WEBVTT

00:01.919 --> 00:03.522
...آنچه گذشت -
طلاها کجاست؟ -

00:03.523 --> 00:06.498
.سیلکیِ" دریاها"
[ جانوری افسانه‌ای با اشکال انسانی و فُکی ]

00:07.758 --> 00:09.509
مطمئنی نیروهای گشتی اینجا دیدنش؟

00:09.510 --> 00:10.168
بله، قربان

00:10.169 --> 00:11.763
فکر کردن که دیدن داشته به سمت
.جزیره‌ها شنا می‌کرده

00:11.763 --> 00:12.637
،بعد از اینکه من رفتم

00:12.638 --> 00:16.056
عاشق زنِ دیگه‌ای هم شدی؟

00:16.058 --> 00:19.186
نه، انگلیسی، من تا حالا عاشق زن دیگه‌ای
.به‌غیر تو نشدم

00:19.187 --> 00:20.855
.خیلی از دیدنت خوش‌حالم

00:20.856 --> 00:23.595
من و جنی، سال‌ها عزادارت بودیم

00:23.596 --> 00:25.893
.قضیه ایانِ جوان‌‍ه، دوباره گذاشته رفته

00:25.894 --> 00:27.094
تو ندیدیش؟ -
.نه -

00:27.095 --> 00:28.995
از کِی تا حالا به خانواده‌ت دروغ می‌گی؟

00:28.996 --> 00:31.142
من تنها کسی‌ام که داره
راه و روش‌های این دنیا رو یادش میده

00:31.143 --> 00:32.799
تو دیگه کی‌ای؟

00:34.234 --> 00:36.202
دایی‌ات چه مشغول بوده

00:36.203 --> 00:38.071
ولی نوشته‌های اغتشاش‌آمیز؟

00:38.072 --> 00:39.791
!همین‌الان از اینجا برو

00:42.827 --> 00:44.043
.لطفاً ایان جوان رو ببر خونه

00:44.044 --> 00:46.596
.برش می‌گردونم به خونه‌مون توی لالی‌براخ

01:57.553 --> 02:01.553
::. "سریالِ "غریبه .::

02:03.829 --> 02:05.829
« قسمت هشتم: زنِ اول »

02:32.417 --> 02:33.833
،بالاخره برگشتم اونجا

02:34.736 --> 02:37.069
به مکانی که برای همیشه توی

02:37.070 --> 02:39.166
.قلب و مغزم حک شده‌بود

02:40.253 --> 02:41.653
یه زمانی خونه‌ام بود

02:42.655 --> 02:45.282
،ظاهراً چیزی عوض نشده بود

02:45.741 --> 02:49.244
ولی یه‌طورایی، هیچ‌چیز مثل قبل نبود

02:50.741 --> 02:59.244
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:07.836 --> 03:10.705
فکر نمی‌کردم دوباره ببینم
.خونه‌مونُ مزین کنی

03:15.235 --> 03:16.369
.منم همینطور

03:17.270 --> 03:18.722
،وقتی‌که ایان بهم گفت زنده‌ای

03:18.723 --> 03:20.816
.خیلی غافل‌گیر شده بودم

03:22.226 --> 03:25.212
می... می‌دونم... حتماً خیلی شوکه شدین

03:29.583 --> 03:31.075
ولی اینجام دیگه

03:32.468 --> 03:33.828
آره، اینجایی

03:37.423 --> 03:39.125
.خب، حال و احوالت‌هم که خوبه

03:41.995 --> 03:43.434
بچه‌ها چطورن؟

03:43.988 --> 03:45.130
دیگه بزرگ شدن

03:45.131 --> 03:47.048
بعضی‌هاشون دیگه خودشون‌هم بچه‌دار شدن

03:50.668 --> 03:52.428
.مردم و زنده شدم، پسر

03:55.189 --> 03:56.623
...نمی‌خواستم نگران‌تون کنم، ولی

03:56.624 --> 03:58.125
،بهتره که بری تو، پسر

03:58.126 --> 04:00.012
.تا دوباره حرف‌هات برات دردسرساز نشده

04:23.787 --> 04:26.485
جیمی، خب چرا نگفتی که همراهت بوده؟

04:26.486 --> 04:28.195
!خواهرت بدجوری نگران شده بود

04:28.196 --> 04:30.089
،چون‌که اگه گفته بود
.مجبورم می‌کردین که برگردم خونه

04:30.090 --> 04:32.190
،آره، بر می‌گردوندت به خونه‌ات
جایی که بهش تعلق داری

04:32.191 --> 04:35.235
غذا دادن به مرغ و خروس‌ها، اونم وقتی‌که
می‌تونم برم و توی شهر پول در بیارم؟

04:35.236 --> 04:36.611
پس داشتی این‌کارو می‌کردی؟

04:36.612 --> 04:37.951
پول درآوردن، نه؟

04:37.952 --> 04:40.464
!بله، و خیلی‌هم توش ماهر بودم

04:40.465 --> 04:41.632
فرگوس خودش گفت

04:41.633 --> 04:43.001
گفت ذاتاً برای این‌کار ساخته شدم

04:43.002 --> 04:45.003
قبل از اینکه مجبور بشیم بخاطر
،آتش‌سوزی فرار کنیم

04:45.004 --> 04:47.006
.20تا جعبه براندی فروختم

04:47.007 --> 04:49.240
کدوم آتش‌سوزی؟
و چرا مجبور شدین فرار کنین؟

04:49.241 --> 04:52.094
رفتی دادی پسرمُ که مشروب‌فروشی کنه
و با مجرم‌ها قاطی شه؟

04:54.162 --> 04:55.712
،بهت گفتم که مراقب پسرت هستم

04:55.713 --> 04:57.280
و همین‌کارو هم کردم

04:57.281 --> 05:00.150
بعدش توی چاپ‌خونه یکم آتش‌سوزی شد

05:00.151 --> 05:01.251
یکم؟

05:01.252 --> 05:03.504
.اگه یکم بود که الان اینجا واینساده بوده

05:05.479 --> 05:07.081
پس دیگه کلاً نابود شد؟

05:10.083 --> 05:12.461
.پس برای همین اومدین خونه، این‌قدر دیر

05:12.462 --> 05:14.430
.اونم با یه ولگرد بی‌خانمان

05:14.431 --> 05:16.765
که بعد از 20 سال دوباره جوری
،برگشته به زندگی‌هامون

05:16.766 --> 05:18.852
که انگار اصلاً چیزی عوض نشده

05:20.681 --> 05:23.966
همه‌چیز توی ادین‌برگ روبه‌راه بود، جنت

05:23.967 --> 05:26.708
بعد یکی از مأمورین ملکه
.سعی کرد ازم اخاذی کنه

05:26.709 --> 05:28.376
.آدمشُ فرستاد دنبال کلیر

05:28.377 --> 05:31.597
،زن‌دایی کلیر کشتش
.خوب‌هم کشتش

05:39.388 --> 05:41.207
برو بیرون، همین‌الان

05:44.358 --> 05:46.126
و بهتره جایی باشی که بتونم پیدات کنم

05:46.127 --> 05:47.865
تا بتونم یه گوش‌مالیِ حسابی بهت بدم

05:53.318 --> 05:55.235
تو جلوی پسرم یکی رو کشتی؟

05:55.236 --> 05:57.471
وقتی اون اتفاق افتاد، ایان اونجا نبود

05:57.472 --> 05:59.106
چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

05:59.107 --> 06:01.007
.مر... مرده بهم حمله کرد

06:01.008 --> 06:03.776
.همه‌اش دفاع از خود بود

06:03.777 --> 06:04.827
...ولی خب داستان به همین‌جا ختم نمیشه

06:04.828 --> 06:06.245
،خب، دیگه پس

06:06.246 --> 06:08.114
.شاید بهتر باشه بریم دور آتیش بشینیم

06:08.115 --> 06:09.682
آخه می‌خوایم به یه قصه‌ی طولانی
گوش بدیم دیگه

06:09.683 --> 06:12.363
وقتی‌که هر ماه برات پول می‌فرستادم
که گله‌ای نمی‌کردی

06:12.364 --> 06:14.120
و خودت‌هم خوب می‌دونی که اون پول‌ها

06:14.121 --> 06:15.421
.با چاپ‌کردنِ موسیقی‌های مذهبی در نمیومد

06:15.422 --> 06:17.055
،آره، می‌دونم چطوری پول در میاری

06:17.056 --> 06:18.590
.ولی این کارِ خودت‌‍ه، برادر

06:18.591 --> 06:20.725
می‌تونستی به ایان جوان
،کسب‌وکار چاپ‌گری رو یاد بدی

06:20.726 --> 06:22.060
.نه مجرمی رو

06:22.061 --> 06:23.395
،بهت قول میدم

06:23.396 --> 06:25.333
مثل پسر خودم باهاش رفتار کردم

06:25.334 --> 06:26.582
آره

06:29.085 --> 06:32.204
پس می‌تونی مثل پسر خودت‌هم تنبیه‌اش کنی

06:35.021 --> 06:38.476
شاید یه جور دیگه‌ای بتونه
کاراشُ براتون جبران کنه

06:40.862 --> 06:43.280
.ریدم توش، حالم از این بهم می‌خوره

06:43.281 --> 06:45.082
.بوی کی‍*ر خر میده

06:45.083 --> 06:46.283
...اگه مامان فحش‌دادن‌هاتُ بشنوه

06:46.284 --> 06:48.670
هیچ‌کس از آدمای آنتن خوشش نمیاد، جنت

06:51.805 --> 06:53.589
کود تمام بدنتُ گرفته

06:53.590 --> 06:55.576
،خب، کلِ هیکل تو هم شده علف
.پس این به اون‌در

06:57.224 --> 06:58.225
اصلاً منصفانه نیست

06:58.226 --> 07:00.244
.می‌ذاری فرار می‌کنی، بعد حتی کتکت‌هم نمی‌زنن

07:00.245 --> 07:01.668
این کار پسربچه‌هاست

07:01.669 --> 07:03.235
متیئو باید این‌کارا رو انجام بده

07:03.236 --> 07:05.186
همون ترجیح می‌دم کتک بخورم

07:07.954 --> 07:09.934
.حتی دور دهنتُ هم پشکل گرفته

07:09.935 --> 07:12.441
.پشکل نیست که، سبیل‌‍ه

07:12.442 --> 07:13.575
سبیل؟ تو؟

07:13.576 --> 07:15.161
.آره -
!هه -

07:21.543 --> 07:23.444
.شاید حق با تو بوده باشه

07:25.779 --> 07:27.464
تو هم همین‌طور

07:28.499 --> 07:30.067
،باید خبرت می‌کردم

07:30.068 --> 07:31.718
بهت می‌گفتم که با من‌‍ه

07:32.203 --> 07:33.428
ولی نگفتم

07:34.338 --> 07:35.680
شرمنده

07:38.159 --> 07:40.877
موضوع فقط اینه که پسره خیلی دوست داره، جیمی

07:40.878 --> 07:42.611
،مثل یه توله‌سگ همه‌جا دنبالت میاد

07:42.612 --> 07:44.288
.هر کاری میگی می‌کنه

07:51.254 --> 07:52.621
!هنری

07:54.124 --> 07:55.352
!هی

07:55.353 --> 07:56.883
!پسش بده

07:57.533 --> 07:58.826
!هنری

07:58.827 --> 08:00.795
!گم‌شید! کوچولوهای شیطون

08:00.796 --> 08:02.675
همون‌هم پس به‌جای ناهار بخورین

08:04.750 --> 08:06.701
الحق که خونه‌ی پُر و پیمونی داری

08:06.702 --> 08:07.785
سلام

08:07.786 --> 08:09.420
.من کلیرم

08:10.072 --> 08:12.340
این‌ها اَنگس و آنتونی‌ان

08:12.341 --> 08:14.074
واقعاً از دیدن شما آقایون محترم

08:14.075 --> 08:16.243
خیلی خوش‌وقتم

08:16.244 --> 08:17.595
.برین

08:20.284 --> 08:21.723
بچه‌های مگی‌ان

08:22.217 --> 08:25.018
یادت‌‍ه که مگی رو توی همین اتاق
توی بغلت گرفته بودی دیگه؟

08:25.936 --> 08:27.229
البته

08:28.323 --> 08:31.065
مطمئن بودی که قراره پسر باشه

08:34.644 --> 08:36.162
عجیبه که فکر کنی الان دیگه

08:36.163 --> 08:37.663
به حدی بزرگ شده که برای خودش بچه‌دار بشه

08:37.664 --> 08:41.285
خب، وقتی 20 سال می‌گذره
از این اتفاق‌ها هم میُفته

08:42.378 --> 08:44.247
.شنیدم برامون مهمون اومده بود

08:47.156 --> 08:48.440
.من "جیمز موری"اَم

08:49.708 --> 08:51.576
جیمیِ کوچک

08:51.577 --> 08:54.430
خب، مطمئناً که دیگه اون‌قدر "کوچک" نیستی

08:55.933 --> 08:58.883
آخرین باری که دیدمت به‌زور قدت می‌رسید

08:58.884 --> 09:00.960
که بالای یه طشب آبُ ببینی

09:01.793 --> 09:03.754
،وقتی تو هم‌سن متیئو بودی

09:03.755 --> 09:05.363
کلیر توی لالی‌براخ زندگی می‌کرد

09:05.364 --> 09:07.591
،این جیمیِ ما الان همسر جوآن

09:07.592 --> 09:11.828
،و پدر هنری، متیئو، کارولین
.و بنجامین کوچولوئه

09:14.551 --> 09:16.900
پس دیگه میرم یه سری به دایی بزنم

09:19.504 --> 09:21.771
اَه، خودشُ خیس کرده

09:21.772 --> 09:23.573
میشه کمک کنم؟

09:23.574 --> 09:27.077
نمی‌خوام حالا بچه رو با صورت
.یه آدم غریبه گیج کنم

09:38.771 --> 09:43.792
،ایان جوان برای بیشتر از یه ماه سوخت
.کود آماده کرد

09:43.793 --> 09:45.494
پسره بدجوری داره تقاص جرم‌هاشُ میده

09:45.495 --> 09:47.696
.بابامون بود نعش کشت می‌کرد

09:48.731 --> 09:52.535
آره، ولی فقط که با کتک‌زدن
.به آدم درس نمیدن که

09:52.536 --> 09:54.913
حالا واسه من شدی متخصصِ بچه بزرگ‌کردن؟

09:57.281 --> 09:58.539
نه

10:02.727 --> 10:06.447
نه، ولی توی

10:06.448 --> 10:09.632
یه پسر 16 ساله بودن که
تو یه مزرعه زندگی می‌کنه، تخصص دارم

10:10.618 --> 10:12.819
،باهاش مثل یه بچه رفتار می‌کنین
ولی دیگه برای خودش مردی شده

10:14.048 --> 10:15.971
.باید یکم از مزه‌ی آزادی رو بهش بچشونین

10:15.972 --> 10:17.757
.البته تا وقتی‌که هنوز فکر کنه شما باید این آزادی رو بهش بدین
[ .خودتون بدین بهتره تا خودش یاغی شه ]

10:19.393 --> 10:22.686
اینجارو باش، بهم میگی چیکار کنم، چیکار نکنم

10:22.687 --> 10:25.332
حتماً می‌دونی که تا وقتی که زن اولت زنده‌ات

10:25.333 --> 10:27.250
یه زنِ دیگه گرفتن گناه کبیره‌ست دیگه

10:29.987 --> 10:31.870
،اگه فکر می‌کردم کلیر زنده‌ست

10:31.871 --> 10:33.739
عمراً دوباره ازدواج نمی‌کردم

10:33.740 --> 10:35.541
،پس وقتی باور کرده بودی که مُرده بود

10:35.542 --> 10:38.261
چرا باهام غم‌هاتُ باهام در میون نذاشتی؟

10:43.109 --> 10:45.767
،به‌زور حتی می‌تونستم نفس بکشم
چه برسه بخوام راجبش حرف بزنم

10:50.632 --> 10:51.881
می‌دونم

10:53.545 --> 10:54.825
ولی دیگه باید راجبش صحبت کنی

10:54.826 --> 10:56.645
باید بدونم چه اتفاقی افتاد

11:03.601 --> 11:06.586
،من آماده‌ی مرگ توی جنگ کولادن بودم

11:08.255 --> 11:09.439
،با مُردن من

11:10.541 --> 11:13.677
...دیگه موندنِ کلیر براش خطرساز میشد، پس

11:18.298 --> 11:22.434
ترتیب دادم که تو یه مهمون‌خونه مخفی شه

11:23.053 --> 11:25.771
به قدر کافی بهش پول دادم
،تا بعد از اینکه آب‌ها از آسیب افتاد

11:26.356 --> 11:27.982
.بره طرفای آمریکا

11:29.893 --> 11:33.395
،بعداً، فهمیدم که انگلیسی‌ها رفتن سمت روستاها

11:33.396 --> 11:36.656
...و همه رو کشتن
.مرد، و زن و بچه

11:37.933 --> 11:39.567
ولی اون فرار کرد؟

11:41.870 --> 11:43.162
آره

11:44.039 --> 11:45.665
.فکر کرده بوده که توی میدون جنگ مُردم

11:46.942 --> 11:50.502
پس یه کشتی گرفته بوده به سمتِ آمریکا

11:51.628 --> 11:53.297
اون موقع نمی‌دونستم

11:54.089 --> 11:55.616
،دقیقاً همینجا نشسته بودم

11:55.617 --> 11:57.351
،و وقتی ارتشی‌ها اومدن دستگیرت کردن

11:57.352 --> 11:59.111
دقیقاً با کلیر داشتیم همون
.روبرو رو تماشا می‌کردیم

11:59.636 --> 12:00.787
،وقتی که برنگشتی خونه

12:00.788 --> 12:02.723
،با همدیگه زدیم به جاده تا پیدات کنیم

12:02.724 --> 12:05.617
کلیری که من می‌شناختم، هیچ‌وقت دست از
گشتن دنبالت نمی‌کشید

12:18.028 --> 12:19.805
می‌تونیم توی لبه‌ی غربی زمین‌ها

12:19.806 --> 12:21.866
یه کلبه‌ی دنج درست کنیم

12:22.699 --> 12:24.576
می‌تونیم اینجا یه زندگی بسازیم، کلیر

12:26.546 --> 12:29.765
ولی خب البته جنی حتی
.نمی‌تونه تو روم نگاه کنه

12:31.367 --> 12:32.717
...البته، شاید

12:32.718 --> 12:34.856
شاید بهتر باشه که حقیقتُ بهش بگیم

12:34.857 --> 12:36.821
اینکه بخوایم بهش بگیم

12:36.822 --> 12:39.774
،تو از یه بازه‌ی زمانیِ دیگه اومدی
با اینکه متقاعدش کنیم یه پریِ دریایی‌ای فرقی نداره

12:41.249 --> 12:42.900
.خب مورتا که متوجه شد

12:42.901 --> 12:44.595
،اون ریسکی بود که باید می‌کردیم

12:45.530 --> 12:48.282
.اونم با... با مردی که با دنیای اون بیرون آشناست

12:49.141 --> 12:52.144
جنی که تا حالا پاشُ از این مزرعه بیرون نذاشته

12:52.895 --> 12:56.606
.همیشه با هم مخالفیم و بحث داریم

12:57.208 --> 12:59.442
اون‌موقع کُلی سؤال براش پیش میاد
که ما هم جوابی براشون نداریم

13:07.601 --> 13:09.819
،ولی خب اگه حقیقتُ بهش نگم

13:09.820 --> 13:12.496
.همیشه این سد بین‌مون می‌مونه

13:13.623 --> 13:17.759
جنی با آدم‌هایی که می‌شناسه
.خیلی گرم برخورد می‌کنه

13:17.760 --> 13:20.613
و با کسایی هم که نمی‌شناسه
.مثل یخ سرده

13:23.082 --> 13:24.551
آره

13:31.022 --> 13:33.559
...بعضی‌وقت‌ها

13:34.953 --> 13:37.355
.هنوز باورم نمیشه که واقعاً اینجایی

13:42.641 --> 13:45.653
...یه باری اومدم

13:46.594 --> 13:47.821
.دنبالت بگردم

13:48.896 --> 13:50.907
روزی که از آرزدمیور فرار کردم

13:51.899 --> 13:53.368
فرار کردی؟

13:53.768 --> 13:54.953
آره

13:58.423 --> 14:00.583
."یه مردی بود به اسم "دانکن کر

14:01.509 --> 14:04.044
ادعا می‌کرد که روی یه جزیره‌ای
.گنجی نهفته‌ست

14:04.911 --> 14:06.171
.مریض بود

14:06.647 --> 14:08.048
کنت هم داشت می‌مرد

14:09.600 --> 14:12.718
این آخرین فرصتش بود که حرف‌هاشُ

14:12.719 --> 14:14.271
به کسی که فکر می‌کرد می‌تونست
.بهش اعتماد کنه، بگه

14:15.998 --> 14:17.957
آخرین کلماتی که گفت این بودن که

14:17.958 --> 14:19.267
گنج‌‍ه توسط یه

14:20.309 --> 14:22.603
.بوچخ بَن" ازش محافظت می‌شده"
[ زبان گالیکی ]

14:23.196 --> 14:24.772
"لا دام بلانش"
[ فرانسوی ]

14:27.183 --> 14:28.530
.یه جادوگر سفید
[ اشاره به سفیدپوست و انگلیسی‌بودنِ کلیر ]

14:30.252 --> 14:31.487
...قلبم

14:34.490 --> 14:38.722
.یه لحظه وقتی این حرفُ زد، وایساد

14:39.778 --> 14:43.415
،فکر کردم شاید برگشته بودی

14:44.708 --> 14:46.501
.که اون‌جا بودی

14:49.500 --> 14:52.940
،پایین اون ساحل صدها جزیره بود

14:53.591 --> 14:55.676
ولی فقط یه‌جا بود که اون سیلک‌ها
.توش زندگی می‌کردن

14:56.994 --> 14:58.679
.جزیره‌ی سیلکی

15:05.622 --> 15:07.104
تا اونجا شنا کردم

15:08.428 --> 15:10.378
.از سرما دیوونه شده بودم

15:48.976 --> 15:50.828
.کلیر

15:52.789 --> 15:55.124
!کلیر! کلیر

15:59.986 --> 16:02.988
.خب، البته که پیدات نکردم

16:05.859 --> 16:08.345
متوجه شدم که فکر کردن به اینکه
ممکنه برگردی احمقانه بود

16:11.368 --> 16:13.308
...اگه از قبل نمُرده بود، خودم

16:15.818 --> 16:18.462
خودم بر می‌گشتم و بادستای خودم
.اون "کِر" رو می‌کشتم

16:20.089 --> 16:21.632
.بخاطر اینکه امیدوارم کرد

16:27.178 --> 16:28.656
.و بعدش متوجه شدم

16:29.714 --> 16:31.481
.گنج مک‌کنزی‌ها

16:33.885 --> 16:36.052
حک شده توی سنگ‌ها

16:36.053 --> 16:37.829
درست همون‌طوری که کِر تعریف کرده بود

16:39.248 --> 16:41.876
همونجا گنج رو پیدا کردم

16:44.779 --> 16:46.839
حداقل کِر در اون مورد اشتباه نمی‌کرد

16:52.344 --> 16:56.990
...جعبه‌‍ه پر از جواهرات و سکه‌های عتیقه بود

16:56.991 --> 16:59.641
،روبی، زمرد سبز

17:00.227 --> 17:02.880
.سه تا یاقوت کبودِ بزرگ

17:03.589 --> 17:08.801
.یکی برداشتم و دادمش به رئیس زندان

17:10.511 --> 17:12.138
،دیگه آزاد شده بودی

17:12.763 --> 17:14.390
گنج‌‍ه رو هم که داشتی

17:15.892 --> 17:17.768
پس چرا برگشتی به اون زندان؟

17:18.769 --> 17:20.521
.نمی‌تونستم که با خودم ببرمش

17:21.855 --> 17:24.598
به‌علاوه، زندانی‌ها بهم نیاز داشتن

17:25.066 --> 17:26.518
من رهبرشون بودم

17:33.758 --> 17:35.893
،من توی اون جزیره نبودم

17:38.221 --> 17:39.955
،ولی اونجا بودم

17:41.165 --> 17:43.292
...دعا دعا می‌کردم که بیای پیدام کنی

17:45.536 --> 17:47.454
...به‌نظر احمقانه‌ست، ولی

17:48.147 --> 17:50.549
...هر موقع آواز پرنده‌ها رو می‌شنیدم

17:52.343 --> 17:54.820
تظاهر می‌کردم که انگار تویی که
داری باهام صحبت می‌کنی

17:59.782 --> 18:02.634
غاز وحشی رو می‌دونی چطوری‌‍ه؟

18:02.635 --> 18:04.604
.آره، توی زندگیش فقط یه جفت می‌گیره

18:05.480 --> 18:07.398
،یه دونه بالغشُ بکشی

18:07.899 --> 18:11.160
...مثلاً وقتی رفتی شکار، باید صبر کنی

18:13.461 --> 18:16.732
.چونکه جفتش میاد پیشش تا عزاداری کنه

18:18.600 --> 18:20.524
،بعد باید جفتشُ هم بکشی

18:22.020 --> 18:26.141
و گرنه، انقدر گریه و زاری می‌کنه
.که دق‌مرگ میشه

18:27.643 --> 18:31.453
،و بخاطر جفت فوت شده‌اش
.آسمون‌ها رو صدا می‌کنه

18:57.236 --> 18:58.570
چی شده؟

19:01.940 --> 19:03.090
جیمی؟

19:03.091 --> 19:05.452
یه موضوعی‌‍ه که می‌خواستم برات تعریف کنم، انگلیسی

19:06.704 --> 19:08.455
.مخفی نگه‌داشتنش ازت آسون نبوده

19:09.581 --> 19:11.666
،می‌خواستم قبل از اینکه با تو درموردش حرف بزنم
.با ند گوون صحبت کنم

19:12.762 --> 19:15.436
.تا ببینم قوانین به نفع‌مون هستن یا نه

19:15.437 --> 19:17.752
ند گوون هنوز زنده‌ست؟

19:17.753 --> 19:19.437
خیلی پیچیده‌ست

19:21.066 --> 19:23.885
.باید با تمام وجودت بهم گوش بدی

19:25.212 --> 19:26.262
.بابا

19:27.157 --> 19:29.115
بابا، این خانوم دیگه کیه؟

19:29.116 --> 19:30.250
بابا؟

19:34.288 --> 19:35.688
!جادوگر انگلیسی

19:35.689 --> 19:37.623
...لیه‌ری، تو این جا

19:37.624 --> 19:39.692
لیه‌ری، تو دیگه اینجا چه غلطی می‌کنی؟

19:40.466 --> 19:43.146
!تو که... تو که مُرده بودی

19:44.948 --> 19:46.138
چطوری؟

19:46.733 --> 19:49.517
،چطور تونستی همچین کاری باهام بکنی
جیمی فریزر؟

19:49.518 --> 19:51.303
.بدون خبرِ من، میای اینجا

19:51.304 --> 19:53.802
و با این هرزه می‌خوابی؟ -
.مامان، لطفاً، ما نباید اینجا باشیم -

19:53.803 --> 19:56.015
.آروم باش، منکه کاری باهات نکردم

19:56.016 --> 19:58.309
!بابا! مامان! بس کنید

20:02.464 --> 20:03.699
بابا؟

20:07.319 --> 20:08.862
بهت نگفته؟

20:09.287 --> 20:12.182
!اون دیگه همسر من‌‍ه

20:13.642 --> 20:15.693
.ببینم مگه تو شرم نداری، زنیکه‌ی زناکار

20:15.694 --> 20:17.695
برگرد به همون جهنم‌دره‌ای که ازش اومدی

20:17.696 --> 20:19.262
ولم کن! بذار اون ج‍*نده‌ی انگلیسی

20:19.263 --> 20:20.430
!خودش از خودش دفاع کنه

20:20.431 --> 20:21.732
همین‌الان، برو طبقه‌ی پایین

20:21.733 --> 20:23.333
!دستاتُ بکش ببینم

20:23.334 --> 20:25.466
.تو همین‌جا منتظر بمون -
!باورم نمیشه این‌کارو باهام کردی -

20:25.467 --> 20:27.837
!لیه‌ری -
!اون زن -

20:27.838 --> 20:30.096
!لیه‌ری، وایسا -
!با اون جادوگر -

20:30.097 --> 20:31.841
!بابا

20:37.480 --> 20:39.070
اون زن کیه؟

20:39.924 --> 20:41.976
چرا انقدر مامانُ ناراحت کرد؟

20:43.615 --> 20:46.172
.خب، اون زن اسمش کلیره

20:47.799 --> 20:49.141
زنم‌‍ه

20:51.556 --> 20:54.760
.زنِ... اولم

21:05.323 --> 21:06.956
،فکر می‌کردم که مُرده

21:07.469 --> 21:09.509
،ولی به لطف خدا

21:09.510 --> 21:11.379
.دوباره برگشت پیشم

21:12.180 --> 21:15.815
می... می‌خواستم که درباره‌اش
به تو و خواهرت بگم

21:15.816 --> 21:19.052
ولی فرصت نشد

21:19.499 --> 21:20.930
مامان، چی؟

21:22.673 --> 21:24.308
...خب

21:26.576 --> 21:29.462
،من تلاشمُ کردم که براش همسری کنم

21:29.463 --> 21:30.949
...ولی من و مادرت

21:33.832 --> 21:35.439
اون پیوندی رو که آدم‌ها رو

21:36.245 --> 21:38.512
برای همیشه کنار هم نگه می‌داره رو نداشتیم

21:39.299 --> 21:42.792
و این پیونده رو با این یکی خانومه داری؟

21:44.961 --> 21:46.429
آره

21:48.797 --> 21:52.192
...حالا، میذاری

21:53.451 --> 21:54.778
برای همیشه میری؟

21:55.587 --> 21:57.009
.نگران نباش، جوآنی

21:57.656 --> 21:59.408
من عاشق تو و خواهرت‌ام

22:00.117 --> 22:02.711
و همیشه مراقب‌تون خواهم بود

22:04.346 --> 22:05.711
قول میدم

22:08.599 --> 22:11.868
،حالا، برو و مارسلی رو پیدا کن

22:11.869 --> 22:13.536
.می‌بردت خونه پیشِ مادرت

22:13.537 --> 22:15.271
.برو

22:16.373 --> 22:17.925
الان مادرت بهت نیاز داره

22:31.263 --> 22:32.831
کلیر

22:34.281 --> 22:36.209
می‌ذاری توضیح بدم؟

22:36.992 --> 22:39.928
دیگه یکمی دیر شده -
من باهاش زندگی نمی‌کنم -

22:39.929 --> 22:41.887
اون و دخترها توی بال‌ریگن زندگی می‌کنن

22:41.888 --> 22:43.783
فکر نمی‌کردم که بیان اینجا

22:46.251 --> 22:48.636
،اشتباه خیلی بزرگی بود

22:48.637 --> 22:50.082
.ازدواج من و لیه‌ری

22:50.083 --> 22:52.640
با دو تا بچه؟
...همچین

22:52.641 --> 22:55.819
خیلی طول کشید تا اینُ متوجه شی، نه؟

22:56.344 --> 22:58.952
،دخترها که برای من نیستن
من پدر واقعی‌شون نیستم

22:58.953 --> 23:00.848
واقعاً؟

23:00.849 --> 23:04.249
اون دختر بچه... با موهای قرمز؟

23:05.704 --> 23:09.156
خب، مردهای مو قرمز دیگه‌ای هم
توی اسکاتلند هستن، کلیر

23:11.058 --> 23:14.590
ببین، لیه‌ری یه... یه زن بیوه بود که دو تا
.بچه رو دستش مونده بود، و منم باهاش ازدواج کردم

23:14.591 --> 23:16.262
،دو سال هم نمیشه

23:16.263 --> 23:17.897
و بیشترش رو هم جدا از هم زندگی کردیم

23:17.898 --> 23:20.375
اُه، بعد الان این‌داستان قراره
اوضاع رو حل کنه دیگه، نه؟

23:22.752 --> 23:24.354
لیه‌ری آخه؟

23:26.289 --> 23:29.307
!اون... اون سعی کرد بکشتم

23:29.308 --> 23:32.386
!خب، خودت بودی که گفتی با دختره مهربون باشم

23:35.397 --> 23:38.434
...بهت گفتم ازش تشکر کنی

23:39.651 --> 23:40.886
.نه بری باهاش ازدواج کنی

23:40.887 --> 23:42.420
عمراً بذارم جایی بری

23:42.421 --> 23:44.006
نمی‌تونی جلومُ بگیری

23:46.842 --> 23:48.415
بهم دروغ گفتی

23:50.145 --> 23:52.997
بهم گفتی که دیگه عاشق کس دیگه‌ای نشدی

23:52.998 --> 23:55.350
.نشدم هم

23:56.217 --> 23:58.620
داستانِ پسرتُ بهم گفتی

24:00.088 --> 24:02.056
چرا نمی‌تونستی اینُ هم برام تعریف کنی؟

24:04.864 --> 24:06.382
چرا؟

24:06.383 --> 24:07.902
چرا؟

24:09.690 --> 24:11.271
می‌پرسی چرا؟

24:12.850 --> 24:15.802
.چونکه من یه بزدلم

24:17.376 --> 24:18.579
.دلیلش اینه

24:19.555 --> 24:23.706
نمی‌تونستم بهت بگم چون فکر می‌کردم
...ممکنه از دستت بدم، و

24:24.806 --> 24:26.962
دیگه نمی‌تونستم حتی
.به از دست دادنت فکر کنم

24:26.963 --> 24:29.801
انقدر می‌خواستمت که دیگه چیزی اهمیت نداشت

24:29.802 --> 24:33.435
،اگه پاش میُفتاد برای دیدن دوباره‌ی تو
.آبرو، خانواده، و حتی خودِ زندگیمُ فدا می‌کردم

24:33.436 --> 24:36.321
،برای اینکه دوباره باهات بخوابم
.حتی با اینکه تو ترکم کردی

24:41.293 --> 24:43.128
ترکت کردم؟

24:46.631 --> 24:48.250
ترکت کردم؟

24:49.935 --> 24:52.503
!خودت مجبورم کردی که برگرم

24:53.487 --> 24:57.007
من از خدام بود که توی
.جنگ کولادن کنارت بمیرم

24:58.282 --> 25:00.501
و الان می‌خوای به اون خاطر سرزنشم کنی؟

25:00.502 --> 25:02.470
نه، سرزنشت نمی‌کنم

25:02.471 --> 25:04.104
باید بخاطر بریانا می‌رفتی

25:04.105 --> 25:06.383
.به اون خاطر که پشیمون نیستم

25:10.182 --> 25:12.171
.ولی بخاطر اینکه برگشتم سرزنشم می‌کنی

25:12.172 --> 25:13.532
.نه

25:14.157 --> 25:15.574
.آره

25:15.575 --> 25:17.193
.نه

25:18.430 --> 25:19.890
...وای خدا، معلومه که نه

25:21.697 --> 25:23.949
اصلاً می‌دونی 20 سال

25:23.950 --> 25:25.383
بدونِ دل و قلبت زندگی کردن یعنی چی؟

25:25.384 --> 25:29.687
،که به‌عنوان یه آدم نصفه و نیمه زندگی کنی

25:29.688 --> 25:31.622
و به زندگیِ کوفتی‌ای که داری خودتُ عادت بدی؟

25:31.623 --> 25:33.154
می‌دونم؟

25:33.155 --> 25:35.026
می‌پرسی می‌دونم چه حسی داره؟

25:35.027 --> 25:37.028
!آره، معلومه که می‌دونم، مرتیکه‌ی عوضی

25:37.029 --> 25:38.829
،چیه نکنه فکر کردی رفتم پیش فرانک

25:38.830 --> 25:40.574
و دیگه به خوبی و خوشی زندگی کردیم؟

25:40.575 --> 25:42.674
گاهی‌اوقات آرزو می‌کردم که
.آره خوشبخت می‌شدی

25:42.675 --> 25:44.701
...و گاهی‌اوقات، می‌دیدمت

25:44.702 --> 25:45.903
،کنارش بودی، صبح و شب

25:45.904 --> 25:47.415
.باهات می‌خوابید، بدنتُ لمس می‌کرد

25:47.416 --> 25:48.838
!بچه‌مُ می‌گرفت تو بغلش

25:48.839 --> 25:51.041
و پناه بر خدا که حتی می‌تونستم
.بخاطرش بکشمت

25:51.042 --> 25:52.709
!خب، من‌که لازم نیست لیه‌ری رو تصور کنم

25:52.710 --> 25:54.744
لیه‌ری؟

25:54.745 --> 25:56.446
!اِی خدا، اِی فلک

25:56.447 --> 25:58.180
،من یه لحظه هم به لیه‌ری فکر نکردم
.هیچ‌وقت

25:58.181 --> 26:00.116
پس میری با یه زنی که حتی نمی‌خواستیش
،ازدواج می‌کنی

26:00.117 --> 26:01.984
،و بعدش وقتی کارت باهاش تموم شد
می‌ندازیش دور؟

26:01.985 --> 26:03.619
.نه، چون هر طوری بگی به فنا بودم

26:03.620 --> 26:06.388
،چون اگه حسی بهش پیدا می‌کردم
.می‌شدم یه عوضیِ خیانتکار

26:06.389 --> 26:08.057
!و اگرم نه، یه هیولای سنگ‌دل

26:08.058 --> 26:09.760
.خب، باید بهم می‌گفتی

26:09.761 --> 26:11.894
،خب اگه می‌گفتم، کفش‌هاتُ پات می‌کردی

26:11.895 --> 26:13.489
،و بدون گفتنِ حتی یه کلمه
.می‌ذاشتی می‌رفتی

26:13.490 --> 26:15.196
،ولی با دیدنِ دوباره‌ات

26:15.197 --> 26:18.900
،برای نگه‌داشتن‌ات دروغ که هیچی
.خیلی کارهای دیگه‌هم می‌کردم

26:24.873 --> 26:26.908
!ولم کن

26:29.912 --> 26:32.746
!کلیر! کلیر، نه

26:32.747 --> 26:35.182
.کلیر، من فقط عاشقِ توئم

26:55.152 --> 26:56.640
!بس کنید

26:56.641 --> 26:58.585
.با هر دوتون‌ام

26:58.586 --> 27:01.074
مثل حیوونای وحشی دعوا
،و جفت‌گیری می‌کنید

27:01.075 --> 27:04.176
و عین خیال‌تون‌هم نیست اگه
.صداتون همه‌جای خونه رو گرفته باشه

27:32.868 --> 27:34.698
یه خورده ویسکی میل دارین؟

27:38.092 --> 27:39.977
فک کنم یه مقدار خوب باشه

27:52.073 --> 27:53.215
ممنون

27:56.502 --> 28:00.940
... شرمنده که
این طوری مزاحم شدم

28:02.948 --> 28:04.684
منم که باید ازتون عذرخواهی کنم

28:07.019 --> 28:08.903
من به عمه لیه‌ری گفتم که شما اینجایید

28:08.904 --> 28:10.290
برای همین هم اومد

28:11.891 --> 28:14.875
اصلاً نمی‌خواستم همچین
.علم‌شنگه‌هایی به راه بندازم

28:14.876 --> 28:16.228
.جدی میگم

28:17.129 --> 28:18.246
خب، بنظرم یکی‌مون

28:18.247 --> 28:20.057
بالاخره دیر یا زود متوجه می‌شد

28:27.271 --> 28:29.039
برای چی بهش گفتی؟

28:31.677 --> 28:33.093
.مامانم گفت که بگم

28:38.916 --> 28:41.052
تو به لیه‌ری گفتی که بیاد؟

28:41.783 --> 28:43.203
خب زنش‌‍ه دیگه

28:43.204 --> 28:45.604
من زنش‌ام

28:45.605 --> 28:48.183
پس برای چی بعد از جنگ سعی
نکردی که پیداش کنی؟

28:49.342 --> 28:52.211
و برای چی 20 سال طول کشید
که برگردی اینجا؟

28:52.212 --> 28:54.113
برای این که فک می‌کردم مرده

28:54.114 --> 28:55.914
یه طورایی مرده بود

28:55.915 --> 28:58.250
خیلی طول کشید که دوباره بتونه زندگی کنه

28:58.251 --> 29:00.219
،و حالا یه هفته نشده که برگشتی

29:00.220 --> 29:02.087
،یه آدم کشتی
،مغازه‌اش آتیش گرفته

29:02.088 --> 29:03.354
و با خاک یکسان شد، و الانم
که از دست قانون فراریه

29:03.355 --> 29:05.390
فک کنم پس همش تقصیر من باشه؟

29:05.391 --> 29:07.024
خب، استعداد برادرم تو دردسر درست
کردن برای خودش زیاده

29:07.025 --> 29:09.227
ولی تو هم نتونستی
شرایط رو بهتر بکنی

29:09.228 --> 29:12.163
من می‌خواستم برگردم که دوباره
جزوی از این خانواده بشم

29:12.164 --> 29:15.866
خب، خانواده‌ها بهم نامه‌ می‌نویسن

29:15.867 --> 29:18.152
بهم دیگه می‌گن که زنده‌ان

29:19.237 --> 29:21.871
چیه؟ فکر کردی همگی زمانُ متوقف کردیم
،و نشستیم منتظرت

29:21.872 --> 29:23.807
تا این که برگردی؟

29:23.808 --> 29:25.160
نه

29:26.127 --> 29:27.911
... ببین، من

29:27.912 --> 29:30.807
یه شوهر دیگه تو آمریکا داشتم

29:31.316 --> 29:33.475
،و موضوع زنده‌موندن بود

29:33.476 --> 29:34.850
و اصلا هم این داستان آسون نبود

29:34.851 --> 29:37.062
ولی من باید گذشته‌ی خودم رو رها می‌کردم

29:37.421 --> 29:39.739
که بتونم اون ازدواج رو پایدار نگه دارم

29:44.930 --> 29:46.314
جیمی می‌دونه؟

29:46.769 --> 29:47.931
آره

29:49.983 --> 29:51.733
بچه‌دار هم شدی؟

29:51.734 --> 29:53.244
نه

29:55.254 --> 29:57.326
من هیچ وقت ازش بچه‌دار نشدم

29:59.258 --> 30:00.943
ولی وقتی که مرد

30:01.649 --> 30:03.551
تصمیم گرفتم برگردم

30:03.552 --> 30:05.180
برای اینکه برم سر قبر جیمی

30:05.181 --> 30:08.491
و بهش بگم که هرگز فراموشش نمی‌کنم

30:10.567 --> 30:12.904
ولی به‌ جاش من اونو زنده پیدا کردم

30:17.795 --> 30:19.989
... تو چیزی که داری به من می‌گی
صداقت وجود داره

30:21.396 --> 30:23.330
ولی هنوز از تو چشمات می‌خونم که
یه چیزی هست

30:23.331 --> 30:24.632
و بهم نمی‌گی

30:26.350 --> 30:28.434
نمی‌دونم که می‌تونم یا این که اصلا می‌خوام

30:28.435 --> 30:30.112
که دوباره بهت اعتماد کنم یا نه

30:31.205 --> 30:32.905
وقتی که پای یه اسب می‌شکنه

30:32.906 --> 30:34.106
اون رو خلاصش می‌کنن

30:34.107 --> 30:35.826
،برای این وقتی که خوب شد
.مثل اولش نمی‌شه

30:37.414 --> 30:38.871
ما هم همین طوریم

30:53.443 --> 30:55.026
اگر هنوزم مادرم زنده بود

30:55.027 --> 30:56.471
این قضیه دوباره اونو می‌کشت

30:57.475 --> 30:59.410
جیمی رفته سراغ اصطبل

30:59.411 --> 31:02.601
جنت هم به کلیر تو اتاق مهمون
چندتا ملحفه داد

31:04.169 --> 31:06.204
این تو رو اذیت نمی‌کنه؟

31:06.205 --> 31:07.864
اون با دوتا زنش یه جا بخوابه؟

31:07.865 --> 31:09.940
اونو لیه‌ری مثل زن و شوهرا با
هم دیگه زندگی نمی‌کردن

31:09.941 --> 31:12.443
و خودتم این رو می‌دونی -
اون خانوادش رو مسخره کرده -

31:12.444 --> 31:15.111
تو کسی هستی کارای مسخره می‌کنی

31:15.112 --> 31:16.946
اگر که این وسط یه اتفاق مسخره هم بیوفته

31:16.947 --> 31:19.324
تو یه طوری توش دست می‌‌بری که
انگار کار خداست

31:19.325 --> 31:21.075
پس همه‌ی اینا افتاد تقصیر من پس؟

31:21.076 --> 31:23.579
یادت رفته که هر شب من بودم که
دعاهات رو می‌شنید ؟

31:24.271 --> 31:26.356
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

31:26.357 --> 31:28.358
بعد از اون همه رنج و سختی که کشیده بود

31:28.359 --> 31:31.911
ولی اون الان همین طوره
ولی تو نمی‌زاری که اون رو داشته باشه

31:39.005 --> 31:41.346
این بنظر تو شبیه خوش‌بختی می‌مونه؟

32:01.873 --> 32:03.140
کلیر

32:03.520 --> 32:04.784
کلیر

32:06.178 --> 32:07.353
خواهش می‌کنم

32:07.921 --> 32:09.605
اصلاً نباید بر می‌گشتم

32:10.858 --> 32:13.277
... نمی‌تونم اون 20 سال رو پس بگیرم

32:20.709 --> 32:22.475
نه اون زندگی که پشت سر گذاشتم

32:22.476 --> 32:24.469
ولی می‌خوام که اوضاع رو درست کنم

32:24.877 --> 32:26.847
می‌دونستم برگشتن ریسکه

32:27.514 --> 32:29.282
و این که تو آدم متفاوتی شده باشی

32:29.283 --> 32:30.949
این که جفتمون ممکنه آدمای
دیگه‌ای شده باشیم

32:30.950 --> 32:33.128
من هنوزم همونی‌ام که تو عاشقش شدی

32:35.252 --> 32:39.633
اگر چیزی می‌خوای بهم بگی
حقیقت رو بهم بگو

32:40.417 --> 32:42.589
و من هم همین رو بهت قول می‌دم

32:43.269 --> 32:45.281
اینا کلمات خودت بودن جیمی

32:46.976 --> 32:50.561
می‌تونستم با هم رازی رو داشته باشیم
ولی دروغ نه

32:51.470 --> 32:55.005
متاسفم کلیر، جدی می‌گم

32:57.145 --> 33:00.528
من تمام زندگیم عشق به یه نفر رو می‌شناختم

33:01.846 --> 33:03.406
و اون تو بودی

33:04.416 --> 33:05.782
پس این حقیقت ماجراست؟

33:07.218 --> 33:10.466
وای خدا لیه‌ری -
لیه‌ری، تفنگ رو بزار زمین -

33:10.467 --> 33:15.658
نه، من همین طوری خونه نمی‌مونم که
بزارم اون تو رو برداره و ببره

33:15.659 --> 33:17.566
اومدم از چیزی که برای منه
محافظت کنم

33:17.567 --> 33:19.613
کلیر که مقصر نیست

33:19.614 --> 33:21.297
دیگه وقته که بره و راحت‌مون بزاره

33:21.298 --> 33:23.499
و دیگه وارد زندگی‌مون نشه

33:23.500 --> 33:25.234
من و تو، ماه‌هاست که تو
یه خونه

33:25.235 --> 33:27.593
زندگی نکردیم

33:27.594 --> 33:29.971
شاید خیلی خوب نبوده

33:29.972 --> 33:31.973
ولی تو برای من بودی

33:31.974 --> 33:33.754
درسته که زیر سقف خونه‌ی من نبوده

33:33.755 --> 33:34.976
...ولی برام غذا و

33:38.981 --> 33:40.749
جیمی

33:40.750 --> 33:43.484
ازش دور شو

33:45.954 --> 33:47.406
جیمی

33:49.841 --> 33:51.601
کمکم کنید بخوابونمش رو میز

33:51.602 --> 33:52.656
آخ، بابا چندتا خراش کوچیک مگه چیه؟

33:52.657 --> 33:54.662
ولم کنید، راحتم بزارید

33:54.663 --> 33:56.597
لطفا، یه خورده برام الکل بیارید

33:56.598 --> 33:58.699
خب، اینو دربیار

34:02.416 --> 34:03.808
پیرهنت رو هم دربیار

34:06.840 --> 34:08.240
وای خدا

34:08.241 --> 34:09.427
کار کی بوده؟

34:10.761 --> 34:11.862
لیه‌ری

34:13.263 --> 34:15.348
چیزی نیست که کلیر
نتونه خوبش کنه

34:15.349 --> 34:17.583
می‌رم حوله‌ی تمیز
و باند بیارم

34:17.584 --> 34:18.784
برو جعبه‌ی داروها رو بیار

34:18.785 --> 34:19.951
تو کیفم‌‍ه، تو حیاط

34:19.952 --> 34:21.035
چشم

34:21.036 --> 34:22.187
ببین می‌تونی آب گرم بیاری

34:22.188 --> 34:23.355
و یه دونه پیش‌بند هم برام بیار

34:23.356 --> 34:24.756
حتما

34:24.757 --> 34:27.426
تیراش خیلی بزرگ نیستن، چیزی جدی نیست

34:27.427 --> 34:29.895
یادت رفته درباره‌ی میکروب‌ها چی بهت گفتم؟

34:29.896 --> 34:31.597
آره، ممنونم

34:31.598 --> 34:33.764
میرم به بابا کمک کنم -
بیا -

34:33.765 --> 34:35.866
من باید اون ترکش‌ها رو بیارم بیرون

34:41.072 --> 34:42.458
دراز بکش

35:05.830 --> 35:08.848
خیلی چاقوهای خوشگلی دارین
خاله

35:12.552 --> 35:16.905
من این جا یه چاقو فروش خیلی خوب
رو می‌شناسم

35:22.546 --> 35:24.746
خب، اینه که من خیلی نگرانشم

35:24.747 --> 35:26.581
اگر ترکش به سرخ‌رگش خورده باشه

35:26.582 --> 35:27.849
اون تا حد مردن خون از دست میده

35:27.850 --> 35:29.935
و هیچ کاری هم نمی‌شه کرد

35:30.850 --> 35:40.935
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

36:10.824 --> 36:13.768
به سر...سرخ‌رگ خورده بود؟

36:13.769 --> 36:16.461
نه، خیلی شانس آورده بود

36:40.468 --> 36:41.603
.زن‌دایی

36:43.972 --> 36:45.955
به اندازه‌ی کافی الکل خورده

36:45.956 --> 36:49.025
ممنون -
این برای دایی جیمی نیست -

36:49.026 --> 36:50.854
.برای شماست، زن‌دایی

36:56.667 --> 36:58.627
تو تنها کسی هستی که
.من‌رو این طوری صدا می‌کنی

37:08.745 --> 37:11.163
دایی جیمی خیلی خوش‌شانسه که
شما اینجایین

37:54.470 --> 37:56.789
خوب زده بود دستت رو
پنیر سویسی کرده بودا

37:57.343 --> 37:58.724
من نمی‌دونم پنیر سویسی چیه

37:58.725 --> 38:02.895
ولی این طور که بنظر میاد دوست
ندارم همچین چیزی بره روی نونم

38:03.413 --> 38:05.190
خب، ترکش‌ها رو دیگه درآوردم

38:06.191 --> 38:07.859
سرخ‌رگ‌هاتن سالمن

38:13.121 --> 38:14.471
ویسکی می‌خوام

38:14.472 --> 38:15.799
به اندازه‌ی کافی خوردی

38:16.366 --> 38:17.742
به مایعات نیاز داری

38:18.118 --> 38:19.469
مثل آب با سوپ

38:20.295 --> 38:21.746
مگه ویسکی جزو مایعات نیست؟

38:22.514 --> 38:23.948
نه، بیا

38:24.414 --> 38:25.581
این رو بخور

38:41.949 --> 38:44.434
هیچ وقت نفهمیدم که توی
اون زن چی دیدی

38:46.069 --> 38:49.382
،خب، وقتی باز راهم به راهش خورد
.همچین تفنگ‌بازی نبود

38:50.555 --> 38:51.858
همش همین؟

38:53.296 --> 38:54.920
واقعا دوست داری که بشنوی؟

38:56.596 --> 38:58.006
عصبانی نمی‌شی؟

39:01.834 --> 39:04.737
تا الان که از عصبانی بودنم
کم نشده

39:07.272 --> 39:09.391
.پس بهتره تو هم یه توجیهی بکنی

39:13.345 --> 39:15.005
من خیلی وقت می‌شد که نبودم

39:16.848 --> 39:18.857
،وقتی که از هل‌واتر برگشتم

39:20.601 --> 39:21.970
،از انگلیس

39:22.971 --> 39:25.765
.همه‌چیز... عوض شده بود

39:26.741 --> 39:29.093
بچه‌های جنی منو نمی‌شناختن

39:31.329 --> 39:33.196
مثل یه روح بودم

39:35.766 --> 39:36.934
اگر متوجه بشی منظورم چیه

39:39.202 --> 39:42.075
آره... متوجه‌ام

39:42.756 --> 39:46.770
این جا بودم... ولی دیگه خونه‌ نبودم

39:54.851 --> 39:56.819
فک کنم برای این بود که تنها بودم

39:58.187 --> 40:02.189
اون اولین سال‌نویی بود که من
از زمان بچگی تو

40:03.175 --> 40:04.677
لالی‌براخ داشتم

40:07.012 --> 40:11.448
همه چیز تو لالی‌براخ می‌درخشید
و گرم بود

40:11.449 --> 40:13.751
جنی اتاق نشیمن رو درست کرده بود

40:13.752 --> 40:15.252
.هیچ وقت این قدر خوشگل ندیده بودمش

40:15.253 --> 40:17.621
،ویالون‌زن‌مون اونجا کنار پنجره بود

40:17.622 --> 40:19.223
.و داشت موسیقی اسکاتلندی می‌زد

40:19.224 --> 40:23.226
تمام میزا با نوشیدنی و غذا پر شده بودن

40:23.227 --> 40:25.361
می‌تونستم حضور پدر و مادرم رو اونجا حس کنم

40:25.362 --> 40:27.897
همین طور برادرم ویلی

40:27.898 --> 40:31.234
در آنِ واحد مملوء از خوشی و تنهایی شده بودم

40:35.773 --> 40:37.266
اَنجیر دوست دارین؟

40:41.227 --> 40:42.243
.بله

40:42.244 --> 40:43.403
.ممنون

40:44.437 --> 40:46.114
دوست دارین برقصین؟

40:48.051 --> 40:50.191
از آخرین باری که تلاش کردم
خیلی وقته که می‌گذره

40:50.192 --> 40:51.696
می‌تونیم بهت یاد بدیم

41:19.330 --> 41:22.048
بعد از چند لحظه قلبم احساس سبکی کرد

41:22.049 --> 41:25.169
موزیک منو توی خودش برده بود
و من داشتم می‌خندیدم

41:29.339 --> 41:34.159
یادم اومد که از آخرین باری که خندیدم دیگه
فرصت این رو نداشتم که بخندم

41:34.160 --> 41:37.429
که خب، آخرین بار هم با خودت بودم

41:56.782 --> 41:58.616
.خیلی رقاص خوبی هستی‌ها

41:58.617 --> 42:01.019
ممنون، تو هم همین طور

42:01.020 --> 42:02.820
رقص‌مون اشتهامُ باز کرد

42:04.889 --> 42:06.323
شما دخترهای دخترعمو اِلین هستین؟

42:06.324 --> 42:09.560
نه، مادرمون خانوم مک‌کیمی‌‍ه

42:18.869 --> 42:20.495
اون هم اونجا وایساده بود

42:21.438 --> 42:25.007
دوبار شوهراش رو از دست داده بود
و دوتا بچه که نیاز به یه پدر داشتن

42:25.008 --> 42:27.202
خیلی ساده بود

42:27.963 --> 42:30.956
من چیزی رو پیدا کرده بودم که
می‌تونست اون سوراخ توی قلبم رو پر کنه

42:31.882 --> 42:33.836
جنی هم این رو می‌دونست

42:33.837 --> 42:36.293
منو رو هم به این سمت سوق داد

42:37.353 --> 42:38.821
... من می‌خواستم که، یه

42:39.822 --> 42:42.700
... شوهر باشم، یه پدر باشم

42:44.226 --> 42:46.361
تمام چیزایی که وقتی که با تو بودم

42:46.362 --> 42:47.943
دوست داشتم تو آینده باشم

42:49.464 --> 42:51.182
تمام چیزایی که باید فراموش می‌کردم

42:52.400 --> 42:54.553
زمانی که کنار سنگ‌ها
ازت خداحافظی کردم

42:57.255 --> 43:01.893
.که مراقب ویلی و بریانا باشی

43:03.394 --> 43:04.945
و اونا رو بزرگ کنی

43:04.946 --> 43:08.266
و بهشون نشون بدی که چطوری
زندگی کنن

43:10.733 --> 43:12.731
فک می‌کردم که اگر با لیه‌ری ازدواج کنم

43:13.520 --> 43:15.305
می‌تونستم تمام اون چیزا رو داشته باشم

43:19.476 --> 43:20.476
خب، حالا داشتی؟

43:22.379 --> 43:26.950
علاقه‌ی من به ماسلی و جوآن بیشتر شد

43:29.018 --> 43:31.054
.زمان خیلی به‌خصوصی بود برام

43:32.922 --> 43:34.372
... همیشه هم آسون نبوده

43:37.344 --> 43:39.044
... ولی

43:39.045 --> 43:40.521
.بد نبود

43:46.851 --> 43:48.470
خب بعدش چه اتفاقی افتاد؟

43:50.355 --> 43:52.917
چطوری رفتی تو ادین‌برگ زندگی کردی؟

43:54.592 --> 43:55.730
... روزایی بود که

43:56.563 --> 43:58.579
هفته‌هایی بود که اون اصلا با من حرف نمی‌زد

43:59.130 --> 44:01.732
راستش رو هم بگم، منم مشکلی نداشتم

44:02.399 --> 44:05.068
این به این معنی بود که ما سر چیزی
با هم دیگه دعوا نمی‌کردیم

44:08.239 --> 44:10.116
سعی کردم که باهاش مهربون باشم

44:10.942 --> 44:12.243
ولی فایده‌ای نداشت

44:13.494 --> 44:15.945
،شاید بخاطر اولین شوهرش هیو بود

44:15.946 --> 44:20.300
،یا دومیش سایمون

44:21.761 --> 44:24.638
هیچ کسی نمی‌دونه که تو بطن ازدواج‌شون
.چه اتفاقی افتاده بود

44:27.153 --> 44:28.561
.ولی اون آسیب دیده بود

44:29.325 --> 44:31.302
.می‌تونستم ترس رو توی چشماش ببینم

44:33.408 --> 44:34.963
.برای همین گذاشتم رفتم

44:37.666 --> 44:40.075
...نمی‌تونستم با این فکر زندگی کنم که

44:40.076 --> 44:43.437
.کسی بخاطر لمس‌کردنش ازم بترسه

44:56.634 --> 44:57.927
...وای خدا

44:58.586 --> 44:59.814
.داری تو تب می‌سوزی

44:59.815 --> 45:01.055
ها؟

45:01.956 --> 45:03.597
برای چی چیزی نگفتی، آخه؟

45:06.143 --> 45:07.936
فکر کردمِ تب شرم و خجالت‌‍ه

45:10.680 --> 45:13.432
اگر نخوای با من بمونی
ترجیح می‌دم بمیرم

45:13.433 --> 45:16.037
،و دیگه بی‌خیال زندگی شم
اگه برای تو هم فرقی نمی‌کنه

45:16.038 --> 45:20.699
،من هر چقدرم که عصبانی باشم
.نمی‌ذارم که بمیری

45:33.102 --> 45:35.121
این دیگه چیه؟

45:35.122 --> 45:37.668
.یه چیزی‌‍ه که کمک می‌کنه تبت بیاد پایین

45:45.420 --> 45:48.023
.بچرخ رو پهلوی راستت

45:52.570 --> 45:54.104
...آره، خب

45:54.105 --> 45:56.339
.انگاری خیلی تیزه

45:56.340 --> 45:59.275
همین طوره، پس بهتره
بدون حرکت بمونی و تکون نخوری

45:59.276 --> 46:02.511
ببین، میشه بهم بگی چطوری
سوزن زدن

46:02.512 --> 46:06.783
به کونم، به خوب شدن دستم کمک می‌کنه؟

46:07.650 --> 46:10.928
برای اینکه میکروب‌ها، نمی‌تونن
.با پنی‌سیلین رقابت کنن

46:36.480 --> 46:38.605
می‌دونی، من خوابتُ می‌دیدم

46:40.082 --> 46:41.800
وقتی که جیمی و لیه‌ری ازدواج کردن

46:42.117 --> 46:44.027
وقتی که اونجا، توی محراب وایساده بودن

46:44.985 --> 46:46.512
تو هم اونجا باهاشون بودی

46:47.906 --> 46:49.948
اونجا بین لیه‌ری و جیمی وایساده بودی

46:55.346 --> 46:58.691
نمی‌دونستم که کی یا چی هستی

46:59.666 --> 47:03.435
نمی‌دونستیم از کجا اومدی و مردمت چطورین

47:03.436 --> 47:05.504
حتی وقتی که جیمی به من گفت
تو ممکنه چیزایی رو بهم بگی

47:05.505 --> 47:08.132
که اصلا منطقی نباشن
من چیزی نگفتم

47:09.342 --> 47:12.095
تو گفتی که سیب‌زمینی بکار، و منم همین کارو کردم

47:12.525 --> 47:13.678
این محصولات ما رو زنده نگه داشتن

47:13.679 --> 47:15.447
اونم بیشتر از یه زمستون بعد از جنگ

47:15.448 --> 47:17.082
تو ما رو نجات دادی و منم هیچ وقت

47:17.083 --> 47:18.433
هیچی در این باره ازت
نپرسیدم، مگه نه؟

47:19.184 --> 47:21.837
.جیمی انتخابت کرده بود، و همین هم بس بود

47:27.048 --> 47:29.417
،ولی الان دیگه کافی نیست
مگه نه؟

47:32.213 --> 47:34.366
به گمونم هیچ‌وقت کلِ داستان
.رو برام تعریف نکنی

47:43.703 --> 47:45.626
... چیزی که می‌تونم بهت بگم

47:47.445 --> 47:50.187
اینه که من برادرت رو خیلی دوست دارم

47:51.614 --> 47:53.199
هیچ وقت فراموشش نکردم

47:55.634 --> 47:56.849
همین طور شماها رو

48:01.213 --> 48:03.518
هیچ وقت حلقه‌ی ازدواجش رو
از دستم بیرون نیاوردم

48:05.131 --> 48:06.855
تو برام مثل یه خواهر بودی

48:15.140 --> 48:16.989
منم تو رو خیلی دوست داشتم، جنی

48:17.606 --> 48:19.099
هنوزم دارم

48:21.915 --> 48:24.883
.تنها چیزی که می‌خوام، یه شانس دوباره‌ست

48:44.248 --> 48:46.199
.وای خدا

48:46.200 --> 48:47.766
این واقعاً خودتی؟

48:47.767 --> 48:49.794
.ند

48:50.967 --> 48:53.127
این... اینجا چی کار می‌کنی؟

48:53.128 --> 48:55.884
.خب، اومدم که با شوهرت صحبت کنم

48:59.824 --> 49:02.614
تو... تو برای این روزا مثل
یه خبر خیلی خوب می‌مونی

49:04.183 --> 49:06.384
... منو ببخش، من

49:06.385 --> 49:08.386
خیلی خوشحال شدم

49:08.387 --> 49:10.398
درست مثه همون موقع‌هایی

49:10.399 --> 49:12.290
رازت چیه؟

49:12.291 --> 49:14.876
خب، اصلاً ازدواج نکردم

49:16.397 --> 49:20.731
خب، با بازگشت خانوم اول
جمیز فریزر

49:20.732 --> 49:24.235
قانوناً، ازدواج خانوم لیه‌ری مک‌کیمی

49:24.236 --> 49:25.761
نامعتبره

49:25.762 --> 49:28.171
باید باهاش مصالحه کنید

49:28.172 --> 49:29.573
تو اون کلیسایی که شما عروسی کردین

49:29.574 --> 49:31.307
.این بهایی‌‍ه که حاضرم بپردازم

49:31.308 --> 49:32.942
جالب شد این رو گفتی

49:32.943 --> 49:36.346
لیه‌ری به دیوان عدالت هم شکایت کرده

49:36.347 --> 49:38.912
به خاطر این رنجش و حمایتی که از دست داده

49:38.913 --> 49:40.186
چطور تونست اینکارو بکنه ؟

49:40.187 --> 49:41.751
حتی یک جهنم از خشم هم

49:41.752 --> 49:43.392
مثل توهین یه زن نیست

49:44.755 --> 49:46.589
ولی اون به جیمی شلیک کرد

49:46.590 --> 49:49.224
درسته، توی اسکاتلند

49:49.225 --> 49:51.626
اون طوری که ما می‌دونیم، خلع سلاح کردن

49:51.627 --> 49:55.630
که بعد هم مالک شدن سلاح
یک جرم محسوب میشه

49:55.631 --> 49:59.216
خب، اسلحه الان کجاست؟

49:59.217 --> 50:01.836
جیمی جوان اون رو توی اصطبل قایم کرده

50:01.837 --> 50:04.872
شاهدی هست که شاهدت
بده این متعلق به لیه‌ری هست؟

50:04.873 --> 50:06.607
خب، بجز من و کلیر که
شاهدای عینی بودیم

50:06.608 --> 50:11.078
و پنج‌تا سوراخ توی دستم ... نه

50:11.079 --> 50:14.348
خب، اگر داستان به دادگاه برسه

50:14.349 --> 50:15.983
و دادگاه تو رو احضار کنه

50:15.984 --> 50:17.477
اون ممکنه که متهم بشه

50:18.487 --> 50:21.321
می‌تونیم کاری کنیم که اسلحه رو

50:21.322 --> 50:23.649
به بریتانیایی‌ها تحویل بدیم

50:24.144 --> 50:25.746
بعد سر اون چه بلایی میاد؟

50:25.747 --> 50:28.328
اگر گناهکار شناخته بشه
می‌فرستنش

50:28.329 --> 50:29.832
به کلونی

50:29.833 --> 50:31.849
اصولا ویرجینیا

50:33.717 --> 50:36.303
منم شنیدم که آب و هوای ریچموند
این موقع سال خوبه

50:36.304 --> 50:37.654
همین طوره

50:39.056 --> 50:40.456
نه

50:42.642 --> 50:44.475
نه، اسلحه رو تحویل نمی‌دم

50:44.962 --> 50:47.045
ولی اون باید بخاطر این کارش تنبیه بشه

50:47.046 --> 50:48.162
درسته، حق با توئه

50:48.163 --> 50:49.648
لیه‌ری باید تنبیه بشه

50:49.649 --> 50:52.368
ولی نمی‌خوام این کار رو با دخترا بکنم

50:53.520 --> 50:55.261
اونا همین طوری پدرشون رو از دست دادن

50:55.262 --> 50:57.331
نمی‌تونم بزارم مادرشون رو هم از دست بدن

51:04.025 --> 51:05.526
لیه‌ری دقیقا چی می‌خواد؟

51:06.588 --> 51:09.213
خب، من فک می‌کنم که خواسته‌ی
،اصلیش اینه که عقیمت کنه

51:09.214 --> 51:12.502
و تخم‌هات رو آویزون کنه رو دیوارش

51:12.503 --> 51:17.033
ولی فک کنم تمایل به نفقه هم داشته باشه

51:18.838 --> 51:20.140
چقدر؟

51:25.833 --> 51:29.294
20 پوند؟ این که حقوق دوساله

51:30.028 --> 51:33.456
و سالی هم 10 پوند برای این که
بتونه از بچه‌ها نگه‌داری کنه

51:33.457 --> 51:34.836
تا زمانی که دیگه ازدواج کرده باشن

51:34.837 --> 51:36.539
این دیگه خیلی مبلغ بالاییه

51:38.543 --> 51:40.478
آره، میدونم

51:40.479 --> 51:42.624
ولی من... من نمی‌خوام که
مسئولیتش بیوفته گردن تو

51:43.673 --> 51:46.101
قصد داری از کجا این پول رو جور کنی؟

51:46.669 --> 51:49.650
یه جا هست که می‌شناسم

51:49.651 --> 51:53.425
... یه جعبه هست که پر از
سکه‌های باستانیه

51:54.436 --> 51:55.981
تو جزیره‌ی سلکی

51:57.112 --> 51:58.347
یه بار تا اونجا شنا کردم

51:59.014 --> 52:01.115
شاید بتونم برم و برش دارم

52:01.116 --> 52:02.489
تو نمی‌تونی شنا کنی

52:02.490 --> 52:04.551
نه تا زمانی که دستت خوب نشده

52:04.552 --> 52:06.404
چقدر دوره؟

52:08.346 --> 52:10.281
حدودای یک چهارم مایل

52:11.169 --> 52:13.285
خب، می‌تونم اون قدر شنا کنم

52:13.286 --> 52:15.255
من از برادرام شناگر خیلی بهتریم

52:15.256 --> 52:16.357
.برو بیرون ببینم

52:16.358 --> 52:18.242
.بعداً می‌تونی اونُ بیاریش

52:22.680 --> 52:25.398
خب، این سکه‌‌های باستانی
تو اسکاتلند به چه دردی می‌خورن ؟

52:25.399 --> 52:27.767
لیه‌ری نمی‌تونه از اونا برای پول
غذا و اجاره استفاده کنه

52:27.768 --> 52:29.802
می‌برمشون فرانسه

52:29.803 --> 52:33.573
پسرعمو جرد می‌دونه چطوری اونا رو
با لیره معامله کنه

52:33.574 --> 52:35.774
اونم یکی از اعضای خانواده‌ست
می‌دونه چطوری محتاط باشه

52:35.775 --> 52:38.828
بعد اون چیزی که بدست آوردم رو
میارم میدم به لیه‌ری

52:40.297 --> 52:44.316
.می‌خوام ایان جوان هم باهام بیاد، فرانسه

52:44.317 --> 52:45.584
اگر شما با این قضیه مشکلی ندارین

52:45.585 --> 52:46.885
به اندازه‌ی کافی بزرگ شده

52:46.886 --> 52:49.812
که یه خورده دنیای بیرون
.اسکاتلند رو هم ببینه

52:50.770 --> 52:52.623
ایان من و تو هم دورانِ خودمونُ
.توی فرانسه داشتیم دیگه

52:52.624 --> 52:55.076
.از جنگ که بهتره

53:01.140 --> 53:03.926
فکر کنم بهتره که بهش اجازه بدیم
آزادی خودش رو داشته باشه

53:03.927 --> 53:06.580
تا زمانی که فکر می‌کنه ما باید بهش اجازه بدیم
که داشته باشه

53:08.814 --> 53:12.208
،بهتره که این دفعه حسابی حواست بهش باشه
خب؟

53:12.209 --> 53:13.910
حتماً

53:18.283 --> 53:20.116
می‌تونی بهمون اعتماد کنی

53:28.074 --> 53:30.726
.حتماً آبش خیلی یرده

53:30.727 --> 53:31.793
همین طوره

53:34.431 --> 53:37.266
.این جریانشه که بدترین قسمته‌اش‌‍ه

53:40.202 --> 53:42.337
.باید خودتُ تسلیمش کنی

53:42.338 --> 53:43.838
ولی زمانی که به جزیره نزدیک شدی

53:43.839 --> 53:45.214
باید خودت رو از زیر یوغش بکشی بیرون

53:45.215 --> 53:47.775
یا این که باهاش به
یه دنیای جدید بری

53:49.044 --> 53:50.545
نگران نباش

53:50.546 --> 53:52.079
.اِیان، شناگر خوبی‌‍ه

54:11.038 --> 54:14.136
،از وقتی که از ادین‌برگ برگشتیم
خیلی کم پیش اومد که تنها باشیم

54:14.137 --> 54:17.572
الان، فقط ما دو نفر روی این تپه‌ایم

54:17.573 --> 54:19.537
.و تو حتی نمی‌تونی بهم نگاه کنی

54:25.028 --> 54:27.545
... می‌ترسم که همه‌ی اینا

54:28.214 --> 54:29.906
.اشتباه بوده باشه

54:33.976 --> 54:36.921
دیگه مطمئن نیستم که
.هنوز بهم تعلق داشته‌باشیم یا نه

54:37.990 --> 54:39.691
چطوری می‌تونی همچین چیزی بگی؟

54:41.941 --> 54:43.293
من یه زندگی داشتم

54:44.461 --> 54:45.964
هر دوتامون داشتیم

54:46.672 --> 54:47.953
.همین‌طور، خانواده

54:50.001 --> 54:51.926
... این جزوی از برنامه‌ام نبود، ولی

54:52.904 --> 54:54.987
همچین هم از بوستون متنفر نبودم

54:56.656 --> 54:58.175
اونجا من شاغل بودم

54:58.646 --> 54:59.922
یه خونه داشتم

55:00.812 --> 55:02.411
دوستانی داشتم

55:03.787 --> 55:06.106
تو هم چاپ‌خونه‌ی خودت رو تو ادین‌برگ داشتی

55:08.375 --> 55:10.087
خیلی هم بد نبود، مگه نه؟

55:12.603 --> 55:15.892
چاپ‌گری اصلاً قابل مقایسه با
.شوهر تو بودن نبود

55:24.163 --> 55:27.229
تو این 20 سال، همیشه خاطرت تو ذهنم بوده

55:30.561 --> 55:33.842
... لحظه‌ای که فهمیدم زنده‌ای، من

55:37.446 --> 55:39.148
ولی از وقتی که برگشتم

55:39.149 --> 55:41.476
همه چی... خیلی سخت‌تر شده

55:41.477 --> 55:43.263
بیشتر از اون چیزی که فکرش رو می‌کردم

55:43.983 --> 55:45.616
خب اصلا کی آسون بوده؟

55:52.033 --> 55:53.650
ولی من بابت اینا ازت
عذرخواهی می‌کنم

55:54.610 --> 55:56.612
هر کاری در توانم بود برای درست شدنش
انجام دادم

55:57.932 --> 55:59.399
تو به من تعلق داری

56:03.001 --> 56:05.370
ما تو این زندگی تا ابد برای هم دیگه
.ساخته شدیم، انگلیسی

56:08.793 --> 56:10.909
به خاطر اون مردی که یه زمانی میشناختی

56:10.910 --> 56:13.412
الان شانستُ با مردی که روبه‌روت
وایساده امتحان می‌کنی؟

56:18.167 --> 56:19.335
.جیمی

56:21.045 --> 56:22.396
.وای خدا

56:44.026 --> 56:45.458
ایان کجاست؟

56:47.113 --> 56:48.465
.اون‌جاست

56:49.782 --> 56:51.560
.داره میاد پایین

56:59.417 --> 57:01.712
!ایان! ایان

57:03.254 --> 57:04.392
.برگرد

57:40.499 --> 57:41.949
!جیمی، نه

57:41.950 --> 57:43.815
،نباید اینکارو بکنی
.دستت آسیب دیده

57:50.801 --> 57:52.817
!ایان
