنگ چخماق‌ها رسیده باشه

188
00:08:55,960 --> 00:08:59,030
و واسه امتیاز سرپناهِ تیم چارلی
...بهشون برزنت می‌دن

189
00:08:59,060 --> 00:09:01,000
‫- این که خیلی سنگین و کلفته
‫- و طناب چتر...

190
00:09:01,020 --> 00:09:02,230
‫- عالیه
‫- و میخ...

191
00:09:02,250 --> 00:09:03,260
‫ردیفه

192
00:09:03,280 --> 00:09:04,110
‫و ریسمان

193
00:09:04,130 --> 00:09:06,740
‫اینا واسه ساختن یه سرپناه
‫بالای سطح زمین خیلی به کار میان

194
00:09:06,760 --> 00:09:09,480
‫در نهایت، اون تهِ ‫صندوق تجهیزات،

195
00:09:09,500 --> 00:09:11,330
‫به هر سه تا تیم یه نامه داده شده...

196
00:09:11,350 --> 00:09:12,650
‫ یه نامه اینجاست!

197
00:09:12,670 --> 00:09:15,140
‫که اولین چالش غیرمنتظره بازی رو رو می‌کنه

198
00:09:15,160 --> 00:09:17,400
‫روخونی من زیاد خوب نیست
‫کی می‌خواد زحمت خوندنش رو بکشه؟

199
00:09:17,430 --> 00:09:19,420
‫- خیلی‌خب
‫- "به تیم آلفا خوش اومدین"

200
00:09:19,440 --> 00:09:21,690
‫- "به تیم براوو خوش اومدین"
‫- "به تیم چارلی خوش اومدین"

201
00:09:21,720 --> 00:09:24,580
‫"تجهیزات اولیه برای بقای شما بهتون داده شده"

202
00:09:24,600 --> 00:09:26,560
‫"همین‌طور به شما
‫تجهیزات شکار داده شده..."

203
00:09:26,590 --> 00:09:27,800
‫"تجهیزات آتیش..."

204
00:09:27,820 --> 00:09:31,200
‫"و تجهیزات سرپناه
که هیچ تیم دیگه‌ای ‫توی زمین بازی نداره"

205
00:09:32,690 --> 00:09:35,900
‫"اگه این نامه دست شماست
"باید اعضای تیمتون رو انتخاب کنین

206
00:09:35,930 --> 00:09:39,040
‫"هر تیم باید پنج تا بازیکن داشته باشه
"فقط و فقط پنج تا

207
00:09:39,820 --> 00:09:41,880
‫"انتخاب شما از همین الان شروع می‌شه"

208
00:09:42,300 --> 00:09:43,680
‫خب، پس اون قراره ما رو انتخاب کنه

209
00:09:43,710 --> 00:09:45,470
‫- ولی ما کلا پنج نفریم که
‫- ملسه، ردیف شد

210
00:09:45,500 --> 00:09:48,290
‫- کیا رو داریم؟
‫- یک، دو، سه، چهار، پنج

211
00:09:48,320 --> 00:09:49,810
‫بریم که رفتیم، تیم چارلی

212
00:09:53,070 --> 00:09:54,170
‫ای بابا

213
00:09:54,200 --> 00:09:56,330
‫- ولی ما شش نفریم
‫- آره

214
00:09:56,900 --> 00:09:58,570
‫تصمیم نهایی با خودته

215
00:09:59,540 --> 00:10:04,190
‫توی نامه نوشته: "اگه داری اینو می‌خونی،
‫باید پنج تا بازیکنت رو انتخاب کنی،"

216
00:10:04,220 --> 00:10:06,100
‫این یعنی باید
دکمه یه نفر رو بزنم و حذفش کنم

217
00:10:06,130 --> 00:10:07,900
‫قشنگ تو منگنه‌ای

218
00:10:08,980 --> 00:10:11,560
‫من از اون مردای آلفای قلدر نیستم
که بخوام ‫الکی بیفتم جلو،

219
00:10:11,590 --> 00:10:14,680
‫دلداری بدم و قپی در کنم، اصلاً تو کتم نمی‌ره،

220
00:10:14,700 --> 00:10:18,520
‫ولی خواه‌ناخواه خودم به سمت
‫نقش رهبری کشیده می‌شم،

221
00:10:18,540 --> 00:10:23,550
‫واسه همین می‌خوام مطمئن شم که ‫می‌تونیم
خفن‌ترین کمپ کل مسابقه رو راه بندازیم

222
00:10:23,570 --> 00:10:25,450
‫پس اولین حرکتم باید این باشه که،

223
00:10:25,480 --> 00:10:28,640
‫توی چند ثانیه
تا جایی که می‌شه این آدما رو بشناسم

224
00:10:28,670 --> 00:10:31,280
‫و بعدش شوتش کنم بیرون از زمین بازی

225
00:10:32,750 --> 00:10:34,870
‫خب، بیاید درباره مهارت‌هاتون صحبت کنیم

226
00:10:35,110 --> 00:10:35,950
‫بگو می‌شنوم

227
00:10:35,970 --> 00:10:39,910
‫راستش حدود شش هفت سال
توی منطقه اورگلیدز کار کردم

228
00:10:39,930 --> 00:10:42,430
‫به آدما یاد می‌دادم چطور مثل
بومی‌ها توی دل طبیعت زنده بمونن

229
00:10:42,450 --> 00:10:44,500
‫نمایش با تمساح و تورهای تفریحی راه می‌انداختم

230
00:10:44,520 --> 00:10:46,880
‫نمی‌دونم می‌خواد دست رو کی بذاره
داره به من نگاه می‌کنه

231
00:10:46,910 --> 00:10:50,660
‫بدجوری بیضه‌چسبون شدم اینجا. ولی من
تو فلوریدا کشتی‌گیر تمساح بودم

232
00:10:50,690 --> 00:10:54,610
‫و فکر کنم یه سری از اون تجربه‌ها
توی این محیط گرم و شرجی به کارم بیاد

233
00:10:55,070 --> 00:10:57,340
‫پس یه کشتی‌گیر تمساح داریم
خوشم اومد. خیلی‌خب

234
00:10:57,360 --> 00:10:59,160
‫- دو تا کشتی‌گیر تمساح داریم
‫- بابا بنازم

235
00:10:59,180 --> 00:11:02,800
‫- جدی می‌گی؟
‫- آره. توی یه پناهگاه حیات وحش کار می‌کنم

236
00:11:02,820 --> 00:11:03,990
واو

237
00:11:04,300 --> 00:11:08,300
‫آدما وقتی اولش باهام آشنا می‌شن
لابد ‫فکر می‌کنن من یه آدم خاکی،

238
00:11:08,330 --> 00:11:10,460
‫آروم و منطقی‌ام

239
00:11:10,480 --> 00:11:15,640
‫ولی من یه مشت تفریح عجیب‌وغریب دارم
‫که هیچ‌کس دیگه‌ای واقعاً انجامشون نمی‌ده

240
00:11:15,660 --> 00:11:17,040
‫من یه تیرانداز با کمونم

241
00:11:17,060 --> 00:11:20,970
‫غواص آزاد هم هستم، تازه بلدم چطوری
‫با نیزه ماهی بگیرم و نیزه خودمم بسازم

242
00:11:21,000 --> 00:11:23,210
‫می‌تونم واسه ساختنِ
سرپناه هم چیزمیز درست کنم

243
00:11:23,240 --> 00:11:26,240
‫و کلی از میوه‌های مختلف این محیط رو
‫راحت شناسایی کنم

244
00:11:26,260 --> 00:11:28,020
‫- خیلی‌خب، حله
‫- مخلصیم، دمت گرم

245
00:11:28,040 --> 00:11:31,950
‫این اَبی، قشنگ دارم حس یه آدم سفت و سخت
‫و پوست‌کلفت رو ازش می‌گیرم

246
00:11:31,980 --> 00:11:35,250
‫از همین اول کار بگم، اون قطعاً اولین
کسی نیست ‫که دلم بخواد از تیم بندازمش بیرون

247
00:11:35,270 --> 00:11:39,150
‫- تو چی تو چنته داری؟ از مهارت‌هات بگو
‫- اهل طبیعت‌گردی سنگینم، یه شکارچی قهار

248
00:11:39,180 --> 00:11:41,970
‫این مارشال قشنگ خوراکِ
‫خالی کردن سهمیه شکارمونه

249
00:11:42,000 --> 00:11:45,380
‫تا حالا بالای 40 تا گوزن، 20 تا
گراز و 10 تا بوقلمون زدم

250
00:11:45,410 --> 00:11:46,430
‫این خودش یه آپشنه

251
00:11:46,450 --> 00:11:48,640
‫فارو هم بهم می‌گه که
کارش کشتی گرفتن با تمساح‌هاست

252
00:11:48,660 --> 00:11:52,760
‫اصلاً خودم می‌تونستم تک‌تک اینا رو از روی
‫زمین بازی سوا کنم، بگم: "همینا رو می‌خوام."

253
00:11:52,780 --> 00:11:53,940
خیلی‌خب

254
00:11:54,260 --> 00:11:56,080
‫منم همین‌طور، خوراکم زندگی تو طبیعته

255
00:11:56,100 --> 00:11:58,480
‫پنج ساله دارم توی
ون و قایق بادبانی زندگی می‌کنم

256
00:11:58,500 --> 00:12:01,680
‫- واسه همین کلا پلاسِ بیرون و اهل کمپم
‫- اوکی، خفن شد

257
00:12:01,700 --> 00:12:04,240
‫من تو کل عمرم حتی یه بارم شکار نرفتم،

258
00:12:04,260 --> 00:12:06,260
‫از تمساح و کروکودیل هم سگ‌لرزه می‌گیرم

259
00:12:06,290 --> 00:12:07,450
...می‌دونی

260
00:12:07,470 --> 00:12:10,900
‫کارم اینه که تو سواحل کالیفرنیا بالا پایین برم
و روی زمین‌های کشاورزی کار کنم

261
00:12:10,930 --> 00:12:12,450
‫خلاصه که این‌طوریاست

262
00:12:12,990 --> 00:12:15,750
‫ولی بدجوری دست‌به‌آچار و سگ‌جونم

263
00:12:15,770 --> 00:12:18,940
‫یعنی رسماً باید دستمو
با قمه یا یه چیزی قطع کنین

264
00:12:18,970 --> 00:12:20,580
‫تا بتونین منو از این بازی بندازین بیرون

265
00:12:20,940 --> 00:12:22,690
‫عالیه، دمت گرم. اسمت چیه؟

266
00:12:22,710 --> 00:12:24,120
‫- مری
‫- مری، منم شان

267
00:12:25,110 --> 00:12:28,180
‫توی دلم دارم فکر می‌کنم:
"الان باید به این یارو چی بگم؟"

268
00:12:28,200 --> 00:12:32,960
‫می‌دونی؟ الان داره دوروبرش رو نگاه می‌کنه
و رفتاراش بدجوری مرموز و مشکوکه

269
00:12:32,980 --> 00:12:34,840
‫قشنگ تابلوئه، خایه‌داره

270
00:12:34,870 --> 00:12:37,600
و... ‫منم فقط خودم بودم، بی‌آلایش

271
00:12:37,630 --> 00:12:40,830
‫من کل عمرمو توی باتلاق‌های
فلوریدا به دنیا اومدم و بزرگ شدم

272
00:12:40,850 --> 00:12:44,190
‫بهش گفتم من یه جونور باتلاقی‌ام
از شهر مایاکا توی فلوریدا

273
00:12:44,220 --> 00:12:47,090
‫بقیه رسماً بهم می‌گن "هرکول"

274
00:12:47,120 --> 00:12:51,160
‫ماهیگیری، شکار و جمع کردن گیاه رو فوتِ آبم
بلدم طناب درست کنم و سرپناه بسازم

275
00:12:51,190 --> 00:12:52,240
‫خلاصه که...
‫- خیلی‌خب

276
00:12:52,270 --> 00:12:55,940
‫وقتی این هرکوله اومد وسط
"تو دلم می‌گفتم: "مری رو انتخاب کن

277
00:12:57,790 --> 00:12:58,830
‫اوم...

278
00:13:01,810 --> 00:13:02,860
‫انتخاب سختیه

279
00:13:02,890 --> 00:13:05,390
‫منم قبلاً توی مناطق
...استوایی زندگی کردم، واسه همین

280
00:13:05,850 --> 00:13:07,000
‫اوکی، ایول

281
00:13:07,510 --> 00:13:09,180
‫می‌تونم بگم اینجا قشنگ محیط خودمه

282
00:13:09,200 --> 00:13:10,990
‫- آره، واسه منم همین‌طور
‫- عالیه

283
00:13:11,020 --> 00:13:13,190
‫در مورد جمع کردن خوراکی، بقیه چی بارتونه؟

284
00:13:13,210 --> 00:13:16,550
‫من به این وضعیت جوی عادت دارم
و میوه‌های منطقه رو راحت رو هوا می‌زنم

285
00:13:16,570 --> 00:13:20,730
‫من الان ۱۷ ساله که
خوره و عشقِ گیاه‌شناسی‌ام

286
00:13:20,750 --> 00:13:23,680
‫- قشنگ می‌دونم چی باید کوفت کنیم و بخوریم
‫- منم می‌خواستم دقیقاً همینو بگم

287
00:13:23,700 --> 00:13:25,060
‫من خودم تمساح خونگی داشتم

288
00:13:25,090 --> 00:13:28,180
‫خب، منم توی کارهای دستی مهارت دارم
می‌تونم برگ‌های خرما رو به هم ببافم

289
00:13:28,540 --> 00:13:30,710
‫- منم بافتن بلدم
‫- خفنه

290
00:13:31,310 --> 00:13:34,770
‫وقتی توی کاستاریکا چرخ می‌زدی
می‌رفتی از بازار خرید می‌کردی؟

291
00:13:34,790 --> 00:13:37,180
‫یا اینکه خودت می‌رفتی
تو دل طبیعت چیزمیز جمع می‌کردی؟

292
00:13:37,200 --> 00:13:39,650
‫- بیشتر می‌رفتم بازارهای محلیِ کشاورا‫
اوکی، حله -

293
00:13:40,710 --> 00:13:43,750
‫واقعاً تصمیم سختیه که بخوای
‫یه نفرو از تیم شوت کنی بیرون،

294
00:13:43,780 --> 00:13:45,740
‫ولی من خودمو می‌کشم کنار، چون...

295
00:13:45,770 --> 00:13:48,120
‫99.9 درصد مطمئنم که...

296
00:13:48,490 --> 00:13:50,170
‫ دکمه من یکی رو نمی‌زنه

297
00:13:50,200 --> 00:13:52,570
‫من از اوناش نیستم که
تهِ صف وایسم و ‫سرسری ازم رد بشن

298
00:13:53,620 --> 00:13:56,580
خیلی‌خب. خودتون که می‌دونین
‫چقدر تصمیم سختیه

299
00:14:03,930 --> 00:14:06,670
‫- مجبورم دکمه‌تو بزنم. شرمنده
‫- اوکی، منطقیه. حرفی نیست

300
00:14:06,700 --> 00:14:07,990
‫- موفق باشی
‫- ممنون

301
00:14:08,020 --> 00:14:10,020
‫به مری نگاه کردم و...

302
00:14:10,470 --> 00:14:14,220
‫اون خودش گفت که کلی تجربه
‫توی اینجور جاهای استوایی داره،

303
00:14:14,250 --> 00:14:17,040
‫ولی تجربه‌ش در حدِ
بازار محلی رفتن و ‫کارهای توریستی بود

304
00:14:17,070 --> 00:14:20,360
‫فکر نمی‌کنم این چیزا اینجا به درد بخوره
پس مری باید شر رو کم می‌کرد

305
00:14:20,390 --> 00:14:23,070
‫اول قراره کجا بری؟ کمپ شکار یا سرپناه؟

306
00:14:23,090 --> 00:14:26,850
‫- احتمالاً مستقیم برم سراغ کمپ سرپناه
‫- قطعاً باید اول بری اونجا

307
00:14:26,870 --> 00:14:28,090
‫خب، برات آرزوی موفقیت دارم

308
00:14:28,110 --> 00:14:30,280
‫- به دل نگیریا، باشه؟
‫- نه بابا، همه‌چیز ردیفه

309
00:14:30,310 --> 00:14:31,860
‫- موفق باشی مری
‫- جیگرتو، موفق باشی

310
00:14:31,880 --> 00:14:34,510
‫- از آشنایی باهات خوشحال شدم
‫- همه‌تون خیلی گلید، خلاصه که آره

311
00:14:34,540 --> 00:14:39,160
‫توی نامه نوشته بود که هر تیم
‫فقط اجازه داره پنج تا بازیکن داشته باشه

312
00:14:39,420 --> 00:14:43,590
‫واسه همین
من قشنگ شوت شدم ‫کف خیابون،

313
00:14:43,620 --> 00:14:44,950
‫یا بهتره بگم وسط جنگل

314
00:14:44,980 --> 00:14:46,240
‫فعلاً خداحافظ، مری

315
00:14:47,390 --> 00:14:49,240
‫اصلاً و ابداً عادلانه نیست

316
00:14:49,900 --> 00:14:51,690
‫فکر کنم وقتشه آستینامو بالا بزنم

317
00:14:51,720 --> 00:14:53,210
‫ما که همدیگه رو نمی‌شناسیم

318
00:14:53,240 --> 00:14:56,820
‫من کلا پنج، شاید
ده دقیقه بود که ‫کنار این آدما بودم

319
00:14:57,350 --> 00:15:00,140
‫الان مجبورم مثل
یه توله‌سگ ولگرد و بی‌صاحب

320
00:15:00,170 --> 00:15:03,710
‫از این تیم به اون تیم پلاس بشم
‫تا شاید یه جا پناهم بدن،

321
00:15:03,740 --> 00:15:05,960
‫که حس بدجور خفت‌باریه

322
00:15:07,320 --> 00:15:11,050
‫بدجوری استرس دارم
که چطوری خودمو ‫به یه تیم دیگه تحمیل کنم

323
00:15:13,620 --> 00:15:15,160
‫ولی پا پس نمی‌کشم

324
00:15:15,180 --> 00:15:17,850
‫هنوز 24 ساعت وقت دارم
‫قبل اینکه مجبور شم منور بزنم و بکشم کنار

325
00:15:20,610 --> 00:15:24,620
‫همین‌طور که مری داره
به حرکت بعدیش فکر می‌کنه تا توی بازی بمونه

326
00:15:24,640 --> 00:15:27,770
‫تیم چارلی، یعنی تنها تیمی
‫که توی تجهیزاتش برزنت داره،

327
00:15:27,800 --> 00:15:30,810
‫دنبال یه جای توپ می‌گردن
‫تا ساختن سرپناه‌شون رو شروع کنن

328
00:15:31,860 --> 00:15:33,700
"تیم چارلی، سرپناه"

329
00:15:31,860 --> 00:15:33,700
‫تیم چارلی داره میاد، عزیزم

330
00:15:33,720 --> 00:15:35,850
‫به نظرم همین‌جا خیلی ردیفه

331
00:15:35,880 --> 00:15:36,900
‫ اوکی

332
00:15:36,920 --> 00:15:39,120
‫‫- رو شن‌ها جای دنج و خوبیه
‫- اوکی

333
00:15:39,140 --> 00:15:42,730
‫من فقط می‌خوام یه سر به این‌ور بزنم
پایه‌ای بیای با هم یه نگاهی بندازیم؟

334
00:15:44,440 --> 00:15:48,110
‫ببین، اینجا خطر سقوط نارگیل هم نداره
‫بچه‌ها، این... این حرف نداره

335
00:15:48,850 --> 00:15:50,730
‫اینجایی که وایسادیم خیلی نمناک‌تره

336
00:15:50,750 --> 00:15:52,830
‫خب ما که قرار نیست ‫رو زمین بخوابیم

337
00:15:52,860 --> 00:15:56,970
من برم اون‌ورم چک کنم، ولی تا اینجای کار
دلم نمی‌خواد آدمِ رو اعصاب و بهونه‌گیری باشم

338
00:15:56,990 --> 00:15:58,180
‫رای من همین‌جاست

339
00:15:58,200 --> 00:16:00,580
‫من دیگه شروع می‌کنم به
‫تمیز کردن دوروبرِ اینجا

340
00:16:01,000 --> 00:16:02,460
‫باید انرژی کمتری بسوزونی

341
00:16:02,480 --> 00:16:04,830
‫کلا سه ساعت وقت داری که
‫همین‌جا سرپناه رو علم کنی

342
00:16:05,200 --> 00:16:08,290
‫الان نظر خودت چیه؟
راستش من به تخصصت ایمان دارم

343
00:16:08,310 --> 00:16:12,110
‫- می‌خوای رک و راست، بی‌رودربایستی بهت بگم؟
‫- آره بگو، اصلاً تعارف نکن

344
00:16:12,140 --> 00:16:15,690
‫دارم می‌گم اینجا خیسه
ولی اون تیکه اون‌ور خشک‌تره

345
00:16:15,720 --> 00:16:19,060
‫نکته مثبتش اینجاست بچه‌ها،
‫مجبور نیستیم کل بازی رو همین‌جا لنگر بندازیم

346
00:16:19,080 --> 00:16:21,450
‫اگه دیدیم جاش حال نمی‌ده
می‌تونیم جابه‌جا شیم

347
00:16:21,480 --> 00:16:25,770
‫اوکی. پس فعلاً بیاید شروع کنیم
‫یه خروار بامبو جمع کنیم بچه‌ها

348
00:16:27,360 --> 00:16:29,670
‫اسم من ساراست
ولی رفقا " پرانرژی" صدام می‌زنن

349
00:16:30,440 --> 00:16:34,410
‫نمی‌دونم والا، کلا پرانرژی‌ام دیگه
چطور بگم؟ قضیه به همین سادگیه

350
00:16:34,430 --> 00:16:37,380
‫تا شماها سرگرم اون کارید، منم برم
‫سراغ جمع کردن برگ و بوته‌های سبز

351
00:16:37,400 --> 00:16:39,390
‫اینجوری حداقل بیش‌فعالیم عود نمی‌کنه،

352
00:16:39,410 --> 00:16:42,720
‫چون اگه یهو حواسم پرت شه و
فاز بیش‌فعالی بگیرم، ‫باید شماها منو بیارید تو باغ

353
00:16:43,120 --> 00:16:45,830
‫اگه بخوام در مورد مهارت‌های خالص بقا بگم...

354
00:16:46,730 --> 00:16:49,850
‫این یکی شبیه یه هزارپای غول‌آساست
نیگا چقدر گنده بکـه پدرسگ

355
00:16:49,880 --> 00:16:54,300
‫من به خودم از 10 نمره، یه 6.9...

356
00:16:54,320 --> 00:16:56,580
‫- آره، خودشه!
‫- این دیگه چه صیغه‌ایه؟

357
00:16:56,600 --> 00:16:59,320
‫...یا نهایت یه 7.5 می‌دم

358
00:16:59,340 --> 00:17:02,050
‫آره، 7.5. آخه تا دلت بخواد
‫مستندهای "برگریلس" رو دیدم، اوکی؟

359
00:17:02,070 --> 00:17:05,290
‫می‌خوام یه ایستگاه واسه نارگیل‌ها درست کنم
‫تلاشمو می‌کنم یه چیزی با برگا ببافم

360
00:17:05,310 --> 00:17:07,190
‫اوکی، بذارید رک و راست بگم

361
00:17:07,210 --> 00:17:09,930
‫همون 6.9 یا نهایتاً 7 از 10

362
00:17:09,950 --> 00:17:11,630
‫باید یه عالمه چوب جمع کنم

363
00:17:11,650 --> 00:17:12,900
‫من به خودم ایمان دارم

364
00:17:12,930 --> 00:17:14,250
‫این برزنت رو پهن کنید رو زمین

365
00:17:14,280 --> 00:17:15,820
‫آدمِ کارِ سخت هم هستم

366
00:17:15,850 --> 00:17:19,780
‫بچه‌ها می‌شه اون صندوق رو بیارین؟
‫بذاریدش دقیقاً همین‌جا

367
00:17:20,200 --> 00:17:22,580
‫من از نظر بدنی، ذهنی و روحی ‫کاملاً آماده‌ام

368
00:17:22,600 --> 00:17:23,700
‫ولی خب، باید دید چی می‌شه

369
00:17:23,730 --> 00:17:26,290
‫قشنگ اون تیکه‌ای که وسط جنگل
‫دارم زارزار گریه می‌کنم رو تصور کنین

370
00:17:27,000 --> 00:17:29,630
‫داداش هرکول، هر وقت دستت بند نبود،

371
00:17:29,650 --> 00:17:32,810
‫اون‌ور یه خروار برگ و بوته جمع کردم
‫که قشنگ لنگِ اون بازوهای کلفت‌ته

372
00:17:33,910 --> 00:17:35,880
‫چون سابقه بازیِ لیگ فوتبال آمریکایی رو دارم،

373
00:17:35,900 --> 00:17:39,360
‫فکر کنم مهارت‌هایی که اونجا یاد گرفتم
اینجا بدجوری به کارم بیان؛

374
00:17:39,390 --> 00:17:41,920
‫مخصوصاً اینکه
چطوری مهره مفیدی واسه تیم باشم

375
00:17:41,950 --> 00:17:44,140
‫راست، چپ، راست، چپ

376
00:17:44,170 --> 00:17:46,770
‫من توی تیم‌های خفن زیادی بودم
تیم‌های داغون هم کم ندیدم

377
00:17:46,790 --> 00:17:50,230
‫واسه همین دنبال آدم‌های بااراده‌ام؛
‫کسایی که بتونن خودشون رو با شرایط وفق بدن

378
00:17:50,260 --> 00:17:53,020
و واسه رسیدن به هدفی که داریم جلو برن -
!یا خدا -

379
00:17:53,050 --> 00:17:56,320
‫بچه‌ها، حواستون باشه
‫توی خوردن آب نارگیل زیاده‌روی نکنین،

380
00:17:56,350 --> 00:17:57,840
‫وگرنه قشنگ به اسهال می‌افتین

381
00:17:57,860 --> 00:18:00,700
‫هنوز دارم تلاش می‌کنم
‫هم‌تیمی‌هام رو بشناسم

382
00:18:00,720 --> 00:18:02,890
‫این یکی دیگه خرچنگه یا سوسک؟

383
00:18:02,920 --> 00:18:06,340
‫ولی خب، سارا
...یه مقدار بیش از حد پرجنب‌وجوشه

384
00:18:06,360 --> 00:18:07,360
‫ایول!

385
00:18:07,390 --> 00:18:09,060
‫شام امشب ردیف شد، پسرا!

386
00:18:09,080 --> 00:18:11,510
و بعضی وقت‌ها هم
‫یه کم حواس‌پرت و قاطی می‌زنه

387
00:18:11,540 --> 00:18:14,230
‫من خودم از اونام که ‫خیلی فک می‌زنم

388
00:18:14,260 --> 00:18:16,190
‫همیشه هم عذاب وجدان می‌گیرم
چون دست خودم نیست

389
00:18:16,220 --> 00:18:19,440
‫من به شخصه فکر می‌کنم
‫هرچی کمتر حرف بزنیم، سنگین‌تریم

390
00:18:19,470 --> 00:18:21,390
‫راستی، کسی می‌تونه یه چاقو بیاره این‌ور؟

391
00:18:21,410 --> 00:18:22,450
‫اوکی

392
00:18:22,480 --> 00:18:24,570
‫نمی‌دونم آینده قراره چطوری پیش بره

393
00:18:24,600 --> 00:18:26,600
‫مطمئن نیستم چه نقشه‌هایی قراره پیاده بشه

394
00:18:26,620 --> 00:18:28,290
‫باید مثل نیزه به هم ببافیمش

395
00:18:28,320 --> 00:18:29,900
‫- آره
‫- بگو هرکول انجامش بده

396
00:18:29,930 --> 00:18:32,750
‫ولی اینو بگم که
‫توی این بازی، ملاک رای اکثریته،

397
00:18:32,770 --> 00:18:35,150
‫واسه همین هر رفتاری که به ضررِ

398
00:18:35,180 --> 00:18:37,640
‫کل تیم باشه، جاش اینجا نیست
و باید غزل خداحافظی رو بخونه

399
00:18:37,660 --> 00:18:40,500
‫- بچه‌ها، یه نفر داره میاد این‌ور
‫- نه بابا، جدی؟

400
00:18:41,140 --> 00:18:43,550
‫بیاد اینجا قشنگ برجک‌هاش
می‌زنه بالا و حالش جا میاد

401
00:18:43,580 --> 00:18:45,750
‫- چطوره واسه امشب راهش بدیم؟
‫- نه بابا

402
00:18:45,770 --> 00:18:48,080
‫- نه، عمراً، اصلاً حرفشم نزن
‫- نه، سهمیه ما فقط پنج نفره

403
00:18:48,110 --> 00:18:50,020
‫- سلام بچه‌ها
‫- سلام، اوضاع چطوره؟

404
00:18:50,040 --> 00:18:51,130
‫شکر، خوبه

405
00:18:51,150 --> 00:18:52,190
‫شما چطورین؟

406
00:18:53,250 --> 00:18:54,340
‫می‌گذره

407
00:18:54,360 --> 00:18:57,060
‫چطوره بگیم واسه اون کاره کمکمون...
نه، ولش کن اصلاً

408
00:18:57,090 --> 00:19:00,380
‫راستش اومدم اینجا ببینم
‫می‌تونم تیمم رو عوض کنم یا نه

409
00:19:00,400 --> 00:19:01,490
‫چرا؟

410
00:19:01,510 --> 00:19:04,850
‫وقتی توی تیممون نامه رو خوندیم
اونا اجازه داشتن فقط پنج تا بازیکن نگه دارن

411
00:19:04,870 --> 00:19:07,220
‫- عجب شانس تخمی‌ای
‫- واسه همین منو دک کردن بیرون

412
00:19:07,240 --> 00:19:09,950
‫- چه عجیب و غریب
‫- من اهل کارولینای شمالی‌ام

413
00:19:09,980 --> 00:19:11,810
‫- کجای کارولینای شمالی؟
‫- ویلمینگتون

414
00:19:11,840 --> 00:19:13,420
‫اوکی، منم مال دارهام هستم، چه خوب

415
00:19:13,450 --> 00:19:14,680
‫به‌به، عالیه

416
00:19:14,710 --> 00:19:16,170
‫پس همشهری از آب دراومدیم

417
00:19:16,440 --> 00:19:19,200
‫نکته‌ش اینجاست که واسه ما هم
‫توی نامه دقیقاً همینو نوشته بود

418
00:19:19,230 --> 00:19:21,020
‫اوکی، پس شما هم الان یه تیم پنج نفرین؟

419
00:19:21,050 --> 00:19:22,760
‫- آره، ما هم از قبل پنج نفریم
‫- اوکی

420
00:19:22,780 --> 00:19:24,680
‫ما این انتخاب رو داریم
که همین پنج نفر بمونیم

421
00:19:24,700 --> 00:19:28,080
‫یا اینکه یکی از اعضای خودمون رو دک کنیم
‫و این خانوم رو جاش بیاریم

422
00:19:28,100 --> 00:19:29,810
‫به نظرم بهتره پای تیم خودمون بمونیم

423
00:19:29,830 --> 00:19:32,350
‫- آره
‫- آره، تازه ما اول اومدیم اینجا

424
00:19:32,370 --> 00:19:33,850
‫آره. نه بابا، همه‌چیز ردیفه

425
00:19:33,880 --> 00:19:36,310
‫می‌دونی، ملاک رای اکثریته
‫راستش می‌تونیم رای‌گیری کنیم...

426
00:19:37,660 --> 00:19:38,690
‫صبرکن ببینم، چی؟

427
00:19:38,710 --> 00:19:40,880
‫که اگه دلمون خواست،
‫توی تیم نگهش داریم. می‌دونی که

428
00:19:40,910 --> 00:19:43,740
‫- فقط خواستم پیشنهادش رو بدم
‫- اگه کاریه که دلت می‌خواد انجام بدی، باشه

429
00:19:43,770 --> 00:19:45,160
‫فقط محض پیشنهاد گفتم

430
00:19:45,180 --> 00:19:48,170
‫می‌خوای جایگاه خودتو دو دستی به باد بدی؟
‫داری شوخی می‌کنی؟

431
00:19:48,200 --> 00:19:51,340
‫می‌دونم تازه روز اوله
ولی اصلاً برام ‫قابل قبول نیست که

432
00:19:51,370 --> 00:19:54,160
‫تیممون به اتفاق آرا
به حذف کردنِ ‫یه نفر رای بده

433
00:19:54,190 --> 00:19:56,610
‫چی می‌خوای بگی داداش؟
‫نکنه با من مشکلی داری؟

434
00:19:57,020 --> 00:19:59,660
‫این وس قشنگ داره فازهای عجیب‌وغریب
‫و مرموزی بهم میده

435
00:19:59,680 --> 00:20:01,750
‫این یعنی یکی از خودِ ما
‫باید غزل خداحافظی رو بخونه

436
00:20:01,780 --> 00:20:04,680
‫- فکر می‌کردم ترکیبمون اینجا خیلی قویه...
‫- آره

437
00:20:04,710 --> 00:20:06,620
‫- آره
‫- آره، هیچ‌کس هیچ‌جا نمیره

438
00:20:06,640 --> 00:20:08,520
‫ولی یه نارگیل بهش می‌دیم
پیاده‌روی طولانی‌ای در پیش داره

439
00:20:08,540 --> 00:20:11,020
‫- نمی‌خوایم بدنش کم‌آب بشه
‫- این نارگیل هم به خاطر زحمتی که کشیدی

440
00:20:11,040 --> 00:20:14,160
‫ببینید، همه‌مون نظرات متفاوتی
‫درباره نحوه پیشبرد کارها داریم

441
00:20:14,750 --> 00:20:15,960
‫پس من خودمو می‌کشم کنار

442
00:20:17,000 --> 00:20:19,300
‫ولی در حال حاضر، ‫هنوز اول بازیه

443
00:20:19,320 --> 00:20:23,030
‫واسه همین هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم
‫تا خودمو تو دل تیم جا کنم و پا رو دم کسی نذارم

444
00:20:23,600 --> 00:20:26,950
‫در حالی که تیم چارلی نقشه داره از تمام
‫تجهیزات ساخت سرپناه‌شون استفاده کنه

445
00:20:26,970 --> 00:20:28,470
‫تا شبِ اول دستِ بالا رو داشته باشه،

446
00:20:28,890 --> 00:20:32,520
‫تیم آلفا تصمیم می‌گیره ابزار شکاری رو که
‫انتخاب کرده، فعلاً بذاره کنار،

447
00:20:32,540 --> 00:20:35,650
‫تا زمانی که یه سرپناه درست‌وحسابی
‫و آتیش راه بیندازه

448
00:20:35,680 --> 00:20:37,890
‫بچه‌ها، من عاشق اینجام. نیگا

449
00:20:37,910 --> 00:20:40,170
‫- پسر...
‫- دقیقاً همینو می‌خواستم

450
00:20:41,530 --> 00:20:43,020
‫ همین‌جا آب هم داریم

451
00:20:43,040 --> 00:20:45,210
‫این تیکه هم کاملاً صافه و زمینش نرمه

452
00:20:45,240 --> 00:20:46,700
‫آقا، اینجا معرکه‌ست

453
00:20:47,070 --> 00:20:51,190
‫راستش می‌تونیم از بعضی از این درختا
‫واسه مهار کردنِ ابزار و تجهیزات استفاده کنیم

454
00:20:51,210 --> 00:20:52,820
‫- اینا رو همین‌جا پیاده کنیم؟
‫- آره

455
00:20:53,120 --> 00:20:55,210
‫- شماها با این جا موافقین؟
‫- آره

456
00:20:55,240 --> 00:20:56,990
‫من به عنوان یه مامور فدرال سابق،

457
00:20:57,010 --> 00:21:00,820
‫زمان زیادی رو صرف یادگیری این کردم ‫که چطور
با آدما حرف بزنم و اعتمادشون رو جلب کنم

458
00:21:00,850 --> 00:21:04,760
‫واسه همین خوشحال می‌شم
‫که نقش رهبری تیمم رو به عهده بگیرم

459
00:21:04,780 --> 00:21:08,420
‫می‌تونیم برگ‌های بلند رو کف زمین واسه زیرانداز پهن
کنیم و از بقیه‌ش هم واسه سقف استفاده کنیم

460
00:21:08,450 --> 00:21:09,640
خیلی‌خب، خوش اومد -
بزن بریم -

461
00:21:09,670 --> 00:21:13,350
‫من زمان زیادی رو توی طبیعت
‫و تو شرایط چالش‌برانگیز مختلف گذروندم

462
00:21:13,380 --> 00:21:15,910
‫به توانایی خودم توی مهارت‌های بقا،

463
00:21:15,940 --> 00:21:19,560
‫شکار و ماهیگیری کاملاً ایمان دارم و می‌تونم
‫کالری لازم رو واسه ادامه دادن تامین کنم

464
00:21:19,590 --> 00:21:23,340
‫پس هر کی که قمه یا چاقو داره، دست به کار شه
و تجهیزات ساخت‌وساز رو بیاره

465
00:21:23,370 --> 00:21:24,440
‫- آره
‫- اوکی

466
00:21:24,460 --> 00:21:26,350
‫به نظرتون بریم لب ساحل
واسه جمع کردن برگ خرما؟

467
00:21:26,370 --> 00:21:29,050
آره، ‫شماها تمرکزتون رو بذارین روی چوب‌ها
مدی هم می‌تونه با ما بیاد

468
00:21:29,070 --> 00:21:29,910
‫حله

469
00:21:34,080 --> 00:21:35,580
‫اسم من مَدی هستش

470
00:21:35,610 --> 00:21:37,020
‫اهل ویرجینیای غربی‌ام

471
00:21:37,050 --> 00:21:40,580
‫من یه شکارچی‌ام و بندبند وجودم
‫با گوشت و خونِ طبیعت عجین شده

472
00:21:41,550 --> 00:21:45,170
‫بردن این بازی برام
بی‌نهایت حیاتیه، نه فقط واسه خودم

473
00:21:45,200 --> 00:21:49,530
‫بلکه واسه اینکه بتونم به خانواده‌ام کمک کنم
‫و زندگی بهتری رو براشون بسازم

474
00:21:49,550 --> 00:21:52,040
‫واقعاً دلم نمی‌خواد ناامیدشون کنم

475
00:21:52,060 --> 00:21:55,150
‫خب، پس یکی از این کمون‌ها 25 پوندیه،

476
00:21:55,170 --> 00:21:57,760
‫و اون یکی که ۳۵ پوندیه رو من برمی‌دارم

477
00:21:58,310 --> 00:22:01,300
‫معلومه که وقتی تجهیزات شکار رو
‫به آتیش و سرپناه ترجیح می‌دی،

478
00:22:01,910 --> 00:22:03,450
‫هیچ تضمینی توی شکار نیست

479
00:22:03,480 --> 00:22:06,320
‫وقتی با یه برزنت راهی می‌شی
یعنی امشب سقف رو بالا می‌بری

480
00:22:06,350 --> 00:22:10,020
‫وقتی با یه چخماق راهی می‌شی
شانس بالایی داری که آتیش روشن کنی

481
00:22:10,040 --> 00:22:13,510
‫زود برمی‌گردیم. حواست قشنگ
به این باشه، به امان خدا ولش نکنین

482
00:22:13,540 --> 00:22:15,750
‫- خیالت تخت، اگه کسی بیاد کله‌پا‌ش می‌کنم
‫- اوکی

483
00:22:15,770 --> 00:22:17,480
‫ولی وقتی با یه کمون راهی می‌شی

484
00:22:17,500 --> 00:22:21,060
یعنی لذت آنی رو
‫فدای موفقیت بلندمدت کردی

485
00:22:21,080 --> 00:22:23,280
‫این بیشترین انرژی‌ایه
که ‫تا یه مدت خواهیم داشت،

486
00:22:23,300 --> 00:22:25,290
‫پس باید نهایت استفاده رو ازش ببریم

487
00:22:25,310 --> 00:22:29,320
‫خودمون می‌دونستیم کمپ شکار، از اون
کمپ‌هاییه که باید واسه‌ش جون بکنی

488
00:22:30,850 --> 00:22:34,170
‫باید واسه آتیش روشن کردن
و سرپناه ساختن قشنگ عرق بریزی

489
00:22:34,200 --> 00:22:35,820
‫یه تیرک اصلیِ توپ پیدا کردم

490
00:22:35,850 --> 00:22:38,130
‫دمت گرم، بریم‫خودشه، حرف نداره. عالیه

491
00:22:38,150 --> 00:22:42,060
‫بذار اون کیسه ضدآب رو بردارم و تا جایی که
می‌تونم توش رو پر از چوب خشک کنم

492
00:22:42,080 --> 00:22:43,080
‫اوکی

493
00:22:43,110 --> 00:22:48,570
‫کمپ ما نسبت به تیم براوو و چارلی،
‫خیلی از ساحل دورتره

494
00:22:48,590 --> 00:22:50,670
‫حتی یه درخت خرمای
صاحاب‌مرده هم این دوروبر نیست

495
00:22:50,690 --> 00:22:52,810
‫مجبوریم بیشتر بریم سمت ساحل

496
00:22:52,830 --> 00:22:54,880
‫این کار خودش چالش‌های خاص خودشو داره

497
00:22:54,900 --> 00:22:57,600
‫واسه آوردن بامبو باید تا لب ساحل بریم

498
00:22:57,620 --> 00:23:01,040
‫واسه پیدا کردن چهارتا برگ خرما که
به درد بخوره، باید حتی از اونم جلوتر بریم

499
00:23:01,070 --> 00:23:03,680
‫کفشام رسماً خیسِ آب شدن

500
00:23:04,220 --> 00:23:05,390
‫واقعاً سخته

501
00:23:06,140 --> 00:23:07,480
‫بدجوری دهنمون سرویس شد

502
00:23:07,510 --> 00:23:10,460
‫کلا سه ساعت و نیم تا تاریکی وقت داشتیم...

503
00:23:10,480 --> 00:23:13,780
‫- باید بریم بامبوی بیشتری بیاریم
‫-تازه بارونم داره میاد

504
00:23:14,530 --> 00:23:16,140
‫ای بابا... ملس شد

505
00:23:16,170 --> 00:23:18,250
‫- ای وای
‫- سرپناهمون اصلاً اوضاعش خوب نیست

506
00:23:18,280 --> 00:23:19,700
‫یعنی الان سقف نداریم؟

507
00:23:19,720 --> 00:23:23,150
‫دیگه کلافه شدم. سر اون قضیه‌ی
بامبوها رسماً خودمو جِر دادم

508
00:23:23,170 --> 00:23:26,330
‫می‌دونی، واقعاً هیچ سرپناهی نداریم

509
00:23:26,360 --> 00:23:28,600
‫تا اینجای کار، نه سقفی هست و نه آتیشی

510
00:23:28,940 --> 00:23:30,950
‫بچه‌ها، کل زوری که
می‌تونستم بزنم همین بود. شرمنده

511
00:23:30,970 --> 00:23:34,060
‫خیلی زود فهمیدیم
...که با این فرمان زیاد جلو نمی‌ریم

512
00:23:34,080 --> 00:23:37,260
‫اوه خدای من
امشب باید قشنگ چسبِ همدیگه بخوابیم

513
00:23:37,290 --> 00:23:40,150
‫می‌دونم. کلا بامبوی زیادی هم دیگه نمونده

514
00:23:41,220 --> 00:23:45,110
‫راستش توی این وضعیت، یه جفت
دستِ کمکیِ اضافه بدجوری به کارمون میاد

515
00:23:45,470 --> 00:23:47,520
‫هی بچه‌ها. تموم شد

516
00:23:47,540 --> 00:23:48,780
‫کارِ سرپناه تمومه

517
00:23:48,800 --> 00:23:50,140
‫این عالیه

518
00:23:51,470 --> 00:23:52,590
‫سلام، سلام

519
00:23:53,200 --> 00:23:54,300
‫اوضاع چطوره؟

520
00:23:59,470 --> 00:24:02,010
‫ما اون‌قدر تمرکزمون رو
گذاشته بودیم روی ساختن سرپناه

521
00:24:02,030 --> 00:24:03,590
‫که اصلاً به این قضیه فکر هم نکردیم

522
00:24:03,610 --> 00:24:05,870
‫که ممکنه یه آدمِ اخراجی
و تک‌افتاده سر و کله‌ش پیدا بشه

523
00:24:05,890 --> 00:24:09,460
‫بعد از اینکه هالی اون نامه رو خوند
که می‌گفت اونا فقط باید پنج نفر باشن

524
00:24:09,480 --> 00:24:11,950
‫فهمیدم که بازی قشنگ مثل صندلی‌بازیه

525
00:24:11,970 --> 00:24:14,410
‫روی زمین بازی به اندازه همه آدم‌ها جا نیست

526
00:24:15,200 --> 00:24:18,470
‫می‌دونم که شماها
همین الانشم یه تیم پنج نفره دارین

527
00:24:18,490 --> 00:24:21,810
‫ولی خب... من جای دیگه‌ای رو ندارم که برم

528
00:24:21,830 --> 00:24:24,580
‫نمی‌دونم، شاید بتونم
امشب رو حداقل بهتون کمک کنم

529
00:24:24,610 --> 00:24:28,080
‫وقتی رسیدم به کمپ آلفا
دیدم اصلاً سرپناه درستی ندارن

530
00:24:28,100 --> 00:24:31,860
‫فقط چهارتا برگ خرما جمع کرده بودن
و پهن کرده بودن کف زمین

531
00:24:31,890 --> 00:24:34,430
‫با خودم گفتم این می‌تونه
همون فرصت طلاییِ من باشه

532
00:24:34,450 --> 00:24:36,020
‫واسه چی از تیم انداختنت بیرون؟

533
00:24:36,450 --> 00:24:40,100
‫حس می‌کنم به خاطر این بود که مهارت‌های
من و یه دختر دیگه خیلی شبیه هم بود

534
00:24:40,130 --> 00:24:44,040
‫چیزایی مثل بافتن برگ‌های خرما
و کارهای دستی و اینجور چیزا

535
00:24:44,060 --> 00:24:45,610
‫که خب واسه من بدشانسی بود

536
00:24:45,630 --> 00:24:48,790
‫چون حتی یه فرصت عادلانه هم بهم
داده نشد تا بتونم مهارت‌هام رو ثابت کنم

537
00:24:48,820 --> 00:24:51,150
‫عجب شانس تخمی‌ایی آوردی دختر

538
00:24:51,180 --> 00:24:53,800
‫این دختر طفلکی که
به نظر ‫آدم فوق‌العاده‌ای میاد

539
00:24:53,820 --> 00:24:55,240
‫کمک حال‌مون هم که می‌تونه باشه

540
00:24:55,260 --> 00:24:58,640
‫ولی خب در نهایت، ما الان
ترکیب و هماهنگیِ ‫خیلی خوبی توی تیم داریم،

541
00:24:58,670 --> 00:25:02,530
‫و اصلاً نیازی نداریم که بخوایم ‫به اعتمادِ
بین اعضای تیممون خدشه‌ای وارد کنیم

542
00:25:02,560 --> 00:25:04,310
‫واقعاً شرایط... شرایط سختیه

543
00:25:04,330 --> 00:25:05,340
‫اوهوم

544
00:25:06,290 --> 00:25:08,990
‫باعث افتخاره که امشب رو پیش ما بمونی
فقط قضیه بد موقعی پیش اومده

545
00:25:09,020 --> 00:25:11,100
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم
اگه جای تو بودم ‫چیکار می‌کردم

546
00:25:11,130 --> 00:25:13,840
‫ولی خب با کمال میل می‌تونی
‫امشب رو کنار ما بگذرونی

547
00:25:13,870 --> 00:25:15,630
‫واسه روزهای آینده نمی‌تونم قولی بدم،

548
00:25:16,070 --> 00:25:18,560
آره، دمتون گرم، همه‌چیز ردیفه
حالا ببینیم چی می‌شه

549
00:25:19,040 --> 00:25:22,040
‫- امیدوارم یه آتیش کوچیک هم راه بندازیم
‫- خوشحالم که اینجام

550
00:25:22,070 --> 00:25:26,100
‫مری اومد پیشمون و من بدجوری باهاش
‫احساس همدردی می‌کنم،

551
00:25:26,130 --> 00:25:28,340
‫چون واقعاً ناعادلانه از تیم شوتش کردن بیرون

552
00:25:28,360 --> 00:25:30,450
‫حتی فرصت نکرد مهارت‌هاش رو نشون بده

553
00:25:30,470 --> 00:25:34,470
و ‫به نظرم آدما خیلی راحت
‫از روی ظاهر بقیه رو قضاوت می‌کنن

554
00:25:34,500 --> 00:25:37,710
‫خب اکثر مردم فکر می‌کنن من از خواب
بیدار می‌شم که برم سالن کاشت ناخن

555
00:25:37,730 --> 00:25:40,720
‫یا آرایش کنم و هشت ساعت خودمو تو آینه ببینم

556
00:25:40,740 --> 00:25:43,200
‫ولی مدام توی مسابقات دو ماراتن شرکت می‌کنم

557
00:25:43,220 --> 00:25:46,470
‫والیبال، بسکتبال و فوتبال بازی کردم...
‫اسب‌سواری و مسابقه دور بشکه‌ها هم همین‌طور

558
00:25:46,500 --> 00:25:49,080
‫شدیداً اهل رقابتم و اصلاً از باختن خوشم نمیاد

559
00:25:49,110 --> 00:25:50,950
‫واسه همین هیچ‌کس رو دست‌کم نمی‌گیرم

560
00:25:51,340 --> 00:25:54,510
‫برگ‌های خرما رو می‌خوای ببافی یا
می‌خوای همین‌طوری صاف پهن‌شون کنی

561
00:25:54,530 --> 00:25:56,950
‫و روی هم بچینی‌شون
تا جلو بارون رو بگیره؟ نقشه‌ت چیه؟

562
00:25:56,970 --> 00:25:58,190
‫هر چی صلاح بدونی

563
00:25:58,210 --> 00:25:59,890
‫- این کارا اصلاً تو تخصص من نیست
‫- اوکی

564
00:25:59,910 --> 00:26:02,160
‫پس اگه ایده بهتری داری، خودت دست به کار شو

565
00:26:02,190 --> 00:26:05,520
‫می‌خوای بری لب رودخونه
دست و روت رو بشوری؟ یه کم خنک شی؟

566
00:26:05,540 --> 00:26:07,520
‫آره حتماً. چقدر عالی که اینجا رودخونه دارین

567
00:26:07,540 --> 00:26:08,650
‫- آره
‫- واو

568
00:26:14,190 --> 00:26:15,660
‫مجمع‌الجزایر مروارید در پاناما،

569
00:26:15,690 --> 00:26:18,460
‫سالانه شاهد بارش بیش از 250 سانتی‌متر بارونـه،

570
00:26:19,120 --> 00:26:21,310
‫که همین موضوع اینجا رو
در دسته جنگل‌های بارونی قرار میده

571
00:26:23,030 --> 00:26:26,580
‫و این بازیکن‌ها درست در آستانه
شروع فصل موسمی پا به اینجا گذاشتن

572
00:26:30,990 --> 00:26:34,050
‫بدون داشتن یه سرپناه درست‌وحسابی
...واسه در امان موندن از رگبارهای قریب‌الوقوع

573
00:26:34,770 --> 00:26:36,340
‫اینو دقیقاً بذار همین‌جا

574
00:26:36,720 --> 00:26:39,550
‫...بازیکن‌ها در معرض خطراتی مثل سرمازدگی،

575
00:26:39,930 --> 00:26:42,390
‫عفونت قارچی و عفونت‌های پوستی قرار می‌گیرن،

576
00:26:42,970 --> 00:26:45,080
‫که این یعنی
تحلیل رفتنِ شدید و بی‌وقفه روحیه‌شون

577
00:26:50,230 --> 00:26:51,810
‫می‌خوایم چندتا از اینا رو قطع کنیم

578
00:26:52,270 --> 00:26:54,030
‫تا بتونیم ببریم‌شون کمپ و

579
00:26:54,060 --> 00:26:57,180
احتمالاً چندتا چیز رو
واسه سرپناه به هم ببافیم و محکم کنیم

580
00:26:57,200 --> 00:27:02,330
‫آفتاب داره غروب می‌کنه و باید
هرچه سریع‌تر یه سرپناهی دست‌وپا کنیم

581
00:27:02,590 --> 00:27:04,680
‫تجربه‌ت توی ساخت سرپناه‌های یک‌طرفه چطوره؟

582
00:27:04,700 --> 00:27:05,880
‫قبلاً از اینا ساختی؟

583
00:27:05,910 --> 00:27:09,450
‫خب، چند باری توی جنگل‌های کلرادو درست کردم

584
00:27:09,480 --> 00:27:10,660
‫- اوکی
‫- آره

585
00:27:10,690 --> 00:27:13,740
‫ولی خب، همین‌طور که
دارم کنار تیم کار می‌کنم

586
00:27:13,770 --> 00:27:15,940
‫تلاشم اینه که
آمارشون رو دربیارم و بشناسم‌شون

587
00:27:16,190 --> 00:27:17,660
‫این یکی می‌شه تیرک افقی

588
00:27:17,900 --> 00:27:23,100
‫چون استراتژی من اینه که
بازی رو فقط با دو نفر به آخر برسونم

589
00:27:24,260 --> 00:27:25,930
‫ولی خب، ملاک رای اکثریته،

590
00:27:25,960 --> 00:27:28,910
‫واسه همین نیاز به
کلی نقشه‌کشی و سیاست داره

591
00:27:28,930 --> 00:27:32,040
‫تا بتونم بقیه رو با خودم همراه کنم،

592
00:27:33,190 --> 00:27:35,730
‫و متقاعدشون کنم که به حذف بقیه رای بدن؛

593
00:27:35,760 --> 00:27:40,550
‫تا جایی که فقط ما دو تا بازیکنِ آخرِ
تیم براوو باشیم که می‌خوایم تا تهش بریم

594
00:27:40,580 --> 00:27:43,870
‫اون جایزه یک میلیون دلاری رو ببریم
و همه‌چیز رو نصف‌نصف تقسیم کنیم

595
00:27:43,900 --> 00:27:46,490
‫آره واقعاً. اگه بتونیم کل این‌جا رو
...تمیز کنیم و جارو بزنیم

596
00:27:46,740 --> 00:27:49,910
‫و امیدوارم اون دو نفر، خانوم باشن

597
00:27:50,410 --> 00:27:53,790
‫مورگن تنها زنِ دیگه‌ایه که توی تیم‌مونه

598
00:27:53,810 --> 00:27:55,810
‫فقط باید یه کم بیشتر بشناسمش

599
00:27:55,840 --> 00:27:58,610
‫اون‌ور چندتا درخت خرمای مشتی دیدیم

600
00:27:58,630 --> 00:28:00,130
‫آره، تا می‌تونی جمع کن بیار

601
00:28:00,160 --> 00:28:02,620
‫- می‌خوای منم بیام با هم بیاریم‌شون؟
‫- نه، خودم می‌تونم

602
00:28:03,090 --> 00:28:05,630
‫شان، پایه‌ای با قمه بریم
چندتا برگ خرما قطع کنیم؟

603
00:28:05,650 --> 00:28:07,070
‫- آره
‫- حله

604
00:28:07,100 --> 00:28:08,130
‫هوم

605
00:28:09,220 --> 00:28:10,680
خیلی‌خب، کلی بامبو اینجاست

606
00:28:10,710 --> 00:28:13,500
‫آره، اینم چندتا دیگه. به نظرم
همه‌شون رو همین‌جا دپو کنیم

607
00:28:14,440 --> 00:28:17,520
‫راستش وقتی اومدم اینجا، اصلاً
دلم نمی‌خواست با هیچ دختری هم‌تیمی بشم

608
00:28:17,550 --> 00:28:19,220
‫من خودم از بچگی پسرونه بزرگ شدم

609
00:28:19,240 --> 00:28:23,340
‫من و دخترا هیچ‌وقت اون‌قدری که
با پسرا جور بودم، با هم نمی‌ساختیم

610
00:28:23,360 --> 00:28:26,300
‫ولی خب تا وقتی اونا مشکلی با من
نداشته باشن، منم باهاشون کاری ندارم

611
00:28:26,330 --> 00:28:28,620
‫جونمی جون! دارم می‌رم روشون. باریکلا

612
00:28:28,900 --> 00:28:31,100
‫- اگه تند می‌رم بهم بگو
‫- نه، خوبی

613
00:28:31,120 --> 00:28:33,410
‫اون یکی روی سگم رو
"خودم بهش می‌گم "غول عضلانی

614
00:28:33,440 --> 00:28:35,840
همون موقع که فاز لاتی و مردونه‌م می‌زنه بالا

615
00:28:36,630 --> 00:28:37,650
‫عاشقشم

616
00:28:38,780 --> 00:28:41,590
‫در حالی که تیم براوو تمام تمرکزش رو
‫فقط گذاشته روی سرپناهش...

617
00:28:41,940 --> 00:28:44,660
"تیم آلـفا، شـکار"

618
00:28:41,940 --> 00:28:44,660
‫توی نخِ اینم که براوو
الان اوضاع سرپناه‌ش دقیقاً چطوریه

619
00:28:44,680 --> 00:28:46,400
‫...تیم آلفا اعضای خودش رو تقسیم می‌کنه

620
00:28:46,430 --> 00:28:49,800
‫به این امید که قبل از تاریکیِ هوا
هم سرپناه داشته باشه و هم آتیش

621
00:28:49,820 --> 00:28:52,620
‫- پشه‌ها دارن می‌خورنش؟ پشتش رو نیگا‫
فکر کنم آره -

622
00:28:52,640 --> 00:28:54,520
‫- پشه‌ها رسماً ریدن بهم؟
‫- یه کم آره

623
00:28:54,550 --> 00:28:57,180
‫مخصوصاً چون سرپناهمون در و پیکر نداره

624
00:28:57,200 --> 00:28:59,910
‫و آتیش هم نداریم
پشه‌ها زنده زنده تکه‌پاره‌مون می‌کنن

625
00:28:59,940 --> 00:29:01,980
‫مطمئنی دلت می‌خواد امشب رو پیش ما بمونی؟

626
00:29:02,690 --> 00:29:03,800
‫آره

627
00:29:03,830 --> 00:29:07,630
‫با وجود این رودخونه که اینجاست
...قطعاً بهشتِ پشه‌هاست، ولی خب

628
00:29:07,660 --> 00:29:08,820
‫- آره
‫- آره واقعاً

629
00:29:09,830 --> 00:29:11,510
‫الان وسط یه نبرد سخت و سربالایی‌ام

630
00:29:11,540 --> 00:29:13,250
‫کلا 24 ساعت وقت دارم،

631
00:29:13,270 --> 00:29:16,900
‫و این آخرین شانس منه
تا بتونم خودمو توی یه تیم جا کنم

632
00:29:16,930 --> 00:29:20,360
‫برگ خرمای بیشتری که بیاریم
جامون واسه خوابیدن نرم و گرم می‌شه

633
00:29:20,380 --> 00:29:24,430
‫فقط می‌خواستم به آلفا نشون بدم
که پایه‌ام تا پا به پاشون سگ‌دو بزنم

634
00:29:30,640 --> 00:29:33,690
‫می‌خواستم بهشون ثابت کنم که
می‌تونم مهره مفیدی براشون باشم

635
00:29:33,720 --> 00:29:36,050
‫خبر خوب دخترا
همه‌تون بدجوری خطی و رو فرمید

636
00:29:36,080 --> 00:29:39,000
‫اینم می‌دونم که
اونا شدیداً به یه سرپناه نیاز دارن

637
00:29:39,360 --> 00:29:40,980
‫و منم که استادِ کارهای قلاب‌بافی‌ام

638
00:29:41,010 --> 00:29:42,920
‫عاشق حصیربافی و این‌جور کارهام،

639
00:29:42,940 --> 00:29:45,900
‫واسه همین شاید بتونم
کمک‌شون کنم تا یه چیزی سر هم کنن

640
00:29:45,930 --> 00:29:49,560
‫یه کم پهن‌تر بگیریش، اون‌وقت
یه حصیرِ طولانی‌تر این وسط درمیاد

641
00:29:49,580 --> 00:29:50,940
‫- افتاد؟
‫- اوهوم

642
00:29:50,970 --> 00:29:52,720
‫من اصلاً این آدما رو نمی‌شناسم

643
00:29:52,740 --> 00:29:55,740
‫چطوره اول یه کم با اره جاش رو بندازی
و بعد قشنگ با ضربه ببُریش؟

644
00:29:55,760 --> 00:29:58,890
‫تنها شانس من در حال حاضر
اینه که با یه نفر لینک بشم

645
00:29:58,920 --> 00:30:01,750
‫تا با رای اکثریت بتونیم
یه بازیکن دیگه رو شوت کنیم بیرون

646
00:30:01,780 --> 00:30:05,240
‫به نظرت اگه بغلش رو یه کم بتراشی
کمک می‌کنه که بیشتر بره داخل؟

647
00:30:05,270 --> 00:30:08,580
‫دارم لبه‌ش رو می‌رم که به نظرم
قشنگ چفتِ اون شیار شده

648
00:30:08,610 --> 00:30:11,650
‫دارم سعی می‌کنم
...با تک‌تک اعضا ارتباط بگیرم

649
00:30:11,680 --> 00:30:14,270
‫می‌خوای من از وسط شروع کنم؟
کارِ تو رو خراب نمی‌کنه؟

650
00:30:14,290 --> 00:30:16,100
‫نه بابا، اگه بتونی کمک کنی که عالیه

651
00:30:16,530 --> 00:30:18,780
‫...تا بتونم متقاعدشون کنم که منو راه بدن

652
00:30:20,490 --> 00:30:21,680
‫داره خوب پیش می‌ره

653
00:30:21,910 --> 00:30:23,010
‫دمت گرم

654
00:30:23,410 --> 00:30:26,260
‫این حرفم تهِ خودخواهیه، ولی امیدوارم
تیم چارلی هم نتونه آتیش روشن کنه

655
00:30:28,940 --> 00:30:31,320
"تیم چارلـی، سرپنـاه"

656
00:30:28,940 --> 00:30:31,320
‫بدون شک توی یه اقلیم استوایی هستیم

657
00:30:31,340 --> 00:30:32,460
‫آره داداش

658
00:30:32,920 --> 00:30:36,870
‫در حالی که تیم چارلی از تمام تجهیزات سرپناه‌شون
‫به نحو احسن به نفع خودشون استفاده کردن...

659
00:30:37,410 --> 00:30:41,170
‫قراره قشنگ واسه این کار مایه بذاریم و امیدوارم
امشب یه شامی واسه خوردن داشته باشیم

660
00:30:41,790 --> 00:30:43,130
‫- دهنت سرویس
‫- ای بابا

661
00:30:43,150 --> 00:30:47,480
‫...اونا بدون داشتن سنگ چخماق مدرن، باید واسه
‫روشن کردن آتیش به روش‌های بدوی تکیه کنن

662
00:30:48,050 --> 00:30:50,300
‫ما امشب آتیش داریم. بهم ایمان داشته باشین

663
00:30:50,330 --> 00:30:51,870
‫من که بهت ایمان کامل دارم

664
00:30:52,220 --> 00:30:54,680
‫من تتوکارِ آرایش دائم صورتم،

665
00:30:54,930 --> 00:30:57,780
‫واسه همین ممکنه آدما منو دست‌کم بگیرن

666
00:30:57,810 --> 00:31:00,160
‫گفتی توی این کار بدجوری خفنی، آره؟

667
00:31:00,180 --> 00:31:03,810
‫من واقعاً خیلی تمرین کردم، ولی بهتون
قول میدم ‫که راه درستش دقیقاً همینه

668
00:31:03,830 --> 00:31:05,170
‫قشنگ فوتِ آبشم

669
00:31:05,190 --> 00:31:07,690
‫واسه اینکه خودمو برای این مسابقه ‫آماده کنم،

670
00:31:07,720 --> 00:31:09,970
‫یه متخصص تغذیه پیدا کردم،

671
00:31:10,000 --> 00:31:12,420
‫یه مربی بدنسازی، یه استاد تیراندازی با کمون،

672
00:31:12,440 --> 00:31:16,030
‫و در کنارشون یه مربی بقا در شرایط بدوی

673
00:31:18,280 --> 00:31:19,740
‫- دود!
‫- داره دود می‌کنه!

674
00:31:20,210 --> 00:31:23,270
‫بعد از اون همه
تمرینی که ‫توی جنگل انجام دادم،

675
00:31:23,300 --> 00:31:26,300
‫قطعاً توی مهارت‌های بقای خودم
‫احساس شایستگی می‌کنم

676
00:31:26,330 --> 00:31:27,580
‫شش!

677
00:31:27,860 --> 00:31:30,950
‫- هفت، هشت...
‫- یالا، لِیلا!

678
00:31:31,180 --> 00:31:32,250
‫نُه...

679
00:31:32,280 --> 00:31:33,940
‫- ادامه بده
‫- ده!

680
00:31:34,400 --> 00:31:35,790
!یالا، آفرین

681
00:31:35,820 --> 00:31:37,780
‫همه‌چیز بستگی به آزمون و خطا داره

682
00:31:39,960 --> 00:31:43,010
"تیم براوو، آتیش"

683
00:31:39,960 --> 00:31:43,010
‫در کمپ براوو، با وجود سنگ چخماق‌هایی
...که توی کیت‌شون دارن

684
00:31:43,210 --> 00:31:44,920
‫- باریکلا، خودشه
‫- عالیه، عالیه، عالیه

685
00:31:45,250 --> 00:31:47,420
‫...اونا می‌تونن خیلی راحت آتیش روشن کنن

686
00:31:54,440 --> 00:31:55,590
‫آتیش!

687
00:31:55,620 --> 00:31:57,890
‫- رفقا، آتیش رو این‌طوری درست می‌کنن
‫- ایول، معرکه‌ست!

688
00:31:58,370 --> 00:32:02,290
‫داشتنِ آتیش یه حس بدوی داره
که بدجوری به آدم قدرت میده

689
00:32:03,330 --> 00:32:07,340
‫تیم براوو تبدیل به اولین تیم روی زمین بازی
می‌شه که از خوردن پروتئین آب‌پز لذت می‌بره

690
00:32:08,420 --> 00:32:09,870
‫- به‌به...
‫- آره!

691
00:32:10,090 --> 00:32:12,890
‫- طعمش خوبه؟
‫- یه کم پس‌مزه خرچنگ میده

692
00:32:12,920 --> 00:32:15,670
‫این خودش یه جور غذای اعیونیه
مثل بعضی از رستوران‌های سوشی

693
00:32:17,600 --> 00:32:19,410
‫- برگ‌های خرما رو آوردم!
‫- دمت گرم

694
00:32:19,440 --> 00:32:21,710
‫کارِت عالی بود! خیلی‌خب
بیاید کار سقف رو تموم کنیم

695
00:32:21,730 --> 00:32:22,610
‫آره

696
00:32:22,630 --> 00:32:25,750
‫- تو خودت بچه داری؟
‫- آره، ده تا بچه دارم

697
00:32:25,770 --> 00:32:27,980
‫- ده تا بچه داری؟
‫- البته آدمیزاد نیستن

698
00:32:28,010 --> 00:32:29,560
‫- آها
‫- همه‌شون حیونِ خونگی‌ان

699
00:32:29,590 --> 00:32:32,090
‫- ما با همدیگه حیوانات رو نجات میدیم
‫- اوه، چقدر عالی!

700
00:32:33,240 --> 00:32:36,560
‫تا اینجای کار، تیم‌مون بدجوری با هم
چفت شده و حس خوبی داره

701
00:32:36,580 --> 00:32:39,430
‫همه دارن کار می‌کنن، همه دارن عرق می‌ریزن،

702
00:32:39,460 --> 00:32:42,670
‫چون می‌خوایم سرپناهمون رو
قبل از غروب آفتاب سریع بالا ببریم

703
00:32:42,700 --> 00:32:45,640
‫تا جایی که می‌تونیم باید برگ‌های
خرما رو قبل از شروع بارون روی هم بچینیم

704
00:32:45,660 --> 00:32:47,600
‫- می‌دونم. واسه اینکه...
‫- هرچی بیشتر باشه بهتره

705
00:32:47,620 --> 00:32:49,240
‫تا جایی که می‌شه جلو نفوذ آب رو بگیریم

706
00:32:49,590 --> 00:32:51,960
‫این دقیقاً همون تیمیه

707
00:32:51,990 --> 00:32:55,100
‫که می‌دونم قراره منو تا آخرِ مسابقه بقا جلو ببره

708
00:32:55,550 --> 00:32:58,840
‫روز داره کم‌کم به آخر می‌رسه
از اوضاع سرپناه راضی هستی؟

709
00:32:58,860 --> 00:33:01,360
‫- یه جورایی عاشق سرپناهمون شدم
‫- منم موافقم

710
00:33:03,230 --> 00:33:05,450
‫با تاریک شدنِ هوای جزیره،

711
00:33:05,790 --> 00:33:09,750
‫تیم‌ها سرپناه‌های خودشون رو محکم می‌کنن
و آماده یه شبِ بارونی می‌شن

712
00:33:10,140 --> 00:33:12,750
‫- برنامه‌مون واسه خوابیدن کجاست؟
‫- درست همین‌جا، بابا

713
00:33:12,780 --> 00:33:14,000
‫آره، دورهمیِ پسرونه‌ست

714
00:33:14,030 --> 00:33:16,350
‫خب، پس دخترا هم همین‌جا می‌خوابن

715
00:33:16,740 --> 00:33:18,950
‫راستی تو... تو کجا می‌خوابی؟

716
00:33:18,980 --> 00:33:21,270
‫هر جا که صلاح بدونین و منو جا بدین، حله

717
00:33:21,290 --> 00:33:23,950
‫راستی می‌تونی وسایلتو برداری بیاری این‌ور،

718
00:33:23,970 --> 00:33:26,410
‫و قشنگ کنار من و دیو بخوابی

719
00:33:26,620 --> 00:33:27,830
‫اوکی، حله

720
00:33:28,980 --> 00:33:32,190
‫در حالی که تیم چارلی
...قید آتیش روشن کردن رو واسه امشب زده

721
00:33:33,120 --> 00:33:34,320
‫اوه!

722
00:33:34,340 --> 00:33:35,930
‫...با شروع بارش بارون،

723
00:33:35,960 --> 00:33:39,250
‫ابزار انتخابی‌شون یعنی برزنت‌ها، بدجوری
به نفع‌شون تموم شده و بهشون برتری داده

724
00:33:39,280 --> 00:33:43,030
‫اگه خودم بخوام بگم، ما الان
توی تیم چارلی حسابی جامون گرم و نرمه

725
00:33:43,060 --> 00:33:46,220
‫چندتا نم‌نم بارون میاد، ولی واسه
یه سرپناه اصلاً چیز بدی نیست

726
00:33:46,240 --> 00:33:47,910
‫داداش، صددرصد

727
00:33:47,940 --> 00:33:49,070
‫اینجا رسماً ویلای منه

728
00:33:49,100 --> 00:33:50,470
‫شاید تیم براوو آتیش داشته باشه...

729
00:33:50,500 --> 00:33:53,580
‫آره راستی، اوضاع آتیش چطوره؟
لازمه هیزم بیشتری به پاش بریزیم؟

730
00:33:53,610 --> 00:33:56,590
‫- اصلاً هیزم ریختن تو بارون فایده‌ای داره؟
‫- نه بابا، بی‌خیال

731
00:33:56,610 --> 00:34:00,740
‫...اما خیلی زود دارن می‌فهمن که
‫سرپناه‌شون نیاز به بازسازی و تعمیر داره

732
00:34:00,770 --> 00:34:01,920
‫موش آب‌کشیده شدم

733
00:34:02,410 --> 00:34:04,960
‫واسه همینم هست که
...باید کارِ اون‌طرف رو تموم کنیم

734
00:34:04,990 --> 00:34:06,820
‫- آره
‫- واسه روزهای شدیداً بارونی

735
00:34:06,850 --> 00:34:08,970
‫آره، دهنم سرویس شده، بدجور

736
00:34:09,270 --> 00:34:10,350
‫کم آوردم دیگه

737
00:34:10,370 --> 00:34:14,400
‫کمپ آلفا قید هر دو تا چیز رو واسه امشب زده؛
‫هم سقف و هم آتیش...

738
00:34:14,420 --> 00:34:16,330
‫نه آتیشی، نه سرپناهی

739
00:34:16,350 --> 00:34:18,690
‫الانم که خیسِ خالی‌ام و دارم می‌لرزم

740
00:34:18,980 --> 00:34:21,810
‫...و دارن دنبال راه‌های جایگزین می‌گردن
‫تا بتونن خودشونو گرم نگه دارن،

741
00:34:21,840 --> 00:34:23,460
‫اونم وسط این رگبارِ سیل‌آسا

742
00:34:23,490 --> 00:34:26,120
‫باریکلا. این شد یه چیزی. برو اون تو

743
00:34:26,140 --> 00:34:28,780
‫- این خوبه. این‌طوری خیلی بهتره
‫- اوکی

744
00:34:29,480 --> 00:34:31,480
‫هر جور که خودت راحتی جابه‌جا شو

745
00:34:31,510 --> 00:34:33,340
‫- قانون بقاست دیگه
‫- آفرین، خودشه

746
00:34:33,370 --> 00:34:34,550
‫چقدر بامزه‌ان!

747
00:34:35,630 --> 00:34:38,000
‫فکر کنم سعی می‌کنن دمای بدنشون رو حفظ کنن

748
00:34:38,030 --> 00:34:39,650
‫ولی خب، مثلاً اون یه مرده

749
00:34:41,070 --> 00:34:44,620
‫و این دختره هم الان توی یه موقعیتِ استیصال و ناچاری

750
00:34:45,370 --> 00:34:47,370
‫فکر نکنم بن واسش
ریش‌سفیدی کنه و ضمانتش رو بکنه

751
00:34:48,250 --> 00:34:49,500
‫امیدوارم که نکنه

752
00:34:50,620 --> 00:34:53,410
‫بعید می‌دونم راهی باشه
که بشه این اوضاع رو بهترش کرد

753
00:34:55,000 --> 00:35:02,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

754
00:35:04,200 --> 00:35:06,270
"روز دوم"

755
00:35:09,770 --> 00:35:11,140
"شاخص گرما: بالای 38 درجه سانتیگراد"

756
00:35:12,020 --> 00:35:15,620
‫دیشب در کمال غافلگیری
بدجوری نکبت‌بار و سخت گذشت

757
00:35:16,090 --> 00:35:19,900
‫- با این برگ‌های خرما کار رو درآوردیم
‫- دقیقاً

758
00:35:19,920 --> 00:35:22,670
‫ولی خب، دیروز واسه جمع کردنِ
اینا هم رسماً سرویس شدیم

759
00:35:22,700 --> 00:35:23,530
‫آره

760
00:35:23,560 --> 00:35:26,020
‫شب اول واسه ما خیلی سهمگین بود

761
00:35:26,040 --> 00:35:30,260
‫تقریباً کل شب رو
بدون اینکه سقفی بالای سرمون باشه

762
00:35:30,280 --> 00:35:31,560
‫زیر بارون شدید گذروندیم

763
00:35:31,580 --> 00:35:35,890
‫هرچند گند بود، ولی می‌دونستیم
که از اینجا به بعد اوضاع بهتر می‌شه

764
00:35:37,600 --> 00:35:38,770
‫اوه، این واقعاً خوبه

765
00:35:42,640 --> 00:35:43,850
‫ چسبید، مگه نه؟

766
00:35:44,690 --> 00:35:48,730
‫من تسلیم نمی‌شم. این آخرین شانس‌مه
تا بتونم خودم رو توی یه تیم جا کنم

767
00:35:49,240 --> 00:35:52,830
‫دیشب، بغل کردنِ کسی که اصلاً
نمی‌شناختمش یه کم ضایع و معذب‌کننده بود

768
00:35:52,850 --> 00:35:55,190
‫ولی خب به نظر میاد بن همه‌کاره و لیدرِ تیمه

769
00:35:55,210 --> 00:35:58,760
‫توی شرایط بقا هم مجبوری
هر کاری که لازمه رو انجام بدی

770
00:35:58,780 --> 00:36:02,180
‫من یه بار رفته بودم کنیا، اونجا
آب نارگیلِ تخمیرشده درست می‌کردن

771
00:36:02,200 --> 00:36:03,490
‫باید چیز خیلی مشتی‌ باشه

772
00:36:03,520 --> 00:36:07,300
بعدش آره دیگه، قشنگ سر می‌کشی‌ش و
مستقیم از خود نارگیل می‌خوری؛ رسماً عرق خالص

773
00:36:08,580 --> 00:36:10,710
من یه دخترِ پی‌نا کولادام
(یعنی ذائقه‌ام شیرین و تابستونیه)

774
00:36:10,730 --> 00:36:12,870
‫واسه همین فکر کنم تنها شانسِ الانم اینه که

775
00:36:12,900 --> 00:36:16,630
‫بن پادرمیونی کنه تا توی بازی بمونم
و یه نفر دیگه رو بندازن بیرون

776
00:36:17,300 --> 00:36:18,960
‫پسر، قشنگ داره ردیف می‌شه

777
00:36:18,990 --> 00:36:20,120
‫- واو
‫- جدی؟

778
00:36:20,760 --> 00:36:22,220
‫- آره؟
‫- خیلی عالیه

779
00:36:22,610 --> 00:36:25,520
‫خب، نظرت چیه که...
این دختره هم بیاد بهمون اضافه بشه؟

780
00:36:26,360 --> 00:36:27,640
‫می‌دونی، خب...

781
00:36:28,180 --> 00:36:30,220
‫اگه می‌تونست آتیش رو راه بندازه
خیلی خفن می‌شد

782
00:36:30,250 --> 00:36:33,460
‫آره، ولی خب خودت که می‌بینی
اصلاً به نظر نمیاد داره تلاشی می‌کنه

783
00:36:35,810 --> 00:36:38,400
‫- قلب مهربونی داره
‫- آره، نمی‌دونم. من که...

784
00:36:38,420 --> 00:36:40,120
‫اون همون اول یه جورایی بهم...

785
00:36:41,560 --> 00:36:42,710
‫صدام خیلی بلنده؟

786
00:36:42,740 --> 00:36:45,060
‫توی همون ساحل
همون اول حس و فازِ بدی بهم داد

787
00:36:45,090 --> 00:36:47,660
‫- فازِ بد؟
‫- آره، اصلاً ازش خوشم نیومد

788
00:36:48,810 --> 00:36:51,600
‫این دختره، حکم یه نیروی کمکیِ اضافه رو داشت

789
00:36:51,620 --> 00:36:53,660
‫که شدیداً هم بهش نیاز داشتیم

790
00:36:53,690 --> 00:36:56,100
‫یه پتوی فوق‌العاده واسه بن درست کرد

791
00:36:56,130 --> 00:36:58,590
‫البته منظورم از پتو، خودش بود

792
00:36:59,200 --> 00:37:00,350
‫نکته اصلی اینجاست

793
00:37:00,380 --> 00:37:03,010
‫اگه اون بیاد توی تیم ما
یکیمون باید غزل خداحافظی رو بخونه

794
00:37:03,030 --> 00:37:04,940
‫و اون یه نفر قطعاً من نیستم

795
00:37:05,490 --> 00:37:07,030
‫خب، بقیه نظرشون چیه؟

796
00:37:07,050 --> 00:37:08,790
‫ام، به نظرم مری طفلکی فقط بدشانسی آورد

797
00:37:08,820 --> 00:37:10,720
‫این اتفاق می‌تونست واسه هر کدوم از ما بیفته

798
00:37:10,740 --> 00:37:11,550
آره

799
00:37:11,570 --> 00:37:12,970
‫این یه مسابقه بی‌رحمانه‌ست...

800
00:37:12,990 --> 00:37:15,210
‫اون واقعاً دختر خوبیه
به عنوان یه انسان خیلی ازش خوشم میاد

801
00:37:15,240 --> 00:37:16,810
‫آره، منم به عنوان یه آدم دوسِش دارم

802
00:37:16,830 --> 00:37:18,360
‫که دقیقاً با روحیات من جوره

803
00:37:18,390 --> 00:37:21,410
‫ضدحال شد که شوتش کردن بیرون
ولی خب دلم اون‌قدرا هم واسش نمی‌سوزه

804
00:37:21,430 --> 00:37:23,820
‫توی یه همچین موقعیت‌هایی
من قاضیِ خیلی سخت‌گیری‌ام

805
00:37:23,850 --> 00:37:28,120
‫من یه بوکسور حرفه‌ای
و قهرمان سابق سبک‌وزن جهانم

806
00:37:28,550 --> 00:37:30,930
‫توی تنها باختی که داشتم
حریفم دماغم رو شکوند

807
00:37:30,960 --> 00:37:33,290
‫ولی من با وجود اون همه خون‌ریزی،

808
00:37:33,310 --> 00:37:34,830
‫بازم تا آخر مسابقه به جنگیدن ادامه دادم

809
00:37:35,180 --> 00:37:38,400
‫اینجا باید بجنگی، و به نظر میاد
اون اصلاً روحیه جنگندگی نداره

810
00:37:38,420 --> 00:37:39,420
‫نه، نداره

811
00:37:39,810 --> 00:37:41,730
‫پس خلاصه‌ش کنم...

812
00:37:41,750 --> 00:37:44,220
‫- نظر من که هنوز همونه
‫- نگهش نمی‌داریم

813
00:37:44,240 --> 00:37:46,530
‫من که قطعاً جام رو دو دستی
تقدیم کسی نمی‌کنم، این از این

814
00:37:46,560 --> 00:37:47,810
‫آره، موافقم

815
00:37:48,140 --> 00:37:49,690
‫مری خیلی دختر گلی بود،

816
00:37:49,720 --> 00:37:52,320
‫ولی در نهایت، اینجا بحثِ تیم وسطه،

817
00:37:52,350 --> 00:37:55,940
‫و اگه اکثریت تصمیم بگیرن که
به حذفش رای بدن، پس همین می‌شه

818
00:37:56,910 --> 00:37:58,160
‫سلام

819
00:37:58,190 --> 00:38:01,140
‫خب... فکر کنم دیگه وقتِ خداحافظیه

820
00:38:01,170 --> 00:38:04,290
‫مسئله اصلاً شخصی نیست
ما واقعاً ازت خوشمون اومد

821
00:38:04,320 --> 00:38:07,060
‫اگه می‌شد یه تیمِ شش نفره باشیم
...خیلی دوست داشتیم پیشمون بمونی، ولی

822
00:38:08,820 --> 00:38:10,780
‫-  می‌خوام بغلت کنم
‫- آخی...

823
00:38:10,800 --> 00:38:11,990
‫چقدر تو ماهی

824
00:38:12,020 --> 00:38:15,640
‫خب اینم بخشی از بازیه. من واقعاً
حتی فرصتِ امتحان کردن هم پیدا نکردم

825
00:38:17,760 --> 00:38:20,670
‫دلم واستون تنگ می‌شه بچه‌ها
اون‌ور می‌بینمتون

826
00:38:20,690 --> 00:38:21,730
خداحافظ

827
00:38:25,910 --> 00:38:28,190
‫واقعاً حالم گرفته شد
که اولین نفر من بودم که حذف شدم

828
00:38:28,210 --> 00:38:33,320
‫اینکه حتی نتونی بیشتر از 24 ساعت
تلاش کنی، ‫رسماً ناامیدکننده و زجرآوره

829
00:38:33,350 --> 00:38:34,990
‫چون به نظرم تازه بعد از 24 ساعته که

830
00:38:35,020 --> 00:38:37,690
‫مسابقه واقعاً شروع می‌شه
و شکل جدی به خودش می‌گیره

831
00:38:39,520 --> 00:38:41,840
‫- واقعاً واسش آرزوی موفقیت می‌کنم
‫- منم همین‌طور

832
00:38:43,320 --> 00:38:46,860
‫فکر نکنم الان هیچ‌کس دلش بخواد جای اون باشه‫

833
00:38:52,020 --> 00:38:53,020
‫بزنش بره

834
00:38:54,010 --> 00:38:55,390
‫- وای خدا...
‫- آخی...

835
00:39:00,680 --> 00:39:02,020
‫- اوه اوه
‫- نه!

836
00:39:02,040 --> 00:39:04,250
‫- چی بود؟ منور اول بود؟
‫- منوره!

837
00:39:04,280 --> 00:39:05,270
‫عمراً

838
00:39:05,300 --> 00:39:06,800
‫آقا، خودشه!

839
00:39:06,820 --> 00:39:08,920
‫- این یه منوره! بزن بریم!
‫- آره!

840
00:39:08,940 --> 00:39:11,610
‫- کارِ تیم آلفا بوده، شک ندارم. کار خودشونه
‫- آلفا

841
00:39:11,640 --> 00:39:13,140
‫مری توی تیم آلفا بود، مگه نه؟

842
00:39:13,160 --> 00:39:14,660
‫- قطعاً کارِ مری‌یه
‫- بزن بریم، دمت گرم

843
00:39:14,690 --> 00:39:16,380
‫روی قایق بهت خوش بگذره دختر

844
00:39:16,410 --> 00:39:19,660
‫راستش دروغ چرا، از دیدنِ بالا رفتنِ
اولین منور حسابی به وجد اومدم

845
00:39:19,690 --> 00:39:22,180
‫اما خب، هیچ‌وقت نمی‌دونی
چرخ روزگار چطوری قراره بچرخه

846
00:39:22,200 --> 00:39:23,540
‫به نفعت یا علیه‌ت

847
00:39:23,560 --> 00:39:25,950
‫و توی این مورد، مری بدجوری بدشانسی آورد

848
00:39:25,980 --> 00:39:29,070
‫این خودش ثابت می‌کنه که توی این بازی
باید منتظر غیرمنتظره‌ترین چیزها باشی

849
00:39:29,470 --> 00:39:30,590
‫ساینورا

850
00:39:31,820 --> 00:39:34,380
‫- بچه‌ها ما هنوز توی بازی‌ایم، هنوز هستیم
‫- یالا

851
00:39:34,410 --> 00:39:37,090
‫دیگه از این کمپ منوری بالا نمی‌ره
اوضاع‌مون ردیف می‌شه

852
00:39:37,110 --> 00:39:38,030
‫چه بد شد

853
00:39:38,050 --> 00:39:40,740
‫- بیاید سعی کنیم اون آتیش رو راه بندازیم
‫- ولی خب، همین‌طوریشم یه نفر کمتر شد

854
00:39:41,070 --> 00:39:42,080
‫یه نفر کم شد

855
00:39:48,840 --> 00:39:51,090
‫- یکی غزل خداحافظی رو خوند
‫- یکی کم شد. بزن بریم

856
00:39:51,120 --> 00:39:52,160
‫روز دوم

857
00:39:53,340 --> 00:39:56,400
‫من کلاً آدمی‌ام که
دودوتا چهارتا می‌کنم و منطقی می‌سنجم

858
00:39:56,760 --> 00:40:01,940
‫واسه همین وقتی دیدم مری منور زد
قشنگ چرخ‌دنده‌های مغزم به کار افتادن

859
00:40:01,960 --> 00:40:04,120
‫نکنه بازی یهو
یه چرخش یا سورپرایز دیگه داشته باشه؟

860
00:40:04,150 --> 00:40:07,960
‫واسه همین یه موضوع مهمی هست که
می‌خواستم راجع بهش باهات صحبت کنم

861
00:40:07,980 --> 00:40:08,940
‫بگو، جانم

862
00:40:08,970 --> 00:40:11,230
‫راستش وقتی پام رو گذاشتم
توی این مسابقه، دلم می‌خواست

863
00:40:11,250 --> 00:40:13,760
‫یه تیمِ کاملاً دخترونه تا آخر بازی بالا بیاد،

864
00:40:13,790 --> 00:40:16,500
‫ولی خب تیم براوو
بیشترش پسره و اونا دست بالا رو دارن

865
00:40:16,530 --> 00:40:19,240
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم
که همیشه از قبل آماده‌ام

866
00:40:19,260 --> 00:40:22,560
‫پس شاید وقتش رسیده باشه
که یه توافق کوچیک با مورگن بکنم

867
00:40:22,580 --> 00:40:24,680
‫تا بتونیم امنیتِ جفتمون رو
توی این مسابقه تضمین کنیم

868
00:40:24,950 --> 00:40:26,580
‫منظورم اینه که جفتمون دلمون می‌خواد...

869
00:40:27,550 --> 00:40:30,170
‫- اولین زن‌هایی باشیم که، می‌دونی...
‫- صددرصد

870
00:40:30,200 --> 00:40:31,560
‫توی مسابقه بقا برنده می‌شن

871
00:40:31,580 --> 00:40:34,580
‫- ما قراره اولین زن‌های برنده باشیم
‫- من که به این قضیه ایمان کامل دارم

872
00:40:34,600 --> 00:40:40,100
‫اما خب، اگه یه بازیکنِ دیگه مجبور بشه
تیممون رو ترک کنه چی؟

873
00:40:40,120 --> 00:40:42,720
‫- می‌دونی؟ درست مثل همون اتفاقی که قبلاً افتاد؟
‫- آره

874
00:40:43,560 --> 00:40:47,480
‫اگه همین الان با هم ائتلاف کنیم و قرار بذاریم
که مثلاً اگه عذرِ یکی‌مون رو خواستن

875
00:40:47,510 --> 00:40:49,800
‫اون یکی هم همراهش بره،

876
00:40:50,980 --> 00:40:52,130
‫قشنگ با هم بزنیم بیرون،

877
00:40:52,150 --> 00:40:53,780
‫و یه تیم دونفره واسه خودمون راه بندازیم،

878
00:40:53,800 --> 00:40:56,370
‫فقط واسه اینکه اون یکی هم
...توی بازی جاش امن بمونه

879
00:40:57,070 --> 00:40:58,080
‫این عالیه

880
00:40:58,710 --> 00:41:00,500
‫ابی شروع می‌کنه به صحبت کردن با من که

881
00:41:00,520 --> 00:41:03,130
یه جورایی یه ائتلاف زیرپوستی
بین خودمون راه بندازیم

882
00:41:03,680 --> 00:41:07,440
‫ولی من توی دلم می‌گم: «نه بابا!»

883
00:41:07,460 --> 00:41:09,080
‫با خودم می‌گم: «عمراً، اصلاً و ابداً»

884
00:41:09,100 --> 00:41:11,810
‫راستش، اگه قرار باشه پسرا انتخاب کنن،

885
00:41:11,840 --> 00:41:15,180
‫احتمالاً ترجیح میدن
پسرا توی تیم بمونن، مگه نه؟

886
00:41:15,200 --> 00:41:19,330
‫اونا احتمالاً یکی از ما دو تا رو
واسه اخراج از تیم انتخاب می‌کنن

887
00:41:19,360 --> 00:41:22,550
‫الان کلا روز دومه، ولی می‌دونم
که پسرا ازم خوششون میاد

888
00:41:22,570 --> 00:41:24,670
‫می‌دونم اونا منو یکی مثل خودشون می‌بینن

889
00:41:24,690 --> 00:41:26,710
‫اون روی سگم
یعنی «غول عضلانی» رو بهشون نشون دادم

890
00:41:26,740 --> 00:41:28,200
‫واسه همین رسماً با پسرا ایاغم

891
00:41:28,220 --> 00:41:32,210
‫اگه پسرا مجبور بشن به حذفِ کسی رای بدن
خوب می‌دونم که اون یه نفر من نیستم

892
00:41:32,230 --> 00:41:35,530
‫و راستش، چون هنوز اوایل بازیه
چیزی نگفتم و زبون به دهن گرفتم

893
00:41:35,550 --> 00:41:40,420
‫ولی این توافق چیزی نبود که
حتی بخوام یک ثانیه هم بهش فکر کنم

894
00:41:40,440 --> 00:41:43,400
‫به نظرم واقعاً باید ببینیم شرایط چطوری
پیش می‌ره و همون موقع تصمیم بگیریم

895
00:41:43,430 --> 00:41:45,110
‫آره دقیقاً. موافقم

896
00:41:45,500 --> 00:41:47,860
‫- اوکی، بیاید به فکر خرچنگ‌ها باشیم
‫- پاتوقِ خرچنگ‌ها کجاست؟

897
00:41:47,880 --> 00:41:49,580
خب، ‫دقیقاً همین دور و براست...

898
00:41:49,610 --> 00:41:52,400
‫یه جورایی... توی اون بیشه این‌وره

899
00:41:54,050 --> 00:41:58,210
‫با عکس‌العملی که مورگن نشون داد
فکر نکنم اصلاً با من توی یه ‌فاز باشه

900
00:41:58,240 --> 00:42:01,510
‫پس... این قضیه استراتژی منو عوض می‌کنه

901
00:42:01,530 --> 00:42:04,160
‫فقط باید منتظر بمونم و ببینم بعدش چی می‌شه

902
00:42:04,190 --> 00:42:07,400
‫باید مدام شرایط رو حلاجی کنم و چاره بیندیشم

903
00:42:07,420 --> 00:42:09,630
‫تا بالاخره بفهمم چه استراتژی‌ای

904
00:42:09,650 --> 00:42:12,280
‫می‌تونه منو تا آخر این مسابقه برسونه

905
00:42:13,110 --> 00:42:14,910
‫- اوه نه، نیگا، نیگا، نیگا!
‫- چی؟

906
00:42:14,930 --> 00:42:18,640
‫بچه‌ها، اینم از کوکتل خرچنگ‌مون
شرمنده کوچولوها، ولی امشب قراره بخوریم‌تون

907
00:42:18,660 --> 00:42:20,690
‫پسر شماها چقدر غول‌پیکرین

908
00:42:21,620 --> 00:42:24,120
‫- همه‌تون می‌رید قاطیِ کوکتل
‫- خیلی عجیبه که اینا همدیگه رو می‌خورن

909
00:42:24,140 --> 00:42:25,610
‫- چیزِ عجیبی نیست؟
‫- آره واقعاً

910
00:42:29,320 --> 00:42:31,240
‫طی سه روز آینده،

911
00:42:31,640 --> 00:42:34,380
‫شرایط بی‌رحم و طاقت‌فرسای جنگل‌های پاناما...

912
00:42:34,410 --> 00:42:35,980
‫اینجا رسماً یه جنگل بارونیـه

913
00:42:36,010 --> 00:42:37,360
‫تک‌تک تیم‌ها رو به چالش می‌کشه

914
00:42:37,390 --> 00:42:39,140
‫دارم سگ‌پز می‌شم از گرما
حسابی عرق از سر و روم می‌باره

915
00:42:39,170 --> 00:42:41,550
‫و مزیتی که انتخاب کردن رو به چالش بکشه

916
00:42:41,570 --> 00:42:43,210
"تیم براوو، آتیش"

917
00:42:43,230 --> 00:42:46,070
‫تیم براوو به لطفِ داشتنِ آتیشِ مداوم...

918
00:42:48,310 --> 00:42:51,640
‫تونسته به آب آشامیدنی فراوان
و پروتئین پخته دسترسی داشته باشه

919
00:42:51,660 --> 00:42:53,790
‫- اوه آره، این یکی رو نیگا‫
آره والا -

920
00:42:53,820 --> 00:42:56,040
‫- امشب جشن کوکتل خرچنگ داریم
‫- کوکتل خرچنگ

921
00:42:56,070 --> 00:42:58,900
‫همین قضیه بهشون اجازه داده
تا وقت و انرژی‌شون رو

922
00:42:58,930 --> 00:43:00,630
‫صرفِ مستحکم کردنِ سرپناه‌شون کنن

923
00:43:00,660 --> 00:43:02,280
‫دست همگی درد نکنه، عالی بود

924
00:43:02,310 --> 00:43:03,720
‫سرپناه ما لنگه نداره

925
00:43:03,740 --> 00:43:04,970
‫بچه‌ها کارمون حرف نداره

926
00:43:06,000 --> 00:43:08,460
‫اما تیم آلفا که امتیازِ شکار رو انتخاب کرده بود...

927
00:43:08,710 --> 00:43:11,220
‫توی کل عمرم هیچ‌وقت
اینقدر خیس و یخ‌زده نشده بودم

928
00:43:11,240 --> 00:43:12,300
‫آره واقعاً

929
00:43:12,320 --> 00:43:14,200
‫در برابر بارون قشنگ بی‌دفاع مونده

930
00:43:14,220 --> 00:43:16,370
‫اصلاً واسه یه همچین بازی‌ پا پیش نذاشته بودم

931
00:43:16,390 --> 00:43:17,880
‫بدجوری الان عقب افتادیم

932
00:43:18,900 --> 00:43:19,970
‫تیر و کمون...

933
00:43:20,820 --> 00:43:24,870
‫مهارت‌های شکارمون عملاً به هیچ دردی
نمی‌خورن، چون نمی‌تونیم شکارمون رو بپزیم

934
00:43:25,550 --> 00:43:26,850
‫این‌طوری اصلاً فایده نداره

935
00:43:28,310 --> 00:43:31,980
‫اون‌ورِ جزیره
تیم چارلی کاملاً از بارون در امان بوده

936
00:43:33,850 --> 00:43:35,230
‫دمش گرم!

937
00:43:35,260 --> 00:43:37,420
‫اما با گذشت چهار روز از مسابقه...

938
00:43:37,650 --> 00:43:39,180
‫اوضاع چطوری پیش می‌ره، سرکار خانم؟

939
00:43:39,590 --> 00:43:41,800
‫...لیا هنوز نتونسته حتی یه جرقه آتیش روشن کنه

940
00:43:41,830 --> 00:43:44,750
‫این دو شبِ گذشته چشمهام روی هم نرفته

941
00:43:44,770 --> 00:43:48,410
‫بیشتر از همه، نگرانِ برپا کردنِ آتیش بودم

942
00:43:49,300 --> 00:43:51,700
‫غذا هم که هیچی نخوردیم

943
00:43:52,510 --> 00:43:54,080
‫آب‌مون هم شدیداً جیره‌بندی و کمه

944
00:43:55,090 --> 00:43:58,510
‫واسه کسی که ادعای تخصص
توی آتیش داشت، اصلاً وارد به نظر نمی‌رسید

945
00:43:58,530 --> 00:44:01,090
‫- حتی نمی‌تونه یه آتیش روشن کنه
‫- آره می‌دونم، عرضه نداره

946
00:44:07,350 --> 00:44:08,540
‫وس حالش خوبه؟

947
00:44:08,800 --> 00:44:09,820
‫اه

948
00:44:10,310 --> 00:44:11,480
‫پسر، وای خدا

949
00:44:11,500 --> 00:44:14,420
‫نمی‌دونم این روزا
چی به خوردِ این مردا می‌دن

950
00:44:15,190 --> 00:44:17,110
‫ولی اینا اصلاً مردِ عمل نیستن و بخاری ندارن

951
00:44:17,940 --> 00:44:21,370
‫اولویتِ شخصیِ من الان فقط
بالا آوردنِ این سرپناه از روی زمینه

952
00:44:21,820 --> 00:44:25,320
‫لیا رو هم گذاشتیم که
به هر قیمتی شده آتیش رو راه بندازه

953
00:44:25,350 --> 00:44:29,440
‫اون‌وقت وس اونجا لنگر انداخته، تنبلی می‌کنه
و دست به سیاه و سفید نمی‌زنه

954
00:44:29,460 --> 00:44:30,950
‫واقعاً رو اعصاب و کلافه‌کننده‌ست

955
00:44:36,270 --> 00:44:39,270
‫اصلاً نمی‌دونم چطوری باید
با این قضیه کنار بیام. لال مونی بگیرم بهتره؟

956
00:44:46,080 --> 00:44:47,910
‫کار تیمی، رویاها رو می‌سازه

957
00:44:48,790 --> 00:44:51,450
‫امروز احتمالاً کار تموم نمی‌شه
از الان بهتون گفته باشم

958
00:44:51,480 --> 00:44:52,480
‫چی؟

959
00:44:52,500 --> 00:44:55,500
‫یک ساعته دارم
تنهایی اینا رو کول می‌کشم و میارم

960
00:44:56,050 --> 00:44:58,830
‫اوکی، خسته نباشی. خب حالا چی؟
می‌خوای بازم تیکه بندازی؟

961
00:44:58,860 --> 00:45:01,290
‫می‌خوای از بالا به پایین نگاه کنی
یا تیکه و کنایه بارمون کنی؟

962
00:45:01,320 --> 00:45:03,280
‫- داداش، من...
‫- خب این دیگه عقلِ سلیمه

963
00:45:03,300 --> 00:45:05,070
‫«هی وس، میای توی این کار بهم کمک کنی؟»

964
00:45:05,100 --> 00:45:07,890
‫داداش، من که نباید واسه هر کارِ
کوچیکی ازت خواهش و تمنا کنم

965
00:45:07,910 --> 00:45:11,810
‫سارا قطعاً در مورد وس
راست می‌گفت که خیلی مایه نمی‌ذاره

966
00:45:11,840 --> 00:45:15,390
‫اصلاً فکر نمی‌کنم واسه زحمت کشیدن
و کارِ سخت به اینجا اومده باشه

967
00:45:15,410 --> 00:45:18,420
‫به غیر از دستور دادن به من و
سوال پیچ کردنم، راه دیگه‌ای بلد نیستی؟

968
00:45:18,440 --> 00:45:21,550
‫چطوره همون‌طوری که خودت احترام می‌خوای
به منم احترام بذاری؟ ها؟ احترام می‌خوای؟

969
00:45:21,570 --> 00:45:24,200
‫مدام واسه من سینه سپر می‌کنی
و ادعای مردونگی می‌کنی. انگار که

970
00:45:24,220 --> 00:45:26,320
‫مثلاً فازت چیه... داداش؟
!من داداشت نیستم

971
00:45:26,340 --> 00:45:29,570
‫می‌تونی مثل یه آدمیزاد باهام صحبت کنی:
«وس، من توی این کار به کمک نیاز دارم»

972
00:45:29,590 --> 00:45:32,460
‫هرچند دلم واسش می‌سوزه،

973
00:45:33,060 --> 00:45:35,390
‫ولی یاد گرفتم
که فقط روی کارِ خودم تمرکز کنم

974
00:45:35,980 --> 00:45:38,610
‫و شاید بهتره هر دفعه
خودمو درگیرِ بحث و جدل نکنم

975
00:45:38,630 --> 00:45:41,210
‫من واقعاً دارم
تمام تلاشم رو می‌کنم تا تیمی کار کنیم

976
00:45:41,240 --> 00:45:42,850
‫- مدام داری حرف...
‫- فازِ مظلوم‌نمایی ورداشتی

977
00:45:42,880 --> 00:45:45,300
‫- واسه هر چیزی خودتو قربانی نشون می‌دی
‫- مدام داری می‌پری وسط حرفم

978
00:45:45,320 --> 00:45:47,460
‫- «من که همش دارم سوال می‌پرسم.»
‫- مدام داری می‌پری وسط حرفم

979
00:45:47,490 --> 00:45:49,370
‫دارم سعی می‌کنم
مثل دو تا آدم با هم حرف بزنیم

980
00:45:49,390 --> 00:45:51,370
‫اگه می‌خوای نطق کنی، بفرما، میدون واسه تو

981
00:45:53,790 --> 00:45:57,330
‫به نظرم سارا قطعاً حس می‌کنه
که حرف‌هاش شنیده نمی‌شه

982
00:45:57,360 --> 00:46:00,570
‫اما خب، وقتی ۲۴ ساعته داری فک می‌زنی
توقع نداشته باش همیشه بهت گوش بدن

983
00:46:00,590 --> 00:46:05,730
‫از اون‌ورم قشنگ معلومه که وس
بعضی وقت‌ها زود آمپر می‌چسبونه

984
00:46:05,750 --> 00:46:08,550
‫آخه نمی‌شه مثل دو تا آدمِ عاقل
یه بحثِ سازنده داشته باشیم؟

985
00:46:09,110 --> 00:46:11,950
‫شنیدنِ نق‌نق و جروبحثِ بقیه واقعاً رو مخمه

986
00:46:11,970 --> 00:46:14,880
‫واسه همین... من کشیدم کنار

987
00:46:15,220 --> 00:46:18,600
‫- آخرین چیزی که بهت گفتم این بود که...
‫- داداش، تو واقعاً تهِ بی‌شعوری و گستاخی هستی

988
00:46:18,630 --> 00:46:20,910
‫- مشکلی نیست، هر چی می‌خوای بگو
‫- نه خیرم، اصلاً هم اوکی نیست

989
00:46:20,940 --> 00:46:24,620
‫وس هم که واسه خودش غولیه، عمراً
باج به شغال نمی‌ده و زیر بارِ این حرف‌ها نمی‌ره

990
00:46:24,640 --> 00:46:26,640
‫چون این دختره اصلاً بلد نیست
کی باید زیپ دهنش رو بکشه

991
00:46:26,670 --> 00:46:27,830
‫تو داری از کار تیمی حرف می‌زنی...

992
00:46:27,860 --> 00:46:30,130
‫تو توی این تیم یه عضوِ غریبه
و طردشده‌ای. داری خالی می‌بندی

993
00:46:30,160 --> 00:46:31,890
‫- دستت درد نکنه، چی گفتی؟
‫- تو آدمِ دورویی هستی

994
00:46:31,920 --> 00:46:35,140
‫من توی تیم‌های زیادی بودم، خوب می‌دونم
که یه مهره خرابکار می‌تونه مثل سرطان باشه

995
00:46:35,160 --> 00:46:37,160
‫و قشنگ کل سیستم رو از هم بپاشونه

996
00:46:37,190 --> 00:46:39,140
‫ما توی تیم چارلی
اجازه نمی‌دیم یه همچین اتفاقی بیفته

997
00:46:39,170 --> 00:46:41,420
‫داداش، الان داری مثل بچه‌ننه
کارهای بچه‌گونه می‌کنی

998
00:46:41,440 --> 00:46:43,900
‫- هر اسمی می‌خوای روش بذار
‫- رسماً مثل یه بچه‌ننه واقعی

999
00:46:43,920 --> 00:46:46,130
‫آره، اصلاً مثل یه بچه‌ننه هم
دارم می‌رم پی کارم، پس خیلی ممنون

1000
00:46:46,160 --> 00:46:48,220
‫راستش، این رفتار اصلاً توی کتِ من نمی‌ره

1001
00:46:48,240 --> 00:46:50,010
‫دیگه با من دهن به دهن نشو، رفیق

1002
00:46:50,040 --> 00:46:53,110
‫توی این مسابقه، حرفِ اول و آخر رو
اکثریت می‌زنه، واسه همین وقتش که برسه

1003
00:46:53,140 --> 00:46:55,410
‫من اولین نفری می‌شم که پا پیش می‌ذاره

1004
00:46:55,430 --> 00:46:58,330
‫تا قضیه رای دادن به حذفِ سارا رو ردیف کنه

1005
00:46:58,980 --> 00:47:03,070
‫من دارم این همه جون می‌کَنم و مدام
با احتیاط رفتار می‌کنم که به کسی برنخوره، اما

1006
00:47:03,090 --> 00:47:05,130
‫ هیچ‌کس ازم دفاع نکرد...

1007
00:47:06,020 --> 00:47:10,440
‫اینکه هیچ‌کدوم در برابر یه همچین رفتاری
صداشون درنیومد، واقعاً نگران‌کننده‌ست

1008
00:47:16,450 --> 00:47:20,040
‫اون‌طرفِ خط ساحلی، اعضای تیم آلفا
دارن واسه سرپناه‌شون برگ خرما جمع می‌کنن

1009
00:47:20,070 --> 00:47:23,830
‫این دیگه قراره تا یه مدت
آخرین کارِ سنگین و بارکشی‌مون باشه

1010
00:47:23,860 --> 00:47:27,440
‫چون نمی‌تونیم این‌قدر انرژی بسوزونیم
اونم وقتی که هیچی غذا نخوردیم

1011
00:47:27,890 --> 00:47:30,950
‫نیازِ مبرم‌شون به غذا
ساعت به ساعت داره حیاتی‌تر می‌شه

1012
00:47:31,320 --> 00:47:33,820
‫شماها دقیقاً دارین همون کاری رو
می‌کنین که دیروز می‌کردم

1013
00:47:34,510 --> 00:47:36,310
‫آره، دارین بدجوری به خودتون فشار میارین

1014
00:47:36,330 --> 00:47:39,950
‫من تا حالا پنج روزِ تمام بدون غذا سر نکردم

1015
00:47:39,980 --> 00:47:43,290
‫این شدیدترین دردِ ناشی از گرسنگی‌یه
که توی کل عمرم تجربه کردم

1016
00:47:43,310 --> 00:47:45,770
‫هنوزم قراره این‌ور و اون‌ور رو
دنبال خوراکی بگردیم، مگه نه؟

1017
00:47:45,790 --> 00:47:46,790
‫می‌شه گشت

1018
00:47:46,820 --> 00:47:51,200
‫واسه همین شدیداً دلم می‌خواد برم شکار
ولی بدجوری به آتیش نیاز داریم، بدجور

1019
00:47:51,220 --> 00:47:53,810
‫به نظرم حداقل باید شانس‌مون رو امتحان کنیم

1020
00:47:54,620 --> 00:47:56,830
‫دنبال یه چیزی واسه خوردن

1021
00:47:57,760 --> 00:48:00,140
‫منظورت... اوه
منظورت یه چیزی مثل این یاروئه؟

1022
00:48:02,520 --> 00:48:03,530
‫آره

1023
00:48:04,250 --> 00:48:05,760
‫نمی‌دونم. خودت چی فکر می‌کنی؟

1024
00:48:07,050 --> 00:48:10,080
‫نگرانم اگه آتیش نداشته باشیم
فقط حروم بشه و از بین بره

1025
00:48:10,110 --> 00:48:11,400
‫تا چقدر دووم میاره؟

1026
00:48:12,490 --> 00:48:14,240
‫توی این هوا، نهایتاً یک شب

1027
00:48:14,260 --> 00:48:15,970
‫من که بدجوری خون جلو چشمام رو گرفته

1028
00:48:17,350 --> 00:48:19,100
‫تو فقط شکارش کن، یه فکری واسش می‌کنیم

1029
00:48:31,570 --> 00:48:33,110
‫اگه بکشیمش، باید چیکارش کنیم؟

1030
00:48:40,930 --> 00:48:42,890
‫- زدش!
‫- ایول!

1031
00:48:42,920 --> 00:48:44,290
‫وای خدای من

1032
00:48:45,050 --> 00:48:46,880
‫ولی اصلاً نمی‌دونم قراره چطوری بخوریمش

1033
00:48:47,590 --> 00:48:48,880
‫بزن بریم!

1034
00:48:49,490 --> 00:48:51,240
‫حالا باید باهاش چیکار کنیم؟

1035
00:48:51,260 --> 00:48:52,260
‫پاکش کنیم

1036
00:48:53,220 --> 00:48:54,250
‫بذاریمش توی نمک‌سود

1037
00:48:54,680 --> 00:48:58,610
‫توی این موقعیت، فشار زیادی رومونه
‫تا بتونیم یه آتیشی روشن کنیم،

1038
00:48:58,850 --> 00:49:01,730
‫چون اولین وعده غذایی‌مون رو به دست آوردیم،

1039
00:49:01,750 --> 00:49:04,420
‫ولی چون آتیش نداریم، ‫نمی‌تونیم بخوریمش

1040
00:49:04,450 --> 00:49:06,320
‫بیا همین‌طوری پیاده بریم اون‌ور و...

1041
00:49:06,350 --> 00:49:07,850
‫- آره، من تجهیزات رو آماده کردم
‫- حله

1042
00:49:07,870 --> 00:49:11,560
‫بیا اول با این شروع کنیم که:
‫«حاضرین تیر و کمون بدیم، بهمون آتیش بدین؟»

1043
00:49:11,580 --> 00:49:13,890
‫در ضمن، الان دیگه وقتِ مرگ یا زندگیه

1044
00:49:13,910 --> 00:49:17,030
‫اگه امشب آتیش گیرمون نیاد،
‫مجبوریم اون پرنده رو بندازیم دور

1045
00:49:17,060 --> 00:49:18,930
‫وقت داره تلف می‌شه. پایه‌ای این کارو بکنیم؟

1046
00:49:18,960 --> 00:49:20,250
‫- من که پایه‌ام
‫- بزن بریم

1047
00:49:20,280 --> 00:49:22,720
‫موفق باشید بچه‌ها‫
دست پُر برگردین، برید به امید خدا

1048
00:49:24,210 --> 00:49:29,040
‫تصمیم تیم آلفا واسه پیاده‌رویِ دو و نیم
کیلومتری تا کمپ مجاور یعنی تیم براوو

1049
00:49:29,340 --> 00:49:31,720
‫که تنها تیمِ صاحبِ آتیش توی این مسابقه‌ست،

1050
00:49:31,970 --> 00:49:35,930
‫باعثِ ثبتِ اولین تعاملِ رسمیِ تیم با تیم
از شروعِ بازی می‌شه

1051
00:49:36,640 --> 00:49:40,760
‫باارزش‌ترین دارایی توی این بازی
همین ابزارهای روشن کردنِ آتیشه

1052
00:49:40,970 --> 00:49:42,600
‫شک ندارم که براوو اون‌ها رو داره

1053
00:49:43,100 --> 00:49:47,450
‫خب، اهدافِ امروز اینه که امیدوارم بتونیم معامله
رو همون‌طوری که نقشه کشیدیم پیش ببریم

1054
00:49:50,990 --> 00:49:53,250
‫اونا کی‌ان؟ دارن میان سمتِ ما؟

1055
00:49:54,110 --> 00:49:56,820
‫دیدن که داریم میایم،
‫و منم دارم استرس می‌گیرم

1056
00:49:57,100 --> 00:49:58,010
‫بچه‌ها، بچه‌ها!

1057
00:49:58,040 --> 00:50:00,220
‫بهتر نیست یه آتیشِ
درست و حسابی بهشون نشون بدیم؟

1058
00:50:00,240 --> 00:50:02,410
‫- آره‫
بیاید مستقیم بریم سمت‌شون -

1059
00:50:02,440 --> 00:50:05,560
‫چشمتون روز بد نبینه، دیدیم دو تا مهمون
دارن از بین علف‌های تیز رد می‌شن

1060
00:50:05,580 --> 00:50:06,970
‫و از طرفِ آلفا میان سمتِ ما

1061
00:50:07,000 --> 00:50:09,840
‫نمی‌دونم قضیه چیه، ولی
می‌خوام این حس رو بهشون بدم

1062
00:50:09,860 --> 00:50:12,650
‫که اونا اصلاً
به گردِ پای قدرتِ تیم براوو هم نمی‌رسن

1063
00:50:13,030 --> 00:50:14,350
‫خوب فوتش کن جون بگیره

1064
00:50:15,720 --> 00:50:16,880
‫چه خبرها؟

1065
00:50:17,400 --> 00:50:18,400
‫سلامتی، داداش

1066
00:50:18,430 --> 00:50:20,720
‫خواستیم بیایم یه سری بزنیم
‫ببینیم بقیه دنیا دستِ کیه

1067
00:50:20,750 --> 00:50:23,130
‫- خوشم اومد
‫- کمپِ خوبی ردیف کردین

1068
00:50:23,680 --> 00:50:24,970
‫چشم‌روشنی هم آوردین؟

1069
00:50:26,230 --> 00:50:28,790
‫- مشکلی ندارین بیایم تو؟
‫- نه بابا، بفرمایید، خوش اومدین

1070
00:50:30,360 --> 00:50:32,440
‫ما هم رفتیم همون‌جایی که دود بلند می‌شد

1071
00:50:32,470 --> 00:50:35,640
‫سرپناه‌شون خیلی ردیف بود،
‫یه آتیشِ مشتی هم روشن کرده بودن،

1072
00:50:35,670 --> 00:50:40,780
‫و قشنگ معلوم بود که
یک سر و گردن ‫از تیمِ آلفا بالاترن

1073
00:50:40,810 --> 00:50:43,120
‫واسه همین، این نگران‌کننده‌ست

1074
00:50:43,480 --> 00:50:45,610
‫- چطورین؟ من بن هستم
‫- خوشبختم. فارو

1075
00:50:45,640 --> 00:50:47,870
‫- فارو؟
‫- شان. بن، از دیدنت خوشبختم

1076
00:50:47,900 --> 00:50:49,130
‫- مَدی
‫- خوشبختم

1077
00:50:49,150 --> 00:50:50,890
‫- شان. از دیدنت خوشبختم
‫- سلام بچه‌ها، مورگنم

1078
00:50:50,920 --> 00:50:52,880
‫- اشکال نداره همین‌جا ولو شیم؟
‫- نه بابا، بفرمایید

1079
00:50:52,900 --> 00:50:55,360
‫داریم دود راه می‌اندازیم
تا پشه‌ها برن پی کارشون

1080
00:50:55,380 --> 00:50:58,040
‫آخ، قشنگ درکت می‌کنم ‫داداش
اینا بدجوری امونِ آدم رو می‌بُرن

1081
00:50:58,070 --> 00:51:01,560
‫بساطِ خوبی پهن کردین، ولی دیشب
بارونِ بدجوری یه بند میومد

1082
00:51:01,590 --> 00:51:04,630
‫- اصلاً قطع نمی‌شد
‫- واسه من که خوب بود، حال داد

1083
00:51:05,470 --> 00:51:07,810
‫- پشه‌ها بدجوری رو مخن، جدی می‌گم
‫- جدی؟

1084
00:51:07,840 --> 00:51:10,840
‫- قشنگ کلافه‌مون کردن
‫- مگه دود ندارین که از شرشون در امان باشین؟

1085
00:51:11,180 --> 00:51:13,810
‫- ما دودی نداریم که جلودارشون باشه
‫- نه؟

1086
00:51:18,920 --> 00:51:21,370
‫- هنوز آتیش روشن نکردین؟
‫- نه

1087
00:51:21,400 --> 00:51:23,020
‫- یا خدا‫
آره می‌دونم -

1088
00:51:23,330 --> 00:51:26,220
‫ولی می‌دونین چیکار کردیم؟
‫امروز اولین شکارمون رو زدیم

1089
00:51:26,240 --> 00:51:28,040
‫- چی زدین؟
‫- یه مرغ دریایی شکار کردیم

1090
00:51:28,060 --> 00:51:29,680
‫- باریکلا!
‫- آره، پاکش هم کردیم

1091
00:51:29,710 --> 00:51:33,500
‫الانم گذاشتیمش توی نمک‌سود
‫صابون به شکم‌مون زدیم که بپزیم و بخوریمش

1092
00:51:33,530 --> 00:51:34,700
‫عالیه

1093
00:51:34,720 --> 00:51:35,910
‫اوه، اونجا یه ماره!

1094
00:51:36,500 --> 00:51:38,970
‫- پناه بر خدا، اونو نگاه کن
‫- بگیرش، بگیرش، نذار بره!

1095
00:51:42,510 --> 00:51:43,530
‫اینو نگاه کن

1096
00:51:43,550 --> 00:51:46,100
‫- شماها که از مار نمی‌ترسین، می‌ترسین؟
‫- می‌تونم بگیرمش؟

1097
00:51:46,120 --> 00:51:48,210
‫- اتفاقاً خیلی هم آروم و اهلیه
‫- چطوری رفیق؟

1098
00:51:48,230 --> 00:51:51,530
‫پسر، درست هم‌زمان با اومدنِ شما
یه مار هم پیداش شد. حتماً یه نشونه‌ست

1099
00:51:51,550 --> 00:51:54,660
‫- حالا نمی‌دونم نشونه خوبیه یا بد
‫- ها! این یه مارِ باحال و دوست‌داشتنیه

1100
00:51:54,690 --> 00:51:56,440
‫برداشتِ اولم از تیمِ براوو اینه که...

1101
00:51:56,470 --> 00:51:59,780
‫فکر نمی‌کنم اصلاً توی فاز و اتمسفرِ ما باشن

1102
00:51:59,800 --> 00:52:02,600
‫خب ما واسش احترام قائلیم
پس ولش می‌کنیم بره

1103
00:52:03,030 --> 00:52:05,240
‫من که کلاً رفیقِ خزندگانم

1104
00:52:05,270 --> 00:52:07,400
‫اینا حیواناتی‌ان که همیشه عاشق‌شون بودم

1105
00:52:07,420 --> 00:52:10,800
‫واسه من مثل... چه می‌دونم،
مثل سگ یا گربه خونگیِ بقیه آدم‌هاست

1106
00:52:10,830 --> 00:52:12,160
‫فعلاً خداحافظ، رفیق

1107
00:52:12,540 --> 00:52:14,790
‫ما اینجا رسماً داریم از گرسنگی تلف می‌شیم،

1108
00:52:14,820 --> 00:52:17,190
‫اون‌وقت یه مار قشنگ صاف اومده توی کمپِ اینا،

1109
00:52:17,210 --> 00:52:19,450
‫بعد تا چشم به هم زدی، گذاشتن رفت

1110
00:52:19,470 --> 00:52:22,890
‫شماها که آتیش دارین، می‌تونستین
واسه شام یه پروتئینِ مشتی بزنین بر بدن

1111
00:52:22,910 --> 00:52:24,370
‫ولی ردش کردن رفت

1112
00:52:25,490 --> 00:52:26,870
‫اوه، بچه‌های آلفان

1113
00:52:27,180 --> 00:52:29,560
‫- خبری شد؟ چیزی گرفتین؟
‫- آره بابا، چند تا حلزون دریایی زدیم

1114
00:52:29,580 --> 00:52:30,630
‫ایول، بزن بریم!

1115
00:52:30,660 --> 00:52:32,410
‫بریم که داشته باشیم. حلزون دریایی

1116
00:52:32,440 --> 00:52:33,590
‫حلزون دریایی!

1117
00:52:33,900 --> 00:52:37,620
‫خب، واسه من قشنگ مثل روز روشنه که ما
خیلی بیشتر از اونا کفگیرمون به تهِ دیگ خورده

1118
00:52:37,770 --> 00:52:39,610
‫خیلی‌خب، پیشنهادِ ما اینه

1119
00:52:39,920 --> 00:52:41,460
‫ما یه تیر و کمون داریم

1120
00:52:41,490 --> 00:52:43,220
‫یه دونه اضافه‌ش رو واسه شما آوردیم

1121
00:52:43,250 --> 00:52:46,840
‫ما در ازاش آتیش می‌خوایم و اینم می‌دونیم
که شما چند تا چخماقِ اضافه دارین

1122
00:52:48,970 --> 00:52:50,550
‫یه پکیجِ کاملِ تیر و کمونه

1123
00:52:50,580 --> 00:52:51,660
‫عالیه

1124
00:52:51,690 --> 00:52:53,770
‫- قشنگ آماده استفاده‌ست واستون
‫- دستتون درد نکنه

1125
00:52:53,800 --> 00:52:54,970
‫خب نظرتون چیه؟

1126
00:52:56,840 --> 00:52:59,130
‫به نظرم این چیزیه که
باید اول خودمون درباره‌ش گپ بزنیم

1127
00:52:59,150 --> 00:53:04,060
‫احتمالاً فردا، بعد از اینکه
فکرامون رو کردیم، جوابتون رو می‌دیم

1128
00:53:08,690 --> 00:53:11,190
‫ولی قطعاً گزینه‌ایه که
خیلی جدی روش فکر می‌کنیم

1129
00:53:11,720 --> 00:53:14,160
‫اما ما می‌خواستیم
همین امروز معامله رو جوش بدیم

1130
00:53:15,840 --> 00:53:18,510
‫- آخه یه مرغ دریایی داریم که باید پخته بشه
‫- آره

1131
00:53:18,530 --> 00:53:20,130
‫آره دیگه، یه مرغ دریایی

1132
00:53:20,150 --> 00:53:21,910
‫- باریکلا!
‫- آره، پاکش هم کردیم

1133
00:53:22,240 --> 00:53:25,820
‫ولی خب... آره
صابون به شکم‌مون زدیم که بخوریمش

1134
00:53:25,850 --> 00:53:27,060
‫- بزن بریم
‫- آره

1135
00:53:27,200 --> 00:53:30,410
‫فقط می‌خوایم این کارو به‌عنوان یه حرکتِ
دوجانبه و از روی حسن نیت انجام بدیم

1136
00:53:30,440 --> 00:53:32,480
‫یه معامله پایاپای و کاملاً عادلانه

1137
00:53:33,040 --> 00:53:34,790
‫یه تیر و کمون در ازای یه مقدار آتیش

1138
00:53:34,820 --> 00:53:37,650
‫این‌طوری هم دست برادری می‌دیم
که کلاً یه بازیِ تمیز رو پیش ببریم

1139
00:53:41,520 --> 00:53:44,420
‫آره، بذار یه چند لحظه با هم صحبت کنیم
بعد جوابتون رو می‌دیم

1140
00:53:44,450 --> 00:53:45,910
‫- همین الان سریع برمی‌گردیم
‫- آره

1141
00:53:47,220 --> 00:53:49,350
‫بیاید بریم اون‌ور که بتونیم راحت گپ بزنیم

1142
00:53:50,630 --> 00:53:51,630
‫نظرت چیه؟

1143
00:53:52,430 --> 00:53:53,610
‫اوم...

1144
00:53:54,100 --> 00:53:58,310
‫راستش به نظر من قضیه اینه که
این لزوماً یه حرکتِ از روی حسن نیت نیست

1145
00:53:58,340 --> 00:53:59,690
‫چون اونا بدجوری به آتیش نیاز دارن

1146
00:53:59,720 --> 00:54:03,120
‫آره، در موردِ آتیش بحث می‌کنیم
ولی فکر کنم هنوز خیلی زوده

1147
00:54:03,140 --> 00:54:05,390
‫- بهشون اجازه می‌دیم همین‌جا بپزنش
‫- ولی نصفش رو می‌خوایم

1148
00:54:05,420 --> 00:54:07,330
‫اما بازم یه خورده وقت می‌خوایم
تا درباره‌ش حرف بزنیم

1149
00:54:07,360 --> 00:54:10,870
‫اونا می‌دونن ما یه چیزی شکار کردیم که می‌خوایم
امشب بپزیمش، واسه همین لفت دادنش تا فردا

1150
00:54:11,230 --> 00:54:13,220
‫عمداً ما رو توی موقعیتِ بدی قرار میده

1151
00:54:13,250 --> 00:54:16,540
‫به نظرم باید با جزئیاتِ بیشتری بپرسی
که همراهِ این تیر و کمون چیا هست

1152
00:54:16,570 --> 00:54:19,440
‫اگه تمایلی به قبول کردنش نداریم
اصلاً بابِ این بحث رو باز نکن

1153
00:54:20,040 --> 00:54:22,150
‫ولی ما که دلمون می‌خواد
تیر و کمون رو داشته باشیم

1154
00:54:22,180 --> 00:54:24,720
‫با این مزیتی که داریم
...اگه بتونیم بدونِ نیاز به اونا آتیش

1155
00:54:24,750 --> 00:54:25,910
‫خیلی‌خب، بچه‌ها

1156
00:54:27,650 --> 00:54:28,650
‫خب، چه خبر؟

1157
00:54:28,680 --> 00:54:30,350
‫راستش ما با هم صحبت کردیم،

1158
00:54:30,370 --> 00:54:33,010
‫و خب، می‌دونی، هنوز اوایلِ بازیـه

1159
00:54:33,470 --> 00:54:36,110
‫که بخوایم منابعِ باارزش‌مون رو از دست بدیم

1160
00:54:36,130 --> 00:54:40,870
‫واسه همین فکر کردیم اگه نمی‌خواید
اون شکارتون حروم بشه و از بین بره

1161
00:54:40,900 --> 00:54:43,460
‫با کمال میل می‌تونین
بیاریدش اینجا. همین‌جا بپزینش

1162
00:54:43,480 --> 00:54:45,690
‫گوشتش رو هم
با هم شریک می‌شیم. نصف نصف

1163
00:54:48,730 --> 00:54:51,950
‫و بعدش... می‌تونیم
سر فرصت بعداً بیشتر درباره‌ش گپ بزنیم

1164
00:54:56,960 --> 00:54:58,440
‫شما خودتون نظرتون چیه؟

1165
00:54:58,960 --> 00:55:02,750
‫من به شخصه اصلاً
حاضر نیستم اولین شکارمون رو

1166
00:55:02,770 --> 00:55:04,650
‫پای چیزی بدم
که هیچ تضمینی پشتش نیست

1167
00:55:04,670 --> 00:55:07,800
‫«شکاراتون رو با ما شریک بشید
«ما هم بهتون چخماق می‌دیم

1168
00:55:07,820 --> 00:55:09,450
‫به نظر من که این یه معامله عادلانه‌ست

1169
00:55:10,090 --> 00:55:14,100
‫اما می‌تونم بپرسم دلیلتون واسه اینکه می‌خواین
همه چخماق‌ها رو پیش خودتون نگه دارین چیه؟

1170
00:55:17,980 --> 00:55:20,900
‫ما تیر و کمون رو دوست داریم
ولی نه به اندازه چخماق

1171
00:55:20,920 --> 00:55:22,660
‫- تهِ قضیه همینه
‫- خیلی‌خب

1172
00:55:23,240 --> 00:55:25,530
‫پس اگه تیر و کمون اون‌قدرها براتون ارزش نداره،

1173
00:55:25,550 --> 00:55:27,700
‫چیز دیگه‌ای هست
که بتونیم باهاش بهتون کمک کنیم؟

1174
00:55:31,320 --> 00:55:32,490
‫بذار یه چیزی بهت بگم

1175
00:55:32,940 --> 00:55:34,400
‫هر چقدر بیشتر دست‌دست کنیم،

1176
00:55:34,830 --> 00:55:37,510
شانس‌مون واسه روشن کردنِ آتیش بالاتر می‌ره

1177
00:55:37,540 --> 00:55:39,540
‫- که اون‌وقت دیگه معامله‌ای در کار نیست
‫- باشه، حله

1178
00:55:41,250 --> 00:55:42,290
‫بیا بریم داداش

1179
00:55:42,320 --> 00:55:44,390
‫ما اصلاً نمی‌خوایم فضا رو خصمانه کنیم

1180
00:55:44,420 --> 00:55:45,500
‫ چرت و پرته

1181
00:55:45,880 --> 00:55:48,420
‫ما اومدیم اینجا و می‌گیم:
«هر کی بهتره برنده شه»

1182
00:55:48,450 --> 00:55:50,410
‫اون‌وقت شما می‌گید:
«خب به درک، برید پی کارتون»

1183
00:55:50,430 --> 00:55:53,200
‫- ما اصلاً چنین حرفی نزدیم
‫- می‌دونی چیه؟ این کارتون خیلی نامردیه

1184
00:55:56,760 --> 00:56:16,760
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
